ساختن کسب و کاری موفق از توانمندی هایت
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
دوره های روانشناسی ثروت استاد عباس منش، نقشه راهی جامع برای راه اندازی و رشد کسب و کار شخصی و در کل، بهبود وضعیت مالی به صورت پایدار است. زیرا این آموزه ها بر مبنای تکنیک های نخ نمای بازاریابی مرسوم نیست که هر بار شیوه قبلی خودشان را به کلی نقض می کنند. بلکه این آموزه ها بر مبنای قوانین تغییرناپذیر خداوند برای رشد است که همواره جواب می دهد. حتی اگر سالها از این آموزه ها استفاده کنید، نه تنها مفاهیم نقض نمی شود بلکه شما در درک و اجرای آن مفاهیم، بهتر می شوید. به همین دلیل، نتایج شما با هر بار استفاده از این آموزه ها، رشد می کند.
آموزشهای این فایل بر پایه این حقیقت استوار است که ثروت واقعی، یک پکیج کامل از نعمتهاست و ما نباید به کمتر از “همه چیز با هم” قانع باشیم. استاد عباسمنش توضیح میدهند که هدف از راهاندازی کسبوکار، صرفاً افزایش ارقام حساب بانکی نیست، بلکه رسیدن به نقطهای از استقلال مالی و زمانی است که انسان را از هرگونه جبر و نیاز رها کند. این دوره برای کسانی طراحی شده که میخواهند خدا را در متن زندگی و کسبوکارشان احساس کنند؛ کسانی که میخواهند در کنار آزادی مالی، روابطی عاشقانه، سلامتی جسمانی پایدار و فرصتی برای سفر و لذت بردن از زیباییهای جهان داشته باشند. این نگاه توحیدی به ثروت، خط بطلانی میکشد بر تمام باورهای محدودکننده که ثروت را در تضاد با معنویت یا آرامش میدانند. پیامی که در این فایل موج میزند این است که معنویترین کار دنیا، ثروتمند شدن است، زیرا تنها در سایه بینیازی مالی است که انسان میتواند جوهر وجودی خود را آزاد کند، به گسترش جهان کمک نماید و بندگی خداوند را به زیباترین شکل ممکن به جا آورد.
نکته بسیار کلیدی و متمایزی که در این فایل به آن پرداخته میشود، تفاوت میان “انگیزه دادنهای پوچ” و “قرار گرفتن در مدار درست” است. استاد با صراحت اعلام میکنند که هدفشان تزریق هیجانهای کاذب برای دویدنهای بیهوده نیست. اگر شما در زمینی که طلایی ندارد، با تمام انگیزه و امید بیل بزنید، هرگز به گنج نخواهید رسید. آموزشهای دوره های روانشناسی ثروت به جای تشویق به تلاشهای فیزیکی طاقتفرسا و زجرآور، شما را به معدن طلا هدایت میکند. وقتی شما با درک قوانین جهان هستی و اصلاح باورهایتان در مسیر درست قرار میگیرید و کسبوکاری را بر پایه علایق و استعدادهای واقعی خود بنا میکنید، آرام آرام نتایج اولیه پدیدار میشوند. سپس همان نتایج، سوخت و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را تأمین میکنند و هربار نتایج بیشتر می شود. این یعنی حرکت در جهت جریان خداوند؛ جایی که موفقیت نه با تقلا و سختی، بلکه با هدایت، الهام و روندی طبیعی و لذتبخش حاصل میشود.
بخش مهمی از این فایل به شناسایی مخاطبان واقعی این مسیر اختصاص دارد. استاد تأکید میکنند که این آموزهها برای افرادی نیست که می ترسند از دایره امن خود خارج شوند یا به اندازه کافی برای به آغوش گرفتن تغییر، متعهد نیستند. این مسیر، مسیر جسارت برای اخذ تصمیمات اساسی و وفاداری به آن تصمیمات است؛ مسیر کسانی که حاضرند برای تحقق رویاهای بزرگشان، از دایره امن خود خارج شوند، با ترسهایشان روبهرو شوند و ساختارهای کهنه ذهنی را در هم بشکنند. دنیای امروز، دنیای اینترنت و ارتباطات، بستری را فراهم کرده که خلق ثروت را نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ بشریت آسانتر کرده است. فرصتها بیپایاناند و ابزارها در دسترس؛ اما تنها کسانی میتوانند از این خوان گسترده بهرهمند شوند که باورهای محدودکننده را کنار گذاشته و با ایمانی راسخ، آماده اجرای ایدههای نوآورانه باشند. این فایل به شما یادآوری میکند که برای رسیدن به قلههای موفقیت، نیازی به سرمایههای کلان اولیه یا پارتی نیست، بلکه نیاز به ذهنی ثروتساز و قلبی مطمئن به وعدههای خداوند است.
در یکی از تأثیرگذارترین بخشهای این آموزش، استاد با بیان تمثیلی از گذشته خود، مفهوم ارزش واقعی آگاهی و آموزش را به تصویر میکشند. ایشان با اشاره به زمانی که تنها داراییشان یک تاکسی فرسوده بود، این حقیقت را یادآور میشوند که اگر انسان به مسیری یقین داشته باشد و بداند که آموزشی خاص میتواند آینده او را تضمین کند و بازدهی صدها برابری داشته باشد، حاضر است تمام دارایی امروز خود را فدای ساختن آن آینده کند. پیام این بخش، درس بزرگ تعهد و ایمان به مسیر است. اینکه اگر ما باور کنیم راهکاری وجود دارد که میتواند ما را در عرض چند سال از نقطه صفر به آزادی مالی برساند، باید بدون ذرهای تردید، بهای آن را بپردازیم. این بها، تنها پول نیست؛ بلکه تعهد زمانی، تمرکز ذهنی و وفاداری مطلق به انجام تمرینات و دستورالعملهایی است که در دوره های روانشناسی ثروت ارائه میشود.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD297MB25 دقیقه
- فایل صوتی ساختن کسب و کاری موفق از توانمندی هایت23MB25 دقیقه














بنام خداوند بخشنده مهربان…
بنام الله هدایتگر..هدایتی که هر لحظه مرا فرا میخواند برای رفتن به مدارهای با ارزش”.
سلام و درود به نشانه روزم…
ای نرگس!…خودتو آماده کن برای جریان جدیدی در ایران…
بهم میگه نرگس!من تو را برای خودم آفریدم.
إِذْ تَمْشِی أُخْتُکَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ مَنْ یَکْفُلُهُ ۖ فَرَجَعْنَاکَ إِلَىٰ أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ۚ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّیْنَاکَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاکَ فُتُونًا ۚ فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍ یَا مُوسَىٰ
آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد، و کسی [از فرعونیان] را کُشتی و ما تو را از اندوه نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی آمدی،
وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی
و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.]
اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَا تَنِیَا فِی ذِکْرِی
تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید، و درباره ذکر من سستی نورزید.
سلام و درود…به الهام خداوند که مدام میگه..نرگس تو رو برای خودم افریدم…
…..
من امروز در این تاریخ مدام وعده های پاداش الهی رو در برمیگیرم…
وعده ایی که با ورودم به این سایت…من به جنسی از توحید و یکتاپرستی و حال و احساس خوب رسیدم…
و من تمام لحظاتم تمام ثانیها ی زندگیم..با قدمهای الهامیم پیش رفتم…و تونستم تمام بتهای گذشته،” ناقصمو از بییین ببرم..
بتهایی که فقط منو خسته تر و ناامیدتر و سر گشته میکرد..
و میگفت…..تو نتیجه نمیگیری..ولی از درون یکی بهم میگفت دروغ میگه…تو به خاسته ات میرسی..
من تمام راه ها رو امتحان کردم…ولی چون مسیر گمراهی بود خسته ترم میکرد.و هیچی عائلئم که نمیشد هیچ…بدترم میشد…
من خیلی نتایج گرفتم…خیلی مسائل بیزتسی حل کردم.مسائلی که واقعا اصلا فکرشو نمیکردم میتونم..و از پسش؟بر بیام..
ولی به لطف بزرگی خودش تونستم بهترینهای خودمو ارائه بدم…
دستکشی که توی فصلهای استاد عزیزم.گم شده بود..و هیچی نداشت جز یه دوخت مزونی…
و هیچ هویتی نداشت..فقط برای زیبایی یه لباس تو قالب خودش اومده بود..
و تمام اون فصلها ،”خیلی شخصیتهای کله گنده تر از این دستکش بودن!و هستند…..و تمام آموزشها هم”روی اون دوره ها بود…
ولی ندا اومد خیلی خیلی واضح…برو سراغ فصل سیزدم همون دستکش و شروع کن…
من صفر تا صد الگوشناسی رو که یکسال خورده ایی طبق الهامات خداوند کار کرده بودم…
و اینبار این هدایت اند..چون من زمینه الگوسازیم خوب شده بود شروع کردم به ورژنهای جدید انواع دستکش توی سایزهای مختلف..تا عید همین سال تونستم به 6 ورژن تولید کنم اونم با سایزهای مختلف دست..
که اصلا نه توی ایران هست..توی قالب کار من…مجلسی و روزمرگی و کاربردی..و نه سایتهای خارج از کشور دیدم…
..و
بیشتر بصورت مزون دوزی اونم بصورت یه درزه و با ورودی دست اون شخصی که مَد” نظر هست.طراحی و دوخت میشوند….
ولی …
من تمام مسائلی” که افراد از سایتهای مختلف رو داشتند…من نظراتشونو خوندم..به یاری خدا تونستم قدم به قدم ..ارام ارام حلشون کنم…و اونو توی بحث طراحی الگو و طراحی دوخت..بگنجونم..و همین حل مسئله چقدر کارم با کیفیتر شد…
…
تا اینکه در کنارش کارهای سایتی و نحوه عکسبرداری و نحوه آموزش تدوین و فیلمبرداری از کار ….و همه اینها که داستانش زیاده….رو بازم به لطفش خودش……اون میگفت من عمل میکردم..
من هیچ زجری نکشیدم..وقتی مسئله ایی پیش میومد ازش هدایت میخاستم.قدم بعدی رو بهم میگفت..و من میرفتم جلو….
کل چیزی که میخام بگم.تو زمانی “یکم برام سخت میشد..که هدایتهایی که میومد فاصله هاش یکم زیاد میشد!!..که بعد ادامه دادن تو این مسیر تکاملی فهمیدم.یه رونده درسته که باید صبر کنم بقول قرآن استقامت بورزم!..
..این همون چیزی بوده که ،”خوب بوده برای من.!!!!!.باید انجام میشده!!!!!…
و من امروز خیلی نتایج گرفتم…و من از خداوند چند روزه تقاضای خرید قانون سلامتی دارم…
که بتونم انشالله با جسمی سالم ساعتهای طولانی بتونم یجا کار دوخت و طراحی رو انجام بدم..
میخام با بدنی سالم و پر انرژی کارمو شروع کنم…و لطف خدا و انجام شدن الهامات سلامتی هم بازم به لطف خودش هدایتها آمد. و من انجام دادم.
و وعده هایی دیگه که داره با هم جون میگیره و به سمت بالا میره…
.آخ چقدر لذتبخشه..که خودت رئیس خودت میشی..خودت آقا بالاخون خودت میشی…
خودت و خدایی که تو رو افریده میریزی روی هم ..کاراتو به بهترین شکل مممکن انجام میدی..
استادم من تا پای جانم تو این مسیرم..من عاشق نواوری و خلاقیتم…
یه روز هر چی فکر کردم و ناگفته نمونه خداوندم بهم نشون داد….گفتم حتی یک ثانیه هم نمیتونم بهش؟فکر کنم.که بخام متکی به یه ارگان دولتی باشم..
میخام خودم برای خودم کار کنم..میخام خودم به خودم متکی باشم..
میخام دنیای جدیدمو کشف کنم..چیزهای زیباتری رو ببینم.سفر کنم.و میخام هر چی که هست رو یاد بگیرم..
خدایا میخام مثل استاد آزادی زمانی و مکانی و مالی داشته باشم…
میخام خودمو و دنیامو تا زنده ام تجربه کنم..
و لطف خدا شامل حالم شد..و خیلی خیلی خوشحالم که این جسارت رو داشتم و مسایلمو حل کردم و امروز… نتیجه تو دستمه دارم مینویسم…
ناگفته نمونه من هنوز به نتایج مالی از این بیزنس بدست نیوردم..
چون شخصیت یه کارافرین فقط زود به درآمد پول نیست.(اونم توی تکانلی بدست میاد.چون هنوز باورام نیاز بکار کردن داره.زودم میشه.ولی من هنوز شخصزتم توی این حد نیست)…منظورم وقتی نگاه میکنم به گذشته خودم که چقدر بیزنس من توی 10 سال کارکردم …نابود بوده..
چقدر با مشتریا برای یه قرون دوزار درگیر بودم..
چقدر باید از خودم مایه میزاشتم..
و خیلی چراهای دیگه..که واقعا هر کدومشون بدترین خصلتهای شیطانی و نابود کننده بوده…
.
حالا اون افکار و باورها…چجور من میتونستم یه کارافرین باشم..
و میدونم باید اون مسیرها رو میرفتم ..و …..وووووو رفتم!!!!!!رفتم!!!!
و تمام اون رفتنها باعث شد..چیزی خلق کنم که هیچ اسم و رسمی نداشت…
مثل آموزش؟استاد.کی میدونست که خدا بهمون الهام میکنه..و ما جریان زندگیمونو پیش میبریم و مسائلمونو توی تمامی جنبه ها حل میکنیم.
همین ..الان بهر فردی بگی..
میگه دروغه…
اون خالقی که آفریدگارشونه بهش ایمان ندارم…
مثل خودم که اصلا اگه ینفر بهم میگفت توی همون زمانهای شرک زده ام میگفتم دروغه…..
..
مگه میشه!!!!!
میخام بگم.. اینروزا همه.برای این اموزشها که هزارانها نفر این دوره رو تهیه کردن.و براش سنگ دهن میشکنند..
میگن فلان دوره تاپلکسها
دوره فلان مزون دوزیها…
.مگه این دستکش؟چی بود!!!
دستکشی که هیچ حرف قشنگی پشت سرش نبود..هیچ انتخاب درستی نبود…
فقط فقط…یه زیبایی بود…
چیشد..که دستکشی روزمره و کاربردی و مجلسی و همکاره شد..
لطف خدا بود!!!!
…..و لطف الهامات خداوند بود !!!!
..اون میگفت من انجامش میدادم…..
و چه دوره ایی،”توی میون کار کردن روی مهارت دستکشم!!! کارهای شخصیتی و رفتن در دل ترسها رو انجام میدادم…
و جوری که کرک و پشمام میرخت…ولی ادامه دادم..
خداوند بهم میگفت…
نرگس اگه حرکت نکنی خبر از موفقعیتتت و اینجور چیزا نیست..مدام بهم میگفت..
ولی انجام شد..انجام شد..بهترین روزهای زندگیم شد…
میخام بگم!!!!
وقتی هدایت میاد…دقیقا استادم من راه دوزخ.و بهشت رو میبینم..
هر دوشون بهم چشمک میزنننن..
وقتی بسمت دوزخ نگاه میکنم..خودمو بدترین جنبنده میبینم..یه انسانی که شکل یه حیوان هست.که فقط میخوره و راه میره و معذرت میخام کثیفی میکنه..
وقتی سمت بهشت رو نگاه میکنم ..سختی کار برام کم رنگتر میشه..میدونم اگه حرکت نکنم اگه حل مسئله نکنم…دقیقا برمیگردم بهمون اصطبلی که شب خوابشو دیدم…
.
که بهم یه فانوس داد بهم گفت برو تو برای اینجا نیستی…
من نمیخاستم زیر دنده های جهان.و ارباب آدمها باشم..
چون بد….چک و لگدهاشونو خورده بودم و واقعا یجاهایی خیلی از دست خودم عصبانی میشدم.میگفتم چرا نرگس !؟اینقدر تو شدی عروسک گردان این شخص.
همه بخاطر ترس بود..و وعده های پوچ بی ارزش..
ولی امروزتوی این شرایط که داره از زیر درونم و شخصیتم شکل میگیره.دوستندارم به کسی از اطرافیانم توضیح بدم..
فقط شخصی بهم میگه چرا اینقدر چسبیدی به دستکش…و من هیچ توضیحی برای ایشون ندارم چون فرسنگها ما از لحاظ مداری با هم دور هستیم!!!…
فقط چیزی که دوستدارم!!!! هر چی !!!.هر چی ..خدا میگه من انجام بدم..
آخه عاشق این خدام…عاشق این حمایتشم…
خدایی که بقول استاد توی دوره عزت تفس..با ما حرکت میکنه..دستمون تو دست خودشه..ما رو رها نمیکنه..این بالاترین عزت نفسه…
خداییکه بینا و شنواست..منو افریده…اون رب و اختیار منه…
خداوندیکه سوره فاتحه رو برای من گفته..که بنده من تو مسیر من بیا هر چی بخای بهت میدم…
منم سعی کردم با آغوش باز بپذیرمش…
اون میگه من مینویسم…
انشالله که بتونم عمل کنم عملی که ایمانمو بخودش قوی میکنه…
واقعا من از تمام لحظات زندگیم لذت میبرم..اینقدر حالم خوبه..که اگه روزها و شبها تنها باشم…هیچ اتفاقی برام نمیفته ..
خودم تنهایی از پس تمام کارام بر میام..
وقتی میرم تو دلش همه مسائل جلوم حل میشه..
من روز و شب…دارم پازل زندگیمو و ترقی در تمامی جنبه های زندگیمو با کمک خداوند میچینم…
و امروز این هدایت آمد…که نرگس جهان و ایران منتظر توستت.منتظر خلق توست….منم لبیک گفتم…
الهی امیدی به امید خودت..
بیا…تو داری جریان جدیدی با خلق کارات تو ایران و جهانت راه میندازی..
استادم من خاستهای بزرگ دارم..
انشالله به موقعه..میام از نتایج بعدام مینویسم..
من به ماه نکشیده..چقدر تونستم مسایلمو حل کنم به اندازه یکسال.اینهمه اتفاقات خوب..خدا داند بر فرض تا چند ماه دیگه چی میشه..
من لبیک گفتم به دوره های ثروت و دوره های دیگه..و تا زنده ام و نفس در جانم می باشد،” این مسیر را ادامه بدم…..
من لبیک را همان روز تعقییر گفته ام..درسته یسری کارها برام سخت بود..ولی شعله های دوزخ مرا فرامیخواند…و این ترس از دوزخ..نمیزاشت…تا ترسهایم بر من غلبه کند..
و خوشحالم و بسیار راضیم از نحوه نگرشم..از نحوه زندگیم..
و میدونم این مسیر یه روز نیست بلکه ثانیه ایی و یه چشم بهم زدنی هست…
و تا اخر جانم پایدار میباشم…
خدایا هزاران بار شکرت که منو بتده خودت قرار دادی…بنده ایی که نه فقط برای یه نتیجه…بلکه برای تمامی جنبه ها…
که بتونم این ایمان رو در درونم غوطه ور کنم..و بگم…
من توانمندم چون در مسیر راه خداوندم می باشم..
و خوشحالم هر روز درونم به فکر پیشرفت و عشق الهیه..
الحمدالله رب العالمین
خدایا صدها هزاران میلیاردها و به اندازه قدرتتت و به اندازه بزرگیت شکرت..
زمانی که موسی گفت خدایا خودتو به من نشان بده..اون نورش اثابت کرد به کوه ها ..و همجا متلاشی شد و موسی از هوش رفت ..
وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَلَکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ ﴿143﴾
در نهایت از شدت اینهمه عظمت الهی گفت..
خدایا تو پاک و منزهی..و بسویت باز میگردم…و از ایمان اورندگان هستم..
خدایا من به غیر از خودت تو این جهان هیچی ندارم..اعتراف میکنم.خدایا تو خیلی خیلی خیلی بزرگی…
خدایا یاریم کن که همیشه سجده گویت باشم..
خدایا …
من مقصدم فقط دیدن خاستهام بود..و یه زندگی خوب در تمامی جنبه ها…
ولی به این درک رسیدم…..که وقتی به تو میرسم به هر چیزی که میخاهم خیلی راحت وارد زندگیم میشود…
من داشتم دست و پا میزدم..ولی تو مرا هدایت کردی.
خدایا تمام وجودمو تسلیم خودت میکنم..
خدایا یاریم کن کمکم کن تا بتونم وجودمو تسلیمت کنم و نخام روی خودم حساب کنم..
خدایا امیدم تویی تمامممم تویی همه وجودم تویی..
.
خدایا من هر چیزی که تو گفتی قبول میکنم و لبیک میگم…
چون من سخت به تو محتاجم…
خدایا شکرت که منو هدایت کردی به این شادی و فراخوان این نعمتهای الهیت ..
نعمتی که وجود این سایت عزیز و استاد ابراهیم گونمان هست…
خدایا شکرت که تمام وجودم عشق و عطش توحید و یکتاپرستی هست..
خدایا هزاران میلیاردهاااا بار شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم.
سوره 54.مائده..
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ [54]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهى را مىآورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خدا جهاد مىکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد [و شایسته ببیند] مىدهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست.
بنام خداوند نشانه هایم….
من از خداوند متعالی خاستم .نشانه هایی که بر طبق مدارم بهم ارسال میشه،’با تمام وجودم درکش کنم..و بتونم در ثانیه های زندگیم بکار ببندمش..و امروز لطف خداوند شامل حالم شده..که بتونم تو این مسیر استقامت بورزم.و هر لحظه جایگاه توحیدمو گسترش بدم…
نکاتی که خداوند تو این فایل بهم یاداور شد…
.نکاتی مفید.و بسیار قابل اجرا ولی با تکامل!
.
میخام بگم قانون تکامل!..چیزیه که ماها تو این مسیر رو اومدییم…تیون میکنه برای قدمهای بعدی…..
مثال استاد عزیز تو این فایل..که میگه نیازی نیست شما چقدر زجر و تلاش می کشید،’برای رسیدن به خاسته هاتون!
…مهم مسیر درست و صحیح هست..مثل پیدا کردن رگهای طلا در اون مخزن کوه.ایست…با پیدا کردن اولین،’ تکه ها…تو رو بیشتر وادار میکنه بسمت حلو حرکت کنی…
اره قانون تکامل …بهم بیشتر یاداوری کرد..و هر بار که درکش کردم..فهمیدم مسیرم درست و زیباست…بهمین خاطر این قانون منو کشوند که امروز شایستگی،’اشرف مخلوقاتش باشم..
پس…نتیجه!راجع به قانون تکامل..یعنی هماهنگی ما با قانون بدون تغییر الهی…
و نکته دیگر…از این فایل…
موفقعیت فقط ساختن پول نیست..منظورم.بقول استاد پول انتهایی نداره..
روش پول ساختن..با تفکر جامعه امروزی که داد و بیداد میکنن.که من اینحرفا رو که گوش میکنم به هول و هراس و احساس بد میفتم..اصلا نمیتونم ادامه بدم حرفهای چرت ،’رو…
یه مثال بزنم قبلا تو یه فایلی این مطلب رو نگارش کردم..مثل کش تنبانی میمونه…که وقتی شروع کردی به لیفه کردن…درسته داری تلاش میکنی و اون قسمتها رو لیفه میکنی و خوشحالی که الان تمومه…
وقتی به پشت سرت نگاه میکنی میبینی…ای وای…
داره از پشت سر. انرژی حاصل از اینکار رو هدر میده فقط داری تقلا میکنی…و زجر میکشی…
ولی از اونطرف..وا،’میره…
این فایل منو یاد اون کش انداخت…وقتی اومدم اولین نشتیمو با سوزن قفلی به خود اون قسمت بستیدم…و جلو رفتم هیچ مشکلی پیش نیومد…
چرا؟
چون مسیر درستشو درک کرده بودم…
قانون خداوندم سالیان سال این حکم رو بهم نشون داد!
کار شراکتی…
کار بی فایده
قرض گرفتن.
قرض دادن.
نبودن اعتماد بنفس.
نبودن عزت نفس.
نه گفتن در برابر کارهای بی فایده و بعداش دلخوریهایی که بوجود میومد.
تقلاهای بیجا.
روی دیگران حساب باز کردن.
و کلی عوامل دیگر…
.
همه اینها مثل کش تنبانی بود..که با هر کدومشون بکار بستیدن.توی نحوه کارم.از بیین میرفت…
و نکته بعد از این فایل…
چیزی که همیشه برام سوال بود از این دنیای مادی…؟؟؟؟؟؟
که چرا همیشه مسئله تو زندگیمون وجود داره..حالا این مسئله میتونه توی هر جنبه ایی از زندگیمون باشد..
تو بحث روابط تو بحث سلامتی.تو بحث مالی و هر چیزی…
و اومدن تضادها و اتفاقاتی که برام پیش میومد…
الان امروز به این درک رسیدم همین امروز صبح..دیشب یه تضاد برام پیش اومد…
تضاد بازم رابطه ….
دیدم چقدر من با دلی فروتن و تسلیم بخدا و پر از ارامش اونو حل کردم..دیدم اطرافم چقدر جز و ولیز،’ میکنن..و حتی دروغ میگن..ولی من با کمال ارامش ازش گذشتم و سرمو بالا بردم.و دلم هراسان به سوی خدا…
گفتم اگه این تضاد اومده..داره نقطعه مقابلش خاستمو برام روشن میکنه.که من میخام به چه آبشن خوبی از کارکرد خداوند برسم..
و باعث شد..که من یه مدار بالا برم…
و فهمیدم و الان داره درکم بالا میره…که تضاد و حل مسئله داره یه قدم منو قوی توانا میکنه…
یادمه تمریناتی که همین ماه های گذشته بخودم بکار میبستیدم..اومد…
به هر کسی که میگم.و بخودم حتی..و مقایسه میکنم بهمین سال گذشته چقدر من قوی و با جسارت شدم …حتی نسبت به هفته گذشته..
آقا میخام بگم …چقدر آرامتر شدم..
و سرزنشهایی که بهم میشه ،’خیلی هراسم کم شده…
چون هر چه روی این موضوع کار میکنم ارامشم بیشتر و هراسم داره کم کمتر میشه..
و من هر روز دارم بیشتر درک میکنم.مسیرم درسته…
و صحبت استاد این مهر رو بر دلم نشاند…که فقط تو ،’مسیر درسته که شما میتونید خوشبخت در تمامی جنبه ها باشید…
خوشبختیهایی که تو مسیر ادامه بدیین…
استقامت میخاد…
دلی قوی و توانا میخاد..
به محض ایده از طرف خداوند.گامهاتو قوی برداری و هجوم بیاری روی ترسهات..
و بتونی مسائلی و تضادهایی که پیش میاد که برای 99/در صد مردم ،’گمراه کننده و حتی کشنده هست…
بتونی استقامت داشته باشی حلش کنی…
این شجاعته…که میتونه تو رو فرسنگها بندازه جلو..از مابقی ادمها…
هر چی از این مورد بگم کمه..من نتایجشو گرفتم..من با پوستم و رگهام دارم درک میکنم،’این نوع نگرش.را…
و هنوزم میدونم ادامه داره.ولی به اندازه جسارت من!….
نگرشی که مرا به پکیچی منتقل میکنه…که هر چی بخام…میتونم با بهترین آبشنش..لذت ببرم از لحظات زندگیم…
واقعا بهشت..با همین نگرش ساخته میشه…
بهشتی که نه با حرف زدن ….بلکه از تمام وجودت…
تمام وجودی.که حالت دگرگون میکنه…
و تو رو تیون میکنه برای قدمهای بعدی…
استاد عزیزم.سپاسگزاری من از شما و خداوند..نمیشه از زبان گفت..چون اینقدر نتایج شخصیتی زیاده…که واقعا زبانم به سکوت تبدیل میشه…
خیلی داره نگرانی هایم کمتر میشه.درسته هنوز اون اتفاقاتی که جزو خاسته هانه بصورت فیزیکی وارد زندگیم نشده..ولی همینکه داره شخصیتم شکل میگیره..همینکه ازامش دارم..اونا هم تو مدار خودش اتفاق میفته…
چون اون خداوند میدونه…زندگی سعادتمتد و خوشبخت در دنیا و اخرت..درون من شخصیت من میسازش…و من باید درسهامو خوب یاد بگیریم..و تمام توکلمو امیدمو به تنها قادر مطلق ببندم..و بدونیم همه چیز خودشه ..
اون خاسته ها تو زمان درستش و مکان درستش انجام میشه..
چون ما هدایت یافته اییم..کسی که هدایت یافته هست…
فقط فقط فقط.با نور الهی کارشو پیش میبره…
و میدونه کار خداوندش بی نقصه…
و میدونه خداوند همه چیز رو با قانون کیهانی پیش میره..
……و زمان وقکع اون خاسته رو نیدونه..چون اون داره با دید بلند یچیزی رو مشاهده میکنه…و اون موقع زمان خوبشه!
………………
و من خیلی سپاسگزار خداوند و این روز بزرگش هستم…
که مرا هدایت نمود،’با قوانین کیهانی اش،زندگی خوبی را در این دنیا بگذرانم..
گذرانی که همیشه.جز احساس خوب چیز دیگه ایی نیست….
مسیر الهی..فردی جسور و با شجاعت میطلوبونه.فردی که به محض الهام پروردگار برای قدم بعدی.با تمام وجودش..درکش کنه.و بند کفششو سفت کنه.بپره روی ترسهاش….
پس قدردان این کوه پر از نعمت مخزن طلا باشیم…و این مسیر رو بتونیم با احساس خوب و احساس امید،’ به امید حق تعالی ادامه بدییم..
و خداوند بهم وحی کرد.و این توانمندی رو در درونم ساخت..و قدم به قدم تونستم مسائلمو حل کرد…و امروز داره نتایجش رو از تمام وجودم درک میکنم…و دارم با توکل بخودش کارامو پیش میبرم…
به امید بهترینها برای تمامی همه دوستان بهشتیم.
و مخصوصا خودم!.که با دلی فروتن و توکل بخدا..و ساکت کردن نجوا..فقط دارم.کارامو ،’ پیش میبرم..
بنام خدای عزیزم…
صحبتاتون اشکم رو دراورد….
من تازه وارد این سفرنامه شدم..ایشالله بتونم تو کار شخصیم !.فرصت های زیادی رو اجرا کنم….تا هر چیزی که در این دنیا هست از خوشبختی گرفته ..تا رسیدن به خداوند…و خیلی از چیزایی که لیاقتمون هست بهش برسیم….
ممنون از استاد عزیزم..که اینقدر با لحنی بسیار زیبا دارن از نتیجشون صحبت میکنن…و افرادی این صحبتها رو میشوند که بتونن عمل کنن….
انشالله منم با تکامل بتونم به تمام هدفهام برسم….
در پناه الله 😍