https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/04/abasmanesh-1.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-04-09 08:40:492025-04-30 07:28:51گام به گام برای به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام | بخش اول
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این نشانه امروزم بود. وقتی میخواستم از خواب بیدار بشم خواب ناخوشایندی دیدم و برای اینکه فراموشش کنم و از فرکانسش بیام بیرون با خودم شروع کردم به گفتن: همه چیز همیشه همه جا به نفع منه. هرچی پیش بیاد به نفع منه. و البته باور به روز رسانی شده این چند روز اخیرم رو با صدای بلند طوریکه همه بشنون (البته تنهام) گفتم: من بی قید و شرط ارزشمندم، بی قید و شرط لیاقت دارم و برای ثبت روند شخصی قانون سلامتی اومدم سراغ سایت. یادم افتاد به تجربه دوستم که میگفت هرموقع حالم بده یا به مشکلی برمیخورم میام سایت استاد و خودمو غرق در کامنتها و خوندن توضیحات دوره میکنم بعد میرم سراغ دفتر سپاسگزاری هام و دوره عزت نفسی که تازه خریدم رو مرور میکنم و بعد همه چیز گل و بلبل میشه و مهم ترین چیز اینکه دیگه فکر و حسم بد نیست. منم امروز ناخوداگاه همین کارو کردم و این نشونه که اومد این جمله توجهم رو جلب کرد و جواب خداوند به من بود: حتی اگر اتفاقی هم بیفتد، در نهایت به نفعم تمام میشود.
همه چیز خوبه و خوب داره پیش میره و به نفعم هست و چقدر حس آسودگی بهم داد.
از نتایج همین چند روز اخیرم بگم که جمله بی نظیر من بی قید و شرط ارزشمندم رو دارم میگم و حس ارزشمندی درونم رو یک جور دیگه دارم تایید میکنم و به خودم یاداور میشم: حقوقامون 1.5 روز زودتر واریز شد، صاحب جایی که اجاره کردم گفت اجاره واریز نکنید و نمیدونم چرا. ازش پرسیدم سین کرد ولی جواب نداد! 90 درصد کارایی که میخواستم انجام بدم اما فکر میکردم پول کم میارم و 50 درصد بیشتر نمیشه انجام داد رو انجام دادم. بسته پستی من فردای همون روزی که سفارش دادم برام ارسال شد برخلاف قبل که حداقل 3-4 روز طول میکشید. چند تا وسیله میخواستم بگیرم و بدون دلیل تخفیف خورده بود. یه همسایه داشتم که اصلا مراعات بهداشت رو نمیکرد و همیشه زباله هاش رو میاورد میریخت کنار خونه من و من عصبانی میشدم ولی فرصت نمیشد که برم باهاش صحبت کنم و دیروز اسباب کشی کرد و رفت و البته اینکه یه جایی رو باید تمیزکاری میکردم که به شدت کثیف بود. اونجوری که دوست داشتم تمیز کردم و برای منی که قبلا بیشتر از 2 ساعت نمیتونستم مستمر کار فیزیکی کنم، دیروز 4 ساعت تمام بی وقفه در حال کار بودم نتیجه عالی ای بود. وقتی تمام شد باز هم انرژی داشتم و به خودم آفرین گفتم. همیشه خستگی باعث توقف کارم میشد ولی دیروز تمام شدن کار باعث توقفم شد یعنی هی دور و بر رو نگاه میکردم که آیا بازم کاری مونده که من هنوز انرژی دارم انجام بدم یا نه و این برای عمل کردن به شیوه قانون سلامتی در این مدت کوتاه بود.
سلام به استاد شایسته عزیز به قلمی که اینقدر لطیف و دقیق از قانون خدا می نویسه
به نام خالق به نام رب العالمین
هییییچ ایده ای برای نوشتن ندارم و فقط حسی از درون میگه تو هم در مسیر پیشرفتت باید از خودت رد پا بزاری نمیدونم کی و چجوی میشه که به این رد پاها برگردم و ببینم که چقدر تغییر کردم و از این همه تغییر اشک شوق بریزم… الحمدالله رب العالمین
این دوره هم جهت الحق که بسیار بسیار عالی و آموزنده بود برای من. در طی این دوره بسیاری از مفاهیم ساده و کاربردی که بارها و بارها شنیده بودم رو تونستم درک کنم
یکی از چیزهایی که الان اومد به ذهنم و شاید خنده دار باشه رو تعریف کنم
که تقریبا توی شهریورماه بود و آخرای دوره
که من با تجربه ای که داشتم تازه مفهوم نشانه دیدن و لزوم تایید نشانه ها و شکرگذاری بابت اونهارو فهمیدم!!!
به صورت کاملا هدایتی و با درخواستی که از خدا داشتم یک سفر دو روزه به شمال برام فراهم شد
خوشحال و خندان به این مسافرت رفتم و اونقدر در مومنتوم مثبت خودم رو قرار دادم که بعدش معجزه ها شروع شد
هربار ذهنم میخواست بره سمت منفی ها میگفتم این فرصتی رو که خدا بهت داده ازش درست استفاده کن
حواشی رو بزار کنار ، از دیدن جنگل کنار جاده لذت ببر… از هوا از دریا از صدای موج…. فقط لذت ببر و شکر گذار باش این سفر به وضوح هدایت خداوند بود.
چقدر اون حدود دو ساعتی که رفتم لب دریا تو تاریکی شب تو ساحل قدم زدم، چقدر فایلهای مراقبه رو گوش دادم چقدر با خدا حرف زدم چقدر در احساس خوب موندم
وقتی برگشتم نشانه های ورود ثروت بیشتر شدن… مشتری اومد
هر روز نشانه می اومد یا مشتری پیام داد یا زنگ میزد و به همین طریق هر روز حس خوب که اون اتفاق قشنگه برای منم داره رخ میده!
و منی که هنوز در مدار فهم و درک این شرایط نبودم
در کمال ناباوری زدم همه چیز رو خراب کردم!
ای بابا این که خرید نکرد
پس چرا اینجوری شد
خب خداروشکر که این مشتری زنگ زد ولی چه فایده خرید که نکرد
البته این ظاهر داستان بود که همونطور که استاد عزیز گفتن الخیر فی ماوقع
خیر این داستان میدونید کجا بود؟
اون جایی که من تازه فهمیدم باید نشانه هارو تایید کنم
باید خداروشکر کنم از ته دل
بدونم که الان که نشانه ها داره میاد یعنی در مسیر درست هستم پس کاری که باید انجام بدم حفظ مومنتوم مثبت هست باید ادامه بدم… نباید روی منفی و ناخواسته تمرکز کنم…. باورتون نمیشه بعد از این ماجرا تازه مفهوم نشانه دیدن و همزمانی رو درک کردم البته تا فهم خودم تا به امروز!!!!!!!!
و همونطور که گفتم الخیر فی ما وقع شد
همون اتفاق خیره افتاد… همون که باید میشد شد…
به درک بهتر و عمیق تری رسیدم.
یک زنگ بزرگ تو گوشم به صدا درومد
بنده من حواست باشه ادامه بده… من هواتو دارم….من تنهات نمیزارم….
خدایا شکرت که اجازه دادی بنویسم
خدایا شکرت که اجازه دادی بهتر درک کنم
خدایا شکرت که از مرحله فقط گوش دادن به فایلها به یک پله بالاتر هولم دادی، دستمو گرفتی و کشوندی بالا
دمت گرم که خدایی میکنی
دمت گرم که پشتیبان قوی و محکمی برای من هستی
دمت گرم که دلمو به راهنمایی و هدایت و حمایتت قرص تر کردی
ببخش که به اندازه کافی بلد نیستم شکر کنم
با همه وجودم دوستت دارم خدا جونم و قول میدم و تعهد میدم که در این مسیر بمونم و ادامه بدم
چقدر عالی نوشتی عاطفه جان منم خیلی وقتا اتفاقات مثبت کوچیک که رخ میده میگم فایده نداره بزرگه باید بیاد این که چیزی نیس اون یکی خوبه از خدا میخوام یاد بگیرم شکرگزار همون کوچیکا باشم باید یادم بمونه همین نشانه هاس که
اتفاقات مثبت بزرگتری پشت سرشه صف کشیدن به نوبت بعدی هم میرسه فقط باید امیدوار باشم و شکرگزار
مریم جانم، ازت بینهایت سپاسگزارم برای این مقالهی پربار و عمیق، که حتی برای منی که در این دورهی پر از عشق نیستم هم پر از نکته و درس بود.
من عاشق این خدای هدایتگرم… خدایی که هر لحظه داره منو با ظرافت و عشق هدایت میکنه.
کاملاً اینو در زندگیم دیدم که اون حالت سینوسیِ بالا و پایین رفتنهام، فقط به خاطر نموندن در همون مومنتومیه که اول هر کار دارم.
روزهای اول، به خاطر شور و شوق و ذوق اولیه، همهچیز فوقالعادهست، پر از انگیزه و انرژی.
اما همین که از اون حالت ذوق اولیه بیرون میام، ذهنم شروع میکنه به دیدن منفیها.
و این دیدن منفیها، مومنتوم منفی رو بزرگتر و قویتر میکنه تا جایی که یهدفعه میبینم کاری که تا چند روز قبل با عشق انجامش میدادم، حالا دیگه برام سخت شده و حتی میخوام تمومش کنم.
و ذهنم شروع میکنه برای توجیه کردن؛ هزار دلیل، هزار آیه، هزار نشونه میاره تا بگه “حق داری”…
در حالی که حالا توی دورهی احساس لیاقت دارم یاد میگیرم که ذهن، من نیستم.
من ناظر ذهنم هستم. و این بزرگترین درک زندگی منه.
خوندن این مقاله دقیقاً در این زمان از زندگیم، وقتی یه کار جدید رو شروع کردم، خودش هدایت الهی بود.
یه نشونهی واضح از پروردگار که نمیخواد دوباره وارد اون سیکل تکراری و معیوب بشم.
میخواد بهم یادآوری کنه مومنتوم مثبتی که روزهای زیادیه در زندگیم جاریه، باید ادامه پیدا کنه.
من عاشق این خدام، مریم جانم… خدایی که وقتی دستش رو باز میذارم، ببین چه قشنگ، چه دقیق و مهربون، منو هدایت میکنه.
حتی ردّ این هدایت رو میشه تو کامنتهام هم دید.
کامنت اولی که امروز گذاشتم، زیر فایل «سفر به دورهی آمریکا» بود؛ همونجا که الهام جان دربارهی باز گذاشتن دست خدا نوشته بود.
و بعد، درست بعد از اون، من هدایت شدم به این فایل…
و حالا دارم به وضوح پیام خدا رو میشنوم که میگه:
«فاطمه، تو سمتت رو انجام بده، همون موندن در مومنتوم مثبت، من بقیه کارها رو انجام میدم.»
ببین آخه چطور میشه عاشق این خدای هدایتگر نشد؟
ببین چقدر واضح و بیپرده داره با من حرف میزنه…
من هرچقدر از حال خوب این لحظهم بگم، باز کمه.
فقط میتونم بگم مریم جانم، ازت هزاران، هزاران، هزاران بار سپاسگزارم برای این هدایتهای ناب و این مسیر نورانی.
به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
امشب اومدم اینجا بنویسم که من یه پاشنه آشیل دارم که هرز گاهی تکرار میشه و شده برای من الگوی تکرار شونده و خودم میدونم نتیجه بدی داره اما نمیدونم بعد از مدتی دوباره تکرار میشه
الان یه هفته میشه اینم بگم مغازه پوشاک دارم
همش تو ذهنم میگم چرا مشتری نمیاد مگه من کجای کارم ایراد داره کدوم باورم اشتباهه
سعی میکنم تو لحظه حال باشم در مومنتوم مثبت بمانم احساسم خوب باشه اما ایرادم اینه توجه ام بر نبود مشتری ست
یه مدت روی خودم کار کردم تو عرض ده روز 8 میلیون درآمد داشتم خب خیلی خوب بود
اما باز برگشت با اینکه الان باید برم برای پاییز جنس بیارم فقط 7 میلیون فروش داشتم در عرض 40 روز شایدم بیشتر
باز از دیشب فهمیدم تو مسیر اشتباه رفتم سریع برگشتم و برای خدا نوشتم اشتباه کردم تو هدایتم کن
دوستان عزیزم کامنته منو میخونین لطف کنبن راهنمایی کنین من چکار کنم که این الگو تکرار نشه
و دوباره از صبح شروع کردم فایلها رو گوش میدم دوره کشف قوانین زندگی رو
فکر کنم مومنتوم مثبت رو درست اجرا نمیکنم
که به خواسته ام نمیرسم یا تا چند قدمی میرم بعد متوقف میشه
سلام به همه دوستای نازنینم و استاد عزیز و خانم شایسته
من هم همچین الگویی دارم خانممشتاقی عزیز با کار کردن روی باورهای شاگرد برام اومد و کلی پیام برای کلاس آنلاین زبان ولی بعدش اون چند نفر منصرف شدن و ادامه ندادن و این الگو خیلی وقته داره برام تکرار میشه با وجود اینکه آموزش هم خیلی خوب میدم و این کامنت و هم در فایلهای مختلف استاد من گفتم ولی هنوز جواب دریافت نکردم ولی میتونم که خود من هستم که اتفاقات و رقم میزنم و شاید هم ترس دارم و یا هنوز باور به فراوانی در من ریشه نکرده و خیلی دوست دارم که این پاشنه آشیل من بزودی برطرف بشه
به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و سلام به همه دوستان توحیدیم
الان که هدایت شدم به این قسمت اشکال خودمو فهمیدم که چرا همه چیز خوب شده الی نتایج مالی
و الان که نتایج محمد و سحر و امیر و حسین آقا رو خوندم دیدم که من تا چند قدمی خواسته میرم یهو ول میکنم و ایرادم همون نموندن در مومنتوم مثبت ست و رفتن در مومنتوم منفی ست
یه هفته میشه دارم خودمو در مومنتوم مثبت نگه میدارم و در لحظه حال زندگی میکنم
نه در گذشته و نه در آینده فقط حال
دارم سعی میکنم آرامشمو حفظ کنم
و از خدا کمک خواستم این سری دستمو بگیره محکم تا من هم نتونم جدا بشم ازش
تا بتونم به خواسته ام که نتایج مالی از مغازه ام برسم خوب هست اما اونطور که میخوام نیست
خدایا میدونم صدامو میشنوی و صد درصد جوابمو میدهی پس همه رو به تو میسپارم با قدرتت برامدرست کن
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
سلام به استاد عزیزم و مریم جون
نشانه امروز من:
چند روزی بود همش می خواستم بیام و از نتایجم از دوره هم جهت با جریان خداوند توی سایت بگم اما به لطف این دوره برکاتی وارد زندگیم شده که مشغول هماهنگی و رسیدگی بود حالا در ادامه خواهم گفت … و اما امروز با دیدن این مقاله گفتم این نشانه خدواند که نتایجم بگم هم ثبت کنم ، هم به دوستان دیگه انگیزه بدم ..
تقریبا دو سال بود هرروز روی دوره روانشناسی ثروت کار میکردم اما به اون درآمد راضی کننده نمیرسیدم نه تنها راضی کننده بلکه کلا دم به دیقه متوقف میشد واقعا دیگه ذهن داشت خسته ام میکرد و همش می گفت تو نمیرسی ، تو لیاقت نداری ، تو اصلا توانایی نداری … تا اینکه به لطف خدواند من و آبجی این دوره رو تهیه کردیم و شروع کردم به کار کردن استاد بخدا قسم دو ماه اول هیچ نتیجه نیومد اما چون مفهوم مومنتوم رو درک کرده بودم فقط ادامه دادم و هربار روزهای بیشتری رو در آرامش و حال خوب بودم تا اینکه اتفاقات و نتایج آرام آرام شروع به اومدن کردن و الان به لطف هم جهت شدن با جریان خداوند مسائل مالی رو به بهبود اما هرروز میگم باید انقد ادامه بدی تا پایدار و ادامه دار بشه این نتایج …
نتیجه دیگه ام اینه که چقد کنترل ذهن برام راحتر شده و چقد از وقتی هربار ذهنم رو با باورهای توحیدی مرجع که گفتین ساکتش میکنم استاد انقد به راحتی داره کارها برام انجام میشه یعنی آسان شدم برای آسانی ها (خدایا شکرت)
و حتی چقد نگرانی و استرس و ترسهام کمتر و ضعیفتر شدن که آقا خدا هست هدایت میکنه اصلا نگران نباش فقط برو جلو ، و قدمهات رو بردار و ایده هات رو اجرا کن ….
از وقتی با این دیدگاه دارم ایده های الهامی رو عمل میکنم نمیدونید استاد چه برکات و نعمتی وارد زندگیم داره میشه ، چقد خدا راحت بهم میگه چیکار کنم ، کجا برم مخصوصا در مورد رسیدن و تجربه کردن آزادی مالی ، خداوند بهم گفت فقط همین آرامشت رو ادامه بده و منم دقیقا تمام تلاشم مراقبت از حال خوبم …
حتی در مورد رسیدن به خواسته خونه ام هم خداوند گفت فقط سپاسگزار باش ، انقد ذوق کردم که من فقط باید سپاسگزاری کنم بقیه اش با خداست و من کاری نمیخواد بکنم ، هرروز با خودم یادآوری میکنم سحر خداوند بهت تکلیف داده هرروز درست تکلیفت رو انجام بده و با عشق سپاسگزاری میکنم …
استاد تا چند وقت دیگه میام و از رسیدن به این خواسته براتون میگم حتما چون واقعا هروقت بهش فکر میکنم حسم خیلی خیلی خوب میشه و این نشانه اینه که دارم به خواسته ام نزدیک میشم …
با کار کردن روی این دوره حالم در 90 حتی گاهی استاد در 100 درصد روز خوب و آرامش دارم ، چقد بابت این نعمت آرامش سپاسگزار خداوند هستم ….
استاد بی نهایت ازتون سپاسگزارم و دوستتون دارم
مریم عزیز دلم براتون تنگ شده و براتون بهترینها رو آرزو میکنم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم سحر جانم
چقدر خوندن و دیدن این نتایج دوستانم مثل سحر جان به انسان و الان به من جانی دوباره داد و کلی ذوق کردم و به من امید دوصد چندان داد که اگر سحر تونسته منم میتونم و فهمیدم خداوند از طریق کامنت دوست خوبم داره با من حرف میزنه و میگه آرامشتو حفظ کن و حالتو خوب نگه دار
آخه یه هفته میشه فقط دارم ذهنمو نجواهاشو متوقف میکنم تا در لحظه حال باشم و با آرامش و مدام در سپاسگزاری هستم با خدای خوبم
ممنونم از اینکه این کامنت زیبا رو نوشتین، به قولی گر چه هنوز اون هدف مالی صد در صد تو زندگی تون نیومده ،اما هر روز دارین براش تلاش میکنید با حال خوب و با باور ،امکان پذیر بودن و شدن اون خواسته،و نشانه ها هم اومدن براتون.
تبریک میگم و انشالا این راه رو باقدرت ادامه بدین.
منم چند وقت هس که ثروت یک رو دارم ،و حرکتم سینوسی هس،و یه باگ خیلی بزرگم همین نداشتن مومنتوم مثبت هس و دیگری باور احساس لیاقت.
یعنی برای من هر دوتا مورد ،نداشتن مومنتوم مثبت و باور ارزشمندی ،کار رو به نتیجه نمی رسونه.
و موضوع خیلی مهمه دیگه اینکه من خواسته های زیادی دارم و خیلی وقتا اونا رو نوشتم ،از خریدن لباس بگیر تا خریدن خونه و ماشین .
اما چیزی که بود ،نداشتن حس خوب بود.
یعنی من هدف و خواسته داشتم و در جهتش تلاش می کردم ،اما ذهنم این وسط می اومد و میگفت چه فایده بعد از چند سال هنوز فلان لباس رو نمیتونی بخری یا فلان امکانات رو نداری؟
حالا کلی نعمت دیگه دارم همین حالا ،که تا چند سال پیش واقعا ارزوم بود که داشته باشم.
و این سپاسگزاری نکردن و در لحظه نبودن ،خیلی مواقع باعث میشه که اصلا نخوام به خواسته هایی که نوشتم ،حتی نگاه بکنم ،چون حسم بد میشد و به قولی چون هی تاریخ میزدم که فلان وقت باید بهش برسم و نمیرسیدم ناامید میشدم.
خلاصه بگم به این نتیجه رسیدم که باید در طول مسیر حالم خوب باشه و فرکانس خواسته ام رو بدم.
به نام خدای مهربانم که هر روز از در فضل و مهربانیش از خزانه ثروت الهیش بر منمیبخشد
و من شکرش میگویم خدایا شکرت
سلام به استادان عزیزم و دوستان نازنینم دوستتتتتونن دارم
تو کامنتهای دیگه هم گفتم من هنوز تهیه نکردم این دوره طلایی رو اما کامنت زیاد میخونم و مینویسم و تلاشم بر اینکه خودمو از صبح تا شب تو حالت مومنتوم مثبت نگه دارم و از منفی ها اعراض کنم و چقدر در این مسیر موندن زیباست
چقدر از هر جایی دستانه خداوند رو میبینی
و همش شکرگزاری میکنم
چقدر این روزها نعمت و فراوانی و ثروت و شادی از هر سو به زندگیم و کسب و کارم میباره و میدانم همه کار خداست خدایا من ممنونتم سپاسگزارتم
منم قبل از آشنایی با مومنتوم و هم جهت با جریان خداوند برای رسیدن به یه خواسته اولش خوب پیش میرفتم و وسطا نیمه رها میکردم
نمیفهمیدم از چیه هر چی اینور رو انور میکردم متوجه نمیشدم کجای مسیرم اشتباهه کدوم ایراد رو دارم
و الان متوجه شدم یه مدت روی خودم کار میکردم و بعد ول میکردم
یه مدت افکارم مثبت بود و بعد از مسیر خارج میشدم بخاطر عدم کنترل ذهنم بوده
ولی الان خدا رو شکر هزاران هزار مرتبه شکر میکنم که خیلی تغییر کردم شادتر هستم
چهار روزه ورزش رو شروع کردم در خونه چقدر انرژی داره احساس میکنم جوان تر شدم
و راحت درخواستهای هامو از خداوند میخوام و میدونم باید در این مسیر بمونم و مدام شکرگزاری کنم و مهمتر از همه احساسه خوبه فرستادن فرکانس مثبته
داشتن دیدگاهه مثبته و جهان هم بهت پاسخ میده خداوند برات معجزه میکند الهی شکرت سپاسگزارتم
میخوام بگم از روزی که در این مسیر هستم چقدر نعمت و فراوانی وبرکت میاد تو زندگیم
یکی از همسایه ها میره گوسفندهای یه نفر رو میدوشه و الان یه هفته میشه بدون اینکه من حرفی بزنم و میدونم کار خداست و موندن در این مسیر قشنگه اینقدر به ما کره و شیر و خامه و دوغ گوسفندی داده که حد نداره
وازش تشکر کردم چقدر مزیت داره موندن در این مسیر و دوست دارم براش هدیه ای بگیرم و حسم عالیه
من هنوز تهیه نکردم با خودم دیشب میگفتم اگه تهیه کنم چه بهشتی میسازم برای خودم
ولی الان هم خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرده تا اینجا
این کامنت رو لحظه به لحظه از خواندن این قسمت از مقاله دارم مینویسم
متن رو که میخوندم با صدای خانم شایسته و کلام پر انرژی شوند توی سرم می شنیدم
چقدر با نظر خانم فاطمه موافق بودم و دقیقا همین مسئله رو منم توی زندگیم داشتم و دارم، روی باورهای کار میکردم و به یه حد خاص از نتایج که میرسیدم دوباره تکرار میشد و همه چیز به خونه اول برمیگشت. میدونستم یه الگوی تکرار شونده ست، میدونستم یه ترمز ذهنیه اما نمیدونستم چیه
قانون استمرار همون چیزی که همیشه خودم به بقیه میگم: هر روز انجامش بده، ولو یه روز کم یا یه روز زیاد ولی هر روز انجامش بده. اینو خودم عمل نمیکردم. در واقع عمل میکردم اما درست انجامش نمیدادم. از نظر خودم همینقدر که داشتم انجامش میدادم کفایت میکرد اما انگار فقط یه پوسته ظاهری بود و عمق و باطنی نداشت عمل کردم در عمل به قانون. من نمیدونم مومنتوم چیه. هنوز این دوره رو نخریدم ولی حس میکنم از لا به لای این مقاله چیزی داره سرک میکشد و خودشو بهم نشون میده: تقسیم شدن توجهم روی چیزی که باید و چیزی که نباید بهش توجه میکردم
جمله نشستن بر شانه های خداوند چقدر بهم نشون داد با همه ادعای رفاقتم با خدا هنوز باهاش رودرواسی دارم و باهاش اونقدرا هم صمیمی نیستم که خواسته هام رو ازش بخوام
چقدر خوبه که نسبت به مسائل زندگی مثل محمد اورثینک نداشته باشم و چقدر این قضیه ی سمت خودم و سمت خدا بهم ستاره قطبی رو یادآوری میکنه. انگار همه چیز دوباره داره برام تازه و گر و غبارش تکانده میشه.
چند روز اخیر چند تجربه ناخوشایند از تحمیل شدن موضوعی بر خودم رو داشتم، دیشب فکر میکردم که باید روی خودم کار کنم و حتما فرکانسم پایین اومده که ازین دست تجربیاتی که قبلاً هرگز در زندگیم نبوده برام داره پیش میاد و با خون ن این جمله که مشتری های دردسر ساز از کسب و کار محمد حذف شده بیشتر از دیشب دارم میفهمم که خواندن این مقاله و بودنم الان در سایت درست ترین کار ممکنه و برای محمد شده، پس برای من هم اون آدمهای نادلخواه از زندگیم حذف میشن
منم مثل الهام در کار کردن با دوره ها همین مسئله رو دارم که انگیزه اولیه رو بعد از 4-5 جلسه از دست میدم و انگار به نتایجی قانع میشم و ناخودآگاه به خودم میگم خب همینقدر بسه اما بعد از یه مدتی دوباره حس میکنم اون سقف قبلی از خواسته ها دیگه برام خفه کننده ست و دوباره شروع میکنم اما تا حالا فقط دوبار موفق شدم تا آخر مسیر رو برم و دوباره از اول تکرارش کنم و همیشه از وسط کار رها کردم. نمیدونستم چرا اهرم رنج و لذت من لق میزنه و چرا مثل امیر منم دچار حرکت سینوسی برای رسیدن به خواسته هام هستم.
جمله ای که حدیث گفت «هر روز مرتب به حسابم واریز میشه» رو برای خودم نوشتم تا تبدیلش کنم به یک باور ثروتساز
هماهنگی هماهنگی هماهنگی، هر خواسته سه بخش داره، ارسال درخواست، پاسخ و دریافت که توی جلسه 7 قانون آفرینش واضح فهمیدنش.
خدایا شکرت که آروم آروم داری هدایتم میکنی طوری که خسته نشم و بیش از حد وسعم نباشه
و سلام به دوستان شگفت انگیز و فوق العاده من سلام من متعلق به کسانی است که باور پیدا کردند به خلق زندگی خود باور پیدا کردند به خداوند حکیم ، خداوند بخشنده و رحیم ، خداوندی که تنها و تنها اوست که معجزه مطلق است خداوندی که تمام زیبایی ها ، ثروت ، سلامتی متعلق به اوست
نمیخوام زیاد طولانی کنم متن رو ولی فقط میخوام بگم که به خاطر توجه کردن به اتفاقاتی که تنها و تنها مرتبط به دنیای مادی بود از خداوند و قوانین کمی دور شدم.
و این در صورتی بود که تنها نزدیک میشدم به احساساتی که انسان ها خود آن ها را در ذهن و باور خود بوجود آوردند احساسات مخرب ، نگران کننده و اضطراب دهنده ای که هیچ گاه به واقعیت نمیپیوندند
خلاصه به خاطر این مسائل من به مسیر جذب و از مسیر خارج شدم و دو الی سه بار این اتفاق افتاد
مطمئنم برای خیلی از افرادی که وارد این مسیر میشن این اتفاق پیش خواهد آمد اما این را به شما میگویم این کاملا عادی است تحت هیچ شرایطی باور و امید خود را از دست ندهید که این بدیهی است فردی که سال ها با باورهایی مخرب زندگی میکند همان طور که استاد عزیز همیشه به آن اشاره میکند تغییر باورهایش اراده فولادین میخواهد
وباعث افتخار برای من است که امروزه کناره این انسان های شگفت انگیز حضور دارم
از زمانی که وارد این مسیر شدم اتفاق های شگفت انگیز ، منحصر به فرد ، فوق العاده و معجزه آسایی در زندگی من رخ داد
اتفاق هایی که روز به روز باور من را به جهان شگفت انگیز بیشتر میکرد
سرتون رو به درد نیاورم
این بار آخر که من شروع کردم برای تغییر باور ها و از نوع ساختن همه چیز
اتفاقات زیادی بود که باید باهاشون دست و پنجه نرم میکردم برای مثال کنکوری که بالاخره بعد از دوازده سال فرا رسید و به قدری باورهای مخرب در ذهن ما شکل گرفته که شرایط استرس زایی به وجود آمد
طی یه سری اتفاقات من تعهد بی نهایت خودم را به گوش دادن به فایل های استاد عزیز و ایجاد تغییر روی باور ها از دست دادم
تا اینکه چندین روز و شاید هم یه ماه گذشت
افراد به شدت روی من فشار میآوردند به علت کاری که میخواهم در آینده آن را دنبال کنم و من به مسیر دیگری علاقه داشتم
به طور خیلی عجیب غریب وارد اپلیکیشنی شدم که برای دوست پیدا کردن و ایجاد روابط دوستانه بود
امروز صبح یکی بهم پیام داد و داشتیم صحبت میکردیم
این اتفاق به قدری شگفت انگیزه که من هنوز تو بهتم
من هم با خودم گفتم برو بابا پسره دنبال وقت تلف کردنه منم که حوصله ندارم
به طور خیلی عجیب غریب فقط یه لحظه زدم رو پروفایلش و دیدم شغلی رو داره که من آرزوی داشتنش رو دارم
و تمام این اتفاقات واقعا شگفت انگیزه
باهم دیگه صحبت کردیم و مسیری که من باید طی کنم رو گفت مسیری که برای ماهر شدن و سرمایه گذاری رو افزایش توانایی ها باید میلیون ها میلیون خرج میکردم در صورتی که به ساده ترین شکل ممکن با هزینه هایی که به راحتی بتونم از پسشون بر بیام مسیر رو به راحت ترین و زیبا ترین شکل ممکن به من نشون داد
در صورتی که من پیش از این بسیار سردرگم بودم هیچ مسیری نداشتم که دنبالش کنم هیچ انگیزه ای نداشتم
و در شبی که حالم افتضاح بود و واقعا دیگه زندگی برام اهمیتی نداشت اپلیکشنی پیدا کردم که برای پرتی حواسم داخلش برم و خیلی عجیب غریب این اتفاقات افتاد
بد از این ایمان من خیلی بیشتر شد
شنیدم که پروردگار بهم میگفت از چی میترسی دیوونه من اینجام ندیدی چه خوشگل راه و برات چیدم
راهی که برای طی کردنش باید با صدنفر مشورت میکردی و دیدی در عرض چند ثانیه برات درست کردم
سلام استاد عزیزم
این نشانه امروزم بود. وقتی میخواستم از خواب بیدار بشم خواب ناخوشایندی دیدم و برای اینکه فراموشش کنم و از فرکانسش بیام بیرون با خودم شروع کردم به گفتن: همه چیز همیشه همه جا به نفع منه. هرچی پیش بیاد به نفع منه. و البته باور به روز رسانی شده این چند روز اخیرم رو با صدای بلند طوریکه همه بشنون (البته تنهام) گفتم: من بی قید و شرط ارزشمندم، بی قید و شرط لیاقت دارم و برای ثبت روند شخصی قانون سلامتی اومدم سراغ سایت. یادم افتاد به تجربه دوستم که میگفت هرموقع حالم بده یا به مشکلی برمیخورم میام سایت استاد و خودمو غرق در کامنتها و خوندن توضیحات دوره میکنم بعد میرم سراغ دفتر سپاسگزاری هام و دوره عزت نفسی که تازه خریدم رو مرور میکنم و بعد همه چیز گل و بلبل میشه و مهم ترین چیز اینکه دیگه فکر و حسم بد نیست. منم امروز ناخوداگاه همین کارو کردم و این نشونه که اومد این جمله توجهم رو جلب کرد و جواب خداوند به من بود: حتی اگر اتفاقی هم بیفتد، در نهایت به نفعم تمام میشود.
همه چیز خوبه و خوب داره پیش میره و به نفعم هست و چقدر حس آسودگی بهم داد.
از نتایج همین چند روز اخیرم بگم که جمله بی نظیر من بی قید و شرط ارزشمندم رو دارم میگم و حس ارزشمندی درونم رو یک جور دیگه دارم تایید میکنم و به خودم یاداور میشم: حقوقامون 1.5 روز زودتر واریز شد، صاحب جایی که اجاره کردم گفت اجاره واریز نکنید و نمیدونم چرا. ازش پرسیدم سین کرد ولی جواب نداد! 90 درصد کارایی که میخواستم انجام بدم اما فکر میکردم پول کم میارم و 50 درصد بیشتر نمیشه انجام داد رو انجام دادم. بسته پستی من فردای همون روزی که سفارش دادم برام ارسال شد برخلاف قبل که حداقل 3-4 روز طول میکشید. چند تا وسیله میخواستم بگیرم و بدون دلیل تخفیف خورده بود. یه همسایه داشتم که اصلا مراعات بهداشت رو نمیکرد و همیشه زباله هاش رو میاورد میریخت کنار خونه من و من عصبانی میشدم ولی فرصت نمیشد که برم باهاش صحبت کنم و دیروز اسباب کشی کرد و رفت و البته اینکه یه جایی رو باید تمیزکاری میکردم که به شدت کثیف بود. اونجوری که دوست داشتم تمیز کردم و برای منی که قبلا بیشتر از 2 ساعت نمیتونستم مستمر کار فیزیکی کنم، دیروز 4 ساعت تمام بی وقفه در حال کار بودم نتیجه عالی ای بود. وقتی تمام شد باز هم انرژی داشتم و به خودم آفرین گفتم. همیشه خستگی باعث توقف کارم میشد ولی دیروز تمام شدن کار باعث توقفم شد یعنی هی دور و بر رو نگاه میکردم که آیا بازم کاری مونده که من هنوز انرژی دارم انجام بدم یا نه و این برای عمل کردن به شیوه قانون سلامتی در این مدت کوتاه بود.
سپاس از توجه شما ️
سلام به استاد شایسته عزیز به قلمی که اینقدر لطیف و دقیق از قانون خدا می نویسه
به نام خالق به نام رب العالمین
هییییچ ایده ای برای نوشتن ندارم و فقط حسی از درون میگه تو هم در مسیر پیشرفتت باید از خودت رد پا بزاری نمیدونم کی و چجوی میشه که به این رد پاها برگردم و ببینم که چقدر تغییر کردم و از این همه تغییر اشک شوق بریزم… الحمدالله رب العالمین
این دوره هم جهت الحق که بسیار بسیار عالی و آموزنده بود برای من. در طی این دوره بسیاری از مفاهیم ساده و کاربردی که بارها و بارها شنیده بودم رو تونستم درک کنم
یکی از چیزهایی که الان اومد به ذهنم و شاید خنده دار باشه رو تعریف کنم
که تقریبا توی شهریورماه بود و آخرای دوره
که من با تجربه ای که داشتم تازه مفهوم نشانه دیدن و لزوم تایید نشانه ها و شکرگذاری بابت اونهارو فهمیدم!!!
به صورت کاملا هدایتی و با درخواستی که از خدا داشتم یک سفر دو روزه به شمال برام فراهم شد
خوشحال و خندان به این مسافرت رفتم و اونقدر در مومنتوم مثبت خودم رو قرار دادم که بعدش معجزه ها شروع شد
هربار ذهنم میخواست بره سمت منفی ها میگفتم این فرصتی رو که خدا بهت داده ازش درست استفاده کن
حواشی رو بزار کنار ، از دیدن جنگل کنار جاده لذت ببر… از هوا از دریا از صدای موج…. فقط لذت ببر و شکر گذار باش این سفر به وضوح هدایت خداوند بود.
چقدر اون حدود دو ساعتی که رفتم لب دریا تو تاریکی شب تو ساحل قدم زدم، چقدر فایلهای مراقبه رو گوش دادم چقدر با خدا حرف زدم چقدر در احساس خوب موندم
وقتی برگشتم نشانه های ورود ثروت بیشتر شدن… مشتری اومد
هر روز نشانه می اومد یا مشتری پیام داد یا زنگ میزد و به همین طریق هر روز حس خوب که اون اتفاق قشنگه برای منم داره رخ میده!
و منی که هنوز در مدار فهم و درک این شرایط نبودم
در کمال ناباوری زدم همه چیز رو خراب کردم!
ای بابا این که خرید نکرد
پس چرا اینجوری شد
خب خداروشکر که این مشتری زنگ زد ولی چه فایده خرید که نکرد
ای بابا اینم بدردم نمیخوره لایک میخوام چیکار مشتری میخوام مشتری….مشتری… پول
و قطعا همونطور که حدس زدید همه چیز خراب شد
دگ هیچ نشانه ای نیومد و یک پله به عقب رفتم
البته این ظاهر داستان بود که همونطور که استاد عزیز گفتن الخیر فی ماوقع
خیر این داستان میدونید کجا بود؟
اون جایی که من تازه فهمیدم باید نشانه هارو تایید کنم
باید خداروشکر کنم از ته دل
بدونم که الان که نشانه ها داره میاد یعنی در مسیر درست هستم پس کاری که باید انجام بدم حفظ مومنتوم مثبت هست باید ادامه بدم… نباید روی منفی و ناخواسته تمرکز کنم…. باورتون نمیشه بعد از این ماجرا تازه مفهوم نشانه دیدن و همزمانی رو درک کردم البته تا فهم خودم تا به امروز!!!!!!!!
و همونطور که گفتم الخیر فی ما وقع شد
همون اتفاق خیره افتاد… همون که باید میشد شد…
به درک بهتر و عمیق تری رسیدم.
یک زنگ بزرگ تو گوشم به صدا درومد
بنده من حواست باشه ادامه بده… من هواتو دارم….من تنهات نمیزارم….
خدایا شکرت که اجازه دادی بنویسم
خدایا شکرت که اجازه دادی بهتر درک کنم
خدایا شکرت که از مرحله فقط گوش دادن به فایلها به یک پله بالاتر هولم دادی، دستمو گرفتی و کشوندی بالا
دمت گرم که خدایی میکنی
دمت گرم که پشتیبان قوی و محکمی برای من هستی
دمت گرم که دلمو به راهنمایی و هدایت و حمایتت قرص تر کردی
ببخش که به اندازه کافی بلد نیستم شکر کنم
با همه وجودم دوستت دارم خدا جونم و قول میدم و تعهد میدم که در این مسیر بمونم و ادامه بدم
دوستتون دارم در پناه الله یکتا باشید
چقدر عالی نوشتی عاطفه جان منم خیلی وقتا اتفاقات مثبت کوچیک که رخ میده میگم فایده نداره بزرگه باید بیاد این که چیزی نیس اون یکی خوبه از خدا میخوام یاد بگیرم شکرگزار همون کوچیکا باشم باید یادم بمونه همین نشانه هاس که
اتفاقات مثبت بزرگتری پشت سرشه صف کشیدن به نوبت بعدی هم میرسه فقط باید امیدوار باشم و شکرگزار
سلام به استاد جانم، مریم جانم و دوستان نازنینم
مریم جانم، ازت بینهایت سپاسگزارم برای این مقالهی پربار و عمیق، که حتی برای منی که در این دورهی پر از عشق نیستم هم پر از نکته و درس بود.
من عاشق این خدای هدایتگرم… خدایی که هر لحظه داره منو با ظرافت و عشق هدایت میکنه.
کاملاً اینو در زندگیم دیدم که اون حالت سینوسیِ بالا و پایین رفتنهام، فقط به خاطر نموندن در همون مومنتومیه که اول هر کار دارم.
روزهای اول، به خاطر شور و شوق و ذوق اولیه، همهچیز فوقالعادهست، پر از انگیزه و انرژی.
اما همین که از اون حالت ذوق اولیه بیرون میام، ذهنم شروع میکنه به دیدن منفیها.
و این دیدن منفیها، مومنتوم منفی رو بزرگتر و قویتر میکنه تا جایی که یهدفعه میبینم کاری که تا چند روز قبل با عشق انجامش میدادم، حالا دیگه برام سخت شده و حتی میخوام تمومش کنم.
و ذهنم شروع میکنه برای توجیه کردن؛ هزار دلیل، هزار آیه، هزار نشونه میاره تا بگه “حق داری”…
در حالی که حالا توی دورهی احساس لیاقت دارم یاد میگیرم که ذهن، من نیستم.
من ناظر ذهنم هستم. و این بزرگترین درک زندگی منه.
خوندن این مقاله دقیقاً در این زمان از زندگیم، وقتی یه کار جدید رو شروع کردم، خودش هدایت الهی بود.
یه نشونهی واضح از پروردگار که نمیخواد دوباره وارد اون سیکل تکراری و معیوب بشم.
میخواد بهم یادآوری کنه مومنتوم مثبتی که روزهای زیادیه در زندگیم جاریه، باید ادامه پیدا کنه.
من عاشق این خدام، مریم جانم… خدایی که وقتی دستش رو باز میذارم، ببین چه قشنگ، چه دقیق و مهربون، منو هدایت میکنه.
حتی ردّ این هدایت رو میشه تو کامنتهام هم دید.
کامنت اولی که امروز گذاشتم، زیر فایل «سفر به دورهی آمریکا» بود؛ همونجا که الهام جان دربارهی باز گذاشتن دست خدا نوشته بود.
و بعد، درست بعد از اون، من هدایت شدم به این فایل…
و حالا دارم به وضوح پیام خدا رو میشنوم که میگه:
«فاطمه، تو سمتت رو انجام بده، همون موندن در مومنتوم مثبت، من بقیه کارها رو انجام میدم.»
ببین آخه چطور میشه عاشق این خدای هدایتگر نشد؟
ببین چقدر واضح و بیپرده داره با من حرف میزنه…
من هرچقدر از حال خوب این لحظهم بگم، باز کمه.
فقط میتونم بگم مریم جانم، ازت هزاران، هزاران، هزاران بار سپاسگزارم برای این هدایتهای ناب و این مسیر نورانی.
به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
امشب اومدم اینجا بنویسم که من یه پاشنه آشیل دارم که هرز گاهی تکرار میشه و شده برای من الگوی تکرار شونده و خودم میدونم نتیجه بدی داره اما نمیدونم بعد از مدتی دوباره تکرار میشه
الان یه هفته میشه اینم بگم مغازه پوشاک دارم
همش تو ذهنم میگم چرا مشتری نمیاد مگه من کجای کارم ایراد داره کدوم باورم اشتباهه
سعی میکنم تو لحظه حال باشم در مومنتوم مثبت بمانم احساسم خوب باشه اما ایرادم اینه توجه ام بر نبود مشتری ست
یه مدت روی خودم کار کردم تو عرض ده روز 8 میلیون درآمد داشتم خب خیلی خوب بود
اما باز برگشت با اینکه الان باید برم برای پاییز جنس بیارم فقط 7 میلیون فروش داشتم در عرض 40 روز شایدم بیشتر
باز از دیشب فهمیدم تو مسیر اشتباه رفتم سریع برگشتم و برای خدا نوشتم اشتباه کردم تو هدایتم کن
دوستان عزیزم کامنته منو میخونین لطف کنبن راهنمایی کنین من چکار کنم که این الگو تکرار نشه
و دوباره از صبح شروع کردم فایلها رو گوش میدم دوره کشف قوانین زندگی رو
فکر کنم مومنتوم مثبت رو درست اجرا نمیکنم
که به خواسته ام نمیرسم یا تا چند قدمی میرم بعد متوقف میشه
ممنونم از استاد عزیزم و مریم جان و دوستان مهربانم
دوستتون دارم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به همه دوستای نازنینم و استاد عزیز و خانم شایسته
من هم همچین الگویی دارم خانممشتاقی عزیز با کار کردن روی باورهای شاگرد برام اومد و کلی پیام برای کلاس آنلاین زبان ولی بعدش اون چند نفر منصرف شدن و ادامه ندادن و این الگو خیلی وقته داره برام تکرار میشه با وجود اینکه آموزش هم خیلی خوب میدم و این کامنت و هم در فایلهای مختلف استاد من گفتم ولی هنوز جواب دریافت نکردم ولی میتونم که خود من هستم که اتفاقات و رقم میزنم و شاید هم ترس دارم و یا هنوز باور به فراوانی در من ریشه نکرده و خیلی دوست دارم که این پاشنه آشیل من بزودی برطرف بشه
در پناه خدا باشید
به نام خدای زیبایی ها
خدای عشق ومحبت
سلام استاد عزیزم واستاد شایسته جانم
وسلام به دوستانم
خداروشکر که میتونم بنویسم
خدایا شکرت که باتو هستم ودرمسیری زیبا
وقتی به لطفی که به من داشتی فکر میکنم نمیدونم چطور میتونم قدر دان تو باشم من هرلحظه مهتاج توأم
دورم کن ازبقیه ونزدیکم کن به خودت ممنون قوانینی هستم که به درستی درجهان پایداره اگر درمسیر درست باشیم به بهترین شکل میتونیم باهاش زندگیمون روبسازیم
خدایا هرچه دارم از توست ونیازی به غیر توندارم
بقیه نمیتونن کاری برام بکنن ووابستگی بهشون منو ازتو واز خواسته هام واز خوشبختی دور میکنه
من خودم خالق زندگیم
هستم و هرچی بخوام روبه راحتی به دست میارم
خدایا شکرت
باور دارم
قدرت فقط خداست
سلامتی بی انتهااااست
من لایق بهترینهااااااااا هستم
من ارزشمندم
زندگی زیباست
کارها آسونتر میشه هرلحظه
وشرایط بهتر میشه
به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و سلام به همه دوستان توحیدیم
الان که هدایت شدم به این قسمت اشکال خودمو فهمیدم که چرا همه چیز خوب شده الی نتایج مالی
و الان که نتایج محمد و سحر و امیر و حسین آقا رو خوندم دیدم که من تا چند قدمی خواسته میرم یهو ول میکنم و ایرادم همون نموندن در مومنتوم مثبت ست و رفتن در مومنتوم منفی ست
یه هفته میشه دارم خودمو در مومنتوم مثبت نگه میدارم و در لحظه حال زندگی میکنم
نه در گذشته و نه در آینده فقط حال
دارم سعی میکنم آرامشمو حفظ کنم
و از خدا کمک خواستم این سری دستمو بگیره محکم تا من هم نتونم جدا بشم ازش
تا بتونم به خواسته ام که نتایج مالی از مغازه ام برسم خوب هست اما اونطور که میخوام نیست
خدایا میدونم صدامو میشنوی و صد درصد جوابمو میدهی پس همه رو به تو میسپارم با قدرتت برامدرست کن
ممنونم استاد عزیزم از بخشندگی و مهربانیت
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
سلام به استاد عزیزم و مریم جون
نشانه امروز من:
چند روزی بود همش می خواستم بیام و از نتایجم از دوره هم جهت با جریان خداوند توی سایت بگم اما به لطف این دوره برکاتی وارد زندگیم شده که مشغول هماهنگی و رسیدگی بود حالا در ادامه خواهم گفت … و اما امروز با دیدن این مقاله گفتم این نشانه خدواند که نتایجم بگم هم ثبت کنم ، هم به دوستان دیگه انگیزه بدم ..
تقریبا دو سال بود هرروز روی دوره روانشناسی ثروت کار میکردم اما به اون درآمد راضی کننده نمیرسیدم نه تنها راضی کننده بلکه کلا دم به دیقه متوقف میشد واقعا دیگه ذهن داشت خسته ام میکرد و همش می گفت تو نمیرسی ، تو لیاقت نداری ، تو اصلا توانایی نداری … تا اینکه به لطف خدواند من و آبجی این دوره رو تهیه کردیم و شروع کردم به کار کردن استاد بخدا قسم دو ماه اول هیچ نتیجه نیومد اما چون مفهوم مومنتوم رو درک کرده بودم فقط ادامه دادم و هربار روزهای بیشتری رو در آرامش و حال خوب بودم تا اینکه اتفاقات و نتایج آرام آرام شروع به اومدن کردن و الان به لطف هم جهت شدن با جریان خداوند مسائل مالی رو به بهبود اما هرروز میگم باید انقد ادامه بدی تا پایدار و ادامه دار بشه این نتایج …
نتیجه دیگه ام اینه که چقد کنترل ذهن برام راحتر شده و چقد از وقتی هربار ذهنم رو با باورهای توحیدی مرجع که گفتین ساکتش میکنم استاد انقد به راحتی داره کارها برام انجام میشه یعنی آسان شدم برای آسانی ها (خدایا شکرت)
و حتی چقد نگرانی و استرس و ترسهام کمتر و ضعیفتر شدن که آقا خدا هست هدایت میکنه اصلا نگران نباش فقط برو جلو ، و قدمهات رو بردار و ایده هات رو اجرا کن ….
از وقتی با این دیدگاه دارم ایده های الهامی رو عمل میکنم نمیدونید استاد چه برکات و نعمتی وارد زندگیم داره میشه ، چقد خدا راحت بهم میگه چیکار کنم ، کجا برم مخصوصا در مورد رسیدن و تجربه کردن آزادی مالی ، خداوند بهم گفت فقط همین آرامشت رو ادامه بده و منم دقیقا تمام تلاشم مراقبت از حال خوبم …
حتی در مورد رسیدن به خواسته خونه ام هم خداوند گفت فقط سپاسگزار باش ، انقد ذوق کردم که من فقط باید سپاسگزاری کنم بقیه اش با خداست و من کاری نمیخواد بکنم ، هرروز با خودم یادآوری میکنم سحر خداوند بهت تکلیف داده هرروز درست تکلیفت رو انجام بده و با عشق سپاسگزاری میکنم …
استاد تا چند وقت دیگه میام و از رسیدن به این خواسته براتون میگم حتما چون واقعا هروقت بهش فکر میکنم حسم خیلی خیلی خوب میشه و این نشانه اینه که دارم به خواسته ام نزدیک میشم …
با کار کردن روی این دوره حالم در 90 حتی گاهی استاد در 100 درصد روز خوب و آرامش دارم ، چقد بابت این نعمت آرامش سپاسگزار خداوند هستم ….
استاد بی نهایت ازتون سپاسگزارم و دوستتون دارم
مریم عزیز دلم براتون تنگ شده و براتون بهترینها رو آرزو میکنم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم سحر جانم
چقدر خوندن و دیدن این نتایج دوستانم مثل سحر جان به انسان و الان به من جانی دوباره داد و کلی ذوق کردم و به من امید دوصد چندان داد که اگر سحر تونسته منم میتونم و فهمیدم خداوند از طریق کامنت دوست خوبم داره با من حرف میزنه و میگه آرامشتو حفظ کن و حالتو خوب نگه دار
آخه یه هفته میشه فقط دارم ذهنمو نجواهاشو متوقف میکنم تا در لحظه حال باشم و با آرامش و مدام در سپاسگزاری هستم با خدای خوبم
پس فهمیدم باید ادامه بدم نتایج عالی تو راهن
عجله نکن آرام باش و لذت ببر
متشکرم عزیزم در پناه خداوند مهربان باشین
با سلام ودرود خدمت شما دوست گرامی
ممنونم از اینکه این کامنت زیبا رو نوشتین، به قولی گر چه هنوز اون هدف مالی صد در صد تو زندگی تون نیومده ،اما هر روز دارین براش تلاش میکنید با حال خوب و با باور ،امکان پذیر بودن و شدن اون خواسته،و نشانه ها هم اومدن براتون.
تبریک میگم و انشالا این راه رو باقدرت ادامه بدین.
منم چند وقت هس که ثروت یک رو دارم ،و حرکتم سینوسی هس،و یه باگ خیلی بزرگم همین نداشتن مومنتوم مثبت هس و دیگری باور احساس لیاقت.
یعنی برای من هر دوتا مورد ،نداشتن مومنتوم مثبت و باور ارزشمندی ،کار رو به نتیجه نمی رسونه.
و موضوع خیلی مهمه دیگه اینکه من خواسته های زیادی دارم و خیلی وقتا اونا رو نوشتم ،از خریدن لباس بگیر تا خریدن خونه و ماشین .
اما چیزی که بود ،نداشتن حس خوب بود.
یعنی من هدف و خواسته داشتم و در جهتش تلاش می کردم ،اما ذهنم این وسط می اومد و میگفت چه فایده بعد از چند سال هنوز فلان لباس رو نمیتونی بخری یا فلان امکانات رو نداری؟
حالا کلی نعمت دیگه دارم همین حالا ،که تا چند سال پیش واقعا ارزوم بود که داشته باشم.
و این سپاسگزاری نکردن و در لحظه نبودن ،خیلی مواقع باعث میشه که اصلا نخوام به خواسته هایی که نوشتم ،حتی نگاه بکنم ،چون حسم بد میشد و به قولی چون هی تاریخ میزدم که فلان وقت باید بهش برسم و نمیرسیدم ناامید میشدم.
خلاصه بگم به این نتیجه رسیدم که باید در طول مسیر حالم خوب باشه و فرکانس خواسته ام رو بدم.
ممنونم از کامنت زیباتون.
امیدوارم به خواسته هاتون برسید.
به نام خدای مهربانم که هر روز از در فضل و مهربانیش از خزانه ثروت الهیش بر منمیبخشد
و من شکرش میگویم خدایا شکرت
سلام به استادان عزیزم و دوستان نازنینم دوستتتتتونن دارم
تو کامنتهای دیگه هم گفتم من هنوز تهیه نکردم این دوره طلایی رو اما کامنت زیاد میخونم و مینویسم و تلاشم بر اینکه خودمو از صبح تا شب تو حالت مومنتوم مثبت نگه دارم و از منفی ها اعراض کنم و چقدر در این مسیر موندن زیباست
چقدر از هر جایی دستانه خداوند رو میبینی
و همش شکرگزاری میکنم
چقدر این روزها نعمت و فراوانی و ثروت و شادی از هر سو به زندگیم و کسب و کارم میباره و میدانم همه کار خداست خدایا من ممنونتم سپاسگزارتم
منم قبل از آشنایی با مومنتوم و هم جهت با جریان خداوند برای رسیدن به یه خواسته اولش خوب پیش میرفتم و وسطا نیمه رها میکردم
نمیفهمیدم از چیه هر چی اینور رو انور میکردم متوجه نمیشدم کجای مسیرم اشتباهه کدوم ایراد رو دارم
و الان متوجه شدم یه مدت روی خودم کار میکردم و بعد ول میکردم
یه مدت افکارم مثبت بود و بعد از مسیر خارج میشدم بخاطر عدم کنترل ذهنم بوده
ولی الان خدا رو شکر هزاران هزار مرتبه شکر میکنم که خیلی تغییر کردم شادتر هستم
چهار روزه ورزش رو شروع کردم در خونه چقدر انرژی داره احساس میکنم جوان تر شدم
و راحت درخواستهای هامو از خداوند میخوام و میدونم باید در این مسیر بمونم و مدام شکرگزاری کنم و مهمتر از همه احساسه خوبه فرستادن فرکانس مثبته
داشتن دیدگاهه مثبته و جهان هم بهت پاسخ میده خداوند برات معجزه میکند الهی شکرت سپاسگزارتم
میخوام بگم از روزی که در این مسیر هستم چقدر نعمت و فراوانی وبرکت میاد تو زندگیم
یکی از همسایه ها میره گوسفندهای یه نفر رو میدوشه و الان یه هفته میشه بدون اینکه من حرفی بزنم و میدونم کار خداست و موندن در این مسیر قشنگه اینقدر به ما کره و شیر و خامه و دوغ گوسفندی داده که حد نداره
وازش تشکر کردم چقدر مزیت داره موندن در این مسیر و دوست دارم براش هدیه ای بگیرم و حسم عالیه
من هنوز تهیه نکردم با خودم دیشب میگفتم اگه تهیه کنم چه بهشتی میسازم برای خودم
ولی الان هم خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرده تا اینجا
استاد بی نظیرم مریم عزیزم دنیا دنیا ممنونم
خداوند خیرو برکت بهتون بده بیشتر از چیزی که دارین
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
سلام
این کامنت رو لحظه به لحظه از خواندن این قسمت از مقاله دارم مینویسم
متن رو که میخوندم با صدای خانم شایسته و کلام پر انرژی شوند توی سرم می شنیدم
چقدر با نظر خانم فاطمه موافق بودم و دقیقا همین مسئله رو منم توی زندگیم داشتم و دارم، روی باورهای کار میکردم و به یه حد خاص از نتایج که میرسیدم دوباره تکرار میشد و همه چیز به خونه اول برمیگشت. میدونستم یه الگوی تکرار شونده ست، میدونستم یه ترمز ذهنیه اما نمیدونستم چیه
قانون استمرار همون چیزی که همیشه خودم به بقیه میگم: هر روز انجامش بده، ولو یه روز کم یا یه روز زیاد ولی هر روز انجامش بده. اینو خودم عمل نمیکردم. در واقع عمل میکردم اما درست انجامش نمیدادم. از نظر خودم همینقدر که داشتم انجامش میدادم کفایت میکرد اما انگار فقط یه پوسته ظاهری بود و عمق و باطنی نداشت عمل کردم در عمل به قانون. من نمیدونم مومنتوم چیه. هنوز این دوره رو نخریدم ولی حس میکنم از لا به لای این مقاله چیزی داره سرک میکشد و خودشو بهم نشون میده: تقسیم شدن توجهم روی چیزی که باید و چیزی که نباید بهش توجه میکردم
جمله نشستن بر شانه های خداوند چقدر بهم نشون داد با همه ادعای رفاقتم با خدا هنوز باهاش رودرواسی دارم و باهاش اونقدرا هم صمیمی نیستم که خواسته هام رو ازش بخوام
چقدر خوبه که نسبت به مسائل زندگی مثل محمد اورثینک نداشته باشم و چقدر این قضیه ی سمت خودم و سمت خدا بهم ستاره قطبی رو یادآوری میکنه. انگار همه چیز دوباره داره برام تازه و گر و غبارش تکانده میشه.
چند روز اخیر چند تجربه ناخوشایند از تحمیل شدن موضوعی بر خودم رو داشتم، دیشب فکر میکردم که باید روی خودم کار کنم و حتما فرکانسم پایین اومده که ازین دست تجربیاتی که قبلاً هرگز در زندگیم نبوده برام داره پیش میاد و با خون ن این جمله که مشتری های دردسر ساز از کسب و کار محمد حذف شده بیشتر از دیشب دارم میفهمم که خواندن این مقاله و بودنم الان در سایت درست ترین کار ممکنه و برای محمد شده، پس برای من هم اون آدمهای نادلخواه از زندگیم حذف میشن
منم مثل الهام در کار کردن با دوره ها همین مسئله رو دارم که انگیزه اولیه رو بعد از 4-5 جلسه از دست میدم و انگار به نتایجی قانع میشم و ناخودآگاه به خودم میگم خب همینقدر بسه اما بعد از یه مدتی دوباره حس میکنم اون سقف قبلی از خواسته ها دیگه برام خفه کننده ست و دوباره شروع میکنم اما تا حالا فقط دوبار موفق شدم تا آخر مسیر رو برم و دوباره از اول تکرارش کنم و همیشه از وسط کار رها کردم. نمیدونستم چرا اهرم رنج و لذت من لق میزنه و چرا مثل امیر منم دچار حرکت سینوسی برای رسیدن به خواسته هام هستم.
جمله ای که حدیث گفت «هر روز مرتب به حسابم واریز میشه» رو برای خودم نوشتم تا تبدیلش کنم به یک باور ثروتساز
هماهنگی هماهنگی هماهنگی، هر خواسته سه بخش داره، ارسال درخواست، پاسخ و دریافت که توی جلسه 7 قانون آفرینش واضح فهمیدنش.
خدایا شکرت که آروم آروم داری هدایتم میکنی طوری که خسته نشم و بیش از حد وسعم نباشه
در پناه الله یکتا باشید
سلام به استاد عزیزتر از جان و بانو مریم جان زیبا
و سلام به دوستان شگفت انگیز و فوق العاده من سلام من متعلق به کسانی است که باور پیدا کردند به خلق زندگی خود باور پیدا کردند به خداوند حکیم ، خداوند بخشنده و رحیم ، خداوندی که تنها و تنها اوست که معجزه مطلق است خداوندی که تمام زیبایی ها ، ثروت ، سلامتی متعلق به اوست
نمیخوام زیاد طولانی کنم متن رو ولی فقط میخوام بگم که به خاطر توجه کردن به اتفاقاتی که تنها و تنها مرتبط به دنیای مادی بود از خداوند و قوانین کمی دور شدم.
و این در صورتی بود که تنها نزدیک میشدم به احساساتی که انسان ها خود آن ها را در ذهن و باور خود بوجود آوردند احساسات مخرب ، نگران کننده و اضطراب دهنده ای که هیچ گاه به واقعیت نمیپیوندند
خلاصه به خاطر این مسائل من به مسیر جذب و از مسیر خارج شدم و دو الی سه بار این اتفاق افتاد
مطمئنم برای خیلی از افرادی که وارد این مسیر میشن این اتفاق پیش خواهد آمد اما این را به شما میگویم این کاملا عادی است تحت هیچ شرایطی باور و امید خود را از دست ندهید که این بدیهی است فردی که سال ها با باورهایی مخرب زندگی میکند همان طور که استاد عزیز همیشه به آن اشاره میکند تغییر باورهایش اراده فولادین میخواهد
وباعث افتخار برای من است که امروزه کناره این انسان های شگفت انگیز حضور دارم
از زمانی که وارد این مسیر شدم اتفاق های شگفت انگیز ، منحصر به فرد ، فوق العاده و معجزه آسایی در زندگی من رخ داد
اتفاق هایی که روز به روز باور من را به جهان شگفت انگیز بیشتر میکرد
سرتون رو به درد نیاورم
این بار آخر که من شروع کردم برای تغییر باور ها و از نوع ساختن همه چیز
اتفاقات زیادی بود که باید باهاشون دست و پنجه نرم میکردم برای مثال کنکوری که بالاخره بعد از دوازده سال فرا رسید و به قدری باورهای مخرب در ذهن ما شکل گرفته که شرایط استرس زایی به وجود آمد
طی یه سری اتفاقات من تعهد بی نهایت خودم را به گوش دادن به فایل های استاد عزیز و ایجاد تغییر روی باور ها از دست دادم
تا اینکه چندین روز و شاید هم یه ماه گذشت
افراد به شدت روی من فشار میآوردند به علت کاری که میخواهم در آینده آن را دنبال کنم و من به مسیر دیگری علاقه داشتم
به طور خیلی عجیب غریب وارد اپلیکیشنی شدم که برای دوست پیدا کردن و ایجاد روابط دوستانه بود
امروز صبح یکی بهم پیام داد و داشتیم صحبت میکردیم
این اتفاق به قدری شگفت انگیزه که من هنوز تو بهتم
من هم با خودم گفتم برو بابا پسره دنبال وقت تلف کردنه منم که حوصله ندارم
به طور خیلی عجیب غریب فقط یه لحظه زدم رو پروفایلش و دیدم شغلی رو داره که من آرزوی داشتنش رو دارم
و تمام این اتفاقات واقعا شگفت انگیزه
باهم دیگه صحبت کردیم و مسیری که من باید طی کنم رو گفت مسیری که برای ماهر شدن و سرمایه گذاری رو افزایش توانایی ها باید میلیون ها میلیون خرج میکردم در صورتی که به ساده ترین شکل ممکن با هزینه هایی که به راحتی بتونم از پسشون بر بیام مسیر رو به راحت ترین و زیبا ترین شکل ممکن به من نشون داد
در صورتی که من پیش از این بسیار سردرگم بودم هیچ مسیری نداشتم که دنبالش کنم هیچ انگیزه ای نداشتم
و در شبی که حالم افتضاح بود و واقعا دیگه زندگی برام اهمیتی نداشت اپلیکشنی پیدا کردم که برای پرتی حواسم داخلش برم و خیلی عجیب غریب این اتفاقات افتاد
بد از این ایمان من خیلی بیشتر شد
شنیدم که پروردگار بهم میگفت از چی میترسی دیوونه من اینجام ندیدی چه خوشگل راه و برات چیدم
راهی که برای طی کردنش باید با صدنفر مشورت میکردی و دیدی در عرض چند ثانیه برات درست کردم
وقتی من اینجام از چی میترسی آخه
این معجزه هم برای تو دیگه نبینم نگران باشی