چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 67 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    با سلام خدمت شما استاد گرامی وخداقوت به شما استاد درمورد این که بعضی افراد عادت دارند

    همیشه درمورد چیزی های بعد واتفا قات بعد صحبت کنند این جور افراد با این کارها شون

    اتفاقات بعد را هم جذب می کنند در سفر ی که رفتند با افراد وشرایط واب وهوا ومحیط از همه

    چیزها ایراد میگیرند ومرکز می کنند روی نکات

    منفی واز خاطرات بعد تعریف می کنند

    این ادمها همیشه در زندگیشون با این ادمها وبا

    این جور شرایط بر خورد می کنند

    پس ما با تعهد دادند به خودمان سعی می کنیم

    که هیچ وقت از نکات منفی صحبت نکنیم

    وهمیشه توجه خود را روی چیزهای مثبت بگذاریم مثل تو جه به طبیعت وجاده های فرانسه

    که استاد زحمت کشیدند وبا به اشتراک گذاشتن

    تا ما هم به این جور طبیعت هدایت شویم

    واز این قانون جهان استفاده کنیم و چیزی های

    خوب را به زندگی خودمان جذب کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم

    سلام رفقای هم فرکانسی

    سلام استاد عزیزم و مریم جونم

    استاد چه زیبا اشاره کردید واقعا درسته

    من بارها تجربه کرده ام

    و یکیش هم سال ۱۳۹۹ بود که مدام درباره ی یه ناخواسته صحبت می کردم تا اینکه دقیقا همان را خلق کردم و چه روزهای سختی که پشت سر گذاشتم ولی همان اتفاق نقطه ی عطف زندگی من شد و بالاش خدا را هزاران بار سپاسگزارم

    و بارها این را تجربه کرده ام

    امروز به خود تعهد میدهم که از این به بعد اصلا در مورد ناخواسته ها صحبت نکنم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    شیرین امامی احتشامی گفته:
    مدت عضویت: 2524 روز

    به نام خدایم ، که مهربانترین و قدرتمندترین و بخشنده ترین است………….

    همیشه با خودم میگفتم خدایا چرا بعضی از دوستام یا اطرافیانم اینقدر خوش شانسن ؟ همش میخندن و همشم واسشون بهترینها اتفاقا میافته ؟؟؟؟ نمره های خوب ، دوس پسرای خوب ، سفرهای خوب ، ماشین خوب ، خونه خوب ، ازدواج خوب ، شغل خوب ، جایگاه اجتماعی خوب و…..‌‌….

    چرا همیشه کلی خاطرات خوب و شاد برای گفتن دارن و بعضیا از جمله خوده من همش با اتفاقات بد و ناخوشایند و غم درگیرم ؟؟؟!!!!!! ( هرچند لبم ظاهرا همیشه به خنده باز بود ولی دلم…..‌. )

    همیشه میگفتم خدایا چیه داستان ؟؟ آخه این چه عدالتیه !!!!

    و البته هیچ کتاب و جمله و سخن قصار و استادی نبود که جواب درست و درمونی بهم بده.

    میدیدم کسایی رو که هر روز ثروتمندتر میشن هر چند اهل نماز و مذهبم نبودن و هر دفعه شادابتر و قبراق ترن حتی اگر در فلان سرمایه گذاری نتیجه دلخواهو نگرفتن و هرگز به روی خودشون نمیاوردن و بیشتر از پیروزیهاشون میگفتن تا ناکامی اخیر یا گذشته شون .( اون روزا فکر میکردم دارن روی بدبختیهاشون سرپوش میزارن تا دیگران متوجه نشن و خیلی زود ناخواسته ها جبران میشد براشون 😑😑)

    و ثروتمندای دیگه ایی رو هم میدیدم که اهل دین و مذهبند و میلیونها تومن نذری میدن و کمک میکنن به این و اون . به قول معروف پول پارو میکنن ولی تو اخم و نک و ناله هستن و تو ۲ تا پروژه شون موفق اند و تو ۳ تای دیگه شکست خورده و بیشتر دلیل های جورواجور شکستشون رو میگفتن تا موفقیت هاشونو و به مرور این ناخواسته ها بیشتر میشد و پایینتر میومدن ( با وجود مومن بودن سفت و سخت به دیدگاه عوام ) ؟؟!!!!

    فقیرا و دست تنگام که همیشه خدا ناله و ناله و نااااله ……..

    میگفتم خدایا اگه دین و مذهب و مسجد و….‌ موفقیت میاره پس چرا فلانی و فلانی و…. این شده زندگیش ؟؟!!!!

    نمیدونستم جریان چیه ؟

    موفقیتهای پی در پی

    یا ناخواسته های پی در پی ؟؟؟؟

    اروم آروم کتابهای آنتونی رابینز ، اسکاول شین ، کاترین پاندر ، اکهارات تول ، کتاب و فیلم راز وووووووووو…..‌ سر راهم قرار گرفتن .

    این وسط ی چیزایی دستگیرم میشد ولی باز گم و گور بودم . همش میگفتم با خودم اگه این اینه پس اون چیه ؟ اگه این ، اینو میگه پس اون چی میگه ؟!!!!!🤔🤔🤔

    ذهنم پر از سوال بود. با خودم درگیر بودم جواب سوالهام و نمیدونستم . پازلهام به هم وصل نمیشدن ‌.

    بگیر نگیر داشت . اگر چه موفق نبودم اونروزا ولی به قول استاد یک چیزی تو وجودم میگفت اینه درسته ، (( فیلم راز )) درسته یا فلان کتاب درسته

    ولی منطقم قبولش نمیکرد به خصوص وقتی که نتیجه نمیگرفتم . تا اینکه خدا هدایتم کرد به سمت دستی از دستانش . مردی بزرگ به نام استاد عباسمنش و ذره ذره یاد گرفتم ، فهمیدم و درک کردم قانون بزرگ فرکانس و ارتعاشات کوانتومی جهان رو . فهمیدم من سرتاسر موجودی انرژی دهنده و انرژی گیرنده هستم چه خوب چه ناخوب .

    و جهان آینه ایست بی حد و مرز در برابر منه فرکانسی .

    تازه فهمیدم چه لایه لایه و بی انتهام و چه قدرتمندم چون تنها موجودی که میتونه بیافرینه هر چیزی رو در این جهان منم نه هیییچ مخلوق دیگه ایی . فقط به واسطه قانون تغییر ناپذیر الهی که آنچه با فرکانس و انرژی کلام ، افکار ، دیدن ، شنیدن و حتی یادآوری خاطرات خوب یا ناخوب میتونم خلق کنم چیزی رو که دوست دارم یا دوست ندارم . به هر حال من (( خالق )) هستم .💪💪

    و این داستان هیییچ ربطی به مذهب و دین من نداره .

    و این بزرگترین رازی بود که تو زندگیم فهمیدم و اندیشیدم و تجربه کردم .

    حالا میفهمم چرا بعضیا بد شانسن …‌‌

    چرا بعضیا خوش شانسن …..

    چون اصلا چیزی به نام شانس وجود نداره ، این فرکانسها و ارتعاشات و انرژیهای ما به جهانه که مسبب ساخت و خلق اتفاقات خواسته یا نا خواسته زندگی ما میشود و پذیرش این مسئولیت بزرگ برایم اوایل خیییلی سخت بود ولی خدای هدایتگرم هدایتم کرد و پذیرفتم تا بتوانم خالق باشم نه برگی در باد ……

    نه فردی ضعیف و بیچاره که نمیدونه فرداش ، آینده اش چه میشود؟؟؟!!!!

    استادم دستتو میبوسم و شکرگزار شبانه روز خداوندم هستم برای درک این آگاهی و قدرت عظیم .

    و فریاد میزنم

    انا الحق

    انا الحق

    انا الحق

    شاکرت هستم تمام عمر پروردگار عالمیان 🙏🙏🙏

    بماند به یادگار

    شیرین ♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ناعمه احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1607 روز

    خب سلام ب استاد عزیز و دوستان عزیزم 😊✋

    بریم سراغ نکات

    وقتی میخوای اتفاقات و خاطرات بد رو برای بقیه تعریف کنی، از اون دست اتفاقات رو بیشتر جذب میکنی و باعث میشه بیشتر تجربه شون کنی چون همون موقع ک داری در موردشون حرف میزنی داری درخواستشو میفرستی ک من بیشتر میخوام.

    خوب بیاین از همین امشب قول بدیم ‌ک تعریف کردن خاطرات بد ممنوع 😎👍

    البته همین ک ب خودت تعهد بدی ک نمیخوای در مورد اتفاقات بد صحبت کنی

    چون نمیخوای صحبت کنی خب در انتظار رخ دادن اتفاقات بد هم نیستی

    ک من مطمئنم وقتی مدارمون بره بالا و کم کم راه بیوفتیم،اونقدر غرق اتفاقات خوب میشیم ک همون مسیر دلنشین رو با لذت ادامه میدیم و این رفتارا جزو روتین زندگی مون میشه

    چون خود من ک حدود ۳ ماه هست ک آشنا شدم با سایت،و قبل از دیدن این فایل بود ک ما رفیتم ب یک موزه ای(بعد از ی مسیر طولانی) و ب محض رسیدن ما گفتن دیگه اجازه ورود نداره کسی،و من اصلا احساس و حالم رو بد نکردم اونجا، چون قانون احساس بد اتفاق بد رو میدونستم. الان ک فک میکنم خود ب خود اون اتفاق رو برا کسی تعریف نکردم،و همونجا جلوی موزه من خندیدم ب این اتفاق واقعا در صورتی ک بقیه عصبانی شده بودن،من فقط سعی کردم حواسم رو بزارم روی فراوانی و ثروت اطرافم،ب هوای عالی و آسمون زیبا و مردم عاشق و شاد و….

    البته دوستان ک آنچنان تلاش ذهنی خاصی نمیخواد این کار،چون آدم وقتی بیوفته تو مسیر شادتر و آرام تر میشه و ب همه شرایط و اتفاقات میگه الخیر فی ما وقع

    پس ادامه بدیییییییم 😁😎

    برای همه عشق و استمرار توی این مسیر رو خواهانم 🌱🌱

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فاطمه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1646 روز

    ردپای تحول 10-1: آگاهی های جلسه دهم

    سلام به همه دوستان عزیزم سلام ب خدای مهربونم سلام ب اتفاقات عالی سلام ب فرکانس خوب سلام ب مدار خوب سلام ب عشق سلام ب سلامتی و برکت و شغل خوب و ثروت

    . خواسته های عجیب و غریب از علاقه انسان به خاص بودن و متفاوت دیده شدن نشأت می گیرد مقصر اصلی و نامریی هم علاقه به صحبت کردن درباره چنین وقایعی است پس من سعی میکنم که در مورد این وقایع صحبت نکنم تا در خواست این ناخواسته ها را به جهان ارسال نکنم

    . اگر می‌خواهم تجربه‌های دوست داشتنی را کسب کنم باید مراقب و متعهد باشم که در هر موضوعی به خوبی آن توجه کنم در موردشان صحبت کنم با این کار آرام آرام از مدار ناخواسته ها فاصله گرفته و به مدار خواسته‌های بیشتر و بزرگتر نزدیکتر می شوم چون فقط درخواست چیزی که دوست داشتم را به جهان ارسال کردم این کار این راهکار خوش شانس شدنه

    .این باور محدود کننده را حذف می‌کنم که اگر در مورد موفقیت و درآمد و غیره زندگیم با دیگران صحبت کنم دیگران چشمم می کنند اصلا درست نیست هر چقدر در مورد خوبی و موفقیت زندگی صحبت کنم فرکانس جذب این خوبی‌ها رو ارسال کردم و دوباره از این جنس وارد زندگیم میشه چشم زدن یک باور غلط و قدرت دادن به افراد دیگر هست و شرک به الله است هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره و من خودم اتفاقاتی رقم میزنم اون هم با کانون توجه ام و فرکانسهام

    .این باور رو برای خودم میسازم که فرد مفید و ارزشمندی هستم و نیاز به جلب توجه افراد دیگه ندارم من از درون با خودم به صلح می رسم و لذت میبرم از این جهان زیبا و الله یکتا تنها یاور ماست و همیشه با ما هست تلاش میکنم که خودم رو بیشتر دوست داشته باشم خوبی ها را جذب کنم و در نهایت خالق زندگی زیبام باشم

    .من خودم رو متعهد می کنم که با هیچ کس و به هیچ عنوان در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم و با این کار دیگه اتفاقات بد رخ نمیده خوبی‌ها را جذب می‌کنم و در مدار و شرایط قرار می‌گیرم که اتفاقات فوق العاده زیبا را جذب می‌کنم و می‌بینم

    .تصمیم می‌گیرم که در تمام اتفاقات زندگیم تمرکزم رو روی جنبه‌های مثبت زندگی بذارم در وهله اول باید تمام تمرکزم روی اتفاقات خوب و خوشایند زندگیم باشه همیشه و همه جا در مورد اتفاقات خوب صحبت کنم بنویسم بخونم و غیره هر کاری که توجه ام رو به خوبی جذب میکنه حتی اگر اتفاقات عجیب و غریب هم رخ داد تلاش می‌کنم دیدگاهم رو به آن تغییر بدم و جوری نگاه کنم که حالم بهتر شود در مورد خوبی هایی که از همان اتفاق نه چندان خوشایند نصیبم شده حرف بزنم که در نهایت توجه ام روی خوبی‌ها متمرکز بشه

    .وقتی من متعهد می‌شویم که در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم خود به خود دیگه اتفاق بدی رخ نمی دهد که بخواهم برای دیگران صحبت کنم دیگه جذبش نمیکنم.

    زندگی پر از حال خوب و مدار بالاتر و پر از فراوانی و نعمت براتون آرزومندم 🥰😍😍🤩😍🤩😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عارف رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    به نام خالق فراوانی خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم خدارو سپاسگزارم بابت وجود قشنگتون توی زندگیم

    سلام ب تک تک دوستای خوب و با انرژی مثبتم و استادمریم جان عزیز

    چقدر کلاب دیشب خوب بود لذت بردیم استاد واقعا سپاسگزارم ازت ک این موقعیتارو واسه ما میسازی تا آگاهی بدی بهمون

    من خودم ی آدمی بودم ک توی این مسائل اگ یکی میگفت ف من تا فی خالدونش میرفتم توی جمع خانوادگی حالاوقتایی ک فامیل دوهم جمع میشدن همش توجه برنکات منفی بود نمیدونم ی حرفایی ک الان بهش فک میکنم با خودم میگم ما چ انسانهای خامی بودیم و هستیم واقعن نمیشه الان بگی ۱۰۰ درصد خوب شدم ن ولی ب لطف خدا ب لطف اموزشای شما من تونستم یا توی اون جمعا نرم کلن

    یا اگ میرم سعی کنم یا حرف عوض کنم یا نکات مثبتی ک توی اون بحث وجود داره رو حداقل بخودم یادآوری کنم

    اونا ک یا نمی‌شنون یا مورد تمسخر قرار میدنت

    اما از روزی ک فهمیدم ک آقا این اون مشکل بزرگ تو ک اینقدر اتفاقای ناخواسته هروز داره بیشتر میشه واسه تو تصمیم گرفتم حداقل راجب اون اتفاق حرف نزنم‌اولین قدم بعد چند دقه میرم میگردم داخلش ی نکته مثبت پیدا کنم و همونجا کلن اون موضوع رو از ذهنم بیرون میکنم ک اینارو همرو مدیون شمام استادبینظیرم عاشقتم❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2366 روز

    💎به نام خدایی که قدرت خلق زندگیمو به خودم داده💎

    و چه جالبه که کامنت هایی که قراره هر روز بزارم مصادف میشه با اتفاقاتی که تو اون روز و یا روز قبل داشتم ، در واقع به قولی قبل ازینکه بیام فایل رو ببینم ، اتفاقایی میوفته ، حرف هایی میشنوم و میزنم و با آدم هایی برخورد میکنم که منو تو مدار دریافت اگاهی های فایل اون روزم قرار میده.

    مشابه این نکته رو خانم شایسته تو فایل «ثمره بروز رسانی» در موردش صحبت کردن و من اولین بار که اون فایل رو دیدم ، دست و پا شکسته و جسته گریخته یه چیزایی ازش فهمیدم ولی شکر خدا الآن بهتر دارم درکش میکنم.

    اگه فوت و فن این هم دستمون بیاد بهتر میتونیم فکر خدا رو بخونیم.

    مثلا من به خودم تعهد دادم که روزی یه دونه کامنت بنویسم تا ردپای خودمو داشته باشم.

    به خدا هم گفتم خدایا کمکم کن بتونم به تعهدم عمل کنم.

    حالا اتفاقی که افتاده چیه ؟

    اینه که امروز که با یکی از دوستام داشتم حرف میزدم یهو ازم در مورد شانس پرسید منم تقریبا میتونم بگم آنچه که تو این فایل گفته شد رو براش توضیح دادم و این در حالی بود که من این فایلو ندیده بودم و نمیدونستم که امشب باید برای این فایل باید کامنت بزارم.

    پس با توجه به اینکه خواسته ی این بوده که برای فایل امروزم کامنت بزارم ، قبلش من با جواب دادن به سوال دوستم در مدار این آگاهی قرار گرفتم.

    حالا اگه من اینو درک کنم بهتر میتونم فکر خدا رو بخونم.

    خب ، الان من یه چند روزی هست از خدا یک کار با متراژ چند هزار متری ، با سود و متریال خوب ، نیرو های خوب و اون ویژگی هایی که مد نظرمه را درخواست کردم و بهش هم گفتم خدایا من نمیدونم خودت برام اوکی کن .

    اتفاقایی که افتاده اینه که الآن در حال حاضر این کاره نیست ولی نشونه هاش خیلی باحاله.

    مثلا یه نیرو داشتم که حقوق میگرفت از من و برام ماهیانه کار میکرد ولی این اواخر که رفت مرخصی به این فکر بودم که براش ابزار بخرم و خودش مستقل ولی زیر نظر من کار کنه ولی بیشتر به این فک میکردم که بزار یه کار با متراژ بالا بگیرم بعدش پولارو جمع و جور کنم و براش ابزار بگیرم.

    حالا اتفاقی که افتاد چیه ؟

    امروز خودش بهم پیام داده گفته «میشه خودم ابزار بخرم و بیام برات متری کار کنم؟»

    منم گفتم آره داداش ، چرا که نه .

    🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃

    یه نمونه دیگش یه همکار دیگم که قرار بود بره ترکیه برای کار و زندگی.

    امروز زنگ زده بود میگفت کنسل کردم نمیرم ترکیه.

    یکی دوبار هم بهم اشاره هایی کرد که میخواد با من همکاری کنه و حرف از کار با متراژ بالا بود.

    ☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️☘️🍃

    یکی نشونه دیگه این بود که رفتم نون بگیرم ، یهو اونی که داشت نون میفروخت بهم گفت شغلت چیه و چند ساعت کار میکنی ؟(آخه چون تو نونوایی کار میکرد از ساعت کاری خودش ناراضی بود به نظرم – با توجه به حرفای خودش)

    شغلمو با ساعت کاریم گفتم و یهو گفت اها فهمیدم تو کار برمیداری و میدی به نصاب ها برات انجام بدن و خودت فقط مدیریت میکنی ولی اگه لازم باشه کار هم میکنی .

    منم یهو یه مکثی کردم و گفتم آره ، البته سود خودمو هم بابت مدیریت پیمان برمیدارم.

    خیلی جالب بود ، من فقط شغلمو و ساعت کاریمو بهش گفتم ولی اون یهو انگار اون چیزی که درخواست من از خدا بود رو برام گفت.

    ☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️

    البته اتفاق های دیگه ای هم افتاده که به این موضوع مربوط میشه ، مثلا با پدرم دیروز حرف میزدم ، وسط حرفاش گفت یهو گفت تمام وسایلات رو جوری آماده کن که اگه کار بزرگ برداشتی و نیرو اضافه کردی الاف جور کردن لوازم نباشی .

    یا مثلا خبر از شنیدن عقد قرارداد های بزرگ میشنوم و یا یکی دیگه از همکارام دیروز که منو دید داشت ازم سوال می پرسید که فلان جا یه کار بزرگ قبول کردم به نظرت باید چه جوری انجامش بدم و یا داشت ازم میپرسید که نصاب سراغ دارم بهش معرفی کنم یا نه.

    همه ی اینارو که میزارم کنار هم ، و با توجه به مهارتی که توی خوندن فکر خدا پیدا کردم ، میبینم که خدا با این اتفاق ها و این آدم ها و این حرف ها ، در واقع داره منو تو مدار اون خواسته قرار میده.

    انگار داره این تکامل طی میشه که من فاصله ی فرکانسی خودم رو کم تر و کم تر کنم.

    و یه چیز دیگه که دوست دارم بنویسم اینه که چقد خوبه که آدم اینو قبول کنه که «من هیچی نمیدونم»

    به خدا وقتی در برابر خدا به این عجز میرسم که هیچی نمیدونم ، تیکه تیکه مثل پازل برام کنار هم میچینه همه چیو که بدونم ولی بازم به اندازه ی ظرفم.

    باز من میگم من هیچی نمیدونم خدایا ، بازم خودت بگو ، بازم اون میگه.

    و این روند ادامه داره.

    🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃

    خب در مورد این فایل هم اگه بخوام نکته ای بگم ، اینه که تو صحبت هایی که امروز با دوستم داشتم گفتم من گاهی وقتا از کلمه ی شانس استفاده می کنم و اصطلاحا میگم که خوش شانسم و فلانی خوش شانسه ، ولی صرفا فقط از این کلمه استفاده میکنم و از نظر من شانس به عنوان یه عامل بیرونی اصلا وجود نداره.

    و براش توضیح دادم که شانس رو در واقع خودمون با افکارمون به وجود میاریم و در هر لحظه داریم آینده ی خودمونو خلق می کنیم.

    و بهش گفتم حتی همون چیزی که میگن شانس هم قانون داره اصلا به این معنا نیست یه اتفاق ۵۰-۵۰ و ریسکی باشه.

    و براش توضیح دادم که من اگه جایی گفتم خوش شانسم در واقع منظور من این بوده که از قوانین در جهت مثبت و خواسته ی خودم استفاده کردم و لاجرم نتیجه مطلوب میشده و ازونجایی که اکثریت با این کلمه راحت ترن منم همینو استفاده کردم ولی تو ساختار های ذهنم این نیس که یه چیزی مثل سکه ی شیر یا خط ریسکی باشه و تو ذهنم اینه که خوش شانسی رو من خودم بوجود میارم.

    در مورد موضوع دیگه ای هم که باهاش حرف زدم این بود که :

    بهش گفتم برادرت دو هفته پیش اتفاقات پی در پی منفی براش افتاده بود و دلیلش به نظرم اینه که اون نمیتونه ذهنشو تو اولین اتفاق منفی کنترل کنه و زیاد بهش توجه میکنه و به صورت پی در پی اتفاقات بعدی رو با همون جنس برای خودش بوجود میاره.

    دوستم یکم فکر کرد و گفت آره داداشم اولین اتفاق که افتاد به همه کسایی که میشناخت گفت و ازون به بعد هر روز یه خبر بد دیگه میداد.

    گفتم خب همینه دیگه ، خودش خلق کرده و در نهایت اسمشو هم گذاشته بد شانسی.

    و در نهایت اینکه ، چیزی که با دیدن دوباره ی این فایل فهمیدم اینه که حتی اگه تو فکر تعریف خبر موفقیت خودمون برای دیگران باشیم ، داریم از اصل انتظار استفاده میکنیم و در واقع منتظر موفقیتی هستیم که برای دیگران میخوایم تعریف کنیم.

    بی صبرانه منتطرم از موفقیت های بیشترم اینجا بنویسم 🤗😉

    🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃

    از خدا میخوام بهمون کمک کنه تا بیشتر درکش کنیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه توحید و یکتاپرستی رو بهتر درک کنیم و براش شریک قائل نشیم.

    از خدا میخوام مارو رها از همه و وابسته به خودش کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    به نام خدا باید از فایل روز دهم یاد بگیریم که همیشه تمرکز کنیم روی اتفاقات خوبی که برای ما پیش اومده بیشتر صحبت کنیم تا بیشتر از این جنس اتفاقات جذب کنیم ودوری کنیم از اتفاقات

    بد وهیچ فقط درمورد آنها صحبت نکنیم

    وقتی توجه خودمان را به زیبا یی هاو نعمت ها

    اطراف خود می گذاریم از جنس اون زیبا یی وارد زندگیمون می‌شود من هم با دیدن این فایل سعی

    میکنم از نازیبایی دوری کنم بیشتر توجه کنم

    به داشته هایم وشکر گذار پروردگار خودم باشم

    تا نعمت وفراوانی بیشتری را وارد زندگیم کنم

    واز زندگیم بیشتر لذت ببرم تا رد پای به جا گذاشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حسین کریمی رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1427 روز

    سلام

    واقعا فایل خوبی بود حالا دلیل بعضی از مشکلاتمو فهمیدم امروز به خودم تعهد دادم که تمام تلاشم را برای صحبت نکردن درباره اتفاقات بدزندگی ام به کار ببرم و از اونور تلاشم را برای تعریف کردن اتفاقات خوب زندگی و توجه کردن به آنها بکنم.

    خیلی ممنونم از استاد که این فایل زیبارو تهیه کردن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    رابعه گفته:
    مدت عضویت: 1543 روز

    تعهد میدهم که فقط در مورد اتفاقات خوب صحبت کنم

    تعهد میدهم که خوش شانسی خودم را باور کنم

    من خوش شانسم که در این سایت میچرخم و کامنت ها را میخونم و سریال ها را میبینم و در مدار آگاهی هستم

    من خوش شانس هستم که وابسته نیستم

    من خوش شناس هستم که وقتم را به بهترین شکل ممکن میگذانم

    من خوش شانسم که عاشق طبیعت هستم

    عاشق آگاهی هستم و حالم در این مسیر خوب خوب است

    من خوش شانسم که یکه و تنها پیش رفتم و زخمی شدم افتادم اما ادامه دادم

    من خوش شانسم که خودم را دوست دارم

    من خوش شانسم که با همه کس و همه چیز قطع لینک کردم و خودم را مانند آنها ندیدم و نشناختم

    من خوش شانسم که به تنهایی در این مسیر هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: