اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
راستشوبخواییداولش ترسیدم که بخوام این فایل روببینم.
فکر میکردم بایدیه چیز خیلی سخت یاپول قربانی کنم که نداشتم ولی یه حس عمیق بهم میگفت برو گوش کن ببین چیه اصلا وقتی گوش کردم یه درک عمیقی ازش دریافت کردم
دیشب داشتم ب این فکر میکردم من خیلی دوس دارم مشتریم زیادبشه ولی متاسفانه نمیشدواقعاناراحت بودم وکاسه چه کنم چه کنم دستم گرفتم
تااینکه گفتم خدایاتوفرمانروایی کل جهان هستی هستی هدایتم که حمایتم کن.
اومدم داخل سایت وهدایت شدم ب میزان تحمل شماچقدرهست. واین حرف استادخیلی ب دلم نشست میگفت وقتی همچی خوب پیش میره راهت درسته ولی اگه درست پیش نمیره ب مسئله ناجالب روب رومیشی یعنی یه چیز مشکل داره وخودت تو مشکل داری بایدخودتودرست کنی ن اینکه تحمل کنی.راه حل مسئله همیشه وجودداره و وقتی تو
ن پذیری این تحملو راه حلش بهت گفته میشه
من خودم مشتری ندارم وسالن بهم مشتری میده وجدا ازاجاره درصدمشتریم میدادم وهمیشه دوس داشتم خودم مشتری داشته باشم که اجاره بدم ن درصدو رفتم یه دوره جذب مشتری اینستاگرام گرفتم وازاونجایی اصلا تمرکز وبهاشوندادم ب هیجانرسیدم.
وچقدرخداوندقشنگ من هدایت کرد ومتوجه شدم من اصلا ن بهاشو دادم ن تمرکزبرای این کارانجام دادم. الان تصمیم گرفتم برنامه بچینم وبهاشوبدم وپرقدرت برم جلو وبیام اینجاازمشتری های فراوان وموفقیت هام بگم واینکه صوتو ذخیره کردم تاهمیشه گوش کنم وفراموش نکنم. باآرزوی موفقیت وشادی وثروت بیشتربرای شماعزیزانم
خداوند از داستان حضرت ابراهیم میخواهد به ما بگوید که برای رسیدن به خداوند
برای رسیدن به اهدافت
اهداف ما باعث نزدیکی ما به خداوند میشوند
باید قربانی کنی
باید چیزهایی که مانع رسیدن به اهدافت هستند را قربانی کنی
من هدفم در این سال
سال 1403
اول موفقیت مالی و سه برابر یا بیشتر کردن درآمدم
دوم رسیدن به روابط پایدار ینی باتوجه به تکاملم رابطه پایدار ماهیانه ینی اگر تضادی هم توی رابطم با عشقم باشه حدقا ماهی یکبار باشه
قبلا رسیده بود به هفته ای یکبار
حالا تقریبا روابط صلح امیز ما از هفته ای یکبارم گذشته
مسافرت به جاهای دیدنی ایران و اطرافمون مثل ترکیه آذربایجان و دوبی (با همسرم )
حالا اگرم نشد مشکلی نیست تنها یا با آدمای دیگه
دوستان هم فرکانس بیشتر
عظلات بزرگ تر
تولید محتوا هروزه و با کیفیت
لذت بردن از شغلم
و فروش سه برابر یا بیشتر مثلا عددی که من تایین کردم سه تا در روز یا بیشتر هست
خب من این اهداف رو دارم…باید بهاشو بپردازم
بهایی که برای خودم مشخص کردم
اولیش تنهایی و ترمرکز کردن روی خودم هست چون من از اینکار لذت زیادی میبرم نباید هیچ جوره ترکش کنم
دومیش تمرکز صدرصد روی آموزش های استاد عزیزم عباسمنش و نوشتن فایل ها و کامنت گزاشتن و صحبت با خودم درمورد فایل ها
سوم صحبت کردن با خودم درطول روز
چهارم انجام تمرینات استاد عزیزم چون فهمیدم که مسیله یادگیری نیست مسیله انجام تمرینات هست
پنجم تحسین قدم هام که خیییییییلیییی مهمه و تشکر از خداوند
ششم تحسین کردن آدمهای اطرافم و اینکه به هییییچوجه راجع به مسایل و مشکلات اطرافیانم هیچ فکری نمیکنم و سعی نمیکنم توی ذهنم بهشون نصیحت کنم و اصلا به هیچوجه بهشون فکر نمیکنم اگر هم فکر کم فقط به نکات مثبت فکر میکنم اونم خیلی کم و این حرکت من انقلاب عظیمی در من به پا خواهد کرد مطمیئنم چون به شدت تمرکزم آزاد خواهد شد
هفتم کار کردن روغرورم چون باتوجه به اینکه خیلی روی خودم کار میکنم دارم احساس میکنم یواش یواشغرور داره منو میگیره البته قبل از کار کردن روی خودمم این موضوع گریبانمو میگرفت ولی من نمیفهمیدم
هشتم صبح زود بیدار شدن هست چون وقتی دیر بیدار میشم به کارام و لذت بردن از زندگی نمیرسم و وقتم کم میاد
نهم خوندن تمرکزی قران هست مثلا روزی نیم ساعت میزارم تا تمرکزی قران بخونم
دهم مدیتیشن روزانه هستم چون واقعا واقعا بهم کمک میکنه تا ذهنمو آروم کنم و از منیت دور بشم از صداهای ذهنم دو بشم والهامات رو در یافت کنم
یازدهم تجسم هست که بسیار مهمه در کنار کارام باید روزانه وقتی بزارم برای تجسم اهدافم
دوازدهم تعهد به مرتب بودن خونم هست که همیشه دوس دارم روزانه کار کنم روی خونه زندگی و کارهام هرچند کوچیک ولی روزانه فعالیت داشته باشم اینجوری خونم بدون زحمت خاصی همیشه مرتب هست و کار عقب افتاده ای ندارم
سیزدهم هم پیاده روی روزانه هست که باید یادم باشه هیچوقت ترک نکنم چون چند بار گول خوردم گفتم دیگ من هروز پیاده روی میکنم به خودم اومد دیدم دوهفتس پیاده روی نکردم و دوباره از اول شروع کردن مکافاتیه و تمام زندگیمو تحت تاثیر قرار میده
اینا فعلا بهاهایی بود که یادم اومد بازم وقتش که شد دوباره این فایل رو گوش میکنم و مینویسم
خداروشکر می کنم من هربار این فایل رو دیدم هدایتی بوده
و باهربار گوش دادن حرفای جدید میشنوم و مسمم تر میشم
باید بگم درواقع من یک دختری بودم که میترسیدم از هرچیزی از اینکه ادمارو حذف کنم
از اینکه فکر میکردم باید ادمارو کنارم داشته باشم تا در روابطم باافراد خوشحال باشم و شاد باشم
در صورتی که بعد فهمیدم نگه داشتن اجباری خودش مانع بزرگیه که نتونم ارتباط از روی محبت واقعی و دوست داشتن واقعی داشته باشم
و بهم الهام شد که اگه واقعا یه رابطه بی نظیر میخوام باید بهاشو پرداخت کنم
باید بر ترسهام غلبه کنم و ادمارو برای خودم بزرگ نکنم خداروشکر میکنم که خدابهم کمک کرد
به راحتی بتونم خودمو الویت زندگیم قرار بدم ن ادمای دیگه که فکر میکردم باید باشن چون به بودنشون عادت کرده بودم
الان خداروشکر میکنم حالم خیلی خوبه و دارم تنها روی توحیدم کار میکنم و با بودن ادما خوشحالمو بانبودنشون هم خوشحالم چون من فهمیدم باید عاشق کی باشم
استاد درست میگن باید بارها این فایل رو گوش بدیم
چون هرلحظه ادما سست میشن و نیمه راه ممکنه همه چیزو ول کنن
من تعهد دادم ب خودم که باید توحیدرو درک کنم و خودم الویت زندگیم باشم و بهترین رابطه و عاشقانه ترین رابطه ها رو داشته باشم بدون وابستگی
خیلی عالی پیش میرم اماوقتی بهانه ای مثل سرکارم و وقت ندارم و ….میاد تو ذهنم دقیقا نجواهای شیطانه اول کم میارم ولی باتوکل بخدا دوباره تکرار می کنم که من چی رو میخوام من یه دختر خجالتی که از ارتباط با دیگران ترس داره باید ادامه بده
باید عاشق خودم و خدای درونم باشم و این بهترین بهترین بهترین حس دنیاست
حقیقت رو باید بگم این فایل دگرگون میکنه حالمو
تصویر این ویدئو خدای من چقدر قشنگه توی این فضای یکدست سبز این لباس سفید رو پوشیدید و من عاشق این ترکیب رنگم منو جذب این فایل میکنه
استاد عزیزم ازت ممنونم بابت تمام این فایل های بی نظیرتون
خداروشکرمن هدایت شدم به این سایت و هرروز خداروشکر میکنم⭐
استاد واقعا سپاسگزارم. از صبح دنبال یک چیزی بودم درباره امروز و می خواستم بدانم. فایل اعتماد به رب را قبل ها بارها گوش کردم. در اینترنت چرخ می زدم تا از قربانی مفهومی درک کنم که به دلم بنشیند.
این مفهوم برایم بسیار عمیق است. چون مدتهاست با زبان و گفتار شما و فایل های شما روز وشبم را سر می کنم، مثل همیشه به موقع (این کلمه به موقع درباره تمام فایل های شما صدق می کند) شما فایلی ر اآماده کردید که گمشده ی امروز من بود. سپاسگزارم. چقدر درست از مفهوم بها سخن گفتید، برای مایی که می خواهیم به هدفی برسیم. از دوستتان که مدرس زبان انگلیسی در سطح بالایی بودند و می خواستند آنلاین کار کنند گفتید و نکاتی را برای هدفش به او گفتید مثل اینکه داشتید به من می گفتید چکار کن.
از بهای کنترل ذهن گفتید. ازبهای حذف تلویزیون، حذف دوستانی که در مسیر هدف شما نبودند. از حرکتهای بزرگتون گفتید. جاهایی که من هم بهایی پرداخته بودم بسیار خشنود می شدم.
وقتی به یاد آوردم که من هم تلویزیون ر احذف کردم، خوشحال شدم که بهایی پرداخت کردم. وقتی به یادآوردم که پرسه زدن در فضای مجازی ر ا حذف کردم، خوشحال شدم که بهایی پرداخت کردم. بله این بهایی که پرداخت کردم واقعا برایم زجر و ناراحتی به همراه نداشت و بسیار هم لذتبخش بود و راه ر ا برایم هموار کرد. از کنترل ذهن گفتید که این نیز بهایی است که باید پرداخت.
تمرکز! بله تمرکز یک بهایی است که وقتی می پردازی نتایج عالی می شود و حتما که لذت هم می بری. وقتی تمرکزت را روی خواسته ات می گذاری، زمانی که مسئولیت تمام کارت را به عهده می گیری، وقتی سعی می کنی به سخن دیگران اهمیت ندهی همه و همه بهایی است که باید پرداخت. قربانی کردن آنچه که نفس ما می خواهد به آنها بپردازد اما نمی داند که این مواردی که شاید لذتی چند ثانیه ای به بار می آورد بیشتر تو را جوری سرگرم می کند که نمی توانی بفهمی چقدر از هدف اصلی دور شدی.
باید قربانی کرد آنچه را که ذهنت به آن فرمان می دهد. گشتن در فضای مجازی، دیدن یک سریال تلویزیونی، رفتن به یک مهمانی و سخنان ناخوش شنیدن.
از قربانی ها بزرگتری نیز سخن گفتید مثل رها کردن شغلتان و رفتن به تهران، سخنرانی در 30 کلاس دانشگاه و همه ی اینها قربانی است که برایتان نتایج بزرگتری رقم زده است. بله باید بهای آنچه را که می خواهیم بپردازیم اما این به معنای سختی و رنج نیست، اگر باورهای درستی داشته باشیم و اعتماد کنیم به پروردگار به رنج و بدبختی نخواهیم افتاد.
حتی اگر گاهی به تضادی برخورد کنیم می تواند درسی باشد که سکوی پرتابی برای قدم های بعدی باشد.
بسیار لذت بردم. من هم دوست دارم از ابراهیم بشنوم. دوست دارم آیه های مربوط به این اسوه را بخوانم. سپاسگزارم که این خواست من اجابت شد و شما این فایل عالی را تهیه کردید. سپاسگزارم.
استاد جان .. استادی که داری پدری میکنی در حق ما ..خدا وکیلی آب رو ریختی روی آتیش.. دوباره بیداری و دوباره مصمم شدن برای ادامه ی راه حقیقت
خیلی به خودم افتخار کردم… به خودم و به استاد عزیزم
به خودم بابت اینکه زهرا راهت درسته و همین منوال را ادامه بده
به استادم که حقیقت را درک کرده و به من به عنوان ابراهیم زمانه می فهمونه که همینه و برو جلو
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خیلی حرف هاتون الهی بود . با دیدن این فایل و شنیدن صدای دستی از دستان خداوند فهمیدم که راهم درسته و برم جلو
تعهد هام رو دوباره نگاه کنم
تعهد هام درسته
تعهدهام حقیقته
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
من برای کنترل ورودی هام اولش سختم بود ولی گفتم استاد جان میگه باید انجامش بدم
اولش یه هفته نرفتم خونه مادرم . ترک دوستان . بعد دیدم فشار رومه ..تازه من از اونهایی نیستم که رفیق دوست و اینا باشم اما باید همین رو هم کنترل می کردم .
بعد استاد جان با //قانون تکامل //آشنام کرد
و من با تکرار و تکرار این قانوندرهای باز شدن
خوبیش این بود که استاد از زندگی خودش می گفت. منم می گفتم خب !!پس باید در زندگی خودم درستش کنم
کم کم تونستم ورودی هامو بسیار عالی کنترل کنم . چون خانواده ی من . خانواده همسرم . اطرافیام به شدت مذهبی هستن و باید ازشون دوری می کردم و این فایل اتمام حجت بود با تعهد هام شخص من خدایا صد هزار مرتبه شکرتت
//////استاد من فقط باور کردم که میتونم لاغر شوم .!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فقط با دیدن شما در سایت که دیدم لاغر شدید و همینطور یه حسی بهم میگفت این رو بخور و این رو نخور . با این کار چند نفر به من گفتن که لاغر شدی !!!! این در حالیه که من /// دوره قاون سلامتی //// را ندارم ..
حالا چطور لاغر شدم؟؟؟؟؟ فقط با دیدن و باور کردن ………………………..
بادیدن استاد جان
با صحبت هایی که می فرمودن
اونهایی که میگن نتیجه من خودمو میگم ما یادمون میره و نباید این اتفاق بیفته این خودش یه نوع شکست محسوب می شود
استاد شما خیلی ماهید
من هر چی که می گید را تا اون جایی که می تونم تا پای جان ، بهش عمل می کنم
خدا را صد هزار مرتبه شکر
استاد خدا بهتون ثروتی بده که نتونی بشمریش
داره مهاجرت مون هم جور میشه به امیدخدای مهربان
دست های خداوند همه ی کارها رو برای ما می کنن فقط با ، باور کردن قاون بدون تغییر جهان هستی ، فقط مثل وحی منزل گوش کردن به صحبت های استاد جان ، فقط زوم کردن روی استاد و زندگی استاد . نتایج استاد . باخوردهای استاد چرا؟؟؟؟ چون ایشون کسی هستن که نتیجه گرفتن و در حد حرف زدن نیست کسی هستن که بهش عمل کردن و عمل میکنن
استاد من به عنوان شاگردتون افتخار میکنم که در مکتب شما هستم
استاد شما بی نظیرید
استاد شما ماهید
استاد شما همتا ندارید
از قادر متعال براتون بهترینها را خواستارم
در دوره دوازده قدم فرمودید /// من به عنوان شاگرد شما باید این حرف ها رو به هیچ کس نگم /////// من هم گوش کردم و به هیچ کس نگفتم به غیر از همسرم که اول راه که بودم برای ترس بود که تمومش کردم و یه کم هم برای دخترم و اونم تموم شد و رفت . الانم برای همسرم که میگم همسرم وقتی التماس میکنه براش میگم و همه رو که نه ؟؟؟ مثله قبلا که خودمو خسته کنم و اینم روی خودم کار کردم
واقعا خدا را شکر میکنم که در این مسیر با استادی هستم که حرف هاش بوی خدا می دهد
استاد خدا بتون اجر بده که با حرف هاتون که همه را من باور میکنم ، باعث می شود که خداوند را بیشتر با خودم رفیق کنم
استاد خدا بهتون ثروتی بده که نتونی بشمریش که حرف هاتون چنان انرژی به من میده که زهرا برو و برو وبرو و انجامش بده همین رو برو و نترس همین رو برو و نگو نمیشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
من تمرین اگهی رو چندین و چند بار انجامش دادم و چنان قدرتی خداوند بهم میده که خودم باورم نمیشه خدایا صد هزار مرتبه شکرت
دیشب همسرم بهم میگفت داره درها باز میشه…
بهش گفتم خب .. بعد گفت یه انسان شریفی اومده و میگه می خواهیم با هم بریم تهران و تو برام کار کن ….من هم خونه ات میدهم به صورت رایگان با خانواده ات در اون خونه بشین و زندگی کن ….میگه اون خونه خیلی خوبه وبزرگه و ……
بعد من اول هیچی نگفتم ….بعد گفت نظرت چیه؟؟؟؟؟ بهش گفتم : من استاد جانم گفته طبق مدارت باید بری جلو و یه شبه نمیشه که ثروتمند بشی یا یه شبه بیماریت درمان شود باید کم کم و تکاملی بری جلو
گفت خب باید چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
گفتم باید تکامل را رعایت کنیم و چون ما تا حالا در خونه های کوچیک بودیم الان در مدارش نیستیم و به زمین می خوریم البته باری خدا کاری نداره ولی در مدارش باید باشی تا لذت شو ببری …باید خودمون رو در مدارش قرار بدهیم تا در خونه های بزرگ باشیم و اگه تکامل رعایت نشود نمیتونیم و دوباره زمین می خوریم
همینو که گفتم. گفت :پس باید این کار رو کرد. گفتم : آره …گفت : باشه
و بعد مثال هایی که طبق گفته های استاد رفته بودیم جلو و نتیجه داده بود ، را بهم گفتیم و یاد آوری کردیم و هر دو تامون احساس مون خوب شد خدا را شکر
من همیشه به عید قربان یه نگاه خاصی داشتم ودارم از اونجا که. ۲۰ساله ما هرسال برای عید قربان قربانی میکنیم
وهمیشه برام سوال بود یعنی چی چرا به چ دلیل تا اینکه توسط استاد با نحوه ونوع نگاه ابراهیم آشنا شدم و نگاه ابراهیم از قربانی کردن
دوست دارم دیدگاه خودمو در مورد بها بنویسم و برای خودم بنویسم و اگر واقعا دوستانه که کامنت منمو میخونن دوست دارم اگر نوع دیدگاهم درست نبود حتما بگن چون دوس دارم درک کنم مطلبو
دیدگاه من اینه که خداوند چه نیازی داره به من هیچی منم که به اون نیازمندم
خداوند منتظر اینه که من برم یه چیزیو قربانی کنم وبگم من اومدم واین گوسفند و امسال قربانی کردم برای خداوند خب که چی
دید من اینه ابراهیم وقتی خدا گفت برو قربانی کن و چه کسی رو پسرتو بچه تو که بعد سالها بهت دادمش حالا قربانیش کن اگه میگفت خودتو قربانی کن کار برای ابراهیم راحت تر بود من پدر نیستم هنوز اما وقتی به پدر مادر خودم نگاه میکنم حاضرند خودشو قربانی من بکنند شکی هم ندارند همونطور که استاد تو فایل اعتماد به رب توضیح دادند
اما چه چیزی ابراهیم رو آنقدر بزرگ کرد که تونست این بهای بزرگو بده فقط یک چیز (ایمان) این بهاست
وخدواند هم به اندازه رشد ایمان من بها میخواد
اما ایمان ابراهیم یک شبه نبود شاید تکمیل ایمان ابراهیم همون قربانی اسماعیل بود
اما از وقتی که گفت من یکتاپرستم خداوند بهش گفت که حالا ایمان تو قوی کن
با شکستن بت ها با دادن فرزند تو اون سن با رفتن داخل آتیش با اعتماد به ربی که بچه تازه به دنیا اومده رو با زنی که تازه بچه به دنیا آورده وسط بیابون ول کردن همه ی این. ها ایمان ابراهیمو قوی کرد که شد اون ابراهیم وابراهیم بهای اهدافشو با ایمان و توحید داد
واگه الان استاد عزیز اگه خدا بهت بگه که عباس منش خودت میدونی که من همه چی بهت دادم از همه چی همه چی ثروت سلامتی عشق ارتباط خوب همه چی
همه رو ول کن همه رو ببخش سایتتم ببند و ازاول شروع کن اگر این پیام خدا برای تو باشه آیا انجام نمیدید قطعا انجام میدید حتما این کارو میکنید چون اون ایمان شما شکل گرفته ونترسی خواهی داشت و نه غمی چون ایمان داری
اما من چی من نه من نمیتونم بلوفم نمیزنم چون ایمان من در اون حد نیست که اون بهارو بدم اما شما میتونید
اما بهای من برای اهدافم الان چی بوده
الان که میخواستم این مطالبو بنویسم ذهنم میگفت توکه بهایی ندادی که به خواسته هات برسی باید بری بدویی تلاش طاقت فرسا کنی سختی بکشی اما مچشو گرفتم
بهای من یک سال ندیدن خانواده مه که عاشقانه دوسم دارند بهای من اومدن تویه شهر که ۱۰۰۰کیلومتر فاصله داره با ۱۰۰هزار تومن تو کارتم
بهای من قطع وابستگی با خانواده م
بهای من کات کردن با ۱۰۰درصد دوستانم که تنهایی تنها شدم
بهای من ترک دختری که خیلی دوسش دارم اما قطع رابطه به دلیل اینکه شرک داشتم و وابسته میشدم وباید شرکو حذف کنم بعد رابطه وهر چیز دیگه ای
بهای من حذف شبکه های اجتماعی و… بوده
اما من با دادن این بها ها هنوز از لحاظ مالی رشدی نکردم وخدواند فقط توسط دستاس تا اینجا منو آورده
اما الان از هر دری که میخوام وارد میشم فقط به یه چیز بر میخورم توحید ایمان به رب
این بهایی اصلیه که باید پرداخت کنم این مهم ترین بها است که وقتی یه مشتری که میتونم با قراردادی که برای اوکی میکنم خیلی از مسایل مالی حل بشه اما بهم میگه نه و نمیشه ومن اون لحظه این بهارو بدم که بگم خدا از دست دیگه ش بهم میده ومن نگران نیستم من ایمان دارم این همون بهاست
خیلی بها ها هست که من حاضرم بدم بهاهایی که میبینمشون وحاضرم اون بها هارو بدم اما بهایی که نمیبینمش و حاضرم اون بهارو بدم ایمان و اعتماد به ربه که بهم وعده پیروزی وثروت وفزونی داده به شرطی که من به اون اعتمادکنم واین یه بهایه کاملا درونیه
من خیلی حرکت کردم از شهرم از روستام اومدم بیرون با ظاهر اینکه اونجا خیلی همه چی فراهم بود از خانواده م گذشتم با اینکه عاشقانه منو دوست دارن وبعنوان بچه کوچیک خانواده از همه بیشتر دوستم دارن بهای من اومدن ونه غذایی برای خوردن داشتن ونه سقفی داشتن اما همه رو اون جور کرد برام الله یکتا
اما چرا هنوز به خواسته های مالیم اهداف مالیم نرسیدم چون شرک دارم هنوز ایمان کامل ندارم که خداوند که به من رزق میده روزی میده نه مشتری نه مدیر. نه هیچ کس دیگه این اون بها هستش واکه کسی فک میکنه این بها نیست و دویدن وسختی کشیدن بهاست به نظر من امتحانش کنه تا برسه
چون ایمان داشتن و اعتماد بی چون چرا بهای بزرگیه
یه اتفاقی که قبل عید امسال برام افتاد میخوام تعریف کنم که برای خودم نشانه محکم تری باشه
ما تو دفتر کاریمون نشسته بودیم غروب بود یه بنده خدایی که سازنده بود تو منطقه وهست اومد که یکی از واحدهاشو برای فروش بذاره از قضا سرصحبت باز شد این آدم مولتی میلیاردره وبسیارم آدم ساده وخاکی در مورد خودش وچطوری رسیده به اونجا صحبت کرد ۴ساعت تا ساعت ۱۲شب صحبت کرد واز اول صحبت هاش وتا آخرش فقط اینو گفت (عزیزان من فقط خدارو باور کنید) همین میگفت هرچی دارم رو اون بهم داده هرچی عزیزانم برید خدارو بشناسید
نه قانون میدونست نه بلد بود اما ناخودآگاه قشنگ اجراش میکرد
میگفت خدا هرچقدر بهم بده من انفاق میکنم
۱۰۰تومن بده ۱۰تومن میبخشم
گفت هیچی بلد نبودم فقط گفتم خدا دستمو بگیر گفت تو عرض چند سال یه جوری من کشید بالا گفتم خدا چیکار میکنی دستمو کندی گفت خدا بهم گفته تو چیکار داری تو دستتو دادی به من کاریت به بقیه ش نباشه واز کارهای که خدابراش انجام داده بود میگفت وهیچ اعتباری از اون همه ثروت و زندگی به خودش نمیداد فقط میگفت خدا
(عزیزانم برید خدارو بیشتر بشناسید)
به نظر من بها ایمانیه که باید پرداخت بشه من خودم آدمی بودم و هستم که همیشه حرکت کردم اما بدون ایمان زجرم کشیدم ساختیم کشیدم دربه دریم کشیدم واخرش هیچ اما تصمیم گرفتم حرکت کنم این بار با ایمان با اعتماد به رب و قربانی کنم تمام شرک های وجودم رو
به قول استاد که گفت تو یکی از فایلاش که من شرک داشتم نسبت به ثروت وکلی دویدم بدهکار شدم وبعد وقتی فهمیدم شرکمو با ایمان به رزاقیت خداوند که خداوند اگه خدای رابطه عاشقانه ست اگر خدای سلامتیه اگه خدای اعتبار خدای پول وثروت هم هست وبعد دیگه زجر نکشیدم پول خودش اومد
تمام این حرفها رو به یگانه عالم هستی قسم فقط برای خودم گفتم نمیدونم فقط نوشتم حتی الان نمیدونم چی نوشتم مگه دوباره بخونمشم
سپاسگذارم همتون هستم برای کامنت هاتون
وسپاسگذار استاد عزیز امیدوارم ماهم مثل تو بتونیم موحد باشیم شرک هامونو قربانی کنیم
سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم بابت این آگاهی های نابی که در اختیارمون میذارید ❤️❤️
من اون اوایل که با شما و برنامه هاتون آشنا شدم خیلی نتایج خوبی رو میگرفتم در مورد تمام مساعل زندگیم و بخصوص در مورد مساعل مالی که تا بحال تجربشون نکرده بودم بعد از مدت یک سال نتایجم خیلی کمرنگ تر شد و همیشه برام سوال بود ( من که خیلی وقته دارم رو قانون کار میکنم و اطلاعات و تجربه ای که الان از قانون دارم خیلی بیشتر و در مورد مساعل دیگه واقعا نتیجه گرفتم اما چرا تو مساعل مالی دارم افت میکنم ؟ ) متوجه نبودم که من اون زمان درسته تجربه م و اطلاعاتم کمتر بوده اما عملا هر انچه که اون زمان داشتم رو قربانی کردم وقتم انرژیم از کارهایی که خیلی حال میداد بهم اما منو دور میکرد زدم و با تمرکز زیاد و لیزری رو مسیر عشق و علاقم کار میکردم و نتایج خیلی بزرگی رو نسبت به سامان قبل میگرفتم اما بعد از مدتی من برگشته بودم به آدم قبل همون کارهارو حالا با درصد کمتر اما انجام میدادم یه سری کارارو که قشنگ حس میکردم داره دورم میکنه از مسیر علاقم و قانون و من امروز از شما یاد گرفتم که برای رسیدن به موفقیت : تمرکز لیزری و همه جانبه میخواد و این تمرکز جز با حرکت در مسیر عشق و علاقت نمیتونه اتفاق بیوفته چون اگه مسیر عشق و علاقمو نرم نمیتونم تمرکز بذارم روش و طبیعتا پیشرفتی هم نمیکنم خلاق نیستم ایده هامو جدی نمیگیرم و … بعد از اینا میرسیم به اهمیت بحث باورها که اگر برم تو مسیر عشق و علاقم و تمرکز وانرژی بذارم اما نتونم پول بسازم و ثروت خلق کنم باهاش کم کم مجبور میشم برم دنبال مسیری که علاقه ندارم بهش برا اینکه بتونم فقط مخارج زندگیم رو تامین کنم در حد زنده بودن به قول خودتون مثل بدنه جامعه ، پس در نهایت باید باورهام رو همه جانبه برای خلق ثروت از مسیر عشق و علاقم درست کنم و بچسبم به همین مسیر و هر انچه که منو از این اصل از این مسیر الهی دور میکنه قربانی کنم ( فیلم سریال مهمونیها دوستان … و کلی چیزای دیگه که حسابی منو عقب انداخت بعد از اون همه نتیجه باید بهاش رو بپردازم و قربانی کنم برای رسیدن به خواسته هام ، استاد این بزرگترین درسی بود که تا به امروز از این عید به لطف خدا و وجود شما گرفتم واقعا سپاس گذارم ازتون که از زوایایی قوانین رو اموزش میدید به ما که بتونیم استفاده کنیم ازش تو زندگیمون برای پیشرفت و موفقیت ممنونم ازتون ❤️❤️❤️
دو روز پیش این فایل فوق العاده ارزشمند رو دیدم و دو روزه تمامه که شب و روز دارم به این فکر میکنم که تا اینجای کار برای هدفم چه کار کردم ،از چه چیزای بیهوده و موانعی که سد راهم بود گذشتم و چه ارتقایی در راه رسیدن به خود تعالیم انجام دادم ؟؟!!
استاد عزیزم ازت سپاسگذارم ،خدارو سپاسگذارم که اینجا هستم و توسط شما هدایت میشم 🌸💙،وقتی این فایل رو میدیدم ته قلبم گفتم این همون فایلی بود که من نیاز داشتم انگار طرف صحبت هاتون فقط من بودم انگار خدا داشت از طریق کلام شما هدایتم میکرد، باهام حرف میزد ،حس میکردم یه عضو نزدیک خانوادم یه پدر یه برادر بزرگتر وضعیت و حال درونیم رو میدونه و نشسته و رو در رو و چشم تو چشم و جدی داره نصیحتم میکنه که این راهته ، اونقدر که وسطای فایل وقتی باهمون حالت دوست داشتنیِ همیشگی که جدی میشید ،گفتید «تو قربانی کردی ؟؟!!، حضرت ابراهیم تا قربانی کردن پسرش جلو رفت تو تا کجا میری ؟؟!!!» بغضم گرفت ،حرفای شما تو گوشم میپیچیدو نگاهم به تابلوی رویاهام بود و ته دلم از خودم میپرسیدم «واقعا براشون چی رو قربانی کردم ؟!» ، این فایل و صحبت های شما من رو خیلی تکون داد استاد روز و شب دارم به این فکر میکنم ، مینویسم حتی همون شب مثل شما اومدم یک بار دیگه رویاهامو لیست کردم و یه نگاه کلی بهش انداختم و به خودم گفتم الناز، استاد برای اینجا بودن جونشو وسط گذاشت تو برای هدفهایی که لیست کردی حاضری چیو وسط بذاری ؟، با خودم تنها شدم و از خدا هدایت خواستم تا اینکه دیروز یه تصویری توی ذهنم دیدم خودم رو دیدم که لبِ یه دره ایستادم اون طرف دره هم خود متعالیم بود ،منی بود که داره آرزوهاشو زندگی میکنه اما بینمون فاصله بود و توی این فاصله صدها من وجود داشت ، من های زیادی که هر کدوم ترس های خاصی داشت ،ترس از حرف مردم ،ترس از طرد شدن ،ترس از شکست و …. یکشون گَه گاهی رو مردم حساب میکرد و توکلش ضعیف بود، یکیشون اصرار داشت تو دایره ی امنش بمونه، یکیشون میخواست مورد تایید باشه و …..کلی از تاریکی های وجودم رو دیدم ، دیدم که تنها راه رسیدن به اون طرف دره که خودمتعالیم و زندگی رویاییم هست اینکه از این تاریکی ها عبور کنم …، نمیدونم این تصویر هرچی که بود به دلم نشست فهمیدم بزرگترین مانع من خود منم ، من باید با کسب نور آگاهی نیمه ی تاریک وجودیم رو روشن کنم هر چه قدر آگاه تر بشم بهتر میتونم از ترس هام عبور کنم ، راستش اینبار که هدف ها و رویاهامو لیست کردم چون فقط تیتر و موضوع اصلی رو نوشته بودم بهتر متوجه شدم باید چی کار کنم و به چه سمتی حرکت کنم، تصمیم گرفتم مهارت های لازم برای هدفم رو ارتقا و بهبود بدم مهم نیست چه قدر انرژی و زمان میبره من از شما یاد گرفتم استاد جانم که با لذت بها بپردازم چون پرداختن این بها درست مثل خریدن بلیط برای شهر بازی میمونه بهاشو میدی تا لذتشو ببری 😍💫
بی انصافی نمیکنم منم از خیلی چیزا گذشتم برای ارتقا و بهبود زندگیم و فکر میکنم یکی از دلایل آشناییم با شما و در این مدار قرار گرفتنم همین بوده که روابطم رو محدود کردم و شُدم خودم و رویاهامو کتاب های موفقیت و دوره های موفقیت ، بزرگترینشم ایستادگی و دفاع از اهدافم درمقابل مقاومت های عزیزترین و نزدیک ترین فرد به من بود، تصمیماتی که گرفتم به دور از منطقِ چارچوب جامعه بود همه ی فرعیات از نظر من و اصلیات و طلایی ترین مورد برای موفقیت از نظر دیگران رو گذاشتم کنار اینها خوبه اما کافی نیست حداقل نه برای اهداف من ،هدف های بزرگ و ارزشمند قربانی بزرگ و ارزشمند میطلبه نه مثل قابیل یه شاخه گندم …
میدونید استاد من 24 سالمه 20 سال نگم حداقل 10سال از زندگیم تو نادانی و جهل و افسردگی و خم و راست شدن و گریه کردن برای بُتی که اسمشو گذاشته بودم خدا گذشت به امید اینکه همه چی بیرون از من یهویی درست بشه ،4 ساله که هدایت شدم به سمت مسیر الهی و چند ماهه هدایت شدم به این مسیر بهشتی وتازه دارم خودم رو پیدا میکنم ،شادم، همیشه شادم هدف دارم ،رویا دارم رویایی که یاد آوریش قلبمو به تپش میندازه و اشک شوقم رو جاری میکنه ، امیددارم ،خدای واقعی رو تازه چند ماهه پیدا کردم تازه فهمیدم زندگی چــــــه قدر قشنگه💫😍💙 ، خانواده ای دارم که به جای نگه داشتنم تو دایره ی امن بهم یاد میدن چه طور رو به جلو برای تحقق اهدافم قدم بردارم ،با وجود ترس هام شجاع باشم حرکت کنم و تنها روی خدای احد و واحد حساب کنم و به معنای واقعی کلمه من زنده ام و زندگی میکنم💖 ،اما آدما چیزی رو که نفهمند کسی رو که درک نکنند روش یه برچسب دیونه و شکست خورده میزنن و تمام…
بهتره که ازشون ناراحت نباشیم پیامبر اسلام سالها خدا خدا میکرد بهش گفتن دیوانه ،حضرت موسی از وجود خدا نشونه میاورد بهش میگفتن جادوگر، به خاطر گفتن این حقیقت که زمین به دور خورشید میچرخه و نه خورشید به دور زمین آدمهای بزرگ و عالم رو محاکمه میکردن میگفتن تو اشتباه میکنی اما امروز همه مون میدونیم چه کسی اشتباه میکرده 😊😉، مهم نیست بقیه چی میگن مهم اینه که ما به مسیری که قلبمون میگه درسته ادامه بدیم درخششمون رو دنبال کنیم به مرور همه میفهمن مسیر درست کدوم بوده و برای حرکت کردن تو این مسیر تو جایی قدم میذارن که تو قبلا ازش گذشتی ، رد پای تو رو دنبال میکنن…. تو دنیا فقط من هستم و من دیگران فقط نماییی از فرکانس های من هستند ، پس چرا برای دیگران و نظرشون بیشتر از خودم و علایقم ارزش قائل باشم؟! ،این دنیا و این هدیه ی شگفت انگیز زندگی اونقدری هست که ما فقط جای خودمون زندگی کنیم اونقدری فرصت نیست که بخوایم برای دیگران وقت زندگی کردنمون رو تلف کنیم …
نمیدونم با کدوم کلمات میتونم تحسینتون کنم استادجان، به خاطر همه چی تعهدتون ،ایمانتون ،دل مهربونتون که راهنمای ما شده برای رسیدن به خوشبختی و…شاید این کلمه از نظر من کاملترین باشه 👈دمتون گرم دمتون گرم 💜🌸🌼
برای همگیمون یه عالمه احساس ناب خدایی آرزومندم 💙💫😊
امروز بعد برگشتن از دانشگاه تو مسیر داشتم فایلو گوش میدادم و هر حرفی که استاد میزدن من رو یاد لحظاتی از زندگیم مینداخت.
در واقع ما برای هرچیزی بهایی میپردازیم و همیشه داریم با جهان داد و ستد میکنیم؛
دروغ بگیم دروغ میشنویم،
صداقت به خرج بدیم صداقت میبینیم،
محبت کنیم محبت میبینیم،
حرف خوب بزنیم حرف خوب میبینیم،
اما…
مهم ترین چیزی که همه ی ما و در هر شرایطی بعنوان بها به جهان میپردازیم زمانه…🙂🙂
این زمان برای ما تکامل اهدافمون رو میاره،
پخته شدن و یادگرفتن قوانین رو میاره،
این زمانه که برای ما نتایج رو مشخص میکنه
بعد گوش کردن به فایل باز یادم اومد که زندگی من ابدی نیست که بخوام در جا بزنم و حتی بخوام ذره ای از این زندگی رو تلف کنم،
دوستان این خیلی من رو به فکر وا داشت که آیا از همه لحظات زندگیم درست و مفید استفاده میکنم؟
آیا وقتی که برای رسیدن به هدفام میذارم مفیده؟
واقعا بیاین رو این فکر کنیم و خودمون رو آگاه تر کنیم نسبت بهش…
این جرقه که با حرف های استاد تو ذهنم زده شد بهم یادآوری کرد که من شیش ماهه میخوام برنامه نویسی کامپیوتر یا فتوشاپ یاد بگیرم ولی خیلی کم براش«زمان»گذاشتم و «زمان»داره میگذره،
پس تصمیم گرفتم برم سمت این هدف و بیشتر از این وقتم رو تلف نکنم،کل زمان باقی مونده از تابستون رو(یک ماهش صرف امتحانات دانشگاه شد)برای این هدف اختصاص بدم و براش تلاش کنم🤩🤩🤩🤩🤩🤩
خوشحالم از این بابت که هر فایلی که استاد میذارن ی دری واسم باز میکنه یا ی چیزیو یادم میندازه که بهش نیاز دارم…
حالا از شما هم فرکانسی های عزیز هم میخوام فکر کنیم به این که واقعا از«زمان»استفاده درست میکنیم؟
این بهایی که هر لحظه در حال پرداختش هستیم برامون چی به ارمغان آورده؟ازش راضی هستیم؟
الهی خیلی دمت گرم که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی
هر چی فکر میکنم نمیدونم چرا و چطور و از کی من با استاد و با این مباحث آشنا شدم ولی خیلی اوقات میبینم که اکثر مردم اصلا در کورد این مسائل نه شنیده اند و نه دیده اند و فقط سپاسگزار خداوندم برای بودن با استاد گرانقدر و شما دوستان عزیز
این فایل یه دنیا درس و تجربه است و به نظر من از مجموع کتب موفقیت ارزشش و کاراییش بیشتره
اوایل آشنایی با استاد خیال میکردم که او آدمیه که در عین حالی که زیاد کار نمیکنه و با چاشنی شانس به این موقعیت رسیده ولی هر چی اومدم جلو دیدم اتفاقا این شخص آدمیه که هر ایده و الهامی رو با تمام وجود و تعهد و ایمانش انجام داده و ازش بازخورد گرفته و مسیرشو اصلاح کرده
دوستان وقتی استاد میگه من برای رسیدن به این جایگاه زجر نکشیدم و به راحتی به این دستاورد ها رسیدم به این معنی نیست که هیچ کاری نکرده و خود به خود همه چی اتفاق افتاده خیر…
اولا که بیشتر از هر کسی روی خودش و باورهاشو ایمانش کار کرده و ضمنأ اینو بدونید استاد چون عاشق کارش و مسیرش بوده و به درستیش ایمان داشته، خستگی براش بی معنی بوده و کار کردن تا نیمه شب و تا دیر وقت و برای چند سال تلاش فراوان، همه و همه فقط جزیی از مسیر بوده توی ذهنش و لذت میبرده.
پس وقتی استاد میگه من برای رسیدن به این جایگاه زجر نکشیدم اشتباه برداشت نکنید که دیگه من با گوش کردن به یک فایل به موفقیت میرسم و همه چیز خود به خود اتفاق میفته
امیدوارم همه تون توی مسیر درست باشید و هدایت خداوند سوخت مسیرتون باشه و سایه اش آرامش زندگیتون🙏
استاد بزرگ ازتون بسیار ممنونم برای این دید دقیق و منحصر به فردتون که این برداشت زیبا رو از این عید بزرگ داشتید👍
الهی هزاران هزار مرتبه شکر برای وجود پر برکتت در زندگی همه مون❤️❤️❤️
باسلام واحترام ب دوستان استادومریم عزیزم.
راستشوبخواییداولش ترسیدم که بخوام این فایل روببینم.
فکر میکردم بایدیه چیز خیلی سخت یاپول قربانی کنم که نداشتم ولی یه حس عمیق بهم میگفت برو گوش کن ببین چیه اصلا وقتی گوش کردم یه درک عمیقی ازش دریافت کردم
دیشب داشتم ب این فکر میکردم من خیلی دوس دارم مشتریم زیادبشه ولی متاسفانه نمیشدواقعاناراحت بودم وکاسه چه کنم چه کنم دستم گرفتم
تااینکه گفتم خدایاتوفرمانروایی کل جهان هستی هستی هدایتم که حمایتم کن.
اومدم داخل سایت وهدایت شدم ب میزان تحمل شماچقدرهست. واین حرف استادخیلی ب دلم نشست میگفت وقتی همچی خوب پیش میره راهت درسته ولی اگه درست پیش نمیره ب مسئله ناجالب روب رومیشی یعنی یه چیز مشکل داره وخودت تو مشکل داری بایدخودتودرست کنی ن اینکه تحمل کنی.راه حل مسئله همیشه وجودداره و وقتی تو
ن پذیری این تحملو راه حلش بهت گفته میشه
من خودم مشتری ندارم وسالن بهم مشتری میده وجدا ازاجاره درصدمشتریم میدادم وهمیشه دوس داشتم خودم مشتری داشته باشم که اجاره بدم ن درصدو رفتم یه دوره جذب مشتری اینستاگرام گرفتم وازاونجایی اصلا تمرکز وبهاشوندادم ب هیجانرسیدم.
وچقدرخداوندقشنگ من هدایت کرد ومتوجه شدم من اصلا ن بهاشو دادم ن تمرکزبرای این کارانجام دادم. الان تصمیم گرفتم برنامه بچینم وبهاشوبدم وپرقدرت برم جلو وبیام اینجاازمشتری های فراوان وموفقیت هام بگم واینکه صوتو ذخیره کردم تاهمیشه گوش کنم وفراموش نکنم. باآرزوی موفقیت وشادی وثروت بیشتربرای شماعزیزانم
سلام استاد عزیزم و دوستای گلم
من این فایل رو خیلی دوس دارم
و دوس دارم که به گفته های خداوند عمل کنم
خداوند از داستان حضرت ابراهیم میخواهد به ما بگوید که برای رسیدن به خداوند
برای رسیدن به اهدافت
اهداف ما باعث نزدیکی ما به خداوند میشوند
باید قربانی کنی
باید چیزهایی که مانع رسیدن به اهدافت هستند را قربانی کنی
من هدفم در این سال
سال 1403
اول موفقیت مالی و سه برابر یا بیشتر کردن درآمدم
دوم رسیدن به روابط پایدار ینی باتوجه به تکاملم رابطه پایدار ماهیانه ینی اگر تضادی هم توی رابطم با عشقم باشه حدقا ماهی یکبار باشه
قبلا رسیده بود به هفته ای یکبار
حالا تقریبا روابط صلح امیز ما از هفته ای یکبارم گذشته
مسافرت به جاهای دیدنی ایران و اطرافمون مثل ترکیه آذربایجان و دوبی (با همسرم )
حالا اگرم نشد مشکلی نیست تنها یا با آدمای دیگه
دوستان هم فرکانس بیشتر
عظلات بزرگ تر
تولید محتوا هروزه و با کیفیت
لذت بردن از شغلم
و فروش سه برابر یا بیشتر مثلا عددی که من تایین کردم سه تا در روز یا بیشتر هست
خب من این اهداف رو دارم…باید بهاشو بپردازم
بهایی که برای خودم مشخص کردم
اولیش تنهایی و ترمرکز کردن روی خودم هست چون من از اینکار لذت زیادی میبرم نباید هیچ جوره ترکش کنم
دومیش تمرکز صدرصد روی آموزش های استاد عزیزم عباسمنش و نوشتن فایل ها و کامنت گزاشتن و صحبت با خودم درمورد فایل ها
سوم صحبت کردن با خودم درطول روز
چهارم انجام تمرینات استاد عزیزم چون فهمیدم که مسیله یادگیری نیست مسیله انجام تمرینات هست
پنجم تحسین قدم هام که خیییییییلیییی مهمه و تشکر از خداوند
ششم تحسین کردن آدمهای اطرافم و اینکه به هییییچوجه راجع به مسایل و مشکلات اطرافیانم هیچ فکری نمیکنم و سعی نمیکنم توی ذهنم بهشون نصیحت کنم و اصلا به هیچوجه بهشون فکر نمیکنم اگر هم فکر کم فقط به نکات مثبت فکر میکنم اونم خیلی کم و این حرکت من انقلاب عظیمی در من به پا خواهد کرد مطمیئنم چون به شدت تمرکزم آزاد خواهد شد
هفتم کار کردن روغرورم چون باتوجه به اینکه خیلی روی خودم کار میکنم دارم احساس میکنم یواش یواشغرور داره منو میگیره البته قبل از کار کردن روی خودمم این موضوع گریبانمو میگرفت ولی من نمیفهمیدم
هشتم صبح زود بیدار شدن هست چون وقتی دیر بیدار میشم به کارام و لذت بردن از زندگی نمیرسم و وقتم کم میاد
نهم خوندن تمرکزی قران هست مثلا روزی نیم ساعت میزارم تا تمرکزی قران بخونم
دهم مدیتیشن روزانه هستم چون واقعا واقعا بهم کمک میکنه تا ذهنمو آروم کنم و از منیت دور بشم از صداهای ذهنم دو بشم والهامات رو در یافت کنم
یازدهم تجسم هست که بسیار مهمه در کنار کارام باید روزانه وقتی بزارم برای تجسم اهدافم
دوازدهم تعهد به مرتب بودن خونم هست که همیشه دوس دارم روزانه کار کنم روی خونه زندگی و کارهام هرچند کوچیک ولی روزانه فعالیت داشته باشم اینجوری خونم بدون زحمت خاصی همیشه مرتب هست و کار عقب افتاده ای ندارم
سیزدهم هم پیاده روی روزانه هست که باید یادم باشه هیچوقت ترک نکنم چون چند بار گول خوردم گفتم دیگ من هروز پیاده روی میکنم به خودم اومد دیدم دوهفتس پیاده روی نکردم و دوباره از اول شروع کردن مکافاتیه و تمام زندگیمو تحت تاثیر قرار میده
اینا فعلا بهاهایی بود که یادم اومد بازم وقتش که شد دوباره این فایل رو گوش میکنم و مینویسم
بنام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان عزیزم
خداروشکر می کنم من هربار این فایل رو دیدم هدایتی بوده
و باهربار گوش دادن حرفای جدید میشنوم و مسمم تر میشم
باید بگم درواقع من یک دختری بودم که میترسیدم از هرچیزی از اینکه ادمارو حذف کنم
از اینکه فکر میکردم باید ادمارو کنارم داشته باشم تا در روابطم باافراد خوشحال باشم و شاد باشم
در صورتی که بعد فهمیدم نگه داشتن اجباری خودش مانع بزرگیه که نتونم ارتباط از روی محبت واقعی و دوست داشتن واقعی داشته باشم
و بهم الهام شد که اگه واقعا یه رابطه بی نظیر میخوام باید بهاشو پرداخت کنم
باید بر ترسهام غلبه کنم و ادمارو برای خودم بزرگ نکنم خداروشکر میکنم که خدابهم کمک کرد
به راحتی بتونم خودمو الویت زندگیم قرار بدم ن ادمای دیگه که فکر میکردم باید باشن چون به بودنشون عادت کرده بودم
الان خداروشکر میکنم حالم خیلی خوبه و دارم تنها روی توحیدم کار میکنم و با بودن ادما خوشحالمو بانبودنشون هم خوشحالم چون من فهمیدم باید عاشق کی باشم
استاد درست میگن باید بارها این فایل رو گوش بدیم
چون هرلحظه ادما سست میشن و نیمه راه ممکنه همه چیزو ول کنن
من تعهد دادم ب خودم که باید توحیدرو درک کنم و خودم الویت زندگیم باشم و بهترین رابطه و عاشقانه ترین رابطه ها رو داشته باشم بدون وابستگی
خیلی عالی پیش میرم اماوقتی بهانه ای مثل سرکارم و وقت ندارم و ….میاد تو ذهنم دقیقا نجواهای شیطانه اول کم میارم ولی باتوکل بخدا دوباره تکرار می کنم که من چی رو میخوام من یه دختر خجالتی که از ارتباط با دیگران ترس داره باید ادامه بده
باید عاشق خودم و خدای درونم باشم و این بهترین بهترین بهترین حس دنیاست
حقیقت رو باید بگم این فایل دگرگون میکنه حالمو
تصویر این ویدئو خدای من چقدر قشنگه توی این فضای یکدست سبز این لباس سفید رو پوشیدید و من عاشق این ترکیب رنگم منو جذب این فایل میکنه
استاد عزیزم ازت ممنونم بابت تمام این فایل های بی نظیرتون
خداروشکرمن هدایت شدم به این سایت و هرروز خداروشکر میکنم⭐
درپناه خدا شاد باشید
سلام استاد عزیز و زیبای من
استاد واقعا سپاسگزارم. از صبح دنبال یک چیزی بودم درباره امروز و می خواستم بدانم. فایل اعتماد به رب را قبل ها بارها گوش کردم. در اینترنت چرخ می زدم تا از قربانی مفهومی درک کنم که به دلم بنشیند.
این مفهوم برایم بسیار عمیق است. چون مدتهاست با زبان و گفتار شما و فایل های شما روز وشبم را سر می کنم، مثل همیشه به موقع (این کلمه به موقع درباره تمام فایل های شما صدق می کند) شما فایلی ر اآماده کردید که گمشده ی امروز من بود. سپاسگزارم. چقدر درست از مفهوم بها سخن گفتید، برای مایی که می خواهیم به هدفی برسیم. از دوستتان که مدرس زبان انگلیسی در سطح بالایی بودند و می خواستند آنلاین کار کنند گفتید و نکاتی را برای هدفش به او گفتید مثل اینکه داشتید به من می گفتید چکار کن.
از بهای کنترل ذهن گفتید. ازبهای حذف تلویزیون، حذف دوستانی که در مسیر هدف شما نبودند. از حرکتهای بزرگتون گفتید. جاهایی که من هم بهایی پرداخته بودم بسیار خشنود می شدم.
وقتی به یاد آوردم که من هم تلویزیون ر احذف کردم، خوشحال شدم که بهایی پرداخت کردم. وقتی به یادآوردم که پرسه زدن در فضای مجازی ر ا حذف کردم، خوشحال شدم که بهایی پرداخت کردم. بله این بهایی که پرداخت کردم واقعا برایم زجر و ناراحتی به همراه نداشت و بسیار هم لذتبخش بود و راه ر ا برایم هموار کرد. از کنترل ذهن گفتید که این نیز بهایی است که باید پرداخت.
تمرکز! بله تمرکز یک بهایی است که وقتی می پردازی نتایج عالی می شود و حتما که لذت هم می بری. وقتی تمرکزت را روی خواسته ات می گذاری، زمانی که مسئولیت تمام کارت را به عهده می گیری، وقتی سعی می کنی به سخن دیگران اهمیت ندهی همه و همه بهایی است که باید پرداخت. قربانی کردن آنچه که نفس ما می خواهد به آنها بپردازد اما نمی داند که این مواردی که شاید لذتی چند ثانیه ای به بار می آورد بیشتر تو را جوری سرگرم می کند که نمی توانی بفهمی چقدر از هدف اصلی دور شدی.
باید قربانی کرد آنچه را که ذهنت به آن فرمان می دهد. گشتن در فضای مجازی، دیدن یک سریال تلویزیونی، رفتن به یک مهمانی و سخنان ناخوش شنیدن.
از قربانی ها بزرگتری نیز سخن گفتید مثل رها کردن شغلتان و رفتن به تهران، سخنرانی در 30 کلاس دانشگاه و همه ی اینها قربانی است که برایتان نتایج بزرگتری رقم زده است. بله باید بهای آنچه را که می خواهیم بپردازیم اما این به معنای سختی و رنج نیست، اگر باورهای درستی داشته باشیم و اعتماد کنیم به پروردگار به رنج و بدبختی نخواهیم افتاد.
حتی اگر گاهی به تضادی برخورد کنیم می تواند درسی باشد که سکوی پرتابی برای قدم های بعدی باشد.
بسیار لذت بردم. من هم دوست دارم از ابراهیم بشنوم. دوست دارم آیه های مربوط به این اسوه را بخوانم. سپاسگزارم که این خواست من اجابت شد و شما این فایل عالی را تهیه کردید. سپاسگزارم.
به نام خداوند جان و خرد
کزین اندیشه بر نگذرد
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر همه ی دوستان خوبم
استاد جان .. استادی که داری پدری میکنی در حق ما ..خدا وکیلی آب رو ریختی روی آتیش.. دوباره بیداری و دوباره مصمم شدن برای ادامه ی راه حقیقت
خیلی به خودم افتخار کردم… به خودم و به استاد عزیزم
به خودم بابت اینکه زهرا راهت درسته و همین منوال را ادامه بده
به استادم که حقیقت را درک کرده و به من به عنوان ابراهیم زمانه می فهمونه که همینه و برو جلو
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خیلی حرف هاتون الهی بود . با دیدن این فایل و شنیدن صدای دستی از دستان خداوند فهمیدم که راهم درسته و برم جلو
تعهد هام رو دوباره نگاه کنم
تعهد هام درسته
تعهدهام حقیقته
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
من برای کنترل ورودی هام اولش سختم بود ولی گفتم استاد جان میگه باید انجامش بدم
اولش یه هفته نرفتم خونه مادرم . ترک دوستان . بعد دیدم فشار رومه ..تازه من از اونهایی نیستم که رفیق دوست و اینا باشم اما باید همین رو هم کنترل می کردم .
بعد استاد جان با //قانون تکامل //آشنام کرد
و من با تکرار و تکرار این قانوندرهای باز شدن
خوبیش این بود که استاد از زندگی خودش می گفت. منم می گفتم خب !!پس باید در زندگی خودم درستش کنم
کم کم تونستم ورودی هامو بسیار عالی کنترل کنم . چون خانواده ی من . خانواده همسرم . اطرافیام به شدت مذهبی هستن و باید ازشون دوری می کردم و این فایل اتمام حجت بود با تعهد هام شخص من خدایا صد هزار مرتبه شکرتت
//////استاد من فقط باور کردم که میتونم لاغر شوم .!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فقط با دیدن شما در سایت که دیدم لاغر شدید و همینطور یه حسی بهم میگفت این رو بخور و این رو نخور . با این کار چند نفر به من گفتن که لاغر شدی !!!! این در حالیه که من /// دوره قاون سلامتی //// را ندارم ..
حالا چطور لاغر شدم؟؟؟؟؟ فقط با دیدن و باور کردن ………………………..
بادیدن استاد جان
با صحبت هایی که می فرمودن
اونهایی که میگن نتیجه من خودمو میگم ما یادمون میره و نباید این اتفاق بیفته این خودش یه نوع شکست محسوب می شود
استاد شما خیلی ماهید
من هر چی که می گید را تا اون جایی که می تونم تا پای جان ، بهش عمل می کنم
خدا را صد هزار مرتبه شکر
استاد خدا بهتون ثروتی بده که نتونی بشمریش
داره مهاجرت مون هم جور میشه به امیدخدای مهربان
دست های خداوند همه ی کارها رو برای ما می کنن فقط با ، باور کردن قاون بدون تغییر جهان هستی ، فقط مثل وحی منزل گوش کردن به صحبت های استاد جان ، فقط زوم کردن روی استاد و زندگی استاد . نتایج استاد . باخوردهای استاد چرا؟؟؟؟ چون ایشون کسی هستن که نتیجه گرفتن و در حد حرف زدن نیست کسی هستن که بهش عمل کردن و عمل میکنن
استاد من به عنوان شاگردتون افتخار میکنم که در مکتب شما هستم
استاد شما بی نظیرید
استاد شما ماهید
استاد شما همتا ندارید
از قادر متعال براتون بهترینها را خواستارم
در دوره دوازده قدم فرمودید /// من به عنوان شاگرد شما باید این حرف ها رو به هیچ کس نگم /////// من هم گوش کردم و به هیچ کس نگفتم به غیر از همسرم که اول راه که بودم برای ترس بود که تمومش کردم و یه کم هم برای دخترم و اونم تموم شد و رفت . الانم برای همسرم که میگم همسرم وقتی التماس میکنه براش میگم و همه رو که نه ؟؟؟ مثله قبلا که خودمو خسته کنم و اینم روی خودم کار کردم
واقعا خدا را شکر میکنم که در این مسیر با استادی هستم که حرف هاش بوی خدا می دهد
استاد خدا بتون اجر بده که با حرف هاتون که همه را من باور میکنم ، باعث می شود که خداوند را بیشتر با خودم رفیق کنم
استاد خدا بهتون ثروتی بده که نتونی بشمریش که حرف هاتون چنان انرژی به من میده که زهرا برو و برو وبرو و انجامش بده همین رو برو و نترس همین رو برو و نگو نمیشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
من تمرین اگهی رو چندین و چند بار انجامش دادم و چنان قدرتی خداوند بهم میده که خودم باورم نمیشه خدایا صد هزار مرتبه شکرت
دیشب همسرم بهم میگفت داره درها باز میشه…
بهش گفتم خب .. بعد گفت یه انسان شریفی اومده و میگه می خواهیم با هم بریم تهران و تو برام کار کن ….من هم خونه ات میدهم به صورت رایگان با خانواده ات در اون خونه بشین و زندگی کن ….میگه اون خونه خیلی خوبه وبزرگه و ……
بعد من اول هیچی نگفتم ….بعد گفت نظرت چیه؟؟؟؟؟ بهش گفتم : من استاد جانم گفته طبق مدارت باید بری جلو و یه شبه نمیشه که ثروتمند بشی یا یه شبه بیماریت درمان شود باید کم کم و تکاملی بری جلو
گفت خب باید چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
گفتم باید تکامل را رعایت کنیم و چون ما تا حالا در خونه های کوچیک بودیم الان در مدارش نیستیم و به زمین می خوریم البته باری خدا کاری نداره ولی در مدارش باید باشی تا لذت شو ببری …باید خودمون رو در مدارش قرار بدهیم تا در خونه های بزرگ باشیم و اگه تکامل رعایت نشود نمیتونیم و دوباره زمین می خوریم
همینو که گفتم. گفت :پس باید این کار رو کرد. گفتم : آره …گفت : باشه
و بعد مثال هایی که طبق گفته های استاد رفته بودیم جلو و نتیجه داده بود ، را بهم گفتیم و یاد آوری کردیم و هر دو تامون احساس مون خوب شد خدا را شکر
خدایا صد هزارمرتبه شکرت
سلام به همه ی دوستان عزیزم واستاد عزیز و بزرگوار
من همیشه به عید قربان یه نگاه خاصی داشتم ودارم از اونجا که. ۲۰ساله ما هرسال برای عید قربان قربانی میکنیم
وهمیشه برام سوال بود یعنی چی چرا به چ دلیل تا اینکه توسط استاد با نحوه ونوع نگاه ابراهیم آشنا شدم و نگاه ابراهیم از قربانی کردن
دوست دارم دیدگاه خودمو در مورد بها بنویسم و برای خودم بنویسم و اگر واقعا دوستانه که کامنت منمو میخونن دوست دارم اگر نوع دیدگاهم درست نبود حتما بگن چون دوس دارم درک کنم مطلبو
دیدگاه من اینه که خداوند چه نیازی داره به من هیچی منم که به اون نیازمندم
خداوند منتظر اینه که من برم یه چیزیو قربانی کنم وبگم من اومدم واین گوسفند و امسال قربانی کردم برای خداوند خب که چی
دید من اینه ابراهیم وقتی خدا گفت برو قربانی کن و چه کسی رو پسرتو بچه تو که بعد سالها بهت دادمش حالا قربانیش کن اگه میگفت خودتو قربانی کن کار برای ابراهیم راحت تر بود من پدر نیستم هنوز اما وقتی به پدر مادر خودم نگاه میکنم حاضرند خودشو قربانی من بکنند شکی هم ندارند همونطور که استاد تو فایل اعتماد به رب توضیح دادند
اما چه چیزی ابراهیم رو آنقدر بزرگ کرد که تونست این بهای بزرگو بده فقط یک چیز (ایمان) این بهاست
وخدواند هم به اندازه رشد ایمان من بها میخواد
اما ایمان ابراهیم یک شبه نبود شاید تکمیل ایمان ابراهیم همون قربانی اسماعیل بود
اما از وقتی که گفت من یکتاپرستم خداوند بهش گفت که حالا ایمان تو قوی کن
با شکستن بت ها با دادن فرزند تو اون سن با رفتن داخل آتیش با اعتماد به ربی که بچه تازه به دنیا اومده رو با زنی که تازه بچه به دنیا آورده وسط بیابون ول کردن همه ی این. ها ایمان ابراهیمو قوی کرد که شد اون ابراهیم وابراهیم بهای اهدافشو با ایمان و توحید داد
واگه الان استاد عزیز اگه خدا بهت بگه که عباس منش خودت میدونی که من همه چی بهت دادم از همه چی همه چی ثروت سلامتی عشق ارتباط خوب همه چی
همه رو ول کن همه رو ببخش سایتتم ببند و ازاول شروع کن اگر این پیام خدا برای تو باشه آیا انجام نمیدید قطعا انجام میدید حتما این کارو میکنید چون اون ایمان شما شکل گرفته ونترسی خواهی داشت و نه غمی چون ایمان داری
اما من چی من نه من نمیتونم بلوفم نمیزنم چون ایمان من در اون حد نیست که اون بهارو بدم اما شما میتونید
اما بهای من برای اهدافم الان چی بوده
الان که میخواستم این مطالبو بنویسم ذهنم میگفت توکه بهایی ندادی که به خواسته هات برسی باید بری بدویی تلاش طاقت فرسا کنی سختی بکشی اما مچشو گرفتم
بهای من یک سال ندیدن خانواده مه که عاشقانه دوسم دارند بهای من اومدن تویه شهر که ۱۰۰۰کیلومتر فاصله داره با ۱۰۰هزار تومن تو کارتم
بهای من قطع وابستگی با خانواده م
بهای من کات کردن با ۱۰۰درصد دوستانم که تنهایی تنها شدم
بهای من ترک دختری که خیلی دوسش دارم اما قطع رابطه به دلیل اینکه شرک داشتم و وابسته میشدم وباید شرکو حذف کنم بعد رابطه وهر چیز دیگه ای
بهای من حذف شبکه های اجتماعی و… بوده
اما من با دادن این بها ها هنوز از لحاظ مالی رشدی نکردم وخدواند فقط توسط دستاس تا اینجا منو آورده
اما الان از هر دری که میخوام وارد میشم فقط به یه چیز بر میخورم توحید ایمان به رب
این بهایی اصلیه که باید پرداخت کنم این مهم ترین بها است که وقتی یه مشتری که میتونم با قراردادی که برای اوکی میکنم خیلی از مسایل مالی حل بشه اما بهم میگه نه و نمیشه ومن اون لحظه این بهارو بدم که بگم خدا از دست دیگه ش بهم میده ومن نگران نیستم من ایمان دارم این همون بهاست
خیلی بها ها هست که من حاضرم بدم بهاهایی که میبینمشون وحاضرم اون بها هارو بدم اما بهایی که نمیبینمش و حاضرم اون بهارو بدم ایمان و اعتماد به ربه که بهم وعده پیروزی وثروت وفزونی داده به شرطی که من به اون اعتمادکنم واین یه بهایه کاملا درونیه
من خیلی حرکت کردم از شهرم از روستام اومدم بیرون با ظاهر اینکه اونجا خیلی همه چی فراهم بود از خانواده م گذشتم با اینکه عاشقانه منو دوست دارن وبعنوان بچه کوچیک خانواده از همه بیشتر دوستم دارن بهای من اومدن ونه غذایی برای خوردن داشتن ونه سقفی داشتن اما همه رو اون جور کرد برام الله یکتا
اما چرا هنوز به خواسته های مالیم اهداف مالیم نرسیدم چون شرک دارم هنوز ایمان کامل ندارم که خداوند که به من رزق میده روزی میده نه مشتری نه مدیر. نه هیچ کس دیگه این اون بها هستش واکه کسی فک میکنه این بها نیست و دویدن وسختی کشیدن بهاست به نظر من امتحانش کنه تا برسه
چون ایمان داشتن و اعتماد بی چون چرا بهای بزرگیه
یه اتفاقی که قبل عید امسال برام افتاد میخوام تعریف کنم که برای خودم نشانه محکم تری باشه
ما تو دفتر کاریمون نشسته بودیم غروب بود یه بنده خدایی که سازنده بود تو منطقه وهست اومد که یکی از واحدهاشو برای فروش بذاره از قضا سرصحبت باز شد این آدم مولتی میلیاردره وبسیارم آدم ساده وخاکی در مورد خودش وچطوری رسیده به اونجا صحبت کرد ۴ساعت تا ساعت ۱۲شب صحبت کرد واز اول صحبت هاش وتا آخرش فقط اینو گفت (عزیزان من فقط خدارو باور کنید) همین میگفت هرچی دارم رو اون بهم داده هرچی عزیزانم برید خدارو بشناسید
نه قانون میدونست نه بلد بود اما ناخودآگاه قشنگ اجراش میکرد
میگفت خدا هرچقدر بهم بده من انفاق میکنم
۱۰۰تومن بده ۱۰تومن میبخشم
گفت هیچی بلد نبودم فقط گفتم خدا دستمو بگیر گفت تو عرض چند سال یه جوری من کشید بالا گفتم خدا چیکار میکنی دستمو کندی گفت خدا بهم گفته تو چیکار داری تو دستتو دادی به من کاریت به بقیه ش نباشه واز کارهای که خدابراش انجام داده بود میگفت وهیچ اعتباری از اون همه ثروت و زندگی به خودش نمیداد فقط میگفت خدا
(عزیزانم برید خدارو بیشتر بشناسید)
به نظر من بها ایمانیه که باید پرداخت بشه من خودم آدمی بودم و هستم که همیشه حرکت کردم اما بدون ایمان زجرم کشیدم ساختیم کشیدم دربه دریم کشیدم واخرش هیچ اما تصمیم گرفتم حرکت کنم این بار با ایمان با اعتماد به رب و قربانی کنم تمام شرک های وجودم رو
به قول استاد که گفت تو یکی از فایلاش که من شرک داشتم نسبت به ثروت وکلی دویدم بدهکار شدم وبعد وقتی فهمیدم شرکمو با ایمان به رزاقیت خداوند که خداوند اگه خدای رابطه عاشقانه ست اگر خدای سلامتیه اگه خدای اعتبار خدای پول وثروت هم هست وبعد دیگه زجر نکشیدم پول خودش اومد
تمام این حرفها رو به یگانه عالم هستی قسم فقط برای خودم گفتم نمیدونم فقط نوشتم حتی الان نمیدونم چی نوشتم مگه دوباره بخونمشم
سپاسگذارم همتون هستم برای کامنت هاتون
وسپاسگذار استاد عزیز امیدوارم ماهم مثل تو بتونیم موحد باشیم شرک هامونو قربانی کنیم
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری مجویم 🙏🙏🙏
سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم بابت این آگاهی های نابی که در اختیارمون میذارید ❤️❤️
من اون اوایل که با شما و برنامه هاتون آشنا شدم خیلی نتایج خوبی رو میگرفتم در مورد تمام مساعل زندگیم و بخصوص در مورد مساعل مالی که تا بحال تجربشون نکرده بودم بعد از مدت یک سال نتایجم خیلی کمرنگ تر شد و همیشه برام سوال بود ( من که خیلی وقته دارم رو قانون کار میکنم و اطلاعات و تجربه ای که الان از قانون دارم خیلی بیشتر و در مورد مساعل دیگه واقعا نتیجه گرفتم اما چرا تو مساعل مالی دارم افت میکنم ؟ ) متوجه نبودم که من اون زمان درسته تجربه م و اطلاعاتم کمتر بوده اما عملا هر انچه که اون زمان داشتم رو قربانی کردم وقتم انرژیم از کارهایی که خیلی حال میداد بهم اما منو دور میکرد زدم و با تمرکز زیاد و لیزری رو مسیر عشق و علاقم کار میکردم و نتایج خیلی بزرگی رو نسبت به سامان قبل میگرفتم اما بعد از مدتی من برگشته بودم به آدم قبل همون کارهارو حالا با درصد کمتر اما انجام میدادم یه سری کارارو که قشنگ حس میکردم داره دورم میکنه از مسیر علاقم و قانون و من امروز از شما یاد گرفتم که برای رسیدن به موفقیت : تمرکز لیزری و همه جانبه میخواد و این تمرکز جز با حرکت در مسیر عشق و علاقت نمیتونه اتفاق بیوفته چون اگه مسیر عشق و علاقمو نرم نمیتونم تمرکز بذارم روش و طبیعتا پیشرفتی هم نمیکنم خلاق نیستم ایده هامو جدی نمیگیرم و … بعد از اینا میرسیم به اهمیت بحث باورها که اگر برم تو مسیر عشق و علاقم و تمرکز وانرژی بذارم اما نتونم پول بسازم و ثروت خلق کنم باهاش کم کم مجبور میشم برم دنبال مسیری که علاقه ندارم بهش برا اینکه بتونم فقط مخارج زندگیم رو تامین کنم در حد زنده بودن به قول خودتون مثل بدنه جامعه ، پس در نهایت باید باورهام رو همه جانبه برای خلق ثروت از مسیر عشق و علاقم درست کنم و بچسبم به همین مسیر و هر انچه که منو از این اصل از این مسیر الهی دور میکنه قربانی کنم ( فیلم سریال مهمونیها دوستان … و کلی چیزای دیگه که حسابی منو عقب انداخت بعد از اون همه نتیجه باید بهاش رو بپردازم و قربانی کنم برای رسیدن به خواسته هام ، استاد این بزرگترین درسی بود که تا به امروز از این عید به لطف خدا و وجود شما گرفتم واقعا سپاس گذارم ازتون که از زوایایی قوانین رو اموزش میدید به ما که بتونیم استفاده کنیم ازش تو زندگیمون برای پیشرفت و موفقیت ممنونم ازتون ❤️❤️❤️
به نام الله یکتا
سلــــــــــام 💜
حاضرم برای هدفم چه چیزی رو قربانی کنم ؟!!!
دو روز پیش این فایل فوق العاده ارزشمند رو دیدم و دو روزه تمامه که شب و روز دارم به این فکر میکنم که تا اینجای کار برای هدفم چه کار کردم ،از چه چیزای بیهوده و موانعی که سد راهم بود گذشتم و چه ارتقایی در راه رسیدن به خود تعالیم انجام دادم ؟؟!!
استاد عزیزم ازت سپاسگذارم ،خدارو سپاسگذارم که اینجا هستم و توسط شما هدایت میشم 🌸💙،وقتی این فایل رو میدیدم ته قلبم گفتم این همون فایلی بود که من نیاز داشتم انگار طرف صحبت هاتون فقط من بودم انگار خدا داشت از طریق کلام شما هدایتم میکرد، باهام حرف میزد ،حس میکردم یه عضو نزدیک خانوادم یه پدر یه برادر بزرگتر وضعیت و حال درونیم رو میدونه و نشسته و رو در رو و چشم تو چشم و جدی داره نصیحتم میکنه که این راهته ، اونقدر که وسطای فایل وقتی باهمون حالت دوست داشتنیِ همیشگی که جدی میشید ،گفتید «تو قربانی کردی ؟؟!!، حضرت ابراهیم تا قربانی کردن پسرش جلو رفت تو تا کجا میری ؟؟!!!» بغضم گرفت ،حرفای شما تو گوشم میپیچیدو نگاهم به تابلوی رویاهام بود و ته دلم از خودم میپرسیدم «واقعا براشون چی رو قربانی کردم ؟!» ، این فایل و صحبت های شما من رو خیلی تکون داد استاد روز و شب دارم به این فکر میکنم ، مینویسم حتی همون شب مثل شما اومدم یک بار دیگه رویاهامو لیست کردم و یه نگاه کلی بهش انداختم و به خودم گفتم الناز، استاد برای اینجا بودن جونشو وسط گذاشت تو برای هدفهایی که لیست کردی حاضری چیو وسط بذاری ؟، با خودم تنها شدم و از خدا هدایت خواستم تا اینکه دیروز یه تصویری توی ذهنم دیدم خودم رو دیدم که لبِ یه دره ایستادم اون طرف دره هم خود متعالیم بود ،منی بود که داره آرزوهاشو زندگی میکنه اما بینمون فاصله بود و توی این فاصله صدها من وجود داشت ، من های زیادی که هر کدوم ترس های خاصی داشت ،ترس از حرف مردم ،ترس از طرد شدن ،ترس از شکست و …. یکشون گَه گاهی رو مردم حساب میکرد و توکلش ضعیف بود، یکیشون اصرار داشت تو دایره ی امنش بمونه، یکیشون میخواست مورد تایید باشه و …..کلی از تاریکی های وجودم رو دیدم ، دیدم که تنها راه رسیدن به اون طرف دره که خودمتعالیم و زندگی رویاییم هست اینکه از این تاریکی ها عبور کنم …، نمیدونم این تصویر هرچی که بود به دلم نشست فهمیدم بزرگترین مانع من خود منم ، من باید با کسب نور آگاهی نیمه ی تاریک وجودیم رو روشن کنم هر چه قدر آگاه تر بشم بهتر میتونم از ترس هام عبور کنم ، راستش اینبار که هدف ها و رویاهامو لیست کردم چون فقط تیتر و موضوع اصلی رو نوشته بودم بهتر متوجه شدم باید چی کار کنم و به چه سمتی حرکت کنم، تصمیم گرفتم مهارت های لازم برای هدفم رو ارتقا و بهبود بدم مهم نیست چه قدر انرژی و زمان میبره من از شما یاد گرفتم استاد جانم که با لذت بها بپردازم چون پرداختن این بها درست مثل خریدن بلیط برای شهر بازی میمونه بهاشو میدی تا لذتشو ببری 😍💫
بی انصافی نمیکنم منم از خیلی چیزا گذشتم برای ارتقا و بهبود زندگیم و فکر میکنم یکی از دلایل آشناییم با شما و در این مدار قرار گرفتنم همین بوده که روابطم رو محدود کردم و شُدم خودم و رویاهامو کتاب های موفقیت و دوره های موفقیت ، بزرگترینشم ایستادگی و دفاع از اهدافم درمقابل مقاومت های عزیزترین و نزدیک ترین فرد به من بود، تصمیماتی که گرفتم به دور از منطقِ چارچوب جامعه بود همه ی فرعیات از نظر من و اصلیات و طلایی ترین مورد برای موفقیت از نظر دیگران رو گذاشتم کنار اینها خوبه اما کافی نیست حداقل نه برای اهداف من ،هدف های بزرگ و ارزشمند قربانی بزرگ و ارزشمند میطلبه نه مثل قابیل یه شاخه گندم …
میدونید استاد من 24 سالمه 20 سال نگم حداقل 10سال از زندگیم تو نادانی و جهل و افسردگی و خم و راست شدن و گریه کردن برای بُتی که اسمشو گذاشته بودم خدا گذشت به امید اینکه همه چی بیرون از من یهویی درست بشه ،4 ساله که هدایت شدم به سمت مسیر الهی و چند ماهه هدایت شدم به این مسیر بهشتی وتازه دارم خودم رو پیدا میکنم ،شادم، همیشه شادم هدف دارم ،رویا دارم رویایی که یاد آوریش قلبمو به تپش میندازه و اشک شوقم رو جاری میکنه ، امیددارم ،خدای واقعی رو تازه چند ماهه پیدا کردم تازه فهمیدم زندگی چــــــه قدر قشنگه💫😍💙 ، خانواده ای دارم که به جای نگه داشتنم تو دایره ی امن بهم یاد میدن چه طور رو به جلو برای تحقق اهدافم قدم بردارم ،با وجود ترس هام شجاع باشم حرکت کنم و تنها روی خدای احد و واحد حساب کنم و به معنای واقعی کلمه من زنده ام و زندگی میکنم💖 ،اما آدما چیزی رو که نفهمند کسی رو که درک نکنند روش یه برچسب دیونه و شکست خورده میزنن و تمام…
بهتره که ازشون ناراحت نباشیم پیامبر اسلام سالها خدا خدا میکرد بهش گفتن دیوانه ،حضرت موسی از وجود خدا نشونه میاورد بهش میگفتن جادوگر، به خاطر گفتن این حقیقت که زمین به دور خورشید میچرخه و نه خورشید به دور زمین آدمهای بزرگ و عالم رو محاکمه میکردن میگفتن تو اشتباه میکنی اما امروز همه مون میدونیم چه کسی اشتباه میکرده 😊😉، مهم نیست بقیه چی میگن مهم اینه که ما به مسیری که قلبمون میگه درسته ادامه بدیم درخششمون رو دنبال کنیم به مرور همه میفهمن مسیر درست کدوم بوده و برای حرکت کردن تو این مسیر تو جایی قدم میذارن که تو قبلا ازش گذشتی ، رد پای تو رو دنبال میکنن…. تو دنیا فقط من هستم و من دیگران فقط نماییی از فرکانس های من هستند ، پس چرا برای دیگران و نظرشون بیشتر از خودم و علایقم ارزش قائل باشم؟! ،این دنیا و این هدیه ی شگفت انگیز زندگی اونقدری هست که ما فقط جای خودمون زندگی کنیم اونقدری فرصت نیست که بخوایم برای دیگران وقت زندگی کردنمون رو تلف کنیم …
نمیدونم با کدوم کلمات میتونم تحسینتون کنم استادجان، به خاطر همه چی تعهدتون ،ایمانتون ،دل مهربونتون که راهنمای ما شده برای رسیدن به خوشبختی و…شاید این کلمه از نظر من کاملترین باشه 👈دمتون گرم دمتون گرم 💜🌸🌼
برای همگیمون یه عالمه احساس ناب خدایی آرزومندم 💙💫😊
سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عزیزم؛
امروز بعد برگشتن از دانشگاه تو مسیر داشتم فایلو گوش میدادم و هر حرفی که استاد میزدن من رو یاد لحظاتی از زندگیم مینداخت.
در واقع ما برای هرچیزی بهایی میپردازیم و همیشه داریم با جهان داد و ستد میکنیم؛
دروغ بگیم دروغ میشنویم،
صداقت به خرج بدیم صداقت میبینیم،
محبت کنیم محبت میبینیم،
حرف خوب بزنیم حرف خوب میبینیم،
اما…
مهم ترین چیزی که همه ی ما و در هر شرایطی بعنوان بها به جهان میپردازیم زمانه…🙂🙂
این زمان برای ما تکامل اهدافمون رو میاره،
پخته شدن و یادگرفتن قوانین رو میاره،
این زمانه که برای ما نتایج رو مشخص میکنه
بعد گوش کردن به فایل باز یادم اومد که زندگی من ابدی نیست که بخوام در جا بزنم و حتی بخوام ذره ای از این زندگی رو تلف کنم،
دوستان این خیلی من رو به فکر وا داشت که آیا از همه لحظات زندگیم درست و مفید استفاده میکنم؟
آیا وقتی که برای رسیدن به هدفام میذارم مفیده؟
واقعا بیاین رو این فکر کنیم و خودمون رو آگاه تر کنیم نسبت بهش…
این جرقه که با حرف های استاد تو ذهنم زده شد بهم یادآوری کرد که من شیش ماهه میخوام برنامه نویسی کامپیوتر یا فتوشاپ یاد بگیرم ولی خیلی کم براش«زمان»گذاشتم و «زمان»داره میگذره،
پس تصمیم گرفتم برم سمت این هدف و بیشتر از این وقتم رو تلف نکنم،کل زمان باقی مونده از تابستون رو(یک ماهش صرف امتحانات دانشگاه شد)برای این هدف اختصاص بدم و براش تلاش کنم🤩🤩🤩🤩🤩🤩
خوشحالم از این بابت که هر فایلی که استاد میذارن ی دری واسم باز میکنه یا ی چیزیو یادم میندازه که بهش نیاز دارم…
حالا از شما هم فرکانسی های عزیز هم میخوام فکر کنیم به این که واقعا از«زمان»استفاده درست میکنیم؟
این بهایی که هر لحظه در حال پرداختش هستیم برامون چی به ارمغان آورده؟ازش راضی هستیم؟
مرسی که کامنتم رو مطالعه کردید❤️
الهی خیلی دمت گرم که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی
هر چی فکر میکنم نمیدونم چرا و چطور و از کی من با استاد و با این مباحث آشنا شدم ولی خیلی اوقات میبینم که اکثر مردم اصلا در کورد این مسائل نه شنیده اند و نه دیده اند و فقط سپاسگزار خداوندم برای بودن با استاد گرانقدر و شما دوستان عزیز
این فایل یه دنیا درس و تجربه است و به نظر من از مجموع کتب موفقیت ارزشش و کاراییش بیشتره
اوایل آشنایی با استاد خیال میکردم که او آدمیه که در عین حالی که زیاد کار نمیکنه و با چاشنی شانس به این موقعیت رسیده ولی هر چی اومدم جلو دیدم اتفاقا این شخص آدمیه که هر ایده و الهامی رو با تمام وجود و تعهد و ایمانش انجام داده و ازش بازخورد گرفته و مسیرشو اصلاح کرده
دوستان وقتی استاد میگه من برای رسیدن به این جایگاه زجر نکشیدم و به راحتی به این دستاورد ها رسیدم به این معنی نیست که هیچ کاری نکرده و خود به خود همه چی اتفاق افتاده خیر…
اولا که بیشتر از هر کسی روی خودش و باورهاشو ایمانش کار کرده و ضمنأ اینو بدونید استاد چون عاشق کارش و مسیرش بوده و به درستیش ایمان داشته، خستگی براش بی معنی بوده و کار کردن تا نیمه شب و تا دیر وقت و برای چند سال تلاش فراوان، همه و همه فقط جزیی از مسیر بوده توی ذهنش و لذت میبرده.
پس وقتی استاد میگه من برای رسیدن به این جایگاه زجر نکشیدم اشتباه برداشت نکنید که دیگه من با گوش کردن به یک فایل به موفقیت میرسم و همه چیز خود به خود اتفاق میفته
امیدوارم همه تون توی مسیر درست باشید و هدایت خداوند سوخت مسیرتون باشه و سایه اش آرامش زندگیتون🙏
استاد بزرگ ازتون بسیار ممنونم برای این دید دقیق و منحصر به فردتون که این برداشت زیبا رو از این عید بزرگ داشتید👍
الهی هزاران هزار مرتبه شکر برای وجود پر برکتت در زندگی همه مون❤️❤️❤️