«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 43


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2117 روز

    به نام رب غنی سلام .

    گاز و ترمز

    گاز چی تمام باورهای قوی که به ما کمک میکنه تا به خواسته خودمان به راحتی برسیم باورهایی که همان خروجی های ذهن ما هستند که از طریق ورودهای ذهن ما یا همان کانون توجه ما شکل میگیره

    ترمز چی باورهای محدود کننده گفت و گوهای منفی من باخودم گفت و گوهایی که مخالف خواسته های من است و تمرکز مرا بر روی ناخواسته ها میگذارد تا خواسته ها

    اولین باور قبل این که به دنبال ترمز های خود در مسائل مختلف در ایجاد خواسته های مختلف داشته باشیم باور به این که تمام خواسته های ما به وسیله گاز و ترمز های ما هستند که بدست می ایند ویا فراموش می شوند در بدترین حالت

    هرچی گاز ها بیشتر و قوی تر باشه راحت تر و سریع تر به خواسته مان میرسیم هرچه ترمز ها بیشتر و قوی تر باشه هر چقدر گاز دهیم فایده ندارد تا ترمز هارا پیدا نکنیم ساختن گاز های مختلف بی فایده است اما همین که شروع به شناسایی و حذف ترمز ها میکنیم روند تغییر میکند و در همین روند است که گاز های مورد نیاز و جای گزین ترمز ها را میسازیم گاز هایی که منطق ما ان ها را قبول می کند و باعث میشود راحت تر به خواسته های خود برسیم راحت تر و سریع تر تکامل خود را برای رسیدن به خواسته ها طی کنیم

    مثلا وقتی می خواهی ثروتمند شوی اما به دنبال این هستی که مالیات هر چیز چقدر است در واقع داری از خواسته خود دور میشوی و می گویی هر چقدر ثروتمند شوم باید بیشتر و بیشتر پول بدهم پس ذهن منطقی این را قبول نمی کند. و این خروجی را به جهان اعلام میکنی که نمی خواهی ثروتمند شوی و یا درباره ی ازدواج دوست از جهتی دوست داری ازدواج کنی اما از جهتی ترمز هایی داری مثل عدم لیاقت خود عزت نفس پایین کمبود همسر و… که با خود یا حتی در محاوره هایت با افراد می گویی و میشنوی و با این ورودی ها این ترمز و یا خروجی را اعلام میکنی که نمیشود ازدواج کرد .

    استاد شما خیلی زیبا ذهنتون کنترل کردیدوقتی هواپیما اومد نه تنها ناراحت نشدید و به نجواها اجازه. ورود ندادید بلکه اون تحسین کردید و این نشان میده ما باید تحت هر شرایطی وقتی به چیزی که برخلاف میل ما در ان زمان هست اعراض کنیم و به دنبال نگاهی باشیم نکته مثبتی باشیم تا حال مارا خوب نگه دارد.

    در پناه الله شاد و پیروز و ثروتمند و سلامت و سعادتمند باشید در دنیا و اخرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدی بیرانوند گفته:
    مدت عضویت: 2122 روز

    سلام دوستان ⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩

    من یه مدتها که احساس مکردم از مسیر دو شدم. بی انرژی و کسل بودم و نگران.

    و خدا رو شکر فهمیدم که من مدتیه بی انگیزه شدم و بیخیال.

    سری به سایت زدم و دیدم که خیلی وقته فعالیت نکردم و رو خودم کار نکردم.

    بخاطر همین تعهد دادم که دوباره و مصمم تر شروع کنم.

    و خیلی خوب شروع شد. فایلای خوبی از استاد گوش دادم و فهمیدم باید خیلی بیشتر کار کنم.

    حتی درباره چگونگی باور سازی فایلی گوش دادم که خیلی کمکم کرد.

    میخوام جملات کلیدی و همون باور ها رو جدا کنم و بارها گوش کنم و دنبال مثال بگردم تا باورام اصلاح بشه‌.

    الان هم برای شروع تصمیم گرفتم دوهفته تمرکزمو بر نکات مثبت بزارم ( چیزی که نبودش و ناپیوسته بودنش تو زندگیم حس میشد ) و نتیجشو خیلی دوس دارم بیبینم.

    الان روز دومه

    صبح هوا عالی بود و به سمت محل کارم دوچرخه سواری کردم. من شاگردم تو یه مغازه فنی.

    و همین مکان هم واقعا هدایت و نعمتی از خداس برام که بتونم دور از بدنه جامعه تنها رو باورام کار کنم.

    قبلا سرم خیلی شلوغ بود اما الان که تعهد شروع دوباره دادم خیلی وقت اضافه دارم و استادم همیشه بیرونه.

    صبحم باهم صبحونه خوردیم. البته قبلا باهم خوب نبودیم و ازوقتی دارم تمرکزمو بر نکات مثبت میزارم رابطمون خیلی بهتر شده.

    من یه موتور تو سطح شهر دیدم و خیلی خوشم اومد و همش بهش فکر میکردم.

    اول که تو خیابون چندتا ازش دیدم

    حالا هم که موتور فروشی های اطرافمون هم ازش چندتا اوردن.⁦⁦ (人 •͈ᴗ•͈)یکیشم دقیقا بغلمونه

    امروز کتاب های هم که سفارش داده بودم اومد و خیلی خوشحال بودم البته همیشه فکر میکردم که مادرم کلا مخالف علاقمه و میخواد جلومو بگیره و بگه فقط درس بخونم ولی خیلی استقبال کرد و خوشش اومد .

    البته که کلا رابطم از اول با اطرافیانم خوب نبود.

    دونه دونه سعی کردم رو خودم کار کنم و رابطمو با اطرافیانم بهتر کنم و یکی پس از دیگری جواب میداد و برام خیلی جالب بود.

    حتی مادر وقتی یکی از کار ها مو که برای اون نوشته بودم شنید خیلی خوشش اومد و مطمئنم که تو این راه همراهیم میکنه.

    من یه خواهر کوچک ترم دارم

    البته کلا دلم میخواس یه عالمه خواهر داشته باشم.

    خواهر کوچولوم امروز دوستاشو اورده بود خونه و دوستاش به من میگفتن ( میتونیم بهت بگیم داداش؟)

    صحنه زیبایی برای من بود.😄😁

    و کلا امروز روز خیلی قشنگی بود.

    احساس میکنم دوباره دارم به اصل وصل میشم و حالم خیلی خوبه .

    خدارو شکر

    فعلا ⁦ (◍•ᴗ•◍)❤⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه‌ی دوستان این خانواده صمیمی یکتاپرستان

    سلام به مریم بانو شایسته

    سفرنامه ی57

    هم مدارشدن با خواسته به کمک گازوترمز

    استاد دوستان منم این تجربه رو تو زندگیم دارم.مثلا دو ، سه ماه پیش وقتی که ندای درونم می گفت تو مدارت از لحاظ فرکانسی عوض شده و باید از این جایگاهی که هستی ، هجرت کنی به شهر بعدی ، من پاهام دقیقا رو ترمز گذاشته بودم و اصلا متوجه نمی شدم ، هی نشونه ها همراه با این وحی ها می اومد اما کن نمی گرفنم که جریان چیه !؟!؟!؟!؟!؟!؟ تا اینکه تو یه جریان یه اتفاق متوجه شدم آره جای من باید عوض بشه اینجا دگه جواب نمیده ، سریع پامو از روی ترمز بر داشتم و با این باور که خدا هست و همه چی رو به خدا میدم خودش قراره همه چی رو رو راست پریز کنه،به خدا قسم تا پامو از روی ترمز بر داشتم به قول استاد، بومب،بومب،بومب….

    و به یه راحتی در عرض یکماه خونه ، محل مهارت واسه کسب و کار، شرایط زندگیم، همه چی ، خود به خود اتفاق افتاد که حتی خودم داشتم تعجب می کردم و باور داشتم این همون خدایی هست که همه چی رو بهش سپردم، به خدا فقط باور هست که جلوی خواسته هامون رو می گیره،

    بازم باورهای غلط و اشتباه رو دارم که باید روشن کار کنم تا به نتایج عالی برسم خدایا کمکم کن که تواین مسیر یکتا پرستان فقط تورو بپرستم و فقط از تو کمک بخوام چرا که تو تمام کارها رو انجام میدید اگه من باورت کنم.

    استاد متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم از تمام آگاهی هایی که به من میدید

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1955 روز

    سلام

    جایی که همیشه خدا هست

    آرامش هست

    شادی هست

    ایمان و امید هست

    امید به زندگی وجود داره

    😊

    خب این قسمت خیلی کامنت لازم بود

    اول که سخنان استاد رو در مورد استعاره گاز و ترمز شنیدیم

    و این نکته دوباره یادآوری شد که برای موفقیت پایدار و عالی علاوه بر بهتر کردن نقاط قوت که اینجا همون ایجاد باورهای مقوی، باید نقاط ضعف رو هم که اینجا باورهای مخرب یا همون ترمز‌هاست بهبود بدیم

    این دو رکن اگر با هم پیشرفت کنن در یک انسان

    اون انسان به موفقیت پایدار میرسه

    کمااینکه نه فقط در زمینه باور‌ها و موفقیت فردی، ما در تمامی زمینه های دیگر از علم و دانش و ورزش و … گرفته

    داریم که آقا علاوه بر تقویت نقاط قوت باید نقاط ضعیف همیشه بهتر کنی

    این اصل داستان موفقیت که تقریبا تو نیم ساعت استاد با بیانات مختلف که البته شیرین هم بود توضیح دادن

    امید است که واقعا بتونیم ترمزها رو اول شناسایی و دوم از میان برداریم

    فقط اراده میخواد اراده اراده اراده 💪💪💪💟

    پیش به سوی تعالی و موفقیت، چون قانون یکی، ثابت و جوابگوست

    راستی آقا این عکس‌ها و فیلم‌های آخر ویدئو هم مثل همیشه جذاب بود

    کلا دیدن آمریکا یه حال دیگه ای برای من داره

    در شهر میامی

    یکی از گرانترین، شلوغ‌ترین، زیباترین و توریستی‌ترین شهرهای دنیا

    گرانی‌اش بخاطر اینکه خیلی باکلاس و تاپ یادم استاد گفت ویلاهاش خیلی با شکوه هستن

    در کل که من لذّت بردم انشاالله اینقدر پول سازی میشود که دیگر نگرانی از بابت دخل و خرج نخواهیم داشت😅

    نوش جونتون غذاهای خوشمزه ای بنظر می‌اومد

    نمیدونم اونا که استاد میخورد فلافل بودن کوفته قلقلی بودن چی بودن در کل نوش جونش باشه😂🤞

    آقا میکائیل هم ماشاالله دو لپی پیتزا رو میزد بالا🤩😂😃

    نوش جونش بنظر پپرونی می‌اومد اولی😁

    در کل همیشه صفا باشه انشالله

    به امید دیدار اینبار در میامی سیتی

    😘🙌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمد امیدوار گفته:
    مدت عضویت: 2036 روز

    سلام استاد و خانوم شایسته که کمک میکنید مطالب بهتر جا بیوفته و بچها های سایت که از عشق هم عشق ترند.

    من بعد از شیش ماه دوباره اومدم از طریق سفرنامه این فایل رو شنیدم تازه دارم حس میکنم یه چیزایی ریز ریز داره دستگیرم میشه!پس به دوستان عزیز میگم اصلا عجله نکنید کمکم تکامل طی میشه و درکمون بالا میره…

    به هر حال الان بعد از قوی تر شدن ذهنم و پیدا کردن قدرت تحلیل و ….

    دوباره برگشتم و میخوام نتایجم رو تا این لحظه براتون بگم…شاید کوچیک به نظر بیان اما برا من نشانگره پیشرفته و خیلی زیاد خوشحالم بابتشون.

    دیروز تو پارک نشستم و همیشه چنتا پسر میان اونجا ذهن من خواست مثل زمانی که رو خودم کار نکرده بودم عمل کنه و گفت این جوون ها خلاف کارن و آدم های بی ارزشی اند اما من سریع جلوش رو گرفتم و گفتم اولا تو نمیدونی شغلشون چیه دوما حق قضاوت نداری سومن همه با ارزش هستند و انسان ها در لول های گوناگون وجود دارند تو با کار کردن روی ذهنت اون بخش خوب انسان ها رو برانگیخته میکنی…باورم نمیشد که همون پسر یه کاسه شله زرد آورد داد بهم گفت این برا شما!کلی با حس خوب!دقت کنید حس واقعی خوب نه لبخند دروغی!ازش تشکر کردم بعد از خدا تشکر کردم که این تمرین همین لحظه جواب داد!

    با حس خوب سوار تاکسی شدم گفت مسیر بعدیت با مسیر من یکیه منو تا در اونجا که خواستم برم رسوند و پول اضافه ام نگرفت فقط همون پولی که برا مسیر قبل بود رو گرفت!بعد من همش توجه میکردم به این نتایج و کوچک نمیشمردمشون و همش میگفتم باید بیشتر پیشرفت کنم و این دوتا بود سومیش و چهارمیش و پنجمیش و هزارمیش و بی نهایتمیش رو هم خواهم دید…خلاصه با این افکار خواستم دوتا قاشق برا شله زرده از یه دکه بگیرم که خانومم گفت این دکه کثیف بریم از اون مغازه بگیر…رفتم تو مغازه دوتا قاشق درخواست کردم گفت این کوچیکا که مال بستنی لیوانیه به کارت میاد؟گفتم نه بزرگتر میخوام و توشم گود باشه مثل قاشق مربا خوری!دوتا قاشق خوب بهم داد من گفتم چقدر میشه؟بهم لبخند زد گفت خدافظ!گفتم نه خب چقدر میشه!؟گفت هیچی برو!اونجا بود که دیگه پشمام ریخت!ببینید شاید کوچیک باشن ولی منی که چند سال پیش همه با تکپا باهام رفتار میکردن این همه باهام مهربون هستند قشنگ میفهمم که تغییر کردم!

    دنیام شکلش عوض شده بچه ها!

    بازم مونده…کاسه شله زرد دسنم قاشق ها هم فرو کردیم توش رفتیم تو پارک اتفاقی یکی از دوستامون با خانومش و دوتا بچه کوچیکشو دیدیم به من گفت شنبه بیا تو مغازم کار کن!حالا اون رو سر یه سری دلایل توحیدی تصمیم گرفتم که نرم!و تمرکزم رو شغل تخصصی خودم باشه که جلو تر براتون میگم!بچه ها یه لحضه سر سومیش این اومد تو ذهنم که فقط نا سه تاس!سریع گفتم نه تا بی نهایته!اگه میگفتم اره دیگه فقط همون سه لطف برام اتفاق می افتادها!

    و اما دیدگاه من به کار!

    چند ماه پیش فقط میخواستم یه کاری بکنم!به همه جا زنگ میزدم و شغل ها مخطلف بود یکیشم همین دوستمون بود که تو پارک دیدم بهش زنگ زدم گفت خبرت میکنم و نکرد!من رفتم سر یه کار دیگه که اصلا راضی نبودم…بعد یه کار دیگه کردم که هیچ پولی توش نبود…تا اینکه اون فایل رو شنیدم که استاد گفته بود اگه از تخصص خودت نمیتونی پول دراری باور هات ایراد داره!برگشتم سر علاقه خودم و تخصصم به راحتی و بیشتر از اون کارای قبلی پول دراوردم ولی مقدارش کمه!اما من کم نمیشمارمش چون اول راهم و قراره بیشتر شه!

    حالا منو با این تجربه و ذهن قوی تر شده و دیدگاه به شغل تصور کنید که تو پارک اون دوستمون رو اتفاقی دیدیم…اون بنده خدا بهم گفت اون موقع که تو بهم برا کار زنگ زدی من فراموش کردم!شنبه بیا!

    و من شنبه نمیرم!😂😉

    همین شغل خودم رو قوی میکنم و دیگه خودم برا خودم تصمیم میگیرم و خودم فکر میکنم و مهمتر از همه رو کسی حساب نمیکنم چون خدا پشتمه و فقط اونه که میشه روش حساب کرد!من با ذهن ضعیف تو بهترین جا هم کار کنم درامدم کم خواهد بود!این ذهن ماست که با قوی تر شدنش درآمد زیاد برامون ایجاد میکنه!مرسی استاد…حالا من میخوام برم دنبال ترمز هام بگردم تا بتونم بالاخره از این سایت زیبا روانشناسی ثروت و…رو تهیه کنم زندگی کنم و از زندگیم لذذذذتتتتتتت ببرم!

    عاشقتونم.

    فعلا بدرود.😇🙏🌹💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عصمت فتوحی گفته:
    مدت عضویت: 1837 روز

    سلام استاد خوبیها.. واقعا از شنیدن فایلهای شما انرژی زیادی میگیرم.. دائم از نظر ذهنی در تضاد هستم ولی دارم تمام تلاشمو میکنم به حقیقت واقعی و انسانیت واقعی برسم ومطمعنم با صبر و استمرار بر گوش دادن به فایلهای شما به این حقایق میرسم.. راستش من با یکی از عزیزانم بر سر مسعله دین و مذهب در تضاد دائمی هستم تنها کاری که میکنم در مقابل رفتار و حرفهاش سکوت میکنم ولی صادقانه بگم خیلی سخت میشه گاهی رفتارهاش.. از خدا خواستم بهم کمک کنه تحمل کنم از همراهی همیشگی تون ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جان عاشقتم عاشقتم

    امشب یا بهتر بگم امروز صبح 😅تایمی هست که من باشما تو کلاب حرف زدم و ساعت نزدیک پنج صبح هست اون لحظه ای که اسم منو صدا زدید انقدر خوابم گرفته بود که چشمام میرفت اما از وقتی باشند حرف زدم انرژی رفت رو هزار و خوابم از سرم پرید

    اومدم و سریع یه اهرم رنج لذت جدید نوشتم و هدفگذاری کردم مجدد و یه تعهد دادم که انشالله سری بعد که قرار باشه با شما حرف بزنم تو زمینه مالی هم خیلی حرب داشته باشم برای گفتن چون تو این زمینه خیلی ترمز دارم

    خلاصه اومدم اهرم رنج و لذت نوشتم و قدم هایی که باید بردارم هم نوشتم که یکیش عمل به ندای قلبیم بود که همون لحظه یه حسی گفت برم تو سایت قسمت نشانه و دیدم خدای من دقیقا فایلی که باید می‌شنیدم کافیه پامو از ترمز بردارم

    رسیدن به خواسته ها طبیعی است

    سیستم جهان پاسخ به درخواست من است

    جهان مسخر من است

    این ها باور هایی هست که ذهن من خیلی مقاومت داره این جریان طبیعی نعمت ها و خواسته ها هنوز هم ذهن من مقاومت داره و اینو الان فهمیدم و این فایل به من گفت که نگاهی به خواسته هایی که سخت رخ میده یا اصلا رخ نمیده بنداز پاسخ تو دل همون هاست ترمزتو همونجا میتونی پیدا کنی

    که من از لای به لای حرف های شما کلی ترمز خودمو پیدا کردم که یکیش همون شور و شوق هست که من خیلی ندارم یه ذره میرم جلو بعدش انگار مثل یه توپی که بادش خالی شده میشم و شور و شوقم میخابه که فهمیدم چون من اولا ایمان ندارم دوما این اهرم رنج و لذت خوب جا نیوفتاده و من درک نکردم

    جهان پاسخ میده به افکار و باور های من

    قانون جهان اینه میخواهی می‌شود

    اراده کنی می‌شود

    استاد این ها ترمز های قوی من هست گه هنوز هم تو ذهن هست که باور دارم که باید پدرت در بیاد تو هر زمینه ای بعد نتیجه رخ بدهد اونم تازه نه اونجوری که من میخام بلکه یه ذره چون من که لایق نیستم حالا بلند پرواز هم نباشم

    آره استاد جان فقط کافیه من قانون رو درک کنم تا این خواسته ها به صورت طبیعی وارد زندگی من بشه

    استاد من هنوز تو هوا هستم از شادی و شوق حرف زدن باشما و این برای من مهر تایید بود بر مسیر درست من این مهرسایی خداوند بود برای من که با شما هم مدار و هم کلام شدم و خدارو بینهایت سپاسگزارم برای وجود ارزشمند شما تو زندگیم

    استاد جان مریم جان عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    یاسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز ۵۷ سفرنامه: خداوند طوری جهان رو خلق کرده که سریع الجواب است و وقتی کسی هنوز به خواسته ای که داره نرسیده به خاطر جهان نیست به خاطر خودشه چون اون ترمز هاشو تشخیص نداده و هنوز پاش رو‌ ترمزه و هرچقدر هم گاز بده فایده ندارد کافیه که پاش رو از روی ترمز برداره و ببینه چه طور اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برای میفته من خودم با دیدن این فایل یه سری ترمز هارو از خودم پیدا کردم که تا الان اصلا اونا رو ندیده بودم خداوند از ما بیشتر میخواهد که ما به خواسته هامون برسیم فقط کافیه پامون رو از ترمز برداریم تا در مسیر خواسته هامون به پرواز در بیایم .

    خدایا شکرت 🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    اعظم آبست گفته:
    مدت عضویت: 2058 روز

    بنام رب تنها قدرتمند هستی

    با سلام به همه ی دوستان عزیز

    ردپای من در روز ۵۷

    آنچه از این فایل دریافت کردم اینکه برای خدا برآورده کردن خواسته های کوچک و بزرگ من فرقی نداره . اگه مدتهاست که به آرزوی نرسیدم به خاطر باورهای محدودیه که دارم و یا ترمزهای که ازش خبر ندارم و اینکه به خواسته هام زود میرسم برای اینه که ترمزی در موردش ندارم . یکی دوهفته ست که روی باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهانه دارم کار میکنم . یه تر مز پیدا کردم اون هم در مورد ثروتمندان که پولهاشون تمیزه یا اینکه … یا رو باید برم بگردم تا در مورد منطق های برای ذهنم پیدا کنم تا مقاومتش کمتر شه .

    خدایا شکرت که فهمیدم همه ی ما به یک اندازه از نعمت ها برخورداریم به شرط اینکه باور کنیم و ایمان بیارییم .خدایا شکرت برای این آگاهی ها امروز تازه فهمیدم منظور از تکامل فاصله فرکانسیه نه زمانی ؛ خدایا شکرت متوجه شدم با قوانین فیزیک میتونم یه سری باور هارو برای خودم منطقی کنم البته اینو از کامنت دوست عزیزم آیدا متوجه شدم . خدایا شکرت شکرت شکرت ممنونم از همه ی دوستانم درسایت که آگاهی هاشونو رایگان به اشتراک میزارن خدایا شکرت اینجا مثل یه کتابخونه برای من میمونه کلی از خوندن کامنت ها لذت میبرم کلی دوستانم رو تحسین میکنم که درک های خیلی خوبی از قانون دا رن

    استاد عزیز یه دنیا سپاس برای اینکه اینهمه آگاهی در اختیارمون قرار میدی ؛ سپاس برای اینکه خواستی تغییر کنی ؛ سپاس که راهت رو به ما نشون دادی خدا پشت و پناهت باشه . مریم جون سپاسگزارتم برای مقاله های قشنگی که مینویسی . سپاسگزارتم برای سفرنامه خیلی چیزها هست توی سایت که هنوز ناشناخته ست برای من این قدر که سایت پرباره و وقت کم میارم خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت

    دوستان دیگرم در سایت که فعالیت دارین از شما هم کلی سپاسگزارم اجرتون با خدا خدایا کمکمون کن تا در این مسیر بمانیم و جزو هدایت شدگان باشیم .

    عالی ترین ها رو برای بهترین بندگان خدا ( دوستان هم فرکانسی ام ) از جانان طلب میکنم .

    خداجونی کمکمون کن .

    موفقیت در راه است .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    رکسان اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2442 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    درود به همه عزیزان

    فایل ۵۷

    گاز و ترمز

    گاز: زمانی ست که ما با اشتیاق به سمت خواسته هایمان پیش می رویم…

    ترمز: داشتن باورهایی که حرکت ما به سمت خواسته هایمان را از بین می برد و اغلب ناخودآگاه است( شناسایی ترمزها)

    جهان پاسخ خواسته ها را خیلی سریع می دهد…

    باورهای درست= ایمان قوی و توحیدی= راحتی رسیدن به خواسته ها

    قانون جهان این است که می خواهی و می شود…

    استاد من این فایل رو چندین بار قبلا گوش داده بودم، اما الان یک چیز دیگر بود،، واقعا سپاسگزارم، هم از شما، هم از مریم جانم♥️♥️♥️

    به به،، به این فراوانی ها و زیبایی ها و انتخاب موزیک های عالی…

    خدایا شکرت🙏🏼💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: