چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 66
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام خدمت استاد عزیز.
اینکه آیا فردی رو میشناسم که در مدت زمان کمتر از من با انرژی کمتر از من تونسته به هدفی که من داشتم برسه، بله میشناسم. خیلی هم میشناسم. افرادی هستن در یوتیوب که کمتر از یکسال شروع به فعالیت کردن و تونستن موفقیت های عالی رو بدست بیارن حتی افرادی رو دیدم که با ویدیو اولشون ماناتایز شدن و به درآمد رسیدن، شاید حوزهکاریمون شبیه به هم نبوده اما این اتفاق برای کانالشون افتاده و حتی فردی رو میشناسم که دیرتر از من در یوتیوب در حوزه کاری خودم فعالیت کرده و تونسته هزاران دنبال کننده واچ تایم و درآمد دلاری عالی رو داشته باشه و اون هم در ایران هست و هم از نظر مهارتی سطح جفتمون بالا هست و میخواستم اینو بگم که بله من افرادی رو میشناسم که در کمتر از مدت زمانی که من در یوتیوب و سایت شخصی فعالیت میکنم فعالیت میکنن و هزاران فروش و درآمد عالی با قیمت های چند برابر من تونستن دریافت کنن و اینها نشون میده منی که دارم تلاش میکنم و حرکت میکنم و دوره ها آماده کردم و ویدیوها آماده کردم ولی نتیجه خیلی کمتر از تلاشم بوده گویا این هست که ترمزهایی وجود داره.
به نظرم چه باورهای محدود کنندهای دارم که منجر به این موضوع شده؟ نمیدونم چه باور و ترمزی باعث این موضوع شده ولی الان یک چیزی رو خدا به سمتش من رو هدایت کرد که در این برهه نیاز داشتم و اونم اینه که انگیزهام رو بالا نگهدارم و صبح به محض بیدار شدن فایل انگیزشی 3 استاد رو نگاه میکنم و تشویق میشم که حرکت کنم و سرجام نشیم و بهم ایمان و امید و حس خوب میده و همین حس خوب یعنی اینکه من در مسیر درست هستم و باید ادامه بدم و ترمزهامم برطرف کنم و بفهمم واقعا چه باوری دارم که منجر به هدایت به مسیر درست نشده در صورتی که با استفاده از این فایل استاد متوجه شدم که وقتی افرادی هستن که با تلاش کمتر نتیجه بهتر گرفتن یعنی ایرادی در من هست که اگر حلش کنم تلاش های من هم مثمر ثمر میشه.
یکی از نکات مهمی که گفتید این هست که وقتی باورم رو در مورد تناسب اندام و لاغری و سلامتی درست کردم به سمت مسیری و سیستمی هدایت شدم که نتیجه اش شده دوره قانون سلامتی و تجربه سلامتی ای که باور نمیکردم وجود داشته باشه چه برسه بخواهمش.. این موضوع به من این رو نشون میده که وقتی من روی باورهام کار میکنم و ترمزهام رو برمیدارم به سمت راهکارها ایده ها و شرایطی هدایت میشم و عملکردی ایجاد میشه که نتیجه اش خوشایند هست و ارزشمند هست. یعنی اینطور نیست که فقط روی باور کار کنیم و اون باوره همینطوری شرایط رو تغییر بده، نه وقتی روی باور کار میکنی به سمت ایده ها راهکارها و شرایط هدایت میشی که نتیجه ارزشمندی رو ایجاد میکنه، مثل استاد که روی باور سلامتی کار کرد و هدایت شد به سیستم قانون سلامتی.
چند باور محدود کننده ای که در این بخش گفتید برام جالب بود:
1- ثروتمندان آدم هایی هستن که به جهنم میرن و دین و ایمان ندارند
2- اگر ثروتمند شوم ممکن است دیگران پشت سرم حرف بزنند
3- اگر من ثروتمند شوم ممکن است دیگران فکر کنند من دزدی کرده ام
4- برای ساختن کسب و کار موفق باید سرمایه اولیه بالا داشته باشم
5- برای شرایط مناسب مالی باید پارتی داشته باشم
6- من استعداد خوبی در زمینه بیزینس ندارم
از این این موارد مورد 6 گاهی به ذهنم میاد در حالی که من به لطف خداوند و هدایت خودش اتفاقات جالبی در نوجوانی برام افتاد. من مغازه خودم رو داشتم و کار کامپیوتری میکردم و حتی قبل از اینکه مغازه داشته باشم در خود مدرسه با اینکه ممنوع بود ولی من سی دی میفروختم. سی دی بازی و آهنگ و .. و دوستام مشتری هام بودن و من با پول خودم میرفتم سی دی میخریدم بعد میبردم خونه با کامپیوتر خانوادگی ای که داشتیم من بازی ها رو رایت میکردم و بعد میبردم میفروختم و پول کسب میکردم و بعدش هم رفتم مغازه زدم و بعد نتیجه مغازه خوب نبود و تونستم با پول یک تابستان یک ام پی فور اون زمان بخرم و بعد هدایت شدم به کسب و کار آنلاین اون موقع تو ایران کسی نمیدونست اینترنت چیه بعد من کسب و کار آنلاین داشتم و گیم هاستینگ داشتم و 4 سال روش کار کردم و تبدیل شدم به نفر اول ایران در گیم هاستینگ و بیشترین مشتری و بیشترین سرورها رو در ایران در اون بازی ای که کار میکردم داشتم و اولین کسی بودم که اتوماسیون و سیستم پیشرفته پشتیبانی رو برای اولین بار در ایران برای بازی راه اندازی کرد و افراد انلاین با کارت بانکی خرید میکردن و تازه رمز دوم اومده بود و بعد بهشون سرور و محصولات رو تحویل میدادم و همچنین خیلی از سبک های گیم سروری که من در ایران ایجاد کردم الگویی شد برای ایرانی ها و افراد سراسر جهان و افراد از من ایده گرفتن (شاید میشه گفت کپی کردن) و همون سیستمی که من راه انداختم رو شبیهش رو ایجاد کردن و بسیار تاثیرگذار بود سیستم من و هنوزم که هنوزه افرادی هستن میان بهم پیام میدن که تو رو خدا بیا سرورهات رو دوباره راه اندازی کن بهترین بودی و اینها. خب این موارد نشون میده این موضوع حقیقت نداره که من استعداد بیزینس ندارم. اتفاقا به لطف خداوند و هدایت خودش که همه ی ایده ها رو اون به من الهام کرد و توانش رو اون بود که من داد که این اتفاقات رقم خورد، چرا من فکر کنم که استعداد ندارم؟ دیگه باید چه اتفاقی بیفته و چه کاری انجام بشه؟ این همه کارها انجام شده پس من استعدادش رو دارم شاید اگه نتیجه بزرگ میخوام باورم و ذهنیتم بزرگ نیست و ترمز دارم و به امید خداوند حتما و حتما و حتما با هدایت خودش مسئله ی ثروت حل میشه و کسب و کارم به بهترین شکل موفق میشه و در موفقیت هم باقی میمونه. وقتی خدا به چنین استاد ماهی هدایتم کرده چرا که نشه؟
در باورهای که گفتید در خصوص روابط این باور خیلی توجهم رو جلب کرد که:
1- هرچقدر به هم نزدیک تر باشیم و روباط عاشقانه تر داشته باشیم به همون میزان ممکنه بیشتر شکست بخوریم و رابطه داغون بشه و نابود بشیم (یعنی هر چه رابطه عاشقانه تر از دست رفتن رابطه بیشتر نابودم میکنه و من این باور رو دارم)
2- با این باور که دختر خوب وجود نداره و همه خیانت کار هستن و خراب هستن
3- هر عشقی آخرش به طلاق و جدایی ختم میشه
در مورد سلامتی و تناسب اندام هم این باور که من آب میخورم چاق میشم یا ما از نظر ژنتیکی چاق هستیم هم باور جالبی هست..
عاشقتونم و برای همتون بهترین ها رو میخوام.
خدایا هدایتم کن به اینکه ترمزهام رو بشناسم و رفعشون کنم و نتایجی که پشت سد تلاش هام جمع شده رو دریافت کنم.
خدایا تو هدایتگر همه ما هستی، همه ما و عزیزان سایت رو به راه کسانی که به آنها نعمت داده شده هدایت کن.
*نشانه روز
تمرینات این فایل و (آگاهیهای دوره کشف قوانین زندگی)، در یک فرایند تکاملی، یاد می دهد تا درباره هر خواسته ای که با وجود تلاش به آن نرسیدم:
اولاً: ترمزهای مخفی یا باورهای برعلیه آن خواسته را در ذهن خود بشناسم؛
ثانیاً: با ابزار منطق،آن ترمزهای ذهنی را از ریشه حذف کنم و به این شکل، طبق قانون، خواسته ام را دریافت کنم؛
نتیجه عمل به آگاهی ها و انجام تمرینات این است :
در مسیر هم جهت با خواسته ام قرار می گیرم و با ایده ها، راهکارها و فرصت هایی برخورد می کنم که با آن خواسته هم فرکانس است و اجرای آنها نتیجه بخش است.
در نتیجه آن خواسته به صورت طبیعی وارد زندگی ام می شود. ضمن اینکه از مسیر خلق خواسته، لذت می برم.
وقتی حرف از ” تغییر ” میشود، بهانه های بسیاری است برای اینکه دست از عادت های محدود کننده ی خود بردارم.
موضوع خنده دار اینجاست که توقع داشته باشم بدون اینکه تغییری در شخصیت، رفتار و طرز تفکر خود ایجاد کنم، زندگیم دستخوش تغییر اساسی بشود و شرایطم به سمت بهتر تغییر کند. یا بااینکه داستان باورها را می دانم، انتظار داشته یاشم قوانین خداوند در راستای عادت های محدودکننده ی من تغییر کند تا زندگیم تغییر کند.
اینکه من چقدر بهانه برای تغییر نکردن داشته باشم مهم نیست؛
مهم نیست که چقدر عوامل بیرونی را مقصر شرایط ناخواسته ی خود بدانم؛
مهم نیست چقدر انگشت اتهامم را به سمت بقیه بگیرم؛
مهم نیست چقدر دلایل کافی برای احساس قربانی بودن داشته باشم؛
در هر صورت، جهان با دقت ریاضی وار طبق قوانین ثابتی کار میکند که بر آن مقرر شده است. جهان ساخته شده تا اساس فرکانسها و باورهای غالب من را در زندگی من بازتاب دهد.
اگر اساس فرکانسها، کمبود باشد، تجربه قطعاً کمبود بیشتر است؛
اگر اساس فرکانسها احساس عدم لیاقت باشد، تجربه هایی را به سمت خود دعوت می کنم که من را به احساس عدم لیاقت بیشتر برساند
اگر اساس فرکانسها فراوانی باشد، جهان قطعاً من را با فراوانی های بیشتر احاطه می کند؛
اگر اساس فرکانسهایم ، قدردانی باشد، تجربه هایی را به سمت خود دعوت می کنم که احساس قدردانی بیشتری به من بدهد
این کار جهان است و این قانون، بدون استثناء و بدون وقفه در حال پاسخ به فرکانس های غالب من است.
در نتیجه عاقلانهترین شیوه برای تجربه شرایط دلخواه در زندگی، کشف قوانین زندگی و تمرکز بی وقفه برای عمل به آن قوانین است.
خداوند تا چه حدّ پاسخ دهنده است وقتی که به قول قرآن ما از قوانین او را اجابت می کنیم. شرایطی در تمام جنبه های زندگی، بارها رویایی تر از آرزوهای دور و دراز من در همین چند سال پیش خواهد شد.
بایست تمام بهانه های لازم را که بگویم نمی توانم این اوضاع را تغییر دهم به این دلیل که… را با ایمان من به این قانون و انگیزه ی من برای هماهنگ شدن با این قانون، ناپدید کرد. پس هر چقدر هم شرایط ظاهراً سخت باشد، هیچ بهانه ای برای ناتوانی از تغییر شرایط بیاورم؛
هر بهانه ای ذهنم بیاورد وقتی قانون زندگی را می شناسم و ببینم الگو ها و افرادی هستند ، وقتی قانون تحقق خواسته ها را بشناسم و برای هماهنگی با آن قانون متعهد و مصمم می شوم، دیگر هیچ مانعی برای تحقق خواسته هایت نمی بینم.
با عمل به قوانین زندگی، تغییرات وسیع را در فرکانس ها و باورهای ذهنم نیز ایجاد کنم.
یعنی با کشف قوانین زندگی و عمل به قوانین زندگی، فرکانس های خالص خواسته هایم را بسازم و آنها وارد زندگی من می شوند. این کاری است که همواره باید انجام دهم. همانگونه که به خاطر استمرار من در عمل به قانون سلامتی، بدن من هر روز متناسب تر و جوانتر می شود، به خاطر استمرار در عمل به قوانین زندگی نیز شرایط من هر روز بهتر از دیروز می شود؛
همه ی موفقیت هایی که من در تمام جنبه های زندگی ام کسب کرده ام، اکتسابی بوده است. من همه ی این توانایی ها و موفقیت ها را ساخته ام آنهم فقط با پیروی از قوانین و تعهد به ادامه ی این شیوه بوده است. این یعنی همیشه می توانیم؛
وقتی قانون زندگی را شناختم، دیگر بهانه نیاوردم و امکان پذیر بودن خواسته هایم را با شرایط سخت آن روزهایم نسنجیدم؛ امکان پذیری رسیدن به آزادی مالی را با تحصیلات، مهارتها، اعتبار، پارتی، خانواده ثروتمند، پشتوانه ی مالی و … نسنجیدم بلکه امکان پذیر بودن تحقق خواسته هایم را با قوانین سنجیدم که به من این نوید را می داد که تو توانایی خلق اتفاقات دلخواه را – بدون هیچ استثنائی – در زندگی ات داری.
من به سادگی این قانون را تماما باور کرده ام و شما نتیجه این باور را هم در رفتار و شخصیت من می بینید و هم در شرایط زندگی ام در تمام جنبه ها.
آموزشهای که در دوره کشف قوانین، قانونی ساده ثابت و غیر قابل انکار است که می توانی امکان پذیر دانستن خواسته هایت را روی این قانون ثابت و تضمین شده توسط خداوند، استوار کنی.
این قانون وعده ی خداوند را به شما ارزانی می کند که:
فارغ از اینکه شرایط الان شما چیست؛ مدرک داری یا نداری؛ از دیدگاه عوامل بیرونی واجد الشرایط هستی یا نیستی؛ تحقق خواسته های شما به این دلیل امکان پذیر است که قدرت خلق شرایط دلخواه در زندگی ات به شما داده شده است.
در این دوره قوانین تحقق خواسته ها را یاد می گیری، با این قوانین هماهنگ می شوی. سپس طبق قانون خواسته های شما به طور طبیعی، لاجرم وارد زندگی شما می شوند.
من خالق شرایط تمام جنبه های زندگی ام هستم؛ من توانایی تحقق تمام خواسته هایم را دارم؛
* نشانه روز
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
یادگیری زبان انگلیسی خواسته یا هدفی بوده و هست که با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده م اما هنوز به آن نرسیدم
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
+ هر دو دخترم که به حمد الله تونستند و با لهجه خوب صحبت می کنند.
+ یکی از اساتید زبان که بدون هیچ گونه کلاس رفتنی بسیار پیوسته و نیتیو صحبت میکنند.
+ شاگرد یکی از اساتید زبان که میبینم میتونه راجع به مسایل بداهه صحبت کنه.
+ خیلی افراد در جلسات فری دیسکاشن رو در جنسیت و سنین و وضعیت های مختلف داخل و خارج ایران دیدم که دارن صحبت میکنند که حتی بعدش فارسی صحبت میکردند باورم نمیشد که ایرانی هستند.
+ حتی بازیگران مثل گلشیفته و ترانه و … هم واقعا میتونند در برابر جمع و مصاحبه انگلیسی زبان متوجه بش و صحبت کنند.
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
– اینکه باید حتما کلی گرامر رو بلد بوده باشم و بتونم صحبت کنم. ( مگه زبان مادری رو اینطور یاد گرفتیم؟؟ )
– اینکه باید حتما کلی لغات رو بلد بوده باشم و بتونم صحبت کنم. ( مگه زبان مادری رو اینطور یاد گرفتیم؟؟ )
– اینکه زبان سخته و یا فراره ( وقتی با لشور و شوق در مسیرش باشیم و پیش بریم دیگه سخت و فرار معنی نداره )
– اینکه باید حتما پارتنر داشته باشی ( میتونیم خودمون در برابر آینه یا اتفاقات روزمره خودمون با خودمون صحبت کنیم یا فیلم و داستان و روایتی تمرین داشته باشیم )
– اینکه استاد، دوره یا پکیج خاصی خیلی خفن و جواب میده ( این مورد رو به کرات تهیه کردم تا تونستم برسم که خیلی موارد بیراهه هم بودن )
– اینکه باید زندگی و استراحت و خواب و لذتت رو بزنی کنار که بشینی پای اموزش و یادگیری زبان انگلیسی ( در صورتی که میشه با لذت یاد پرفت و اصل و نتیجه برای همین لذت بردنه)
سلام به همگی
من هیچ برنامه ای برای نوشتن کامنت نداشتم ولی همین که چنتا از کامنتها رو خوندم منم دلم خواست بنویسم درحقیقت اولش چیز زیادی یادم نیومد ولی دفترو اوردم تو تخت و کلی باور از حرفای استاد و بچه ها نوشتم.
خوب من در مورد خودم چون همیشه از نظر مالی وابسته به خانواده و بعدشم به شخص دیگه ای بودم این باورم از اونجا میاد که من پدرم به شدت اعتقاد داشت زن مال کارکردن بیرون نیست بشینه تو خونش شوهر داری کنه و این شد که ما سه تا خواهری تو سنای کم ازدواج کردیم و هیچکدوم هیچ کاری نداشتیم خوب من بعد از یکسال از همسرم جداشدم و وارد رابطه با یه اقاشدم که ایشون تمام زندگی منو ساپورت میکرد و من با وجود اینکه علاقه زیادی بهشون نداشتم ولی به خاطر ساپورتیو بودنش و البته مهربونیش مونده بودم ولی اون شرایط برای من تا جایی پیش رفت که دیگه از خودم بدم میومد و نمیخواستم تو اون رابطه باشم شروع کردم تحصیلاتمو ادامه دادن و یک حرفه ای رو یاد گرفتم و یواش یواش از ایشون جداشدم و آرام آرام من تو قالب زنی جنگجو،مستقل ،شجاع کسیکه برای همه کاراش خودش باید بدو،حتی ماشینشو خودش ببره تعمیرگاه خودش خرید کنه خودش تمیزکنه خودش بشوره بپزه خوب در اول خیلی زن مستقل زیباست ولی من باورهای خوبمو ازدست دادم از نتایجم متوجه میشدم دلم نمیخواست تنها باشم و تنهایی همه کارامو بکنم ولی من باورهایی ساخته بودم که زن مستقل عالیه،خودش برای خودش کافیه،خودش برا خودش هزینه کنه ،خودش کارواش ببره بنزین بزنه ،بدو بره باشگاه بدو بره سرکار این شد که یه جایی خسته شدم و به خودم گفتم چرا من انقدر میدوم؟!
میگم در اول لذت بخش بود ولی من احساس میکنم خیلی عمیقتر بعد از شنیدن این فایل به باور مخربم پی بردم امشب جای باور مخرب اینکه زن مستقل قویه،بزرگه زیباست،و البته که وقتی مستقلی و احساس قوی بودن میکنی دنیا هم مشکلات بیشتری میده میگه تو قوی هستی از پسش برمیای.
جاشو با این مدل باورها عوض کردم اینکه خیلی خیلی راحت باید به خواسته هام برسم اصلا با این جمله استاد عشق کردم همون لحظه گفتم همینه من فک میکردم سخت بدست بیاد باحالتره اصلا برای یه زن تنها و مستقل و قوی این امتیازه که بگه خودم ساختم ،ببینید وابسته نبودن واقعا زیباست ولی مراقب باشید از اونور بوم نیفتید من تازه به هیچ مردی اجازه نمیدادم وارد زندگیم بشه چون میترسیدم از لحاظ مالی بهش وابسته بشم چون عاطفی میتونم خودمو جمع کنم به هرحال جاشو با این باورها عوض کردم که خیلی عالیه من اجازه بدم دستان خداوند در زندگی من حضور داشته باشن و زندگی منو به مراتب ساده تر و شیرینتر بکنن من میدونم که همه چیز خیلی خیلی آسون و طبیعی باید اتفاق بیفته هیچ سختی براش وجود نداره.
یکی از باورهای دیگمم فک میکردم خوب این طبیعیه رسیدن به خواسته ها زمان بر باشه ولی این صحبت استاد عالی بود که گفتن باید همه چیز سریع اتفاق بیفته نه سالها مخصوصا الان که ما راهنمایی مثل ایشون داریم و باورهایی که دارن همیشه تکرارش میکنن پس من میخوام باور کنم که همه چیز میتونه خیلی راحت و ساده خیلی طبیعی وارد زندگیم بشه و سخت کارکردن وبدو بدو کردن امتیاز نیست قرار تو زندگی بهمون خوش بگذره و خیلی لذت بخش و شیرین خواسته ها وارد زندگیمون بشن،من همین امشب این زره فولادی رو از تنم درمیارم ترجیح میدم زنی باشم که وابسته نیست مستقله ولی از اینکه از طرف دست خداوند هم حمایت و مراقبت بشه لذت میبره ،این باورم برای من هست که مردها حتی همیشه در همه حالت دوس دارن مراقب یک زن باشن و خوشحالش کنن.این باورهای رابطه،نعمت و آسون بودن زندگی و اینکه ترمز رو رها کنم و بزارم خداوند همه کارارو انجام بده واقعا لذت بخشه.
من همیشه میگفتم آره خدایا تو برا من کافی هستی من نیار به هیچکس ندارم خوب چه باوری بهتر از این ولی میخوام که دستشو باز بزارم و هیچ مقاومتی نداشته باشم برای اینکه فقط زن باشم و نخوام که زیادی قوی زیادی متکی به خود و زیادی فعال باشم درحد نرمال بقیه کارا رو هم که خداخودش باید انجام بده از چه روشی من نمیدونم هیچکی نمیدونه ،از جایی که حتی به ذهن ما خطور هم نمیکنه.به ساده ترین روشن و لذت بخش ترین راه اومدیم لذت ببریم دیگ،یه چیز دیگه هم که الان به خاطرم اومد تو نگرفتن نتیجه نهایی برای من متمرکز نبودن بوده ،مثلا من داشتم رو خودم کار میکردم دوره هم تهیه کردم ولی باز باآدمهایی رفت و امد کردم که بدتر حالمو بد کردن و ممکنه من روزها اون افکار بدو داشتم و اومدم به کل قطع رابطه کردم و لیزری چسبیدم به این آموزه ها و همین امشبم اینکه هدایت بشم به این فایل و باگمو پیدا کنم نتیجه تمرکز منه دیگه . .سپاسگزارم استاد برای این فایل زیبا
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی عزیزم.
خدا قوت به این همه پشتکاری که دارین واقعا تحسینتون میکنم وازتون الگو برداری میکنم.
استاد عزیزم سپاسگذارم که بی وقفه وبا تمام وجودتان این فایل های ارزشمند برای هدایت و راهنمایی ما آماده میکنید.
خدایا سپاسگذارم که منو تو این مسیر الهی خودت آوردی خدایا شکرت خدا جونم.
من همیشه به پول در آوردن و ثروتمند شدن فکر و تلاش میکنم و خیلی پیشرفت کردم واقعا دقت میکنم اگر با تمام وجودم به گفته های شما عمل کنم فوقالعاده پیشرفت میکنم . پیشرفت از همه لحاظ از نظر مالی و روابط و آرامش و احساس خوشبختی و….
حتی استاد از وقتی با شما آشنا شدم احساس میکنم زیبا تر شدم قبلا اگر عکس میگرفتم وقتی نگاه میکردم خودم نا خودآگاه ناراحت میشدم و تو دلم میگفتم چقدر زشتم ولی الان انقدر احساس زیبایی میکنم که حتی قربون صدقه خودم میرم .
خلاصه استاد عزیزم اگه واقعا به گفته های شما عمل کنیم وبرای شناسایی خودمون وقت بذاریم و تمرین بسازیم و به تمرینات عمل کنیم صدرصد موفق میشیم. خدایا شکرت ک این آگاهی هارو به من دادی خدایا شکرت ک من تحت هدایت و حمایت و حفاظت تو ولشکر فرشته های تو همچون استاد عزیزم هستم. خدایا شکرت
سلام به همه
از خداوند رحمن و رحیم سپاسگزارم که یه روز دیگه به من فرصت زندگی و کسب آگاهی داد.
از استاد عزیز و تمامی همکارانشون سپاسگزارم که با سخاوت فایل هایی با ارزش را در اختیارمون می ذارن.
بعد از دیدن این فایل فکر کردم چرا من چند ساله که به لحاظ مالی درجا می زنم با اینکه تلاش هم می کردم و رؤیای ثروت مند شدن داشتم؟! چندتا نکته همون چند دقیقه بعدش به ذهنم رسید که یادداشت کردم و یکی دو مورد هم روز بعد و به این نتیجه رسیدم که هر چه روی این موضوع متمرکز بشم نکته های بیشتری متوجه میشم و در دفترچه هدف گذاریم سعی می کنم روزانه در مورد ترمزهای رسیدن به اهدافم هم بنویسم.
اولین نکته اینکه من وقتی بچه بودم مامانم منو می فرستاد که برا چندتا پیرزن که نزدیک خونمون بودن و همشون هم تنها زندگی می کردن و کسیو نداشتن غذا ببرم وقتی می رفتم اونجا و وضعیت خونه زندگیشون رو می دیدم حس می کردم چقدر سخته و چقدر آدم هایی با شرایط مالی بد می تونه وجود داشته باشه و از طرفی چون خودمو آدم قوی و با انگیزه ای می دونستم یکی از هدفام از همون بچگی این بود که خیلی ثروتمند بشم و به بقیه کمک کنم و هرچه بزرگ تر شدم این حس ترحم بیشتر شد و من نسبت به پدر و مادرم، اطرافیانم و بعدها همسر و فرزندانم این حس رو داشتم و خیلی اوقات از خواسته های خودم حتی می گذشتم تا به بقیه کمک کنم تا جاییکه بعضی وقتا حس می کردم افرادی از این ویژگی من سوء استفاده می کنن و باز تو ذهنم نسبت به اون افراد احساس منفی داشتم.یکی دو سال اخیر خیلی سعی کردم این باور رو تغییر بدم و به خودم و اولویتام بها بدم ولی هنوز هم ناخودآگاه حس می کنم که به خواسته های بقیه فکر می کنم تا خواسته های خودم! حتی گاهی اوقات اگه بچم چیزی بخواد که حس کنم اصلا ضروری هم نیست ممکنه پولی که خودم بهش نیاز دارم رو صرف خواسته فرزندم بکنم. هیچ وقت هم نمی تونم تصور کنم که بقیه به من کمک کنند فکر می کنم فقط رسالت من هست که به بقیه کمک مالی بکنم و باز گاهی اوقات از همین موضوع هم احساس ناراحتی می کنم که چرا من همیشه باید پشتیبان بقیه باشم! احساس می کنم یه بخشی از انرژی وجودم مسدود شده تو این موضوع… من وقتی بابام پول تو جیبی میداد خیلی به خودم سختی میدادم خرجش نمی کردم که شاید بابام اذیت بشه یا مثلا الان اگه می خواستم رؤیا پردازی کنم خیلی ذهنم نمی پذیرفت که برای خودم زیاد هزینه کنم و می گفتم مثلا همینکه یه خونه عالی و ماشین عالی داشته باشم بسه آخه من هدفم از پولدار شدن کمک به بقیه ست و من نباید به چیزای خیلی لاکچری فک کنم. البته بعد از همین مدت کمی که عضو سایت شدم دیدگاهم خیلی تغییر کرده اما هنوزم هست و باید کمرنگش کنم و جالبه که جدیدا من تو خواب هم انگار آگاهی کسب می کنم چند شب پیش که به این موضوع فکر کرده بودم شب خوابی دیدم که صبح تعجب کردم چرا من این خوابو دیدم و انگار یه حسی بهم می گفت تعبیر این خوابو ببینم اولش جدی نگرفتم چون کلا دنبال این جور چیزا نبودم ولی وقتی این حسم دوباره تکرار شد با خودم گفتم حتما باید برم سراغش و وقتی تعبیر خوابم رو دیدم خیلی تعجب کردم دقیقا همین موضوع رو توضیح داده بود که بین منافع خودت و دیگران نمی تونی تعادل برقرار کنی و ترحم زیادی داری به بقیه.
یه موضوع دیگه هم که بود سر مسایل مالی وقتی بحث یا کوچک ترین شائبه ای پیش می اومد بابام از حق و حقوق خودش می گذشت و می گفت فدای سر بچه هام من دوست ندارم تنش داشته باشم ویا کسی ناراحت بشه ازم. من یادمه زمینی که همه مون مطمعن بودیم حق ماست به خاطر همین موضوع خیلی راحت بابام واگذار کرد و میگفت من پول با دغدغه نمیخوام حوصله بحث ندارم حتی ارثیه خودش رو پیگیر نشد و خیلی افراد بدهی داشتن به بابام و می دونستن بابام دنبالش رو نمی گیره هیچ وقت پرداخت نمی کردن و الان من دقیقا اگه حتی کاری برای کسی انجام بدم و یه ذره حس کنم که طرف زورش میاد پولو پرداخت کنه دیگه نسبت به اون پول حس منفی دارم و همیشه تو کارم نگران همین مساله ام که الان نکنه طرف مقابل ناراحت بشه من تو معامله سود کردم.باز بیشتر از اینکه درگیر خودم باشم درگیر رضایت طرف معامله هستم. حتی برای بحث معامله گری بارها این موضوع رو بررسی کردم که نکنه این سود برکت نداشته باشه چون اون نفری که ضرر می کنه ناراحت میشه و … با اینکه می دونم هرنفری خودش با علم به اینکه ممکنه ضرر کنه معامله می کنه ولی ناخودآگاهم نمی پذیره.وقتی میخوام کاری رو انجام بدم یکی از دغدغ هام قیمت گذاریه طوری که حتی مکنه بگذرم از اون کار چون از فرایند قیمت گذاری اصلا خوشم نمیاد. من کلاس آموزشی گذاشته بودم با وجود اینکه تو اون مبحث مطمعن بودم یکی از بهترین هام و خودم برای اساتید دیگه پول خیلی بیشتری پرداخت کردم ولی یه شهریه خیلی معمولی گذاشتم همونم باز انگار دلم می سوخت براشون که پرداخت کنن.
من 4 ساله در کنار اداره دارم کار معامله گری انجام میدم با وجود اینکه تو کارم خیلی زحمت کشیدم و خیلی هم دوست دارم این کارو و مهارتهام واقعا عالی پیشرفت کرده تو این 4 سال گاهی اینقدر تعجب می کردم از آگاهی که دریافت می کردم انگار خدا خودش برام یه مطلب رو آماده می کرد در اختیارم میذاشت از بس زیبا بود ولی همیشه ترس و نگرانی داشتم و با وجود اینکه در ظاهر به خودم می گفتم من تلاشمو می کنم و نباید نگران باشم باید بقیه مسیرو به خدا واگذار کنم ولی باز کلی استرس می گرفتم و نمی تونستم بی خیال باشم در واقع باورهای توحیدیم خیلی مشکل داشت و شکر خدا تو همین دو ماهی که وارد سایت شدم به طرز بی نظیری بهتر شده و قراره عالی بشه! یه مساله دیگه هم که من داشتم و الان متوجه شدم و این هم به نظرم به ضعف توحید بر می گرده و خب حتما روش کار می کنم چون الان دیگه ضعفم برا خودم روشن شد اینه که من اگه به کسی کمک می کردم یا دریافتی مالی بیشتری داشتم نسبت به همسرم میشه غرور خاصی داشتم که من اینکارو کردم من اونکارو کردم و … هیچوقت فکر نمی کردم که خدا منو مسبب خیر قرار داده که خودم و خانوادم و بقیه بهره مند بشن و شرایط رشد منو فراهم کرده.
یکی از ترمزهایی که باز برمیگرده به گذشتم اینه که مادرم مدام از زندگیش ناراضی بود و خودش رو فرد قوی می دونست و می گفت اگه زندگی شون پیشرفت نکرده و وضعیت مالی مناسبی ندارن ضعفای بابامه و من هم ناخواسته این الگو رو در زندگی مشترک داشتم و روز به روز وضعیت بدتر می شد و بیشتر به من و همسرم القا می شد که دلیل پسرفت شرایط مالیمون همسرم هست و من خیلی آدم قوی هستم که باز هم شکر خدا تو همین دو ماه کلی روابطمون تغییر کرده و من متوجه شدم که ناخودآگاه هم به خودم ضربه می زدم هم به همسرم! امیدوارم شرایط رویایی بشه چون واقعا پذیرفتم که من مقصر بودم و تمام تلاشم رو می کنم در عمل هم تغییر رو نشون بدم.
الهی به امید خودت
این فایل دقیقا بهم نشون داد که من از کجا دارم ضربه میخورم. البته که من این فایلو چند ماه پیش دیدم و الان میخوام بگم که چه اتفاقی برام افتاد بعدش نتایج برام اومد.
ترمز احساس عدم ناتوانی و عدم لیاقت ،عدم ارزشمندی
دقیقا این ترمز برای 90% افراد هست. تقریبا بیشترین کامنتها رو خوندم و دیدم که بلههههه همه ی ماها مثل همیم . و این احساس ناتوانی رو ماها از بیرون میگیریم تو حوزه های مختلف .یکی مثل اینکه من برای اینکه بخوام تو یوتیوب فعالیت کنم دنبال اموزش بودم بین اساتید مختلف و همه اونها برای فروش دوره هاشون میگن که بدون کمک پشتیبان شما نمیتونین موفق بشین .و من چون اون استاد رو قبول داشتم این شد ترمز من . و این حس ناتوانی رو قبول کردم که من بدون پشتیبان نمیتونم موفق بشم .حالا جالبیش اینجاست من دوره رو با پشتیبان خریداری کردم ولی بی نتیجه بودو هیییییچ تاثیری نداشت روی کارم .فقط از اون دوره روش کار با یوتیوب رو یاد گرفتم که اینم تمام اموزشها به صورت رایگان در خود یوتیوب هست.
تایم پشتیبانی من تمام شد و من با این حس ناتوانی و خوب نبودن کارهام بخاطر نداشتن پشتیبان و راهنما به کارم ادامه دادم .
تو طول این مدت خب افرادی رو میدیدم با کارهای خیلی ضعیف تر از هر نظر تو یوتیوب دارن نتیجه میگیرن ولی منی که کارم خیلی از اونا بهتر بود نتیجه نمیگرفتم .با اینکه تمام چیزهایی که تو دوره گفته شده بود رو رعایت میکردم (مثل سئو ، تگ ،تایتل و…) حالا این نکات رو خیلی از کسایی که خیلی زود به نتیجه میرسیدن رو رعایت نمیکردن و کاراشون خیلی ساده بود .خیلی راحت به خودشون میگرفتن از هر نظر ولی نتایجی که میگرفتن خیلی بزرگ بود.
آره دیگه دوستان من خیلی خیلی با این باوری که بهم دادن و قواعد بدون کارامدی که برای یوتیوب گذاشتن خیلی اذیت شدم واقعا تلاش میکردم جوری که در روز چندین محتوا ضبط میکردم ادیت ویدیوهام بود و… کل مهارتی که برای یوتیوب نیازه رو من یادش گرفته بودم و خودم انجامش میدادم . حالا با همه ی این تلاش ها نتیجه صفر بود بعد خودمو با بقیه مقایسه میکردم که انقدر ویدیوهاشون بازدید میگیره ولی من نه دیگه داغون تر میشدم فکر میکردم من یه مشکلی دارمو خوب نیستم .من بی ارزشم کسی خوشش نمیاد از من .(دیگه ببینین همچین افکاری چه بلایی سر آدم میتونه بیاره)
حالا من که این تله رو فهمیدمو از ریشه دارم درستش میکنم بی رحمانه ولی شرایط بیرون جوریه که اگه حواسمون نباشه با کوچکترین اطلاعات یا چرخیدن تو سوشال مدیا این احساس عدم لیاقت و ارزشمندی دوباره بهمون سرایت میکنه ، از مسیر خارجمون میکنه جوری که خودمونم متوجه نمیشیم .
من که کاملا ارتباطم رو با سوشال مدیا مثل اینستاگرام ،یوتیوب ، تلگرام و… هرچیزی رو که بدونم شاید اطلاعاتی رو بهم بده قطع کردم و فقط میرم تو یوتیوب فایلم رو آپلود میکنمو میام .فقط فایل های استاد رو گوش میکنم روی باورهام کار میکنم با صدای خودم ضبط کردم جمله هایی که بهم احساس خوب میده. اینجوری تونستم روی اعتماد به نفسو عزت نفسم کار کنم .که در مقابلش نتیجه ای که دارم میگیرم عاااااالیه.هرچند یهو میادو بعدش غیب میشه ولی میدونم با بیشتر کار کردن روی خودم و باورهام این نتایج ثابت میشه .(خدا شاهده این جمله ی آخر همین الان که دارم تایپ میکنم اومد یهو اصلا همچین چیزی تو ذهنم نبود برام سوال بود چرا نتایجم یهو غیب میشه)عاشقتم خدااااااا
الهی شکرت برای تمام آگاهی ها
الهی شکرت برای وجودتون استاد عزیزم و مریم جانم
نتایج بزرگ از داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس میاد که اگه این درست بشه همه چی به دنبالش میاد.
آدم اگه به خودش تواناییش باور داشته باشه و بدونه چقدر ارزشمنده دنبالش میره که ازش پول بسازه اصلا میدونه که تمام توانمندیهاش پولسازه.
میدونه کلی آدم هست که به توانایی هاش نیاز دارن .و اینو یه لطف و کمک میدونه در حق بقیه نه یه چیز بی ارزش.
سلام شبنم جونم، کامنتت رو خوندم و چقدددر لذت بردم، چقدر کمک کننده بود به من عزیزم
امیدوارم که خیللی موفق بشی، یوتیوب خیلی مکان خوبیه خیلی میشه ازش کسب درآمد کرد خیلی میشه معروف و موفق شد توی حوضه کاری خودمون
امیدوارم خیلی معروف و موفق بشی
من هم در همین راستای یوتیوب میخوام کارم رو شروع کنم و میخوام فعالیتم رو شروع کنم، جالبه که من هم مثل شما تصمیم گرفتم دیگه اینستاگرامم و تیک تاک و یوتیوبم رو با نکنم و گفتم تا وقتی افراد دیگه رو ببینی این احساس کمالگرایی ات تورو نابود و نابودتر میکنه و در آخر بجای اینکه حرکت کنی و یککککک درصد توش شکست بخوری…
میشی فردی که حرکت نکرده و شکست خورده
این احساس کمالگرایی چقدر پاشنه آشیل بزرگیه که باید سعی کرد جلوش رو گرفت
ازت ممنونم که کامنت نوشتی اون روز چون الان در این لحظه خیلی اعتماد بنفس به من داد برای شروع
و چقدر خداوند مهربونه
خداوند ثانیه به ثانیه زندگی منو چینده، نشونه امروزم این فایل بود و بعد که کامنتت رو خوندم متوجه شدم خداااجون این کامنت نشونه امروزم بوددد
خداوند بزرگ رو سپاسگذارم چقدررر دقیقق عمل میکنه
از توهم ممنونم بابت این کامنت زیبات شبنم جونم
سلام به استاد عزیزومریم جان ازاینکه خداوند این توان رابه من داد تا بتوان بنوستم سپاس گذارم در اول صحبتهام میخوام از شما وپسرم تشکر کنم من افکارم خیلی بد وتاریک بود اما از وقتی پسرم فایلهای شمارو بهم معرفی کرد ومن گوش دادم خیلی عوض شدم هم افکارم وهم رفتارم وهم اینکه خیلی آرامش پیداکردم وصبور تر شدم نسبت به همه چیز .
در جواب سوال اول استاد که فرمودند چه هدفهای وخواسته های داشتید که باتلاش به آن نرسیدی همسر من به مواد مخدر اعتیاد داشت من من خیلی تلاش کردم تا اشون ترک کنند اما هیچ وقت موفق نشدم جدا شدم وبا فرزندانم به شهر دیگری آمدیم وزندگی جدیدی شروع کردیم اما نتوانستم اورا به حال خود بگدارم وبا با اینکه جدا بودیم تلاش میکردم وبازشکست میخورد که فهمیم من نبایدمن تلاش میکردم راه اشتباه بودمن نمیتوان اورا تعقیر بدم وزندگی اورا بسازم .
در جواب سوال دوم استاد که آیا کسی را میشناسید که همان هدف هارا انتخاب کرد.با تلاش کمتر به نتیجه رسید بله یکی از دوستانم چون من به خودم ایمان نداشتم در صورتی که بهترین بودم درکار اما همیشه میترسیدم ریسک کنم وفکر میکردن نمی تونم از پسش بر بیام وبرای کار وخودم هیچ ارزشی نداشتم فقط بخاطر ترسی که داشتم وفکر میکردم تجربه هایم کمتر از دوستای درصورتی که مهارتی که من داشتم خیلی بیشتر وزیبایی از اون بود .
فکر کنید چه باورهای محدود کننده در ذهن خود دارید من فقط میترسیدم از اینکه نتونم کاری رو به درستی انجام بدم درصورتی که بهترین بودم وصابکارم برای اینکه تمز تری کاربه فروشگاه بده بخطر تمیز کاری من به من واءدار میکرد اما من به خودم ایمان نداشتم که به تنهای میتوان از پس آن بر بیایم وپای خود راروی ترمز میگذاشتم ونمی گذاشتم کار پیش برود وایمان پیدا کردم که خود میتوانم به تنهای و بانمک خداوند از پس آن بریایم از شما سپاس گذارم که به امسال من کمک میکنید تا بتوانیم خدای خودمون رو بهتر وقویتر بشناسیم ممنون از شما
سلام به استاد عزیزومریم جان ازاینکه خداوند این توان رابه من داد تا بتوان بنوستم سپاس گذارم در اول صحبتهام میخوام از شما وپسرم تشکر کنم من افکارم خیلی بد وتاریک بود اما از وقتی پسرم فایلهای شمارو بهم معرفی کرد ومن گوش دادم خیلی عوض شدم هم افکارم وهم رفتارم وهم اینکه خیلی آرامش پیداکردم وصبور تر شدم نسبت به همه چیز .
در جواب سوال اول استاد که فرمودند چه هدفهای وخواسته های داشتید که باتلاش به آن نرسیدی همسر من به مواد مخدر اعتیاد داشت من من خیلی تلاش کردم تا اشون ترک کنند اما هیچ وقت موفق نشدم جدا شدم وبا فرزندانم به شهر دیگری آمدیم وزندگی جدیدی شروع کردیم اما نتوانستم اورا به حال خود بگدارم وبا با اینکه جدا بودیم تلاش میکردم وبازشکست میخورد که فهمیم من نبایدمن تلاش میکردم راه اشتباه بودمن نمیتوان اورا تعقیر بدم وزندگی اورا بسازم .
در جواب سوال دوم استاد که آیا کسی را میشناسید که همان هدف هارا انتخاب کرد.با تلاش کمتر به نتیجه رسید بله یکی از دوستانم چون من به خودم ایمان نداشتم در صورتی که بهترین بودم درکار اما همیشه میترسیدم ریسک کنم وفکر میکردن نمی تونم از پسش بر بیام وبرای کار وخودم هیچ ارزشی نداشتم فقط بخاطر ترین که داشتم
فکر کنید چه باورهای محدود کننده در ذهن خود دارید من فقط میترسیدم از اینکه نتونم کاری رو به درستی انجام بدم درصورتی که بهترین بودم وصابکارم برای اینکه تمز تری کاربه فروشگاه بده بخطر تمیز کاری من به من واءدار میکرد اما من به خودم ایمان نداشتم که به تنهای میتوان از پس آن بر بیایم وپای خود راروی ترمز میگذاشتم ونمی گذاشتم کار پیش برود وایمان پیدا کردم که خود میتوانم به تنهای و بانمک خداوند از پس آن بریایم از شما سپاس گذارم که به امسال من کمک میکنید تا بتوانیم خدای خودمون رو بهتر وقویتر بشناسیم ممنون از شما
به نام خدای وهاب
سلام و درود خدمت شما استاد عزیز و خانم مریم شایسته مهربان
خدا رو سپاس گذارم بابت این بوم نقاشی اول فایل اون آسمون زیبا اون دریاچه کلبه نور و محبت
درختان که با آگاهی ها و زیبایی های بینظیر در این فایل هم حس خوبی رو منتقل کرد و هم باعث برداشتن و باز شدن بعضی از ترمز ها در ذهن من شد
چقدر عالی استاد تکامل خودتون رو در بیزینس طی کردین و نحوه درس دادن رو عالی یاد گرفتین و به الهامات قلبتون عمل کردین
جواب سوال اول شما استاد عزیزم چه خواسته و هدفی داری که با تلاش فراوان هنوز به آن نرسیده ای ؟ در مورد سوال به این جواب خواسته من این که از لحاظ مالی پیشرفت داشته باشم و از اونجا که برای پیشرفت کردن در حوزه مالی ما یکشبه پولدار نمیشیم و همین طور هم از آسمون پول برای ما نمیافته و جهان جهان بده بستان هست و باید کاری را انجام بدیم تا پول وارد حساب ما شود من مدت چند سال هست که در یک شغل دارم فعالیت میکنم و برای یاد گیری اون شغل تلاش فراوان کرده ام اما به قول خود استا افراد بسیار زیادی هستن که با صرف کمترین ساعت کاری با صرف کمترین تایم زمانی الا صاحب کسب و کار خودشون هستن و دارن هر روز در همون حوزه فعالیت میکنند اما من با اینکه این همه تلاش میکنم حتی الا جایی نیست که در حوزه کاری خودم که اونجا کار کنم و افراد هیچ گونه ارزشی برای من قائل نمیشدن به خاطر این دلیل بود که من در کل یعنی تمام کار ها تمام رفتار های خودم رو به نظر دیگران بسته بودم و در صورتی احساس لیاقت و عزت نفس خودم رو خراب کرده بودم تا تایید دیگران رو به دست بیارم زمانی رو به یاد دارم که افرادی رو که به همون اندازه برای خودم احساس لیاقت داشتم به همون اندازه هم نتیجه مالی میگرفتم و هر وقت که خودم رو یادم میرفت نتایج کمکم کمرنگ میشد و الا میفهمم که همش به خودم برمیگرده چون از لحاظ کار ،کار بسیار انجام میدادم اما چون برای خودم ارزش قائل نبودم نتیجه هم نمیگرفتم
در مورد پاسخ به سوال دوم چه افرادی با وجود تلاش های کمتر به سادگی به همان خواسته رسیده اند ؟ یا با وجود تلاش مشابه خواسته آنها محقق شده است ؟ اگر در هم سن و سال های خودم خواسته باشم بگم حتی افرادی که سن و سال پایین تر از من را دارند و خیلی هم تلاش کمتر از من رو انجام داده اند چون از من دیرتر آمده اند داخل کار و نتایج اونها زمین تا آسمون فرق داره این هست که اونها برای خودشون ارزش قائل بودن و من نه، اونها به دنبال تایید قلب خودشون بودن نه بقیه و به همون اندازه هم نتیجه مالی رو دریافت میکردن و من نه ،به همون اندازه کار نمیکردن حتی کمتر از من آما نتایج بیشتر بود ایده های پول ساز سمت اونها میومد و برای من نه چنین ایده هایی به سمت من نمیومد الا میفهمم پاشنه آشیل من نداشتن باور به خودم هست چون من موقع صحبت کردن با یک صاحب کار میترسیدم و اونها نه من خودم رو بی ارزش میدیدم اما اونها نه با این که در فایل های قبلی استاد گفتن فردی رو میشناسن که از لحاظ مذهبی حتی یک رکعت نمازش ترک نمیشد من هم همین طور بودم اما چون که برای خودم ارزش قائل نبودم نتیجه هم نمیگرفتم باور نامناسب داشتم نتیجه نمیگرفتم و در کل تمام اینها از سمت خودم هست نه چیز دیگر نه مملکت نه رئیس جمهور نه گذشته نه سرمایه اولیه نه مردم نه افراد بلکه خودم چون همون صاحب کار های من که با بعضی ها خیلی خوب بودن با اینکه اصلا شرایطی که من داشتم از لحاظ کار اونها نداشتن ولی نتیجه اونها به دلیل احساس خود ارزشمندی کاملا نتایج رو تغیر میداد نسبت به من یعنی الا فهمیدم راه درست احساس خود ارزشمندی و باور مناسب در مورد پول باعث رشد و پیشرفت در تمام جنبه های حوزه مالی و کاری میشه
چه باور محدود کننده ای را میتوانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر میکنی باوجود تلاش فراوان به آن خواسته نرسیده ای ؟ الا که فکر میکنم مدتی هست که نسبت به خداوند متعال مشرک شده بودم و به کل تمام قدرت ها رو در ذهن خودم به دیگران داده بودم الا که این فایل رو دیدم فهمیدم این تنها خداوند هست که قدرت یک جهان هست چون جهان رو خلق کرده است و اون رو مسخر ما قرار داه است و در این جهان بزرگ که خود خداوند میفرماید که صبر و استقامت کن قطعا وعده خدا حق است و آنهایی که در مشکلات و سختی ها از یاد خدا غافل نشدند و گفتند ما همواره از خداییم و به خدا باز میگردیم خداوند و فرشتگان به آنها درود میفرستد و او را از جایی که فکرش را هم نمیکند روزی میدهد ،مبادا آنها که از یقین بی بهرهمند تو را بی سبات نمایند ، خیلی ممنونم از شما استاد عزیز بابت آماده کردن این فایل عالی و تاثیر گذار که سراسر آگاهی و ایمان به خداوند رو در دل مؤمنین بیشتر میکنه