این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/07/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-07-19 06:08:272025-12-18 02:59:42قلبی که به سوی خداوند باز می شود
800نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت بخاطر یک روز بی نظیر دیگه خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های ناب
امروز که تصمیم خودمو قطعی کردم برای هدف بعدی چقدر جالب که این فایل یه قوت قلب بود برام که در مسیر درستی هستم و تصمیم درستی گرفتم
اینکه من یه هدفی تقریبا چندماه پیش مشخص کردم که مسلط بشم به نرم افزار و طراحی و پروژه بگیرم و خداروشکر گرفتم و هرروز دارم خودمو بهبود میدم و دیگه نشانه ها حدود 2ماه که داره میاد که باید هدف بعدی و انتخاب کنم به قول شما استاد قبل از فتح قله هدف و تارگت بعدی و نشونه بگیر و منم دقیقا دارم همین کار ومیکنم
اینکه گفتید باید ترس و با توکل جایگزین کنیم
اینکه توحید و جایگزین شرک کنیم
برای من یعنی از ناشناخته ها نترسم و به خدا توکل کنم و ایمان وباوردارم که خدای مهربونم مسیر و هموار میکنه و میدونم که فقط خداوند میتونه کمکم کنه نه غیر خدا
خیلی ها به من گفتن نترس و تصمیم بگیر و ما هستیم
اول اینکه خداروشکر کردم که خداوند به من عزت داده که دیگران دوست دارند به من کمک کنند و دوم اینکه توی دلم میگفتم خدایا من نمیدونم تو میدونی و قطعا خودت ادما و شرایط هارو وسیله میکنی برای کمک به من خودت بهترین کارفرماها بهترین پیمانکاران و کارگرها رو در مسیرم قرار میدی
استاد عزیزم چقدر این حرفتون بی نظیر بود که هیچ هدفی بالاتر ازخدا نیست .
وقتی ما این باور و تقویت کنیم دیگه از هیچی نمیترسیم ودیگه نگران نیستیم دیگه حسرت نداریم و پراز آرامش و لذت و خوشبختی هستیم خدایا شکرت
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و هشتم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو داشته باشم و از جایی که فکرشم نمیکنم برام مشتری بفرستی که مشتری پیرمادر که همیشه ازم خرید میکنه 25 بسته سفارش داد و بردم براش به ازای 500 تومن
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم بازم مشتری زنگ زد 5 بسته خرید کرد و 100 تومن دریافت کردم
خدایا شکرت که تونستم آگهی کنم پودر زعفران رو و مشتری ها پیام دادند خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت کاری که فرار میکردم رو انجام دادم اونم رفتن به کافی نت بود که رفتم برای تعویض پلاک وقت بگیرم که هزینه نقل و انتقال و پست رو پرداخت کرد و گفت که برید پست بعد بیایید وقت بگیرم براتون خیلی عالی توضیح میداد تحسینش میکنم .من جرئت کردم و ازش پرسیدم که برای راه اندازی کافی نت چه چیزهایی لازمه که گفتند باید بلد باشی و هیچ مجوزی هم لازم نیست .من مشتری هایی که پشت سر هم میومدن رو تحسین میکنم و این باور فراوانی رو در من ساخت
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم یه معجوووون بسیار خوشمزه که حسم گفت بریم از اونجا بگیریم و رفتیم و دوستم برام خرید دیوانه شدم از طعم فوق العادش
خدایا شکرت که با مادر و خواهرم رفتیم کیف فروشی و مشتری های زیادی رو دیدم و این یعنی فراوانی
خدایا شکرت بابت شکر و نبات و تخم مرغ و چای که مادرم خرید برا خونمون خدایا شکرت بابت این همه نعمت
خدایا شکرت بابت ماشین های پورشه و ماشین های چینی شاسی بلند و لندکروز هایی که دیدم تو نمایشگاه ها این فراوانی نیست پس چیه چقدر قشنگ پارک کرده بودند در کنار هم با چند میلی متر فاصله خیلی با ظرافت چقدر خوشگل بودن خدای من
خدایا شکرت بابت هوای خنک این روزهای شهر قشنگم خدایا شکرت بابت جای گرم و نرم و راحتم خدایا شکرت بابت ماه قشنگ تو آسمون خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و….
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
قلبی که به سوی خداوند باز میشود
بررسی سوره انشراح توسط استاد و مریم جان
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
الم نشرح لک صدرک
آیا برای تو سینه ات را نگشاده ایم؟
و وضعنا عنک وزرک
و بار گران را از دوش تو برنداشتیم ؟
الذی انقض ظهرک
همان بارگرانی که گویی پشت تو را میشکست
و رفعنا لک ذکرک
و نامت را بلند آوازه نکردیم؟
(این سوره رو در مورد خودم خوندم و چقدر درک کردم چقدر خوبه این سوره رو در مورد زندگی خودمون بخونیم اونوقت قشنگ میفهمیم)
استاد میگه وقتی که درمورد این آیه ای که خداوند با پیامبر صحبت میکنه مطالعه میکردیم
یادمون به مشابهت های زندگی خودمون افتاد
وقتی که خداوند قلب رو باز میکنه یعنی جایگاه دریافت الهامات رو باز میکنه
کمک میکنه که پیام خداوند رو بهتر بفهمیم
نتیجه درک پیام خداوند و عمل کردن به اون ادراکات میاد میگه که آیا باری رو از روی دوش تو از روی پشت تو برنداشتیم که داشت کمرتو میشکوند
من یاد خودم افتادم که پیام های خداوند رو درست درک نمیکردم و باری به هر جهت زندگی میکردم و عملا هیچ دیدگاه خاصی نسبت به خداوند به این شکلی که الان دارم نداشتم
تو زندگی خودم میدونم که قبل از اینکه قلبم باز بشه و پیامارو دریافت کنم چه باری روی دوشم بود و خداوند برداشت
یکی از بیاد ماندنی ترین روزهای سخت زندگیم زمانی بود که من توی بندرعباس راننده تاکسی بودم فرض کن توی اون گرما و شرجی تو راننده تاکسی دنده آرژانتینی باشی حتی کولر هم نداشته باشه و مسافر کشی کنی
واقعا روزها واسم سخت میگذشت حتی روزایی بود مسافرا بحث میکردن که پول خورد نداریم و…
و اون بار گرانی بود روی دوش من
ماشین منم همیشه خراب بود
پلیس جریمم میکرد و باید تا شب کار میکردم تا جریمه رو پرداخت کنم
همه این سختی ها بود قبل از اینکه من پیام خدا رو دریافت کنم قبل از اینکه قوانین جهان رو بفهمم
همه اون اتفاقاتی که خداوند توی این سوره صحبت میکنه درمورد اون بار گرانی که برداشته شد توی اون شرایط سخت زندگی و توی اون موقعیت و حالا اون اعتباری که خداوند به من داد
من که همون آدمم ولی وقتی قلبم باز شد و الهامات رو دریافت کردم و توی مسیرش حرکت کردم
اون اعتباری که به من داد و الان سایت عباسمنش دات کام انقدر شناخته شدست و پر بازدیدترین سایت تو دنیاست و انقدر اعتبار هست
اینا زمانی اتفاق افتاد که اون شرح صدر اون بازشدن قلب اتفاق افتاد
وقتی که خداوند رو تنهااااا منبع قدرت تو زندگیم درک کردم و توی مسیرش حرکت کردم خداوند چه بارهایی رو از روی دوشم برداشت
حتی فکر کردن به زمانِ بندرعباس برام ترسناکه و اونموقع داشتم اون شرایط رو زندگی میکردم
و خداوند اون شرایط رو تغییر داد
همه چیییی تو زندگی من تغییر کرد
ما که تبلیغاتی نکردیم خداوند بهم اعتبار داد
اینکه چطوری افراد با سایت من آشنا میشن همش کار خداونده که داره کارارو انجام میده
افراد حتی از طریق افرادی که میخواستن منو تخریب کنن با سایت من آشنا شدند این همین تیکه ایه که احساس کردم خداوند داره با من صحبت میکنه
من با این تیکه ای که شما گفتید اینکه خداوند انتخاب کرده مقاومت دارم
یعنی من اعتقاد دارم که از وقتی که خودم دنبالش بودم پیداش کردم نه اینکه بگیم خداوند منو انتخاب کرده
بنظر من ، ما هممون به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند فقط کافیه قلبمونو پاک کنیم و بخواییم که هدایت بشیم و هدایت میشیم
ادامه سوره:
ان مع العسر یسری
همانا با هر سختی آسانی است
و تاکید میکنه البته با هر سختی آسانی است
اون موقع که ما بچه بودیم ترجمه این آیه رو میگفتن بعد از هر سختی آسانی است
و این مفهوم رو نشون میدادند که شما اگه دارید سختی میکشید اشکالی نداره بعدا در دنیای بعدی بهشت میری
در صورتیکه از کلمه مع استفاده کرده
به معنی همراه با هر سختی آسانی است
و دوباره تاکید میکنه که همراه با هر سختی آسانی است
یعنی وقتی خداوند به پیامبر میاد میگه که بار رو از روی دوش تو برداشتیم و قلبتو باز کردیم و نامتو پرآوازه کردیم
اون سختی ها هم بوده این آسونی ها هم بوده
وقتی که پیامبر مسیرشو عوض کرد آسونی ها رو دریافت کرد به جای سختی ها
یعنی توی جهانی که ما زندگی میکنیم هم سختی هست هم آسونی هم سلامتی هست هم بیماری هم فقر هست هم ثروت هم بالا هست هم پایین هم گرم هست هم سرد هم روابط مناسب هست هم روابط نامناسب هم آدمای خوب هستند هم آدمای ناجور
اینکه ما کدوم ورِ قضیه قرار داریم و قلبمون توی چه مداری هست این نشون میده ما چی دریافت میکنیم
مطمئنا با هر سختی آسونیه
اون موقع یه دوره بود تو زندگیم فقط سختی بود این موقع فقط تو زندگیم آسونی هست
برای یه عده ای فقط سختی هست نه به این معنا که سختی وجود داره
اونا اونور قضیه اند
اونا تو مدار دریافت سختی ها هستند
اونا هنوز شاید به اندازه ای که خدا رو باور کنند باور نکردند
و خودشونو لایق دریافت آسونی ها و نعمت ها ندونستند
حالا به این معنا نیست که حتما باید سختی بکشیم بعدش آسونی باشه
نه ،به این معناست که این دو تا سختی و آسونی باهمند ما انتخاب میکنیم و هم مدار میشیم یا با بیماری یا با سلامتی یا با کمبود یا با فراوانی
ما هستیم که انتخاب میکنیم با افکارمون
مریم جان میگه من هر ترمزی که برداشتم آسون شدم برای آسونی ها
و با ترمزها خودم رو آسون کرده بودم برای سختی ها
فاذا فرغت فانصب
پس چون فراغت یافتی به طاعت درگشا(پس از اینکه از مهمی فارغ شدی به مهم دیگر بپرداز)
اینم دقیقا برای اینه که وقتی برای زندگیت هدف داریم و حرکت میکنیم خیلی خیلی حالمون بهتره تا وقتی که هدف و انگیزه نداریم بخاطر همین میگه وقتی به هدفت رسیدی هدف دیگتو دنبال کن
بارها و بارها خود من درگیر بی هدفی شدم
وقتی آدم به خواسته هاش میرسه و نتایج خوبی میگیره خیلی احتمال داره که دیگه حرکت و پیشرفت نکنه ولی برداشت من از این آیه اینه که وقتی پیشرفت و حرکت میکنی و به هدفت میرسی فکر نکن دیگه همه چی تموم شد ادامه بده حرکت کن چون این یه مسیره مقصد نیست و یه نقطه پایان نیست
قبل از اینکه به هدفت برسی(وقتی نزدیکی که برسی به هدفت) هدف بعدی رو مشخص کن
تمام مربی هایی که من موفقیتشونو شنیدم گفتن که دو روز جشن گرفتیم خوشحالی کردیم بعدش از فردا و پس از فردا هدف بعدی فصل بعدی رو متمرکز میشیم
و الی ربک فارغب
و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور
وقتی که این اشتیاق رو به سمت پروردگارت چاشنی قضیه میکنی همه چیز دوباره خیلی آسونتر میشه
یعنی حرکت میکنی و از خدا میخوای که کمکت کنه برای هدف بعدی و خدا بهت ایده بده و در الهامات رو برات باز کنه و آدما و شرایطی رو که برای رسیدن به هدفت کمکت کنند رو به سمتت هدایت کنه و تو رو به سمت اونا هدایت کنه
و وقتی که این باور هست که با رویکرد به خداوند و با اشتیاق با حس خوب با ایمان با باور با توکل وقتی حرکت کنی واقعا هیچ هدفی نیست که بهش نرسی واقعا هیچ هدفی نیست که بزرگتر از خداوند باشه همه چی دست یافتنیه
و من همه این پروسه ای که تو این سوره بوده توی زندگی خودم دیدم همون باری که رو دوشم بود و کمرمو داشت میشکوند و اون باری که خداوند برداشت و نامی که پر آوازه کرد و سختی و آسونی هایی که تو دل همدیگه بودند و هدف هایی که بعدش مشخص کردم و بازم پیشرفت کردم و بازم خداوند داره هدایت میکنه و قدم های بعدی رو روشن میکنه
این درس بزرگی بود که میخواستیم در موردش صحبت کنیم
هر چه که من دارم از خداونده
یعنی اعتبارش رو به خداوند میدم
چون همه کارارو خدا انجام داد
من باور دارم خداوند فقط برام نیکی و پاکی و خوبی و درستی میخواد
و هیچکس تاثیری توی زندگی من نداره
من هیچوقت از تهدید هیچ کس نترسیدم
بارها دیدم که خداوند چه درهایی رو برام باز کرده که قابل باور نبوده برای من
از ایده هایی که بهم گفته میشه از آدمایی که وارد سایت میشن از دوستان و ارتباطاتی که دارم و از سلامتی و ثروتی که دارم همشو اعتبارشو میدم به خداوند
هرچقدر اعتبارو به خداوند بدیم و ازش بخوایم که هدایتمون کنه قلبمونو باز کنه که درک کنیم میبینیم که این اتفاق میفته و خداوند همیشه داره هدایت میکنه
ما خودمون قلبمونو بسته بودیم با افکارمون با ورودی هامون با ترس هامون با شرک هامون با بی ایمانیمون خودمون این کارو کرده بودیم
وقتی باورمونو ایمانمونو تقویت کنیم
وقتی توکل و توحید رو بذاریم جای شرک و ترس
بارها برداشته میشه و خداوند هدایت میکنه و میبینیم که ان مع العسر یسری بوده
میبینیم که سختی ها بوده آسونی ها هم بوده ما خودمون سختی رو انتخاب کردیم
اگر که مسیرمون رو عوض کنیم آسونی رو دریافت میکنیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
چقدر صحبتهایی که در مورد اعتماد به خداوند مطرح میشه به دل آدم میشینه
راستش من این مطلب در مورد توکل رو در جائی خواندم با توجه به اینکه اینروزها دارم روی موضوع شرک و توحید مطالعه میکنم، برام تاثیرگزار بود
با خودم گفتم قطعا” برای شما دوستان عزیزم هم اثر فوق العاده ای خواهد داشت
واسه همین این متن رو اینجا قرار دادم:
(( به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت همه عزیزان
من توکل را اینگونه درک کردم
در هر ثانیه در بدن انسان 15 میلیون واکنش در حال انجام است این مطلب بصورت علمی ثابت شده است و فکر می کنم کسی نباشد که این موضوع را باور نداشته باشد
سیستم انتقال خون ، تنفس ، گوارش رشد پوست مو و هزاران حرکت دیگر که ما به راحتی آن را درک می کنیم.
زمانی دانشمندان تصور می کردند مغز تمامی این واکنش ها را کنترل می کند اما بعدا دریافتند که مغز هم عضوی است که خود تحت کنترل نیروی دیگری است که در فرهنگ های مختلف نام های گوناگون بر آن گذاشته اند و ما به این نیروی عظیم خداوند می گوییم.
اگر حتی کنترل یکی از این 15 میلیون واکنش دست خود ما بود قطعا حیات و زندگی ما به خطر می افتاد. تصور کنید تنفس ما در دست خودمان بود فکر می کنید چقدر می توانستیم زنده بمانیم ، بزودی یا خسته می شدیم و یا فراموش می کردیم نفس بکشیم و ….. کمی به این موضوع فکر کنید به نتایج خوبی خواهید رسید خداوند را در وجود خودتان حس خواهید کرد.
فقط 15 حرکت وجود دارد که در اختیار انسان است مثل حرف زدن راه رفتن و ….. که این حرکات نیز شروعش در دست خداوند است. بطور مثال شما می توانید بگویید در لحظه دیگر شما به چه موضوعی فکر خواهید کرد و یا چه حرکتی را انجام خواهید داد، اندیشه این حرکات نیز توسط خداوند بر انسان الهام می شود ولی دراین 15 حرکت ما حق انتخاب داریم یعنی می توانیم انجام دهیم یا انجام ندهیم.
حالا موضوع اصلی این است که خداوندی که در هر ثانیه 15 میلیون حرکت را بدون کوچکترین خطایی در طول زندگی ما کنترل می کند بهتر نیست که ان 15 حرکت ارادی را نیز به او واگذار کنیم و به معنای واقعی به او توکل کنیم، و باخیالی آسوده و مطمئن زندگی کنیم.
کمی به وجود خودمان بیاندیشیم همه چیز روشن خواهد شد. ))
امروز این فایل که به قلبی که به سوی خداوند باز می شود به عنوان فایل روز 188 برای صفحه من باز شد و من از اونجایی که معمولاً خیلی کم متن انتخابی فایل ها را می رسم بخونم فقط سعی میکنم صوتیش رو گوش بدم امروز می خواستم این کار رو بکنم ولی گفتم بذارو بخونم متن رو و نوشته مهشید عزیز به دلم انداخت که منم بنویسم براتون.
این چیزی که الان میخوام بهتون بگم سر چند تا فایل میخواستم بنویسم ولی مثل این که خدا هدایت کرد که توی این فایل براتون کامنتش بکنم: من میخواستم مهاجرت بکنم و این که تمام کارهای لازم رو انجام دادم یعنی در اصل خدا انجام داده بود و این که فقط منتظر بودم که برم سفارت ویزامو بگیرم اما هر سری که میرفتم سفارت ریجکت میشدم،سه بار رفتم سفارت و خب تجربه واقعا خیلی سختی است که نمیخوام خیلی راجبش صحبت بکنم اما دفعه چهارم که میخواستم برم فایل توحید عملی قسمت نهم، چهار یا پنج روز قبل از این که من بخواهم برم سفر اومده بود و من در تمام مسیر اون فایل رو گوش میکردم یعنی این که من اول رفتم شیراز، از شیراز رفتم قطر و خب یه دو روزی تقریبا تو راه بودم به خاطر این که بلیط گیرم نیومد مجبور شدم با ماشین برم شیراز رو از اونجا با هواپیما برم قطر. از تهران تا چهار ساعت قبل از مصاحبه این فایل رو گوش میکردم یعنی استاد میگفتن که “ره روی ما اینک اندر منزل است” اون قسمت فایل هست، من خیلی دوسش دارم و علاوه بر اون فایل، این فایلی که خدا قلب آدم ها رو باز میکنه رو هم عاشقشم و اون چند روز خیلی گوش دادم همش به خدا میگفتم که خدایا بار سفارت رو خودت از دوش من بردار این دفعه که مصاحبه می خوام بکنم تو مهر من رو به دل این آفیسر بنداز همون جوری که استاد رفت و آفیسر اونجا بهش گفت من دلم میخواد تو بری امریکا همین کار رو برای من بکن تو خدای منم هستی و… اینا رو داشتم میگفتم و رفتم مصاحبه و به طرز معجزه آسایی که همه افرادی که اینجا هستن قطعا با خبر هستن وقتی میگم معجزه یعنی چی، من رفتم کلیرنس،خدای من بار چهارم و من قبول شدم و رفتم کلیرنس!
خلاصه آفیسر به من گفتش که لازم نیست هیچ کاری بکنی فقط ما یه بررسی نهایی میکنیم و وقتی که بهت گفتیم فقط پاسپورتت رو برای ما بفرست که ویزا رو داخلش بچسبونیم . اون خانوم آفیسر توی اون سفارتی که من رفتم به اسم خانوم تپل و مهربون معروف بود:) که یکی از آفیسرهای بسیار رویایی بود که تقریبا هشتاد تا هشتاد و پنج درصد افراد رو در جا ویزا میداد همون موقع بهشون بقیه هم میفرستاد کلیرنس که بخاطر باورهای خود من،رفتم تو دسته ی 15 تا 20 درصدی کلیرنسی و بعد از نوشتن یه سری نت توی کامپیوترش سه بار برای من تکرار کرد که اصلا نگران نباش همه چی اوکی هستش و ما فقط وقتی بهت گفتیم پاسپورتت رو بفرست برای ما!
وقتی که از در سفارت اومدم بیرون یعنی تا خود هتل من همینطوری گریه میکردم یعنی اصلا این جمله واقعا برای من یه جمله رویایی بود خدایا بار این مصاحبه و سفارت رو تو از روی دوش من برداشتی.
میخواستم این رو باهاتون درمیون بذارم که وقتی که آدم از خدا میخواد که بار مسائل رو از روی دوشش برداره خیلی خیلی راحت تر این اتفاق میوفته،من دفعه چهارم به خدا گفتم من این دفعه رودوش تو میشینم و همه چی رو میسپرم به تو و سعی کردم نگران نباشم و نه تنها خدا این بار رو از روی دوش من برداشت بلکه از روی دوش تمام خانوادم که انقدر نگران من بودند برداشت و در نهایت بعد از چندین ماه خدا رو صد هزار مرتبه شکر که ویزای من کلیر شد و به من ایمیل زدن که بیا ویزات رو تحویل بگیر(که این کلیر شدن هم داستان خودش رو داره که قطعا در یک فایل دیگه براتون مینویسم). میخواستم این رو باهاتون شیر بکنم که وقتی که آدم میسپاره به خدا، که البته که یه کم ته دلم به خاطر اون شرکی که به قول استاد مورچه روی دل سیاه سنگ،دقیقا خب منم آدمم دیگه یه وقتایی پیش میاد این شرک و ترس یه کم تو دلم بوده باشه که بازم استاد توی فایل میگن ترس و ناامیدی از شیطانه،که مثلا خدایا چی میشه خدایا به موقع برسم خدایا پوزیشن دانشگاهیم بمونه و …. همه اینا بود ولی در نهایت سعی کردم که خودمو آروم بکنم و بسپارم به خدا و خدای من انقدر قشنگ چید انقدر قشنگ درست کرد که فقط میتونم بگم خدایا من عاشقتم.
خلاصه به لطف خدا تقریبا یک ماه پیش مهاجرت کردم و الان پشت لپتابم نشستم تو امریکا (جایی که همیشه آرزوم بود) و الان این فایل رو دیدم به عنوان فایل امروز و گفتم باید منم دست به قلم بشم و اول از خدا تشکر کنم که به بزرگترین آرزوم رسونده من رو و بعدش از استاد نازنینم که تک تک صحبتهاش از خود خدا میاد میشینه توی قلبم.
به نام خدای عزیزم ،خدای رحمان وثروتمندو ومنظم و مهربان و مدیروزیباومدبر و بخشنده و آمرزنده وخالق ومنیر ومجیب ومصور وجبار
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت به خاطر استاد و این سایت عالی و تمام دوستان که برایش زحمت میکشند و کاربران عزیز
من هنوز این فایل رو ندیدم و گوش ندادم و لی از نظرات دوستان فهمیدم در مورد قانون مدارهاس
،خیلی وقته کامنت نزاشتم اما الان دلم خواست نظرم رو بگم چون یک همزمانی جالب بین این فایل و فکرایی که الان تو ذهنم داشتم پیش اومد از سه سال پیش که من وارد حوزه بهبود زندگی از همه لحاظ قرار گرفتم یک قانون وجود داشت که تقریبا همه استاد ها این. و میگن که ورودیهاتون رو کنترل کنین و طبق قانون جذب که میگه اگه به هرچه توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه
من وقتی خونه خودم بودم همسرم دایم به اخبار گوش میداد و میگفتم محال بتونم همسرم رو عوض کنم که اخبار گوش نکنه اما در کار خودم جدی بودم یعنی اصلا تلویزیون رو کنار گذاشتم و اینستا ،تلگرام وحتی واتس اپ هم ندارم البته چند باری در جمع یادرخونه خودم میگفتم که اخبار فقط چیزای منفی رو درشت میکنند و برای ما میگن پس من هم نمیخوامش تا این که فهمیدم حدود دوسالی میشه که تلویزیون ما ازش اخبار یا مسایل منفی ازش نمیشنوم یعنی همسرم خود به خود با فکر من موافق شده بود بدون تلاش من برای تغییر دادن اون از طرفی خونه مادر شوهرم که فقط خوراکش اخبار بود اون هم با اب و تاب فراوان، دیشب که رفتم فقط سریال نگا میکردن البته نه فقط دیشب این اواخر کلا این جور شده البته توجه من به دیشب بود برای این مطلب(قانون هم زمانی من با این فایل )،من پیش خودم گفتم سه سال پیش این تغییرات رو محال ممکن میدونستم آما الان قانون مدارها رو کامل فهمیدم که میگه به صورت عملی« تو خودت رو عوض کن پس دنیا ت عوض میشه یعنی یا اون محیط رو برات عوض میکنه یا تو رو از اون محیط میکشه بیرون»
سلام به روی ماه استاد عزیز و نازنینم و مریم بانو جان خوش چهره و سیما
ماشاالله به شما مریم بانو چه قدر چهره تان نورانی و ناز شده است من ازدیدن اینچهره دلنشین و پاک سیر نمیشم قطعا قلب و روحتان هممثل چهره تان این قدر نورانی و شفاف و زلال است.
چه قدر که این مدل مو جدیدتون مریم بانو جان زیبا است و چه قدر که بهتون میات ماشاالله.نور آفتاب که به موهاتون میخورد که رنگ زیبایی رو نشون میداد
به به ماشاالله چه استایل و ست جذابی،واقعا خیره کننده است
چه آرامشی من در چهره شما استاد جانم و مریمجان میبینم ..واقعا ستودنی است
واقعا هر چه قدر بگویم که این فایل چه قدر من را میخکوب کردسر جایم کم گفتم.من چند بار این فایل را گوش دادم و بازهم قطعا گوش خواهم داد و چه قدر اشک ریختم با توصیحات شما استاد جان.کاش اونجا بودم و میتونستم کلی بغلتون کنم
قربونتون برم من استاد جان که چه آرامشی در صدایتان بود.چه اشکی که در چشمانتان حلقه زده بود
واقعا من سپاسگزارم از شما استاد جانم که وقت گذاشتید و این فایل بسیار بسیار با ارزش و گرانقدر را تهیه کردید
ممنونم از شما مریم بانو جان که با عشق با استاد همیاری میکنید
بینهایت دوستتون دارم
براتون آرزوی سلامتی و عمر با عزت میکنم
میبوسمتون از راه دور و در آغوش میگیرم هردو جفت توحیدی و دوست داشتنیم
خدایا شکرت برای این تلنگرا که هر دفعه به یادم میاد به مو رسید اما پاره نشد .
مینویسم برای خودم که یادم بمونه ..یادم بمونه وقتی سال پیش مریض شدم وضعف کلی داشتم واصلا حالم خوب نبود حتی نمیتونسم کارای روزانمو انجام بدم یا دخترمو بغل کنم..نمیدونستم چکار کنم که حالم خوب شه ..یادمه از خودت خاستم ومنو هدایت کردی به دکتری که از همون اول که حالمو دید همرو درست تشخیص داد ومن سه ماه تحت نظرش بودم
وهر روز حالم بهتر میشد هم جسمی وهم روحی ومنی که 15 سال قرص تیروئید میخوردم کم کم کنار گذاشتمش و از مایشا همش سالم بود ..خدا شکرت که اون دوران تلخ با اون همه درد جسمی وروحی تموم شد ومن الان دارم با یه تضاد دیگه دست وپنجه نرم میکنم وبه امید خدا میدونم این بار رو هم به طرز عالی از دوشم برمیداری..این تضاد اومده تا من بفهمم باید قویتر باشم .وابسته فقط به خودت باشم. توحیدی تر باشم وفقط قدرتو به خودت بدم واحساس لیاقتمو بالاتر ببرم ودر نهایت همه چیز به نفع من رقم میخوره ایشالا
1403/10/18روز185
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد ومریم عزیز ودوستان گل
خدایا شکرت بخاطر یک روز بی نظیر دیگه خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های ناب
امروز که تصمیم خودمو قطعی کردم برای هدف بعدی چقدر جالب که این فایل یه قوت قلب بود برام که در مسیر درستی هستم و تصمیم درستی گرفتم
اینکه من یه هدفی تقریبا چندماه پیش مشخص کردم که مسلط بشم به نرم افزار و طراحی و پروژه بگیرم و خداروشکر گرفتم و هرروز دارم خودمو بهبود میدم و دیگه نشانه ها حدود 2ماه که داره میاد که باید هدف بعدی و انتخاب کنم به قول شما استاد قبل از فتح قله هدف و تارگت بعدی و نشونه بگیر و منم دقیقا دارم همین کار ومیکنم
اینکه گفتید باید ترس و با توکل جایگزین کنیم
اینکه توحید و جایگزین شرک کنیم
برای من یعنی از ناشناخته ها نترسم و به خدا توکل کنم و ایمان وباوردارم که خدای مهربونم مسیر و هموار میکنه و میدونم که فقط خداوند میتونه کمکم کنه نه غیر خدا
خیلی ها به من گفتن نترس و تصمیم بگیر و ما هستیم
اول اینکه خداروشکر کردم که خداوند به من عزت داده که دیگران دوست دارند به من کمک کنند و دوم اینکه توی دلم میگفتم خدایا من نمیدونم تو میدونی و قطعا خودت ادما و شرایط هارو وسیله میکنی برای کمک به من خودت بهترین کارفرماها بهترین پیمانکاران و کارگرها رو در مسیرم قرار میدی
استاد عزیزم چقدر این حرفتون بی نظیر بود که هیچ هدفی بالاتر ازخدا نیست .
وقتی ما این باور و تقویت کنیم دیگه از هیچی نمیترسیم ودیگه نگران نیستیم دیگه حسرت نداریم و پراز آرامش و لذت و خوشبختی هستیم خدایا شکرت
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و هشتم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو داشته باشم و از جایی که فکرشم نمیکنم برام مشتری بفرستی که مشتری پیرمادر که همیشه ازم خرید میکنه 25 بسته سفارش داد و بردم براش به ازای 500 تومن
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم بازم مشتری زنگ زد 5 بسته خرید کرد و 100 تومن دریافت کردم
خدایا شکرت که تونستم آگهی کنم پودر زعفران رو و مشتری ها پیام دادند خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت کاری که فرار میکردم رو انجام دادم اونم رفتن به کافی نت بود که رفتم برای تعویض پلاک وقت بگیرم که هزینه نقل و انتقال و پست رو پرداخت کرد و گفت که برید پست بعد بیایید وقت بگیرم براتون خیلی عالی توضیح میداد تحسینش میکنم .من جرئت کردم و ازش پرسیدم که برای راه اندازی کافی نت چه چیزهایی لازمه که گفتند باید بلد باشی و هیچ مجوزی هم لازم نیست .من مشتری هایی که پشت سر هم میومدن رو تحسین میکنم و این باور فراوانی رو در من ساخت
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم یه معجوووون بسیار خوشمزه که حسم گفت بریم از اونجا بگیریم و رفتیم و دوستم برام خرید دیوانه شدم از طعم فوق العادش
خدایا شکرت که با مادر و خواهرم رفتیم کیف فروشی و مشتری های زیادی رو دیدم و این یعنی فراوانی
خدایا شکرت بابت شکر و نبات و تخم مرغ و چای که مادرم خرید برا خونمون خدایا شکرت بابت این همه نعمت
خدایا شکرت بابت ماشین های پورشه و ماشین های چینی شاسی بلند و لندکروز هایی که دیدم تو نمایشگاه ها این فراوانی نیست پس چیه چقدر قشنگ پارک کرده بودند در کنار هم با چند میلی متر فاصله خیلی با ظرافت چقدر خوشگل بودن خدای من
خدایا شکرت بابت هوای خنک این روزهای شهر قشنگم خدایا شکرت بابت جای گرم و نرم و راحتم خدایا شکرت بابت ماه قشنگ تو آسمون خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و….
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
قلبی که به سوی خداوند باز میشود
بررسی سوره انشراح توسط استاد و مریم جان
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
الم نشرح لک صدرک
آیا برای تو سینه ات را نگشاده ایم؟
و وضعنا عنک وزرک
و بار گران را از دوش تو برنداشتیم ؟
الذی انقض ظهرک
همان بارگرانی که گویی پشت تو را میشکست
و رفعنا لک ذکرک
و نامت را بلند آوازه نکردیم؟
(این سوره رو در مورد خودم خوندم و چقدر درک کردم چقدر خوبه این سوره رو در مورد زندگی خودمون بخونیم اونوقت قشنگ میفهمیم)
استاد میگه وقتی که درمورد این آیه ای که خداوند با پیامبر صحبت میکنه مطالعه میکردیم
یادمون به مشابهت های زندگی خودمون افتاد
وقتی که خداوند قلب رو باز میکنه یعنی جایگاه دریافت الهامات رو باز میکنه
کمک میکنه که پیام خداوند رو بهتر بفهمیم
نتیجه درک پیام خداوند و عمل کردن به اون ادراکات میاد میگه که آیا باری رو از روی دوش تو از روی پشت تو برنداشتیم که داشت کمرتو میشکوند
من یاد خودم افتادم که پیام های خداوند رو درست درک نمیکردم و باری به هر جهت زندگی میکردم و عملا هیچ دیدگاه خاصی نسبت به خداوند به این شکلی که الان دارم نداشتم
تو زندگی خودم میدونم که قبل از اینکه قلبم باز بشه و پیامارو دریافت کنم چه باری روی دوشم بود و خداوند برداشت
یکی از بیاد ماندنی ترین روزهای سخت زندگیم زمانی بود که من توی بندرعباس راننده تاکسی بودم فرض کن توی اون گرما و شرجی تو راننده تاکسی دنده آرژانتینی باشی حتی کولر هم نداشته باشه و مسافر کشی کنی
واقعا روزها واسم سخت میگذشت حتی روزایی بود مسافرا بحث میکردن که پول خورد نداریم و…
و اون بار گرانی بود روی دوش من
ماشین منم همیشه خراب بود
پلیس جریمم میکرد و باید تا شب کار میکردم تا جریمه رو پرداخت کنم
همه این سختی ها بود قبل از اینکه من پیام خدا رو دریافت کنم قبل از اینکه قوانین جهان رو بفهمم
همه اون اتفاقاتی که خداوند توی این سوره صحبت میکنه درمورد اون بار گرانی که برداشته شد توی اون شرایط سخت زندگی و توی اون موقعیت و حالا اون اعتباری که خداوند به من داد
من که همون آدمم ولی وقتی قلبم باز شد و الهامات رو دریافت کردم و توی مسیرش حرکت کردم
اون اعتباری که به من داد و الان سایت عباسمنش دات کام انقدر شناخته شدست و پر بازدیدترین سایت تو دنیاست و انقدر اعتبار هست
اینا زمانی اتفاق افتاد که اون شرح صدر اون بازشدن قلب اتفاق افتاد
وقتی که خداوند رو تنهااااا منبع قدرت تو زندگیم درک کردم و توی مسیرش حرکت کردم خداوند چه بارهایی رو از روی دوشم برداشت
حتی فکر کردن به زمانِ بندرعباس برام ترسناکه و اونموقع داشتم اون شرایط رو زندگی میکردم
و خداوند اون شرایط رو تغییر داد
همه چیییی تو زندگی من تغییر کرد
ما که تبلیغاتی نکردیم خداوند بهم اعتبار داد
اینکه چطوری افراد با سایت من آشنا میشن همش کار خداونده که داره کارارو انجام میده
افراد حتی از طریق افرادی که میخواستن منو تخریب کنن با سایت من آشنا شدند این همین تیکه ایه که احساس کردم خداوند داره با من صحبت میکنه
من با این تیکه ای که شما گفتید اینکه خداوند انتخاب کرده مقاومت دارم
یعنی من اعتقاد دارم که از وقتی که خودم دنبالش بودم پیداش کردم نه اینکه بگیم خداوند منو انتخاب کرده
بنظر من ، ما هممون به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند فقط کافیه قلبمونو پاک کنیم و بخواییم که هدایت بشیم و هدایت میشیم
ادامه سوره:
ان مع العسر یسری
همانا با هر سختی آسانی است
و تاکید میکنه البته با هر سختی آسانی است
اون موقع که ما بچه بودیم ترجمه این آیه رو میگفتن بعد از هر سختی آسانی است
و این مفهوم رو نشون میدادند که شما اگه دارید سختی میکشید اشکالی نداره بعدا در دنیای بعدی بهشت میری
در صورتیکه از کلمه مع استفاده کرده
به معنی همراه با هر سختی آسانی است
و دوباره تاکید میکنه که همراه با هر سختی آسانی است
یعنی وقتی خداوند به پیامبر میاد میگه که بار رو از روی دوش تو برداشتیم و قلبتو باز کردیم و نامتو پرآوازه کردیم
اون سختی ها هم بوده این آسونی ها هم بوده
وقتی که پیامبر مسیرشو عوض کرد آسونی ها رو دریافت کرد به جای سختی ها
یعنی توی جهانی که ما زندگی میکنیم هم سختی هست هم آسونی هم سلامتی هست هم بیماری هم فقر هست هم ثروت هم بالا هست هم پایین هم گرم هست هم سرد هم روابط مناسب هست هم روابط نامناسب هم آدمای خوب هستند هم آدمای ناجور
اینکه ما کدوم ورِ قضیه قرار داریم و قلبمون توی چه مداری هست این نشون میده ما چی دریافت میکنیم
مطمئنا با هر سختی آسونیه
اون موقع یه دوره بود تو زندگیم فقط سختی بود این موقع فقط تو زندگیم آسونی هست
برای یه عده ای فقط سختی هست نه به این معنا که سختی وجود داره
اونا اونور قضیه اند
اونا تو مدار دریافت سختی ها هستند
اونا هنوز شاید به اندازه ای که خدا رو باور کنند باور نکردند
و خودشونو لایق دریافت آسونی ها و نعمت ها ندونستند
حالا به این معنا نیست که حتما باید سختی بکشیم بعدش آسونی باشه
نه ،به این معناست که این دو تا سختی و آسونی باهمند ما انتخاب میکنیم و هم مدار میشیم یا با بیماری یا با سلامتی یا با کمبود یا با فراوانی
ما هستیم که انتخاب میکنیم با افکارمون
مریم جان میگه من هر ترمزی که برداشتم آسون شدم برای آسونی ها
و با ترمزها خودم رو آسون کرده بودم برای سختی ها
فاذا فرغت فانصب
پس چون فراغت یافتی به طاعت درگشا(پس از اینکه از مهمی فارغ شدی به مهم دیگر بپرداز)
اینم دقیقا برای اینه که وقتی برای زندگیت هدف داریم و حرکت میکنیم خیلی خیلی حالمون بهتره تا وقتی که هدف و انگیزه نداریم بخاطر همین میگه وقتی به هدفت رسیدی هدف دیگتو دنبال کن
بارها و بارها خود من درگیر بی هدفی شدم
وقتی آدم به خواسته هاش میرسه و نتایج خوبی میگیره خیلی احتمال داره که دیگه حرکت و پیشرفت نکنه ولی برداشت من از این آیه اینه که وقتی پیشرفت و حرکت میکنی و به هدفت میرسی فکر نکن دیگه همه چی تموم شد ادامه بده حرکت کن چون این یه مسیره مقصد نیست و یه نقطه پایان نیست
قبل از اینکه به هدفت برسی(وقتی نزدیکی که برسی به هدفت) هدف بعدی رو مشخص کن
تمام مربی هایی که من موفقیتشونو شنیدم گفتن که دو روز جشن گرفتیم خوشحالی کردیم بعدش از فردا و پس از فردا هدف بعدی فصل بعدی رو متمرکز میشیم
و الی ربک فارغب
و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور
وقتی که این اشتیاق رو به سمت پروردگارت چاشنی قضیه میکنی همه چیز دوباره خیلی آسونتر میشه
یعنی حرکت میکنی و از خدا میخوای که کمکت کنه برای هدف بعدی و خدا بهت ایده بده و در الهامات رو برات باز کنه و آدما و شرایطی رو که برای رسیدن به هدفت کمکت کنند رو به سمتت هدایت کنه و تو رو به سمت اونا هدایت کنه
و وقتی که این باور هست که با رویکرد به خداوند و با اشتیاق با حس خوب با ایمان با باور با توکل وقتی حرکت کنی واقعا هیچ هدفی نیست که بهش نرسی واقعا هیچ هدفی نیست که بزرگتر از خداوند باشه همه چی دست یافتنیه
و من همه این پروسه ای که تو این سوره بوده توی زندگی خودم دیدم همون باری که رو دوشم بود و کمرمو داشت میشکوند و اون باری که خداوند برداشت و نامی که پر آوازه کرد و سختی و آسونی هایی که تو دل همدیگه بودند و هدف هایی که بعدش مشخص کردم و بازم پیشرفت کردم و بازم خداوند داره هدایت میکنه و قدم های بعدی رو روشن میکنه
این درس بزرگی بود که میخواستیم در موردش صحبت کنیم
هر چه که من دارم از خداونده
یعنی اعتبارش رو به خداوند میدم
چون همه کارارو خدا انجام داد
من باور دارم خداوند فقط برام نیکی و پاکی و خوبی و درستی میخواد
و هیچکس تاثیری توی زندگی من نداره
من هیچوقت از تهدید هیچ کس نترسیدم
بارها دیدم که خداوند چه درهایی رو برام باز کرده که قابل باور نبوده برای من
از ایده هایی که بهم گفته میشه از آدمایی که وارد سایت میشن از دوستان و ارتباطاتی که دارم و از سلامتی و ثروتی که دارم همشو اعتبارشو میدم به خداوند
هرچقدر اعتبارو به خداوند بدیم و ازش بخوایم که هدایتمون کنه قلبمونو باز کنه که درک کنیم میبینیم که این اتفاق میفته و خداوند همیشه داره هدایت میکنه
ما خودمون قلبمونو بسته بودیم با افکارمون با ورودی هامون با ترس هامون با شرک هامون با بی ایمانیمون خودمون این کارو کرده بودیم
وقتی باورمونو ایمانمونو تقویت کنیم
وقتی توکل و توحید رو بذاریم جای شرک و ترس
بارها برداشته میشه و خداوند هدایت میکنه و میبینیم که ان مع العسر یسری بوده
میبینیم که سختی ها بوده آسونی ها هم بوده ما خودمون سختی رو انتخاب کردیم
اگر که مسیرمون رو عوض کنیم آسونی رو دریافت میکنیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام خدمت شما دو عزیز دوست داشتنی
چقدر صحبتهایی که در مورد اعتماد به خداوند مطرح میشه به دل آدم میشینه
راستش من این مطلب در مورد توکل رو در جائی خواندم با توجه به اینکه اینروزها دارم روی موضوع شرک و توحید مطالعه میکنم، برام تاثیرگزار بود
با خودم گفتم قطعا” برای شما دوستان عزیزم هم اثر فوق العاده ای خواهد داشت
واسه همین این متن رو اینجا قرار دادم:
(( به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت همه عزیزان
من توکل را اینگونه درک کردم
در هر ثانیه در بدن انسان 15 میلیون واکنش در حال انجام است این مطلب بصورت علمی ثابت شده است و فکر می کنم کسی نباشد که این موضوع را باور نداشته باشد
سیستم انتقال خون ، تنفس ، گوارش رشد پوست مو و هزاران حرکت دیگر که ما به راحتی آن را درک می کنیم.
زمانی دانشمندان تصور می کردند مغز تمامی این واکنش ها را کنترل می کند اما بعدا دریافتند که مغز هم عضوی است که خود تحت کنترل نیروی دیگری است که در فرهنگ های مختلف نام های گوناگون بر آن گذاشته اند و ما به این نیروی عظیم خداوند می گوییم.
اگر حتی کنترل یکی از این 15 میلیون واکنش دست خود ما بود قطعا حیات و زندگی ما به خطر می افتاد. تصور کنید تنفس ما در دست خودمان بود فکر می کنید چقدر می توانستیم زنده بمانیم ، بزودی یا خسته می شدیم و یا فراموش می کردیم نفس بکشیم و ….. کمی به این موضوع فکر کنید به نتایج خوبی خواهید رسید خداوند را در وجود خودتان حس خواهید کرد.
فقط 15 حرکت وجود دارد که در اختیار انسان است مثل حرف زدن راه رفتن و ….. که این حرکات نیز شروعش در دست خداوند است. بطور مثال شما می توانید بگویید در لحظه دیگر شما به چه موضوعی فکر خواهید کرد و یا چه حرکتی را انجام خواهید داد، اندیشه این حرکات نیز توسط خداوند بر انسان الهام می شود ولی دراین 15 حرکت ما حق انتخاب داریم یعنی می توانیم انجام دهیم یا انجام ندهیم.
حالا موضوع اصلی این است که خداوندی که در هر ثانیه 15 میلیون حرکت را بدون کوچکترین خطایی در طول زندگی ما کنترل می کند بهتر نیست که ان 15 حرکت ارادی را نیز به او واگذار کنیم و به معنای واقعی به او توکل کنیم، و باخیالی آسوده و مطمئن زندگی کنیم.
کمی به وجود خودمان بیاندیشیم همه چیز روشن خواهد شد. ))
امروز این فایل که به قلبی که به سوی خداوند باز می شود به عنوان فایل روز 188 برای صفحه من باز شد و من از اونجایی که معمولاً خیلی کم متن انتخابی فایل ها را می رسم بخونم فقط سعی میکنم صوتیش رو گوش بدم امروز می خواستم این کار رو بکنم ولی گفتم بذارو بخونم متن رو و نوشته مهشید عزیز به دلم انداخت که منم بنویسم براتون.
این چیزی که الان میخوام بهتون بگم سر چند تا فایل میخواستم بنویسم ولی مثل این که خدا هدایت کرد که توی این فایل براتون کامنتش بکنم: من میخواستم مهاجرت بکنم و این که تمام کارهای لازم رو انجام دادم یعنی در اصل خدا انجام داده بود و این که فقط منتظر بودم که برم سفارت ویزامو بگیرم اما هر سری که میرفتم سفارت ریجکت میشدم،سه بار رفتم سفارت و خب تجربه واقعا خیلی سختی است که نمیخوام خیلی راجبش صحبت بکنم اما دفعه چهارم که میخواستم برم فایل توحید عملی قسمت نهم، چهار یا پنج روز قبل از این که من بخواهم برم سفر اومده بود و من در تمام مسیر اون فایل رو گوش میکردم یعنی این که من اول رفتم شیراز، از شیراز رفتم قطر و خب یه دو روزی تقریبا تو راه بودم به خاطر این که بلیط گیرم نیومد مجبور شدم با ماشین برم شیراز رو از اونجا با هواپیما برم قطر. از تهران تا چهار ساعت قبل از مصاحبه این فایل رو گوش میکردم یعنی استاد میگفتن که “ره روی ما اینک اندر منزل است” اون قسمت فایل هست، من خیلی دوسش دارم و علاوه بر اون فایل، این فایلی که خدا قلب آدم ها رو باز میکنه رو هم عاشقشم و اون چند روز خیلی گوش دادم همش به خدا میگفتم که خدایا بار سفارت رو خودت از دوش من بردار این دفعه که مصاحبه می خوام بکنم تو مهر من رو به دل این آفیسر بنداز همون جوری که استاد رفت و آفیسر اونجا بهش گفت من دلم میخواد تو بری امریکا همین کار رو برای من بکن تو خدای منم هستی و… اینا رو داشتم میگفتم و رفتم مصاحبه و به طرز معجزه آسایی که همه افرادی که اینجا هستن قطعا با خبر هستن وقتی میگم معجزه یعنی چی، من رفتم کلیرنس،خدای من بار چهارم و من قبول شدم و رفتم کلیرنس!
خلاصه آفیسر به من گفتش که لازم نیست هیچ کاری بکنی فقط ما یه بررسی نهایی میکنیم و وقتی که بهت گفتیم فقط پاسپورتت رو برای ما بفرست که ویزا رو داخلش بچسبونیم . اون خانوم آفیسر توی اون سفارتی که من رفتم به اسم خانوم تپل و مهربون معروف بود:) که یکی از آفیسرهای بسیار رویایی بود که تقریبا هشتاد تا هشتاد و پنج درصد افراد رو در جا ویزا میداد همون موقع بهشون بقیه هم میفرستاد کلیرنس که بخاطر باورهای خود من،رفتم تو دسته ی 15 تا 20 درصدی کلیرنسی و بعد از نوشتن یه سری نت توی کامپیوترش سه بار برای من تکرار کرد که اصلا نگران نباش همه چی اوکی هستش و ما فقط وقتی بهت گفتیم پاسپورتت رو بفرست برای ما!
وقتی که از در سفارت اومدم بیرون یعنی تا خود هتل من همینطوری گریه میکردم یعنی اصلا این جمله واقعا برای من یه جمله رویایی بود خدایا بار این مصاحبه و سفارت رو تو از روی دوش من برداشتی.
میخواستم این رو باهاتون درمیون بذارم که وقتی که آدم از خدا میخواد که بار مسائل رو از روی دوشش برداره خیلی خیلی راحت تر این اتفاق میوفته،من دفعه چهارم به خدا گفتم من این دفعه رودوش تو میشینم و همه چی رو میسپرم به تو و سعی کردم نگران نباشم و نه تنها خدا این بار رو از روی دوش من برداشت بلکه از روی دوش تمام خانوادم که انقدر نگران من بودند برداشت و در نهایت بعد از چندین ماه خدا رو صد هزار مرتبه شکر که ویزای من کلیر شد و به من ایمیل زدن که بیا ویزات رو تحویل بگیر(که این کلیر شدن هم داستان خودش رو داره که قطعا در یک فایل دیگه براتون مینویسم). میخواستم این رو باهاتون شیر بکنم که وقتی که آدم میسپاره به خدا، که البته که یه کم ته دلم به خاطر اون شرکی که به قول استاد مورچه روی دل سیاه سنگ،دقیقا خب منم آدمم دیگه یه وقتایی پیش میاد این شرک و ترس یه کم تو دلم بوده باشه که بازم استاد توی فایل میگن ترس و ناامیدی از شیطانه،که مثلا خدایا چی میشه خدایا به موقع برسم خدایا پوزیشن دانشگاهیم بمونه و …. همه اینا بود ولی در نهایت سعی کردم که خودمو آروم بکنم و بسپارم به خدا و خدای من انقدر قشنگ چید انقدر قشنگ درست کرد که فقط میتونم بگم خدایا من عاشقتم.
خلاصه به لطف خدا تقریبا یک ماه پیش مهاجرت کردم و الان پشت لپتابم نشستم تو امریکا (جایی که همیشه آرزوم بود) و الان این فایل رو دیدم به عنوان فایل امروز و گفتم باید منم دست به قلم بشم و اول از خدا تشکر کنم که به بزرگترین آرزوم رسونده من رو و بعدش از استاد نازنینم که تک تک صحبتهاش از خود خدا میاد میشینه توی قلبم.
به نام خدای عزیزم ،خدای رحمان وثروتمندو ومنظم و مهربان و مدیروزیباومدبر و بخشنده و آمرزنده وخالق ومنیر ومجیب ومصور وجبار
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت به خاطر استاد و این سایت عالی و تمام دوستان که برایش زحمت میکشند و کاربران عزیز
من هنوز این فایل رو ندیدم و گوش ندادم و لی از نظرات دوستان فهمیدم در مورد قانون مدارهاس
،خیلی وقته کامنت نزاشتم اما الان دلم خواست نظرم رو بگم چون یک همزمانی جالب بین این فایل و فکرایی که الان تو ذهنم داشتم پیش اومد از سه سال پیش که من وارد حوزه بهبود زندگی از همه لحاظ قرار گرفتم یک قانون وجود داشت که تقریبا همه استاد ها این. و میگن که ورودیهاتون رو کنترل کنین و طبق قانون جذب که میگه اگه به هرچه توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه
من وقتی خونه خودم بودم همسرم دایم به اخبار گوش میداد و میگفتم محال بتونم همسرم رو عوض کنم که اخبار گوش نکنه اما در کار خودم جدی بودم یعنی اصلا تلویزیون رو کنار گذاشتم و اینستا ،تلگرام وحتی واتس اپ هم ندارم البته چند باری در جمع یادرخونه خودم میگفتم که اخبار فقط چیزای منفی رو درشت میکنند و برای ما میگن پس من هم نمیخوامش تا این که فهمیدم حدود دوسالی میشه که تلویزیون ما ازش اخبار یا مسایل منفی ازش نمیشنوم یعنی همسرم خود به خود با فکر من موافق شده بود بدون تلاش من برای تغییر دادن اون از طرفی خونه مادر شوهرم که فقط خوراکش اخبار بود اون هم با اب و تاب فراوان، دیشب که رفتم فقط سریال نگا میکردن البته نه فقط دیشب این اواخر کلا این جور شده البته توجه من به دیشب بود برای این مطلب(قانون هم زمانی من با این فایل )،من پیش خودم گفتم سه سال پیش این تغییرات رو محال ممکن میدونستم آما الان قانون مدارها رو کامل فهمیدم که میگه به صورت عملی« تو خودت رو عوض کن پس دنیا ت عوض میشه یعنی یا اون محیط رو برات عوض میکنه یا تو رو از اون محیط میکشه بیرون»
خدایا شکرت
استاد بازم ازتون سپاسگزارم
بازم حرفاتون برام ثابت شد
سلام ب استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته
سلام ب همه دوستان
من هنوز فایل کامل ندیدم ولی یک چیزی بهم گفت برو و بنویس
از اول فایل من فقط دارم از شیشه عقب ماشین ب جاده نگاه میکنم … خدای من! چقدر زیباست . چقدر چشم نواز. چقدر رویایی .
من ک اصلا نفهمیدم تا اینجا استاد چی گفت و به خودم قول دادم اول از جاده لذت ببرم بعد دوباره فایل صوتی گوش بدم انشاالله
از خدا میخوام منم بتونم توی این جادههای زیبا رانندگی کنم و عشق کنم ، لذت ببرم و شکر گذار این همه زیبایی باشم .
خدایا شکرت بخاطر چشمانم
خدایا شکرت بخاطر وجود این فیلم
خدایا شکرت بخاطر استاد و تکنولوژی
عاشقتم استاد. سالم و سرحال باشید در پناه رب العالمین
سلام وآرزوی سلامتی برای استاد نازنینم وهمه ی دوستان متعهد
پروردگار مهربانم! درهای قلبم را باز کن
ای خدای مهربان !
کمکم کن تا بتوانم علف های هرز و درختان کرم خورده و شاخه های ریز و سمی ذهنم راکنار بزنم
تاروزنه های قلبم به بینهایت خردمندیت باز شوند
و الهامات تورا بشنوم
پروردگارا کمکم کن تا متعهدانه روی خود کار کنم و بی نهایت تورا دریابم
ای خدای مهربان دیدگانم را به فراوانیت باز کن
وزبانم را به شکر گذاریت عادت ده
پروردگار مهربانم! کمکم کن سادگی ها,آسانی هاو زیباییها را انتخاب کنم
ای والای حقیقی! کمکم کن در مسیر حقیقت از حرکت وعمل باز نمانم
ای حقیقت وصف ناپذیر کمکم کن متعهد باشم
پروردگار مهربانم بارهای سنگین شانه هایم را به دوش قدرتمند وپر مهر تو میسپارم
پناهی ندارم جز پناه قدرتمند تو
وتکیه گاهی مطمعن تر از تو نمیشناسم
ایخدای مهربانم کمکم کن بازی زندگی را عالی روی صحنه باشم
ای خدای مهربانم !
ای آرامش ناب ! ای زیبای وصف ناپذیر !ای سخاوتمند بی بدیل !
ای همه ی هستیم!
دوستت دارم.
مهربان حقیقی!
میدانم همه چیز بازی است ولی باز فریب میخورم
میخواهم هر لحظه از این بازی لذت ببرم
همه چیز تویی و هر لحظه تویی و هدف تویی
وباقی همه بازیست
نگارم! ای همه بخشش و مهر
فقط باید متعهد باشم و حرکت کنم
وحرکت یعنی ایمان به تو
و عمل به
نشانه هایت
و رهاشدن
باتشکر وسپاس فراوان
سلام استاد عزیزم
تا الان دوبار فایل گوش دادم واقعااا لذت بردم و چقدر نیاز داشتم ب این محتوا الحق ک حرفاتون در زمان مناسب گفته میشه
من الان خودم هنوز اون بار گران بر دوش دارم اما امید دارم که میتونم با افزایش ایمانم اون گشایش قلب تجربه کنم و آسان بشم برای آسانی ها انشاالله
با اینکه حرف خیلی پشتتون زده شده اما من خودم از اون افرادی هستم ک با وجود همه اینها باز دوباره برگشتم ب این مسیر و واقعا
حسی ک صحبت های شما برام داره بینظیره همین ک صداتون میشنوم امید در دلم زنده میشه و ایمانم بیشتر میشه
از خدا میخوام من هم بتونم مثل شما خودمو لایق نعمت ها و آسانی ها کنم ب لطف الله
به نام الله
سلام به روی ماه استاد عزیز و نازنینم و مریم بانو جان خوش چهره و سیما
ماشاالله به شما مریم بانو چه قدر چهره تان نورانی و ناز شده است من ازدیدن اینچهره دلنشین و پاک سیر نمیشم قطعا قلب و روحتان هممثل چهره تان این قدر نورانی و شفاف و زلال است.
چه قدر که این مدل مو جدیدتون مریم بانو جان زیبا است و چه قدر که بهتون میات ماشاالله.نور آفتاب که به موهاتون میخورد که رنگ زیبایی رو نشون میداد
به به ماشاالله چه استایل و ست جذابی،واقعا خیره کننده است
چه آرامشی من در چهره شما استاد جانم و مریمجان میبینم ..واقعا ستودنی است
واقعا هر چه قدر بگویم که این فایل چه قدر من را میخکوب کردسر جایم کم گفتم.من چند بار این فایل را گوش دادم و بازهم قطعا گوش خواهم داد و چه قدر اشک ریختم با توصیحات شما استاد جان.کاش اونجا بودم و میتونستم کلی بغلتون کنم
قربونتون برم من استاد جان که چه آرامشی در صدایتان بود.چه اشکی که در چشمانتان حلقه زده بود
واقعا من سپاسگزارم از شما استاد جانم که وقت گذاشتید و این فایل بسیار بسیار با ارزش و گرانقدر را تهیه کردید
ممنونم از شما مریم بانو جان که با عشق با استاد همیاری میکنید
بینهایت دوستتون دارم
براتون آرزوی سلامتی و عمر با عزت میکنم
میبوسمتون از راه دور و در آغوش میگیرم هردو جفت توحیدی و دوست داشتنیم
بنا م خدا
خدایا شکرت برای این تلنگرا که هر دفعه به یادم میاد به مو رسید اما پاره نشد .
مینویسم برای خودم که یادم بمونه ..یادم بمونه وقتی سال پیش مریض شدم وضعف کلی داشتم واصلا حالم خوب نبود حتی نمیتونسم کارای روزانمو انجام بدم یا دخترمو بغل کنم..نمیدونستم چکار کنم که حالم خوب شه ..یادمه از خودت خاستم ومنو هدایت کردی به دکتری که از همون اول که حالمو دید همرو درست تشخیص داد ومن سه ماه تحت نظرش بودم
وهر روز حالم بهتر میشد هم جسمی وهم روحی ومنی که 15 سال قرص تیروئید میخوردم کم کم کنار گذاشتمش و از مایشا همش سالم بود ..خدا شکرت که اون دوران تلخ با اون همه درد جسمی وروحی تموم شد ومن الان دارم با یه تضاد دیگه دست وپنجه نرم میکنم وبه امید خدا میدونم این بار رو هم به طرز عالی از دوشم برمیداری..این تضاد اومده تا من بفهمم باید قویتر باشم .وابسته فقط به خودت باشم. توحیدی تر باشم وفقط قدرتو به خودت بدم واحساس لیاقتمو بالاتر ببرم ودر نهایت همه چیز به نفع من رقم میخوره ایشالا
خدایا عاشقتم..