اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنونم برای این کلیپ جدید و کاملا متفاوت شما چونکه بسیار فوق العاده بود . واقعا قبول دارم که چرا باید همیشه از اتفاقهای بد زندگیمون و … دائما صحبت کنیم و دلیل و برهان بیاریم . این کلیپ شما به من یاد داد تا منهم لحظه های زیبای زندگی خودمو ثبت و ضبط کنم و به اشتراک بذارم چه بین افراد نزدیک خودم و چه بین دوستان به مراتب دورتر خودم ! چون فهمیدم گسترش این مباحث چ در قالب عکس ، فیلم و … به گسترش هر چه بیشتر وفور نعمت و انرژی مثبت کمک خواهد کرد .
واقعا این سوال برام پیش اومد که چرا ما همیشه در حال صحبت کردن راجبه اتفاقهای بد زندگیمون هستیم و چرا هیچوقت جرات نمیکنیم درباره ی اتفاقات خوبمون صحبت کنیم ، یا خیلی اوقات پیش میاد که افراد روشون نمیشه درباره ی خوبی های زندگیشون ، تفریحاتی که کردن ، غذاهایی که خوردن و … صحبت کنن و همیشه اگه ازشون بپرسی چه خبر و … همیشه میگن هیچی ، خبر خاصی نیست و … ! و فکر میکنم جواب این سوال ها در یک 2 گزینه خلاصه بشه و آنهم این هستش که افراد به دو دلیل این کار رو میکنن :
1٫ اینکه فکر میکنن اگه راجبه اتفاقهای خوب زندگیشون حرف بزنن دل افراد پایین تر رو میشکونن و باعث رنجششون خواهند شد .
سلام و تشکر بابت این فایل فوق العاده منم متوجه شدم خیلی وقتا در همچین دامی افتادم . و باورهایی رو هم دراین زمینه شناسایی کردم مث اینکه نباید راجب خوبی ها حرف زد هم بخاطر تر س از منفی شدن و هم بخاطر حس ترحم نابجا برای دیگر. که شاید بقیه نداشته باشن غصه بخورن و..
ولی از امروز به خودم متعهد میشم هرگز در مورد اتفاقات منفی صحبت نکنم .. و برعکس اگر خواستم صحبتی کنم فقط از خوبیها و زیبایی ها بگم و اینو برای خودم مث یه خط قرمز و یا ارزش و اعتقاد بیارم.
دلم میخواد جز سبک زندگیم این باشه که آدمی باشم که اهل منفی باشی نباشم و ا زاتفاقات و دیگران فقط خوبیها رو به زبون بیارم. تشکر بابت این فایل فوق العاده عالییییی
بلاخره اون ترس درونیم رو به سمتش حمله کردم امروز اولین روز از سال 98 ام بود امروز خونه اجاره کردم پول پیش نداشتم ولی با تکیه بر خدای مهربونم جور شد خیلی محشره هر طوری که بخوای میتونی هدایتش کنی …
خدای من خدای فراوانی هاست خدای پول و ثروت معنویت خدای تمام کائنات خدای تمام هستی…
امروز رو با حرکت به سمت خواسته هام شروع کردم هرچی بود تو سال 97 گذاشتمو اومدم …
هر روز با خودم صحبت میکنمو یاد آوری میکنم.که اهدافم چیه و به سمت اون حرکت میکنم بدون اینکه از چیزی بترسم تلاشمو میکنم حرکت میکنم.خودش بهم.برکتشو میده
امسال رو اولین روزشو با حرکت به سمتش شروع کردم با قران و خیلی روز عالی بود افگار منفی و انداختم دور و با دلی پاک شروع کردم خودمو متعهد کردم …
خودم مجبور میکنم که سال 98 رو جوری بسازم که 97 جلوش زانو بزنه …
شب هم با دوستای قدیمیم بودم و خیلی خوش گذشت نفهمیدم چطور ساعت 3 نصف شب شد …
دروود بر شما خانم محمدی.خیلی ممنونم از کامنتای زیبا و تاثیر گزارتون. البته کنترل نجواهای ذهنی مشکل تر از کنترل کلام هست.مخصوصا واسه کسایی که ذهن شلوغی دارن.(مثل خودم) بابت به اشتراک گذاشتن تجربتونم خیلی خیلی ممنونم.همینطور هست که می فرمایید.
خدار رو شکر می کنم که باز هم در این سفر الهی با شما عزیزان همسفرم.
واقعا خدا رو شکرت که من رو به این مسیر زیبا و سراسر عشق هدایت کردی.
خیلی ممنونم از استاد که به خوبی ویژگی های کسانی رو که مدام اتفاقات بد که خیلی عجیب و غریب به نظر می رسه رو تجربه می کنند رو باز کردند.
همین طور است ادم هایی که با یک مشکلی که براشون می افته اینقدر بهش توجه می کنند این قدر اون رو بد جلوه می دهند و هرجا که رفتند با شور و هیجان از مشکلاتشون صحبت می کنند و همش منتظر این هستند که ببینند چه اتفاق بدی رو جذب می کنند تا باز هم چیزی برای گفتن به دیگران و صحبت کردن داشته باشند تا شاید کمی بهشون توجه بشه و این طور حس کنند که اره من خیلی ادم بد شانسی هستم یا احساس این که مورد ظلم قرار گرفتند یا احساس قربانی بودن بهشون دست بده.
وقتی که مدام در باره مشکلاتشون حرف می زنند باز هم شرایط و اتفاقاتی رو جذب می کنند که مشکلات بیشتری رو وارد زندگیشون کنند.
اما اگر تصمیم بگیرند به طور اگاهانه از مشکلاتشون اعراض کنند و با تغییر دیدگاهشون خودشون رو به احساس خوب برسونند از وقتی که تعهد می کنند که دیگر درباره ی مشکلاتشون با دیگران بحث و گفت و گو نکنند به واسطه ی همین کار دیگر اتفاقات و مشکلات کمتری رو تجربه می کنند در واقع چون به خودشون قول دادند که دیگر درباره ی ناخواسته هاشون با دیگران صحبت نکنند جهان و خداوند هم اتفاقات مشکل دار رو براشون رقم نمی زنه،چون می دونه که این فرد متعهده و خواهان چنین فرکانسی نیست این فرد اتفاقات خوب و خوشایند رو می خواد و از همین جنس اتفاقات بهتری رو بهشون نشون می ده.
واقعا که نتیجه ی ملموس این اتفاقات رو دایی خودم مدام تجربه می کنه و هربار که می بینمش یکجوری داره از شرایطش ناله می کنه و از مشکلاتش می گه و هربار هم اتفاقات بدتری رو تجربه می کنه اتفاقایی که عقل جن هم بهش نمی رسه و چه دردسر هایی رو خودش برای خودش ایجاد می کنه.
عاشق چنین خدایی هستم که به واسطه ی موجودیت فرکانسیمان ما را خالق شرایط زندگی خود قرار داده واین گونه است که خداوند به هیچ کس ظلم نمی کنه ولی انسان ها خودشون به خودشون ستم می کنند.
پس من از این قانون استفاده می کنم برای خلق ثروت،سلامتی و خوشبختی بیشتر در زندگیم تنها با توجه کردن به خواسته هایم وصحبت کردن در باره ی ان ها با خودم و خدای مهربون واعراض از نا خواسته هایم و مهمتر از همه داشتن احساس خوب.
خدارو واقعا شکر می کنم که دارم فرکانس خواسته ها و زیبایی ها رو به جهان ارسال می کنم.
بله استاد من متاسفانه همه اتفاقات روزم رو چه خوب چه بدشب با شوهرم در میون میزارم و در موردشون صحبت میکنم خیلی سعی میکنم ورودی های ذهممو کنترل کنم و به هر اتفاق بدی توجه نکنم اره اینع این پاشنه اشیلمه متعهد میشم در مورد هیچ اتفاق بدی حتی با خودمم صحبت نکنم
سلام استاد عزیز
ممنونم برای این کلیپ جدید و کاملا متفاوت شما چونکه بسیار فوق العاده بود . واقعا قبول دارم که چرا باید همیشه از اتفاقهای بد زندگیمون و … دائما صحبت کنیم و دلیل و برهان بیاریم . این کلیپ شما به من یاد داد تا منهم لحظه های زیبای زندگی خودمو ثبت و ضبط کنم و به اشتراک بذارم چه بین افراد نزدیک خودم و چه بین دوستان به مراتب دورتر خودم ! چون فهمیدم گسترش این مباحث چ در قالب عکس ، فیلم و … به گسترش هر چه بیشتر وفور نعمت و انرژی مثبت کمک خواهد کرد .
واقعا این سوال برام پیش اومد که چرا ما همیشه در حال صحبت کردن راجبه اتفاقهای بد زندگیمون هستیم و چرا هیچوقت جرات نمیکنیم درباره ی اتفاقات خوبمون صحبت کنیم ، یا خیلی اوقات پیش میاد که افراد روشون نمیشه درباره ی خوبی های زندگیشون ، تفریحاتی که کردن ، غذاهایی که خوردن و … صحبت کنن و همیشه اگه ازشون بپرسی چه خبر و … همیشه میگن هیچی ، خبر خاصی نیست و … ! و فکر میکنم جواب این سوال ها در یک 2 گزینه خلاصه بشه و آنهم این هستش که افراد به دو دلیل این کار رو میکنن :
1٫ اینکه فکر میکنن اگه راجبه اتفاقهای خوب زندگیشون حرف بزنن دل افراد پایین تر رو میشکونن و باعث رنجششون خواهند شد .
2٫ چشم زخم .
ممنونم ازت استاد عزیزم .
سلام
وقت تان نیکو
شادی های تان افزون
به نام خدا
سلام
من امین محمودی متعهد هستم فقط در مورد اتفاقات خوب صحبت کنم که خیلی خوب بوده باشه مثبت بوده باشه
Dec 25, 2018 at 10:05
1397/10/4
سلام و تشکر بابت این فایل فوق العاده منم متوجه شدم خیلی وقتا در همچین دامی افتادم . و باورهایی رو هم دراین زمینه شناسایی کردم مث اینکه نباید راجب خوبی ها حرف زد هم بخاطر تر س از منفی شدن و هم بخاطر حس ترحم نابجا برای دیگر. که شاید بقیه نداشته باشن غصه بخورن و..
ولی از امروز به خودم متعهد میشم هرگز در مورد اتفاقات منفی صحبت نکنم .. و برعکس اگر خواستم صحبتی کنم فقط از خوبیها و زیبایی ها بگم و اینو برای خودم مث یه خط قرمز و یا ارزش و اعتقاد بیارم.
دلم میخواد جز سبک زندگیم این باشه که آدمی باشم که اهل منفی باشی نباشم و ا زاتفاقات و دیگران فقط خوبیها رو به زبون بیارم. تشکر بابت این فایل فوق العاده عالییییی
سلام خدمت استاد عزیزم عباسمنش
و خانم شایسته عزیز بابت این سفرنامه عالیشون
بلاخره اون ترس درونیم رو به سمتش حمله کردم امروز اولین روز از سال 98 ام بود امروز خونه اجاره کردم پول پیش نداشتم ولی با تکیه بر خدای مهربونم جور شد خیلی محشره هر طوری که بخوای میتونی هدایتش کنی …
خدای من خدای فراوانی هاست خدای پول و ثروت معنویت خدای تمام کائنات خدای تمام هستی…
امروز رو با حرکت به سمت خواسته هام شروع کردم هرچی بود تو سال 97 گذاشتمو اومدم …
هر روز با خودم صحبت میکنمو یاد آوری میکنم.که اهدافم چیه و به سمت اون حرکت میکنم بدون اینکه از چیزی بترسم تلاشمو میکنم حرکت میکنم.خودش بهم.برکتشو میده
امسال رو اولین روزشو با حرکت به سمتش شروع کردم با قران و خیلی روز عالی بود افگار منفی و انداختم دور و با دلی پاک شروع کردم خودمو متعهد کردم …
خودم مجبور میکنم که سال 98 رو جوری بسازم که 97 جلوش زانو بزنه …
شب هم با دوستای قدیمیم بودم و خیلی خوش گذشت نفهمیدم چطور ساعت 3 نصف شب شد …
هرجا هستین شاد موفق و پیروز باشین در پناه حق
دروود بر شما خانم محمدی.خیلی ممنونم از کامنتای زیبا و تاثیر گزارتون. البته کنترل نجواهای ذهنی مشکل تر از کنترل کلام هست.مخصوصا واسه کسایی که ذهن شلوغی دارن.(مثل خودم) بابت به اشتراک گذاشتن تجربتونم خیلی خیلی ممنونم.همینطور هست که می فرمایید.
هر روز ثروتمندتر از دیروزتون باشید.
بنام خدا
خدایا سپاسگذارم دوباره منو به اینجا هدایت کردی
سلام استادگرامی
برای من هم امشب یک تضاد پیش اومد ولی رفتم به دخترم گفتم که نباید بگم وخداوند اززبان شما با منوحرف زد
پس به امید خدا ازفردادوباره روزم روشروع میکنم بااتفاقات عالی وبخودم قول میدم این قول دادن وعمل کردن به آن خیلی مههمه
که ازاین به بعد فقط اتفاقات خوشحال کننده رو به دخترم بگم وازخداوند میخواهم مرادراین مسیر کمک کنه الهی به امیدتو
خدایا من هیچ چیز اتفاقی نیست
الان که داشتم دیدگاه رو ارسال میکردم ۶روزپیش بازهم به این نشانه هدایت شدم خداداره بامن سخن میگه
خدایا ازت ممنونم وبه قولم عمل میکنم
سلام به دوستان خوبم
توی متن این فایل نوشته شده: “صحبت کردن، قویترین ابزار خلق اتفاقات زندگی مان است”
من همیشه سعی کردم ک از خوبی های اطرافم بگم و از همین الان خودمو متعهد میکنم ک از خوبی ها بیشتر و بیشتر حرف بزنم
خدار رو شکر می کنم که باز هم در این سفر الهی با شما عزیزان همسفرم.
واقعا خدا رو شکرت که من رو به این مسیر زیبا و سراسر عشق هدایت کردی.
خیلی ممنونم از استاد که به خوبی ویژگی های کسانی رو که مدام اتفاقات بد که خیلی عجیب و غریب به نظر می رسه رو تجربه می کنند رو باز کردند.
همین طور است ادم هایی که با یک مشکلی که براشون می افته اینقدر بهش توجه می کنند این قدر اون رو بد جلوه می دهند و هرجا که رفتند با شور و هیجان از مشکلاتشون صحبت می کنند و همش منتظر این هستند که ببینند چه اتفاق بدی رو جذب می کنند تا باز هم چیزی برای گفتن به دیگران و صحبت کردن داشته باشند تا شاید کمی بهشون توجه بشه و این طور حس کنند که اره من خیلی ادم بد شانسی هستم یا احساس این که مورد ظلم قرار گرفتند یا احساس قربانی بودن بهشون دست بده.
وقتی که مدام در باره مشکلاتشون حرف می زنند باز هم شرایط و اتفاقاتی رو جذب می کنند که مشکلات بیشتری رو وارد زندگیشون کنند.
اما اگر تصمیم بگیرند به طور اگاهانه از مشکلاتشون اعراض کنند و با تغییر دیدگاهشون خودشون رو به احساس خوب برسونند از وقتی که تعهد می کنند که دیگر درباره ی مشکلاتشون با دیگران بحث و گفت و گو نکنند به واسطه ی همین کار دیگر اتفاقات و مشکلات کمتری رو تجربه می کنند در واقع چون به خودشون قول دادند که دیگر درباره ی ناخواسته هاشون با دیگران صحبت نکنند جهان و خداوند هم اتفاقات مشکل دار رو براشون رقم نمی زنه،چون می دونه که این فرد متعهده و خواهان چنین فرکانسی نیست این فرد اتفاقات خوب و خوشایند رو می خواد و از همین جنس اتفاقات بهتری رو بهشون نشون می ده.
واقعا که نتیجه ی ملموس این اتفاقات رو دایی خودم مدام تجربه می کنه و هربار که می بینمش یکجوری داره از شرایطش ناله می کنه و از مشکلاتش می گه و هربار هم اتفاقات بدتری رو تجربه می کنه اتفاقایی که عقل جن هم بهش نمی رسه و چه دردسر هایی رو خودش برای خودش ایجاد می کنه.
عاشق چنین خدایی هستم که به واسطه ی موجودیت فرکانسیمان ما را خالق شرایط زندگی خود قرار داده واین گونه است که خداوند به هیچ کس ظلم نمی کنه ولی انسان ها خودشون به خودشون ستم می کنند.
پس من از این قانون استفاده می کنم برای خلق ثروت،سلامتی و خوشبختی بیشتر در زندگیم تنها با توجه کردن به خواسته هایم وصحبت کردن در باره ی ان ها با خودم و خدای مهربون واعراض از نا خواسته هایم و مهمتر از همه داشتن احساس خوب.
خدارو واقعا شکر می کنم که دارم فرکانس خواسته ها و زیبایی ها رو به جهان ارسال می کنم.
خوشحال شدم که با شما عزیزان همراه و همسفر بودم.
در پناه الله شاد،سالم و ثروتمند باشید.
سلام بر استاد عزیز و دوستان گرامی
نشانه امروز من این فایل بود
استاد عزیز توی این 6 دقیقه همه قانون را توضیح دادید. نکته که خیییلی برای من اهمیت داشت این بود که گفتید (تعهد) .
همون بحث ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است . من حدودا 2 هفته اس که توانستم قانون را بفهمم و به خودم قول دادم
که هرروز بیشتر از روز قبلش به قانون عمل کنم . از روزی 5 دقیقه شروع کردم و الان تقریبا روزی بصورت پراکنده 30 دقیقه توجه ام
را سعی میکنم برروی باورهای درست نسبت به خواسته ام (و همچنین ویژگیهای مدنظرم بصورت کلی )در زندگیم بزارم .
میدونم بنظر خیلی کم میاد اما نمیخوام خودمو گول بزنم نمیخوام سر خودمو کلاه بزارم .میخوام با خودم روراست باشم.
طی این مدت آشنایی با شما و مباحث مطرح شما توسط شما ؛ ادا درمیآوردم که دارم به قانون عمل میکنم ، ادا درمیآوردم
که به قانون ایمان دارم .
حقیقتا فقط برام جالب بودن از جهت شنیدن و دانستن ؛ تا اینکه بخوام عمل کنم
البته همون ادا درآوردن هم نتیجه برای من داشته که بدلیل عدم درک قانون اوضاع از قبل بدتر شد.
حالا این نکته تعهد برای من خییییلی مهم است . تعهدبرای عمل به قانون . تعهد به اینکه توجه خودم را و تمرکز خودم
کنترل کنم .
نکته و درس دیگری که این فایل برای من داشت این هست که با صحبت کردن چقدر راحتتر میشه به ((تعهد)) پایبند بود.
به خودم تعهد بدم که فقط درمورد نکات مثبت صحبت کنم ، حالا چه با دیگران و چه با خودم .
مثلا همین فایل برای من نکته مثبتش ، سفر و تحقیق کردن بود . که چقدر راحت میشه لذت برد و سفر کرد و در عین حال
کار تحقیقاتی انجام داد . اینکه یک ایرانی بتونه راحت ماشین کرایه کنه و در جاده های اروپا تردد داشته باشه ، درآزادی
و امنیت کامل . اینکه انگیزه بگیرم از شما بعنوان الگو ، که به قانون عمل کردید و به نتایجی که میخواستید براحتی رسیدید.
به این قانون ساده که میگه جهان به کانون توجه من واکنش نشان میده. حالا این من هستم که اختیار انتخاب دارم .
انتخاب کنم که توجه ام به نکات مثبت باشه یا نکات منفی . شانسی وجود نداره . همش اختیار است . حساب و کتابی است.
اتفاقا خیلی هم منطقی است . یعنی اینجوری میشه عدل خداوند را توضیح داد. اینجوری میشه نظم حاکم بر جهان را توضیح داد.
اینجوری میشه کل تاریخ را توضیح داد.اتفاقات و شرایط و داستان های تاریخی را میشه توضیح داد و خیلی هم منطقی .
مثلا ماجراهای اشغال ایران در طول تاریخ را راحت میشه توضیح داد چون این قانون جهان شمول است . یک قانون درعین حال
انفرادی است که هرکس زندگی خودش را خلق میکنه ؛ اما میتونه اجتماعی هم باشه زمانی که ((آن قوم)) به مانند همدیگر فکر کنند ، به مانند
همدیگر توجه داشته باشند . تمام داستانهای قرآنی که صحبت از عذاب یک قوم میکنه ، براحتی قابل فهم است با این قانون ؛ قابل توضیح است
با این قانون.
اصلا با این قانون آیه قرآن که میگه : (( آنچه از نیکیها به تو میرسد، از طرف خداست و آنچه از بدی به تو میرسد، از سوی خود توست )) برای من
خیلی قشنگ معنی پیدا میکنه . چون من انتخاب کردم تاریکی را بجای نور . انتخاب کردم بدی را بجای خوبی .
انتخاب کردم شیطان رجیم را بجای خدای سبحان .
ذات خداوند تماما خیر و خوبی است ، تماما نور است و وقتی نور نباشد تاریکی است .
انتخاب خیلی واضح است که من و همه آدم ها نور ، را انتخاب میکنیم .
حالا چقدر قانون را جدی بگیرم و تعهد داشته باشم به عمل به قانون ؛ بستگی به میزان درک و فهم من از قانون دارد.
هرچه بیشتر درک و فهم داشته باشم میزان عمل من جدی تر و متعهدانه تر است و به همون نسبت نتایج زندگیم مورد دلخواه تر من ، به هرشکلی که بخواهم .
تعهد تعهد تعهد
تمرین تمرین تمرین
ممنونم از تو استاد عزیزم
بنام رب تنها قدرت مطلق جهان
سلام استاد ارزشمندم و بانو مریم جان عزیزم
دهمین روز سفر پر خیرو برکتم
بله استاد من متاسفانه همه اتفاقات روزم رو چه خوب چه بدشب با شوهرم در میون میزارم و در موردشون صحبت میکنم خیلی سعی میکنم ورودی های ذهممو کنترل کنم و به هر اتفاق بدی توجه نکنم اره اینع این پاشنه اشیلمه متعهد میشم در مورد هیچ اتفاق بدی حتی با خودمم صحبت نکنم
ممنونتم استاد جان