چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






بسم الله الرحمن رحیم
نکاتی که برام خیلی قابل توجه بود :
اگر ما باورهای درستی در مورد خواسته هامون نداشته باشیم اینکه چقدر تلاش میکنیم
چقدر سختی می کشیم
چقدر عرق می ریزیم اصلاا مهم نیست
اون باورهای ما هست اون ریشه ذهنی ما هست که از همه چیز مهمتره ..
شما وقتی باورهای درستی رو در ذهنتون ایجاد کنید هدایت می شوید به ایده های مناسب، افراد مناسب ، در زمان مناسب ، در مکان مناسب
و کاری رو انجام میدین که با ایده ی مناسبیه در زمان و مکان مناسب با ادم های مناسبیه
بحث پیدا کردن فردی برای رابطه عاشقانه ؛
ترمز : من از لحاظ ظاهری ادم جذاب و خوشگلی نیستم
پوستم صاف نیست
اندامم جذاب نیست
چشامم قشنگ نیست
و میگن که اگر گونمو چونمو لبمو بزرگتر کنم
صورتمو صاف کنم
و هزینه های زیادی میکنن که بتونن جذاب بشن تا رابطه ای رو تجربه کنن
و وقتی اینکارا رو میکنه هنوزم هم درگیره و هنوز فک میکنه به اندازه کافی زیبا نیس
گاز :
زیبایی به ظاهر نیست زیبایی در درون من هست هر کسی به یک شکلی زیبا هست و من نباید زیبایی رو ظاهری ببینم
و اینکه فکر کنیم یک قیافه خاصی هست که اون قیافه زیباست هم اشتباه ست
و اینکه همه افراد دنبال اون اندام اون رنگ چشم و اون قیافه هستن باور نادرستیه
و الگوهای اینطوری خیلی زیاد هست
که خانومه احساس لیاقت زیادی داره احساس ارزشمندی زیادی داره و بهترین فرد رو جذب کرده
اگر این ترمز داری بیا رو خود ارزشی ، احترام خودت کار کن و خودتو دوست داشته باش
و وقتی این باور رو به صورت بنیادی تغییر میدی
با همون ظاهر و همون چهره با همون اندام
روابط فوق العاده بهتری رو تجربه میکنی
وقتی خودتو دوست داری همینطور که هستی
وقتی که ارزشهای خودتو به ظاهر پیوند نمیزنی به ویژگی های درونی خودت پیوند میزنی
ترمز بعدی :
من توانایی خاصی ندارم
استاندارهایی که جامعه مشخص کرده که یک ادم موفق پزشکه ، مهندسه ، نیستم بنابراین نمیشه رابطه خوبی داشته باشم
گاز :
از طریق الگوهایی که هست که اصلا این ویژگی هارو ندارن ولی رابطه عاشقانه قشنگی رو دارن تجربه میکنن
اگر تو ذهن خودت برای خودت ارزش قائل باشی
جهان برای خودت ارزش قائله
اگر ارزش قائل نباشی فارغ از اینکه چقدر مدرک جمع کردی
چقدر اعتبار جمع کردی
اگر خودت برای خودت ارزش قائل نباشی باز هم اعتماد به نفست پایینه
ترمز بعدی :
همه ی ادم خوبارو گرفتن و کسی نمونده
گاز:
جهان میلیاردها ادم داره و هر کدوم ویژگی های یونیک دارن
و هیچوقتتتتت نیست که تو جهان کبود وجود داشته باشه
همیشه ادمهای فوق العاده هست
فراوانی داره هرروز بیشتر و بیشتر میشه
به همون اندازه که باور کنی که دختر و پسرهای خوب هست به همون اندازه میبینیشون
ترمز : من لایق یک رابطه عاشقانه نیستم
منو اینهمه خوشبختی محاله
اگر خودت از درون احساس لیاقت نداشته باشی جهان هم به تو ثابت میکنه
اگر این فرکانسو ارسال کنی که من لیاقت ندارم
که این فرد خیلی بهتر از منه
اصلا مهم نیست دیگه چی میگی
اون طرف فرکانس تورو میگیره و جهان بهت ثابت میکنه ک درسته
گاز :
از درون فارغ از اینکه ادمها و جامعه به من چی میگن و میگفتن من باید احساس ارزشمندی و لیاقت بکنم
چون من لایق بهترین چیزها رو دارم و با احساس لیاقت فراوان به دنیا اومدم
اما به دلیل حرفهای جامعه این کم و کمتر شده
ترمز بعدی :
من همیشه ادمهای نامناسب رو جذب میکنم
گاز :
من بخاطر ویژگی ها قبلیم این ادمهارو حذب کردم
اگر احساس لیاقتمو بیشتر کنم
باورهامو عوض کنم
اگر باور فراوانی ایجاد کنم
ادمهایی که وارد زندگیم میشن تغییر میکنن
اون ادمهایی که تو گذشتم بودن به خاطر افکار و ویژگی هایی که در گذشته داشتم
اگر من تغییر کنم ادمها هم تغییر میکنن
قرار نیست که همون اتافاقات گذشته برام بیوفته
جهان عین اینه ست که با تغییر تو تغییر میکنه
ترمز :
تمام روابط به رنج و ناراحتی و جدایی ختم میشه
میگن چیشد ک طلاق گرفتی میگه بخاطر اینکه ازدواج کردم
اگر ازدواج نمی کردم هیچوقت طلاق نمیگرفتم
یا میگن الان میبینی میخندن چقد خوشحالن
فردا ازچشم و دماغشون در میاد
و همیشه اخرش بد میشه
و خیلیا چون نمیخوان اخرش بد باشه شروعشم نمیکنن
میگن وقتی قرار اخرش به گریه و اشک و جدایی ختم بشه پس چرا من اصلا شروع کنم
گاز ؛
میبینی رابطه عای زیادی که سالهاست در کنار هم در عشق و شادی زندگی میکنن
یک تجربه ی خوب رو از دست بدی برای اینکه ممکنه تجربه ی بد در انتهاش باشع؟
تجربه ی خوب رو داشته باش لذتش رو ببر رابطه ی عاشقانه رو لذتش رو ببر اگر در مسیر درست باشی حتما رابطه ی عاشقانه ادامه خواهد داشت
اگر درس هم خوب یاد نگرفته باشی و درس یاد میگیری
و در کنارش یه عالمه تجربه خوب داری
نه به خاطر اینکه قانونشه که هر عشقی تبدیل بشه به نفرت
به خاطر اینکه ما مسیر اشتباهی میریم
و حتی اگر اشتباه بریم رشد میکنیم و پیشرفت میکنم و تجربه کسب میکنیم
ترمز :
من برای رابطه عاشقانه خیلی جوانم
یا خیلی پیرم
گاز :
رابطه ی عاشقانه میتونه در هر سنی شکل بگیره
الگوهاشو میبینی که هم در سن پایین وذهم در سن بالا رابطه ی عاشقانه های فوق العاده ای هست
ترمز :
من باید پرفکت و بی نقص باشم برای اینکه رابطه ی عاشقانه ای رو شروع کنم
گاز :
خیلی ها اینو ویژگی مثبت و خوبی میبینن
هیچکس در این جهان بی نقص نیست
این ویژگی جهان مادیه ما نقص داریم برای اینکه پیشرفت کنیم
تو خودتو با نقص های خودت بپذیر روشون کار کن و بدون که این مسیر همیشگی برای پیشرفته
با خودت در صلح باش و لایق بدون با اون ک هستی با کمی و زیادیات
و اونوقت میبنی که جهان چقدر ادمهای فوق العاده ای وارد زندگیت میکنه
ترمز بعدی :
افراد همیشه خیانت میکنن
همه ی مردا خیانتکارن
گاز :
اینهمه ادم هستن دارن زندگی میکنن سالم و درست
چرا فکر میکنیم همه ی ادمها نادرستن ؟
وقتی اینجور فکر میکنیم قبل از شروع به رابطه فک میکنیم طرف داره خیانت میکنه
جهان اینهمه ادم فوق العاده داره
ادم سالم چقدر زیاده
پسر خوب چقدر زیاده
ترمز :
من پولدار نیستم
بابام ادم فقیره ای
شرایط مالی درب و داغون
تو شهرستانیم
مدوم پسری میاد دنبال دختر شهرستانی
گاز :
ارزش ما به وجودمون وابسته ااست نه شرایط مالی نه شهرمون
شرایط مالی رو هرروز میتونیم پیشرفت بدیم
قرار نیست این شرایط مالی اینده تو باشه
مثال و الگوهای زیادی هست در این باره
ترمز :
من بهتره که تنها باشم
وقتی از ترس میاد که بارها و بارها تلاش کردی و نشده
گاز :
ما انسان ها به طور بنیادی موجود اجتماعی هستم
یک رابطه قشنگ و عاشقانه واقعا اضافه میکنه به زندگیمون و کیفیت زندگیمونو افزایش میده
ترمز :
تو سرنوشت ما نوشته شده و عشق به ما نمیاد
مادرمو و خواهرمو و بقیه همه همینجور بودیم
گاز: ما هر لحظه با افکار و باورهامون داریم شرایط رو خلق میکنیم
و سرنوشتی وجود نداره
هیچ تقدیری نیست
و هیچ خواسته ای از سمت خدا برای ما نیست
خدا همون سمت ما رو میبره که ما میخوایم
همرو هدایت میکنه به سمتی که میخوان
ترمز ؛
من اصلا تو روابط خوب نیستم
من اصلا بلد نیستم چجور رفتار کنم
گاز :
ادم یاد میگیره
مگه ما خوندن و نوشتن بلد بودیم
ادم هر چیزیو که بخواد میتونه یاد بگیره
ترمز : اگر وارد رابطه بشم ازادیمو از دست میدم
گاز ؛ رابطه ی درست رابطه ای که هر فردی سلایق علایق و ازادی عمل خودشو داره
و این جذابیت رابطه ی قشنگه
و یک رابطه ی عاشقانه رفتن تو زندان نیست
تلاش موقعی جواب میدهد که ما در مسیر درستیم
با افکار و باورهای درستیم
وقتی این باورها رو درست میکنی به احساس ارامش میرسی در روابط وقتی میفهمی به احساس ارامش رسیدی اونوقته که افکار بهتری رو داری ایجاد میکنی
و هدایت میشی به مسیر های بهتر به ادمهای بهتر به تجربه های بهتر
سلام نسترن جان.
خیلی ممنونم ازت برای وقتی که گذاشتی و این کامنت مفصل و سراسر نکته رو از فایلِ استاد نوشتی.
اینکه من فقط روی باورهام کار کنم، اونوقت هدایت میشم به ایده های خوب، آدم های خوب، شرایط خوب.
خیلی خیلی این قسمت رو دوست دارم، اینکه من افکارمو بهبود بدم، در ادامه مسیر خودش برام هموار خواهد شد.
الهی شکرت.
امروز غوطه ور شدم در فراوانیِ نعمت و برکتِ خدا.
فراوانی ها با مثال جلوی چشمم میان و بهتر میتونم درکشون کنم.
