این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-21.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-10 19:10:452025-12-09 09:20:37آگاهی های «قدم اول | دوره 12 قدم» در یک نگاه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تغییرات باید مثل آب خوردن،غذا خوردن هر روز باید ادامه پیدا کنه و هر روز تکرار بشه
نباید بگیم که من 2 ماه ،2 سال کار کردم دیگه بسه و رها کنیم تا زمانی که ما داریم کار میکنیم نتیجه میگیریم به محض اینکه رها کنیم دیگه نتیجه نخواهیم گرفت تا آخر همون جوری که ما تا آخر عمر به آب و غذا احتیاج داریم.
منم فکر میکردم با یه بار گوش دادن و فقط گوش دادن نه عمل کردن نتیجه میگیرم الان میبینم نه باید عمل کنی و در زندگیت به کار بگیری
دوره 12 قدم را من یکسال پیش تهیه کردم و واقعا تاثیر گزار بود از جلسه ی اول که جلسه چکاپ بود و شرایط زندگی را در تمام ابعاد را باید مینوشتیم
جلسه ستاره قطبی که خواسته هامون را مینوشتیم و به نوعی برنامه ریزی و آینده و شرایط زندگیمون را خلق میکردیم
جلسه نکات مثبت که تمرکز ما را بر روی زیبایی دنیا و محیط اطرافمون معطوف میکنه
جلسه قرآنی که عالی عالی بود و من چند روز روش زوم کرده بودم و داشتم به حرفاتون فکر میکردم،اون مبحث چگونه نزول شدن قرآن و شرایط اون
جلسه هدف گزاری که برای نتیجه باید هدف تعیین کرد و قبل از رسیدن به هدف باید هدف جدیدی را تعریف کرد
من هنوز محصولی رو نخریدم اما به نظرم همین فایلهای رایگان رو اگه به طور عمیق و جدی بگیریم و روش کار کنیم خیلی نتیجه ها میگیریم و مطمئنم که به وقتش به سمت خرید محصولات هدایت میشم همونطوری که به سمت این سایت و این فایل هدایت شدم …خدایا شکرت.
خیلی اعتقاد دارم که تضادها دلایلی هستن برای پیشرفت های عظیم.
ممنون استاد جان برای تمام این آگاهی ها.
خدای خوبم شکرت که در مدار دریافت این آگاهی ها هستم.
استاد من بعد از شنیدن این فایل چند روز هست که این فایل گوش میدم کنجکاو بودم که اون آیه که خداوند گفته ما قرآن را برای شما آسان کردیم تو کدوم سوره است و دیشب که قرآن میخوندم دیدم تو سوره قمر چهار بار این آیه اومده وتکرار شده ماقرآن رابرشما آسان کردیم ،کیست که پند بگیرد ومن بعداز خواندن این آیه دعا کردم واز خدا خواستم تا هدایت ام کنه تا ازقران پند بگیرم و زندگی ام را زیباتر کنم پیش خودم فکر میکردم این آیه وآیه های که بارها تکرار شده وام الکتاب هستند و خیلی ها نمیبینند و از آیه هایی که یه بار اومده رو همه حفظ هستند مثل آیه ما شما رو در رنج آفریدیم که این آیه رو یکی از اساتید گفتن که تفسیر این آیه این آیه اینه که ما انسانها در مقابل هر چیز زود رنج هستیم مثلاً به گرمای هوا وسرمای زیاد این نظر اون استاد هست و امیدوارم که خداوند توفیق خواندن قرآن وعمل به قرآن و به من و همه دوستان سایت عطا کنه تا ازاین کتاب ارزشمند برای خوشبختی خودمان و رستگاری در دنیا و آخرت مان استفاده کنیم
سلام خدمت شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان مهربونم
فایل بی نظیری بود و آگاهی به شدت قوی ای به من داد
من بعد از گوش دادن به این فایل نتونستم کامنتی بذارم و الان دوباره به تعهدم عمل کردم و برگشتم دوباره کا فایل رو مرور کردم و خواستم که کامنت بذارم
دوره 12 قدم حتی نوشتارش با من هم فرکانسه و شکل ظاهریش برای من خوشگله
به همین دلیل هم این فایل رو خیلی عمیق گوش دادم و حسابی انرژی گرفتم از این فایل
من چکاب فرکانسی رو از دوتا از بچه های این خانواده که من از طریق اینستاگرام دنبالشون میکردم شنیدم که چیه
و چقدررر برام جذاب بود و از همونجا هم تصمیم گرفتم عضو سایت بشم تا بلاخره برسم به اون روزی که چکاب فرکانسی رو از زبون استاد بشنوم
در مورد دوره 12 قدم بسیار کامل صحبت کردین در این فایل
به موضوع خیلی جالب برای من این بود که خوب من از وقتی در این مسیر افتادم اکثرا متوجه شدم که من از چه چیزهایی مثل تلویزیون و فیلمهای بی جهت و بی موضوع و آدمای زیادی که به دردم نمیخوره دور شدم اما همیشه اینکه خوب بلاخره بنا به شرایطی آدم مجبوره افرادی رو به ببینه و دعوت کنه که هم مدار با خودت نیستن و اینکه من چه کار باید کنم در مورد این موضوع منو بهم میریخت
تا حدی که ناخودآگاه آنقدر توجه میکردم که طرف میومد و من فقط اذیت میشدم
داخل متن یادداشت کردین که من وقتی میرم جایی یا دعوت میکنم فقط میگم خدایا میدونم اونایی که فقط هم مدار با من هستن در ایمچن جمع حضور پیدا میکنن و این دقیقا راهی بود که من دنبالش میگشتم و چه آسون استاد به سوال من پاسخ دادن
من فکر میکنم این فایل هدایتی امروز رو قبلا گوش ندادم چون تو گالری گوشیم نبود و الان دانلودش کردم خداروشکر میکنم که از آگاهی هاش قراره استفاده کنم
وای من دارم الان اوایلشو گوش میدم همزمان
چند روزی بود میگفتم ستاره قطبی چیه الان استاد گفت چقدر خوشحال شدم
من الان که اومدم رد پامو بذارم دیدم فایل جدید اومده قسمت 3 از فایل ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده
گفتم اول رد پامو بذارم بعد برم ببینمش
من که دیروز از خدا ایده جدید گرفتم که بهم گفت توی بازار که با جاکلیدیات کش سر درست کن با همون طرحا من دست به کار شدم و رنگ کردم دیشب چوبا رو صبح هم طرحاشونو کشیدم و رنگ کردم و 7 جین درست کردم
الان متوجه یه موضوعی شدم
از وقتی من متوجه باور غلطم شدم که باور محدود کننده ام این بود که کارای ریز نقاشی مچ دستمو به درد میاره
از وقتی متوجه این باور محدود شدم و شروع کردم به تکرار و فکر کردن درمورد باور قدرتمند کننده اش که من هر وقت کارای ریز نقاشی انجام میدم عضلات دستم قوی و قوی تر میشن و دارن ورزش میکنن و هر بار که کار میکردم میگفتم که خدا به دستام قوت میده خدا خودش نقاشیامو میکشه و من به فایلای استاد عباسمنش گوش بدم حتی میگفتم خدا آفرین تو شروع کن نقاشیارو بکش من به فایلا گوش بدم
و سپاسگزاری میکردم
الان که میبینیم یادم اومد که من چقدر قوی شدم و سریع تو نقاشی کشیدن و همه اش صفر تا صدش کار خداست و من هیچ کاری نکردم همه شو خدا برام قشنگ و سریع انجام داد
و من چقدر زمان زیاد دارم برای انجام کارام انقدر زمان برام دیر میگذره احساس میکنم خدا برای من زمان رو متوقف کرده تا من کارامو انجام بدم
حتی سرعتم بیشتر شده و همه اینا کار خدای ماه و مهربون و قدرتمند و نیرومند خودمه خیلی دوستش دارم
بعد من کش لازم داشتم ،مادرم برام لطف و محبت کرد رفت بازار کش گرفت منم تو خونه بودم از ظهر تا بعد از ظهر نزدیک اذان تمرین رنگ روغنم رو کار کردم
و کلی کیف کردم
من یه چیزیو متوجه شدم که دیگه وقتی دارم نقاشی میکشم بومم رو سه پایه هست اصلا کمر و گردن درد یا دست درد یا شونه درد ندارم
هر وقت شروع به کار کردن میکنم میگم که به به عضلاتم با هر تکون دادن قلمو و نقاشی کشیدن دارن ورزش میکنن و عضلات کل بدنم دارن قوی تر میشن
حتی وقتی رنگ میکنم با لبخند میگم به به بدنم داره ورزش میکنه و قوی میشه انگشتام مچ دستم داره قوی میشه
و خیلی لذت بخش تر شده نقاشی کشیدن
وقتی داشتم کار میکردم یه لحظه ذهنم هی گفت سخته ،آخه من تازه رنگ روغنو شروع کردم خب طبیعه سخت باشه اولشه به ذهنم گفتم ببین من تو هرچی بگی دیگه گوش نمیدم چون من دارم تلاش میکنم و نتیجه این تکرار و تمرینای نقاشی باعث میشه من یه نقاش حرفه ای نسبت به هر روز قبلم باشم
و هر روز دارم پیشرفت میکنم قشنگ از نقاشیام معلومه
و داشتم دوتا از فایلای استاد رو گوش میدادم یکی
توانایی کنترل ذهن
یکی هم هم مدار شدن با خواسته به کمک استعاره گاز و ترمز
و با هر بار گفتن استاد که درمورد نقاشی مسال میزد میگفت یه نقاش کنترل ذهن انجام داده که حرفه ای شده تو کارش
اگر کنترل ذهن انجام نمیداد نمیتونست نقاش بشه
مثلا اگر میگفت نمیتونم یا به حرفای ذهن گوش میداد و با هر بار سختی نقاشی که مواجه میشد میگفت نمیشه کنار میذاشت ولی کنترل کرده ذهنشو
و من چقدر انگیزه میگیرم وقتایی که از نقاشی مثال میزنه استاد
و با کلی عشق رنگ کردم و بعدش من که کارامو انجام دادم الان کلی انرژی هم دارم و احساس فوق العاده ای دارم و خدارو بی نهایت سپاسگزارم
استاد برای شما بی نهایت عشق و شادی و آرامش و سلامتی و ثروت از خدا میخوام
خداروسپاسگزارم که به وسیله استاد منو هدایت کرد که برم سراغ ایه های محکم ایه هایی که کافی هستند و نیازی به تفسیر ایه هایمتشابه نیست بارها و بارها سور ال عمران رو خوندم اما هیچ موقع گوش و چشم قلبم به روی آگاهی های ناب این آیات باز نشده بود خداروشکر که دارم میفهمم و این ها وقتی اتفاق می افتد که انسان خودش اولین قدم را بدارد و به تمام چیزهایی که از گذشتگان به اون رسیده شک کند و حتی مثل ابراهیم آن بت ها را بشکند و این جاست که خداوند پاداش می دهد و اجازه می دهد که سراغ اصل بروی و به حاشیه ها کاری نداشته باشی
حاشیه هایی که خداوند خودش برای گمراهی فرو فرستاده
یقین دارم تمام ائمه شیعه فقط به دنبال آیات محکم بودند و تمام احادیث رو که در مورد آیات متشابه هستند ساخته شدند تا مردم در گمراهی باشند ابلیس این کار رو کرد البته که خواست خدا بود چون خداوند که هدایت و گمراه میکند هز کسی را که بخواهد بر اساس عملکرد
آدم هایی که دنبال مسخره کردن آدم های بلند پرواز هستند لایق هدایت شدن نیستند مسخره کردن نشان از عدم ایمان به خود خدا و بزرگی خدا و توانا بودنش برای انجام کارها می باشد
کسانی که استاد و پیغمبرها و حتی مارو مسخره کردن لایق هدایت نیستد لایق سلامتی لایق ثروت لایق نعمت لایق رابطه رویایی
خدایا این رو هم لطف خودت میدونم بر خودم که همیشه تلاش کردم که تشویق کنم به حای مسخره کردن چون همیشه خودت تو وجودم فریاد میزدی که میشه چون من خدا میتونم و برهرکاری قادرم
خداروسپاسگزارم که جایی فراهم شده تا کسانی که لایق این هستند که بدونند این مریضی نیس که طبیعیه بلکه سلامتیه که طبیعیه دور هم جمع شدن از سرتاسر دنیا و از وجود هم لدت میبرن و بی نهایت همدیگه رو تحسین میکنند و تشویق
خداوند نمیخاد که دیگران این موضوعات رو بفهمند من کی باشم که در برابر خواست خدا بخام کاری کنم خدایا من در برابر خواست تو کارینمستونم انجام بدم فقط نشتی فرکانسی ایجاد میکنم و باعث ظلم به خودم میشم خدایا تو در قران گفتی که ظالمان رو هدایت نمی کنی خدایا از طرفی هم گفتی که هر کسی به گناهش اعتراف کنه میبخشم خداجونم توبه میکنم به درگاهت از این که به خودم ستم کردم
سالها بود به شدت دنبال تفاسیر بودم و به شدت متعصب و به قول استاد رگ گردنم باد میکرد
ی جا به لطف خدا با توجه به شرایطی که داشتم یعنی بی پولی وابسته به خانواده و… شک کردم البته به لطف خدا جرات کردم که شک کنم و به تمام چیزهایی که خونده بودم چون دیگه به تهش رسیده بودم نتونستم به عنوان طبیعی بودن فقر خودمو بپذیرم وقتی که بقیه افراد کلی پول داشتند و تشکیل خانواده می دادند تو همون شرابطیدکه من پول نداشتم الان هم دارم به لطف خدا و استاد اون دیوارهای بتنی باورهای قبلیم رو میشکنم باورهای مالی من هنوز تغییر نکرده دارم کار میکنم یک سدی هس پشت یک رودخانه عظیم از ثروت که به لطف خدا این سد رو میشکنم و به قول استاد و مثل استاد بعد از تغییر یک ثروت بی نهایتی وارد زندگیم میشه چون من لایق بهترین خونه ها هستم بهترین رابطه بهترین ماشین بهترین دوستان بهترین کشور برای زندگی اره من لایقم خداوند من رو لایق آفریده چون این امکان رو بهمدداده که بتونم زندگیم رو تغییر بدم تا حد بی نهایت
1403/9/28باسلام به خداوبه نام خدا58مین ردپاسلام به استادوکل خانواده ی عزیزم.استادعزیزم قبلاهم ازخودتون شنیده بودم برای آیه های مومنان وناس وخداراسپاسگذارم که توی سایت بهشتی خدامومنانش راصدازدوهمگی به ندای حق لبیک گفتیم.ولیاقتشوداشتیم سرسفره ی خان وکرمش بنشینیم خداهمانطورکه به پیامبروحی کردرومامورکردوگفت بخوان :اِقرابِسمِ رَبِک اَلَذئ خَلَق!وحالاهم استادروماموراین خواندن کردکه آقای سیدحسین اونی روبهت آموزش دادم برای مردم عوام بخوان وانهارابه راه راست صراط مستقیم دعوت کن چون اینهاعزیزکرده های منن ها!یادآورشون باش که من کیستم !؟وآنهاکیستن!؟واستادشدمامورانتقال علم وآگاهی به ماکه سرسفره ی مومنان بنشینیم! حالاحمدوسپاس مخصوص خداست که ماشاگردهای خصوصی که توی فایلهای دانلودی تمرین میکنیم رو،روی پاهاش گذاشته ودوره ی مهدکودکی رومیگذرونیم وازمومنان واقعی قرارمون داده چون سوگلی خداهستیم .حالاهرکی آماده بوده پول داده ودوره های پیشرفته ترروتهیه کردن ازعزیزانی که تودوره هاحضورندارن شادباشین که بچههای کوچکترزمان شروع روی پای مربی هستند!ماهم روپای اصل وجودمان نشستیم وتمرین میکنیم!وِلذت مصیرروبایدبچشیم چون مقصدی درکارنیست!ازوقتی قانون جذب واردشدم100٪دوستهام ازتوزندگیم پاهاشون قطع شدهرچندکه من 99٪به خانه ی دوستان میرفتم !وحتی خواهرقبل خودم که روزی یکباریا،2روزی یکباربایدهمدیگرومیدیدم،یاصبح به صبح زنگ میزداحوال بچه هارومیپرسیدومنم مجبوربودم زنگبزنم!حالابه حول قوه ی الهی قطع رابطه شدیم ازلطف پروردگارالهی بابت این نعمت قطع رابطه باهمه ی کسانی که هیچ کس نبودن خداراسپاس گذارم!چندروزپیش رفتم خانه ی همسایه ی قدیمی یابهتربگم همسفرکربلاکه سال95باخدابیامرزشوهرش ماشین داشتن منوبردن کربلااون روزی که رفتم خونشون یک بی بی قاری قرآن بودمیگفت 3روزاول رفتی کربلاگوشت قرمزاصلانبایدبخوری مکروه نزدیک به حرامه!پرسیدم چرا!؟گفت: اولین باری که ماکربلا رفتیم روحانی کاروان گفت: چون امام حسین واولادش زیرسم اسبهاله شدن پس گوشت خوردن حرامه! ولی مرغ وماهی حلاله خخخخخخخخخ!گفت:عجب کاروان وروحانی رزق وروزی ماشدبازهم خخخخخخخخخ!وفلان نمازبه حرم آقاابولفضل بخون مثل قبل خودم که فلان دعاونمازرومیخوندم بدون هیچ فهم ودرکی فقط خوندن مهم بودوایشون میگفت :توی قرآن آمده اون بنده خدامسافرکربلاهم بیسوادبه تمام معنا!بعدمن گفتم ازسفرت لذت ببرخواندن نمازودعامهم نیست!بی بی جان داستان ماغیرتی شدکه اینهاروایت است بزرگای میگفتند!گفتم: اگه چیزی توقرآن هست درسته وگرنه که روایت مهم نیست! سریع اول گفت :توقرآنه! پرسیدم: ببخشیدکجای قرآنه !؟من چندساله قرآن میخونم همچین چیزی نه خوندم نه شنیدم!؟اول که محکم توقرآنه بعد گفت:نه توقرآن که نیست بزرگان گفتند تومفاتیحِ!خخخخخخ گفتم این درسته تومفاتیحه!وروایت هم چیزی نیست به غیرازحرفی که دهان به دهان گشته.وقتی بی بی قصه رفت این دوست بعدی گفت:لیلاجان شماکه قرآن خونی وسوادداری میدونی کجای قرآن ازتولدامام حسین گفته لحظه ای که امام حسین به دنیاآمد6ساعت لخت وعریان بوده فکرکنم گفت توی معراج وبعداز6ساعت تمام اتفاقاتی که براش میفته روتودنیادیده بعدزندگی دنیوی روقبول کرده!دیگه2تاشاخ روسرم درآورد!گفتم :کی گفته؟! گفت: ماتفسیرقران میریم ازاونایی که خیلی حالیشونه!قرآن روبرامون تفسیرمیکنند!این دوستمون خیرسرش قبلنامیگفت:خادمه حرمه الان نمیدونم خادمه حتماهست که چرت وپرت شنیده ویک کلام گفت!چندسال پیش گفت:خادم حرمم گفتم :چکاره ای ؟گفت: بیسوادم ولی زوروبازودارم اگه کسی توحرم مشکوک بزنه سریع به من اطلاع میدن وبه محل حاضرمیشم!دستهای طرف رومحکم میگیرم ومامورایی که دستبنددارن،دستبندمیزنن وبه اطلاعات حرم انتقالش میدن.الان دیگه نمیدونم که توحرم هست. ولی حتماهست که اطلاع ازتولدامام حسین داره!پرسیدم کجای قرآن گفته!؟ من ازپارسال 25جزقرآن روخوندم چیزی ندیدم قبلاهم خیلی قرآن میخوندم وبامعناش ولی باخدایی که انسان بودنه خدای سیستمی باهمون خدای انسانی نخونده بودم نشنیده بودم که توقرآن ازامام حسین یادی شده باشه!حالابامسافرکربلاخداحافظی کردم نه به عنوان التماس دعابهش بگم.گفتم به امیدخوش گذشتن ودیداربعدی وبهت التماس دعاهم نمیگم خندیدوخداحافظ.واین دوستمم گفت :بروخودت توقرآن بگردوپیداکن راجع به امام حسین خخخخخخخ.من کلاباکسی رفت وآمدندارم چون دوست دارم یاچیزی نشنوم اگه هم شنیدم کلام خداباشه که صادق ترین کلام زندگی سازه.من بعضی وقتهاپیاده روی میرم وتوتابستون مصیرهای طولانی میرفتم امروزبعدازچندوقت یک پیاده روی بالای2ساعت بودرفتم وبرگشتم خونه واعتمادبه نفسم بالارفت که تافلان مسیررفتم وبرگشتم واززمانیکه میرم بیرون ومیام فقط دیدن زیبائیهاتحسین کردن اونهامثلاحالاکه خانمهاسرلخت وآزاردرهاهستن وامیستم به موهاولباسهاشون نگاه میکنم وتحسینشون میکنم بعضی مغازه هاحالاهرشغلی ازبیرون تحسین وشکرگذاری دارم ویاحضوری میرم تبریک وتحسین میگم.وازدل اتفاقات بهترین هاروتبدیل میکنم والخیروفی ماوقع میگم. فکرخداهم که سیتم آینه است اعمالم روبه خودم برمیگردونه واین سیستم بدونِ تغییراست
ولی خودانرژی به خواسته های من تبدیل میشه کل دنیاازاین انرژی بی انتهابه وجود آمده اند.داشته هاموشکرمیکنم صبح به صبح تودفترشکرگذاری تقسیم کارباخدامیکنم دستوروصادردرخواست بامنه!اجراباخداچون ایمان دارم به وعده های خدا ،وعده ی خداحقه،باخدادوستم،واحساس خوب =اتفاقات خوب،کنترل ورودیهای ذهن که مثبت هستندخروجیهای مثبت رابه وجودمیاره.اینم میشه عمل دیگه حرف مفت نیست فکرکنم!همین دیگه ازم براومدعاشق همتونم امیدوارم ردپام عمیق باشه که خودم نگاه کنم تاابدهام لذت ببرم آرزوی سربلندی برای همه ی همخونه های عباسمنشی،وازکسانی که برام رای میدن بی نهایت سپاسگذارم ولی من بلدنیستم که جوابتونوبدم شرمنده ی دوستانم نباشم توکامنتم ازتون تشکرمیکنم بابت چشمای قشنگتون وقت میزارین ومیخونین سپاسگذارم وخداقوت به دوستانی که دلنوشته هامورای میدن وتشکرمینویسن خیلی دوستتون دارم دعای خیرم بدرقه ی راهتان بادیاحق.
به لطف الهی ، حدودا با ورودم، به این سایت الهی و طبق خاسته ایی که داشتم..
یه تضادی که سالها باهاش جنگ و دعوا میکردم..بازم چند سری بود “حتی دو ماه تقریبا پیش بازم یبار دیگه ؛ برام تکرار شد…
و با وجودی که در مسیرش ،تکاملی پیش میرفتم..
دیدم بازم این تضاد بهم نشون میده باید یسری تعقییرات توی باورام بوجود بیارم..
و همین تضاد ، که واقعا گذشته منو وارد رنج بزرگی توی بیزنسم بوجود میاورد…بازم داره برام تکرار میشه..اینبار توی بازه زمانی..طولانی …
و لطف خداوند باعث شد..که از خداوند بخام..من میخام کارمو به این سمت کشونده بشه..
و یسری ،اقدامات روی باورام شکل دادم..
مخصوصا دوره عزت نفس خیلی به من تحول داد..
تا اینکه بعد از گذشت هفته ها..و هدایت خاستم از خداوند و طبق تکاملم ..هدایتم شدم به الهام جدیدی از طرف خدا..
دقیقا زمانی اقدامات شکل گرفت…که با شرایط زندگی من هماهنگ بود.تا بتونم با خیال راحتری این پروسه رو بگذرونم..
و باز لطف خدا قدم به قدم تکاملی یسری کارها بود که باید به نحو صحیح..در هر حوزه ایی که پیش میرفتمو..بهم میگفت و من قدرت عملگراییم با هر بار انجام دادنش..قوی قوی تر میشد…
تا اینکه این مرحله با چند بار ازمون خطا.و بیشتر لطف خدا باعث شد.تا من بتونم بهترینهای خودمو و اون عزت نفسمو گسترش بدم..
و یسری پاشنهای ناجورم این مابیین بصورت قوی پیدا شد…
و من تو همین یکماه.به اندازه چند سال گذشته ام توی بیزنسم ،”رشد کردم..هم از نظر شخصیتی و هم از نظر مهارت.و بیشتر دوره عزت نفس.خیلی بهم کمک کرد..
تا بتونم ادامه بدم…
و دیدم توی این وضعیتی که هستم یه تضاد داره نابودم میکنه.خودمو هر چقدر داشتم غرق میکردم.بیشتر دست و پا میزدم..
که اونجا بخودم گفتم تو سعی و تلاشتو کردی.پس رهاش:کن اگه جلو نمیره..
مثل گذشته تقلای بیهوده نکن..
همونجا کاملا کاتش کردم..گفتم حتما خیر و برکتیه ..
و با یه هفته کار کردن..کاملا اون مرحله آخر رو گذاشتم کنار
چون کارم دیگه مرحله اخر بود..بهمین خاطر اون تضاد نمیزاشت من پیش برم..
دقیقا این تضاد لطف خدادند برای من بود.و یادگیری درسهاش برای شخص من بود…
و این گذشت…بعد یه هفته هدایت شدم به یه ایده جدید…و یسری اقدامات انجام دادم…
و طی چند.روز دیدم اون کارهای گذشته توی اون شرایط چقدر درسها و چقدر من عزت نفس گرفتم.چقدر مهارتم قوی شد…
……
و من به لطف خودش تونستم امروز مرحله بعدی رو شروع کنم..و بتونم هنوز ورژن بهتری رو با لطف خدادند به انجام برسونم.
هنوزم نمیدونم میخاد چی بشه..
ولی میدونم..برنامه خداوند درست و دقیقه..
برنامه خداوند در زمان مناسب منو باهاش هماهنگ میکنه….
واقعا همین 1 ماه نیم…چه تحولی توی مهارتم و شخصیتم بوجود اورد خدا داند یه سالها که این خودباوری و کار کردن روی قوانین میخاد چی بشه…
تضادها باعث رشد و پیشرفت ماها هستند ..اگه من نوعی به تضاد نخورده بودم..
هیچ وقت معنای زندگی خوب و سعادتمند دنیا و اخرت رو درک نمیکردم..
و هر چقدر میگذره..تفاوت فرکانسی خودم و اطرافیانمو به واقعیت تصویر بصورت دقیقه ایی بیشتر درک میکنم…..
ایتقدر داره برام واضح میشه که شبها با مرور کردن ،زندگیم و اتفاقات زندگیم ..بیشتر سر سپرده میشم که هنوز با تمرکز بیشتری روی خودم کار کنم..
چون اینروزا شدتش مخصوصا تو بحث پیگیری بیزنسیم…داره برام قوی قوی تر میشه …
من هنوز تو فرکانس این دوره قرار نگرفتم…
ولی همین دوره اول جلسه عزت نفس،” چند مدار منو در همه جنبه ها ..رشد داده…
هر چقدر بیشتر تمرکز ی روش کار میکنم..بیشتر بیشتر اتفاقات زندگیم و هدایتهام اسانتر و قوی تر میشود…
این فایل از نشانها چند باور عالی به من رسوند..که من باید سعادتمند در دنیا و اخرتم باشم!
و باور به اینکه من نگران آدمها و شرایط:زندگیم نباشم.خداوند افراد مناسب رو بسمت روانه میکنه و بیشتر سرسپرده و تسلیمش باشم…
نکته بعد ..در این مسیر و تکاملی پیش برم..و خیلی متوجه احساساتم باشم..چون به محض اینکه کانون توجهت و باور و افکارت تعقییر میکنه..شکل احساساتت بهت خبر میده در چه برهه ایی هستی..
باید همیشه تقوا رو پیشه وجودیمون کنیم و بتونیم هر لحظه اتفاقات خوب رو برای خودمون رقم بزنیم.
و نکته بعد…خداوند به افکار من پاسخ میدهد.افکار من چیدمان زندگیم میشود.و همون لحظه برام کن فیکون میشه
و نکته بعد …خوراکی ذهنمو هر لجظه رفرِش کنم و ایمانم و تکلم و توحیدمو هر لحظه برنامه ریزی کنم.
و نکته بعد تمرین ستاره قطبی و تمرینات احساس خوب داشتنو مدام با خودم در هر لحظه بیاد بیاورم و عمل کنم..
و نکته بعد…ایمان بخداوند و ایمان به بگانگی خداوند.و ایمان به رزاق بودن خداوند..
که همین امشب بهم گفت..ما هستیم که به تو روزی میدهیم..و تو روزی دهنده ما نیستی…
این عدل خداوند…
اون بهترین روزی دهندگان هست و اون بسیار قوی و با استوار هست…
و نکته بعد ….همین در مسیر راست بودن.هر چقدر من بتونم کنترل عواطف داشته باشم.در هر شرایطی میتونم زندگیمو بصورتی که من میخام برای خودم خلق کنم..
ما به افکارمون زندگیمونو برای خودمون خلق میکنیم!
هر چقدر بتونم قوی تر عمل کنم.بیشتر میتونم زندگی خوبی رو در دنیا و اخرت برای خودم رقم بزنم..
این مدت کار کردن روی شخصیتم و بیزنسم..من بصورت عملی قانون خداوند و تکامل رو بصورت دقیق ،درک ،” و عمل کردم…
و میدونم برای قدمهای بعدی هنوز باید بیشتر بتونم ..روی افکار و باورهام کار کنم….
و این پروسه هر چقدر پیش:میرم.بیشتر درک میکنم…
میبینم!..من خودمم که خودمو،” زیر خروارها کثافتها گم کنم..و با دست خودم گورمو بِکنم
و نقطعه متقابلشم طبق الهاماتی که بهم میشه.
بیشتر دزک میکنم..که عمل با قانون میتونم بهشت دنیا و اخرت رو برای خودم رقم بزنم..
انشالله به لطف کَرمش بتونم این مسیر پر از گنج رو با نور قران ..که تنها مکانی که بهم بجز این سایت آرامش میده..
بیاد اوردن نکات کلیدی قرآن هست..
که همگی توحید..و نزدیک شدن قیامته…
و یادم باشه باید عمل کنم!ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…
این ایمان بند کفشتو سفت میکنی حرکت میکنی و بقیه کار رو رها میکنی…
و میدونی بهت آرامش و احساس خوب میده حتی اگه برات تضادی پیش میاد…
یه حس امید که بهترینها رو خداوند برات قرار میده…
یه حس شادی وصف ناپذیریه..که فقط با تکامل و پیش رفتن و درک کردن میتونی…اون طعمشو بچشی…
در نهایت سپاسگزار خداوندی هستم..و با این باور که شما گفتین مثل اون هنرهای اون اشخاص در اون نمایشگاه….
منم با این باور …
که بیزنس من از جانب خداوند بهم الهام شده.چیزی که قابلیت بسیار بزرگی رو میتونه توی کشورم و حتی اینده..به لطف خداوند…. در دیگر نقاط دنیا بوجود بیاره ….
و من با این ایمان که کارم حرفی نداره.تمام مسایل افراد رو بازم به لطف خداوند.و درسهایی که بهم الهام کرد…طی تکامل درونش چیدمان شده..
و کار الهی من قابلیت فروش خیلی عالی داره! .
کار من خودباوری داره!
کار منو و خداوند یکیه!…چون من جانشینش میباشم.و میتونم بجاهای معتبر فروش خیلی خوبی رو داشته باشم..
خداوند روزی رسان قهاری هست..امشب بهم گفت..خداوند وعده اش حقه…
حتی حرفهای خودتم حقه….
مسیرت حقه…
کارت حقه….
و من به زودی بیزنس الهیم به جاها و مسیر خوبی که خداوند برام مهیا کرده چیدمان میشه..
کار من قابلیت بزرگ و پروفروشترین کالا میشود و ایمان دارم.مورد ایتقبال خیلی از افراد قرار میگیرد…
و در نهایت..تضاد بزرگی که هر سری برام تکرار میشد… و منو به خشم فرو میگرفت..باعث شد طبق قانون خداوند باورام قوی تر بشه و به خودشناسی برسم..و همین افکار سالم در برابر تضاد…هدایت شدم به مسیری که بهترین و سالمترین و اسان ترین مسیر هست…برام!..
خدایا سپاسگزارم که من هدایت شدم به چیزی که سالیان سال داشتم با شخصیت دربه داغون ..و شرک آمیز از طرف فلان ارگانهای دولتی.فلان شخص.فلان مدرک….فلان شخص فللن رئیس فلان اداره و فلانهاااااااااااااااااااااااااااااتااا
تا 10 سال زور زدن…
امروز با کمک قانون تو براحتی اسان شدم و ثروتم و شخصیتم در تمامی جنبه ها داره …مانند گردباد باد در بیابان قوی قوی تر میشود….
خدایا هر فایلی که برام باز میشه اخرش منتهی میشه به توحید و ایمان به تو..از خودشناسی به خداشناسی…
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار…
ستاره قطبی من با این فایل و این توحید و این باورها هماهنگ شد..برای قدم های بعداییم….
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.
به نام خدا
سلام
تغییرات باید مثل آب خوردن،غذا خوردن هر روز باید ادامه پیدا کنه و هر روز تکرار بشه
نباید بگیم که من 2 ماه ،2 سال کار کردم دیگه بسه و رها کنیم تا زمانی که ما داریم کار میکنیم نتیجه میگیریم به محض اینکه رها کنیم دیگه نتیجه نخواهیم گرفت تا آخر همون جوری که ما تا آخر عمر به آب و غذا احتیاج داریم.
منم فکر میکردم با یه بار گوش دادن و فقط گوش دادن نه عمل کردن نتیجه میگیرم الان میبینم نه باید عمل کنی و در زندگیت به کار بگیری
دوره 12 قدم را من یکسال پیش تهیه کردم و واقعا تاثیر گزار بود از جلسه ی اول که جلسه چکاپ بود و شرایط زندگی را در تمام ابعاد را باید مینوشتیم
جلسه ستاره قطبی که خواسته هامون را مینوشتیم و به نوعی برنامه ریزی و آینده و شرایط زندگیمون را خلق میکردیم
جلسه نکات مثبت که تمرکز ما را بر روی زیبایی دنیا و محیط اطرافمون معطوف میکنه
جلسه قرآنی که عالی عالی بود و من چند روز روش زوم کرده بودم و داشتم به حرفاتون فکر میکردم،اون مبحث چگونه نزول شدن قرآن و شرایط اون
جلسه هدف گزاری که برای نتیجه باید هدف تعیین کرد و قبل از رسیدن به هدف باید هدف جدیدی را تعریف کرد
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم مهربانم
سلام به تمام دوستان نازنینم
من هنوز محصولی رو نخریدم اما به نظرم همین فایلهای رایگان رو اگه به طور عمیق و جدی بگیریم و روش کار کنیم خیلی نتیجه ها میگیریم و مطمئنم که به وقتش به سمت خرید محصولات هدایت میشم همونطوری که به سمت این سایت و این فایل هدایت شدم …خدایا شکرت.
خیلی اعتقاد دارم که تضادها دلایلی هستن برای پیشرفت های عظیم.
ممنون استاد جان برای تمام این آگاهی ها.
خدای خوبم شکرت که در مدار دریافت این آگاهی ها هستم.
باسپاس ازخداوندمهربان
وباتشکرازاستادودوستان همفرکانسی
ی سوالی ذهن منو مشغول کرده
ی جایی میگیدکه
ما باستاره ی قطبی نقشه راه زندگی خودمون ومشخص کنیم
وجای دیگه میگید که نباید برای کائنات یاخداوند تعیین تکلیف کنیم،یادستان خداروببندیم
بزاریم خداوندازهرراهی که خودش میخادهدایتمون کنه
من این تناقض رو درک نمیکنم
ازاستاد،یاخانم شایسته میخام بیشترراهنمایی کنن
دوستان هم کسی میتونه کمک کنه
پیشاپیش ازراهنماییون سپاسگذارم
سلام استاد عباس منش و خانوم شایسته
سلام به همه دوستان سایت
استاد من بعد از شنیدن این فایل چند روز هست که این فایل گوش میدم کنجکاو بودم که اون آیه که خداوند گفته ما قرآن را برای شما آسان کردیم تو کدوم سوره است و دیشب که قرآن میخوندم دیدم تو سوره قمر چهار بار این آیه اومده وتکرار شده ماقرآن رابرشما آسان کردیم ،کیست که پند بگیرد ومن بعداز خواندن این آیه دعا کردم واز خدا خواستم تا هدایت ام کنه تا ازقران پند بگیرم و زندگی ام را زیباتر کنم پیش خودم فکر میکردم این آیه وآیه های که بارها تکرار شده وام الکتاب هستند و خیلی ها نمیبینند و از آیه هایی که یه بار اومده رو همه حفظ هستند مثل آیه ما شما رو در رنج آفریدیم که این آیه رو یکی از اساتید گفتن که تفسیر این آیه این آیه اینه که ما انسانها در مقابل هر چیز زود رنج هستیم مثلاً به گرمای هوا وسرمای زیاد این نظر اون استاد هست و امیدوارم که خداوند توفیق خواندن قرآن وعمل به قرآن و به من و همه دوستان سایت عطا کنه تا ازاین کتاب ارزشمند برای خوشبختی خودمان و رستگاری در دنیا و آخرت مان استفاده کنیم
در پناه خدا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند باشید
به نام خداوند بخشاینده موهبتها
سلام خدمت شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان مهربونم
فایل بی نظیری بود و آگاهی به شدت قوی ای به من داد
من بعد از گوش دادن به این فایل نتونستم کامنتی بذارم و الان دوباره به تعهدم عمل کردم و برگشتم دوباره کا فایل رو مرور کردم و خواستم که کامنت بذارم
دوره 12 قدم حتی نوشتارش با من هم فرکانسه و شکل ظاهریش برای من خوشگله
به همین دلیل هم این فایل رو خیلی عمیق گوش دادم و حسابی انرژی گرفتم از این فایل
من چکاب فرکانسی رو از دوتا از بچه های این خانواده که من از طریق اینستاگرام دنبالشون میکردم شنیدم که چیه
و چقدررر برام جذاب بود و از همونجا هم تصمیم گرفتم عضو سایت بشم تا بلاخره برسم به اون روزی که چکاب فرکانسی رو از زبون استاد بشنوم
در مورد دوره 12 قدم بسیار کامل صحبت کردین در این فایل
به موضوع خیلی جالب برای من این بود که خوب من از وقتی در این مسیر افتادم اکثرا متوجه شدم که من از چه چیزهایی مثل تلویزیون و فیلمهای بی جهت و بی موضوع و آدمای زیادی که به دردم نمیخوره دور شدم اما همیشه اینکه خوب بلاخره بنا به شرایطی آدم مجبوره افرادی رو به ببینه و دعوت کنه که هم مدار با خودت نیستن و اینکه من چه کار باید کنم در مورد این موضوع منو بهم میریخت
تا حدی که ناخودآگاه آنقدر توجه میکردم که طرف میومد و من فقط اذیت میشدم
داخل متن یادداشت کردین که من وقتی میرم جایی یا دعوت میکنم فقط میگم خدایا میدونم اونایی که فقط هم مدار با من هستن در ایمچن جمع حضور پیدا میکنن و این دقیقا راهی بود که من دنبالش میگشتم و چه آسون استاد به سوال من پاسخ دادن
فایلها و آگاهی ها همه عالی استاد ممنونم از شما
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق
58. پنجاه و هشتمین روز از روز شمار تحول زندگی من
من فکر میکنم این فایل هدایتی امروز رو قبلا گوش ندادم چون تو گالری گوشیم نبود و الان دانلودش کردم خداروشکر میکنم که از آگاهی هاش قراره استفاده کنم
وای من دارم الان اوایلشو گوش میدم همزمان
چند روزی بود میگفتم ستاره قطبی چیه الان استاد گفت چقدر خوشحال شدم
من الان که اومدم رد پامو بذارم دیدم فایل جدید اومده قسمت 3 از فایل ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده
گفتم اول رد پامو بذارم بعد برم ببینمش
من که دیروز از خدا ایده جدید گرفتم که بهم گفت توی بازار که با جاکلیدیات کش سر درست کن با همون طرحا من دست به کار شدم و رنگ کردم دیشب چوبا رو صبح هم طرحاشونو کشیدم و رنگ کردم و 7 جین درست کردم
الان متوجه یه موضوعی شدم
از وقتی من متوجه باور غلطم شدم که باور محدود کننده ام این بود که کارای ریز نقاشی مچ دستمو به درد میاره
از وقتی متوجه این باور محدود شدم و شروع کردم به تکرار و فکر کردن درمورد باور قدرتمند کننده اش که من هر وقت کارای ریز نقاشی انجام میدم عضلات دستم قوی و قوی تر میشن و دارن ورزش میکنن و هر بار که کار میکردم میگفتم که خدا به دستام قوت میده خدا خودش نقاشیامو میکشه و من به فایلای استاد عباسمنش گوش بدم حتی میگفتم خدا آفرین تو شروع کن نقاشیارو بکش من به فایلا گوش بدم
و سپاسگزاری میکردم
الان که میبینیم یادم اومد که من چقدر قوی شدم و سریع تو نقاشی کشیدن و همه اش صفر تا صدش کار خداست و من هیچ کاری نکردم همه شو خدا برام قشنگ و سریع انجام داد
و من چقدر زمان زیاد دارم برای انجام کارام انقدر زمان برام دیر میگذره احساس میکنم خدا برای من زمان رو متوقف کرده تا من کارامو انجام بدم
حتی سرعتم بیشتر شده و همه اینا کار خدای ماه و مهربون و قدرتمند و نیرومند خودمه خیلی دوستش دارم
بعد من کش لازم داشتم ،مادرم برام لطف و محبت کرد رفت بازار کش گرفت منم تو خونه بودم از ظهر تا بعد از ظهر نزدیک اذان تمرین رنگ روغنم رو کار کردم
و کلی کیف کردم
من یه چیزیو متوجه شدم که دیگه وقتی دارم نقاشی میکشم بومم رو سه پایه هست اصلا کمر و گردن درد یا دست درد یا شونه درد ندارم
هر وقت شروع به کار کردن میکنم میگم که به به عضلاتم با هر تکون دادن قلمو و نقاشی کشیدن دارن ورزش میکنن و عضلات کل بدنم دارن قوی تر میشن
حتی وقتی رنگ میکنم با لبخند میگم به به بدنم داره ورزش میکنه و قوی میشه انگشتام مچ دستم داره قوی میشه
و خیلی لذت بخش تر شده نقاشی کشیدن
وقتی داشتم کار میکردم یه لحظه ذهنم هی گفت سخته ،آخه من تازه رنگ روغنو شروع کردم خب طبیعه سخت باشه اولشه به ذهنم گفتم ببین من تو هرچی بگی دیگه گوش نمیدم چون من دارم تلاش میکنم و نتیجه این تکرار و تمرینای نقاشی باعث میشه من یه نقاش حرفه ای نسبت به هر روز قبلم باشم
و هر روز دارم پیشرفت میکنم قشنگ از نقاشیام معلومه
و داشتم دوتا از فایلای استاد رو گوش میدادم یکی
توانایی کنترل ذهن
یکی هم هم مدار شدن با خواسته به کمک استعاره گاز و ترمز
و با هر بار گفتن استاد که درمورد نقاشی مسال میزد میگفت یه نقاش کنترل ذهن انجام داده که حرفه ای شده تو کارش
اگر کنترل ذهن انجام نمیداد نمیتونست نقاش بشه
مثلا اگر میگفت نمیتونم یا به حرفای ذهن گوش میداد و با هر بار سختی نقاشی که مواجه میشد میگفت نمیشه کنار میذاشت ولی کنترل کرده ذهنشو
و من چقدر انگیزه میگیرم وقتایی که از نقاشی مثال میزنه استاد
و با کلی عشق رنگ کردم و بعدش من که کارامو انجام دادم الان کلی انرژی هم دارم و احساس فوق العاده ای دارم و خدارو بی نهایت سپاسگزارم
استاد برای شما بی نهایت عشق و شادی و آرامش و سلامتی و ثروت از خدا میخوام
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
خداروسپاسگزارم که به وسیله استاد منو هدایت کرد که برم سراغ ایه های محکم ایه هایی که کافی هستند و نیازی به تفسیر ایه هایمتشابه نیست بارها و بارها سور ال عمران رو خوندم اما هیچ موقع گوش و چشم قلبم به روی آگاهی های ناب این آیات باز نشده بود خداروشکر که دارم میفهمم و این ها وقتی اتفاق می افتد که انسان خودش اولین قدم را بدارد و به تمام چیزهایی که از گذشتگان به اون رسیده شک کند و حتی مثل ابراهیم آن بت ها را بشکند و این جاست که خداوند پاداش می دهد و اجازه می دهد که سراغ اصل بروی و به حاشیه ها کاری نداشته باشی
حاشیه هایی که خداوند خودش برای گمراهی فرو فرستاده
یقین دارم تمام ائمه شیعه فقط به دنبال آیات محکم بودند و تمام احادیث رو که در مورد آیات متشابه هستند ساخته شدند تا مردم در گمراهی باشند ابلیس این کار رو کرد البته که خواست خدا بود چون خداوند که هدایت و گمراه میکند هز کسی را که بخواهد بر اساس عملکرد
آدم هایی که دنبال مسخره کردن آدم های بلند پرواز هستند لایق هدایت شدن نیستند مسخره کردن نشان از عدم ایمان به خود خدا و بزرگی خدا و توانا بودنش برای انجام کارها می باشد
کسانی که استاد و پیغمبرها و حتی مارو مسخره کردن لایق هدایت نیستد لایق سلامتی لایق ثروت لایق نعمت لایق رابطه رویایی
خدایا این رو هم لطف خودت میدونم بر خودم که همیشه تلاش کردم که تشویق کنم به حای مسخره کردن چون همیشه خودت تو وجودم فریاد میزدی که میشه چون من خدا میتونم و برهرکاری قادرم
خداروسپاسگزارم که جایی فراهم شده تا کسانی که لایق این هستند که بدونند این مریضی نیس که طبیعیه بلکه سلامتیه که طبیعیه دور هم جمع شدن از سرتاسر دنیا و از وجود هم لدت میبرن و بی نهایت همدیگه رو تحسین میکنند و تشویق
خداوند نمیخاد که دیگران این موضوعات رو بفهمند من کی باشم که در برابر خواست خدا بخام کاری کنم خدایا من در برابر خواست تو کارینمستونم انجام بدم فقط نشتی فرکانسی ایجاد میکنم و باعث ظلم به خودم میشم خدایا تو در قران گفتی که ظالمان رو هدایت نمی کنی خدایا از طرفی هم گفتی که هر کسی به گناهش اعتراف کنه میبخشم خداجونم توبه میکنم به درگاهت از این که به خودم ستم کردم
سالها بود به شدت دنبال تفاسیر بودم و به شدت متعصب و به قول استاد رگ گردنم باد میکرد
ی جا به لطف خدا با توجه به شرایطی که داشتم یعنی بی پولی وابسته به خانواده و… شک کردم البته به لطف خدا جرات کردم که شک کنم و به تمام چیزهایی که خونده بودم چون دیگه به تهش رسیده بودم نتونستم به عنوان طبیعی بودن فقر خودمو بپذیرم وقتی که بقیه افراد کلی پول داشتند و تشکیل خانواده می دادند تو همون شرابطیدکه من پول نداشتم الان هم دارم به لطف خدا و استاد اون دیوارهای بتنی باورهای قبلیم رو میشکنم باورهای مالی من هنوز تغییر نکرده دارم کار میکنم یک سدی هس پشت یک رودخانه عظیم از ثروت که به لطف خدا این سد رو میشکنم و به قول استاد و مثل استاد بعد از تغییر یک ثروت بی نهایتی وارد زندگیم میشه چون من لایق بهترین خونه ها هستم بهترین رابطه بهترین ماشین بهترین دوستان بهترین کشور برای زندگی اره من لایقم خداوند من رو لایق آفریده چون این امکان رو بهمدداده که بتونم زندگیم رو تغییر بدم تا حد بی نهایت
پایان ترسها و شروع تحولات بزرگ است
تو از صفر آغاز خواهی کرد
ولی صفری که مقابل یک وجود است
و این صفر
حرکت تو
از این لحظه به سمت دریافتهای عمیق معنویست
به مدد مغناطیس محبت
همه تردیدهایت ذوب خواهند شد
بی هیچ انتظار پاداشی، رحمانی شو
و نوازشهای حق را پاس بدار
که نشانه به نشانه برتو میبارند
با خودت پیمان ببند
که در کارگردانی حق
مداخله نخواهم کرد
خداوند تو را به سمتی که اقدارت در آن
به شوقت منتظر است،
هدایت کرده.
صبورانه
به این تلاقی مبارک
بنگر
و از ناشناخته نترس!
.
نویسنده: خانم هِله پِتگر
1403/9/28باسلام به خداوبه نام خدا58مین ردپاسلام به استادوکل خانواده ی عزیزم.استادعزیزم قبلاهم ازخودتون شنیده بودم برای آیه های مومنان وناس وخداراسپاسگذارم که توی سایت بهشتی خدامومنانش راصدازدوهمگی به ندای حق لبیک گفتیم.ولیاقتشوداشتیم سرسفره ی خان وکرمش بنشینیم خداهمانطورکه به پیامبروحی کردرومامورکردوگفت بخوان :اِقرابِسمِ رَبِک اَلَذئ خَلَق!وحالاهم استادروماموراین خواندن کردکه آقای سیدحسین اونی روبهت آموزش دادم برای مردم عوام بخوان وانهارابه راه راست صراط مستقیم دعوت کن چون اینهاعزیزکرده های منن ها!یادآورشون باش که من کیستم !؟وآنهاکیستن!؟واستادشدمامورانتقال علم وآگاهی به ماکه سرسفره ی مومنان بنشینیم! حالاحمدوسپاس مخصوص خداست که ماشاگردهای خصوصی که توی فایلهای دانلودی تمرین میکنیم رو،روی پاهاش گذاشته ودوره ی مهدکودکی رومیگذرونیم وازمومنان واقعی قرارمون داده چون سوگلی خداهستیم .حالاهرکی آماده بوده پول داده ودوره های پیشرفته ترروتهیه کردن ازعزیزانی که تودوره هاحضورندارن شادباشین که بچههای کوچکترزمان شروع روی پای مربی هستند!ماهم روپای اصل وجودمان نشستیم وتمرین میکنیم!وِلذت مصیرروبایدبچشیم چون مقصدی درکارنیست!ازوقتی قانون جذب واردشدم100٪دوستهام ازتوزندگیم پاهاشون قطع شدهرچندکه من 99٪به خانه ی دوستان میرفتم !وحتی خواهرقبل خودم که روزی یکباریا،2روزی یکباربایدهمدیگرومیدیدم،یاصبح به صبح زنگ میزداحوال بچه هارومیپرسیدومنم مجبوربودم زنگبزنم!حالابه حول قوه ی الهی قطع رابطه شدیم ازلطف پروردگارالهی بابت این نعمت قطع رابطه باهمه ی کسانی که هیچ کس نبودن خداراسپاس گذارم!چندروزپیش رفتم خانه ی همسایه ی قدیمی یابهتربگم همسفرکربلاکه سال95باخدابیامرزشوهرش ماشین داشتن منوبردن کربلااون روزی که رفتم خونشون یک بی بی قاری قرآن بودمیگفت 3روزاول رفتی کربلاگوشت قرمزاصلانبایدبخوری مکروه نزدیک به حرامه!پرسیدم چرا!؟گفت: اولین باری که ماکربلا رفتیم روحانی کاروان گفت: چون امام حسین واولادش زیرسم اسبهاله شدن پس گوشت خوردن حرامه! ولی مرغ وماهی حلاله خخخخخخخخخ!گفت:عجب کاروان وروحانی رزق وروزی ماشدبازهم خخخخخخخخخ!وفلان نمازبه حرم آقاابولفضل بخون مثل قبل خودم که فلان دعاونمازرومیخوندم بدون هیچ فهم ودرکی فقط خوندن مهم بودوایشون میگفت :توی قرآن آمده اون بنده خدامسافرکربلاهم بیسوادبه تمام معنا!بعدمن گفتم ازسفرت لذت ببرخواندن نمازودعامهم نیست!بی بی جان داستان ماغیرتی شدکه اینهاروایت است بزرگای میگفتند!گفتم: اگه چیزی توقرآن هست درسته وگرنه که روایت مهم نیست! سریع اول گفت :توقرآنه! پرسیدم: ببخشیدکجای قرآنه !؟من چندساله قرآن میخونم همچین چیزی نه خوندم نه شنیدم!؟اول که محکم توقرآنه بعد گفت:نه توقرآن که نیست بزرگان گفتند تومفاتیحِ!خخخخخخ گفتم این درسته تومفاتیحه!وروایت هم چیزی نیست به غیرازحرفی که دهان به دهان گشته.وقتی بی بی قصه رفت این دوست بعدی گفت:لیلاجان شماکه قرآن خونی وسوادداری میدونی کجای قرآن ازتولدامام حسین گفته لحظه ای که امام حسین به دنیاآمد6ساعت لخت وعریان بوده فکرکنم گفت توی معراج وبعداز6ساعت تمام اتفاقاتی که براش میفته روتودنیادیده بعدزندگی دنیوی روقبول کرده!دیگه2تاشاخ روسرم درآورد!گفتم :کی گفته؟! گفت: ماتفسیرقران میریم ازاونایی که خیلی حالیشونه!قرآن روبرامون تفسیرمیکنند!این دوستمون خیرسرش قبلنامیگفت:خادمه حرمه الان نمیدونم خادمه حتماهست که چرت وپرت شنیده ویک کلام گفت!چندسال پیش گفت:خادم حرمم گفتم :چکاره ای ؟گفت: بیسوادم ولی زوروبازودارم اگه کسی توحرم مشکوک بزنه سریع به من اطلاع میدن وبه محل حاضرمیشم!دستهای طرف رومحکم میگیرم ومامورایی که دستبنددارن،دستبندمیزنن وبه اطلاعات حرم انتقالش میدن.الان دیگه نمیدونم که توحرم هست. ولی حتماهست که اطلاع ازتولدامام حسین داره!پرسیدم کجای قرآن گفته!؟ من ازپارسال 25جزقرآن روخوندم چیزی ندیدم قبلاهم خیلی قرآن میخوندم وبامعناش ولی باخدایی که انسان بودنه خدای سیستمی باهمون خدای انسانی نخونده بودم نشنیده بودم که توقرآن ازامام حسین یادی شده باشه!حالابامسافرکربلاخداحافظی کردم نه به عنوان التماس دعابهش بگم.گفتم به امیدخوش گذشتن ودیداربعدی وبهت التماس دعاهم نمیگم خندیدوخداحافظ.واین دوستمم گفت :بروخودت توقرآن بگردوپیداکن راجع به امام حسین خخخخخخخ.من کلاباکسی رفت وآمدندارم چون دوست دارم یاچیزی نشنوم اگه هم شنیدم کلام خداباشه که صادق ترین کلام زندگی سازه.من بعضی وقتهاپیاده روی میرم وتوتابستون مصیرهای طولانی میرفتم امروزبعدازچندوقت یک پیاده روی بالای2ساعت بودرفتم وبرگشتم خونه واعتمادبه نفسم بالارفت که تافلان مسیررفتم وبرگشتم واززمانیکه میرم بیرون ومیام فقط دیدن زیبائیهاتحسین کردن اونهامثلاحالاکه خانمهاسرلخت وآزاردرهاهستن وامیستم به موهاولباسهاشون نگاه میکنم وتحسینشون میکنم بعضی مغازه هاحالاهرشغلی ازبیرون تحسین وشکرگذاری دارم ویاحضوری میرم تبریک وتحسین میگم.وازدل اتفاقات بهترین هاروتبدیل میکنم والخیروفی ماوقع میگم. فکرخداهم که سیتم آینه است اعمالم روبه خودم برمیگردونه واین سیستم بدونِ تغییراست
ولی خودانرژی به خواسته های من تبدیل میشه کل دنیاازاین انرژی بی انتهابه وجود آمده اند.داشته هاموشکرمیکنم صبح به صبح تودفترشکرگذاری تقسیم کارباخدامیکنم دستوروصادردرخواست بامنه!اجراباخداچون ایمان دارم به وعده های خدا ،وعده ی خداحقه،باخدادوستم،واحساس خوب =اتفاقات خوب،کنترل ورودیهای ذهن که مثبت هستندخروجیهای مثبت رابه وجودمیاره.اینم میشه عمل دیگه حرف مفت نیست فکرکنم!همین دیگه ازم براومدعاشق همتونم امیدوارم ردپام عمیق باشه که خودم نگاه کنم تاابدهام لذت ببرم آرزوی سربلندی برای همه ی همخونه های عباسمنشی،وازکسانی که برام رای میدن بی نهایت سپاسگذارم ولی من بلدنیستم که جوابتونوبدم شرمنده ی دوستانم نباشم توکامنتم ازتون تشکرمیکنم بابت چشمای قشنگتون وقت میزارین ومیخونین سپاسگذارم وخداقوت به دوستانی که دلنوشته هامورای میدن وتشکرمینویسن خیلی دوستتون دارم دعای خیرم بدرقه ی راهتان بادیاحق.
بنام خداوند بخشنده مهربان
خداوندی که هر لحظه در حال هدایت من است.
به لطف الهی ، حدودا با ورودم، به این سایت الهی و طبق خاسته ایی که داشتم..
یه تضادی که سالها باهاش جنگ و دعوا میکردم..بازم چند سری بود “حتی دو ماه تقریبا پیش بازم یبار دیگه ؛ برام تکرار شد…
و با وجودی که در مسیرش ،تکاملی پیش میرفتم..
دیدم بازم این تضاد بهم نشون میده باید یسری تعقییرات توی باورام بوجود بیارم..
و همین تضاد ، که واقعا گذشته منو وارد رنج بزرگی توی بیزنسم بوجود میاورد…بازم داره برام تکرار میشه..اینبار توی بازه زمانی..طولانی …
و لطف خداوند باعث شد..که از خداوند بخام..من میخام کارمو به این سمت کشونده بشه..
و یسری ،اقدامات روی باورام شکل دادم..
مخصوصا دوره عزت نفس خیلی به من تحول داد..
تا اینکه بعد از گذشت هفته ها..و هدایت خاستم از خداوند و طبق تکاملم ..هدایتم شدم به الهام جدیدی از طرف خدا..
دقیقا زمانی اقدامات شکل گرفت…که با شرایط زندگی من هماهنگ بود.تا بتونم با خیال راحتری این پروسه رو بگذرونم..
و باز لطف خدا قدم به قدم تکاملی یسری کارها بود که باید به نحو صحیح..در هر حوزه ایی که پیش میرفتمو..بهم میگفت و من قدرت عملگراییم با هر بار انجام دادنش..قوی قوی تر میشد…
تا اینکه این مرحله با چند بار ازمون خطا.و بیشتر لطف خدا باعث شد.تا من بتونم بهترینهای خودمو و اون عزت نفسمو گسترش بدم..
و یسری پاشنهای ناجورم این مابیین بصورت قوی پیدا شد…
و من تو همین یکماه.به اندازه چند سال گذشته ام توی بیزنسم ،”رشد کردم..هم از نظر شخصیتی و هم از نظر مهارت.و بیشتر دوره عزت نفس.خیلی بهم کمک کرد..
تا بتونم ادامه بدم…
و دیدم توی این وضعیتی که هستم یه تضاد داره نابودم میکنه.خودمو هر چقدر داشتم غرق میکردم.بیشتر دست و پا میزدم..
که اونجا بخودم گفتم تو سعی و تلاشتو کردی.پس رهاش:کن اگه جلو نمیره..
مثل گذشته تقلای بیهوده نکن..
همونجا کاملا کاتش کردم..گفتم حتما خیر و برکتیه ..
و با یه هفته کار کردن..کاملا اون مرحله آخر رو گذاشتم کنار
چون کارم دیگه مرحله اخر بود..بهمین خاطر اون تضاد نمیزاشت من پیش برم..
دقیقا این تضاد لطف خدادند برای من بود.و یادگیری درسهاش برای شخص من بود…
و این گذشت…بعد یه هفته هدایت شدم به یه ایده جدید…و یسری اقدامات انجام دادم…
و طی چند.روز دیدم اون کارهای گذشته توی اون شرایط چقدر درسها و چقدر من عزت نفس گرفتم.چقدر مهارتم قوی شد…
……
و من به لطف خودش تونستم امروز مرحله بعدی رو شروع کنم..و بتونم هنوز ورژن بهتری رو با لطف خدادند به انجام برسونم.
هنوزم نمیدونم میخاد چی بشه..
ولی میدونم..برنامه خداوند درست و دقیقه..
برنامه خداوند در زمان مناسب منو باهاش هماهنگ میکنه….
واقعا همین 1 ماه نیم…چه تحولی توی مهارتم و شخصیتم بوجود اورد خدا داند یه سالها که این خودباوری و کار کردن روی قوانین میخاد چی بشه…
چقدر خوبه بتونیم ، از دل تضادها بنفع خودمون ،”استفاده کنیم…
تضادها باعث رشد و پیشرفت ماها هستند ..اگه من نوعی به تضاد نخورده بودم..
هیچ وقت معنای زندگی خوب و سعادتمند دنیا و اخرت رو درک نمیکردم..
و هر چقدر میگذره..تفاوت فرکانسی خودم و اطرافیانمو به واقعیت تصویر بصورت دقیقه ایی بیشتر درک میکنم…..
ایتقدر داره برام واضح میشه که شبها با مرور کردن ،زندگیم و اتفاقات زندگیم ..بیشتر سر سپرده میشم که هنوز با تمرکز بیشتری روی خودم کار کنم..
چون اینروزا شدتش مخصوصا تو بحث پیگیری بیزنسیم…داره برام قوی قوی تر میشه …
من هنوز تو فرکانس این دوره قرار نگرفتم…
ولی همین دوره اول جلسه عزت نفس،” چند مدار منو در همه جنبه ها ..رشد داده…
هر چقدر بیشتر تمرکز ی روش کار میکنم..بیشتر بیشتر اتفاقات زندگیم و هدایتهام اسانتر و قوی تر میشود…
این فایل از نشانها چند باور عالی به من رسوند..که من باید سعادتمند در دنیا و اخرتم باشم!
و باور به اینکه من نگران آدمها و شرایط:زندگیم نباشم.خداوند افراد مناسب رو بسمت روانه میکنه و بیشتر سرسپرده و تسلیمش باشم…
نکته بعد ..در این مسیر و تکاملی پیش برم..و خیلی متوجه احساساتم باشم..چون به محض اینکه کانون توجهت و باور و افکارت تعقییر میکنه..شکل احساساتت بهت خبر میده در چه برهه ایی هستی..
باید همیشه تقوا رو پیشه وجودیمون کنیم و بتونیم هر لحظه اتفاقات خوب رو برای خودمون رقم بزنیم.
و نکته بعد…خداوند به افکار من پاسخ میدهد.افکار من چیدمان زندگیم میشود.و همون لحظه برام کن فیکون میشه
و نکته بعد …خوراکی ذهنمو هر لجظه رفرِش کنم و ایمانم و تکلم و توحیدمو هر لحظه برنامه ریزی کنم.
و نکته بعد تمرین ستاره قطبی و تمرینات احساس خوب داشتنو مدام با خودم در هر لحظه بیاد بیاورم و عمل کنم..
و نکته بعد…ایمان بخداوند و ایمان به بگانگی خداوند.و ایمان به رزاق بودن خداوند..
که همین امشب بهم گفت..ما هستیم که به تو روزی میدهیم..و تو روزی دهنده ما نیستی…
این عدل خداوند…
اون بهترین روزی دهندگان هست و اون بسیار قوی و با استوار هست…
و نکته بعد ….همین در مسیر راست بودن.هر چقدر من بتونم کنترل عواطف داشته باشم.در هر شرایطی میتونم زندگیمو بصورتی که من میخام برای خودم خلق کنم..
ما به افکارمون زندگیمونو برای خودمون خلق میکنیم!
هر چقدر بتونم قوی تر عمل کنم.بیشتر میتونم زندگی خوبی رو در دنیا و اخرت برای خودم رقم بزنم..
این مدت کار کردن روی شخصیتم و بیزنسم..من بصورت عملی قانون خداوند و تکامل رو بصورت دقیق ،درک ،” و عمل کردم…
و میدونم برای قدمهای بعدی هنوز باید بیشتر بتونم ..روی افکار و باورهام کار کنم….
و این پروسه هر چقدر پیش:میرم.بیشتر درک میکنم…
میبینم!..من خودمم که خودمو،” زیر خروارها کثافتها گم کنم..و با دست خودم گورمو بِکنم
و نقطعه متقابلشم طبق الهاماتی که بهم میشه.
بیشتر دزک میکنم..که عمل با قانون میتونم بهشت دنیا و اخرت رو برای خودم رقم بزنم..
انشالله به لطف کَرمش بتونم این مسیر پر از گنج رو با نور قران ..که تنها مکانی که بهم بجز این سایت آرامش میده..
بیاد اوردن نکات کلیدی قرآن هست..
که همگی توحید..و نزدیک شدن قیامته…
و یادم باشه باید عمل کنم!ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…
این ایمان بند کفشتو سفت میکنی حرکت میکنی و بقیه کار رو رها میکنی…
و میدونی بهت آرامش و احساس خوب میده حتی اگه برات تضادی پیش میاد…
یه حس امید که بهترینها رو خداوند برات قرار میده…
یه حس شادی وصف ناپذیریه..که فقط با تکامل و پیش رفتن و درک کردن میتونی…اون طعمشو بچشی…
در نهایت سپاسگزار خداوندی هستم..و با این باور که شما گفتین مثل اون هنرهای اون اشخاص در اون نمایشگاه….
منم با این باور …
که بیزنس من از جانب خداوند بهم الهام شده.چیزی که قابلیت بسیار بزرگی رو میتونه توی کشورم و حتی اینده..به لطف خداوند…. در دیگر نقاط دنیا بوجود بیاره ….
و من با این ایمان که کارم حرفی نداره.تمام مسایل افراد رو بازم به لطف خداوند.و درسهایی که بهم الهام کرد…طی تکامل درونش چیدمان شده..
و کار الهی من قابلیت فروش خیلی عالی داره! .
کار من خودباوری داره!
کار منو و خداوند یکیه!…چون من جانشینش میباشم.و میتونم بجاهای معتبر فروش خیلی خوبی رو داشته باشم..
خداوند روزی رسان قهاری هست..امشب بهم گفت..خداوند وعده اش حقه…
حتی حرفهای خودتم حقه….
مسیرت حقه…
کارت حقه….
و من به زودی بیزنس الهیم به جاها و مسیر خوبی که خداوند برام مهیا کرده چیدمان میشه..
کار من قابلیت بزرگ و پروفروشترین کالا میشود و ایمان دارم.مورد ایتقبال خیلی از افراد قرار میگیرد…
و در نهایت..تضاد بزرگی که هر سری برام تکرار میشد… و منو به خشم فرو میگرفت..باعث شد طبق قانون خداوند باورام قوی تر بشه و به خودشناسی برسم..و همین افکار سالم در برابر تضاد…هدایت شدم به مسیری که بهترین و سالمترین و اسان ترین مسیر هست…برام!..
خدایا سپاسگزارم که من هدایت شدم به چیزی که سالیان سال داشتم با شخصیت دربه داغون ..و شرک آمیز از طرف فلان ارگانهای دولتی.فلان شخص.فلان مدرک….فلان شخص فللن رئیس فلان اداره و فلانهاااااااااااااااااااااااااااااتااا
تا 10 سال زور زدن…
امروز با کمک قانون تو براحتی اسان شدم و ثروتم و شخصیتم در تمامی جنبه ها داره …مانند گردباد باد در بیابان قوی قوی تر میشود….
خدایا هر فایلی که برام باز میشه اخرش منتهی میشه به توحید و ایمان به تو..از خودشناسی به خداشناسی…
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار…
ستاره قطبی من با این فایل و این توحید و این باورها هماهنگ شد..برای قدم های بعداییم….
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.