چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1824 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استادعزیزم و خانم شایسته نازنین و سلام به همه دوستان هدایت شده به این مسیر زیبا

    باور:فکری که میلیاردها بار تکرار شده

    باشنیدن این جمله از شما استاد تواین فال چشمام گرد شد…میلیاردهابار؟؟؟

    من کدوم یک از این باورهای قدرتمندکننده رو میلیاردها باربرای خودم تکرار کردم ؟نوشتم یا خوندم یاگوش کردم؟؟

    نمیدونم واقعا چندبار… شاید خیلی زیاد اینکاروکردم ولی باشنیدن این جمله من فهمیدم بعضی جاهاکه هنوزنتیجه نگرفتم چون باورش،ساخته نشده چرا؟؟؟؟

    چون به اندازه کافی تکرارش نکردم

    تواین یه سالونیم که روانشناسی ثروت روخریدم بارها گوش کردم و نوشتم وخلاصه کردم بااین فایل فهمیدم که کافی نبوده ونیست

    بعدازشنیدن این فایل دفترهای ثروت 1رو اوردم ودوباره نکته هاییکه بارها نوشته بودم رو خلاصه نویسی کردم تا باصدای خودم ضبط کنم وبه خودم قول دادم هر روزبارها وبارها گوش کنم

    تاساخته بشه در درونم اون باورهای قدرتمند کننده جدید

    بااینکه پارسال هم اینکارو کرده بودم وفایلهاشو گوش میدم اما نیازبودتادوباره ضبط کنم و تمرین جدید برای خودم بسازم

    باور قدرتمندکننده ایی که خیلی به من کمک میکنه::

    این مسیرجواب میده بالاخره نتایج حاصل میشه

    اگه هنوزنتیجه تودستم نیست به خاطر باورهای بسیارایرادداره خودمه

    همه رو پیدامیکنم وباورهای قدرتمندکننده میسازم ونتایج حاصل میشه من فقط باید ادامه بدم وادامه بدم

    این باورخیلی به من کمک میکنه که ناامیدنشم وتکاملم روطی کنم

    باوربعدی بحث چشم زخم بود که قبلا داشتم وچقدر خودم وبچه هام رودرگیراین افکار زنگ زده ی شیطانی کرده بودم وازوقتی که رهاش کردم با این باورکه قدرت فقط دست خداست چقدر زندگی برام اسونترشده ولذت بخش تر

    باوراینکه نگران کسی نیستم و دلم برای هیچ کس هم نمیسوزه چون همگی به یک اندازه به خداوند که منبع نعمت وثروت درجهانه نزدیکیم

    این باورهم بسیاربهم کمک کرده تا تمرکزم فقط روی خودم باشه وباتوکل به خدا دست ازنگرانی برای بچه هام هم برداشتم وچقدر رها وازادهستم

    وچه حس ارامشی روتجربه میکنم

    باوراینکه حرف مردم بی ارزش ترین موضوع زندگی منه واقعا بهم کمک بزرگی میکنه وهربارباید بیشتر بفهمم ودرکش کنم

    باورهای محدودکننده:

    ازباور کمبود بسیار ضربه خوردم وبرای رها کردنش همیشه تلاش میکنم وهربار بهتروبهترمیشه

    با مثالهایی که ازفراوانی هر روز وهرروزمیبینم

    باخرج کردنهام بدون نگرانی و اطمینانی که به حسابم برمیگرده وروزیه من دست خداست

    باور عدم احساس لیاقت که به شدت دروجودم بیدار بود با دوره ی بینظیر احساس لیاقت وعمل به اموزشهاش هربار دارم بهتر وبهتر میشم و خداوند نعمتهای بیشتری رو وارد زندگیم میکنه چون لیاقتشودارم

    باور احساس گناه داشتن که چقدر جاها منومحدودکرد و از رسیدن به خواسته منع شدم چون این باوروداشتم وازش بیخبربودم

    وباوراینکه خداوند غفورورحیمه و 25 بارکلمه جناح درقران با لای نفی اومده اب پاکی رو رودستم ریخت و یه نفس عمیق ازته قلبم کشیدم که من بنده ی خوب خداهستم و خداوندبسیاردوستم داره مواظبمه ومنواجابت میکنه درهرلحظه

    استادجانم 33 سال زندگی کردم بدون اینکه باور رو توزندگیم باور کرده باشم

    اولین بارشمابودین که طعم شیرین خلق زندگیمو بادستانه خودم بهم چشوندین ومن باورکردم که من خالقم ….

    همین باور با یه نتیجه کوچیک چنان قدم های منو محکم کرد تواین مسیر که هیچ وقت سست نشدم وادامه دادم باهمه اشتباهات وکج فهمی هایی که تواین 3سال داشتم

    خیلی خوشحالم که خداوند هدایتم کرد به سمته شما واین سایت بینظیر

    ازتون سپاسگزارم تابییییییییی نهایت

    ارزوی طول عمر فراوان ازخداوند منان براتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    بنام الله مهربان

    سلام بر استاد ومریم عزیزم و دوستای قشنگم

    به به از دیدن دوباره ی استاد خوش استایل و درجه ی یکم

    همین باور های زیبایی که شما میسازید باعث میشه هزاران نفر به سمت رسالتشون حرکت کنند و اون هزار نفر تاثیر بذارند روی زندگی میلیونها نفر

    و این چرخه ادامه دارد

    من جزو اون هزار نفری هستم که با حرفهای شما و هدایت خداوند شجاعت پیدا کردم که به سمت هدفم حرکت کنم و باوجود کلی مسخره شدن به سمت تک رقمی شدن در کنکور دارم پیش میرم

    و به زودی انشاالله این داستان رو در پروفایلم میذارم تا هدایتگر دوستان بعدی باشه

    استاد عزیزم

    کاش میشد که کامنتم و خودتون میخوندید

    کاش بشه یه روز موفقیتم رو کنار شما جشن بگیرم و بغلتون کنم

    شما الگوی من هستید برای نترسیدن

    برای شجاع بودن

    برای اینکه فقط روی خدا حساب کن

    من از الان خودم رو با روپوش پزشکی تجسم میکنم

    من از الان دارم زبان کار میکنم تا بتونم تخصصم رو آمریکا بگیرم

    با خداوند همه چیز شدنی است

    خیلی دوستتون دارم

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    فاطمه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 799 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام به همه دوستان در این فضای فوق العاده

    یک دنیا تشکر و سپاس از استاد فوق العادم که این همه روی خودشون کار کردند و اگاهی های زندگی سازو در نهایت سخاوت منتشر کردند

    یک تشکر و قدردانی دارم از همه دوستان عزیزی که کامنت مینویسن و این چند روز کامنت های فوق العاده ای که واقعا راهگشا بودن و باورامو بهم نشون دادن خوندم و لذت بردم .

    باور

    هر چقدر بیشتر میگذره بیشتر درک میکنم که همه چیز باوره

    باور تبدیل به رفتار اعمال میشه

    بدون باور نمیشه کاریو انجام داد

    من خیلی وقتا اعمال درستو میدونم ولی نمیتونم انجامش بدم چون باورش ندارم

    مثلا میدونم باید صبور باشم باید خشمگین و عصبی نباشم ولی نمیتونستم

    مثلا باید وابسته نباشم ولی نمیدونستم چجوری

    وقتی باور شکل بگیره کار و رفتار درست انجام میشه

    من قبلا مهندسی معکوس میکردم

    اول رفتارو به زور میخواستم به وجود بیارم و شکست میخوردم

    یکی دو هفته است جدی دارم فایلارو با دقت گوش میدم کامنتارو میخونم و تازه دارم تاتی تاتی کنان درک میکنم باید چه پروسه ای رو طی کنم

    تو همین چند وقته هم نتایجی داشتم :) نتایجم بیشتر فکری و ذهنی بوده مثلا بیشتر حالم خوبه بیشتر مثبت فکر میکنم و خوشحالم .

    الان تازگیا خیلی بدم میاد که خرف بزنم یا حرفی رو گوش بدم ولی عمل نکنم قبلا کلا توی در و دیوار بودم و فقط حرفارو حفط شده بودم ولی عملی نبود نتیجه ای نبود استقامتی نبود

    ثم استقامو رو تمرین میکنم

    این چند روز رهاتر شدم

    ارامشم بیشتر شده

    وقتی شما انقدر محکم صحبت میکنید منم یه تودهنی محکم میزنم به همه نجواها و باورای منفی که ناامیدم میکنند .

    مرسی که هستید

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1333 روز

    به نام پرودگار بی همتا

    خدایا تنهاتورا میپرستم وتنها ازتویاری میطلبم

    سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان خوبم

    خدایا شکرت که میتونم بنویسم

    استاد من باورهای خیلی اشتباهی داشتم

    که خیلی بهم ضربه میزد

    من باور داشتم فرصتها کمتر میشه

    روابط عاشقانه نیست

    باورداشتم ثروت کمتر میشه

    سلامتی کمتر میشه

    ولی به لطف خدا وفایل های شما استاد عزیزم

    الان بینهایت احساس ارزشمندی میکنم

    خودمو دوسدارم

    درمسیر حفظ قرآن هستم که همیشه آرزوشو داشتم

    الان به لطف خدا حافظ 6 جز ازقرآنم

    چن وقته دیگه قراره مربی بشم

    باوردارم

    ثروت هرروز بیشتر میشه

    فراوانی بیشتر میشه

    اتفاقاته خوب بیشتر میشه

    روابط عاشقانه بیشترمیشه

    بااین که طلاق گرفتم ویه بچه م دارم باوردارم بینهایت فرصت عالی هس که یه ازدواج عالی داشته باشم

    چون لایق بهترینام

    باور دارم قدرتفقط خداست وبقیه هیچکارن

    وانشالله میخوام تا یه ماه دیگه دوره ی عشق ومودت وبخرم توکل به خدا

    خدایاهمه چی باتو

    من عاشقتم

    ممنونم استاد

    زندگی بینهایت زیباست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    پریسا علیمی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    سلام ب تمامی دوستان واستاددعباسمنش گرامی

    من درزمینه دیابت فعال هستم بیماری دیابتی با تشخیص عفونت محل جراحی دربخش بستری شد کلا بیماران دیابتی مبتلا به زخم اگرمستحضرباشید بسیاربیماران پرمخاطره ای هستند باکشت ترشحات زخم درمان با آنتی بیوتیک های وسیع الطیف بیمارستانی شروع شد ولی جواب به درمان قابل قبول نیودازابتدای شروع پروسه درمان بیمارگلایه داشت که من باورندارم با آنتی بیوتیک بشود درمان شوم

    ازما اصرار وازایشان انکار

    پس ازیکهفته ازشروع درمان وعدم پاسخ دراماتیک به درمان تصمیم گرفتیم که درجهت همکاری ب ای درمان بیماررابه عنوان یک شاخص مهم جهت پیشرفت معالجه مداخله دهیم به اواحازه دادیم 48 تا 72 ساعت روش هایی راکه احساس می‌کند به بهبودی کمک کند ارائه دهد درکمال ناباوری بیمارمعتقدبود با تماس دست خیس آغشته به آب می‌تواند بهبودی زخم راسرعت ببخشد ایشان با آب بطری کنارتختش روزی دوتا سه بارزخم را تمیزمیکرد نتیجه عاالی بود زخم روبه بهبودی کامل رفت وباحال عمومی خوب مرخص شد

    درطبابت به این اصل ازانزمان پایبندشدم که باورهای محدود واریز ودرشت ودرست یاغلط بیارم رابشناسم وبا استفاده ازفرهنگ افراد که ریشه دراقلیم وخانواده و..دارد به معالجه بپردازم

    این خاطره را لازم دیدم اینجا مطرح کنم به امیدانکه بیشترازپیش به حرفهای استاد ارج بنهیم ودرزندگی بتوانیم الگوگیری

    پرسودوپایدارباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1342 روز

    بنام خدا

    امروز راجب تغییر باورها یه پیام بهم الهام شد

    اول بایک دنیا باور درست وغلط از کودکی تاالان به فکر تغییرش افتادم

    دومین قدم باید یک سری باورهای دیگه رو میشنیدم اولش ذهنم نمیخواست قبول کنه که باوری جز این باور هم وجودداره

    بعد باباورهای خودم که کلی روش تعصب الکی داشتم تطابق دادم

    بعددیدم نتیجه این باور خیلی قشنگه

    بعد فکر تغییرش افتادم

    بعد دیدم به این راحتی ها نیست

    اون باورها چون خیلی وقته تووجودم مونده ریشه کرده وباید با تلاش وصبر اونا رو ازذهنم پاک کنم

    بعد کلی تلاش با قوانین با قدمها ذهن بازشد واماده باورهای جدید

    حالا دارم دونه دونه باورهایی که منو ازیک زندگی شاد محروم کرده من یک سری شرایط توی زندگیم داشتم ودارم ولی ذهنم اجازه نمیداد من ازاون موقعیت استفاده کنم

    امروز میام به راحتی این باور اشتباه رو ازذهنم پاک میکنم واون باور درست وخوب جایگزین میکنم اون وقت میتونم ازوجود تمام این زندگی که حق طبیعیه منه لذت ببرم

    اون وقت ثروت ونعمت وشادی وعشق رو میبینم که توی یک قدمی منه ومیتونم حسش کنم

    امروز باورامو مینویسم وبهشون فکر میکنم میبینم نوددرصدش مال خودم نبود ،من توی خودشناسی میتونم بفهمم چنددرصد باورام مال خودمه نتیجه تجربه منه

    امروز باور محدود کننده خودمو تغییر میدم

    من همیشه به شکل افراطی مراقب دخترم بودم واین باعث شده بود دخترم ضعیف باربیاد وروی من حساب کنه امروز تلاش کردم به خودم بگم توهرچقدر بیشتر اونو حمایت کنی اون بی مسولیت ترمیشه این الگوی غلط خانوادگی رو توی خواهرامم دیدم وامروز سعی میکنم بزارم عواقب رفتارشو ببینه همیشه مثل سد پشتش بودم ونمیذاشتم کسی حرفی بزنه این نشانه ضعف من بود که با حمایت بیش از حد دخترم میخواستم سرپوش بزارم روش

    امروز باور اینکه اون ضعیفه رو با باور درست اینکه دخترم بزرگ شده و اصلا مثل من نیست ونیازی نیست مسولیت کارهای اونم به عهده بگیرم ،من مسول هیچ کس نیستم این باور درست مدام تکرار میکنم خییلی باید تکرار کنم چون این باور جدیده نیاز به زمان داره

    بی نهایت باور غلط تووجودم هست که دارم کم کم روی اون کار میکنم

    هرروز تکرار میکنم مریم کدوم باوره که داره اذیتت میکنه اون پاشنه اشیل توعه برو تغییرش بده اینجوری مسائل زندگیم حل میشه

    ومن مجبور نیستم باور غلط خانواده وجامعه رو باخودم به دوش بکشم

    من باورهای مثبت رو جایگزین میکنم وتکرار وتمرین میکنم بعد نتبجه کاملآ متفاوت باچیزیه که الان هست به همین راحتی فقط باید تعصب غلط وکورکورانه نداشته باشم نخام باورامو به کسی تحمیل کنم

    استاد ممنونم ازت بابت تغییر باورام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زهـره احمدجانی گفته:
      مدت عضویت: 1417 روز

      سلام دوست عزیزم

      خیلی سپاسگزارم از کامنت پر از آگاهی شما

      من با وارد شدن به سایت گفتم خدایا هدایتم کن

      چ چیزی نیاره من بشنوم برای آگاهی امروز

      ک هدایتی اومدم سراغ این فایل و اولین کامنت شما را خوندم

      خیلی ممنونم برای این باور درست

      ک منم واقعا بهش نیاز داشتم

      اصلا خود خدا بود بهم گفت ک باید باورم را درست کنم

      و افراطی مراقب بودن از دخترم را اصلاح کنم

      مریم عزیزم تحسین میکنم برای این آگاهی خوبتون

      امیدوارم ک موفق و پایدار باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم احدی گفته:
        مدت عضویت: 1342 روز

        سلام فاطمه عزیز دوست هم فرکانسی من ،خیلی خوشحالم که کامنتم بهت کمک کرده ،وممنونم ازحس خوبی که بهم میدی

        واقعاً همینه اگر ازخدا هدایت بخوایم هرجا هرکسی می‌تونه اون پیام رو به ما برسونه

        فقط کافیه درخواست کنی این یه نشونه ست که خدا حواسش به هدایت وحمایت ماهست

        مهمه بعد گرفتن آگاهی اونو عمل واجرا کنیم که این مرحله چالشه نمیگم خیلی سخنه ولی ما دقیقا از طریق وابستگی هامون به قول استاد پاشنه آشیل امتحان میشیم واولین درس ما با افراد نزدیکیه که باهاشون در ارتباط هستیم

        خداروشکر دراین مسیر زیبا همسفری مثل شما دارم که بهم انرژی مثبت وحس خوب میده

        موفق باشی منتظر شنیدن ودیدن موفقیتت توی کامنتها هستم دوست عزیز

        برات از خداوند بهترین ها را ارزو میکنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          مهدیه گفته:
          مدت عضویت: 2178 روز

          سلام دوست عزیزم ممنونم بابت کامنت عالی ونابی که گذاشتید

          دقیقامنم همین مشکل را دارم بیش ازحدازپسر8سالم حمایت میکنم.من خیلی روخودم کارمیکنم .حال دلم اکثر اوقات عالیه غیراززمانهایی که برای پسرم مشکلی پیش بیاد یامورد بی مهری معلمش قراربگیره من حسابی به هم میریزم.حرف شماکاملادرسته بایدروی این موضوع بیشتر روی خودم کارکنم عزیزم ممنونم بابت این آگاهی که بهم دادید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    به ناخالق مهربان وحامی ومعلمم قدرتمندم

    سلام به این خانه ای الهی خانواده رویایی ام

    امیدوارم همیشه از عشق و نور الهی سزشار باشیم و روزهامون جادویی تر و جادوتر از رب میخاهم برامون برای هر کس که به رب باور دارد و در حال خودشو شوکوفا کنه

    باور به ابدیت مون

    باور به اینکه یه مهمونی هست وباید کمال لذتو ببریم که رفتیم حسرتی نداشته باشیم

    هر روزم تا میتونم لذتشو ببرم و از نگرانب در مورد موضوعات الکی بپرهیزم

    دیشب فایل ما ابدی هستیمو گوش کردم چند بار بعد توی ستاره قطبی هم الهام شد که بنویسم اون قدم طلایی انجام شود و بعد فرداش یه ایده ناب اومد که منو از حریم امنم تو زهنم بیرون برد

    قدمی به سمت ترس بزرگی برداشتم با ایمانه قوی الانکه فکرشو میکنم خندم میگیره میدونم همش کاره ربه اخه چجوری رفتم چقد برام ترس داشت چقد افرین و سپاسگزار رب هستم از این پیشرفت و همش کاره زوق شوق ایمان واراده ای که ربم الله تو قلبم کاشت هست اعتبارش همش ماله تو

    بی نهایت عاشقتم

    تازه الهامم الان به سایت و به زور اودم زهنم میگه توهم زدی ولی الان دبد بللله کارش درسته فایل جدید همین قدم طلایی که برداشتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    حسین امامی گفته:
    مدت عضویت: 1797 روز

    سلام و ارادت من اینفایل رو دیروز دیدم ولی امروز یکی از اتفاقاتی افتاد که بعد از مدت ها منو تکون داد و این بود که من هرچی کار میکنم ی تایمی هست که کلا حالم زیاد اوکی نبود و اینکه تو خودم بودم و ی قبض برق برام اومد و شروع کردم غر زدن و یعنی چی من تازه یکو سیصد قبض دادم دوباره 20 روز نشده نیومده کنترو ببینن چن ماهو کیلویی قبض میفرستن وفلان که بعد چند ماه دوباره نمیدونم برایه افته فشاره یا چی کولر فقط شده بود مثله پنکه و خنک نمیکرد و و چند ساعتی گذشت و گفتم بخدا که غر زدی اینجور شدو فلان از خدا و حتی کولره معذرت خواستم خخخ و خودمو شروع کردم مشغول کردن به کار و خالی کردن بطری آب کولر که زیره 1 دقیقه به طور جادویی خوب شد! وااای اصلا واقعا سرعت این پاسخ عجیب بود و تو همین حین شروع کردم کار کردن رویه باور که چرا مشتری دفع میکنمو اینا شروع کردم به نوشتن که آره اکثره آدمایی که میان خرید کنن میان ی چیزی میخان انگار ازت بکنن (چون یادم بود تویه زمانی که مشتری هایه سخت گیرو تخفیف بگیر داشتم اینارو به خودم میگفتم ) خلاصه که جواب باور این بود که 100 درصد من دارم اشتباه فکر میکنم و خیلی فکرم راجبه مشتری و آدم ها منفی و اشتباه شده و مشتری هایی داشتیم قبلا که اصلا قیمت براشون حتی مهم نبوده و احترام گذاشتن به ما و خیلی راحتم هزینع کارو دادن (البته اینو بعده کلهه جریان خواستم جایگزین کنم گفتم بنویسم یادم نره )همین که داشتم مینوشتم مشتری اومد داخل بعد از چندین ساعت و خلاصه

    اینکه حتی این مابین چندتا باور دیگ پیدا کردم مثله اینکه مشتری تخفیف بگیر اومد و باز ی نشونش و دلیلش اینه که میگفتم همون که نوشتم به دلیل غر زدن ودیده منفی که برام ایجاد شده و توجه به چیزی که نمیخاستم و کارو سخت کردم

    و باز این باور باید جایگزین بشه با تجسمه و سفارش مشتری هایی که میخام و تکرار این چرخه

    خلاصه که هرکاری کردم وسط کارم بیام تا این کامنت رو بگذارم

    و اینکه بگم همه این داستان با جزییات کمتر زیر 25 دقیقه شد

    در کل ممنون ازتون یا حق فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    بنام خدای قدرتمند و توانا

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستای گلم

    درمورد این فایل حین گوش دادن بهش

    یاد گذشته خودم افتادم

    من چون بچه دوم‌هستم یک خواهر بزرگتر دارم که در گذشته مامانم همیشه باهاش مشورت میکرد و تصمیم‌نهایی باابجیم بود

    یادمه یه فالگیری رو ابجیم و دوستش پیدا کردند و شروع کردند به فالگیری

    یادمه ابجیم و مامانم رفته بودند پیشش و به مامانم کلی چرت و پرت گفته بود

    من او نموقع 15 سالم بود

    به مامانم گفته بود 2 تا از بچهات طلاق میگیرن

    من و ابجیم که شنیده بودیم همیشه میگفتیم‌ما دوتاییم و من همیشه این موضوع تو ذهنم بود و تجسمش میکردم ناخوداگاه ک چقدر زندگیم جهنمه و دارم طلاق میگیرم/:

    یکی از دوستای ابجیمم رفته بود پیش اون فالگیره و اون فالگیره گفته بود همسرت یدونه زن دیگه هم‌میگیره

    یادمه 1 هفته شب و روز دختره گریه میکرد اونموقع نامزد بود و این دختر بعد از چندماه از ازدواجش طلاق گرفت ولی باز با پسره اوکی شدن اما بازم بعد از فکنم 6 ماه طلاق گرفتن و الان هردوشون مجردن ولی فک کنم باورها و اون چرت و پرتایی ک اون فالگیره گفته بود رو باور کرده بود ک زندگیش اینجوری شد

    کاری ندارم ولی من خودمم قبل از قانون یکی 2 بار ازین فالهای اینترنتی گرفتم کلییییی چرت و پرت بهم‌گفته بود

    و چقدر احمقانه بود که باور کرده بودم

    اما خدارو شکر میکنم که الان به این درک و اگاهی رسیدم

    یکی از باورهای خوبی ک من تقریبا ساختم و توش خوب عمل میکنم اینه ک من خیلیئ خوش شانس هستم و هرکجا میرم خداهوامو داره .

    اتفاقا همینطور هم میشه

    مثلا روزی ک من مشتری تو یک سالنی دارم مثلا ساعت 10 سالن دیگه ای مشتری ندارم تواون ساعت یا اون روز و روزهای بعدی دارم

    ی مثالشو بزنم من 5شنبه 4تا مشتری از یه سالن داشتم و 1 مشتری از یه سالن دیگه

    خودم یکم اولش استرس گرفتم که چیکار کنم اگه نرسم چی؟

    بعدش گفتم خدایا تو برام رقمش بزن سپردم به تو و باخیال راحت رفتم سالن

    وقتی رفتم دیدم اععععع همکارم هم اونجاست و چقدر عالیی شد

    خلاصه من دستیارم کاری براش پیش اومد و رفت

    بعد چنددقیقه بعدش دیدم خاهر همکارم که اونم دستیار ابجیشه (امیدوارم واضح باشه که دارم چی میگم :) اومده بود دنبال کلید گفتم اععع کی زنگ زد به شما که بیایید؟ گفت هیچکی اومدم کلید ببرم

    گفتم میتونی کمکم کنی اماده سازی موهارو انجام بدی؟

    گفت اره و موهارو اماده کرد

    مشتریامونم 1 دونه اضافه شده بودن و شدن 5 تا

    من اونروز 5 تا مشتریمو زدم و اونیکی مشتری ک تو یه سالن دیگه داشتم همکارم کارش زودتر تموم شد و رفت کاره اونو راه انداخت

    و این شد ک بدون هیچ استرسی هم 5 تا مشتریمو کارشونو انجام دادم

    هم همه چیز عالییییی پیش رفت برام انصافن

    و هم یادگرفتم‌به خدا بیشتر اعتماد کنم .

    این از مثال من درباره باور قدرتمند

    البته مثالهای زیادی دارمااااا

    از برنده شدن تو بانک

    از بموقع رسیدن

    از انسانهای عالیی ک تو زندگیمن

    از مشتریهای عالیی

    از همه چی

    و تمام این مساعل باعث میشه ک من ایمانم به این باورم قویتر بشه

    عاشقتم استاد گلم

    بوس بهت

    خیلی دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    شمیم کردستانی گفته:
    مدت عضویت: 1854 روز

    قبل از این که این ویدیو رو ببینم دلم خواست که چن تا سپاسگذاری اینجا بنویسم

    خدایا شکرت بابت حضور بابام تو زندگیم ،خدایا شکرت که بابام حالش بهتره ،خدایا شکرت که بابام هست نفس میکشه ،ازت ممنونم

    خدایا ازت ممنونم که بهترین بابای دنیا رو به من دادی .

    خدایا شکرت بابت تمام مهربونیایی که بابام به من کرده

    خدایا شکرت بابت خونواده ی خوبی که دارم و تو دنیا تکن ،همیشه کنارهم بودیم ،خدایا شکرت بابت اینهمه مهربونی معرفت و همدلی ،میدونم که اینا تو هر خونواده ای نیست و این نعمتیه که من ازش برخودارم ازت ممنونم کائنات

    خدای مهربونم مرسی که اینهمه دوسم داری و نمیزاری غصه بخورم و تو تک تک لحضات کنارم بودی .

    خدایا شکرت که تن من و خونوادم سالمه

    خدایا شکرت بابت تختی که دارم و روش دراز میکشم و میخوابم

    خدایا شکرت که ما همیشه خونه داشتیم و هیچ وقت مستاجر نبودیم.

    خدایا شکرت بابت قلب مهربون اطرافیانم مرسی که تو سختیا کنارمن و دارمشون

    مرسی بابت ارامشی که دارم

    مرسی بابت غذایی که میخورم

    مرسی بابت تمام طعم های خوش مزه ای که تا امروز چشیدم

    بابت دستای خوشگل و نازنینم ازت ممنونم

    مرسی که قلبم میزنه و نفس میکشم مرسی که به حرفام گوش میدی ارومم میکنی و خواسته هام براورده میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: