آیا من خوش‌شانس هستم؟


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی های این قسمت، پاسخ روشنگرانه به پرتکرارترین سوالی است که همواره از افراد موفق پرسیده می‌شود: «راز موفقیت شما چیست؟»

استاد عباس‌منش با رد کردن تمام فرضیه‌های رایج همچون شانس، داشتن ژن خوب، زمان و مکان تولد، یا نفوذ و پارتی، حقیقتی را درباره عامل اصلی موفقیت می‌گوید که شاید برای بسیاری شنیدنش دشوار باشد. حقیقت این است که هیچ نیروی جادویی یا لطف ویژه‌ی خداوندی که تنها شامل حال عده‌ای خاص شود، وجود ندارد. تنها تفاوت میان کسانی که زندگی‌شان سرشار از معجزه، ثروت و آرامش است با کسانی که در مشکلات غرق شده‌اند، در میزان تعهد آن‌ها به کار کردن روی خودشان است.

استاد با اشاره به داستان‌هایی نمادین، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن عوام همیشه به دنبال دلایل پیچیده و عجیب‌وغریب برای موفقیت دیگران می‌گردد تا مسئولیت را از دوش خود بردارد، در حالی که فرمول موفقیت بسیار ساده اما نیازمند تلاشی ذهنی و متمرکز است: تغییر بنیادین باورها و کنترل همیشگی ورودی‌های ذهن.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، این مفهوم  است که:

شما در هر صورت زمان، انرژی و پول خود را در این دنیا هزینه خواهید کرد.

شما در هر حال در زندگی خود با مسائل مواجه هستید و باید مسائلی را حل کنید.

  • انتخاب با شماست که برای «آموزش، یادگیری قوانین و تغییر باورها» هزینه کنید، یا مجبور شوید آن‌ها را صرفِ «بیمارستان، تعمیرگاه، دادگاه و حل مشکلات» نمایید.
  • انتخاب با شماست که مسائل حول و حوش ایده پردازی برای رشد مالی را حل کنید یا مسائلی مثل درگیری بدهی، اجاره خانه و هزینه های غیرمترقبه!

این بخش از فایل به ما نهیب می‌زند که هزینه کردن برای رشد شخصی، سرمایه‌گذاری برای پیشگیری از ناخواسته ها و جذب خوشبختی است. کسی که حاضر نیست بهای تغییر شخصیت اش را با وقت گذاشتن و هزینه کردن برای یادگیری بپردازد، لاجرم باید بهای سنگین‌تری را با تجربه رنج، فقر و بیماری بپردازد. درک عمیق این موضوع که در دوره کشف قوانین زندگی به تفصیل آموزش داده می‌شود، توانایی تشخیص اصل از فرع را در مسیر رشد و موفقیت به ما می شناساند. درک این اصل به ما نشان می‌دهد که جهان هستی با کسی شوخی ندارد و نتایج ما دقیقاً بازتاب‌دهنده‌ی انتخاب‌های ما در تخصیص انرژی و کانون توجه‌مان است.

نکته کلیدی دیگر، جسارت در «پرداخت بهای تغییر» از طریق پاکسازی محیط است. استاد عباس‌منش توضیح می‌دهند که برای صعود به مدارهای بالاتر، گاهی لازم است از دایره امن خود خارج شوید، دوستان نامناسب را کنار بگذارید، محل زندگی را تغییر دهید و حتی از عزیزترین روابطی که مانع رشدتان هستند، فاصله بگیرید. ایشان تاکید می‌کنند که معجزه زمانی رخ می‌دهد که شما با تمام وجود متعهد می‌شوید که ورودی‌های ذهن‌تان را کنترل کنید و اجازه ندهید هیچ عاملی، چه اخبار منفی و چه افراد بدبین، فرکانس شما را آلوده کنند.

ایشان تاکید می کنند که: سلامتی پایداری که سال‌هاست بدون مصرف حتی یک قرص تجربه می‌کنند، آزادی مالی، زمانی و مکانی ای که به دست آورده‌اند و آرامشی که در لحظه‌لحظه زندگی‌شان جاری است، همگی پاداشِ این تعهد غیرقابل مذاکره درباره عمل به قوانین است.

اگر می خواهید از بدنه اکثریتی از جامعه که درگیر مشکلات تکراری هستند جدا شوند و با پذیرش مسئولیت کامل زندگی‌شان، آگاهانه ریل زندگی خود را به سوی رشد پایدار از مسیر هموار که دیگران آن را خوش شانسی می نامند، پیش ببرید، راهکار این است که ترمزهای ذهنی خود را بشناسید و حذف کنید. کاری که دوره کشف قوانین زندگی استاد آموزش آن است.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

994 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ابراهیم آقا Brj_auto_glass» در این صفحه: 1
  1. -
    ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    سلام سلام سلام به قلب‌های مهربونتون

    امروز روز ۲۲ سفر نامه رو شروع کردم در روز چهارشنبه ساعت ۱۳:۱۰ که داره برف ریز و زیبایی می‌باره من تو محل کارمم

    خدا رو شکر امروزم هم روی قولم بودم که خودم رو بدون وقفه به روز بیست و دوم رسوندم

    استاد تعهدی که شما تو مسائل زندگی داری تو هر جای دیگه هم میزاشتی همین موفقیتها رو کسب میکردی اگه این پشتکار رو تو ورزش هم میزاشتی تو درس دکترا هم میزاشتی تو حرفه خاص هم میزاشتی میشدی بهترین اون ورزش یا رشته یا حرفه

    مگه غیر اینه که یه کشتی گیر تمام وجودش رو میزاره روی اون ورزش که نتیجه میشه قهرمانی جهان

    اگر کسی از پروفسور سمیعی بپرسه تو تمرکزت تو عمرت روی چه موضوعی بود چه جوابی میده؟ معلومه که جوابش چی می‌تونه باشه که من عمرمو گذاشتم روی مغز و اعصاب

    اگه از جردن باروز آمریکایی بپرسن عمرتو صرف چه کاری کردی؟ غیر از علاقه ای است که به کشتی داشته

    کسی که ثروت میخواد باید تمام وجودش رو بزارن روی اون نه اینکه صبح تا شب بشینه از بدبختی و بحث سیاسی و این چیزا صحبت کنه

    ♦️نباید دنبال دوتا خرگوش دوید چرا که به هیچ کدوم نمی‌رسی♦️

    این دنبال دوتا خرگوش دویدن هم یکی از پاشنه آشیل های منه

    ذهنم خیلی بازی در میاره مثلا استاد از باور میگه و به زبان ساده توضیح میده بعد ذهنم دوست داره پیچیدش کنه میگه برو ببین تو اینترنت چی نوشته دربارش یا برو ببین اساتید دیگه چطور توضیحش دادن تا قشنگ بفهمیش یه زمان به خودم میام میبینم که سردرگم شدم و فقط اطلاعات کسب کردم ولی اصلا عمل نکردم (اصل را ول کردم چسبیدم به حاشیه)

    که البته به لطف خدا یه سال و نیمه کلا بقیه اساتید رو کات کردم چون استاد خیلی کاربردی آموزش میده

    استاد چقدر خودتو خوب شناختی که مسئولیت حتی جذب صاحب خونه شکاک و بداخلاق رو هم به عهده میگیری

    چقدر خوبه که بتونیم بپذیریم که حتی کوچکترین اتفاقات زندگی رو بدونیم که بیرون از دایره انتخابمون نبوده و خودمون با حضرت ذهن خلقش کردیم

    کسی که روی هدفش تعصب داره تعهد داره باید رنج مسخره شدن رنج طرد شدن رنج حرفهای ناامید کننده اطرافیان رو به جان بخره

    کسی که از دهات می‌ره شهر بزرگ برای اینکه پیشرفت کنه قطعا فحش میخوره که چرا پدرو مادر پیرت رو میخوای ول کنی بری اینا جز تو کیو دارن ؟ کی کمکشون کنه برای کارگری سر زمین؟

    یا کسی که از شاگردی میخواد بره برای خودش کسب و کار راه بندازه(نا امیدش میکنن میگن مشتری نیست همه دارن جمع میکنن) بهش میگن میری ولی پشیمون میای پیشمون اونوقت دیگه برا شاگردی هم تحویلت نمی‌گیریم

    اراده میخواد ایمان میخواد که بگه خدا برام می‌رسونه خدا هوامو داره مگه تا الان گرسنه موندم

    خلاصه اطرافیان سمی نمیزارن بندها رو پاره کنی به همین خاطر استاد میگه اول با اطرافیان منفی کات کن

    بینهایت ریل تو جهان هست هر کدوم به یه مقصدی میرسند من باید بدونم می‌خوام کجا برم که سوار اون قطار مورد نظر بشم

    کسی که از پاسداران بخواد بره ولیعصر که نمیره سوار تاکسی خزانه بشه

    من باید هواسم به درست سوار شدن خودم باشه

    چکار دارم کی سوار کدوم ریل میشه(چرا بخام با کسی بحث کنم یا کسی رو راهنمایی کنم)

    منم می‌خوام سوار قطار لذت و خوشبختی بشم و از خدا می‌خوام کمکم کنه بهاشو که یکیش پاره کردن زنجیرهاست رو بتونم پاره کنم

    الان یه اتفاق افتاد کنار گاز نشسته بودم یکی اومد گفت میشه با گازت اینو داغ کنم وقتی داشت داغش میکرد بهش گفتم چیه ؟ گفت هرویین

    بهش گفتم زود باش می‌خوام برم

    اگه قبلاً بود وایمیستادم نصیحتش میکردم که برو ترک کن برو درست زندگی کن

    اما الان تو دلم گفتم چکارش دارم که کدوم ریلو سوار میشه من خیلی زرنگ باشم هواسم به درست زندگی کردن خودم باشه

    ممنونم به خاطر آگاهی نابی که بهم دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: