چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1555 روز

    سلام به همه کسایی که دارن این کامنتو می‌خونن (;

    دوست داشتم باور درست یک سری باور اشتباه رو دوباره روابط بنویسم که به خودم و دیگران یاد آوری بشه که حقیقت چیه.

    فلانی آدمیه که من مجبورم تو زندگیم تحملش کنم چون…

    نه. قانون اشتباه نمیکنه و اگه کسی تو زندگیمه خودم جذبش کردم. و اون برخورد های نازیبا رو هم خودم جذب کردم. تا قبول نکنیم که خودمون هستیم که همه چیز رو به وجود آوردیم و جذب کردیم نمی‌تونیم هم درستش کنیم. من از وقتی که قبول کردم و باور کردم که دلیل اینکه روابطم با خانواده خوب نیست این نیست که….. کلی دلیل* دلیلش منم که همش تمرکز کردم روی نکات منفیشون و الکی گنده کردم اون نکات منفی کوچیک رو. منم. من از همون موقع که قبول کردم کمتر احساس بدی بهشون داشتم چون تقصیر اونا نبود. من بودم که برخورد های منفیشون رو جذب کرده بودم همه چیز خیلی بهتر شد و خیلی هم آرامشم بیشتر شده و هم اینکه روابطم باهاشون خیلی بهتر از قبل شده. خوشحالم از این تغییر (:

    من از لحاظ ظاهری جذاب نیستم.

    خب اول از همه اینکه زیبایی توی ذهن همه آدما مثل همدیگه نیست. شاید یکی که توی ذهن شما خیلی فرد زیبایی باشه تو ذهن یک فرد دیگه ی آدم معمولی-زشت باشه. و اما اگه شما باور داشته باشید که زیبا هستید فقط افرادی رو جذب میکنید که اون ها هم شمارو زیبا میدونن. و البته که زیبایی ظاهری نیست و باید از درونمون باشه. و این باور هم از کمبود عزت نفس میاد و اگه روی عزت نفستون کار کنید این هم بهتر میشه

    من توانایی خاصی ندارم

    تو اگه خودتو دوست داشته باشی روی عزت نفست کار کنی و باور های خوبی بسازی. همه عاشقت میشن اصلا نگاه نمیکنن به توانایی هات که بخوان دوستت داشته باشن دوستت داشته باشن بخاطر اینکه فلان توانایی رو داری. مطمئنم مطمئنم مطمئنممم که هممون آدمهایی رو دیدیم که نه دکتر مهندسن نه چیزی اما همه عاشقشونن. همه دوست دارن با اون فرد حتی اگه شده یک دقیقه باشن. چرا؟ چون اون شخص با خودش در صلحه و خودشو دوست داره برای خودش ارزش قائله… همین فقط همیننن. بخدااا دنبال الگو های اینجوری بگردید.

    همه خوبا تموم شدن

    جهان کلی آدم توش هست ، تو اگه باور کنی که نه هنوز کلی آدم خوب هست توی جهان. جهان هم بهت اون آدم های خوب رو نشونت میده

    من لیاقت ندارم

    مگه چی کم داری از بقیه؟ بقیه چی دارن مگه که تو نداری؟؟ تو لایق بهترین ها هستی (: لایق بهترین روابط.

    من آدم های نامناسب رو جذب میکنم.

    خب آره جذب کردی. اما شانسی که نبوده. شانسی که جذبش نکردی. قانون داره. تو اگه تغییر کنی و باور هاتو عوض کنی آدم مناسب هم جذب میکنی. این هم برمیگرده به همون قضیه که همیشه یادت باشه که جهان بدونه خطا و بدونه ارور کار می‌کنه و قانون همیشه داره درست کار می‌کنه هیچوقتتتتتتتت نبوده که قانون اشتباه کار کنه یا ارور بده. پس اگه کسی رو جذب کردی لابد تو مدارش بودی. اما بدون هر وقت تصمیم بگیری میتونی اینو عوض کنی و تغییرش بدی..

    تمام روابط پایان غمگین دارند.

    شما الگو هایی رو دیدید که روابط غمگین داشتند و باور کردید که همه روابط پایانشون غمگینه. و راهکاری هم سادست اینکه الگو های مثبت رو پیدا کنید و هرروز مرور کنید. که آدم های هم بودن که روابط خوب داشتن روابط سرشار از عشق که تا ابد هم باهم بودن.

    توی سایت هم مثالش پره تو عقل کل سوالِ زوج های عباسمنشی کجا بودیم و کجا هستیم کلی آدم اومدن راجب روابط فوق‌العاده ای که داشتن نوشتن. و آدمهایی که روابط خوب رو دارن بینهایت زیادن بگردید دنبال این الگو ها و همش اینارو تو ذهنتون مرور کنید که ببین فلانی و فلانی چقدر باهم خوبن و عاشق هم هستنن؟؟

    من سنم کمه/زیاده

    این هم دوباره باید براش الگو پیدا کنید و البته یادتون باشه خیلی ها هم هستند که توی سن شما وارد رابطه شدن و رابطشون کاملا عاشقانه و زیبا بوده و در آخر هم موفقیت آمیز بوده و کلی سال عاشقانه در کنار همدیگه زندگی کردند. و کلی آدم هم هستند که همسن شما هستند و مثل خود شما دنبال رابطه عاطفی هستند.

    افراد همیشه خیانت میکنند

    افراد هیچوقت خیانت نمی‌کنن مگه بخاطر باور های ما. باز هم همون قضیه که هیچ اتفاقی شانسی نیست و همیشه قانون هست و همواره داره کار می‌کنه. یعنی هیچوقت ممکن نیست که شما همواره تو مدار خیانت نباشی اما توی روابط همواره بهت خیانت بشه. افراد خیانت کار خیلی خیلی کم هستن و اگه سمت باور های خوبی رو داشته باشی در این مورد هیچوقت هم بهت خیانت نخواهد شد و نمیشه.

    من بلد نیستم.

    بلد بودن نمی‌خواد که. مگه همه کسایی که الان روابط خوبی رو دارن بلد بودن از اولش؟ بقیه هم بلد نبودن دیگه رفتن یاد گرفتن. تو هم میتونی یاد بگیری.

    وارد رابطه بشی اسیر میشی.

    من خودم هم خیلیارو دیدم که مثلا میگن آزادیمو چرا بدم برای رابطه؟ خودمو محدود کنم یا همینجوری چشه؟ دارم زندگیمو میکنم دیگه یکیو بیارم هِی بخواد کرم بریزه و بگه کجایی چرا پیشم نیستی چرا اینجوری و اونجوری و…..

    خب اگه یک نفر اینجوری بوده که تو رابطه اسیرتون کرده قرار نیست که همه آدما مثل همون باشن و بخوان تو رابطه اسیرتون کنن اینم میتونید الگوشو پیدا کنید که رابطه هایی که هر دو نفر آزادن هر وقت خواستن تنها باشن، ی موقع نشد جواب تلفن همدیگه رو ندن. هر وقت خواستن هر جا می‌خوان برن و با جنس مخالفشون هم ارتباط داشته باشن و….

    کلا تو همه این موارد الگوش رو میتونید پیدا کنید.

    ممنونممم از همتون برای کامنت های تأثیرگذارتون.

    موفق باشید (;

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1378 روز

    چرابا‌وجودتلاش فراوان به خواسته ام نرسیده ام؟

    سلام به استاد عزیزونازنینم ومریم عزیز.

    قبل از شروع هرچیزی ازاستاد

    خوبم تشکر ویژه میکنم که زحمت کشیدن واین فایل روبرای ماآماده کردن.

    استاد گفتن این فایل بیشتربرای کسانیکه قصد ایجاد رابطه دارن .

    امادرهمه ی زمینه هاهم میشه بکاربرد.

    منم دوست دارم تجربه های خودموبابت همین روابط بگم .

    حدود 15 تا ازترمزهایی که مانع ایجاد رابطه میشه روعنوان کردن ودرموردهرکدوم‌توضیح دادن.

    1-«من ازلحاظ ظاهری جذاب نیستم».

    تودنیایی داریم زندگی میکنیم که ظاهر،یکی از مهمترین ابزار،برای ایجاد رابطه شده..

    باورهاخیلی فرق کردن وخیلی ضعیف شدن.

    اینکه به زیبای درون بها بدیم ونسبت به ظاهر حساسیتی نداشته باشیم ،ازعوامل بسیارکمیابی هستش.

    طرف خودش کوتاه قده،یازیبایی خاصی نداره ولی توقع داره با یه فردقدبلندوخوش اندام ازدواج کنه.

    یادنبال دختریاپسر زیباروهستش.

    ب نظرم هرکسی طبق ظاهرخودش توقع کنه بهتره.

    استادشمامیگیدظاهرهیچ اهمیتی نداره وربطی به خوشبختی ولذت بردن نداره، ولی مشکل اینجاست که 90درصدآدمها،باورهایی دارن که به ظاهر اهمیت میدن.واتفاقالذت روتوداشتن ظاهرواندام زیبامیبینن.

    خیلی کم پیش میاد که طرف روی خودش طوری کارکرده باشه که ظاهر براش مهم نباشه.

    همسر،من قدخودش کوتاهه،ظاهرشم خیلی معمولیه .اگه عاشق منه،اگه منوخیلی دوست داره وبه من محبت می‌کنه،اگه وفاداره،اگه کمبودی نداره،فقط به خاطر اینه که منوازخودش خیلی سرتر میدونه .

    بارهابهم گفته توهرآنچه که توظاهر، دوست دارم ،روداری !که اگرنداشتی شایدبهت خیانت میکردم.

    جالبه خودش این احساس روداره ولی هیچ وقت نتونسته احساسات منودرک کنه.چون خیلی بهم توجه داره فکرمیکنه کافیه.

    میدونیم همه جورافکاروباوری توروابط هست.

    البته که تامدت پیش ،منم درگیرهمین موضوع بودم اتفاقا،ولی باکارکردقدمها وقوانین ،سعی میکنم رفتارهای سالم داشته باشم .واین نگرش روازذهنم پاک کنم .چون بایدباآنچه که دارم حال کنم و اجازه ندم چیزی که وجودنداره باعث عدم آرامشم بشه.

    میخام بگم جوانهاحق دارن که به ظاهر اهمیت بدن حداقل باید به اندازه ی خودشون توقع داشته باشن نه بیشتر.

    استادخیلی باید بزرگ‌شده باشی که اهمیت ندی .

    ماانسانیم ولذت بردن روتوزیبایی هامیبینیم .

    هنوزانقدقوی نشدیم که هیچ اهمیتی به این موضوع ندیم.

    خیلی دوست داشتم افکاری مثل شما داشتم اما متاسفانه منم ازاون دسته افرادی هستم که این موضوع برام حائز اهمیت بودوهست،منتهی سرپیچی ازقوانین نمیکنم چون من توزندگی بافردی هستم والان شرایط انتخاب ندارم.

    پس سعیم براینه که توهمین رابطه لذت تمام روببرم وبرای چیزهایی که دارم سپاسگزارم خداوندباشم.

    2-«توانایی خاصی ندارم».

    افکارگذشته ی مااین بود که تحصیلات ومدرک خیلی مهمه درحالیکه الان اصلا همچین باورهایی نداریم.

    حتی درموردبچه های خودم این باور روکنارگذاشتم .

    بایدارزشهای درونی خودت روکشف کنی تا جهان هم طبق همون برات ارزش قائل بشه.

    به همون میزانی که خودت برای خودت ارزش قائل هستی ،ازجهان به همون میزان دریافت خواهی کرد.

    پس در انتخاب هیچ کدوم ازماکسی مقصرنبوده ونیس.

    3-«فردخوب وخوشگل نیست».

    البته که ازباورکمبودمیاد.

    اینم ترمزی هستش که من توافرادمجرد،زیادمیبینم وتوصیم بهشون اینه که هست .

    میگی نیست ،نمیبینی .

    بگوهست وباورش کن تاببینی.

    هرچقدرتوباورمیکنی، میتونی ببینی.

    میگن اونایی هم که پیدامیکنن ،خوش شانس هستن .درحالیکه ماخوب میفهمیم که اگه طرف پیدانمیکنه به دلیل باورهای کمبودخودشه.

    ماهم قبلن چنین باورهایی داشتیم اماالان بقدری روی خودمون کارکردیم که میگیم هست همیشه هم بوده

    والانم هست.

    واقعیت اون چیزیه که من میبینم .

    4-«من لایق رابطه ی عاشقانه نیستم».

    هیچ وقت همچین باوری نداشتم .

    انقدمغروربودم که همیشه خودمو لایق بهترین رابطه می‌دیدم.

    حتی هرتجسمی داشتم ،خودمولایق میدونستم.

    جالبه ،این درحالی بود که من بهترین رابطه ی عاطفی روداشتم امابه دلیل تمرکزم روی کمبودها،ازداشته هاومحبتهایی که همسرم نسبت به من داشت بی اعتنا میگذشتم .

    ازاولشم خداوندبه من لطف وعنایتش رونشون داده بود.من مثل کورا،چشمامو ،رواین همه محبت بسته بودم .

    جهان همه جوره ،چیزی که لایقش بودم روداده بود.

    خداروشکرکه الان درک میکنم ومنم ازرابطمم لذت میبرم .

    فقط باتغییر نگاهم ،متوجه شدم که تاحالاباچ نگرش اشتباهی زندگی میکردم وبایدجبرانش کنم.

    نه به خاطر همسرم بلکه برای خودم !.

    5-«من همیشه آدمهای نامناسب روجذب میکنم».

    خداروشکربه دلیل سخت گیربودن ودقت بالام ،هیچ وقت آدم نامناسب روجذب نکردم.

    اینم بستگی به طرز نگرش خودت داره.

    جالبه روهرموضوعی زوم‌میکنیم میبینیم عامل درستی یا نادرستی هرچیزی، خودمونیم.

    خودم یه فردمناسب میشم تاافرادمناسب رو جذب کنم.

    خودم افکارورفتارهای سالم بایدداشته باشم تاافرادی که رفتارهاوبر خوردها‌ی سالم دارن روجذب کنم .

    6-«اکثرروابط به جدایی ختم میشه».

    اینم تجربه نکردم .

    درحالیکه بانواقص وبه خاطرافکارها ورفتارهای منفی ، خیلی برای جدایی تقلاکردم اماآخرش تسلیم شدم وخودمومحکوم‌کردم.دیدم چیزی که میخام رودارم.

    آب درکوزه وچون تشنه لبان میگردم.

    (ته دلم قضیه ی مهم بودن ظاهرهست ،ولی به قوانین اعتمادکردم وازاین خواستم دست برداشتم درواقع رهاش کردم).

    ته داستان مابایدبا خوبی وخوشی باشه.

    فقط مرگ هستش که می‌تونه ماراازهم جداکنه.

    من انتخاب کردم زندگی کنم .انتخاب کردم درست زندگی کنم.

    وبرای رفع نواقص زندگیم تلاش کنم.

    7-«من برای یک رابطه ی عاشقانه خیلی جوان یا پیرهستم یااینکه سنم بالاس»!

    45سالمه ،ولی خودمو یه فرد35ساله میبینم وفکرمیکنیم توانایی جسمانی بالایی دارم حتی میتونم بگم در،رده ی سنی 30.

    ولی یه جاهایی که دوست دارم رهاباشم مثل جوانها،بدون ترس ازقضاوت ،هرکاری دوست داشتم بکنم ،نمیتونم .میترسم قضاوت بشم .

    مثلاً توخلوت پیش بچه های خودم ،مسخره بازی می‌رقصم وخیلی جنگولک بازی در میارم ولی پیش همسرم یاافراددیگه اصلانمیتونم.

    وخیلی خوشم میام ازجوانهاکه بدون ترس ازقضاوتی ،خودواقیشون میشن وبرای شادبودنشون هر ،ادایی که دوست دارن درمیان.

    همسرم خیلی توجمع،خیلی زیاد ابرازعلاقه می‌کنه.کاملامیفهمم خیلی هاتو اون جمع خوششون نمیاد.بارهاگفتم توجمع چیزی نگویاحرکتی نکن امانمیتونه خودشوکنترل کنه.

    واین جمله رو زیادشنیدم که ازشمادیگه گذشته.

    البته من اهمیتی نمیدم ،ولی می‌شنوم که میگن یابطورتمسخرآمیزبهمون نگاه میکنن .

    خدایی احساساتی که بین منووهمسرم اونم بعداز27سال زندگی دیده میشه چ توخلوت چ توجمع،ماتوهیچ زن ومردی که باهم ازدواج کردن حتی باوجوداینکه ،تازه عروس هم هستن ،نمیبینیم.

    البته این احساس بیشترازجانب همسرمه.

    هنوز بعدازاین همه سال ،طوری نگات می‌کنه انگاردیروزعقدکردی.

    هرروز که میگذره بیشتر پی میبرم همسرم من استثناییه.

    یه وقتایی فکرمیکنم ازفضااومده .

    کاراش ،احساساتش خیلی عجیب غریبه.

    سیرمونی ازچیزی نداره.اگه جلودیدش باشم نگاه ازم برنمیداره.

    حتی توخونه.حتی اگه 24ساعت پیش هم باشیم.

    کلا،مدلشباهمه ی مردهافرق می‌کنه.این‌فقط توابرازعلاقش نیست.خدایی هم توکلام هم توعملکردش همه جوره بهم ثابت کرده.چون همیشه خوب بوده .

    اگه یه وقتایی خوب نبوده ،من مقصربودم .من بانقص رفتارمیکردم که بازخوردهای خوبی نمیدیم.

    7-«من بایدپرفکت وبی نقص باشم تافردی روجذب کنم».

    همیشه فکرمیکردم بی نقص هستم.اماکم‌کم پی به نقصهام بردم.ودنبال تغییراتش بودم و هستم.

    نقاط ضعفمواول میپذیرم بعدکه میبینم راه حلی داره سعی میکنم اصلاحش کنم.

    درموردهمسرم هم همین طور،سعی میکنم عمل کنم .هرچند جاهایی رفتارهاش باب طبعم نیست اماازاونجایی که خودمم بی نقص نیستم می پذیرمش .

    نواقص های همسرم ،مواردی نیست که به من آسیبی بزنه.

    درگذشته فکرمیکردم که زن وشوهرخوشبخت بایدعین هم ومثل هم فکرکنن ومثل هم رفتارکنن تاخوشبخت بشن.

    امادیگه همچین باوری ندارم.نقصهای همسرمم ،تو همین زمینه می‌دیدم.

    هردوهم نقاط قوت زیادی داریم هم نقاط ضعف.

    ولی بایدبابردن تمرکزمون به مثبت‌ها،ضعفهاروکمترببینیم یابی توجه ازش بگذریم.

    9-«افرادهمیشه خیانت میکنن».

    باوجوداینکه خیلی جاها،به همسرم خیلی بی توجهی هاداشتم وانصافاخیلی کمش گذاشتم .اماهیچ‌وقت ذهنم درگیراین موضوع نشده .چون همیشه باورداشتم که همسرم خیلی منومیخاد.

    خیلی مخالفم بااین طرزفکروباورکه میگن (همه ی مردا اینجورین).

    همیشه اعتقاد داشتم که زن می‌تونه مثل خمیر مرد،روبه هرحالتی که میخاددربیاره.

    احساس میکنم زنا،زورشون زیاده،اگه بخان میتونن هرکاری بکنن.فقط کافیه که چیزای خوب بخان.

    وراه درست روانتخاب کنن .

    منظورم اینه موزی بازی یابدجنسگری ،توروابطشون درنیارن تانتایج خوب بگیرن.

    هروقت به هرکس میگم تودست ازتغییرهمسرت بردار

    خودش درست میشه،بهم میگن تومردت خوب بوده.

    مال توذاتش خراب نبوده.

    ولی من خودم خیلی تغییرا،توزندگیم دیدم .ولی قانع کننده نیست برای دیگران .

    منم دست ازمتقاعدکردنشون برداشتم .ومهم نیست چ فکری میکنن.فقط درحدراهنمایی بهشون میگم وردمیشم .

    استاداین قسمت از نبودن فضای مجازی صحبت کردید.خاستم‌بگم منم تواین فضاهانبودم .ازاولشم علاقه نداشتم باشم.

    باوجوداینکه خیلی بهم تیراندازی میکنن که چرااینستانداری ؟اماحرفهاونظرهاشون برام مهم نیست .

    اینجوری خیلی راحترم.

    همین جوریشم برای سایت وقت کم میارم.

    اگه بخام فایل گوش بدم ،درطول روز،تمام وقت درهرحالتی وبامشغول بودن هرکاری ،راحت میتونم گوش بدم.مثلا موقع پخت وپز،موقعه رانندگی،حتی تومهمونی ،تومسافرت وهرجایی.

    وقت گذاشتن برای نوشتن دیدگاه ،بالاخره تمرکزخودشومیخادوهرزمان وهرجایی نمیشه.

    ولی بدلیل جبران استفاده از فایلهای دانلودی استاد،وظیفه ی خودم می‌دونم که بنویسم.

    میدونمم برای پیشرفت فردی خودمم ازخیلی جهات موثره.

    هم برای فن بیان وهم قدرت کلامم، هم نویسندگی ،هم یادآوری ومرور موضوعات واینکه باعث میشه ،بادقت بیشتری

    فایلهارو گوش بدم.

    استادمنم یه مرزی برای خودم گذاشتم .منم همون فیلتری که شماگفتیدرودارم.واجازه نمیدم کسی به راحتی وواردحریم خصوصی من بشه.

    امرونهی اونا هم برام مهم نیست.

    10-«من پولدارنیستم».

    ارزش ما به شرایط مالی ربطی نداره.

    اما پول چیزیه که اوضاع وشرایط منومیتونه خیلی فوق العاده تربکنه.پس اگه تاحالابرام اهمیتی نداشته ازاین به بعدباتغییرافکار وباورهام ،ثروت روهم بدست میارم.

    پول وثروت به انسان اعتبار هم میده.

    نداشتنش نبایدباعث عقب گردی وسایلنت بودنم بشه که بگم آقامن همینم که هستم !میخای بخاه ،نمیخای نخاه!

    بایدنبودش منوبه جلو هول بده.

    بایدبرم دنبال بدست اووردنش.

    11-«دوست دارم تنهاباشم».

    دقیقن اکثرکسانی که دوست دارن تنهاباشن وواردرابطه نشن .چون تجربه کردن وباشکست روبروشدن.

    کم پیش میادانتخاب خودشون باشه.

    البته که مانیاز به روابط داریم وباداشتن روابط جنسی وعاطفی رشدمیکنیم .

    یکی شرایط مالی و پول نداره.

    یکی اعتمادبه نفسشونداره.

    یکی حوصله نداره وتنبلیش میادوحوصله ی قبول مسولیت نداره.

    یکی خانودش مخالفه.

    وخیلیابه خاطرباورهای غلطی که دارن ،دوست ندارن وارد رابطه بشن.

    ترسها،توقعها،قبول مسولیت،کمبودها،انجام‌وظیفه ،اسیرشدن و….

    به هر صورت بهانه هایی هست برای فرار از ازدواج .

    این که استادمیفرماین زاویه نگاهت به ازدواج چیه ؟

    خیلی مهمه،بعضیاازدواج رویه پروسه ی سخت ووحشتناک میبینن که میترسن واردش بشن.

    وواقعن ماانسانهابه این ارتباطها نیازداریم.

    اینجاطوری شده که نیازجنسی که مهمترین فاکتورازدواج بود،روبه یه نحودیگه ای ،انجام‌میدن بعدمیگن پس لزومی نداره واردزندگی بشیم ودردسرمونو،زیادکنیم.

    12-«سرنوشت ماهمینه».

    اینکه فکرکنی همه چیزازقبل مقدرشده ،که باورقبلی ماهم بود.

    پس بایدبه دیگران حق دادکه چنین باوری داشته باشن.

    کسب آگاهی باعث شدکه ازاین باورغلط ،نجات پیداکنیم.چون خیلی از مسولیتی هامونو،گردن سرنوشت وخدامینداختیم.واین خیلی بدبود.ورشدوپیشرفت روازمامیگرفت.البته که خالق زندگیمون خودمون هستیم.پس بابودن درمسیردرست ،اتفاقات خوب خلق کنیم .

    13-«بلدنیستم روابط ایجادکنم».

    خیلیا به خاطر نداشتن اعتماد به نفس ،خجالتی هستن وروی برقراری ارتباط روندارن .

    همیشه ترس اینودارن که طرف ،نه بهشون بگه یانخادارتباط بگیره.

    یامیترسن ضایع بشن .این نه گفتن روضایعگی میدونن.

    یامیترسن غرورشون لکه دار بشه.

    یامیترسن دیگران جوردیگه قضاوتشون کنن وبگن دیدی رفتی نشد.

    کلاانقدمیترسن که ترجیح میدن که ارتباط باکسی نگیرن.

    درحالیکه ماتودوره ی عزت نفس خوب روی این موضوعات کارکردیم .

    نه گفتن وقبول نکردن کسی مهم نیست.

    من میتونم درخاست کنم واجازه ی انتخاب به طرف مقابل بدم.

    حتی باشنیدن صدای (نه)ازکسی ناراحت نشم .

    باورفراوانی هس میرم بافرددیگه ارتباط میگیرم.

    متاسفانه همیشه مافکرمیکنیم قحطی دختریاپسروجودداره.

    اگه بلدم نیستیم توارتباط چ برخوردهایی داشته باشیم ،کم‌کم یادمیگیریم .اگه به این موضوع اهمیت بدیم ، ناخودآگاه یادمیگیریم.

    باتحسین کردن ،باتمرکزبه ویژگیهای مثبت طرف.

    14-«اگه واردرابطه بشم ،آزادیموازدست میدم».

    با باورهای اشتباهی که ازقبل داشتیم این جمله می‌تونه کاملا درست باشه.

    درحالیکه ماباورهامون روتغییردادیم .هم آزادی برای خودمون میخواهیم هم آزادی به طرف مقابلمون میدیم.

    استاداینجااین حرفهاوباورها نشدنیه.

    به ندرت پیش میاداینجاکسی بااین طرزفکرزندگی کنه.

    اینجاهرکسی با هرکسی ازدواج می‌کنه میشه مالک اون شخص.

    دخترپسرشم فرقی نمیکنه .

    هردوهمدیگرومالک هم می‌دونن واسمشم گذاشتن عشق.

    15-«الگوهاروببین».

    مثل رویه ی شماکه اصلانمیتونم زندگی کنیم .شماالگوی بسیارخوبی هستیدوماشماروخیلی قبول داریم .ولی این امر غیرقابل پذیرشه برای ما.

    مانهایت یه هفته اجازه ی آزادی وفردی به طرف مقابل بدیم .بیشتر نمیتونیم.

    درسته که طبق قانون روخودمون کار میکنیم اماواقعن انجام یه سری کارا،خیلی سخته.

    البته برای کسانی که تازه میخان شروع کنن ،راحتره.

    اگه به قضاوت هیچ احدی کاری نداشته باشن.

    برای امثال من که یه عمرتوزندگی بودیم ،چنین تغییراتی ازمحالاته.

    البته باز باتوجه به کارکردمون ،میشه تغییراتی بوجوداوورد..ماهم تغییرات زیادی کردیم .

    خیلی ازتعصباتی که توفرهنگ وجامعمون بود ،روازبین بردیم.

    سعی میکنیم برای خودمون زندگی کنیم.

    خیلی جاها باتغییرات من همسرم تغییرکرده ومنومتعجب کرده.

    دریک کلام ب نظرم میشه هراتفاقی رورقم زد به شرط اینکه خودت بخای .

    استاد به درک هرچیزی آسه آسه میشه ،رسید.خوب میفهمم که یه دفه نمیشه ازاین شاخه به شاخه ی دیگه پرید.

    هرچیزی مرحله ی تکامل خودشو داره.

    شایدسالهابکشه یاممکنه کمترزمان ببره.

    به هر صورت میتونیم باشکل دهی به باورهامون ،آروم آروم بالذت وآرامش دراین مسیر پیش بریم .

