این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/03/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-03-18 06:29:522024-03-18 06:42:05هدفی متفاوت برای سال جدید
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به خوشبختی، ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه برای من مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده
تا بتوانم از راههای لذتبخش به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم و عشقی فوقالعاده و ناب را تجربه کنم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند، هدایتگر و حامی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی که در جهان زیبا و فرکانسی ما وجود داره
سلام به تمام آدمهای خوب دنیا در تمام دورانها
سلام به خیر، برکت و خوبیهای کوچک و بزرگ
سلام به خوشبختی و آرامش
سلام به موفقیت و ثروتمندی
سلام به تجربههای فوقالعاده و ناب
سلام به لذتهای متنوع و وصفنشدنی
سلام به سلامتی و زیبایی
سلام به زندگی در آسایش و رفاه
سلام به آبرومندی و عزتمندی
سلام به عشق و محبت و وفاداری
سلام به هدایتهای خداوند و رشد و پیشرفت
سلام به خوشبختی، سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
وقتی این فایل رو گوش میدادم، تقریبا 6 ساعت زمان باقی مانده بود تا لحظه تحویل سال. چقدر این فایل خوب بود، چه عنوان زیبا و بهجایی داشت؛ هدفی متفاوت برای سال جدید.
خدا رو هزار بار شکر برای محتوای ارزشمندی که استاد عباسمنش اونو توی این روز زیبا با ما به اشتراک گذاشتن. البته الان روز اول عید هست و من دارم نکاتی که استاد عباسمنش بهشون اشاره کردند رو دوباره میخونم و نوشتمو از نو بازنویسی میکنم. بر هیچ کسی بنظرم پوشیده نیست که آموزههای استاد عباسمنش از اساس ارزشمند و ناب هستند؛ جالبه که حتی در زمان مناسب اون آگاهیها به ما ارائه میشن. بینظیره استاد عباسمنش، اینجا بودن توی این سایت، ی معجزه است، واقعا اینجا گنج نهفته است، اصلا این جهان فوقالعاده است.
*
به لطف استاد عباسمنش میدونیم که ما در جهانی زیبا زندگی میکنیم که به افکار ما پاسخ میدهد؛ در واقع جهان افکار ما را به موقعیتها، شرایط, افراد و ایدههایی تبدیل میکند که وارد زندگیمان میشوند.
به هر مقداری که یک فکر تکرار شده و تبدیل به یک باور شود، قویتر بوده و باعث میشود آن اتفاقات سریعتر رخ دهند.
تا زمانی که تلاش نکنیم تا نوع نگرش و نگاهمان تغییر کند، هر سالمان شبیه سال قبل خواهد بود. بنابراین وقت تلاش و زمان تغییری بسیار خوشایند فرا رسیده دوست من :)
نکته بسیار مهمی که باید به آن دقت زیادی داشته باشیم این است که:
«مهمترین عاملی که باعث میشود به خواستهها و آرزوهایمان برسیم، احساس لیاقت است.»
«به عبارت بهتر، هر زمان احساس لیاقت برای دستیابی به خواستهای داریم، سریعتر و راحتتر به آن خواسته میرسیم.»
به همین خاطر باور داشته باش که:
– من لایق آرامش در زندگی هستم،
– من لایق عزت و احترام هستم،
– من لایق سلامتی جسمی و روحی هستم،
– من لایق آن رابطه پاک، عاشقانه و فوقالعاده هستم،
– من لایق موفقیت تحصیلی و شغلی هستم،
– من لایق ثروت بسیار هستم،
– من لایق همسری فوقالعاده هستم،
– من لایق زندگی در آسایش و رفاه هستم،
– من لایق زیبایی هستم،
– من لایق رزق و روزی حلال هستم،
– من لایق تجربههای ناب و لذتهای وصفنشدنی هستم،
– من لایق زندگی فوقالعاده و عاشقانه هستم،
– من لایق زندگی پاک و لذتبخش هستم،
– من لایق عشق و احترام هستم،
– من لایق رشد و پیشرفت هستم،
– من لایق هدایتهای خداوند هستم،
– من لایق نعمتهای خداوند هستم،
– من لایق هر چیز خوبی که در دنیا وجود دارد هستم،
– من لایق خوشبختی بسیار هستم،
– من لایق سعادتمندی در دو جهان هستم.
میدانم که:
«احساس خودارزشمندی فکری است که دائما به جهان ارسال میشود، چون در مورد خودم است.
یعنی من اون فکری که در مورد خودم دارم رو در تمام ساعات شبانهروز دارم به جهان ارسال میکنم
و اگر اون فکر رو عوض کنم، قطعا شرایط برایم تغییر میکند و قطعا زندگیم عوض میشود.»
نکته مهم:
«ما باید احساس خودارزشمندی را در خودمان ایجاد کنیم.»
برای این کار اول از همه ببین وقتی جلوی آینه میری چه احساسی نسبت به خودت داری؟ خودت رو آدم دوستداشتنی میدونی؟ توانمندیهایت یادت میآیند؟
آدمی هستی که میتواند یاد بگیرد؟ خودت رو به گونهای میبینی که اره، میشه بهتر از این شد؟ اصلا باور داری میتونی بهتر بشی؟ آیا باور داری کاری که میکنی ارزشمنده؟ آیا باور داری که هنوز میتوانی بهتر شوی و یاد بگیری؟
من همین الان که دارم مینویسم، میخوام خودمو توی آینه نگاه کنم و بگم چی میبینم؛
من خودمو یک دختر دوستداشتنی و زیبایی میبینم.
الان که دارم فک میکنم، من تقریبا بیشتر اوقات که خودمو تو آینه نگاه میکنم، بیدلیل به خودم لبخند میزنم، چه لبخند زیبایی دارم.
از وقتی یادم میاد، تو همه چیز استعداد داشتم؛ الانم همین احساس رو دارم که خیلی توانمند هستم.
من حتی احساس قدرت هم میکنم.
باورتون میشه، من حتی به خودم چشمک هم میزنم، من واقعا خودمو دوست دارم.
از زمانی که به یاد دارم همیشه دوست داشتم آدم خیلی خوبی باشم، مهربون باشم، نیکوکار باشم، صبور باشم، باادب باشم، بافکر باشم، و از همه مهمتر دوست داشتم صادق و راستگو باشم؛ حتی اگر اشتباه میکردم سریعا پشیمون میشدم و آرزو میکردم که ای کاش این بیاحترامی رو به خودم نمیکردم و شرمنده خودم نمیشدم. چون حقیقت اینه من برای خودم ارزش قائل هستم و واقعا دلم نمیخواد جلوی خودم شرمنده خودم باشم.
من وقتی خودم رو توی آینه میبینم، کودکی رو میبینم که بچگی فوقالعادهای رو توی یک خانواده فوقالعاده داشته و خوب میدونه که این کودکی جز بزرگترین نعمتهاش بوده و تا خاطرات شیرینش در ذهنش زنده هستن همچنان یکی از سرمایههای زندگیش به شمار میآد. وقتی توی آینه نگاه میکنم بچه مدرسهای رو میبینم که بسیار مودب و درسخون بوده، وقتی توی آینه نگاه میکنم. دختری جوان و زیبا رو میبینم که سعی میکنه هر روز بهتر از دیروز باشه، دختری رو میبینم که ویژگیهای خوب زیادی داره، دختری رو میبینم که دوست داره همسر و مادری فوقالعاده باشه و حقیقت اینه که لیاقتشو داره، دختری رو میبینم که تحصیلات و معلومات خوبی داره و کارش رو خیلی دوست داره، دختری رو میبینم که هم استعداد هنری داره هم استعداد فنی، محاسباتی، فیزیکی، ورزشی… دختری رو میبینم که وقتی کارشو شروع میکنه اونو با ظرافت و دقت انجام میده و برای خودش، زمانش و کاری که تحویل میده ارزش قائله و برای همین آگاهیهاش، معلوماتی، تجربیات خوبش، درآمدش و اعتبارش هر روز بیشتر میشه، دختری رو میبینم که عاشق کارش هست، میدونه کاری که میکنه باارزشه و از انجام اون لذت میبره، دختری رو میبینم که میدونه میتونه خیلی مهارتها و آگاهیهای جدید رو یاد بگیره و رشد کنه و پیشرفت کنه. من وقتی امروز به آینه نگاه کردم دختری رو دیدم که باجرات، اطمینان و یقین خواستهها و آرزوهای بزرگی رو برای خودش میخواد، یعنی خودش رو لایق زندگی در خوشبختی، آسایش، رفاه و ثروت میبینه، من امروز دختری رو در آینه دیدم که همسر فوقالعادهای میشه، مادر فوقالعادهای میشه، من امروز دختری رو در آینه دیدم که لیاقت ی زندگی عاشقانه و پاک با همسری فوقالعاده را دارد، من امروز که به چهره خودم در آینه نگاه کردم دختری رو دیدم که خودش رو خیلی دوست داره، به خدا خیلی نزدیکتر از تمام عمرش شده، دختری شادتر از همیشه، دختری که زندگیش رو تحت کنترل خودش میبینه، دختری که با اطمینان زیاد خودش رو لایق آرزوهای بزرگ میبینه، دختری که حالش خیلی خوبه و از همیشه امیدوارتره…
من احساس میکنم کار من ارزشمنده. ی زمانی تولیدکننده محتوای متنی بودم (که واقعا لذتبخش بود و کلی با این کار در زمینههای مختلف اطلاعات کسب میکردم و راضی بودن از کارم) و با اینکه نمیدونستم چه کسانی مطالب رو میخونن و چند تا لایک میخورند اما من واقعا از خودم و کارم راضی بودم؛ چون برای کارو ارزش قائل بودم و با دقت خودم رو متعهد میدونستم که کارو رو درست و دقیق انجام بدم، نمیدونستم مطالبم سرانجامشون کجاست اما به خودم افتخار میکردم که این همه کارم درسته :) که باوجدان دارم کار میکنم، که مسئولیتپذیرم، که برای مخاطب نادیدهام ارزش قائلم و تعهد فراوان کارم رو دارم انجام میدم. خیلی از خودم راضی بودم. (خیلی زود کارفرمای خوب من که ی خانوم فوقالعاده مهربون و باشخصیت هست، رضایتشو از کارم نشون داد و حقوقم رو افزایش داد. جالبه الان که تقریبا 1 سال هست پیششون کار نمیکنم ما هنوز هم با هم در ارتباط هستیم و ی جورایی دوست هم شدیم و هنوز هم که هنوزه به من میگه کی برمیگردی پیش ما… خیلی خانوم دوستداشتنب و مهربونیه و از کار کردن باهاشون لذت بردم، امیدوارم هر جا هست خوشبخت باشه. خدا رو شکر برای این تجربه و این ارتباط خوب)
جالبه وقتی توی سایت هستم و پیام میزارم، خودم از پیامهام لذت میبرم و حتی بعضی از اونها رو گاهی چند بار میخونم و لایک هم میکنم :)
چی میشه ما به اهدافمون میرسیم؟ (اون اهدافی که واقعا برای خودمون میخواهیم نه برای نشون دادن به دیگران یا رقابت با دیگران؛ اون خواستههای واقعی و درونی)
“چیزهایی که واقعا میخوام برای خودم چی هستند؟” این سوالی هست که همش دارم بهش فکر میکنم و حقیقتش رو بگم هنوز هم جواب کاملی پیدا نکردم. فقط تا الان به این جواب رسیدم که بعضی از خواستههام رو قبلا انگار برای نشون دادن و یا اثبات خودم به دیگران میخواستم، مثل داشتن درآمد بالا. اما خوب که فکر میکنم من درآمد بالا رو برای تصاحب خود پول که نمیخواستم واقعا؛ من پول رو میخواستم و میخوام که برم چیزهایی که دوست دارم رو بخرم؛ حالا اون چیزهایی که میخوام بخرم رو برای خودم میخوام واقعا یا باز برای نشون دادن به دیگران؟ از وقتی که یک دختر نوجوون بودم دلم RV میخواست، البته اون زمان نمیدونستم اسمشون چیه ولی توی ی فیلم دیده بودم و از ته دلم میخواستم با اون برم دور دنیا رو بگردم حتی ی لحظه هم فکر اینو نکردم که اون RV و یا اون سفر شگفتانگیز به دور دنیا رو بخوام برای رقابت با دیگران یا نشون دادنش به بقیه. یا مثلا من پول رو میخوام تا ی سیستم قوی با کش و رم و هارد بالا بخرم تا بشینم باهاش کار موردعلاقمو بکنم. خدا میدونه چه چیزهایی حرفهای رو میتونم روی اون سیستم نصب کنم و یاد بگیرم که اصلا غوغا کنم. اونقدر چیزها هست که دوست دارم یاد بگیرم و کارم رو گسترش بدم، و چون عشق و علاقه زیادی به اون کار دارم باور دارم کارهای خیلی بزرگی میتونم بکنم.
نمیدونم جوابم چقدر به موضوع مربوط هست اما چون یکی از کارهایی که با کامپیوتر خیلی دوست دارم انجام بدم ادیت ویدیو، تولید محتوای ویدیویی، انیمیشن و کلا ویژوال افکت هست؛ همیشه و حتی همین الان هم این فکر رو دارم که با این استعدادی و علاقهای که به این کار دارم و ازش فوقالعاده لذت میبرم، ی کاری انجام بدم، ی ویدیوهایی بسازم که برای خیلی از مردم سودمند باشه و ازش لذت ببرند و بهشون کمک کنه تا زندگی بهتری داشته باشند (این خواسته مال زمانهای دوره، یعنی قبل از آشنایی با استاد عباسمنش)؛ خیلی ساخت و ادیت ویدیو رو دوست داشتم و دارم و از بچگی با امکانات کم چیزهای خوبی میساختم و گذر زمان برام اهمیتی نداشت چون با عشق و لذت تمام انجام میدادم و وقتی اون رندر آخر کار رو میگرفتم و فایل نهایی رو اکسپورت میکردم و میدیدم چیزی شده که میخواستم، خدا میدونه چقدر به خودم افتخار میکردم، چقدر لذت میبردم، چه عشقی میکردم؛ الان یادم میآد بازم به خودم و تواناییهام و استعدادم و پشتکار که داشتم افتخار میکنم، واقعا به خودم میبالم.
من پول و ثروت رو میخوام تا باهاش برم به جاهایی دوردست و ناب که خیلی دوست دارم. مثلا به ی کلبه جنگلی توی جنگلهای کانادا و مدتی رو توش زندگی کنم، سفر برم به قطب، سفر برم به مصر، سوئیس و… (البته دوست دارم همه رو با همسر ایدهآلم تجربه کنم). پول رو میخوام چون دوست دارم برم لوکیشن فیلمهایی که دوست دارم رو از نزدیک ببینم؛ نه برای نشون دادن به دیگران بلکه برای دل خودم، چونکه از بچگی بزرگترین تفریحم فیلم دیدن بوده و با فیلمها واقعا زندگی کردم. در مورد ازدواج یکم قضیه برام فرق میکنه؛ باید بگم تا مدتی پیش واقعا دلم میخواست همسر ایدهآل و زندگی فوقالعادهای داشته باشم که اونو به دیگران نشون بدم، یعنی خودمو اثبات کنم، شاید حتی رقابت هم توش وجود داشت؛ هنوزم ی مقدار اینطور هستم ولی کفه ترازو بیشتر سمت خواسته واقعی و قلبی سنگینی میکنه. یعنی با خودم تصور کردم و از خودم پرسیدم که اگر همون همسر و همون زندگی رو داشته باشی و فوقالعاده باشه زندگیت ولی نباید به دیگران نشون بدی و از این حرفها، آیا قبول میکنی مریم؟ درجا جوابم مثبته؛ یعنی چه اهمیت داره دیگران در موردم چه فکری کنن، اصلا ندونن وضع زندگیم عالیه، ثروتمندم، همسرم فوقالعاده است و… مهم اینه من اون زندگی رو داشته باشم، مهم خودمم، مهم اینه که رویام رو دارم زندگی میکنم، نه اینکه دوستام ببینن من به کجا رسیدم یا فامیل بگه فلان بهمان.
من باور دارم لیاقت دارم به اون خواستههام برسم؛ من لیاقت اون زندگی عاشقانه، اون همسر فوقالعاده، ثروت، موفقیت، سلامتی، آرامش، آسایش، آبرو و احترام، لذتهای پاک و متنوع، زندگی در رفاه، اون سفرها، اون امکانات و… لیاقت همه این نعمتها رو دارم.
(تا 1 سال پیش تقریبا خودم رو خیلی موجود ارزشمندی نمیدیدم؛ اما به لطف وجود استاد عباسمنش که دستی از دستان خدا برای ما شدند، این احساس بنیادین و زیبا در من ایجاد شد؛ روز به روز این احساس خودارزشمندی و لیاقت در وجود من بیشتر شد. خودم رو بیشتر و بیشتر دوست داشتم. الان هر روز به خودم بیشتر احترام میزارم. به خودم بیشتر باور و ایمان پیدا کردم. برای خودم آرزوهای بزرگ دارم الان. دقیقا یادمه که قبل از دوره احساس لیاقت با خودم میگفتم من ی چیزی میخوام که این حس ارزشمندی و لیاقت رو در من زنده کنه، داشتم به دوره عزتنفس فکر میکردم که دیدم دورهای جدید با نام احساس لیاقت روی سایت قرار گرفت؛ واقعا شگفت زده شدم. من لیاقت آگاهیهای دوره احساس لیاقت رو دارم و به زودی تهیهاش میکنم.)
ی نکته خیلی خیلی مهم که آویزه گوشم کردم این هست که:
«به اندازهای که من برای خودم ارزش قائل باشم، دیگران هم برای من ارزش قائل هستند و به من احترام میگذارند.»
بنابراین اگر همسر ایدهآل، عشق واقعی و ناب، رابطه عالی و زندگی فوقالعاده و عاشقانه برای خودم میخوام، پس باید یک شخصیت عالی برای خودم ایجاد کنم.
ویژگی فوقالعاده در خودم ایجاد کنم با پرورش بدم. من ویژگی راستگو بودن و صادق بودن رو خیلی دوست دارم و شخصا بر این باورم که زیباترین صفتی که یک فرد میتونه داشته باشه، روراست بودن و صادق بودنه؛ بنظرم هر آدمی با این ویژگی خیلی زیباتر و دوستداشتنیتر میشه؛ و احساس میکنم اگر این ویژگی اونقدر در من رشد پیدا کنه که همیشه و همه جا حقیقت رو بگم، لایق اون همسر و اون زندگی خواهم بود. ای کاش بتونم منظورم رو خوب برسونم؛ یعنی میخوام بگم من خودمو دوست دارم و آدم خوبی هستم ولی در تلاشم تا بهتر و خوبتر از دیروزم باشم و ویژگیهای خوب زیادی مثل راستگویی بیچون و چرا داشته باشم و شخصیت عالی برای خودم ایجاد کنم، اون زمان خودم رو بیشتر لایق رسیدن به اون خواستهام میدونم. وگرنه همین الان خودم رو لایق موفقیت و ثروت میدونم چون آدم مسئولیتپذیر و متعهدی هستم تو کارم و پشتکار دارم. من لایق سلامتی هستم چون بیشتر اوقات مراقب این هستم که چی به خورد خودم میدم و ورزش میکنم. من لایق خوشبختی هستم، چون از اشتباهاتم پشیمونم و ذاتا آدم خوبیم، و همین الانشم کلی ویژگی خوب دارم و میخوام هر روز خوبتر و خوبتر باشم.
از خودم میپرسم که مریم:
آیا راحت میتونی به افراد نه بگی وقتی که باید نه بگی؟ بیشتر اوقات بله
چقدر رودربایستی داری؟
قبلا خیلی زیاد، الان خیلی کم رودربایستی دارم
چقدر میترسی از نظر دیگران؟
راستش تو بعضی از زمینهها نظر دیگران خصوصا اعضای خانوادهام برام مهمه. این به اون معنا نیست که نظر خودم رو بیارزش بدونم، نه؛ اما چون خانواده خوبی دارم که بسیار به همدیگه اهمیت میدیم و خصوصا بزرگترها منو ساپورت روحی و فکری میکنم، وقتی چیز مهمی پیش بیاد یا اینکه توی تصمیمگیری دچار تردید هستم، واقعا نظر برادرام برام مهم هستن. البته اینکه بگم میترسم از نظرشون که واقعا اینم نه؛ الان که دارم مینویسم هی میاد تو ذهنم که مثلا اگر ی لباس بپوشم که بنظرم اکی هست و خیلی هم ازش خوشم بیاد ولی خانواده یا دوستان و… بگن این چی چیه و فلان، من باز کار خودمو میکنم و لباس رو عوض نمیکنم؛ اصلا هم در پاسخ به این سوال منظورم غرضورزی نیست، منظورم ارزش نظر خودم هست.
این جمله ارزشمند و حیاتی استاد عباسمنش رو فراموش نکنیم که گفتند؛
«احساس لیاقت و خودارزشمندی همه چیزه.»
یعنی من در کارم احساس ارزشمندی دارم.
من برای حرفهام ارزش قائل هستم.
من برای وقتم ارزش قائل هستم.
من برای جسمم ارزش قائل هستم.
…
سوال:
چه احساسی نسبت به خودت و توانمندیهایت داری؟
من یادمه توی دوره ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده و توی انجام تمریناتش این رو گفتم که خودم رو انسان فوقالعاده توانمند و بااستعداد میدونم. اینو با فروتنی میگما و اصلا قیافه نمیگیرم، من هم مثل خیلی از آدمهای خوب دیگه، توب خیلی چیزها استعداد دارم. توی کارهای هنری، فنی و فیزیکی، ورزشی، محاسباتی، کارهای دخترونه، کارهای پسرونه :) توی همه چی خوبم؛ و ایمان کامل دارم به اینکه سراغ هر کدوم برم میتونم توش عالی بشم، حرفهای بشم و اصلا غوغا به پا کنم. من توانایی یادگیری دارم و خیلی زود همه چیز رو یاد میگیرم و واقعا هیچ محدودیت و سدی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خودم نمیبینم. به عبارتی من به توانمندیهایم ایمان دارم. حقیقتا احساسم نسبت به خودم اینه که من فوقالعاده هستم؛ من به لطف خدا توی هر زمینهای که بخوام میتونم وارد بشم، آموزش ببینم و یاد بگیرم و معجزه خلق کنم.
دو تا نکته مهم که تکرارشون واجبه برام:
«افکار غالب ما اتفاقات زندگی ما را رقم میزنند.»
و
«اگر ما روی احساس ارزشمندی و لیاقت خود کار کنیم، تمام خواستههای ما خودبهخود در زندگی ما بوجود میآیند.»
بنابراین برای سال جدید روی بهبود شخصیت خودم کار خواهم کرد. اینکه کجاها باید شجاعتر باشم. کجاها باید ایمانم قویتر باشد. چه عادتهایی را باید در خودم ایجاد کنم. چه شخصیتی رو میخوام داشته باشم. فلان مهارت ارتباطی را داشته باشم. یاد بگیرم به خودم بیشتر احترام بزارم. برای خودم ارزش بیشتری قائل بشم…
دو نکته مهم دیگه:
«باران نعمتهای خداوند همیشه در حال باریدن است و تو به اندازه ظرفی که داری نعمتها را دریافت میکنی.»
«وقتی تو برای خودت ارزش قائل هستی، دنیا نیز برای تو ارزش قائل است.»
ببین چقدر خودت رو دوست داری؟
خیلی بیشتر از قبل :)
چقدر با خودت راحتی؟
زیاد
چقدر به خودت اعتماد داری؟
تقریبا خیلی
– من برای خودم ارزش قائلم و باکیفیتترین غذا رو برای خودم میخرم و بهترین لباس رو میپوشم…
– بهترین ظرف غذا رو از توی ویترین برای خودم برمیدارم و اونها رو فقط برای زمان بخصوص و مهمانهای بخصوص نگه نمیدارم.
– من نگران حرفها و قضاوتهای مردم نیستم.
– من خیلی برای خودم ارزش قائلم و جهان برای من ارزش زیادی قائله.
باور داشته باش که:
– به اندازهای که خودت را دوست داری، جهان تو را دوست دارد.
– به اندازهای که برای خودت ارزش قائلی میتوانی از نعمتهای جهان بهره ببری.
– به اندازهای که خودت را باور داری میتوانی هدف بزرگتر را انتخاب کنی.
– نعمتها بینهایت هستند پس تو خودت محدود نباش.
– برای خودت ارزش قائل باش و هر جایی نرو، هر غذایی نخور، ورزش کن، برای زمانت و سلامتیت ارزش قائل باش، کتاب بخوان، مطالعه کن و پیشرفت کن.
این سوال مهم رو همیشه از خودت بپرس که:
ببین کاری که داری میکنی، عادتهایی که داری، حرفی که میزنی… نشان از بیارزشی است یا ارزشمندی؟
من وقتی غذای سالم میخورم، روزی بین 60 تا 120 دقیقه قدم میزنم، بیشتر وقتم رو توی سایت استاد عباسمنش هستم برای بهبود شخصیت و شرایط زندگیم و رسیدن به آرزوهام، وقتی مطالعه میکنم، وقتی با برادرزادههام خوش میگذرونم، وقتی چیزهای بخصوصی رو برای خودم میخرم، وقتی به بهداشت خودم اهمیت میدم… اینها همه نشان از ارزشمندی است. نشان از این هست که برای خودم خیلی ارزش قائل هستم و خودم رو خیلی دوست دارم و خودم رو خیلی باور دارم و آرزوهای بزرگ رو برای خودم میخوام.
من تصمیم دارم به حرف استاد عباسمنش گوش بدم و امسال روی احساس خودارزشمندی، لیاقت و اعتماد به نفس خودم کار کنم، روی ظرف وجودم کار میکنم؛ چراکه بقیه چیزها خودبهخود در زندگیم رخ میدهد.
(برای مثال اگر من برای کارم ارزش قائل باشم، مشتریها هم برای کار من ارزش قائل خواهند بود، به همان نسبت درآمد بیشتری کسب میکنم و به همان نسبت به آن خانه، ماشین، سفر، امکانات و … میرسم.)
– اگر شخصیت من تغییر کند، نتایج هم تغییر میکند.
– من اگر تغییر کنم، جهان من هم تغییر میکند.
– من باید متفاوت شوم، رشد کنم، بزرگ شوم…
بنابراین در سال جدید هدفهایی که انتخاب میکنم برای رضایت و خوشحالی خودم خواهد بود و نه دیگران و همچنین روی احساس خودارزشمندی و لیاقت کار میکنم.
*
خدای بزرگ و مهربان من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
*
من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی میکنم که
در آن بیشمار نعمت و فرصت و ثروت و آدمهای خوب وجود دارد و
من قرار است سفری بسیار لذتبخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم و
در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم که در زمان مناسب هدایت شدم به این فایل زیبا وقتی که این سوال به ذهنم اومد که برای سال جدید چی باید بنویسم که تأثیر گذار باشه و مشخص هدفی متفاوت نسبت که سالهای قبلم که نتیجه بخش باشه و چقدر زیبا خداوند جواب سوالم و بر زبان استاد عزیزم جاری کرد تا به جواب سوالم برسم خداوند و هزاران میلیارد بار سپاسگزارم بابت همین زمان مناسبی که رقم خورد یعنی من در مسیر درستی هستم و حرکت میکنم جواب سوالم و که به این واضحی استاد فرمودن من باید روی شخصیتم تمرکز کنم اگه قراره یه ساختمان زیبا و محکمی بسازم اول باید فوندانسیون قوی و مستحکمی داشته باشم نمیشه با چهارتا فورقون ملات ستونهای خونه ای که دوست دارم و بسازم باید زمان گذاشت هزینه کرد صبر کرد و طی تکامل تا به چیزی که دوست دارم برسم اگه من نعمت بیشتری میخوام باید ظرفم و بزرگتر کنم باید شخصیتی که میخوام و بسازم باید در مسیر الهی روز به روز بهتر و بهتر شوم باید شخصیت الهی از خودم بسازم باید بیشتر به خودشناسی برسم پیامبران در مسیر یکتا پرستی بودن و نعمتها به صورت طبیعی وارد زندگیشان شده است اگه منم دوست دارم که طبیعی نعمت را دریافت کنم باید در مسیر یکتا پرستی باشم چیزی که استاد عزیزم و پیامبران در زمان خودشون با روشهای خودشون انجام میدادن چه الگویی واضح تر و روشن تر از استاد میتونه باشه چیزی که من دارم با چشمان خودم میبینم و چیزی نیست که غیر قابل باور باشه وقتی من در مسیر درست قرار بگیرم همه چیز بهم داده میشه در زمان خودش فقط من باید هر لحظه به خودم مسیرم و یادآوری کنم و ذهنم و کنترل کنم با توجه به نکات مثبت زندگی و اطرافم و تمرکز داشتن روی خودم و فقط خودم و بسازم به بهترین شکل تا لایق دریافت نعمتهای الهی باشم وقتی که ظرف وجودم آماده دریافت بشه
استاد عزیزم عاشقانه دوستون دارم و سال جدید و به شما و خانواده محترم سایت عباس منش تبریک عرض میکنم و از خداوند متعال بهترین ها رو براتون آرزو دارم چون لایق بهترینها هستید هر کجا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
چقدر از دیدن صحنه پارادایس لذت یردن عر چند فایل های قبل رو میدیدم ولی انکار به روز باشه ی حال دیگه ای داره
چقدر خوشحال شدم از دیدنتون و همچنین مریم جان در پشت صحنه
واقعا سپاسکزار شما دو عزیز هستم نعمتهای خداوند برای من هستید
واقعا حرفهای شما وحی منزل
از وقتی روی خودم روی بهبود خودم کار میکنم
از وقتی دیگه سعی میکنم به دیگران گیر ندهم
حالم عالی شده
و هر از گاهی در ارتباط با انسانها میبینم تغییر بازم لازمه پاشنه اشیل همیشه هست
رو دیگران حساب نکردن همیشه هست
توقع نداشتن از دیگران برای بهینه رفتار کردن همیشه هست
و بارها خداوند به قلبم الهام کرده فقط رو خودم حساب کن
توقعت رو از انسانها به صفر برسون از خداوند ببر رو هزار خودش در قران فرموده بر من هدایت تو واجب پس چرا به خودش نسپارم
چرا رها نباشم
چرا نبخشم من لایق حال خوبم پس میبخشم از اشتباه دیگران میگزریم البته کامل نیستیم ولی داریم سعی در عمل میکنیم
واقعا بهبود شخصیت کلید همه چیزه
در صلح بودن با خود همه چیزه
من میخام شخصیت بهتر قرتمند تر از قبل پیدا کنم
کمتر بترسم از قضاوتها وقتی از قضاوت افراد میترسم یعنی اونها مهم هستند من مهم نیست چی میخام
وقتی به دیگران اجازه میدم هر انتخابی داشته باشن
پس منم حق انتخاب دارم در مسافرتهام در روش زندگیم
و من این حق رو برای خودم قایل نبودم چون اعتراض میشنیدم
و چند روز پیش یهو به خودم اومدم که بابا همون جور که دیگران حق انتخاب دارن منم دارم روش خودمو داشته باشم انتخاب درست خودمو داشته باشم اگر راهم درسته نخام خودمو توجیح و توضیح بدم
امیدوارم بتونیم خودمون حالمون رو هم امسال خونه تکونی کنیم و لذتشو خودمون ببریم
از حال خوب به حال عالی برسیم
چون لایق بهترینیم
و خداوند برای من بهترین خودشو ارایه داده
چرا من بهترین خودمو ارایه ندم اول برای خودم
هدفم همیشه ارامش بوده
ولی کمال طلبی را کنار بزارم
من با ارزشم پس هر جایی نمیرم
هر چیزی نمیشنوم
هر کاری برای رضایت دیگران نمیکنم
اینا نوشتم تا خودم فراموش نکنم
دیگه نخام همه را راضی کنم
من در گزشته حال خوب دیگران اولویتم بود
و عاجز بودم از این مار و خبر نداشتم
و این وسط له میشدم
ولییی اموختم اول حال خودتو خوب نگه دار و مطمین باش دیگران هم بی نصیب نمیمونند
من خودمو فراموش کرده بودم به خاطر طرز بزرگ شدنم و اتفاقات کودکی
ولی حالا سعی میکنم اول به خودم عشق بدم اول خودمو دوست داشته باشم و بتونم خدایم را گسترش بدم با خوب بودن با بهتر عمل کردن با به اشتراک گزاشتن تجربه نیرو و امید به خداون رو
و میخام دوره لیاقت رو هم تهیه کنم تا عالی تر بشوم
نخام به دیگران ثابت کنم من خوبم
و خودم له بشم و دنبال نتیجه متفاوت باشم اگر نتیجه میخام باید خودم متفاوت بشم
باید خودم برای خودم ارزش قایل بشم
تو نه گفتن
تو احترام به خودم
و اینه هر خدماتی من انجام میدم با ارزش هست
از خداوند میخااام مرا در این راه یاری کنه
و انسانهای درست سر راهم قرار بده و ننو هدایت کنه به انتخاب عمل درست در راهی که پا کزاشتم
سلام وخدا قوت بر استاد عباسمنش بزرگوار و تشکر فراوان برای این فایل هدیه ای ارزشمند.
جا دارد که سال روز تولد استاد عباسمنش که در اسفند ماه بود را به استاد عباسمنش بزرگوار تبریک بگوییم و انشالله که هزار سال دیگر مردم این کره خاکی از آگاهی های ارزشمند استاد عباسمنش بهرهمند شوند.
چقدر زیبا استاد عباسمنش بیان کردن که احساس لیاقت و ارزشمندی از تمام عوامل موفقیت مهم تر است و تمام کسانی که از همسر خود و زندگی خود شکایت میکنند در زندگی احساس لیاقت ندارند.
چقدر استاد عباسمنش زیبا بیان کردن که افرادی که اعتیاد به مواد مخدر پیدا میکنند اکثراً در وجودشان احساس بی لیاقتی میکنند و علت اعتیاد افراد احساس بی ارزشی آنان است.
در گذشته من دوستانی داشتم که تکیه کلام آنها این بود که من از خودم بیزارم،مثلا اگه از آنها درخواستی میکردم میگفتند من که از خودم بیزار هستم،از من چه انتظاری دارید؟؟؟؟
جالب این است که اکثر آنها به بیماری اعتیاد دچار شده اند.
خدا را شاکرم که با آگاهی های ارزشمند استاد عباسمنش آشنا شدم،معلوم نبود اگر خداوند من را با این آگاهی ها،توحید ویکتا پرستی آشنایم نمیکرد،چه سرنوشتی در انتظار من بود.
چقدر استاد عباسمنش زیبا بیان کرد که شخصی که برای خودش ارزش قائل است،هرجانمیرود،هرغذایی را نمیخورد،و وقت خود را در شبکه های اجتماعی تلف نمیکند،واقعا خودمن در تابستان سال 1402تمام شبکه های اجتماعی از فیسبوک و اینستاگرام و…را حذف کردم و معجزه پشت سر هم در زندگی من در حال رخ دادن است،اول از همه مبلغی بدهکار بودم که به صورت معجزه وار پولم برای پرداخت آن بدهی ها جور شد و بعد از آن اتفاقات خوب یکی پس از دیگری در زندگی من در حال رخ دادن است….
واقعاً احساس لیاقت همه چیز است و خودمن خیلی علاقه داشتم که این دوره را تهیه کنم اما اتفاقات من را به شیوه ای حل مسئله هدایت کرد،اما هدف امسالم را تهیه دوره ای احساس لیاقت گذاشتم و در سررسیدم آن را نوشتم،وانشالله که موفق به تهیه این دوره میشوم.
اما چیزی که از همه مهمتر است مرور وتکرار این آموزش هاست،من کتابی را از دونالد ترامپ میخواندم که نوشته بود که من صبح که از خواب برمیخیزم به خودم میگوییم که هیچ نمیدانم ومجدد آموزش ها و کتاب هایم را مرور میکنم…
ودر پایان سال خوب و خوشی را برای استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار آرزومندم وبرای تمام کاربران سایت استاد عباسمنش شادی بیکران را از خداوند منان خواستارم وبرای خودم در سر سفره ای افطار،آرزوی مسافرت به ایالت فلوریدا و دیدن استاد عباسمنش بزرگوار و روی ماه خانم شایسته عزیز را خواستارم….
روز هفتم فروردین به صورت اتفاقی به قلبم خطور کرد که دوره عشق و مودت در روابط را بخرم و خدا را شکر همان وقت خریدم و اتفاقا خیلی هم بهش نیاز داشتم
جلسه اول را 2 بار گوش دادم که جلسه طولانی هم بود (حدود 1:39 دقیقه بود )
دیروز اومدم جلسه دوم را گوش کنم ، که ابتدای اون استاد عباس منش گفته بودند که اگه جلسه اول را 5 بار گوش ندادید سراغ جلسه دوم نیایید
من هم ادامه ندادم و رفتم جلسه اول را مجددا گوش دادم و اتفاقا هر دفعه نکات جالبی برام داشت
و صحبت از قوانین کلی حاکم بر جهان بود
قانون توجه به نعمتها و شکر گذاری بابت اونها و عدم توجه به نکات منفی و ناخواسته ها.
و امروز ظهر بین نماز ظهر و عصر چند صفحه قرآن خوندم که به آیه خیلی زیبایی بر خوردم که تایید حرفهای استاد عباس منش در فایل جلسه اول بود
آیه 147 سوره نساء ” مایفعل الله بعذابکم ان شکر تم و ءامنتم و کان الله شاکرا علیما”
معنی آیه با زبان خودمونی اینه:
خداوند چه کار داره بخواد شما را عذاب کنه اگه شکر گذار باشید و اهل ایمان باشید………
به عبارتی اگه اهل شکر گذاری باشید و نعمتهای خداوند را ببینید و به خداوند ایمان داشته باشید و کارها را به خداوند واگذار کنید(اهل توکل باشید ) هرگز به سختی و رنج و عذاب گرفتار نمی شوید
این آیه برا من گره گشایی بزرگی داشت که
اگه یه جاهایی در زندگیم به رنج و مشقت و سختی می افتم ، حتما کانون توجهم به جای اینکه روی نکات مثبت و دیدن نعمتها باشه روی خلاف اونه و در ضمن کار را به خدا نسپردم و می خوام همه اش را با ذهن خودم حل کنم.
پس به خودم یادآوری می کنم که در هر حال و شرایطی که هستی ، نعمتهای زیادی هست که به یاد بیاری و بابت اونها شکر گذار خداوند عزیز باشی، و اگه همین اصل را و همین آیه را همیشه به یاد داشته باشی نه تنها به مشکل و سختی و عذاب گرفتار نمی شی ، بلکه وفور بیشتر نعمتهای خداوند را هم شاهد خواهی بود.
خدای مهربان و عزیزم چقدر قشنگ و زیبا ما را هدایت می کنی
خدا جونم قربونت برم ، فدات شم
خدا جونم نهایت عشق منی.
خدا جونم سپاس از این آگاهی ها
سپاس از استاد عباس منش عزیز بابت دوره ها و آموزشهای خوبشون
می خواهم تو این دیدگاهم یه ردپاهایی رو برای خودم ثبت کنم و در واقع این دیدگاه کاملاً برای الان و آیندهی خودم هستم ولی خوشحالم که اینجا ثبتش می کنم چون ممکنه این حرفها یه چراغ راهنمایی برای مسیر دوستانم هم بشه
دلیل اینکه اینجا حرف هامو می نویسم این نیست که وقتی اینجا می نویسم متعهد تر هستم که به حرف هام عمل کنم نه ، من یکی از عملگرا ترین و متعهد ترین آدمهایی هستم که در دایرهی ارتباطاتم می شناسم
اینجا می نویسم که هم استاد از روند رشد من خبر داشته باشه ، هم به قول آقا سید علی خوشدل عزیز این سایت خیلی خوب مرتب و دسته بندی شده است
بعداً هر زمان نیاز داشته باشم به این ردپا برای الهام گرفتن یا انگیزه گرفتن از اون ، راحت تر دسترسی دارم به این رد پا …
28 اسفند 1402 عصر دو ساعت قبل از اذان مغرب بود که من اومدم توی سایت و فایل (هدفی متفاوت برای سال جدید) رو دیدم ، ماه رمضان بود و من روزه بودم ، یادمه اونقدررررر اون فایل روی من تاثیر گذار بود که تا یکی دو ساعت بعد از افطار هم خونه نرفتم و فقط موبایلم رو گذاشته بودم در حالت هواپیما و داشتم به حرف های استاد عمیق فکر می کردم
شاید برای شما هم جالب باشه که من اصلاً نفهمیدم کی شب شد؟
اون چند ساعت وقتی این الهام رو با صدای بلند دریافت کردم که باید انرژیام رو بگذارم روی ساختن احساس لیاقت و ارزشمندی خیلی خیلی خوشحال شدم و می گفتم امسال من یه سال متفاوت می سازم و انصافاً خیلی هم تلاش کردم ، تو چند تا از دیدگاه هام هم به خانم یوسفی یا خانم شهریاری که اون زمان از دوستان خیلی هم فرکانس من بودند گفتم ، (ما در پاسخ به کامنت های هم دیگه در همین سایت گاهی وقت ها گپ میزدیم) گفتم امسال (1403) میخواهم تا آخر سال ، سالی رو بسازم که به جای اینکه من برای دیگران دست بزنم و بگم دمت گرم چقدر خوب عمل کردی ، دیگران برای من دست بزنند و بگن پسر دمت گرم چقدر امسال عالی عمل کردی …
خب من اومدم با دورهی عزت نفسی که داشتم بدون اینکه دورهی احساس لیاقت رو بخرم کلی تمرین برای خودم طراحی کردم و کلی روی خودم کار کردم
و نتیجهاش در حوزه کاریم این شد که من در طی سال سه مرتبه هدایت شدم به یک دفتر املاک بهتر ، لول کاری بالاتر و آدم های هم فرکانس تر
و به شدت از نتیجهام راضی ام و خدا رو شکر می کنم (خیلی کلی دارم می نویسم ها ، سال 1403 جزئیات زیادی داشت ولی خب می خواهم زودتر برسم به نقطهی فعلی و الانم) و دلیل اینکه دارم این دیدگاهم رو اینجا ثبت می کنم هم اینه که من تمام رد پاهای قبلی از عملکردم رو اینجا تو همین صفحه ثبت کردم و یه جورایی اینجا شده فصل های مختلف زندگی من ... به جورایی این پیج رو خیلی دوست دارم چون انگار کتاب زندگیم رو دارم اینجا می نویسم
تا این لحظه که دارم این دیدگاه رو ثبت می کنم من 23 تا دیدگاه اینجا نوشتم ، البته با در نظر گرفتن پاسخ ها …
علاوه بر نتایج خیلی خوبی که در حوزه شغلم گرفتم و تغییراتی که ایجاد کردم
و نتایجی که در بُعد سبک شخصی و روابطم ایجاد کردم که در دیدگاه قبلی نوشتم
خب من سال 1403 نسبت به سال های گذشته هدایای خیلی زیادی هم دریافت کردم ، مخصوصاً لباس ، من در هیچ سالی در زندگیم اینقدر لباس و کلاً هدیه به طُرُق مختلف دریافت نکرده بودم و این ها به خودم ثابت می کنه که چقدر خوب احساس ارزشمندی بیشتری رو درونم ایجاد کردم
من کلاً سه تا دوست خوب و هم فرکانس داشتم که خودم به شخصه دوستشون داشتم و همچنان دارم و از وقت گذروندن باهاشون احساس خوبی داشتم
همین سه تا دوستم (البته ما سه نفری دوست مشترک نبودیم) که اتفاقاً هر سه هم از دانشجو های استاد عباس منش هستند و در حوزه شغلی و در کل پکیج زندگی آدم های بسیار موفق و تحسین برانگیزی هستند و من به داشتن همچین دوست هایی افتخار می کنم بارها به طُرُق مختلف در پیام ها یا صحبت های تلفنی ای که داشتیم (هر سه خارج از شهر قم تو شهر های دیگهای زندگی و بیزنس دارند) من رو به خاطر ویژگی های مثبتم مخصوصاً توانایی که در تمرکز بر نکات مثبت دارم ، مخصوصاً تواناییام در تمرکز بر نکات مثبت آدم ها تحسینم می کردند و می کنند و بارها از زبان خودشون می شنیدم که چقدر خوشحالن و افتخار می کنند که با من دوست هستند
خب این نتایج که بارها و بارها و بارها … تکرار شد باعث شد من باور کنم که من خیلیییی آدم ارزشمندی هستم ، باعث شد باور کنم که قوانین رو خوب درک کردم و دارم خوب ازش استفاده می کنم
راستی تا یادم نرفته بگم که در طی این یک سال ارتباطم بارها با خانواده ام هم بهتر شده به این شکل عزت و احترام بیشتری رو دریافت می کنم
تمام این ها رو گفتم برسیم به حوزهی کسب و کار و پول ساختن
خب من همچنان درآمد خیلی کمی دارم و نتایجم در خلق ثروت خیلی خیلی سینوسی هست
روزی که دورهی هم جهت با جریان خداوند لانچ شد و فایل معرفی دوره روی سایت اومدم (اواخر بهمن بود) ، وقتی من از زبان استاد شنیدم که تو این دوره جواب سوالی که من یک سال هست از خدا می پرسیدم اینجا تو این دوره هست
من توی دیدگاه های دیگه هم مینوشتم خدایا در اوایل شروع بیزنس املاک یعنی سال 98 و 99 من چه کار می کردم یا چه باورهایی داشتم که اونقدر درآمدم خوب بود که تقریباً با درآمد خالص 4 ماهم می توانستم یه پراید صفر کیلومتر بخرم. اون موقع پراید هنوز صفر تولید میشد و قیمتش 20 یا 22 میلیون بود
خب من هنوز در این تاریخ موفق به خرید دورهی هم جهت با جریان خداوند نشدم ولی به طور قطع دوره رو می خرم چون بارها هم از لحاظ منطقی و هم الهاماتم بهم گفته که باید حتماً توی دوره شرکت کنم
ولی یه موضوعی رو فهمیدم که خیلی خوشحالم و فکر می کنم با کار کردن روی این قسمت خیلی خیلی راحت پول خرید دوره هم برای من جور میشه
من طی چند هفتهی اخیر در ایام عید وقتی عمیق فکر کردم به زوند عملکردم در سال 1403 متوجه شدم من باور فراوانی و احساس لیاقت رو خوب ساختم ، حتی می توانم بگم عالی ام ، کلی نتیجه تو دستم هست که حالا یه بخش هایی از اون ها رو تو این دیدگاه نوشتم وگرنه خیلی خیلی بیشتر هست
من توانایی تمرکز بر نکات مثبت هم درونم ساختم کلی نتیجه دارم و تقریباً یادم رفته بود ، این موضوع مرغ همسایه غازه !! تا زمانی که استاد به فایل در این باره گذاشت روی سایت
اما همون فایل «چرا فکر میکنیم مرغ همسایه غازه؟» وقتی ده ها بار گوش دادم و گاهی هم نت برداری کردم یه موضوعی رو فهمیدم که اولش خیلی زیاد در مورد پذیرفتنش مقامومت داشتم ولی واقعاً فکر می کنم ترمز من همینه…
من طی این چند سالی که در شغل املاک بودم و دیدم خیلی ها از کنارم رشد کردند و بالا رفتن
و از طرفی بارها دوستان و همکاران لطف داشتند و می گفتند شما واقعاً توی کارت به حرفه ای هستی
و هربار سوال من این بود پس چرا درآمدم اینقدر کمه؟؟ من که در تمام ابعاد عالیام؟
از اونجایی که جواب سوال رو پیدا نمی کردم احساس سرخوردگی و بی عرضه بودن می کردم و بعد می خواستم نگذارم حالم خراب بشه ناخودآگاه هر بار ذهنیتم نسبت به شغل املاک خراب و خراب تر میشد و میگفتم من چون سالم کار می کنم و این شغل فلان … خدا نمی خواهد من تو این شغل بمونم :)
خب یه چند باری هم طی این چند سال امتحان کردم و وارد شغل های دیگه شدم ولی اونقدر فشار اجتماعی روی من زیاد شد که نتوانستم تحمل کنم و دوباره بر می گشتم سراغ همین شغل املاک
تا اینکه یکی دو هفته پیش هدایت شدم به دو قسمت آخر صحبت های آقای هادی ترابی و استاد (نتایج دوستان)
اونجا تازه یه چراغ هایی تو ذهنم روشن شد که اععع همینه … من باورهام نسبت به این شغل خوب نیست … به همین دلیل هست که خیلی وقت ها قبل از قرارداد یا نزدیک به قرار داد همه چیز می ترکه :)) و خلاصه روز از نو روزی از نو …
حدود دو هفته پیش با سرچ کردن موضوعی کلمه «مشاور املاک» در قسمت جستجو سایت
با کمک گرفتن از دو تا دیدگاه از آقای هادی ترابی که ایشون در مورد شیوهی عملکرد صادقانهی خودش در شغل املاک و نتایج بی نظیری که کسب کرده نوشته بود
البته همین ها رو در اون فایل های تصویری هم میگه
و با کمک گرفتن از یک دیدگاه از خانم ژاله نقوی علائی که در جلسه سوم قدم اول نوشته بود (باور های مناسب برای شغل املاک
و البته داستان هدایت ایشون در پروفایلش که خیلی برای من الهام بخش بود
اومدم یه سری باورها رو نوشتم ، در واقع همون باورهای خانم علائی رو کپی کردم در یک نت و یه کمی ویراستاری نوشتاری کردم ولی همون مفهوم بود
و سعی کردم در بهترین محیط با کمترین نویز و با بالا ترین کیفیتی که موبایلم بهم ارائه میده ضبط کنم
خلاصه اون کار رو انجام دادم
و خیلی هم خساست به خرج دادم ، تقریباً دهمین باری که ضبط کردم فایل صوتی مورد تأیید خودم بود و طی دو سه روز که پشت سر هم روزی شاید ده بیست بار گوش می دادم یه سری نتایج حقیقی و غیر قابل انکار اومد و من حتی تا مرحله ست کردن یه قرارداد فروش رفتم که سهم من از اون قرارداد حدوداً 20 میلیون می شد
خب من متوجه شدم باید یه بار دیگه از اول وقت بگذارم یه فایل مخصوص خودم درست کنم
تقریباً سه روز هست که متمرکز روی همین موضوع هستم
و واقعاً فایل عالی ای میشه و خیلی برایش زحمت کشیدم و خیلی هم این متن بهم احساس خوبی میده و روی من تاثیر می گذاره
یه عالمه الهام دریافت کردم و با هدایت الله یه سری باورهای کمک کننده رو با کلی مثال نوشتم و می خواهم امروز پرونده اش رو ببندم یعنی کامل بنویسم و بعدش هم ویس ضبط کنم و شروع کنم به گوش دادن
همهی مسیری که رفتم رو اینجا نوشتم
حالا یه چند وقت دیگه ان شا الله میام از نتیجه ها هم می نویسم
واقعا ممنون بخاطر این فایل عالی ، من دقیقا پریشب نشستم اهدافم رو مرور کردم و نوشتم که تو سال جدید چه چیزهایی میخوام بهش برسم. این فایل الان خیلی کمک میکنه به کامل کردنشون و خداروشکر یه مُهری شد که اوکی همون احساس لیاقت و خود ارزشیِ خودت و کارت
تمرکزت رو بذار رو این بقیهی چیه خودش میاد اونوقت..
اینجا هم به عنوان آخرین کامنتِ امسال گفتم یه رد پایی بذارم و مروری داشته باشم به اتفاقاتِ این چندوقت.
من یه برنامه ای برای امسالم داشتم که به هردلیلی نشد شایدم خودم ته دلم نخواسته بودم که بشه،بهرحال وقتی نشد پیگیرش نشدم،یه سه چهار روز استراحت به خودم دادم و بعدش که میشد اواخر بهمن،یهو یه جرئت و ایده ای
اومد که آقا تو شروع کن..مگه چندین مدت نیست که داری میشنوی از هرجایی که هستی شروع کن بدون قرض گرفتن با هرچی که داری،اصا یکار دیگه کن از پولِ اون بیا سراغ کار دلخواهت..
همون روز سرکار یه کاغذ قلم برداشتم گفتم من فلان قدر سرمایه اولیه (که تو ذهنم اوکی باشه که میتونم داشته باشمش) میذارم،باهاش یکسری وسیله میگیرم و شروع میکنم،
چون تا الان ابزار کارم کامل نبود همش پخش و پلا بود تمرکز نداشتم مشتری هم میگرفتم چون جام بد بود نمیذاشت لذت ببرم از کارم..
گفتم خدایا من همین جایی که دارم رو شروع میکنم،قدم رو برمیدارم بقیش با خودت..
اونموقع که اون رقم سرمایه رو نوشتم دقیقا شاید 1 دهمش رو نقد داشتم.
من تو دوروز که این تصمیم رو گرفتم،
حقوقم یهو 20 روز زودتر ریخته شد به حسابم،از کار مورد علاقم یه مشتری خوب گرفتم و انجامش دادم و بازهم یه پول خوب اومد دستم،
اینجا من از اون مبلغ سرمایهای که نوشته بودم فقط 1 تومن کمتر داشتم!
یعنی در عرض 5 روز برام نقد جور شد با درامد خودم،چون قول دادم که قرض نکنم،
اتفاقا یکی از دوستان هم گفت اوکی تو شروع کن چیزی خواستی من فلان جا آشنا دارم جنس بردار بعدا بده.. گفتم نه نقدی..
این بین یه دوست نزدیکی ازم یه کاری خواست که با حساب من چیزی رو از تو یه اپلیکیشن قرضی بگیره بعد ماه به ماه حساب کنه..
من که جوابم نه بود ولی واقا یک روز درگیر بود گوشه ی ذهنم واسه این نه گفتن،تا اینکه دیدمش گفت چی شد گفتم حقیقتش من اصا از مقولهی قرض و اینا خوشم نمیاد و اصا قبولش ندارم،و اونم خیلی خوب قبول کرد و تموم شد..
حالا من اوایل اسفند سرمایه ای که از خدا خواسته بودم رو داشتم تو دستم،با اینکه خب دم عید بود و هم میتونستم باهاش لباس بخرم مثلا یا گوشیم رو که خیلی دلم میخواست عوض کنم عوض کنم، گفتم نه و رفتم رنگ و اینا خریدم..
خرید بعدیم هم ابزار کارم بود که خییییلی معرکه هدایت شدم به یه شرکتی که صفر تا 100 وسیله ها رو خودش میساخت برا همین قیمت مناسبی داشت،تعجب آور بود درواقع.اینو که دیدم فردا صبحش مرخصی گرفتم و رفتم تهران کارهارو دیدم اوکی بودن و خریدمشون نقدی همونجا.. جالب بود این پکیج رو همه رو باهم داشت و دیگه نیاز نشد تک تک برم دنبالش بگردم هی ببینم.
حالا من هرچی ابزار و وسیله اولیه لازم داشتم برای یه استارتِ خوب،داشتم،خدایا شکرت.
یه جاهایی بعضیا میگفتن بذار تو عید که خلوتی قشنگ با خیال راحت شروع کن گفتم نه قبل عید میخوام آماده باشه و از قبل عید مشترس گرفته باشم.
خلاصه شروع کردم و به طرز باور نکردنی ای اوننننهمه کار تو 4 روز جمع شد!وسیله ها چیده شد و آماده شد کلا!
هنوز رنگ دیوار کارش تموم نشده بود مشتری پیام داد و تایم اوکی کرد..
فرداش یکی از آشناها زنگ زد و نوبتِ خیلی زودتر میخواست که قبلِ عید باشه.
مشتری ها اومدن،یه کار ساعت 2:40 صبح تموم شد! همون موقع ولی حسابش رو پرداخت کرد.
دوباره پول اومد دستم من میدونم کجاهای کارم نیاز داره بهتر شه و ضعف داره،
و در عین حال بخش دوم قانون آفرینش هنوز برام تو تخفیف بود و میتونستم اونو بخرم،
ولی من با اینکه تقریبا هیچوقت تو اینستاگرام تو لایوِ کسی نمیرم نمیدونم چرا پریروز دیدم یکی که دورادور از همین اینستاگرام میشناختمش و نکته هایی دربارهی کاری که میکنم تو پیجش میگفته،لایو گذاشته و منم دیدم لایوش پرسش و پاسخه و رفتم ببینم چیه،
اونجا هم چندتا سوال داشتم ازشون پرسیدم و جواب گرفتم.هم دیدم دورهی آموزشیش بخاطر عید تخفیفی خورده که من دقیقا با درامد شب قبلم میتونستم بخرمش اگه تخفیف نخورده بود نمیتونستم.
گفتم پس این هدایته و میخرمش که یکسری از اشکالام توی کارم برطرف بشه..
ذهنم میگفت تخفیفِ دورهی استاد چی..
گفتم پول سرمایهی کار زدن اومد پول خرید دورهی استاد هم 10 برابرش میاد..
حالا من اینجام و امروز هم آخرین مشتریِ سال 1402 رو دارم
اینم از پولِ خریدِ دورهی استاد
خدایا شکرت
البته ناگفته نماند که به لطف دورهی عزت نفس و قانون آفرینش و توکل به خدا همهی اینا شد
دیگه تمرکزی رو احساس لیاقت برای و خودم و کارم باورسازی انجام میدم،چون نتیجه دیدم خیلی سریع اونم،خدایا شکرت
ممنون از شما و صحبت هاتون.
ما خیلی خوشبختیم که اینجا جمعیم و میتونیم حرف هامون رو بزنیم،و صحبت های شمارو بشنویم.
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیزم وتمامی دوستان من ایمان نایبی هستم ومدتی هست که درسایت عضو شدم وکلی اتفاقات معجزه آسا برام درحال رقم خوردن هست اما استاد از وقتی این فایل رو دیدم تاامروز که 4 خرداد 1403 هست واقعا شخصیتم درحال رشدکردنه از وقتی که روی احساس لیاقت وخودارزشمندی دارم کار میکنم آدم های دور واطرافم سبک زندگیم کاملا به لطف الله داره تغییر میکنه آدم ها بیشتر به حرفم انگار گوش میدن بیشتر دارم به خودم احترام میزارم به لطف خدا از بی نظمی بی بند وباری دارم رها میشم از زندگیم بیشتر دارم لذت می برم آدم هایی که باهام هم مدار نیستن به راحتی دارن اززندگیم حذف میشن واقعا دارم یک انسان دیگه میشم من آدمی بودم که دوسال سیگار میکشیدم به لطف خدا وباهدایت خداوند از فروردین ماه خداوند هدایتم کرد مثل همیشه که هدایت میکنه به طرز معجزه آسا ودیگه سیگار نمی کشم حتی استاد یه اتفاق زیبای دیگه ای که برام درحال رقم خوردنه ازدواجم هستش که دارم به لطف خدا ازدواج میکنم وگفتم این اتفاق زیبا روهم باشما به اشتراک بزارم ولی میدونم که تاآخر عمر تا ثانیه ای که نفس می کشم باید روی خودم کار کنم ممنونم بابت تمامی زحماتی که برای ما می کشید وسپاس گزارم ازخداوند مهربان که شمارو به من هدیه داد
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به خوشبختی، ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه برای من مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده
تا بتوانم از راههای لذتبخش به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم و عشقی فوقالعاده و ناب را تجربه کنم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند، هدایتگر و حامی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی که در جهان زیبا و فرکانسی ما وجود داره
سلام به تمام آدمهای خوب دنیا در تمام دورانها
سلام به خیر، برکت و خوبیهای کوچک و بزرگ
سلام به خوشبختی و آرامش
سلام به موفقیت و ثروتمندی
سلام به تجربههای فوقالعاده و ناب
سلام به لذتهای متنوع و وصفنشدنی
سلام به سلامتی و زیبایی
سلام به زندگی در آسایش و رفاه
سلام به آبرومندی و عزتمندی
سلام به عشق و محبت و وفاداری
سلام به هدایتهای خداوند و رشد و پیشرفت
سلام به خوشبختی، سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
وقتی این فایل رو گوش میدادم، تقریبا 6 ساعت زمان باقی مانده بود تا لحظه تحویل سال. چقدر این فایل خوب بود، چه عنوان زیبا و بهجایی داشت؛ هدفی متفاوت برای سال جدید.
خدا رو هزار بار شکر برای محتوای ارزشمندی که استاد عباسمنش اونو توی این روز زیبا با ما به اشتراک گذاشتن. البته الان روز اول عید هست و من دارم نکاتی که استاد عباسمنش بهشون اشاره کردند رو دوباره میخونم و نوشتمو از نو بازنویسی میکنم. بر هیچ کسی بنظرم پوشیده نیست که آموزههای استاد عباسمنش از اساس ارزشمند و ناب هستند؛ جالبه که حتی در زمان مناسب اون آگاهیها به ما ارائه میشن. بینظیره استاد عباسمنش، اینجا بودن توی این سایت، ی معجزه است، واقعا اینجا گنج نهفته است، اصلا این جهان فوقالعاده است.
*
به لطف استاد عباسمنش میدونیم که ما در جهانی زیبا زندگی میکنیم که به افکار ما پاسخ میدهد؛ در واقع جهان افکار ما را به موقعیتها، شرایط, افراد و ایدههایی تبدیل میکند که وارد زندگیمان میشوند.
به هر مقداری که یک فکر تکرار شده و تبدیل به یک باور شود، قویتر بوده و باعث میشود آن اتفاقات سریعتر رخ دهند.
تا زمانی که تلاش نکنیم تا نوع نگرش و نگاهمان تغییر کند، هر سالمان شبیه سال قبل خواهد بود. بنابراین وقت تلاش و زمان تغییری بسیار خوشایند فرا رسیده دوست من :)
نکته بسیار مهمی که باید به آن دقت زیادی داشته باشیم این است که:
«مهمترین عاملی که باعث میشود به خواستهها و آرزوهایمان برسیم، احساس لیاقت است.»
«به عبارت بهتر، هر زمان احساس لیاقت برای دستیابی به خواستهای داریم، سریعتر و راحتتر به آن خواسته میرسیم.»
به همین خاطر باور داشته باش که:
– من لایق آرامش در زندگی هستم،
– من لایق عزت و احترام هستم،
– من لایق سلامتی جسمی و روحی هستم،
– من لایق آن رابطه پاک، عاشقانه و فوقالعاده هستم،
– من لایق موفقیت تحصیلی و شغلی هستم،
– من لایق ثروت بسیار هستم،
– من لایق همسری فوقالعاده هستم،
– من لایق زندگی در آسایش و رفاه هستم،
– من لایق زیبایی هستم،
– من لایق رزق و روزی حلال هستم،
– من لایق تجربههای ناب و لذتهای وصفنشدنی هستم،
– من لایق زندگی فوقالعاده و عاشقانه هستم،
– من لایق زندگی پاک و لذتبخش هستم،
– من لایق عشق و احترام هستم،
– من لایق رشد و پیشرفت هستم،
– من لایق هدایتهای خداوند هستم،
– من لایق نعمتهای خداوند هستم،
– من لایق هر چیز خوبی که در دنیا وجود دارد هستم،
– من لایق خوشبختی بسیار هستم،
– من لایق سعادتمندی در دو جهان هستم.
میدانم که:
«احساس خودارزشمندی فکری است که دائما به جهان ارسال میشود، چون در مورد خودم است.
یعنی من اون فکری که در مورد خودم دارم رو در تمام ساعات شبانهروز دارم به جهان ارسال میکنم
و اگر اون فکر رو عوض کنم، قطعا شرایط برایم تغییر میکند و قطعا زندگیم عوض میشود.»
نکته مهم:
«ما باید احساس خودارزشمندی را در خودمان ایجاد کنیم.»
برای این کار اول از همه ببین وقتی جلوی آینه میری چه احساسی نسبت به خودت داری؟ خودت رو آدم دوستداشتنی میدونی؟ توانمندیهایت یادت میآیند؟
آدمی هستی که میتواند یاد بگیرد؟ خودت رو به گونهای میبینی که اره، میشه بهتر از این شد؟ اصلا باور داری میتونی بهتر بشی؟ آیا باور داری کاری که میکنی ارزشمنده؟ آیا باور داری که هنوز میتوانی بهتر شوی و یاد بگیری؟
من همین الان که دارم مینویسم، میخوام خودمو توی آینه نگاه کنم و بگم چی میبینم؛
من خودمو یک دختر دوستداشتنی و زیبایی میبینم.
الان که دارم فک میکنم، من تقریبا بیشتر اوقات که خودمو تو آینه نگاه میکنم، بیدلیل به خودم لبخند میزنم، چه لبخند زیبایی دارم.
از وقتی یادم میاد، تو همه چیز استعداد داشتم؛ الانم همین احساس رو دارم که خیلی توانمند هستم.
من حتی احساس قدرت هم میکنم.
باورتون میشه، من حتی به خودم چشمک هم میزنم، من واقعا خودمو دوست دارم.
از زمانی که به یاد دارم همیشه دوست داشتم آدم خیلی خوبی باشم، مهربون باشم، نیکوکار باشم، صبور باشم، باادب باشم، بافکر باشم، و از همه مهمتر دوست داشتم صادق و راستگو باشم؛ حتی اگر اشتباه میکردم سریعا پشیمون میشدم و آرزو میکردم که ای کاش این بیاحترامی رو به خودم نمیکردم و شرمنده خودم نمیشدم. چون حقیقت اینه من برای خودم ارزش قائل هستم و واقعا دلم نمیخواد جلوی خودم شرمنده خودم باشم.
من وقتی خودم رو توی آینه میبینم، کودکی رو میبینم که بچگی فوقالعادهای رو توی یک خانواده فوقالعاده داشته و خوب میدونه که این کودکی جز بزرگترین نعمتهاش بوده و تا خاطرات شیرینش در ذهنش زنده هستن همچنان یکی از سرمایههای زندگیش به شمار میآد. وقتی توی آینه نگاه میکنم بچه مدرسهای رو میبینم که بسیار مودب و درسخون بوده، وقتی توی آینه نگاه میکنم. دختری جوان و زیبا رو میبینم که سعی میکنه هر روز بهتر از دیروز باشه، دختری رو میبینم که ویژگیهای خوب زیادی داره، دختری رو میبینم که دوست داره همسر و مادری فوقالعاده باشه و حقیقت اینه که لیاقتشو داره، دختری رو میبینم که تحصیلات و معلومات خوبی داره و کارش رو خیلی دوست داره، دختری رو میبینم که هم استعداد هنری داره هم استعداد فنی، محاسباتی، فیزیکی، ورزشی… دختری رو میبینم که وقتی کارشو شروع میکنه اونو با ظرافت و دقت انجام میده و برای خودش، زمانش و کاری که تحویل میده ارزش قائله و برای همین آگاهیهاش، معلوماتی، تجربیات خوبش، درآمدش و اعتبارش هر روز بیشتر میشه، دختری رو میبینم که عاشق کارش هست، میدونه کاری که میکنه باارزشه و از انجام اون لذت میبره، دختری رو میبینم که میدونه میتونه خیلی مهارتها و آگاهیهای جدید رو یاد بگیره و رشد کنه و پیشرفت کنه. من وقتی امروز به آینه نگاه کردم دختری رو دیدم که باجرات، اطمینان و یقین خواستهها و آرزوهای بزرگی رو برای خودش میخواد، یعنی خودش رو لایق زندگی در خوشبختی، آسایش، رفاه و ثروت میبینه، من امروز دختری رو در آینه دیدم که همسر فوقالعادهای میشه، مادر فوقالعادهای میشه، من امروز دختری رو در آینه دیدم که لیاقت ی زندگی عاشقانه و پاک با همسری فوقالعاده را دارد، من امروز که به چهره خودم در آینه نگاه کردم دختری رو دیدم که خودش رو خیلی دوست داره، به خدا خیلی نزدیکتر از تمام عمرش شده، دختری شادتر از همیشه، دختری که زندگیش رو تحت کنترل خودش میبینه، دختری که با اطمینان زیاد خودش رو لایق آرزوهای بزرگ میبینه، دختری که حالش خیلی خوبه و از همیشه امیدوارتره…
من احساس میکنم کار من ارزشمنده. ی زمانی تولیدکننده محتوای متنی بودم (که واقعا لذتبخش بود و کلی با این کار در زمینههای مختلف اطلاعات کسب میکردم و راضی بودن از کارم) و با اینکه نمیدونستم چه کسانی مطالب رو میخونن و چند تا لایک میخورند اما من واقعا از خودم و کارم راضی بودم؛ چون برای کارو ارزش قائل بودم و با دقت خودم رو متعهد میدونستم که کارو رو درست و دقیق انجام بدم، نمیدونستم مطالبم سرانجامشون کجاست اما به خودم افتخار میکردم که این همه کارم درسته :) که باوجدان دارم کار میکنم، که مسئولیتپذیرم، که برای مخاطب نادیدهام ارزش قائلم و تعهد فراوان کارم رو دارم انجام میدم. خیلی از خودم راضی بودم. (خیلی زود کارفرمای خوب من که ی خانوم فوقالعاده مهربون و باشخصیت هست، رضایتشو از کارم نشون داد و حقوقم رو افزایش داد. جالبه الان که تقریبا 1 سال هست پیششون کار نمیکنم ما هنوز هم با هم در ارتباط هستیم و ی جورایی دوست هم شدیم و هنوز هم که هنوزه به من میگه کی برمیگردی پیش ما… خیلی خانوم دوستداشتنب و مهربونیه و از کار کردن باهاشون لذت بردم، امیدوارم هر جا هست خوشبخت باشه. خدا رو شکر برای این تجربه و این ارتباط خوب)
جالبه وقتی توی سایت هستم و پیام میزارم، خودم از پیامهام لذت میبرم و حتی بعضی از اونها رو گاهی چند بار میخونم و لایک هم میکنم :)
چی میشه ما به اهدافمون میرسیم؟ (اون اهدافی که واقعا برای خودمون میخواهیم نه برای نشون دادن به دیگران یا رقابت با دیگران؛ اون خواستههای واقعی و درونی)
“چیزهایی که واقعا میخوام برای خودم چی هستند؟” این سوالی هست که همش دارم بهش فکر میکنم و حقیقتش رو بگم هنوز هم جواب کاملی پیدا نکردم. فقط تا الان به این جواب رسیدم که بعضی از خواستههام رو قبلا انگار برای نشون دادن و یا اثبات خودم به دیگران میخواستم، مثل داشتن درآمد بالا. اما خوب که فکر میکنم من درآمد بالا رو برای تصاحب خود پول که نمیخواستم واقعا؛ من پول رو میخواستم و میخوام که برم چیزهایی که دوست دارم رو بخرم؛ حالا اون چیزهایی که میخوام بخرم رو برای خودم میخوام واقعا یا باز برای نشون دادن به دیگران؟ از وقتی که یک دختر نوجوون بودم دلم RV میخواست، البته اون زمان نمیدونستم اسمشون چیه ولی توی ی فیلم دیده بودم و از ته دلم میخواستم با اون برم دور دنیا رو بگردم حتی ی لحظه هم فکر اینو نکردم که اون RV و یا اون سفر شگفتانگیز به دور دنیا رو بخوام برای رقابت با دیگران یا نشون دادنش به بقیه. یا مثلا من پول رو میخوام تا ی سیستم قوی با کش و رم و هارد بالا بخرم تا بشینم باهاش کار موردعلاقمو بکنم. خدا میدونه چه چیزهایی حرفهای رو میتونم روی اون سیستم نصب کنم و یاد بگیرم که اصلا غوغا کنم. اونقدر چیزها هست که دوست دارم یاد بگیرم و کارم رو گسترش بدم، و چون عشق و علاقه زیادی به اون کار دارم باور دارم کارهای خیلی بزرگی میتونم بکنم.
نمیدونم جوابم چقدر به موضوع مربوط هست اما چون یکی از کارهایی که با کامپیوتر خیلی دوست دارم انجام بدم ادیت ویدیو، تولید محتوای ویدیویی، انیمیشن و کلا ویژوال افکت هست؛ همیشه و حتی همین الان هم این فکر رو دارم که با این استعدادی و علاقهای که به این کار دارم و ازش فوقالعاده لذت میبرم، ی کاری انجام بدم، ی ویدیوهایی بسازم که برای خیلی از مردم سودمند باشه و ازش لذت ببرند و بهشون کمک کنه تا زندگی بهتری داشته باشند (این خواسته مال زمانهای دوره، یعنی قبل از آشنایی با استاد عباسمنش)؛ خیلی ساخت و ادیت ویدیو رو دوست داشتم و دارم و از بچگی با امکانات کم چیزهای خوبی میساختم و گذر زمان برام اهمیتی نداشت چون با عشق و لذت تمام انجام میدادم و وقتی اون رندر آخر کار رو میگرفتم و فایل نهایی رو اکسپورت میکردم و میدیدم چیزی شده که میخواستم، خدا میدونه چقدر به خودم افتخار میکردم، چقدر لذت میبردم، چه عشقی میکردم؛ الان یادم میآد بازم به خودم و تواناییهام و استعدادم و پشتکار که داشتم افتخار میکنم، واقعا به خودم میبالم.
من پول و ثروت رو میخوام تا باهاش برم به جاهایی دوردست و ناب که خیلی دوست دارم. مثلا به ی کلبه جنگلی توی جنگلهای کانادا و مدتی رو توش زندگی کنم، سفر برم به قطب، سفر برم به مصر، سوئیس و… (البته دوست دارم همه رو با همسر ایدهآلم تجربه کنم). پول رو میخوام چون دوست دارم برم لوکیشن فیلمهایی که دوست دارم رو از نزدیک ببینم؛ نه برای نشون دادن به دیگران بلکه برای دل خودم، چونکه از بچگی بزرگترین تفریحم فیلم دیدن بوده و با فیلمها واقعا زندگی کردم. در مورد ازدواج یکم قضیه برام فرق میکنه؛ باید بگم تا مدتی پیش واقعا دلم میخواست همسر ایدهآل و زندگی فوقالعادهای داشته باشم که اونو به دیگران نشون بدم، یعنی خودمو اثبات کنم، شاید حتی رقابت هم توش وجود داشت؛ هنوزم ی مقدار اینطور هستم ولی کفه ترازو بیشتر سمت خواسته واقعی و قلبی سنگینی میکنه. یعنی با خودم تصور کردم و از خودم پرسیدم که اگر همون همسر و همون زندگی رو داشته باشی و فوقالعاده باشه زندگیت ولی نباید به دیگران نشون بدی و از این حرفها، آیا قبول میکنی مریم؟ درجا جوابم مثبته؛ یعنی چه اهمیت داره دیگران در موردم چه فکری کنن، اصلا ندونن وضع زندگیم عالیه، ثروتمندم، همسرم فوقالعاده است و… مهم اینه من اون زندگی رو داشته باشم، مهم خودمم، مهم اینه که رویام رو دارم زندگی میکنم، نه اینکه دوستام ببینن من به کجا رسیدم یا فامیل بگه فلان بهمان.
من باور دارم لیاقت دارم به اون خواستههام برسم؛ من لیاقت اون زندگی عاشقانه، اون همسر فوقالعاده، ثروت، موفقیت، سلامتی، آرامش، آسایش، آبرو و احترام، لذتهای پاک و متنوع، زندگی در رفاه، اون سفرها، اون امکانات و… لیاقت همه این نعمتها رو دارم.
(تا 1 سال پیش تقریبا خودم رو خیلی موجود ارزشمندی نمیدیدم؛ اما به لطف وجود استاد عباسمنش که دستی از دستان خدا برای ما شدند، این احساس بنیادین و زیبا در من ایجاد شد؛ روز به روز این احساس خودارزشمندی و لیاقت در وجود من بیشتر شد. خودم رو بیشتر و بیشتر دوست داشتم. الان هر روز به خودم بیشتر احترام میزارم. به خودم بیشتر باور و ایمان پیدا کردم. برای خودم آرزوهای بزرگ دارم الان. دقیقا یادمه که قبل از دوره احساس لیاقت با خودم میگفتم من ی چیزی میخوام که این حس ارزشمندی و لیاقت رو در من زنده کنه، داشتم به دوره عزتنفس فکر میکردم که دیدم دورهای جدید با نام احساس لیاقت روی سایت قرار گرفت؛ واقعا شگفت زده شدم. من لیاقت آگاهیهای دوره احساس لیاقت رو دارم و به زودی تهیهاش میکنم.)
ی نکته خیلی خیلی مهم که آویزه گوشم کردم این هست که:
«به اندازهای که من برای خودم ارزش قائل باشم، دیگران هم برای من ارزش قائل هستند و به من احترام میگذارند.»
بنابراین اگر همسر ایدهآل، عشق واقعی و ناب، رابطه عالی و زندگی فوقالعاده و عاشقانه برای خودم میخوام، پس باید یک شخصیت عالی برای خودم ایجاد کنم.
ویژگی فوقالعاده در خودم ایجاد کنم با پرورش بدم. من ویژگی راستگو بودن و صادق بودن رو خیلی دوست دارم و شخصا بر این باورم که زیباترین صفتی که یک فرد میتونه داشته باشه، روراست بودن و صادق بودنه؛ بنظرم هر آدمی با این ویژگی خیلی زیباتر و دوستداشتنیتر میشه؛ و احساس میکنم اگر این ویژگی اونقدر در من رشد پیدا کنه که همیشه و همه جا حقیقت رو بگم، لایق اون همسر و اون زندگی خواهم بود. ای کاش بتونم منظورم رو خوب برسونم؛ یعنی میخوام بگم من خودمو دوست دارم و آدم خوبی هستم ولی در تلاشم تا بهتر و خوبتر از دیروزم باشم و ویژگیهای خوب زیادی مثل راستگویی بیچون و چرا داشته باشم و شخصیت عالی برای خودم ایجاد کنم، اون زمان خودم رو بیشتر لایق رسیدن به اون خواستهام میدونم. وگرنه همین الان خودم رو لایق موفقیت و ثروت میدونم چون آدم مسئولیتپذیر و متعهدی هستم تو کارم و پشتکار دارم. من لایق سلامتی هستم چون بیشتر اوقات مراقب این هستم که چی به خورد خودم میدم و ورزش میکنم. من لایق خوشبختی هستم، چون از اشتباهاتم پشیمونم و ذاتا آدم خوبیم، و همین الانشم کلی ویژگی خوب دارم و میخوام هر روز خوبتر و خوبتر باشم.
از خودم میپرسم که مریم:
آیا راحت میتونی به افراد نه بگی وقتی که باید نه بگی؟ بیشتر اوقات بله
چقدر رودربایستی داری؟
قبلا خیلی زیاد، الان خیلی کم رودربایستی دارم
چقدر میترسی از نظر دیگران؟
راستش تو بعضی از زمینهها نظر دیگران خصوصا اعضای خانوادهام برام مهمه. این به اون معنا نیست که نظر خودم رو بیارزش بدونم، نه؛ اما چون خانواده خوبی دارم که بسیار به همدیگه اهمیت میدیم و خصوصا بزرگترها منو ساپورت روحی و فکری میکنم، وقتی چیز مهمی پیش بیاد یا اینکه توی تصمیمگیری دچار تردید هستم، واقعا نظر برادرام برام مهم هستن. البته اینکه بگم میترسم از نظرشون که واقعا اینم نه؛ الان که دارم مینویسم هی میاد تو ذهنم که مثلا اگر ی لباس بپوشم که بنظرم اکی هست و خیلی هم ازش خوشم بیاد ولی خانواده یا دوستان و… بگن این چی چیه و فلان، من باز کار خودمو میکنم و لباس رو عوض نمیکنم؛ اصلا هم در پاسخ به این سوال منظورم غرضورزی نیست، منظورم ارزش نظر خودم هست.
این جمله ارزشمند و حیاتی استاد عباسمنش رو فراموش نکنیم که گفتند؛
«احساس لیاقت و خودارزشمندی همه چیزه.»
یعنی من در کارم احساس ارزشمندی دارم.
من برای حرفهام ارزش قائل هستم.
من برای وقتم ارزش قائل هستم.
من برای جسمم ارزش قائل هستم.
…
سوال:
چه احساسی نسبت به خودت و توانمندیهایت داری؟
من یادمه توی دوره ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده و توی انجام تمریناتش این رو گفتم که خودم رو انسان فوقالعاده توانمند و بااستعداد میدونم. اینو با فروتنی میگما و اصلا قیافه نمیگیرم، من هم مثل خیلی از آدمهای خوب دیگه، توب خیلی چیزها استعداد دارم. توی کارهای هنری، فنی و فیزیکی، ورزشی، محاسباتی، کارهای دخترونه، کارهای پسرونه :) توی همه چی خوبم؛ و ایمان کامل دارم به اینکه سراغ هر کدوم برم میتونم توش عالی بشم، حرفهای بشم و اصلا غوغا به پا کنم. من توانایی یادگیری دارم و خیلی زود همه چیز رو یاد میگیرم و واقعا هیچ محدودیت و سدی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خودم نمیبینم. به عبارتی من به توانمندیهایم ایمان دارم. حقیقتا احساسم نسبت به خودم اینه که من فوقالعاده هستم؛ من به لطف خدا توی هر زمینهای که بخوام میتونم وارد بشم، آموزش ببینم و یاد بگیرم و معجزه خلق کنم.
دو تا نکته مهم که تکرارشون واجبه برام:
«افکار غالب ما اتفاقات زندگی ما را رقم میزنند.»
و
«اگر ما روی احساس ارزشمندی و لیاقت خود کار کنیم، تمام خواستههای ما خودبهخود در زندگی ما بوجود میآیند.»
بنابراین برای سال جدید روی بهبود شخصیت خودم کار خواهم کرد. اینکه کجاها باید شجاعتر باشم. کجاها باید ایمانم قویتر باشد. چه عادتهایی را باید در خودم ایجاد کنم. چه شخصیتی رو میخوام داشته باشم. فلان مهارت ارتباطی را داشته باشم. یاد بگیرم به خودم بیشتر احترام بزارم. برای خودم ارزش بیشتری قائل بشم…
دو نکته مهم دیگه:
«باران نعمتهای خداوند همیشه در حال باریدن است و تو به اندازه ظرفی که داری نعمتها را دریافت میکنی.»
«وقتی تو برای خودت ارزش قائل هستی، دنیا نیز برای تو ارزش قائل است.»
ببین چقدر خودت رو دوست داری؟
خیلی بیشتر از قبل :)
چقدر با خودت راحتی؟
زیاد
چقدر به خودت اعتماد داری؟
تقریبا خیلی
– من برای خودم ارزش قائلم و باکیفیتترین غذا رو برای خودم میخرم و بهترین لباس رو میپوشم…
– بهترین ظرف غذا رو از توی ویترین برای خودم برمیدارم و اونها رو فقط برای زمان بخصوص و مهمانهای بخصوص نگه نمیدارم.
– من نگران حرفها و قضاوتهای مردم نیستم.
– من خیلی برای خودم ارزش قائلم و جهان برای من ارزش زیادی قائله.
باور داشته باش که:
– به اندازهای که خودت را دوست داری، جهان تو را دوست دارد.
– به اندازهای که برای خودت ارزش قائلی میتوانی از نعمتهای جهان بهره ببری.
– به اندازهای که خودت را باور داری میتوانی هدف بزرگتر را انتخاب کنی.
– نعمتها بینهایت هستند پس تو خودت محدود نباش.
– برای خودت ارزش قائل باش و هر جایی نرو، هر غذایی نخور، ورزش کن، برای زمانت و سلامتیت ارزش قائل باش، کتاب بخوان، مطالعه کن و پیشرفت کن.
این سوال مهم رو همیشه از خودت بپرس که:
ببین کاری که داری میکنی، عادتهایی که داری، حرفی که میزنی… نشان از بیارزشی است یا ارزشمندی؟
من وقتی غذای سالم میخورم، روزی بین 60 تا 120 دقیقه قدم میزنم، بیشتر وقتم رو توی سایت استاد عباسمنش هستم برای بهبود شخصیت و شرایط زندگیم و رسیدن به آرزوهام، وقتی مطالعه میکنم، وقتی با برادرزادههام خوش میگذرونم، وقتی چیزهای بخصوصی رو برای خودم میخرم، وقتی به بهداشت خودم اهمیت میدم… اینها همه نشان از ارزشمندی است. نشان از این هست که برای خودم خیلی ارزش قائل هستم و خودم رو خیلی دوست دارم و خودم رو خیلی باور دارم و آرزوهای بزرگ رو برای خودم میخوام.
من تصمیم دارم به حرف استاد عباسمنش گوش بدم و امسال روی احساس خودارزشمندی، لیاقت و اعتماد به نفس خودم کار کنم، روی ظرف وجودم کار میکنم؛ چراکه بقیه چیزها خودبهخود در زندگیم رخ میدهد.
(برای مثال اگر من برای کارم ارزش قائل باشم، مشتریها هم برای کار من ارزش قائل خواهند بود، به همان نسبت درآمد بیشتری کسب میکنم و به همان نسبت به آن خانه، ماشین، سفر، امکانات و … میرسم.)
– اگر شخصیت من تغییر کند، نتایج هم تغییر میکند.
– من اگر تغییر کنم، جهان من هم تغییر میکند.
– من باید متفاوت شوم، رشد کنم، بزرگ شوم…
بنابراین در سال جدید هدفهایی که انتخاب میکنم برای رضایت و خوشحالی خودم خواهد بود و نه دیگران و همچنین روی احساس خودارزشمندی و لیاقت کار میکنم.
*
خدای بزرگ و مهربان من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
*
من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی میکنم که
در آن بیشمار نعمت و فرصت و ثروت و آدمهای خوب وجود دارد و
من قرار است سفری بسیار لذتبخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم و
در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.
*
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها تسلیم تو هستم
و تنها به تو توکل میکنم
و تنها از تو یاری میجویم
و میدانم تو برایم کافی هستی
و با یاد تو قلبم آرام میگیرد.
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم که در زمان مناسب هدایت شدم به این فایل زیبا وقتی که این سوال به ذهنم اومد که برای سال جدید چی باید بنویسم که تأثیر گذار باشه و مشخص هدفی متفاوت نسبت که سالهای قبلم که نتیجه بخش باشه و چقدر زیبا خداوند جواب سوالم و بر زبان استاد عزیزم جاری کرد تا به جواب سوالم برسم خداوند و هزاران میلیارد بار سپاسگزارم بابت همین زمان مناسبی که رقم خورد یعنی من در مسیر درستی هستم و حرکت میکنم جواب سوالم و که به این واضحی استاد فرمودن من باید روی شخصیتم تمرکز کنم اگه قراره یه ساختمان زیبا و محکمی بسازم اول باید فوندانسیون قوی و مستحکمی داشته باشم نمیشه با چهارتا فورقون ملات ستونهای خونه ای که دوست دارم و بسازم باید زمان گذاشت هزینه کرد صبر کرد و طی تکامل تا به چیزی که دوست دارم برسم اگه من نعمت بیشتری میخوام باید ظرفم و بزرگتر کنم باید شخصیتی که میخوام و بسازم باید در مسیر الهی روز به روز بهتر و بهتر شوم باید شخصیت الهی از خودم بسازم باید بیشتر به خودشناسی برسم پیامبران در مسیر یکتا پرستی بودن و نعمتها به صورت طبیعی وارد زندگیشان شده است اگه منم دوست دارم که طبیعی نعمت را دریافت کنم باید در مسیر یکتا پرستی باشم چیزی که استاد عزیزم و پیامبران در زمان خودشون با روشهای خودشون انجام میدادن چه الگویی واضح تر و روشن تر از استاد میتونه باشه چیزی که من دارم با چشمان خودم میبینم و چیزی نیست که غیر قابل باور باشه وقتی من در مسیر درست قرار بگیرم همه چیز بهم داده میشه در زمان خودش فقط من باید هر لحظه به خودم مسیرم و یادآوری کنم و ذهنم و کنترل کنم با توجه به نکات مثبت زندگی و اطرافم و تمرکز داشتن روی خودم و فقط خودم و بسازم به بهترین شکل تا لایق دریافت نعمتهای الهی باشم وقتی که ظرف وجودم آماده دریافت بشه
استاد عزیزم عاشقانه دوستون دارم و سال جدید و به شما و خانواده محترم سایت عباس منش تبریک عرض میکنم و از خداوند متعال بهترین ها رو براتون آرزو دارم چون لایق بهترینها هستید هر کجا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
استاد سلام
آمدم بنویسم اول برای خودم که بگویم قانون جواب میدهد
استاد من 40 روز پیش بعد از اتمام پروژه ساختمانم میگفتم میخوام برم جنوب ، میخوام برم اهواز و قیمت بلیط میگرفتم
فقط در حد کلام میگفتم ، اما ببین مریم جان استاد فرمودند قدرت کلام بیشتر است واقعا درست است
من فقط یک بلیط گرفتم و رفتم بندر گناوه وآنجا دایی مادرم را دیدم
بدون برنامه ریزی قبلی با آنها به اهواز آمدم
وقتی این افکار وحرف هایی که میزنیم به باور تبدیل شود کن فیکون میشود
خدایا بابت تمام قوانینت شکر
درود درود استادم
چقدر از دیدن صحنه پارادایس لذت یردن عر چند فایل های قبل رو میدیدم ولی انکار به روز باشه ی حال دیگه ای داره
چقدر خوشحال شدم از دیدنتون و همچنین مریم جان در پشت صحنه
واقعا سپاسکزار شما دو عزیز هستم نعمتهای خداوند برای من هستید
واقعا حرفهای شما وحی منزل
از وقتی روی خودم روی بهبود خودم کار میکنم
از وقتی دیگه سعی میکنم به دیگران گیر ندهم
حالم عالی شده
و هر از گاهی در ارتباط با انسانها میبینم تغییر بازم لازمه پاشنه اشیل همیشه هست
رو دیگران حساب نکردن همیشه هست
توقع نداشتن از دیگران برای بهینه رفتار کردن همیشه هست
و بارها خداوند به قلبم الهام کرده فقط رو خودم حساب کن
توقعت رو از انسانها به صفر برسون از خداوند ببر رو هزار خودش در قران فرموده بر من هدایت تو واجب پس چرا به خودش نسپارم
چرا رها نباشم
چرا نبخشم من لایق حال خوبم پس میبخشم از اشتباه دیگران میگزریم البته کامل نیستیم ولی داریم سعی در عمل میکنیم
واقعا بهبود شخصیت کلید همه چیزه
در صلح بودن با خود همه چیزه
من میخام شخصیت بهتر قرتمند تر از قبل پیدا کنم
کمتر بترسم از قضاوتها وقتی از قضاوت افراد میترسم یعنی اونها مهم هستند من مهم نیست چی میخام
وقتی به دیگران اجازه میدم هر انتخابی داشته باشن
پس منم حق انتخاب دارم در مسافرتهام در روش زندگیم
و من این حق رو برای خودم قایل نبودم چون اعتراض میشنیدم
و چند روز پیش یهو به خودم اومدم که بابا همون جور که دیگران حق انتخاب دارن منم دارم روش خودمو داشته باشم انتخاب درست خودمو داشته باشم اگر راهم درسته نخام خودمو توجیح و توضیح بدم
امیدوارم بتونیم خودمون حالمون رو هم امسال خونه تکونی کنیم و لذتشو خودمون ببریم
از حال خوب به حال عالی برسیم
چون لایق بهترینیم
و خداوند برای من بهترین خودشو ارایه داده
چرا من بهترین خودمو ارایه ندم اول برای خودم
هدفم همیشه ارامش بوده
ولی کمال طلبی را کنار بزارم
من با ارزشم پس هر جایی نمیرم
هر چیزی نمیشنوم
هر کاری برای رضایت دیگران نمیکنم
اینا نوشتم تا خودم فراموش نکنم
دیگه نخام همه را راضی کنم
من در گزشته حال خوب دیگران اولویتم بود
و عاجز بودم از این مار و خبر نداشتم
و این وسط له میشدم
ولییی اموختم اول حال خودتو خوب نگه دار و مطمین باش دیگران هم بی نصیب نمیمونند
من خودمو فراموش کرده بودم به خاطر طرز بزرگ شدنم و اتفاقات کودکی
ولی حالا سعی میکنم اول به خودم عشق بدم اول خودمو دوست داشته باشم و بتونم خدایم را گسترش بدم با خوب بودن با بهتر عمل کردن با به اشتراک گزاشتن تجربه نیرو و امید به خداون رو
و میخام دوره لیاقت رو هم تهیه کنم تا عالی تر بشوم
نخام به دیگران ثابت کنم من خوبم
و خودم له بشم و دنبال نتیجه متفاوت باشم اگر نتیجه میخام باید خودم متفاوت بشم
باید خودم برای خودم ارزش قایل بشم
تو نه گفتن
تو احترام به خودم
و اینه هر خدماتی من انجام میدم با ارزش هست
از خداوند میخااام مرا در این راه یاری کنه
و انسانهای درست سر راهم قرار بده و ننو هدایت کنه به انتخاب عمل درست در راهی که پا کزاشتم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
برآن چشم سیه صدآفرین باد.
که درعاشق کشی سحرآفرین است.
سلام وخدا قوت بر استاد عباسمنش بزرگوار و تشکر فراوان برای این فایل هدیه ای ارزشمند.
جا دارد که سال روز تولد استاد عباسمنش که در اسفند ماه بود را به استاد عباسمنش بزرگوار تبریک بگوییم و انشالله که هزار سال دیگر مردم این کره خاکی از آگاهی های ارزشمند استاد عباسمنش بهرهمند شوند.
چقدر زیبا استاد عباسمنش بیان کردن که احساس لیاقت و ارزشمندی از تمام عوامل موفقیت مهم تر است و تمام کسانی که از همسر خود و زندگی خود شکایت میکنند در زندگی احساس لیاقت ندارند.
چقدر استاد عباسمنش زیبا بیان کردن که افرادی که اعتیاد به مواد مخدر پیدا میکنند اکثراً در وجودشان احساس بی لیاقتی میکنند و علت اعتیاد افراد احساس بی ارزشی آنان است.
در گذشته من دوستانی داشتم که تکیه کلام آنها این بود که من از خودم بیزارم،مثلا اگه از آنها درخواستی میکردم میگفتند من که از خودم بیزار هستم،از من چه انتظاری دارید؟؟؟؟
جالب این است که اکثر آنها به بیماری اعتیاد دچار شده اند.
خدا را شاکرم که با آگاهی های ارزشمند استاد عباسمنش آشنا شدم،معلوم نبود اگر خداوند من را با این آگاهی ها،توحید ویکتا پرستی آشنایم نمیکرد،چه سرنوشتی در انتظار من بود.
چقدر استاد عباسمنش زیبا بیان کرد که شخصی که برای خودش ارزش قائل است،هرجانمیرود،هرغذایی را نمیخورد،و وقت خود را در شبکه های اجتماعی تلف نمیکند،واقعا خودمن در تابستان سال 1402تمام شبکه های اجتماعی از فیسبوک و اینستاگرام و…را حذف کردم و معجزه پشت سر هم در زندگی من در حال رخ دادن است،اول از همه مبلغی بدهکار بودم که به صورت معجزه وار پولم برای پرداخت آن بدهی ها جور شد و بعد از آن اتفاقات خوب یکی پس از دیگری در زندگی من در حال رخ دادن است….
واقعاً احساس لیاقت همه چیز است و خودمن خیلی علاقه داشتم که این دوره را تهیه کنم اما اتفاقات من را به شیوه ای حل مسئله هدایت کرد،اما هدف امسالم را تهیه دوره ای احساس لیاقت گذاشتم و در سررسیدم آن را نوشتم،وانشالله که موفق به تهیه این دوره میشوم.
اما چیزی که از همه مهمتر است مرور وتکرار این آموزش هاست،من کتابی را از دونالد ترامپ میخواندم که نوشته بود که من صبح که از خواب برمیخیزم به خودم میگوییم که هیچ نمیدانم ومجدد آموزش ها و کتاب هایم را مرور میکنم…
ودر پایان سال خوب و خوشی را برای استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار آرزومندم وبرای تمام کاربران سایت استاد عباسمنش شادی بیکران را از خداوند منان خواستارم وبرای خودم در سر سفره ای افطار،آرزوی مسافرت به ایالت فلوریدا و دیدن استاد عباسمنش بزرگوار و روی ماه خانم شایسته عزیز را خواستارم….
خود را کاملا به ” او ” بسپار.
درست مانند قایقی که بر روی رودخانه شناور است…
نباید پارو بزنی، فقط طناب را شل کن.
نباید شنا کنی،
فقط شناور باش.
آنگاه رودخانه خودش تو را به دریا خواهد برد.
دریا بسیار نزدیک است.
دریای او در جان ماست.
اما فقط برای کسانی که شناورند.
نه برای کسانی که شنا میکنند.
از غرق شدن نترس.
زیرا ترس تو را وادار به شنا میکند.
حقیقت آن است که، کسانی که خود را بدون واهمه در خدا غرق میکنند، برای همیشه نجات میابند.
مقصدی را هم برای خودت تعیین مکن.
زیرا کسی که هدف تعیین میکند، شروع میکند به شنا کردن.
همواره به یاد داشته باش، زمانی که قایق زندگی ات را به جریان اراده الهی بسپاری، به هر جا برسی مقصد همانجاست.
به نام خدای مهربان و عزیزم
خدای حامی و هدایتگری
سلام به همه عزیزان
روز هفتم فروردین به صورت اتفاقی به قلبم خطور کرد که دوره عشق و مودت در روابط را بخرم و خدا را شکر همان وقت خریدم و اتفاقا خیلی هم بهش نیاز داشتم
جلسه اول را 2 بار گوش دادم که جلسه طولانی هم بود (حدود 1:39 دقیقه بود )
دیروز اومدم جلسه دوم را گوش کنم ، که ابتدای اون استاد عباس منش گفته بودند که اگه جلسه اول را 5 بار گوش ندادید سراغ جلسه دوم نیایید
من هم ادامه ندادم و رفتم جلسه اول را مجددا گوش دادم و اتفاقا هر دفعه نکات جالبی برام داشت
و صحبت از قوانین کلی حاکم بر جهان بود
قانون توجه به نعمتها و شکر گذاری بابت اونها و عدم توجه به نکات منفی و ناخواسته ها.
و امروز ظهر بین نماز ظهر و عصر چند صفحه قرآن خوندم که به آیه خیلی زیبایی بر خوردم که تایید حرفهای استاد عباس منش در فایل جلسه اول بود
آیه 147 سوره نساء ” مایفعل الله بعذابکم ان شکر تم و ءامنتم و کان الله شاکرا علیما”
معنی آیه با زبان خودمونی اینه:
خداوند چه کار داره بخواد شما را عذاب کنه اگه شکر گذار باشید و اهل ایمان باشید………
به عبارتی اگه اهل شکر گذاری باشید و نعمتهای خداوند را ببینید و به خداوند ایمان داشته باشید و کارها را به خداوند واگذار کنید(اهل توکل باشید ) هرگز به سختی و رنج و عذاب گرفتار نمی شوید
این آیه برا من گره گشایی بزرگی داشت که
اگه یه جاهایی در زندگیم به رنج و مشقت و سختی می افتم ، حتما کانون توجهم به جای اینکه روی نکات مثبت و دیدن نعمتها باشه روی خلاف اونه و در ضمن کار را به خدا نسپردم و می خوام همه اش را با ذهن خودم حل کنم.
پس به خودم یادآوری می کنم که در هر حال و شرایطی که هستی ، نعمتهای زیادی هست که به یاد بیاری و بابت اونها شکر گذار خداوند عزیز باشی، و اگه همین اصل را و همین آیه را همیشه به یاد داشته باشی نه تنها به مشکل و سختی و عذاب گرفتار نمی شی ، بلکه وفور بیشتر نعمتهای خداوند را هم شاهد خواهی بود.
خدای مهربان و عزیزم چقدر قشنگ و زیبا ما را هدایت می کنی
خدا جونم قربونت برم ، فدات شم
خدا جونم نهایت عشق منی.
خدا جونم سپاس از این آگاهی ها
سپاس از استاد عباس منش عزیز بابت دوره ها و آموزشهای خوبشون
شاد، سالم و ثروتمند باشید
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
سلام
می خواهم تو این دیدگاهم یه ردپاهایی رو برای خودم ثبت کنم و در واقع این دیدگاه کاملاً برای الان و آیندهی خودم هستم ولی خوشحالم که اینجا ثبتش می کنم چون ممکنه این حرفها یه چراغ راهنمایی برای مسیر دوستانم هم بشه
دلیل اینکه اینجا حرف هامو می نویسم این نیست که وقتی اینجا می نویسم متعهد تر هستم که به حرف هام عمل کنم نه ، من یکی از عملگرا ترین و متعهد ترین آدمهایی هستم که در دایرهی ارتباطاتم می شناسم
اینجا می نویسم که هم استاد از روند رشد من خبر داشته باشه ، هم به قول آقا سید علی خوشدل عزیز این سایت خیلی خوب مرتب و دسته بندی شده است
بعداً هر زمان نیاز داشته باشم به این ردپا برای الهام گرفتن یا انگیزه گرفتن از اون ، راحت تر دسترسی دارم به این رد پا …
28 اسفند 1402 عصر دو ساعت قبل از اذان مغرب بود که من اومدم توی سایت و فایل (هدفی متفاوت برای سال جدید) رو دیدم ، ماه رمضان بود و من روزه بودم ، یادمه اونقدررررر اون فایل روی من تاثیر گذار بود که تا یکی دو ساعت بعد از افطار هم خونه نرفتم و فقط موبایلم رو گذاشته بودم در حالت هواپیما و داشتم به حرف های استاد عمیق فکر می کردم
شاید برای شما هم جالب باشه که من اصلاً نفهمیدم کی شب شد؟
اون چند ساعت وقتی این الهام رو با صدای بلند دریافت کردم که باید انرژیام رو بگذارم روی ساختن احساس لیاقت و ارزشمندی خیلی خیلی خوشحال شدم و می گفتم امسال من یه سال متفاوت می سازم و انصافاً خیلی هم تلاش کردم ، تو چند تا از دیدگاه هام هم به خانم یوسفی یا خانم شهریاری که اون زمان از دوستان خیلی هم فرکانس من بودند گفتم ، (ما در پاسخ به کامنت های هم دیگه در همین سایت گاهی وقت ها گپ میزدیم) گفتم امسال (1403) میخواهم تا آخر سال ، سالی رو بسازم که به جای اینکه من برای دیگران دست بزنم و بگم دمت گرم چقدر خوب عمل کردی ، دیگران برای من دست بزنند و بگن پسر دمت گرم چقدر امسال عالی عمل کردی …
خب من اومدم با دورهی عزت نفسی که داشتم بدون اینکه دورهی احساس لیاقت رو بخرم کلی تمرین برای خودم طراحی کردم و کلی روی خودم کار کردم
و نتیجهاش در حوزه کاریم این شد که من در طی سال سه مرتبه هدایت شدم به یک دفتر املاک بهتر ، لول کاری بالاتر و آدم های هم فرکانس تر
و به شدت از نتیجهام راضی ام و خدا رو شکر می کنم (خیلی کلی دارم می نویسم ها ، سال 1403 جزئیات زیادی داشت ولی خب می خواهم زودتر برسم به نقطهی فعلی و الانم) و دلیل اینکه دارم این دیدگاهم رو اینجا ثبت می کنم هم اینه که من تمام رد پاهای قبلی از عملکردم رو اینجا تو همین صفحه ثبت کردم و یه جورایی اینجا شده فصل های مختلف زندگی من ... به جورایی این پیج رو خیلی دوست دارم چون انگار کتاب زندگیم رو دارم اینجا می نویسم
تا این لحظه که دارم این دیدگاه رو ثبت می کنم من 23 تا دیدگاه اینجا نوشتم ، البته با در نظر گرفتن پاسخ ها …
علاوه بر نتایج خیلی خوبی که در حوزه شغلم گرفتم و تغییراتی که ایجاد کردم
و نتایجی که در بُعد سبک شخصی و روابطم ایجاد کردم که در دیدگاه قبلی نوشتم
خب من سال 1403 نسبت به سال های گذشته هدایای خیلی زیادی هم دریافت کردم ، مخصوصاً لباس ، من در هیچ سالی در زندگیم اینقدر لباس و کلاً هدیه به طُرُق مختلف دریافت نکرده بودم و این ها به خودم ثابت می کنه که چقدر خوب احساس ارزشمندی بیشتری رو درونم ایجاد کردم
من کلاً سه تا دوست خوب و هم فرکانس داشتم که خودم به شخصه دوستشون داشتم و همچنان دارم و از وقت گذروندن باهاشون احساس خوبی داشتم
همین سه تا دوستم (البته ما سه نفری دوست مشترک نبودیم) که اتفاقاً هر سه هم از دانشجو های استاد عباس منش هستند و در حوزه شغلی و در کل پکیج زندگی آدم های بسیار موفق و تحسین برانگیزی هستند و من به داشتن همچین دوست هایی افتخار می کنم بارها به طُرُق مختلف در پیام ها یا صحبت های تلفنی ای که داشتیم (هر سه خارج از شهر قم تو شهر های دیگهای زندگی و بیزنس دارند) من رو به خاطر ویژگی های مثبتم مخصوصاً توانایی که در تمرکز بر نکات مثبت دارم ، مخصوصاً تواناییام در تمرکز بر نکات مثبت آدم ها تحسینم می کردند و می کنند و بارها از زبان خودشون می شنیدم که چقدر خوشحالن و افتخار می کنند که با من دوست هستند
خب این نتایج که بارها و بارها و بارها … تکرار شد باعث شد من باور کنم که من خیلیییی آدم ارزشمندی هستم ، باعث شد باور کنم که قوانین رو خوب درک کردم و دارم خوب ازش استفاده می کنم
راستی تا یادم نرفته بگم که در طی این یک سال ارتباطم بارها با خانواده ام هم بهتر شده به این شکل عزت و احترام بیشتری رو دریافت می کنم
تمام این ها رو گفتم برسیم به حوزهی کسب و کار و پول ساختن
خب من همچنان درآمد خیلی کمی دارم و نتایجم در خلق ثروت خیلی خیلی سینوسی هست
روزی که دورهی هم جهت با جریان خداوند لانچ شد و فایل معرفی دوره روی سایت اومدم (اواخر بهمن بود) ، وقتی من از زبان استاد شنیدم که تو این دوره جواب سوالی که من یک سال هست از خدا می پرسیدم اینجا تو این دوره هست
من توی دیدگاه های دیگه هم مینوشتم خدایا در اوایل شروع بیزنس املاک یعنی سال 98 و 99 من چه کار می کردم یا چه باورهایی داشتم که اونقدر درآمدم خوب بود که تقریباً با درآمد خالص 4 ماهم می توانستم یه پراید صفر کیلومتر بخرم. اون موقع پراید هنوز صفر تولید میشد و قیمتش 20 یا 22 میلیون بود
خب من هنوز در این تاریخ موفق به خرید دورهی هم جهت با جریان خداوند نشدم ولی به طور قطع دوره رو می خرم چون بارها هم از لحاظ منطقی و هم الهاماتم بهم گفته که باید حتماً توی دوره شرکت کنم
ولی یه موضوعی رو فهمیدم که خیلی خوشحالم و فکر می کنم با کار کردن روی این قسمت خیلی خیلی راحت پول خرید دوره هم برای من جور میشه
من طی چند هفتهی اخیر در ایام عید وقتی عمیق فکر کردم به زوند عملکردم در سال 1403 متوجه شدم من باور فراوانی و احساس لیاقت رو خوب ساختم ، حتی می توانم بگم عالی ام ، کلی نتیجه تو دستم هست که حالا یه بخش هایی از اون ها رو تو این دیدگاه نوشتم وگرنه خیلی خیلی بیشتر هست
من توانایی تمرکز بر نکات مثبت هم درونم ساختم کلی نتیجه دارم و تقریباً یادم رفته بود ، این موضوع مرغ همسایه غازه !! تا زمانی که استاد به فایل در این باره گذاشت روی سایت
اما همون فایل «چرا فکر میکنیم مرغ همسایه غازه؟» وقتی ده ها بار گوش دادم و گاهی هم نت برداری کردم یه موضوعی رو فهمیدم که اولش خیلی زیاد در مورد پذیرفتنش مقامومت داشتم ولی واقعاً فکر می کنم ترمز من همینه…
من طی این چند سالی که در شغل املاک بودم و دیدم خیلی ها از کنارم رشد کردند و بالا رفتن
و از طرفی بارها دوستان و همکاران لطف داشتند و می گفتند شما واقعاً توی کارت به حرفه ای هستی
و هربار سوال من این بود پس چرا درآمدم اینقدر کمه؟؟ من که در تمام ابعاد عالیام؟
از اونجایی که جواب سوال رو پیدا نمی کردم احساس سرخوردگی و بی عرضه بودن می کردم و بعد می خواستم نگذارم حالم خراب بشه ناخودآگاه هر بار ذهنیتم نسبت به شغل املاک خراب و خراب تر میشد و میگفتم من چون سالم کار می کنم و این شغل فلان … خدا نمی خواهد من تو این شغل بمونم :)
خب یه چند باری هم طی این چند سال امتحان کردم و وارد شغل های دیگه شدم ولی اونقدر فشار اجتماعی روی من زیاد شد که نتوانستم تحمل کنم و دوباره بر می گشتم سراغ همین شغل املاک
تا اینکه یکی دو هفته پیش هدایت شدم به دو قسمت آخر صحبت های آقای هادی ترابی و استاد (نتایج دوستان)
اونجا تازه یه چراغ هایی تو ذهنم روشن شد که اععع همینه … من باورهام نسبت به این شغل خوب نیست … به همین دلیل هست که خیلی وقت ها قبل از قرارداد یا نزدیک به قرار داد همه چیز می ترکه :)) و خلاصه روز از نو روزی از نو …
حدود دو هفته پیش با سرچ کردن موضوعی کلمه «مشاور املاک» در قسمت جستجو سایت
با کمک گرفتن از دو تا دیدگاه از آقای هادی ترابی که ایشون در مورد شیوهی عملکرد صادقانهی خودش در شغل املاک و نتایج بی نظیری که کسب کرده نوشته بود
البته همین ها رو در اون فایل های تصویری هم میگه
و با کمک گرفتن از یک دیدگاه از خانم ژاله نقوی علائی که در جلسه سوم قدم اول نوشته بود (باور های مناسب برای شغل املاک
و البته داستان هدایت ایشون در پروفایلش که خیلی برای من الهام بخش بود
اومدم یه سری باورها رو نوشتم ، در واقع همون باورهای خانم علائی رو کپی کردم در یک نت و یه کمی ویراستاری نوشتاری کردم ولی همون مفهوم بود
و سعی کردم در بهترین محیط با کمترین نویز و با بالا ترین کیفیتی که موبایلم بهم ارائه میده ضبط کنم
خلاصه اون کار رو انجام دادم
و خیلی هم خساست به خرج دادم ، تقریباً دهمین باری که ضبط کردم فایل صوتی مورد تأیید خودم بود و طی دو سه روز که پشت سر هم روزی شاید ده بیست بار گوش می دادم یه سری نتایج حقیقی و غیر قابل انکار اومد و من حتی تا مرحله ست کردن یه قرارداد فروش رفتم که سهم من از اون قرارداد حدوداً 20 میلیون می شد
خب من متوجه شدم باید یه بار دیگه از اول وقت بگذارم یه فایل مخصوص خودم درست کنم
تقریباً سه روز هست که متمرکز روی همین موضوع هستم
و واقعاً فایل عالی ای میشه و خیلی برایش زحمت کشیدم و خیلی هم این متن بهم احساس خوبی میده و روی من تاثیر می گذاره
یه عالمه الهام دریافت کردم و با هدایت الله یه سری باورهای کمک کننده رو با کلی مثال نوشتم و می خواهم امروز پرونده اش رو ببندم یعنی کامل بنویسم و بعدش هم ویس ضبط کنم و شروع کنم به گوش دادن
همهی مسیری که رفتم رو اینجا نوشتم
حالا یه چند وقت دیگه ان شا الله میام از نتیجه ها هم می نویسم
دوستتون دارم
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
واقعا ممنون بخاطر این فایل عالی ، من دقیقا پریشب نشستم اهدافم رو مرور کردم و نوشتم که تو سال جدید چه چیزهایی میخوام بهش برسم. این فایل الان خیلی کمک میکنه به کامل کردنشون و خداروشکر یه مُهری شد که اوکی همون احساس لیاقت و خود ارزشیِ خودت و کارت
تمرکزت رو بذار رو این بقیهی چیه خودش میاد اونوقت..
اینجا هم به عنوان آخرین کامنتِ امسال گفتم یه رد پایی بذارم و مروری داشته باشم به اتفاقاتِ این چندوقت.
من یه برنامه ای برای امسالم داشتم که به هردلیلی نشد شایدم خودم ته دلم نخواسته بودم که بشه،بهرحال وقتی نشد پیگیرش نشدم،یه سه چهار روز استراحت به خودم دادم و بعدش که میشد اواخر بهمن،یهو یه جرئت و ایده ای
اومد که آقا تو شروع کن..مگه چندین مدت نیست که داری میشنوی از هرجایی که هستی شروع کن بدون قرض گرفتن با هرچی که داری،اصا یکار دیگه کن از پولِ اون بیا سراغ کار دلخواهت..
همون روز سرکار یه کاغذ قلم برداشتم گفتم من فلان قدر سرمایه اولیه (که تو ذهنم اوکی باشه که میتونم داشته باشمش) میذارم،باهاش یکسری وسیله میگیرم و شروع میکنم،
چون تا الان ابزار کارم کامل نبود همش پخش و پلا بود تمرکز نداشتم مشتری هم میگرفتم چون جام بد بود نمیذاشت لذت ببرم از کارم..
گفتم خدایا من همین جایی که دارم رو شروع میکنم،قدم رو برمیدارم بقیش با خودت..
اونموقع که اون رقم سرمایه رو نوشتم دقیقا شاید 1 دهمش رو نقد داشتم.
من تو دوروز که این تصمیم رو گرفتم،
حقوقم یهو 20 روز زودتر ریخته شد به حسابم،از کار مورد علاقم یه مشتری خوب گرفتم و انجامش دادم و بازهم یه پول خوب اومد دستم،
اینجا من از اون مبلغ سرمایهای که نوشته بودم فقط 1 تومن کمتر داشتم!
یعنی در عرض 5 روز برام نقد جور شد با درامد خودم،چون قول دادم که قرض نکنم،
اتفاقا یکی از دوستان هم گفت اوکی تو شروع کن چیزی خواستی من فلان جا آشنا دارم جنس بردار بعدا بده.. گفتم نه نقدی..
این بین یه دوست نزدیکی ازم یه کاری خواست که با حساب من چیزی رو از تو یه اپلیکیشن قرضی بگیره بعد ماه به ماه حساب کنه..
من که جوابم نه بود ولی واقا یک روز درگیر بود گوشه ی ذهنم واسه این نه گفتن،تا اینکه دیدمش گفت چی شد گفتم حقیقتش من اصا از مقولهی قرض و اینا خوشم نمیاد و اصا قبولش ندارم،و اونم خیلی خوب قبول کرد و تموم شد..
حالا من اوایل اسفند سرمایه ای که از خدا خواسته بودم رو داشتم تو دستم،با اینکه خب دم عید بود و هم میتونستم باهاش لباس بخرم مثلا یا گوشیم رو که خیلی دلم میخواست عوض کنم عوض کنم، گفتم نه و رفتم رنگ و اینا خریدم..
خرید بعدیم هم ابزار کارم بود که خییییلی معرکه هدایت شدم به یه شرکتی که صفر تا 100 وسیله ها رو خودش میساخت برا همین قیمت مناسبی داشت،تعجب آور بود درواقع.اینو که دیدم فردا صبحش مرخصی گرفتم و رفتم تهران کارهارو دیدم اوکی بودن و خریدمشون نقدی همونجا.. جالب بود این پکیج رو همه رو باهم داشت و دیگه نیاز نشد تک تک برم دنبالش بگردم هی ببینم.
حالا من هرچی ابزار و وسیله اولیه لازم داشتم برای یه استارتِ خوب،داشتم،خدایا شکرت.
یه جاهایی بعضیا میگفتن بذار تو عید که خلوتی قشنگ با خیال راحت شروع کن گفتم نه قبل عید میخوام آماده باشه و از قبل عید مشترس گرفته باشم.
خلاصه شروع کردم و به طرز باور نکردنی ای اوننننهمه کار تو 4 روز جمع شد!وسیله ها چیده شد و آماده شد کلا!
هنوز رنگ دیوار کارش تموم نشده بود مشتری پیام داد و تایم اوکی کرد..
فرداش یکی از آشناها زنگ زد و نوبتِ خیلی زودتر میخواست که قبلِ عید باشه.
مشتری ها اومدن،یه کار ساعت 2:40 صبح تموم شد! همون موقع ولی حسابش رو پرداخت کرد.
دوباره پول اومد دستم من میدونم کجاهای کارم نیاز داره بهتر شه و ضعف داره،
و در عین حال بخش دوم قانون آفرینش هنوز برام تو تخفیف بود و میتونستم اونو بخرم،
ولی من با اینکه تقریبا هیچوقت تو اینستاگرام تو لایوِ کسی نمیرم نمیدونم چرا پریروز دیدم یکی که دورادور از همین اینستاگرام میشناختمش و نکته هایی دربارهی کاری که میکنم تو پیجش میگفته،لایو گذاشته و منم دیدم لایوش پرسش و پاسخه و رفتم ببینم چیه،
اونجا هم چندتا سوال داشتم ازشون پرسیدم و جواب گرفتم.هم دیدم دورهی آموزشیش بخاطر عید تخفیفی خورده که من دقیقا با درامد شب قبلم میتونستم بخرمش اگه تخفیف نخورده بود نمیتونستم.
گفتم پس این هدایته و میخرمش که یکسری از اشکالام توی کارم برطرف بشه..
ذهنم میگفت تخفیفِ دورهی استاد چی..
گفتم پول سرمایهی کار زدن اومد پول خرید دورهی استاد هم 10 برابرش میاد..
حالا من اینجام و امروز هم آخرین مشتریِ سال 1402 رو دارم
اینم از پولِ خریدِ دورهی استاد
خدایا شکرت
البته ناگفته نماند که به لطف دورهی عزت نفس و قانون آفرینش و توکل به خدا همهی اینا شد
دیگه تمرکزی رو احساس لیاقت برای و خودم و کارم باورسازی انجام میدم،چون نتیجه دیدم خیلی سریع اونم،خدایا شکرت
ممنون از شما و صحبت هاتون.
ما خیلی خوشبختیم که اینجا جمعیم و میتونیم حرف هامون رو بزنیم،و صحبت های شمارو بشنویم.
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیزم وتمامی دوستان من ایمان نایبی هستم ومدتی هست که درسایت عضو شدم وکلی اتفاقات معجزه آسا برام درحال رقم خوردن هست اما استاد از وقتی این فایل رو دیدم تاامروز که 4 خرداد 1403 هست واقعا شخصیتم درحال رشدکردنه از وقتی که روی احساس لیاقت وخودارزشمندی دارم کار میکنم آدم های دور واطرافم سبک زندگیم کاملا به لطف الله داره تغییر میکنه آدم ها بیشتر به حرفم انگار گوش میدن بیشتر دارم به خودم احترام میزارم به لطف خدا از بی نظمی بی بند وباری دارم رها میشم از زندگیم بیشتر دارم لذت می برم آدم هایی که باهام هم مدار نیستن به راحتی دارن اززندگیم حذف میشن واقعا دارم یک انسان دیگه میشم من آدمی بودم که دوسال سیگار میکشیدم به لطف خدا وباهدایت خداوند از فروردین ماه خداوند هدایتم کرد مثل همیشه که هدایت میکنه به طرز معجزه آسا ودیگه سیگار نمی کشم حتی استاد یه اتفاق زیبای دیگه ای که برام درحال رقم خوردنه ازدواجم هستش که دارم به لطف خدا ازدواج میکنم وگفتم این اتفاق زیبا روهم باشما به اشتراک بزارم ولی میدونم که تاآخر عمر تا ثانیه ای که نفس می کشم باید روی خودم کار کنم ممنونم بابت تمامی زحماتی که برای ما می کشید وسپاس گزارم ازخداوند مهربان که شمارو به من هدیه داد