چه کسی مالک توست؟! - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-5.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-11 14:12:232024-06-08 21:00:13چه کسی مالک توست؟!شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
به نام خداوند یکتا
روز بیست و ششم از روز شمار تحول زندگی من
سلام به دو استاد توحیدی من ، که هیچ کسی رو به اندازه ی شما دو نفر توحیدی ندیدم .امروز صبح ساعت 5:30 از خواب بیدار شدم و بعد از سپاسگزاری و تمرین ستاره قطبی سایت رو باز کردم و فایل جدید زندگی در بهشت قسمت 262 روی سایت قرار گرفته بود فوراً دانلودش کردم و با همسرم نگاه کردیم .
اون فایل با این فایل روز بیست و ششم همزمانی و هماهنگی جالبی دارند چون قسمت 262 زندگی در بهشت کلا بیانگر توحید هست اون هم توحید عملی ، واقعاً من توحید رو در رفتار خانم شایسته دیدم اینکه ایشون تنها در اون برف سنگین در یک ملک 20 هکتاری بودند و تازه آب شون هم قطع شده بود واقعاً خانم شایسته عزیز رو تحسین میکنم بخاطر این حد از ایمان و این توحیدی بودنشون ، چون ایشون اونقدر ثروت دارند که مجبور نبودن توی پرادایس اونهم زمانی که بیش از 20 سانت برف باریده و هوا به شدت سرده ، برق و آب هم قطع شده بمونن ولی این توحید و ایمان ایشونه که خودشون خواستن این شرایط رو به تنهایی تجربه کنند . آفرین به شما مریم عزیز که واقعاً شما یک الگوی تمام عیارین برای ما خانم های سایت .
بعد من توی خونه خودم که نهایت 120 متره از اینکه تنها بخوابم میترسم و از همسرم انتظار دارم که در کارها کمکم کنه پس اگه این شرک نیست پس چیه؟
هر چی که قدرت رو از خداوند و خودمون بگیره و به دست عوامل بیرونی بده یعنی شرک .
به قول پیامبر : شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است .
خدایا تسلیم توام ، کمکم کن تا در این مسیر زیبای توحیدی پیش برم و فقط و فقط خودتو میخوام ، میخوام از زندگی ای که در این دنیا به من دادی نهایت لذت رو ببرم ، خداوندا ظرف وجودمو بزرگ کن تا بتونم از ترس ها و مسائل زندگیم به راحتی عبور کنم .
خدایا من به هر خیری از جانب تو سخت نیازمندم ، تسلیمم ، تسلیمم ، تسلیمم.
سپاسگزارم استاد و خانم شایسته توحیدی بخاطر این فایل ها و این پروژه .
به نام یکتا
حسین جان عزیزم واقعی تشکر میکنم—-چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون به قول خودت پاشنه آشیلم رو پیدا کردم——(جایی که ازش لنگ میزدم رو پیدا کردم)——عمیقا احساس سبکی میکنم,انگار تن ها بار از سر دلم برداشته شد.
الان که باور دارم:
«رب» یک معنی بیش نداشته و سایر معانی رویه های مختلف از یک واقعیت است و در همه موارد آن، معنی واحدی که اختیار داری و سرپرستی است،
به قول خودمونی تر:
فقط خدا–فقط من
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
تحقیقات با جزئیات بیشتر:
>اگر خدا خود را «ربّ البیت» می خواند چون اختیار این خانه از هر جهت مربوط به او است، و کسی در آن حقّ تصرف ندارد.
>ممکن است انسانی بگوید: جهان یک خالق بیش ندارد، ولی خدا تدبیر جهان را به موجودات آسمانی با ارواح واگذار نموده است و اتفاقاً مسئله در زمان حضرت ابراهیم چنین بود. مردم بابل به یک خالق معتقد بودند، ولی در عین حال برای جهان، رب های گوناگون مانند خورشید و ماه و ستاره می اندیشیدند.
(بخش قرآن تبیان)
————————————————————————————————————————————————————————————————————-
به جد این یکی از تاثیر گذارترین صحبت هایی بود که توی عمرم گوش دادم و الان دارم “””””””””ایمانم”””””و””””باورهامو””””””””” درست میکنم.
کلام آخر :
<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>
سپاس از خداوند که من در مدار درست با خانواده ای فوق العاده حرکت میکنم.
استادم میبوسمت
سپاس
سلام به استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و خانم شایسه عزیز و با تشکر فراوان بابت تمام زحمات شما و این سفر پر هیجان و عالی ای که تداریک دیدید .
راجع به تجربه های سفر امروزم باید بگم که دقیقا بر طبق گفته های استاد هر جایی که به غیر خدا امید بستم و از کسی غیر خودش انتظار داشتم به بن بست خوردم،ناراحتی و تشویش ذهنی برام پیش اومد و آرامش روحی و ذهنی ازم گرفته شد و هر جایی که به خدا و فقط خدا دلبستم و امید داشتم خدا از هزاران طریق و هزاران دستی که داشته منو به آرامش و خواسته ام رسونده،بازهم وقتی همون دست خدا رو برای خودم بزرگش کردم و کم کم فراموش کردم که اصل خداست وخودم رو امیدوار به همون دست خدا کردم و در واقع خدارو از خودم دور کردم و دستشو بزرگ کردم و شرک ورزیدم از همونجا ضربه خوردم و چندین و چند بار هم این اتفاق افتاد تا تونستم به مرحله ای برسم که فقط خودشو ببینم و بس،اگه کسی هم برام کاری انجام میداد همیشه به خودم یادآوری میکردم که این دست خداست و چقدر لذت بخشه توحید،چقدر لذت بخشه فقط به خودش دل بستن و امیدوار بودن،چقدر لذت بخشه دستتو بذاری توی دستاش و آرام باشی و ایمان داشته باشی که هر چی رو که بخوای به موقعش بهت میده و هدایتت میکنه به سمتش و چه لذت بخشه که خودتو آروم میکنی و ذهنتو آروم میکنی و میشنوی که باهات صحبت میکنه و میگه چکار کنی و خیر و شرت رو بهت میگه و چه حس عالی ایه این حس و چقدر برای انسان آرامش به ارمغان میاره،استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم از اینکه چراغ راه ما شدی برای رسیدن به این لذتها و آرزو میکنم تمام لحظاتتون مملو از این لذت ها باشه.متشکرم.
به نام خداوندیکتای توانا
سلام به استادوهمه دوستان عزیز
راستش من فقط اومدم دین خودمو ادا کنم ،من زیادمطلب توی کانال نمیذارم ولی خب الان چون قول دادم میام واین دیدگاه رومینویسم.
راستش من نمیخوام هیچ ترتیبی رو رعایت کنم ،فقط قراره که بنویسم که خداچیکارکرد
من امروزامتحان پایان ترم عربی داشتم ،ازعربی وکلادرس خوندن زیادخوشم نمیاد،عربی اینقدرتبصره وقاعده داره که ذهن آدموخسته میکنه ومنم بقول استتد راحت طلبم وهمه چیوراحت میخوام?
طول ترم هیچی نخونده بودم ،زمانی روهم که بعنوان فرجه داده بودن نمیدونم چجوری گذشت ،نه اینکه نخام بخونم ولی هیچ جوره باهاش حال نمیکردم،حالامن مونده بودم وشبی که فرداش امتحانه،تاصبح خوندم ،خوابم میبرد خلاصه اونقدرایی هم که میخاستم بخونم نشدکه بخونم،صبح شدمادرم حالش بدشد،دل درد داشت نگران شدم ولی بهرحال اومدم که بیام خواهرم گفت آروم باش دیگه این امتحان بالاترازکنکورکه نیست هیچی نخونده بودی دوازده سیزده سال وبیشترازدرس دوربودی ولی بدون اینکه بخونی یاکلاس کنکوری بری دانشگاه قبول شدی،یهوبه خودم اومدم دیدم راست میگه من کنکورامتحان دادم بدون یه کلمه خوندن وقبول شدم به خودم گفتم چجوری قبول شدم یادم اومدذهنم روکنترل کردم ،نجواهایی روکه میگفت چجوری بدون درس خوندن میخای قبول بشی کنترل کردم ،فقط به خودم میگفتم اگه خدابخادمیشه،اصلاخدامعجزه میکنه من قبول میشم،وواقعاهم قبول شدم بعدازقبول شدن تودانشگاه کلی اتفاق خوب برام افتادکلی خوشحالترازقبل،خلاصه ذهنم روکنترل کردم به خودم گفتم آروم باش خلاصه امتحان دادم،قبل ازامتحان توی سرویس یه سرزدم به کانال فوری دیدگاهی روکه بچه هانوشته بودن اومدبالا خوندمش آروم شدم به خداگفتم خدایاتوتابحال خیلی هوای منوداشتی خیلی بهم کمک کردی الانم خودت یه کاری کن پاس بشم قول میدم بیام نظربنویسم توکانال ،الان که دارم اینومینویسم ساعت دو هست ،خوابیده بودم حال روحیم خوب نبودولی دلم رکشن بودکه پاس میکنم ،قبل ازاینکه امتحان بدم یهویاداین حرف استادمون افتادم که وقتی داشتم باهاش صحبت میکردم که یادنمیگیرم وازاینچیزابهم گفت خانم فلانی همه چی دست خداست ،امروزم که امتحان بودهمش به خودم گفتم همه چی دست خداست تاآروم شدم ،امروزامتحان دادم بعدازاینکه استادازسالن امتحان اومدبیرون باچندتابچه های دیگه رفتیم پیشش گفت بچه هابه خداتوکل کنین واصلافکرافتادن هم توذهنتون نیارین برام یه یادآوری بود ،الان خوابیده بودم یهویه صدایی گفت یادت نره چه قولی دادی که میای وکامنت میذاری،الان اومدم بقول خودم عمل کنم
واقعا وقتیازته قلبت بخداتوکل میکنی برات همه چی میشه وهمه کارمیکنه
خدایاسپاسگذارم?
بخاطرتک تک خواسته هاییکه ازت خواستمو توالان بهم دادیر
مننونم?
سلام
خیلی حالم خوبه خیلی خیلی زیاد، از وقتی خدای واقعی پیدا کردم تمام نگرانی ها و باور هایه غلتم از ذهنم پاک شده یا بهتره بگم بیشترشون چون هنوز خیلی جا دارم واسه خوب شدن، انتهایی نداره این روند، چقدر من نگاه شرک آلودی داشتم به دنیا تا قبل آشناییم با قانون چقدر قدرت دادم به غیره ربم و نتیجشو هم میدیدم همش بدبختی همش بیچاره گی همش در به دری، همش بیماری، تمام قدرت داده بودم به عوامل بیرونی، تمام قدرت از آن غیره خدا بود و اصلا به این فکر نمیکردم که این طرز فکرم درسته یا نه، اصلا فکر نمیکردم که خدایی با این ویژه گی ها چطور دنیایی با اینهمه مشکل و بدی خلق کرده، اصلا متوجه نبودم که باید دنبال دلیل گشت، دنبال علت اصلی این موضوع که چرا… تا اینکه من شدم جزء دسته دوم از قول استاد و مشکلات و فشارهای زندگی وادارم کرد و من هول داد به این سمت به سمت مسیر درست مسیر الهی مسیر سعادت، تازه الان بعد ۲۹ سال دارم طعم زندگیه واقعی میچشم، فهمیدن اینکه خالق زندگیم خودم هستم و حتی خدایی که منو خلق کرده هیچ دخالتی در اتفاق ها و شرایط زندگی من نداره و همه چیزو به خودم سپرده خیلی هیجان انگیزه خیلی احساس غرور بهم میده یا همون اعتماد به نفس،
سپاس گذارتم رب محربون من رب عادل من که اینقدر سخاوتمندی و همچیو مسخر من کردی تا به هر آنچه میخوام برسم،
تعهد میدم که هر روز هر روز بیشتر تور درک کنم،
تعهد میدم که قدرت به غیره از تو ندم چون تو قدرت مطلق جهانی،
تعهد میدم هر روز توحیدی تر از دیروزم باشم،
تعهد میدم خالق بودنمو به نحوه احسنت اجرا کنم،
تعهد میدم هر آنچه رو که میخوام برایه خودم خلق کنم تا از این طریق به تو نزدیک و نزدیکتر بشم،
تعهد میدم فقط فقط امید و توکلم به تو باشه،
تعهد میدم خوب زندگی کنم و دنیارو جایه بهتری برای زندگی کنم،
از همگی سپاس گذارم که منو عضوی از اعضایه خونواده خودتون میدونید، عاشقانه دوستتون دارم، در پناه رب یکتا شاد و سالم و ثروتمند باشید.
سلام
خدایا ازت می خوام فرصتی پیش بیاد تا بشینم و بارها و بارها فایل های استاد رو ببینم و انقدر در موردشون فکر کنم تا بشه جزئی از وجودم. استاد تو شرایطی که هستم و احساسم حالت سینوسی داره تنها صدات و آگاهی هات حالم رو خوب میکنه . ممنون که هستی. خدایا شکرت.
استاد امروز سر ی موضوعی حس خوبی نداشتم در صورتی که هر کسی جای من بود و اون اتفاق براش می افتاد خیلی خوشحال می شد. ولی من ناراحت بودم و تازه یادم اومد که گفتید در شرایط مختلف اگر احساس خوبی ندارید بدونید که ی سری باورهای منفی تو اون زمینه دارید و با گوش دادن به این فایل فهمیدم که من تو زندگیم عمیقا باور دارم که دیگران( خواهر، برادر، همسایه و فامیل و آشنا) می تونن زندگیمو تحت تاثیر قرار بدن و به این دلیله که از وقتی که یادمه مامان بابام تو خونه همش می گفتن که کسی این موضوع رو ندونه ما هم میگفتیم باشه به کسی نمی گیم و منم الان شدیدا با همسرم سر این موضوع درگیر بودیم که حتی اتفاق های خیلی کوچیک رو به کسی نگیم. اره من امروز یاد گرفتم که هیچ کس و هیچ چیزی قدرت این رو نداره که اندازه اپسیلون توی زندگی من تاثیر بذاره. قدرت فقط و فقط دست خداست و خدا این قدرت رو به من داده که زندگیم رو هر جوری که دوست دارم بسازم. خدایا بخاطر شرکم منو ببخش . خدایا کمکم کن که توحیدی زندگی کنم.
استاد ی جمله گفتی که دیوانه ام کرد.” ترس از شرک میاد” خیلی تو زندگیم ترسیدم پس خیلی شرک ورزیدم. خدایا منو ببخش.
۲۶ امین برگ سفرنامه ام
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام
” چه کسی مالک توست؟ ”
خدا را شاکرم که در این لحظه ای که دارم این مطلب را همزمان با گوش کردن به سخنان ناب و توحیدی استاد عزیزم، مینویسم به این باور توحیدی و قدرتمندکننده رسیدم و بهش ایمان کامل دارم که
” تنها مالک ِ زندگی من، خداوند است”
که این قدرت را به من بخشیده،
قدرت ِ خلق ِ زندگی ام را !
و من ایمان دارم که تنها خودم، خالق ِ زندگی ام هستم با نیروی درونی ام و باورهای درستم نسبت به خداوند و قوانین ثابت و ناب و خالص و تغییرناپذیر جهان هستی!
و نه هیچکس دیگر! و نه هیچ نیرویی بیرون از من! و نه هیچ باور ضعیف و محدودکننده!
و خدارا شاکرم که هر روز و هر لحظه دارم روی این باورهام کار میکنم با کنترل ِ ورودی های ذهنم،
و با جهادی اکبر، برای تغییر ِ بنیادین ِ هرچه باور غلط و اشتباه و نادرست و محدودکننده و تضعیف کننده که داشتم و دارم به باورهای درست و مناسب و قدرتمندکننده در تمام ِ امور زندگی ام!
و یکی دیگر از این باورها، این باور توحیدی است که
“تنها نیروی برتر جهان هستی، نیروی “خیر” هست”
و ایمانی که این باورهای توحیدی را در من تقویت میکند، نیرو محرکه من است به سمت ِ هرچه خیر و خوبی و نیکی در جهان!
و یکی از بزرگ ترین خیر و خوبی و نیکی ِ این جهان، که معنوی ترین کار در جهان هم هست، “داشتن ِ نعمت و ثروت ِ بی نهایت” است!
ثروتی که پشتوانه اش، ایمان به قدرت مطلق جهان هستی است و این ایمان قوی، مرا به سمت و سو و فرکانس و مدار این باور قدرتمند هدایت میکند و تنها راه رسیدن به ثروت و فراوانی است!
خدایم، خدای مهربانم،
من با هدایت ِ تو، و با توکل به تو، خالصانه و متعهدانه قدم در این مسیر ِ توحیدی گذاشته ام و از تو میخواهم با ایمانی که در وجودم به توست مرا به بهترین راه هدایت کنی!
اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین
اِهدِنَاالصِّراطَ المُستَقیم
صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم
غَیرِ المَغضوُبِ عَلَیهِم
وَ لَا الضَّالّین
تنها تو را میپرستیم
و تنها از تو یاری میخواهیم
ما را به راه راست هدایت کن
راه کسانی که به آنها نعمت بخشیدی
نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتی
و نه راه گمراهان
خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت
به نام الله یکتا
سلام بر استاد شیرین تر از عسلم
یه حس غریبی تو صداتون بود تو این فایل استاد عزیز مخصوصا آخرای فایل
حس یه انسانی که میبینه یه عده دارن یه جاده و راهی رو میرن و میدونه اون انسان که ته این جاده یه پرتگاه و گودال عظیمه و لی به اکثر کسایی که میگه حرفش رو متوجه نمیشن و به راهشون ادامه میدن
استاد عزیزم چقدر تحسین بر انگیزه نیت توحیدیتون که از بندر عباس شروع شد و تا فلوریدا همچنان ادامه داره….
یعنی استاد عزیزم این همه نعمت و ثروت رو دریافت کرد و این همه مکان های مختلف رو گشت و دید ولی هنوزم داریم میبینیم اون حس توحیدی و یکتا پرستی رو نه تنها از دست نداده بلکه با شور و اشتیاق فراوان تری در حال جرکت وطی کردن مسیره ..
استاد چقدر درست فرمودید که ریشه همه چیز شرکه …..
ومن هر چه بیشتر با شما جلو میام دونه دونه این شرک های مخفی رو سعی میکنم شناسایی و با نور الله و یکتا پرستی و توکل از بین ببرمشون
چقدر قشنگه استاد این عنوان فایلتون چه کسی مالک توست ؟
چقدر میتونه فکر کردن به این سوال زیبا باشه
راستی امین چه کسی مالک توست ؟
از خودم پرسیدم
و شرمنده شدم برای این همه خدایی که برای خودم ساخته بودم که هر روز هر کدومشون منو به یک طرف می کشوند…
و استاد من چقدر عاشق این عبارت(( الله یکتا )) هستم
چه حس زیبایی بهم میده و چقدر انرژی میگیرم از گفتنش و اولش به تقلید از شما شروع کردم به گفتنش و حالا مدام و در همه حالت اسمشو صدا میزنم ((الله یکتا))
استاد این فایل رو گه گوش میدادم یاد این آیه افتادم و نمیدونم مال چه سورهای بود
ولی مضمون کلیش این بود
دو نفر بنده رو قرآن مثال زد
یکی یه بنده ای که آزاده و فقط یک خدا و مالک داره و این بنده در آرامشه و یکی یه بنده ه ای که صدها مالک داره و هر کدوم اون رو به یه طرف میکشونند
و چقدر تعیبر زیبایی کرده قرآن
و واقعا به قول فرمایشتون که باید با طلا نوشت
هر بدبختی که به ما میرسه از شرکه
زنمون و شوهرمون و پدرمون و رییسمون رو و ….. هرارتا خدای دیگه که خودمون ساختیم که به قول قرآن عزیزم همه اینها از خلق یک پشه عاجزند
بعد این الله یکتا رو که این کره خاکی با تمام شگفتی ها و زیبایی هاش
که یک نقطه هم نیست دربرابر گستردگی جهان و کائنات رو رها کردیم و چسبیدیم به یه سری انسان و قدرت ها
که اگر یکم تعادل یه ماده تو بدنشون بالا پایین بشه حتی نمیتونن رو پای خودشون بایستند ….
الله اکبر از این همه غفلت …..
الان اون حس آخر فایلتون رو کمی درک میکنم و اون حسی که دیگه نمیدونید با چه زبانی بگید تا بفهمیم
استاد عزیز تمام سعیم این روزها اینه این شرک ها رو کم و کم تر کنم و خداروشکر هدایت شدم به این فایل که اصلا همش ضد شرک و بت پرستی هستش
آره ما بت نمیپرستیم
ولی هزارتا چیز جور واجور رو شیطان ذهن به جای اون بت ها – پیچیده تو زرورق و به خوردمون داده و ما رو هزار خدایی کرده
استاد در این دل نیمه شب با تمام وجودم و حسم رو به درگاه الهی میگم
استغفر الله ربی و اتوب الیه
میخوام برگردم از هر چه به غیر خدا تو ذهنم ساختم
میخوام برگردم به الله احد به الله یکتا
میخوام کوچکترین و بزرگترین مسائل زندگیم رو بسپارم به یه نیرو و یه قدرت
چون اصلا قدرتی به غیر اون نیست
و من چقدر جفا کردم بر خودم که دست های خدا رو هر کدوم یه خدا دیدم
استغفر الله ربی و اتوب الیه
میخوام برگردم به جاده زیبای یکتا پرستی و توکل به یک قدرت و یک چیز و یک نیرو
استاد عاشقتونم و خدای یکتا و الله یکتا رو شکر میکنم
که من رو هدایت کرد به این فایل
خیلی آموختم ولی بازم باید گوش بدم و گوش بدم تا چیزایی جدیدتری به جانم بشینه
خدارو شکر میکنم برای تک تک لحظاتی که همدم سخنان نورانی شما هستم
و از خدا میخوام تو این حس پایدار بمونم و به تدریج دریافت هام از آگاهی های نورانی شما بیشتر و بیشتر هم بشه
عاشقتونم
سلام
خیلی ممنونم بابت ایه ای از قران که مثال زدید درباره توحید و شرک
اینکه انسانی کاملا ازاد است و تنها مالکش خداست
و انسانی که چند مالک دارد هرکدام اورا به سمتی میکشند
چقدر ایه دقیق و کاربردی ای بود
تضادهایی که به انها میخوریم
نشان شرک مابودن و روح ما توحید و ازادی و رهایی و فقط مطیع الله بودن را می خواهد
ممنونم
سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته نازنینم و همه دوستان.
بیستوششمین برگ سفرنامه من.
استاد، چقدر فایل امروز عجیب بود. دقیقاً همین امروز اتفاقی افتاد که من به خاطر مشکل مالی کمی غمگین شدم و ترسیدم. و الان جوابم رو گرفتم.
برنامه خدا اینه که هر چی رو باور کنم و در ذهنم بسازم، جهان به اون موجودیت بده.
هیچ قدرتی بیرون از من وجود نداره. خداوند قدرت رو به من داده تا زندگیم رو با باورهام بسازم.
شرک اینه که فکر کنم چیزهایی مثل قیمت دلار و طلا و تورم و سیاست دولتها و تصمیمات افراد و همه چیزهای بیرون از ما که تسلطی بر اونها نداریم، تعیینکننده زندگی ما و مالک ما هستند.
این شرکه. این یعنی شریک قائل شدن برای خدا. و من امروز برای دقایقی مشرک شدم. ترسیدم که مبادا از کار تعدیل بشم. ترسیدم که بدون حقوق، با کرایه خونه و مخارج و… چی کار کنم. بعد خداروشکر تونستم سریع احساسم رو بهتر کنم. و الانم که اومدم اینجا، انگار این فایل اصلاً برای من آماده شده بود.
من هستم که امروز و فردام رو میسازم. من هستم که اختیار سرنوشتم رو به دست دارم.
من خالق زندگیم هستم. خالق. یعنی من هر چی رو باور کنم جهان در اختیارم میذاره. همون کُن فیکون.
همه چیز باوره. باور. باور. باور.
خدایا کمکم کن. خدایا هدایتم کن. من فقط از تو یاری میخوام. فقط از تو هدایت میخوام.
استاد عزیزم ازتون بارها و بارها ممنونم و خدا رو بینهایت شاکرم.
متن روز (۷)
چقدر فکر میکنم اگه پارتی داشتم الان سمتی به مراتب بهتر داشتم.
چقدر فکر میکنم اگه تحصیلاتم رو ادامه میدادم شغل بهتری داشتم.
چقدر فکر میکنم اگه ارثی بهم رسیده بود زندگیم با چیزی که الان هست فرسنگ ها تفاوت داشت.
اگه باور من این باشه که عوامل بیرونی(مثل آب و هوا،مثل موقعیت کسب و کار ،مثل وضعیت بازار،مثل اوضاع کشور،مثل سطح سواد خودم،مثل اندازه سرمایم،مثل عدم وجود سرمایه،مثل نبود کارگر و نبود کارمند مناسب ،مثل وضعیت اقتصادی بد خانوادم ،مثل وضعیت ارتباطاتم و هر چیز دیگه ای )تاثیری بر موفقیت مالی و شرایط مالی و کسب و کار من داره ، از اونجایی که قدر تی برای کنترل اون عوامل بیرونی ندارم اونوقت نمیتونم شرایط مالی،زندگی ،روابط و سلامتی خودم رو کنترل کنم.
تقریبا همه مردم فکر میکنند و میگن یک عامل خارجی بیرون من هست که اون ، شرایط منو تعیین میکنه و نتیجه اکثر مردم هم مشخصه.
اگر من سعی کنم باوری رو در خودم پرورش بدم که میگه : فقط و فقط خودم هستم که شرایطم رو خلق می کنم ، به ایده هایی میرسم و ایده هایی رو پیدا میکنم و به مسیری هدایت میشم که ، فارغ از این که اون بیرون چه شرایطی هست و چه اتفاقاتی در جریانه ، من نتیجه میگیرم .
مثالش همین اپیدمی که تمام دنیا رو گرفت . خیلی ها که باورشون رو به تاثیر هر عاملی خارج از خودشون قرار داده بودن یا کسب و کارشون نابود شد و یا تا مرز ورشکستی پیش رفتند و بجاش در طرف دیگه ی داستان کسانی که تنها عامل رو خودشون میدونستند با راه حل هایی که به سمتش هدایت شدند و ایده هایی که بخاطر باور درست به ذهنشون رسید (مثل اینترنتی کردن کاسبیشون)چندین برابر رشد کردند و این تضاد براشون نقطه جهش مالی شد.
من باید این افکار رو کنار بزارم که اگر پدر و مادرم پولدار بودن من الان فلان جا بودم یا اگر در کشور بهتری بودم فلان زندگی رو داشتم یا اگر درست تربیت شده بودم الان فلان کس بودم یا اگر زمان بیشتری داشتم فلان کار رو میکردم یا اگر سرمایه داشتم الان میلیونر بودم .
این ها همه افکاری هستند که مانند لنگری هستند که کشتی زندگی منو سر جای خودش محکم نگه داشتن،موتورهای کشتی با تمام توان دارن کار میکنند ولی این لنگرها مانع رفتن به سمت اهدافم میشن.