آیا من خوششانس هستم؟
آگاهی های این قسمت، پاسخ روشنگرانه به پرتکرارترین سوالی است که همواره از افراد موفق پرسیده میشود: «راز موفقیت شما چیست؟»
استاد عباسمنش با رد کردن تمام فرضیههای رایج همچون شانس، داشتن ژن خوب، زمان و مکان تولد، یا نفوذ و پارتی، حقیقتی را درباره عامل اصلی موفقیت میگوید که شاید برای بسیاری شنیدنش دشوار باشد. حقیقت این است که هیچ نیروی جادویی یا لطف ویژهی خداوندی که تنها شامل حال عدهای خاص شود، وجود ندارد. تنها تفاوت میان کسانی که زندگیشان سرشار از معجزه، ثروت و آرامش است با کسانی که در مشکلات غرق شدهاند، در میزان تعهد آنها به کار کردن روی خودشان است.
استاد با اشاره به داستانهایی نمادین، توضیح میدهند که چگونه ذهن عوام همیشه به دنبال دلایل پیچیده و عجیبوغریب برای موفقیت دیگران میگردد تا مسئولیت را از دوش خود بردارد، در حالی که فرمول موفقیت بسیار ساده اما نیازمند تلاشی ذهنی و متمرکز است: تغییر بنیادین باورها و کنترل همیشگی ورودیهای ذهن.
یکی از عمیقترین درسهای این فایل، این مفهوم است که:
شما در هر صورت زمان، انرژی و پول خود را در این دنیا هزینه خواهید کرد.
شما در هر حال در زندگی خود با مسائل مواجه هستید و باید مسائلی را حل کنید.
- انتخاب با شماست که برای «آموزش، یادگیری قوانین و تغییر باورها» هزینه کنید، یا مجبور شوید آنها را صرفِ «بیمارستان، تعمیرگاه، دادگاه و حل مشکلات» نمایید.
- انتخاب با شماست که مسائل حول و حوش ایده پردازی برای رشد مالی را حل کنید یا مسائلی مثل درگیری بدهی، اجاره خانه و هزینه های غیرمترقبه!
این بخش از فایل به ما نهیب میزند که هزینه کردن برای رشد شخصی، سرمایهگذاری برای پیشگیری از ناخواسته ها و جذب خوشبختی است. کسی که حاضر نیست بهای تغییر شخصیت اش را با وقت گذاشتن و هزینه کردن برای یادگیری بپردازد، لاجرم باید بهای سنگینتری را با تجربه رنج، فقر و بیماری بپردازد. درک عمیق این موضوع که در دوره کشف قوانین زندگی به تفصیل آموزش داده میشود، توانایی تشخیص اصل از فرع را در مسیر رشد و موفقیت به ما می شناساند. درک این اصل به ما نشان میدهد که جهان هستی با کسی شوخی ندارد و نتایج ما دقیقاً بازتابدهندهی انتخابهای ما در تخصیص انرژی و کانون توجهمان است.
نکته کلیدی دیگر، جسارت در «پرداخت بهای تغییر» از طریق پاکسازی محیط است. استاد عباسمنش توضیح میدهند که برای صعود به مدارهای بالاتر، گاهی لازم است از دایره امن خود خارج شوید، دوستان نامناسب را کنار بگذارید، محل زندگی را تغییر دهید و حتی از عزیزترین روابطی که مانع رشدتان هستند، فاصله بگیرید. ایشان تاکید میکنند که معجزه زمانی رخ میدهد که شما با تمام وجود متعهد میشوید که ورودیهای ذهنتان را کنترل کنید و اجازه ندهید هیچ عاملی، چه اخبار منفی و چه افراد بدبین، فرکانس شما را آلوده کنند.
ایشان تاکید می کنند که: سلامتی پایداری که سالهاست بدون مصرف حتی یک قرص تجربه میکنند، آزادی مالی، زمانی و مکانی ای که به دست آوردهاند و آرامشی که در لحظهلحظه زندگیشان جاری است، همگی پاداشِ این تعهد غیرقابل مذاکره درباره عمل به قوانین است.
اگر می خواهید از بدنه اکثریتی از جامعه که درگیر مشکلات تکراری هستند جدا شوند و با پذیرش مسئولیت کامل زندگیشان، آگاهانه ریل زندگی خود را به سوی رشد پایدار از مسیر هموار که دیگران آن را خوش شانسی می نامند، پیش ببرید، راهکار این است که ترمزهای ذهنی خود را بشناسید و حذف کنید. کاری که دوره کشف قوانین زندگی استاد آموزش آن است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD314MB26 دقیقه
- فایل صوتی آیا من خوششانس هستم؟24MB26 دقیقه














سلام به دوستان هم فرکانسی ثروتمند.
امروز اومدم تا اتفاقی که برام افتاد بگم،خب نزدیک عیده و مادر منم به یه خانم گفت تا بیاد خونه رو تمیز کنه، به لطف خدای مهربون فقط من با آدم های عالی و پرانرژی میبینم. این خانم خیلییی مهربون و پرانرژی بود. آقا گذشت و گذشت بعد یه لحظه که من فایل استاد و استپ کردم و هنزفری در اوردم از گوشم این صدا رو شنیدم(من خیلی دوست داشتم بازیگر بشم)گفتم خببب برم یه مصاحبه ای باهاش داشته باشم که انگیزه خودم بشه. گفتم چی شد که بازیگر نشدید؟ گفت ما تو روستا بودیم حتی نزاشتن دبیرستان بریم، گفتم خب چرا الان نمیرید بازیگر باشید؟ گفت والا من 40 سالمه دیگه به دردم نمی خوره(راستشو بخواین دلم براش سوخت که چه باور های اشتباهی داره)بعد گفت من خودم خیلیا و می شناسم که تو همین سن دانشگاه رفتن ولی که چی؟ 20سال دیگه آلزایمر میگیری😐
اخه من دلم می خواست بهش بگم من مادر مادربزرگم زنده هست(مادربزرگم فوت کرده) ماشالله انقد پرشور و سر زندس و متولد 1307 الان 93 یا 94سالش هست،هر ماه آرایشگر میاد خونشون،و همههههه رو یادشهه حتی من و خواهرم که نبیره میشیم و حتی اسمامونو بلده با اینکه حتی پدربزرگم اسم مادرم رویادش نمی یومد وما شاید 4یا 5 ساله ندیده
خداروشاکرم که تو 13 سالگی قوانینو بلدم،و همین که این ترمز هارو می شنوم آژیر های ذهنم شروع می شه و خداروشاکرم که بهم از این اتفاق نشون داد که باید روی عزت نفس،باور سلامتی کار کنم، الهی شکر
1سن فقط یه عدده و نمی تونه نشون دهنده سلامتی من باشه،
2من تا آخر عمرم باید تلاش کنم و از موفقیت هام استفاده کنم،
3نوح 900سال عمر کرده اگه یه نفر توانسته پس منم می تونم
4من به دنیا اومدم تا سلامت باشم ومن تا آخرین لحظه عمرم سلامت هستم
5سن نمی تونه وضعیت سلامتی منو نشون بده(جهت یادآوری دوباره)
6موفقیت سن نمی شناسه
7به لطف خدا من انگیزه گرفتم که صبا تو حتما حتما حتما حتما باید به آرزوهات برسی، حتما باید بری سئول،کره جنوبی، حتما باید ایدل بشی، حتما باید معروف بشی، حتما باید B.QUEENتاسیس بشه، حتما باید برند بزنی، حتما باید تا آخر عمرت رو خودت کار کنی،
حالا چرا باید کار کنی، چرا باید به همشون برسی، چون نمی خوای 30 سال دیگه بگی من می خواستم مهاجرت کنم، می خواستم خواننده بشم،و هزارتا از این می خواستم ها… قانع شدی؟ آفرین حالا پاشو حرکت کن الهی شکرت که بهم یادآوری کردی که روی چه باور های باید کار کنم. دوستون دارم💗❣️💖