قلبی که به سوی خداوند باز می شود

دیدگاه زیبا و تأثیرگذار مهشید عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

خداوند به شکل فوق العاده ای این سوره رو به عنوان نشانه امروز من فرستاد.

فکر میکنم هر کس که این سوره رو میخونه، میتونه با شرایط و موقعیت هایی که خودش توی زندگیش داشته، تطبیقش بده و مصداق هایش رو توی زندگی خودش ببینه.

یعنی احتمالا برای خیلیا پیش اومده که یه زمانهایی یه بارِ گرانی، به شکل نگرانی ها و ترسها و مسائل و مشکلات داشتن، که نه تنها خیلی آسون و ساده حل شدن، بلکه کلی خیر و برکت هم، از قِبَل اونها بدست اومده: همون برداشته شدن بار گران و بلند شدن آوازه.

الان توی یه برهه ای از زندگیم هستم که دنبال راه حل برای برداشتن ترمزی هستم که تازه پیداش کردم. توی کامنتها، توی متن فایلها، توی صحبتهای استاد، همش دنبال یه راهی هستم که اصولی و درست حلش کنم.

بعد از یه مدت کلنجار رفتن و دست و پا زدن، هدایت شدم که توی عقل کل از دوستانم بپرسم و پیشنهادهای که میگن رو انجام بدم.

بعدش، هدایت شدم به دسته فایلهای دانلودی «ایمانی که استمرار در عمل می‌آورد». دارم فایلهایی که توجهم رو جلب میکنن گوش میدم. متن هاشون رو میخونم. قسمتهای مهمش رو توی دریم بردم کپی میکنم.

من مصمم که این ترمز رو بردارم. من نمیخوام آشغالا رو بزارم زیر مبل. من از خدای خودم درخواست کردم که راه حل این کار رو جلو پام بزاره، و ان شا الله با هدایت خودش این موضوع رو حل میکنم.

حالا که همزمان با این تلاشها، خدا این سوره رو برای نشانه ام فرستاد، حالا که داره میگه «باباجون مگه هربار خودم بار گرانت رو برنداشتم؟! هنوز هم شک داری که این بار هم خودم راه رو بر تو آسون میکنم؟!» خیلی انرژی و انگیزه ام بیشتر شده.

خدایا من میخوام اینقدر ایمانم قوی بشه، که الهامات تو رو به سرعت اجرا کنم. دست دست نکنم. دو دوتا چهارتا نکنم. الهامات رو سریع تشخیص بدم. نگم از کجا معلوم الهام باشه. من میخوام از ترسهام بزرگتر بشم. خدایا من دارم سعی میکنم بنده بهتری برات باشم.

خدایا قلب من رو باز کن. میخوام صدات رو بلندتر و واضح تر بشنوم. با همه وجودم بشنوم. خدایا از شر نجواهای شیطان به تو پناه میبرم. میدونم که اون بر من تسلطی نداره. چون این وعده توئه و چه کسی از تو به عهدش وفادار تره.

خدای من، همین الان که داشتم این کامنت رو می نوشتم، یه خبر فوق العاده دریافت کردم. چیزی که 4 ماه منتظرش بودم. خدایا قلب من رو باز کن که من هم زمره اون بندگان صالحت قرار بگیرم، که اصل رو از فرع تشخیص میدن. من میخوام یاد بگیرم، مسلط بشم به اینکه بیام آگاهانه از قدرت خلق زندگیم استفاده کنم. و این جملات فوق العاده استاد قلبم رو آروم کرد:

هیچ هدفی نیست که بزرگتر از خداوند باشه؛

همه چی دست یافتنیه؛

همه چی دست یافتنیه؛

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری قلبی که به سوی خداوند باز می شود
    480MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی قلبی که به سوی خداوند باز می شود
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

800 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز نوری زاده» در این صفحه: 2
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1497 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و پنجم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت اینکه مادرم دوغ و گوجه و پیاز خرید(نعمت غیر منتظره)

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه دیشب تو خونه خالم از خواستگارهای دختر خالم حرف میزدن و این ورودی ها که به ذهنم داده شد فرداش که امروز میشد یه خواستگار زنگ زد به مادرم با اینکه من جواب مثبت ندادم بهش ولی نشانه خوبی بود

    خدایا شکرت بابت اینکه طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نیلا بیاد نیلا خانوم اومد و براش رقص آموزش دادم و عالی یاد گرفت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران و واریزی داشته باشم یه مشتری زنگ زد و 50 بسته سفارش داد بردم به کارشناسان با کرایه 780 تومن واریز کرد و نشست تو ماشین کلی با من و مادرم حرف زد خودش و شغلشو معرفی کرد بهم پیشنهاد کار داد خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری دیگه زنگ زد و 3 بسته خرید و 60 تومن دریافت کردم

    خدایا شکرت بابت اینکه شب رفتیم خونه عموم خیلی خوش گذشت میوه خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه از تو لباس میخواستم هدایتم کردی به خونه عموم ، دختر عموم یه مانتو و یه لباس مجلسی و یه کفش مجلسی بهم هدیه داد خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه تو میدان بسیج که مرکز شهره یه باغ بسیار بزرگ و زیبایی هست اونجا نگه داشتم و بابت هوای عالی و باغ بزرگ و فراوانی درختان و سنگ فرش ها و دیوار های رنگی زیبا و پرنده های درحال پرواز و شب بابت ابرهای زیبا و آسمون قشنگ و ستاره های بی نهایت و فراوان و درخشان سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم زن عموم سیب و گوشت قربونی بهم هدیه داد

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    قلبی که به سوی خداوند باز می‌شود

    میخوام درمورد الهام خیلی واضحی که خداوند به قلبم کرد و من یک سال و نیم بود اصلا گوش نمی‌دادم به اون الهام

    من تو رابطه ای بودم که طرف تایپم نبود ولی بخاطر عدم اعتماد به نفسم و احساس شدید دلسوزی که در من بود و شرک بزرگی که داشتم نمیتونستم رهاش کنم یعنی حرفش پیش میومد و میگفتم جدا شیم ولی اون راضی نمیشد و من ایمان و شجاعت اینو نداشتم که رهاش کنم

    نیاز داشتم به ساختن ایمان به ساختن باور به ساختن شجاعت

    هر چی روی خودم کار میکردم اون الهامه واضح بود

    هر چی روی خودم کار نمیکردم اون الهامه محو میشد

    ولی من جرئت انجام دادن اون الهام رو نداشتم

    چندین و چند بار بهش گفتم جدا شیم و شجاعت رها کردنش رو نداشتم به چند دلیل :

    1. گفتم اگه رهاش کنم احساس گناه اذیتم میکنه

    2.احساس دلسوزی داشتم نسبت بهش

    3.انقدر احساس قربانی بودن داشت که احساس گناه و دلسوزی در من بیشتر می‌شد و برمیگشتم به رابطه

    4.شرک داشتم میگفتم اگه کات کنیم کی برام خرید میکنه کی کمکم میکنه کی ماشینم رو درست میکنه کی منو به گردش میبره کی منو به طبیعت میبره

    5.شرک داشتم میگفتم اگه اون نباشه احساس تنهایی میکنم

    6.انقدر احساس شدید نیاز به توجه در من شدید بود که اون بهم توجه می‌کرد و من میموندم تو رابطه

    این چند ماه و هفته ها و مخصوصا روزهای اخیر نشونه های واضح میومد که این رابطه باید تموم شه چک و لگد ها رفته رفته شدید تر میشد

    منم کتک خورم ملس بود گوش نمی‌دادم به نشانه ها بخاطر شرکم بخاطر بی ایمانیم

    این روزهای اخیر که نشانه های واضح جدایی اومده بود از خدا خواستم یه نشانه واضح هم بده به من

    همون شب حالت تسلیم شدن تمام وجودم رو گرفت

    گفتم خدایا من تسلیمتم و گریم گرفت گفتم خدایا هدایت کن

    برداشتم نوشتم که چرا من میخوام با این آدم کات کنم ؟ نوشتم تمام دلایلش رو وقتی نوشتم دیگه یه تصمیم بسیار قاطع گرفتم که همه چی تمومه همه چی تمومه

    خوابیدم و بیدار شدم خدا بهم گفت پیج طرف رو تو گوشی خودت نصب کن منم انجام دادم و رفتم یه چیزایی دیدم که رابطه رو کلا تمومش کردم با شجاعت بدون دلسوزی همونجا به دوستش گفتم سمت من نیاد و من تمومش کردم

    انقدر خدارو شکر کردم و میکنم که این بار بسیار گران رو از دوشم برداشت

    این بار بسیاری گران و سنگینی بود که یک سال و نیم بود رو دوشم بود و خداوند این بار رو برداشت ازم خدایا شکرت

    گفتم من برای خواسته ام برای موفق شدنم من باید بها بپردازم و این یکی از بهای سنگینی بود که برداشتم و حذف کردم آدم نامناسب رو از زندگیم چون همش ورودی منفی می‌داد به ذهنم

    خداروشکر خاطرات خوب و خوشی باهم داشتیم

    آدم خیلی خوبی بود

    من با این منطق ها تونستم رهاش کنم اونم یه رابطه یک سال و نیم رو که هر روز باهم می‌گشتیم و ساعت زیادی باهم بودیم باهم سفر و گردش و خرید رفتیم کلی خاطره های خوبی ساختیم

    منطق ها:

    _یه کلیپی هست از حامد بهداد گوش دادم خیلی آرومم کرد که میگه یه فیلم خوب یا بد بازی کردم لذت بردم در لحظه بودم حتی به غلط و….

    _به مرگ فکر کردم و به رهایی رسیدم گفتم یکی میمیره بعدش نمیتونه حرف بزنه و اون دیگه وجود نداره تو دنیا و دوستم با مرگ مادرش  تونست کنار بیاد حتما با نبود منم کنار میاد و با این منطق احساس گناه رو از خودم دور کردم

    _احساس دلسوزی میومد گفتم هر کسی هر جایی که هست جای درست خودشه

    _میگفتم اگه از من جدا شه میره معتاد میشه به منم گفته بود این حرفو ولی من مسئول زندگی دیگران حتی خانوادم نیستم

    _شرک داشتم که کی کمکم میکنه ماشینم رو کی درست میکنه ولی حالا میگم خداوند حمایتگر منه

    _هی پیام میده برگردم ولی من رو تصمیمم موندم و جوابشو نمیدم بلاکش میکنم بازم از شماره دیگش پیام میده کلی التماس میکنه ولی من جواب نمیدم تهدیدم میکنه اصلا جواب نمیدم و من هیچ ترسی ندارم تهمت زد که دوس پسر پیدا کردی ولی من بازم هیچ واکنشی ندادم

    _وقتی رهاش کردم خیلی خوب تونستم ذهنم رو کنترل کنم و خداوند یه ایمانی بهم داد که اصلا حالم بد نشد و اتفاقا خوشحالی کردم فقط دو سه بار اشک ریختم که میدونم اینم طبیعیه و خلاصه خودمو آروم کردم خدایا شکرت و دارم میبینم پاداش کنترل ذهنم رو که اتفاقات خوبم هرروز داره بیشتر و بیشتر میشه

    میدونم اون که پیام میده وقتی من بهش توجهی نکنم و کلا تو فکر و ذهنم بهش فکر نکنم از مدارم میره بیرون و هیچوقت سراغمو نمیگیره

    اونم درس میگیره و موفق میشه براش آرزوی موفقیت میکنم

    منم کلی درس گرفتم از این رابطه خدارو شک 

    از خدا نشانه خواستم خداوند هم نشانه واضح رو داد بهم ازش که یه رفتار خیانت گونه ای بود منم رهاش کردم خدایا شکرت

    من از دوست یک و نیم سالم جدا شدم ولی نه به خودکشی فکر کردم نه به خود زنی نه به یه قرص و عوانل بیرونی که برم مصرف کنم و درد و غمم یادم بره

    اتفاقا به هنرجوم گفتم فردا بیا رقص یاد بدم بهت هنرجوم اومد رقص بهش یاد دادم

    اتفاقا هدف های بزرگی دارم اولین هدفم خرید دوره 12 قدم هست که انشاالله حتما میخرمش و با جدیت و متعهدانه روش کار میکنم

    خدایا شکرت که این بارِ گران رو از رو دوشم برداشتی و الان چقدر سبک بال و پر از آرامش و حال خوبم

    وقتی خدارو تو قلبم جا میدم وابستگی معنا نداره شرک معنا نداره ترس معنا نداره

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1497 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و هشتم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو داشته باشم و از جایی که فکرشم نمیکنم برام مشتری بفرستی که مشتری پیرمادر که همیشه ازم خرید میکنه 25 بسته سفارش داد و بردم براش به ازای 500 تومن

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم بازم مشتری زنگ زد 5 بسته خرید کرد و 100 تومن دریافت کردم

    خدایا شکرت که تونستم آگهی کنم پودر زعفران رو و مشتری ها پیام دادند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت کاری که فرار میکردم رو انجام دادم اونم رفتن به کافی نت بود که رفتم برای تعویض پلاک وقت بگیرم که هزینه نقل و انتقال و پست رو پرداخت کرد و گفت که برید پست بعد بیایید وقت بگیرم براتون خیلی عالی توضیح می‌داد تحسینش میکنم .من جرئت کردم و ازش پرسیدم که برای راه اندازی کافی نت چه چیزهایی لازمه که گفتند باید بلد باشی و هیچ مجوزی هم لازم نیست .من مشتری هایی که پشت سر هم میومدن رو تحسین میکنم و این باور فراوانی رو در من ساخت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم یه معجوووون بسیار خوشمزه که حسم گفت بریم از اونجا بگیریم و رفتیم و دوستم برام خرید دیوانه شدم از طعم فوق العادش

    خدایا شکرت که با مادر و خواهرم رفتیم کیف فروشی و مشتری های زیادی رو دیدم و این یعنی فراوانی

    خدایا شکرت بابت شکر و نبات و تخم مرغ و چای که مادرم خرید برا خونمون خدایا شکرت بابت این همه نعمت

    خدایا شکرت بابت ماشین های پورشه و ماشین های چینی شاسی بلند و لندکروز هایی که دیدم تو نمایشگاه ها این فراوانی نیست پس چیه چقدر قشنگ پارک کرده بودند در کنار هم با چند میلی متر فاصله خیلی با ظرافت چقدر خوشگل بودن خدای من

    خدایا شکرت بابت هوای خنک این روزهای شهر قشنگم خدایا شکرت بابت جای گرم و نرم و راحتم خدایا شکرت بابت ماه قشنگ تو آسمون خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و….

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    قلبی که به سوی خداوند باز می‌شود

    بررسی سوره انشراح توسط استاد و مریم جان

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    الم نشرح لک صدرک

    آیا برای تو سینه ات را نگشاده ایم؟

    و وضعنا عنک وزرک

    و بار گران را از دوش تو برنداشتیم ؟

    الذی انقض ظهرک

    همان بارگرانی که گویی پشت تو را میشکست

    و رفعنا لک ذکرک

    و نامت را بلند آوازه نکردیم؟

    (این سوره رو در مورد خودم خوندم و چقدر درک کردم چقدر خوبه این سوره رو در مورد زندگی خودمون بخونیم اونوقت قشنگ میفهمیم)

    استاد میگه وقتی که درمورد این آیه ای که خداوند با پیامبر صحبت میکنه مطالعه میکردیم

    یادمون به مشابهت های زندگی خودمون افتاد

    وقتی که خداوند قلب رو باز میکنه یعنی جایگاه دریافت الهامات رو باز میکنه

    کمک میکنه که پیام خداوند رو بهتر بفهمیم‌

    نتیجه درک پیام خداوند و عمل کردن به اون ادراکات میاد میگه که آیا باری رو از روی دوش تو از روی پشت تو برنداشتیم که داشت کمرتو میشکوند

    من یاد خودم افتادم که پیام های خداوند رو  درست درک نمیکردم و باری به هر جهت زندگی میکردم و عملا هیچ دیدگاه خاصی نسبت به خداوند به این شکلی که الان دارم نداشتم

    تو زندگی خودم میدونم که قبل از اینکه قلبم باز بشه و پیامارو دریافت کنم چه باری روی دوشم بود و خداوند برداشت

    یکی از بیاد ماندنی ترین روزهای سخت زندگیم زمانی بود که من توی بندرعباس راننده تاکسی بودم فرض کن توی اون گرما و شرجی تو راننده تاکسی دنده آرژانتینی باشی حتی کولر هم نداشته باشه و مسافر کشی کنی

    واقعا روزها واسم سخت می‌گذشت حتی روزایی بود مسافرا بحث میکردن که پول خورد نداریم و…

    و اون بار گرانی بود روی دوش من

    ماشین منم همیشه خراب بود

    پلیس جریمم میکرد و باید تا شب کار میکردم تا جریمه رو پرداخت کنم

    همه این سختی ها بود قبل از اینکه من پیام خدا رو دریافت کنم قبل از اینکه قوانین جهان رو بفهمم

    همه اون اتفاقاتی که خداوند توی این سوره صحبت میکنه درمورد اون بار گرانی که برداشته شد توی اون شرایط سخت زندگی و توی اون موقعیت و حالا اون اعتباری که خداوند به من داد

    من که همون آدمم ولی وقتی قلبم باز شد و الهامات رو دریافت کردم و توی مسیرش حرکت کردم

    اون اعتباری که به من داد و الان  سایت عباسمنش دات کام انقدر شناخته شدست و پر بازدیدترین سایت تو دنیاست و انقدر اعتبار هست

    اینا زمانی اتفاق افتاد که اون شرح صدر اون بازشدن قلب اتفاق افتاد

    وقتی که خداوند رو تنهااااا منبع قدرت تو زندگیم درک کردم و توی مسیرش حرکت کردم خداوند چه بارهایی رو از روی دوشم برداشت

    حتی فکر کردن به زمانِ بندرعباس برام ترسناکه و اونموقع داشتم اون شرایط رو زندگی میکردم

    و خداوند اون شرایط رو تغییر داد

    همه چیییی تو زندگی من تغییر کرد

    ما که تبلیغاتی نکردیم خداوند بهم اعتبار داد

    اینکه چطوری افراد با سایت من آشنا میشن همش کار خداونده که داره کارارو انجام میده

    افراد حتی از طریق افرادی که میخواستن منو تخریب کنن با سایت من آشنا شدند این همین تیکه ایه که احساس کردم خداوند داره با من صحبت میکنه

    من با این تیکه ای که شما گفتید اینکه خداوند انتخاب کرده مقاومت دارم

    یعنی من اعتقاد دارم که از وقتی که خودم دنبالش بودم پیداش کردم نه اینکه بگیم خداوند منو انتخاب کرده

    بنظر من ، ما هممون به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند فقط کافیه قلبمونو پاک کنیم و بخواییم که هدایت بشیم و هدایت میشیم

    ادامه سوره:

    ان مع العسر یسری

    همانا با هر سختی آسانی است

    و تاکید میکنه البته با هر سختی آسانی است

    اون موقع که ما بچه بودیم ترجمه این آیه رو میگفتن بعد از هر سختی آسانی است

    و این مفهوم رو نشون میدادند که شما اگه دارید سختی می‌کشید اشکالی نداره بعدا در دنیای بعدی بهشت میری

    در صورتیکه از کلمه مع استفاده کرده

    به معنی همراه با هر سختی آسانی است

    و دوباره تاکید میکنه که همراه با هر سختی آسانی است

    یعنی وقتی خداوند به پیامبر میاد میگه که بار رو از روی دوش تو برداشتیم و قلبتو باز کردیم و نامتو پرآوازه کردیم

    اون سختی ها هم بوده این آسونی ها هم بوده

    وقتی که پیامبر مسیرشو عوض کرد آسونی ها رو دریافت کرد به جای سختی ها

    یعنی توی جهانی که ما زندگی می‌کنیم هم سختی هست هم آسونی هم سلامتی هست هم بیماری هم فقر هست هم ثروت هم بالا هست هم پایین هم گرم هست هم سرد هم روابط مناسب هست هم روابط نامناسب هم آدمای خوب هستند هم آدمای ناجور

    اینکه ما کدوم ورِ قضیه قرار داریم و قلبمون توی چه مداری هست این نشون میده ما چی دریافت میکنیم

    مطمئنا با هر سختی آسونیه

    اون موقع یه دوره بود تو زندگیم فقط سختی بود این موقع فقط تو زندگیم آسونی هست

    برای یه عده ای فقط سختی هست نه به این معنا که سختی وجود داره

    اونا اونور قضیه اند

    اونا تو مدار دریافت سختی ها هستند

    اونا هنوز شاید به اندازه ای که خدا رو باور کنند باور نکردند

    و خودشونو لایق دریافت آسونی ها و نعمت ها ندونستند

    حالا به این معنا نیست که حتما باید سختی بکشیم بعدش آسونی باشه

    نه ،به این معناست که این دو تا سختی و آسونی باهمند ما انتخاب میکنیم و هم مدار میشیم یا با بیماری یا با سلامتی یا با کمبود یا با فراوانی

    ما هستیم که انتخاب میکنیم با افکارمون

    مریم جان میگه من هر ترمزی که برداشتم آسون شدم برای آسونی ها

    و با ترمزها خودم رو آسون کرده بودم برای سختی ها

    فاذا فرغت فانصب

    پس چون فراغت یافتی به طاعت درگشا(پس از اینکه از مهمی فارغ شدی به مهم دیگر بپرداز)

    اینم دقیقا برای اینه که وقتی برای زندگیت هدف داریم و حرکت میکنیم خیلی خیلی حالمون بهتره تا وقتی که هدف و انگیزه نداریم بخاطر همین میگه وقتی به هدفت رسیدی هدف دیگتو دنبال کن

    بارها و بارها خود من درگیر بی هدفی شدم

    وقتی آدم به خواسته هاش میرسه و نتایج خوبی میگیره خیلی احتمال داره که دیگه حرکت و پیشرفت نکنه ولی برداشت من از این آیه اینه که وقتی پیشرفت و حرکت میکنی و به هدفت میرسی فکر نکن دیگه همه چی تموم شد ادامه بده حرکت کن چون این یه مسیره مقصد نیست و یه نقطه پایان نیست

    قبل از اینکه به هدفت برسی(وقتی نزدیکی که برسی به هدفت) هدف بعدی رو مشخص کن 

    تمام مربی هایی که من موفقیتشونو شنیدم گفتن که دو روز جشن گرفتیم خوشحالی کردیم بعدش از فردا و پس از فردا هدف بعدی فصل بعدی رو متمرکز میشیم

    و الی ربک فارغب

    و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور

    وقتی که این اشتیاق رو به سمت پروردگارت چاشنی قضیه میکنی همه چیز دوباره خیلی آسونتر میشه

    یعنی حرکت میکنی و از خدا میخوای که کمکت کنه برای هدف بعدی و خدا بهت ایده بده و در الهامات رو برات باز کنه و آدما و شرایطی رو که برای رسیدن به هدفت کمکت کنند رو به سمتت هدایت کنه ‌و تو رو به سمت اونا هدایت کنه

    و وقتی که این باور هست که با رویکرد به خداوند و با اشتیاق با حس خوب با ایمان با باور با توکل وقتی حرکت کنی واقعا هیچ هدفی نیست که بهش نرسی واقعا هیچ هدفی نیست که بزرگتر از خداوند باشه همه چی دست یافتنیه

    و من همه این پروسه ای که تو این سوره بوده توی زندگی خودم دیدم همون باری که رو دوشم بود و کمرمو داشت میشکوند و اون باری که خداوند برداشت و نامی که پر آوازه کرد و سختی و آسونی هایی که تو دل همدیگه بودند و هدف هایی که بعدش مشخص کردم و بازم پیشرفت کردم و بازم خداوند داره هدایت میکنه و قدم های بعدی رو روشن میکنه

    این درس بزرگی بود که می‌خواستیم در موردش صحبت کنیم

    هر چه که من دارم از خداونده

    یعنی اعتبارش رو به خداوند میدم

    چون همه کارارو خدا انجام داد

    من باور دارم خداوند فقط برام نیکی و پاکی و خوبی و درستی میخواد

    و هیچکس تاثیری توی زندگی من نداره

    من هیچوقت از تهدید هیچ کس نترسیدم

    بارها دیدم که خداوند چه درهایی رو برام باز کرده که قابل باور نبوده برای من

    از ایده هایی که بهم گفته میشه از آدمایی که وارد سایت میشن از دوستان و ارتباطاتی که دارم‌ و از سلامتی و ثروتی که دارم همشو اعتبارشو میدم به خداوند

    هرچقدر اعتبارو به خداوند بدیم و ازش بخوایم که هدایتمون کنه قلبمونو باز کنه که درک کنیم میبینیم که این اتفاق میفته و خداوند همیشه داره هدایت میکنه

    ما خودمون قلبمونو بسته بودیم با افکارمون با ورودی هامون با ترس هامون با شرک هامون با بی ایمانیمون خودمون این کارو کرده بودیم

    وقتی باورمونو ایمانمونو تقویت کنیم

    وقتی توکل و توحید رو بذاریم جای شرک و ترس

    بارها برداشته میشه و خداوند هدایت میکنه و میبینیم که ان مع العسر یسری بوده

    میبینیم که سختی ها بوده آسونی ها هم بوده ما خودمون سختی رو انتخاب کردیم

    اگر که مسیرمون رو عوض کنیم آسونی رو دریافت میکنیم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: