انگیزهسازی برای هدف
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
تکتک جملات این آگاهی های انگیزهبخش قوانینی را بیان میکنند که اجرای آنها، شما را به سمت اهدافتان هدایت میکند. مهم نیست اهدافتان چقدر بزرگ باشند.
باید از خودمان سؤال کنیم که آیا زندگیمان همان چیزی است که میخواستیم؟
باید از خودمان بپرسیم که چقدر از خواستههایمان محقق شدهاند؟
باید یاد بگیریم که حتماً هدف داشته باشیم؛ هدف و خواستههایی واضح و مشخص. باید یاد بگیریم خودمان را در آینده ببینیم. آیندهای که در آن به اهدافمان رسیدهایم و آنقدر این تصویرسازی را تکرار کنیم تا باور کنیم که میرسیم.
برای رسیدن به اهداف، لازم نیست کارهای عجیبوغریب انجام دهیم. قدمهای کوچک، اما متوالی کافی است. بزرگ فکر کن و کوچک شروع کن. این فرمول موفقیت است.
قدمهای کوچک تو را به هر خواستهای میرسانند. با تمام وجود، از جملات این آگاهی های انگیزهبخش ذرهبینی بساز و تکتک موانع درونی را شناسایی و حذف کن. چون تنها دشمن تو، خودت هستی. هیچ دشمنی بیرون از تو وجود ندارد. تنها دوست تو، خودت هستی. هیچ نجاتدهندهای بیرون از تو نیست. همهچیزی که نیاز داری، همین الان داری.
پس منتظر نباش تا تمام شرایط مهیا شود، چون هرگز کامل نمیشود. اگر حرکت کنی، همهچیز فراهم میشود. اگر حرکت کنی، همهچیز خوب پیش میرود. اگر داری به این آگاهی های انگیزهبخش گوش میدهی یعنی آمادهای:
- آمادهٔ شروع
- آمادهٔ تغییر
- آمادهٔ ساختن یک زندگی جدید
پس از همین لحظه شروع کن:
• روزی یک صفحه کتاب بخوان
• روزی ۳۰ دقیقه پیادهروی کن
• روزی ۲۰ دقیقه مراقبه کن
یادت باشد:
هیچکس کامل نیست. تو همین الان هم ارزشمند، فوقالعاده و بهترین هستی
ایمان داشته باش. این کلید طلایی رشد است. اگر تا الان با ایمان حرکت میکردی، بسیاری از خواستههایت را بهدست آورده بودی
اما بهانه آوردی…
توجیه کردی…
حرکت نکردی…
اگر گامهای کوچک اما مداوم را برداشته بودی، شاید تا الان کتابی نوشته بودی یا آهنگی ساخته بودی
خیلیها ایمان را از دست دادهاند. نه خودشان را باور دارند، نه خدا را.
وقتی هدف نداری، روحیهات را نابود میکنی. وقتی حرکت نمیکنی، فقط نفس میکشی، نه اینکه زندگی کنی.
وقتی به اهداف میرسی:
• استعدادها شکوفا میشوند
• قدرتها آشکار میشوند
• اعتمادبهنفس افزایش مییابد
• و این یعنی زندگی
با این آگاهی های انگیزهبخش مهمترین تصمیم زندگیات را بگیر که می خواهی معمولی باشی یا عالی؟
اگر در جای درست نیستی، اگر از وضعیتت راضی نیستی، این فقط به خودت مربوط است. نه خانواده، نه دولت، نه رئیس، نه هیچکس دیگر. اگر حرکت نکنی، به ابزاری تبدیل میشوی برای رسیدن دیگران به اهدافشان.
مسائل، دوست تو هستند. هر جهش بزرگ از دل مواجه با یک مسئله آغاز شده است. چرا؟ چون آب ساکن، مرداب میشود اما رود جاری همیشه زنده است.
جاری باش، زخمی شو، اما ادامه بده. ناامید نشو. نایست. گریه نکن و حرکت کن
تو نیامدهای که ضعیف باشی، نیامدهای که فقیر باشی، نیامدهای که بدبخت باشی، تو برای خلق خوشبختی آفریده شدهای.
هیچکس جز خودت مسئول زندگی تو نیست اولین قدم تغییر = پذیرش مسئولیت ۱۰۰٪ زندگی. اگر راه بیفتی، نیروهای غیبی به حرکت درمیآیند، آدمها و شرایط مناسب، خودشان پیدا میشوند.
با ایمان حرکت کن. از دایرهٔ راحتی بیرون بیا
• هر روز چالش جدید
• هر روز یادگیری تازه
• هر روز کمی بهتر از دیروز
تو فقط یکبار زندگی میکنی. پس طوری زندگی کن که خدا به تو افتخار کند. طوری زندگی کن که در تاریخ، قهرمان نامیده شوی.
اگر الان این متن در مسیرت قرار گرفته، بدان که اتفاقی نیست. اینها کلام خداوند هستند که که تو را صدا میزند. پس برخیز و بدرخش…
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری انگیزهسازی برای هدف16MB6 دقیقه
- فایل صوتی انگیزهسازی برای هدف3MB6 دقیقه













به نام خداوند هدایتگر مهربانم
من حتا در آغاز دقیقا نمیدونستم که چی میخوام و اصلا خواسته هام چیا هستند . با آگاه شدن از قوانین به لطف بودن در این فضا تازه کم کم به خودم و نیازهای روح و وجودم پی بردم و فهمیدم ک چی میخواد. فهمیدم ک روح من آرامش رو میخوام . به دنبال زیبایی و تجربه ی جهان هست . فهمیدم من عاشق کشف کردن هستم . متوجه شدم ک من عاشق رشد و تغییر م و میخوام در مسیر بهبود قدم بردارم . عاشق اینم که حس خوب رو منتشر کنم . عاشق اینم ک تاثیرگذار باشم در حس خوب و آرامش آدمها. متوجه شدم ک ک من عاشق آموزش و تدریس هستم. عاشق آزادی هستم و میخوام که آزادانه زندگی رو تجربه کنم و از محدودیت ها گریزون هستم . من خودم رو ، نرگس رو در این مسیر شناختم. من در این مسیر متوجه شدم ک باید باهاش ارتباط برقرار کنم. باید با نرگس دوست بشم و کشفش کنم . رابطه ی من با خودم ، رابطه ی من با خداوند یکی از مهم ترین خواسته های روح من هست ک وقتی ب سمتش حرکت میکنم من رو به آرامش میرسونه
من میخوام که هرروز کمی بهتر از دیروز باشم و من دارم به این باور میرسم ک خودم خالق زندگی خودم هستم . خودم هستم که خواسته هام رو قرار هست محقق کنه بدون هیچ عذر و بهانه ای . عذر و بهانه ای در کار نیست درحالی ک من هم زمانی خیلی عذر و بهانه می آوردم برای جایی ک متولد شدم و خانواده ای ک داشتم و خودم رو قربانی میدونستم ولی الان ب درک بهتری از خالق بودن خودم رسیدم و دیگه قربانی بودن رو نمی پذیرم .
خدایا شکرگزارم که هرآنچه لازم هست در مسیر من قرار میدی تا من هرروز بیشتر خوشبختی رو تجربه کنم و بیشتر بنده ی شکرگزار تو باشم .
خدایا شکرت
عزیزدلم !
سلام
بیا امروز در مورد مهمترین تصمیم زندگیات صحبت کنیم .
می دونم تا حالا خیلی به این سوال فکر کردی .
می دونم خیلی از روزها و شب هات بخاطر فکر کردن به این سوال و دور دیدن خودت از خواسته و هدف ت احساس ضعف و درمانده گی کردی . احساس عقب افتاده گی داشتی . ناامید و بی انگیزه می شدی و دیگه تصمیم می گرفتی همه چیز رو رها کنی و سقوط رو انتخاب کنی.
می دونم که تو بارها از صمیم قلب خواستی عالی باشی .
خواستی بهترین خودت رو تو زندگی ت ظاهر کنی .
می دونم که تو قهرمان بودن ، تاثیر گذار بودن ، منشأ اثر بودن ، تغییر بزرگ ایجاد کردن ، الگو بودن و همه ی این هدف های متعالی رو داشتی و همیشه بهشون فکر می کنی .
آره عزیزم .
تو خیلی وقته که تصمیم گرفتی عالی باشی .
از همون زمانی که متفاوت با هم سن و سال هات عمل کردی و خودت رو در کوهی از کتاب و اطلاعات غرق کردی تا راهت رو پیدا کنی .
تو هیچ وقت به مثل اطرافیانت معمولی زنده گی کردن علاقه ای نداشتی .
هیچ وقت نخواستی دنباله روی گذشتگان ت باشی و احساس می کردی که این خواسته ی خداوند برای تو نیست .
تو همیشه به دنبال راهی بودی که برات واضح کنه که از زندگی چی می خوای !
که بفهمی و درک کنی چرایی کیهان و جهان و خلقت و خودت رو !
و بشناسی خدایی که همه ازش حرف می زنن رو .
…
و حالا به دور و برت نگاهی بنداز .
عزیز من !
تو الان تو یه فضایی قرار گرفتی که داری از قوانین و اصول حاکم بر جهان می خونی و می نویسی .
ببین که مشغول مطالعه ی فکر خداوند شدی .
تو در حال فکر کردن و کشف کردن اینی که خداوند چطور می خواد و مکانیزم مشیّتی که این همه تو قرآن ازش صحبت کرده چیه .
ببین کجایی !
تو در یه سرزمین بی نظیر از آگاهی و نوری .
مگه چند نفر از مردم دور و بر و جامعه ات ، تو همچین سرزمین شگفت انگیزی هستن و در حال کشف و شهود ن ؟؟
اصلا چند نفر از آدم ها از این حقیقت ها آگاه ن ؟
از این سایت ؟
از این استاد بی نظیر ؟
از شاگردی چنین استادی ؟
خودت هم جواب رو می دونی :
خیلی کم هستند آدم هایی که یه روز به خودشون جسارت سوال کردن رو دادن !
کم هستن آدم هایی که یه روز به خودشون شهامت «از خدا خواستن رو دادن» !
خیلی کم هستن آدم هایی که تصمیم گرفتن عالی باشن و قدم برداشتن !
و تو یکی از اون هایی .
آره . تو خواستی و الان اینجایی .
الان داری از حقیقت هایی می خونی و می نویسی که می تونی باهاشون زندگی ت رو خلق کنی .
تو تونستی کشف کنی .
تونستی غول چراغ جادوی قصه ها رو ببینی و باهاش دوست بشی .
تو تونستی طعم قالیچه ی سلیمان داشتن رو بچشی.
تو تونستی راز عصای سحرآمیز داشتن رو بفهمی .
تو جزو معدود آدم هایی هستی که تونستن هدف بزرگ آفرینش رو کشف کنن :
اینکه تو به دنیا نیومدی که معمولی باشی .
تو به دنیا نیومدی که ضعیف باشی .
تو به دنیا نیومدی که بیمار باشی . علیل و ذلیل باشی .
تو به دنیا نیومدی که فقیر باشی .
تو به دنیا نیومدی که حسرت بخوری .
تو به دنیا نیومدی که نادان باشی .
تو قراره « خلق کنی »
تو آفریننده ی همون بهشت و جهنمی هستی که خداوند در قرآن بارها ازش صحبت می کنه .
و خداوند یک هدایت گر و حمایت گر ه.
هم هدایت گر تو به راه جهنم و حمایت گر ت برای رسیدن به جهنم.
و هم هدایت گر تو به راه بهشت و حمایت گر ت بری رسیدن به بهشت .
و جاودانگی
آره عزیزدلم .
تو خواستی و الان در مسیر قرار گرفتی .در مسیر آگاهی از این که :
« مسولیت صد در صد هر آنچه در زندگی بودی و هستی و خواهی بود به عهده ی فقط تو ه » نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه .
و این آگاهی چیزی نیست که آدم های عادی ازش سر در بیارن یا باورش کنن و حتا روح شون ازش خبر داشته باشه .
تو در راه عالی بودن قدم گذاشتی و پیش اومدی . و الان در این نقطه ایستادی .
بهت تبریک میگم .
تحسین ت می کنم عزیزدلم .
آفرین به تو 👏
برای تصمیمی که گرفتی.
برای مسیری که طی کردی آفرین به تو 👏
آفرین به تو برای رو به رو شدن با درد ها و رنج ها و نداشته هایی که باهاشون رو به رو شدی تا بفهمی دقیقا چی رو می خوای .👏
آفرین به تو برای لحظه هایی که خدا رو صدا زدی و ازش هدایت و حمایت خواستی .👏
آفرین به تو که فهمیدی که در این راه تو پشتیبانی صد در صد خدا رو داری . 👏
آفرین به تو که فهمیدی اگر هم زمان هایی ترس و دلهره و نگرانی سراغ ت اومد برای این بود که تو لزوم « داشتن ایمان رو » در با «آرامش » طی کردن مسیر رو بهتر بفهمی . 👏
آفرین به تو که برای زندگی ت یه هدف ارزشمند و خارق العاده رو انتخاب کردی و حالا کافیه با اهرم رنج و لذت دلایل ت رو روز به روز محکم تر و قطعی تر کنی تا با سرعت بیشتر پیش بری 👏
آفرین به تو که حالا می دونی تنها مانع تو برای رسیدن به خواسته هایی که قلبت رو پر از شور و اشتیاق می کنه و روح ت رو به پرواز در میاره فقط «خودتی »👏
آفرین به تو که دیگه توی ِ بیرون و دور و برت دنبال مقصر و مانع و بازدارنده نیستی و سرت رو آوردی در درون خودت و اونجا رو جستجو می کنی برای کشف ضعف هاو موانعی که سرعت ت رو کم می کنه و تو رو ناتوان .👏
آفرین به تو که مشاهده گر خودت و افکار ت شدی تا ببینی چطور می تونی از این مسیر و زیبایی هاش لذت ببری . مسیر تبدیل خودت به یه ابرقهرمان . ابر قهرمانی که هم قدرت هاش رو شناخته و هم کنترل اون ها رو در دست گرفته و هم می دونه می خواد با قدرت هاش چه کاری انجام بده .👏
آفرین به تو که بالاخره فهمیدی قدرت مند ترین نیرویی که خداوند هزار بار در قرآن ازش صحبت کرده قدرت «تقوا » ست و این قدرت می تونه زمین و آسمان رو به تسخیر اراده ی تو در بیاره .👏
آفرین به تو که متوجه ارزش و اهمیت قدرت «کنترل ذهن» و مدیریت و رهبری ش شدی و داری سعی می کنی این قدرت رو در دست بگیری و باهاش در زندگی ت «خدایی» کنی.👏
آفرین به تو که آگاه شدی که این مسیر مسیر عجله و شتاب نیست و باید قدم ها را با آرامش و پیوسته برداری و متعهد شدی تا هرروز برای رسیدن به این حد از تقوا قدمی برداری و بتونی به این توانایی شگفت انگیز نزدیک و نزدیک تر بشی .👏
آفرین به تو که تکامل رو شناختی و داری درک ش می کنی و ذره ذره می پذیری ش .👏
آفرین به تو که خدای واقعی رو در این راه همراه و هم قدم خودت کردی ، چرا که با چنین خدایی هیچ غیرممکنی وجود نداره . 👏
آفرین به تو که عهد ازلی خودت با خداوند رو به یاد آوردی و تصمیم گرفتی هم پیمان وفاداری براش باشی .👏
آفرین به تو که هر لحظه با خودت مرور می کنی که همه چیز در جهان خدا قانون مند و متوازن ه و تمام اجزا در جای درست خودشون قرار دارن و تو هر امکانی که باید رو در هر لحظه در اختیار داری تا بتونی خالق بهشت خودت باشی.👏
آفرین به تو که هر بار با پیش رفتن در این مسیر بیشتر خودت و قدرت ها و توانایی هات رو شکوفا می کنی و مدام در حال بهبود و ارتقای وجود خودت هستی .👏
آفرین به تو که در این راه قدرتهایی رو در خودت پیدا کردی که قبلاً نمی دونستی که خداوند چنین توانایی شگفت انگیزی رو در وجودت برات به ودیعه گذاشته .👏
آفرین به تو که روز به روز عاشق تر میشی بر خودت و عزّت و ارج حقیقی وجودت رو بازشناسی و درک می کنی و بیشتر به تمامیّت خودت اعتماد و ایمان میاری. 👏
آفرین به تو برای همه ی آنچه هستی و داری بهش تبدیل میشی .👏
عزیزدلم !
تصمیم «عالی» شدن
قدم در «راه» گذاشتن
ارزش و «دلیل»ها رو شناختن
«موانع» رو در خودت دیدن و کشف کردن
تمرین کردن برای کشف «قدرت های درونی» ت
«تقوا» پیشه کردن
«خدا » رو در خودت پیدا کردن
از راه تعالی «لذت» بردن
احساس عشق و امید و ایمان رو در خودت پروروندن
«سپاسگزار» ِ هر لحظه بودن
تایید و «تحسین» کردن تمام خودت و جهان
…
توحید
همه این ها یعنی «خوشبختی».
تو در حال خوشبخت زندگی کردن هستی .
تحسین ت می کنم 🌼
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق توست ❤️
narges parvaresh
به نام خدا
?هشتمین روز سفر پربرکت ?
?????????
باید از خودمون سوال کنیم که آیا زندگی مون دقیقا همون چیزیه که می خواستیم؟
باز هم قدرت سؤال…
خب لازمه ی پاسخ به این سوال این است که اول از خود بپرسیم : من دقیقا چه چیزی می خواستم یا می خواهم؟
باید فکر کنیم. و کنکاش در همه ی زندگی ای که تجربه کرده و قرار است تجربه کنیم.
و من هرچه در ذهنم، چه در گذشته و چه در آینده کنکاش و جستجو می کنم متوجه می شوم که من بارها شده که در زندگی ام چیزهایی خواسته ام و این خواسته ها با بزرگتر و بالغ تر شدن بزرگتر شده و رشد یافته اند، از قبولی در دانشگاه گرفته که زمانی برایم بسیار مهم بود
و داشتن استقلال مالی
و سفرهای هیجان انگیز و کشف طبیعت و شهر و زیبایی های شان و ثبت خاطرات عالی
تا داشتن ماشین شخصی و یا داشتن خانه ی رویایی یا وسیله ها و لباس ها و… شخصی ،
داشتن دوستان ارزشمند و تجربه روابط عالی عاطفی و خانوادگی عاشقانه.
سلامتی و تناسب اندام و…
حساب بانکی و…
اما هرچه جلوتر آمده و به خیلی از آنچه روزی فقط در فکرم گنجید رسیدم و برایم در واقعیت متجلی شدند به راز بزرگی در خواسته ی واقعی ام پی بردم.
پی بردم که به قول کتاب رویاها: هرچه الان در زندگی ام متجلی شده روزی فقط به آن فکر کرده بودم و یا حتا به سختی تصور ش کردم، اما محقق شد و به دستش آوردم و تجربه ش کردم
ولی،
اینجا یک “ولی” مهم وجود دارد، ولی در خیلی از مواقع باورهای محدودکننده ای که در گوشه و کنار ذهنم جا خوش کرده بودند و من از بودنشان و اصلا از اصل “باورها” آگاهی ای نداشتم اجازه ندادند تا حتا از داشتن و برآورده شدن خواسته هایی که روزی یک “آرزوی بزرگ” برایم بود نه تنها لذت کامل و وافری ببرم و تمام و کمال از تحقق ش شاد و مسرور شوم، بلکه گاهی که “حس بد” بخاطر عدم هماهنگی در نگرش ذهنی ام با دیدگاه روح متعالی ام به سراغم می آمد، حتا شاید دانسته و ندانسته نابودشان کردم چرا که داشتن آنها هم نتوانست خلأیی را که من راهکاری برای پرکردن ش سراغ نداشتم، پر کند و مرا یک پله به بالاتر از آنجا که بودم پیش ببرد (البته که همه ی آنها گام هایی بود تا اکنون اینجا باشم و من در حال طی تکامل م بودم اما آن زمان به این آگاهی نرسیده بودم)، پس تنها چیزی که نصیبم می شد حس پوچی و جدال درونی بود که اصلا “فایده ی این رسیدن چیست؟” وقتی نمی تواند حس ام را خوب کند و مرا از این غرقاب درونی نجات دهد!!!
و آن زمان بود که لذت داشتن ها، مانند حسرت نداشتن ها آواری بر سرم می شد و مرا به ته ِ نیستی می رساند.
…
تمام این نقطه چین ها به معنی گذر زمان و سپری شدن تجارب و تضادهای بسیار است…
سال های زیادی از زندگی ام در این تناقض و جدال سپری شد، زمان هایی که من هیچ شناخت و حتا پیش شناختی از قوانین و اصول جهان نداشتم، اما به خاطر ماهیت رو به رشد و گسترش جهان، درحال حرکت به سمت اتفاقی بزرگ و نقطه ی عطفی ارزشمند در زندگی ام بودم…
زمان های زیادی از زندگی ام در بی انگیزگی و سردی و افسردگی سپری شد حتا با وجود داشته های گرانبها،. این احساسات ناخوشایند مرا گرفتار سیکلی معیوب در روابط، در شرایط مالی و رابطه ام با خداوند نمود و من روز به روز از خودم و هرآنچه می توانست مطلوب باشد فاصله گرفتم و دیگر احساس خوب داشتن و طعم شیرین شیرینی های زندگی را چشیدن آنقدر کوتاه شده بوده که حتا به چشم هم نمی آمد و ابزارهای قدرتمندی به دست شیطان ذهن م افتاده بود تا با نجواهای ش مرا هرچه بیشتر به قعر فقر و نداری و بدبختی بکشاند و وجود نازنین و خدایی ام هم هرروز رنجورتر و سلطان روح ام هرروز ضعیف تر و نحیف تر بشود…
… باز هم از آنجا که روند جهان رو به رشد است، تمام آن تضادها و ناخواسته ها و به ظاهر زشتی ها هم مرا پیش برد تا آرام آرام کشف کنم که :
من باید به خواسته ی واقعی وجودم، به دلیلِ حقیقی تجلی ام در جهان مادی پی ببرم تا بتوانم به شادی و سرور واقعی دست پیدا کنم.
خواسته ی واقعی من چیست؟؟؟
چرا که قطعا آنچه با عنوان خواسته به خورد ما داده شده : همه تحصیلات و پول ها و خانه ها و ماشین ها و روابط بیرونی و همه و همه نمی توانند خواسته ای باشند که حقیقی ست و باعث پر شدن فاصله ی فرکانسی بین ذهن و روح م، بین دو بعد شخصیت ام می گردد… اینها همه وسیله هایی هستند که اگر ندانی چطور به کارشان ببری و از داشتن شان این مسیر را لذت بخش کنی، فقط در گوشه و کنار زندگی ات فرسوده می شوند و دیگر به هیچ کاری نمی آیند!…
… پس من به قدرت “سوال” پی بردم.
یاد گرفتم که پاسخ تمام سوالات در درون من هست و نیاز به هیچ تقلای بیرونی نیست بلکه نیاز به خلوت کردن با خود و با آرامش آماده ی دریافت پاسخ شدن است…
… داستان هدایت من به مسیر درک قوانین و اصول جهان و آشنا شدن با استاد خدایی و نازنینم، هم مثل اکثر دوستان هست و باز هم منحصر به فرد است، که در جای خود به آن می پردازم…
و در نهایت من به پاسخ سوال م هدایت شدم تا پی ببرم که حقیقت آن چیزی نبود که یک عمر خود را با آن سرگرم کرده بودم.
هدایت شدم تا “راز” را کشف کنم، رازی که آشکار بود و من نمی دیدم ش.
“رازی” که من در پی اش بودم تا نقشه ی جزیره ی بهشت و سرشار از گنج زندگی را به من بنمایاند.
آری “خواسته” ی واقعی روح من که بخاطر ش پا به این جهان گذاشته بود چیزی غیر از همه ی آن چیزهایی بودم که به دنبال شان بودم و بسیاری اوقات هم نبودم…
… من در ریمیکس ارزشمندی از استاد به معنای بهشت و جهنم رسیدم. فهمیدم که وقتی درونت جهنم است حتا در قصری باشکوه هم رنج می بری و ناآرامی.
و فهمیدم که وقتی درونت بهشت باشد حتا در زندان هم در اوج قدرت، آسمان ها را می پیمایی.
خب! من در جهنم بودن را تمام و کمال چشیده بودم، یک عمر تجربه ش کرده بودم حتا در خواب هایم.
و حال سوال این بود :?
چطور می توانم بهشت را تجربه کنم؟
چطور می شود این بهشت درونی را خلق کرد؟
من چه باید کنم، چه قدم هایی باید بردارم تا این بهشت هرروز بیشتر و بهتر خلق شود؟
… و باز روزها و مدتهای زیادی این سوال در درونم در جریان بود که مأموریت و رسالت من در ساختن این بهشت چیست و چطور می شود خلق ش کرد؟
… و بلاخره باز هم پاسخ از راه رسید : ?
بالاخره دانستم هدفم از زندگی، ماموریت ام، رسالتی که بخاطر ش پا در این جهان مادی گذاشتم، (جهانی که همه ی شرایط ش را خودم انتخاب کرده بودم و از تمام ش ناراضی بودم و ناسپاس و حتا طعم مرگ اجباری را هم چشیده بودم)، خواسته ی حقیقی روح ام که بخاطر ش در این جسم متجلی شد این است که به “صلحی درونی” برسم، این است که قدرت “خدایی” ش را در رام کردن ِ ذهن چموش و طغیان گر من متجلی کند و از لحظه به لحظه ی هرآنچه هست لذت ببرد و ذره ذره ی جهان را بچشد و تجربه کند.
من پی به این راز بردم که وجودم اجتماع تضاد وار دو وجود است : ذهن و روح ، اجتماعی که هرچند هیچ ارتباطی با هم ندارند، یکی خدایی ست و دیگری گاهی شیطانی تعبیر می شود ؛ یکی که ذهن است “چنان قدرتی دارد که می تواند از یک بهشت واقعی، یک جهنم واقعی بسازد و نیز می تواند ما را از یک جهنم واقعی به سمت یک بهشت واقعی رهنمون شود” (به قول استاد که مریم جان در مقاله ی راهکار جهان بینی توحیدی اشاره کرده بود)
و دیگری که روح است خدای درون من است که هم در مسیر جهنم واقعی و هم در مسیر بهشت واقعی، هردو، یاری رسان و آفریننده ی شرایط واقعی باشد.
و این وجود وجودی شگفت انگیز و خلاق است که بخش اعظمی از عمرم، ناخودآگاه، برنامه ریزی شده بود تا از بهشت زندگی، جهنم خلق کند و اکنون من باید فقط شرایط تجلی خلقت بهشت را برایش فراهم کنم.
…
من به این درک رسیده و روز به روز بیشتر می رسم که :?
“یک خالق هستم که در هر لحظه(به کمک ذهن) در حال خلق” باور” ست در واقع من باور می سازم و جهان (و خداوند) به آن باور جواب می دهد و آن باور را به شکل تجربه (ی خواسته و ناخواسته) وارد زندگی من می کند…
من یادگرفتم که آفریده شدم تا عالی باشم و ماموریت م رسیدن به “بالاترین حد توانایی است که قرار است در جهان مادی تجربه کنم و بالاترین حد توانایی یک انسان” کنترل ذهن ” است.
و وقتی با کنترل ذهن و تمرکز بر زیبایی های خود و جهانم، نگرش ذهن را به دیدگاه خدایی روح نزدیک و نزدیک تر کنم، وقتی تربیت ش کنم، دیگر زندگی همیشه یک بهشت واقعی خواهد بود…
من یاد گرفتم که” باید بزرگ فکر کنم “و این بزرگ ترین هدف ممکن برای هر انسانی است که با قدم های کوچک، لحظه به لحظه بیشتر محقق می شود.
حال این قدم های کوچک می تواند با همراه شدن در سفر پربرکت آغاز شود. و پیش برود،
فقط کافی است تا جهاد اکبر درونی من همیشه به راه باشد و تعهدم غیرقابل مذاکره.
من به این آگاهی رسیدم که موانع همه فقط در درون من شکل می گیرند اگر افسار ذهن را رها کنم و زمام سلطنت وجودم را به دست او بسپارم.
…
تمام توحید برایم معنا شد وقتی دانستم که
“تنها کسی که می تونه جلوی من رو بگیره خودم هستم، هیچ دشمنی بیرون از من وجود نداره
و تنها کسی که می تونه به من کمک کنه خودم هستم! هیچ دوستی بیرون از من وجود نداره.”
آن گاه بود که تمام قدرت را از خدایان دروغی ِ خودساخته ی کهنسال م گرفتم و آن را به خدای یگانه ای بخشیدم که تمام قدرت ها در دست اوست و او هرلحظه در تمام وجودم جاری ست.
او همراه من است!
و مگر می شود که تنها رب جهانیان بر وجودت حکمرانی کند و تنها رب جهانیان مالک تمام و کمال هستی ت باشد و تو به چیزی نیازمند باشی و نداشته باشی اش.
من دانستم که “همه ی آنچه را که نیاز دارم همین الان دارم.” و این آگاهی هم راستا با “همین لحظه و همین امکاناتی که داری بهترین زمان برای شروع است” است.
…
من حتا بعد از شنیدن قوانین زمان های زیادی را برای انجام خواسته و هدف ارزشمند زندگی ام هدر دادم و منتظر بودم تا همه ی شرایط مهیا شود و بعد من شروع به ساختن باورهای قدرتمند ِ هم راستا با آگاهی های روح م نمایم، تا گوشی موردعلاقه و راحتم را بخرم و بعد از سایت و کامنت ها و آگاهی های جاری در این سرزمین شگفتانگیز بهره مند گردم، تا لب تاپ ایده آل م در اختیارم قرار بگیرد و بعد نوشتن را که به آن عشق می ورزم و کمک زیادی به من در به انسجام رساندن آگاهی هایم می کند و همچنین مرا به عشق و لذت همیشگی ام که اشتراک احساس و آگاهی با خودم و عزیزانم است متصل می کند بپردازم، تا بتوانم با خدای خود خلوت داشته باشم و رابطه ای شگفت انگیز را با او تجربه کنم و تا های فراوان که نام همه شان فقط “بها” نه است! و از عدم درک واقعی سرچشمه می گیرد…
من مدت زیادی را حتا بعد از مطلع شدن از خواسته ی واقعی م سپری کردم تا به این درک برسم که
“من همه ی آنچه را که نیاز دارم همین الان دارم”…
با اینکه این جملات را هرروز و همیشه می شنیدم اما” باور” نکرده بودم. در حالی که در انتهای جمله می گوید :?
“باور کن ”
چون همیشه فقط کافی است باور کنی
…
…
و اکنون من باور کرده ام. باور کرده ام که کافی است در همین شرایطی که دارم، از همین جایی که هستم قدم در راه ماموریت زندگی ام بگذارم و ایمان داشته باشم که خداوند خود به ایمان راسخ پاسخ می دهد و درها را برایم می گشاید، مرا در فضای فرکانسی مناسب قرار می دهد.
برایم آزادی زمانی فراهم می کند تا به خلوت م با او بپردازم، برایم روابطی ناب رقم می زند تا مرا هرچه بیشتر رشد دهد و به درک قوانین نزدیک تر نماید و خداگونه تر کند، محیط مناسب تری را برایم تدارک می بیند با زیبایی های بیشتر، روزی ای را برایم رقم می زند که او به دنبال من بدود تا بیشتر نزدیکی به او را تجربه کنم … و آنقدر مرا غرق در نعمت و ثروت خواهد کرد تا به لعلکم ترضی نزدیک شوم.
…
و اکنون فقط می ماند تعهدی غیرقابل مذاکره به خود دادن و عهدی که باید با خدای خود ببندم. و معامله ای که با او باید داشته باشم.
و حال می ماند تا برای تجربه این همه لذت و شادی و خوشبختی ای که در این مسیر شگفتی وجود دارد بهایی پرداخت و با این تعهد هرروز قدم هایی برداشت و از آنجا که تکامل فرکانسی یکی از زیباترین بخش های قانون جهان است که من عاشق آنم می ماند نوشتن جزئیات هر قدم تا ردپایم برجا بماند و هربار با خواندن شان از پیشرفت و رشد خود به وجد بیایم.
…
خدا را شکر برای تمام آگاهی های نابی که هر لحظه رشد می کند و کامل تر می شود.?
از خداوند برای خودم و همه ی مان تعهدی پولادین برای بودن و ماندن در این مسیر را طلب می کنم ?
دوستت دارم
خداوند عاشق ماست
18دی 1398
به نام خدا
26 آبان 1398
یادت باشه:
هیچ کس کامل نیست!
تو همین الان هم خیلی خوبی!
تو همین الان هم فوق العاده ای!
تو همین الان هم بهترینی!
…
امروز روز هشتم سفر رو تجربه کردیم .
«کلیپ انگیزشی استاد»
قبلا هم هربار این کلیپ رو تماشا می کردم یا به وویس ش گوش می دادم من رو پر از شور و هیجان و انگیزه و انرژی می کرد. اما مثل تمام فایل هایی که در این سفرنامه تجربه کردم ، تجربه ی تماشای این کلیپ هم برای من درک و آگاهی های تازه داشت.
جرقه های تازه ای توی ذهنم درخشیدن گرفت و چراغ های تازه ای رو برام روشن کرد.
من رو به فکر فروبرد برای هدف هایی که هرروز در برنامه ی صبحگاهی و شبانه ام (که یکی از دوستان خوبم که حدود دو سال پیش دوره ی «روانشناسی ثروت 1» رو تهیه کرده بود اشاره ای بهش کرد و گفت که یکی از تمرین ها مربوط به صبح بعد از خواب و شب قبل از خواب هست و من ازش خواهش کردم که برام توضیح بده و از اون روز تا الان همیشه انجام ش میدم. اون دوست اسم این تمرین رو بهم نگفته بود و خودمون براش اسم گذاشتیم : «برنامه ی رویایی ما» و همیشه تا الان سعی کردم انجام ش بدم. اما به قول مریم جان گاهی که از «صلح با خودم» خارج می شدم نه!) می نویسم .
فکر کردم و کنکاش که ببینم :
من به قول استاد چقدر متعهد به اون هدف بودم ؟(گرچه هدف داشتن رو هم در مسیر تکاملی خودم یاد گرفتم و مشتاق ام تا دوره ی هدف گذاری استاد رو با اشتیاق تمام تجربه کنم.) و هستم؟
و آیا اصلا درست هدف گذاری کردم ؟
چقدر دلایل قوی و محکمی دارم که برام تعهد غیرقابل مذاکره رو ایجاد کنه؟
چقدر در راستای رسیدن بهشون قدم های کوچیک برمی دارم؟
چقدر در استمرار و توالی گام های کوچک پایبند بوده ام؟
و چقدر خودم رو در جایگاه رسیدن بهش تجسم و تصور می کنم؟
چقدر چالش های در مسیر رو دوست خودم می دونم و ازشون برای بزرگ تر شدن و استفاده از تمام استعدادهام بهره می برم؟
و این سوال ها باعث شد تا تمام روز فکر کنم و به تحلیل خودم و نحوه ی رفتارم با هدف های زندگی م بپردازم.
میزان تعهدم رو محک بزنم.
اشتیاق م رو بررسی کنم.
و روند رو به رشد و رسیدن به شایستگی برای دریافت هدف هام رو تحلیل کنم.
خدا رو شکر می کنم.
چون می دونم به قول قرآن همین به فکر فرو رفتن هم قدم بلندی است که در جهت تکامل مون برمی داریم و بسیار ارزشمنده .
…
یکی از هدف های ارزشمند من که می دونم جهش بزرگی است برای من و زندگی ام : «دوره ی دوازده قدم» هست .
اول باید بگم که من وارد جریان «سفرنامه ی خانواده ی عباس منش » شدن رو برای خودم یه نشونه می دونم ، نشونه ای که قرار هست من رو هدایت کنه به دوره ی طلایی «دوازده قدم» و من با تمام اشتیاق و تعهد قصد دارم تا شایستگی خودم رو به جهان اثبات کنم تا من رو آماده ی دریافت این دوره و شروع مرحله ی طلایی زندگی م بدونه.
دلایل زیادی دارم برای این رسیدن و بزرگترین دلیل ش همونی هست که همه ی ما داریم : روند طبیعی زندگی ما «رسیدن به هرآن چیزی است که زندگی رو برامون دلچسب تر و دلنشین تر می کنه» و اگر غیر از این باشه پس قطعا یه جای کار غیرطبیعی داره پیش میره . و باز همه ی ما که اینجا در کنار هم در حال بزرگ شدن هستیم خوب می دونیم که نتیجه ی زندگی ما برطبق «باورهای ما» رقم می خوره و سیستم باور با زمان گذاشتن ، آموزش دیدن ، کنترل کانون توجه و فرکانس و ورودی های مناسب دادن شکل می گیره . بنابراین من بعد از سالها و گذر از بسیاری مسیرها و نرسیدن به خواسته های درونی و قلبی ام که در یک کلمه «خوشبختی» میشه تعبیرش کرد ، به این نقطه رسیدم و با همه ی وجود به این نتیجه رسیدم که راه درست رو پیدا کردم و حالا با همه ی وجودم می خوام تو این راه بمونم چرا که به قول استاد این راه من رو به تخصص و موفقیت در تمام جنبه های زندگی م می رسونه و چه دلیلی از این قوی تر ؟؟؟!
و برای این رسیدن قدم های کوچیک رو :
متعهد بودن به برنامه ی روزانه ی بررسی فایل ها
و انجام تمرین ها
مطالعه ی کامنت های بچه ها در همون صفحه
و در تمام مدت فکر کردن به زوایای مختلف قوانین و باورها
و نوشتن کامنت و دریافت هام و حس ام
رو پیش روم می بینم و در حال انجام شون هستم.
به امید خدا.
و سپاسگزارم از استاد که حتا در فایل های انگیزشی اش هم ارزشمندترین آموزه ها رو بهمون منتقل می کنن.
و سپاسگزار از مریم جان که ما رو هم در جریان این سفر سوق میده به سمت بهتر و زیباتر شدن.
…
و هدف بعدی که برای خودمون ترسیم کردیم :
مهاجرت به «امریکا» است . (که باز هم استاد و مریم جان بودن که با «سفرنامه به دور امریکا» دریچه ی تازه ای رو به باورهامون باز کردن و ما رو برای برداشتن این قدم در زندگی مون مشتاق تر )
و دلیل ش هم : خب معلومه ، درک و تجربه ی جهانی بهتر با امکانات و آزادی و رفاه بیشتر برای خودمون و فرزندان مون هست .
و باز برای این هدف هم یه سری قدم های کوچیک رو در حال برداشتن ش هستیم و هدایت الهی هم خدا رو شکر در حال پیش برد ماست. که از همه مهم ترش باز بودن در مسیر قوانین الهی است . و یکی دیگه از این قدم ها رو در یکی از برگ های سفرنامه م بیان کردم:
انجام و تهیه ی مدارک قانونی مون
شروع یادگیری زبان
کسب یه سری اطلاعات برای مهاجرت یا پناهنده گی از منابع مختلف
و…
…
و هدف بعدی هم که برای خودمون ترسیم کردیم ؟
رسیدن به تناسب اندام و بهبود توانمندی های جسمی مون هست که
مهم ترین دلیل اش «سلامتی » و زندگی سلامت و زیبا رو تجربه کردن هست .
برای قدم های کوچیک اش هم رفتن به باشگاه ، سه روز در هفته ، و کوه پیمایی و طبیعت گردی برای روزهای جمعه رو در نظر گرفتیم و خدا رو شکر تا الان هم خوب پیش بردیم این قدم ها رو .
…
البته تمام این هدف های کلی ، هدف های جزیی و مهمی رو هم در برمی گیرند از جمله :
لذت بردن از لحظه ،
تقویت مهارت کنترل ذهن ،
پرورش توحید و یکتاپرستی در باورهامون،
داشتن روابطی رشد دهنده و هماهنگ،
عشق دادن و عشق گرفتن و …
همه ی اینها می تونه هدف هایی ارزشمندی باشه که در زمان حرکت و جریان به سمت بزرگ کردن خود و جهان خود آروم و ناواضح در حال تحقق و شکل گرفتن هستن.
…
و من یکی از هدایت های الهی و تاییدهاش رو در راستای مسیر رسیدن به هدف هامون ، دریافت همین کلیپ و کسب این نگاه جدید می دونم و خدا رو شکر می کنم.
خدا رو شکر می کنم برای امدادهای غیبی و کمک هایی که از طرف خداوند و جهان در زمان درست فرامی رسن تا من رو سریع تر و آسون تر به هدف م برسونن.
و به قول استاد سعی می کنیم اینقدر به این فایل گوش بدیم که بند بند وجودمون با باورهای تازه و قدرتمند کننده تجدید بشن.
سپاسگزاریم
دوستتون داریم
از خداوند طلب می کنیم تا یاری مان کند تا در مسیر خوب زندگی کردن گام های کوچک را متوالی و متعهدانه پشت سر بگذاریم و از لحظه به لحظه ی این مسیر لذت ببریم و جوری بمیریم که دیگران از ما به عنوان یک قهرمان یاد کنند.
مارکوپولوی سپاس گزار ِِ ثروتمند!
سلام
این اسم را امروز برای بار دوم هست که می نویسم و باورت میشه اگر بگم من هیچ ایده ای برای هدایت شدن به این کامنت که چه عرض کنم، کتابچه ی ارزشمند داستان گونه ت نداشتم و فقط معجزه ای بود از جانب خدای خلاق بی نظیر م؟!!
…چقدر از داستان تحول و تکامل فرکانسی و مداری ت لذت بردم،
از روند رو به رشد باورهات،
و چقدر غبطه خوردم به سنّ ت که با قانون آشنا شدی و پیش رفتی، باید تبریک گفت به این همه جسارت و تعالی!
خدا رو شکر…
برای معجزاتی که در مسیر قانون و تکامل مدار هات تجربه کردی و می کنی واقعا خوشحالم و حتا ساده و کوچک هم که باشند باز باور ذهن بازیگوش و چموش من رو قوی تر و خالص تر می کنه.
و سپاس که متن فایل رو باز هم در بهترین قسمت نوشته ت برام مرور کردی…
یاد حرف استاد افتاد همین لحظه :که انرژی نه از بین میره و نه به وجود میاد و قطعا دوباره به خودت برمی گرده و در فاصله ی یک روز نوشتن اون کامنت زیبای تاثیر گذار برای من این انرژی به خودت برگشت و چقدر این خدای من شگفت انگیز هست و قوانین ش بی نظیر.
شکر!
مرور آیه های قرآن هم برایم عالی بود.
فقط باید برای تمام نوشته ات سپاسگزاری کنم ?
و از خداوند برای مان طلب هدایت به زیباترین ها و خواستنی ترین های جهان را داشته باشم. ?
دوستت دارم
زندگی عاشق توست
و من برات طلب خیر و برکت بیکران دارم ?
شاد باشی ? ?
سلام بر برادر نازنینم جناب علی
وقت بخیر ?
سپاسگزارم برای پاسخ و نگاه زیباتون به کامنت م.
الان که خودم بعد از گذشت دقیقا یک ماه خوندم متوجه خیلی تغییرات در دیدگاه م شدم و خدا رو شکر می کنم چون این نشان دهنده ی تکامل فرکانسی ست.
من هنوز هم در حال کشف دوره های ارزشمند استاد در فایل های دانلودی هستم و عجیب هست اما هیچ خلائی رو از نبودن در دوازده قدم ندارم، هرچند قلبم پرمی کشه برای تجربه ش.
اما اینقدر نوشته های سایت، کتاب رویاها، بودن در سفر پربرکت و بخش مقالات شاهکار راهکار مریم جان منو سرشار کرده که همه ی وجودم پر از شور و اشتیاق و شعف پیش رفتن در مسیر قانون هست و شکر برای همه ی این روزها که زیباتر از همه ی عمرم تجربه کردم.?
خدا رو شکر می کنم ?
سپاسگزارم ?
خداوند عاشق شماست
سلام به تو صانیای عزیز!
پیام ت بسیار زیبا و تاثیر گذار بود.
من هم الان چند روزی هست که فقط در همین روز سفر هستم و فایل رو، متن رو، فایل های مرتبط رو با هدایت الهی بررسی می کنم و انگار از عجله ای که در اولین روزهای آشنایی با سفرنامه در وجودم داشتم خیلی زیاد فاصله گرفتم. به خودم اجازه ی درک و اجرای قانون رو میدم و دوست دارم با همه وجودم همه ی ٱگاهی های هرروز رو روزها مزه مزه کنم…
داستان کوتاهی که از قبل از درک و عمل به قانون و بعد از اون نوشتی هم بسیار برام ملموس و محسوس بوده و هست.
خدا رو شکر می کنم ? برای اینکه تمام اعضای خانواده ام مثل خودم در مسیر قانون در حال تجربه ی لحظه به لحظه ی لذت تکامل و رشد هستند.
سپاسگزارم ?
شاد باشی ?
دوستت دارم
خداوند عاشق توست
سلام خواهر نازنین عباس منشی ام 🌼
فاطمه بابایی عزیزم 🌸
می نویسم تا به یادم بماند خداوند چگونه هر لحظه در حال هدایت من است .
امروز صبح در حین انجام ستاره ی قطبی من، یک لحظه از ذهنم گذشت که کلیپ انگیزشی شماره ۳ استاد رو برای گروه همکارانم در فروشگاه ارسال کنم و همون لحظه تصمیم گرفتم بعد از تموم شدن برنامه م این کار رو انجام بدم که متوجه شدم دایره ی آبی کنار اسم م در سایت روشن شده ، من عاشق این دایره ی آبی هستم .
بعد از اون یه لحظه دست دست کردم که اول برم ببینم پیام تازه چی هست یا کلیپ رو بفرستم که پیام رو باز کردم و متوجه پاسخ تو در همین کلیپ شدم که در ذیل دیدگاه م نوشتی . واقعا شگفت زده شدم .
و خداوند رو شکر کردم 🙏🌸
خوشحالم که همه ی ما در جریان هدایت قرار داریم .
این بی نظیر هست .
تو باعث شدی تا نوشته م رو خودم باز مرور کنم و کلی درس بگیرم ازش .
سپاسگزارم ازت نازنینم که دستی از طرف خداوند شدی برای هدایت من🌸🙏🌼
دوستت دارم❤️
خداوند عاشق توست❤️
سلام بر عیسی خان عزیز !
برادر نازنین عباسمنشیام 🌼
من هم سپاسگزارم از خداوند که به من فرصت نوشتن این نوشته رو عطا کرد .
و از شما هم سپاسگزارم برای نظر ارزشمند و مهربانانه تون 🙏🌼
دوستتان دارم ❤️
خداوند عاشق شماست ❤️
سلام اسما آشوری عزیزم 🌸
خواهر نازنین عباسمنشیام 🌼
منم خدا رو شکر می کنم برای حضورم در اینجا
و به تو نازنینم هم تبریک میگم که در جمع خانواده ی عزیزم هستی .
و خوشحالم که می تونیم با هم در ارتباط باشیم و برای هم دیدگاه بنویسیم.
قطعا همونطور که این خواستهی ما محقق شد و ما الان در این سرزمین شگفتی از قوانین الهی صحبت می کنیم و می خوانیم و می نویسیم و آموزش می بینیم و یه استاد بی نظیر داریم ، بقیه ی خواسته ها هم به همین شکل بدیهی محقق میشن و وارد زندگیمون خواهند شد.
حس خوب=اتفاقات خوب
سپاسگزارم نازنینم 🌸
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق توست ❤️