میزان تحمل شما چقدر است؟


توضیحات استاد عباس منش را در این فایل ببینید و بشنوید. سپس با توجه به توضیحات ایشان، در بخش نظرات سایت در مورد این موضوعات، تجربیات خود را بنویسید: 
  • چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟
  • چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟
  • چه باورهایی را اگر تغییر می‌دادید، باعث می‌شد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟
  • همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟
  • و در نهایت به چه شکل مسئله‌ای که سال‌ها آن را تحمل می‌کردید، حل شد؟
با عشق منتظر خواندن تجربیات تاثیرگذار و پند آموزتان هستیم
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

856 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رستا بانو 717 گفته:
    مدت عضویت: 1000 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدارو شکر بابت این همه نعمت شادی سلامتی

    انسان های خوب

    آگاهی عشق

    صبر

    ،شور در زندگی عشق در عمل وووووو

    خدایا ممنونم

    مچکرم کلی درس داشت این فایل کلی انرژی گرفتم کلی آگاهی نصیبم شد

    ممنونم از همه دوستان در سایت 🫂🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 1246 روز

    به نام خداوند هدایتگر دانا و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم

    واقعا اونچه که باعث شده من خیلی از شرایط رو تحمل کنم این بوده که شرایط رو پذیرفتم و فکر کردم خودش درست میشه با گذشت زمان .بارها و بارها این الگو در زندگیم تکرار شد.

    خیلی وقت ها هم چون راه حلی براش نداشتم درجا زدم و شرایطم رو پذیرفتم.

    چون همیشه توی زندگیم روی عقل خودم حساب می کردم و با مفهوم هدایت و توکل کردن و حرکت کردن آشنا نبودم.

    این موضوع پاشنه آشیل منه.چون با وجود این آموزش ها باز هم خیلی جاها گیر می کنم.

    قانون اینه که من حتی اگر راه حلی برای مسئله ام نداشته باشم .کافیه اون مسئله رو نپذیرم چیزی که داره من رو آزار میده و شرایط نامناسب رو اون وقت تمرکزم رو بزارم روی خواسته ام باورهای هماهنگش رو بسازم و قطعا هدایت خداوند خواهد آمد و با عمل به ایده ها و راه حل ها شرایط تغییر می کنه.

    فقط همین قانون رو باید به خاطر بسپارم .

    ودر عمل ازش استفاده کنم.

    ایمان داشتن یعنی این.

    آخرین موردی که باهاش برخورد کردم مسئله لاغری بیش از حدم بوده که در قانون سلامتی به وجود اومد و مدام از طرف خانواده تحت فشار بودم که خیلی زشت شدی .داری محو میشی. خوب دیگه چون اندامم هم بهم ریخت لباس تو تنم زیبا نبود توی مهمونی ها خیلی اعتماد به نفسم اومده بود پایین .که یک جا دیگه تصمیم جدی گرفتم برای تغییر .چون حاضر نبودم سبک تغذیه ام رو تغییر بدم باورهای هماهنگ با خواسته ام رو ساختم و برنامه عضله سازی که شاید هفته ای یک بار یا دو بار بود رو روزانه انجام میدم و به لطف خداوند روند رو به افزایشی وزنم رو دارم تجربه می کنم. هر شب وزنم رو می گیرم و یا دداشت می کنم و ذوق می کنم.و میشد خیلی زودتر از این ها این تغییر رو ایجاد کرد.

    باز هم خداروشکر که هدایت شدم و تغییر رو شروع کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سحر ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 186 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جون مهربونم

    با توجه به این فایل من درس خیلی بزرگی گرفتم اینکه دنبال رابطه یک طرفه نباش اینکه خودم دیگه قربانی طرف مقابل نکنم دیگه تمومش کنم این همه تحمل کردنو ک نه توجهی نه محبتی اگرم محبتی بود گاهی وقتا یا قربون صدقه رفتن من تصمیم گرفتم دیگه اون فردرو کنار بزارم ولی بداز مدتی دوبار نجواهای شیطانی شروع شد من دوبار به سمت این فرد رفتم و با اینکه میدونستم از این فردنه محبتی میبنیم نه کادوی نه گلی نه عشقو علاقه ای حتی احترام گذاشتن و خیلی چیزهای دیگه که در رابطه دونفر هست من در این فرد ندیدم شاید خواسته خداوند بزرگ این بود که به سحر بگه توی نجواها. تو هرچقدر هم دنبال این فرد بری باز همونه که تغییر نکرده و نمیکنه بی توجهی واقعا برام خیلی بد بود و احساسی نسبت بهم نداشت منم سعی کردم ترکش کنم و بخودم قول دادم دیگه طرف اون فرد نرم خداروشکر میکنم فقط فایهارو گوش میدم شکر گزاری انجام میدم دوبار هدفامو نوشتم جلوم گذاشتم به خودم گفتم این هدفات و این فردک تو رابطه هستم کدومو میخای میخای به این فرد . ن از لحاظ مالی اوکی ن از لحاظ ظاهری و خیلی چیزهای دیگه

    گذاشتم کنار اون فردو و کار کردن روی خودم و یه نکته مهم ک فکر میکنم پاشنه آشیل من و یا از ترمز های من تو زندگیم همین فرد بود ک من وابسته بودم

    و الان خداروشکر از 3بهمن 1404 یا شاید 1بهمن 1404 بود کلا ارتباطمو قطع کردم و تمومش کردم برای همیشه سپاسگذار خداوندم تونستم این ترمز یا پاشنه آشیل و یا وابستگیمو تمومش کنم و کنار بزارم و تحمل هم چین شخصیتی تو توی زندگیم نداشتم

    من چر این فردو تحمل کنم توی زندگیم

    من طرف مقابلو باورش کرد بودم توی زندگیم

    من این اشتباه بود من باید تغییر کنم

    بخاطر وابستگی پذیرفتن و تحمل کردن باید تغییر میکردم خداروشکر گذارم تونستم به راحتی فردی ک تو زندگیم بود کنار بزارم من تسلیم شدم بود در مقابل این فرد

    خداروشکر از استاد عزیزم من هیچ رفتار نامناسبی رو تحمل نمیکنم من تحمل نمیکنم من تحمل نمیکنم بی احترامی من تحمل نمیکنم بی محبتیو من تحمل نمیکنم بی ارزشیو

    من اشتباه کردم پذیرفته بودم ولی خداروشکر بلاخره باید مسئله حل میشد و تصمیم جدی ودرس بزرگی بهم داد شد

    استاد جونم دوستدارم همیشه عالی عالی هستی

    یه نکته .با اینکه من اون طرف نپذیرفتم و تمومش کردم چند نفر پیشنهاد دادن برای رابطه و حتی ازدواج

    ولی من خیلی برنامه‌ها دارم و نیاز ک روی خودم کار کنم

    خدایا شکر خدایا شکرت

    استاد مهربونم دوستون دارم مریم جونم دوستدارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 3188 روز

    درود استاد دوس داشتنی

    چقدر این فایل رو دوس داشتم حقیقتاً نتونستم تا آخرشو وایسم بعد بیام کامنت بذارم.

    اینکه چیو دارم تحمل میکنم رو لیست میکنم:

    – دارم درآمد پایین داشتن رو تحمل میکنم و دنبال دلیل‌های قانع کننده یا افرادی که قانعم کنن میگردم و موفق هم بودم یعنی افرادی سر راهم قرار میگیرن که میگن وضع همه همینه، ما هم کسادیم ما هم این شرایط بد رو داریم، وضعیت مملکت همینه در صورتی که افراد بسیار زیادی رو دیدم که توی همین وضعیت درآمدهای فوق العاده بالا دارند و من دارم این شرایط رو تحمل میکنم.

    – درد کمرم که سال‌هاست داره اذیتم میکنه و هر روز دارم از درد به خودم می‌پیچم دنبال یه سری درمان هام رفتم جواب نداد ولی نشستم منتظرم خودش خوب شه نمیشه و دارم درد رو تحمل میکنم.

    – این روزا نیاز دارم متمرکز روی شغلم باشم و با عشق کارمو پیگیری کنم ولی دارم با توجیه کردن اینکه نمیشه و نمیتونی دردشو تحمل میکنم و درد میکشما دررررد

    در کل این فایل منو یاد شرایطی انداخت که اجباری نیست میتونه تغییر کنه ولی من باید بخوام تغییر رو حتماً این 3 تا موضوع رو میذارم توی اولویت و کاری براش انجام میدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: