اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به محض اینکه اتفاق بدی می افته و یا چیزی میبینم که خوشایندم نیست یا منو بهم میریزم خیلی زووود به من خودم میگم
باشه چیزی نشده ، اینو دوست نداری بهم بگو چی دوست داری؟ دقیقا چی با چه جزیئاتی ؟کجا ؟کی ؟چطور؟
اینطوری غرقش میشم و حالم عوض میشه به بزرگی پروردگار مطمئنتر میشم ،نسبت به خوبیهای دنیا خوشبینتر میشم، به خوشبختی بقیه شادترمیشم
و راضی در کل…
چقدر این که درباره بدی ها صحبت نکنیم ظریفه !مخصوصا شرایطی که الان وجود داره که بنظرم در همه دوره های تاریخ همیشه اتفاقات ناخوشایند مثل جنگ ، بیماری های اپیدمی ،فقرو…همیشه بوده
وای چه هنر خوبیه این خوشگل دیدن دنیا🤍
مثل اینکه امشب دعوت بشم به یه مهمونی انواع و اقسام غذاها هستن اونجا
حالا غذاهایی هم وجود داره که اتفاقا من دوست ندارم خب باشه وسط مهمونی گریه میکنم ناله میکنم؟نه!!
معلومه که نه!
میز شام رو بررسی میکنم میبینم من کدومو دوست دارم از همون میکشم و میذارم بقیه هم از هر چیزیکه هست استفاده کنن و لذتشو ببرن منم لذت میبرم .
دقت کردم چقدر قانون منطقی عمل میکنه میگه چی دوست داری من از همون بهت میدم به بقیه توجه نکن
خیلیم عااالی
دستشم درد نکنه😊
فقط میخواد هنر منو در توجهاتم و تمرکز هام بسنجه… که خب منم خودمو درین توانایی خبره میکنم و پرورش میدم.
اما مسئله ای که من کشفش کردم درمورد خودم اینه که اگه مواقعی در جمع هستم و کسانی حضور دارن کهدرباره اوضاع ناخوشایند صحبت میکنن من باید حواسمو پرت کنم
به لباس های قشنگمون
به روابط زیبای بین آدمها
به اینکه عزیزانی دارم که بهم سر میزنن
به نعمتهای زیبایی که با اونها پذیرایی میکنم
به ظروف زیبا
به خونه قشنگی که دارم تا عزیزانم بیان
یا اونجا رو ترک کنم
با کناریم درباره موضوع خوبی صحبت کنم و
نباید بذارم جریان منو با خودش ببره و حالمو بگیره
اینم یه تواناییه …
نمیجنگم با اوضاع و افراد و فقط با لبخند خوشگلی دورو برم و میبینم و ازشون میگم…
سپاس خداوندی که بنده ی نازنینش را سر راهم قرار داد تا این آگاهی های زیبا گوارای وجودم شوددددد هرچه میگویییید حق است کمی اگر تمرکز کنیم بدون قضاوت فکر کنیم میبینیم همه چیز انچه که میگویید است خدارو شکر دهمین روز از سفر ناممم رو هم طی کردم وبه اگاهیایم اضافه شد انگار هرچه میشنوم سیر نمیشوماز این قانون زیبای بدون تغییر خداوند قشنگ از روزی که تونستم تا حدی به ناخواسته هام بی توجه باشم در موردش حرف نزنم خواه بیماری خواه مشکلات روابط ناخوداگاه از زندگی ام خارج شده وبه درازا نکشیده وار بین رفته 🥰واقعا سفر نامه سفری شیرینه که هیچ جای جهان نمیشه تجربش کرد سفری پر از اگاهی منتظر معجزه زندگیم در انتهاش هستمممم🥰
من همیشه دوست داشتم خاص باشم جالبه خاص بودن را با مظلوم نمایی دوست داشتم اینکه دلسوزی دیگران را جلب کنم ودلشان برای من بسوزد بعد از اینکه باقوانین آشنا شدم فهمیدم که چگونه خودم بدترین ها را برای خودم در طول زندگی ام رقم زدم حالا به این درک رسیدم که خودم هم نباید برای خودم دلسوزی کنم البته یک خوبی هم که داشتم این بود که به چشم هم اعتقاد نداشتم و ندارم اما این مظلوم نمایی کار خودش را میکرد و من را در مدار ناخواسته ها اتفاقات و داستانهای بد می گذاشت
اما امروز تلاش کردم که کانون توجه ام به نکات مثبت باشد من در طول یکسال گذشته زندگی ام یه زیر صفر رفت و خداروشکر از وقتی با استاد عباس منش که اورا دستی از دستان خدا میدانم آشنا شدم توانستم دوباره پاشم و دوباره زندگی ام را بسازم من هنوز به خاطر آن آتفاقات در آمد مشخصی از خودم ندارم و با دریافتی همسر عزیزم گذران زندگی می کنیم اما در همین حال همانطور کهدر کامنتهای قبل گفتم توانستیم خانه خودمان را بسازیم که به طور ناباورانه پول آن جور شد امروز داشتم به این نکات مثبت توجه میکردم که من در حالی که هنوز نتوانستم برای خودم درآمد داشته باشم والبته میدانم این تضاد هم حل میشود همین امروز توانستیم برای خانه کلی خرید کنیم وگوشت ومیوه و….بگیریم داریم کم کم خانه مان را هم کامل میکنیم و…
یاد یکی از حرفهای استاد در یکی از فایلها افتادم که می گفتند پیامبران هیچ وقت در زندگی شان نگران محل زندگی کردنشان وخوراک وپوشاکشان نبودند این جمله استاد خیلی روی من تاثیر گزار بود و اون رو باور کردم
امروز توجه به این نکته برایم جالب بود در حالی که نزدیک دوسال انگار که بیکار هستم چون در آمدی ندارم اما خداوند برکتش را از زندگی ام قطع نکرده و از جایی که تا بحال درآمدی کسب نمی کردیم مخاراجمان تامین میگردد چیزی که در این مدت اذیتم میکند بدهی هایم هست که خداروشکر کم کم در حال پرداخت هست و گهگاهی فشار شان زیاد میشود وآرامش را بهم میریزد که سعی میکنم هم درس بگیرم از اینکه هیچگاه با بدهی کاری را انجام ندهم وهم اهرم رنج ولذت باشد برایم
و درنهایت چیزی که برایم سخت بود ولی توانستم بر آن پیروز شوم بخشیدن کسانی بود که از اعتمادم سواستفاده کردند هرچند گاهی وقتها ذهنم را درگیر میکند اما نمیگذارم ادامه دار باشد وسریع امروزم را ازش برمیدارند
خدایا شکرت به خاطر انسانهایی که برای موفقیت من و دیگران وقت میگذارند شاد باشید ثروتمند وتندرست در دنیا و آخرت
درخواست های مکرر تنظیم گزارشات مختلف . حقوق کمتر نسبت به سایر ارگان های مشابه و ….
حسابی خسته شده بودم . نه تنها من . بلکه تمام همکارا.
روزی که تصمیم گرفتم به نکات مثبت و نعمت های محیط کار و شعل و همکارام توجه کنم . اوضاع کم کم تغییر کرد . حس و حالم بهتر شد .
منی که تصمیم به خارج شدن از این شغل رو داشتم ، منصرف شدم
منی که هر جا میشستم از معایب کارم و استثمار کارفرما حرف میزدم .دیگه حرفی نزدم و دیگه نخواستم برای مورد توجه قرار گرفتن و دلسوزی دیگران ، از وضعیت کارم صحبت کنم
مثلا یه امکانی برامون برای مسافرت داشت و سوئیت در اختیارمون قرار میگرفت و قبلا بخاطر اینکه فقط نکات منفی رو میدیدم به این موضوع توجهی نداشتم اما بعد از تغییر نگاهم این نعمت رو دیدم و استفاده کردم و کلی به من و خانواده ام خوش گذشت
اوضاع تغییر کرد و از اونجایی که نمی تونستم حرف های همکارهام رو تغییر برم ، با مهاجرت( طبق هدایت) وارد شعبه ای شدم که جو خوبی داشت . همکارها محترمانه برخورد میکردن و شکوه و شکایت بسیار کمتر بود
یکسری افراد هستند که همیشه از مشکلات واتفاقهای نادلخواه زندگی شان صحبت می کنند. این افراد خیلی دوست دارند همیشه از یک اتفاق و یک مشکل صحبت کنند. هر روز هم ازاین دسته اتفاق های نامناسب بیشتر تجربه می کنند چرا ؟ چون تمام توجه وتمرکز آنها روی نازیبایی ها و مشکلات است و طبق قانون فرکانس ؛ این افراد فرکانس هایی از جنس مشکلات را به جهان ارسال می کنند و جهان هم از جنس این فرکانس ( شرایط نامناسب و مشکلات) وارد زندگی شان می کند.
خبر خوب این است که: وقتی خودت را متعهد کنی که تمرکزات فقط روی زیبایی های اطراف واتفاق های خوب زندگی ات باشد ؛ازجنس این اتفاق های عالی هم وارد زندگی ات می شود.
درواقع همیشه از اتفاق های خوب و زیبایی ها ونعمت های زندگی ات با دیگران صحبت کن و توجه وتمرکزات روی نعمت های زندگی ات باشد وبابت آنها سپاسگذار خداوند باش .
شاید باورتون نشه ولی میشه ساعت ها می شه که کنار همسرم هستم .اما چون اون در مدار مباحث من و شما نیست ، تقریبا هیچ حرفی برای گفتن ندارم .
اکثر این اتفاقات اطراف هم بالاخره از یه جنبه ای به تمرکز روی نکات منفی کشیده میشه و بیشتر ش هم به این حرف شوهرم ختم میشه که گناه تمام بدبیاری های زندگیشو میندازه گردن آخوندها
به همین دلیل منم حرفی نمی زنم.
حالا به هر حال یا اون تغیر میکنه و هدایت میشه و یا تا آخر عمرش مسیر رو غلط میره .
من قادر به کنترل و تغییر اون ندارم .پس میام رو خودم کار میکنم .
من بعد از آشنایی با شما خیلی خیلی خیلی
تو این موضوع سعی کردم رعایت کنم و طبق قانون چون دلم از اتقاقات بد نمیخواد در مورد هم نه تایید میکنم نه تعریف میکنم .
امیدوارم در روز دهم سفرم تونسته باشم .از قوانین چیزی رودرک کرده باشم.
امروز و هرروز این فایلها انگار دقیقا برای همون روز و اتفاقات هستش…چقدر مجدد نیاز داشتم به شنیدن و تذکر دادن این مسئله..نگاهت مریم روی نکات مثبت و چیزهایی که دوس داری اتفاق بیوفته باشه..مراقب حرف زدنت باش
چقدرم لذت بخشه حرف زدن در مورد ناخواسته ها وقتی عصبانی ام باشی😁😂😂😂😂😂
مجدد به خودم قول میدم از همین لحظه حواست روی روزنه های نور باشه در اطرافت مثل همیشه که داری این کارو به خوبی میکنی و شکرگزار هستی
تمام آنچه که بیشتر از هرچیزی حال منو عالی کرده همین توجه به نکات مثبت روزانه ام است و نوشتن آنها هم در دفتری که در محل کارم دارم و هم دفتری که کنار تختم هست و آخرشب موقع خواب مینویسم
باز هم سپاسگزار خداوند وهاب و رزاق و مهربونم هستم که روز دهم را هم رد پایی از خود برجایی گذاشتم🥰
به نام خداوندبخشنده مهربان و هدایتگرم که امروز هم فرصتی دوباره بهم هدیه داد تا توجه ام رو ببرم بر روی اون چیزایی که میخوام استاد عزیزم من امروز وقتی بیدار شدم از خواب عجیب بود حالم بعد از اینکه تمرین ستاره قطبی رو نوشتم یه حال ناامیدی بهم دس داد خیلی وقت بود که این حس نیومده بود سراغم یعنی نمیزاشتم اجازه به ذهنم نمیدادم ولی امروز اومد ولی من گفتم من از پَست برمیام خداوند به من وعده حق داده واین همه اتفاق عالی رو تو زندگیم رخ داده تو این چن سالی که تو این مسیرام شاید زیاد از لحاظ مالی رشد نکرده باشم اونم برای مقاومتهای ذهنم بود و باورهای محدودی که دارم و اونم داره درست میشه به لطف خدا وهزار حرف دیگه و خداروشکر رفتم دوش گرفتم و چقدر این خدای من فوق العاده است امروز دقیقا وقتی سایت رو باز کردم دیدم گفتگو ۴۹ اومده گفتم اینم یه نشونه است رفتم حموم و گذاشتمش تو حموم گوشیم رو و فایل رو زدم پِلی و گوش دادم دقیقا داشتید با آقای عرشیانفر میگفتید در مورد توجه به زیبایی ها در بدترین شرایط یا حتی بعضی موقع که آدم کم میاره وسطای مسیر و اینکه احساستو در هر مواقعی باید خوب نگه داره و طوری ببینی اون شرایط رو که بهت احساس خوب بده منم به لطف خدا توجه ام رو بردم به فرزندم و رفتم پیاده روی توجه کردم به نعمتهایی که دارم و چقدر با خدای خودم در مورد چیزایی که دارم حرف زدم گفتم ببین زهرا تو یه همسر عالی با یه پسر فوق العاده داری تو این وسایل عالی رو تو خونت داری تو چقدر زیبا هستی تو چقدر سلامتی با پاهات هر کجا دلت بخواد میری تو هدایت شدی به این مسیر عالی به این ایتاد بی نظیر و…
و اومدم خونه همسرم یه فایل از شما توی یوتیوب دانلود کرده بود جلوی در گفت زهرا بیا این فایل استاد رو گوش بده برات خوبه باز این هدایت و نشونه خدا دونستم که شما داشتید در مورد کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد حرف میزدید در مورد تغییر و من استاد دوتا تغییر اساسی رو از موقعی که فایل سفر نامه رو گوش دادم که گفتید الان به چه چیزی نیاز دارید شروع کردم با تعهدو دارم سعی میکنم انجامش بدم یکی ورزشم هست و تناسب اندامم و کار روی باورهام واینکه شما میگفتید که باید تغییر کنید قبل از اینکه جهان مجبورتون کنه به تغییر و من بازم هم جاهایی که باید تغییر بدم رو یادم اومد یکی اینکه رابطه منو همسرم که یکم سرد شدیم دوس دارم از این بیشتر بهم عشق بورزیم باهم بگیم بخندیم حرف بزنیم و دیگری اینکه سرحال پرانرژی برای کار کردن رو باورهام باید کار کنم و زندگی که میخوام رو بسازم قبل از اینکه جهان اون پُتک رو برداره بزنه تو سَرم و کارو سخت تر بشه و باید بهبود بدم زندگیم رو در همه جوانب ان شالله به یاری خداوند
و اینکه خداروشکر الان حالم عالیه و خداروشکر که منو به این مسیر و این سفرنامه هدایت کرد و من باید تغییر بدم قبل از اینکه مجبورم کنه جهان و هر روز کمی بهتر بهبود بدم زندگیم رو به امید خدا عاشقتونم استاد عزیزم خداروشکر برای وجودتون تو زندگیم😘🤗
سلام به پروردگارهدایت کننده به راست ♥️
سلام به استاد نازنینم 💕
سلام به مریم جانم💖
سلام به دوستان خوبم در خانواده زیبا💚
چقدر پیام امروز زیبا و ظریفه
من که واقعا تغییرات رو در خودم احساس میکنم
به محض اینکه اتفاق بدی می افته و یا چیزی میبینم که خوشایندم نیست یا منو بهم میریزم خیلی زووود به من خودم میگم
باشه چیزی نشده ، اینو دوست نداری بهم بگو چی دوست داری؟ دقیقا چی با چه جزیئاتی ؟کجا ؟کی ؟چطور؟
اینطوری غرقش میشم و حالم عوض میشه به بزرگی پروردگار مطمئنتر میشم ،نسبت به خوبیهای دنیا خوشبینتر میشم، به خوشبختی بقیه شادترمیشم
و راضی در کل…
چقدر این که درباره بدی ها صحبت نکنیم ظریفه !مخصوصا شرایطی که الان وجود داره که بنظرم در همه دوره های تاریخ همیشه اتفاقات ناخوشایند مثل جنگ ، بیماری های اپیدمی ،فقرو…همیشه بوده
وای چه هنر خوبیه این خوشگل دیدن دنیا🤍
مثل اینکه امشب دعوت بشم به یه مهمونی انواع و اقسام غذاها هستن اونجا
حالا غذاهایی هم وجود داره که اتفاقا من دوست ندارم خب باشه وسط مهمونی گریه میکنم ناله میکنم؟نه!!
معلومه که نه!
میز شام رو بررسی میکنم میبینم من کدومو دوست دارم از همون میکشم و میذارم بقیه هم از هر چیزیکه هست استفاده کنن و لذتشو ببرن منم لذت میبرم .
دقت کردم چقدر قانون منطقی عمل میکنه میگه چی دوست داری من از همون بهت میدم به بقیه توجه نکن
خیلیم عااالی
دستشم درد نکنه😊
فقط میخواد هنر منو در توجهاتم و تمرکز هام بسنجه… که خب منم خودمو درین توانایی خبره میکنم و پرورش میدم.
اما مسئله ای که من کشفش کردم درمورد خودم اینه که اگه مواقعی در جمع هستم و کسانی حضور دارن کهدرباره اوضاع ناخوشایند صحبت میکنن من باید حواسمو پرت کنم
به لباس های قشنگمون
به روابط زیبای بین آدمها
به اینکه عزیزانی دارم که بهم سر میزنن
به نعمتهای زیبایی که با اونها پذیرایی میکنم
به ظروف زیبا
به خونه قشنگی که دارم تا عزیزانم بیان
یا اونجا رو ترک کنم
با کناریم درباره موضوع خوبی صحبت کنم و
نباید بذارم جریان منو با خودش ببره و حالمو بگیره
اینم یه تواناییه …
نمیجنگم با اوضاع و افراد و فقط با لبخند خوشگلی دورو برم و میبینم و ازشون میگم…
استاد نازنینم هزاران بار ممنونتم 💕💕💕💕
سعی کنم اگ اتفاق بدی تو زندگیم افتاده نه راجبش حرف بزنم, نه راجبش فکر کنم نه اصلا به یادش بیارم, آره سعی کنم کلا فراموشش کنم
همیشه از اتفاقای خوب یا اینکه خیر و منفعتی که تو اتفاق بد گذشته افتاده تعریف کنم
سپاس خداوندی که بنده ی نازنینش را سر راهم قرار داد تا این آگاهی های زیبا گوارای وجودم شوددددد هرچه میگویییید حق است کمی اگر تمرکز کنیم بدون قضاوت فکر کنیم میبینیم همه چیز انچه که میگویید است خدارو شکر دهمین روز از سفر ناممم رو هم طی کردم وبه اگاهیایم اضافه شد انگار هرچه میشنوم سیر نمیشوماز این قانون زیبای بدون تغییر خداوند قشنگ از روزی که تونستم تا حدی به ناخواسته هام بی توجه باشم در موردش حرف نزنم خواه بیماری خواه مشکلات روابط ناخوداگاه از زندگی ام خارج شده وبه درازا نکشیده وار بین رفته 🥰واقعا سفر نامه سفری شیرینه که هیچ جای جهان نمیشه تجربش کرد سفری پر از اگاهی منتظر معجزه زندگیم در انتهاش هستمممم🥰
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
روز دهم چله نشینی من
من همیشه دوست داشتم خاص باشم جالبه خاص بودن را با مظلوم نمایی دوست داشتم اینکه دلسوزی دیگران را جلب کنم ودلشان برای من بسوزد بعد از اینکه باقوانین آشنا شدم فهمیدم که چگونه خودم بدترین ها را برای خودم در طول زندگی ام رقم زدم حالا به این درک رسیدم که خودم هم نباید برای خودم دلسوزی کنم البته یک خوبی هم که داشتم این بود که به چشم هم اعتقاد نداشتم و ندارم اما این مظلوم نمایی کار خودش را میکرد و من را در مدار ناخواسته ها اتفاقات و داستانهای بد می گذاشت
اما امروز تلاش کردم که کانون توجه ام به نکات مثبت باشد من در طول یکسال گذشته زندگی ام یه زیر صفر رفت و خداروشکر از وقتی با استاد عباس منش که اورا دستی از دستان خدا میدانم آشنا شدم توانستم دوباره پاشم و دوباره زندگی ام را بسازم من هنوز به خاطر آن آتفاقات در آمد مشخصی از خودم ندارم و با دریافتی همسر عزیزم گذران زندگی می کنیم اما در همین حال همانطور کهدر کامنتهای قبل گفتم توانستیم خانه خودمان را بسازیم که به طور ناباورانه پول آن جور شد امروز داشتم به این نکات مثبت توجه میکردم که من در حالی که هنوز نتوانستم برای خودم درآمد داشته باشم والبته میدانم این تضاد هم حل میشود همین امروز توانستیم برای خانه کلی خرید کنیم وگوشت ومیوه و….بگیریم داریم کم کم خانه مان را هم کامل میکنیم و…
یاد یکی از حرفهای استاد در یکی از فایلها افتادم که می گفتند پیامبران هیچ وقت در زندگی شان نگران محل زندگی کردنشان وخوراک وپوشاکشان نبودند این جمله استاد خیلی روی من تاثیر گزار بود و اون رو باور کردم
امروز توجه به این نکته برایم جالب بود در حالی که نزدیک دوسال انگار که بیکار هستم چون در آمدی ندارم اما خداوند برکتش را از زندگی ام قطع نکرده و از جایی که تا بحال درآمدی کسب نمی کردیم مخاراجمان تامین میگردد چیزی که در این مدت اذیتم میکند بدهی هایم هست که خداروشکر کم کم در حال پرداخت هست و گهگاهی فشار شان زیاد میشود وآرامش را بهم میریزد که سعی میکنم هم درس بگیرم از اینکه هیچگاه با بدهی کاری را انجام ندهم وهم اهرم رنج ولذت باشد برایم
و درنهایت چیزی که برایم سخت بود ولی توانستم بر آن پیروز شوم بخشیدن کسانی بود که از اعتمادم سواستفاده کردند هرچند گاهی وقتها ذهنم را درگیر میکند اما نمیگذارم ادامه دار باشد وسریع امروزم را ازش برمیدارند
خدایا شکرت به خاطر انسانهایی که برای موفقیت من و دیگران وقت میگذارند شاد باشید ثروتمند وتندرست در دنیا و آخرت
سلام
حسابی از کارم بدم اومده بود . کار زیاد
درخواست های مکرر تنظیم گزارشات مختلف . حقوق کمتر نسبت به سایر ارگان های مشابه و ….
حسابی خسته شده بودم . نه تنها من . بلکه تمام همکارا.
روزی که تصمیم گرفتم به نکات مثبت و نعمت های محیط کار و شعل و همکارام توجه کنم . اوضاع کم کم تغییر کرد . حس و حالم بهتر شد .
منی که تصمیم به خارج شدن از این شغل رو داشتم ، منصرف شدم
منی که هر جا میشستم از معایب کارم و استثمار کارفرما حرف میزدم .دیگه حرفی نزدم و دیگه نخواستم برای مورد توجه قرار گرفتن و دلسوزی دیگران ، از وضعیت کارم صحبت کنم
مثلا یه امکانی برامون برای مسافرت داشت و سوئیت در اختیارمون قرار میگرفت و قبلا بخاطر اینکه فقط نکات منفی رو میدیدم به این موضوع توجهی نداشتم اما بعد از تغییر نگاهم این نعمت رو دیدم و استفاده کردم و کلی به من و خانواده ام خوش گذشت
اوضاع تغییر کرد و از اونجایی که نمی تونستم حرف های همکارهام رو تغییر برم ، با مهاجرت( طبق هدایت) وارد شعبه ای شدم که جو خوبی داشت . همکارها محترمانه برخورد میکردن و شکوه و شکایت بسیار کمتر بود
بنام خدایی که به شدت کافیست
سلام
یکسری افراد هستند که همیشه از مشکلات واتفاقهای نادلخواه زندگی شان صحبت می کنند. این افراد خیلی دوست دارند همیشه از یک اتفاق و یک مشکل صحبت کنند. هر روز هم ازاین دسته اتفاق های نامناسب بیشتر تجربه می کنند چرا ؟ چون تمام توجه وتمرکز آنها روی نازیبایی ها و مشکلات است و طبق قانون فرکانس ؛ این افراد فرکانس هایی از جنس مشکلات را به جهان ارسال می کنند و جهان هم از جنس این فرکانس ( شرایط نامناسب و مشکلات) وارد زندگی شان می کند.
خبر خوب این است که: وقتی خودت را متعهد کنی که تمرکزات فقط روی زیبایی های اطراف واتفاق های خوب زندگی ات باشد ؛ازجنس این اتفاق های عالی هم وارد زندگی ات می شود.
درواقع همیشه از اتفاق های خوب و زیبایی ها ونعمت های زندگی ات با دیگران صحبت کن و توجه وتمرکزات روی نعمت های زندگی ات باشد وبابت آنها سپاسگذار خداوند باش .
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم مهربانِ سایت مریم جان
استاد عزیز.
من یه نوشته رو دیوار آشپزخونه زدم که
ذهنت رو کلامت رو کنترل کن
شاید باورتون نشه ولی میشه ساعت ها می شه که کنار همسرم هستم .اما چون اون در مدار مباحث من و شما نیست ، تقریبا هیچ حرفی برای گفتن ندارم .
اکثر این اتفاقات اطراف هم بالاخره از یه جنبه ای به تمرکز روی نکات منفی کشیده میشه و بیشتر ش هم به این حرف شوهرم ختم میشه که گناه تمام بدبیاری های زندگیشو میندازه گردن آخوندها
به همین دلیل منم حرفی نمی زنم.
حالا به هر حال یا اون تغیر میکنه و هدایت میشه و یا تا آخر عمرش مسیر رو غلط میره .
من قادر به کنترل و تغییر اون ندارم .پس میام رو خودم کار میکنم .
من بعد از آشنایی با شما خیلی خیلی خیلی
تو این موضوع سعی کردم رعایت کنم و طبق قانون چون دلم از اتقاقات بد نمیخواد در مورد هم نه تایید میکنم نه تعریف میکنم .
امیدوارم در روز دهم سفرم تونسته باشم .از قوانین چیزی رودرک کرده باشم.
خدا نگهدارتون استاد و ممنون بابت بودن شما
سلام عزیزان همسفر
امروز و هرروز این فایلها انگار دقیقا برای همون روز و اتفاقات هستش…چقدر مجدد نیاز داشتم به شنیدن و تذکر دادن این مسئله..نگاهت مریم روی نکات مثبت و چیزهایی که دوس داری اتفاق بیوفته باشه..مراقب حرف زدنت باش
چقدرم لذت بخشه حرف زدن در مورد ناخواسته ها وقتی عصبانی ام باشی😁😂😂😂😂😂
مجدد به خودم قول میدم از همین لحظه حواست روی روزنه های نور باشه در اطرافت مثل همیشه که داری این کارو به خوبی میکنی و شکرگزار هستی
تمام آنچه که بیشتر از هرچیزی حال منو عالی کرده همین توجه به نکات مثبت روزانه ام است و نوشتن آنها هم در دفتری که در محل کارم دارم و هم دفتری که کنار تختم هست و آخرشب موقع خواب مینویسم
باز هم سپاسگزار خداوند وهاب و رزاق و مهربونم هستم که روز دهم را هم رد پایی از خود برجایی گذاشتم🥰
به نام خداوندبخشنده مهربان و هدایتگرم که امروز هم فرصتی دوباره بهم هدیه داد تا توجه ام رو ببرم بر روی اون چیزایی که میخوام استاد عزیزم من امروز وقتی بیدار شدم از خواب عجیب بود حالم بعد از اینکه تمرین ستاره قطبی رو نوشتم یه حال ناامیدی بهم دس داد خیلی وقت بود که این حس نیومده بود سراغم یعنی نمیزاشتم اجازه به ذهنم نمیدادم ولی امروز اومد ولی من گفتم من از پَست برمیام خداوند به من وعده حق داده واین همه اتفاق عالی رو تو زندگیم رخ داده تو این چن سالی که تو این مسیرام شاید زیاد از لحاظ مالی رشد نکرده باشم اونم برای مقاومتهای ذهنم بود و باورهای محدودی که دارم و اونم داره درست میشه به لطف خدا وهزار حرف دیگه و خداروشکر رفتم دوش گرفتم و چقدر این خدای من فوق العاده است امروز دقیقا وقتی سایت رو باز کردم دیدم گفتگو ۴۹ اومده گفتم اینم یه نشونه است رفتم حموم و گذاشتمش تو حموم گوشیم رو و فایل رو زدم پِلی و گوش دادم دقیقا داشتید با آقای عرشیانفر میگفتید در مورد توجه به زیبایی ها در بدترین شرایط یا حتی بعضی موقع که آدم کم میاره وسطای مسیر و اینکه احساستو در هر مواقعی باید خوب نگه داره و طوری ببینی اون شرایط رو که بهت احساس خوب بده منم به لطف خدا توجه ام رو بردم به فرزندم و رفتم پیاده روی توجه کردم به نعمتهایی که دارم و چقدر با خدای خودم در مورد چیزایی که دارم حرف زدم گفتم ببین زهرا تو یه همسر عالی با یه پسر فوق العاده داری تو این وسایل عالی رو تو خونت داری تو چقدر زیبا هستی تو چقدر سلامتی با پاهات هر کجا دلت بخواد میری تو هدایت شدی به این مسیر عالی به این ایتاد بی نظیر و…
و اومدم خونه همسرم یه فایل از شما توی یوتیوب دانلود کرده بود جلوی در گفت زهرا بیا این فایل استاد رو گوش بده برات خوبه باز این هدایت و نشونه خدا دونستم که شما داشتید در مورد کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد حرف میزدید در مورد تغییر و من استاد دوتا تغییر اساسی رو از موقعی که فایل سفر نامه رو گوش دادم که گفتید الان به چه چیزی نیاز دارید شروع کردم با تعهدو دارم سعی میکنم انجامش بدم یکی ورزشم هست و تناسب اندامم و کار روی باورهام واینکه شما میگفتید که باید تغییر کنید قبل از اینکه جهان مجبورتون کنه به تغییر و من بازم هم جاهایی که باید تغییر بدم رو یادم اومد یکی اینکه رابطه منو همسرم که یکم سرد شدیم دوس دارم از این بیشتر بهم عشق بورزیم باهم بگیم بخندیم حرف بزنیم و دیگری اینکه سرحال پرانرژی برای کار کردن رو باورهام باید کار کنم و زندگی که میخوام رو بسازم قبل از اینکه جهان اون پُتک رو برداره بزنه تو سَرم و کارو سخت تر بشه و باید بهبود بدم زندگیم رو در همه جوانب ان شالله به یاری خداوند
و اینکه خداروشکر الان حالم عالیه و خداروشکر که منو به این مسیر و این سفرنامه هدایت کرد و من باید تغییر بدم قبل از اینکه مجبورم کنه جهان و هر روز کمی بهتر بهبود بدم زندگیم رو به امید خدا عاشقتونم استاد عزیزم خداروشکر برای وجودتون تو زندگیم😘🤗
چقدر صحبت هاتون استاد قشنگه
همه آدم ها میتونن خوش شانس ترین باشن اگه فقط احساسشون رو خوب نگه دارن و توجه شون به زیبایی ها باشه
اگه فقط در مورد اتفاقات خوب صحبت کنن و از اتفاقات نا دلخواه اعراض کنن و پر و بالش ندن با صحبت هاشون
چقدر خوشحالم که در. مسیر دریافت این آگاهی ها هستم
من هم میتونم خوش شانس ترین باشم اگه روی خودم کار کنم و احساسم رو خوب نگه دارم
چقدر خدا عدلش زیاده که زندگیمون رو در اختیار خودمون قرار داده
خدایا تو بی نظیری 😍 من عاشقتم