چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هر آن چه که دارم از آن توست و تو به من دادی .

    خدایا هر موفقیتی که دارم و کسب کردم از آن توست و تو به من دادی .

    خدایا هر توانایی و آگاهی که دارم و کسب کردم از آن توست و تو به من دادی .

    خدایا هر خیری که از تو به من برسد من فقیرم .

    خدایا تو ولی و سرپرست من هستی .

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می خواهم .

    خدایا مرا هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی .

    من در جهانی زندگی می کنم که پاسخ می دهد به افکار و باورهایم . خداوند مرا خالق زندگی ام کرده است .

    خداوند به من قدرت خلق زندگی به شکل دلخواهم را داده است . من توانایی خلق شرایط دلخواهم را دارم .

    همین را باید اصل قرار دهم .

    هر روز با شروع زندگی ام این مهم را اصل قرار دهم و طبق همین اصل انتخاب کنم / طبق همین اصل فکر کنم / طبق همین اصل باورکنم / طبق همین اصل قدم بردارم / طبق همین اصل توجه کنم .

    اگر تصمیم بگیرم با اتصال به نیروی درونم و اعتماد به این نیرو پیش بروم ، حتماً این نیرو مرا هدایت میکند به مسیر دلخواهم . فقط باید دل به او بسپارم و به او اعتماد کنم .

    خدایا هر روز تلاش می کنم دل به تو بسپارم و دست در دست تو قدم بردارم .

    خدایا سپاسگزار تو هستم که در این مسیر اعتماد به تو همراه من هستی . حضورت را احساس می کنم .

    خدایا مراقبم باش تا ثابت قدم باشم و ادامه بدهم و هر روز متعهدانه پیش بروم دست در دست تو تا تو مرا رشد دهی در تمام ابعاد زندگی ام . تا تو مرا هر بار آبدیده تر کنی . تا گوهر درونم نمایان تر شود و درخشش این گوهر درونی ام ، بیرون مرا هم جلا دهد .

    چقدر با تو بودن خوب است .

    چقدر با تو حرف زدن خوب است .

    چقدر عشق بازی با تو حال می دهد.

    خدای من

    خدای عشق

    خدای فراوانی ها

    خدای نعمتهای بی انتها

    خدای رحمان

    خدای رحیم

    خدای غفور و شکور

    خدای وهاب

    خدای رزاق

    خدای عظیم

    من به تو ایمان دارم .

    من تو را باور دارم .

    خدایا هدایتگرم باش .

    من نیازمند تو هستم .

    من بدون تو هیچ ام .

    خدایا مرسی که هستی .

    خدایا سپاس می گویم تو را برای حضورت در زندگی ام .

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    میلاد گفته:
    مدت عضویت: 1083 روز

    بنام خداوندی که او می داند و من نمیدانم

    سلام و عرض ادب

    خدارا سپاسگزارم یک روز زیبای دیگر به من فرصت زندگی داده

    خدا را سپاسگزارم از وجود استادعزیزم و همراهان گرامی

    خدایا شکر اینجاییم که قطعا با هدایت تو به اینجا دعوت شده ایم

    بله تا ورودی ها کنترل نشود قطعا ما باور هامون را نمیتوانیم تغییر بدهیم من تعصب زیادی به اهنگ ها و فیلم های که غمگین و ناراحت کننده ای داشتم و لذت میبرم با نگاه و شنیدن که سالیان گوش میکردم و هزینه ها کرده بودم برای تهیه ان و مدتی میشود که من اگاهانه تمام ان اهنگ ها و فیلم ها را پاک کردم و نابود کردم و فضا باز شد تا فیلم ها و ویس های که من را هدایت میکند که هرروز بهتر بشوم باز شد و خدارا سپاسگزارم که تونستم بشدتت ورودی هاهمو کنترل کنم و افتخار میکنم که من جز اون ادم ها نیستم که ورودی های نامناسب تغذیه میکنن و حرف هایی میزنن که من مدت هاست نمیزنم و مشکلاتی میگن من ولی چیزی بنام خواسته را با کلمه مشکل عوض کردم و جهان ادم هایی را میاره سمت من که در مورد بیماری و مشکلات صحبت نمیکنند و روابطی که من اگاهانه کنار گزاشتم و حرف نزدم و جهان هم کمک کرد بروند و عادت هایی که تکرار نشد و دور بر من که حفظ کرده اند با ان افراد بواسطه سخنان و افکار نازیبا که دارند و هی تکرار و تکرار میکنند بیماری و درد مختلف رنج میبرند و من ان بیماری و درد ها را بلطف خدا وند ندارم با اینکه در همان محیط هستیم و همان غذا صرف میشود

    و چقدر از هزینه هام کمتر شده اند و برکت بیشتر شده که سپاسگزارم

    و میخواهم از خالقم که از اینی هم که هست بهتر و بهتر بشوند

    من یک سری کار هایی باید انجام دهم ولی تجربه ندارم و باور غلط میسازد شیطان اما نجوا هستند من تجربه نکردم که باور بسازم در ان موضوع و اگاهانه در دل ان موضوع میروم و خواهم نوشت نتیجه ان را و منطق و الگو میسازم که ان افراد توانسته و شده

    استاد جمله ای فرمودند که جهان ثابت میکند که شما درست میگویید بار ها و بار ها که روی خودم کار میکنم برای درک قوانین و عمل هر روز چیز جدیدی می اموزم که قبلا هم بودند ولی تازگی دارد بمرور به من اموخته میشود که اینم هست در قانون جذب و کد نویسی کنم

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    علی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش

    خداوندراسپاسگزارم بابت حضورم دراین زمان واین مکان

    استادعزیز سپاسگزارم بابت این فایل های هدیه

    که اگربهشون متعهدانه عمل کنیم می بینیم نتایج باورنکردنیشو واونوقته که ارزش وقیمت این فایل رومی فهمیم

    اقامن تااینجا خیلی چیزهاروتقریبا درک کردم والگوهاشم دیدم. یک الگوجالب که اتفاقا همین چندروزپیش هم اتفاق افتاد وامروزکه استادداشتن درمورد رابطه وازدواج صحبت می کردن یهویی یزنگی توزهنم بصدادرآمد باخودم گفتم چ جالب راست میگن استاد چرابعضی هابسادگی به خاستشون میرسن.واما الگومن یکی ازدخترهای فامیل که خیلی هم بهم نزدیک هستیم. اقااین دختر کم سن سال چهره انچنانی هم نداره روابط عمومیش هم تعریفی نداره سوادانچنانی هم نداره سرزبون که اصلا.تاهمین چندوقت پیش میگفتن کدوم بدبخت میخادبیاداینوبگیره ولی بطرز عجیبی چندوقت پیش شاهزاده بااسب سفیدش امدم سربازاشم قطارقطار اینکه میگم قطارقطار باورکنین

    درطول عمر40سالم مراسم اولیه خاستگاری به این شلوغی ندیدم اصلا خانواده داماد به به چه چه میکردن اقاحاضربودن هرچی پدرمادرعروس بگن اینامهریه بدن باورکنید همه خانواده مایعی طرف(عروس خانم خوش بخت)ازتعجب شاخ دراوردیم (که این دختر همچی خاستگاری خداشانس بده)ولی اینوبگم که این دختربطورعجیبی خونسرد وبیخیال وهمیشه هم خنده رولباشه.

    خدایاشکرت که قانونت بی عیب ونقص کارمیکنه

    .حالا من یه سوال دارم اگه میشه استاد یادوستان باتجربه جواب من بدن من دوساله بخاطریه معامله اشتباه 500ملیون رفتم زیرصفر

    ازاون طرف هم 600ملیون ازیه بنده خدایی چک دارم برگشت زدم حکم جلبم گرفتم ولی دوساله نتونستم پولموبگیرم واین موضوع 90درصدازتمرکزمن گرفته چجوری میشه تمرکزم ازروش بردارم.

    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    همتون روبدستان هدایتگر(رب)میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به شما عزیز دلی که داری این کامنت رو میخونی

    این دفعه هم حس کردم باز بهتر میتونم ترمز های خودم رو شناسایی کنم

    مثل استاد عزیزمون که هر بار داره روی بروز رسانی دوره ها کار میکنه و همه جوانب رو دوباره بررسی میکنه تا ببینه باز از اینی که هست بهتر دوره رو به دستمون برسونه ،

    واقعا استادی

    ، استاد جان وقتی میبینم اینقدر داری عملگرایی رو بهمون نشون میدی که بابا حرف مفد نزن عمل کن

    این فکر تو سرم میاد. اخه مگه میشه این حد از تغییر رو ادم داشته باشه اما باز به دنبال بهتر عمل کردن باشه

    ما که یه هفته خونمون رو تمیز نگه میداریم به موقع ظرف ها رو می‌شویم ،به موقع خونه رو اب و جارو میکشیم ،به موقع لباس ها رو می‌شویم ، اما بعد یه هفته میگم من که تمیزم. همه هم اینو میدونن پس حالا این یه امروز رو اگه تمیز نکردم و کسی ببینه چی میشه مگه ، اونا میدونن که ادم گاهی وقت ها حوصله نداره پس رها میکنم و دوباره به حالت قبل بر میگردم

    چند باور مخرب ،

    که من وابسته به تایید دیگران هستم

    برا دید دیگران دارم کاری انجام می دهم خودم مهم نیستم

    خودم نیازی به تمیز بودن داعمی ندارم

    خودم ارزش همیشه منظم بودن رو ندارم

    از دید نظاره گر خوب دیده بشم

    از دید ادم مهم زندگی قابل تایید باشم

    برای اینکه نظر دیگران برام. خیلی اهمیت داره

    مردم چی میگن

    همسرم چی میگه

    اونقدر من از تایید گرفتن خوشحال میشم که خیلی سختی به جون میخرم

    اونقدر حرف ادم های زندگیم برام مهمه که خودم رو با هر نظرشون تغییر میدم

    هر بار رنگ عوض میکنم یا همون رنگی که اونا دوست دارند رو به خودم میگیرم چون اونا مهم اند نه من.

    تو دفترم نوشتم که خدایا من میخوام مهاجرت کنم میخواهم این ادم های که دورم جمع کردم و وابسته به تایید شدنشون هستم ازشون دور بشم بعددیروز 1402/4/3بعد از ظهر خوابیدم داشتم خواب میدیدم که چند نفریم در یک زندان ومن کلی گریه میکنم که چرا چند روزه من این تووو هستم کسی خبر من رو نمیگیره که من مرده ام یا زنده یکی بهم گفت مگه نمیخواستی از آدما دور بشی حالا بسوز و بساز با همون حالت گریه بیدار شدم دیدم خواب بود یه نفس عمیق کشیدم که خدا رو شکر خواب بود

    اینو میخوام بگم که داشتم مفت حرف میزدم که میخوام مهاجرت کنم حتی خواب دور بودن از ادم های دور و برم که ازشون بت ساختم چقدر زجر اور و سخته اون وقت چطور میتونم مهاجرت کنم

    هر بار به خودم میگم باید وابستگی هر روز رو از بین ببرم نسبت به ادم های زندگیم که رابطه ای ایده آل دارم با هاشون اما تا اینکه میگن حنیف دورهمی داریم بیا با هم باشیم من از خود بی خود میشم قند تو دلم اب میشه که بابا اینا چقدر به فکر من اند چقدر دوست دارند با من باشند پس چطور میخواهم رابطه ام را با این ها قطع کنم فکر مرگ هم به سرم نمیزنه که بابا مرگ که می‌تونه هر لحظه باعث قطع هر رابطه ای باشه چه رابطه ای عاشقانه باشه

    چه رابطه ای قمر در عقرب و ناخوش

    و فرقی هم برا مرگ نداره که طرف چقدر عاشقه.

    فرقی نداره که طرف مقابل کدوم یکیه پس چرا این همه وابسته ام به روابط و ادم های بت زندگیم. این ها رو وقتی می‌نویسم میبینم که بابا دارم از کجا اب میخورم از ادم هایی که بودن باهاشون هیچ پیشرفتی در زندگی من ندارند فقط وقت پر کن و مسخره باز و شوخ طبع هستیم .نه اینکه به رشد هم دیگر کمک کنیم

    این ادمهای زندگیم خیلی باعث خوشحالی من میشوند خوشحالی که نمیدانم در پس گفتگو های رد و بدل شده بین ما چه باور های مخربی را ناخود اگاه در ذهن من مثل سیمان و بتون میچسبونه که خیلی سخت بتونم فرو پاشی شون کنم چون باور میکنم و به خودم اطمینان میدهم که این ها دوست های من اند امکان نداره بد

    من رو بخوان

    اماااااا واویلَتا

    که چه بلایی دارم سر خودم میارم من که نمیتونم خودم رو گول بزنم میدونم که گفت و گو های ما چی هستند

    میگم خدایا چطور میتونم به این دید و باز دید ها خاتمه بدم من که اینقدر با این هاصمیمی هستم. دلم نمیاد که ازشون جدا باشم چون دو سال پیش این دوستانی که باهاشون خوش بگذرونم نبودند . همش تنش داشتم توو روابطم ، به زور ادم ها رو راضی میکردم خونه ی من بیان با هزار وعده وعید اما حالا حتی هیچ وعده و اسراری نمیکنم باز هم ادم هایی را جذب میکنم که با من حال میکنند اما وابسته ام به این روابط این پاشنه اشیل منه من باید جهادی اکبر به راه بیاندازم . تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم . تا رابطه ای از جنس عشق تجربه کنم .

    راستی یه پاشنه اشیل دیگه که ارزش من به اینه که جنس مخالف هم تعریف و تمجید کنه ازشون عشق دریافت کنم . چون باورم اینه که اگه یه جنس مخالف ازم تعریف کنه یعنی دیگه من بی نقصم دیگه همه چی تمومه فلانی هم خوشش اومد پس من لایقم

    اما این لیاقت نیست این کم خود بینی این احساس عدم لیاقت که از درون دارم اشغال زیر مبل دارم . و هیچ انگیزه ای برا از بین بردن شون ندارم. میگم شرایط ایده آله. فلانی دوستم داره ،نمیفهمه که من دارم آشغال زیر مبل میکنم . به ظاهر حالم خوبه اما از درون دارم خود خوری میکنم . که یه وقت نفهمه ،نقطه ضعفِ من رو،بعد ازم رو بر گردونه و بگه ما چی فکر میکردیم و چی شدی ، خیلی وابسته ام به نظر ادم های مهم زندگیم این یک تغییر اساسیه که باید داشته باشم . وابستگی به افراد رو به پایین ترین درجه برسونم در حدی که باید بتونم مدتی را دور از انها بگذرونم

    استاد عزیزم هر چقدر بنویسم حد نداره

    قانون را حفظ حفظم اما عمل گرا نیستم. قشنگ پاشنه های اشیلم رو میشناسم اما خودم از نتایجم راضی نیستم

    قشنگ بلدم خودم رو کندو کاو کنم اما هیچ گونه تغییر شگرفی ندارم که خودم راضی باشم از خودم. یا باز این هم بسته به اینه که دیگران میگن هیچ نتیجه ای نداری یا اینکه واقعا ندارم. .

    اما واقعا میدونم که تمام اتفاقات زندگی ام را تمام شرایط زندگی ام را بدون استثنا خودم رقم میزنم

    اعتقادی به شانس ندارم یا بگویم تقدیر و سرنوشت اینه. و کور کورانه بپذیرم من میدانم که همه چیز را میتوانم عوض کنم به بهترین ها برسم

    اما نمیدانم عجله میکنم بعد سه سال گوش دادن به فایل ها

    نمیدانم خودم را کم میبینم

    نمیدانم از دوستانی که دارم هست

    نمیدانم از ورودی هایی که وارد ذهنم میکنم

    اخه من هر روز فایل گوش میدم چطور پس اینها راحت جای گزین نمیشوند. فقط اونهایی جای گزین می‌شوند که باور های من رو خراب می‌کنند .

    خیلی تضاد زندگی من سخت شده خیلی دارم زجر میکشم از نیش و کنایه ها اما در خودم هیچ تغییری احساس نمیکنم. احساس پوچی به من دست میده ولی من ول کن نیستم من میدونم که تغییر بزرگی پر راهه فقط باید نقاط ضعفم را بشناسم و نقاط قوتم را بهبود ببخشم و نگران تایید دیگران هم نباشم،

    به امید بهبودی روز افزون همه ی شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    قربونتون برم استاد اینقدر قشنگ توضیح میدید و بیان میکنید

    چقدر کیف کردم و لذت برم از همین همه اگاهی که نیازداشتم و خداوند از زبان شما به من رسوند

    استادم باورهایی که گفتید رو من هم توی رابطه ای که دارم احساس کردم. و از اونجایی که همیشه دلم میخواد با احساسات صادقانه پیش برم هرباوری رو که احساس کردم بعدها مارو در مسیر اشتباه قرار میده یا باعث میشه من بدها رنج بکشم توضیح میدم راحت حرفامو از قبل گفتم براش چون اولین تجربم بود و الان نمیدونین چقدر احساس خوبی دارم این باورهایی که گفتید رو استلد من از همین چندوقت پیش بود سعی کردم تغییرش بدم و چقدر الان حالم خوبه و خوشحالم برای داشتن همچین فردی در زندگیم.

    باور وابستگی و علاقه ها و.. باور اینکه به ارزش درونی فکر کنم تا ظاهر و باورهایی که داشت از اطرافیانم به من میرسید.

    و من سعی کردم به ویژگی های مثبت فکر کنم نمیدونین الان چقدر حالم خوبه.

    و خداروشکر میکنم بابت وجود همچین فرد دوست داشتنی توی زندگیم اینقدر فرد خوبیه و من همیشه بهش میگم تو چقدر ارومی توی مسائل چقدر خیالت راحته اصلا خیلی چیزا داره که باید ازش یاد بگیرم از بس ادم فوق العادیه اما این باورهایی که از روابط مختلف از اطرافیانمون گفته میشه باید کنترل بشه من اطرافیانم رو میبینم که چه رابطه هایی دارند و من چون از قبل با شما شده بودم خداروشکر خیلیی بهم کمک کرد و اصلا مسائلی که اونارو براشون چالشه من از اولشم خواسته و باورم این بود اینجور چیزا برای من مسئله نیست در اینده و خداروشکر هم خدای مهربونم من رو همیشه به سمت بهترینها هدایت میکنه. و یچیزی که از اطرافیانم به ذهنم میرسه اینکه بعد از چند سال رابطه حتما به مشکل میخورند.

    اما من ذهنم رو کنترل میکنم و نمیذارم این باورها تاثیری رو من داشته باشه. شما خیلیی الگوی خوبی برای من هستین استاد.

    دلم میخواد بغلتون کنم.

    خیلیی دوستتون دارم.

    خدایاشکرت بابت همتون🫂

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سید مصطفی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1954 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استادان عزیزم وهمه اهالی سایت

    این فایل بسیار برای من آموزنده بود و باورها وترمز هایی رو برای من رو کرد که اصلا فکرش رو هم نمیکردم

    وقتی شما صحبت می‌کنید من محو حرف زدنتون میشم که چقدر خوب حرف می‌زنید چقدر تو این زمینه توانمند هستید وقتی به خودم میگم من هم میتونم از درون انکار میکنم که من این توانایی رو ندارم برمیگرده به باور هام که تونستم کشفش کنم

    وقتی باور من زیبا نیستم رو گفتید که دماغم زیبا نیست یا صورتم قشنگ نیست وباید جراحی کنم و.. منم گفتم آره همینه منم فکم مشکل داره من کامل نیستم و..

    وبرای خودم منطقی کرده بودم که نمیتونم خوب حرف بزنم چون فک خوبی ندارم فکم جلو هست البته پیش پزشک که رفتم گفتند مشکل حادی نیست وخیلی ها از شما هم به مراتب بدتر هستند براشون هم حل شده است که برای خودم هم عجیب بود هیچ موقع هم سراغ عمل جراحی نرفتم

    اما من هر وقت به درد سر میفتم میگم مشکل از ژنتیک وفک من هست و اگر فکم سالم بود فلان کار وفلان کارها رو انجام می‌دادم کلی موفق بودم خیلی از اوقات هم میگفتم میرفتم بازیگر میشدم

    دنبال کسانی گشتم که مثل خودم بودند وموفق شده بودند و توی فوتبالیست ها بازیگران تلویزیون، کاسب ها وحتی یک مشاور املاک رودیدم که دقیقا فکش مثل خودم بود وخیلی خوب حرف می‌زد اون چیزی که من نقص میدونستم برای خیلی ها حل شده بود چون با خودشون راحت بودند خودشون رو همون جور که هستند دوست دارند

    جواد رضویان یک بازیگر موفق که فک بالایی‌ جلو هست خیلی بیشتر از فک من اما براش حل شده است و کلی هم موفقه

    خیلی دوست داشتم این مسئله رو بگم و خودم هم راحت باشم بااین مسئله وکنار بیام وحس میکنم حرف زدنم هم بهتر شده یکسری باور دیگه در مورد حرف زدن هم درون خودم کشف کردم یادمه پدرم همیشه میگفت آدمی که خیلی حرف میزنه بدرد نمی خوره واین رفته بود تو ذهن من وباور کرده بودم که با منطق کمرنگ کردم که تمام کار فرمانها که آدم های موفقی هستند برای اینکه کارشون رو توضیح بدهند ومحصولات خودشون رو معرفی کنند باید حرف بزنند واگر کسی نتونه خودش رو معرفی کنه ناشناخته میمونه اصلا خیلی از شغل ها باحرف زدنه مثل معلمی، تجارت، املاکی.. وهرچیزی که خرید وفروش هست وکسی که حرف میزنه اتفاقا آدم خوبیه وبا گفتگو خیلی از گره ها باز میشه گفتگوی بین روسای کشورها و..

    وهر چقدر بتونم منطقی‌ کنم برای ذهنم موفق ترم

    خدایا شکرت که تو این مسیر زیبای خود سازی هستم سپاس گذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    ترانه صادقی گفته:
    مدت عضویت: 645 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم و همه دوستان نازنینم

    این فایل فوق العادست و من بیش از 30بار گوشش دادم هربار ک گوش میدم بازم برام تازگی داره و به خودم میگم ترانه ببین تو در هر شرایطی ک هستی میتونی یه رابطه ی رویایی و فوق العاده رو داشته باشی

    به قول استاد برای داشتن یه رابطه ی رویایی نه نیاز به بع عمل جراحی هستش و خیلیا با قیافه های معمولی و اندامه معمولی رابطه ی فوق العاده دارن

    رابطه خوب نیازی به مدرک تحصیلی نداره حتی نیاز به شغل خاصی و درآمد خاصیم ندارن

    رابطه ی رویایی نیاز به بلاگر بودن و پیج بالا تو اینستاگرام نداره

    رابطه ی رویایی نیازی نیست حتما پولدار باشی و یا تویک خانواده ی فوق العاده زندگی کنی

    توی یک رابطه من اگه صدمو بزارم اون رابطه هرروز بهترو بهتر میشه

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    پری سیفی گفته:
    مدت عضویت: 2764 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و دوستان عزیزم در این سایت بی‌نظیر

    استاد دقیقا مسئله رابطه و بحث ازدواج یکی از مسائلی هست که من مشکل دارم در اون

    البته در مورد رابطه خیییلی مشکلی ندارم و تقریبا رابطه خوبی با اطرافیانم دارم اما میدونم این کافی نیست و رابطه من وقتی میشه گفت خوبه که اول با خودم و خدای خودم رابطه خوبی داشته باشم که من در این زمینه فعلا عالی نیستم

    اما در بحث ازدواج با اینکه من همسن شما هستم (هر چند خودم فکر میکنم 25 سال بیشتر ندارم اما شناسنامه یه چیز دیگه میگه) اما تا کنون ازدواج نکردم و به هر کی میگم اولا سنم رو باورش نمیشه و اولش فکر میکنن حداقل ده سال کوچیکترم و بعد هم همش تعجب میکنن که چرا تا حالا ازدواج نکردی

    استاد همه باورهایی که گفتین در مورد من صدق میکنه و تقریبا 95 درصد باورها رو من داشتم و خیلی هاشون رو هنوز هم دارم

    خب من اولین باوری که قبلا داشتم این بود که با ازدواج اسیر میشم من دوره دانشجویی خیلی خوبی داشتم خیلی علاقه به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی داشتم و فکر میکردم با ازدواج دیگه نمیتونم آزادانه به این فعالیتها ادامه بدم و اسیر روابط خانوادگی و قید و بندهاش میشم و یکی دیگه از باورهایی که داشتم این بود که مردها اصلا نمیدونن عشق چیه و ازدواج میکنن برای مقاصد دیگه و اصلا عامل بدبختی زنها در جهان مردها هستن فمینیست سرسختی بودم که هیچ جا کم نمیوردم. البته با همه رابطه خیلی خیلی خوبی داشتم اما خط قرمزم مسائل عاطفی بود تا کسی به من پیشنهادی میداد یه حس میکردم قصد این کار رو داره سریع از خودم دورش میکردم به این هدف که پایبند چند و چونهای زندگی نشم. چند سالی طول کشید که فهمیدم اینطور نیست. البته اونموقع نمیدونستم که هر کسی مسئول خوشبختی و بدبختی خودش هست اما بهرحال گفتم خیلی زنها خودشون زندگی خودشون رو نابود میکنن و چون خودشون برای خودشون ارزش قائل نیستن اون همسرش کاری ازش ساخته نیست. بعد چند سال یه باور غلط دیگه ای در من شکل گرفت. با دیدن روابطی که سرانجامی نداره و حتی اگه داشته باشه بعد یه مدت تبدیل میشه به یه زندگی خیلی معمولی و روزمره که در اکثر مواقع خیلی عادیه که اون مرده بره سراغ ایجاد یه ارتباط پنهانی جدی یا غیر جدی و این باعث میشد من ترجیح بدم تنها بمونم و به هیچ مردی از لحاظ عاطفی وابسته نشم و خودم روی پای خودم وایسم. اما باز هم همسرانی رو دیدم که خیلی هم با هم خوبن و زندگی خوبی دارن خیلی سالم هستن در رابطه شون و البته تضادهایی که در این چند سال اخیر بهش برخوردم باعث شد که تصمیم بگیرم ازدواج کنم ولی بازهم باورهای اشتباه و همون ترسهای گذشته اجازه نداده آدم مناسب وارد زندگیم بشه. البته اینم بگم انگار یه چیزی در درونم دوس نداره که فرد مناسبی بیاد تا من بخوام قبول کنم. هر بار که پیشنهادی دارم بدون اینکه بهش فکر کنم یه ضعفی ازش پیدا میکنم و همون لحظه رد میکنم و اینجوری خیال خودمو راحت میکنم. یه افکاری هم در اطرافیانم داره بهم تلقین میشه که سن من بالاست و آدم هم سن من که آدمهای ایده آلی باشن خیلی خیلی کمه. هم سن خودم خیلی می بینم اما شرایط خیلی خوبی ندارن کسانی هم که بهم پیشنهاد میدن اکثرا از لحاظ سنی از من کوچیکترن.حتی 10 سال هم بوده. البته به نظر خودم سن زیاد مهم نیست. یعنی این مورد برای من ترمز نیست اما اینکه مورد مناسب نزدیک به سن من دیگه مجرد پیدا نمیشه یه باور غلطی هست که من دارم. در اطرافم هم متاسفانه غیر از یک مورد کسی رو سراغ ندارم که با سن بالا ازدواج موفقی داشته باشه.

    از بین باورهایی که شما فرمودین تنها باور غلطی که ندارم ظاهر هست که خداروشکر از ظاهر خودم راضی هستم اما شاید این صد در صد هم نباشه ولی چیزی نیست که بخوام بهتر بشه اگر هم میخوام تغییری ایجاد کنم بخاطر سلامتیم هست و همیشه میگم سلامتیم از هر چیزی برام اهمیت بیشتری داره و مهم نیست دیگران چه نظری راجع به ظاهرم دارن.و اصلا ظاهر ملاک نیست چون من دارم میبینم که ظاهر من نسبت به خیلیا که ازدواج های خوبی دارن پیشنهادهای خوبی دارن خیلی بهتره و مهمترین ویژگی که من در اونها میبینم این هست که اونها خیلی خودشون رو قبول دارن با اینکه از خیلی لحاظ ها از من سطحشون پایینتر هست. و به قول خودتون در زمینه اعتماد به نفس اصلا مهم نیست که دیگران چه دیدی نسبت به تو دارن مهم اینه که خودت چه نظری نسبت به خودت داری…

    و استاد یه مسئله دیگه اینکه من همش میگم باید اول کامل دوره عزت نفس رو تا آخر کار کنم بعد وارد یه رابطه بشم یا ازدواج کنم انگار قلبا دوس ندارم تا وقتی این دوره رو به پایان رسوندم پیشنهادی داشته باشم چون فکر میکنم تا قبل از اون من نمیتونم رابطه عالی برقرار کنم و اصلا درگیر زندگی مشترک میشم و شاید نشه که خیلی عالی روی خودم کار کنم نه اینکه زندگی مشترک باعث بشه من نتونم روی خودم کار کنم منظورم در رابطه با این دوره خاص هست. چون من وقتی وارد رابطه ای بشم بدون عزت نفس دیگه کار از کار گذشته و …. خلاصه اینم باور اشتباهی هست که من دارم. الان که دارم این مطالب رو تایپ میکنم متوجه شدم چرا بدون فکر کردن رد میکنم به خاطر همین باور آخری که گفتم.

    اما من میخوام با تمام وجود روی خودم و باورهام کار کنم تا رابطه عالی با خودم با خدای خودم داشته باشم بعد هم رابطه عالی با دیگران و بهترین ها رو برای خودم خلق کنم چون میدونم که من لایق بهترین ها هستم (این یکی رو قلبا گفتم) خداوندی که من رو به این سایت و به این آگاهی ها هدایت کرده میخواد که من بهترین باشم و بهترین ها رو نصیب من خواهد کرد. آمین

    خیلی خیلی سپاسگزار شما هستم که این آگاهی های ارزشمند رو بدون دریافت هزینه ای در اختیار ما قرار میدید. خیر دنیا و آخرت نصیب شما باد.

    آرزوی سلامتی و خوشبختی رو برای همه دوستان دوس داشتنی ام در این سایت از خداوند منان دارم. شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2357 روز

    سلام به همه بخصوص به استاد عزیزم و مریم خانم گرامی

    استاد این باور عدم فراوانی چقدر تو همه چیز هسست! من گاهی که میخوام کامنت بذارم میگم خیلی دیگه تعداد صفحه هام بالا میره، و گاهی به همین دلیل چیزی نمینویسم، و البته که میگم باید چیز جالبی برای گفتن داشته باشم و الکی ننویسم و تعداد صفحه کامنتام رو الکی زیاد نکنم! اینو تو امروز با گوش دادن این فایل بهش رسیدم چون قبلش دیدم که یه ستاره ازم کم شده! راستش خیلی ناراحت شدم به نظر خودم داشتم خیلی هم زیاد کامنت میذاشتم تا رفتم و تاریخ کامنتای قبلیم رو چک‌کردم و دیدم نخیر خیلی هم تند تند و با فاصله کم کامنت نذاشته بودم، اینجا که شما اشاره کردید به فراوانی، من فهمیدم ترمز ذهنیم چیه، برای هر مسئله ای دیدم که با یه جمله ی کوچیک تو حرفام به عدم فراوانی اشاره میکنم که باید حلللش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مهری حصاري گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    سلام ب استاد عزیزم

    چقدر با این فایل در بهترین موقع وزمان برخورد کردم

    واقعا تمام این حرفها برای من بود

    برای من ک قدر خودم رو نمیدونم برای من ک خودم رو نشناختم برای من ک خودم رو فراموش کردم

    منی ک خودم رو وقف خوشحالیه دیگران کردم

    و از وقتی ک وارد این سایت شدم آرام آرام تغییرات روحیه خودم رو دیدم و از وقتی دوره دوازده قدم رو شروع کردم روی شخصیتم میفهمم چی رو باید تغییرش بدم ک قطعا اونم تکاملی برام داره اتفاق میفته و اینو خیلی خوب دارم درکش میکنم

    حتی راه رفتنم ک خیلی سریع وتند بود الان آهسته تر شده یعنی دارم میبینم ک علاوه بر درونم بیرون من هم داره آهسته وپیوسته تغییر میکنه وحس خوبی ب من میده

    من توی رابطه ای بودم ک عاشقانه واز صمیم قلبم دوسش داشتم ولی یه وقتهایی حس میکردم ک این احساس من یک طرفه اس با این حال نمیخواستم ب نکات منفیش توجه کنم ولی باز هم این حس رو در رابطه میدیدم حتی دیگران هم فهمیده بودن

    قطعا از یه نظرات خیلی خوب بودیم و بهمون طبع هم بدی های خودش رو داشت

    و رابطه یه وقتایی خوب بود یه وقتایی هم نبود من سعی داشتم با توجه به نکات مثبت رابطه شرایط رابطه بهتر بشه و بهبود پیداکنه ولی یه جایی دیگه دیدم نه، این تغییر، این رابطه، برای من یه طور دیگه اس برای اون یه طور دیگه یعنی نگاهمون فرق داشت

    و هربار ک تصمیم میگرفتم تمومش کنم تا یه جایی پیش میرفتم و بعد گذشت مدتی مجددا شکل میگرفت توی همین تایم هایی ک روی دوره ها کار می‌کردم و فکر میکردم، تصمیمم رو گرفتم اینبار مصمم تر از هر بار دیگه این کار رو انجام بدم بخاطر خودم ک انقدر ارزشمندهستم بخاطریکه راهم مشخص بشه بخاطریکه مسیرم رو بشناسم بخاطریکه بدونم من کی هستم چی میخوام

    بخاطر اینکه ببینم انسان های خوب اطرافم رو ک بخاطر بودن توی این رابطه خیلیارو پس میزدم

    درسته ممکن سخت باشه ولی سختیش بیشتر از ادامه دادن در یه رابطه روی هوا نیست

    من فهمیدم‌ک یک جاهایی هم مدار نیستیم و جهان داره اینکارو برای من میکنه چون من ازش خواستم

    و نباید مقاومت کنم مطمئنا هرچی بشه ب نفع من خواهد بود

    نمیدونم الان خوشحالم یا ناراحت نمیدونم

    ولی میدونم ک در حال حاضر این بهترین تصمیم برای من هست

    مابقی توکل بخدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: