این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/07/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-07-19 06:08:272025-12-18 02:59:42قلبی که به سوی خداوند باز می شود
800نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام دوستان میخوام امروز مطلبی رو بنویسم اما دلم خواست قبلش یه متن زیبا از شکسپیر بزارم که میگه:
اگر چیزی رو به دست نیاوردی فراموشش کن
و اگر نمیتونی چیزی رو فراموش کنی
به دستش بیار
واقعا هم همین هست ما روزانه تو ذهنمون هزاران رویا تخیل هدف تجسم ارزو میاد مثل(خاک رس کوزه گری) ولی فقط 5% اون ها به دست ما خلق اثار میشن از بالقوه به بالفعل تبدیل میشن چرا؟ چون یا خودمون کوچکتر از اون ها میبینیم و فرار از تعهد به خودمون برای ساختن اون افکار میکنم یا اصلا اعتقاد نداریم به اینکه ما هم یه نمونه خدایی کوچک شده روی زمینیم حداقل خدای وجود خودمون
بیاییم برای اینکه قبلمون به سمت خدا باز کنیم این مدلی تجسم کنیم بدنمون یه جسم بی جان لحاظ کنید یعنی از بیرون بدنتون بدون روحتون نگاه کنید روحتون از بدنتون تجسما خارج کنید
یه بدن بی جان افتاده روی زمین ایا این بدن قدرتی داره؟ با همه وزن و طول و ابعاد
با همه زیبایی ها و زشتی هاش
حالا فرض کنید قراره داخل اون بدن سفر کنید یعنی شما در واقع روحتون هستید قراره بار اول وارد اون بدن بشید بدون شناخت قبلی
از کجا وارد میشد؟ نوک سر یا نوک پا؟ از قلب یا یهو شیرجه میزنید تو بدن و مهم نیست کجا؟
چقدر تجسم قشنگی هست من میگم کم کم از نوک پا ارام ارام وارد میشم انگار وارد یه تونل شدم ناشناخته یه سیاره گنج ناشناخته کم کم میرسم به سمت جایی که وقتی صدای منو میشنوه از ذوق عین بچه گرپ گرپ میکنه میطپه بومب بومب تازه اون جسم داره معنی میگیره از حالت بی جانی داره تازه معنی و مفهوم حیات و هستی میگیره میشه الان بجای مرده متحرک براش هویت انتخاب کنی اینجاست که بین مذکر و مونث بودنش دیگه تفاوت میگیره چرا؟ چون معنی و بو حیات گرفته
والا بدون روح مگر فرق داره چی نثار خاک میشه؟
حالا که این جسم به سر میرسه بوق ممتدی گوشش رو کر میکنه چشمانش باز میکنه لبانش به رعشه در میاره اینجاست که تازه میفهمه حیات داره صدا و تصویر داره بلند میشه میشنه و خودش نگاه میکنه عین بچه ها ذوق خودشو میکنه فورا اینه میاره خودش نگاه کنه چه شکلی هست اینجاست تازه معنی و مفهوم خدا رو پی میبری به عالم خلقت پیچیده که برای تو اسون کرده
شما برات سوال شده این همه انسان حدودا 7 میلیارد خرده بلکه بیشتر چطور ادم و حوا هابیل و قابیل اورد بعد که هابیل مرد قابیل گناهکار با کی ازدواج کرد…. تهش چیشد که رسیدیم این همه ادم…
خیلی پیچیده هست و من ندیدم حتی جایی درباره این خلقت پیچیده حرفی زده بشه درباره نطریه های وینگر و وایکینگی ها و خیلی نظریه های دیگه اونقدر پیچیده هست که تو هضمش نمیتونی کنی نه در فهم بگنجد نه در وهم و خیالی
انقدر با عظمت هست خدا نمیتونی قلبت رو براش باز نکنی
از شوق وجودش در خود نگنجی
براش با صدای قلبت نرقصی منظور رقص سماع هست
حکایت این جمله
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد،
عزیز میشود
یک لحظه آفتاب در هوای سرد
غنیمت میشود
خدا در مواقع سختی ها
تنها پناه میشود
یک قطره نور در دریای تاریکی
همۀ دنیا میشد
یک عزیز وقتی که از دست رفت
همه کس میشود
پاییز وقتی که تمام شد
به نظر قشنگتر میشود
و ما همیشه دیر متوجه میشویم!
قدر داشتههایمان را بدانیم
چرا خیلی زود دیر میشود؟؟؟
وقتی به خدا میرسیم که خیلی دیر شده اونم زود در واقع دیر شده
خدایی که تمام مدت در کنج قلب ما بوده در گوشه تاریک خونه مغز ما بوده در نزدیکی رگ گردن ما بوده ولی غافل از اینکه ما بنده های غافلشیم تا روز سختی صداش نمیکنیم
خواستم فقط دکلمه ای از راز و نیاز های خودمو با معبود خودم بگم
سلامی دوباره به استاد عزیز امروز فکرکنم چهارمین کامنتی هست که میذارم
میدونی استاد حالم خوبه کلی فایل ناب و درجه یک گوش دادم سطح انرژیم عالیه عالی.
استاد جان این فایل بینظیر بود و مایلم چندتا مثال از خودم بنویسم.
دوستان عزیز این مسیری که با ورود به این سایت شروع میکنید اینقدر تغییراتش زیبا و آهسته آهسته رقم میخوره که انگار ن انگار اتفاقی افتاده و فقط افراد بیرونی میتونن بگن چقدر تغییر کردیم.
دوستان همین مسیر و همین خدایی که میپرستیم اینقدر دستمو گرفته و بهم عزت و احترام داده که الان که یادم میاد اشکام سرازیر میشه.
4سال پیش وقتی تازه بعد از اتمام خدمت سربازی عقد کردیم من و عزیزدلم( من ساکن دزفول استان خوزستان عزیزدلم ساکن قیدار استان زنجان) استاد جان گوشی نداشتم.پول نداشتم.لباس گرم مناسب نداشتم و وقتی میرفتم زنجان از سرما یخ میزدم.
استاد جان اینقدر بی ارزش بودم بین فک و فامیل که فقط خدا میدونه.
چون خونواده سطح پایین بودیم از لحاظ مالی کسی از دوستان و آشنایان محل به ما نمیذاشتن و بی ارزش بودیم.
خداروشکر با لطف و مرحمت خدا با عزیزدلم عقد کردم و همه منتظر این بودن بزودی از هم طلاق بگیریم چرا چون بی پول و بی ارزش بودم و میگفتن زنش باهاش نمیسازه چون بیکاره.
استاد جان واقعا پولی نداشتم و ایده ای برای کارکردن نداشتم.
کاملا معجزه آسا خدا هدایتم کرد به کار خرید و فروش انواع یخچال و فریزر صنعتی.
خداروشکر الان بعد از گذشت سه سال وخورده ای از اون موقه بنده بین تماااام دوستان و آشنایان و آهالی روستا بعنوان فرد ثروتمند و خیلی خوشبخت معروفم.
همه حسادت میکنن به زندگی من ولی من حتی یک ذره به کسی فیس و افاده ندارم.
با خودم در صلح هستم و عاشق زنم و دخترم هستم.
هرچیزی که دلم میخواد میخرم.انواع لباس سرد و گرم از هر کدوم چندین تا.
گوشی های لمسی آخرین مدل.هرچی دلمون میخواد میخریم و میخوریم.
کسب و کار شخصی خودم را دارم.خونه و فروشگاه ساختم.زندگی درجه یک و پر از آرامش دارم.
مهمتر از همه این سایت عالی و الهی را دارم و هرروز روی خودم کار میکنم.
واقعا اگه خدا نبود چطور میتونستم به اینجا برسم؟!!
الان محرم هست و همه سیاه پوشیدن و ادای آدمهای ناراحت و غمگین را درمیارن ولی نمیدونن قانون چیه نمیدونن امام حسین بخاطر عشق خودش شهید شد و به لقا الله رسید.
نمیدونن حال خوب داشتن بهترین و مهمترین کار جهانه و امام حسین بخاطر رسیدن به حال خوب رفت و شهید شد.
با اینکه محرم هست ولی بنده بدون عذاب وجدان دارم زندگیمو میکنم و کارامو انجام میدم و میدونم هرچی باید اتفاق بیفته تهش برمیگرده به حال خودم.
الهی صدها هزار مرتبه شکرت و سپاسگزارتم.
و این تازه شروع داستان زندگی من هست.
بزودی میخوام مهاجرتم را شروع کنم.
آخ استاد جان چکار کردی با ما.خدا بهتون عزت روز افزون بده.
خدایا شکرت که امروز هم کامنت این قسمت رو مینویسم.
این روزها فایلهای توحیدی استاد رو خیلی بیشتر گوش میدم البته که اکثر فایلهایی که گوش میدم توحیدی هستند .
شنیدنشون آرامشی رو نصیبم میکنه که با هیچ چیزی نمیتونم عوضش کنم
با قدرت میگم من روی شونههاش سوارم و از اون بالا منو به بهترین جاها میبره من فقط باید شکر کنم البته که در حد توانم سپاسگزارش هستم و اینکه از شما استاد عزیز یاد گرفتم که اعتبار هر چیزی رو فقط به خودش بدم قطعاً میگم من که هیچ کاری نمیتونم بکنم من که هیچ کاری نکردم ولی همه کارهام خیلی خوب و روان پیش میره خداوند منو آسون کرده برای دریافت آسونیها بابت همین موضوع خیلی شکرگزارشم .
در رابطه با معنای این سوره که خیلی خوب برام جاافتاد
اما ترجمه ای دیدم از آیه های آخر این سوره
فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ
هرگاه (از کار مهمّی) بپرداختی، به دنبال آن (به کار مهمّ دیگری بپرداز و در آن بکوش و) رنج ببر (و فرجام کاری را آغاز کار دیگری کن).
کلمه رنج ببر
که اگه قبل از خوندن کامنت آقا جمال تو بخش عقل کل در پاسخ به مطلقنبودن جهان بود میگفتم از قصد کلمه رنج رو بکار بردن
ولی توضیحات کامل و جامع آقا جمال در آیه
لقد خلقنا الانسان فی کبد کاملا برام کلمه رنج رو یه جور دیگه جا انداخت که واقعا جای تحسین داره
سعی میکنم بیشتر خداوند را توی زندگیم تاثیرگذار ببینم و توحیدیتر بشم هرچی این روند رو ادامه میدم زندگیم راحتتر و روانتر جریان پیدا میکنه و دیدم نسبت به بیرون از خودم نسبت به جهان اطرافم رنگیتر میشه
اینکه ما و خداوند یکی هستیم از یک نور و جنس هستیم همه چیز خودشه قدرت از آن اوست ما جزئی از اون کل هستیم و با این دید زندگی برامون قشنگتر میشه
سلام دوستان میخوام امروز مطلبی رو بنویسم اما دلم خواست قبلش یه متن زیبا از شکسپیر بزارم که میگه:
اگر چیزی رو به دست نیاوردی فراموشش کن
و اگر نمیتونی چیزی رو فراموش کنی
به دستش بیار
واقعا هم همین هست ما روزانه تو ذهنمون هزاران رویا تخیل هدف تجسم ارزو میاد مثل(خاک رس کوزه گری) ولی فقط 5% اون ها به دست ما خلق اثار میشن از بالقوه به بالفعل تبدیل میشن چرا؟ چون یا خودمون کوچکتر از اون ها میبینیم و فرار از تعهد به خودمون برای ساختن اون افکار میکنم یا اصلا اعتقاد نداریم به اینکه ما هم یه نمونه خدایی کوچک شده روی زمینیم حداقل خدای وجود خودمون
بیاییم برای اینکه قبلمون به سمت خدا باز کنیم این مدلی تجسم کنیم بدنمون یه جسم بی جان لحاظ کنید یعنی از بیرون بدنتون بدون روحتون نگاه کنید روحتون از بدنتون تجسما خارج کنید
یه بدن بی جان افتاده روی زمین ایا این بدن قدرتی داره؟ با همه وزن و طول و ابعاد
با همه زیبایی ها و زشتی هاش
حالا فرض کنید قراره داخل اون بدن سفر کنید یعنی شما در واقع روحتون هستید قراره بار اول وارد اون بدن بشید بدون شناخت قبلی
از کجا وارد میشد؟ نوک سر یا نوک پا؟ از قلب یا یهو شیرجه میزنید تو بدن و مهم نیست کجا؟
چقدر تجسم قشنگی هست من میگم کم کم از نوک پا ارام ارام وارد میشم انگار وارد یه تونل شدم ناشناخته یه سیاره گنج ناشناخته کم کم میرسم به سمت جایی که وقتی صدای منو میشنوه از ذوق عین بچه گرپ گرپ میکنه میطپه بومب بومب تازه اون جسم داره معنی میگیره از حالت بی جانی داره تازه معنی و مفهوم حیات و هستی میگیره میشه الان بجای مرده متحرک براش هویت انتخاب کنی اینجاست که بین مذکر و مونث بودنش دیگه تفاوت میگیره چرا؟ چون معنی و بو حیات گرفته
والا بدون روح مگر فرق داره چی نثار خاک میشه؟
حالا که این جسم به سر میرسه بوق ممتدی گوشش رو کر میکنه چشمانش باز میکنه لبانش به رعشه در میاره اینجاست که تازه میفهمه حیات داره صدا و تصویر داره بلند میشه میشنه و خودش نگاه میکنه عین بچه ها ذوق خودشو میکنه فورا اینه میاره خودش نگاه کنه چه شکلی هست اینجاست تازه معنی و مفهوم خدا رو پی میبری به عالم خلقت پیچیده که برای تو اسون کرده
شما برات سوال شده این همه انسان حدودا 7 میلیارد خرده بلکه بیشتر چطور ادم و حوا هابیل و قابیل اورد بعد که هابیل مرد قابیل گناهکار با کی ازدواج کرد…. تهش چیشد که رسیدیم این همه ادم…
خیلی پیچیده هست و من ندیدم حتی جایی درباره این خلقت پیچیده حرفی زده بشه درباره نطریه های وینگر و وایکینگی ها و خیلی نظریه های دیگه اونقدر پیچیده هست که تو هضمش نمیتونی کنی نه در فهم بگنجد نه در وهم و خیالی
انقدر با عظمت هست خدا نمیتونی قلبت رو براش باز نکنی
از شوق وجودش در خود نگنجی
براش با صدای قلبت نرقصی منظور رقص سماع هست
حکایت این جمله
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد،
عزیز میشود
یک لحظه آفتاب در هوای سرد
غنیمت میشود
خدا در مواقع سختی ها
تنها پناه میشود
یک قطره نور در دریای تاریکی
همۀ دنیا میشد
یک عزیز وقتی که از دست رفت
همه کس میشود
پاییز وقتی که تمام شد
به نظر قشنگتر میشود
و ما همیشه دیر متوجه میشویم!
قدر داشتههایمان را بدانیم
چرا خیلی زود دیر میشود؟؟؟
وقتی به خدا میرسیم که خیلی دیر شده اونم زود در واقع دیر شده
خدایی که تمام مدت در کنج قلب ما بوده در گوشه تاریک خونه مغز ما بوده در نزدیکی رگ گردن ما بوده ولی غافل از اینکه ما بنده های غافلشیم تا روز سختی صداش نمیکنیم
خواستم فقط دکلمه ای از راز و نیاز های خودمو با معبود خودم بگم
ای کاش من زلیخا بودم تو یوسف شهرم
من خود شهره شهر شوم تا روزی دریابم تو را
ارادت به همه عاشقان عشق خدایی
بنام خداوند جان
سلامی دوباره به استاد عزیز امروز فکرکنم چهارمین کامنتی هست که میذارم
میدونی استاد حالم خوبه کلی فایل ناب و درجه یک گوش دادم سطح انرژیم عالیه عالی.
استاد جان این فایل بینظیر بود و مایلم چندتا مثال از خودم بنویسم.
دوستان عزیز این مسیری که با ورود به این سایت شروع میکنید اینقدر تغییراتش زیبا و آهسته آهسته رقم میخوره که انگار ن انگار اتفاقی افتاده و فقط افراد بیرونی میتونن بگن چقدر تغییر کردیم.
دوستان همین مسیر و همین خدایی که میپرستیم اینقدر دستمو گرفته و بهم عزت و احترام داده که الان که یادم میاد اشکام سرازیر میشه.
4سال پیش وقتی تازه بعد از اتمام خدمت سربازی عقد کردیم من و عزیزدلم( من ساکن دزفول استان خوزستان عزیزدلم ساکن قیدار استان زنجان) استاد جان گوشی نداشتم.پول نداشتم.لباس گرم مناسب نداشتم و وقتی میرفتم زنجان از سرما یخ میزدم.
استاد جان اینقدر بی ارزش بودم بین فک و فامیل که فقط خدا میدونه.
چون خونواده سطح پایین بودیم از لحاظ مالی کسی از دوستان و آشنایان محل به ما نمیذاشتن و بی ارزش بودیم.
خداروشکر با لطف و مرحمت خدا با عزیزدلم عقد کردم و همه منتظر این بودن بزودی از هم طلاق بگیریم چرا چون بی پول و بی ارزش بودم و میگفتن زنش باهاش نمیسازه چون بیکاره.
استاد جان واقعا پولی نداشتم و ایده ای برای کارکردن نداشتم.
کاملا معجزه آسا خدا هدایتم کرد به کار خرید و فروش انواع یخچال و فریزر صنعتی.
خداروشکر الان بعد از گذشت سه سال وخورده ای از اون موقه بنده بین تماااام دوستان و آشنایان و آهالی روستا بعنوان فرد ثروتمند و خیلی خوشبخت معروفم.
همه حسادت میکنن به زندگی من ولی من حتی یک ذره به کسی فیس و افاده ندارم.
با خودم در صلح هستم و عاشق زنم و دخترم هستم.
هرچیزی که دلم میخواد میخرم.انواع لباس سرد و گرم از هر کدوم چندین تا.
گوشی های لمسی آخرین مدل.هرچی دلمون میخواد میخریم و میخوریم.
کسب و کار شخصی خودم را دارم.خونه و فروشگاه ساختم.زندگی درجه یک و پر از آرامش دارم.
مهمتر از همه این سایت عالی و الهی را دارم و هرروز روی خودم کار میکنم.
واقعا اگه خدا نبود چطور میتونستم به اینجا برسم؟!!
الان محرم هست و همه سیاه پوشیدن و ادای آدمهای ناراحت و غمگین را درمیارن ولی نمیدونن قانون چیه نمیدونن امام حسین بخاطر عشق خودش شهید شد و به لقا الله رسید.
نمیدونن حال خوب داشتن بهترین و مهمترین کار جهانه و امام حسین بخاطر رسیدن به حال خوب رفت و شهید شد.
با اینکه محرم هست ولی بنده بدون عذاب وجدان دارم زندگیمو میکنم و کارامو انجام میدم و میدونم هرچی باید اتفاق بیفته تهش برمیگرده به حال خودم.
الهی صدها هزار مرتبه شکرت و سپاسگزارتم.
و این تازه شروع داستان زندگی من هست.
بزودی میخوام مهاجرتم را شروع کنم.
آخ استاد جان چکار کردی با ما.خدا بهتون عزت روز افزون بده.
شب خوش
عاشقتونم
بِسمِ اللَّه الرحمن الرحیم
1.اَلم نَشرَح لَکَ صَدرک
2.وَوَضَعناعَنکَ وِزرَک
3.الّذی اَنقَضَ ظَهرَک
4.وَ رَفَعنَالَکَ ذِکرَک
5.فَاِنَّ مَعَ العُسرِیُسرا
6.اِنَّ مَعَ العُسرِیُسرا
7.فَاِذَافَرَغتَ فَاَنصَب
8.وَاِلی رَبِکَ فَارغَب
سلام خدای مهربانم
سلام استاد ومریم جان
سلام دوستان خوبم
روز شمار تحول زندگی من فصل هفتم
روز 188
قلبی که به سوی خداوند باز می شود
خدایا شکرت که امروز هم کامنت این قسمت رو مینویسم.
این روزها فایلهای توحیدی استاد رو خیلی بیشتر گوش میدم البته که اکثر فایلهایی که گوش میدم توحیدی هستند .
شنیدنشون آرامشی رو نصیبم میکنه که با هیچ چیزی نمیتونم عوضش کنم
با قدرت میگم من روی شونههاش سوارم و از اون بالا منو به بهترین جاها میبره من فقط باید شکر کنم البته که در حد توانم سپاسگزارش هستم و اینکه از شما استاد عزیز یاد گرفتم که اعتبار هر چیزی رو فقط به خودش بدم قطعاً میگم من که هیچ کاری نمیتونم بکنم من که هیچ کاری نکردم ولی همه کارهام خیلی خوب و روان پیش میره خداوند منو آسون کرده برای دریافت آسونیها بابت همین موضوع خیلی شکرگزارشم .
در رابطه با معنای این سوره که خیلی خوب برام جاافتاد
اما ترجمه ای دیدم از آیه های آخر این سوره
فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ
هرگاه (از کار مهمّی) بپرداختی، به دنبال آن (به کار مهمّ دیگری بپرداز و در آن بکوش و) رنج ببر (و فرجام کاری را آغاز کار دیگری کن).
کلمه رنج ببر
که اگه قبل از خوندن کامنت آقا جمال تو بخش عقل کل در پاسخ به مطلق نبودن جهان بود میگفتم از قصد کلمه رنج رو بکار بردن
ولی توضیحات کامل و جامع آقا جمال در آیه
لقد خلقنا الانسان فی کبد کاملا برام کلمه رنج رو یه جور دیگه جا انداخت که واقعا جای تحسین داره
براتون لینک کامنت شون رو میزارم
https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%d9%85%d8%b7%d9%84%d9%82-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/?ans-page=1#answer-1976143
سعی میکنم بیشتر خداوند را توی زندگیم تاثیرگذار ببینم و توحیدیتر بشم هرچی این روند رو ادامه میدم زندگیم راحتتر و روانتر جریان پیدا میکنه و دیدم نسبت به بیرون از خودم نسبت به جهان اطرافم رنگیتر میشه
اینکه ما و خداوند یکی هستیم از یک نور و جنس هستیم همه چیز خودشه قدرت از آن اوست ما جزئی از اون کل هستیم و با این دید زندگی برامون قشنگتر میشه
و باعث میشه زندگی رو راحتتر زندگی میکنیم
مطمـئن باش که خداوند تو را
عاشقانه دوست دارد ؛
چون در هر بهار برایت گل می فرستد
و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه
می کند.
به یاد داشته باش که پروردگار عالم
با این که می تواند در هر جائی از دنیا
باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها
اوست که هر وقت بخواهی چیزی
بگوئی گوش می کند …
خدایا.. حالم عالیست ﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ
ﭼﻮﻥ، ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ،
ﺑﻪ تو ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ
ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﻓﻘﻂ
ﺑﻪ تو ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍهی ﺍﺯ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺨشی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ من ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ..
فقط کافیست بسویش قدم برداریم
و بهش اعتماد کنیم.
خدایا شکرت به خاطر این سایت و این همه آگاهی
سلام استاد عزیزم
رد پای من بر روی این فایل
خداوند میفرماید
آیا سینه ات راگشاده نکردیم؟
من اینو دریافت میکنم که میگه آیا باورهای محدود کننده تورو تغییر ندادیم؟
مثل باور فراوانی
باور لیاقت
احساس ارزشمندی
احساس لیاقت سلامتی
به زندگیم که نگاه میکنم میبینم بله
من الان خیلی راحت ترم
خیلی بیشتر از قبل فراوانی رو باور دارم
خیلی بیشتر از قبل احساس لیاقت سلامتی حرف زدن با خدا عشق خدا عشق دیگرا
افکار مثب
راحتی جسمی
و خیلی چیزایی که الان دارم توی زندگیم به واسطه همیم تلاش هایی که توی این مدت برای کنترل ذهن انجام دادم
توی زندگیم اومده
و یه چیزایی رو توی زندگیم حل کرد که واقعا همان بار گران بودند برای من
اما من توی همان اوضاع حسوحال خودم را حفظ کردم و باورهای هماهنگ ساختم و آن موضوع برایم حل شد
خیلی چیزا
ی نجواهایی توی گوشم بود و منو ناراحت میکردن من سعی میکردم توجه نکنم بهشون و باورهای خوب بسازم
بعد میدیم که جواب داد
و اونجاها بود که آوازه ام را برایم بلند کرد خدای مهربانم
و من احساس لیاقت کردم نه نها در ذهنم بلکه در واقعیت هم
اول در ذهنم درست کردم سینه ام را گشود سپس اتفاق افتاد
فه ان مع العسر یسری
پس با هر سختی آسانی است
و دوباره تکرارش میکنه
حالا هم اگر هدفی داری در زندگیت بدان که میتوانی با تغییر باورهایت به آن برسی مثل دفعه های قبل
مفهوم دو آیه آخر برای مهم این هست که از امکانات موجود استفاده کن به قول استاد توی دوره عزت نفس
تغییر باورها نسبت به توانایی هارو باید از امکانات موجود شروع کرد تکاملی جلو رفت مهم ترین اولویت هارو مشخص کرد و حرکت کرد
ینی وقتی از مهمی فارغ شدی به مهم دیگر روی بیاور
ینی شخیت خودت رو پله پله بساز
با حل مسایل زندگیت
پله پله
خداوند رو وارد زنگیت کن
و یادت باشه که توی این کاها هدف ما باورسازی ینی به سوی خداوند رفتن
باحس خوب با ایمان با باور
واقعا هیچ هدفی نیست که بزرگ تر از خداوند باشه
ما هرکاری باید الهی بدانیم
هرکاری که باید انجام بدیم رو الهی بدانیم و در هر کاری که انجام میدهیم نکات مثبتش را پیدا کنیم
واقعا همینجوریه چون همه هدف های ما الهی هستن و باعث پیشرفت جهان
من اگر روی خودم کار میکنم نا خودآگاه دارم برای بقیه الگوسازی میکنم و این بحث الگوسازی به نظرم مهم ترین کاریه که هر انسان باید انجام بده
خدایا شکرت برای این فایل عالی
سلام و درود به استاد گرانقدرم .
چه نام زیبایی
قلبی که به سمت خداوند باز میگردد
واقعا خدایا شکرت
خدایا هزاران بار شکر
که وقتی در راهت قدم برمیداریم همه ی دنیا میشه نشونه
میشیم شکارچی نکات مثبت همینطور مثبت پشت مثبت جذب میکنیم
خدارو شکر میکنم بابت این هدایت بابت این سایت که ساعت های زیادی درین 7 سال اخیر زندگیمو درش بودم
و مفید ترین ساعت های زندگیم بودم
استاد عزیزم و مریم جانم ممنونم ازین تاثیر زیبایز که در جهان من و دنیا میزارید
سلام به همه اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش
استاد عزیز وخانم شایسته عزیز
سوره انشراح
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
به نام خداوند هستی بخش و مهربان
أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَکَ صَدۡرَکَ1
آیا قلبت را برایت نگشادهایم ؟
وَوَضَعۡنَا عَنکَ وِزۡرَکَ2
و بار[سنگین]تو را از[دوش]تو بر نگرفتیم؟
ٱلَّذِیٓ أَنقَضَ ظَهۡرَکَ3
[همان بارى]که بر پشت تو سنگینى مىکرد
وَرَفَعۡنَا لَکَ ذِکۡرَکَ4
و آوازهات را برایت بلند گرداندیم
فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ یُسۡرًا5
پس بىگمان در کنار دشوارى آسانى است
إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ یُسۡرࣰا6
به یقین در کنار دشوارى آسانى است
فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ7
پس هنگامى که[از کار و بارت]فراغت یافتى[در پرستش و عبادت پروردگارت]بکوش
وَإِلَىٰ رَبِّکَ فَٱرۡغَب8
و با اشتیاق بس ی پروردگارت بگرد
امروز حال واحساس خوشی را نداشتم آمدم روی نشانه زدم این فایل آمد
چقدر گریه کردم
شرایط کاری را شروع کردم که دیدم روی دیگران خیلی حساب کردم
وقتی پیام آمد دیدم که اونها بصوزت محترمانه کنار کشیدن یا شایدم فکر وذهن من اینرو قضاوت میکنه
در هرصورت دیدم خودم را که وابسته ام به دیگران
از دیشب توی ذهنم میاد حالا چکار کنم
دیدم وحس کردم که من چقدر شرک دارم از خدا دور شدم قدرت در دست دیگران دادم از اونها میخوام
بازم استاد بااین فایل من از جاده خاکی آورد به مسیر اصلی
اینکه مریم اول قدرت بده بخدا بیاد بیار که چه روزهای را خدا حمایت وراهنمایی کرد وتوی کارت تورا پرآوازه کرد
حالا دوباره میخوای شروع کنی ترسهات ببین ولی عمل کن توکل کن دوباره خدا راه رابرات آسون میکنی و میخواد فقط تو از خودش بخوای بخودش تکیه کنی
این پاشنه آشیل من بود روی آدمها حساب میکردم
ولی اینبار برای همیشه مریم بیا
روی خدا حساب کن
نه زبانی بلکه با تمام وجودت با قلبت با تک تک سلولهای بدنت این پیام را امروز نوشتم که یادم باشه امروز واین پیام نقطه شروع من بود و نقطه پروازم انشالله
واقعا سپاسگذارم از استاد عزیز با این پیامها زیبا و معجزه آسا که برای من کلی تلنگر داشت 1404/9/1
وقتی خداوند سینه را میگشاید در واقع یعنی امکان دریافت الهامات را برای ما ممکن میسازد.
یعنی یکی از بزرگترین نعمتهای ارزشمند خداست ،اینکه قلب آدم آروم باشه
واقعا خیلی لذت بخش هستش
خیلی لذت بخش هستش.
وقتی قلب آرام هست به راحتی با خدا کانت میشود.
با منبع آگاهی
با منبع ثروت ها و نعمتها کانکت هست
با منبع قدرت کانکت است .
مساله این هستش که باید برای قلبم تایم بزارم
برای قلبم زمان بذارم
برای سکوت
برای تنهایی
برای توجه به قلبم و وجودم زمان بذارم
سکوت زبان گفتگوی خدا با ماست.
یعنی همه چیز خاموش و خودم و خودم و خدا
توو یه محیط دنج.
یه لحظه برم ،بیاااام
وقتی در اتاق رو بستم اولش یه احساس عالی ای از سکوت رو تجربه کردم
ولی آروم آروم نجواها و افکاری که توو طول روز باهاشون مشغول بودم از جلوی چشمام رد میشد و من گفتم که نمیخوام.
و دوباره برگشتم به سکوت و گفتم که دوست دارم کارها رو به رب جهانیان بسپارم.
و هر چقدر که این تایم اختصاصی قلبم رو که جای خداست توو زندگیم باز میکنم و بهش ارزش میدم کارها آسون پیش میره
کارها لذتبخش راست و ریست میشه.
و برعکس هر چقدر به نجواهای ذهنی بیشتر فرصت میدیم که حرف بزنن ،اونموقع زندگیمون و حتی خوابمون ،استراحتمون ،روابطمون پر از تتش و سختی میشه .
یعنی باید توو هرلحظه از قلبمون بپرسیم که نظر تو چیه ؟
به نام خداوند مهربان
سلام به همه
منم اومدم نظری که الان نسبت ب این فایل دارم رو بگم
دقیقا این آیه شبیه اون آیه که میگه ما به هرکس میخوایم فراوانی میدیم ب هرکسی بخوایم نه
دقیقا شبیه حرفی ک مریم جان زدن و استاد اصلاح کردن
من قبلاً اینو میشنیدم و میگفتم خب یعنی چی خدا خودش یعنی انتخاب میکنه ب کی بده
بعد اینطوری یکم بی رحمانه نیست
اینجوری شاید حق کسی ضایع بشه
تا اینکه یکم با قوانین کیکم آشنا شدم در چند سال پیش
یکم بهش فکر کردم دیدم نه این منظورش این نیست ک خدا بخواد
بلکه منظورش ما هستیم
اگر ما بخواهیم و هماهنگ باشیم البته فقط خواستن کافی نیست
و اینک بعد از هر سختی آسانی هست
دقیقا مفهوم رو اشتباه فهماندن بهمون ک ما همیشه فکر میکردیم خب اول باید زجر بکشیم یه سه سال در حد مرگ خودمونو بکشیم تا بعدش نتیجه باشه
ولی الان دارم درک میکنم ک نه اصلا مقصدی نیست
تو هر چقدرم تو ی حوزه رشد کنی هرچقدرم کوه توش فتح کنی باز ی کوه بزرگ تر هست برای بهتر شدن
و من حتی دیروز داشتم میگفتم شروع کن ب بیزنس و ماهانه بیا چکاب کن اهدافتو ببین و بررسی کن
ببین آیا راحت رسیدی یا سخت
اگر سخت رسیدی !؟ چرا سخت رسیدم باورم چیه ؟
و سطح مهارتم چقدره
اگر راحت رسیدم حالا ببینم چطور آسان تر چطور لذت بخش تر
من دارم یاد میگیرم ک هرجا سخت گذشت هرجا گیر بود باید زور میزدی یعنی ی جای کار میلنگه
چون قوانینه آسانه خداوند (که مورد انتخاب باید قرار بگیره )قرتی بازی بلد نیست بسیار همواره
کنسبت ب باور و سطح من در هارو باز میکنه
و اینکه واقعا مقصدی نیست تو حتی میگی من از تهران برم مشهد
اگر فقط رسیدن ب مشهد مهم بود خب تا میرسیدی دیگه میگفتی خب رسیدم تمام
ولی تازه شروع میشه از اونجا حالا چطور بهتر ازش لذت ببرم چطور بهتر استفاده کنم چطور زیبا تر
و این چیزی بود ک من فهمیدم
سلام استاد جان وسلام به تمام دوستان هم فرکانسی ام
خداااای من نمیدونم چطور سپاسگزار اینهمه آگاهی باشم
من از خداوند هدایت طلبیدم در مورد کاری که قرار است به زودی انجام بشه ولی کمی نگران شدم گفتم بزار هدایت بطلبم و این فایل اومد
هنوز ویسشو تا 5دقیقه گوش ندادم که قطع کردم گفتم به سبب اینهمه همزمانی بیا اول کامنت بزار که افرادی دیگهای هم که میان اینجا ایمانشان قوی تر بشه
واااقعا این سوره بینظیره
بسم الله الرحمن الرحیم
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ
وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ
الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ
وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
وَإِلَی رَبِّکَ فَارْغَبْ
(اى پیامبر!) آیا به تو شرح صدر عطا نکردیم؟
و بار سنگین ات را از (دوش) تو برنداشتیم؟
آن (بار گرانى) که براى تو کمرشکن بود.
و نام تو را بلند (آوازه) گردانیدیم.
پس (بدان که) با هر سختى آسانى است.
آرى، با هر دشوارى آسانى است.
پس هر وقت (از کارى) فراغت یافتى (براى کار جدید) خود را به تعب انداز.
و با رغبت و اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور.
در گذشته زمانی که هیییییییییییچ امیدی نداشتم خداوند منو در مسئله ازدواجم همراهی کرد به بهترین شکل ممکن
مراسم در بهترین تالار شهر
لحظه ای که حتی فراموش کرده بودیم سفارش کیک عروسی بدیم موقع برگشتن از آتلیه با لباس عروس وداماد رفتیم به یک شیرینی فروشی اونجا یک کیک زیبا آماده بووود
لحظه ای که مخارج عروسی رو نداشتیم
دستی از دستان خداوند اومد کمکمون کرد
ومنو از یک شرایط بدزندگی خداوند نجااات داد
وبهم عزت وابرو داد
چقدر زوود فراموش کردم اینارو
تا اسم سوره اومد نا خودآگاه گفتم بامعرفت خداوند همه جا تو رو یاری کرد چرا فراموش کردی ??
و اینبار هم مثل همیشه این نشونه هدایتی و تذکری شد بر قلبم که نگران اتفاق بعدی نباشم
خداوند هست
استااااد بینهایت ازتون متشکرم از این بهشت بینظیر از این سایت فوق العاده.
سلا استاد جون
وای وای وای خدای من ،قبل از اینکه ب سایت
بیام این فایلا ببینم حسم گفت برو قدم12 جلسه 5
گوش بده
سوره شرح تو گوشم بود و گوش میکردم و بعدش
فایل شما را پلی کردم دیدم در مورد سوره
شرح صحبت کردین الله اکبر
از این همزمانی خدایا شکرت