    استادجونم ممنون وسپاسگزارکه انقدواضح وشفاف این مسائل روتوضیح دادید.

    انشالله تک تک این ترمزهاروازبین ببریم و مسیردرست روپیداکنیم .

    تازنده هستیم نیازبه آگاهی داریم و هرکسی طبق معیارهاوخواسته های خودش بایداهداف درستی انتخاب بکنه.

    ودنبال ازبین بردن ترمزهاوتک تک نواقصش باشه تابه هدفش برسه‌ .

    عاشقتم استادجونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    عفت عجمی گفته:
    مدت عضویت: 998 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم جان و دیگر عزیزان.

    من مدتهاست که میخوام پیام بزارم ولی تجربه ای نداشتم ومیترسیدم نکنه بد بنویسم.ولی با حرفهای این فایل استاد بالاخره تصمیم گرفتم چند کلمه بنویسم،وباور کنم که منهم میتونم بنویسم.

    واقعا از خدای مهربان سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کرد تا با استاد عزیز آشنا بشم که همچون برادری دلسوز باتمام وجود تلاش میکنند که آموخته هایی که سالها برایش زحمت کشیدند رو در اختیار ما قرار بدن،تا ماهم بتونیم روش درست زندگی کردن رو بیاموزیم با تغییر باورهای نادرستمون.

    من خودم یکسالی هست توی رابطه با دیگران دچار چالش شدم وبا این فایل استاد متوجه شدم که میتونم خودم رو تغییر بدم اگر پام رو ازروی ترمزهام بردارم.مثلا اینکه من لیاقت این زندگی خوب رو ندارم،یادمه چند سال پیش ماشین برلیانس خریدیم ولی من به جای ذوق و لذت گریه میکردم،به کسی چیزی نگفتم ولی تودلم به خودم میگفتم چرا خواهرم ماشین نداره و ما دوتا داریم«آخه این ماشین دوممون بود».

    الان میفهمم که اون روز چه کار بدی کردم که احساس لیاقت رو در خودم نمیدیدم.

    ویا اینکه در آشپزی عالیم ولی ترمز اینکه من نمیتونم ازین بهتر باشم نگذاشته که من تو این زمینه پیشرفت کنم با اینکه یکی از رویاهامه داشتن یک رستوران یا آشپزخونه.ویا حتی شیرینی پزی.

    خلاصه اگر بخوام بگم خیلی ازین باورهای غلط دارم،که خیلیاشون دارن زندگی منو نابود میکنن.

    ولی الان خیلی خوشحالم که با شما استاد عزیز آشنا شدم تا تلاش کنم برای تغییر زندگی بهم ریخته ی خودم باشکر نعمتها و باور اینکه خدا برایم میخواهد.

    وکلام آخر استاد آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند

    مطمئنا حرفهایی که شما از دل میگید بردل وجان ما میشینه.انقدر حرفاتون به دلم نشسته که باعث شده پیام بزارم براتون.

    درپناه ایزد یکتا موفق وسالم باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    متین اسدالهی گفته:
    مدت عضویت: 911 روز

    سلام استاد من با شما خدا رو شناختم واقعا میگم کلی عبادت کردم ولی حالا میفهمم با اون همه عبادت ذره ای به اندازه ی الان خدا رو نشناخته بودم خوشحالم که اینجام و باورهام خیلی تغییر کرده من زمانی با شما آشنا شدم که تصمیم گرفتم که تغییر کنم و خدا هم شمارو سر راه من قرار داد من دارم کسب و کارم رو شروع میکنم هی یه چیزی نمیشه با خودم گفتم دارم تکاملم رو طی میکنم و باید در این مسیر روی باورهام کار بکنم انقدررررر توی این زمان ایده ی ناب سر راهم اومد که کلی اصلاح روی کارم انجام دادم کاری که فعلا شروع نشده و اومدم سناریو نوشتم توی این سناریو نویسی انقدر که من باور کردم یه سری چیزها رو اصلا باور من نبود و کمالگراهم بودم که توی این فاصله ی تکاملی اونم برطرف شد نمیدونید چه انسان‌های عالیی سر راه من اومد که من فکرش رو هم نمیکردم دارن کارهای منو انجام میدن من دستان خدا رو توی کاری که هنوزم شروع نکردم دیدم چه نشانه هایی که توی خواب و بیداری دیدم و دونستم که مسیرم درسته و خدا داره با من حرف میزنه من بشدت ورودی هامو کنترل کردم تلویزیون رو 4ماهه کنار گذاشتم و دارم از این مسیر زیبا لذت میبرم سناریوی قشنگمو هر روز صبح مینویسم و لذذذذت میبرم قابل باور میکنم حسابی که هر روز داره پول واریز میشه توش و با بستن چشمام و زدن روی زنگ اس ام اس هام حس میکنم مقدار قابل توجهی پول به حسابم میاد روز بعد از روز قبل قابل باورتر میشه بعد از را اندازی کسب و کارم میام و میگم که اون زنگ اس ام اس های واریزی واقعی شد و کارم راه افتاد راستی روابطم هم فوق العاده شده،این فایل یه دوره ی کامله واقعا شما بی نظیرید،سپاسگذار خداوندم که شمارو آفرید و من رو همچنین که از این آگاهی ها استفاده کنم من با فرد دوماه پیشم کاملا غریبه هستم

    دوستتون دارم همیشه مانا و برقرار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2098 روز

    به نام خداوندی که تنها ترین حامی و هدایت گر من هست.

    سوال اولی که از خودم میپرسم:

    چه باورهایی میتونم بسازم که در هدف جدیدی که تعیین کردم میتونه کمکم کنه؟

    همونطور که توی قسمت قبلی گفتم من هدف گذاشتم این تابستون برم سر کار.

    تو قسمت قبلی ترمز ها رو ریشه یابی کردیم، حالا بریم که یخورده گاز بدیم.

    باور هایی که بهم قدرت میده:

    خداوندا سپاسگزارم بسیاار ممنونم. من و به آسانی هدایت کردی بسمت یه مکان فووق العاده برای پول زایی و کسب تجربه و لذت از زندگی.

    واااقعا خیییلی راحت و آسان این اتفاق برام افتاد. اون افراد بشدت استقبال کردند از من و با روی باز و احترام به درخواست من پاسخ مثبت دادن.

    خدایاا من و هدایت کردی به جایی که حساااابی میتونم باورهای ثروت ساز بسازم از بسسس که این جا پر از ثروت و آدم های ثروتمنده.

    همکارا همه انسان های بییی نظیری هستند، باشخصیت، محترم، خوشرو و با سواد و ثروتمند.

    این جا باعث شده من به خدا نزدیک تر بشم و انسان توحیدی تری بشم، زیبلایی ها رو بیشتر میبینم و بسیار سپاسگزار ترم.

    من به جایی هدایت شدم که اعتماد به نفشمو بالا و بالاتر میبره. همزمان که دارم پیش یه استاد فوق العاده با سواد یاد میگیرم و تجربه میکنم، دارم از زندگیم هم لذت میبرم و اعتماد به نفسمم روز به روز بیشتر میشه..

    برخلاف باور بقیه قبل از استخدام، و هماهنگ با باور خودم که میدونستم پول خوبی میسازم، در حال حاضر دارم پول فوق العاده ای میسازم و از لحاظ مالی کاااملا مستقل شدم و پولم داره نزدیک میشه به خرید گوشی مورد علاقم….. فک کن فاطمههه.. آیفون بخری اونم با پول خوووودت

    فرصت های پولساز برام بیشتر شده.

    باورم به فراوانی قوی تر شده.

    به خداوندم نزدیک تر شدم. شکر

    خیلی آزاد تر شدم، هم از لحاظ مالی، هم از لحاظ وابستگی به خانواده و هم اینکه دیگه بیشتر از قبل برای کارام و تصمیمام ازاذی دارم.

    ساعت کاری خیییلی عالی ای داره و کارم تمرکز لیزری نمیخواد و به خاطر همین دو ویژگی میتونم به راحتی هم دانشگاه و درسم و با بازدهی عالی ادامه بدم و هم کار کنم.

    میبیینم که افرادیکه باورم نداشتن چطور بهم احترام میذارنو کارمو محترم میبینن.

    ممنونم استاد عزیزمقراره بترکونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    رقيه صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1563 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به استادعزیزم ومریم خانم بامحبت

    خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که همیشه به درخواستهای ما پاسخ میدهدفقط کافی صبور باشیم

    درست از یک ماه پیش شروع کرده بودم تمرکزبر روابط خوب، ازدواج و مراسم عروسی

    .میخاستم واردمدار ازدواج بشم(باوجود سن بالایی که دارم وهمیشه خواهان داشتن رابطه عاطفی عالی بودم ولی این اگاهی رو نداشتم که خودم خالق زندگیم هستم)

    و برام خیلی جالب بودکه باتمرکزم روی این موضوع هر روز خبر ازدواج و خاستگاری به گوشم میرسید.خبر ازدواج دخترهایی که تو سن من هستن.

    داشتم خوب پیش میرفتم از جوابهای عقل کل همش استفاده میکردم و انصافاچقدر پربار هستن جوابهای دوستان…

    ولی کم اوردم و نجواهای ذهنی میگفتن این فقط دلخوشی و بخاری از این دیگ در نمیاد.

    هفته پیش باخدای مهربانم دردودل میکردم و درخواست .که خدایا من بایدچکار کنم که فرد دلخواهم وارد زندگیم بشه چطور رابطه زیباتجربه کنم.من که همه کارهایی که استادو دوستان لیست کردن رو انجام دادم پس چرا نمیشه…

    اصلا نمیدونستم گیر من کجاست فکرنمیکردم اشکال از درونم و باورهام باشه

    فکرمیکردم همش عوامل بیرونی نقش دارن و من هیچ کاره..

    امروز سرکار وارد سایت شدم و دیدم استاد عزیزم فایل گذاشتن.مثل همیشه با جون ودل پای صحبتهاش نشستم.

    ولی اصلاااااااا فکر نمیکردم که قراره جواب سوال و درخواستم از خداوند رو بشنوم..

    جاخوردم استاد حرف میزد و من مبحوط..

    خدایا چطور .استاد داره جواب درخواستم رو میده

    خدایا شکرت.استادعزیزم مچکرم

    چه اگاهی هایی دادین.واااای چه ترمزهایی رو گفتین

    ترمزهایی که 90 درصدشون رو دارم و ازشون خبرنداشتم

    .باور اومدن خاستگاران سن بالا به دلیل بالا بودن سنم(بااینکه اطراف خودم چندنمونه دیده بودم که مرداز خانم چندسال کوچکتر باشه)

    باور پولدارنبودن(باور داشتم پسرای امروزی دنبال دخترای پولدار هستن)

    باور داشتن روی زیبا و جذاب(بااینکه از قیافه خودم راضی هستم ولی باورم میگه به اندازه کافی زیبا نیستی و همه دنبال چهره زیبای جذاب هستن)

    باور نداشتن احساس لیاقت.بااینکه دوره عزت نفس تاحدودی بهم کمک کرده ولی همچنان باید کارکنم

    (اینکه چرا باید فرد ارمانیم بخادبام ازدواج کنه مگه من چی دارم.)

    و یک ترمز هم دارم که نکنه مرد دلخواهم بعداز مدتی ازم خسته بشه .احتمالا برمیگرده به همون ترمزی که استاد گفتن اینکه بلدنیستم چطور رابطه رو پیش ببرم..

    و احتمالا خیلی ترمزهاوباورهای غلط دیگه ای هم دارم که هنوز کشف نکردم.

    امیدبخدا واگاهی های استادبتونم پام رواز ترمزهایی که دارم بردارم.وزندگی شیرینی رو تجربه کنم.

    استاد عزیزم برای وجودتون همیشه از خداممنونم و وجود شماهم پاسخ درخواست من از دوسال پیش ازخداوند بود.که برام یک راهنما بفرسته .راه زندگی درست رو بهم بگه.

    خدایاهزاران بار شکرت .برای داشتن استادعزیزم و مریم جان مهربان و دوستان عزیزی که همیشه از مطالبشون تو عقل کل استفاده میکنم.از همتون ممنونم.

    درپناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    حسین شیهکی گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    سلام استاد جان،

    تو این چند وقته از هر زاویه ای به قانون نگاه کردم رسیدم به احساس لیاقت،

    یه تمرینی را از امروز شروع کردم که تو ادامه براتون میزارمش،

    حسم میگفت یه دوره 21 روزه را باید شروع کنی و فقط روی احساس لیاقت کار کنی،

    امروز شروع کردم به نوشتن و واقعا فوق العاده بود..

    101 ویژگی مثبت را نام ببر که هیچ کس دیگه ای تو دنیا به اندازه تو خوب انجامش نمیده؟

    1_ تو منحصر به فرد هستی به این دلیل که هیچ فرد دیگری در جهان نمیتونه جای تو رو پر کنه، مهم نیست چقدر آدم ها تلاش کنند ولی هر کاری هم که انجام بدهند این قسمت از دنیا فقط متعلق به تو هست و تنها کسی که میتونه مثل تو راه بره و بخنده و حرف بزنه فقط خودتی.

    خودت انتخاب کردی روی این کره خاکی باشی و اگر این انتخاب را کردی پس یعنی عاشق این زندگی هستی، عاشق همین بدن، عاشق همین ظاهر و عاشق همین خانواده ای که امروز باهاشون زندگی می کنی.

    تو بقدری منحصر به فرد هستی که اگر تموم آدم های کره زمین تموم عمرشون را هم تلاش کنند تا مثل تو باشند نمیتونن.

    2_ تو میتونی خدا را تو وجود خودت هر لحظه احساس کنی و این یعنی تو بخشی از وجود خودش هستی، وقتی به والدین خودت نگاه می کنی چه احساسی داری؟

    شبیه اون ها به نظر میرسی آره؟

    شاید حتی بگی من دقیقا مثل بابام راه میرم یا حرف میزنم. دلیلش را میدونی؟

    چون تو یکروزی بخشی از وجود اون ها بودی و سلول های مشترکی داشتی و اگر امروز اینجایی به خاطر اینه که یکروز شروع کردی به متفاوت بودن و خیلی زود این خواسته باعث شد تو دیگه بخشی از وجود اون ها نباشی و تبدیل به یک موجود منحصر به فرد شدی.

    والدین تو در موردت چه احساسی دارند؟

    شاید هنوز هم تو رو از خودشون تو خیلی از موارد بیشتر دوست داشته باشند. خدا هم در مورد تو همین احساس را داره، چون تو منحصر به فرد هستی و مهم تر از اون بخشی از وجود خود خدا هستی.

    3_ هیچ کس نمیتونه به اندازه تو شادی را احساس کنه.

    تا حالا شده که بازی کردن دیگران را تماشا کنی و از اینکه اون ها دارن لذت می برند زیاد احساس خوبی نداشته باشی.

    این جهان میدون بازی تو هست. تموم چیز هایی که می بینی و می شنوی و احساس می کنی بخشی از فرآیند بازی هستند.

    شخصیت اصلی این بازی تو هستی و تموم چیز های دیگه تو این بازی برای زیباتر کردن بازی به اون اضافه شدند. تموم چیز هایی که داری اطراف خودت احساس می کنی متعلق به خود تو هستند، نه به این دلیل که تو دستاورد خاصی داشته باشی.

    به این دلیل که تو شخصیت اصلی این بازی هستی.

    میتونی توی تموم این جهان شروع به قدم زدن کنی و همه چیز را تجربه کنی، هیچ محدودیتی برای نعمت ها و لذت هایی که میتونی تجربه کنی وجود نداره مگر اینکه خودت انتخاب کنی که من فلان چیز را دوست دارم یا نه!

    4_ هیچ کس از هدف اصلی تو باخبر نیست!

    آدم های اطرافت تو رو چجوری قضاوت می کنند؟

    احتمالا میگن تو آدم ثروتمند یا فقیری هستی،

    احتمالا میگن تو آدم زیبا یا زشتی هستی شاید هم تو رو معمولی تصور کنند،

    احتمالا میگن تو دکتر یا مهندس یا هر چیز دیگه ای هستی،

    احتمالا میگن تو روابط افتضاح را تجربه می کنی یا روابط عالی،

    احتمالا میگن تو جذاب هستی یا نه،

    احتمالا میگن تو از یک خانواده فوق العاده هستی یا نه،

    اما هیچ کدوم از این ها اهمیت نداره.

    هیچ کدوم از اون ها از هدف اصلی تو با خبر نیستند.

    میدونی برای چی انتخاب کردی روی این کره خاکی باشی؟

    تو اومدی زنده بودن و لذت بردن را تجربه کنی،

    تو اومدی لذت رسیدن از نقطه اول زندگیت به تموم خواسته هات را تجربه کنی،

    تو اومدی خودت بودن را تجربه کنی،

    تو اومدی همین خانواده را تجربه کنی چون عاشقشون هستی،

    تو اومدی لذت رسیدن به خواسته هات را تجربه کنی نه خود اون ها را،

    تو اومدی هر روز وجود خدا را عمیق تر احساس کنی،

    تو اومدی عشق را توی روابط تجربه کنی،

    تو اومدی نفس کشیدن را تجربه کنی،

    تو اومدی خوردن همون قورمه سبزی شام جمعه شب ها را تجربه کنی،

    تو اومدی تو بعضی روز ها تا ظهر خوابیدن را تجربه کنی،

    تو بخشی از وجود خدا هستی که اومده تا زنده بودن و وجود مادی را تجربه کنه،

    تو بخشی از وجود خدا هستی که اومدی از ناخواسته ها به عنوان اهرمی برای رسیدن به لذت های بیشتر استفاده کنی،

    تو بخشی از وجود خدا هستی که تو تک تک این سلول ها جریان پیدا کردی،

    تو بخشی از وجود خدا هستی که اومدی صحبت کردن با آدم ها را تجربه کنی،

    تو بخشی از وجود خدا هستی که اومدی دیدن غروب خورشید را تجربه کنی،

    اگر این جسم مادی را نداشتی هیچ کدوم از این احساسات معنایی نداشت، حالا میدونی چرا اومدن روی این کره خاکی را انتخاب کردی؟

    5_ جسم تو بزرگترین دارایی توست ‘

    به احساسات خودت فکر کن!

    یه روز صبح را تصور کن که از خواب بیدار میشی و دیگه توی جسم مادی نیستی،

    فرض کن نتونی مزه غذاهایی که میخوری را احساس کنی،

    فرض کن نتونی رنگ های اطراف خودت را ببینی و دنیا فقط سیاه و سفید باشه،

    فرض کن نتونی دیگران و اشیا را لمس کنی و احساس اون را تجربه کنی،

    فرض کن نتونی سرما و گرمای محیط را احساس کنی،

    جسم تو بزرگترین دارایی تو محسوب میشه چون تموم این زیبایی ها را برای تو لذت بخش می کنه!

    و…

    نمیدونم وقتی 101 مورد تموم بشه چی میشه ولی احتمالا این تازه شروع کاره..

    مرسی بابت تموم لحظه هایی که زمان میزاری استاد عزیزم و محتوا تولید می کنی..

    مرسی که هر روز توحید را میشه توی تک تک کلمات و سلول های بدنت احساس کرد و مرسی از خدایی که همه این زیبایی ها را برای ما محقق کرده…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    زهرا بخشی گفته:
    مدت عضویت: 2672 روز

    به نام رب العالمینم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته جان و همه ی دوستان هم فرکانسی عزیزم

    خداوند رو سپاسگزارم برای هدایت شما برای ضبط این فایل

    در مواقع من دوره ی کشف قوانین رو خریدم که به همین هدف یعنی داشتن ی رابطه ی عاشقانه سالم و درست هدایت بشم و خداوند با هدایت شما برای گذاشتن این فایل انگار بهم گفت: بیا زهرای من، این فایل هم خلاصه ی تمام چیزهایی که لازم داشتی حالا ببینم با این فایل و دوره عزت نفس و دوره ی رابطه و هدایتهای کشف قوانین چیکار میکنی ، این گوی و این میدان

    برو که دیگه این دفعه حتما میرسی

    واقعا ازتون سپاسگزارم برای این فایل که هر چقدر از کامل و عالی و مفید بودنش بگم کم گفتم و چقدر شما سخاوتمند هستید برای گذاشتن رایگان این فایل که مطمئنا خودتون میدونید چقدر باارزشه

    عاشقانه دوستتون دارم ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    معصومه صادقى گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام به استاد عزیزم مریم جان ‌همه اعضای خانواده صمیمی ام

    وقتی به فایل گوش میدادم کل گذشته ام مرور شد اینکه من چقد تو رابطه عاطفی باج میدادم باج یعنی خودمو‌ همینطوری که بودم نمی پذیرفتم و دوست نداشتم و ارزش خودم رو به مدرک تحصیلی ، خانواده ، پول و زیبایی ظاهری و … ربط میدادم و‌جقد تو فشار شدید بودم و همش میپرسیدم چرا باید طرف از من خوشش بیاد و با همین باور یه رابطه عاطفی خوب رو از دست دادم کم کم دقیقا با دست خودم کاری کردم خراب شه …. چون انقد احساس لیاقتم پایین بود ترس از دست دادن بهم چیره شد

    وقتی آدم خودشو ارزشمند ندونه ناخودآگاه تو ذهنش تصاویری میاد که بهش ثابت کنه تو ارزشمند نیستی

    اون موقع راهشو بلد نبودم ولی بعدا که دوره عزت نفس رو خریدم متوجه شدم کمالگرایی و عدم دیدن نکات مثبتم این اتفاق رو رقم زد واسم

    الان خدا رو شکر این ها رو درست کردم و کم کم احساس لیاقتم رو تو رابطه عاطفی بردم بالا ، خیلی بالا یعنی همین که استانداردام رو بردم بالا همینکه توجه کردم به نکات مثبت خودم همینکه واسه رشد خودم وقت گذاشتم کم کم تونستم بهتر شم یه اصلی رو هم همیشه دارم که قدرت زندگیم دست خودمه قدرت همیشه دست منه و من هستم که باید برام مهم باشه منم که تعیین میکنم چطور باشه ، دیگه به فراوانی اعتقاد دارم پس اجازه رفتار نامناسب و اجازه ورود فرد نامناسب رو به زندگیم نمیدم

    الان دیگه میگم چرا که با ارزش نباشم حتما باید یک فرد عالی کنارم باشه ، چرا که نه ؟ و واسه لایق بودن خودم دلیل میارم با منطق دلایلی که به ویژگی هام ربط داده بشه نه به چیزهایی که تحت کنترلم نیست مثل ظاهر ، خانواده و …

    ولی ازین مواردی که گفتین چندتاش هنوز هست باهام

    مخصوصا زمانی که احساسم یکم بد میشه یا زمان هایی که واسه کمالگرایی خودمو سرزنش میکنم بیشتر اون باورهای محدود کننده خودشونو تو عمل نشون میدن یعنی همون موقع من آدم نامناسب رو جذب میکنم طبق الگو و طرح واره قبلیم

    باور اینکه رابطه عاطفی باعث میشه تو کارم نتونم تمرکز بزارم وقتمو ‌بگیره

    باور اینکه اگه وارد رابطه شم خیلی انرژی نزارم رابطه از دست بره و طرف بره

    باور اینکه آزادی منو رابطه از من میگیره و من باید محدود شم

    باور اینکه وابسته بشم و نتونم از رابطه بیام بیرون اگه متوجه شم بعد یه مدت که طرف مناسب نیست

    باور اینکه پسر ها خیلی شل و ول هستن و همشون کم توقع هستن که اهل پیشرفت نیستن و من باید بهشون فشار بیارم و اون کنار من رشد کنه

    باور اینکه من نمی تونم ازدواج کنم چون پسره بدجوری چسبیده به خانواده اش

    باور اینکه اگه الان انتخاب کنم انتخاب های بهترم رو در آینده از دست میدم پس فعلا دست نگه دارم

    الان که دارم اینا رو می نویسم یه جنس از عدم لیاقت و ارزشمندی رو تو خودم دارم احساس میکنم که این باورها روی اون بنا شده

    ولی خدا روشکر تو ذهنم ایجاد کردم با این باورها که چون خالق زندگیم هستم می تونم اون فردی که می خوام ‌و اون رابطه ای که می خوام رو خلق کنم اونطوری که من دلم می خواد نه اونطوری که اطرافیانم دوست دارن یا تو جامعه الگوهاش زیاده

    همه این تغییرات واسه آگاهی های بود که از آموزه ها بدست آوردم آگاهی هایی که رو منطق بنا شده بود و منو قانع می کرد به خودی خود ارزشمندم

    از خدا می خوام کمکم کنه خودمو لایق فرد مناسب خودم بدونم و هر فرد نامناسب تو رابطه عاطفی اجتماعی دوستی رو با قدرت بزارم کنار

    اون نقاط تاریک وجودم رو تو‌این موضوع بهم نشون بده و راهکارشم بهم بگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مسلم گفته:
      مدت عضویت: 2410 روز

      سلام معصومه عزیز

      شما هم از جمله کسانی هستی که با کامنتات منو بوجد میاری.

      خواسته خلق اون چیزی که دلت میخواد و میخای فوق العاده ست.

      ترمزهایی ( ترسها)که داری و مانع هست رو میتونی با باورهای منطقی و صحیح کم رنگ کنی..

      باور به اینکه من لایق همسری مستقل و آزاد هستم که وابسته من نیست و منو محدود نمیکنه.

      باور به اینکه انتخابم می‌تونه بهترین انتخاب برای الانم من باش

      باور به اینکه انتخاب من موجب رشدم و تکمیل تر شدن شخصیتم میش

      باور اینکه رابطه می‌تونه انرژی منو بیشتر کنه تا بتونم تمرکز بیشتری بزارم روی معاملاتم

      باور اینکه من بخودی خود ارزشمندم و لایق همسری مهربان و صادق و ارزشمندم.

      باور اینکه “من همیشه نمی تونم آنچه را که بیرون می گذرد کنترل کنم. اما همیشه می تونم آنچه را که در درونم میگذره کنترل کنم.”

      کمال گرایی مانع حرکت میشه و اینکه شما لایق بهترین ها یید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        معصومه صادقى گفته:
        مدت عضویت: 1946 روز

        سلام به شما دوست عزیز من

        ممنونم که جواب مسئلمو انقد واضح گفتین

        با خوندن برعکس اون باورهای اشتباهم همون لحظه یه حس خوبی بهم دست داد … احساس کردم انرژی افکارم تو اون مورد تغییر کرد و تو فکر رفتم …… چه خوب

        باور اینکه رابطه می‌تونه انرژی منو بیشتر کنه تا بتونم تمرکز بیشتری بزارم روی معاملاتم

        شما جواب هاتون برای من خیلی مفید بوده خدا رو شکر

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    عادل حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3139 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم دوستان گلم

    واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای

    استاد بخدا تو بینظیری

    من چقدر تو دوران نوجوانی با باورهای غلط و این ترمز ها خودمو از خواسته ای که رویام بود همیشه خودمو دور کردم

    بخدا قسم استاد از سالهای 87و88 به بعد تا الان خواستم بگم تا سال 96 آشنای با شما

    اما دیدم واقعا همین الآنم با وجود ازدواج که کردم

    خواستم رابطه عاطفی خوب بوده اما نشده که نشد

    الان ک یک سال ازدواج کردم

    بهتر شدم

    اما همین 12 سالی که من درگیر این رویا بودم

    ویران کننده تمام باورهای غلط وترمزهای که گفتید رو داشتم

    اونم بخدا با تلاش های بی کران

    چه تلاش های فیزیکی که دنبال ارتباط بودم رفتم

    یه چیزی میگم یه چیزی می‌شنوید

    بخدا قسم استاد یعنی خورد خورد شدم

    مثل چی …..تلاش فیزیکی کردم

    استاد عاشقتم با وجود پیدا کردن این قوانین ساده جهان هستی

    خیلی خیلی بینظیری

    دوره هات میلیاردها ارزش داره بخدا قسم

    عاشقتم بهترین دستان خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: