اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در ادامه ی کامنت قبلی تمرین این فیلم و انجام میدم و نکات مثبتی که همین لحظه در زندگیم وجود داره مینویسم
خدایاشکرت که در سلامتی کامل هستم میتونم نفس بکشم میتونم ببینم میتونیم راه برم میتونم حرف بزنم میتونم بنویسم صدای زیبای پرنده ها رو میشنوم از درخت سیب زیبای داخل حیاط
بچه های سالم و خوشگلم و باشادی و لبخند وحال خوب فرستادم رفتن یکی مدرسه و پسر قشنگم که اونقدر مهربونه که قبل از رفتن بغلم کرد ودستمو بوسید خدایا شکرت
شکرت خدا که همسرمو راهی کردم که بره و همراه برادرش باشه پشت در اتاق عمل و سپردمش به دستان پر مهر خودت که امروز فضل و بخشش و فراوانی و سلامتی و آرامش رو نصیب همسرم و
برادرش کنی
خدایاشکرت بابت قلب مهربون همسرم بابت عشقی که به من و بچه هام داره
خدایاشکرت بابت زندگی آرومم
خدایا شکرت بابت دختر مسئولیت پذیر و مهربونم که دیشب بهم گفت مامان میدونم خیلی خسته شدی و خوابت میاد لطفا برو بخواب من خودم آشپزخونه رو تمیز میکنم و نه تنها آشپز خونه که همه جارو تمیز کرد و با همکاری پسرم قبل از خواب همه جارو مرتب کردن
خدایاشکرت که بچه هام اینقدر عالی هستن اینقدر مهربون و منظم وحرف گوش کن و مودب
واقعا بهشون افتخار میکنم
خدایا شکرت که همسری دارم پرتلاش و مهربان و وفادار و قابل اعتماد که سال هاست به واسطه ی رفتار عالی و مناسبش حتی یکبار هم فکر منفی در باره ی رابطه مون نداشتم و این اعتماد دو طرفه ست و من واقعا آزادم و هرگز سوال و جوابی نیست ….
خدایاشکرت بابت پدر و مادر عزیزم که سالم هستن و سفره ی پر برکتشون همیشه پهنه و در خونه شون نه تنها برای بچه های خودشون بلکه برای همه بازه و همه از خوبی و مهمون نوازی و مهربونیشون تعریف میکنن خدایاشکرت که اینقدر پدر و مادرم نزدیک هستن که تا اراده کنم میرم پیششون
خدایا شکرت بابت خواهرهای عزیزم و برادر یکی یه دونه و نازنینم که همیشه روابطمون باهم عالیه همیشه دور هم جمع میشیم و شاد و تندرست لذت میبریم از هر لحظه مون
خدایاشکرت که هر تضادی که الان داریم باهاش مواجه میشیم فقط برامون درس داره و باعث میشه ایمان و توکلمون به خودت و بخشندگی و مهربونیت بیشتر بشه
خدایا شکرت که اوضاع این روزهای خانواده مون باعث آگاهی و تلنگری میشه به تک تک ما هایی که یادمون میره ما یه فرصت کوتاه داریم واسه زندگی پس باید خوب زندگی کنیم عالی زندگی کنیم
خدایاشکرت که این خونه و این خونواده ی توحیدی رو بهم ارزانی داشتی
خدایاشکرت بابت هرنفس که میکشم
خدایا شکرت بابت هر واژه ای که از زبان استادم با گوش های سالمم میشنوم
خدایاشکرت که هستی و من بنده ی تو هستم
خدایا شکرت بابت هدایت های بی دریغ توسط نیروی الهی ات
نشانه ی امروز و توانایی تمرکز و توجه به نکات مثبت …..
فکر کنم این یه تمرین و کامل داشتم فراموش میکردم همین صبح ازخدا خواستم هدایتم کنه به حال و احساس بهتر به صلح درونی با خودم و باز هم هدایت و هدایت و هدایت
این روزها که در آشفته ترین حالت ممکن هستم و اتفاقات بیرونی و نامناسب همه ی فضای اطرافم را پر کرده کمتر و کمتر به نکات مثبت توجه کرده بودم
و دلیل حال نامناسب و نگرانی هام شاید همین باشه
اصلا بمحض اینکه شروع به فکر کردن در مورد نکات مثبت محیطم و اطرافیانم کردم یک نفس عمیق همراه با آه قلبمو آروم کرد
هر لحظه ازخدا خواستم که به خودم و همه ی عزیزانم آرامش عطا کنه
یه چیز جالب در مورد توجه به نکات مثبت که دیشب برام اتفاق افتاد ….من یه فردی رو در نزدیکانم دارم که همه ازش بد میگن و بساط غیبت ازش تو همه ی دوست و آشنا و فامیل به راهه و یه جورایی صابونش به تن همه شونم خورده ،ولی لطف خدا شامل حالم شد ومن خیلی تلاش کردم که تو این مدت و این چالش هایی که تو خانواده مون داشتیم سکوت کنم و حرفی در مورد ایشون نزنم که احساسم بد بشه فقط هر لحظه گفتم خدایا کمکش کن در آرامش باشه خدایا هم منو هم اون بنده تو هدایت کن که در آرامش باشیم و دیشب کاملا اتفاقی و یهویی من مجبور شدم برم منزل ایشون
خیلی استرس داشتم و گفتم خدایا خودت می دونی و خودت بهم توانایی بده بتونم اگر حرفی زده شد فقط سکوت کنم و خودت ازم محافظت کن
وااای خدایا وقتی رسیدم اونجا دیدم گفتن اون بنده خدا چند دقیقه قبل رفتن بیرون واسه خرید و منزل نیستن یعنی من هزاربار گفتم خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا تو چقدر مهربونی
ما کارمونو انجام دادیم و وقتی سوار ماشین شدیم که برگردیم دقیقا سر کوچه دیدم که اون بنده خدا با ماشین از کنارمون رد شد و اصلا متوجه ما نشد و رفت بسمت منزل خودشون …آه خدایا من چقدر مهربونی هاتو شکر کنم
ولی اینو میدونم و تجربه بهم ثابت کرده که اگر با بقیه همراه میشدم و مدام حرف مفت میزدم از اون بنده خدا بد میگفتم و غیبت میکردم و میرفتم تو احساس بد ،صددرصد دیشب هم باید تو خونه میبودن و باهم یه جز و بحث اساسی میکردیم ولی خدا خیلی بهم لطف کرد که هدایتم کرد اول به سکوت و بعد سپردم به خودش و اینطوری ازم محافظت کرد
خدایا هزاران بار شکرت
این فایل و از امروز تا یک هفته هرصبح به محض بیدار شدن باید گوش کنم چون واقعا فراموش میکنم که باید توجه و تمرکزم کجاباشه چون واقعا این رفتار درون من نیست و تا حالا همیشه سعی کردم که به نکات مثبت توجه کنم ولی باید اونقدر تمرین کنم تا بره تو گوشت و پوست و استخوانم
سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم جانم بابت این هدایت ها و نشانه های روزانه که هرصبح تلنگری میشه برای مرور دوباره ی قانون و شروع بهتر
در حال حاضر که دارم این کامنت رو تایپ میکنم نمیدونم چی باید بنویسم اما کامنت قبلی من که چند ساعت پیش نوشتم هم هیچ ایده ای نداشت و هرچی که جلوتر رفتم کلمات رو ذهنم چید کنار هم و هرچیزی که نیاز بود بنویسم ذهنم به دستم داد
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی
خدایا سپاسگزارم بخاطر قوانین بدون تغییرت
توانایی تمرکز بر نکات مثبت
واقعا تحسین برانگیز بود برخورد استاد با اون فرد اسرائیلی
من دفعه اول که فایل رو دیدم اصلا انتظار نداشتم اون فردی که اینقدر جویای احوالشون بود یک فرد اسرائیلی باشه
من حتی شاید میتونستم حدس بزنم یک فرد افغانستانی باشه اما اسرائیلی هرگز حتی یک صدم درصد
و واقعا شنیدن اسمش چند لحظه ای منو توی شوک برد
واقعا چرا؟؟؟ چرا هر پنج تا انگشت رو مثل هم دیدیم!!!!!!
ایده
الان یک چیزی به ذهنم رسید
من خیلی باور های مخربی راجب ازدواج دارم
و یکی از بدترین هاش اینه که میگم همه مرد ها بد هستن و خیانتکار هستن خیلی سریع از زیر کار و مسئولیت در میرن
(با عرض معذرت از آقایونی که کامنت بنده رو میخونن)
الان که داشتم فکر میکردم و با خودم میگفتم آقا اگه دولت این ملت به کار اشتباهی میکنه دلیل نمیشه همه مردمش هم موافق اون عمل باشن و واقعا بد باشن
مثل همین الان توی ایران که یک سری مسائل که پیش میاد یک عده راضی و موافق هستن یک عده به شدت مخالف
نتیجه گرفتم خب همه اسراییلی ها میتونن مثل هم نباشن میتونن تجربه های خیلی خوبی از ایران داشته باشن
و همین طور ادامه دادم که یک لحظه گفتم نرگس ببین تو خودت داری میگی توی جامعه اسرائیل میتونن آدم هایی باشن اینقدر خوب
پس چرا فکر میکردی مرد خوب نیست یا تو نمیتونی پیداش کنی و فکر میکنه بهتره آدم تنها باشه اما ازدواج نکنه چون آقایون اصلا وفادار نیستن یا اخلاق ندارن یا باور های دیگه
و بازم من تونستم یک پاشنه آشیل دیگه رو کشف کنم و دلیل منطقی پیدا کنم برای رفع کردنش برای اینکه این علف هرز رو کوتاه کنم
البته که هیچ وقت از ریشه کنده نمیشه ولی من باید همیشه مراقبش باشم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و هم مداران در این سایت الهی
یکی از پاشنه های آشیل من همین توجه به نکات منفی هر چیزی هست که به لطف خدا بعد از آشنایی با استاد در این مورد بهتر شدم
سه تا موضوع هست که میخوام در مورد نکات مثبت اونها بنویسم
در شرایط جنگی که اخیرا تو کشور اتفاق افتاد تو عقل کل یه دوستی سوالی پرسیده بود به این مفهوم که چه نکات مثبتی را میتونید در این وضعیت ببینید و چقدر نکات مثبت را دوستان ثبت کردند
تو همین شرایط دوستی میگفت اگه به من اسلحه بدن هر فردی از کشور مقابل را ببینم میکشم و چنان کینه و نفرت در وجودش بود که اصلا سعی نکردم حرفی در این مورد بزنم
اما من همیشه میگفتم اون کشوری که جنگ را شروع کرد آدمهاش با مردمان کشور من هیچ فرقی ندارن اونها هم آفریده خدا و روح خدایی دارن پس هیچ موقع با کشته شدن مردم کشور مقابل شاد نمیشدم و مطمینا با ناراحتی مردم کشورم هم شاد نمیشم وقتی بتونیم تمام انسانها را تکه ای از یک روح خدایی ببینیم آسیب به هر انسانی را آسیب به خودمون میبینیم
طبق قانون جنگ و نزاع در جهان وقتی پایان میپذیره که طرف مقابل را جزیی از خودمون بدونیم و اونها را هم بنده خدا بدونیم
و با کینه و نفرت هر روز این جنگ ها بیشتر میشه
من کاری به دولت یا مردم کشور مقابل ندارم من با احساس محبت و خیرخواهی و سلامتی برای تمام انسانها خودم به صلح درونی میرسونم و فاصله ذهن و روحم را کم میکنم و خود به خود در جایی قرار میگیرم که صلح و آرامش و دوستی هست ابن قانون ابدی دنیاست
موضوع بعدی و تمرین بعدی تمرکز بر روی نکات مثبت عزاداری ایام محرم هست که همیشه دیگران را مورد انتقاد قرار میدادم و دنبال نکات منفی این رفتارها بودم اما دارم تمرین میکنم که در هر موضوعی بر روی نکات مثبت تمرکز کنم
از روزی که دیدم دوستان در شرایط جنگی و نگرانی که همه درگیرش بودن به نکات مثبت توجه کردن گفتم پس در هر وضعیتی نکات مثبتی هست که میتونم اونها را ببینم و به احساس خوب و احساس سپاسگزاری برسم
امروز که روز عاشورا بود دیدم که مردم چقدر با احترام از دسته های عزاداری پذیرایی میکنن
چقدر افرادی بودن که پیاده ها را سوار ماشین میکردن و به مقصد میرسوندن
چقدر نظم و احترام در دسته ها بود و هر کسی هر جور میتونست کمک میکرد
یک فرد مسنی بود که لیوان خالی شربتها که روی زمین ریخته بود را جمع میکرد
چقدر فراوانی بود قدم به قدم کیک و شربت پخش میکردن
نیروی انتظامی مسوول امنیت و هدایت دسته ها را بر عهده داشت
افرادی بودن که ماشین هاشون را در اختیار دسته ها گذاشته بودن و بلندگوها و طبلها را جابجا میکردن
چقدر دوستانی بودند که سالها همدیگه را ندیده بودن و در این مراسمات همدیگه را میدیدن و ابراز شادی و خوشحالی میکردن
چندین روز و شب هست که تو حسینیه ها غذا میدن فراوانی نعمت
صمیمیت و دوستی و گذشت را میشه تو این مراسم محرم دید
هر کسی به اندازه توانش به هییت ها کمک میکرد از دادن پول یا کمک کردن در پخت غذا یا آماده کردن وسایل و مواد غذایی
شادی و نشاط را میشد در چهره آدمها دید
بالاترین عبادت و معنویترین کار جهان شاد بودنه
اگر این مراسمات باعث بشه انسانها از دیدن همدیگه شاد بشن این بزرگترین دستاورد میتونه باشه
موضوع سوم تمرکز بر نکات مثبت همین لحظه است که در یک روستای زیبا روی بالکن خانه روستایی و روبه رودخانه پر از درختان گردو و بادام منظره ای را میبینم که واقعا زیباست
باد خنک ، سمت راست من درختان سبز سبز کنار کوه و سمت چپ ویو زیبا از خانه های روستایی با کوه زیبا
و صدار قارقار کلاغ و جیک جیک گنجشکها و گاهی هم صدای چهچه بلبلها به گوش میرسه
همه جا در سکوت صدای خروس از دور به گوش میرسه
جلو بالکنی که من هستم شاخه های درخت خرمالو بالا رفته
آسمان آبی صاف بدون هیچ ابری واقعا زیباست
این تمرین را باید همیشه انجام بدم تا ناخودآگاه بتونم روی نکات مثبت هر چیزی توجه کنم
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا قانون را بهتر درک کنم
استاد عباسمنش عزیز سپاسگزارم که آموزش دادی تا بتونم زیبایی ها را ببینم
خدایا شکرت برای هدایت به این فایل استاد من واقعا هروقت به هرچیزی فکر میکنم توی گوگل تو اینستا در زندگیم و سایت به هر نحوی تمام موضوعات میشه راجب اون مساله ای که بهش فکر میکنم و فقط کافیه سوال بپرسم
دوسه روزه هی سوال میپرسم و مدام جوابم میاد حتی توی اموزش ها و ویس هایی که از استاد دانلود کردم هر کدومو باز میکنم جوابمو میدن
اما دیگه انقد دقیق به اندازه این فایل اخه ؟!خدایا شکرت چه زمان قشنگی به این فایل هدایتم کردی.
من یه اعترافی بکنم با اینکه خیلی وقته احساس میکنم خیلی تغییر کردم و به نکات مثبت توجه میکنم اما همونجور که استاد بارها گفتن الان یادم افتاد که مدتهای خیلی زیادیه یادم رفته به نکات مثبت ادما فکر کنم ذر واقع تغییر زیاد من این بود که غر نزنم اعتراض به خدا نکنم و قوانین رو بدونم و خودمو مقصر همه اتفاق ها بدونم و سعی کنم از بدی ها اعراض کنن
اما هنوزم خصلتهای بد ادما رو میبینم زوم نمیکنم روی خوبی اونها روی زیبایی ها
اول بگم این فایل بمن یه ایمانی داد که کشورهای دیگه هم میتونیم توی شغل های مهم باشیم و این محدود به وطنمون نیست
دوم اینکه من مدتها دارم روی خوبی اسراعیلی ها زوم میکنم
و تمام اطرافیانم از بدی شون میگن
و این فایل اثباتی بر اعتقادات و باورهام بود که بله دقیقا ما همه چیزو با تلویزیون قضاوت میکنیم و اگر خودمردم امریکا رو خیلی ها میدیدن مردم انگلیس و اسراعیل رو میدیدن اینجوری قضاوت نمیکردن و چقد خوبه که اون اسراعیلی انقد فکرش مثبت بوده که با افراد خوب ایرانی برخورد کرده و اینجوری ازشون تجربه داشته که انقد زیبا توصیفشون کرده
کاش من هم بتونم انقد به زیبایی ادما به فرهنگشون به خوبی هاشون فکر کنم
خدایا خودت کمکم کن یه مرحله برم جلو این بزرگترین مساله ای هست که باید یاد بگیرم و در وجودم تثبیت بشه مثل همون اعراض که سخت بود اما تثبیت شد و الان به محض دیدن نازیبایی ها الارم میده
کمکم کن که از لین به بعد انقد قوی باشم که فقط زیبایی اطرافیا رو ببینم و اگر نازیباییشون بیادم اومد تو نظر و توجهم اومد سریع اعراض کنم
امروز من خیلی کیف کردم از اینکه خدا منو هر بار هدایت میکنه به پارک بهشتی تهران که مثل خونه استاد عباس منش هست
امروز که خونه بودم و کارامو انجام میدادم یهویی حاضر شدم تا برم به پارک بهشتی
باد میوزید و خیلی خیلی خوب بود و هوا عالی بود
وقتی رسیدم پارک و رفتم سمت دریاچه ، وایستادم کنار دریاچه موجا به قدری زیبا میوزیدن که به نور خورشید نگاه میکردم که انعکاسش به دریاچه افتاده بود و خیلی خیلی پر نور تر از خود نور خورشید دیده میشد و برق میزد و نمیشد مستقیم نگاه کرد به نور خورشید و چشمامو بسته بودم، با خودم گفتم ببین طیبه نور خدا نورش جوریه که میتونی بدون اذیت شدن چشمت به نورش نگاه کنی
بارها و بارها من تصور کردم نور خدا رو ،چشمامو که میبندم و زمان هایی که باخدا عمیقا صحبت میکنم و میگم لپ گنده نورانی منقشنگ کل نوری که من تو منبعش هستم رو میبینم و به قدری وسیع و بی نهایته که حس فوق العاده ای دارم و نورش چشمامو اذیت نمیکنه
و همون لحظه به نور خدا فکر میکردم و لذت میبردم
بادی که میوزید و موج میومد خیلی لذت بخش بود
وقتی حدود یک ساعتی کنار دریاچه وایستادم و به اطراف دقت میکردم و به پرنده ها نگاه میکردم که میرفتن از دریاچه ماهی میگرفتن خود خود بهشت بود ،زیبا و جذاب
وقتی دوباره رفتم سمت ورودی پارک دیدم غرفه هایی رو باز کردن که خیلی خیلی لذت بخش بود دیدنشون
اما همه خوراکی بودن و خیلی چیزایی که من دوست داشتم مثل لواشک و بستنی و خیلی چیزای دیگه
کل غرفه هارو گشتم و خیلی خوش رنگ و زیبا بودن
پیاده که میرفتم نگاه میکردم که چقدر خوردنی هست و خیلی خیلی زیبا بود و رنگارنگ
با خودم گفتم دیگه هیچ کدوم از اینارو نمیخری ، تو باید یاد بگیری که چقدر سلامت بدنت برات اهمیت داره و لایقشی که ازش محافظت کنی تا لحظه ای که در این جهان هستی هستی
وقتی برمیگشتم تو راه به فایل مراقبه شکرگزاری گوش میدادم
اونجا که گفت دستتو روی قلبت بذار
گذاشتم و بلوار محله مون قدم میزدم یهویی یه ماشین رد شد پلاکش دو تا 74 و 74 کنار هم داشت
چقدر حس خوبی داشتم خدا عشقشو تاکیدی برام نشون داد ازاین نشونه خیلی خیلی لذت بردم و عمیقا میخندیدم
خداروشکر میکنم از اینکه بی نهایت به من عشق میده
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و نعمت از خدا میخوام
استاد جان این فایل نشانه امروز من بود و آنقدر با حال و وضعیت من در این شرایط جور بود که اشکم را در آورد
ممنونم خدای خوبم که با این نشانه ها باهام حرف میزنی بهم الهام میکنی مرا هدایت میکنی
استاد عزیزم این فایل 13 دقیقه ای مرا تکان داد مرا له تفکر واداشت. به من یاد آوری کرد که یادت باشه هر جا هستی همش به خاطر باور های خودت هست .
چقدر زیبا درباره تمرکز بر نکات مثبت گفتید منم به لطف آموزش های شما بسیار بسیار تغییر کردم
اما گاهی این ذهن چموش لگد پرانی میکنه و باعث میشه از مسیر دور شویم .
استاد مقاله ابتدای فایل را که خواندم یه جایی واقعا ایست کردم و دیدم حال وروزهای امروز منه
(((وقتی کار فرمایت توانمندی های تو را نمی بیند و به شخص دیگری ارتقای شغلی می دهد چقدر می توانی نکات مثبتش را ببینی )))
من رشته ام کارشناس آزمایشگاه هست و نزدیک 22سال هست که دارم کار میکنم واقعا با جون و دل و باعشق کار کردم همیشه سعی کردم تا جایی که میتوانم رفتارم با مراجعین خوب و مطلوب باشه ،طوری باهاشون بر خورد کنم که انتظار دارم با خودم رفتار بشه ،در محل کارم تعدادی از آزمایشات مهم که نبود به اصرار من به کارشناس مسئول به مرکز ما آورده شد وتا مدتها من انجام میدادم از نظر خودم در کارم جزو بهترینها هستم
و حدود یه ماه پیش از بین همکارانم یکی را به عنوان بهترین انتخاب کردن ازش تجلیل و قدر دانی شد و من این را حق خودم میدانستم
با اینکه خیلی روی خودم کار کردم تا این موضوع برام بی اهمیت باشه و باهاش خوب کنار بیام اما ته دلم از کارشناس مسئول دلخور شدم
به خودم گفتم شاید با من مشکلی داشته که من را انتخاب نکرده .
واستاد این فایل شما چقدر حالم را خوب کرد
در ذهنم نکات مثبتش را مرور کردم و به خودم گفتم خب برای اونم سخته بین چند کارمند خوب یکی را انتخاب کنه اگه منم انتخاب شده بودم چه بسا اونهای دیگه دلخور میشدن همین که من آنقدر به خودم اطمینان دارم که میدانم کارم بهترین است و مردم مرا دوست دارن با من مثل یه دوست برخورد میکنن و کلی دعا گویم هستن کافیه
از این لحظه دلخوری و ناراحتی را میریزم دور
تمام توجه خودم را روی زیبایی ها ،خوبی ها،نکات مثبت رئیس و همکارانم میگزارم سعی میکنم از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم .
استاد از گفتن ته دیگ شما متوجه شدم این فایل و قبلا هم شنیده بودم و امروز بعد از تمیرن ستاره قطبی دوباره هدایت شدم و چقدر من درک بهتری دارم از این فایل . و الان متوجه شدم چرا هدایت شدم ب این فایل و آگاهی های این فایل
مردم آمریکا خیلی افراد هپی دارند و این باعث شده خیلی از اتفاقاتی ک در ایران ما ایرانی ها تو هر زمینه ای باهاش چالش داریم و نداشته باشن
و من بار ها و بار اینو عینن دیدم و فکر کردم این روش عادی زندگی کردن . و هر فردی ی سبکی از زندگی و داره .
ولی اینا همش بخاطر افکاری بوده ک جامعه از روزی ک من شروع ب صحبت کردن کردم ب خورد مغز من داده
از وقتی اومدم تو قدم اول . سعی داشتم غیبت و قضاوت رو کم کنم و ی جاهایی موفق بودم و ی جاهایی ک تو جمع قرار گرفتم طبق قبل رفتار کردم با کمی ویرایش افکاری ولی حس کردم ک مدارم در حال پایین اومدن با غیبت و قضاوت دیگران و سعی در بهبود بیشترش دارم ب تکامل نیاز داره چون من 20 سال با مادر و جامعه ای بزرگ شدم ک جز قضاوت و غیبت و حسادت و مقایسه کردن هیچ پیشرفتی تو زندگیشون ندیدم جز بالاتر رفتن کیفیت غیبت ها و قضاوت هاشون . و من زمان نیاز دارم برای تغییر اساسی دادن و در این یک ماه از نظر خودم خیلی خوب پیش رفتم ب لطف خداوند و هدایت هاش .
من هم بخاطر افکاری ک دارم با ی سری افراد ک رو ب رو میشم اون بُعد منفی و تکذیب کننده تو نگاه اول ب دید من میاد
و ب تازگی تو قدم اول ک هستم ، سعی دارم دیدنم نسبت ب افراد تغییر بدم و دنبال وجه خوبشون باشم و یادمه قبلا خیلی از اینکه با فرد جدیدی اشناییت پیدا کنم حس بی لیاقتی و بی ارزش بودن داشتم ک اون از من بالاتره و همه دوسش دارن و ووو . تا اینکه الان متوجه شدم ن بابا اینطور نیست طرف تو فکر من بد بوده وگرنه در واقعیت بد نبوده و این در گذشته در صورتی این طرز فکر و داشتم ک خود طرف بخاد با من ارتباط بگیره و من این دید مخربم نسبت بهش شکسته بشه . ولی الان خیلیییی بهبود داشتم تو ارتباط داشتن با افراد و از اون باور ها و دیدگاه های بد نمیگم خبری نیست ولی خیلی بهتر شدم خداروشکر .
چقدر این فایل ب دیدگاه بهتر من نسبت ب بندگان خداوند تغییر کرد و چقدر الان احساسم خوبه ک اشک تو چشام حلقه زده و روحم جلا پیدا کرده و این ینی مسیر درست و الان درک کردم هدایتم ب این فایل رو
خدایا شکرت شکرت شکرت
استااااد عزیزم عاشقتم ک انقد دست زیبایی شدی از خداوند برای راهنمایی بهبود باور های من
در ادامه ی کامنت قبلی تمرین این فیلم و انجام میدم و نکات مثبتی که همین لحظه در زندگیم وجود داره مینویسم
خدایاشکرت که در سلامتی کامل هستم میتونم نفس بکشم میتونم ببینم میتونیم راه برم میتونم حرف بزنم میتونم بنویسم صدای زیبای پرنده ها رو میشنوم از درخت سیب زیبای داخل حیاط
بچه های سالم و خوشگلم و باشادی و لبخند وحال خوب فرستادم رفتن یکی مدرسه و پسر قشنگم که اونقدر مهربونه که قبل از رفتن بغلم کرد ودستمو بوسید خدایا شکرت
شکرت خدا که همسرمو راهی کردم که بره و همراه برادرش باشه پشت در اتاق عمل و سپردمش به دستان پر مهر خودت که امروز فضل و بخشش و فراوانی و سلامتی و آرامش رو نصیب همسرم و
برادرش کنی
خدایاشکرت بابت قلب مهربون همسرم بابت عشقی که به من و بچه هام داره
خدایاشکرت بابت زندگی آرومم
خدایا شکرت بابت دختر مسئولیت پذیر و مهربونم که دیشب بهم گفت مامان میدونم خیلی خسته شدی و خوابت میاد لطفا برو بخواب من خودم آشپزخونه رو تمیز میکنم و نه تنها آشپز خونه که همه جارو تمیز کرد و با همکاری پسرم قبل از خواب همه جارو مرتب کردن
خدایاشکرت که بچه هام اینقدر عالی هستن اینقدر مهربون و منظم وحرف گوش کن و مودب
واقعا بهشون افتخار میکنم
خدایا شکرت که همسری دارم پرتلاش و مهربان و وفادار و قابل اعتماد که سال هاست به واسطه ی رفتار عالی و مناسبش حتی یکبار هم فکر منفی در باره ی رابطه مون نداشتم و این اعتماد دو طرفه ست و من واقعا آزادم و هرگز سوال و جوابی نیست ….
خدایاشکرت بابت پدر و مادر عزیزم که سالم هستن و سفره ی پر برکتشون همیشه پهنه و در خونه شون نه تنها برای بچه های خودشون بلکه برای همه بازه و همه از خوبی و مهمون نوازی و مهربونیشون تعریف میکنن خدایاشکرت که اینقدر پدر و مادرم نزدیک هستن که تا اراده کنم میرم پیششون
خدایا شکرت بابت خواهرهای عزیزم و برادر یکی یه دونه و نازنینم که همیشه روابطمون باهم عالیه همیشه دور هم جمع میشیم و شاد و تندرست لذت میبریم از هر لحظه مون
خدایاشکرت که هر تضادی که الان داریم باهاش مواجه میشیم فقط برامون درس داره و باعث میشه ایمان و توکلمون به خودت و بخشندگی و مهربونیت بیشتر بشه
خدایا شکرت که اوضاع این روزهای خانواده مون باعث آگاهی و تلنگری میشه به تک تک ما هایی که یادمون میره ما یه فرصت کوتاه داریم واسه زندگی پس باید خوب زندگی کنیم عالی زندگی کنیم
…..
خدایا شکرت که هدایتم میکنی ….
بنام یگانه خالق هدایتگر و مهربانم
سلام به روی ماه دوستانم
و سلام به روی ماه استاد خوش رو و مهربانم
از قشنگترین روزهای پاییزی و خنک ایران
خدایاشکرت که این خونه و این خونواده ی توحیدی رو بهم ارزانی داشتی
خدایاشکرت بابت هرنفس که میکشم
خدایا شکرت بابت هر واژه ای که از زبان استادم با گوش های سالمم میشنوم
خدایاشکرت که هستی و من بنده ی تو هستم
خدایا شکرت بابت هدایت های بی دریغ توسط نیروی الهی ات
نشانه ی امروز و توانایی تمرکز و توجه به نکات مثبت …..
فکر کنم این یه تمرین و کامل داشتم فراموش میکردم همین صبح ازخدا خواستم هدایتم کنه به حال و احساس بهتر به صلح درونی با خودم و باز هم هدایت و هدایت و هدایت
این روزها که در آشفته ترین حالت ممکن هستم و اتفاقات بیرونی و نامناسب همه ی فضای اطرافم را پر کرده کمتر و کمتر به نکات مثبت توجه کرده بودم
و دلیل حال نامناسب و نگرانی هام شاید همین باشه
اصلا بمحض اینکه شروع به فکر کردن در مورد نکات مثبت محیطم و اطرافیانم کردم یک نفس عمیق همراه با آه قلبمو آروم کرد
هر لحظه ازخدا خواستم که به خودم و همه ی عزیزانم آرامش عطا کنه
یه چیز جالب در مورد توجه به نکات مثبت که دیشب برام اتفاق افتاد ….من یه فردی رو در نزدیکانم دارم که همه ازش بد میگن و بساط غیبت ازش تو همه ی دوست و آشنا و فامیل به راهه و یه جورایی صابونش به تن همه شونم خورده ،ولی لطف خدا شامل حالم شد ومن خیلی تلاش کردم که تو این مدت و این چالش هایی که تو خانواده مون داشتیم سکوت کنم و حرفی در مورد ایشون نزنم که احساسم بد بشه فقط هر لحظه گفتم خدایا کمکش کن در آرامش باشه خدایا هم منو هم اون بنده تو هدایت کن که در آرامش باشیم و دیشب کاملا اتفاقی و یهویی من مجبور شدم برم منزل ایشون
خیلی استرس داشتم و گفتم خدایا خودت می دونی و خودت بهم توانایی بده بتونم اگر حرفی زده شد فقط سکوت کنم و خودت ازم محافظت کن
وااای خدایا وقتی رسیدم اونجا دیدم گفتن اون بنده خدا چند دقیقه قبل رفتن بیرون واسه خرید و منزل نیستن یعنی من هزاربار گفتم خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا تو چقدر مهربونی
ما کارمونو انجام دادیم و وقتی سوار ماشین شدیم که برگردیم دقیقا سر کوچه دیدم که اون بنده خدا با ماشین از کنارمون رد شد و اصلا متوجه ما نشد و رفت بسمت منزل خودشون …آه خدایا من چقدر مهربونی هاتو شکر کنم
ولی اینو میدونم و تجربه بهم ثابت کرده که اگر با بقیه همراه میشدم و مدام حرف مفت میزدم از اون بنده خدا بد میگفتم و غیبت میکردم و میرفتم تو احساس بد ،صددرصد دیشب هم باید تو خونه میبودن و باهم یه جز و بحث اساسی میکردیم ولی خدا خیلی بهم لطف کرد که هدایتم کرد اول به سکوت و بعد سپردم به خودش و اینطوری ازم محافظت کرد
خدایا هزاران بار شکرت
این فایل و از امروز تا یک هفته هرصبح به محض بیدار شدن باید گوش کنم چون واقعا فراموش میکنم که باید توجه و تمرکزم کجاباشه چون واقعا این رفتار درون من نیست و تا حالا همیشه سعی کردم که به نکات مثبت توجه کنم ولی باید اونقدر تمرین کنم تا بره تو گوشت و پوست و استخوانم
سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم جانم بابت این هدایت ها و نشانه های روزانه که هرصبح تلنگری میشه برای مرور دوباره ی قانون و شروع بهتر
خدا شمارو حفظ کنه برای یک بشر ……
سلام به همه دوستان عزیزم
استاد و مریم جان سلام
در حال حاضر که دارم این کامنت رو تایپ میکنم نمیدونم چی باید بنویسم اما کامنت قبلی من که چند ساعت پیش نوشتم هم هیچ ایده ای نداشت و هرچی که جلوتر رفتم کلمات رو ذهنم چید کنار هم و هرچیزی که نیاز بود بنویسم ذهنم به دستم داد
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی
خدایا سپاسگزارم بخاطر قوانین بدون تغییرت
توانایی تمرکز بر نکات مثبت
واقعا تحسین برانگیز بود برخورد استاد با اون فرد اسرائیلی
من دفعه اول که فایل رو دیدم اصلا انتظار نداشتم اون فردی که اینقدر جویای احوالشون بود یک فرد اسرائیلی باشه
من حتی شاید میتونستم حدس بزنم یک فرد افغانستانی باشه اما اسرائیلی هرگز حتی یک صدم درصد
و واقعا شنیدن اسمش چند لحظه ای منو توی شوک برد
واقعا چرا؟؟؟ چرا هر پنج تا انگشت رو مثل هم دیدیم!!!!!!
ایده
الان یک چیزی به ذهنم رسید
من خیلی باور های مخربی راجب ازدواج دارم
و یکی از بدترین هاش اینه که میگم همه مرد ها بد هستن و خیانتکار هستن خیلی سریع از زیر کار و مسئولیت در میرن
(با عرض معذرت از آقایونی که کامنت بنده رو میخونن)
الان که داشتم فکر میکردم و با خودم میگفتم آقا اگه دولت این ملت به کار اشتباهی میکنه دلیل نمیشه همه مردمش هم موافق اون عمل باشن و واقعا بد باشن
مثل همین الان توی ایران که یک سری مسائل که پیش میاد یک عده راضی و موافق هستن یک عده به شدت مخالف
نتیجه گرفتم خب همه اسراییلی ها میتونن مثل هم نباشن میتونن تجربه های خیلی خوبی از ایران داشته باشن
و همین طور ادامه دادم که یک لحظه گفتم نرگس ببین تو خودت داری میگی توی جامعه اسرائیل میتونن آدم هایی باشن اینقدر خوب
پس چرا فکر میکردی مرد خوب نیست یا تو نمیتونی پیداش کنی و فکر میکنه بهتره آدم تنها باشه اما ازدواج نکنه چون آقایون اصلا وفادار نیستن یا اخلاق ندارن یا باور های دیگه
و بازم من تونستم یک پاشنه آشیل دیگه رو کشف کنم و دلیل منطقی پیدا کنم برای رفع کردنش برای اینکه این علف هرز رو کوتاه کنم
البته که هیچ وقت از ریشه کنده نمیشه ولی من باید همیشه مراقبش باشم
امیدوارم کامنت من برای دوستان هم مفید باشه
به نام خدای مهربان روزی رسان هدایتگر عادل و بخشایشگر
سلام به استادی که صفات خداوند را دارد
سلام به عزیز دلشون که اونم دست کمی از استاد ندارد خدا قوت میگم و دوستتون دارم
از زمانی با شما آشنا شدم معنی زندگی کردن و آرامش رو فهمیدم و حس کردم معنی درخواست کردن و خواسته و هدف رو فهمیدم
معنی شور و شوق رو فهمیدم معنی دوست داشتن خودم معنی خودت رو بشناس و خدا رو شناختم و فهمیدم
معنی عزت نفس و اعتماد به نفس رو فهمیدم
هیچی نمیدونستم باری به هر جهت زندگی میکردم
معنی احساسه خوب و بد رو نمیدونستم
معنی نکات مثبت و منفی رو نمیدونستم
و همه رو مدیون اون خدایی هستم که منو با این دستانه زیبایش آشنا کرد استاد عباس منش عزیزم
و آرام آرام همه رو فهمیدم و اومدم جلو
و الان تبدیل به فردی شدم که کلا با چند ساله پیش خودم زمین تا آسمان فرق کردم و این یعنی زندگی
وقتی از صبح چشمانتو باز میکنی و این هم لطف خداوند به من ست شکر گزاری و توجه بر نکات نسبت رو شروع میکنی و مینویسیم برای خدا
که چقدر دوستت داره عاشقه توست
توجه بر نکات مثبت خیلی تاثیر گذاره در زندگیت
و اگر ادامه دار باشه و بتونی تو دله بدترین شرایط،خودتو نگه داری و توجه تو ببری سمته خوبی و نکات مثبت که واقعا اون موقع سخته یکی از هنرهاتو نشون دادی
و اونوموقع میفهمی چقدر روی خودت کار کردی و قانون رو فهمیدی
اون موقع عمل میرسه که خودتو بسنجی
استاد من الان چند روزیه میتونه تو دله بعضی از اتفاقات خودمو کنترل کنم و توجه مو ببرم سمته نکات مثبتش
و خیلی خوشحالم میفهمم داره مدارم میره بالا
بی نهایت متشکرم و دوستتون دارم
که بی دریغ و بی منت میبخشین همچون خدای بزرگ
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام خانم مشتاقی عزیزم
خیلی لذت بردم از کامنت شما بزرگوار
جمله هایی که داشتید سلام میکردید به استاد و مریم جان چقدر زیبا بود
واقعا از کلام شما بی نهایت لذت بردم
کامنت بسیار قشنگی بود
به خصوص که با اون سلام انرژی بخش شروع شده بود واقعا برای شروع یک کامنت انرژی بخش فوق العاده بود
مرحبا به این سلیقه خانم مشتاقی عزیز
و باید بگم من هم مثل شما زندگیم تغییر کرده البته به نسبت اون مقداری که روی خودم کار کردم
امیدوارم در زندگیتون همیشه مسیر درست رو برید و متوجه هدایت الهی باشید
چون خداوند همیشه در حال هدایت ماست و این ما هستیم که باید متوجه بشیم و عمل کنیم به این هدایت ها
در پناه حق باشید و انشالله موفقیت های بیشترتون کامنت بزارید تا همگی لذت ببریم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و هم مداران در این سایت الهی
یکی از پاشنه های آشیل من همین توجه به نکات منفی هر چیزی هست که به لطف خدا بعد از آشنایی با استاد در این مورد بهتر شدم
سه تا موضوع هست که میخوام در مورد نکات مثبت اونها بنویسم
در شرایط جنگی که اخیرا تو کشور اتفاق افتاد تو عقل کل یه دوستی سوالی پرسیده بود به این مفهوم که چه نکات مثبتی را میتونید در این وضعیت ببینید و چقدر نکات مثبت را دوستان ثبت کردند
تو همین شرایط دوستی میگفت اگه به من اسلحه بدن هر فردی از کشور مقابل را ببینم میکشم و چنان کینه و نفرت در وجودش بود که اصلا سعی نکردم حرفی در این مورد بزنم
اما من همیشه میگفتم اون کشوری که جنگ را شروع کرد آدمهاش با مردمان کشور من هیچ فرقی ندارن اونها هم آفریده خدا و روح خدایی دارن پس هیچ موقع با کشته شدن مردم کشور مقابل شاد نمیشدم و مطمینا با ناراحتی مردم کشورم هم شاد نمیشم وقتی بتونیم تمام انسانها را تکه ای از یک روح خدایی ببینیم آسیب به هر انسانی را آسیب به خودمون میبینیم
طبق قانون جنگ و نزاع در جهان وقتی پایان میپذیره که طرف مقابل را جزیی از خودمون بدونیم و اونها را هم بنده خدا بدونیم
و با کینه و نفرت هر روز این جنگ ها بیشتر میشه
من کاری به دولت یا مردم کشور مقابل ندارم من با احساس محبت و خیرخواهی و سلامتی برای تمام انسانها خودم به صلح درونی میرسونم و فاصله ذهن و روحم را کم میکنم و خود به خود در جایی قرار میگیرم که صلح و آرامش و دوستی هست ابن قانون ابدی دنیاست
موضوع بعدی و تمرین بعدی تمرکز بر روی نکات مثبت عزاداری ایام محرم هست که همیشه دیگران را مورد انتقاد قرار میدادم و دنبال نکات منفی این رفتارها بودم اما دارم تمرین میکنم که در هر موضوعی بر روی نکات مثبت تمرکز کنم
از روزی که دیدم دوستان در شرایط جنگی و نگرانی که همه درگیرش بودن به نکات مثبت توجه کردن گفتم پس در هر وضعیتی نکات مثبتی هست که میتونم اونها را ببینم و به احساس خوب و احساس سپاسگزاری برسم
امروز که روز عاشورا بود دیدم که مردم چقدر با احترام از دسته های عزاداری پذیرایی میکنن
چقدر افرادی بودن که پیاده ها را سوار ماشین میکردن و به مقصد میرسوندن
چقدر نظم و احترام در دسته ها بود و هر کسی هر جور میتونست کمک میکرد
یک فرد مسنی بود که لیوان خالی شربتها که روی زمین ریخته بود را جمع میکرد
چقدر فراوانی بود قدم به قدم کیک و شربت پخش میکردن
نیروی انتظامی مسوول امنیت و هدایت دسته ها را بر عهده داشت
افرادی بودن که ماشین هاشون را در اختیار دسته ها گذاشته بودن و بلندگوها و طبلها را جابجا میکردن
چقدر دوستانی بودند که سالها همدیگه را ندیده بودن و در این مراسمات همدیگه را میدیدن و ابراز شادی و خوشحالی میکردن
چندین روز و شب هست که تو حسینیه ها غذا میدن فراوانی نعمت
صمیمیت و دوستی و گذشت را میشه تو این مراسم محرم دید
هر کسی به اندازه توانش به هییت ها کمک میکرد از دادن پول یا کمک کردن در پخت غذا یا آماده کردن وسایل و مواد غذایی
شادی و نشاط را میشد در چهره آدمها دید
بالاترین عبادت و معنویترین کار جهان شاد بودنه
اگر این مراسمات باعث بشه انسانها از دیدن همدیگه شاد بشن این بزرگترین دستاورد میتونه باشه
موضوع سوم تمرکز بر نکات مثبت همین لحظه است که در یک روستای زیبا روی بالکن خانه روستایی و روبه رودخانه پر از درختان گردو و بادام منظره ای را میبینم که واقعا زیباست
باد خنک ، سمت راست من درختان سبز سبز کنار کوه و سمت چپ ویو زیبا از خانه های روستایی با کوه زیبا
و صدار قارقار کلاغ و جیک جیک گنجشکها و گاهی هم صدای چهچه بلبلها به گوش میرسه
همه جا در سکوت صدای خروس از دور به گوش میرسه
جلو بالکنی که من هستم شاخه های درخت خرمالو بالا رفته
آسمان آبی صاف بدون هیچ ابری واقعا زیباست
این تمرین را باید همیشه انجام بدم تا ناخودآگاه بتونم روی نکات مثبت هر چیزی توجه کنم
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا قانون را بهتر درک کنم
استاد عباسمنش عزیز سپاسگزارم که آموزش دادی تا بتونم زیبایی ها را ببینم
سلام به استاد و همه بچه های نازنین
خدایا شکرت برای هدایت به این فایل استاد من واقعا هروقت به هرچیزی فکر میکنم توی گوگل تو اینستا در زندگیم و سایت به هر نحوی تمام موضوعات میشه راجب اون مساله ای که بهش فکر میکنم و فقط کافیه سوال بپرسم
دوسه روزه هی سوال میپرسم و مدام جوابم میاد حتی توی اموزش ها و ویس هایی که از استاد دانلود کردم هر کدومو باز میکنم جوابمو میدن
اما دیگه انقد دقیق به اندازه این فایل اخه ؟!خدایا شکرت چه زمان قشنگی به این فایل هدایتم کردی.
من یه اعترافی بکنم با اینکه خیلی وقته احساس میکنم خیلی تغییر کردم و به نکات مثبت توجه میکنم اما همونجور که استاد بارها گفتن الان یادم افتاد که مدتهای خیلی زیادیه یادم رفته به نکات مثبت ادما فکر کنم ذر واقع تغییر زیاد من این بود که غر نزنم اعتراض به خدا نکنم و قوانین رو بدونم و خودمو مقصر همه اتفاق ها بدونم و سعی کنم از بدی ها اعراض کنن
اما هنوزم خصلتهای بد ادما رو میبینم زوم نمیکنم روی خوبی اونها روی زیبایی ها
اول بگم این فایل بمن یه ایمانی داد که کشورهای دیگه هم میتونیم توی شغل های مهم باشیم و این محدود به وطنمون نیست
دوم اینکه من مدتها دارم روی خوبی اسراعیلی ها زوم میکنم
و تمام اطرافیانم از بدی شون میگن
و این فایل اثباتی بر اعتقادات و باورهام بود که بله دقیقا ما همه چیزو با تلویزیون قضاوت میکنیم و اگر خودمردم امریکا رو خیلی ها میدیدن مردم انگلیس و اسراعیل رو میدیدن اینجوری قضاوت نمیکردن و چقد خوبه که اون اسراعیلی انقد فکرش مثبت بوده که با افراد خوب ایرانی برخورد کرده و اینجوری ازشون تجربه داشته که انقد زیبا توصیفشون کرده
کاش من هم بتونم انقد به زیبایی ادما به فرهنگشون به خوبی هاشون فکر کنم
خدایا خودت کمکم کن یه مرحله برم جلو این بزرگترین مساله ای هست که باید یاد بگیرم و در وجودم تثبیت بشه مثل همون اعراض که سخت بود اما تثبیت شد و الان به محض دیدن نازیبایی ها الارم میده
کمکم کن که از لین به بعد انقد قوی باشم که فقط زیبایی اطرافیا رو ببینم و اگر نازیباییشون بیادم اومد تو نظر و توجهم اومد سریع اعراض کنم
خدایا شکرت استاد ازت ممنونم شما ایمان منو خیلی قوی کردی
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 15 خرداد رو با عشق مینویسم
امروز من خیلی کیف کردم از اینکه خدا منو هر بار هدایت میکنه به پارک بهشتی تهران که مثل خونه استاد عباس منش هست
امروز که خونه بودم و کارامو انجام میدادم یهویی حاضر شدم تا برم به پارک بهشتی
باد میوزید و خیلی خیلی خوب بود و هوا عالی بود
وقتی رسیدم پارک و رفتم سمت دریاچه ، وایستادم کنار دریاچه موجا به قدری زیبا میوزیدن که به نور خورشید نگاه میکردم که انعکاسش به دریاچه افتاده بود و خیلی خیلی پر نور تر از خود نور خورشید دیده میشد و برق میزد و نمیشد مستقیم نگاه کرد به نور خورشید و چشمامو بسته بودم، با خودم گفتم ببین طیبه نور خدا نورش جوریه که میتونی بدون اذیت شدن چشمت به نورش نگاه کنی
بارها و بارها من تصور کردم نور خدا رو ،چشمامو که میبندم و زمان هایی که باخدا عمیقا صحبت میکنم و میگم لپ گنده نورانی منقشنگ کل نوری که من تو منبعش هستم رو میبینم و به قدری وسیع و بی نهایته که حس فوق العاده ای دارم و نورش چشمامو اذیت نمیکنه
و همون لحظه به نور خدا فکر میکردم و لذت میبردم
بادی که میوزید و موج میومد خیلی لذت بخش بود
وقتی حدود یک ساعتی کنار دریاچه وایستادم و به اطراف دقت میکردم و به پرنده ها نگاه میکردم که میرفتن از دریاچه ماهی میگرفتن خود خود بهشت بود ،زیبا و جذاب
وقتی دوباره رفتم سمت ورودی پارک دیدم غرفه هایی رو باز کردن که خیلی خیلی لذت بخش بود دیدنشون
اما همه خوراکی بودن و خیلی چیزایی که من دوست داشتم مثل لواشک و بستنی و خیلی چیزای دیگه
کل غرفه هارو گشتم و خیلی خوش رنگ و زیبا بودن
پیاده که میرفتم نگاه میکردم که چقدر خوردنی هست و خیلی خیلی زیبا بود و رنگارنگ
با خودم گفتم دیگه هیچ کدوم از اینارو نمیخری ، تو باید یاد بگیری که چقدر سلامت بدنت برات اهمیت داره و لایقشی که ازش محافظت کنی تا لحظه ای که در این جهان هستی هستی
وقتی برمیگشتم تو راه به فایل مراقبه شکرگزاری گوش میدادم
اونجا که گفت دستتو روی قلبت بذار
گذاشتم و بلوار محله مون قدم میزدم یهویی یه ماشین رد شد پلاکش دو تا 74 و 74 کنار هم داشت
چقدر حس خوبی داشتم خدا عشقشو تاکیدی برام نشون داد ازاین نشونه خیلی خیلی لذت بردم و عمیقا میخندیدم
خداروشکر میکنم از اینکه بی نهایت به من عشق میده
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و نعمت از خدا میخوام
خدایا شکرت
سلام و درود بر استاد جانم
سلام بر خانم شایسته عزیزم
سلام بر دوستان گل وگلابم
استاد جان این فایل نشانه امروز من بود و آنقدر با حال و وضعیت من در این شرایط جور بود که اشکم را در آورد
ممنونم خدای خوبم که با این نشانه ها باهام حرف میزنی بهم الهام میکنی مرا هدایت میکنی
استاد عزیزم این فایل 13 دقیقه ای مرا تکان داد مرا له تفکر واداشت. به من یاد آوری کرد که یادت باشه هر جا هستی همش به خاطر باور های خودت هست .
چقدر زیبا درباره تمرکز بر نکات مثبت گفتید منم به لطف آموزش های شما بسیار بسیار تغییر کردم
اما گاهی این ذهن چموش لگد پرانی میکنه و باعث میشه از مسیر دور شویم .
استاد مقاله ابتدای فایل را که خواندم یه جایی واقعا ایست کردم و دیدم حال وروزهای امروز منه
(((وقتی کار فرمایت توانمندی های تو را نمی بیند و به شخص دیگری ارتقای شغلی می دهد چقدر می توانی نکات مثبتش را ببینی )))
من رشته ام کارشناس آزمایشگاه هست و نزدیک 22سال هست که دارم کار میکنم واقعا با جون و دل و باعشق کار کردم همیشه سعی کردم تا جایی که میتوانم رفتارم با مراجعین خوب و مطلوب باشه ،طوری باهاشون بر خورد کنم که انتظار دارم با خودم رفتار بشه ،در محل کارم تعدادی از آزمایشات مهم که نبود به اصرار من به کارشناس مسئول به مرکز ما آورده شد وتا مدتها من انجام میدادم از نظر خودم در کارم جزو بهترینها هستم
و حدود یه ماه پیش از بین همکارانم یکی را به عنوان بهترین انتخاب کردن ازش تجلیل و قدر دانی شد و من این را حق خودم میدانستم
با اینکه خیلی روی خودم کار کردم تا این موضوع برام بی اهمیت باشه و باهاش خوب کنار بیام اما ته دلم از کارشناس مسئول دلخور شدم
به خودم گفتم شاید با من مشکلی داشته که من را انتخاب نکرده .
واستاد این فایل شما چقدر حالم را خوب کرد
در ذهنم نکات مثبتش را مرور کردم و به خودم گفتم خب برای اونم سخته بین چند کارمند خوب یکی را انتخاب کنه اگه منم انتخاب شده بودم چه بسا اونهای دیگه دلخور میشدن همین که من آنقدر به خودم اطمینان دارم که میدانم کارم بهترین است و مردم مرا دوست دارن با من مثل یه دوست برخورد میکنن و کلی دعا گویم هستن کافیه
از این لحظه دلخوری و ناراحتی را میریزم دور
تمام توجه خودم را روی زیبایی ها ،خوبی ها،نکات مثبت رئیس و همکارانم میگزارم سعی میکنم از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم .
خدا را شکر برای این فایل عالی که رزق امروزم بود
خدا را هزاران بار سپاسگزارم
سلام ب همه عزیزان
استاد از گفتن ته دیگ شما متوجه شدم این فایل و قبلا هم شنیده بودم و امروز بعد از تمیرن ستاره قطبی دوباره هدایت شدم و چقدر من درک بهتری دارم از این فایل . و الان متوجه شدم چرا هدایت شدم ب این فایل و آگاهی های این فایل
مردم آمریکا خیلی افراد هپی دارند و این باعث شده خیلی از اتفاقاتی ک در ایران ما ایرانی ها تو هر زمینه ای باهاش چالش داریم و نداشته باشن
و من بار ها و بار اینو عینن دیدم و فکر کردم این روش عادی زندگی کردن . و هر فردی ی سبکی از زندگی و داره .
ولی اینا همش بخاطر افکاری بوده ک جامعه از روزی ک من شروع ب صحبت کردن کردم ب خورد مغز من داده
از وقتی اومدم تو قدم اول . سعی داشتم غیبت و قضاوت رو کم کنم و ی جاهایی موفق بودم و ی جاهایی ک تو جمع قرار گرفتم طبق قبل رفتار کردم با کمی ویرایش افکاری ولی حس کردم ک مدارم در حال پایین اومدن با غیبت و قضاوت دیگران و سعی در بهبود بیشترش دارم ب تکامل نیاز داره چون من 20 سال با مادر و جامعه ای بزرگ شدم ک جز قضاوت و غیبت و حسادت و مقایسه کردن هیچ پیشرفتی تو زندگیشون ندیدم جز بالاتر رفتن کیفیت غیبت ها و قضاوت هاشون . و من زمان نیاز دارم برای تغییر اساسی دادن و در این یک ماه از نظر خودم خیلی خوب پیش رفتم ب لطف خداوند و هدایت هاش .
من هم بخاطر افکاری ک دارم با ی سری افراد ک رو ب رو میشم اون بُعد منفی و تکذیب کننده تو نگاه اول ب دید من میاد
و ب تازگی تو قدم اول ک هستم ، سعی دارم دیدنم نسبت ب افراد تغییر بدم و دنبال وجه خوبشون باشم و یادمه قبلا خیلی از اینکه با فرد جدیدی اشناییت پیدا کنم حس بی لیاقتی و بی ارزش بودن داشتم ک اون از من بالاتره و همه دوسش دارن و ووو . تا اینکه الان متوجه شدم ن بابا اینطور نیست طرف تو فکر من بد بوده وگرنه در واقعیت بد نبوده و این در گذشته در صورتی این طرز فکر و داشتم ک خود طرف بخاد با من ارتباط بگیره و من این دید مخربم نسبت بهش شکسته بشه . ولی الان خیلیییی بهبود داشتم تو ارتباط داشتن با افراد و از اون باور ها و دیدگاه های بد نمیگم خبری نیست ولی خیلی بهتر شدم خداروشکر .
چقدر این فایل ب دیدگاه بهتر من نسبت ب بندگان خداوند تغییر کرد و چقدر الان احساسم خوبه ک اشک تو چشام حلقه زده و روحم جلا پیدا کرده و این ینی مسیر درست و الان درک کردم هدایتم ب این فایل رو
خدایا شکرت شکرت شکرت
استااااد عزیزم عاشقتم ک انقد دست زیبایی شدی از خداوند برای راهنمایی بهبود باور های من
به نام خداوند مهربان
سلام ب استاد عزیزم مریم جان
و خانواده روحی من
اینکه بتونیم توجه بزاریم روی نکته مثبت کار زمان بریه تا توش ماهر بشیم
ولی نباید کمالگرا باشیم
تکامل باید طی بشه
انقد تکرار کنیم تا کم کم ناخودآگاه این اتفاق بیفته
منم خاطرات زیادی دارم و مثال دارم برای این قضیه ک با تغییر کانون توجهم و باورم واقعا خوب بوده
مثال یک :
من عید 403/404
تنهایی رفتم سفر رفتم شهرمون ک 8ساعت راهشه از کرج
اولش پدرم مادرم
مخصوصا پدرم (بخاطر عقاید ک تو دختری و فلان )
کلی منو ترسوند خیلی خیلی زیاد
ولی من ب این باور رسیده بودم ک خداوند حافظ منه و قراره ی تجربه خوب باشه
قراره یکم رشد کنم
سارایی که تو عمرش تنها جایی نرفته و. ترسو بوده
الان داره میره یاد بگیره
سعی کردم زیاد با بابام بحث نکنم
چون از سن قانونی من چند سال گذشته بود و عملا من آزاد بودم
و من خیلی یهویی بلیط میگرفتم
خودمم تعجب میکردم
خیلی سریع و یهویی میگرفتم برای چند روز بعد
و درسته همش توی اتوبوس بودم کل راهو
ولی انقد بهم حس قدرت میداد
انقد آدمای محترمی بودن توی اون ساعت
انقد خوش گذشت آهنگ گذاشتن دست زدن از این حرفا
کلی خوراکی خریدم و لذت بردم
و پدر من فکرش این بود یکی مزاحمت میشه
باورتون بشه یا ن
وقتی با پدرم میرفتم مسافرت پسرا بیشتر ب من نگاه میکردن تا در تنهایی
توی تنهایی واقعا حس قدرت داشتم حس اینکه من تونستم
و من واقعا عاشق اینم ک برم شهرای مختلف بگردم
جای دیگر زندگی کنم
دوس دارم تغییر بدم خودمو انعطاف پذیری در من هست
مثلا من از بچگی چندین ماه از مادر و پدرم دور بودم حتی یه روزم نبودم ک بگم دلم تنگ شده
حتی ی عمه ام داشتم ک وابسته بودیم ولی نمیگفتم دلم تنگ شده
یعنی اصلا آدمی نیستم ک احساس دلتنگی بخواد اذیتم کنه
یا مثلا از بچگی تا جایی ک یادمه آدم حسودی نبودم واقعا
خیلی موقع ها پدرم برای داداشم ی خوراکی میخرید و برای من نمیخرید درسته اولش یکم ناراحت میشدم ولی بعد زود فراموش میکردم
مثلا دیروز بابام داداشمو برد کلاس آرایشگری ثبت نام کنه
و این فکر ک پس چرا برای کلاس تو چیزی نداده میومد تو ذهنم
ولی خدا شاهده دیروز حس موفقیت داشتم
حس عمیق ذوق که داداشم میره ب کار خودش میرسه منم تو خونه ب خودم میرسم ب کارام میرسم
از وقتیم ک دارم روی خودم کار میکنم هروقت ذهنم میگه پس چرا برای تو نگرفت و..
من ب خودم هی یادآوری میکنم ک سارا تو خودت پر از توانایی هستی تو خدا رو داری و این کافیه برات
خودت انقد رشد میکنی انقد ب خواسته هات میرسی که خودتم تعجب کنی
و مثلا الان ی مدته دقت کردم بیرون ک میرم ذهنم خودش میگه عه این چ خوشگله چ خانم خوشتیپی چ لباس قشنگی
چون قبلا هم روی این نکات مثبت کار کردم ذهنم باهاش آشناست
ولی باید خیلی بیشتر کار کنم
برای همین اومدم تعهد دادم و ی سری تمرین گذاشتم مثلا نوشتن داشته ها
نکات مثبت افراد
نکات مثبت اتفاقات
حتی نکته مثبت اتفاقی ک بظاهر درد آور بوده
الان ک دارم اینو مینویسم واقها حس خوبی دارم حس رشد حس موفقیت
چون از اول هم معیارم برای موفقیت رسیدنه نبود عمل کردنه بود
همین ک الان درمان لکنتم چند ماه دیگه درمان اولیش تموم میشه میره تو تثبیت
همینکه ی مدته جدی شروع کردم رو خودم کار میکنم همین ب من حس رشد میده
و اینو بگم توی فضای مجازی مخصوصا اینستاگرام نرید اگر کاری ندارید پاکش کنید
اینستا نسبت ب یوتوب خیلی بیشتر تمرکزش روی نکات منفی دنیاست
من توی یوتوب چیزایی رو سرچ میکنم یا مربوط ب اگاهیه
یا درمورد مهارت های کار مورد علاقم
یا ویدیو طنز ک دوس دارم و حس خوبی بهم میده
بخواهیم و انجام بدیم تا ببینیم ک قدرت دست ماست