این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-70.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-11-08 07:11:452025-12-18 05:09:07«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یک باور اشتباه من در مورد البته پولدارها که باید از ثروتمندان جدا کنم این است : آدم های مغرور افاده ای هستند که به افراد پایین تر از خودشان توهین می کنند و انها را مسخره می کنند .
در حالی که می دانم کاملا برعکس است افراد ثروتمند فروتن هستند.
باورهای اشتباهم را از تجسم می فهمم می بینم جایی دارم شکل اشتباه به خواسته ام می دهم یا ذهنم آن فکر و تصویر را نمی پذیرد .مثلا برایش قابل قبول نیست این خوشبختی را در وضعیت الان ببیند .یه جایی ذهن دنبال ترحم می گردد انگار دلش می خواهد بقیه برایش دل بسوزانند.
باور اشتباه دیگرم احساس کمبود است پول کافی ندارم . که الان واقعیت زندگیم و اطرافیانم است .
الان دوست دارم بسته ثروت 3 را خودم بخرم . آخرین محصولی از سایت که گرفتم آفرینش ها بودند . اما الان که قیمت ها همه بالا رفته است دلم می خواهد روی باورهای ثروتم کار کنم . قبلا آمادگیش را نداشتم . دوست دارم این بار خداوند خودش بهم پولش را حتی بدون واسطه بدهد . نه فقط این مورد دوست دارم بتوانم هر چه می خواهم از خانه و ماشین یا لوازم و وسایل دلخواه را بتوانم به راحتی برای خودم بخرم.الان بهتر است بروم نظرات دوستان را در ثروت 3 بخوانم تا از نتایجشان استفاده کنم.
من فکر می کنم جوابش در انگیزه یا تعهد ماست .این که چقدر آن را بخواهیم چه مقدار باور و انگیزه درست بسازیم و بهای یا راه رسیدن به آن را تا کامل بپردازیم .
گاهی تصور نادرست از خواسته داریم پس به آن نمی رسیم . گاهی تلاش و بهای رسیدن به ان را نمی پردازیم . در هر حال یعنی واقعا ان هدف را نمی خواهیم یا حتی ممکن اهداف ما با زمان تغییر کنند عوض شوند خواسته ها عوض شوند.
اگر تا اخر که تکاملمان را هر روز طی می کنیم باورهای درست بسازیم و مسیر درست و احساس خوب را ادامه دهیم می شود به ان رسید.
چقدر این فایل عالی بود ناخودآگاه مفهوم قانون اول نیوتن توی ذهنم اومد که اگر جسمی تحت تأثیر یک نیروی خارجی نباشه با سرعت ثابت در حال حرکت است . میشه این برداشت رو از قانون اول نیوتن گرفت که اگر ترمزی سر راه ما نباشه ما باید با سرعت ثابت و مشخصی به خواسته برسیم و اصلا توقفی وجود نداره فقط در صورتی توقف و نرسیدن به خواسته پیش میاد که نیروی خارجی یا همون ترمز ذهنی وجود داشته باشه. پس اگر به خواسته ای نمیرسیم صد در صد ترمزی وجود داره که باید پیداش کنیم
اولین بار بود که نرسیدن به خواسته ها اینقدر قشنگ واسم باز شد تا حالا کسی این مفهوم رو مثل استاد به این شکل نگفته بود همه ادمها خواسته هایی رو دارن و این که بهش نمیرسن به خاطر وجود ترمزها و کدهای مخربه که البته شناسایی این کدها هم خیلی ساده نیست و نیاز به کار کردن روی خودمون داره
سلام به استاد عباس منش عزیز که این سایت رو برای ما مدینه فاضله کردین اینجا همه چیز خوب و مثبت و پر از عشق و انگیزه و ایمان و امیده خدا رو صد هزار مرتبه شکر به خاطر این فضای معنوی و انرژی بخش که هر میام تو سایت وقتی دلتنگم شاد میشم هر وقت ناامید میشم امیدوار میشم بی انگیزه میشم دوباره قدرت میگیرم و هر وقت ایمانم ضعیف میشه دوباره خدا رو پیدا میکنم اینجا مثل خونه امید من شده که هر وقت بهش سر میزنم حالم عوض میشه انگار یه تکیه گاه دارم …من تو تهران تنها زندگی میکنم هیچ قومی و اشنایی و کسی رو ندارم حتی یه دوستی که باهاش اشنا باشم و در ارتباط دائم باشم ندارم فقط با یه نفر که از طرف خدا اومد که ازم حمایت کنه در ارتباط هستم اونم شرایط خاص خودش رو داره که هیچ رابطه ای نمیتونه با من داشته باشه گاهی چند هفته یکبار میبینمش ، ولی با این شرایط خدا رو شکر حال خوب و مثبتی دارم در رابطه با این قانون به ایمان رسیدم که جواب میده به همین خاطر خیالم راحته چون هزاران اتفاق برام افتاده که بهم ثابت شده این دنیا فقط در حال اجابت خواسته های ماست ، چند هفته پیش تصمیم گرفتم پیاده روی اربعین شرکت کنم برم کربلا حالا کار ندارم که پشیمون شدم و برام معنای شرک میداد این کار و در حد یه تجربه بهش نگاه کردم …اخه چه معنایی داره وقتی خدا رو داریم بریم به یه ضریح بچسبیم و زیارتش کنیم اونجا داشتم تو عراق قدم میزدم که پر از اشغال و خرابی بود با خودم میگفتم کاش شما خدا رو باورکنید که شرایط شما رو تغییر بده و از این جاهلیت بیرون بیان کاش با قانون این دنیا همه اشنا بودن که حداقل اخرتون مثل دنیا جهنم نبود …من گفتم اخه چرا باید این همه سختی بکشم راه برم تو خاک و اشغال بشینم غذا بخورم نه میتونم حموم برم نه استراحت کنم که برم سلام بدم به امام حسین بگم من پیرو راهت هستم! راه پیامبرها درست بوده ولی ما نباید اونا رو جایگزین خدا کنیم من فقط از خدا کمک میخوام و تو دلم جای اینکه بگم لبیک یا حسین میگفتم الهم لبیک …
حالا به هر حال میخواستم اینو بگم که قبل از رفتن به یاد پسر عربی افتادم که چند سال پیش تو اینترنت باهاش اشنا شده بودم دانشجو بود تو ایران و اهل کربلا بود من در حد یه سلام و احوالپرسی ساده باهاش در ارتباط بودم قضیه مال دو سال پیش بود من همون زمان شمارم رو خاموش کرده بودم و با اون پسر هم کاملا رابطه ام تموم شده بود و چون یاد این حرفش افتادم که گفته بود هر وقت خواستی بیای زیارت حتما بیا خونه ما تو کربلا و من ناخوداگاه یادش افتادم گفتم کاش میتونستم زید رو پیدا کنم بریم کربلا برم خونه اونا و همش تو دلم یادش افتادم و با خودم گفتم راستی زید عجب پسر خوب و با معرفتی بود کاش بدونم الان کجاست…خلاصه من اون خط ایرانسلم رو بعد از دو سال روشن کردم و تلگرام رو وصل کردم و تنها کسی که به من پیام داد زید بود و چقدر حس خوبی بود چون واقعا به همین نیت خطم رو روشن کرده بودم بهش گفتم من میخوام برم کربلا و گفت من خودم تهران زندگی میکنم و ازدواج کردم ولی خونه پدرم هست تشریف ببرید، خلاصه بعد از چند روز راهپیمایی و خستگی بلاخره کربلا رسیدم و زنگ زدم زید برادرش رو فرستاد دنبال من و چند نفر همراهم و دیدم یه پسر قد بلند خوش تیپ با بوی ادکلن و ماشین شاسی بلند خارجی اومد دنبال ما که سرتا پا خاک الود و خسته و شلخته بودیم ، چقدر خانواده زید از ما پذیرایی کردن و استراحت کردیم و حموم رفتیم و بعدش زیارت رفتیم حالا بماند که تو این دیدار کوتاه برادر زید عاشق من شد و دم به دقیقه به عربی برام پیام میفرسته که ازت خوشم اومده ههههههه همش بوس و قلب و اهنگ عاشقانه میفرسته….خلاصه اینکه این اتفاق خیلی بهم چسبید دوست داشتم براتون بنویسم
سلام خانم اسماعیلی عزیز من نشستم کلی برا شما تایپ کردم ولی متاسفانه یه هو همش پاک شد سر فرصت دوباره دوست دارم اون برداشت خودم رو برات بنویسم که هم برام قوانین خداوند مرور بشه و هم شما ازش یه الگو بگیرید…در ضمن فکر کنم اینکه شما میگید کربلا بالاترین فرکانس و ارتعاش رو داره اصلا درست نیست تا اونجایی که من میدونم فقط موجودات زنده ارتعاش دارن و اینکه ما یه مکان رو مقدس میدونیم بستگی به باورهای دینی ما داره و اون باورها باعث میشن ما اون احساس رو نسبت به اون مکان خاص داشته باشیم و احساس کنیم اونجا مقدسه مثال خیلی واضح و روشن اینه که تو بیشتر کشورهای اسیایی که بت پرست هستن حیوانات رو میپرستن هزاران اداب و رسوم خاص دارن که هر کدوم نسبت به باورهای دینی خودشون خیلی متعصب هستن فقط کافیه شما تو یه منطقه گاو پرست هند برید و نگاه چپ کنید به اونا بعدش متوجه میشید ما چقدر نسبت به باورهامون متعصب هستیم …
من نسبت به پیامبرها و امامانی که داریم سالها با دید تعصب و سخت گیری نگاه میکردم و عکس ضریح امام حسین سالهاس تو اتاق من هست و من باهاش گریه میکردم و میرفتم کربلا ولی تازگیها اون دید عمیق متعصبانه رو ندارم من سعی میکنم از باورهای توحیدی و دعاهای امامان معصوم درس خداشناسی و توحید بگیرم ولی اونا رو برای خودم بزرگ نمیکنم و به شکل انسانهای عادی بهشون نگاه میکنم که فقط باورهای توحیدی تری از ما داشتن ما باید سعی کنیم طرز فکر اونا رو الگو کنیم نه رفتن به زیارت و چسبیدن به ضریحی که معلوم نیست حتی مال خود امام حسین باشه چون من شنیدم بارها حرم امامها رو با خاک یکسان کردن و اثری از اونا باقی نزاشتن من هیچ باور نمیکنم همون جایی که میگن قتلگاه امام حسین بوده دقیقا همون نقطه اس یا منزل امام علی دقیقا همونجا باشه اینا ساخته دست بشره و ما نباید خاک پرست و اهن پرست باشیم من خودم شیعه ام ولی دوستان سنی مذهب زیادی دارم که خیلی ام براشون احترام زیادی قائلم این راهپیمایی فقط جنبه سیاسی داره و سو استفاده از باورهای دینی مردم ساده لو هست که بخوان جمعیت شیعه رو به رخ سنی ها بکشن و جز تفرقه اندازی من چیزی توش ندیدم و چقدر اسراف اونجا بود به اندازه ای که حکومت ایران به هئیتهای عراقی پول دادن که ریخت و پاش کنن میتونستن خرج خود مناطق ایران کنن اینقدر برنج و گوشت ونون کنار خیابون دیدم مردم از یس میخوردن که دیگه جا نداشتن یه غذا رو میگرفتن میزاشتن کنار خیابون دیگه کسی نمیتونست بخوره چقدر اشغال درست شده بود نه سرویس بهداشتی نه حموم نه جای خواب فقط مردم مثل گوسفند راه افتادن برن برسن کربلا اونجام از بس شلوغ بود درهای حرم رو بسته بودن من از ساعت یک شب تا 6 صبح سرپا بودم که فقط برم دستم به ضریح بخوره و چقدر زنهای بدبختی بودن که این همه ساعت بچه بغلشون بود و از شدت خستگی و ضعف غش میکردن…خلاصه ما باید خود خدا رو تنها منبا قدرت بدونیم و هیچ وقت کسی رو واسطه نکنیم که فکر کنیم اون ادم برا خدا ارزشش بیشتره و به واسطه اون بتونیم به حاجت خودمون برسیم چون بین ما و خدا هیچ فاصله ای نیست اینکه من فکر کنم اون پیامبر ارزشش از من برای خدا بیشتره من رو از خدا دور میکنه و احساس گناه و ضعف و دوری حقارت از خدا میکنم و نمیتونم ارامش داشته باشم چون میگم منکه گناهکارم و مثل پیامبرها نمیتونم باشم در نتیجه هیچ وقت تو زندگیم پیشرفت نمیکنم و درجا میزنم احساس بی ارزشی باعث میشه ما هیچ وقت موفق نشیم
من با استاد عباس منش خدا رو بهتر شناختم و هدف اهل بیت علیهم السلام را که توحید و یکتاپرستی است را شفاف تر فهمیدم و خودم شخصا برای رفع زنگار افکار ذهنم، خیلی مجموعه زندگی پس از زندگی را می بینم و بیشتر خدا و نمایندگانش را می فهمم، منی که افتخارم شرکت در تکایا و مجالس اهل بیت علیهم السلام بوده و هست ولی توسط استاد اعتقاداتم محکم تر، قوی تر، زلال تر شده و بیشتر عاشق این انوار الهی شده ام و ارتباط قلبی بیشتری باهاشون پیدا کردم و پیشنهاد می کنم حتما مجموعه “زندگی پس از زندگی” را در خلوت خودتون ببینید تا به ایمانی راسخ دست پیدا کنید
سلام به همه ی دوستان گلم، خدا رو شکر یه فایل جدیدی، خانواده ی گلم خدارو شکر که همتون می بینم چقدر نظرات خوب روی سایت اومده خدا رو شکر. من این چند روز مسافرت بودم کلی خوش گذروندم.
چند تا نکته توی این فایل من همین چند روز پیش بهش برخوردم که می خوام بگم.
بعد از این که به یه سری و خیلی از خواسته هام رسیدم یه چند تا خواسته دیگه در من شکل گرفتن یکیش یاد گرفتن رانندگی و خرید ماشینه. من هنوز ماشین نخریدم و گواهینامه هم ندارم. توی این دو سه روزه که داشتم فایل ها رو به جدیت گوش می دادم به این خواسته در من شکل گرفت که کاش من بتونم قبل از این که گواهینامه بگیرم یکی دو بار یا چند سری پیشت فرمون بشینم که نترسم، من با شوهر عمه ام برای پخش کردن نذری که مادرم هر سال میده به بیرون شهرستان پدرم رفتم و از شوهر عمه ام پرسیدم که رانندگی سخت یا راحته و جوابایی بهم داد که براتون شاید جالبه
گفت رانندگی اونقدر راحته که دوچرخه سواری ازش سخت تره. اینقدر راحته ( طبق قانون خداوند از این طریق به من یه باوری داد که بهم احساس خوب بده)
گفت خیلی راحت و سریع میتونی رانندگی رو یاد بگیری.
اخر هم بگم گفت میخوای پشت فرمون بشینی ببینی چه جوری ؟ شیطان یا همون چاخان بچه های جهان بینی اومد وسط ثریا تو اصلا دست به فرمون نزدی خطرناکه ولش کن، ماشین ماله تو نیست یه اتفاقی می افته
از اون طرف یه الهامی بهم می گفت فرصت خوبیه توکل به خداوند کن. مگه نمی خواستی پشت فرمون بشینی بیبینی چه جوری
من به الهامم گوش کردم و یک مسیری رو با راهنمایی شوهر عمه ام رفتم و برگشتم و اونقدر خوب برای اولین بار رانندگی کردم با دنده یک و دو که هیچ کاری راحت تر از رانندگی نیست و اونقدر لذت بردم که بخواستم رسیدم
نتیجه فایلی که من الان دیدم و اینقدر به این چیزی که دو شب پیش در سر من بودم راحت رسیدم این بود که من هیچ ترمزی درباره رانندگی و ماشین ندارم و بخاطر همینه خیلی راحت هم بهش رسیدم اتفاق افتاد خیلی طبیعی.
الان که دارم فک می کنم من توی بعضی از مسائل مخصوصا روابط می بینم که چقدر ترمز دارم که چندتاشون از ظهر که فک کردم رسیدم بهشون
اولین من خیلی زود وابسته میشم و اون شخص برام مهم میشه که دارم روش کار میکنم و همیشه هم باید کارکنم
دومین ترمز من اینه که من فک میکنم چون توی محله پایین شهر تقریبا الان هستم نمیتونم اون فرد با ویژگی های دلخواهمو ببینم.
سومین ترمز این که من یه خواهر بزرگ تر دارم که مجرده و همیشه دلم میخواد اول اون ازدواج کنه تا ناراحت نشه که اگر من ازدواج کنم الان که فکر شو میکنم و با قانون تطابق من هیچ دخالتی در سرونشت کسی دیگه ای ندارم و فقط مسئول زندگی خودم هستم.
چهارمین ترمز من در روابط من دوست دارم و میخوام در محله ای مرفه و آروم و با مردمان خوب در رفاه مالی و رفاه عاطفی زندگی کنم. ترمز من اینه که من اگر محلمو جدا کنم از پدر و مادرم و دوستام دور میشم . یه احساس عدم لیاقتم دارم که من کلا توی محله های تقریبا پایین زندگی کردم چه جوری برم یه دفعه محله مثلا یک تهران بمونم.
اینا چیزهایی بود که این فایل باعث شد درباره روابط بهش فک کنم و همین راجب مسائل مالی
مهمترین ترمزی که من پیدا کردم در روابط مالیم که با مثال استاد فهمیدم اینه که من فک میکنم اگر وضعیت مالیم از این خ بهتر بشه توقعات از من میره بالاتر و همه مخصوصا خانواده ام توقع دارن که من بهشون پول بدم و یا یه حسی که میخوان مثلا پولمو ازم بگیرن. درصورتی که الان فک میکنم اصلا اینجوری نیست و هیچ کس و هیچ تاثیری در زندگی من نداره و من ثروت رو برای خودم میخوام چون لیاقتشو دارم و اگر هم به کسی میبخشم برای خودمه نه برای اونا.
این خیلی ترمز مهمی بود.
پاورقی: سری خواب های منو سید ( استاد عباسمنش) ادامه داره:D . من خواب دیدم این سری دارم باهاتون تلفنی حرف میزنم و بعد هم میام حضوری میبینمتون حضوریش رو دقیقا یادم نیست. ولی توی مکالمات تلفنیمون داشتیم راجب خرید ماشینی به اسم پورشه پانامرا حرف میزدم که من میخواستم این ماشینو بخرم و داشتم ازتون درباره نحوه خرید و معامله کردنش میپرسیدم. اینقدر توی خواب لذت بردم که انگار بهشت اینجاست البته الان هم برای من بهشت اینجاست. که وقتی اومدم تهران دیدم فایل گذاشتین. استاد از خداوند ممنونم که شما رو به خوابای من هدایت میکنه. خیلی از این خوابا الهام گرفتم و واقعا خوشحالم.
من توی دریم بردم همین ماشین رو با عکسهاش گذاشتم. عجب ماشینی هست خدایی. انشالله به زودی هر دو مون داشته باشیمش. نمی گم بخریم چون شاید خدا بخواد ی جور دیگه دستمون برسه.
ترمز راجع به رانندگی ترمز مهم هست واقعا. فکر می کردم کار سخت و ترسناکی هست. ولی کامنت شما برای من مفید بود. سپاسس
استاد خوبم استاد عزیزم بهترین مدرس توحید و خوش بختی
ممنونم برای این فایل زیبا و پر از درس. ممنونم برای این همه اگاهی های ناب که واقعا ناب و خالصه
ممنونم برای تیکه اخر فایل که باز هم زیبایی و زیبایی و ثروت و فراوانی این دنیا رو بهمون یاداور شدید. چند بار با لذت دوباره و دوباره دیدمش و سرشار از احساسات فوق العاده شدم.
خدایا شکرت که جان منی، ان منی و هر لحظه با منی.
چقدررر خوبه که من بنده ی تو ام و تو خدای من. چقدر زتدگی با این دیدگاه و با این قوانین زیباست. بهشت همین جاست. همین جا در عمق احساس من. در عمق ایمان من به خدا. و من به کمتر از بهشت قانع نیستم. در این دنیا و هم در اخرت
ممنونم استاد خوبم ممنونم که بهم این دیدگاه زیبا رو دادید تا جهان رو جور دیگه تجربه کنم
از خداوند یکتا سپاسگزارم و از شما استاد بینظیر ،که راهنمای هستید برای هدایت انسانهای تشنه عشق و حقیقت و آزادگی
استاد عزیز من موفق شدم یک ترمز که مانع رسیدن به ثروت میشود را کشف کنم
و آن فکر کردن به بدهی بود و این ترمز را با باور اینکه براحتی پول بدستم میرسد و بزودی پرداخت میکنم جایگزین کردم که بعد از این قضیه فایلی از شما دیدم که گفتید بدهی داشتن باعث عدم خلاقیت میشود واقعا هم همینطور است.
مقدار کمی از بدهی ام را پرداخت کردم حال خیلی خوبی دارم آرامشم بیشتر شده احساس میکنم فکرم آزادتر شده و از فرصتهای که در اطرافم هست بهتر میتوانم استفاده کنم و درآمد زایی بیشتری داشته باشم فعلا عزمم را جزم کردم که بدهی هایم را صاف کنم و بعد از یک استراحت کوتاه زندگی شغلی ام را عوض کنم ، به امید خدا ی بزرگ که عشق است و امید
استاد عزیز، من در لحظه لحظه های زندگیم حرفهای ارزشمند شما را گوش میدهم و با تمام وجود سعی میکنم به مرحله عمل و شکوفایی برسانم .
مجددا از شما سپاسگزارم که زیباییهای زندگیتان ،منظره های زیبا موزیکهای دلنشین که روح آدم به پرواز در میاید را با ما به اشتراک میگذارید و حس خوبی را به مخاطبینتان انتقال میدهید .?
آرزوی سلامتی و شادی،عشق و ثروت ، افتخار و سربلندی و طول عمر برای شما استاد ارجمند و دوستان خوبم دارم.
سلام به همه دم همتون گرم…
سلام سپاسگزارم از او از تو و از ما که در دیدگاه خداباور و توحیدی تن واحد هستیم چرا که فرمود نفخت فیه من روحی یعنی از روح خودم در خلقت شما دمیدم.
شما سخاوتمندانه به اشتراک میگذارید و اشتراک گذاری یک قانون هستی است
هستی برای تو به اشتراک گذاشته شده و تو برای آفرینش باید به اشتراک گذاری
کلید واژه های انفاق و زکات و خمس و صدقه و قرض نیکو و مانند ان همه کدآدرس های اشتراک گذاری است
این فتح باب است
ارادتمند شما احمدرضا سیف اللهی
با سلام خدمت استاد عزیز ودوست داشتنی و گروه بزرگ عباس منش
مثل همیشه وحتی عالیتر از همیشه از فایلتون لذت بردم.
باز هم خدا رو شکر که بوسیله دستانش به من یاد داد که همه چیز وهمه چیز از فرکانسهای من هست
وسیستم جهان هستی به صورتی هست که اگر اینجانب هیچ باور و مقاومتی در وجودم نباشه جهان به سرعت به خاسته های ما
پاشخ + میده.و استاد عزیزم با مهارت ودقت عالی این نکات رو به ما یاد اوری واموزش میده.
چیزی که از این فایل فوق العاده یاد گر فتم این بودکه نباید نسبت به بعضی از هزینه های زندگی دید منفی داشت. واونها رو با رضایت
قلبی پرداخت کرد.
بازم از خداوند بخاطرنعمت هاش واستاد بزرگ وارم تشکر میکنم
پیروز ثروتمند وموفق باشید
یک باور اشتباه من در مورد البته پولدارها که باید از ثروتمندان جدا کنم این است : آدم های مغرور افاده ای هستند که به افراد پایین تر از خودشان توهین می کنند و انها را مسخره می کنند .
در حالی که می دانم کاملا برعکس است افراد ثروتمند فروتن هستند.
باورهای اشتباهم را از تجسم می فهمم می بینم جایی دارم شکل اشتباه به خواسته ام می دهم یا ذهنم آن فکر و تصویر را نمی پذیرد .مثلا برایش قابل قبول نیست این خوشبختی را در وضعیت الان ببیند .یه جایی ذهن دنبال ترحم می گردد انگار دلش می خواهد بقیه برایش دل بسوزانند.
باور اشتباه دیگرم احساس کمبود است پول کافی ندارم . که الان واقعیت زندگیم و اطرافیانم است .
الان دوست دارم بسته ثروت 3 را خودم بخرم . آخرین محصولی از سایت که گرفتم آفرینش ها بودند . اما الان که قیمت ها همه بالا رفته است دلم می خواهد روی باورهای ثروتم کار کنم . قبلا آمادگیش را نداشتم . دوست دارم این بار خداوند خودش بهم پولش را حتی بدون واسطه بدهد . نه فقط این مورد دوست دارم بتوانم هر چه می خواهم از خانه و ماشین یا لوازم و وسایل دلخواه را بتوانم به راحتی برای خودم بخرم.الان بهتر است بروم نظرات دوستان را در ثروت 3 بخوانم تا از نتایجشان استفاده کنم.
چرا بعضی خواست ه ها هر گز رخ نمی دهند؟
من فکر می کنم جوابش در انگیزه یا تعهد ماست .این که چقدر آن را بخواهیم چه مقدار باور و انگیزه درست بسازیم و بهای یا راه رسیدن به آن را تا کامل بپردازیم .
گاهی تصور نادرست از خواسته داریم پس به آن نمی رسیم . گاهی تلاش و بهای رسیدن به ان را نمی پردازیم . در هر حال یعنی واقعا ان هدف را نمی خواهیم یا حتی ممکن اهداف ما با زمان تغییر کنند عوض شوند خواسته ها عوض شوند.
اگر تا اخر که تکاملمان را هر روز طی می کنیم باورهای درست بسازیم و مسیر درست و احساس خوب را ادامه دهیم می شود به ان رسید.
چقدر این فایل عالی بود ناخودآگاه مفهوم قانون اول نیوتن توی ذهنم اومد که اگر جسمی تحت تأثیر یک نیروی خارجی نباشه با سرعت ثابت در حال حرکت است . میشه این برداشت رو از قانون اول نیوتن گرفت که اگر ترمزی سر راه ما نباشه ما باید با سرعت ثابت و مشخصی به خواسته برسیم و اصلا توقفی وجود نداره فقط در صورتی توقف و نرسیدن به خواسته پیش میاد که نیروی خارجی یا همون ترمز ذهنی وجود داشته باشه. پس اگر به خواسته ای نمیرسیم صد در صد ترمزی وجود داره که باید پیداش کنیم
اولین بار بود که نرسیدن به خواسته ها اینقدر قشنگ واسم باز شد تا حالا کسی این مفهوم رو مثل استاد به این شکل نگفته بود همه ادمها خواسته هایی رو دارن و این که بهش نمیرسن به خاطر وجود ترمزها و کدهای مخربه که البته شناسایی این کدها هم خیلی ساده نیست و نیاز به کار کردن روی خودمون داره
خیلی قشنگ توضیح دادین من کاملن درکش کردم
خواهش میکنم . خداروشکر
سلام به استاد عباس منش عزیز که این سایت رو برای ما مدینه فاضله کردین اینجا همه چیز خوب و مثبت و پر از عشق و انگیزه و ایمان و امیده خدا رو صد هزار مرتبه شکر به خاطر این فضای معنوی و انرژی بخش که هر میام تو سایت وقتی دلتنگم شاد میشم هر وقت ناامید میشم امیدوار میشم بی انگیزه میشم دوباره قدرت میگیرم و هر وقت ایمانم ضعیف میشه دوباره خدا رو پیدا میکنم اینجا مثل خونه امید من شده که هر وقت بهش سر میزنم حالم عوض میشه انگار یه تکیه گاه دارم …من تو تهران تنها زندگی میکنم هیچ قومی و اشنایی و کسی رو ندارم حتی یه دوستی که باهاش اشنا باشم و در ارتباط دائم باشم ندارم فقط با یه نفر که از طرف خدا اومد که ازم حمایت کنه در ارتباط هستم اونم شرایط خاص خودش رو داره که هیچ رابطه ای نمیتونه با من داشته باشه گاهی چند هفته یکبار میبینمش ، ولی با این شرایط خدا رو شکر حال خوب و مثبتی دارم در رابطه با این قانون به ایمان رسیدم که جواب میده به همین خاطر خیالم راحته چون هزاران اتفاق برام افتاده که بهم ثابت شده این دنیا فقط در حال اجابت خواسته های ماست ، چند هفته پیش تصمیم گرفتم پیاده روی اربعین شرکت کنم برم کربلا حالا کار ندارم که پشیمون شدم و برام معنای شرک میداد این کار و در حد یه تجربه بهش نگاه کردم …اخه چه معنایی داره وقتی خدا رو داریم بریم به یه ضریح بچسبیم و زیارتش کنیم اونجا داشتم تو عراق قدم میزدم که پر از اشغال و خرابی بود با خودم میگفتم کاش شما خدا رو باورکنید که شرایط شما رو تغییر بده و از این جاهلیت بیرون بیان کاش با قانون این دنیا همه اشنا بودن که حداقل اخرتون مثل دنیا جهنم نبود …من گفتم اخه چرا باید این همه سختی بکشم راه برم تو خاک و اشغال بشینم غذا بخورم نه میتونم حموم برم نه استراحت کنم که برم سلام بدم به امام حسین بگم من پیرو راهت هستم! راه پیامبرها درست بوده ولی ما نباید اونا رو جایگزین خدا کنیم من فقط از خدا کمک میخوام و تو دلم جای اینکه بگم لبیک یا حسین میگفتم الهم لبیک …
حالا به هر حال میخواستم اینو بگم که قبل از رفتن به یاد پسر عربی افتادم که چند سال پیش تو اینترنت باهاش اشنا شده بودم دانشجو بود تو ایران و اهل کربلا بود من در حد یه سلام و احوالپرسی ساده باهاش در ارتباط بودم قضیه مال دو سال پیش بود من همون زمان شمارم رو خاموش کرده بودم و با اون پسر هم کاملا رابطه ام تموم شده بود و چون یاد این حرفش افتادم که گفته بود هر وقت خواستی بیای زیارت حتما بیا خونه ما تو کربلا و من ناخوداگاه یادش افتادم گفتم کاش میتونستم زید رو پیدا کنم بریم کربلا برم خونه اونا و همش تو دلم یادش افتادم و با خودم گفتم راستی زید عجب پسر خوب و با معرفتی بود کاش بدونم الان کجاست…خلاصه من اون خط ایرانسلم رو بعد از دو سال روشن کردم و تلگرام رو وصل کردم و تنها کسی که به من پیام داد زید بود و چقدر حس خوبی بود چون واقعا به همین نیت خطم رو روشن کرده بودم بهش گفتم من میخوام برم کربلا و گفت من خودم تهران زندگی میکنم و ازدواج کردم ولی خونه پدرم هست تشریف ببرید، خلاصه بعد از چند روز راهپیمایی و خستگی بلاخره کربلا رسیدم و زنگ زدم زید برادرش رو فرستاد دنبال من و چند نفر همراهم و دیدم یه پسر قد بلند خوش تیپ با بوی ادکلن و ماشین شاسی بلند خارجی اومد دنبال ما که سرتا پا خاک الود و خسته و شلخته بودیم ، چقدر خانواده زید از ما پذیرایی کردن و استراحت کردیم و حموم رفتیم و بعدش زیارت رفتیم حالا بماند که تو این دیدار کوتاه برادر زید عاشق من شد و دم به دقیقه به عربی برام پیام میفرسته که ازت خوشم اومده ههههههه همش بوس و قلب و اهنگ عاشقانه میفرسته….خلاصه اینکه این اتفاق خیلی بهم چسبید دوست داشتم براتون بنویسم
منم وقتی تا مرز افسردگی میرم فایل های عباس منش که نگاه میکنم حالم خوب میشه!
درمان افسردگی من آقای عباس منش هست.
بدون تعصب میگم
دیدگاهت نسبت به کربلا و پیاده روی چی بود ؟؟
رفتی کربلا به حرم بزرگترین و برترین ادم روی زمین .به محلی که بالاترین فرکانس و ارتعاش داره
در کلامت توهین و تحقیر دیده میشد
سلام خانم اسماعیلی عزیز من نشستم کلی برا شما تایپ کردم ولی متاسفانه یه هو همش پاک شد سر فرصت دوباره دوست دارم اون برداشت خودم رو برات بنویسم که هم برام قوانین خداوند مرور بشه و هم شما ازش یه الگو بگیرید…در ضمن فکر کنم اینکه شما میگید کربلا بالاترین فرکانس و ارتعاش رو داره اصلا درست نیست تا اونجایی که من میدونم فقط موجودات زنده ارتعاش دارن و اینکه ما یه مکان رو مقدس میدونیم بستگی به باورهای دینی ما داره و اون باورها باعث میشن ما اون احساس رو نسبت به اون مکان خاص داشته باشیم و احساس کنیم اونجا مقدسه مثال خیلی واضح و روشن اینه که تو بیشتر کشورهای اسیایی که بت پرست هستن حیوانات رو میپرستن هزاران اداب و رسوم خاص دارن که هر کدوم نسبت به باورهای دینی خودشون خیلی متعصب هستن فقط کافیه شما تو یه منطقه گاو پرست هند برید و نگاه چپ کنید به اونا بعدش متوجه میشید ما چقدر نسبت به باورهامون متعصب هستیم …
من نسبت به پیامبرها و امامانی که داریم سالها با دید تعصب و سخت گیری نگاه میکردم و عکس ضریح امام حسین سالهاس تو اتاق من هست و من باهاش گریه میکردم و میرفتم کربلا ولی تازگیها اون دید عمیق متعصبانه رو ندارم من سعی میکنم از باورهای توحیدی و دعاهای امامان معصوم درس خداشناسی و توحید بگیرم ولی اونا رو برای خودم بزرگ نمیکنم و به شکل انسانهای عادی بهشون نگاه میکنم که فقط باورهای توحیدی تری از ما داشتن ما باید سعی کنیم طرز فکر اونا رو الگو کنیم نه رفتن به زیارت و چسبیدن به ضریحی که معلوم نیست حتی مال خود امام حسین باشه چون من شنیدم بارها حرم امامها رو با خاک یکسان کردن و اثری از اونا باقی نزاشتن من هیچ باور نمیکنم همون جایی که میگن قتلگاه امام حسین بوده دقیقا همون نقطه اس یا منزل امام علی دقیقا همونجا باشه اینا ساخته دست بشره و ما نباید خاک پرست و اهن پرست باشیم من خودم شیعه ام ولی دوستان سنی مذهب زیادی دارم که خیلی ام براشون احترام زیادی قائلم این راهپیمایی فقط جنبه سیاسی داره و سو استفاده از باورهای دینی مردم ساده لو هست که بخوان جمعیت شیعه رو به رخ سنی ها بکشن و جز تفرقه اندازی من چیزی توش ندیدم و چقدر اسراف اونجا بود به اندازه ای که حکومت ایران به هئیتهای عراقی پول دادن که ریخت و پاش کنن میتونستن خرج خود مناطق ایران کنن اینقدر برنج و گوشت ونون کنار خیابون دیدم مردم از یس میخوردن که دیگه جا نداشتن یه غذا رو میگرفتن میزاشتن کنار خیابون دیگه کسی نمیتونست بخوره چقدر اشغال درست شده بود نه سرویس بهداشتی نه حموم نه جای خواب فقط مردم مثل گوسفند راه افتادن برن برسن کربلا اونجام از بس شلوغ بود درهای حرم رو بسته بودن من از ساعت یک شب تا 6 صبح سرپا بودم که فقط برم دستم به ضریح بخوره و چقدر زنهای بدبختی بودن که این همه ساعت بچه بغلشون بود و از شدت خستگی و ضعف غش میکردن…خلاصه ما باید خود خدا رو تنها منبا قدرت بدونیم و هیچ وقت کسی رو واسطه نکنیم که فکر کنیم اون ادم برا خدا ارزشش بیشتره و به واسطه اون بتونیم به حاجت خودمون برسیم چون بین ما و خدا هیچ فاصله ای نیست اینکه من فکر کنم اون پیامبر ارزشش از من برای خدا بیشتره من رو از خدا دور میکنه و احساس گناه و ضعف و دوری حقارت از خدا میکنم و نمیتونم ارامش داشته باشم چون میگم منکه گناهکارم و مثل پیامبرها نمیتونم باشم در نتیجه هیچ وقت تو زندگیم پیشرفت نمیکنم و درجا میزنم احساس بی ارزشی باعث میشه ما هیچ وقت موفق نشیم
خانم فروتن ممنون که وقت گذاشتید
افراط وتفریط در هر کاری درست نیست شاید قبلا هم افراط میکردید و الان هم به نوع دیگر
اینکه یه سری ادم عاشق رو گوسفند خطاب میکنید واقعا متاسف شدم و مقایسه این مسله با هندیه گاو پرست ?
پیامبر و ایمه رو خدا به عنوان الگو و پیشوا برای انسانها فرستاده و اینکه نمونه کامل یک انسان هستند
من انسان عادی برای پیشرفت و موفق شدن نیاز به الگو داریم
اینکه ارتعاش فقط مربوط به انسانههای زنده است خدا در قران میفرماید شهدا زنده اند پس حرفی دیگه ندارم
ان شالله موفق باشید
سلام
دوست عزیز
من با استاد عباس منش خدا رو بهتر شناختم و هدف اهل بیت علیهم السلام را که توحید و یکتاپرستی است را شفاف تر فهمیدم و خودم شخصا برای رفع زنگار افکار ذهنم، خیلی مجموعه زندگی پس از زندگی را می بینم و بیشتر خدا و نمایندگانش را می فهمم، منی که افتخارم شرکت در تکایا و مجالس اهل بیت علیهم السلام بوده و هست ولی توسط استاد اعتقاداتم محکم تر، قوی تر، زلال تر شده و بیشتر عاشق این انوار الهی شده ام و ارتباط قلبی بیشتری باهاشون پیدا کردم و پیشنهاد می کنم حتما مجموعه “زندگی پس از زندگی” را در خلوت خودتون ببینید تا به ایمانی راسخ دست پیدا کنید
در نهایت احترام
برای شما عزیز بهترین ها رو از رحمن درخواست میکنم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه ی دوستان گلم، خدا رو شکر یه فایل جدیدی، خانواده ی گلم خدارو شکر که همتون می بینم چقدر نظرات خوب روی سایت اومده خدا رو شکر. من این چند روز مسافرت بودم کلی خوش گذروندم.
چند تا نکته توی این فایل من همین چند روز پیش بهش برخوردم که می خوام بگم.
بعد از این که به یه سری و خیلی از خواسته هام رسیدم یه چند تا خواسته دیگه در من شکل گرفتن یکیش یاد گرفتن رانندگی و خرید ماشینه. من هنوز ماشین نخریدم و گواهینامه هم ندارم. توی این دو سه روزه که داشتم فایل ها رو به جدیت گوش می دادم به این خواسته در من شکل گرفت که کاش من بتونم قبل از این که گواهینامه بگیرم یکی دو بار یا چند سری پیشت فرمون بشینم که نترسم، من با شوهر عمه ام برای پخش کردن نذری که مادرم هر سال میده به بیرون شهرستان پدرم رفتم و از شوهر عمه ام پرسیدم که رانندگی سخت یا راحته و جوابایی بهم داد که براتون شاید جالبه
گفت رانندگی اونقدر راحته که دوچرخه سواری ازش سخت تره. اینقدر راحته ( طبق قانون خداوند از این طریق به من یه باوری داد که بهم احساس خوب بده)
گفت خیلی راحت و سریع میتونی رانندگی رو یاد بگیری.
اخر هم بگم گفت میخوای پشت فرمون بشینی ببینی چه جوری ؟ شیطان یا همون چاخان بچه های جهان بینی اومد وسط ثریا تو اصلا دست به فرمون نزدی خطرناکه ولش کن، ماشین ماله تو نیست یه اتفاقی می افته
از اون طرف یه الهامی بهم می گفت فرصت خوبیه توکل به خداوند کن. مگه نمی خواستی پشت فرمون بشینی بیبینی چه جوری
من به الهامم گوش کردم و یک مسیری رو با راهنمایی شوهر عمه ام رفتم و برگشتم و اونقدر خوب برای اولین بار رانندگی کردم با دنده یک و دو که هیچ کاری راحت تر از رانندگی نیست و اونقدر لذت بردم که بخواستم رسیدم
نتیجه فایلی که من الان دیدم و اینقدر به این چیزی که دو شب پیش در سر من بودم راحت رسیدم این بود که من هیچ ترمزی درباره رانندگی و ماشین ندارم و بخاطر همینه خیلی راحت هم بهش رسیدم اتفاق افتاد خیلی طبیعی.
الان که دارم فک می کنم من توی بعضی از مسائل مخصوصا روابط می بینم که چقدر ترمز دارم که چندتاشون از ظهر که فک کردم رسیدم بهشون
اولین من خیلی زود وابسته میشم و اون شخص برام مهم میشه که دارم روش کار میکنم و همیشه هم باید کارکنم
دومین ترمز من اینه که من فک میکنم چون توی محله پایین شهر تقریبا الان هستم نمیتونم اون فرد با ویژگی های دلخواهمو ببینم.
سومین ترمز این که من یه خواهر بزرگ تر دارم که مجرده و همیشه دلم میخواد اول اون ازدواج کنه تا ناراحت نشه که اگر من ازدواج کنم الان که فکر شو میکنم و با قانون تطابق من هیچ دخالتی در سرونشت کسی دیگه ای ندارم و فقط مسئول زندگی خودم هستم.
چهارمین ترمز من در روابط من دوست دارم و میخوام در محله ای مرفه و آروم و با مردمان خوب در رفاه مالی و رفاه عاطفی زندگی کنم. ترمز من اینه که من اگر محلمو جدا کنم از پدر و مادرم و دوستام دور میشم . یه احساس عدم لیاقتم دارم که من کلا توی محله های تقریبا پایین زندگی کردم چه جوری برم یه دفعه محله مثلا یک تهران بمونم.
اینا چیزهایی بود که این فایل باعث شد درباره روابط بهش فک کنم و همین راجب مسائل مالی
مهمترین ترمزی که من پیدا کردم در روابط مالیم که با مثال استاد فهمیدم اینه که من فک میکنم اگر وضعیت مالیم از این خ بهتر بشه توقعات از من میره بالاتر و همه مخصوصا خانواده ام توقع دارن که من بهشون پول بدم و یا یه حسی که میخوان مثلا پولمو ازم بگیرن. درصورتی که الان فک میکنم اصلا اینجوری نیست و هیچ کس و هیچ تاثیری در زندگی من نداره و من ثروت رو برای خودم میخوام چون لیاقتشو دارم و اگر هم به کسی میبخشم برای خودمه نه برای اونا.
این خیلی ترمز مهمی بود.
پاورقی: سری خواب های منو سید ( استاد عباسمنش) ادامه داره:D . من خواب دیدم این سری دارم باهاتون تلفنی حرف میزنم و بعد هم میام حضوری میبینمتون حضوریش رو دقیقا یادم نیست. ولی توی مکالمات تلفنیمون داشتیم راجب خرید ماشینی به اسم پورشه پانامرا حرف میزدم که من میخواستم این ماشینو بخرم و داشتم ازتون درباره نحوه خرید و معامله کردنش میپرسیدم. اینقدر توی خواب لذت بردم که انگار بهشت اینجاست البته الان هم برای من بهشت اینجاست. که وقتی اومدم تهران دیدم فایل گذاشتین. استاد از خداوند ممنونم که شما رو به خوابای من هدایت میکنه. خیلی از این خوابا الهام گرفتم و واقعا خوشحالم.
استاد لطفا یه مسابقه درباره روابط بزارید
انشالله همتون یه روز ببینم در فلوریدای امریکا
ثریا مرادی
1397/8/18
سلام دوست عزیزم
من توی دریم بردم همین ماشین رو با عکسهاش گذاشتم. عجب ماشینی هست خدایی. انشالله به زودی هر دو مون داشته باشیمش. نمی گم بخریم چون شاید خدا بخواد ی جور دیگه دستمون برسه.
ترمز راجع به رانندگی ترمز مهم هست واقعا. فکر می کردم کار سخت و ترسناکی هست. ولی کامنت شما برای من مفید بود. سپاسس
استاد خوبم استاد عزیزم بهترین مدرس توحید و خوش بختی
ممنونم برای این فایل زیبا و پر از درس. ممنونم برای این همه اگاهی های ناب که واقعا ناب و خالصه
ممنونم برای تیکه اخر فایل که باز هم زیبایی و زیبایی و ثروت و فراوانی این دنیا رو بهمون یاداور شدید. چند بار با لذت دوباره و دوباره دیدمش و سرشار از احساسات فوق العاده شدم.
خدایا شکرت که جان منی، ان منی و هر لحظه با منی.
چقدررر خوبه که من بنده ی تو ام و تو خدای من. چقدر زتدگی با این دیدگاه و با این قوانین زیباست. بهشت همین جاست. همین جا در عمق احساس من. در عمق ایمان من به خدا. و من به کمتر از بهشت قانع نیستم. در این دنیا و هم در اخرت
ممنونم استاد خوبم ممنونم که بهم این دیدگاه زیبا رو دادید تا جهان رو جور دیگه تجربه کنم
سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم
از خداوند یکتا سپاسگزارم و از شما استاد بینظیر ،که راهنمای هستید برای هدایت انسانهای تشنه عشق و حقیقت و آزادگی
استاد عزیز من موفق شدم یک ترمز که مانع رسیدن به ثروت میشود را کشف کنم
و آن فکر کردن به بدهی بود و این ترمز را با باور اینکه براحتی پول بدستم میرسد و بزودی پرداخت میکنم جایگزین کردم که بعد از این قضیه فایلی از شما دیدم که گفتید بدهی داشتن باعث عدم خلاقیت میشود واقعا هم همینطور است.
مقدار کمی از بدهی ام را پرداخت کردم حال خیلی خوبی دارم آرامشم بیشتر شده احساس میکنم فکرم آزادتر شده و از فرصتهای که در اطرافم هست بهتر میتوانم استفاده کنم و درآمد زایی بیشتری داشته باشم فعلا عزمم را جزم کردم که بدهی هایم را صاف کنم و بعد از یک استراحت کوتاه زندگی شغلی ام را عوض کنم ، به امید خدا ی بزرگ که عشق است و امید
استاد عزیز، من در لحظه لحظه های زندگیم حرفهای ارزشمند شما را گوش میدهم و با تمام وجود سعی میکنم به مرحله عمل و شکوفایی برسانم .
مجددا از شما سپاسگزارم که زیباییهای زندگیتان ،منظره های زیبا موزیکهای دلنشین که روح آدم به پرواز در میاید را با ما به اشتراک میگذارید و حس خوبی را به مخاطبینتان انتقال میدهید .?
آرزوی سلامتی و شادی،عشق و ثروت ، افتخار و سربلندی و طول عمر برای شما استاد ارجمند و دوستان خوبم دارم.
پاینده و برقرار باشید
دوستدار همیشگی شما
???