حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟ - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

729 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آیلار گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان عزیزم

    خداروشکر که به این فایل هدایت شدم

    قبلا من این فایل رو گوش داده بودم و با تودم گفتم که میخوام چه قربانی برای هدفم کنم اما ننوشتمش و یادم رفت

    الان امدم بنویسم تا محکم پای حرفم بمونم

    من آیلار حاضرم برای هدفم در 9 ماه آینده:

    1_کانال های تلگرامی که سودی برای من ندارن و انرژی منفی هستن رو حذف کنم

    2_ با دوستان و هم کلاسی هایی که بهم حس بدی میدن و از مسیر دور میکنن ارتباطم رو کم یا قطع میکنم

    به قول استاد:

    هدف بزرگ، قربانی بزرگ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  2. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 487 روز

    به نام خدای مهربانم که فضل و رحمتش بی اندازست و مهربانیش همیشگی

    سلام و درود استاد جان بانو شایسته جان دوستان توحیدی

    خدایا هدایتم کن به آنچه باید بنویسم

    خدایا قلبم را گشایش بده کارها را بر من آسان کن افکارم را هم جهت کن با مسیر الهی خودت تا آنچه بر قلبم الهام میکنی بنویسم

    استاد جان بگم براتون که من بانویی هستم 46 ساله متولد خمینی شهر اصفهان

    خدا را شکر در یک خانواده بااصالت و مهربان و مسیولیت پذیر و ثروتمند و پر جمعیت دنیا اومدم

    به لطف و فضل و رحمت خداوند 7 داداش دارم و من یکی خواهر

    خدا را شکر از صمیم قلب همدیگه را دوست داریم

    خدا را شکر همیشه فضل و رحمت خداوند در تمام جنبه هااااای زندگیم بی اندازه بوده

    یکی از این فضل و رحمت بی اندازه خداوند اینه که استادوجودم را سرشار از عشق و مهربانی و بخشش و گذشت کرده و با اینکه یه دختربودم و درخواستی از خداوند اما لوس و نازنازی بار نیومدم خدا را شکر همیشه مسئولیت پذیربودم و کارهام را خودم انجام دادم در بیشتر مواقع هم یه اشتباه را دوبار تکرار نکردم اما در چندین مورد که باعث مسایل مالیم شدبسیار ناآگاهانه عمل کردم و دوباره همون مسیر را ادامه میدادم و دادم چک و لگداشا خوردم تا اینکه خداوند باز از اونجااایی که عاااااشقمونه گفت بسه دیگه بیا اینجا سایت عباسمنش البته قربونش برم از چند سالی قبل با توجه به فرکانسم منا تا حدودی آماده دریافت وحی منزلش کرده بود اما به اندازه فرکانسم دریافت کرده بودم تا جاییی که گفتم خداااایا منکه همیشه عاااشق زندگیم بودم عاشق مهربونی عاشق راه درست کار خوب اما چیه چرا اوضاع اونجور که میخوام نمیشه

    حالا این موضوع دوسال پیشه وقتیکه خونه و ملک و ماشین و طلا و همه را فروخته بودم اما امیدوارم خداوند درست میکنه

    خداوند درست میکرد ایده میومد اجراش میکردم ادامه میدادم مشتری میومد فروش داشتیم اما نتیجه دلخواه نبود به خاطر اینکه تمرکزم رو تغییر رفتار بقیه بود و ترس از حرف بقیه و تایید نشدن همسر و بچه هام توسط خونوادم و شخصیت کمالگرام و مدام توجه به اون رفتارهااایی که دوست نداشتم انجام بدند

    و اتفاقا با اینکه سرشار از ویژگی های خوب الهی هستند من فقط شاهد همون رفتارهایی که دوست نداشتم بودم

    بله استاد جان تا اینکه الهام خداوند قبل از آشنایی با شما اومد که بیام انبار بزنم شمال کشور

    استاد اعتماد به نفسی خدا بهم داده و اینکه باوری دارم که کار نشد نداره بله استاد من اونموقع نمیدونستم که بها دادن چیه قربانی کردن چیه مهاجرت چیه وخیلی از آگاهی هااایی که الان به فضل و رحمت الهی از آکاهی هااای الهی شما بر قلبم قرار گرفته

    اما استاد جان منم با اون طرز فکر قبلم برا رسیدن به خیلی از اهدافم بهاش را پرداخت کردم خیلی چیزها را برا رسیدن به اهدافم قربانی کردم اما نمیدونستم که اونا که از دست دادم بهای رسیدن به خواستمه و همین شده بود یکی ازترمزهاای من که امروز به لطف الله که این موضوع را شنیدم خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم و گفتم خدایا تو میگی یه قدم بردار هزار قدم دیگش پا من

    و دقیقا فایل امروز شما برا من بود

    من برا مهاجرتم به شمال با هدف و انگیزه اومدم بهاش را دادم قربانی هام را دادم

    و چیزی که منا این چند وقت اذیت میکرد دوری از مادر و جمع هاااای خانوادگی بود

    اتفاقا چند وقت پیشم فایل مهاجرتتون راگوش کردم من همه گزینه ها را برا مهاحرت داشتم اما این دلتنگی داشت اذیتم میکرد که به لطف الله فایل دیشب شما شد آبی بر آتش دلتنگی هام

    آره دختر این بهااااای هدف توست باید دلتنگی هات را قربانی کنی تا دوباره عشق و انگیزه روزهااای قبل به تو برگرده

    و استاد اینجا بود که داشت این همه نعمت برام بدیهی میشد و در تله ذهن میفتادم که خدا قربونش برم دوباره برام شاهکار کرد

    استاد جان براتون از هدف جدیدم و بهاش و قربانیش در کامنت بعدی میگم که واقعا هدایت هااای الله و زیبایی هاش را نمیشه با هیچ چیزی عوض کرد

    خدایا شکرت بابت صلاتی دوباره

    استاد جان یه دنیا ممنون عشق و محبت و آگاهی های ناب الهی که وحی منزله

    خدااایا شکرت

    در پناه الله توحیدی بمانید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  3. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1833 روز

    به نام خدای همراه مهربان و هدایتگرم

    سلام به همه عزیزانم به استاد عزیزم به مریم جانم

    هنوز فایل و کامل ندیدم فقط متوجه شدن در مورد داستان حضرت ابراهیم و قربانی کردن و اینکه من برای رسیدن به هدفم حاضرم چه بهایی پرداخت کنم

    استاد الان نزدیک به دوسال هست که منم تلوزیون نمیبینم و به لطف خدا شبکه های تلوزیون به هم ریخت و دیگه نشون نمیداد و من هم تلاشی برای درست کردنش نکردم چون مطمینم این به نفع منه

    مدتهاست دارم روی خودم کار میکنم و با اینکه استاد بارها گفتن برای تغییر زندگیت باید خودت تغییر کنی و اینی که الان هستم به خاطر باورهای کنونی من هست و برای یک آدم متفاوت شدن و رسیدن به رویاهام باید باورهام هم تغییر کنه بعد از دیدن فایلهای سرمایه گذاری روی خودت من تازهههههه متوجه شدم من باید روی خودم سرمایگذاری کنم و بها پرداخت کنم تا باورهام تغییر کنه تا زندگیم تغییر کنه

    من از خوابم میزنم برای بودن در سایت چون بهترین زمان برای داشتن تمرکز برای منه چون بچه هام خوابن و میتونم با ارامش ببینم بشنوم و بارها استپ کنم و به حرف‌های استاد فکر کنم

    من حاضرم بهای خرید اینترنت رو بپردازم تا بتونم فایلهای تصویری رو ببینم نه فقط بشنوم چون احساس میکنم من لایق دیدن این زیباییها هستم اون نم بارون اون طبیعت زیبا اون دریاچه ایینه ای و اندام زیبای استاد خودم و تحسین کردن این زیباییها تا من هم هدایت بشم به اون زیباییها

    من حاضرم زمانم رو بزارم برای تفکر و نوشتن کامنت چون با نوشتن کامنتها کلی روزنه ها در ذهنم باز میشه و کلی جرقه هایی که در من ایحاد شده و باورهای محدود کننده ای که با نوشتن کامنت متوجه اونها شدم

    من حاضرم همون مقدار در امدی که دارم پرداخت کنم برای خرید محصولات که از کتابها شروع کردم چون یاد گرفتم که تکامل هم یک قانون هست و من باید تکاملی و اهسته و پیوسته جلو برم تا این جلو رفتنها به اوج برسه و روند صعودی و سریع بگیره

    من تمام کانالها و گروهایی تلگرام و وات ساب رو پاک کردم چون باورهای مخرب داشت و حس خوبم رو از بین میبرد و وقتم رو میگرفت الان نزدیک به دوسال میشه

    من روی فایلهای باورهای ثروتساز کار کردم کامنت نوشتم تفکر کردم و نتایج خوبی دیدم ،بعد رفتم روی فایلهای صلح با خود و بعد سرمایه گذاری روی خودت اما متوجه شدم هنوز باورهای من در مورد ثروت خوب نیست و دوباره تصمیم گرفتم برم روی باورهای ثروتساز کار کنم من هر روز صبح یک فایل از فایلهای سفر به دورامریکا رو میبینم چون خیلی حالم رو خوب میکنه دو روز پیش بعد دیدن فایل و خوندن قسمتهایی از کتاب رویا هایی که رویا نیستن خوابم برد چه خواب شیرینییییی😍😍😍😍😍😍

    خواب دیدم من در کنار مریم جان عزیزم شانه به شانه هم در حال پیاده روی هستیم و از مسیری که تا کنون طی کردم و موفقیتها و قدمهام میگفتم و مریم جان هم گوش میداد یک لحظه یک احساس شور و اشتیاق و خوشحالی درون ایجاد شد روبه روی مریم جان استادم و دستانش رو توی دستم گرفتم و گفتم مریم جان نمیدوتی چقدر خوشحالم در مشهدم شهری که شما هم هستید و زندگی میکنید ،جایی قدم میزنم که شما هم هستید و کنار شما هستم

    به مریم جان گفتم میدونم که باید روی باورهای ثروتسازم کار کنم چون میخوام درامدم بیشتر بشه و میدونم مشکل در باورهامه و استاد گفته برای دیدن موقعیتهای پولساز باید اول باورهات تغییر کنه

    مریم جان با یک صورت سفید و و پوستی براق و موهای مشکی روبه روی من بود و گفت بیا در سایت فلان کار رو بکن(یه چیز شبییه ادیت یا ودیو) متوجه نشدم منظورشان چی بود و گفتم چی اما اینقدر محو احساسات خوب بودیم که نه مریم جان تکرار کرد و نه من دوباره پرسیدم

    وقتی بیدار شدم پر بودم از احساس خوب و عالی و اینقدررررر این خواب برام واقعی بود که انگار واقعا همراه هم و در کنار هم بودیم و همکلام و همقدم و همسیر بودیم

    مریم جان عزیزم بارها گفتم و باز دوباره ازتون تشکر میکنم بابت دسته بندی فوقالعاده فایلها که خیلی کار رو راحتر و عالیتر کرده

    استاد خوبم.ممنون بابت تمام آگاهیهای نابی که میدید و امیدوارم بتونم کامل درک کنم و دریافت کنم این اگاهیها رو

    خداوندا شکرت بابت تمام احساس خوبم

    خدایا ما را هدایت کن به راه کسانی که به آنان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان

    امین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2029 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمد لله رب العالمین*)

    الرحمن الرحیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    ربّ اِنّی لما انزلت اِلیّ مِن خیرِِ فقیرُُ فقیرُُ فقیر

    افوض امری الی الله ان الله بصیرُُ بالعباد

    —-

    لبیک اللهم لبیک

    لبیک لا شریک لک لبیک

    اِنّ الحمد و النعمه لک و الملک

    لاشریک لک لبیک

    الحمد لله علی ما هدانا

    و له الشکر علی ما اولانا..

    —-

    سلام به استاد عالی مقام و ابراهیم نشان و عزیزتر از جانم، استاد  تمام سید حسین عباسمنش

    و سلام به یار و یاورش که فراوون دوسش دارم، بی اندازه مهربونه و خیلی برام عزیزه، استادیار مریم شایسته که بسی شایسته ی تحسینه و چه فامیلی با مسمایی داره!

    و سلام به همه ی خانواده صمیمی و توحیدی و خوشبخت و سعادتمند عباسمنش

    الهی که همگی متصل نور الهی و در بهترین حال باشیم و دست در دست خداوند رو بسوی کمال پیش بریم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای نیوش دوباره ی آگاهیهای این فایل ارزشمند

    استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم

    مریم بانو جانم سپاس فراوان و ویژه از شما دارم برای حسن انتخاب فایلها و تلاش صمیمانه و خالصانه ای که برای بهبود ما و بهبود سایت انجام میدی!

    و هر دو بهترین و شاخص ترین الگوی من هستید

    باز هم رو دور تند افتادی!

    ولی اصلاً اشکالی نداره!

    الخیر فیما وقع

    خیلی هم عالی!

    یه جورایی منو هل میدی و انگیزه ام بیشتر میشه…

    من دیروز متوجه نشدم که روزشمار 196 رو گذاشتین، و بجز یکی دو بار درحد چند دقیقه، نتونستم وارد سایت بشم، و دعا می کنم که هر چه زودتر و براحتی و بسادگی مسئله ی کندی سایت الهی و بهشتیمون حل بشه

    و امروز بعد از نماز صبح دیدم قسمت 196 اومده، و آنلاین نگاه کردم، و بعضی جاها متوقف میشد

    آنلاین نگاه کردنم هم بخاطر این بود که حافظه ی گوشیم هی پر میشه و دانلود نمیشه

    و امروز بعد از مدتها، (ساعت هفت و نیم)  (رفتم بیرون و تو کوچه باغها  پیاده روی کردم!)

    خب من هر روز پیاده روی می کردم ولی تو حیاط خونه باغمون بود، بعضی وقتها هم داخل خونه… 

    و چه اتفاقات زیبا و همزمانیهای شیرینی برای من رخ داد!

    و یک تجربه ی جدید و زیبا هم در ضمنش اتفاق افتاد!

    اینکه یه الاغ نازی بود که کنار در یکی از خونه ها مشغول علف خوردن بود و یکسره سفید رنگ بود!

    من براش دست تکون دادم و گفتم سلام الاغ جونی!

    و به مسیرم ادامه دادم،

    بعد برگشتم در جهت مخالف که ازش عکس بگیرم،

    و چون حافظه گوشیم پر بود و نمیشد عکس بگیرم،

    رفتم تو قسمت فایلهای من تا ببینم کدومشو میشه حذف کنم، سرم حسابی تو گوشی بود،

    یهو دیدم کنارمه! و داره بمن نیگا می کنه!

    گفتم ای جان ای جان!

    و دستمو روی سرش گذاشتم و نازش کردم و کشیدم  روی پشتش و تا نزدیک دمش

    خیلی با حال بود و حس خیلی خوبی بمن داد!

    بعد خود الاغی هم چقدر خوشش اومد!

    یه جورایی دلش میخواست باز هم نازش کنم و دست رو سرش بکشم، و کشیدم!

    بعد که برگشتم و رسیدم در خونه ساعت09:09 بود!

    اومدم تو خونه و رفتم تو سایت

    دیدم نوشته روزشمار 197

    فکر کردم اشتباه شده؟!

    بعد دیدم نه بابا!

    هم این هست و هم آن هست

    باز هم اصلاً اشکالی نداره!

    الخیر فیما وقع!

    خیلی هم عالی

    باز هم انگیزه مو بیشتر می کنه

    اگه برسم هر دوتا رو گوش میدم و نکته برداری می کنم و کامنت می نویسم

    اگر هم نشد، هرچقدر انجام بدم همون هم خوبه!

    بقول عربها اَنعَمَ الله! و لَهُ الشُّکر

    من این فایل رو گوش داده بودم قبلاً، ولی حاضرم قسم بخورم که امروز چیزای جدیدی رو شنیدم

    مثلاً اونجا که درمورد انجمن معتادان گمنام، از (توپ بازی و همبازی و زمین بازی)  گفتین

    یا در مورد هابیل و قابیل، که دلیل قربانی کردنشون دوست داشتن دختری بوده که که هردو همونو دوست داشتن و میخواستن باهاش ازدواج کنن!

    و چه کسی(پدرشون) ازشون خواسته بوده که قربانی کنن…

    اینها که نوشتم تقریباً شد مقدمه

    استاد جانم من در یکی دو مورد حتی از شما هم بهتر عمل کردم!

    و در راستای مبارزه با کمالگرایی و اینکه کارهای روتینی دارم مثل شام خوردن، و نماز مغرب و عشا، و دوش گرفتن، و خوندن کامنتهای  زیبا و پربار اعضای خانواده ام در سایت،

    به امید خدا در کامنتهای بعدی می نویسم

    خدا رو هزاران بار سپاس برای یک صلات دیگه

    استاد جانم، مریم جانم، دوستان جانم

    از همگی سپاس فراوون دارم و عاشقتونم

    الهی که همگی تا آخر عمرمون این مسیر توحیدی و بسیار بسیار زیبا رو با هم و با رهبری استاد بینظیرمون و یار و یاورش پیش بریم

    و فریب شیطان ذهنمونو نخوریم

    و دچار غرور و منیت نشیم

    آخییش اللهم آخییش!

    یک خدایا شکرت از ته دل!

    خدایا شکرت که داره خیلی خوش میگذره

    خدایا شکرت که همین الان ما خوشبخت ترینیم!

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    خودم و همگی را به آغوش گرم و نرم خدای بینهایت مهربان میسپارم

    هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  5. -
    سهيلا اسماعيلي گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    استاد عزیزم سلام این فایل رو شما زمانی گذاشتید ک من ۲ روزه برای هدفم قربانی کردم ، درآمد چند صد میلیونی خودم رو قربانی کردم و خواستم آموزش هام رو آنلاین کنم و آموزش های حضوریمو کامل حذف کردم و خواستم آزادی مکانی و زمانی داشته باشم تا بیشتر فایل گوش بدم و قرآن بخونم و وقت بیشتری داشته باشم تا با خدا باشم و من تصمیم گرفتم ب تمام کسایی ک من رو میشناختن اعلام کنم ک دیگه آموزش حضوری ندارم و این یک تصمیم سخت بود برای من ، من ساعت ها با خدا تنها صحبت کردم و هدایت خواستم و پا روی درآمد چند صد میلیونی خودم گذاشتم و بهاشو پرداخت کردم و شروع کردم ب تولید آموزش های آنلاین و برای تولید این آموزش ها باز هم بها پرداختم کلاس های گرون رفتم و هزینه تولید محتوا کردم و ب خدا توکل کردم و گفتم من باید ایمانم رو نشون بدم اگر ورودی مالی من بسیار کم شده اشکال نداره پاداش ایمان و توکل و انتخاب راه درست رو خداوند ب من میده من صبر میکنم با ایمان و توکل و اگر خداوند ب استاد عباس منش داده ب صورت آنلاین ب من هم میده چرا ک من دوست دارم تایم بیشتری با خداوند باشم و خلوت کنم الان ۲ روزه ک توی پیجم اعلام کردم که دیگخ آموزش حضوری ندارم و روزی ک اعلام کردم چنان احساس خوبی در من بوجود اومد ک فقط اشک ریختم و سپاسگزاری کردم و میدونم ک خداوند پاداش بزرگی ب من میده استاد جانم شما الگوی منی و هر بال فایل گذاشتی دقیقا دررجهت حال و روز من بوده و هدایتی بوده از طرف خدا برای من الهی همیشه زنده باشی و سلامت عاشقانه دوستون دارم ❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    پریسا ولی زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    استااااد عزیزم چقدر این فایل به موقع و عالی بود

    هدف من این هست که دوره های خیاطی و طراحیم رو تموم کنم و یک مزون بزنم که طرح های لباس شب و لباس عروس خودم رو بدوزم و بزارم تو مزونم

    و میخوام تا قبل سال ۱۴۰۲ تمام کنم دوره هامو که امید به خدا سال ۱۴۰۲ هم مهاجرت کنم به شمال کشور با هر آنچه که دارم یا ندارم و اینکه دارم روی موضوع خودشناسیم کار میکنم دوره عزت نفس و همینطور از فایل های دانلودی هم استفاده میکنم استاد عزیزم من بهایی که تا به الان برای رسیدن به خواسته هام دادم

    1️⃣ اینکه دور تمام دوست و رفیقام رو خط کشیدم

    2️⃣ دور همی های دوستانه رو خط کشیدم

    3️⃣ دور دور نمیرم دیگه یعنی من بیرون که میرم یا میرم پارک برای ریلکس کردن لذت بردن از طبیعت و انجام تمرینات دوره ی عزت نفس و از کلاس به خونه

    4️⃣ تمام فضاهای مجازی از اینستاگرام فیسبوک تلگرام واتساپ همه و همه رو حذف کردم کلا دیلیت اکانت کردم

    5️⃣ جمع های خونوادگی رو حذف کردم البته گاهی مهمون میاد واسمون

    6️⃣ سیگار و مشروب برای سلامتیم ترک کردم

    7️⃣ تلوزیون رو از خونه حذف کردیم خونوادگی

    8️⃣ تمام موزیک های گوشیم رو حذف کردم فقط کمتر از ده تا اهنگ شاد و انگیزشی دارم که اول صبح ‌و وقتی حالم گرفته میشه گوش میدم

    9️⃣ از بحث کردن با افراد و صحبت هایی که هیچ سودی واسم نداره دوری میکنم

    1️⃣0️⃣ صبح زود ساعت ۶ صبح بیدار میشم

    اما استاد با این وجود من باید خیلی بیشتر قربانی کنم اما هنوز تنبلی دارم یعنی با اینکه من عاشق و دیوانه کارم که خیاطی هست هستم فکر میکنم وقت کم میارم شب ها دوست دارم تا مثلا ۲ و۳ صبح کار کنم اما ۱۰ شب خوابم میبره و اینکه هنوز ۱۰۰٪ وقتم رو قربانی اتمام آموزش هام نکردم و فکر می‌کنم دو سه ساعت نوشتن در روز کمه واسم و با گوش کردن این فایل نمیدونم اما فکر می‌کنم بتونم ۱۰۰ بهای رسیدن به اهدافم رو با قربانی کردن کامل زمانم بدم بریم که از همین لحظه شروع کنم و باز بیام با معجزاتی که واسم رخ میده تو این راه واستون به اشتراک بزارم دووووووستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  7. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1951 روز

    سلام استاد ماهم چقدر دوستون دارم و عاشقتونم

    من با دیدن این فایل با تمام قلبم به خودم افتخار کردم من دختری بودم که به شبکه مجازی معتاد بودم وابستگی شدید به ادم های نامناسب اطرافم داشتم حاضر بودم با هر کسی دوست بشم که وقتم بگذرونم و تنها نباشم زندگی عاطفی داغونی داشتم و بشدت ترس های متنوع در حدی که دیگه داشتم نابود میشدم من داشتم واقعا میمردم و خدا منو زنده کرد اینو باتمام قلبم میگم که خدا در همین دنیا منو نجات داد و زنده کرد من ٢ سال پیش با شما اشنا شدم اما در داغون ترین حالت ممکن بودم من جزو اون گروهی بودم که میگید ادما ۴ گروهن یکی قبل از اینکه شرایط بد بشه عوض میشه یکی یکم که شرایط بد بشه عوض میشه یکی زمانی که شرایط دیگه داغون و اگر عوض نشه نابود میشه من جزو این گروه بودم اگر تغییر نمیکردم میمردم

    هدف اصلی من در زندگیم توحیداست و من با تمام وجودم بهاء را دارم پرداخت میکنم من در شرایطی بودم که فکر هم نمیکردم شبا تنها در پارک جنگلی نزدیک خانمون برم پیاده روی این در شرایطی بود که من واقعا وجود اینکار را نداشتم اون زمان خدا بهم گفت که باید اینکار را بکنم با تمام نگرانی هام این کار رو کردم یک روز ظهر شد و خدا گفت برم تنها همان پارک جنگلی و در اون پارک جنگلی داخلش دره هایی وجود دارد که مثل یه خرابه که مسیر پیاده روی نیست و کسی هم اونجا نمیره و کاملا خلوت و مسیر طولانی به حالت دره هست که باید بری پایین و مسیر خاکی طولانی بری و پرنده پر نمیزنه و صدات به کسی میرسه شاید عجیب باشه اما خدا گفت اینبار این مسیر باید بری من هیچ وقت یادم نمیره داشتم از ترس سکته میکردم ولی خدا گفت برو اول گفتم نمیرم و خدا گفت پس ایمان نداری چون هدف اصلی من در زندگیم داشتن ایمان و توحید بودپس رفتم اولش ١٠ قدم که رفتم میخواستم بشینم زمین و از ترس گریه کنم و بگم یکی بیاد به دادم برسه تمام پاهام از ترس بیحس شده بود اما من ادامه دادم ضربان قلبم توی کل زندگیم انقدر بالا

    نرفته بود اما من رفتم وتا انتهای مسیرم رفتم و در انتهای مسیر خرابه به سختی امدم بالا تا به مسیر اصلی برسم انقدر قلبم تند میزدو پاهام میلرزید وقتی به مسیر اصلی رسیدم روی یه تخته سنگ نشستم تا فقط نفسم بیاد سر جاش وقتی یکم حالم بهتر شد خدا گفت همین مسیر رو برگرد منو میگی گفتم من این همه امدم دوباره چرا برم تو این خرابه گفت برو اما اینبار دیگه کمی قوی تر شدم و دوباره رفتم این مسیر خرابه و برگشتم در طول مسیر بر گشت این بار ٢ مرد قوی هیکل دیدم که از جلو دارن میان گفتم ندا سرتو میدی بالا و با اعتماد به نفس از کنارشون رد میشی و اهمیتم بهشون نده دارم از یه دره خرابه صحبت میکنم که نه کسی میتواند منو ببیند و نه صدامو بشنود با اون همه باور داغونی که داشتم اما من از کنارشون رد شدم وقتی دوباره به انتهای دره رسیدم بالا امدم و به جاده جنگلی رسیدم اما من دیگه ندای قبلی نبودم بزرگتر شده بودم قوی تر شده بودم وقتی به همسرم گفت چطور جرات کردی

    من سالها از پل عابر میترسیدم یعنی ترسم از ارتفاع انقدر بود و در خوابهام همش پل عابر میدیم بهم الهام شد برم پل معلق اطراف خانمون و من اینکار رو کردم و فرداش رفتم توچال و زیپ لاین را برعکس رفتم یعنی طنات به پا وصل میکنند و برعکس مسیرو میری اما دیگع ترس از ارتفاع من تمام شد و تا الان کلی تفریحات ای رفتم که در ارتفاع بودم و کلی هم لذت میبرم من از سوسک میترسیدم الان به راحتی میکشمش و برمیدارم میندازم دور وقتی میخواستم روی قانون کار کنم باید واقعا تمام تمرکزم میزاشتم تا به نتیجه برسم من تمام شبکه مجازی همان اول پاک کردم تلویزیون تعطیل کردم تمام دوستام تو دو هفته به بهانه های مختلفی که از طرف خوذشون بود خدا برام حذفشون کرد برای همیشه رابطم قطع شد با هاشون من ٢ سال تنهام و الان هر جا میرم بینظیر ترین ادم ها میان اطرافن و ازم میخوان باهاشون دوست شم و ارتباط بگیریم اما فعلا عاشق این تنهایی خودم هستم و برای وقتم انقدر ارزش قایلم که وقتم و دوست ندارم با کسی تلف کنم من ٧ سال متعهدانه داشتم بدنسازی کار میکردم هیکلی ساخته بودم که بینظیر بود شگفت انگیز اما وقتی میخواستم روی قانون کار کنم انقدر توحید برام با ارزش بود که میخواستم تمام حواسم و تمرکزم روی توحید بزارم و بدنی که ٧ سال ساخته بودم و براش تلاش کرده بودم و حاصل تمرکز و ریکاوری خیلی مناسب و تغذیه خیلی حساب شده بود گذاشتم کنار چون اون تغذیه و تمرین ها و ریکاوری و عملا دیگه نمیتوانستم داشته باشم میخواستم تمام وجودم روی درک قانون باشه و روزی ١۵ ساعت روی خودم کار کردم حتی وقتی میخوام بخوابم دارم روی قانون فکر میکنم و وقتی بیدار میشم اولین چیزی که تو ذهنم به قانون فکر میکنم هر روز به لطف خدام و آگاهی های نابی که خدای مهربانم بهم میده درکم بالاتر میره و هر روز زندگیم کیفیت بالاتری داره من نزدکترین عضو خانوادم که سالها باعث تحقیر و ناراحتی و احساس بدم میشد را گذاشتم کنار و بیخیال حرف مردم شدم و قضاوت مردم شدم و از همان روز انگار یه نفس تازه به جونم امد من تمام ادمای سمی که سالها باعث ایجاد احساس بد من میشدند را از زندگیم حذف کردم

    الان که دارم این کامنت میزارم حدود ١ سال نیم همسرم شده یکی دیگه انقدر بهم احترام میزاره و بهم محبت میکنه انقدر بادرک و باشعور و انقدر در تمام کارهای خانه کمکم میکنه که حد نداره یعنی یه فرشته واقعی روابط ما بینظیر شده و خدارا به خاطر این فرشته تو زندگیم سپاسگزارم من رابطه داغونی را به این رابطه تبدیل کردم و من ۶ ماهه دوباره ورزشم شروع کردم البنه فرم بدنم بخاطر ١ سال و نبم که تمرین نکردم کاملا عوض شده اما میدانم اینبار حتی بهتر میسازمش من مدرک مربی گریمو گرفتم در بدنسازی و یک سایت خودم زدم تو ٢ هفته شبانه روزی کلی مسائل سایت و ادیت و کم کردن حجم ویدیو یادگرفتم اما برای اینکه سایتم تخصصی بود یه برنامه نوبس گرفتم که یه سری از آپشن ها را برام درست کنه که خداروشکر واقعا یک انسان بینظیره والان یک سایت خفن در زمینه بدنسازی دارم من از جلوی دوربین امدن میترسیدم اما کلی از خودم ویدیو گرفتم و ادیت کردم خیلی دلم مهاجرت میخواد برای همین تصمیم گرفتم به صورت فشرده زبان یادبگیرم برای همین رفتم بهترین اموزشگاه زبان تهران و یه معلم زبان خصوصی بصورت انلاین گرفتم و کلی تجربه بدست اوردم من برای یادگیری زبان حاضر بودم هر مبلغی را بدم اما اون شخص کارشو بلد باشه و تقریبا چند برابر یه معلم انلاین به یکی از معروفترین اموزشگاه های زبان تهران پول دادم اما کلی درس مهم تر از زبان یاد گرفتم اولین استادی که برای من در نظر گرفتن به این صورت بود وقتی انلاین شدم دیدم یک مرد که دراز کشیده به صورت دمر روی یک بالش و از پشت هم پاهاشو داره تکان میده یعنی شوکه شده بودم که همچین ادمی جلسه اول زبان من حضور داشت به عنوان معلم زبان و چون انلاین بود اون منزل خودش بود و اوضاع مالی از وضعیتی که میدیدم داغون بود و حدود یک ساعت داشت وقت تلف میکرد و بجای درس از سابقه تدریسش میگفت چند بار تذکر دادم که درس شروع کنه که اونم داشت تو حرفاش میگفت که اگر بخوام پول دربیارم باید با ادما بازی کنم و وضیعت اقتصادی ال و بل و از این حرفا من جلسه را قطع کردم و فهمیدم اگر بخوام کارم بگیره باید برای کارم ارزش قایل بشم و درستکار باشم وبه اموزشگاه تماس گرفتم که من معلم مناسبی میخوام اونا هم عذر خواهی کردن و یک معلم دیگری که در خود اموزشگاه بود به صورت انلاین برای من در نظر گفتن یک معلم بسیار باسواد و حاذق برای من در نظر گرفته شد که واقعا بینظیرترین معلم زبانی بود که دیده بودم اما در هر دو جلسه ای که با این معلم بینظیر داشتم با کمال تعجب یک ساعت برای اینکه حاضر نبود سیستم انلاین خودش که مشکل داست عوض کند و از پلت فرم دیگیری استفاده کنه و هر چقدر میگفتم میتوانیم از اسکایپ استفاده کنیم و کارمون راحتر پیش ببریم حاضر نبود و تغییر نمیکردو هر جلسه ١ ساعت معطل میشدم و صدا نمیامد و کلی مسئله و بعد از کلی معطلی با مشکلات اصرار داشت از همون برنامه انلاین استفاده کنه در جلسه اول این معلم از من خواست دقیقا یه رزومه ای از خودم به انگلیسی بگم خودم و خانوادم و خصوصیات ظاهری و شخصیتی خودم بنوسیم من هم یک اگهی بازرگانی کامل و بینظیر از خودم نوشتم و خودم کیف کردم اما معلم زبانم خیلی از کارم که انقدر تو جلسه اول پیشرفت داشتم راضی بود اما از طرفی شاکی و رفته بود تو فاز نصیحت که چرا انقدر از خودم تعریف کردم حتی وقتی داشتم از شیوه تدریس بینظیرش تحسین میکردم دوست نداشت کلا تعریف بشنود در صورتیکه واقعا خیلی بینظیر درس میده جلسه بعدی گفت در مورد همسرم صحبت کنم به انگیلسی من داشتم میگفتم اون چه انسان بینظیری و چقدر باهم در کارها تعامل داریم و اون باز شروع کرد مسخره کردن و من برام عجیب بود که این معلم به این خوبی چرا هر تایمی که من میگذارم ازاد و شاگرد نداره با اینکه تابم ها سه ساعته بود و داشت از مشکلات مالی و (اینکه باید من دید دیگری داشته باشم حرف میزد)یعنی به فکر تغییر دیگران بود نه خودش که من بهش میگفتم بله شما درست میگید چون فهمیدم هیچ کس را نمیشه قانع کرد و چون من دلم میخواد کارم راحتر و ساده تر همیشه انجام بسه و اگر دارم پول ای میدم بابت خدماتی من دنبال فقط زبان هستم نه چیز دیگیری و اون بجای اصل با اینکه مهارت عالی در کارش داشت اما دنبال نصیحت کردن دیگران بود و من اصلا نه علاقه ای به شنیدن و بحث کردن با این افراد دارم نه وقتشو دارم کلا انصراف دادم خواستم بگم شاید زبان یاد نگرفتم اما کلی درس مهم تر یاد گرفتم که از معلم اول یاد گرفتم که برای کارم ارزش قایل بشم و کار درست انجام بدم و از معلم دوم اگر مهارت داشته باشم اما به جای اصل کارم تمرکزم به چیزهای دیگری باشد هر چقدر مهارتم داشته باشم فایده نداره باید بتوانم تمام تمرکزم در کارم فقط روی کارم باشه و عزت نفس داشته باشم و اگر در جایی لازم که تغییراتی در کارم داشته باسم انعطاف پذیر باشم و بدانم من مسئول دیگران نیستم که اونا چه طرز فکری دارند به منم ربطی ندارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      خانوم آذین گفته:
      مدت عضویت: 3473 روز

      سلام ندای عزیزم

      چقدر ازت یاد گرفتم و منو ترغیب کردی که برم روی ترسهام پا بذارم

      ترسم از شب جایی بودن،ترسم از موتور سوارا،ترسم از ارتفاع های زیاد

      باور کن اونجا که داشتم پارک رو میخوندم تپش قلب گرفتم که اون دو تا آقا رو دیدی.

      خیلی جسوری دختر و چقدر عملگرا.

      همیشه به انسان های عملگرا غبطه میخورم.

      سپاس از کامنتت و برات از خداوند بهترین ها رو میخوام.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نازگل گفته:
      مدت عضویت: 2182 روز

      سلام خدمت شما دوست عزیز

      چقدر کامنتتون دلنشین وزیبا بود. چقدر اصل رو فهمیده بودین واز حواشی دور شده بودین. چقد جهان خوب جواب میده به آدمهایی که دارن رو خودشون کار میکنن سختی ها رو براشون آسون میکنه ان مع الیسرا عسرا

      براتون آرزوی موفقیت بیشتر رو دارم میتونم در زمینه بدنسازی ازتون راهنمایی بگیرم 🙏

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سحر دیزجانی گفته:
    مدت عضویت: 1562 روز

    سلام استاد جان مریم جان و همه دوستان خوبم

    من این فایل و قبلا هم دیده بودم ولی امروز خیلی بهتر متوجه منظور شما از قربانی کردن شدم خداروشکر

    اول فکر کردم که من هنوزهم چیزی رو قربانی نکردم ولی بعد که بیشتر دقت کردم دیدم اینطوری نیست

    استاد من از همون روزهای اول که وارد سایت شدم تلویزیون و قطع کردم و همزمان با دیدن فایل هادی اینستا رو دیلیت اکانت کردم و الان نزدیک به یکسال و نیم که واتس آپ هم ندارم

    ارتباطات سمی رو کاملا قطع کردم و فقط تمام توجه هم در طول روز سایت عباسمنش هست که البته تکاملی داره روز به روز بیشتر میشه از عید 401 هر روز کامنت خوندم و از سفر به دور آمریکا که شما میخواستن تشریف بیارین ایران ولی نشد هم هر فایلی که روی سایت اومده رو دیدم

    در حال حاضر همراه همسر عزیزم در دوره هم جهت با جریان خداوند هستم و خودم هم با توجه به نشان ها نزدیک به 3 هفته است که عزت نفس رو دوباره تمرکزی شروع کردم

    کنترل ذهن بیشتری دارم میکنم ، سعی میکنم که همه‌ی قضایا رو از زاویه ی بهتری ببینم ، ورودی ها رو خیلی دارم کنترل میکنم ارتباطم با همسر و بچه هام بیشتر از 90 درصد تغییر کرده ، قضاوتهام کمتر شده و بیشتر دارم نکات مثبت رو می بینم در کل آدم آروم تری شدم به لطف الله

    توی این مدت خیلی هم از بقیه حرف شنیدم ،بهم گفتن: که تارک دنیا شدم یا حتی قیافه میگیریم ولی خودم متوجه ام که آرامشم بیشتره و خداروشکر خداروشکر چرخ زندگی خیلی روان‌تر شده الان 90 روزه که هر روز صبح که بیدار میشم از ساعت 6 یا 7 تا 10 صبح مینویسم هر آنچه که آموختم و برای خودم یاد آوری می کنم

    و تازه دارم متوجه میشم که شما میگفتین تمرکز یعنی چی؟؟

    استاد بینهایت سپاسگزارم که این آگاهی ها رو با سخاوت تمام برای ماهم میگین

    خدایا هزاران بارشکر که منو از قعر نادانی نجات دادی و هدایتم کردی به اینجا

    خدایا خودت بهم کمک کن تا ثابت قدم باشم و ادامه بدم این راهو

    از همه دوستان هم تشکر میکنم بابت کامنتهای عالی شون من خیلی از کامنت ها رو برای خودم مینویسم

    در پناه حق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1349 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      سلام سحر جاااان عزیزم

      بوس به روی ماهت نازنینم

      عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

      یه عالمههههه دوست دارررررم

      سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که نوشتی

      و لذت بردم هوارتااا

      به قول شاعر :

      در نظر سنجی چشمان تو ثابت شده است

      مژه هایت به خودی قالب ضرب المثل است

      36 درصدِ چشمان تو جنسش عسل است

      مابقی قهوه و فنجان و شراب و غزل است

      تحسین میکنم تعهدت رو عزیزم

      برنامه هایی که داری انجام میدی

      خیلی خداروشکر برای همراهی همسر محترمت

      در دوره ی هم جهت با جریان خداوند

      بی نظیر وفوق العاده است این دوره

      خداروشکر بی نهایت شکر برای

      دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

      خداروشکر برای وجود ارزشمندتون

      دراین جهان زیبا و سایت بهشتی مون

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    پریسا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4243 روز

    سلام استاد‌ جان من

    چقدر حرفاتون به دل من نشست انگار که این فایل و برای من درست کرده بودین.

    استاد عزیزم من یک مطالعاتی رو اغاز کردم از فروردین ماه و هرروز دارم تحقیق میکنم. اول برام خیلی سخت بود که هرروز در کنار کارم چند ساعت اونهم به زبان انگلیسی تحقیق کنم و هفته اول میگفتم صبح که بیدار میشی برو سراغ کارای اصلیت ک ازش پول در میاری بعد بشین تحقیق کن. بعد از یه هفته بواسطه یکی از دست های خدا که از فایلهای شما میگفت فهمیدم که کار اصلیه من هدف من تحقیقه است پس باید اول اونو انجام بدم. شروع کردم هر صبح ۴ ساعت ۵ ساعت اول روزمو به تحقیق بعد از اون میرفتم سراغ کارای دیگه م و عجیب بود که پیشرفت کارم چند برابر شد. بعد از یکماه حس کردم توی خونه نمیتونم تمرکز ۱۰۰ درصد داشته باشم. کارای خونه اشپزی و … انگار وقتمو میگرفت به همین خاطر به پیشنهاد یکی از دوستانم که در منطقه نازی اباد در تهران دفتری داشت تصمیم گرفتم برم اونجا و تمام تمرکزم و بزارم روی تحقیق. فوق العاده سخت بود برام به چند دلیل . اول اینکه مسافت زیادی رو باید میرفتم تا اونجا و‌دوم اینکه بشدت از مترو رفتن بیزار بودم. سوم اینکه هرروز باید لپتاپ سنگین و روی دوشم مینداختم و کلی راه میرفتم. گرما هم بشدت ازار دهنده بود برام.اما با خودم گفتم تو باید یه بهایی بدی تا یه چیز بزرگتر بدست بیاری. شروع کردم رفتن به اونجا توی مترو از اول تا اخر فایلای شما تو گوشم بود و خیلی لذت میبردم. توی دفتر کار میکردم تحقیق میکردم و ساعت ۸ شب برمیگشتم خونه با مترو و هر لحظه به خودم یاداوری میکردم تو باید بهاشو ب جون بخری تا تحقیقت و ب سرانجام برسونی. استاد عزیزم یه هفته ای بود ک با خودم میگفتم نمیخواد بری توی این گرما این شلوغی مترو بشین تو خونه کارتو بکن اما این فایل شما دوباره منو به مسیر برگردوند و الان قوی تر از قبل به کارم ادامه میدم.

    استادجونم چقدر خوبه که شما رو داریم نمیدونین چه پیوند عمیقی باهاتون دارم و چقدر حرفاتون به ریشه جانم میشینه. دلم میخواد ببینمتون و محکم بغلتون کنم و بخاطر اینهمه اگاهی های بی نظیر سپاسگزارتون باشم. عاشقتونم. بی نظیرید.

    ب امید دیدارتون

    پریسا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  10. -
    مهدی نامجوفر گفته:
    مدت عضویت: 1638 روز

    به نام خدای مهربان خدای که در هر لحظه که توبه کردم هدایتم کرد

    سلام به استاد عزیزم استاد عشق استاد عمل و توحید سلام به خانم شایسته عزیز که همیشه با یاد آوری نکاتی به استاد به من هم یاد آوری می کند از چه به چه رسیدم و سلام به همه دوستان عزیزم در این خانه رویای

    در ابتدای صحبتم بگم استاد وقتی کامنت اول رو گذاشتم و تایید نشد متوجه شدم که ناخواسته مسیر رو اشتباه رفتم و نوشته ام و خوانده شد از طرف شما و تایید نشد رسیدم این بهاء ها را دادم که دوباره کامنتی قلبی بنویسم

    تغریبا فکر می کنم برج ۵ سال پیش بود که من با گوش دادن به فایل های رایگان شما که از شروع سال ۱۴۰۰‌با شما آشنا شدم گوش می کردم و مثل وحی منزل انجامش می دام هر ایده یا هر فکری که به ذهن من می رسید در زمانی که مدارم با شنیدن فایلهای شما در حال تغییر و به قول شما من نمی نشستم برو بر به ایدها و فکرها نگاه کنم حمله می کردم به هر فکرو ایده ای

    من بسیار شرایط بدی رو در حال تجربه بود که با شما آشنا شدم در تمام ابعاد زندگیم بعد از ورشکستگی به نقطه منفی ۱۰۰ رسیده بود در تمام ابعاد تکرار می کنم در تمام ابعاد زندگیم

    و به لطف الله من شما را فرستاده خدا دیدم در زندگیم که شروع کنم این بار بسازم از پایه بسیار محکم

    من از تنها بیرون رفتن حتی ترس داشتم در سن ۳۷ سالگی عمق فاجحه رو ببینید

    که بعد از شروع به تعهد راجب پیشرفتم هر ایده ای که آمد حمله کردم

    من دوستان داغون مثل خودم داشتم اهل همه چی بودم یعنی تو شرایطی قرار گرفته بودم که پایه هر کاری بودم چه درست چه نادرست

    اولین ایده که آمد فرار از تنهای از ترس و من آخر هر هفته کوله پشتی ام را بر می داشتم و با اینکه یک ریال پول نداشتم می گشتم از این کشو به آن کشو دو سه هزار تومان پیدا کنم یا یواشی مادر عزیزم برای من پول روی میز میگذاشت که این حرکت مادر عزیزم که لطف ایشان بود و برای من از خنجر به قلبم سخت تر بود به خدا شاید باور نکنید من انسانی بودم که از همان بچگی یادم نمیاد از پدرم هم پول تو جیبی گرفته باشم همیشه برای خودم پول ساختم اما بعد از مشرک شدنم همه چی رفت و سخت ترین حالت برای من پول دریافت کردن از مادرم بود

    البته از زمانی که با فایلهای شما شروع کردم پیشنهادهای کاری داشتم و با دامادمان شروع کردم که بسیار انسان درستی است و دفتری زدیم در کرج که من در واقع هیچ دریافتی نداشتم چون ایشون اصلان ایران نبود و کار یه جورای ارسال نیروی کار به کشور دیگه بود که من تجربه نداشتم و تکامل هم طی نکرده بودم نه ایشون و نه من به همین خاطر دریافتی نداشتم در اکثر مواقع خلاصه

    اولین بهاء برای فرار از ترس تنهای و رسیدن به اعتماد به تفس حداقلی

    کوله به پشت و رفتن در دل جاده چالوس و مقدار کرایه اتوبوس اگر بود برای رفت تا میدان کرج و تا اولین روستا و اولین دره در جاده چالوس پیاده میرفتم و در تنهای می ماندم یک شبانه روز رو و من اصلا از این کارها تا اون لحظه نکرده بودم و برگشت هم به همین شکل در مجموع رفت و برگشتم حدود ۱۵ کیلومتر پیاده روی در تابستان با یک کوله ۴۰ کیلوی دومین بهاء بعد از چندین هفته تکرار این موضوع از خداوند هدایت خواستم از خانواده جدا شوم و وابستگیم را نابود کنم و بهاء برو به یک شهر دیگه کجا نمی دونم نشانه خدا اهواز جای که نه می دانستم کجاست که مردمش را می شناختم کوله باز جمع شد و با پولی که ساخته بودم حدود ۲ الی ۳ میلیون در تاریخ ۸/۸ سال ۱۴۰۰ برو بریم امدم اهواز حمله به ترس هایم و وارد ناشناخته هایم شدم و چقدر بزرگ تر شدم

    آنقدر اینجا فکر کردم که خداوند از طریق دستانش کمکم کرد کار کردم فکر کردم و البته این هم بگم که نمی توانستم برای کسی کار کنم و سومین بهاء برای نابود کردن ترس بیشتر بشین کنار خیابان بساط کن چشم کردم

    استاد تمام این مراحل با عشق به قول شما انجام شد چقدر دوستان خوب دارم در این شهر و نشستم فقط فکر کردم که من عاشق چی هستم که آرام بشم و ایده آمد مربیگری و به محض ورودم در این کار درها یکی یکی دارد برای من باز می شود

    استاد الان از زندگیم راضی هستم با لینکه به ظاهر زندگی در پایتخت کجا اینجا کجا اما من‌ خودم‌ می دانم که چقدر رشد کردم و باز هم اگر نیاز باشد که حتما به من گفته می شود الهامات خداوند و من حتما بهاء خواهم داد

    استاد جان با بغض و کمی اشک برایت نوشتم از روی خوشحالی البته

    استاد جان خدارشکرت که شما را دارم خانم شایسته رو دارم و این همه دوست ناب اینجا دارم

    استاد این چکیده ای از اتفاقات زندگیم بود که با لذت عبور کردم و هر روز موفق تر می شوم اعتماد به نفسم بالاتر رفته انگیزهایم بیشتر شده تحسین می کنم بیشتر شده غلبه به ترس هایم بیشتر شده یه جورای دونبال ترس می گردم ببینمش کشتمش عاشقانه دوست دارم مرد با ایمان اگر خواندی کامت من رو دوست داشتی پخش کن

    خدا به شما بی نهایت سلامتی ثروت عشق آرامش در دنیا و آخرت بده که بهترین دوست و الگوی زندگی من هستی

    اگر هم دوستانم این کامنت من رو خواندن امیدوارم کمکی کرده باشم

    حق نگهدار همه ما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای: