چرا شب ها بی قرار میشم و نسبت به خواستم منصرف میشم - صفحه 1

دسته بندی: رشد و توسعه فردی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: رشد و توسعه فردیچرا شب ها بی قرار میشم و نسبت به خواستم منصرف میشم
1

سلااام قدرتمنداااای من 
سوالی داشتم دوستان گلم ، من یه خواسته ای دارم که از شانزده سالگی میخواستمش ، و الان شروع کردم باوراشو ساختن که اقدام کنم براش ولی شب ها با بیقراری و دلهره از خواب بیدار میشم و ته دلم یه چیزی میخواد من و منصرف کنه ، یه ترس که میگره ول کن دردسرش زیاده ، و بی قراری پیدا میکنم تا حدی که میگم اصلا نخواستم ، این حالت قبلا برام اتفاق افتاده یادمه کلاس یه استادی ثبت نام کرده بودم دودل بودم در مورد رفتن و شب قبلش همچین شدم ولی اصرار کردم و رفتم و الان خیلی پشیمونم چون بعد کلاس اون اعتماد به نفسم اومده پایین ، دوستان آیا این میتونه ندای دورن باشه ؟ آیا وقتی خواسته و ارزوی به دل ما می افته حتما شدنی هست که خدا اونو انداخته تو دل ما ، لطفا بگید چرا این بی قراری های شبانه رو پیدا میکنم؟

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
5
بهترین پاسخ

سلام دوست عزیز
وقتی آرزویی به دلت میفته بدون که اون آرزو مختص خودته و میتونی بهش برسی مگر اینکه خودت نخوای بهش برسی ؛ ندای درون هم یک تعریف دیگه داره ، ندای درون انسان رو بیقرار و ترسو نمیکنه ؛ بلکه برعکس جرات انجام کار رو به انسان میده ؛ و انسان حرکت میکنه برای موفقیت چون این ندا از سوی  خداونده که شنیدنش آرامش بخشه . شما یک باور اشتباه داری ؛ که مانع اقدام کردنت میشه ؛ شاید باور به ” صلاح بودن یا صلاح نبودن ” داشته باشی شاید باورهای  توحیدی باید بیشتر کار بشه ؛ چون ترس نشونه نبودن ایمان هست ؛ وقتی ایمانت به خداوند کم باشه ؛ دچار استرس و ترس میشی و از تغییر میترسی ؛ بیشتر که روی باورهات کار کنی ؛ متوجه میشی ؛ کجای کار ایراد داره .


1

سلام دوست عزیز،
بنظر من داستان خیلی سادس!
هرچیزی که حس خوبی نداره، پس نباید بهش توجه بشه و در مقابل هرچیزی که حس خوبی داره، باید بهش توجه بشه!
همین یه موضوع رو شما اگر درک کنید، راه رو پیدا کردید.
اما برای توضیح بیشتر، شما یه خواسته دارید در زندگیتون. واقعیت اینه که خواسته ای نیست که انسان نتونه بهش دست پیدا کنه اگر قدرت و ارزش خودمون رو درک کنیم. اگر خودمون رو جزئی از خداوند بدونیم. پس غیرممکنی وجود نداره، همش محدودیت های ذهن ماست.
یعنی شما تصور کن بیان بهتون بگن آخر دنیا یه دیوار هست که دیگه نمیشه جلوتر از اون رفت، و اونجا دیگه دنیا تموم میشه. روحتون سریع میپرسه، خب اون طرف دیوار چیه؟!!!
این مثال رو زدم که بگم روح ما محدودیت حالیش نیست، و محدودیت ها توسط ذهن ما ساخته میشن.
شما هر احساسی که بهت ترس، نگرانی، استرس، دلهره و هر چیزی شبیه به این که شما رو ناتوان جلوه میده اگر بهتون دست میده، اون احساسات خدایی نیست و فقط و فقط شما رو از خواستتون دورتر میکنه و نباید بهش توجه کنید.
اول از همه باید ریشه اون احساسات بد رو پیدا کنید، تا بتونید روی خودتون کار کنید و اون رو از یه زاویه دیگه ببینید تا حستون خوب بشه. راهش همینه. اما فقط خودتون میتونید به خودتون کمک کنید، چون هیچ کس نه در ذهن شماست، نه از خواسته ی شما خبر داره. پس سعی کنید یکم با خودتون بیشتر دوست باشید، تا بتونید نداهای درون خودتون رو از نجواهای شیطانی تشخیص بدید.
موفق و سلامت باشید


0

سلام
دوست من به احساس خودت توجه کن ببین نسبت به این کار چه احساسی داری اگه احساس خوبی داری انجامش بده اگه احساس بدی داری انجامش نده اما اگه احساس بد داشتی باید بدونی این احساس چرا به وجود امده یا منشاء اون چیه بعضی وقت ها چون دوس نداریم شرایط وموقعیت جدیدی رو تجربه کنیم نسبت به اون کار احساس خوبی نداریم به طور کلی هر چه شما با قانون بیشتر اشنابشی وبیشتر درکش کنی بهتر میتونی به خودت کمک کنی…


2

باسلام خدمت شما
این صحبت های شما و استرس ها برای اینه که هنوز قوانین رو بطور کامل درک نکردین و هنوز باورهای جدید در ذهن شما شکل نگرفته..خدا که چیزی رو برای ما نمیخواد..وهرگز مانع ازرسیدن ما به یک خواسته نمیشه…خداوند فقط بما کمک میکنه که بهمه خواسته هامون برسیم..
اگر نگرانی،اگر استرس داری،اگر بیقراری برای اینه که هنوز روی باورهات خوب کارنکردی…باورهایی مثل ایمان به خدا..که خییلی مهمه..ترس دقیقا نشانه بی ایمانی به خداونده…باور عزت نفس خیلی خیلی مهمه..به اینکه باورکنی تو شایستگی رسیدن به هرچیزی رو درجهان داری..
شما همچنان روی باورهات کارکن قول میدم انقدر به احساس خوب برسی که همه این علایم خودبخود ازبین بره.
شادو پیروزباشید


1

با سلام به شما دوست عزیز
اگر خواسته ای دارید که واقعا علاقه شماست و هدف گذاری کنید و مسیر درستی رو هم براش انتخاب کنید خداوند و تمام جهان به شما کمک میکنند که به خواستتون برسید.پس نباید ناامید بشید و به راه خودتون ادامه بدید.من فکر میکنم بیقراری های شبانه رو خودتون جذب میکنید احتمالا خیلی بهش فکر میکنید و فرکانس های منفی میفرستید باید روی باور توحیدی کار کنید و آرامش فکری و ذهنی پیدا کنید تا روز بروز پیشرفت کنید همه خدا رو در نظر داشته باشید و از خداوند بخواهید که کمکتون کنه.
موفق و موید باشید