اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد من قبلا خیلی آدم دل نازکی بودم هنوز هم توی اعماق وجودم این حس هست که دلسوز و دلرحم آدما باشم و دلسوزی های بیجا بکنم. خوشبختانه خدا من رو نجاتم داد و به کمک آموزه های شما از اون مسیر خیلی بیشتر فاصله گرفتم. دیگه به جای اینکه مثل قبل دلم برای آدمای فقیر و بدبخت بسوزه سریع به خودم یادآور میشم که ستاره خداوند به همه ی انسانها به یک میزان کمک میکنه اگه خودشون بخوان و با ترسهاشون مقابله کنند پس دلسوزی توی سیستم خداوند هیچ جایگاهی نداره به جز اینکه تو رو از مسیر درست دور میکنه و کانون توجه تو رو منحرف میکنه. همین سایت شما، خدا میدونه که فقط فایلهای رایگانش چقدرررر میتونه یک انسان ضعیف با باورهای غلط رو تبدیل کنه به یک انسان کاملا متفاوت با باورهای درست و قوی، خداروشکر از تمام دنیا هم همه به سایتتون دسترسی دارن و کافیه که از خدا راهی برای هدایت بخوان خدا خودش به زیباترین شکل مثل همه ی ما هدایتشون میکنه، پس چرا همه نمیتونن تغییر کنن چون خیلی از آدمها چسبیدن به ترس هاشون به تعصباتشون و اگه دقت کنیم تمام این گروههای داعش و طالبان و… دقیقا استراتژیشون همینه دست میزارن روی تعصبات کورکورانه و از اون مسیر کنترل افراد رو در دست میگیرن، چقدر این صراحت کلامتون رو میپسندم و خداروشکر که با شما هم مسیرم، خداروشکر که بازهم بهم یادآوری کردید که توانایی تغییر زندگی کسی رو ندارم اما توانایی تغییر زندگی خودم رو صد در صد دارم. خداروشکر که حرفهاتون رو میفهمم و تو فرکانس دریافتشون هستم. منم اینطوری دقیقا به خودم کمک میکنم و به حال شما فرقی نداره اما به حال من خیلی فرق میکنه اینکه باورشون کنم و بهشون عمل کنم. یقیین دارم که خداوند هرکس رو که خودش بخواد به مسیر درست هدایتش میکنه چون کار خدا و جهان هستی هدایته. خدا خیرتون بده استاد ازتون ممنونم که فایل میذارید و کمکمون میکنید که توی این مسیر ثابت قدم بمونیم
من میخوام که تجربه ی خودم رو از “ما از تغییر دیگران ناتوانیم” رو با شما دوستان عزیزم به اشتراک بزارم.
من از وقتی که یادم میاد انسانی بسیار بسیار صادق، راستگو و متعهد به قوانین بودم و هستم. هیچ گاه در دوران تحصیلم تقلب نکردم. هیچ گاه در موقع رانندگی آگاهانه تخلف نکردم. همیشه با دوست و دشمن ادب و احترام رو رعایت میکردم و هر کار مثبتی و خوبی که به ذهن شما برسه رو انجام میدادم به غیر از تلاش نکردن برای تغییر دیگران. من از سال ۱۳۸۵ با مباحث مثبت اندیشی آشنا شدم و از سال ۱۳۹۴ شاگرد استاد هستم و همیشه به امید اینکه میتونم خانواده و کارمندان و جامعه رو عوض کنم ، همیشه باید رفتاری از خودم نشون میدادم که خود واقعیم نبودم. باید با افرادی کار میکردم که درصد هوشی اونها اصلا در حد من نبود و مثل احمق ها باید رفتار میکردم. به امید اون روزی که بالاخره اونها هم به این مسیر میان و همه چیز درست میشه و گل و بلبل میشه. تا اینکه در سال ۱۳۹۷ با اولین جلسه از جهان بینی توحیدی ، به صورت بنیادین متوجه شدم که هر چقدر خودم رو وقف دیگران کنم، دارم آب در هاون میکوبم و هر روز افسرده تر و پژمرده تر میشم. از اون جلسه به بعد، ریسمان دیگران رو رها کردم و فقط از حضورشان لذت بردم و احساس رها بودن از بدنه ی جامعه و خانواده رو هر روز بیشتر در وجود خودم پیدا میکردم. تا اینکه به صورت کاملا هدایتی و معجزه وار ، وقتی که از لحاظ فرکانسی اینقدر عالی شدم که دیگر ربطی به جامعه و خانواده نداشتم، خیلی شیک و مجلسی و راحت، خداوند من رو فرستاد به آدلاید استرالیا. من آخر شهریور ۱۳۹۸ اومدم اینجا، در موقعی که شرایط ایران هنوز خیلی بد نبود , تقریبا دو ماهه بعدش، بنزین گرون شد و هرج و مرج و قطع کردن اینترنت و شروع شدن داستان بیماری و …. دوستان به من میگن که تو رفتی و بعدش کلی همه چیز بهم ریخته تر شد.
شاید اولش هدایت خداوند به آدلاید برام این قدر جالب نبود. چون من دوست داشتم برم امریکا ولی نشانه های خداوند همه از استرالیا حکایت میکرد و یا اینکه در استرالیا دو شهر سیدنی و ملبورن خیلی باحال تر و با امکانات بیشتری همراه بودند. ولی بعد از گذشت دو سال ، غیر از یک هفته ، آدلاید وارد قرنطینه نشد و تنها تجربه ی ما از شرایط باقی کشورهای دنیا در همون یک هفته بود. و جالبه که بدونین، قرنطینه هم به خاطر یک نفر بود در حالیکه سیدنی و ملبورن بارها و بارها وارد قرنطینه ی اجباری شدن.
موضوع خیلی باحال تر ایته که پارسال، آدلاید سومین شهر قابل زندگی در دنیا شد و منی که همیشه به قوانین احترام میزاشتم و رفتار درست انجام میدادم، لاجرم بعد از گذشتن از دل ترسهای مهاجرت، به شهری اومدم که بالاترین استانداردهای زندگی در اون هست و چه مردمان مهربان و آسان گیری در اینجا زندگی میکنن. و یک روز در سال رو به خاطر تنوع قومیتی در اینجا جشن میگیرن و اصلا نمیخوان که مهاجرین شبیه خودشون بشن، بلکه از استعدادها و فرهنگ خودشون برای پیشرفت کشور استفاده کنن.
در شمال آدلاید هم جمعیت زیادی از افغانستان هستند که خیلی از اونها کسب و کارهای خیلی موفقی دارند و بسیار بسیار ثروتمند هستند و لذت فراوانی از زندگیشون میبرن. در جایی که آزادی در همه ی موضوعات و امنیت کامل وجود داره. به دور از قیل و قالهای همیشگی خاورمیانه.
سلام بر اساتید عزیز و بزرگوارم استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی در سایت عباسمنش دات کام
فایلهایی نظیر این که استاد صحبت کردن و روی سایت قرار دادن منا به فکر فرو میبره که چقدر کشور ما و کشور افغانستان مشترکات داره هم طرز فکر و هم طرز رفتار و برخورد مردم هر دو کشور منتقد هستن نسبت به دولت و همه چیز را میخوان دولت براشون درست کنه و هم طرز برخورد نسبت به هم که حس تنفر و کینه دارن نسبت به هم و همش تو فکر اینن که سر هم دیگه را کلاه بزارن و به هیچ وجه حاضر نیستن با هم باشن و دست به دست هم تلاش کنن که هم زندگی خودشون و زندگی اطرافیانشون را سر و سامان بدن و باعث پیشرفت کشورشون بشن
نمیدونم منشاء این طرز رفتار و برخورد به چی برمیگرده ولی اصلا دیدگاه و رفتار جالبی نیسن
من خودم به شخصه شاید اوایل مسیر سعی صد در صدی میکردم که دیگران را تغییر بدم مادر برادر و … ولی الان تمرکزم روی خودمه و میگم اونی که باید تغییر کنه منم نه کس دیگه ای
من میتونم خودما تغییر بدم ولی از تغییر دادن دیگران عاجز و ناتوانم،من اگر تغییر واقعی بکنم هدایت میشم به مکان،آدمها و شرایطی که مطابق فرکانس و باورهای منه،اگه من هنوز هدایت نشدم و شرایط زندگیم تغییر نکرده مشخصه که هنوز من تغییر اساسی نکردم
من نمیتونم ایران،شهر،استان را تغییر بدم ولی میتونم خودما تغییر بدم
از آقا احمد عزیز هم بابت کامنت بسیار عالیشون تشکر میکنم
درود استاد عزیز،جهان ب فرکانس من پاسخ داد،اتفاقا دیروز داشتم میگفتم ی حسی بهم میگه استاد در مورد افغانستان یه فایلی ضبط میکنه و از دید قانون پاسخ میده ب این مسائل،،مثالتون در مورد خرمشهر و ابادان عالی بود،،مردم ما با شجاعت ایستادگی کردن،،و پاداششم گرفتن،،جالبه تا چندوقت پیش،،افغان ها ب پول ایران چقدر توهین کردن،،و،،،الان چ حرفی دارن،،،چرا ب جای مقاومت ،اویزون هواپیما میشن،،ب قول شما مگه قطاره،،،یا اتوبوسه ک بگه حالا تا ی جا میره،مارو هم ببره،،و چ جالب ۱۰۰۰ میلیارد خرج کنی،تا سرنوشت یه کشور و مردم رو تغییر بدی،،که بی فایده باشه،ممنون از اطلاعات عالی شما.
چقدر، چقدر، چقدر فایل وآگاهیهای این فایل فوق العاده بود. من رویاد جلسه چهارم ازقدم ۳انداخت،که شاید بیشترازبقیه جلسات کل دوره هایی که دارم تابحال بهش گوش دادم، اما چقدر نیازدارم که هزاران باردیگه ازجملات بهشتیش بشنوم.
“خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییرنمی دهد مگرخودشان تغییرکنند”
ای خدااا که همه اینها شرکه، وشرک تنها اشتباهیه که بخشودنی نیست.
که درونت رو ازآتشی پرمیکنه که هیچ جهنمی ازون جهنمی ترنیست.
خدایا بتو پناه می برم ازشرک.
وکمکم کن که همیشه به بال های هواپیمای ایمان توسوارباشم، تا نلغزم، تانیفتم از بالای دیوار شرک برزمین و نابود نشم.
استاد یک مثال فوق العاده دارم، که بتازگی اتفاق افتاده، و چون میخواستم ازش درس بگیرم، تاتهش ودراوردم.
بتازگی نوید محمدزاده سوپراستار سینمای ایران با یک بازیگر زن ازدواج کردن. که ۱۱سال هم ازشون کوچکترهستن.
طبق تحقیقی که کردم فرشته حسینی همسرنوید محمدزاده افغانیی هستن.خانواده ایشون ۳۰سال پیش به ایران مهاجرت کردن، این دخترباتمام محدودیتهایی که تبعه درایران دارن، درس خوندن، وبه دانشگاه رفتن، دردوران تحصیل ازبهترینهای تیاتر درمدرسه ودانشگاه بودن، وبعد ورود به عرصه سینما جوایز بسیاری هم گرفت. شایدجالبه بگم کارهای جدی ایشون شاید ازانگشتان دست هم بیشترنباشه. اما یک بازیگر مطرح شدن درسینمای ایران. وحالا درسن ۲۵سالگی بایکی ازبهترین بازیگران ایران ازدواج کردن.
نکته جالب که درمصاحبه هاش اشاره کرده اینه، “من اونقدری که ازطرف ملت ومردم ایران دراین مسیرتشویق وحمایت شدم، ازمردم خودم نشدم واونها فقط من رومسخره میکردن!!”
شاید جملات پایانی شماباعث شد یادقصه فرشته حسینی وداستان موفقیتش بیفتم، که بارها درذهنم مرورش کردم وتشویقش کردم این دختر شجاع و فوق العاده رو.
آیا این داستان زندگی، تموم بهونه هارو ازمانمیگیره؟؟!!
چفدرازمحدودیتای فرشته رو تو داخل کشورت داری واقعا؟؟؟!!! که انقدر برای موفق شدن بهونه میاری؟!!
سلام هدیه جان عزیزم💝امیدوارم که حال جسمت و روحت عالی و عالی تر باشه در هر لحظه❤🌹سپاسگزارم بابت نوشتن دیدگاه زیباتون و مثال فوق العاده ای که زدید👏سعادتمند، رستگار و ثروتمند باشی در دنیا و آخرت!دوستت دارم پیروز و موفق باشی
چقدر درست بود این موضوع و تحسینتون میکنم که اینقدر با قاطعیت ای موضوع رو میگید.
دقیقا همینطوره من دیروز داشتم فایلهای شما رو گوش میکردم و پدرمم هم نزدیکم بود و در واقع داشتیم باهم کار میکردیم پیش خودم گفتم بزار بدون هدفون گوش بدم تا بابامم این حرفهارو بشنوه(فایل به رویاهات باور داشه باش) بعد از یه طرف دلمم میگفت نه نکن، استاد گفته به کسی نگین تا خودشون بخوان، اقا ما گول خوردیم گذاشتیم رو بلند گو، بعد بابام گفت این بنده خدا چند سالشه؟ گفتم فک کنم ۴۰ سال، بعد گفت اگه از ۲۰ سالگیشم میخواست این همه جاهای دنیارو بره بگرده نمیتونست بعد گفت پیش خودش فکر نمیکنه که کسایی که نتونستن به این موفقیت برسن اگه این فایلارو ببینن سر خورده میشنو فلان؟! ×
اقا خلاصه من هیچی نگفتمو تو دلم یه لبخند زدم پیش خودم گفتم دقیقا تا وقتی که کسی خودش نخواد و تو مدارش نباشه نمیتونه اصلا حتی وارد سایت استاد بشه،
قبلن هم تو زندگیم خیلی تجربه کردم که میخواستم رفیقای نزدیکمو مثل خودم ورزشکار کنم بعد دیدم خیییر اینا تا خودشون نخوان نمیشه، و دیگه هیچوقت کسی رو تا وقتی که خودش نخواسته راهنمایی نکردم، تو درس و دانشگاهم همینطور،
یعنی یه قانونه واقعا، ما فقط باید تمرکزمونو بزاریم رو خودمون، دقیقا من از وقتی خودم تغییر کردم خود به خود با خیلی از افراد دیگه ارتباط ندارم، هر جا میرم کارم راحت به فضل خدا حل میشه، هر کسی سر راهم قرار میگیره ادم خوبیه و حالا به یه نحوی میخواد به من کمک کنه، و حتی مثلا پشت ماشینم که میشینم چیزی یا اتفاقی نمیفته که مثلا بخوام ناراحت بشم، در صورتی که قبلا مثلا میشد که حالا از دست راننده ها حرص بخورمو ترافیک اذیت کنه و از این داستانا، که تقریبا همه مردم تو رانندگی تو ایران با این موضوع درگیرن،
خدارو صد هزار مرتبه شکر که توانایی و قدرت تغییر خودمون رو به ما داده خدایا شکرت،
استاد جان چقدر لذت بردم ازاین فایل بینهایت آگاهی دهنده و چه تلنگر بزرگی برای من هست که درک کنم من از تغییر دیگران عاجزم
که من با هیچ ابزار و هیچ قدرتی نمیتونم حتی یک نفر رو تغییر بدم چه برسه به خودم
عاشقتم استاد جان که اینو یاد آوری کردی که باید از سرگذشت قوم ها عبرت بگیرم چون همین چند روز پیش داشتم در مورد این عبرت گرفتن فکر میکردم و تو قرآن سرچ میکردم که حواسم باشه به عبرت بگیرم از عذابی که هر قوم شده به خاطر افکار و عقاید و به ماقدمت ایدیهم خودشون و بیشتر روی تغییر باور هام و رفتارم کار کنم
استاد جان چقدر برای من اولین بار سخت بود حتی بشنوم این که شما گفتید نخواه کسیو تغییر بدی ذهن من خیلی مقاومت داشت و بعد هی تکرار و تکرار تا اینکه پذیرفتم و شروع کردم به درک و کار کردن روی این جنبه که من از تغییر دیگران عاجزم
من که یه عمر سخت تلاش میکردم استاد علاوه بر افراد خانواده کل جهان رو هم تغییر بدم 😅
سالها در گیر تغییر همسرم بودم و بعد از سالها جنگ به جز ورشکستگی عاطفی و احساسی وبیماری های جسمی به خاطر اون تنش و استرس چیزی نبود و یه جایی که من رها کردم خدا خودش هدایتش کرد که یه تغییر در روند زندگیش بده اما جایی که من خودمو کنار کشیدم و تسلیم شدم
بعد از اون تصمیم گرفتم گفتم خوب حالا که همسرمو نمیتونم تغییر بدم زورم که میرسه بچمو تغییر بدم تا خوب زندگی کنه و خوشبخت بشه و درس خون و فلان و باز همون جنگ و تنش و خلاصه نتیجه این بود که بین من و دخترم و همسرم کلی فاصله و عدم درک و پذیرش و خلاصه رابطه داغون شکل گرفت
اما استاد یادم نیست اولین بار تو کدوم فایل یا مقاله شنیدم که گفتید تو مسول حتی بچه آن هم نیستی تو فقط میتونی خودتو تغییر بدی استاد برام پذیرش این خیلی سخت بود میگفتم به هر حال من مادرم و خدا منو مسول کرده و از این حرف ها اما باز سعی کردم روی این قضیه کار کنم گفتم اگه استاد میگه برای من وحی منزل هست پس باید بچمو رها کنم خلاصه استاد بچه من سال آخر دبیرستان نمونه رو رها کرد و اومد یه دبیرستان معمولی و بعد من باز فشار آوردم حداقل برو کلاس کنکور و تست و از این حرف ها تا دانشگاه قبول بشی اما دخترم همون موقع هم میگفت من دانشگاه دوست ندارم اما رفت دانشگاه و سال دوم که من بیشتر روی خودم کار کرده بودم و یه مقدار تکامل فکری این داستان رو طی کردم و دیگه سعی کردم کامل رها کنم با وجود تمام هزینه هابی که تو کل سالها تحصیل دخترم اون رها کرد و رفت سراغ رشته های ورزشی و تمام اون استرس و هزینه من. رفت به فنا و من دیگه نشستم سر جام و گفتم خدایا من نمیتونم بچه من نیست که مال توعه استاد هنوز خیلی جای کار دارم خیلی میدونم اما همین که من دست از تغییر دخترم هم برداشتم اتفاقی که افتاد قبلا هم براتون گفتم دختر من الان چندین مدرک ورزش داره و الان تو فکر گرفتن مدرک های بین المللی هست و همین دیروز باز به مدرک دیگه شو آوردن در خونه و به لطف خدا با همون گوشی خودش هم داره مدرک هاشو میگیره و هم کار میکنه و پول میسازع و استاد امروز دختر من از اونی که من میخاستم و براش نقشه کشیده بودم هم خیلی خیلی بهتر هست که من اینهمه سال بیهوده تمرکز و انرژی خودم رو صرف تغییر دیگران کرده بودم
اما خوب چون انسان فراموشکار هست و این ذهن هزار حیله داره بارم هر بار ذهن من به بهانه پند و نصیحت و هزار راه دیگه بازم سعی میکردم به دیگران کمک کنم تا زنذگیشون رو تغییر بدن و خوشبخت بشن که تو قدم فک کنم پنج بود جلسه چهارم که شما گفتید سرتواز زندگی دیگران بکش بیرون استاد همون جا فایل رو استپ کردم و یه مرور کردم خودمو که دیدم هنوز هم سرم تو بحث های خاله زنگی به بهونه کمک به دیگران هست اینکه من میدونم و قدرت دارم میتونم کمک کنم پس بیام کمک کنم به فلانی چون دیگه من به آگاهی رسیدم و نتیجه این که نصف تمرکز من رفته بود اون سمت و من تو این جلسه بزرگترین نشتی انرژی خودمو پیدا کردم و خدارو شکر از همون روز سعی کردم هرروز روی این قضیه کار کنم و نخام به کسی حتی مشاوره و نصیحت و این حرفا رو بزنم و استاد اتفاقی که افتاد این بود که کلی نتیجه تو روابط من و تو کسب و کار م رخ داد چون قشنگ حس میکردم چقدر تمرکز بیشتر و انرژی بیشتری دارم برای تغییر و رشد خودم و کارم
استاد این داستان تغییر دیگران هم برای من این جوری هست که یا میپذیرم که نمیتونم دیگران رو تغییر بدم و عبرت بگیرم از اتفاقا ت گذشته و یا جهان منو آنقدر فشار میده و به میکنه تا دست برادرم و شروع به تغییر خودم بکنم
پس بیام با دیدن این داستان ها و عبرت گرفتن از اون ها تمام تمرکزمو بزارم روی تغییر افکار و باور های خودم و آنوقت که جهان من تغییر میکنه چون این قانون جهان هست و این وعده خداوند هست که هیچ کس نمیتونه چیزی رو تغییر بده جز نفس خود اون افراد و خدا هم تو تغییر دخالت نمیکنه و من بارها به خودم میگم مگه خدا بخواد قدرت اینو ندارن زندگی فلانی رو تغییر بده ؟جنگ فلان کشور رو قطع کنه ؟یا فلان جان سیا اومد یا زلزله یا از این دست اتفاقات و خدا آیا قدرت ندارع که تغییر بده و ذهن من این جوری منطقی میشه که هر کس که بخواد تغییر میکنه حتی خدا هم بنده هاشو آزاد گذاشته که انتخاب کنند و خودشون زنذگیشون رو تغییر بدن
استاد عاشقتونم بازم بابت این فایل زیبا سپاسگزارم به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😘
و چقدر باران قشنگی می باره خدایا شکرت اون موج آروم روی دریاچه روح من رو تکون میداد وسط صحبتها تون بارون شدیدتر شد و حتی صداش هم میومد و چقدر شیشه پشت سرتون خوشگل خیس شد انگار روی درختا چراغ بونی شده باشه مثل درخت کریسمس که همش ترکیب شده بود با موسیقی حرفای قشنگ شما عجب تیشرت خوش رنگی و چقدر جنس عالی و نرمی داشت خدایا شکرت حتما و حتما یک تیشرت اون رنگی میخرم حتما و کلاه زیباتون چقدر بارون حس قشنگی داره وقتی هوا ابریه چقدر من احساس آرامش میکنم انگار خدا داره میگه من هستم من هستم.
اینکه هیچ کسی قدرت تغییر زندگی کسی ندارد این یک قانون الهی است و قوانین خداوند هیچ وقت تغییر نمی کند چون ما دسترسی به فرکانسها و باورهای کسی نداریم جز خودمان.
این ما و فقط ما و باورهای خود ما و فقط خود شخص ما هستیم که می توانیم جهان درون خود تکرار می کنم جهان درون خود را تغییر بدهیم انوقت جهان بیرونما نیز تغییر خواهد کرد و هدایت خواهیم شد به جاهی بهتر حالا در اینجا به کشوری بهتر نه اینکه خودمان را به بال هواپیما اویزان کنیم که ما را ببره امریکا یا هر جای دیگر.
اینجا هم افغانهایی هستند که تاجرند.من مغازه پارچه فروشی دارم میایند افغانهایی که تو کار سنگ و سرامیکند و تاجرایی که در کار اوراقی ماشین اند و اینا همه مطمئنم و ازشون پرسیدم . حالا اینا همه مگر از یک کشور نیامده اند ؟
نه به بال هواپیما اویزان شده اند و نه چیز دیگری . جز این نیست که باور کرده توانایی هایی که خداوند به هرکدوماز ما داده و باور کرده اند که می توانم دنیای خودم را تغییر بدهم و در ان کشور نمانده اند مثل بقیه و مهاجرت کرده اند حالا نه به این کشور بلکه به بسیاری از کشورهای از اینجا بهتر مانند کانادا و امریکا که یکیشون در سریال سفر به دور امریکا راننده اوبر بود و استاد و خانم شایسته ازشون سوالاتی داشتند و گفتندکه .
اگر ما روی خودمان کار بکنیم و باورهای مناسب بسازیم اگر همان جایی و همان کشوری که زندگی می کنیم جوابگوی خواسته های ما ندهد هدایت خواهیم شد به کشوری به جایی که لیاقت ما را داشته باشد، و جهان و قوانین لایتغیر کیهانی این کار را انجام می دهند اونهم براحتی پیس اف کیک.
مثالشم پر واضحه مهاجرت استاد و عشقشون از ایران هنگامی که مدارشون یکی پس از دیگری پیمودند تا جایی که دیگر ایران جوابگوی اون خواسته هایی که در مدار بالاتر قرار داشتند نبود، هدایت شدند به امریکا اونم به بهترین ایالت و بهتری جا دیگه . جایی که نه سرده زیاده ونه گرم زیاد درست همونی که استاد میخواست.
ن محدودیتی در انتترنت نه فیلترینگ نه نمی دونم محدودیت در داشتن موتور از چند سی سی بالاتر یا فلان ماشین از چقدر قدرت اسب بخار بالاتر وغیره که استاد در فایلهای مختلف راجبش گفتند.
وقتی توخودت با خودت مچ باشی دیگر هیچ ناجی لازم نداری که از بیرون بیاد و ترا نجات بده.
وقتی تو خودت با خودت در صلح باشی دیگه لازم نیست یکی از بیرون بیاد ترا بلند کنه بزاره جای بهتر.
اگر یک قوم با هم در صلح باشند دیگر هیچ قدرتی بیرونی نمی تواند انها را از هم جدا کند ولی عکسش اگر ی قوم با هم در نزاع باشند و اختلاف بینشان باشد بزرگترین کشور با قویترین ارتش و بالاترین بوجه مالی هم نمی توانند انها را با هم صلح دهند و به هم بچسبانند.
مصاق ایه خداوند هیچ تغییری در قومی ایجاد نمکند مگر انکه ان قوم خودشان بخواهند که تغییر کنند.
استاد سپاسگذارم برای تهیه این فایل سودمند ولبیک گفتن به الهام درونی تان که امدی و برایمان از درسهایی که ماجرایی که این روزا پیش اومده گفتی.
منظره دریاچه و نم نم بارون و چکیدن قطره های اب از روی سقف شیربانی پشت سرت بسیار دلربا و زیباست. فقط اون نقطه های روی درختان کنار دریاچه که همانند ال ای دی می ماند تشخیص ندادم چیست؟ اول فایل نبودن این ال ای دی ها ولی در اخرای فایل نمایان شدن که فکر کنم وجود پر برکت قطره های اب روی برگهای درختان باشد که از برخورد نور افتاب، اگر افتابی باشد، ایجاد شده و شایدم نه.
شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید🌹
سلام استاد جونم.
استاد من قبلا خیلی آدم دل نازکی بودم هنوز هم توی اعماق وجودم این حس هست که دلسوز و دلرحم آدما باشم و دلسوزی های بیجا بکنم. خوشبختانه خدا من رو نجاتم داد و به کمک آموزه های شما از اون مسیر خیلی بیشتر فاصله گرفتم. دیگه به جای اینکه مثل قبل دلم برای آدمای فقیر و بدبخت بسوزه سریع به خودم یادآور میشم که ستاره خداوند به همه ی انسانها به یک میزان کمک میکنه اگه خودشون بخوان و با ترسهاشون مقابله کنند پس دلسوزی توی سیستم خداوند هیچ جایگاهی نداره به جز اینکه تو رو از مسیر درست دور میکنه و کانون توجه تو رو منحرف میکنه. همین سایت شما، خدا میدونه که فقط فایلهای رایگانش چقدرررر میتونه یک انسان ضعیف با باورهای غلط رو تبدیل کنه به یک انسان کاملا متفاوت با باورهای درست و قوی، خداروشکر از تمام دنیا هم همه به سایتتون دسترسی دارن و کافیه که از خدا راهی برای هدایت بخوان خدا خودش به زیباترین شکل مثل همه ی ما هدایتشون میکنه، پس چرا همه نمیتونن تغییر کنن چون خیلی از آدمها چسبیدن به ترس هاشون به تعصباتشون و اگه دقت کنیم تمام این گروههای داعش و طالبان و… دقیقا استراتژیشون همینه دست میزارن روی تعصبات کورکورانه و از اون مسیر کنترل افراد رو در دست میگیرن، چقدر این صراحت کلامتون رو میپسندم و خداروشکر که با شما هم مسیرم، خداروشکر که بازهم بهم یادآوری کردید که توانایی تغییر زندگی کسی رو ندارم اما توانایی تغییر زندگی خودم رو صد در صد دارم. خداروشکر که حرفهاتون رو میفهمم و تو فرکانس دریافتشون هستم. منم اینطوری دقیقا به خودم کمک میکنم و به حال شما فرقی نداره اما به حال من خیلی فرق میکنه اینکه باورشون کنم و بهشون عمل کنم. یقیین دارم که خداوند هرکس رو که خودش بخواد به مسیر درست هدایتش میکنه چون کار خدا و جهان هستی هدایته. خدا خیرتون بده استاد ازتون ممنونم که فایل میذارید و کمکمون میکنید که توی این مسیر ثابت قدم بمونیم
سلام به اساتید قشنگمان و دوستان
من میخوام که تجربه ی خودم رو از “ما از تغییر دیگران ناتوانیم” رو با شما دوستان عزیزم به اشتراک بزارم.
من از وقتی که یادم میاد انسانی بسیار بسیار صادق، راستگو و متعهد به قوانین بودم و هستم. هیچ گاه در دوران تحصیلم تقلب نکردم. هیچ گاه در موقع رانندگی آگاهانه تخلف نکردم. همیشه با دوست و دشمن ادب و احترام رو رعایت میکردم و هر کار مثبتی و خوبی که به ذهن شما برسه رو انجام میدادم به غیر از تلاش نکردن برای تغییر دیگران. من از سال ۱۳۸۵ با مباحث مثبت اندیشی آشنا شدم و از سال ۱۳۹۴ شاگرد استاد هستم و همیشه به امید اینکه میتونم خانواده و کارمندان و جامعه رو عوض کنم ، همیشه باید رفتاری از خودم نشون میدادم که خود واقعیم نبودم. باید با افرادی کار میکردم که درصد هوشی اونها اصلا در حد من نبود و مثل احمق ها باید رفتار میکردم. به امید اون روزی که بالاخره اونها هم به این مسیر میان و همه چیز درست میشه و گل و بلبل میشه. تا اینکه در سال ۱۳۹۷ با اولین جلسه از جهان بینی توحیدی ، به صورت بنیادین متوجه شدم که هر چقدر خودم رو وقف دیگران کنم، دارم آب در هاون میکوبم و هر روز افسرده تر و پژمرده تر میشم. از اون جلسه به بعد، ریسمان دیگران رو رها کردم و فقط از حضورشان لذت بردم و احساس رها بودن از بدنه ی جامعه و خانواده رو هر روز بیشتر در وجود خودم پیدا میکردم. تا اینکه به صورت کاملا هدایتی و معجزه وار ، وقتی که از لحاظ فرکانسی اینقدر عالی شدم که دیگر ربطی به جامعه و خانواده نداشتم، خیلی شیک و مجلسی و راحت، خداوند من رو فرستاد به آدلاید استرالیا. من آخر شهریور ۱۳۹۸ اومدم اینجا، در موقعی که شرایط ایران هنوز خیلی بد نبود , تقریبا دو ماهه بعدش، بنزین گرون شد و هرج و مرج و قطع کردن اینترنت و شروع شدن داستان بیماری و …. دوستان به من میگن که تو رفتی و بعدش کلی همه چیز بهم ریخته تر شد.
شاید اولش هدایت خداوند به آدلاید برام این قدر جالب نبود. چون من دوست داشتم برم امریکا ولی نشانه های خداوند همه از استرالیا حکایت میکرد و یا اینکه در استرالیا دو شهر سیدنی و ملبورن خیلی باحال تر و با امکانات بیشتری همراه بودند. ولی بعد از گذشت دو سال ، غیر از یک هفته ، آدلاید وارد قرنطینه نشد و تنها تجربه ی ما از شرایط باقی کشورهای دنیا در همون یک هفته بود. و جالبه که بدونین، قرنطینه هم به خاطر یک نفر بود در حالیکه سیدنی و ملبورن بارها و بارها وارد قرنطینه ی اجباری شدن.
موضوع خیلی باحال تر ایته که پارسال، آدلاید سومین شهر قابل زندگی در دنیا شد و منی که همیشه به قوانین احترام میزاشتم و رفتار درست انجام میدادم، لاجرم بعد از گذشتن از دل ترسهای مهاجرت، به شهری اومدم که بالاترین استانداردهای زندگی در اون هست و چه مردمان مهربان و آسان گیری در اینجا زندگی میکنن. و یک روز در سال رو به خاطر تنوع قومیتی در اینجا جشن میگیرن و اصلا نمیخوان که مهاجرین شبیه خودشون بشن، بلکه از استعدادها و فرهنگ خودشون برای پیشرفت کشور استفاده کنن.
در شمال آدلاید هم جمعیت زیادی از افغانستان هستند که خیلی از اونها کسب و کارهای خیلی موفقی دارند و بسیار بسیار ثروتمند هستند و لذت فراوانی از زندگیشون میبرن. در جایی که آزادی در همه ی موضوعات و امنیت کامل وجود داره. به دور از قیل و قالهای همیشگی خاورمیانه.
شاد باشید.
به نام خدا
سلام بر اساتید عزیز و بزرگوارم استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی در سایت عباسمنش دات کام
فایلهایی نظیر این که استاد صحبت کردن و روی سایت قرار دادن منا به فکر فرو میبره که چقدر کشور ما و کشور افغانستان مشترکات داره هم طرز فکر و هم طرز رفتار و برخورد مردم هر دو کشور منتقد هستن نسبت به دولت و همه چیز را میخوان دولت براشون درست کنه و هم طرز برخورد نسبت به هم که حس تنفر و کینه دارن نسبت به هم و همش تو فکر اینن که سر هم دیگه را کلاه بزارن و به هیچ وجه حاضر نیستن با هم باشن و دست به دست هم تلاش کنن که هم زندگی خودشون و زندگی اطرافیانشون را سر و سامان بدن و باعث پیشرفت کشورشون بشن
نمیدونم منشاء این طرز رفتار و برخورد به چی برمیگرده ولی اصلا دیدگاه و رفتار جالبی نیسن
من خودم به شخصه شاید اوایل مسیر سعی صد در صدی میکردم که دیگران را تغییر بدم مادر برادر و … ولی الان تمرکزم روی خودمه و میگم اونی که باید تغییر کنه منم نه کس دیگه ای
من میتونم خودما تغییر بدم ولی از تغییر دادن دیگران عاجز و ناتوانم،من اگر تغییر واقعی بکنم هدایت میشم به مکان،آدمها و شرایطی که مطابق فرکانس و باورهای منه،اگه من هنوز هدایت نشدم و شرایط زندگیم تغییر نکرده مشخصه که هنوز من تغییر اساسی نکردم
من نمیتونم ایران،شهر،استان را تغییر بدم ولی میتونم خودما تغییر بدم
از آقا احمد عزیز هم بابت کامنت بسیار عالیشون تشکر میکنم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
درود استاد عزیز،جهان ب فرکانس من پاسخ داد،اتفاقا دیروز داشتم میگفتم ی حسی بهم میگه استاد در مورد افغانستان یه فایلی ضبط میکنه و از دید قانون پاسخ میده ب این مسائل،،مثالتون در مورد خرمشهر و ابادان عالی بود،،مردم ما با شجاعت ایستادگی کردن،،و پاداششم گرفتن،،جالبه تا چندوقت پیش،،افغان ها ب پول ایران چقدر توهین کردن،،و،،،الان چ حرفی دارن،،،چرا ب جای مقاومت ،اویزون هواپیما میشن،،ب قول شما مگه قطاره،،،یا اتوبوسه ک بگه حالا تا ی جا میره،مارو هم ببره،،و چ جالب ۱۰۰۰ میلیارد خرج کنی،تا سرنوشت یه کشور و مردم رو تغییر بدی،،که بی فایده باشه،ممنون از اطلاعات عالی شما.
سلام استادعزیزم واقعاسپاسگذارم برای این فایل زیباراستش من خیلی وقته دارم روی خودم ودوره ۱۲قدم کارمیکنم وفهمیدم که نشتی انرژی دارم ازاینکه همش میخوام دیگران روتغییربدم واین ذهن منطقی رونمیتونستم قانع کنم این فایل زیبایه باورقدرتمندتوذهن من کاشت که هروقت خواستم دیگران روتغییربدم به خودم بگم باباامریکا۲۰سال نتونست مردم افغان روعوض کنه حالامن چطورمیخوام یه آدم روعوض کنم ممنون برای اینهمه حرفهای زیباوقدرتمند.
سلام، سلام، سلام
سلام براستاد عشق ورهایی
برراهنمای بی چون وچرای عشق و ایمان وآزادی.
چقدر، چقدر، چقدر فایل وآگاهیهای این فایل فوق العاده بود. من رویاد جلسه چهارم ازقدم ۳انداخت،که شاید بیشترازبقیه جلسات کل دوره هایی که دارم تابحال بهش گوش دادم، اما چقدر نیازدارم که هزاران باردیگه ازجملات بهشتیش بشنوم.
“خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییرنمی دهد مگرخودشان تغییرکنند”
بااینکه چهارساله دارم ازاین باورنتایج عاالی میگیرم درزندگیم،اما بازگاهی درذهن میلغزم. که نکنه فلانی،،،، نکنه فلان اتفاق،،، نکنه فلان تصمیم یک فرد دیگه،، ،نکنه فلان کس یافلان رابطه،،، نکنه،،، نکنه،،،
ای خدااا که همه اینها شرکه، وشرک تنها اشتباهیه که بخشودنی نیست.
که درونت رو ازآتشی پرمیکنه که هیچ جهنمی ازون جهنمی ترنیست.
خدایا بتو پناه می برم ازشرک.
وکمکم کن که همیشه به بال های هواپیمای ایمان توسوارباشم، تا نلغزم، تانیفتم از بالای دیوار شرک برزمین و نابود نشم.
استاد یک مثال فوق العاده دارم، که بتازگی اتفاق افتاده، و چون میخواستم ازش درس بگیرم، تاتهش ودراوردم.
بتازگی نوید محمدزاده سوپراستار سینمای ایران با یک بازیگر زن ازدواج کردن. که ۱۱سال هم ازشون کوچکترهستن.
طبق تحقیقی که کردم فرشته حسینی همسرنوید محمدزاده افغانیی هستن.خانواده ایشون ۳۰سال پیش به ایران مهاجرت کردن، این دخترباتمام محدودیتهایی که تبعه درایران دارن، درس خوندن، وبه دانشگاه رفتن، دردوران تحصیل ازبهترینهای تیاتر درمدرسه ودانشگاه بودن، وبعد ورود به عرصه سینما جوایز بسیاری هم گرفت. شایدجالبه بگم کارهای جدی ایشون شاید ازانگشتان دست هم بیشترنباشه. اما یک بازیگر مطرح شدن درسینمای ایران. وحالا درسن ۲۵سالگی بایکی ازبهترین بازیگران ایران ازدواج کردن.
نکته جالب که درمصاحبه هاش اشاره کرده اینه، “من اونقدری که ازطرف ملت ومردم ایران دراین مسیرتشویق وحمایت شدم، ازمردم خودم نشدم واونها فقط من رومسخره میکردن!!”
شاید جملات پایانی شماباعث شد یادقصه فرشته حسینی وداستان موفقیتش بیفتم، که بارها درذهنم مرورش کردم وتشویقش کردم این دختر شجاع و فوق العاده رو.
آیا این داستان زندگی، تموم بهونه هارو ازمانمیگیره؟؟!!
چفدرازمحدودیتای فرشته رو تو داخل کشورت داری واقعا؟؟؟!!! که انقدر برای موفق شدن بهونه میاری؟!!
کدوم رییس جمهور یاقدرت دست فرشته روگرفته تابه اینجابرسه مگرقدرت ایمانش؟!!
نمیخوام به به وچه چه کنم که آره، الان منم دراین زمینه پرفکتم و دیگه باورام صددرصده، نه! من هنوزخیلی راه دارم، تانقطه توحید.
اما این فایل روهم مثل جلسه چهارم باید خورد، بایدبلعید، باید انقدرتکرارکنیم، تاشیطان ذهن درنطفه خفه بشه.
که هیییچ عاملی، هییییچ عاملی، هییییچ عاملی در روند موفقیت و خوشبختی ما تاثیرگذارنیست.
الا اینکه خودمون تصمیم بگیریم آگاهانه درتمام ورودیهای منفی روبه روی خودمون ببندیم و بسمت نورحرکت کنیم.
ودیگه هی نگیم آی فلانی رییس جمهوربشه همچی تغییرمیکنه، آی دلار بیاد پایین همچی تغییرمیکنه، آی من پاشم برم کشوردیگه همچی تغییرمیکنه،آی امام زمان بیاد تازندگیمون تغییرکنه، آی پدرم، همسرم، رییسم، فلان مقام، و… و…
بگیم وای برخودم، آی برخودم، که باید بلندشم،دستمو روزانوهام بزارم وتوکل کنم بخودش و بسم الله بگم و حرکت کنم، باقیش باخودش.
یاحق
سلام هدیه جان عزیزم💝امیدوارم که حال جسمت و روحت عالی و عالی تر باشه در هر لحظه❤🌹سپاسگزارم بابت نوشتن دیدگاه زیباتون و مثال فوق العاده ای که زدید👏سعادتمند، رستگار و ثروتمند باشی در دنیا و آخرت!دوستت دارم پیروز و موفق باشی
سلام هدیه جان
سپاسگزارم از شما دوست عزیز بابت دیدگاه زیباتون
عاشق دیدگاه های زیباتون هستم و چند روزی بود که خیلی به دیدگاهاتون در قسمت عقل کل توجه میکردم
از اونجا که قانون اینه به هرچی توجه کنیم در زندگیمون گسترس پیدا میکنه
الانم یه کامنت خوب ازشما خوندم
چقدر مهمه که با تمام وجود بپذیریم که همه چیز خودمون هستیم و هیچکس بیرون از ما نمیتونه مانع موفقیتمون بشه
بابت اطلاعات خوبتون در مکرد خانم فرشته حسینی ممنونم
در پناه الله شاد و خوشبخت باشید😍
سلام استاد عزیزم
چقدر درست بود این موضوع و تحسینتون میکنم که اینقدر با قاطعیت ای موضوع رو میگید.
دقیقا همینطوره من دیروز داشتم فایلهای شما رو گوش میکردم و پدرمم هم نزدیکم بود و در واقع داشتیم باهم کار میکردیم پیش خودم گفتم بزار بدون هدفون گوش بدم تا بابامم این حرفهارو بشنوه(فایل به رویاهات باور داشه باش) بعد از یه طرف دلمم میگفت نه نکن، استاد گفته به کسی نگین تا خودشون بخوان، اقا ما گول خوردیم گذاشتیم رو بلند گو، بعد بابام گفت این بنده خدا چند سالشه؟ گفتم فک کنم ۴۰ سال، بعد گفت اگه از ۲۰ سالگیشم میخواست این همه جاهای دنیارو بره بگرده نمیتونست بعد گفت پیش خودش فکر نمیکنه که کسایی که نتونستن به این موفقیت برسن اگه این فایلارو ببینن سر خورده میشنو فلان؟! ×
اقا خلاصه من هیچی نگفتمو تو دلم یه لبخند زدم پیش خودم گفتم دقیقا تا وقتی که کسی خودش نخواد و تو مدارش نباشه نمیتونه اصلا حتی وارد سایت استاد بشه،
قبلن هم تو زندگیم خیلی تجربه کردم که میخواستم رفیقای نزدیکمو مثل خودم ورزشکار کنم بعد دیدم خیییر اینا تا خودشون نخوان نمیشه، و دیگه هیچوقت کسی رو تا وقتی که خودش نخواسته راهنمایی نکردم، تو درس و دانشگاهم همینطور،
یعنی یه قانونه واقعا، ما فقط باید تمرکزمونو بزاریم رو خودمون، دقیقا من از وقتی خودم تغییر کردم خود به خود با خیلی از افراد دیگه ارتباط ندارم، هر جا میرم کارم راحت به فضل خدا حل میشه، هر کسی سر راهم قرار میگیره ادم خوبیه و حالا به یه نحوی میخواد به من کمک کنه، و حتی مثلا پشت ماشینم که میشینم چیزی یا اتفاقی نمیفته که مثلا بخوام ناراحت بشم، در صورتی که قبلا مثلا میشد که حالا از دست راننده ها حرص بخورمو ترافیک اذیت کنه و از این داستانا، که تقریبا همه مردم تو رانندگی تو ایران با این موضوع درگیرن،
خدارو صد هزار مرتبه شکر که توانایی و قدرت تغییر خودمون رو به ما داده خدایا شکرت،
از شما هم متشکرم استاد عزیزم
❤️💐
بسم الله النور
سلام استاد جان عاشقتم 😘
سلام به مریم جان نازنین و همه دوستای عزیزم 😘
استاد جان چقدر لذت بردم ازاین فایل بینهایت آگاهی دهنده و چه تلنگر بزرگی برای من هست که درک کنم من از تغییر دیگران عاجزم
که من با هیچ ابزار و هیچ قدرتی نمیتونم حتی یک نفر رو تغییر بدم چه برسه به خودم
عاشقتم استاد جان که اینو یاد آوری کردی که باید از سرگذشت قوم ها عبرت بگیرم چون همین چند روز پیش داشتم در مورد این عبرت گرفتن فکر میکردم و تو قرآن سرچ میکردم که حواسم باشه به عبرت بگیرم از عذابی که هر قوم شده به خاطر افکار و عقاید و به ماقدمت ایدیهم خودشون و بیشتر روی تغییر باور هام و رفتارم کار کنم
استاد جان چقدر برای من اولین بار سخت بود حتی بشنوم این که شما گفتید نخواه کسیو تغییر بدی ذهن من خیلی مقاومت داشت و بعد هی تکرار و تکرار تا اینکه پذیرفتم و شروع کردم به درک و کار کردن روی این جنبه که من از تغییر دیگران عاجزم
من که یه عمر سخت تلاش میکردم استاد علاوه بر افراد خانواده کل جهان رو هم تغییر بدم 😅
سالها در گیر تغییر همسرم بودم و بعد از سالها جنگ به جز ورشکستگی عاطفی و احساسی وبیماری های جسمی به خاطر اون تنش و استرس چیزی نبود و یه جایی که من رها کردم خدا خودش هدایتش کرد که یه تغییر در روند زندگیش بده اما جایی که من خودمو کنار کشیدم و تسلیم شدم
بعد از اون تصمیم گرفتم گفتم خوب حالا که همسرمو نمیتونم تغییر بدم زورم که میرسه بچمو تغییر بدم تا خوب زندگی کنه و خوشبخت بشه و درس خون و فلان و باز همون جنگ و تنش و خلاصه نتیجه این بود که بین من و دخترم و همسرم کلی فاصله و عدم درک و پذیرش و خلاصه رابطه داغون شکل گرفت
اما استاد یادم نیست اولین بار تو کدوم فایل یا مقاله شنیدم که گفتید تو مسول حتی بچه آن هم نیستی تو فقط میتونی خودتو تغییر بدی استاد برام پذیرش این خیلی سخت بود میگفتم به هر حال من مادرم و خدا منو مسول کرده و از این حرف ها اما باز سعی کردم روی این قضیه کار کنم گفتم اگه استاد میگه برای من وحی منزل هست پس باید بچمو رها کنم خلاصه استاد بچه من سال آخر دبیرستان نمونه رو رها کرد و اومد یه دبیرستان معمولی و بعد من باز فشار آوردم حداقل برو کلاس کنکور و تست و از این حرف ها تا دانشگاه قبول بشی اما دخترم همون موقع هم میگفت من دانشگاه دوست ندارم اما رفت دانشگاه و سال دوم که من بیشتر روی خودم کار کرده بودم و یه مقدار تکامل فکری این داستان رو طی کردم و دیگه سعی کردم کامل رها کنم با وجود تمام هزینه هابی که تو کل سالها تحصیل دخترم اون رها کرد و رفت سراغ رشته های ورزشی و تمام اون استرس و هزینه من. رفت به فنا و من دیگه نشستم سر جام و گفتم خدایا من نمیتونم بچه من نیست که مال توعه استاد هنوز خیلی جای کار دارم خیلی میدونم اما همین که من دست از تغییر دخترم هم برداشتم اتفاقی که افتاد قبلا هم براتون گفتم دختر من الان چندین مدرک ورزش داره و الان تو فکر گرفتن مدرک های بین المللی هست و همین دیروز باز به مدرک دیگه شو آوردن در خونه و به لطف خدا با همون گوشی خودش هم داره مدرک هاشو میگیره و هم کار میکنه و پول میسازع و استاد امروز دختر من از اونی که من میخاستم و براش نقشه کشیده بودم هم خیلی خیلی بهتر هست که من اینهمه سال بیهوده تمرکز و انرژی خودم رو صرف تغییر دیگران کرده بودم
اما خوب چون انسان فراموشکار هست و این ذهن هزار حیله داره بارم هر بار ذهن من به بهانه پند و نصیحت و هزار راه دیگه بازم سعی میکردم به دیگران کمک کنم تا زنذگیشون رو تغییر بدن و خوشبخت بشن که تو قدم فک کنم پنج بود جلسه چهارم که شما گفتید سرتواز زندگی دیگران بکش بیرون استاد همون جا فایل رو استپ کردم و یه مرور کردم خودمو که دیدم هنوز هم سرم تو بحث های خاله زنگی به بهونه کمک به دیگران هست اینکه من میدونم و قدرت دارم میتونم کمک کنم پس بیام کمک کنم به فلانی چون دیگه من به آگاهی رسیدم و نتیجه این که نصف تمرکز من رفته بود اون سمت و من تو این جلسه بزرگترین نشتی انرژی خودمو پیدا کردم و خدارو شکر از همون روز سعی کردم هرروز روی این قضیه کار کنم و نخام به کسی حتی مشاوره و نصیحت و این حرفا رو بزنم و استاد اتفاقی که افتاد این بود که کلی نتیجه تو روابط من و تو کسب و کار م رخ داد چون قشنگ حس میکردم چقدر تمرکز بیشتر و انرژی بیشتری دارم برای تغییر و رشد خودم و کارم
استاد این داستان تغییر دیگران هم برای من این جوری هست که یا میپذیرم که نمیتونم دیگران رو تغییر بدم و عبرت بگیرم از اتفاقا ت گذشته و یا جهان منو آنقدر فشار میده و به میکنه تا دست برادرم و شروع به تغییر خودم بکنم
پس بیام با دیدن این داستان ها و عبرت گرفتن از اون ها تمام تمرکزمو بزارم روی تغییر افکار و باور های خودم و آنوقت که جهان من تغییر میکنه چون این قانون جهان هست و این وعده خداوند هست که هیچ کس نمیتونه چیزی رو تغییر بده جز نفس خود اون افراد و خدا هم تو تغییر دخالت نمیکنه و من بارها به خودم میگم مگه خدا بخواد قدرت اینو ندارن زندگی فلانی رو تغییر بده ؟جنگ فلان کشور رو قطع کنه ؟یا فلان جان سیا اومد یا زلزله یا از این دست اتفاقات و خدا آیا قدرت ندارع که تغییر بده و ذهن من این جوری منطقی میشه که هر کس که بخواد تغییر میکنه حتی خدا هم بنده هاشو آزاد گذاشته که انتخاب کنند و خودشون زنذگیشون رو تغییر بدن
استاد عاشقتونم بازم بابت این فایل زیبا سپاسگزارم به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😘
سلام استاد ممنونم از توضیحات بسیار بسیار عالی
و چقدر باران قشنگی می باره خدایا شکرت اون موج آروم روی دریاچه روح من رو تکون میداد وسط صحبتها تون بارون شدیدتر شد و حتی صداش هم میومد و چقدر شیشه پشت سرتون خوشگل خیس شد انگار روی درختا چراغ بونی شده باشه مثل درخت کریسمس که همش ترکیب شده بود با موسیقی حرفای قشنگ شما عجب تیشرت خوش رنگی و چقدر جنس عالی و نرمی داشت خدایا شکرت حتما و حتما یک تیشرت اون رنگی میخرم حتما و کلاه زیباتون چقدر بارون حس قشنگی داره وقتی هوا ابریه چقدر من احساس آرامش میکنم انگار خدا داره میگه من هستم من هستم.
بنام خدای منان
﴿إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾ ۱۱ الرعد
موضوع فایل: تغییر.
ما به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر دیگران نداریم و به اندازه تمام کیهان قدرت این را داریم که خودمان و دنیای خودمان را تغییر دهیم.
این قانونی است که خداوند در جهان مادی قرار داده است و در قوانین خداوند هیچ تغییر و هیچ تحویلی نیست.
سُنَّهَ ٱللَّهِ فِى ٱلَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبْدِیلًا( الاحزاب ۶۲)
اینکه هیچ کسی قدرت تغییر زندگی کسی ندارد این یک قانون الهی است و قوانین خداوند هیچ وقت تغییر نمی کند چون ما دسترسی به فرکانسها و باورهای کسی نداریم جز خودمان.
این ما و فقط ما و باورهای خود ما و فقط خود شخص ما هستیم که می توانیم جهان درون خود تکرار می کنم جهان درون خود را تغییر بدهیم انوقت جهان بیرونما نیز تغییر خواهد کرد و هدایت خواهیم شد به جاهی بهتر حالا در اینجا به کشوری بهتر نه اینکه خودمان را به بال هواپیما اویزان کنیم که ما را ببره امریکا یا هر جای دیگر.
اینجا هم افغانهایی هستند که تاجرند.من مغازه پارچه فروشی دارم میایند افغانهایی که تو کار سنگ و سرامیکند و تاجرایی که در کار اوراقی ماشین اند و اینا همه مطمئنم و ازشون پرسیدم . حالا اینا همه مگر از یک کشور نیامده اند ؟
نه به بال هواپیما اویزان شده اند و نه چیز دیگری . جز این نیست که باور کرده توانایی هایی که خداوند به هرکدوماز ما داده و باور کرده اند که می توانم دنیای خودم را تغییر بدهم و در ان کشور نمانده اند مثل بقیه و مهاجرت کرده اند حالا نه به این کشور بلکه به بسیاری از کشورهای از اینجا بهتر مانند کانادا و امریکا که یکیشون در سریال سفر به دور امریکا راننده اوبر بود و استاد و خانم شایسته ازشون سوالاتی داشتند و گفتندکه .
اگر ما روی خودمان کار بکنیم و باورهای مناسب بسازیم اگر همان جایی و همان کشوری که زندگی می کنیم جوابگوی خواسته های ما ندهد هدایت خواهیم شد به کشوری به جایی که لیاقت ما را داشته باشد، و جهان و قوانین لایتغیر کیهانی این کار را انجام می دهند اونهم براحتی پیس اف کیک.
مثالشم پر واضحه مهاجرت استاد و عشقشون از ایران هنگامی که مدارشون یکی پس از دیگری پیمودند تا جایی که دیگر ایران جوابگوی اون خواسته هایی که در مدار بالاتر قرار داشتند نبود، هدایت شدند به امریکا اونم به بهترین ایالت و بهتری جا دیگه . جایی که نه سرده زیاده ونه گرم زیاد درست همونی که استاد میخواست.
ن محدودیتی در انتترنت نه فیلترینگ نه نمی دونم محدودیت در داشتن موتور از چند سی سی بالاتر یا فلان ماشین از چقدر قدرت اسب بخار بالاتر وغیره که استاد در فایلهای مختلف راجبش گفتند.
وقتی توخودت با خودت مچ باشی دیگر هیچ ناجی لازم نداری که از بیرون بیاد و ترا نجات بده.
وقتی تو خودت با خودت در صلح باشی دیگه لازم نیست یکی از بیرون بیاد ترا بلند کنه بزاره جای بهتر.
اگر یک قوم با هم در صلح باشند دیگر هیچ قدرتی بیرونی نمی تواند انها را از هم جدا کند ولی عکسش اگر ی قوم با هم در نزاع باشند و اختلاف بینشان باشد بزرگترین کشور با قویترین ارتش و بالاترین بوجه مالی هم نمی توانند انها را با هم صلح دهند و به هم بچسبانند.
مصاق ایه خداوند هیچ تغییری در قومی ایجاد نمکند مگر انکه ان قوم خودشان بخواهند که تغییر کنند.
استاد سپاسگذارم برای تهیه این فایل سودمند ولبیک گفتن به الهام درونی تان که امدی و برایمان از درسهایی که ماجرایی که این روزا پیش اومده گفتی.
منظره دریاچه و نم نم بارون و چکیدن قطره های اب از روی سقف شیربانی پشت سرت بسیار دلربا و زیباست. فقط اون نقطه های روی درختان کنار دریاچه که همانند ال ای دی می ماند تشخیص ندادم چیست؟ اول فایل نبودن این ال ای دی ها ولی در اخرای فایل نمایان شدن که فکر کنم وجود پر برکت قطره های اب روی برگهای درختان باشد که از برخورد نور افتاب، اگر افتابی باشد، ایجاد شده و شایدم نه.
شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید🌹