خدایا دوستت دارم
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز من میخام به زبان ساده داستان زندگی خودم و وباورهایی که منو تا مرز نابودی کشوند و باورهایی که منو به پادشاهی رسوند و به صورت واقعی برای شما و دوستان عزیزم در این سایت بی نظیر بگم من در 17 سالگی به لطف الله وبا اینکه هیچ چیز از قانون جذب نمیدونستم چون این موضوع مربوط به 18 سال پیش ،،من در خیالم خودم وبا فرد عالی مهربون تصور میکردم و این فکر بارها توی ذهنم میگذشت و احساس فوقع العاده ای بهم میداد تا طبق قانون من در زندگی واقعی تجربش کردم و همه چی عالی بود… تا اینکه ذهن من با وردیای نامناسب نه ،ویران کننده کار خودش و شروع کرد (شیطان عزیزم)واینم بگم که من بخاطر شخصیت پدرم وذهنیتش در مورد خیانت و فیلمهای به قول معروف زمان شاهی که از بچگی تو خونه ی ما نگاه میکردن و منم طبق عادت والدینم پیش اونا نگاه میکردم وتمام فیلمای اون دوران بدون استثنا موضوعش خیانت بود و جدایی ذهن من کاملا برنامه ریزی شده بود برای این موضوع وبخاطر جدایی پدر و مادرم که اونم از ورودیای نامناسب و ویران کننده ذهن پدرم بود من با این تجربه ها و ساختار ذهنی وارد یه رابطه بااین فرد شدم از همه نظر عالی بود ،خیلی زود عاشقم شد به خواستگاریم اومد من از تمام دوستام زودتر ازدواج کردم اون موقع همه چی آماده شد که من یه زندگی رویایی و تجربه کنم اینم بگم که این چیزی که الان میگم و یادتون باشه تا متوجه بشین باورها چیکار میکنن و آدما به کجا میکشونن (من خیلی از همسرم زیباتر بودم هر کی منو تو خیابون میدید حتما بهم توجه میکرد رنگ چشمام عسلی سبز و همه عاشق چشمام میشدن پوست برنزه اندام فوقع العاده عالی وهمسرم 9 سال از من بزرگ تر بود ) واون قیافه ی خیلی معمولی و رفتار عالی آروم مهربون وبی نظیر بود و من عاشق شخصیتش شدم وباتمام وجودم دوسش داشتم واینم بگم همسر من شغل نداشت ماشینم نداشت شرایت مالی خوبیم نداشت ولی من واقعا عاشقش شدم بعد از ازدواج همسرم به تنهایی برای خودش یه مغازه ی کوچیک دست و پا کرد و شروع به کار کرد و ما با وجود مشکلات زندگی عاشقانه و قشنگی داشتیم و زودم خداوند به ما یه دختر زیبا داد ولی من تمام این مدت بخاطر کنترل نکردن ورودیام و پرورش دادن افکار منفی ونوع ساختار ذهنم از بچگی کوچکترین اتفاقی که میوفتاد و میزاشتم به حساب اینکه حتما کسی تو زندگیش اون فکرا اون علفهای حرض هر روز قوی و قویتر میشدن ومن هر روز طبق عادت ساعتها اون افکارو پرورش میدادم و به کوچکترین نشانه ها در مورد این موضوع توجه میکردم و از طرفیم به طور عجیبی و کمبود عزت نفس به همسرم وابسته شده بودم وانقدر میترسیدم که از دستش بدم و طبق قانون جهان کاری کرد که من بدترین رفتارهاو ازش دیدم ،رفتارهایی که خودم بوجود آوردم چند مورد خیانت و جهان بهم ثابت کرد افکارم و باورهام به جایی رسیدم که توان راه رفتن عادی و توی خیابونا نداشتم انقدر عزت نفس نداشتم و خودم و زیبا نمیدونستم که واقعا دیگه زیبا نبودم جهان طبق باور من زیباییم ازم گر فته بود یه دختر که اندامش خیلی بد شده بود قیافش شاید باورتون نشه ولی رنگ چشمامم تغییر کرده بود واقعا دیگه عسلی نبودن …..به حدی پیش رفت که واقعا هیچی برای انگیزه داشتن و موندن تو این دنیا نداشتم تا خداوندمن صدای استاد عزیزم و به گوشم رسوند باهام حرف زد و یه تیکه 30 ثانیه ای و از عزت نفس ودوستداشتن خودت و به گوشم آورد انگار یه پرده ی سیاه از جلو چشمم برداشتن انگار افتاده بودم و پدرم بلندم کرد و بغلم کرد و گفت بیا بغل خودم تو فقط ماله خودمی من برای تو کافیم (اینارو که مینویسم اشکامم داره میاد پایین و خداروشکر میکنم )من هروز آگاهانه تلاش کردم سایت استاد و پیدا کردم تمام دوستانم و حذف کردم اینستام و پاک کردم ساعتها با خداوندم صحبت کردم سپاسگزاری کردم شروع به خوندن قرآنم کردم وبا من حرف زدخداوندمن بعد از چند ماه دوره ی عشق و مودت و تهیه کردم وبی نظیر این دوره ساعتها فایل 8 وابستگی این دوره رو گوش میدادم وترانه ی آخرش و توی پارکها پیداروی میکردم وبعد از 6 ماه من به آزادی رسیدم به قدرت مثل پرنده ای که بعد از سالها آزاد شده باشه و پرواز کنه،،خب حالا چه اتفاقی برای من و همسرم افتاد من با استفاده از دوره ی عشق مودت به درک عظیم و بالای از روابط رسیدم و پذیرفتم همسرم الان هرچی هست من بودم ومن این شخصیت و ازش ساختم خودمم درستش میکنم وبه خدا قسم ذره ای ازش بخاطر رفتارش و گذشتش ناراحت نشدم نیستم و با تمام وجود دوسش دارم و از بودنش لذت میبرم الان چون من با کار کردن روی خودم یه همسر بی نظیر و بسیار پاک دامن متعهد والبته ثروتمند چیزی که قبلااصلا وجود نداشت و ساختم و البته خودم بااستفاده از قانون سلامتی و زندگی و به اون سبک بی نهایت زیبا شدم طوری که هر جا میرم همه عاشقم میشن وانقدر بیبی و زیبا شدم انقدر خودم و دوستدارم که همه ام دوسم دارن واینا رو من از شما یاد گرفتم خیلی ازتون تشکر میکنم بخاطر واقعیتهایی که بینظیرن و هر وقت من از طریق شما آموزش میبینم انقدر رشد میکنم از همه نظر که بهترین و بالاترین احساس و تجربه میکنم و نتیجه ای که متفاوت نصبت به زندگی اطرافیانم استاد بینهایت سپاسگزار شما هستم بخاطر شخصیت جدیدی که از من ساختین و همچنین خانم شایسته ی بینظیر که بهم رفتار درست وشجاع بودن و توی زندگی در بهشت آموزش داد از تمام دوستانی که دچار مشکل هستن توی روابط حتی خیلی کم میخام که دوره ی عشق و مودت و تهیه کنن این دوره بی نظیر و آدم و به درک بالاتر از روابط افراد میرسونه و پایش و حال خوبتو فقط وفقط به رابطه ما با خداوند گره میزنه ومارو به بینهایت آزادی میرسونه از خداوند خیلی سپاسگزارم بخاطر حضورم در این فضای بینظیر
سلام دوست گلممم ممنونم بابت کامنت ارزشمند و نتایج فوق العادت برات بهترینارو ارزو دارم چقدر قشنگه وقتی یک رابطه ای ازونجا به اینجا میرسه
قلبم مثل گل شکفته شد فرکانس شمارو دریافت کردم براتون خیرو در دنیا و اخرت ارزو دارم
انشالله رابطتون هرروز به اذن الله قشنگتر بهتر زیباتر و فوق العاده تر بشه
در پناه خداوند
سلام استادجون خداقوت من با الگو گرفتن وتغییرنگاهم این وباوررودرخودم ایجادکردم رسیدن به خواسته ها سنو سال نمیشناسه همانطورکه ازمثالهای قرانی مثل بچه دارشدن یحیی ابن ذکریادرسن 70سالگی کافی بودناامیدبشه بگه من پیرم سنو سالی ازم گذشته دیگه بچه دارنمیشم خداوند این مثالهارو الکی درقران نگفته بلکه این داستانهای قرانی برای یاداوری واموزش درخواست هاست که بگه برای رسیدن به خواسته حدومرزی وجودنداره حتی همین الانم الگوهای زیادی وجودداره ،تاحدودی یادگرفتم که چطور نگاه وباورهامودرعملکردم تغییر بدم من قبلادرذهنم احساس میکردم قدم برداشتن به سمت خواسته هام سخت وغیرممکنه وخیلی سریع منصرف میشدم ازداشتنش .چون اون خواسته روخیلی سخت وغیرممکن می دیدم اما الان بااموزه های شما استاد اومدم باتغییرباورهام ونگاهی متفاوت وخوشبینانه اون خواسته رو درذهنم خیلی ریزکردم وباتوکل برخداوند مسیررسیدن به اون خواسته رو درذهن خودم آسون کردم وغیرممکنهارو باالگوگرفتن ممکن ساختم وباورلیاقت رودرخودم ساختم وبا ایمان وامیدبه هدایت خداوندبه سوی خواستم قدم برداشتم و واردترسهام شدم وقتی واردعمل شدم دستان بی نظیرخداند خداوند ازراه می رسیدن ومن درکمترین زمان شاهد معجزات بی نظیرخداوندیکی پس ازدیگری میشدم کافی بود که من جنس نگاه و باورمو تغییربدم قربون این قانون خداوندبرم کافی بودمن یه خواسته ای رو درذهنم بزرگ کنم وخیلی سخت وناممکن ببینمش وبهش بدبین باشم ولیاقت داشتنش رو درخودم نبینم ورهاش کنم دیگه جهنمی برای خودم میساختم ازجنس حرص وجوش و بی عرضگی خوارو ذلیل و یک انسان بیهوده و ناتوان وبیمارونا امیدازهمه جاباکلی ناسپاسی ….
سپاس استادجانم ازاموزه های شما ومریم جون تاحدودی فرآیندخلق خواسته رویادگرفتم خدایابی نهایت سپاس ️
به نام خدا
ردپای 51
سلام استاد عزیز و دوستای خوبم
امروز میخوام یکی از نتایج بنویسم
من قبلا وقتی به تضادی برمیخوردم حداقل یک روز کانل از دست میدادم
بسیار حس قربانی بودن داشتم ،مثلا اگه وسط کارم مهمون میومد میگفتم وای چرا اینطوری میشه چه وقت مهمون بود کارام مونده و…
الان وقتی این اتفاق یا اتفاقای دیگه میفته ،اونو نشونه ای از سمت خدا میبینم
مثلا اگه وسط کار مهمون سرزده بیاد
میگم خب خدا گفته که الکی سخت نگیر الان وقت استراحت و لذت بردن!
شاید منطقی نباشه واس خیلیا ولی چیزیه که کمک میکنه حالم خوب بمونه
یا هر تضاد دیگه ای برای من در گذشته حس بد به همراه داشت
الان حس کمی بد به علاوه پرسیدن سوال ،خب حالا باید چیکار کنم؟چه راه حل دیگه امتحان کنم
تازه اون حس بد هم ماندگاری گذشته نداره
قشنگی ماجرا اونجایی که الان وقتی به چالشی برمیخورم ،از خدا کمک میگیرم
میگم تو بهم بگو قدم بعدی چی باشه؟
یکی دیگه از دستاوردها اینکه شوق هدف آنقدر در من زیاد شده که صبح بسیار زود بیدار میشم و واس رسیدن بهش و همفرکانس شدن باهاش تلاش میکنم
باید اعتراف کنم قبلا هم از این تلاش ها کردم اما هرگز با حال خوب نبود و از سر اجبار و باور به نشدن قدم برمیداشتم
قبلا هم گفتم که هدفی که واسش تلاش میکنم پرچالش ترین بخش زندگیمه یعنی من باورهای خیلی بهتری راجب ثروت و سلامتی و رابطه دارم
اما تو این مورد خاص اوضاع خوب نبوده
پس اگه قانون تو این مورد به من کمک کنه در همه ابعاد میتونه!
تا اینجا کار اوضاع خیلی خوبه و فقط نیاز به دیسیپلین امید کم نیاوردن داره و مطمئنم خیلی اوضاع بهترم میشه
البته باورهای قدیمی هرازگاهی میان سلامی میکنن و میرن
اگه نشه چی؟اگه سخت باشه چی؟اگه اون روز اتفاق بدی بیفته چی؟اگه از الان به بعد خوب پیش نره چی؟….
راستش همه اینا با یه کلمه ،قدرتشون از دست داد
خدا !
من اگه فقط به خدا باور داشته باشم
و تلاشم چه فیزیکی چه متافیزیکی کرده باشم
دیگه نگران چی باشم؟نمیدونم ولی تو گذشته من خدا پررنگ نبوده اما الان واقعا حس میکنم وقتی خدا هست دیگه نگرانی ندارم!
ازش میپرسم راهنمایی میکنه ،ازش میخوام آرامش میده،ازش میخوام منو برای آسونی ها آسان کنه،ازش میخوام بهم قدرت بده در برابر سختی ،ازش میخوام خودش دل هارو نرم کنه ،ازش میخوام خودش راهنما مسیر باشه
این حس الانمه البته با ناخالصی های قبلی ،چون کلی راه هست برای ایمان ابراهیمی
ولی حداقل الان در بالاترین سطح برای منه
اگه سختی بیاد میشینم فکر میکنم ،حتما خدا میخواسته چیزی بهم بگه؟شاید میخواسته بگه سخت نگیرم که سخت میگیرن :)
شاید میخواد بهم بگه مسیر عوض کن اونور قشنگ تره
وقتی آسونی میاد فک میکنم خب خدا جایزه امروزم داد
خب خودش منو برد یه مرحله بالاتر
درست مثل یه بازی قشنگ که تازه داره دستم میاد چطوری انجام میشه
خیلی راضیم از این روزای زندگی ،اصلا همین که قبلا تعریف کنم از خوبیا مقاومت داشتم
انقدر که باور کرده بودم چشم میخورم
و شما استاد عزیز بهم یاد دادید قدرت دست کیه
الان از تعریف خوبی فقط به این فکر میکنم که دارم خوبی های بیشتری گسترش میدم
دارم با گفتنش خوبی هارو به بقیه هم نشون میدم و…
این روزا میتونست خیلی سخت برام بگذره اما الان با شور و شوق و پذیرنده عشق زیبایی آگاهی روزها میگذرونم
ازتون ممنونم که سخاوتمندانه خوبی هارو به بقیه یاد دادید
اجرتون با خدا
سلام به استاد عزیزم
و همچنین کاربران سایت عباسمنش که من واقعا ازشون بخاطر اینکه تجربیات زندگیشون رو توی کامنتا میگن و درباره ی ضعف های شخصیتی که دارند صحبت میکنند ممنونم واقعا کامنت های شما به من کمک کرده ، کلا یکی از کارهای خوبی که تو طول روز انجام میدم اینه که میام کامنت های سایت رو میخونم
از استاد هم که هرچقدر تشکر کنیم کمه استاد شما نمونه بارز تغییر هستید
از اون ادم چاق و شکمو تبدیل به چی شدید استاد ،چقدر خوشتیپ شدید ، چقدر سرحال ترید ، چقدر جوون تر شدید ، اصلا ادم فایل های قبلی رو میبینه باور نمیکنه که این همون ادمه
استاد من واقعا به این صحبت های شما نیاز داشتم
و وقتی داشتم گوش میدادم به صحبتاتون با خودم میگفتم کاش پنج سال پیش که تازه دانشگاهم شروع شده بود تو این فرکانس یودم و میتونستم همچین اگاهی هایی رو بشنوم
درمورد این ترمز هایی که گفتید بلا استثنا من همه رو دارم ، حالا بعضی ها رو کم تر بعضی هارو خیلی شدید تر.
من موقعی که میخواستم بیام دانشگاه یه دایی دارم که کلی رابطه مختلف داشته قبلا و اون بهم گفت که ته این رابطه ها هیچی نیست اصلا سمتش نرو و فلانه و فلان و فلان
از یه طرف هم اون احساس لیاقته خیلی تو من اشکال داشت
یادمه ترم اول همش جلو آیینه بودم و داشتم مو هام رو درست میکردم ، انقدر که رفیقام میگفتن بابا ول کن آیینه رو ، اما دم خودم گرم که همونجا فهمیدم که مشکل ظاهر نیست مشکل اعتماد بنفسه
با شما اشنا شدم و دوره ی عزت نفس رو تهیه کردم و دارم روی خودم کار میکنم
یکی دیگه از اون پاشنه آشیل های سنگین من توی ای موضوع اینه که من که تو خانواده فقیرم
من که بابام نه کارمنده نه سرمایه داره خونمون هم که تو روستاس و پدر مادر روستایی دارم و …
این فکر یکی از بزرگ ترین عاملهایی بوده که منو همیشه نگه میداشته
مورد بعدی
اینه که همش تین فکر زو داشتم که اخرش که جداییه چرا اصلا شروعش کنم
من که میدونم این اخرش به هیچ جا نمیرسه چرا اصلا شروع کنم
حالا البته دارم روی خودم کار میکنم که آقا اصلا مسیر مهمه بعدم وقتی تو اصلا شروع نکردی چطور میخوای اخرش رو بفهمی .
البته من فکر میکنم که همه ی این فکر ها بهونه های همون احساس لیاقت است
ترمز بعدی اینه که من همیشه فکر میکنم برای شروع یه رابطه باید خیلی پول داشت در صورتی که رفیقام با شرایط مالی مشابه من رابطه های فوق العاده دارند
ترمز بعدی اینه که همیشه فکر میکردم که رابطه کل وقت ادم و میگیره اصلا دیگه وقتی ندارم که به کار هام برسم در صورتی که من اصلا کلی تایم خالی دارم ، و هر چقدر من سرم شلوغ تر میشه احساس میکنم که از زمانم استفاده بهتری دارم
وقتی هشت ساعت وقت رو برای یک کار که سه ساعت زمان لازم داره میزاریم ، پنج ساعت رو هدر دادیم
قبلا خیلی این فکرو داشتم که اصلا دختر خوب نیست اما الان دارم رو خودم کار میکنم که ادم خوب خیلی زیاده ، بستگی به ما داره که چه بخشی تز وجود یکنفر رو برانگیخته کنیم
و باور های مذهبی که این کار درست نیست و گناه داره و اگه الان این کارو بکنی بعد که ازدواج کردی همسرت هم همینجوری میشه و ….
و از یکطرف هم باور های اجتماعی مثله غیرت
نمیدونم اصلا چی بگم در این مورد اما من تو دانشگاه مثلا این فکرو داشتم که وارد رابطه شدن با یه دختر در واقع ضربه زدن و اسیب زدن به اون دختره و آبروش فلان میشه و …. همه ی اینها زمانی توی فکر من بوده اما الان خیلی کمتر شده
تشکر دوباره میکنم از استاد که این موضوع رو انقدر خوب باز کردند و توضیح دادند بصورت کامل
سلامتی و ثروت رو برای همه آرزو میکنم ️
بسم الله الرحمن الرحیم
ازبخش عقل کل هدایت شدم ب این فایل
من قبلا شنیده بودمش ولی هیچوقت فکر نمیکردم من همچین باورایی دارم
حالا ک اومدم روی این موضوع کار کنم ک افراد موفقتر جذب کنم ادمای شادتری جذب کنم و مدارشون بالاتر باشه
من تا بحال هر هدفی گذاشتم و روش چندوقت کار کردم بهش رسیدم جز ارتباط باافراد موفق
تمام حرفایی ک زدید دقیقا درمورد خودم هست
یکبار با خانمی اشنا شدم از بچه های سایت بود
خیلی خوشکل بود
90درصد دوره هارو خریده
کسب وکارش ب درامد خوب رسیده
اون وقتی منو دید گف چقد. خوشحالم من تورواز خدا خاسته بودم
بعد اینقد قشنگ این رابطه شروع شد
بعد چندماه دیدم یکمدت خیلی کوتاهی گذشت
این فکرا همش میومد اگه یکروز با من قرار ملاقات گذاشت چی؟
اگه یکروز دعوتش کردم خونمون واون وضع مالیش از من بهتر بود خونشون قشنگتر بود چی؟
اون لباسش ازمن راحتتره ازادتره
خوشکلتره
وای که من اومدم ب شوهرم از ذوق گفتم من با یک خانم این جوری دوست شدم
چندی نگذشت
ک اثری ازین خانم باقی نماند
دیگه پیام نمیداد اصلا هیچ سراغی نمیگرفت
برام سوال شد این شخص چرا رفت ب این زودی دوباره همون اشنای قبلی ک توی زندگیم کمرنگ شده بود جایگزین این خانم زیبا وقوی شد
هنوز توی ذهنمه
قیافه وارامشی ک توی صورتش دریافت کردم
الان الان الان فهمیدم
خدای من تو برام ادمای خوب میفرستادی بااینکه مدارم پایینتراز الان بود
اما من اون نعمت تورو پس میزدم با افکاری ک میچرخید با ترسهایی ک مرور میشد مقایسه هام
کمبود احساس لیاقتم
این من بودم ک ب خودم ظلم کردم
ازبس ک شنیدم فلانی کجا ما کجا
یادمه عموکوچیکم از لحاظ مالی وضعیتشون خوب نبود باجناقی داشت ک خیلی وضعش خوب بود و خریدن طلا واسه زن ودختراش مثل خریدن یک بستنی بود براحتی ودختراش توی هرعروسی برق میزدن بااون لباسهای خوشکل وطلای خیلی زیادی ک دورشون بود
بعد مادرم همیشه وهمیشه میگف بابا عموت مگه چی داره
باجناقش نمیخات باهاش رابطه بگیره عموت وزن عموت بزور چسبیدن بهشون یا دخترعموت خودشواویزون بچه های خالش کرده
اونا کجا اینا کجا ؟
یا داداشم عاشق دختر خالم شد ومادرم همیشه تحقیرش میکرد ک دختر خالت کجا وتوکجا اون تحصیل کرده خوشکل باکلاس تو یک دهاتی با دیپلم برادرم بنده خدا هیچی نمیگفت جز غرورش جلو من ک خواهرشم هربار خورد میشد اخرش برادرم رفت با دختر خالم ک وضع مالیشون خیلی خوب نبود و بیسواد بود ازدواج کرد همه گفتن اره فلانی بهت میات الان دیگه
یا هربار نگاه میکنم ب تیپم میگم منکه با حجابم کدوم خانمی ک پوشش راحتتره حاضره با من رفیق بشه ؟
یا ذهنم میگه اصلا شوهرت اجازه میده ک توبخای با کسی بگردی وقرار مدار بذاری چون شوهرم هم فرد کنترلگری هست اینم ترمز منه واین اشغال هم زیر مبل چندساله قایمش کردم اما خسته شدم ک اون تعیین کنه من با کی رابطه بگیرم با کی رابطه نگیرم
حتی بحث حجاب من بخاطر کنترلگری همسرم هست
یا باوری دارم ک هردوستی ک قبلا بهم خیانت کرد الانم همونجورادما میان
بازهم ازبس شنیدم ک مردم وجدان ندارن و این چیزهایی ک بازهم مادرم باهرکس دوست میشد اخرش میگف ادم خوبی نیست
الان هم مادرم دوست صمیمی نداره هم من
خودمو واقف کردم ویک حصاری دور خودم کشیدم ک فقط با جاری تلفنی ارتباط بگیرم هربار واسه حل مساعلش بیات ازم کمک بگیره ومن ارشادش کنم ک مثلا بامن هم مسیربشه وبرای هم دوستان خوبی باشیم
خیلی خیلی براش وقت گذاشتم
اگر این وقتی ک براش گذاشتم برای پیدا کردن اشغالهای زیر مبل میذاشتم الان ب خاسته ام رسیده بودم براحتی
ولی بازهم روندی از مسیر بوده وباید تکاملم طی میکردم
همین لحظه وهمین ساعت از خدا کمک میخاهم
همونجور ک واسه کسب وکارم هرروز داره نشانه میارهالگوهارو بهم صبح تا شب نشون میده ک باور کنم منم میتونم
توی اون موضوع هم هرروز بهم الگوهای مناسب نشون بده خدای مهربان وتوانمندم
بیشترین نشتی انرژیم از روابطه
روابط هم مربوط ب عزت نفس واحساس لیاقت میشه
اصلا باور فراوانی
عزت نفس ولیاقت
توحید همه ی اینها ب هم مربوط میشه
تازه دارم میفهمم وقتی شما همیشه گفتید افرادی حرفای من را باور میکنند وبهشون عمل میکنند ک در مدار انها باشند ممکنه افرادی بشنوند اما انگار ن انگار
و حالا هرچی مدار من بالاتر میره دارم میفهمم شما چی میگفتید توی فایلهایی ک قبلا شنیدم چ برسه ب محصولاتی ک خریدم باید سالها گوش کنم عمل کنم وبنویسم واین موضوع به استمرار من وطی کردن تکاملم کمک میکنه
من از اون افرادی هستم ک سه ساله روی خودم کار میکنم اما اینهمه اشغال قایم کردم اما از بوی اینها دارم خفه میشم
سپاسگذارم استاد عزیزم
سلام خدمت دوستان گرامی به نام خداوند مهربان .
از خدا سپاسگذارم که با درخواستی در رابطه با این موضوع ایجاد رابطه عاطفی و نرسیدن به این خواسته ام منا به این فایل هدایت کرد .و طبق گفته های استاد عزیز من که گفتند ترمزی که من از لحاظ ظاهری جذاب نیستم متوجه شدم پاشنه اشیلمه اصلا نمیدونم چرا این باور درونم بوجود اومده . با استفاده از دوره عزت نفس خیلی تو این موضوع بهتر و بهتر شدم ولی به محض اینکه رو خودم کار نمیکنم دوباره اون باور محدود کننده رشد میکنه .خدایا باز هم ازت سپاسگذارم به این فایل هدایت شدم و متوجه شدم دلیل نرسیدن به این خواستم این باور ها محدود کنندس با دوره عزت نفس روش کار میکنم و بهتر بهتر شدم ولی نکته ای که هست اینه که روی پاشنه های اشیل همیشه باید کار کرد وگرنه به محض اینکه تمرکزت از روش برداشته میشه ریشه های اون باور دوباره رشد میکنن . الهی صد هزار مرتبه شکرت .ممنونم از استاد عزیز
واقعا که دوره عزت نفس چقدر بی نظیر و جادویی هست و کار کردن رو هر قسمتش دوست ندارم برم جلسه بعد
بر میگردم سیزن اول و میگم واو بگو ببینم چه کارهایی دیگه هیت که باید انجام بدی
میرم سراغ جلسات بعد میگم چطور باید پر قدرت صحبت کنم…
میرم جلیه بعد میگم چطوره خودم رو به ی کافه دعوت کنم
واقعا که این دوره تاثیر بی تظیری رو نن داشته و باعث شده که پر قدرت ادامه بدم…
به یاری خدا پر قدرت روش کار نیکنم و ازش لذت میبرم…
ممنون که از اگاهی های دوره عزت نفس گفتی و من رو دیوانه کردی..
بنام خداوند آگاهی دهنده و هدایت گر همیشگی..
وباز هم معجزه ای دیگر در این مکان مقدس وعالی و چقدر شنیدهای ارزنده و تکان دهنده..من واقعا لازم میدونم اول از هر سخن از خداوند متعال سپاسگزاری کنم ازاین همه آگاهی وجا داره سپاسگزاری ویژه ای از شما استاد بزرگ سید حسین عباس منش عزیزداشته باشم که اینطور خالص و پاک بدون هیچ توقعی میآید و نوری میشوید برذهن تاریک بعضی انسانها که یکیشون خودم هستم..
چه خوش خیالم من که فکر میکنم همه باورهام درسته و همه بند هارو رعایت میکنم و اگر هنوز اون اتفاقی که میخواهم هنوز نیفتاده یا اینکه ایراد از جهان هستی هست یا اینکه در دست اقدام است!.ای وای بر من..
چرا واقعا بعضی باورها اینقد کوچولو وریز هستند که باید با ذره بین پیداشون کرد..
من بعد از خریدن دوره کشف قوانین زندگی و تمرین جلسه دوم ونیز دوباره این فایل عالی بخودم متعهد شدم که همیشه بشینم و توکد گذاری خواسته ام حسابی دقت کنم و اگه حتی وقتی که خیلی خیلی خیالم راحت بود باز برگردم و حسابی کنکاش کنم که مثل این اتفاق برام رخ نده …!شاید بگید کدوم اتفاق ؟همین اتفاقی که من چند ساله که در مورد رابطه خوب و ازدواج فکر و کار میکنم و حالا میفهمم چه باورهای ذره بینی من داشتم استاد نمیدونی چه حالی شدم وقتی داشتم این فایل(چرا با وجود تلاش فراوان هنوز ب خواسته ام نرسیده ام )را تماشا میکردم و توی دفترم از ترمزها و باورهای غلط مینوشتم .نمیدونی چطور مغز من صوت کشید که حمید آقا کجای کاری وبازم میگم من بعد این فایل ودوره متعهد شدم که بشیم عین یک جراح مغز از اساس مغزمو جراحی کنم و ببینم چی توش دارم یا اون گوشه کناراچه باور اشتباهی گیر کرده که ندیدمش و اینجور شده برام ترمز..
بله استاد عزیز من 39سال سن دارم و تمام موقعیت های لازمم که دارم ولی چرا هنوز موفق ب ازدواج و یک رابطه عالی نشدم و فکر میکنم همه مهرها روهم درست چیدم و عیب از جای دیگست حالا چرا باید بعد 39سال این مطلب رو حالا بشنوم رو نمیدونم یاشایدم چون درخواست نکردم تا الان جوابی نگرفتم..
بهرحال چقد بدهست که بخواهیم شرایط رو هممونجور که هست بپذیریم البته من هر شرایطی رو نمیپذیریم وسعی در راحتی واسان کردنش دارم منتها اینجور شرایط رو پذیرفتم و همش هم بخاطر ورودی های خودم از بچگی که کردن تو گوشمون و اطرافیان پذیرفتم..وبازم جا داره بی نهایت از شما استاد بزرگوار سپاسگزاری کنم که چقد ماهرانه میتونید ترمز هارو شناسایی کنید دستی بشید از دستان خداوند…برای شخصی مثل من که عمری با ترمز هام جلو یک رابطه عاشقانه وخوشبختی رو گرفتم..
وجمله آخرم..داشتن یک بیزینس موفق و داشتن یک مدرک عالی و حتی داشتن یک گواهینامه پایه یکم و داشتن یک سن بالا ب منزلهی داشتن تمام تجربیات کافی نیست واین نیز در مورد ذهن انسان سالم کامل و حالا داشتن تمام باورهای درست هم صدق میکنه..وما باید همیشه این سوال رو بپرسیم آیا این کاری که میکنم یا اینجای که هستم درسته و ایا.اینکه از این بهترم میشه..
با آرزوی آگاهی های هروز بیشتر بخداوند میسپارمتون..
سلام به استاد عباسمنش عزیز
فایل بسیار ارزشمندی بود واقعا، چقدر ترمز های اصلی و کلی در مورد روابط رو توضیح دادید و باز کردید
استاد یچیزی که در طول این فایل هی تو ذهنم تکرار میشد این بود که من چقدر نیاز به تغییر باور هام دارم و چقدر اصلا تغییری نکردم انگار…
یعنی هزاران کیلومتر فاصله دارم با جایی که شما توضیح میدید که باید باورهامون اونجوری باشه…
درک کردم که خیلی کار دارم هنوز…خیلی تعهد و تمرکز و ایمان و انرژی باید بزارم…
چون من توی تمام این ترمز ها ایراد دارم، تمام این ترمزها من ایراد دارم توش و مقاومت دارم و البته بنظرم خیلی از افراد جامعه اینجوری هستن و این نشون میده با این باور ها و این ترمز ها اگر رابطه ای هم شکل بگیره قطعا به سرانجام خوبی منتهی نمیشه… چون این ترمز هارو دارم و جهان ثابت میکنه بمن اینارو و وقتی ثابت میکنه اون باور منفی بدتر و بدتر میشه…
خیلییییییییی زیاد راه دارم واقعا… خیلی باید کار کنم، اینجوری که معلومه کم انرژی گذاشتن و به طور سرگرمی کار کردن با این آگاهی ها اصلااااا جواب نمیده و این مسیر مسیر افراد جدی و متعهد و با ایمانه… و تنها همین افراد نتیجه میگیرن…این موضوع که من خیلی کار دارم هنوز و اینکه توقع نداشته باشم از جهان برای پاسخ وقتی که تغییر خاصی نکردم، برام خیلی بولد شد…
وقتی این ترمزهارو مرور میکردید دیدم خدایا من تمامشو دارم بعضا خیلیاشون وحشتناک شدید و قوی هستن… ولی من توقع داشتم از جهان برای نتایج جدید و عالی… اصلا نمیشه که این ترمزهارو داشته باشیم و نتایج خوبی بگیریم
خیلیاشون هم منشا عزت نفسی داشت، خداروشکر من این دوره رو دارم و باید برم خیلی کار کنم روش، همه چی عزت نفسه به قول شما… استاد حقیقتا صد در صد این ترمز ها میشه منشاشون رو کمبود عزت نفس دونست…
همون جمله ای که همیشه میگید، عزت نفس همه چیزه، یا توحید همه چیزه…
جدا از اینکه این ترمزهارو باید رفع کرد و به قول شما باز که: یک شبه نیست این مسیر و این تغییرات یک شبه نیست…
جدا از این موضوع، بیشترین چیزی که مشهود بود برای من و من دریافت کردم از این فایل اینه که واقعا تغییر عمده ای نکردم من و طبیعتا توقع بیجایی نباید داشته باشم از جهان و خدا… و باید 1000% تلاش ذهنی و تغییر باورام رو بیشتر کنم و واقعا که تغییر جهاد اکبر میخواد…
سلام بر استادان عزیزم
و همکلاسی های گلم
سی ساله ازدواج کردم و زندگیم سراسر عشق و زیباییه
چون مربوط به این فایل بود این مطلبو تکرار کردم و قبلا تو کامنت های دیگم گفتم
اما یک معشوق نامه به دیوار اطاقم زدم که همه خواست هارو در بر میگیره
احتمالا به درد همه دوستان همراهم بخوره و در هر زمینه میتونه به عنوان نیایش با خدا به کار گرفته بشه
ان شاءالله دوستان مجرد هم بتونند به خواستشون برسن و خداوند راه گشای اونا باشه
«بارالها ! من کاملاً قادر هستم در هر کاری موفق شوم و در هر تلاشی که تو بر سر راهم قرار می دهی سربلند و مفتخر گردم و در هر تصویری که با نهایت صمیمیت و صداقت از وجودم ساطع میکنم موفق بیرون خواهم آمد.»
« بارالها ! من همان دانش و اطلاعات و معرفتی هستم که با نهایت دقت مرا برای رسیدن به موفقیت نهایی همراهی میکند.»
« بارالها ! من همان عشق بی پایانی هستم که همه چیز و همه انسانهای خوب و نیکو را به سویم جذب می کند. من همه موارد لازم برای دست یافتن به موفقیت را در وجود خویش انباشته کرده ام و این ابزارها مرا به سوی پیروزی هدایت خواهد کرد .»
«بارالها ! من همان شعوری هستم که بر تمام موفقیتها و پیروزی هایم نظارت دارم و به هدایت آنها مشغولم تا در راه های صحیح و درست و سودمندانه و مثبت گام بردارم.»
«بارالها ! من همان دانش و معرفت و حکمت و خردی هستم که از تو سرچشمه گرفته است و تمامی کلمات و زیبایی ها را برای تمام موفقیتها و پیروزیهایم به ارمغان می آورد.»
« بار الها ! من فردی پیروزمند و موفقم. من فردی هستم که در راستای خواست خدایی که تو هستی گام بر می دارد.
من یگانه نقطه توجه به تو در سراسر آفرینش هستم، پس همانا به یاری ام بیا.»
« بارالها ! من همان اصل معرفت پژوهی هستم که در جهت شناخت هر چیزی در این عالم هستی همت گمارده ام.»
« بارالها ! من به ریسمان اندیشه تو وصل شده ام و اکنون به اندیشه الهی تو مبدل شده ام.»
به امید اجابت دعاهای شما عزیزان
و شنیدن خبرهای خوب تون
سلام دوست عزیزم
سی سااااال! خیلیه، دم شما گرم!
چه عالی و معرکه، تر و تازه و زنده نگاه داشتید عشقتون رو! شما یک با تقوای واقعی هستید…به همان معنی که استاد به کار میبرند. استمرار توی مسیر و اعراض از روزهای بد و حال بد در طول سالهاست که در گرانبهایی مثل شما را میسازد. از آشنایی با شما بسیار مفتخرم.
ممنون از هدیه ارزشمند تان. این دعای گرانبها،همان چیزی بود که قراربود امروز حال مرا خوب تر کند! لبخندم الان واقعی و اصیل است. این یعنی خوش شانسی!به همین خاطر از شما سپاسگزارم!
لطفاً بیشتر و بیشتر کامنت بگذارید، بخصوص در عقل کل. سعادت است که پندهای اصیل و واقعی را از شما دریافت کنیم. هدف استاد عباسمنش هم بیشتر کردن زندگیهایی مثل زندگی شماست.
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.
سلام علی جان
در سفرم و پاسخ دادن به پاسخ شما سخت بود اما بخاطر لطف شما خودمو موظف کردم که لا اقل راز این خوشبختی رو برات بگم
ما هم مثل تمام زوجهای خوشبخت ، چالش های زیادی داشتیم اما از اونجایی که از همون اول زندگی ما با اعتماد و توکل به خداوند شکل گرفت و هر دو ما از خدا خواسته بودیم که به ما همسری عطا کنه که از هر جهت بی نظیر باشه
و بعد هم بهش اعتماد کردیم و سر راه خدا کنار رفتیم
و خدا به زیباترین شکل ممکن خواسته مارو اجابت کرد
اما در مسیر زندگی و در راه پله تعالی دچار لعزش های زیادی شدیم
اما هر بار باز از خداوند خواستیم که این عشق پایدار بمونه و راه برون رفت از مشکلات رو به ما نشون بده و هر بار نشان میداد و کمکمون می کرد
در واقع راز خوشبختی در هر زمینه ای ، توکل و اعتماد به خداونده
ما دریافتیم که
وقتی به کمک خدا بهترین انتخاب و مهمترین تصمیم زندگی مونو گرفتیم و نتیجه شده خوشبختی و نهایت یک زندگی عاشقانه
پس
در همه زمینه های دیگه هم باید بهش اعتماد کنیم و از اون بخوایم که فرمون زندگی مارو در دست بگیره
مهمترین مشکلات ما مسایل مالی بود که اونم به لطف خدا اوکی شده و درآمد ما در مدت کوتاهی سه برابر و بیشتر شد
دقیقا همون طور که خواسته بودیم و دوباره اعتماد کردیم و دوباره خداوند به اعتماد ما پاسخ داد
براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی رو آز خداوند عشق خواهانم