«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 51


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی اصغر سیمابه گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    من رفتم یک جای زیبا این فایل رو گوش کردم من ۴۲ تا ترمز پیدا کردم واقعا بع خدا گفتم ترمز ها بگو کلی شرک خفی داشتم کلی باور شرک آلود کلی ترمز ببین بعضی موقعها هست ترمز ماشین بااینکه میدونی خرابه اما حرکت میکنی بعدش میری توی جاده همون جا میبینی حرکت نمیکنه با اینکه میدونی باید قبل از رفتن به جاده باید ترمز رو درست میکردی حالا ترمز ها خیلی ریشه ای هست من فکر نمیکردم به قول استاد. چه قدر ترمز داشتم خدایا شکرت پیدا شد به شدت روشون کار میکنم

    خدایا شکرت

    ممنون استاد که آگاهی دادی از طریق خداوند که پسر خوب پاتو بردار از روی ترمز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان گرامی سایت عباسمتش

    روز ۵۷

    بارها شده خواسته ای داشته ام چون مقاومت نداشته ام به راحتی به ان رسیده ام مثل داشتن یه کاپشن

    وبعضی وقتها خواسته ای هست علی الرغم شور واشتیاق فراوان وتلاش به سختی بهش میرسیم چرا؟

    مثلا زدن هدف فروش در بیزنس خودم چرا؟

    چون باورهای محدود کننده ای که دارم نمیتوانم هدفم را بزنم مثل اینکه اوضاع اقتصاد خرابه .همه چیز گرانه.بیشتر مشتری ها دارن جمع میکنن.محصول من که نیاز بازار نیست.

    مسیر فروشم ضعیفه.

    با این باورها هر چه هم تلاش کنم به خواسته ام نمیرسم

    من باید باورهای های عالی بسازم وپایم را از روی ترمز بردارم:

    خدایا شکرت مشتریان عالی دارم

    خدایا شکرت که همیشه عالی فروش میزنم

    خدایا شکرت که با همین شرایط من راحت میفروشم

    خدایا شکرت که مشتریان دنبال من هستن

    خدایا شکرت که همیشه بهترینم

    خدایا شکرت که فروشنده خوبی هستم

    خدایا شکرت چقدر مغازه وجود دارد که طالب محصول من هستن

    خدایا شکرت که مشتریان من عالی میفروشن

    خدایا شکرت که انگیزه عالی برای فروش دارم

    خدایا شکرت که همیشه بابت فروشم شامل جایزه میشوم

    خدایا شکرت که با عزت نفس میفروشم

    خدایا شکرت در زمان کم زیاد میفروشم

    خدایا شکرت همیشه از فروش من تقدیر میشود

    خدایا شکرت که با ارامش میفروشم

    خدایا شکرت همیشه بیش از هدفم فروش میزنم

    با شناسایی ترمزها و تمرکز روی باورهای درست سرعت رسیدن به خواسته ام بیشتر میشود

    ومن باید بارها نکات مثبت کارم را به خودم یاداوری کنم تا همیشه شور واشتیاق داشته باشم

    از استاد عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1427 روز

    سلام به استادصبورم.

    راسش استادمنم الان توجایگاهی هستم که دیگران بهم اعتراض میکنن ،خیلی هاسراین داستان که قراره دوره هارابخرم ،بهم معترض میشن ومیگن کلاه سرتون میزارن .که البته خودشمایادمه تویه فایلی گفته بودیدکه وقتی دنبال تغییرهستید،نیازی نیس به کسی بازگوکنیدچون صددرصدموردقضاوت وکنترل قرارمی گیرید،دقیقا من اینوبارهاتجربه کردم وطبق عادتهای قبلی نتونستم به کسی حرفی نزنم اماکم کم متوجه شدم کلام شماکاملادرسته ،وبعدمن اینطورحلش کردم که آیاخودم واقعاتاثیراتی توزندگیم دیدم یانه؟ بعدگفتم صادقانه ،بله خیلی هم اتفاقات خوبی رقم خورده ازهمه لحاظ .پس بیشترحواسموجمع کردم که دیگه هیچ گونه بحثی رابااین جورافرادکه هم فرکانس بامن نیستن ،نکنم .والان درحال حاضرمی بینم حالم بهتره وازدست حرفهاوافکارمنفی اونهادرامان هستم .

    اتفاقابه نمایندگی ازشماکه بنده ،پیرو عمل به قانونهای شماهستم ،بیشتردقت میکنم که بتونم موفق ترباشم البته نه ازاین جهت که به اونهاثابت کنم شماکاردرستید،بلکه خودم به نتایج ایده، عالتری برسم واحساس خرسندی کنم ازاین همه وقتی که برای گوش کردن فایلهای شمامیکنم ،چون توطول زندگیم ،مسیرهای زیادی رفتم وهمه ناموفق بودن واینبارشماراانتخاب کردم ولی چون حسم خوبه ،فکرمیکنم مسیر،درستی راانتخاب کردم.

    استادشغل شماخیلی پرحاشیه هس ولی خوبه که شمابه چیزی یاکسی اهمیت نمیدیدوتاکیدبه اجرای قوانین خودتون دارید،چون باتوجه به تجربیات خودتون ،همه زندگیتون راازاین طریق بدست اوردیدوایمان داریدکه قطع به یقین ،قوانینی که عرض ،می کنید،درست هستش .

    منم شماراخیلی قبول دارم ،به کسی هم کاری ندارم چون خودم میدونم چقدتغییرات مثبتی کردم به خصوص درموردمسائل خصوصی وشخصی خودم ،واین برام یه اتفاق جالبی هست که مطمئنم منوداره ،درست جهت میده چون حس وحالم خیلی خیلی بهترازقبل هس.

    واقعن دیگران تاوقتی که من اجازه ندم ،نمی تونن درمن نفوذداشته باشن ولی امان ازروزی که افسارافکارم رابه دیگران ،میدم ،واااای دیگه هیچی هرروزبایه جریان واتفاق ناجالب وناخوشایند،سروکاردارم چون هرکی یه چیزی میگه ومنم دنباله رو،اونها،پس به کلی ازمسیرخارج میشم وبعدچندسال میبینم چه بازخوردبدی داشته ،الان می فهمم که چقدرخودم به تنهایی مهم هستم وخودم به تنهایی چه چیزهایی رامیتونم بدست بیارم این انرژی وطرزفکرروازشمااستادعزیزیادگرفتم ونشونه هاشم دیدم که میخام ادامه بدم .

    باقانون پیش رفتن ،وباورداشتن اون موجب میشه هیچ کس هیچ جوره نتونه گزندی به من واردکنه ،فقط کافیه بااین قوانین آشنابشی وسعی درعمل اونهاداشته باشی.هرچی پیش بری ،مسیربرات راحتروقدمهات استوارترمیشن .

    ممنون استادعزیزکه همه ی این انگیزه های قدرتمندراازشماآموختیم واقعاسپاس فراوان ازشما.

    خداروشکرکه انسانهای شریفی مثل شماهستن که مسیر،راازشمابیاموزن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    🌺به نام خداوندی که تنها قدرت مطلق تمام جهانیان است🌺

    دیشب تعدادی از کامنت های این فایلو خوندم میخواستم براش کامنت بزارم ولی نتونستم.

    امشب دوباره این فایلو دیدم فهمیدم انگار باید امروز یه سری اتفاق میوفتاده که با موضوع این فایل خیلی مرتبطه و من اتفاقاتی که امروز افتاده رو کامنت کنم.

    خب ، یکی از دوستانم که زیر نظر من میخواد کار کنه امروز ازم پرسید :«قرار داد بستی با کارفرما ؟ رو چه قیمتی فیکس کردی ؟»

    من ازونجایی که این دوستمو خوب میشناسم راستشو بهش نگفتم.

    یعنی اخلاقش اینطوریه که میگه هر مبلغی که قرارداد بستی من همونقدر میخوام و این در حالیه که سبک کسب و کار من اینطوریه که من به یه قیمتی کارو میگیرم و درصد خودمو برمیدارم و الباقیشو میدم به نصاب‌(کسی که برام کار میکنه).

    منم واقعا حوصله نداشتم باهاش یکی به دو کنم ، الکی بهش گفتم n تومن گرفتم و همونقد هم میدم بهت.

    آقا یه چند ساعتی گذشت و با همین دوستم بیرون بودیم دیدم همش غر میزنه و میگه آخه این کارفرما چیه باهاش همکاری میکنی ، این چه عددیه که داده و از این حرفا.

    از یه طرف دیگه هم این فکر تو سرم بود که اگه دارم دروغ میگم یعنی میترسم که دارم دروغ میگم.

    یه لحظه ذهنمو کنترل کردم و با خونسردی بهش گفتم برو جای دیگه کار کن ، تو با این عدد انگار راضی نیستی ، منم نمیخوام کسی به زور برام کار کنه که.

    با تعجب یه نگاهی بهم کرد و قبل از اینگه چیزی بگه بهش گفتم عدد اصلی قرار داد هم بیشتر از اون چیزیه که بهت گفتم ولی من نمیتونم از سود خودم بگذرم که ، کسب و کارم همینه دیگه‌ ، منم باید پول بسازم.

    و با احترام بهش گفتم من همینقدر برام مقدوره بهت بپردازم ، اگه با رضایت کار میکنی کار کن و اگه نه میتونی هر جای دیگه ای مشغول کار شی.

    آقا اصلا این بنده خدا هیچی نگفت ، و دیگه هم وارد مسائل حاشیه ای نشد.

    خودمم خیلی از گفتن این حرف احساس خوبی بهم دست داد ، واقعا دروغ گفتن و پنهون کاری به شدت با ترس ارتباط داره ، ترس از اینکه فلانی ناراحت شه ازم ، ترس از اینکه اگه این نباشه ، شاید کسی نیاد کار کنه و کلی باور شرک آلود ، ترس از اینکه کسی دیگه ای میتونه تاثیر بزاره تو درآمد من و …

    من تو چند ساعت پنهون کاری و دروغ گفتن یه همچین فشاری داشت به ذهنم میومد ، اگه میخواستم به این پنهون کاری ادامه بدم چی میشد پس ، چه فرکانس بدی میتونست باشه واقعا‌.

    یکی از چیزایی که خودم خیلی توش خوبم اینه که وارد بحث های حاشیه ای نمیشم ، اگه هم یه جایی سوتی بدم و وارد حاشیه بشم سریع با دیدن نشونه ها میام بیرون از حاشیه.

    اصلا نمیفهمم چرا بعضیا به خاطر تیم مورد علاقشون با هم بحث میکنن ، البته من کلا از فوتبال سر در نمیارم و اصلا علاقه ای هم بهش ندارم واقعا.

    مثلا میان از من میپرسن فلان خواننده رو که دوس داری دیدی فلانجا چه دست گلی به آب داده و میخوان تخریب کنن آرتیستو ، بعد من میگم اصلا در جریان نیستم و برام اهمیتی هم نداره و اصلا من اهنگ گوش نمیکنم 😂.

    یه وقتایی اصلا باید فقط کار خودتو انجام بدی ، به هیچکی و هیچی هم توجه نکنی.

    یادمه اوایل که فایل های استادو گوش میکردم ، مادرم هربار میومد تو اتاق میدید من قفلی زدم رو استاد ، کلی حرف بارم میکردو میگفت من دیوونه شدم که اینارو گوش میکنم.

    من هیچوقت بهش گوش نکردم و اصلا نخواستم قانعش کنم که خوبه یا بده یا چی.

    کار خودمو انجام دادم ، قدم به قدم حرکت کردم ، رشد کردم ، موفقیت های درست حسابی کسب کردم ، و همچنان هم دارم ادامه میدم.

    الان چند سال از اون روزایی که مادرم میگفت دیوونه ام که دارم فایلای استادو گوش میکنم رد میشه و وضعیت الان جوریه که به شدت فایلای استادو پیگیری میکنه و همه رو مینویسه ، من پیشش نیستم که ببینم ولی تمام فایلارو نت برداری میکنه و برام عکس میگیره میفرسته بدون اینکه من ازش بخوام و خودش هم میگه الان میفهمم چرا انقد فایل گوش میدادی و کار خودتو انجام میدادی 😉

    پ.ن : مهم اینه کار خودتو بکنی

    کاری که فک میکنی درسته رو انجام بده و دیگه هیچی مهم نیس.

    ☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا بتونیم از هر موضوع فرعی اعراض کنیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا فقط به اصل بپردازیم و کار درست رو انجام بدیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا وارد دل ترس هامون بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سید میثم رضوی گفته:
      مدت عضویت: 2516 روز

      سلام محمد عزیز

      دمت گرم…

      این نکته‌ای که گفتی دروغ گفتن از روی ترسه و اون مثالی که زدی و پا رو ترس گذاشتی خیلی به موقع بود برام،

      واقعا میخواد چی بشه؟؟

      کارگرم بره؟؟

      خوب به سلامت…

      من دروغ بگم که نون بخورم؟؟

      این نوع کار کردن رو نمیخوام…

      برو جای دیگه کار کن…

      مگه قحط کارگره؟؟

      اصلا من چرا باید تو مدار آدمی باشم که این ویژگیهای اخلاقی ناجور رو داشته باشه؟؟

      دلیلش همین ترسه هست…

      ترس از دست دادن…

      این از باور کمبود میاد…

      بدترین باور دنیا…

      نیست..

      کمه..

      بچسب…

      نگه دار…

      و وقتی که فهمیدی که با اون دروغ چقدر به ذهنت فشارمیاد با عزت نفس گفتی، برو جای دیگه کار کن منم قرار دادم بیشتره،

      منم باید پول بسازم…

      اینقدرم بیشتر بهت نمیدم…

      دمت گرم…

      واقعا مثالت بد به دلم نشست…

      خدایا شکرت…

      به مادر محترم سلام منو برسون بگو مادر یه رفیق دارم بچه کاشونه و مادرم نداره…

      ولی ندید دوستت داره

      عاشقتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حسین باقری گفته:
    مدت عضویت: 1936 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیز

    قبل از اینکه بخوام در مورد ترمزهام بگم، این مورد رو بگم که من خیلی وقته کامنت نزاشتم. به این خاطر که از وقتی دوره 12 قدم رو خرید کردم تمرکزم رو روی دوره گذاشتم که دوره فوق العاده ایه. ولی چند روزیه که به این فکر میکردم که چی شد من تونستم این دوره رو بخرم.چون من کلی بدهی داشتم شرایط کاریم خوب نبود و کلی باورهای محدود کننده داشتم و …. به این جواب رسیدم که از همین فایل های رایگان که شروع کردم و با تعهد کار کردم نعمت ها به زندگیم وارد شد.مخصوصا فایل های روزشمار زندگی. و خواستم اینو بگم حتی اگر همین فایل های رایگان رو با تعهد گوش بدیم و انجام بدیم کلی اتفاق عالی تو زندگیمون میوفته. و این تصمیم رو گرفتم که دوره 12 قدم رو همزمان با ادامه دادن به فایل های روزشمار زندگی گوش بدم و تمرین کنم. مرسی استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.

    اما در مورد ترمزها بگم که من خیلی ترمز داشتم و دارم هنوز (البته که با تمرین یکسریهاش کم شدن) به قول استاد اول باید قوانین رو درک کنیم بعد پیدا کنیم ترمزهامون رو.خیلی مهمه. چون تا وقتی قانون رو درک نکردیم یا به این باور نرسیدیم که فرکانس های ما شرایط و اتفاقات رو رقم میزنن، خیلی از ترمزهارو نمی تونیم پیدا کنیم. ما خلیفه خدا روی زمین هستیم، خداوند جهان رو به تسخیر ما درآورده. ما خالق زندگی خودمون هستیم و جهان گوش به فرمان ماست.

    خیلی خوشحالم که دوباره دارم کامنت میزارم. ممنونم از استاد عزیز و خانم شایسته و خداروشکر میکنم از اینکه در این مسیر عالی هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      صفورا کوشککی گفته:
      مدت عضویت: 1459 روز

      سلام آقای باقری عزیز

      ممنونم بابت دیدگاهتون.

      خیلی باعث امیداوریم شد.چون من هم در شرایط بدهی هستم و هنوز نتونستم محصولی تهیه کنم.و دارم با تعهد از فایلهای روز شما استفاده میکنم.خیلی خوشحال شدم وقتی گفتید دلیل اینکه تونستید از بدهی رها بشید همین فایلهای رایگان و روز شما بوده.این یه نشونه است برای من

      در پناه الله یکتا شاد و موفق باشید

      لایق بهترینها هستید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسین باقری گفته:
        مدت عضویت: 1936 روز

        سلام خانم کوشککی عزیز

        خداوند رو شاکرم برای بودن تو این خانواده دوست داشتنی و صمیمی.

        امیدوارم خیلی زود تمام بدهی هاتون پرداخت بشه.و مطمین هستم که اگر طبق قانون و گفته های استاد عمل کنیم حتما این اتفاق میوفته.برای من اتفاق افتاد، مطمئن هستم برای شما هم اتفاق میوفته.

        روزی برسه که از نتایجتون بنویسید

        سلامت و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    اکرم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1704 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان موحد و ثروتمندم

    بعضی مواقع کامنت نوشتنای من اینجوریه که شروع میکنم به کامنت خوندن.

    یدفه یه ایدده میاد توی ذهنم دیگه اون لحظه کلمات هجوم میارن و من دیگه سریع هر جا باشم کامنتا و نیمه خونده رها میکنم و میام توی این باکس مینویسم

    الانم همینجوری شد

    وسط یه کامنت بودم با این مضمون که خدایا کمکم کن که مقاومت وجودم از بین بره

    یاد یه صحبتی افتادم در باره امر ظهور امام زمان

    و همون موقع من گفتم بنظرم مردم آمریکا (حالا البته اون عده ای که با استاد همفرکانسن که مام از طریق فایلای استاد دیدیمشون) خیلی راحت تر از بقیه حضرت رو بپذیرن. حتی بیشتر از ما که مدعی هستیم.

    چون اونا این ترمزا رو ندارن

    مقاومت ندارن

    تعصبات به ارث رسیده نادرست ندارن

    رها و آزادن

    و تنها رها و آزادست که میشنود…

    اصلا برای همینه که گفته شده وقتی حضرت میان انگار دین جدیدی رو میارن

    و اونوقت وا اسفا بحال هر مدعی که بخواد به دین اشتباه پدرانش وفادار بمونه

    و خوش به سعادت هر کسی که این زنگار ها و زنگ ها رو از خودش زدوده باشه

    و بدون مقاومت بپذیره

    استاد

    واقعا مرسی هستین

    در پناه خدا باشید

    اهدافم در ۱۴۰۱

    عاشق خدا بشم

    بلطفش بیزنس خودمو ران کنم

    بلطفش فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1819 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه دوستانم

    پنجاه و هفتمین روز سفرنامه

    یکی از ترمزهای خیلی قوی که من در مورد ثروت داشتم و الان خیلی کمرنگ تر شده دقیقا همین موضوع مالیات هست. اینم برمیگرده به چند سال قبل که یه فروشگاه موبایل داشتم. انقدر بخاطر باورهای ضعیفی که داشتم اذیت شدم سر همین مالیات که هروقت اسم یه بیزنس یا فروشگاه موفق میومد سریع ذهنم میرفت به همین سمت که ااااااه‌ه‌ه‌ه طرف چقدر باید مالیات بده.

    توی دوره ثروت۱ استاد خیلی خوب در مورد این ترمز صحبت کردن و این ترمز ذهنم خیلی روش کار کردم و کار میکنم.

    شاد سلامت و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    معصومه داوری گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    دیدگاه پنجاه هفتم

    سلام دوستان عزیزم و استاد عزیزم آقای عباسمنش و هم مداریهای عزیزم

    الان میدونم که چرا در مسیر خواسته هایمان اینقدر کند جواب میگیریم ..این همون ترمزها و باورهای اشتباهی است که از دوران کودکی هر چه بزرگتر شدیم توسط باورهای محدود کننده امان این روند به کندی شکل میگیره

    هر چقدر این باورها درون ما قدرت داشته باشند و بر ما غلبه کنند مارو از مسیر خواسته هایمان دور می‌سازند

    خیلی دوست داریم مثلا ثروتمند بشیم اما نجواهای شیطانی و باورهای غلط دست به دست هم میدن

    تا ما نتونیم حتی رسیدن به ثروت را در درون خودمون باور داشته باشیم یا همان نگرانی‌هایی که در

    اثر بی ایمانی نسبت به خداوند هست ..ترس از دست دادن شغل .ترس از شرایط .ترس از چامه..و غیره همه وهمه ترمزهایی هستند که مارا از مسیر خواسته هایمان دور می‌کنند

    اگر ما این باورها و ترمزهارا شناسایی کنیم و کار کنیم روی خودمان و بگذاریم جهان کار خودش را انجام دهد و با رعایت قانون تکامل صدر دصد ما به هر چیزی که می‌خواهیم میرسیم ..

    تنها راهکار تغییر باورها و فرستادن فرکانس مثبت

    وداشتن ایمان به خداوند و یگانگی او ..

    شاد باشید در پناه خداوند ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    عبدالواحد حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2425 روز

    بنام خدای مهربان

    رد پای ۵۹

    سلام بر همه دوستان عزیز

    ٱنچه را که من با شنیدن این فایل درک کردم اینه که، قوانین جهان طوری است که پاسخ خواسته را خیلی زود میدهد همون طوری که استاد میگه جهان مثل ٱیینه عمل میکند، و مولانا هم میگوید این جهان کوه است و فعل ما ندا، اما چرا به خواسته هامون نمیرسیم یا دیر تر میرسیم و در ٱن لحظه نمیرسیم بر میگرده به ترمز ها و باور های اشتباه که در جهت مخالف خواسته ها قرار دارد، و در فایل دیگر نیز استاد در این باره صحبت کردند و میگفت در جنگ بین خواسته ها و باور ها همواره باور ها پیروز اند، بنا براین اگر باور های همسو و همجهت با خواسته ها خلق کنیم بسیار ساده، طبعی و ٱسان به خواسته هامون میرسیم، و باز در این باره استاد عزیز مسٸله را واضیح کرده و همیشه میگه اگر فکر کردن در باره خواسته ها احساس خوب در پی دارد یعنی در جهت رسیدن به خواسته قرار داریم و به نظرم با استفاده از این نکته میتوان باور های که در جهت خواسته هامون نیست را دریابیم، یعنی وقتی به خواسته هامون فکر میکنم چه باور ها، چه دیدگاه ها و چه موانع باعث میشود احساس مون بد شود و رسیدن به خواسته ها را دور از دسترس نشان میدهد، همین باور ها به نظرم ترمز ها اند که باید سر شون کار شوند و بجایشان باور های درست ساخته شود که نتیجه اش احساس خوب، احساس عشق و احساس ٱرامش را به بار ٱرد تا در جهت خواسته ها قرار گریم و به سادگی بسوی خواسته ها هدایت شویم و با سرعت به ٱن خواسته ها برسیم، که این احساس خوب و ٱرامش بنظرم باز بر میگیرده به بحث توحید، ایمان، توکل، تسلیم بودن و اجازه دادن به خداوند که هدایت مان کند.

    خداوند بی نهایت دست دارد برای رساندن من به خواسته هایم، خداوند جهان را مسخر ما گردانیده، و همین که بخواهم میشود، اگر نمیشود مشکل در باور های من است و باید ٱن باور های نادرست را پیدا کنم و بجایش باور های درست و هم جهت با خواسته هایم بسازم، افکار من سازنده و خلق کننده شرایط و اتفاقات زندگی ام است، ساز و کار جهان اینه که به سرعت مرا به خواسته هایم میرساند، میخواهم و میشود، به هر اندازه که باور هایم و فریکانس های ارسالی ام به جهان هستی درست باشد به همان اندازه سرعت رسیدن به خواسته هم بالا میرود و نتیجه بزرگتر میشود. و موضوع بعد اول اینکه باور این که باور هایم سازنده اتفاقات زندگی ام است و دوم اینکه برای ساختن باور های درست ورودی ها نقش اصلی را دارد.

    خدا را بی نهایت سپاس که در مسیر این ٱگاهی ها قرار گرفتم و تشکر از استاد عزیز بابت توضیح قوانین.

    در پناه خدای مهربان صحت مند، ثروت مند و سعادت مند در دنیا و ٱخرت باشین و برای همه بهترینها را از خدای مهربان خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    زهراء گفته:
    مدت عضویت: 3717 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استادم و دوستان همسفر عزیز

    روز 57 سفرنامه

    با دیدن این فایل همش دارم فکر میکنم که چقدر با خودم حرف دارم باید بزنم

    باید وقت بزارم خلوت کنم و فقط بشینم گیر و ایرادها رو ببینم چیه

    یک ناخواسته ای که دارم اینه که اوضاع همیشه یکم خوب و دوباره بد میشه خراب میشه،خوب میشه خراب میشه

    مثلا درمورد روابط خیلی اینطور هستم

    تا اینجای کار که فکر کردم اینطور متوجه شدم که این حالت یک پیشفرض توی ذهن منه

    یعنی در ذهن من به طور پیشفرض این جا افتاده که وقتی شرایط خوبه قراره بعدش خراب بشه

    از کجا اومده حالا دقیقا نمیدونم

    یک ترمز دیگه در این مورد به اندازه کافی احساس لیاقت نداشتنه،خیلی وقته متوجه اش شدم روش هم کار میکنم اما هنوز به اندازه کافی نرسیده

    و به اندازه کافی عزت نفس نداشتن هم که پایه ثابت ترمزها تو هر خواسته ای خصوصا روابطه

    خواسته ثروت

    خیلی خواسته های دیگه باید ترمزهاش رو شناسایی کنم و یاد بگیرم که پامو از روشون بردارم.

    موضوع بعدی اینکه واقعا طبق گفته دوستمون مقالات بخش راهکارها واقعا به ادم راهکار میدن و من توی اون مقالات خیلی چیزا یاد گرفتم و پیشرفت های خوبی داشتم.یادم باشه برم سراغشون

    چه جمله خوبی که هدف احساس خوب و لذته، نچسبم به نتیجه نهایی که میخام

    همینطور توی مسیر اگر طبق قانون عمل کردم که چه خوب خودمو تحسین میکنم به همون میزان به مدار بالاتر میرم و زندگیم بهتر میشه،اگرم اشتباهی کردم بررسیش میکنم و ازش درس میگیرم و بخدا هم که اعتماد داشته باشی،دیگه نگرانی ها از بین میره و به آرامش میرسی و عملکردت هم بهتر میشه.

    خداروشکر

    شادی و سلامتی برای همه ارزو میکنم

    🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: