چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 47 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته دوستداشتنی و تمام دوستان همفرکانسی خودم .
من الهه هستم و هر چقدر خدای خودم رو برای این روزها شکر کنم بازهم کمه.
احساس میکنم دقیقا روی شانه های خداوندم و داریم باهم قدم میزنیم. لای تمام مزه های زندگیم این حس (این مزه) از همه شیرین تره.
استاد عزیزم من با تمام وجود این باور رو لمس کردم که خداوند برای خرید دوره و یا حتی فایلهای دانلودی من رو هدایت میکنه. اون هم به بهترین شکل ممکن .
وقتی پیام به روز رسانی دروه کشف قوانین رو دیدم گفتم من که الان نمیخوام این دوره رو. پس فعلا برم فلان دوره رو که برنامه برای خریدش داشتم رو بخرم . بعد که ویدئو شما رو برای به روز رسانی دیدم و توضیح دادین برای گاز و ترمز، تازه فهمیدم الان به چه چیزی نیاز دام
. من قبلا فایل رایگان تون با نام استعاره گاز و ترمز گوش کرده بودم و داشتم روش کار میکردم . ولی الان تازه دارم درک میکنم ترمز و گاز یعنی چی؟ تازه دارم میفهمم رفع ترمز در عمل یعنی چی؟ قبلا برای من فقط اگاهی بود. این ویدئو شما منو انگاری منو بلند کرد و پرت کرد وسط پرعمق. الان من میدونم فقط اگاهی برای اینکه ترمز چیه کافی نیست باید بشینم به قول استاد ذهنمو جراحی کنم و بکشم بیرون ترمزهامو و بعد با اقدام عملی باور درست رو جایگزین کنم.
موضوع بعدی که دوست دارم اینجا بنویسم اینه که من هدف امسالم که در ابتدا سال نوشتم،این بود که خدای من بمن کمک کن ترمزهامو تو رابطه عاطفی و درآمد بالا شناسایی و رفع کنم. اون روز وقتی ویدئو بعدی تون در مورد ترمزهای رابطه عاطفی دیدم ، چسبیدم به سقف و به خدا گفتم ممنون که به استاد جانم گفتی بیان و این ویدئو رو برای من بزارن. هرچی بگم که بخوام حس اون روزم رو توصیف کنم بازهم کمه.
خداای من ممنونم که کنارم هستی به این شدددددت.
استاد من الان تازه دارم میفهمم ترمز یعنی چی و من میدونم الان باید چیکار کنم. و میدونم خدا در قدم بعدی که جهاد اکبر هست برای رفع ترمز کنارمه و بازهم هدایتم میکنه.
ممنونم مممنونم ممنونممممممم بابت همه چی. دوست تون دارم. عاشقتووونم.
خدای من ازت سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
زندگیم مدتهاست با خدایم خیلی قشنگگگگگ شده …..
سلام درود به دوستان هم فرکانسی و استادعزیزم و خانم شایسته مهربان
استاد الانی که جواب دادم شاید ویسو 4-5 باری میشه گوش کردم و تنها خودمو با شخصی که اینجا مثال زدم مقایسه کردم و این مواردی که گفتمو همش تو هرباری که گوش دادم تو ذهنم اومده
امیدوارم خدایی که هرثانیه هدایتم کرده تا اینجا چه خواسته چه ناخواسته جواب سوالمم راحت و واضح بهش برسم و راهی که میخوام مثل شما راحت و گل و بلبل باشه رو پیدا کنم
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من از دوره ای که دیپلم گرفتم دوست داشتم مستقل زندگی کنم تا هر خواسته و هر نیازی دارم خودم به راحت ترین شکل براورده کنم راحت بخرم
و از دوره ی که دیپلم رفتم خیلی کارها امتحان کردم کار کردم از خواسته های کوچیکم این بود هر موقع میخوام راحت هر لباسی دوست دارم بخرم مسافرت راحت به هر کجا میخوام برم گوشی که میخوامو راحت بخرم
اما کلا در حد لباس و مسافرت داخلی درامد داشتم الان که شغل بهتر و پول بیشتر از اون موقع خلق میکنم ولی مسافرتم نمیتونم مثل قبل برم نمیتونم گوشی اخر مدل اپل که یا حتی مدل پایین ترش تا قیمت 4٠-5٠ میلیون رو بخرم
نمیتونم ارایشگاه برم و برای خودم ١٠ میلیون هزینه رنگ مو اینا کنم یا حتی لباس الان بخرم با اینکه کار میکنم بدهکار میشم یا بازم از پدر میگیرم
از پارسال که شغل مشاور املاکی رو من انتخاب کردم شرایطم پارسال خوب بود ولی امسال از اول سال تا همین الان ١4٠٢/5/6 اصلا شرایط مالی به دلخواهم نیست
من کسی بودم که در اطرافیان اولین گوشی اپل رو خریدم اما الان در اطرافم پایین ترین مدلو دارم و واقعا باید عوض کنم
راحت خرید کردن و هر چیزی رو تا زمانی که لذتش رو دارم میخوان داشته باشم ، این خواسته ای هست که من از دوران نوجوانی دارم که بتونم خودم به راحتی برای خودم تهیه کنم
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
یکی از دوستان من که از دوره دوم دبیرستان میشناسم از نظر روابط خانوادگی رابطه خوبی نداشت مثلا با باباش یا داداشاش ، ولی همیشه از نظر مالی با اینکه در سطح متوسط بودن و حتی بالاتر از ما هم نبودن شاید از نظر دارایی خانوادگی ما سطحمون بالاتر باشه ولی شرایط بهتر از من داشت
از دید من هرموقع لباس یا لوازم ارایشی ادکلن هر مدلی به قیمتی که میخواست،میخرید حتی شاید کلا هم تا الان که ٩ ساله میشناسمش 4 بارم به مدت یه ماه شاید سرکار نرفته باشه
ولی زمانی که مسافرت ترکیه میخواست بره داداشاش هزینه کردن رفت ولی من با وجود کارکردن و سرمایه گذاری هنوز نرفتم با اینکه خیلی دوست دارم و الان در اون کشور زندگی میکنه با کسی که دوست بودن و دوستش داشت ازدواج کرد یا حتی هنوزم که ازدواج کرده بازم مشکلی از لحاظ خرید کردن نداره همون لباس همون لوازم ارایشی ، گوشی ایفون ١٣ ، ایرپاد اصل اپل واچ اصل، طلا یجورایی شرایط مالی همیشه براش از نظر من فراهمه
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
بنظر خودم شاید یه باوری که بین من و دوستم هست اینکه اون شاید چون باباش سوپرمارکت داره و همیشه پول نقد و دیده و هرموقع خواسته از دخل برداشته( نمیدنم شاید نظرم بچگانه باشه ) ولی پدر من هر موقع درخواست پول کردم پولو داره میده ولی اولش از کلمه ندارم استفاده میکنه و بارها بحث کردیم باباجان تو که داری میدی تو که تو کارتت پول هست تو جیبت پول نقد هست چرا این کلمه رو میگی و من از این کلمه بیزارم
دلیل دیگش که میتونه ادامه همین قالب از رفتار باشه من همیشه مجبور به هزینه کمتر شدم و چون همیشه با کلمه ندارم روبه رو شدم
مجبور شدم مثلا ادکلن یا ریمل بخرم ولی به نسبت بودجه نه اونی که دلم میخواد
حتی یادمه سال ٩٩ چون میخواستم موهامو رنگ کنم و من سرکار نمیرفتم از بابام پول گرفتم اما چطوری؟!؟؟؟
مثلا ارایشگاه تهران مو رو همونی که میخواست درمیورد هزینش میشد ٢/5٠٠مادرم و پدرم گفتن اووووو چ خبره فلان
یکی از اشناهامون تو رشت رنگ کار بود
از اون مثلا پرسیدیم دکلره گفت 5٠٠ میگیره
حالا من ذوق رنگ کردن رفتم شمال
٢٠٠-٣٠٠ هزینه رفت و برگشت
5٠٠-6٠٠ هزینه رنگ اینا فکنم شد
قشنگ موهامو خراب کردم اون رنگی که میخواستمم نشد خلاصه اومد تهران، رنگ دلخواهم نبود هی 5٠ تومن میدادم رنگساژ میکردم
تا اینکه عروسی داداشم شد گفتم من اینجوری نمیام اصلا دوسش ندارم موقع عروسی ٢ تومن یا بیشتر یادم نیست تازه بهم دادن رفتم پیش همونی که از اول میخواستم برم ، دوباره دکلره کردم موهام بیشتراسیب دید ولی یکم بهتر شدرنگش
و کلللی هم بیشتر هزینه کردم در صورتی که اون پول بود داشتن ،چون انقد بابام گفته ندارم مامانمم باور قالب ذهنش شده اون تایم بهم ندادن و از نظرشون زیاد بود مجبور شدن هم بیشتر هزینه کنن و من هم موهام اسیب بیشتر دید
اما دوستم همیشه پول میومد براش از داداشاش از بابا میخواست راحت میدادن حتی یادمه مبل ٣ نفره خوشش اومد راحت رفت سفارش داد رفتیم گرفتیم اوردیم یعنی اگرم کم میورد کاری میکرد بدهکار میشد با بهونه مختلف زنگ میزد بیشتر به داداشاش براش میزدن تسویه میکرد
امااااا من همیشه دوست داشتم به همین راحتی خرج کنم به همین دلیل چندتا شغل رفتم و عوض کردم امااا الان شرایطم بدتر شده
خدایا هدایتم کن به راه انان که نعمت داده ای
در پناه حق
به نام خداوند غفور و رحیم
سلام به همه دوستان
◀رسیدن به این فایل برام هدایتی بود و در پاسخ به خواسته ام بود که خداوند هدایتم کرد
و این یه ردپا هست که برگردم و تغییرات خودم رو بسنجم
🟠 سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
🟢سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
🟣سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
بحث مالی :
🟠از لحاظ مالی علاقه زیادی به پول سازی دارم . با کارگری شروع کردم و انواع و اقسام کارها رو انجام دادم . برای داشتن درآمد بهتر در چندین شهر ایران کار و زندگی کردم و سالهاست که دورم . مهارت هام رو افزایش دادم و اون کارهایی که خوشم نیومد و رفتم داخلش کار کردم و یاد گرفتم . حتا از 5 صبح تا 11 شب کار کردم به امید داشتن درامد خوب . چه کار سخت چه درامد دلاری رو هم داشتم . شاید رزومه کاری منو کمتر کسی تو اطرافیانم داشته باشه اما از لحاظ مالی پیشرفت نکردم و همیشه مثل قطره چکان برام پول میومد و بی پول میشدم.
🟢در تمام اطرافیان از دوستای نزدیک و بچه های دانشگاه و کسایی که هم سن من هستن و ارتباط و وضعیتی مالی شون رو دیدم خداروشکر پیشرفت کردند با اینکه هیچ کدوم کارهایی که من انجام دادم از سختی ها و شهرهای متنوعی و افراد متنوع و مهارت هایم مختلف رو تجزبه نکردن و از همون شهر کوچک به خونه و ماشین و ازدواج کردن و در وضعیت مالی خوبی هستن. ولی من به این در و اون در زدم اما به اندازه تلاشم رشد نکردم
🟣 باورهای محدود کننده که دارم و تا الان شناسایی کردم
همیشه تو خونه بحث مالی بود و مادرم التماس میکرد به پدرم که پول بده و حالم همیشه گرفته بود و دوست نداشتم اینقدر از بی پولی صحبت بشه
اول اینکه پول داشتن دردسر داره و این الگو رو از پدرم دیدم و به واسطه ای که به محسوس در ارتباط و کارهاش شریک بودم زجر کشیدنش و اینکه پول باعث ناراحتی و بلای جونش شده رو دیدم از پول حس بدی گرفتم و گفتم من نمیخوام اینطوری زندگی کنم که زجر بکشم .این الگو توی ذهنم بد تاثیری گذاشت.
دومین اینکه همین حال خوب و سادگی رو برام لذت بخش تر شده و بازهم فکر میکنم خونه و ماشین باید درگیر باشی و اینکه دوست ندارم یکجا ثابت بشم پس پول بدردم نمیخوره.
سوم پول ساختن سخته. این الگو برام تکرار میشد کارهای سخت و طاقت فرسا و پول به سختی در میومد و اما چند کار اخر خیلی روم فشار اومد و این توی ذهنم شکل گرفت که پول دراوردن سخته اقاجان پول نخواستم دارم داغون میشم برای یه لقمه نون و مقاومت سختی تو ذهنم شکل گرفت که خودمم حسش میکنم .خصوصا بقیه همکارام مثل خودم افراد از بی پولی و بدبختی میگفتن شعله های اتش رو زیاد میکردن و همه جا بحث مالی مطرح هست الگوی بدی بهم تزریق کرده
—————————————————————————————————————————————————-
بحث روابط :
🟠موقعی که سنم پایین تر بود خیلی دوست داشتم که رابطه رو تجربه کنم اما عزت نفس بسیار پایینی داشتم ولی دوست داشتم رابطه داشتن رو تجربه کنم و همیشه توی ذهنم جنجال بود که نمیتونی و باعث میشد سالها خودم رو سرکوب کنم این باعث شد اعتماد به نفس و احساس لیاقت رو بیشتر از دست بدم و بعدا برم تو فاز ترس و خجالت کشیدن و اینکه چندبار تلاش میکردم اما به در بسته میخوردم و این فکر رو توی سرم میاورد که من به درد نمیخورم. زیبا نیستم .و.. اینا باعث شده که نتونم بفهمم که واقعا من از رابطه چی میخوام و چطور باید فکر کنم
🟢دوستان نزدیکم رو میدیدم که از همین تجربه روابط و درگیر بودن در روابط باهم که صحبت میکردیم بهتر میدونستن که چه اخلاقی رو میپسندن و در نهایت خداروشکر ازدواج خوبی دارن و من میدیدم که چطور مدیریت دارن توی زندگی و پخته و بالانس عمل میکنند. و در عوض الگو میدیدم که فقط سر سفره عقد همو دیده بودن و به ناچاری زندگی رو ادامه میدادن.
🟣مهم ترین ترمزی که دارم خودباوری یا همون اعتماد به نفس هست که ترس و خجالت دارم که برم درخواست بدم و در کنارش ذهنم بهانه تراشی میکنه که پول ندارم که واسه کسی خرج کنم و همیشه توی ذهنم میاد که این کارا خرج داره یا حوصله جواب دادن و توضیح دادن به بقیه و چک کردن اونا و همیشه باهم بودن و قر وفر هاشو ندارم.
خودمو لایق نمیدونم و ذهنم نجوا میده که بیخیال همینجوری تنهایی بهتره و از مسیر دور میشی .
———————————————————————————————————————————————————–
بحث مهاجرت
🟠یکی از آرزوهایی که از تقریبا از سن کم به خاطر علاقه تماشای فیلم های امریکایی و فرهنگشون داشتم این بود که برم امریکا زندگی گنم و توی لاتاری شرکت کردم و کلیپ های امریکا رو میدیدم . در مورد امریکا میخوندم پاسپورت گرفتم . با وکیل مهاجرتی صحبت کردم که اول بیام کانادا و بعد برم امریکا چون باورم این بود که راه رسیدن به امریکا از کاناداست و دوستم هم اونجا بیزنس ران کرده و رفته و قرار شد باهم کار کنیم و کارهاش رو انجام دادم اما من استپ خوردم
🟢دوستم رو دیدم که به راحتی کاراش جور شد و خانوادش رفتن و ایرانی هایی که باهاشون اشنا شدم و میپرسیدم که شرایط اونجا چیه و برخی به راحتی و با سن کم از ایران میرفتن و اونجا زندگی میکردن و منم حسرت میخوردم
🟣باورهای محدود کننده ای که دارم این بود که زبان بلد نیستم که باهاشون ارتباط بگیرم یا اینکه برم اونجا باید چکار انجام بدم و کارهای اقامتی و اداری اونجا چطوریه یا اینکه واسه پول باید چکار کنم اگه بی پول شدم چی ؟ . یا توی ذهنم میگم من که جایی رو نمیشناسم که ساکن باشم
————————————————————————————————————————————————————————————————————
wishing you all the best
به نام پروردگار قدرتمند و هدایتگرم.
سلامی گرم به همه دوستان و اساتید در این سایت الهی…
استاد جان،
اول اینکه کلی تحسینتون کردم به خاطر این تیپ خفن و هیکل رؤیایی و زیباتون.
واقعاً لذت بردم.
و عکس این فایل رو دانلودش کردم و گذاشتم قاطیِ عکسهای هدفهام تا بتونم به لطف الله ، یه روزی ببینمت ، بغلت کنم ، ماچت کنم و کللللللی از نتایج فوقالعاده م و هدایتهام رو دونه به دونه و عشق برات تعریف کنم و لذتشو ببریم.
واقعاً سپاسگزارتم استاد عزیزم
سپاسگزارم
بریم سراغ فایل و قدم زدن توی ای بهشت برین و پاسخ به سوالی که استاد امر فرمودند که توی کامنت ها جواب بدیم…
بزن بریم…
سوال اینه:
چه هدف یا هدفهایی رو انتخاب کردید تا الان ، و براش تلاش کردید خیلی زیاد ولی محقق نشده
هنوز ؟؟ یا خیلی زمان برده که محقق بشه یا هنوز محقق نشده یا هنوز به اون نتیجهی دلخواهتون نرسیده؟؟ در عین حال که خیلی تلاش کردید؟؟؟
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من فایل رو استپ کردم اول جوابم رو مینویسم و بعد ادامه…
من هدفهای زیادی رو در برهههای مختلف انتخاب کردم در سالهای گذشته ائم از::
هدفهای مالی
هدفهایی توی بحث روابط
که بولدترینشون هستند و مخصوصاً برای موارد مالی تلاشهای طاقتفرسای زیادی کردم ( البته منهای این صدو ده بیست روز که دارم رو خودم تمرکزی کار میکنم) ؛ که واقعاً تلاش کردم و بهشون نرسیدم.
از نظر شغلی و کاری و تلاشهای طاقتفرسا
ولی نتیجه صفر بوده واقعاً
بعضی وقتها هم اوضاع سختتر هم میشده که بهتر نشده..
این جواب سوال اول «
بریم دوباره سراغ فایل ببینیم استاد عزیز چه میفرمایند..
استاد مخالفت خودش رو در این مورد اعلام میکنه که آقا ،
من مخالف این موضوع هستم که میگویند
یک هدف انتخاب کن
برای اون هدف تمام تلاشت رو بذار
و اونقدر ادامه بده تا به نتیجه دلخواهت برسی
پس من از این چندتا جمله این رو متوجه شدم که این مسیر مسیر درستی نیست
و من باید فایل رو پلی کنم و به راه حل استاد گوش بدم
بریم ببینیم چی میشه..
آره منم خیلی وقتها فقط هدف نوشتم
ولی دنبال روزمرگیهام رفتم و نتیجه هیچ..
حالا شرایط الان من::
من سالها دنبال موفق شدن بودم
ولی ،
تمرکزم و توجهم نامناسب بود
وقتم رو بیهوده میگذرونم
تلاشهام برای رفع گرفتاریهام بود
و
و
و
و
هزارتا کار بیهوده دیگه
و الآن ،
سه چهار ماه هست که تمااااام وقت آزادم رو گذاشتم روی تغییر باورهای
کار کردن روی دورههای استاد
هدفگذاری
کار کردن روی جنبههای مختلف زندگی خودم طبق آموزههای استادم
و
و
و
کلی کارهای دیگه که دارم انجامشون میدم و یک سری نتیجه های عالی و الهام بخش از نظر خودم گرفتهام
که توی کامنتهای دیگم درموردشون گفتهام .
ولی سوال دوم
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
هدفهایی که الان من برا خودم گذاشتم رو این پایین چندتاشون که ذهنم یاری میکنه مینویسم
چون فهرستش طولانیه ،
موفقیت مالی ( با جزییات)
درآمدهای روبه رشد ماهیانه
ماشین ( چندین تا)
خونه ( چندین تا و با جزییات)
موفقیت در موسیقی ( در چند رشته مختلفش)
پیدا شدن یک رابطه رؤیایی ( از همه نظر)
عزت نفسم
خرید دورههای آموزشی استاد
رابطم با خدای مهربانم (بحثِ توحیدی عمل کردن)
راحتی و روانی و آسودگی در زندگیم
سپاسگزاری ( در هر لحظه)
و
و
و
و
و
و
استاد فرمودند کسانی رو بنویسید ،که به راحتی به اون چیزهایی که شما برای رسیدن به اون هدف تلاشهای زیادی کردید و نرسیدید ، و اونها رسیدند رو ،با جزییات بنویسید.
من یه نمونه خیییییلی بارز دارم
من سالهای سال هست که نانوا هستم
و یه فوق حرفه ای توی این شغل
هیچ وقت به اون جای دلخواه توی شغلم نرسیدم
ولی یه نفر توی شهرمون هست که با چندسال کار تونسته یه کارگاه موفق توی زمینه پخش نان داشته باشه
و خودشم نانوا نیست. کسانی دیگه براش کار میکنند.
و از اتفاق من یکی دو سال هست که دارم برای اون کار میکنم( که اینم چکش جهان حساب میشه که زده تو سرم تا بیدار بشم)
خلاصه
حالا من که بهشون گفتهام تا آخر امسال که قراردادم تموم میشه بیشتر نمیمونم
و دارم با قدرت روی این موضوع که پاشنه آشیلم هست کار میکنم تا با یاری خداوند متعال و استفاده از آموزشهای استاد بتونم کسب و کار خودم رو در زمینه علایقم راهاندازی کنم.
و تا الانش به لطف خداوند خوب بوده
درهای جدید داره باز میشه
خلاصه اینم یه نمونه بارز برای جواب به سوال دومِ استاد عزیزم ..
توی ادامه این فایل خیییییییلی نمونههای دیگه توی حرفهای استاد اومدم تو ذهنم
که من نرسیدم ولی خیلیا به راحتی رسیدن
مثلاً توی روابط خیلی همیشه خودمو مراقبت کردم که درگیر رابطه نامشروع نشم
و هنوز هم رابطه ای نیست با اینکه سی و پنج سال سن دارم
ولی خیلیا رو میشناسم بییئیییخیال و بی تفاوتند خیلی رابطه های مختلف رو داشتند، ولی الآنم رابطهی خوبی را دارند تجربه میکنند.و و و و …
حالا جواب استاد:
جواب توی استعارهی گاز و ترمزه
گاز و ترمز
میخواسته ام ولی ترمز داشتم
پول خواسته ام ولی پام رو ترمزه
رابطه خواسته ام ولی پام رو ترمزه
وااااااااااااااای استاد
چه کردی امشب با ذهن من!!!!؟؟؟
باورها رو گفتی و من قلبم تند تند شروع کردن زدن..
وااااااااااااااای استاد عزیزم
سپاسگزارتم استاد جان عزیزم
و سوال فوقالعاده آخر::
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
خداوندا سپاسگزارم
خداوند هزاران بار سپاسگزارتم
این فایل استاد من رو زیر و رو کرد.
این ترمزها منو کشته
این ترمزها رو با چندتا سوال واقعاً میشد پیدا کنی؟؟؟!!!
واقعاً به همین راحتی؟؟
استاد تو قلب منی
من ترمزهام و افکار محدود کنندم رو تو همین فایل توی صحبتهای استاد چندتاشون رو پیدا کردم.
مینویسمشون..
مالی::
من با افراد موفق اطراف خودم که آشنا بودند ، کنتاک داشتم و حسادت میکردم
و حرص می خوردم
و نمیتونستم تحسین کنم
من با پول رفیق نبودم و با این دوره ی طولانی کار کردن روی خودم عاااااشق پول شده ام
و نشونه هاش رو همین چند روزه دیدم
پس یکی از ترمزهام همین بوده
که با پول و موفقیت افراد مشکل داشتم
والان به لطف خداوند خیییییییلی بهتر شدم
در مورد رابطه با یک فرد فوقالعاده
من ترمزی که پیدا کردم
فقط نداشتن احساس لیاقت در این مورد هستش
خداوندا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
و این هدایت و الهامات خدای منه
باورتون میشه این فایل نشانه ی امروزم بود
خواستم ببینم و بخوابم
که قلبم گفت همینه
باید این تمرین رو هم مثل تمرینهای امروزت که براش وقت گذاشتی و انجامشون دادی، وقت بگذاری و با تمرکز انجامش بدی
و منم گفتم چشم
و این فایل 33 دقیقه بود ولی یک ساعت و نیم طول کشید
چندین بار استپ و نوشتن و دوباره و دوباره
خدایااااااااا سپاسگزارم ️
باید بشینم توی دفترم ترمزهام رو بنویسم
همشو
استاد عزیزم سپاسگزارم
بچه های سایت سپاسگزارم
خانم شایسته با فیلم گرفتن عالیت سپاسگزارتم
استاد مرسی
به خدای مهربان میسپارمتون
در پناه خدای یکتا شاد و ثروتمند و پا به روی گاز، و با هدایتهای الهی خوشبختی رو تجربه کنید…
الله نگهدار ️️
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم..
ممنونم وسپاسگزار، استاد جانم که با تهیه این فایلهای پراز عشق، تلاش میکنید مارو به چالش بکشید،اینکه من هر روز بیام سایت در کنار گوش دادن فایلهای دوره ها و خوندن کامنتها و کامنت گذاشتن و تمرکز روی خودم و بالا نگهداشتن سطح فرکانس وآگاهیهام،با فایلهای جدید وپر چالشی روبرو میشم که کمکم میکنه خودم رو بسنجم، ببینم اصلا کجای کارم، کجای راهم، چون اگه خودم این سوالات رو از خودم بکنم معلومه که ذهن نجواگرم کلی دلیل وبرهان میاره تا بازی به نفع من تموم و فیصله پیدا کنه، اما وقتی استاد از شاگرد این سوالات رو داشته باشه، شاگرد خودش رو موظف میدونه صادقانه جواب بده یعنی رجوع کنه به درون خودش و خودش رو کنکاش کنه وبریزه بیرون….
سوال اول….چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
در مورد سوال اول باید بگم خیلی وقته با فراگرفتن قوانین وبه کار گیری قوانین توی امورات زندگیم، برای من هیچ کاری نشد نداره، یعنی اصلا سوال بی جواب وکار نشدنی برای من وجود نداره، چون من باتوجه به قانون تکامل، باتوجه به تغییراتی که توی باورهام به وجود اومده در مورد خواسته هام و قوانین جهان هستی و درک وجود فرکانسها، بادر نظر گرفتن شرایطم وقتی بخوام یعنی صد درصد بخوام کاریو انجام بدم به راحتی انجامش میدم، وتوی 90 درصد هم نتیجه عالی میگیریم، چرا؟؟
چون من فقط ایده هایی رو اجرایی میکنم که توسط الهاماتم بهم گفته شده، نه فقط صرفا برم دنبال رویاها و ارزوهای بزرگ ودوردرازم…
یه مثال میزنم، من میخواستم توی حرفه ای که دوست دارم یه دوره آموزشی ببینم که باید از رشت میرفتم تهران وچند روز توی هتل یا مسافرخونه می موندم تا بتونم توی آموزشگاه شرکت کنم و دوره رو بگذرونم، اما از اونجایی که انجام اینکار برام هزینه بر زمان بر و یه کم نسبت به شرایطم سخت به نظر میرسید، خواسته ام رو دقیقا توی تمرین ستاره قطبیم نوشتم، به این صورت که خدای خوبم من نیاز دارم که این دوره رو بگذرونم و فکر میکنم خیلی خیلی برای من مفید هست ومنو ارتقاء میده، اما از اونجا که من نمیدونم بهترین برای من چطور معنا میشه، از شما خدای خوبم میخوام که از بهترین طریق منو آموزش بدی، چند روز گذشت و من از یه طریق خیلی راحت وآسون تونستم همون دوره رو به صورت مجازی دریافت کنم، واز طریق سایت وبا مبلغی حدود 80 درصد ارزانتر وکمتر از اون هزینه ای که باید میرفتم وعملی اون آموزشهارو میدیدم، تو دوره ها شرکت کردم وبسیار بسیار هم راضی هستم…خدارو صدهزار مرتبه شکر
حرفهای شمارو که باید با طلاء نوشت و شما الگوی همیشگی زندگی من هستید ومنم همیشه سعی میکنم اونچه که به ما می آموزید رو وحی منزل بدونم، وقتی سیدحسین عباسمنش میگه فرکانس همه چیزه، کنترل ذهن همه چیزه((یعنی تقوا داشتن))) خب واقعا درسته، ومنم کلا اموراتم رو اینطوری پیش میبرم، درخواست میکنم، هدایت می خوام،سعی میکنم نسبت به الهامات وایده ها هوشیار باشم و اگه با شرایطم تطابق داشت سریعا بهش عمل میکنم و از نظر من به قول شما اصلا هم نیاز به تلاش زیاد وزجر کشیدن نداره…
نصف راهو میشه راحت با همون ایمان و تجسم خلاق پیش رفت، نصف دیگشم باخدا شراکتی، که از اون نصف بیشتر سهم خداست…همینقدر راحت
سوال دوم…چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
خب در مورد جواب سوال دوم، من چندتا مورد می شناسم که توحیطه کاری من،یه روزی شروع کردن به تلاش کردن، و الان جزء افراد برتر توی حیطه ی کاری خودشون هستند وهمزمان هم کسایی بودن که از همون زمان تا به امروز یا اصلا هیچ پیشرفتی نداشتند، یا از اون حرفه اومدن بیرون، ویا شکست خوردند وکلا سرخورده شدن ومیگن نمیشده ، بدون پارتی، بدون پول وسرمایه زیاد، با داشتن بچه، با داشتن شوهر، با داشتن فلان شرایط اصلا امکانش وجود نداشته و با همین توجیهات ترجیح دادند بی خیال هدف وخواستشون بشن و به جای پیشرفت وترقی،در جا زدن رو، ویا درآمد کم توی شغلی که دوست ندارند رو تجربه کنند..
حالا بریم سراغ اون شخصی که از نظر من پیشرفت کرد وحالا برای منم الگو شده، ایشون یه روزی خانه دار بوده، وهمسرشون مخالف کار کردن ایشون توبیرون خونه بودن، اما ایشون کم کم با تمرین قانون برانگیختگی در روابط حالا به صورت نااگاهانه تونسته همسرشون رو راضی کنه که راننده اسنپ بشن و بعدش باپولهایی که پس انداز میکردن میرفتن تو حیطه ی حرفه ای که دوست داشتند آموزش می دیدند، و کم کم طوری قوی شدند که تونستند توی حرفه ی مورد علاقشون مشغول به کار بشند وحالا بعد حدود 5و6 سال ایشون توی حرفشون یه شخص مطرح والبته کاربلد هستند شکر خدا…
سوال سوم..چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
همون زمان من چیکار کردم؟؟ من به واسطه ی باورهای اشتباه ونادرستم، باور اینکه هرچی بیرون کار کردم بسه، اصلا مگه میخوام چیکار اینهمه تلاش و کار رو, سخته، نمیشه، باید کلی زجر بکشی، از تفریحت بزنی، مدام باید با آدمها درگیر باشی، حالا تو دنیا پره از خانومهایی که تواین حرفه هستند من نباشم مگه چی میشی، مگه همه باید به آرزوهاشون برسند، اصلا ازدواج کنم شوهرم خرجمو بده بهتره و…..هزارتا دلیل وبرهان دیگه ، از حرفه ای که نه تنها دوستش داشتم بلکه عاشقش هم بودم وهستم کنار کشیدم وآرزوهامو به دست فراموشی دادم تا زمانیکه الان چند ماهه به لطف کارکرد 12 قدم شروع کردم و دارم به لطف الله خوب پیش میرم، باعشق وعلاقه، با درک قوانین جهان هستی،درک قانون تکامل و البته انجام صد درصد سهم ونقشم برای پیشرفت و ارتقاء هر روزه خودم واینکه تا به خواسته ام نرسم از پانشینم..با امید به الله مهربان
یه فرق خیلی خیلی بزرگ هست بین افرادی که تلاش میکنند وموفق میشن وافرادیکه با تلاشهای زیاد به اهدافشون نمی رسند، اونم اینه که آدمهای موفق با کوچیکترین پیشرفت ،انگیزه میگیرن و باقدرت سپاسگزارانه وباعشق،ادامه میدند واز شکست ها نمی ترسند و کم نمیارن..
اما افراد ناموفق، اصلا پیشرفتهای کوچیک رو نمی بینند وبا کوچیکترین مشکل ومانع کم میارن و جا میزنن و شکست رو خودشون به خودشون هدیه میدن….
انشالله که به لطف الله همواره توی این مسیر پرخیروبرکت هممون ثابت قدم باشیم
سلام خدمت دوستان عزیز
1_چه هدفی انتخاب کردم که فعلا به آن نرسیدم؟ خرید خانه
2_چه کسی هست که زود تر از من و راحت تر به هدف من رسیده است ؟ داماد،و چندتا از دوستانم
3_چه باور هایی و یا ترمز هایی هست که اجازه رسید به اون خاسته رو بهم نمیده ؟
1_خرید خانه پول خیلی زیاد میخاهد
2_شاید چند سال طول بکشه تا من بتونم خونه بخرم
3_خرید خانه کار سختی است
4_هر موقع من پول خرید خانه دارم تورم زیاد میشه و پول من به خرید خانه نمیرسه
5_هر کس خانه داره از پدرش به ارث رسیده
6_چرا پدر من به من خانه نمیدهد
7_هر کس خودش خانه خریده چندین سال کار کرده
8_سن من برای خرید خانه کم است
9_چون ازدواج نکردم نمیتوانم خانه بخرم و حتما باید ازدواج کنم
10_اگر خانه خریدم تنهایی بهم خوش نمیگذره
11_وسایل خونه گرونه
12_جایی که من میخاهم خانه بخرم در حد و اندازه من نیست
اینهمه باور محدود کننده در بارهی خرید خانه دارم
دوستان اگر که امکان داره منو راهنمایی کنید تا بتونم باور هام رو در مورد خرید خانه درست کنم
سلام دوست عزیز
به نظر من کاری که خودم انجام دادم این بود که من دفترم رو برداشتم و لیستی از نعمتهایی که دارم و حتی به راحتی به دست آوردم رو نوشتم و شکرگزاری کردم و یه جورایی تمرکزی رفتم روی کوچکتربن نعمتهایی که دارم و حتی اتفاقات و مثبتی که برام می افتاد حتی شنیدن یه حرف خوب نگاه با محبت یا یه لبخند یا به قول استاد خوردن غذایی که دلم میخواست توسط مادرم یا هرجایی دیگه…یکم آروم بگیرید و نگاهتونو بزارید روی نعمتهایی که بدون پرداخت هزینه خداوند به شما داده و شما هیچ کاری هیچ هزینه ایی براش نداشتید
و فکر میکنم یواش یواش نعمتها و برکات از هر سمت و سویی جاری میشه توی زندگیتون و درها باز میشه و در زمان درست در مکان درست خواهید بود برای خرید هرچیزی یا هرکاری که دارید
امیدوارم تونسته باشم کمکی کنم در پناه تنها فرمانروای جهان باشید
سلام
استاد خوشتیپم با تصویر فواره ابشاری و مریم زیبا که داره برامون فیلم میگیره
اول جواب سوالا رو میدم بعد مابقی فایل وگوش میدم
1-چه خواسته یا هدفی داری و داشتی که با تلاش بسیار هنوز بهش نرسیدی ؟
جواب : هدفم درامد مالی ازادی مالی و زمانی بود که از شروع فعالیتم هم اهداف دیگری رو شروع کردم اما این هدف همیشه بود و براش به خیال خودم تلاش میکردم و متوجه شدم اصلا تلاش فیزیکی درکار نیست من باید تلاش ذهنی براش انجام بدم چون شغل های مختلفی امتحان کردم ساعت کاری های مختلف اما هیچکدوم نتیجه در بر نداشت تنها اقدام جدی برای تلاش ذهنی م گوش دادن به فایل های ثروت و خرید روانشناسی ثروت هستش
2- چه افرادی میشناسی که با وجود تلاش کمتر بسادگی به همان خواسته رسیدن ؟
جواب : خیلی از دوستان و اشنایان بمرور الگوی خوبی برای من شدن در جهت ادامه دادن که اون اوایل یا من در فرکانس دیدن اونا نبودم یا اغلب شانس و بهانه رسیدن به خواسته هاشون میدیدم و یا ذهنم دنبال بهانه های خاص میگشت برای رسیدن اونها بطور مثال ما یه فامیلی داریم که تمام مجردی هاش هر لحظه با ما بود و تمام تفریحاتمون باهم وضع مالی خوبی داشتن و دارن بعد ایشون با یه اقای بسیار موفق و ثروتمند ازدواج کردن ذهنم قبلن میگفت خوب خودشونم پولدار بودن که با این فرد ازدواج کرد در صورتی که محل زندگی پدر و مادرش وضع مالیشون فقط یک درصد اوضاع مالی این اقا بود و بعدها که بیشتر روی خودم کار کردم متوجه شدم دوستم که همین فامیل دور ما هست بدلیل یسری تضادهایی که در روابطش ایجاد شده بود تصمیم گرفته بود روی خودش کار کنه مشاوره میرفت و خلاصه هم احساس لیاقت و هم عزت نفسش جوری بیشتر شد و اوضاع رفتاریش تغییر کرد که پاداش جهان بهش هم همسر بسیار خوب که مطابق چیزهایی که دوس داشت همیشه باشه بود و هست و هم اوضاع مالیش خدا رو شکر خیلی خوبه و خدا رو هزاران بار شکر میکنم که ما هنوزم باهم رفت و امد داریم و من از نزدیک میتونم این الکوها رو ببینم و تایید کنم و چقدر از بین صحبتهای همسرشون میتونم رد پای قانون و ببینم و باورهاش و برای خودم تایید کنم یدونش از مثال هاش و میگم چون بتازگی هم راجع بهش صحبت شد همین دوست ما همسرشون با سرمایه خودش برای ایشون دفتر زده دوستم داشت از ترسهاش میگفت ازینکه بعد گذشت چند وقت هنوز سود نداشتن بعد بخاطر یه موضوعی که در دفترش با کارمنداش بوجود اومده بود و ضررها داشت ناامید میشد برای ادامه کار که با همسرش صحبت کرده و گفته من هیچ کار مفیدی که باعث سوددهی بشه انجام ندادم و ازین صحبتها همسرش هم در جواب این حرف و زد« گفت تو چرا ازین زاویه نگاه میکنی که با تاسیس این دفتر هیچ کاری هم نکردی حداقل به کلی ادم نون رسوندی» اصلا منپ خپاهرم که این حرف و شنیدیم یه لحظه بهم میخکوب نکاه کردیم تایید قانون و استفاده قوانین برای همه یکسانه هرکس اندازه نوع باورش
سوال سوم :
ترمزها م اینقدر تو این زمینه زیاده که دونه دونه ش و باید روش کلی کار کنم هرکدوم اندازه دهها خط براش میشه نوشت بزرگترینش هم شرک هست ترس از کمبود نادیده گرفتن تواناییم و…
چنتاش در جریان قرار گرفتن متوجه شدم که پوچ هست مثل کار فیزیکی بیشتر ساعت کاری زیادتر فهمیدم نه تنها تاثیر نداره بلکه خیلی ها رو میشناسم که با ساعت خیلی خیلی کمتر فعالیت های هشتاد درصد کمتر از من درامدشون صد در صد از من بیشتره
یا مثلا ترمز استعداد کافی
ترمز فعالیت جسمانی
ترمز دست زیاده تو فلان کار
ترمز سرمایه و…. همش و من در زمینه مالی متاسفانه دارم ️
پس تلاش ذهنی و باورهامو بیشتر میکنم تا براحتی به خواسته م برسم نه با سختی و قدمهامو براش بردارم ممنون استاد عزیزم ️
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر استاد و مریم عزیزم
سلام بر دوستان پاکم
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من دو تا هدف مهم برای خودم از 19 سالگی تعریف کردم اما هنوز بهشون نرسیدم و دلیل نرسیدن هم ب لطف الله کاملا برام واضح شده.
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
تمام دوستانی ک داشتم و دارم و خیلی از افرادی ک میبینم با حتی نصف تلاشهای من ب نتیجه
رسیده اند.
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
اولین ترمزی ک دارم کمالگرایی هست ک از بچگی همراهم شده و باعث میشه تلاشهای خودم را نبینم و همیشه در نظرم کمه و باید بیشتر تلاش کنم، همین باور غلط باعث شده علمم از اطرافیانم خیلی بیشتر باشه ولی اون علم بالفعل نشه و من نتیجه اش را در کارهام نبینم، پس خیلی از دوستانم چون کمالگرا نبودن نصف من یا حتی کمتر تلاش کردند و میکنند و نتیجه میگیرند، چیزی ک امروز دارم روش کار میکنم اینه کمالگرایی را حل کنم و بهبودگرا باشم و میبینم ک من هر روز در حال تلاشم پس من هم ب لطف الله نتیجه میگیرم چون دارم روی خودم و باورهام کار میکنم.
دومین دلیل کمبود عزت نفس و احساس لیاقت هست، من همیشه دیگران را در نظر خودم بالا بردم و از موفقیتهاشون برای خودم کاخ ساختم در صورتیکه باید برعکس عمل کنم باید خودم را ببینم و موفقیتهای خودم را تحسین کنم و این را بدونم ک دیگران اگر موفق شدند من هم میتونم و این یک موضوع بدیهی هست ک من هم نتیجه تلاشهام را بگیرم.آری من میتوانم.
سومین دلیل ترس از نشدنها و شکستها و قضاوتهاست
برای این مورد باید ایمانم را تقویت کنم و بدونم املای بدون غلط وجود نداره پس طبیعی هست ک وقتی دارم حرکت میکنم اشتباه کنم ولی میتونم حلشون کنم و نتایج را بهتر و بهتر کنم اما این مورد رخ نمیده مگر شروع ب حرکت کنم. ضمنا در مورد ازدواجم هم هر چی تا بحال شکست تلقی کردم تجربه هایی و تضادهایی بوده ک من را ب خواسته ام نزدیکتر کرده است.
الهی شکرت ک راه را نشونم میدی و همواره هدایتم میکنی
عاشقتمممم
دوستت دارم
سلام،من یک دیدگاه کلی عرض میکنم،من با استفاده از آموزه های سایت نتایجی در روابط بدست آوردم که خیلی راضی هستم،تجربه ای که در این زمینه بدست آوردم اینه که تا زمانی که مینویسم نتاجی پایدارتره ولی وقتی که وقفه ای در نوشتن ایجاد میشه با وجود اینکه در کنترل ذهنم تلاش دارم نتایجم خدشه دار میشن،بنابراین به این نتیجه رسیدم که با نوشتن، اون احساس خوب که شاه کلید هست ایجاد میشه و علت پایدار بودن نتایج هم همون احساس خوبه که موقع نوشتن ایجاد شده.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان گلم
استاد لذت بردم از این فایل .من بارها تو زندگیم هدفگذاری کردم اما هیچ وقت به نتیجه نرسیده چند روز اول باذوق شروع کردم اما بعداز یه مدت ناامید میشدم و رهاش میکردم وباز دوباره میگفتم ایندفعه دیگه حتما ادامه میدم سعی کردم به قول شما استاد عزیز یه هدف کوتاه مدت انتخاب کنم وادامش بدم ونتیجه بگیرم و بعد برم سراغ هدف بعدی یه هدف 21 روزه رو شروع کردم و به نتیجه رسید.خداروشکر خیلی خوب شد و الان دارم لذت اون نتیجه رو میبینم.اما هدفهای زیادی دارم که در بلندمدت به نتیجه میرسه سخته. کنترل ذهن اما همه سعی خودمو دارم میکنم که ذهنمو کنترل کنم ممنون از شما که این خانواده صمیمی رو تشکیل دادین ومنم عضو ای خانواده ام باتشکر از شما استاد عزیز در پناه الله یکتا