«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


 استاد عباس‌منش در این آموزش، با استفاده از استعاره‌ بسیار دقیق «گاز و ترمز»، پرده از رازی برمی‌دارند که چرا بسیاری از ما با وجود تلاش‌های فیزیکی فراوان و خواسته‌های قلبی عمیق، همچنان در رسیدن به اهدافمان ناکام می‌مانیم یا با سختی و مشقت بسیار به آن‌ها دست می‌یابیم.

این مبحث  به ما می‌آموزد که جهان هستی به گونه‌ای طراحی شده که پاسخ به درخواست‌های ما در آن آنی و قطعی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که زمین و آسمان‌ها را «مسخر» شما کردیم؛ این یعنی کائنات گوش‌به‌فرمان انسان است و سیستمی هوشمند وجود دارد که وظیفه‌اش تنها یک چیز است: «می‌خواهی؟ پس می‌شود.» اگر این اتفاق با سرعت و سهولت رخ نمی‌دهد، ایراد از فرستنده یا گیرنده پیام نیست، بلکه پای یک نیروی بازدارنده قدرتمند در میان است که ما از آن غافلیم.

مفهوم «گاز و ترمز» به سادگی بیان می‌کند که هر «خواسته» و آرزوی شما حکم پدال گاز را دارد که شما را به سمت جلو می‌راند، اما هم‌زمان، مجموعه‌ای از «باورهای محدودکننده و ناهماهنگ با آن خواسته ها» که اغلب در ناخودآگاه شما پنهان شده‌اند، مانند پدال ترمزی عمل می‌کنند که با قدرت تمام فشرده شده است. وقتی شما با تمام وجود ثروت، روابط عاشقانه یا سلامتی می‌خواهید (گاز می‌دهید)، اما در اعماق ذهنتان باور دارید که پول فساد می‌آورد، یا آدم‌های خوب کمیاب‌اند، یا بیماری سرنوشت شماست (ترمز را نگه‌داشته‌اید)، نتیجه حرکت نیست؛ بلکه فرسودگی، اصطکاک و درجا زدن است. هنر انسان موفق، فشار دادن بیشتر پدال گاز نیست، بلکه هنر او برداشتن پا از روی ترمز است. به محض اینکه شما این مقاومت‌های ذهنی را شناسایی کرده و آن‌ها را با روغن‌کاریِ باورهای قدرتمندکننده از بین ببرید، ماشین زندگی شما بدون نیاز به تلاش طاقت‌فرسا، با سرعتی باورنکردنی به پرواز درمی‌آید. این قانون ثابت می‌کند که جهان هستی هیچ مقاومتی در برابر خوشبختی ما ندارد و این تنها خود ما هستیم که با افکار متضاد، راه ورود نعمت‌ها را سد کرده‌ایم.

استاد عباس منش در باب چگونگی تولید ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها، یک کلید اساسی را بازگو می کند که چگونه کانون توجه ما می‌تواند تبدیل به مخرب‌ترین ترمز ذهنی شود. بسیاری از افراد، حتی کسانی که سابقه موفقیت دارند یا انسان‌های بسیار معنوی و درستی هستند، ناآگاهانه بر روی «نکات منفی» یک خواسته تمرکز می‌کنند. برای مثال، فردی که خواهان ثروت بیشتر است اما به محض تصورِ درآمدِ بالا، ذهنش درگیر ترس از مالیات، دردسرهای اداره دارایی، یا قضاوت دیگران می‌شود، عملاً دارد با شدت تمام ترمز می‌گیرد. جهان هستی به این نگرانی‌ها پاسخ می‌دهد و مسیر ثروت را مسدود می‌کند، زیرا قانون این است که شما نمی‌توانید هم‌زمان هم مشتاق چیزی باشید و هم از عواقب آن بترسید. این ترمزهای مخفی حتی می‌توانند در قالب باورهای مذهبی نادرست ظاهر شوند؛ مثل اینکه فکر کنیم “خدا برای من نخواسته” یا “مصلحت من در سختی کشیدن است”. استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که این‌ها توجیهاتی برای نشناختن قانون است. خداوند برای همه ما بهترین‌ها را می‌خواهد، اما این ما هستیم که با ارسال فرکانس‌های آلوده به شک، ترس و نگرانی، مانع اجابت دعاهایمان می‌شویم.

دلیل تحقق راحت و آسان برخی از خواسته‌های ما این است که هیچ ترمزی درباره آن خواسته در ذهنمان وجود ندارد. این خاصیت جهان است که به محض شکل‌گیری خواسته‌ای، چنانچه هیچ مانع ذهنی در برابرش نباشد، آن خواسته متجلی می‌گردد. در خصوص خواسته‌هایی که تحققشان با اندکی دشواری همراه است، باید گفت ترمزهایی در ذهن ما در برابرشان وجود دارد، اما سرانجام در فرآیند تحقق خواسته، موفق می‌شویم که پایمان را از روی آن ترمز برداریم.

اما آن دسته از خواسته‌هایی که هرگز محقق نمی شوند، با ترمزهایی بسیار ریشه‌دار مواجه‌اند که حتی شناسایی آن‌ها نیز دشوار است، چه رسد به حذفشان. زیرا ظاهر این ترمزها بسیار منطقی و موجه است؛ یعنی نه تنها شناخت آن‌ها به عنوان یک مانع و ترمز دشوار است، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی جلوه می‌کنند که آن را لازمه رسیدن به خواسته می‌پنداریم. به عبارتی، همچون گرگی در لباس میش ظاهر شده و ما را کاملاً از مسیر اصلی گمراه می‌سازند. علت اینکه خواسته‌ای علی‌رغم شور و اشتیاق، تلاش ذهنی و حتی تلاش ذهنی فراوان ما محقق نمی‌شود، این است که یک پای ما بر پدال گاز فشرده شده و با پای دیگر به شدت پدال ترمز را می‌فشاریم!


منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:

دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کامل‌تر و بارها عالی‌تر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.

این سؤال افراد زیادی است که:

  • چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمی‌دهد؟!
    چرا نشانه‌های خواسته‌ام را می‌بینم اما خودش را تجربه نمی‌کنم؟!
  •  چرا تا پای قرارداد می‌روم اما امضا نمی‌شود؟!
  • چرا در لحظهٔ آخر، همه‌چیز خراب می‌شود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمی‌گردم؟!
  • چرا مشتری می‌آید اما خرید انجام نمی‌شود؟!
  • چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
    و…

دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک می‌کند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصف‌ونیمه رها شده‌ی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی به‌وسیله هم‌جهت‌شدن با جریان خداوند.
اگر  آموزه‌های این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول می‌دهیم هیچ خواسته‌ای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهی‌هایی ارائه می‌شود که کلید هم‌فرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی هم‌فرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که به‌صورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسب‌وکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مهران مهرالحسینی» در این صفحه: 2
  1. -
    مهران مهرالحسینی گفته:
    مدت عضویت: 3898 روز

    سلام استاد

    من چندتا ترمز ریشه ای و قوی در درونم پیدا کردم و تمرکز گذاشتم روی منطق هایی که مغز من قبول میکنه که مخالف این ترمزها است. فکر میکنم این ترمزها پاشنه آشیل خیلی از ما هست. مینویسم که همه دوستان استفاده کنند:

    ترمز ۱) فرصتها برای پولدار شدن من کمه.

    منطق ۱) هر روز فرصت داره بیشتر میشه چون امکانات بیشتر شده و همچنین نیازهای مردم بیشتر شده و مردم راحت طلب تر شدن. هرچقدر بیشتر میگذره موقعیت و فرصت برای پولدار شدن بیشتر میشه. مثلا نسبت به 20 سال پیش کل جهان پیشرفتهای عظیمی کرده. مثلا افراد از کسب و کار اینترنتی دارن ثروتهای عظیمی رو بدست میارن. هر روز داره راحتتر میشه ثروتمند شدن چون داره فرصت و امکانات بیشتر میشه. تازه هرچقدر پیش میریم تقاضای مردم بیشتر میشه. مثلا چقدر فروشگاه سوپرمارکت و رستوران و…. ایجاد شده که همشونم بسیار شلوغن. چون جمعیت و راحت طلبی زیاده برای همین تقاضا زیادتر شده و مردم دنبال هم ایده های جدید هستن و هم قدیمی. پول و گردش پول خیلی بیشتر شده. ثروت و نعمت خیلی بیشتر شده. همه مردم از نسل قبلیشون (پدر و مادرشون) پولدارتر شدن. نسل به نسل پول بیشتر میشه. هر روز داره تنوع شغل هایی که میتونم داشته باشم بیشتر میشه. مهران تو هدایت میشی به سمت شغل مورد علاقت. تو هدایت میشی به سمت موفقیت توی اون شغل. تو با اکثریت جامعه و مردم فرق میکنی و به راحتی به سمت اون فرصت ها هدایت میشی و جهان همه چیز رو برات به راحتی فراهم میکنه و خود به خود وارد اون مسیرها میشی. خداوند وعده فزونی داده. خدا خلاف وعده اش عمل نمیکنه. مهران تو باید توکل داشته باشی. توکل یعنی به چیزی که نمیبینی و وعده خدا هست ایمان داشته باشی که حقیقت داره.

    ترمز ۲) پول کم وجود داره که اکثر مردم وضع مالی بدی دارن.

    منطق ۲) اگه پول کم وجود داره پس اینهمه ماشین چیه تو خیابونا! اینهمه خرید مردم تو بازارها چیه! چقدر برندهای موفق هست و مردم حاضرن پولهای کلانی بابتش پول بدن! تازه چقدر هر روز داره به تعداد این برندهای موفق اضافه میشه و همشونم فروش های کلان دارن! اینهمه ساخت و ساز توی هر کوچه ای چیه! اینهمه گوشی های هوشمند دست هر کسی چیه! اگه پول کم وجود داره پس اینهمه خودروهای صفر کیلومتر که روی تریلی ها میبینیم اینا چی هستن! مهران تو یادته که همین 10 سال پیش هر خانواده ای که میشناختی یه ماشین معمولی داشت ولی الان همون خانواده ها راحت 3 – 4 تا ماشین دارن که حداقل یکیشون خارجیه! روزانه هزاران میلیارد تومن پول فقط در بورس در گردشه! بماند بقیه بازارهای مالی! مثلا کافیه یه روز بری خیابان ملت تهران و ببینی چقدر مردم دارن خرید میکنن و چه پولی روزانه در گردشه! فقط کافیه ببینی اونجا کاسب ها چه اجاره های سنگینی رو به راحتی پرداخت میکنن! کافیه بری پاساژهای بالاشهر تهران رو ببینی که مردم چقدر دارن جنس های لوکس و مارکدار میخرن! کافیه بری رستوران های و فست فودهای بالاشهر تهران رو ببینی که چه جمعیتی میان! مهران پول و ثروت بیشتر از نیازت وجود داره که بزودی به صورت مادی وارد زندگیت میشه. تو میدونی که باران پول و ثروت همیشه داره میباره ولی ممکنه اکثر مردم اینو ندونن. تو نسبت به اکثریت مردم رفتارهای متفاوتی داری. اینکه تعداد کمی خیلی ثروتمند هستن دلیل بر این نیست که پول کم وجود داره، بلکه داره این رو نشون میده که تعداد کمی از مردم هستن که ایمان دارن و توکل دارن و از دایره امنشون بیرون اومدن و از تضادها به نفع خودشون استفاده میکنن و اکثریت مردم عموما از یک نوع سیستم فکری استفاده میکنن و نتیجه های تقریباً یکسانی دارن. مهران خدا بی نهایت رزاقه! خدا بی نهایت وهابه! تو قرآن خدا میگه روزی میدم که اونقدر زیاده که نمیتونید حساب کنید و به حساب کتاب نمیگنجه. مهران تو باید به قول قرآن جز متقین باشی. یعنی کسانی که به غیب ایمان دارند.

    ترمز ۳) پول درآوردن کار سختیه.

    منطق ۳) نه اتفاقا خیلی هم کار راحتیه و با کار راحت میشه پولهای کلانی ساخت. همینطور که تا الان راحت کار کردی و حتی خوابیدی ولی پول درآوردی. سرمایه گذاری ها سخت نیستن. درآمد غیرفعال مثل اجاره دادن املاک و سایت فروشگاهی و… سخت نیستن. مثلا مهران تو خیلی راحت به هرچی که میخواستی رسیدی. مثلا نعمتهایی که داری و… . مثلا تو با کمتر از 2 هفته معامله گری سهام 20 درصد سود کردی!!! تو با اکثریت جامعه و مردم فرق میکنی و میتونی به راحتی پول بسازی. مهران تو باید توکل داشته باشی. توکل یعنی به چیزی که نمیبینی و وعده خدا هست ایمان داشته باشی که حقیقت داره.

    ترمز ۴) شرایط رکود اقتصادی شده و قدرت خریدم نسبت به درآمدم اومده پایینتر.

    منطق ۴) این چطور رکودی هست که همه در حال پیشرفت و ساخت و ساز و خرید و … هستن!! مردم رو هر زمان از تاریخ نگاه کنی همش در حال شکایت و ناله هستن که میگن شرایط رکود شده! تو همین شرایطی که مردم میگن رکود برای بعضی افراد شرایط رونق گل و بلبله! اونا دارن رشد شدیدی میکنن. خیلی از درآمد افراد چند برابر افزایش قیمت ها رشد داشته و حتی قدرت خریدشون بیشتر شده. مثل افرادی که سهام و طلا و ارز داشتن. مثل افرادی که بنگاه خودروهای وارداتی داشتن. مثل افرادی که توی کار صادرات هستن. مهران پول همیشه بیشتر از نیازت وجود داره فقط کافیه به خدا متصل بشی. برای بعضی ها که به خداوند وصلن همیشه شرایط رونق هست. من هم میتونم مثل عده ای که در این شرایط هم جهان داره براشون سلسله وار اتفاقات و نعمتهای خوب و پول میاره باشم. بلکه اون شرایط رکود اقتصادی برای اون عده میشه بهترین شرایط اقتصادی.

    ترمز ۵) هرکاری بخوام راه بندازم نیاز به سرمایه اولیه دارم.

    منطق ۵) چقدر آدمهای موفق هستن که به راه هایی هدایت شدن که بدون سرمایه اولیه پله های موفقیتشونو خیلی سریع طی کردن. خدا اتفاقات و شرایطی رو رقم میزنه که تو فقط به اهدافت برسی طوری که اصلا سرمایه مهم نباشه و بلکه چیزی باشه که حتی بهش فکرم نکنی از بس شرایط اوکی میشه! کار رو باید با همین چیزی که داری شروع کنی. کسی نمیگه از صفر شروع کن بلکه باید با همین چیزی که داری شروع کنی و پله های رشد و پیشرفت رو بصورت تصاعدی طی میکنی و اونقدر رشد میکنی که مثال زدنی میشی! و اونقدر این رشد پایدار هست که هیچی نمیتونه کسب و کارت رو بهم بریزه چون خودتم همراه با کسب و کارت رشد میکنی و بزرگ میشی! و جالبه اونقدر این رشد لذت بخش هست که بسیار از زندگیت لذت میبری و به خودت میبالی! مثلا آقای فتاحی رئیس کارخانه امرسان که بدون ۱ ریال سرمایه کار خودشو شروع کرد چون باور داشت میشه بدون سرمایه کار کرد به این مسیر هدایت شد. افراد دیگه ای مثل احد عظیم زاده، سید حسین عباس منش، بابک بختیاری، علیرضا بیرانوند و…

    ترمز ۶) فکر میکنم تخصصی که دارم به درد افراد زیادی نمیخوره و افراد زیادی هستن که مثل من یا قویتر از من باشن.

    منطق ۶) طبق شناختی که از خودم دارم، من نسبت به بقیه افراد قدرت سرچ و تحلیل بالاتری دارم و این رو همه میگن! همچنین چیزهایی که توش تخصص دارم رو به صورت اصولی آموزش دیدم و سعی در بکارگیری اون اصول دارم. مهران هرکسی تو یه نقطه از تکاملشه و نباید خودتو با دیگران مقایسه کنی. همین الان کلی تخصص و نکته مثبت داری که میتونی ازشون پول زیادی بسازی. خیلی ها هستند که از همین توانایی ها دارن پول میسازن. مهران افرادی که مثل تو این توانایی های رو دارن، خیلی خیلی کم هستن ولی شاید چون دور و برت زیاده از این جنس افراد فکر میکنی تواناییات رو همه دارن در صورتیکه اینطور نیست. تواناییات رو همه بلد نیستن، تو اینا رو بلدی و میتونی ازشون ثروت بسازی. مثلا تو توی زمینه خودرو و اتومبیلرانی مطالعات و اطلاعات فراوان و اصولی داری! مثلا تو بلدی سایت فروشگاهی رو بصورت کامل طراحی کنی! مثلا تو بلدی توی بازار بورس تحلیل و معامله گری کنی! اینها چیزهایی هستن که خاصن و کمتر کسی این چیزا رو بلده و بکار میبره! حتی شاید نشنیده باشه! و کلی تخصص ها و توانایی های دیگه داری که یادت نمیاد ولی تو شرایط مختلف نشون میدی! مهران پول ساختن توانایی عجیب غریبی نمیخواد بلکه باور به توانایی های خودت میخواد. افراد بسیار زیادی هستن که حاضرن برای توانایی ها و ویژگی هات با کمال میل پول زیادی پرداخت کنن. ضمناً تخصص کسب کردنیه نه داشتنی. هیچکس با تخصص به دنیا نیومده. رو هر موضوعی میشه متخصص شد. تو وارد هرکاری بشی و روش تمرکزتو بذاری مطمئنم بعد چند ماه توی اون کار متخصص میشی و به استادی میرسی. طوریکه افراد با تجربه ای که سالها توی اون حوزه دارن فعالیت میکنن یه سری چیزا رو نمیدونن ولی تو میدونی. و اگر اون حوزه، حوزه مورد علاقت باشه دیگه واویلا! توی اون حوزه دست نیافتنی میشی از لحاظ تخصص و مهارت! مهران اینو یادت باشه که هیچوقت نگرد دنبال تخصصت! بگرد دنبال عشق و علاقت! استعداد ارتباط مستقیمی داره به علاقه. وقتی به حوزه ای علاقه داشته باشی روی اون حوزه با عشق و علاقه وقت میذاری و تحقیق میکنی و یاد میگیری! و توی اون حوزه به شدت متخصص و با استعداد میشی!

    ترمز ۷) من آدم خیلی خلاقی نیستم و ایده های خیلی خاصی ندارم و ایده هایی که دارم رو شاید هر کس دیگه میتونه اینارو بگه.

    منطق ۷) مهران تو اگر تونستی حتی یک مسئله ای رو مدیریتش کنی و حلش کنی پس آدم خلاقی هستی. آدم های ثروتمند و موفق اصلا آدمهای خاصی نیستن، اونا دقیقاً مثل خودت هستن ولی اونا به این موضوع باور دارن پس تو هم باید باور کنی که خلاقی و پر از توانایی و ایده هستی. ضمنا ایده هایی که به ذهن تو میرسه حتما خیریتی داره که به ذهنت رسیده و برای اون برهه از زمانی که تو قرار داری حکمتی داره و مهم نیست چند نفر دیگه این ایده رو دارن. خیلیا ایده های نابی دارن ولی کمتر کسی عمل کننده هست. ضمناً تو به خدایی پی بردی که کمتر کسی بهش ایمان داره. همه آدما خلاقیت دارن ولی چون اونو باور ندارن فکر میکنن ضعیف شده! ولی خلاقیت رو همه دارن و باید باورش کنن و تقویتش کنن با تکرار و دیدن خلاقیتاشون.

    ترمز ۸) فکر میکنم اگر وارد کاری شوم، آن کار از دید اطرافیانم مورد تمسخر قرار بگیره.

    منطق ۸) اطرافیان و مردم همیشه هر طور که باشم حرف برای گفتن دارن (مثال پیرمرد و پسر و الاغ). پس بهتره که هر طور که میخوای زندگی کنی. مهران به سبک زندگی خودت عمل کن و هرکار که حست میگه انجام بده. تو کلا یکبار به دنیا میای و یکبار حق زندگی استفاده از این نعمت هایی که در دنیا هست رو داری. این زمان رو باید به انتخاب خودت زندگی کنی و اصلا کاری به حرفهای مردم نداشته باشی. تازه جنبه خوب حرفهای مردم هم میتونی ببینی! مثلا بارها متوجه شدی که افراد پشت سرت ازت تعریف میکنن و نکات مثبتتو میگن. مثلا میگن آفرین دستش تو جیب باباش نیست، روحیه کارآفرینی داره، بزودی موفق میشه و… . مثلا کودکان کار رو کی مسخره میکنه! حتی پشت سرشونم میگن دمش گرم بجای گدایی داره کار میکنه! بهتره کار خودت رو بکنی و پنبه بذاری تو گوشات و راه خودت رو پیش بری.

    ترمز ۹) فکر میکنم اگه بخوام کسب و کارم رو گسترش بدم درگیری هام خیلی بیشتر میشه و باید زمان بیشتری بذارم و دیگه از زندگی لذت نمیبرم.

    منطق ۹) مهران چون به سمت کار مورد علاقت که عشقته هدایت میشی پس عملا این باور رد میشه! چون کار تو تفریحته. کار تو عشقته. کار تو لذت بخشه و میشه با خانوادت باشی و این کار رو انجام بدی و حتی میشه سیستم سازی کنی و یک نوع کارآفرینی باشه. اگه عاشق کارت باشی پس کارت تفریح و عشق و سرگرمی و لذتته. گسترش کار خودش یه عشق و علاقه هست که به آدم انرژی میده. اتفاقا وقتی کار گسترش پیدا میکنه سیستم سازی میشه و افراد کارها رو به خوبی و حتی بهتر از قبل انجام میدن. اتفاقا وقتی کار رو تازه شروع کردی درگیری ها و زمان گذاشتن ها بیشتره چون مسئولیت انجام همه چیز به عهده خودته که همین هم باز لذت بخشه. وقتی کسب و کارت گسترش پیدا میکنه وقتت خیلی آزادتر میشه. نمونه بارزش هم افرادی مثل عباس منش، بابک بختیاری و همه افرادی که کسب و کارشون رو گسترش دادن.

    دوستان عزیز ممنون میشم اگه منطق بیشتری به ذهنتون رسید همینجا بنویسید استفاده کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 330 رای: