حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

729 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3615 روز

    سلام

    هر هدفی که داشته باشیم حتی اگر نادرست هم باشد بالاخره بهایی باید داد حالا وقتی نادرست است مسیر هم نادرست است و بهایش هم درست نیست و اگر هم خوب باشد درست نیست و موقتی است پس برای داشتن اهداف خود باید بهایش را بدهیم. اگر می خواهم ثروتمند بشوم آیا به اندازه ایکه ثروت می خواهم مهارت دارم وقت می زارم یاد بگیریم برای آن تلاشی دارم یا نه من می خواهم ماهی یک میلیارد درآمد داشته باشم و الان مثلا یک میلیون درآمددارم آیا من دارم به اندازه یک میلیون کارمیکنم؟ وقتی من ماهی یک میلیاردمی خواهم آیا به اندازه به این مقدار دارم تلاش می کنم دارم وقت برایش می زارم آیا هنوز دارم مثل ماهی یک میلیون تومان رفتار میکنم و افکارهایم به اندازه یک میلیون هست من هیچی به مهارتها به کارهایم اضافه نکردم چطوری می خواهم درآمدم اضافه بشود.

    یعنی برای هر کاری باید بهایی را بدهد بها می تواند زمان باشد تلاش بیشتر باشد فکر عمیقتر بیشتر باشد.

    برای موفقیت باید جسارت داشت باید برویم توی دل ترس و این هم یک بهایی است که باید بدهیم ترس را از زندگی حذف کنیم انگار که همچین چیزی را نمی شناسیم.

    معجزه وقتی می آید که تو حرکت کنی تا وقتی که حرکتی نکنی معجزه ای هم نیست همین که این را باور کنی معجزه ها هم می آید یعنی از تو حرکت از خدا برکت

    با تمرینات اعتماد به نفس انگار که غرور ما اعتماد به نفس خود را میشکنیم و از نو می سازیم آن هم قدرتمند و عالی

    حاضری برای رسیدن به خواسته ات جایت را عوض کنی برایش زمان بگذاری دوستانت را رها کنی این میشه بهای هدفت

    وقتی عمل میکنیم با جسارت حرکت می کنیم محاله که جواب نگیریم هر کسی که به موفقیت رسیده است و داستان هر کسی را که موفق است می خوانم بر ترسهایش غلبه کرده است ترسیده است ولی عمل کرده است و داخل ترسهایش وارد شده است

    وقتی شکست می خوریم اگر بیفتیم له شویم یعنی تمام است این مهم است که وقتی موفق نشدیم و شکست خوردیم تجربه کنیم و دوباره بلند شویم و فقط آن را تکرارش نکنیم و یعنی پوست کلفت باشیم که این شکستها خنده دار برایمان باشد و جزئی از مسیر باشدنه اینکه متوقفمان کند. راهی نیست که صد در صد عالی باشه و صاف ما را به مقصد برساند چون این دنیا یک قطبی نیست هم سختی داره هم راحتی هم ترس داره هم شجاعت و این انتخاب ماست که بیشتر کدام را انتخاب میکنیم و بعد این مسیر هموارتر هموارترمیشود.

    تلاش تلاش تلاش بدون توقف خودش لذت است وقتی که هدف مشخص است

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیزم اسوه توحید

    سلام به مریم شایسته نازنین و دوست داشتنی

    سلام به اهالی بهشت

    عید همگی مبارک🤩🤩🤩

    استاد عزیزم عاشقتم با این فایلهای عالی که میزارین و هر روز داره کیفیت فایلها عالی و عالیتر میشه .

    عاشقتم استاد عمل به آگاهیها .

    استاد جانم این فایل هم مثل تمام فایلهای سایت بهشتمون عالی بود

    انقدر عالی که به گفته خودتون هزار بار باید گوشش کنیم .

    خب منم اومدم از تعهد و تمرکز بگم

    اول مثل شما از جایی میگم که تمرکز کردم و نتیجه گرفتم .

    استاد من از وقتی اولین فرزندم بدنیا اومد دچار اضافه وزن شدم .هیچ وقت چاق و بدریخت نبودم ولی سالها با اضافه وزن خودم مشکل داشتم در صورتی که همه میگفتن اندامت خوبه

    ولی خودم رضایت نداشتم

    پارسال تو اهدافم نوشتم رسیدن به اندام و وزن ایده آل .

    و توی راههای رسیدن بهش هم نوشتم از همین چیزهایی که دارم شروع میکنم و پیش میرم .

    استاد من اون موقع ها یه دوچرخه داشتم که شروع کردم باهاش دوچرخه سواری .

    بماند که همسرم وقتی دید من دارم دوچرخه سواری میکنم یه دعوای مفصل کرد و گفت اجازه نداری ولی من کوتاه نیومدم و کاری که دوست داشتم انجام دادم

    بعد دید من کوتاه بیا نیستم 🙃گفت یا دوچرخه سواری یا گواهینامه 🤕

    ولی من سمج تر از این حرفا بودم

    گفتم هم دوچرخه سواری هم گواهینامه .

    استاد من گواهینامه مو گرفتم و یه دوچرخه سوار عالی هم بودم جوری که هر جایی که دوست داشتم باهاش میرفتم با اینکه من تو مشهدم و تو یه منطقه کاملا مذهبی ولی من تمام حرفا و نگاهها رو به جون خریدم و فقط لذت می‌بردم .

    بریم سراغ ورزش کردنام.

    من شروع کردم دوچرخه سواری تو پارک نه چندان نزدیک خونه مون که یه مسیر عالی داشت برای دوچرخه سواری و با خواهرم هر روز می‌رفتیم یه ساعتی دور می‌زدیم و میومدیم .

    تا اینکه دیدیم یه جایی هست تو پارک که مخصوص بانوانه.

    من و خواهرم رفتیم اونجا برای مراقبه و شکرگزاری هامون .چون صبح زود می‌رفتیم خیلی خلوت بود .

    بعد کم کم شنیدیم که تو همین مکان قراره ورزش صبحگاهی برگزار بشه .

    ما شروع کردیم با اون گروه به ورزش کردن و انقد مربی مون عالی بود که باز ما فقط لذت میبردیم و حالمون خوب بود .

    تا اینکه اون بیماری همه گیر باعث شد اون سایت بسته بشه .

    ولی من و خواهرم از تعهدمون کوتاه نیومدیم و با هم رفتیم پیاده روی تو پارک .

    باز اینجا همسر من یکم بهانه گیری کرد و منم بخاطر آروم کردن اوضاع دوسه روز تو خونه موندم ولی باز زدم بیرون .

    و جهان سر خم می‌کنه در برابر خواسته های ما.

    استاد ما

    تو پارک راه می‌رفتیم فایل های شما رو گوش می‌دادیم

    می‌دویدیم ،نفس نفس می‌زدیم ولی بازم لذت بود و لذت .

    تا اینکه دوباره سایت بانوان باز شد و ما با مربی هامون شروع کردیم .

    یه مدت با عشق ورزش کردیم تا هوا سرد شد و تصمیم گرفتیم بریم یه باشگاه .

    گشتیم وگشتیم تا یه باشگاه با بودجه خودمون پیدا کردیم و من دائما در حال کم کردن وزن و سایز بودم ولی چون اندازه نمیگرفتم اصلا متوجه نمی‌شدم .

    استاد ما تو یک سال برای ورزش پارک رفتیم و دو سه تا باشگاه که هر کدوم به دلیلی کنسل میشد تاااا عید نوروز .

    من برای شروع سال جدید رفتم برای خودم لباس بخرم اصلا باورم نمیشد استاد من ۵تا۶ سانت سایزم کم شده بود

    استاد من تو اون مدت یکسال از وزن ۷۶کیلو رسیدم به ۶۷ و الان ۶۵هستم🤩💪🏻💪🏻

    و از سایز ۴۴یا۴۶رسیدم به سایز ۳۸ 🤩🤩🤩

    نمیدونین استاد من چقدر ذوق میکردم

    چقدر حالم خوب بود اونروزا .

    انقد خوشحال بودم که بعضی فروشنده ها با تعجب می‌پرسیدن مگه خییییلی چاق بودین 😂😂

    و من میگفتم نه ولی اصلا خودم باور نمیکنم انقد کم کرده باشم 😍

    استاد ما آروم آروم هدایت شدیم به پارک بعد به مربی ورزش بعد باشگاه .بعد یه باشگاه بهتر با وسایل عالیتر بعد یه باشگاه با کیفیت تر .

    و الان هدایت شدیم به یکی از بهترین باشگاههای مشهد .

    انقد این باشگاه عالیه پر از حال خوب پر از انرژی و من فقط و فقط لذت میبرم .و حتی یک روز هم از ورزش کردن نمی‌زنیم

    استاد من متعهد بودم من تمرکز کردم روی هدفم و نتیجه برام عالی بوده .

    هر بار تو آینه خودمو میبینم که چقدر چربیهام رفته و چقدر بدنم عضلانی شده کیف میکنم و کلی خودمو تحسین میکنم .

    استاد جانم من تمام این مدت فقط و فقط حرفای شما آویزه گوشم بود و هر بار بیشتر و بیشتر از شما ممنونم که منو هدایت کردین به مسیر درست .

    و اما هدفی که دارم و می‌خوام براش تلاش کنم .

    استاد من همیشه تو زمینه مالی لنگ میزدم خیلی کارا هم کردم ولی نتیجه ای که دوست داشته باشم نداشته برام .ولی امسال هدفم رو گذاشتم رسیدن به درآمد پایدار .

    استاد من برای رسیدن به این هدفم هدایتی که اومده این بوده که کیک درست کنم ببرم کافی شاپ های شهرم.

    من یکبار کیک درست کردم و به تکه های کوچیک تقسیم کردم و به تقریبا ده پونزده تا کافه رفتم ولی هنوز که با هیچکدوم نشده همکاری کنم ولی من ادامه میدم تا ببینم قدم بعدی چیه .

    استاد کیک درست کردنش که خوب بود چون کاری هست که دوسش دارم .

    ولی وقتی قرار بود حاضر بشم و برم کارم رو معرفی کنم دقیقا همون احساس شما رو داشتم

    حس میکردم هر لحظه ممکنه بخورم زمین انقد که استرس داشتم .

    ولی با رفتن به اولین کافه و برخورد قاطع خودم و البته برخورد بسیار محترمانه مسئول کافه تمام اون ترسها ریخت و من با انگیزه رفتم بقیه کافه ها .

    حالا اون دفعه که نتیجه نداد ولی من بازم انجامش میدم تا جهان ببینه من پر رو تر از این حرفام .😁

    البته وقتی شما از آموزش آنلاین صحبت کردین هم یه جرقه هایی تو سرم زد ولی نمیدونم میتونم وارد اون کار بشم یا نه ؟

    البته که کار نشد نداره ولی من باید اون تعهد رو توی خودم بوجود بیارم .

    انشاالله میام و از نتیجه کارم براتون می‌نویسم 🥰

    استاد عزیزم بی نهایت ممنون برای این همه آگاهی که با عشق در اختیار ما میزارین .

    عاشقانه دوستون دارم 😍😍

    در پناه نگاه مهربان الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1940 روز

    به نام رب

    استاد عزیزم سلام

    عکس این فایل زیباترین عکسی است که دیدم.

    و ترغیب شدم که ببینمش علیرغم اینکه هر لحظه ممکن بود دوستم بیاد دنبالم برای اینکه بریم پیک نیک اونم توی سواحل قبرس شمالی

    خب جای همه خالی برای تعطیلات عید قربان که تو ترکیه خیلی بهش اهمیت میدم به قبرس سفر کردم اونم با رزقی که خدا دنبالم فرستاد.

    چند وقتی هست که رد پای این رزق را میبینم توی زندگی ام که میاد دنبالم.

    از غذاهایی که همسایه هام برام میارن تا سفرهای خارجی تا آدم های که خدا برای من مسخره کرده. خدا را شکر. استاد ممنونم ازتون.

    چند وقتی بود که رد پای الهامات را داشتم تو زندگی ام دنبال میکردم و به قول شما تکاملی تا حد خوبی میتونم فرق الهامات و نجواها را بفهمم.

    بهم الهام شد که برم با مدیرهای موفق مهد کودک ها مصاحبه کنم و یه خبرنامه ی آنلاین داشته باشم. قشنگ فهمیدم که الهام خداست و درنگ نکردم. دست به کار شدم. خب قبلاً بود اجازه میدادم نجواها دخالت کنند. نجواهایی مثل اینکه حالا سخته، حالا قبول نمی‌کنند ، حالا راز کارشون را نمیگن و … گفتم خدا گفته پس برو جلو و رفتم و شروع کردم و اولین قدم را برداشتم.

    تو همین گیر و دار بودم که پیش خودم گفتم بهااااار، یعنی یه همچین صدایی به ابراهیم گفت که باید اسماعیل را قربانی کنی!!!!!!

    مو به تنم سیخ شد.

    گفتم بهار ابراهیم هم صدای الهام و صدای نجوا را می‌شناخته…

    برای همین میدونستم خدا گفته، و بی چون و چرا اطاعت کرده.

    استاد درک کردم بزرگی هدفی ابراهیم را و بزرگی قدم و بزرگی ایمان را….

    خیلی وقتها انگار مجازا سفر میکنم به قلب ابراهیم و می‌شنوم که گفته میشه برو اسماعیل را قربانی کن.

    راستش تنم مبارزه!!!!

    حقا که دمش گرم.

    از اون روز و این روزها بیشتر حواسم به الهامات هست. بیشتر حواسم هست عمل کنم بهشون حتی اگر منطقی نباشه و بیشتر ازش میپرسم خب بگو کدوم راه. دوست دارم به صداش آشنا تر بشم.

    تو همین مسیر و تو راه تکاملی ام، دیروز تو پارک آبی بودم.

    در کنار ترکیب این زیبایی، آب ، سرسره، صدای شرشر، بی تغییری قوانین فیزیک، به قلبم افتاد برو و این سرسره ی آبی که یهو زیر پات خالی میشه را برو.

    استاد یه سرسره به شکل حرف ‘ر’ با ارتفاع ده متر ، میری توی اتاقک در شیشه را می بندند و بعد با سه شماره زیر پات خالی میشه و در یه چشم به هم زدن اون پایین و لایه آب ها هستی.

    برای من که اگر تو پیاده رو برم و زیر پام خالی باشه و مجبور بشم از روی توری یا بعضاً از روی شیشه از این جای خالی رد بشم خیلی ترسناکه ، این سرسره حکم اسماعیل را داشت.

    اما یاد گرفتم برم تو دل ترس ها تا بزرگ بشم.یادم دادید استاد.

    داشتم از پله ها میرفتم بالا،

    گفتم بهار اگر بمیری، گفتم میرم پیش خدا،

    گفتم از زندگی آت راضی هستی، با اطمینان صد در صدی گفتم آررررره

    گفتم آخه بهار بچه داری، بمیری چی میشه، گفتم من مسول کسی نیستم ، اونم خدایی داره،

    و در حین همین گفتگوها اشک تو چشمام حلقه زد و گفتم خدایا شکر برای این آرامش و رضایت. خدایا شکر برای استادم. زندگی استادم پر از نور و شادی…

    رسیدم بالا و رفتم تو دل ترسم.

    جاتون خالی دوبار امتحانش کردم که مطمین شم قربانی اش کردم…

    اینم تکاملم هست.

    آخه یکی از رویاهام پرش از هواپیماست‌.

    من که از همچین سرسره ی ساده ای میترسیدم چطور میخام از هواپیما بپرم؟؟؟؟

    استاد این داغ ترین قربانی ام بود اونم دقیقا در سالگرد قربانی کردم حضرت ابراهیم.

    استاد دوست دارم و اگر صلاح بود از تجربه ی پرشتون از هواپیما بگید هم شما و هم مریم جون عسل ‌‌

    عیدتون مبارک

    دوستداراون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  4. -
    خدیجه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2224 روز

    بنام خدایی که همواره خواسته هایم را اجابت می کند😍😍

    سلام به بهترین استاد دنیا و مریم جان نازنینم و سلام به همه دوستان

    استاد من از اونروز کامنت ننوشتم چون خواستم اول عمل کنم و بعد بیام حرف بزنم.، چون میدونم شما از ما فقط عمل کردن به آگاهیها رو میخواین .

    من چند وقتی هست که بادنبال کردن الهاماتی که بهم شد و عمل بهشون وتضادهایی که بهشون برخوردم و فایل سرمایه اصلی شما چیست فهمیدم که این کاری که الان توش هستم که شغل گلفروشیه چیزی نیست که من دوست دارم. و اون کاری که من عاشقش بودم و توش عالی بودم و همه جوره توش خلاقیت داشتم خیاطیه. و تصمیم گرفتم برم دنبالش.

    اما خب همش ترس اینکه بزنم زیر همه چی و دوباره از صفر شروع کنم، ترس از حرف و قضاوت مردم منو تو دوراهی گیر انداحته بود و چند وقتی بدجور انرژی مو میگرفت. خلاصه صبح عید قربان که بیدار شدم و داشتم تمرینامو انجام میدادم دوباره این فکر ذهنمو درگیر کرد و منم بخدا گفتم خدایا تا عید غدیر وقت میزارم که بهم نشونه قطعی بدی که چکارکنم. گلفروشی رو جمع کنم و تمرکزی برم روی دوخت و دوز چیزایی که دوست دارم یا در کنار این کارم اونم انجام بدم که البته اصلا به هیچ کدوم نمیرسیدم😂😂

    و بعد اومدم گوشی رو برداشتم دیدم خواهرم تو گروه مون پیام داده فایل جدید داریم و منم سریع اومدم و فایلو دانلود کردم.

    وای خدااااااا😭😭 اصلا انگاری کلمه به کلمه ش مال من بود. اصلا مونده بودم چی بگم😭 دهنم قفل شده بود😭 آخه خدایا اینقدر سریع الجواب😭😭😭

    و خب دیگه جوابمو گرفتم و تا شب هی فایلو گوش کردم و هی گفتم کامنت بنویسم دیدم نه باید عمل کنم.

    خلاصه تصمیمم رو قطعی کردم که مغازه رو جمع کنم و تمام تمرکزمو بزارم روی دوخت و دوز و هنریکه عاشقشم و توش تا جاییکه میتونم خودمو ارتقا بدم. بقول شما تو اون کاری که عالیم هی خودمو بهتر کنم.

    و فرداش رفتم و برگه حراج چاپ کردم و زدم به شیشه تا انشاالله مغازه مو جمع کنم. و نکته جالبش اینجاس که هر کس منو میبینه میگه باز میخوای چکارکنی. باز چه نقشه ای تو سرته😂

    و نمیدونین من چقدر از این جمله کیف می کنم وقتی میبینم تو ذهن آدمهای دور و برم یه آدم یه جا بشین نیستم. یه آدمیم که خیلی زود پا تو مسیر تغییر میزارم و تو این چند سال به جهان ثابت کردم که از تغییر نمیترسم. البته درحد خودم😍

    استاد من از قبل از دیپلمم دنبال کسب درآمد بودم و کلی شغل عوض کردم. کلی چیز یاد گرفتم و چند تا کارو آموزش دیدم، درسته بخاطر عدم اعتماد به نفسم و باورهای اشتباه مالی و مذهبیم رشد چندانی نداشتم اما همیشه دنبال آموزش دیدن بودم. ولی نه روی یک کار. تمرکز رو اصلا بلد نبودم و هیچ درکی ازش نداشتم. تازگیا دارم میفهمم چقددر تمرکز مهمه و بعد از فایل قبلی تصمیمم رو گرفتم که بهای موفقیتم رو بپردازم و تمرکزی روی هنر و استعدادم کارکنم و بهترین خودمو ارائه بدم.

    البته من قبل از ورود به سایت شما تلویزیون از برنامه زندگیم حذف شده بود. و اهرم رنج و لذت تو این مورد اینقدر تو ذهنم عالی بود که اصلا هیچ کششی به سمت سریالها و فیلمهایی که دیگران تشویقم میکردن که ببین نداشتم.

    برای ورزشم یه چند وقت تایمش جوری بود که من باید از ساعت کاریم میزدم تا برم باشگاه. اما من بهاشو پرداخت کردم و کلا تایم مغازه رو گذاشتم نصف روزه تا به ورزشم برسم و هر مشکلی تو این مسیر پیش اومد کوتاه نیومدم. گفتم من باید ارزشم رو به جهان ثابت کنم. بهاشو پرداختم تا الان هدایت شدم به باشگاهی که جزو سه تا باشگاه برتر مشهده و بدنم که هر روز داره عضلانی تر میشه و اندامم که هر روز داره زیباتر میشه و قدرت بدنیم بالاتر میره😍💪

    برای رسیدن به لذت دوچرخه سواری من بهاشو با کنار گذاشتن چادر و پاگذاشتن روی ترس از حرف مردم و نگاههاشون و باز کردن کلی غل و زنجیر مذهبی وحشتناک از دست و پام پرداخت کردم.

    برای رسیدن به لذت رانندگی من بهاشو دادم با گذشتن از همه سختگیری ها و ماشین ندادن شوهرم و پا گذاشتم روی ترس از رانندگی تو مسیرای شلوغ، تو اتوبان، تو چهار راه ها، دوربرگردونها. همه و همه ترسهایی بودن که یکی یکی شکستمشون و پیش رفتم.

    و همه اینا سدهایی بوده در حد و اندازه خودم که باید حذفشون میکردم و جلو رفتم و نتیجه های عالی گرفتم خدارو شکر.

    و انشاالله میخوام بهای موفقیتم با تمرکزی که روی خودم و کارم میزارم بپردازم.

    استاد امروز هدایت شدم به کامنت آقای جوان که یه آیه نوشته بودن که واقعا برام لذتبخش بود و دقیقا آیه هایی بود که بهشون نیاز داشتم که گفتم برای دوستانم هم بنویسم.

    آیه ۳۹ و ۴٠ سوره نجم:

    وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ

    وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ

    برای انسان جز تلاش و کوشش راهکار دیگری نیست و اگر تلاش کند نتیجه تلاشش را خواهد دید.

    انشاالله به زودی میام و براتون خبرای خوب میارم 😍💪

    عاشقتم استاد جانم❤️❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  5. -
    کیارش گفته:
    مدت عضویت: 1667 روز

    سلام درود خدمت❤ استاد عشق منش❤ و 💙مریم خانوم خوش ذوق 💙روز ثابت شدن و یکی از بزرگترین امتحانات حضرت ابراهیم ب پروردگار بی همتا مبارک.سپاس گذارم از استاد عزیز و مریم بانو گل برای این فایل پر محتوا و زیبا با این منظره زیبا من میدونستم ک استاد امروز فایل ب ما هدیه خواهد داد برای روز عید قربان😊استاد من اینو درک میکنم ک شما بعد از رسیدن ب قانون سلامتی چقدر مدارتون بالاتر رفته😍و گفتارتون و درکتون ک بالا بود چقدر بالاتر رفته.من یک هدفی داشتمو دارم و برای اون هدف تقریبا یک نیم سال دو سال که کلا خونه ام بیشتر ساعات رو دارم تمرین میکنمو چقدر مسغره و تحقیر شدم گفتن معتاد شدی اینجور چیزا😂 وحالا من قبلا چ جور بودم قبلا من فقط برای خوابیدن خونه میومدم و کلا در حال گشت گذار رفیق بازی بودم و دوست و رفیقهای بسیار زیادی داشتم ک با همشون تقریبا قطع رابطه کردم من قبلا روزی ۳بار قلیون میکشیدم

    ب مدت تقریبا۱۸ سال من سنم ۳۳ ساله چون وقتم داشت الکی میرفت و بعد از اینکه شروع کردم ب دنبال کردن هدفم چون دیگه وقت خالی نداشتم شد روزی ی بار بعد دو روز ی بار بعد سه روز ی بار بعد ۵ روز ی بار خلاصه الان شده ماهی دوبار ک ترک کردن قلیونمم با قانون تکامل دارم پیش میبرم هم برای اینکه وقت داشته باشم برای هدفم و سلامتیم رو حفظ کنم دیدم اونایی ک قلیون میکشن اخرش چی میشن و حتا هنوز دوستام باور ندارن من اینقدر قلیون رو کم کردم چون من قبلا بیشتر وقتم در قهوه خانه بودم.😂 من کاری رو ک شروع کرده بودم با کامپیوتر هستش ک من قبلا اصلا بلد نبودم با ماشین حساب کار کنم 😁و مدرک تحصیلی خاصی هم ندارم و بعضی وقتها پشت سیستم و گوشی ب دست وقتی داشتم اموزش میدیم خوابم میبرد از خستگی 😴و بعضی اوقات ۱۲ ساعت تا ۱۵ ساعت مشغول اموزش بودم و همین سبب شد ک خداوند استادهای خفنی و بسیار با علمی در مسیرم قرار بده ب خاطر ذوق و پشتکارم و خدا رو سپاس گذارم من تقریبا از وقتی شروع کردم ب یادگیری این شغل مسافرت خاصی نداشتم و ب لطف خدا خداروشکر جوری شده ک کلا وقتم رو خدا جوری هماهنگ کرده ک ازاد ازادم🤲.من بیخوابیها کشیدم و هزینه کردم هم از وقتم هم مالی برای چیزی ک دوست داشتم من ک رفیق باز بودم کلا دور رفیقهامو خط کشیدم من اخرین باری ک تلوزیون دیدم یادم نمیاد تقریبا تویه جمعی نمیرم و خدا برام موقیعتش رو جور میکنه چون استاد گفته بود ورودیهاتون رو کنترل کنید و تقریبا با چند نفر انگشت شمار رابطه دارم من برای رسیدن ب سلامتی قلیون رو ک ۱۸ سال بود هر روز ۳ بار میکشیدم الان شده ماهی دوبار من برای رسیدن ب سلامتی روغن نباتی قند و چای و شکر و خیلی چیزهایی ک بعضی وقتها هوس میکنم بخورم نمیخورم چون میدونم اگه بخورم باید دیگه همیشه زجر بکشم و دنبال قرص دکتر باشم من تقریبا دو سال هر روز پیاده روی میرم چون بدن سالم میخوام و اکثرا کسی این کارو نمیکنه چون سختشونه از خوابشون بزنن😂من برای شغلی ک دارم یاد میگیرم قید خیلی چیزهارو زدم رفیق بازی چرت پرت چون میخواستم اقای خودم باشم اقا بالا سر نداشته باشم و ب فکر درامد و چشمم ب دست مردم نباشه. و ازاد باشم چون شغل من با کامپیوتر و گوشی ب صورت انلاین هستش و همه اینها از وقتی اوج گرفت ک با شما و قانونهای پروردگار اشنا شدم.استاد منم مث شما خدمت نرفتم و خریدم چن سال پیش ک البته اون موقع قانون رو نمیدونستم و میگفتم من میخوام ازاد باشم خدمت نمیرم جالبه منو ۳ بار برای خدمت گرفتن سه بارم برای معافی اقدام کردم ک بهم ندادن 😂اخرشم با قانون ۸ سال غیبت خریدم چون اون موقع با شما قانون اشنا نبودم ی کم سخت بود ولی خداروشکر و ب لطف خدا ❤رسیدم بهش و هر چقدر ک زندگی ادمهای موفق رو مرور میکنم این قانون پرداخت بهارو در کل زندگی اونها میبینم.استاد خیلی دوستتون دارم🌼🌷 و سپاس گذارم از شما و مریم بانو🌻 برای سخاوت در اموزش و رساندن این قوانین ب ما😎 دوستان حرفها ک استاد میزنن رو سعی کنید ریشه اون حرف و منطقش رو درک کنید ن ک سطحی از اون عبور کنید❤🌹💙🌺💚🌼💛🌷🧡.عشق منی کیارش ملکی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    زینب خان محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2591 روز

    استاد منم تغییرات و نتایج الانم رو مدیون قربانی های گذشته هستم

    من از وقتی با شما آشنا شدم tv رو کنار گذاشتم

    قبلا بابام همیشه اخبار گوش میداد و حسم بد میشد ولی از وقتی دانشجو بودم خداروشکر tv ندیدم ولی هر از گاهی با گوشی و شبکه هلی اجتماعی وسوسه میشدم و اخبار منفی میشنیدم

    ولی تعهد دادم و بهاشو پرداخت کردم

    منو همسرم وقتی ازدواج کردیم تمام وسایل ضروری خونه رو خریدیم بجز tv

    بعد از ۲ سال tv خریدیم فقط باهاش اهنگ و فیلم و مستند و فایلهای شمارو نگا میکنیم

    و خداروشکر همین فاصله گرفتن از tv و اخبار باعث شد تمرکز بیشتری رو خودمون داشته باشیم و واقعا به کنترل ذهنمون کمک کرد

    من وقتی فارغ التحصیل شدم بخاطر ی شرایطی تمام شبکه های اجتماعی رو گوشیم پاک کردم

    یعنی اگه کسی کارم داشت یا زنگ میزد یا پیام

    نزدیک ۲ سال اینجوری گذروندم تا الان که بخاطر کارم مجبور شدم وات نصب کنم

    و بهاشو دادم و از همه بی خبر بودم فقط بخاطر اینکه رو خودم کار کنم واسه خودم و زندگیم وقت بزارم

    الان ی تلنگر زدی بهم استاد که حواسم به استفاده از وات باشه و زیاده روی نکنم

    درمورد حذف اطرافیان و دوستان که خیلی قوی کار کردم😁و سخت بهاشو پرداختم جوری که در طول ۲ سال اصلا با کسی بیرون نمیرفتم و حرف نمیزدم

    از خانوادم دوری کردم

    تمام دوستان دبیرستان و دانشگاه و خابگاه رو حذف کردم

    الان فقط ۴ تا دوست عالی دارم که با اوناهم خیلی کم در ارتباط هستم ولی ارتباط سالم

    از خیلی تفریحات و دور همی ها گذشتم چون میدونستم بحثاشون و حرفاشون چیه و چه ورودی های مخربی به ذهنم میده

    اون موقع شاید اذیت میشدم که کاش میرفتم خوش میگذروندم ولی صبر کردم و الان نتیجشو میبینم

    بقول کلاس NA

    من توپ بازی و محل بازی و رفیق بازی همه رو حذف کردم تا بشم این زینبی که الان هستم

    وقتی اقوام بعد از ۳ سال منو دیدن و باهام برخورد داشتن گفتن زینب قبلی که ما میشناختیم اصلا اینجوری نبود انگار ی ادم جدید شدی

    و اینه نتیجه قربانی کردن های من و راضیم خداروشکر که تونستم قربانی کنم

    الانم واسه هدف هام باید قربانی بدم

    واسه یادگیری زبان

    باید زمان خوابم رو کمتر کنم

    وقتای بیهوده و تلف شده رو کمتر کنم و اختصاص بدم به یادگیری زبان

    تهعد بدم هر ۳۶۵ روز سال رو حداقل ۱۵ دقیقه وقت بزارم واسع یادگیری و یادآوری زبان

    روی باورهای فراوانی و احساس لیاقت بیشتر کار کنم تا نتایجم تغییر کنه و به خواسته های که میخوام برسم❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  7. -
    بهاره گفته:
    مدت عضویت: 1671 روز

    سلام استاد عزیزم سلام به روی ماهتون

    خدایاشکرت که تورو داریم

    خدایاشکرت که به معنی واقعی کلمه هرلحظه هدایتم میکنی

    خدایا توبزرگی توبینایی توشنوایی به حال واحساس هر لحظه ازتک تک بندگانت

    خدایا میخام فریاد بزنم دوست دارم

    میخام فریاد بزنم الهی شکر بخاطر وجود شخصیتی مثل استاد عباسمنش وصدهزاربار شکر که من درمسیر این آگاهی های ناب وخالص وپاک وباعشقی که ازطرف خدا باکلام استاد عزیزم جاری میشه قرار گرفتم

    استاد فایلتون خیلی آگاهی ها وراهکارها وریشه های اساسی روبهم یاد داد. واقعا باید بارها وبارها شنید وگوش داد وعمل کرد.

    استاد عید شماهم مبارک…..عید من امروز خیلی مبارک شد باشنیدن ودیدن این فایل….

    چه عیدی ای بهتر ازاین میتونستم بگیرم.

    استاد میخام صمیمانه یه چیزی بهتون بگم ،من همیشه خیلی دوس داشتم مثل شما باشم دوس دارم درمورد این قوانین صحبت کنم،آموزش بدم وتاثیرگذار باشم در زندگی دیگران….چون موقعیکه بایکی دیگه راجع به این قوانین واین آگاهی ها صحبت میکنم ۱۰برابر بیشتر ازاینکه به اون طرف چیزی رویاد بدم خودم یاد میکیرم وبیشتر وبیشتر عمل میکنم…اصن وقتی راجع به اینچیزا با شخصی یاگروهی صحبت میکنم انگیزه ام دوچندان میشه.عشق وعلاقه وعملم بیشتر میشه،بیشتر روخودم کارمیکنم ،بیشتر تحقیق ومطالعه میکنم ووقت میزارم….من احساس فوق العاده خوبی با این کار دارم….وهیچی تا به حال به این اندازه منو شاد نکرده واون شعف درونی اون احساس خدایی واون احساس رضایت ازخودم تو این کاره که به دست میاد وحسش میکنم….ازدیروز تاحالا تواین فکر بودم که چجوری کارمو شروع کنم که بتونم ازاین چیزای خوبی که ازشما یادگرفتم به دیگران هم آموزش بدم…..واقعا راهشو نمیدونستم….

    حالا بادیدن این کلیپ والبته قبلا هم به این فکر افتاده بودم که مثل شما ازکلاسهای دانشگاه شروع کنم.

    خیلی دوس دارم هرچه زودتر شروع کنم واولین قدم روبردارم….

    خدایا کمکم کن…

    خیلی امیدوار وخوش بینم….احساس خوبی دارم.

    انشالله که خدا راه روهرلحظه بهم نشون بده.

    قبلا از دیدن این فایل پشت میزم نشسته بودم وداشتم فکر میکردم چجوری میتونم یه سخنرانی خوب داشته باشم..من چیز خاصی از اصول سخنرانی نمیدونم ولی چون باعشق وعلاقه وازتجربیات خودم وازآگاهی هایی که ازشما گرفتم چیزای خوبی میدونم وبه خداتوکل دارم….میدونم میتونم شروع خوبی داشته باشم….چون توهمین ۱۰_۱۱ماهی که باشما هستم تقریبا هرروز فایل گوش میکردم وتمریناتمو انجام میدادم…

    استاد عزیزم بهترینم بنده پاک خدا برام دعا کنید موفق بشم .

    مرسی از وجودتون از کلامتون

    مرسی ازخدا که شما روبه ماداده.

    خدانگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  8. -
    نسیم حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2006 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز

    نمیدونم چرا این‌ فایلو‌ دیدم احساساتی شدم گریه کردم خیلی خیلی خدارو شکر میکنم که روزی معنوی من آگاهی هایی هست که از طریق شما به گوشم میره واقعا عالی بود بی نظیر بود با تمام وجود متوجه منظورتون شدم و واقعا تکامل و قربانی هایی که دادید برای رسیدن به این جایگاه عالی کشور عالی رابطه عالی و این هیکل عالی ورزشکاریتون رو تو این سالها دیدم و واقعا واقعا از ته ته دلم امروز خواستم که خیلی قوی تر مصمم تر قربانی کنم منم

    وقتی دلم میسوزه برای کسایی که دور اطرافم هستن و مغز خودمو پر میکنم از افکار و انرژی هایی منفی ناشکری گله شکایت های روزمره از طریق آدم‌هایی که میدونم مانع رسیدن من به اهدافم میشن و همه انرژیمو نمیتونم برای خودم بزارم یا بخاطر دختر بودن میترسم تنها جایی برم ترسمو قربانی میکنم و در اولین فرصت میرم که خودم باشم و خودم قشنگ درک کردم این چیزایی که نمیتونیم قربانی کنیم فقط و فقط راه مارو دور میکنن مارو از اهدافمون دور میکنن از خدا میخوام بهم کمک کنه با اراده قربانی کنم همه چیزایی که مانعم هستن

    واقعا سپاسگزارم از خدای مهربونم و شما استاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم

    خدارو سپاسگزارم که امروز شما دوباره یک فایل ارزشمند و پر از آگاهی های ناب برای ما تهیه کردین، ممنونم.

    من سه ماهه که دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم و باید بگم که ۲ ماه اول رو قدم به قدم با نکته های شما پیش رفتم و نتایج عالی و ارزشمند شو هم دیدم اما در ماه سوم با غرغر های همسرم روبه رو شدم که میگفت زیادی لاغر شدی و این حرفا انگیزه منو کمتر میکرد. به طوریکه من ماه سوم رو اونجور که باید به دوره عمل نکردم و نتایج بدشو هم به سرعت دیدم (هنوزم دارم میبینم البته:). امروز بعد از دیدن این فایل این نکته به من الهام شد که زهرا تو اونجوری که باید تعهد نداشتی که از این حرف مردم تاثیر گرفتی. متوجه شدم بهایی که باید پرداخت کنم تمرکز ۱۰۰ درصدیه منه روی هدفم. هدفی که وارد این دوره شد بخاطرش. من قول میدم که چند وقت دیگه کامنت کنم که روی تعهدم ایستادم و بهاشو با جون و دل پرداخت کردم. خیلی ممنونم از همه اعضای این خانواده دوست داشتنی❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  10. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    سلام و درود مجدد به استاد عباس منش و خانم شایسته بزرگوار… این فایل بی نظیره، عالیه، یه گنج واقعی … از دیروز که شنیدم احساس میکنم چندین قدم بلند به جلو رفتم. خودش به تنهایی یه دوره است… از دیروز تا الان بارها و بارها این فایل رو دیدم و شنیدم ‌‌‌. خدا رو شکر بخاطر این همه زیبایی پارادایس، و خدا رو شکر بخاطر اندام فیت و سلامت تون، نمی‌دونید چقدر مشتاق تهیه دوره قانون سلامتی هستم و حاضرم با لذت کاملا بهای رسیدن به اندام ایده آل رو بپردازم. یاد گرفتم که رنج کشیدن خیلی عذاب داره و دستاوردی نداره ⚠️«ولی در عوض پرداختن بهای رسیدن به خواسته خیلی هم لذتبخشه، و در نتیجه دستاوردش ارزشمنده» ⚠️

    از دیروز تا الان دارم به بهای رسیدن به اهدافم فکر میکنم ، من به لطف و هدایت الهی موفقیت هایی داشتم، برای موفقیت های بعدی حاضرم دستاوردهای قبلیم رو هم فدا کنم. بارها از شما یاد گرفتم نکاتی رو که من به صورت ناخودآگاه انجام میدادم ، ولی بعدا از صحبت های شما فهمیدم این کار، کار درستی بوده. الان هم در مورد قانون پرداخت بها یاد گرفتم من قبلا این کار ها رو انجام دادم ولی چندان آگاهانه نبوده، از الان آگاهانه تر و هدفمندتر این کار رو انجام میدم. تصورش کنید برای آروم نگه داشتن ذهن ، روزی چند ساعت هندزفری بذاری و فقط و فقط رژیم غذای ذهنیت فایلهای صوتی استاد عباس منش باشه.

    خدا رو شاکرم ، خدا رو شاکرم که الان نه اهل گفتگو و نه اهل شنیدن صحبتهای مسموم هستم . شده توی یه اتاق تلویزیون روشنه من از اتاق بغلیش میزنم بیرون ، یا در رو می‌بندم و هندزفری میذارم که صدای اخبار و فیلم و سریال ها رو نشنوم. استفاده از فضای مجازی رو به شدت محدود کردم… توی محل کار ارزیابی سالانه انجام شد برای من زده بودن کارایی پایین ، تعامل و همکاری پایین ، تصورشون اینه من درونگرا و گوشه گیر هستم ولی نمیدونن من خودم رو از آدمهای مسموم دور کردم . و ایمان دارم بزودی به شرایط و افراد بهتر هدایت میشم به لطف و هدایت الهی 😍😍

    اونقدر توی گذشته ، بها پرداخت کردم از مهاجرت، از تنهایی ، از بهای تلاش جسمی و بهای اقتصادی و بهای قربانی کردن تفریحات و وقت گذرانی برای چیزهای کم‌ اهمیت، حتی بهای گرسنگی کشیدن ، و حتی همین موضوع حرف زدن جلوی جمع که شما مثال زدین الان به راحتی میتونم جلوی یه سالن بایستم و سخنرانی کنم… اونقدر که باور دارم پرداخت بها برای موفقیت های آینده هم برام راحته…

    خدا رو شکر میکنم بخاطر هر لحظه هدایت و حمایتم …

    ممنونم استاد عباس منش و ممنونم از خانم شایسته بزرگوار … ممنونم که این حجم از آگاهی ها رو به صورت هدیه در اختیارمون گذاشتین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: