شفاعت

دسته بندی: قرآن

1

سلام دوستان عزیزم
من مدت زیادیه که دارم به بحث شفاعت فکر می کنم و به نظر خود من هم این مفهوم خیلی معنا نداره.
همونطوری که خود استاد هم گفتند و همچنین از جوابهای دوستان در بخش عقل کل استفاده کردم، با لینک زیر:

https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%D8%B4%D9%81%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86/

اما چندتا آیه رو دیدم که مفهوم دیگه ای روبه ذهن میاره. و از این تعداد (۵ مورد) هم ممکنه بشه گفت که جزء آیات متشابه نیست. مثلا:

آن روز که چنین شود، هیچ شفاعت کننده اى که شفاعتش سود بخشد، وجود نخواهد داشت، مگر کسى که خداى رحمان به او اجازه شفاعت داده و سخنش را پسندیده باشد. (۱۰۹ طه)

و چه بسیار فرشتگانى که در آسمان ها هستند و شفاعتشان هیچ سودى ندارد ، و هیچ کارى از آنان ساخته نیست ، مگر پس از آن که خدا به کسى از آنان که بخواهد و بپسندد رخصت دهد.(۲۶ نجم)

مشرکان مى پندارند معبودانشان شفاعتگر آنانند و امورشان در دنیا به واسطه آنها تدبیر مى شود، در حالى که شفاعت هیچ کس، حتى شفاعت فرشتگان در پیشگاه خدا سودى نمى بخشد، مگر براى کسى که او رخصت دهد و فرشتگان را امر کند که شفیع او شوند و کارش را سامان بخشند. فرشتگان خاضعانه در انتظار فرمان الهى اند، و در این فاصله ترسان و نگرانند، تا چون فرمان الهى در رسد و تدبیر برخى امور به آنان واگذار شود، آرام گیرند و ترس از دل هایشان زدوده شود. در این هنگام فرشتگان زیردست از مهتران خود مى پرسند: پروردگارتان چه فرمان داد ؟ مى گویند: آنچه فرمود حق است که نه دگرگون مى شود و نه باطل مى گردد، و اوست بلند مرتبه اى که هر چیزى در برابر او بى مقدار است، و اوست بزرگى که جهان هستى در برابر او کوچک است. (۲۲ سبا)

و کسانى را که مشرکان به جاى او مى پرستند اختیار شفاعت ندارند. مگر کسانى مى توانند شفاعت کنند که به یکتایى خدا، آن باورِ درست، اعتراف کرده باشند و حال و کار کسى را که در حق او شفاعت مى کنند، بدانند.(۸۶ زخرف)

از گنهکاران :
چه چیزى شما را به دوزخ درآورده است ؟
در پاسخ مى گویند : ما از نمازگزاران نبودیم .
و بینوا را اطعام نمى کردیم .
و با باطل گرایان در بیهودگى فرو رفته و در گفتار و رفتار باطل به سر مى بردیم .
و روز جزا را دروغ مى شمردیم .
تا این که مرگمان که حقیقتى تردیدناپذیر بود دررسید .
از این رو شفاعتِ شفاعت کنندگان به حال آنان سودى نمى بخشد.(مدثر ۴۱-۴۸)

و سوال دوم هم اینکه اگه به نظر شما دوست عزیزم شفاعتی داریم، این مفهومی مادی است یا اخروی؟! اینکه ممکنه در دنیا هم در مورد چیزی شفاعت کنیم یا شفاعتمون کنند.

خیلی ممنونم از همه ی شما دوستان گلم

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
5
بهترین پاسخ

سلام دوستان عزیز،خوشحالم در کنارشما وبا شما هستم خدارا شکر مرا لایق چنین دوستانی کرده.برای اینکه مطلب برای دوستان جا بیافته با یک سئوال شروع میکنیم:انسان از بعد باورهای ثروت ساز چه کسی یا کسانی را الگو(شفیع) قرار میدهد یا بعبارتی متصل میشود؟ واز بعد باورهای معنوی چه کسی را الگو(شفیع)قرار میدهد؟پاسخ یک جمله هست!آنکسی که بر مدار مناسب وصحیح قرار دارد با فرکانس بسیار قوی ،چه در بعد ثروت چه در بعد معنویت .خب باطرح سئوال پر واضح است که فرکانس ثروت سازی وشفیع شدن فقط مختص به این دنیاست ،اما در بعد معنویت چه ؟بنابر اینکه قائل به ابدی بودن انسان وتکاملش شویم بایستی انسان به یک الگو وشفیع، متناسب باهمان فرکانس متصل شود مثل قطره باران یا یک رود که به دریا متصل میشود تا در جهان دیگر پس از مرگ با همان فرکانس معنوی  به الگو و رهبرش متصل شود،به این سه آیه توجه کنید(إِنَّا نَحْنُ نُحْیی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیءٍ أَحْصَینَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ(یس/۱۲) وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِینَ یخَافُونَ أَنْ یحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَیسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِی وَلَا شَفِیعٌ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ(الأنعام/۵۱)  یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِی کِتَابَهُ بِیمِینِهِ فَأُولَئِکَ یقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَلَا یظْلَمُونَ فَتِیلًا(الإسراء/۷۱).بنا بردیدگاه توحیدی شخص شفاعت کننده تحت ربوبیت اله العالمین(رب الارباب ) است ویکی از دستان پرقدرت خداوند است .إِنَّ الَّذِینَ یبَایعُونَکَ إِنَّمَا یبَایعُونَ اللَّهَ یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدِیهِمْ (الفتح/۱۰) وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ(الأنعام/۱۸)
شاد وپرنشاط وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید


2

سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستان گرامی عزیز من فک میکنم شفاعت خدا به معنی اینه که من از خداوند طلب بخشش و کمک میکنم و خداوند آدم های مختلفی را برای من میفرستد و من را به وسیله آنها نجات میدهد و همه اینها از جانب خداوند رحمان و رحیم است و مرا از خطرات و احتمالات نجات میدهد
در پناه الله یکتا شاد وپیروز باشید 🌻



1

5 ماه پیش

به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم

آفرین سپیده جانم

چقدر قشنگ نوشتی

شفاعت خداوند در این دنیا ست و عدالتش برقراره

خدایا مرا از خطرات در امان بدار

سپاسگزارتم دوست عزیزم

1

بنام الله یکتا فرمانروای مطلق آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست

سلام به همه دوستان
ازتون خواهش میکنم لطفا به احادیث هم مراجعه نمایید تا شرح توسل و شفاعت براتون بیشتر جا بیفته
بعنوان مثال
حدیث ثقلین از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم
همانطور که استاد عباس منش عزیز هم در مورد شرک روایت بسیار قابل تاملی از پیغمبر خدا نقل کردند

سپاسگزارم
در پناه الله یکتا باشید


3

حدیثی از پیامبر درباره شفاعت در مسجد النبی در شهر مدینه که می‌فرماید: شفاعت من برای گناهکاران امتم خواهد بود که مرتکب گناهان کبیره شده باشند
شفاعت واسطه شدن یک مخلوق میان خدا و دیگر مخلوقات برای رساندن خیر یا دفع شر در دنیا و آخرت است. شفاعت مفهومی دینی است که عموم مسلمانان به آن باور دارند. بر اساس عقاید شیعه، شفاعت به طور کامل از آن خداوند است و هیچ کس بی‌اذن او نمی‌تواند شفاعت نماید. بر این اساس اگر خداوند از ایمان بنده‌ای راضی باشد به شفیعان اذن می‌دهد در حق او شفاعت کنند. باور به شفاعت در میان شیعیان جایگاه ویژه‌ای دارد.
اهل سنت نیز اصل شفاعت را پذیرفته‌اند و در منابع آنها به ویژه به شفاعت پیامبر اکرم(ص) از مؤمنان تصریح شده است. در میان مسلمانان، وهابیان معتقدند تنها می‌توان از خدا طلب شفاعت کرد و طلب شفاعت از غیرخدا را شرک میدانند: حدود سى آیه در قرآن مربوط به شفاعت است که به چند دسته تقسیم مى‏شوند:
1 – آیاتى که شفاعت را نفى مى‏کنند، مانند: «یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه‏»، روزى که معامله و دوستى و شفاعت در آن نیست. (سوره بقره، آیه‏254).
2 – آیاتى که تنها به شفاعت‏خداوند صراحت دارند. مانند: «ما لکم من دونه من ولى و لا شفیع‏» برایتان غیر از او هیچ یاور و شفاعت کننده‏اى نیست.
(سوره سجده، آیه 4)
3 – آیاتى که از شفاعت دیگران با اذن خداوند یاد مى‏کنند. مانند: «من ذالذى یشفع عنده الا باذنه‏» چه کسى در نزد او [خداوند] شفاعت مکند مگر به اذنش. (سوره بقره، آیه 255).
4 – آیاتى که شرایط شفاعت‏شوندگان را بیان مى‏کنند. مانند:
الف) «و لا یشفعون الا لمن ارتضى‏» شفاعت نمى‏کنند مگر براى کسى که مورد رضایت‏خدا باشد.
ب) «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع‏» براى ستمکاران، دوستدار و شفیعى نیست.
ج) «و سینغفرون للذین آمنوا» فرشتگان براى کسانى که ایمان آورده‏اند دعا و استغفار مى‏کنند.
از آیات گذشته روشن مى‏شود که شفاعت‏بى قید و شرط نیست و اصل شفاعت، شفاعت کننده و شفاعت‏شونده همه به اجازه و اذن خداوند است. علاوه بر آن، شفاعت‏شونده باید واجد شرایطى باشد که برخى از آنها ذکر شد و اگر کسى واجد شرایط نباشد مورد شفاعت قرار نمى‏گیرد; هر چند که همسر پیامبر باشد. چنانکه همسر نوح و لوط(ع) به علت فسق مشمول شفاعت نمى‏شوند.
چنین شفاعتى مردم را تن پرور بار نمى‏آورد. زیرا شفاعت، تنها شامل تلاشگرانى است که براى ادامه راه نیاز به قدرتى دارند که در کنار آنان باشد.
چنین شفاعتى ایستادن در برابر اراده خداوند نیست. زیرا خداوند هم اراده کرده است مجرم را کیفر دهد و هم خواسته که گروهى مشمول رحمت و عفو قرار گیرند.
شفاعت‏بدین معنا نیست که رحم دیگران بیش از خداست. چون اولیاء خدا به لطف و رحمت او اجازه شفاعت مى‏گیرند.
پیداست که شفاعت، اراده خداوند را تغییر نمى‏دهد بلکه همانند توبه است. آرى، گناه کارى که اولیاء خدا به او لطف کنند حالت دیگرى غیر از توبه دارد


2

دوست عزیزم سلام
پیامبران و امامان هماهنگترین افرادی هستند که خداوند در طول تاریخ بشتریت بر روی کره زمین فرستاده است. اینان اساتید بزرگ خودشناسی و معرفت شناسی هستند توسل به این بزرگواران برای شفاعت در نزد خداوند میتواند به منظور در مدار آنها قرار گرفتن و یا از دانش معنوی آنها کام گرفتن و به به راه راستی که آنها در آن قرار دارند رسیدن باشد.
 من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد…


-1

سلام دوست عزیزهیچکس نمیتونه شفاعت کسی روبکنه ودرکل همه چی بین من وخداست وهرکس هم مسئول زندگی خودشه خداونددرقران میگه هیچکس بارگناه دیگری رابدوش نمیکشدوهرکس باافکاروفرکانس هایی که میفرسته سرنوشت خودشورقم میزنه.وقران خیلی کمک میکنه وهدایتگره نوح برای پسرش نتوانست کاری بکنه ولوط برای زنش اصلاچه دلیلی داره خداایناروبگه درقران؟به خاطراینه که کسی که درمدارنادرست هست هیچکس نمیتونه براش کاری بکنه حالاپدرت باشه یاشوهرت وپیامبرهم باشه.


2

سلام دوست عزیز
من هم در ایت الکرسی خوندم که کسی نمیتونه پیش خدا شفاعت کنه مگر به اذن الهی. این شفاعت در دنیا میشه همون دست های خدا که از جانب پروردگار هستن تا مارو به خواسته هامون برسونن. این افراد کمک رسان وقتی وارد زندگیت میشن که ایمانت و باور توحیدیت قوی باشه و بدونی که هر کمکی فقط و فقط از جانب خداست بطور کامل فقط روی خدا حساب باز کنی نه روی بنده های خدا و هرچی بهت رسید بدونی دستی از طرف خدا بوده 
در اخرت هم همینه یعنی امام و پیامبر از خودش اختیاری نداره از خودش قدرتی نداره که کسی رو شفاعت کنه اگر کسی رو شفاعت میکنن بخاطر ایمان قوی اون فرد، خدا به اولیای خودش اجازه شفاعت کردن میده
موفق باشید


1

بانام خداوسلام 
هرکسی حاکم برسرنوشت خودشه،،،، حاکم یعنی کسی بالاترازاون نیست یعنی خود شخص برای خودش حکم میکنه،، چون خودش حکومت بر زندگی خودش میکنه،،، پس هیچ کسی نمیتونه شفاعت کس دیگه رو بکنه چون تاثیری بر زندگی کس دیگه ای نداره،،، در قرآن اومده که نوح حتی شفاعت پسر خودش رو نتونست بکنه یعنی طبق قانون نیست و قانون برای همه یکسانه و پارتی بازی نداره یعنی هیچ استثنایی نداره،،،، بنظر من منظور از شفیع در قرآن همان پیامبران یا بزرگان یا الگوهای ما هستند که درسته که مارو هدایت میکنن و. کمک میکنن راه درست رو پیدا کنیم ولی این دلیل نمیشه که بتونن سرنوشت مارو تغییر بدن یا دربرابر خدا برامون پارتی بازی کنن چون طبق قانون ما خودمون راه زندگیمون رو انتخاب میکنیم و مسئولیت کارهامون هم به عهده شخص خودمونه
شاد و پیروز باشید  


1

درود بر شما دوست عزیز
شما خودتون جواب خودتون رو داید به یک صورتی
شفاعت به هیچ عنوان از طرف کسی صورت نمیگیره و هرکس مسئول کار های خودشه
به زبان عامیانه هر کی رو تو قبر خودش میزارن
حالا هر کسی میخواد باشه انسان فرشته…
نکته دوم اینه که چرا ما باید نیاز به شفاعت از طرف دیگران داشته باشیم وقتی همه چیز واضح گفته شده و فقط شما باید بندگی خدا رو بکنی و او رو بپرستی و ازش طلب مغفرت و امرزش کنی
و به درگاهش توبه کنی و نیازی نیست کس خاصی رو واسته قرار بدیم
خودمون رو دست کنم نگیریم انسان خیلی جا ها عزت نفسش رو از دست میده باید رو خودمون کار کنیم و هر روز بهتر از دیروز بشیم تا زندگیمون بهتر بشه تا در مقابل خداوند انسان با ایمان تری بشیم
شاد و ثروتمند باشید


1

همین که استاد عباس منش شفاعت مارا در دنیا کرده (کسب ثروت )خودش بهترین دلیله .اما درمورد آخرت مطمئناهرکسی نمیتواند شفیع باشد بلکه  شفاعت کنندگان کسانی دیگر هستندباِذن الله(من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه)آیه الکرسی


0

سلام داداش عزیزم امیر جان
مگر پس از آن که خدا به کسى از آنان که بخواهد و بپسندد رخصت دهد:به کسی از انها که بخواهد،یعنی هر کسی که خودش بخواهد خداوند به او این قدرت را میدهد
و این شرک محض هست که ما کسی را از لحاظ نزدیکی به خدا بالاتر از خود ببینیم و از ان بخواهیم که پیش خدا شفاعت ما را بکند
و این ماییم که با افکار مناسب در مسیر شفاعت قرار میگیریم
 


1

سلام
هیچ انسانی نسبت به ما از نظر نزدیکی به خدا بالاتر نیست که بخواد شفاعت بکنه اگه میشد نوح برای پسر خودش شفاعت میکرد وخدا قبول میکرد.
موفق باشید


0

درود امیر جان
بارها این موضوع رو در قران بررسی کردم و هر بار به این نتیجه رسیدم که هیچگونه شفاعتی وجود نداره.الان هم به محضی که دوباره جستجو کردم اولین آیه این بود که خداوند خطاب به جضرت محمد میفرماید:
قُل لَّا أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَى إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ ﴿انعام۵٠﴾
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَن یُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِیٌّ وَلَا شَفِیعٌ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿انعام ۵١﴾
بگو من به شما نمی‌گویم که خزاین الهی نزد من است، و غیب نیز نمی‌دانم، و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ای هستم، من از هیچ چیز پیروی نمی‌کنم جز از آنچه به من وحی می‌شود، بگو آیا نابینا و بینا برابرند، آیا نمی‌اندیشید؟ (۵۰) و کسانی را که از محشور شدن به نزد پروردگارشان اندیشناکند، به آن [قرآن‌] هشدار بده، در برابر او [خداوند] یاور و شفیعی ندارند باشد که پروا پیشه کنند (۵۱)
به نظر من همین آیه بقدری گویا و واضح که نیازی به شک در این موضوع نیست
بارها آیاتی که قرار دادید مطالعه کردم ولی در تمام آنها رد شفاعت را دیدم .توصیه میکنم با دقت یکبار دیگر آیات را مطالعه کنید.
پس از پرس جوی بسیار از افراد مختلف به این نتیجه رسیدم که ترجمه آقای خرمشاهی نزدیکترین ترجمه به مفهموم عربی قرآن است(البته باز هم کامل نیست ولی بالاترین درجه نزدیکی را دارد).از آن بهره مند بشید ولی باز هم کلمه ها را بصورت ریشه ای در آیات مختلف بررسی کنید
 شاد وپیروز باشید
من ارزشمندم ولایق بهترین ها


0

سلام
مدتی است که خواندن قران را شروع کردم و نمی دانم شما در کدام مرحله آن هستید منظورم این  است که آیا بار اول است می خوانید یا بیشتر . با آزمون و خطاهایی که پیش رفتم و سخنان استاد وراهنماییهای زیبای ایشان . به این نتایج رسیدم:

قران را فقط اول فارسی اش را چند بار بخونم
بشینم آیات متشابه را در بیارم و معنی کلماتی که تکرار شده و آیات بعد و قبلش را بخوانم
تفسیرش نکنم و فقط بخوانم و معنایش را درک کنم چرا که قران به اندازه کافی بدیهی و روشن است و من باید بیشتر در آن تعمق کنم
همه چیز با آموخته های استاد ربطش دهم ( مثل همین سوال شما- همه چیز را در درون خودمان و طبق قوانین جهان معنی اش کنم برای خودم و سعی در پیدا کردن قوانین جهان باشم ۹
به تفسیرهای اینترنتی و هر کسی توجه نکنم فقط به عنوان تحقیق به انها بنگرم و نتیجه نهایی را خودم با استفاده از آموزه های استاد بگیرم .

 معنی شفاعت را باید در قران خیلی جستجو کنید آیا در همه آیاتی که از این کلمه استفاده شد ه معنی یکسانی دارند؟
جواب همیشه در دل سوال است اگر ما نمی دونیم باید در سوالمان دنبال جواب باشید .
موفق باشید
یا حق