چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 56 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    سلام استاد نازنینم و مایکی گل خاله ❤❤عزیزدلم چقد کوچولو بودی! چقدر راحت و آروم خوابیدی! ای جانم!

    استاد سپاگزار شما و خدای شما هستم که این نشونه به موقع رو برای من فرستادین! خیلی به موقع بود!

    استاد جون من کلا خودم خیلی اهل تعریف کردن نیستم مخصوصا از وقتی تعهد دادم که در فضای ایزوله روی باورهام کار کنم و ورودی های ذهنم رو کنترل کنم تا مدارم بره بالاتر و افراد بهتری وارد زندگیم بشن و این اتفاق داره برام رخ میده خدارو صد هزار مرتبه شکر 😍🥰😘

    اما یک هم اتاقی دارم که شبیه آقوی همساده کلا خیلی آدم خوش خنده و خوش زبونیه. همیشه در حال تعریف کردن خاطرات دور و نزدیکشه حتی یه اتفاق ساده رو انقدر جذاب و با آب و تاب و انرژی تعریف میکنه که آدم ناخوداگاه از طرز تعریف کردنش لذت میبره. واقعا این یه هنره یه جور تواناییه که همه ندارن ولی متاسفانه ایشون اکثر موارد در حال تعریف خاطرات عجیب و غریب و بدشانسی هایی هست که برای خودش و خونوادش و نزدیکانش اتفاق افتاده. جالب اینجاست که اتفاقات بد رو خیلی خنده دار تعریف میکنه!😬😂

    دیشب هم ایشون منو به صرف چایی دعوت کرد و یکی از اون خاطرات عجیب و غریب رو با آب و تاب خاصی برامون تعریف میکرد و ما رو کلی خندوند. همون لحظه پشیمون شدم از هم صحبتی با ایشون و مطمئن شدم که فعلا باید در همون فضای ایزوله زیبای خودم بمونم و با افرادی که حس میکنم در مدار کنونی من افراد مناسبی نیستن و باورای محدود وارد مغزم میکنن هم صحبت نشم. 🤔

    حالا که نشونه امروزم رو دیدم همینجا دوباره تعهد میدم که هرگز در مورد اتفاقات و خاطرات بد صحبت نکنم و اگر حرف قشنگی برای گفتن ندارم سکوت پیشه کنم 😁❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 2504 روز

    در ابتدا با نام خدا آغاز میکنم😊

    برگ دهم از سفرنامه من…..

    خدا را سپاسگزارم که دارم این سفر را ادامه میدم. و خوشحالم که در مداری قرار دارم که این آگاهیی ها را دریافت کنم. واقعا که جاده های اروپا بسیار زیبا و سرسبز هستند . 🌲🌲🌲خدایا شکرت به خاطر این همه زیبایی ….💚

    جالب اینجاست که اینجور مسائل عجیب و غریب بعضا با هیجان خاصی هم تعریف میشن، کامنت یکی از دوستانو خوندم و به نظرمنم اینکه افراد بسیاری تمایل دارند تا در مورد اتفاقات عجیب و غریب زندگیشون صحبت کنند برمیگرده به این باور که ممکنه چشم بخورند. یا به نظرم چون بعضی افراد میخوان مورد توجه قرار بگیرند یا همونطور که فرمودین حرفی برای گفتن داشته باشند به دنبال اینجور اتفاقات هستند و همون هم برمیگرده به عزت نفس. که تا الان خودمم از این تجربه ها داشتم اما خیلی بیشتر ازقبل و مخصوصا از وقتی در این سفر تحول هستم مواظب هستم ولی باورها یک شبه تغییر نمی کنند اما میدانم با تمرین و تکرار و تعهد و سیر تکامل به مدار های بالاتر هدایت میشیم. من هر فایلی رو که نگاه میکنم چون متعهد شدم نکاتشو یادداشت میکنم و هرجا نیاز باشه مکث میکنم. چقدر برایم جالب بود که گفتین وقتی تعهد ببندیم که روی نکات مثبت توجه کنیم چون کمتر به دنبال اتفاقات عجیب میگردیم و دیگه انتظارشو نداریم ، کمتر آنها رو جذب میکنیم و به سمت زیبایی های بیشتری هدایت میشیم. هر چه بیشتر میریم جلو بیشتر قانون رو توی زندگیم آگاهانه حس میکنم . و تمرین من اینه که فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته روی نکات مثبت توجه کنم و نتیجشو یادداشت کنم. خدایا بخاطر قدرت انتخاب ، اراده ، قدرت تفکرو دستانی سالم و توانا که بهم دادی میتوانم تایپ کنم و قلم به دستم بگیرم و بنویسم بی نهایت سپاسگزارم. خدایا بخاطر تمام نعماتت شکر.😃😘

    خدایا ایمانمان را قووی گردان تا همیشه مثل رود جاری باشیم ….

    خداااا نگهدارتون.🌼🌼🌼

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    بهاره پارچه باف گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    دهمین روز سفرنامه

    👣من از این فایل

    اول اومدم از حس و حالم نسبت ب این فایل بنویسم ولی ی چیزی از ته دلم داد میزد برو فقط تعهد بده و عمل کن

    من بهاره پارچه باف همینجا همین لحظه تعهد میدم ک ب هییییییبچ عنوان درمورد اتفاقات بد زندگیم با هیچکس حرف نزنم حتی با خودم….

    خدایا کمکم کن تو این مسیر قدم بردارم و تو هم همراهم باشی

    با آرزوی سلامتی و تندرستی و خوشبختی و ثروتمندی برای تک تک عزیزان🌹💝

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    Masome گفته:
    مدت عضویت: 2272 روز

    سلام مریم جان

    15/8/1399 ساعت 6 عصر روز پنجشنبه

    در قسمت توضیحات روز شمار 8 این تمرین و دادین:

    اهداف را از فضای ذهنی‌، به تصمیمی در دفترچه‌ی اهدافت منتقل نمایی و برای تحقق‌شان هر روز قدمی برداری. الان بهترین زمان هست تا دلایل خود را برای تحقق آن اهداف بیابی و با آن دلایل‌، سرنوشت ات را طراحی کنی. هر روز جزئیات قدمی که برداشته‌ای را در دفترت یا در بخش نظرات این فایل بنویس

    در قسمت توضیحات روز شمار 9 این تمرین و دادین:

    – درباره‌ی نشانه هایی بنویس که امروز برایت رخ داد و پی بردی دلیلشان‌، در صلح قرار گرفتن با خودت بوده است.

    در قسمت توضیحات روز شمار 10 این تمرین و دادین:

    آگاهانه کانون توجه‌ات را تحلیل کن و درباره بخشی از آن بنویس و آن را به خاطر بسپار که به تو احساس بهتری بخشید. این راهکار خوش‌شانس شدن است

    هر 3 فایل تمرین داشت و من دوست دارم موقعی نظر بنویسم که به این تمرینها عمل کرده باشم و نتیجه عملکردم و براتون بنویسم.

    مریم جان من آدم منظمی نیستم تعهد دادن و قول دادن برام سخته اما به خاطر خودم برای پیشرفت زندگیم و عادی کردن عمل به قوانین در زندگیم و اینکه حرفی که میزنم واقعی باشه سعی میکنم اول انجام بدم بعد کامنت بذارم.

    من تمرین روز 9و بعد از 2 و 3 روز امروز از خواب بعداز ظهر که بیدار شدم تو همون رختخواب چشمام که باز شد فهمیدم چیه نمیفهمیدم یعنی چی!!!! الان فکر کنم فهمیدم شما میخوایید من تو روز نشونه ها یعنی اتفاقات رخدادها هم زمانیها هم مکانی ها …… هرآنچه از اتفاقات خوب که در روز برام می افته، علت این اتفاق خوب اینه که من خودم خودم و قبول دارم با خودم در صلحم اعتماد به نفس و عزت نفسم بالاست به خوبی ها و نکات مثبت تمرکز دارم و احساس خوب دارم که احساس خوب موجب شده جهان این اتفاقات خوب برای من کاملا طبیعی و خود به خود رقم بزنه و بنویسم.

    مثلا تخفیف گرفتن از مغازه ایی که در حالت عادی اهل تخفیف نیست ، آخر وقت بری بانک فقط کار تو یک نفر انجام بشه، دقیقا موقعی که تو میخوایی خرید کنی قیمت ها میاد پایین ، خود به خود قلقه بعضی از آدم های بد قلق تو دستت میاد و …..

    مریم جان من همه مثال های بالا رو داشتم اما میخوام از حالا به بعد آگاهانه دقت کنم و بنویسم ان شاالله.

    خب اگه تمرین روز 9 خوب انجام بدم بنظرم تمرین روز 10 هم همپوشانی میکنه

    توکل به خدا

    امیدوارم دست پر بنویسم.

    دوستت دارم مریم جان و همچنین استاد عزیز و همه اعضاء خانواده بزرگ عباسمنش.

    سالم شاد پیروز ثروتمند سعادتمند خوشبخت در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    به نام او که همه از او هستیم ..

    سلامی گرم و پرانرژی خدمت شما دوستان عزیز که این بخش از سفرنامه من رو میخونید😊🤚

    از وقتی متوجه شدم که هر نوع توجه ای تبدیل به افکار میشه و اون افکار یک فرکانسی رو به جهان ارسال میکنه که بدون هیچ تعارفی بازتابش به خودم برمیگرده ،به هر چیزی که توجه میکنم سعی میکنم نکته های مثبتش رو

    ببینم ،

    مثلا امروز کنار اتوبان منتظر دوستام بودم و محاسبه کردم که هر ۱۰ ثانیه ۱۰ تا ماشین از رو ب روم میگذشتن .

    میانگین قیمت ماشین هارو زدم روی کمترین قیمت ۵۰ میلیون تومن که هر ۱۰ ثانیه ۵۰۰ میلیون ثروت در حال حرکت بود ،که در دقیقه میشد ۳ میلیارد تومن . در یک ساعت شد ۱۸۰ میلیارد تومن . و در کل روزفقط ۶ ساعت عبور اون ماشین هارو در نظر گرفتم که شد ۱،۰۸۰۰۰۰۰۰۰ یک بیلیاردو هشتاد میلیارد تومن 😁 خلاصه خیلی سرگرمیه خوبیه ، بعضی وقتام که تو مسیرم خونه هارو محاسبه میکنم .

    دوستان من یکم تازه واردم اگه این نوع توجه نادرسته لطفا متوجه ام کنید ،اما اگه درسته لایک بدین ،ممنونم 🙏

    خوشحالم ازینکه اینجا اینهمه دوست مثبت اندیش دارم 🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    وحیده گفته:
    مدت عضویت: 2472 روز

    به نام خدای وهاب مهربانم

    رد پای روز دهم

    فوق العاده بود استاد، من متوجه شدم برای اینکه تاکید کنم که چقدر تغییر کردم اتفاقات و عادت های بد گذشته رو تعریف میکنم و این اشتباهه چون بلاخره کانون توجهمو رو مسایل بد هم میزاره،از روزی که این قسمتو دیدم تعهد دادم فقط از اتفاقات خوب بگم ، اصلا من عاشق وحیده قدیمم بخدا، خیلی به خودم افتخار میکنم، اون روزهارو طی کردم که به اینجا برسم، وحیده ی قدیم رو با همه ی خوبی ها و بدی ها به گذشته میسپارم و فقط و فقط روی حال تمرکز میکنم و عشق کردن در هر لحظه، الهی شکرت

    زندگیم این روزها خلوتتر و پر آرامشتر و زیبا تر شده با معجزات،

    امروز از خونه اومدم بیرون هوا خنک و دلپذیر بود و بوی بارون میومد انقدر لذذذت بردم

    من محسور آسمانم و این روزها که بهش بیشتر توجه میکنم مدام زیبایی های بیشتری ازش میبینم ،حواسم به کارمه یهو چشمم به پنجره میخوره میبینمم اوووه چقدر آسمون و ابرها خوشگلن و قلبم میتپه، و فردا دوباره یه منظره ی قشنگترر

    خدااا چقدر زیبا آفرینه. برای یه بارون، اولا آسمونو انقدر خوشگل ابری میکنه بعد بوی خوبش بعد طراوتش وقتی هم که قطع میشه انرژی مثبت زمین که شسته شده و آسمونی که باز شده بی نظیررره ، چقدر زیبااا خلق کرده عشق من

    چه کانون توجهی بهتر و مثبتتر از زندگی در بهشت

    عاشقتونم که انقدر زحمت میکشید و این زیبایی هارو با ما شریک میشید

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    الهه نوروزی پور گفته:
    مدت عضویت: 2049 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوار خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم

    کاش تمام آدمها هدایت می‌شدند به شنیدن این فایل پر از آگاهی

    متاسفانه اکثر آدمها برای جلب توجه و ترحم اتفاقات بد از زندگی رو بارها و بارها حتی بدتر از اون چیزی که واقعاً بوده تعریف می کنند

    یا حتی برای اینکه بدشانس به نظر بیان و بقیه اونها رو چشم نزنن

    من از اون دسته آدمهایی بودم که اتفاقات بد زندگیم رو برای دیگران تعریف نمیکردم اما هزاران بار توی ذهن خودم اون ها رو مرور می کردم و هر بار انگار اون اتفاق تازه افتاده بود

    به لطف خدا و آشنایی با استاد و قانون فهمیدم که این کار چقدر به من آسیب زده و اگه ادامه بدم چقدر بیشتر از این این به من آسیب خواهد زد و دیگه این کار رو انجام نمیدم و هر اتفاق رو چه خوب چه بد در جهت رشد خودم میدونم و سعی می کنم با این نگاه که این اتفاق به نفع منه با دید بهتری بهش نگاه کنم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    نورخاتون هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1248 روز

    به نام الله مهربان

    سلام و درود به استاد عزیزم و مریم بانو

    خداروصد هزار مرتبه شکر که دراین مسیر الهی قرار گرفتم

    تصمیم گرفتم که همیشه از اتفاقات خوب زندگیم بنویسم تعریف کنم برای خودم برای بقیه ودیگه رفتارهای گذشته که نمی دونستم حرف زدن از مشکلاتم اتفاقات ناخوشایند زندگی م باعث میشه اتفاقات ناخوشایند بیشتر توی زندگیم بیوفته رو کنار بزارم خدایا شکرت که ی زندگی آرومی دارم ی دختر زیبا و سالم دارم خونه دارم زیبایی دارم سلامتی دارم و خدایا شکرت هر روز برام اتفاقات جالب وخوشایند وخوبی می‌افته خدایا صد هزار مرتبه شکر

    سپاسگزارم از استاد عزیزم

    استاد خیلی دوستتون دارم مریم جان خیلی دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    دختر مهربان گفته:
    مدت عضویت: 853 روز

    به نام خدای عزیز و مهربان

    سلام به همه

    ردپای من در دهمین روز سفرنامه

    با شنیدن این فایل خیلی خودمو تحسین کردم و خوش حال شدم چون اصلا علاقه ای به گفتن مسائل زندگیم به دیگران ندارم و در مورد مسائل زندگی دیگران هم کنجکاو نیستم . و دوست دارم در مورد خبر های خوب و موضوعات خوش حال کننده با دیگران حرف بزنم.

    ودوست ندارم که دیگران هم در مورد مشکلات و ناراحتی هاشون با هام صحبت کنن و پای درد و دل هاشون بشینم چون هیچ سودی برای دو طرفمون نداره . و اگه پشت تلفن یا رودر رو بفهمم که میخوان در مورد مشکلاتشون و ناراحتی هاشون دردودل کنن سریع تلاش می‌کنم موضوع صحبت رو عوض کنم و اگه نتونستم موضوع رو عوض کنم مستقیم از طرف مقابل میخواهم که نگه و ازش میخوام که در مورد چیز های خوب صحبت کنه و جالب تر اینکه این افراد هم دیگه مثل قبل تمایلی به دردودل کردن با من ندارن و نه تنها از من نرنجیدن بلکه خیلی هم دوستم دارن و برام احترام قائلن .

    صحبت کردن خیلی سریع کانون توجه ما رو تغییر میده و با توجه به صحبت های استاد عزیز باید با صحبت کردن در مورد خواسته هامون و چیز های خوب خودمون رو در احساس خوب قرار بدیم و در مورد مشکلاتمون به هیچ عنوان با هیچ کس صحبت نکنیم .

    خدایا شکرت به خاطر هدایت من به این مسیر زیبا

    به امید گرفتن بهترین نتایج

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1086 روز

    به نام خدای مهربانم.

    سلام به استاد ومریم جان دستان خداوند در زمین.

    روز دهم.

    چقدر این فایل رو دوست داشتم قبلا هم گوش داده بودم ولی مثل الان درکش نکرده بودم.

    انگار داشتید برای خودمن صحبت می کردید .

    دقیقا شرح حال من بود والبته که بیشتر زمانی که به سایت نیومده بودم والبته که الان هم کاملا حریف خودم نشدم واین عادت بدی که مرتب می خوایم از اتفاقات بد حرف بزنیم رو دارم.

    من قبلا از اینکه مشکل وسختی برام به وجود اومده وکسی هم کمک نکرده و خودم به تنهایی از پسش بر اومدم حرف می زدم ودر زمان اون مشکل واقعا ناراحت می شدم از تنهایی اما بعد فکر می کردم چه کار شاقی کردم وازش حرف می زدم واین اتفاق دوباره تکرار می شد والان دلیلش رو می فهمم.

    در مورد سختی هایی که برای بچه دار شدن کشیدم وتنهاییم خیلی حرف زدم وهمین باعث شد بچه بعدی سقط بشه و حتی نزدیکترین افراد زندگیم حتی زنگ هم بهم نزنن واین رو خودم جذب کردم چون قبلا با حرف زدن می خواستم نشون بدم که قهرمان زندگیم هستم وتنهایی از پس مشکلات بر اومدم وخوب مشکلات بیشتر رو جذب کردم.

    مسائلی ومشکلات زیاد دیگه ای هم بود که دیگه حتی نمی خوام توی کامنتم ازشون حرف بزنم که از بس در موردشون وتحملی که کردم حرف زدم هی بیشتر جذب کردم.

    وخدارو شکر از زمان اومدنم به سایت این مشکلات روز به روز کمتر شده.

    یک مورد داشتم که هنوز داره تکرار می شه والان فهمیدم درسته که حرف نمی زنم ولی در درون از اینکه بقیه به چشم یه زن فداکار بهم نگاه کنند خوشحال می شم وهمین حس این مشکلات رو به وجود می یاره.

    می خوام قول بدم به خودم که دنبال تغییر وبهبود زندگیش هست از همین الان دیگه از اتفاقات بد حرف نزنم حتی توی فکرم وتنها از شادیها واتفاقات خوب زندگیم برای بقیه حرف بزنم وبدونم که هیچ قدرتی قادر نیست من وشادیهام رو چشم بزنه بلکه کائنات وقتی حرف زدن من از خوشیها رو ببینند اونا رو بیشتر وبیشتر می کنند.

    خدایا شکرت این بزرگترین درسی بود که توی زندگیم وامروز گرفتم متشکرم.

    استاد متشکرم مریم عزیز متشکرم.

    درپناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: