در این فایل استاد عباس منش کلید هایی اساسی درباره مهاجرت کردن را با جزئیات توضیح می دهد. آگاهی از این کلیدها، فرد را به خودشناسی می رساند که:
- “مهاجرت کردن”، نیازمند چه ویژگی های شخصیتی می باشد؛
- چه شخصیتی برای مهاجرت کردن مناسب است و چه شخصیتی مناسب نیست؛
- چه شخصیتی با مهاجرت کردن به رشد و احساس خوشبختی بیشتر می رسد و چه شخصیتی به احساس پوچی و افسردگی؛
- انگیزه های پایدار و ضروری برای مهاجرت، چه ویژگی هایی دارند؛
- چگونه انگیزه های ناپایدار و جعلی را درباره مهاجرت بشناسیم؛
- “ویژگی های درونی” که نشان می دهد مهاجرت برای فرد تصمیم مناسبی است و به رشد او کمک می کند و بالعکس.
- قدم اول برای به شناخت رسیدن درباره مهاجرت چیست؟
- رعایت قانون تکامل در فرایند مهاجرت؛
چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
یک خبر خوب درباره آزمون:
برای خودشناسی عمیق تر در این باره، آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” را با دقت انجام دهید.
قبل از شروع پاسخ به سوالات آزمون، مهم است که هر دو قسمت از فایل ” چه افرادی برای مهاجرت کردن مناسب ترند را دیده باشید و به توضیحات استاد عباس منش در آن فایل تامل کرده باشید:
این آزمون ارزیابی نسبتاً شفافی به شما می دهد تا بدانید شخصیت کنونی شما چقدر برای مهاجرت کردن مناسب است. این خودشناسی به شما کمک میکند تا برای رشد و پیشرفت، تصمیمات مناسبتری بگیرید که مطابق با درون شماست و گامی تعیینکننده برای تجربهی رشد و احساس خوشبختی بیشتر است.
در پایان آزمون، از طریق تجزیه و تحلیل پاسخهایی که به سوالات آزمون می دهید، یک نتیجه گیری کلی به شما ارائه میشود تا بدانید:
- چه تغییراتی در باورها و شخصیت کنونی شما، “بیشترین تأثیر سازنده” را بر شرایط زندگی شما میگذارد؛
- اولین قدم برای ایجاد این تغییرات، از چه نقطهای باید برداشته شود؛
- و چه مسیری شما را به رضایت درونی بیشتر می رساند؛
برای شروع آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” کلیک کنید.
منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم…
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 1301MB44 دقیقه
- فایل صوتی چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 142MB44 دقیقه
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ ۖ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا ۚ فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا (نساء ٩٧)
قطعاً کسانى که بر خویش ستم کردند [هنگامى که] فرشتگانْ آنان را قبض روح مى کنند، به آنان مى گویند: در چه حالى بودید؟ مى گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم فرشتگان مى گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است
======================================
سلام و سلامتی و رحمت الله یکتا به استاد عباسمنش بزرگوار و سلام و درود فراوان به استاد شایسته عزیز
سلام و نور پر خیر و برکت الله یکتا به تک تکِ دوستان ارزشمندم
استاد عزیز واقعاً موندم از نشانه ها و هدایت های خدای توانمندم ، خدایی که همه چیزه
بذارید براتون بگم که الان ما در چه وضیعتی هستیم و این فایل الهی و صحبت های ارزشمند شما استاد عزیز که کاملاً توسط الله یکتا برای من به موقع بود ، چقدر باعث خوشحالی من شد
استاد ما توی یک شهری که بیش از 22 سال هستش که ازش میگذره داریم زندگی میکنیم یعنی حومه تهران
بعد از آشنایی با شما و کار کردن روی خودم و تغییر مداری که داشتم نشانه ها سر رسید از اینکه ما دیگه با این شهری که سال ها توش زندگی کردیم هم مدار نیستیم ، دقیقاً چیزی که شما در فایل شماره 16 مصاحبه با استاد میگید ، زمانیکه شما روی خودتون کار میکنید و باورهاتون رو تغییر میدین جهان شمارو از لحاظ فیزیکی به یک جایی که با شما هم مدار هستش جابجا میکنه ، این چیزیه که ما الان توی مسیرش افتادیم
حدود دو سه هفته پیش به غیر از کلی نشانه های واضحی که برامون امد که باید آماده مهاجرت بشیم ، یک نشانه ی بسیار واضح از جانب خدا برامون امد که باید بخشی از وسایل های خونمون رو تا جاییکه میشه جمع کنیم و ما به این پیام الهی عمل کردیم و شروع کردیم به جمع کردن وسایل های خونمون مثل ظرف و ظروف هامون رو دفترهامون و یکی از فرش هامون هم لول کردیم انداختیم توی راه پله حتی سینما خانگی مون رو هم دادیم رفت
الان فقط یخچال فیریزِر و میز دِراوِر و یکی دو تا کمد لباس و یک تلویزیون که باهاش فقط سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو میدیدم مونده که تصمیم گرفتیم به آقای سمساری محترم بفروشیم و البته بعضی از وسایل هامون هم تصمیم گرفتیم کاریشون نداشته باشیم و بذاریم توی همین خونه بمونه مثل ماشین لباسشویی و گاز
ما در بهترین شرایطی که هستیم داریم مهاجرت میکنیم یعنی همه ی این شهر تقریباً مارو میشناسند و این خونه ای که بیش از 10 ساله توش هستیم درسته مال ما نیست ولی رسماً با صاحب خونه هیچ فرقی نداشتیم و در کل همه چیز خوب بوده ولی من کاملاً میفهمم که این موندن برامون چقدر یک منطقه امن برامون ساخته که هیچ کار جدیدی هیچ آدم جدیدی هیچ جای جدیدی رو نمیتونم تجربه کنم و عملاً این شهر برام بسیار بسیار بسیار کوچک شده
استاد عزیزم تمام کارهایی که تا الان برای مهاجرتمون انجام دادیم در حالی هستش که ما هنوز نمیدونیم قراره کجا بریم !! چه شهری ، چه جایی
هیچی هیچی
اصلاً نمیدونم چی میخواد بشه
ولی استاد به طرز عجیبی قلبم آرامش داره ، خیلی ذوق و شوق این تغییری که قراره بعد از سال ها در زندگیم ایجاد میشه رو دارم
هر روز دارم تجسمش میکنم و در مورد ویژگی های اونجایی که دوست دارم برم با خدا صحبت میکنم
ما آماده ایم برای یک جهاد اکبر
برای رفتن به دل ناشناخته ها
هر روز دارم به خدا میگم خدایا من نمیدونم تو میدونی ، من در مقابل تو ناتوانم توئی که توانایی انجام هر کاری رو داری ، به قول خانم شایسته من بدون هدایت های خدا هیچی نیستم
استاد در مورد وابستگی به فامیل گفتین ، باید بگم که من از وقتی مدارم تغییر کرد از تمام خاله هامو و شوهرخاله ها و پسرخاله ها و دختر خاله ها و عموهامو و پسر عمو و عمه و دختر عمه هامو و دوست هایی که قبلاً باهاشون در ارتباط بودم از همه و همه شون استاد دور شدم یا اونا از من دور شدن و بسیار خوشحالم که اینقدر روی خودم خوب دارم کار میکنم که از تمام اون آدم های غیر هم مدای که یه روزهایی بود منو مسخره میکردند و الان هیچکدومشون رو خدارو صد هزار مرتبه شکر نمیبینم و این من نبودم که بخوام بابتش تلاشی کنم خودش خود به خود اتفاق افتاد ، مگر سالی یکبار خاله ها رو ببینم که حرفی هم برای گفتن نداریم اصن اونا توی یک دنیای دیگه ای هستند
یاد این آیه از قرآن میوفتم که میگه:
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ ۖ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ۚ أُولَٰئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ ۖ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ
زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایی که درباره آنان می گویند، مبرّا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است
و الان من در این مدار قرار گرفتم
بنابراین اگر هم قبلاً وابستگی هم در روابطم بوده کاملاً از بین رفته و با فراق بال میتونم به این مهاجرت توحیدیم عمل کنم
البته دوران راهنمایی و دبیرستان من دور از مادرم و خانواده بودم ، یعنی مدرسه که میرفتم ، اونجا خوابگاه داشت بابت همین دیگه همونجا میموندم و فقط هفته ای یکبار خونه میومدم و بعدش هم که دانشگاه رفتم که اون دیگه دورترین نقطه از محل زندگی خانواده ام بود که تقریباً هر 4ماه یا 5 ماه یکبار خونه میرفتم ، البته که یک ترم مونده بود تا کاردانیمو تموم کنم کلاً دانشگاه رو ترک کردم و رفتم دنبال پول ساختن و بعد از اینکه با شما و قوانین الهی آشنا شدم به مسیر کاری مورد علاقه ام هدایت شدم
میخوام بگم که این تکامله هم در زندگی من به این شکل طی شده
از خدا میخوام خودش هدایتم کنه و یاری ام کنه بر هر ترسی که در زندگیم هست غلبه کنم و اجازه ندم محدود بشم
استاد من از وقتی که زندگی سرشار از آزادی که شما دارین تجربه اش می کنید رو دیدم خیلی این خواسته توی وجودم شعله ور شد که منم میخوام یک زندگی سرشار از آزادی رو تجربه کنم که به لطف الله در حال حاضر آزادی زمانی و مکانیم رو دارم و درعین حال کارم هم دارم انجام میدم و پولم هم میسازم
من 22 سال بود که یک ترسی داشتم که همین دیروز با ایمان به الله رفتم تو دلش که حالا اگر خدا هدایت کرد در کامنت های بعدیم در موردش مینویسم چی بوده و چیکار کردم!
تصمیم گرفتم به اون چیزهایی که خدا به من میگه عمل کنم ، پس اگر هر ترسی هست باید زیر پا بذارم یا حتی با وجود ترس هم باید به اون چیزی که خدا بهم میگه عمل کنم
این ردپا رو از خودم گذاشتم تا به امید الله که مهاجرت توحیدیمون کامل اتفاق افتاد ، بیام و از معجزاتش براتون بگم
استاد عزیز ازتون سپاسگزارم که با این حرف هایی از قلبتون بهمون گفتین چراغ راهی شد برای ادامه مسیر زندگیم
استاد عزیز من به اون پیامی که از جانب الله به زبونتون اوردین رو شنیدم و دارم سعی میکنم که هر روز بهش عمل کنم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان
======================================
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (آل عمران 193)
پروردگارا! بی تردید ما [صدای] ندا دهنده ای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا می خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدی هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران
رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِکَ وَلَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ ۗ إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ (آل عمران 194)
پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمی کنی
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ ۖ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ ۖ فَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (آل عمران 195)
پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقیناً من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی کنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد می کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست
سلام بر علی آقای عزیز و دوست داشتنی ام
اینقدر این کارت تحسین برانگیز بود که من نتونستم برات چیزی ننویسم داداش توحیدیم
دقیقاً این همون عمل کردن ست دیگه ، چی میتونه باشه ، که خودِ همین هم از همون ایمان میاد
ایمان ، ایمان به خدایی که دانش هر چیزی رو داره و توانایی انجام هر کاری رو داره ، اینه که آدم دلش قرص میشه ، اینکه خدا هدایت میکنه
به خدا همینه ، خدا هدایت میکنه
درها رو از جایی برات باز میکنه فکرش هم نمیکردی
قدرت و اراده ای که برای تغییر به خرج دادی رو تحسین میکنم علی جان
به الله قسم همه چیز با خدا شدنیه
نه تنها شدنی هستش بلکه خیلی هم آسون انجام میشه
تو فقط بهش وصل بشو
تو فقط از اون بخواه
همه کار میکنه برات ، اینو دارم به خودم میگم به خدا
از خدای توانا برات بهترین ها رو آرزو میکنم علی عزیز و توحیدیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (آیه 55 یونس)
آگاه باشید! مسلماً آنچه در آسمان ها وزمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. بدانید که بی تردید وعده خدا حق است، ولی بیشترشان [این حقایق را] نمی دانند
سلام و درود فراوان به سعیده ارزشمند و عزیزم
امیدوارم که غرقِ در نور الله همیشه شاد و سرحال و تندرست باشی
کامنت شما رو من دیروز خوندم و اصلاً هم هیچ چیزی نیومد که برات بنویسم بنابراین بیخیالِ نوشتن برات شدم ، امروز که داشتم جلسه هفتم از قدم چهارم رو گوش میدادم همون لحظه یکسری افکار توی ذهنم شروع به حرکت کرد
در اصل یه تیکه از کامنت شما با یکسری از آیات قرآن بود که باور کن اصن همزمان که داشتم به حرف های استاد گوش میداد همزمان هم این افکار داشت همینجوری توی ذهنم میچرخید
یه احساسی به من گفت که بیام برات بنویسم تا شاید در مسیر زندگی توحیدیت با منطق بهتر بتونی ذهنت رو کنترل کنی که البته در وهله ی اول این برای خودِ من با توجه به شرایطی که توش هستم خیلی خوبه
فکر میکنم برای شما هم خوب باشه
اون یه تیکه کامنت شما که باعث شد این الهامات رو دریافت کنم این بود که ، چند روز دیگه باید برگردم و یک وقتایی شیطان نجوا میکنه باز میخوای دخترات رو بزاری بری و میخواد کاری کنه از حضور الانشون لذت نبرم
اولاً اینکه چقدر من سعیده جان تحسینت میکنم بابت این کنترل ذهنی که به خرج میدی
حالا بذار با آیاتی که توی ذهنم چرخید شروع کنم
اولین آیه از قرآن این آیه بود که خدا میگه:
وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ (آیه 7 قصص)
و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم، و او را از پیامبران قرار می دهیم
در ادامه چی میگه؟
فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (آیه 13 قصص)
پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم نمی دانند
توی این آیات دو اتفاق میتونست بیوفته
1- مادر موسی به اون چیزی که خدا بهش گفت رو عمل نمی کرد و از بچه اش نمی گذشت
2- مادر موسی به اون چیزی که خدا بهش گفت عمل کرد و از بچه اش با تماااااام مهر و عشق مادریش گذشت
از اونجایی که مادر موسی به همون مورد دومی یعنی گذشتن از فرزندش عمل میکنه
چه اتفاقی افتاد؟؟
توی آیه 13 خدا میگه پس او را به مادرش برگردانیم
این یعنی چی؟!!!
یعنی که اگر در مقابل این عمل ، مادر موسی از فرزندش نمیگذشت ، قطعاً فرزندش رو از دست میداد
یعنی کاملاً برخلاف نگاه انسانی هستش
در مورد ابراهیم خلیل الله هم به همین شکل بود
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَىٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ (آیه 102 صافات)
هنگامی که با او به [مقام] سعی رسید، گفت: پسرم همانا من در خواب میبینم که تو را ذبح میکنم، پس با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شدهای انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهی یافت
توی این آیه ابراهیم تصمیم میگیره به اون چیزی که خدا بهش میگه عمل کنه فارغ از اینکه بعدش میخواد چی بشه
این یعنی چی؟
یعنی ابراهیم از فرزندش می گذرد
وقتی که از فرزندش میگذره چه اتفاقی میوفته؟
وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ (آیه 104 صافات)
و او را ندا دادیم که ای ابراهیم
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا ۚ إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (آیه 105 صافات)
خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]، به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم
که در نهایت دوتا آیه جلوتر هم خدا میگه:
وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (آیه 107 صافات)
و ما اسماعیل را در برابر قربانی بزرگی رهانیدیم
این وسط دوتا تصمیم یکسان گرفته میشه و در نهایت تقربیاً دوتا اتفاق یکسان میوفته!!
ابراهیم از فرزندش میگذره
اسماعیل هم از پدر و دنیای مادی میگذره
اتفاقی که میوفته چیه؟
خدا فرزندش رو برای ابراهیم حفظ میکنه و بعد همون فرزند یعنی اسماعیل به زندگیش ادامه میده
چه زمانی؟
زمانی که گذشتند ، که کاملاً بر خلاف تمام منطق های ذهنی ما آدم هاست
در مقابل این داستان چه کسانی هستند؟
یعقوب و نوح
توی این آیه یعقوب بر میگرده به بچه هاش چی میگه؟
قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ (آیه 13 یوسف)
گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می کند، و می ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد
توی این آیه کاملاً مشخصه که یعقوب اصلاً نمیتونست بدون بچه اش یعنی یوسف زندگی کنه
بعدش چه اتفاقی میوفته؟
قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ ۖ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ (آیه 17 یوسف)
گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم
حالا درسته که اونا دروغ گفتند و در اصل بچه رو انداختن توی چاه ولی اینجا دقیقاً اثرات گذر نکردن یعقوب رو میشه حس کرد
در مورد نوح هم به همین شکل بود
وَنَادَىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ (آیه 45 هود)
و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به راستی که پسرم از خاندان من است و یقیناً وعده ات حق است و تو بهترین داورانی
توی این آیه نوح بر میگرده از خدا درخواست نجات فرزندش رو میکنه
چرا این درخواست رو میکنه؟
بخاطره اینکه نمیتونه از فرزندش بگذره ، در نهایت هم که بچه اش رو از دست میده
توی داستان یعقوب و نوح دیدیم که در اثر گذر نکردن منجر به از دست دادن شدند
درسته شاید یک کسی مثل یعقوب در نهایت پسرش رو دید ولی چه زمانی؟!!
زمانی که دیگه عمری براش نمونده بود و هیچ لذتی هم از وجود اون فرزندش نبرد
در حالیکه یک کسانی مثل ابراهیم و مادر موسی خیلی زود زندگی با فرزندانشون رو ادامه دادند تا زمانیکه بزرگ شدند که دیگه اونا هم مستقل شدند رفتن دنبال زندگی خودشون
منظور از گذر کردن همون نچسبیدن هستش ، دقیقاً چیزی که شما خیلی خوب انجامش دادی سعیده جان
اینکه بدون بچه هات مهاجرت کنی به جزیره کیش و به اون چیزی که خدا بهت گفته عمل کنی
دقیقاً همون کاری که ابراهیم با زن و بچه اش کرد
وقتی که خدا بهش گفت باید زن و بچه ات رو اینجا بذاری و بری نگفت نه و نمیتونم ، فقط یک کلام گفت
خدایا آدم هارو دور زن و بچه ام جمع کن
در دنیای امروز میشه مثال شما
اینکه بچه های نازنیت رو در خونه پدری بذاری و بری دنبال الهاماتت
این یعنی توحید عملی
چیزی که این روزا خیلی سعی دارم روش کار کنم
چهارتا آیه نوشتم از چهار نفر شامل مادر موسی ، ابراهیم ، یعقوب و نوح ، با دو تا رویکرد و اتفاق متفاوت
در کل قصدم از نوشتن این کامنت برای شما این نبود که بگم بگذر ، چون شما خیلی خوب گذشتی ، از همه کس و همه چیز
قصدم این بودش که بگم هماهنطور که خودت خوب میدونی این گذشتن به معنی از دست دادن نیست ، اتفاقاً برعکس به معنی بدست آوردن است اونم در بهترین زمان و مکان
میخواستم راجع به یک موضوع دیگه که مربوط به همین چند روز پیش خودم هستش که عمل کردم بهت بگم ، ولی احساس میکنم کامنتم خیلی طولانی شد ، ایشالله اگر خدا هدایت کرد یه موقع دیگه برات مینویسم ، اونم یکسری درس ها برای من داشت
به قول خودت ، به امید یک نقطه آبی پر برکت ازت:)
از خدا میخوام که همیشه حال دلت عالیِ عالی باشه و همیشه بیایی و از اتفاقات خوب زندگیت که هر روز به صورت رگباری وارد زندگیت میشه برامون بنویسی و کلی ذوق کنم
در پناه نور خدا باشی آبجی گلم همون خدایی که نور آسمان ها و زمین است
سلام به مرضیه عزیز و نازنین و البته بسیار خوش قلب و مهربان
خداوند هدایتم کرد این کامنت ارزشمند شمارو که سراسر نور و هدایت الله بود رو بخونم و چقدر به درک و عمل من در راستای هدفی که در زندگیم داره اتفاق میوفته یعنی همین مهاجرت کمک کرد
با اجازه تون یه نگاهی هم به کامنت هایی که در فایل های دانلودی و محصولات نوشتین رو از طریق پروفایلتون انداختم و متوجه شدم چقدر شما انسان باشخصیت و توحیدی هستین و من با تمام وجودم تحسینتون میکنم بابت این حرکت ها و اقدامات عملی که در زندگیتون داشتین مخصوصاً به مسیر توحیدی که هدایت شدین
متوجه شدم که برای ماه بعد وقت دفاعِ دکتراتون هستش ، از خدای توانمندم میخوام که یک آرامشی از نور خودش در قلب نازنینتون جاری کنه و خودش کاری کنه به راحتی و با موفقیت بتونید دفاع تون رو ارائه بدین و بیایید با خوشحالی برای ما از دفاع موفقیت آمیزی که داشتین و معجزات پروردگارامون بنویسید
همانطور که در پاسخ به کامنت ارزشمندی که برای من در جلسه هفتم قدم دوم نوشتین ، دوست داشتم اینجا هم تحسین کنم چهره زیبا و نگاه توحیدی و آرامشبخشتون رو
از خدای هدایتگرمون میخوام که ، هم شما و هم همسرتون رو و فرزند نازنینتون رو در پناه خودش حفظ کنه و همیشه دلتون شاد و در مسیر توحید باشید