چرا بعضی‌ها خوش‌شانس هستند؟ - صفحه 58 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

794 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    تیپ تاپ گفته:
    مدت عضویت: 3664 روز

    استاد اگه خداوند قلبتون حستون حس ششمتون خدا بهتون الهام کنه که همسر الانتون رو ترک کنید. آیا از همسرتون(دوست دخترتان) جدا میشوید یا خیر؟ فرض کنید همین الان خدا بهتون الهام کنه که بگه برو همین الان تا یکی دو ساعت آینده از همسرت جدا بشو؟ شما چکار میکنید با اینکه اینهممه از رابطه عاشقانتون خوشحالید و خیلیم راضی هستید آیا مقاومت خواهید کرد یا به الهامتون عمل میکنید و رابطه را ترک خواهید کرد؟

    اینم بگم که من درحال حاضر دوست دختری ندارم و احساسم بهم گفت که این سوال رو ازتون بپرسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      علی امجدیان گفته:
      مدت عضویت: 3611 روز

      دوست من سلام

      اگر چه این سوال رو باید استتد جواب بدن اما نظر خودمو میگم در نظر داشته باشید که خارج از مدار ما به ما الهام نمیشه مثل رابطه اول استاد تا زمانی که خوش بودن با هم با عشق زندگی کردن و زمانیکه با هم نخواستن باشن جدا شدن به راحتی و به نظر من هرکدام به مداری بالاتر از همون مداری که داشتن توی رابطه دست یافتن هم استاد و هم همسر اولشون و در این موردم همینه و تا زپانی که با هم خوشن و مدارشون با هم بالا میره و با عشق زندگی میکنند با هم هستند مگر اینکه یکی نخواد که پیشرفت کنه یا به هر دلیلی بخواد جدا بشه خداوند هم با دستانش از جمله الهامات کمکش میکنه که در این مسیر حرکت کنه و به خواستش برسه به نظرم این سوال رو میتونید بیشتر درفایل توضیحات جلسه۵ مصاحبه با استاد ببینید و از کتاب چگونه فکر خدارو بخوانیم استفاده کنید و همین نکته رو با مثالهای زندگی خودتون مقایسه کنید که خداوند اصولا برای زندگی شما برنامه ای نداره یا به بیان ساده تر از روی شهوت نمیگه فلانی از همسرت جدا شو و اونم گوش کنه این الهام هم زمانی میاد که خود فرد نخواد که باشه و به هر دلیلی خسته باشه و خدا بهش با الهامی که روشن و واضح مسیر درست رو نشون میده

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نعیمه حزباوی گفته:
    مدت عضویت: 2759 روز

    سلام به استاد عزیزم وعزیز دلشون

    من حدود سه ماهی هست که باسایت شما آشنا شدم وچقدر خوشحال هستم از این اتفاق بسیار زیبا .وخیلی سعی کردم که شروع کنم روی قانون کار کردن وروی خودم وهمه فایلهای رایگان رو گوش دادم چندین وچند بارو خرید محصول دستیابی به رویاهاکه به شکرانه خدا هم همسرم هم هم مسیر من شده و این یه اتفاق زیبای دیگه.والان با هم همسیر هستیم وبه هم کمک میکنیم وحال دلمون خیلی عااالی وخوب شده است و روز به روز بیشتر وعمیقتر قانون رو درک میکنیم ونتایج هر چند کوچک ولی برای ما خیلی عااالی وخوب است البته بعضی وقتها ناامیدی سراغمون میاد وبهم میگیم چرا نتیجه نمیگیریم ولی دوباره برمیگردیم ونتایج کوچک رو برای خودمون تکرار میکنیم وباز امیدوار تر از قبل برنامخ رو دنبال میکنیم .من اصلا نمیخواستم کامنت یا نطری بدم ولی وقتی فایل رو دیدم واشتیاق استاد را برای نظر دادن وکامنت گذاشتن دیدم به خودم یه نهیب زدم وگفتم حق استاد این نیست که به حرفاش گوش ندیم وقتی اینقدر منتظر کامنتای شاگرداش است واینقدر خوب وصمیمانه از تجربیات وآگاهیهای خودش برامون میگم.استاد سپاسگژارم برا حضورت در زندگیم.برای اینکه من رو با دنیایی واقعی وقانونهای دنیا آشنا کردی.ودیگه اینکه من دیروز خیلی با خدای درون خودم شروع به حرف زدن کردم وصبح خیلی زود بیدار شدم وبه خدای خودم گفتم ( طبق جلسه ۷ دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها که استاد گفتند خدا میگه تو سناریوی زندگیت بنویس و مهر تایید بهشون میزنه وهر جی رو که دوست داری برای خودت خلق کن وبا قانون پیش برو وانو انجام بده ومن مهر تایید میزنم) اومدم برا خودم اون روز سناریو نوشتم وگفتم خدایا من این چیزی رو که نوشتم دوست دارم برام اتفاق بیفته چطوری وچگونه به من ربطی ندارم من فقط احساسم رو خوب کردم سپاسگزاری کردم رها کردم وتوجه به نکات مثبت کردم وبقیه اش اتفاق افتاد در صورتی که من اینقدر مشغول بکارهای روزانه شدم یادم رفته بود چه چیزی رو نوشته بودم واز خدا میخولست که تقریبا ساعت ۱۰ شب برام اتفاق افتاد ومن فقط وفقط سپاسگزاری کردم وگفتم قانون جواب میدهد خدایا برای همه لحظات نابی که در اختیار مون گداشتی که این اتفاق خوب وعااالی رو تجربه کنیم سپاسگزارم واون اتفاق( ما اصلا چند روزی بود که شهریه پسرم رسیده بود واصلا پولی نداشتیم حتی یک هزاری وجند جا باید پول پرداخت میکردیم ولی اصلا احساسم رو بد نمیکردم واز خدا خواستم که این مول بحسابم واریز بشود از کجا نمیدونم واین اتفاق افتاد) بازم بی نهایت سپاسگزارم خیلی عزیزم.و مطمن شدم که میتونم چیزای بزرگ وبزرگ تری رو بخوام هر چند شاید برای ذهن کوچیک من بزرگن .حتنا از نتایج بعدی ورسیدن به هدفهام خوام گفت بزودی.

    ممنون از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: