حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟ - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

729 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فائزه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 596 روز

    به نام خالق من و حضرت ابراهیم

    که خالق هر2ی ما یکی ست.سلام استاد عزیزم و مریم جان.اول از همه میخواستم ازتون تشکر کنم بابت این سایت بی نظیر که این همه کامنت های عالی رو در اختیار ما میذاره و صحبت های بی نظیر استادد

    با شنیدن این صحبت هاتون و یادداشت کردنشون انگار یه بار دیگه خدا دستم رو گرفت.گفت تو بلند شو من هستم.تو تعهد بده.تو عمل کن‌من به اون کارت 100ها برابر برکت میدم

    من جدیدا اعتماد بنفسم خیلی سر اینکه نتونستم خیلی مواقع پای حرفم بمونم کم شده.من میدونم که اگر عمل کنم.اگر حرکت کنم.اگر هرروز بهتر بشم میتونم به هدفم برسم.

    خداوند یه الهامی بهم کرد.شاید پاشنه اشیل تو،چیزی که استاد میگه تغیر 1درصدی توش نتایج خیلییی بزرگ به ارمغان میاره همینه.تو به خودت اعتماد نداری چون مطمئن نیستی بتونی سر حرفت.سر قولت بمونی؟مسخره است.خوب تو به فرمان خودتی فقطط تویی که تصمیم میگیری الان،فردا،پسفردا چیکار کنی.تویی که تصمیم میگیری به قولی که به خودت دادی عمل کنی یا نه.پس بیا اینو به خودت ثابت کن.اینکه ((من‌ میتونم به تعهدی که به خودم دادم عمل کنم))

    من به خداوندی که هرلحظه من رو هدایت میکنه ایمان دارم.خودش کمکم میکنه.دستم رو میگیره و میبرتم قله کوه

    صحبت هاتون چیزهایی رو انگار در مغزم باز کرد

    فائزه؟پیامبر سالی یک ماه تنها در غار میرفت و روی خودش مار میکرد.بهای هدفشو میپرداخت.استاد هردوره ای که میخواد بزاره چند وقت تنها میره و تمرکزی روش کار میکنه.اونوقت تو میگی 3ماه نمیتونم تمرکز بزارم روی درس؟؟ تو میگی من از درس خوندن لذت میبرم میگی عشق میکنم وقتی با خوندن زیست به قدرت خدا پی میبرم.میگی عشق میکنم وقتی میتونم قوانین فیزیک و ریاضی رو که ذره ای یاد گرفتنشون مساویه با یادگرفتن قطره ای از بی نهایت علم بی کران خداوند.اگر علاقه داری پس خستگی معنایی نداره پس اینکه وای سخته معنایی نداره

    من امروز در دفترچه بی نهایت زیبام برای خودم نوشتم و همینجا قول میدم که متعهد بهش باشم و هرروز خودم رو بهتر کنم

    و یه جمله ای که تو کامنت ها خوندم و عالی بود:

    من به خودم تعهد میدم که این روح خدایی رو به لیاقتش برسونم

    ممنونم از سعید عزیز با این جمله زیباشون

    خداجانم شکرت که هدایتم کردی به این فایل بی نهایت زیبا.استاد عزیزم ممنونم که این اگاهی های خالص رو در اختیار ما میزارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    به نام خداوند جان آفرین به نام خداوند مهربانم سلام به استاد عزیز و مریم مهربانم

    خدایا شکرت که تمرکز و چقدر آگاهی به من میدهی و دستمو گرفتی و میبری به بهترین و زیباترین جاها ممنونتم سپاسگزارتم

    استاد عزیزم پرداخت بهاست که نتایج به همراه دارد

    من چند ساله جزء شاگردان شما هستم اما پرداخت بها دقیق نمیدونستم چی و باید چکار کنم

    چون در مدارش نبودم

    ولی الان دارم برای خواسته ام که رسیدن به استقلال مالی و بزرگ شدن ظرفه وجودمو تلاش ذهنی میکنم دارم بها پرداخت میکنم و نتایج بوم بوم داره میاد و میبینم به وضوح

    حضورخداوند رو حس میکنم در زندگی و کسب و کارم الهی شکرت

    بها پرداخت کردن برای رسیدن به خواسته هام

    اول :ندیدن تلویزیون

    کنترل ورودی ذهن و کانون توجه ام به سمته خوبی و زیبایی و عادت دادن ذهن

    دوم :روی خودم کار کردن و تمرکز گذاشتن روی فایلها و خودم

    به کسی کاری نگیرم و فوکس روی خودم و کارم باشه حواسم

    پرداخت بها = دریافت نتایج

    وقتی روی خودت کار میکنی و ایمان و اعتمادتو هر روز به خداوند زیاد میکنی

    وقتی توجه و فرکانس درست به جهان میفرستی

    جهان هم سریع بهت پاسخ مثبت میدهد

    خدایا شکرت که متفاوت زندگی میکنم و متفاوت نتیجه میگیرم

    خدایا شکرت که کنارمی

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم من سعی میکنم هر روز بهای بیشتری پرداخت کنم تا به رویاهام و هدفهام و زندگی عالی برسم به استقلال مالی برسم

    و تلاش ذهنیمو بیشتر میکنم

    خدایا تو هم کمکم کن و هدایت از سمته تو

    خدایا شکرت که انسانهای مهربان و ثروتمند از هر سو به سمته من میان و منو پیدا میکنن

    چون من لایق هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1502 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که باید بهاشو بپردازم تا توی مسیرش باشم و هدایت هاشو دریافت کنم و بهای با خدا بودن تمرکز و ایمان قویه همین و بس ، از این بالاتر که وقتی باخودش باشم بیشتر بهم خوش میگذره ،

    من وقتایی که تمرکز روی کارم میذارم و باعشق مطالعه میکنم و با عشق به اجرا میرسونمش به شب نرسیده جواب و نتیجه میگیرم ، دیگه بالاتر از این چی‌میخوام ؟؟

    نه کار سختیه نه از تفریح و لذت بردن دور میشم ، میگه آقا فقط کافیه ذهنت و اروم کنی خلوت باشی ، من بهت میگم چیکار کن ، سکوت کن انجام بده و نتیجه های خوب بگیر ، به الگوهایی که نتیجه گرفتن هم دقت کن ،

    صراط الذین انعمت علیهم

    به اون هایی که بهشون نعمت دادم هم نگاه کن الگو بساز ببین اونا چیکار کردن توام هموم کارو بکن همین و بس تمام ،

    خدایاشکرت که الان یک هفتست خودمو بستم به آموزه های استاد و دارم نتیجه میبینم متمرکز روی کسب و کارم که عاشقشم و جدیدا به محض اینکه ذهنم میاد دور بشه خودمو پرت میکنم توی کار و‌حالم خوب میشه و‌دوباره به مسیر‌برمیگردم همش این جمله استاد توی ذهنم میاد که من یه جایی به خودم‌ گفتم من فقط باید بالا برم نه نزول کنم ،

    ما اومدیم توی این دنیا که فقط بالا بریم ،

    مثل تمام دنیای مدرنی که داریم میبینیم روز به روز داره بالا میره و به سمت آسایش بیشتر‌میره ،

    من حسم اینه که بهای سخت و عجیب غریبی هم نیاز نیست پرداخت کنم برای پیشرفت همش با لذت داره انجام میشه ،همونی هم که اسمش و بها گذاشتم همین فاصله ها همین تمرکز ها همش برای خوب شدن حال خودمونه ،

    وقتایی که ذهن ساکته چقدر حالمون خوب میشه و توی مسیر دذست حرکت میکنیم ،

    اصلا بعضی آدم ها حرف ها کارها و انرژی هاشون لایق وقت گذاشتن نیستن که ما بخوایم واسشون وقت با ارزشمون و هدر بدیم ،

    من همش به اونایی که تلویزیون زیاد میبینن میگم‌حیف مغز قشنگت نیست ؟

    خدا الکب بهمون هدیه نداده که قدرشو بدون و با هرچیزی پرش نکن

    خدایا شکرت

    خدایا خودت هدایتم کن به راه مستقیم

    به راه کسانی که به آن ها نعمت دادی ،

    شکرت هزاران بار برای حال خوب،

    در‌پناه خداوند با ارزش و هدفمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
    مدت عضویت: 394 روز

    به نام خدا

    این فایل مکمل جلسه چهار دست یابی به رویا ها هست!

    اون فایل رو گوش دادم و گفتم بگزار بیام رو سایت و تو کلید ها بخش تمرکز لیزری رو کلیک کنم!

    شکر الله دو سه تا ویدیو رو انتخاب کردم که گوشش بدم!

    ی فایل این بود که اگر تمرکز نصف شود نتیجه تقریبا نصف می شود!

    و ی فایل هم در مورد معرفی دوره ی عشق مودت بود که الان دارمش!

    و همچنین اینکه الان اومدم سراغ این فایل بی نظیر!

    شکر گزار الله هستم که بهم این فرصت رشد کردن رو بهم میده!

    هدفی که انتخاب کردم که به صورت تمرکز لیزری روش کار کنم – یادگیری مهارت فتوشاپ هست!

    شکر الله قبلا در جلسه ی یک عزت نفس نوشتم که میخوام رو پریمیر پرو کار کنم و الان یادش گرفتم و الان قراره که رو فتوشاپ کار کنم!

    شکر الله یکتا که زندگی هدفمندی رو برا خودم تدارک میبینم و قراره همواره قدرتمند رو خودم کار کنم!

    شکر الله دیروز دو تا دوره تهیه کردم و این به این معناست که برای رشد و موفقیت خودم بها پرداخت میکنم!

    یادمه بعد از آفرینش چهار دیدم که دوره ندارم گفتم بگزار که فعلا عزت نفس رو مرور کنم بعد هدایت میشم به دوره ای! – شکر خدا جلسه دو عزت نفس بودم که هدایت شدم به خرید دوره عشق مودت و بعد چند روز رفتم تو سایت که دوره عشق مودت رو تهیه کنم دیدم که عهه موجودی دارم فعلا و دوره عشق مودت رو با دستیابی به رویاها رو با هم تهیه کردم!

    شکر الله الان اون دو دوره رو دارم و دارم عالی باهاش پیش میرم

    دیروزم دو تا دوره تهیه کردم – دوره آفرینش 5 با دوره قدم پنج!

    شکر الله یکتا بابت روند رو به رشدم پس از امروز تا اخر ماه تمرکز میکنم رو کار کردن رو مهارت فتوشاب با تمرکز لیزری!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 454 روز

    درود

    روز صد و نود ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد

    از دیروز چهار بار این فایل رو دیدم و گوش کردم

    اول از منظره دریاچه میگم با اون باران نم نم زیبا که خیره کننده بود. یک فضای بی اندازه زیبا و رویایی سپاسگزارم که این فایل در این فضا ضبط شده که ما لذت ببریم از اینهمه نعمت زیبایی .

    به قول استاد هر چه بیشتر گوش میکنیم چیزهایی رو می شنویم که قبلا نشنیدیم‌.

    من فهمیدم که یکسال زمان گذاشتن و نتیجه ملموس نگرفتند بخاطر پرداخت نکردن تمام و کمال بها هست .

    توی تمام فایلها استاد گفتید که به اندازه ای که روی خودتون کار کنید نتیجه میگیرید

    تمام این فایل من مدام فکر میکردم که چه بهایی باید برای هدفم بپردازم و در آخر فایل بالاخره فهمیدم که بهای رسیدن به هدفم کنترل ذهنم هست .

    شاید تو این یکسال از نظر خودم وقت گذاشتم روی ورودی هام روی کنترل ذهنم روی فایل ها ، روی باورهام.. ولی خب نتیجه خیلی کوچک و نامحسوس بوده شاید یک از هزار بوده . خداروشکر که تو بعضی جاها شاید بیشتر بوده اما در سلامتی شاید یک دهم از هزار بوده نمی‌دونم دقیقا .

    اما این رو می‌دونم بهای اصلی که باید من پرداخت کنم کنترل صددرصد ذهنم هست .

    یکی دوسالی بود که تلوزیون تماشا نمی‌کردم ، و همچنین اخبار دنبال نمی‌کردم.اما خب اینستاگرام رو داشتم و دارم ، پیام رسان ها رو دارم هرچند که فعالییتی ندارم اما خب هستند .همیشه با خودم فکر میکنم من که تلوزیون تماشا نمیکنم اخبار هم که صفر هست هیچ کانال خبری در فضای مجازی دنبال نمیکنم پس چرا ذهنم ناآرامه؟!!!

    ، چون روی احساسم تمرکز ندارم ، نجواها تمرکز رو ازم میگیرند حالا اینکه چه بهایی باید برای این پرداخت بشه رو گاهی احساس میکنم دقیق می‌دونم و گاهی هم احساس میکنم خیلی نیاز به تکامله یا نیاز به ایمان بیشتر هست .

    من این رو می‌دونم که باید شاد باشم تا احساسم بهتر بشه . این رو یک حسی از درون بهم گفت که تو فقط شاد باش. تو در این مسیر به هدفت می‌رسی فقط روی ذهنت کار کن. من باهاتم از هیچ چیز نترس .

    نجواها گاهی بیشتر از شرایط جسمانیم ، اذیتم می‌کنه . اونقدر زیاد که احساس میکنم زمین میخورم باز دوباره با همون حس لرزان به سختی بلند میشم و دوباره به خودم امید میدم، با چی ؟!!! با فایل ها , با کامنت های عقل کل ، با تکرار باورها ، با شکرگزاری….

    اما با شهامت میگم که من بهای کنترل ذهنم رو پرداخت نکردم تمام و کمال

    بالا پایین بودم

    گاهی روزها اوج

    گاهی روزها سقوط

    باید بدونم چطور بها پرداخت کنم چجوری باشه که تمرکزم صددرصد بشه که احساسم هر لحظه کنترل شده باشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    sina گفته:
    مدت عضویت: 116 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گل و و خوبم

    چندتا تجربه داشتم میخاستم با شما در میان بگذارم

    این فایل رو من خیلی گوش دادم و اصلا این فایل رو که توی اینستاگرام دیدم بعد اومدم توی سایت

    وقتی عضو سایت شدم اینستاگرام و چیزهای حاشیه ای رو کلا پاک کردم چون میخاستم بها بدم به هدفم

    وقتی این فایل رو همش گوش میدادم یک ایده گرفتم

    من خب آدمی هستم که یکم خجالتی ام

    و تازه یکی دو ماه بود که رفته بودم هنرستان

    بعد یک تصمیمی گرفتم

    می‌خواستم برم در مورد همین پرداخت بها برای هدف ، برم توی کلاسمون صحبت کنم و کنفرانس بدم!

    یعنی وقتی میخاستم این کارو بکنم قلبم داشت از جاش کنده می شد !!

    و بدون تیتر و برکه و فقط من بودم و یک کلاس 30 40 نفره و معلم

    خلاصه اون روز رفتم مدرسه زنگ اول گذشت

    با خودم گفتم پسر من این کارو نمیکنم

    یعنی از شدت استرس انگار دستشویی داشتم!!

    بعد خدا سر شاهده انگار یکی من رو داشت کنترل میکرد و من رو برد دم دفتر معلم ها

    و من معلمی که باهاش زنگ دوم درس داشتیم رو صدا زدم

    و با صدای لرزان گفتم:« استاد اگر امکانش هست توی کلاس به من نیم ساعت وقت بدید چون میخام در مورد یک موضوعی کنفرانس بدم»

    اون گفت در مورد درسه؟!

    منم گفتم حالا خودتون میفهمید!

    بعد به طور معجزه آسایی قبول کرد

    زنگ خورد و همگی رفتیم سر کلاس

    داشتم آب میشدم فقط

    از خدا خواستم کمکم کنه و یکم آروم بگیرم !

    بعد داستان شروع پسر ، با خودم گفتم وای پسر اگه مسخرت کنن چی اگر….

    اما سریع با خودم گفتم اشکال نداره ، من بها میدم!!

    معلم گفت آقای محسنی اون کنفرانس که میخواستی بدی رو بیا پای تخته و انجام بده

    وای پسر زانو هام می لرزید صدام می لرزید

    اما ته قلبم یک ایمانی بود

    رفتم ولی تخته و روی تخته نوشتم

    «حاضری برای هدفت چه چیزی رو قربانی کنی؟»

    الله اکبر الله اکبر ،

    دیگه حرفا خودش اومد ، همینطور حرف زدم و حرف زدم

    حتی معلم هم من رو همراهی کرد (دقیقا همون موقع ها که نیاز داشتم) و خب کار خدا بود !!!

    تموم شد!!!

    پسر من انجامش دادم!

    و نتایج جادویی بود ، من حتی فکرش هم نمی‌کردم که معلم بخواد برام نمره خوب بزارم و اصلا هدفم این نبود

    اما یک نمره مشتی گذاشت!

    حتی با کمال تعجب فراوانی که داشتم

    اون هم کلاسی هایی که در و دیوار رو هم حتی مسخره می‌کردند و کلا کارشون مسخره کردن بود

    برام دست زدند و هیچ تمسخری در کار نبود

    حتی چندتا از بچه میگفتن دمت گرم چقدر خوب صحبت کردی!!!!

    و مهم تر از همه ، شب رو راحت سرم روی بالشت گذاشتم!!

    من تونستم !

    البته که من این کارو فقط برای اینکه یکی از ترس هامو شکست بدم انجام بدم

    و گرنه من توی حرفه خودم کامل بودم و نیازی به همچین چیزی نداشتم

    اما یاد گرفتم وقتی از دایره امنیتت بزنی بیرون و با ترس هات روبرو بشی

    نتیجه خیلی بزرگتر از چیزیه که فکرش هم بکنید

    فقط بزن تو دل ترس هات و انجامش بده

    JUST DO IT

    امیدوارم درست نوشته باشم:)

    خلاصه دیگه درس گرفتم که با ترس ها دیگم هم روبرو بشم و اونارو شکست بدم

    ترس از عمق آب ، ترس از ارتفاع ، ترس از حرف مردم، ترس از صحبت توی اتوبوس و ترس از…

    من انجامش میدم اگر یکبار تونستم بازم میتونم!!

    سپاس فراوان دارم از خداوند و از استاد عزیزم انشاالله همیشه شاد و خندان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    من برای هدفم حاضرم بجای صحبت با پارتنرم درجمع عمومی باهاش خصوصی صحبت کنم .وتوقع دارم ایشونم تمام کیس های موردنظرشوحذف کنه چون من حذف کردم وفقط به پارتنرم فکرمیکنم وبهش وفادارم وایشون روهمسرخودم میدونم . ودوستدارم همه توقعاتم روانجام بده . والان من نه گلایه میکنم ونه شکایت ونه غرمیزنم

    فقط دارم شوهرمو توروز روشن پرمیکنم :)))

    توقعاتم فقط مالی .توجه .عشق .احترام .وفاداری .محبت . حس امنیت . ، هست وخلا ایجاد کردن دخترها وپسرهای دوستان گمراه کننده دورش هست ..چون من همشونو قربانی کردم .

    فقط بنظرم دراین صورت میشه پایه های یک زندگی روساخت که ازفندانسیون محکم باشه و سلامت روان جفتمون تامین بشهههههههه آقاااااااااا

    من هروز علاوه براینکه کل خونه روتمیزمیکنم ، یک یادومورد کارخونه تکونی هم انجام میدم که خونه همیشه تمیزباشه وخونه تکونی رونمیزارم شب عیدانجام بدم .

    خلا ایجاد کردن برای آدمهای ناخواسته دورمون وتوجه نکردن بهشون مثل همون خونه تکونی هست وباید بزاریمشون سرکوچه که هرکس لازمشون داشت بیادببردشون .مثلا میخایم مبل نوبخریم مبل کهنه رومیزاریم سرکوچه یک نیازمند میادمیبردش کلی هم دعامون میکنه ومابجاش صاحب یک دست مبل شیک و نو وخوشگل میشیم .اون مبل کهنه رونمیزاریم توانباری بگیم هرچی خوار آید روزی بکار آید .اینجوری بزاریم توانباری انرژی خونه بسته میشه و مابخودمون میایم میبینیم کلی وسایل داغون کهنه توبالکن وانباری گذاشتیم که لابلاش موش رفت وآمدمیکنه وجشن گرفته :)))

    خلا فکرای منفی وخونه تکونی فکرای منفی هم اینجوریه که به ناخواسته ها هردفعه یک فکرمنفی را بهش عادت کنیم که بریزیمش دور وبه فکری که بنفع ماست عادت کنیم تمرکزکنیم .اولش سخته ذهن مقاومت میکنه بعدش برامون آسون میشه واز در ودیواربرامون طلامیباره ،عشق ومحبت میباره ،برکت میباره .رعایت قانون خلااخیلی مهمهههههههههه.استاااااااد .(ایموجی لبخند باعینک دودی )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سیداحمد حسینی اصل گفته:
    مدت عضویت: 1415 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدا را شکر می کنم از بابت حضور و روشنی راهنمای عزیزم و همراه ایشان

    باز هم دریافت کردم الان چیزی را که می خواستم این را دوباره از این فایل گرفتم چون که خودم مدارم داره تغییر می کنه

    اقا چی را حاضری برای هدفت قربانی کنی

    هر چی قربانی می کنی به همان انداره دریافت می کنی

    قبلا یک چیز دریافت کردم و گفتم که لازم نیست با چک و وام و خرید های زیاد و اوردن جنس زیاد که مصداق کمبود بود باید قربانی کنی

    من هم خودم و درونم را قربانی کردم

    کلی تغییرات دادم در نوع خرید و فروشم

    این تغییر باور باعث کلی تغییرات در زندگی من شد خدا را شکر

    ولی باز هم یک جایی در گیر بود و نمی فهمیدم

    قبلا وقتی جنسی را می فروختم همزمان هم می خواستم و هم نمی خواستم شاید این برای بعضی ها درک کردنش سخت باشه ولی من داشتم هم گاز بوده و هم ترمز دستی کشیده بود.ان هم به خاطر دوست داشتن این بوده که مردم جنس زیاد را ببیند و من را تایید کنند .شرک کامل

    اون موقع هدایت شدم و قربانی کردم هرچی چک بود سوزاندم و بقیه را هم تحویل دادم این بود جسارت در پرداخت بها

    ولی باز هم نمی شده وباز هم فهمیدم که باید بها پرداخت کنم باز هم گشتم و در مورد خودم باز هم نوشتم و به درک بهتری از خودم رسیدم و همانطور هم خداوند را به گونه ای که او را درک می کنم ارتقا یافت

    ولی باز هم دیدم من درگیرم و ترمز دیگر و مسله دیگری هم هست و چون به این رسیدم که هر مشکلی که دارم از بابت خودم و نگاه خودم و باور های خودم هست باز هم کار کردم و الان به ابن رسیدم که از یک چیز هایی که داری در سیستم خودت در کسب و کارت قربانی بده و ان هم بحث نداشتن برچسب قیمت و ندادن فاکتور و اصلا نداشتن رویه درست و قیمت گذاری رو اجناس فروشگاه

    و اوایل به خودم حق می دادم چون می گفتم که قیمت ها در حال تغییر هستند و اگر بچسب بزنی ضرر می کنی و باز هم به خودم حق می دادم که حتی در طول یک روز یک کالا را با چند قیمت بدهم

    و دیدم که این که نمی توانم رفتار درست داشته باشم قیمت ثابت تری ازاوضاع نیست بلکه اون زیاده خواستن من از درون است اون ویار و طمع درونی ام هست که همزمان ازفروش راضی و هم حال بد دارد

    گفتم بیا جان خودت این را هم درست کن و در مسیر تکامل این را هم درست کن و طبق دوره پربرکت حل مسائل زندگی و کشف قوانین مسله و ترمز ها یم راو کویرم را شناسایی کردم

    و اینکه قربانی کن بر چسب بزن مسله را بشناس و رفتار هایت و اهرم رنج ولذت برایش طراحی کردم

    الان به حالت تسلیم رسیدم ارام هستم چون من خالق هستم و شرایط نیست که اوضاع را بد می کند

    من هستم چون که قربانی ها را انجام نمی دهم و می خوام که دنیا جواب عالی بدهد

    دریغ از اینکه من دارم به دنیام طمع حرص و کمبود و عدم لیاقت می فرستم و می خوام که دنیا شرایط خوب را بفرستد برای من

    ابراهیم و هرکسی که نتایج بهتر گرفتند اول درون خودشان را و هر چه که از ان به اصطلاح قدرت میگرفتند را دادند

    احمد تو چه چیزی را می توانی بدهی

    این که دیگران تو را تایید کنند و به به چه چه را می توانی قربانی کنی

    بکن

    می توانی از دریافت بیشتر از حد معمول سود رها بشوی پس قربانی کن

    هیچ چیز خراب نیست و هیچ چیز نیست که تو را نگه دارد ان هم باوهای خودت هست ببین مثل الان

    سپاسگزارم از راهنمای عزیزم و همراه ایشان

    خدا را شکر که هدایت شدم که درمیان بکذارم این مسله ام را هم دوستان تجربه بگیرند و هم خداوند بشنود یعنی من بتوانم در یافت کنم

    خداوند به شما خیر و برکت و سلامتی بده و مورد رحمت پروردگار باشید

    ارادتمند شما سیداحمد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سامان صالحی گفته:
    مدت عضویت: 2572 روز

    سلام بر استاد بزرگ وخانم شایسته عزیز امید وارم حالتون خوب باشد

    من هدفم موفق شدن در کارم هست که یکی دوماهه دارم تمرکز میکنم دونه دونه ادمها رو از زندگیم حذف کنم و اینم میدونم تکامل میخاد و دارم یواش یواش حذفشون میکنم تا حدودی که دیگه نمیخام فعلا برم خونه ی مادر و روستامون و دارم روی کارم تمرکز میزارم و این بهایی ست که باید بپردازم میدونم سختمه من هر شب با خانومم میرفتیم روستامون چون ده کیلومتر با اقوام و خانواده هامون فاصله داریم و الا ن چند روزه که نرفتیم و این فایل واقعا میتونم بگم برای من بود و هدایت خداوند ممنون استا عزیزو خوش اندامو قوی ام هروقت میبینمت یادمه ابراهیم خداوند میافتم

    الن دیگه با دیدن این فایل فهمیدم جای درستش هستم با قدرت بیشتری این کارو ادامه بدهم

    بهایی که برای رسیدن به هدفم باید بپردازم اینه که :

    ۱.باید قطع کنم رفت و امد با اقوام و دوستانم

    ۲.تمرکز بیشتری بزارم برای یادگیری و کتابهای بیشتری رو بخونم برای کارم

    ۳.از تفریحاتی که با دوستانی که میروم چیزی به من اضاف نمیکنند و حالشون خوب نیست دوری کنم اگر تفریح میخام برم تنهایی برم

    ۴.تمرکز از روی همه حتی همسرم بردارم فقط بزارم روی کارم

    ۵.تا چند ماه دیگه مهاجرت کنم

    ۶.درامدو پولی که از فروش زمین میخاد گیرم بیادو بزارم در راه هدفم که تمرکز هست و مهاجرت و اگر اون پول هم تموم بشه من باید حرکت کنم بهاشو بپردازم

    امیدوارم خداوندکمکم کنه هدایتم کنه منو بزرگتر کنه که بتونم از این موانع و پلهای پشت سرم که دارم خراب میکنم به خوبی عبور بده و مطمعنم خداوند به شجاعانو توکل کنندگان پاسخ میده و من حرکت میکنم وبه امید خداوند مطمعنم دستانش و خودش میایند تا منو به هدفم برسونن

    من حاضرم از خانواده ام بزنم نرم دیدنشون .از حرف مردم بگذرم .از زمینم بگذرم .از حقوقم بگذرم .از سختی هایی که درراه رسیدن به هدفم اگر باشد تحمل کنم .حاضرم تعهد بدم .حاضرم شغل دومم رو ترک کنم یواش یواش .حاضرم از علایقهای دیگه ام بگذرم برای تمرکز بیشتر روی کارم .حاضرم حتی جونمم بدم درراه رسیدن به هدفم .حاضرم اقوامم از دستم ناراحت بشوند ولی من این کارو تمومش کنم .حاضرم باهمشون جنگ کنم قطع رابطه کنم ناراحت بشوند شکایت بکنند ولیی من به هدفم برسم

    من این تعهد رو میدم و امیدوارم خداوند همواره هدایتم کنه

    خدایا شکرت

    سپاسگذارم استاد عزیز و دوستداشتنی بوسسسس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    Ashkan haghighati 2 گفته:
    مدت عضویت: 1983 روز

    سلام استاد عزیز

    من کلا ادم کم حرفی هستم

    و خیلی کم کامنت گذاشتم روی سایت

    ولی اتفاقی که چند وقت پیش برام افتاد انقدر خوشحالم کرد که به خودم قول دادم که دربارش بنویسم که تمرکزی بشه بر روی نکات مثبت و هم پا بزارم روی یکی از ترس هام که نوشتن یا نظر دادن هست .

    من چندوقت بود که میرفتم توی یوتیوب و به کامپیوتر های خفن و مانیتور های خفن نگاه میکردمم چون مربوط میشه به کارم و هی بهشون عشق میدادم واز دیدنشون لذت می بردم (توجه میکردم بهشون وشب ها قبل خواب بهشون فکر میکیردم که مثلا من کارم رو انجام دادم و بعد توی یک مانیتور g۹ سامسونگ دارم گیم مزنم و …) با عشق بهشون توجه میکرم و این کار تقریبا ۱۰و۹ روز ادامه داشت ومی خوام بگم که خداوند چقدر سریع اجابت میکن درخواست های ما رو و از جنس توجه مون وارد زندگی ما میکنه به شرط ایمان

    . داستان از این قرار بود بعد چند روز من لپ تاپ کادو گرفم و به خدا و با خوم تکرار میکردم که بین قانون اینجوری کار میکنه و اگه من تمرکزم روی خواسته هام باشه و بهاش رو بدم از بی نهایت طریق بهم میرسونیش و اصلا من فکر نمی کردم که یک لپ تاپ کادو بگیرم . این از لطف خدا بود که به واسطه قوانینش به من رسید

    خدارو شکر بابت لب تاپی که دارم و باهاش دارم تایپ میکنم و بابت قوانین بدون تغییرت

    و اینکه پا روی دل ترس هام گذاشتم و کامنت نوشتم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: