این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2014/10/angizeshi-tabestan7.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2014-10-09 06:36:072025-12-02 22:55:12انگیزهسازی برای هدف
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و خوندن مطلب این روز و دیدن اون کلیپ انگیزشی اشک منو در آورد مخصوصا اونجا که گفتن هیچ کس نمیتونه جز خودت جلو خودتو بگیره
اونجا که گفتن پدر و مادر تو مقصر وضعیت الان تو نیستن اونجا که گفتن از خودت بپرس این زندگی که من الان دارم واقعا اونی بوده که میخواستم ؟
نه نه نه اون زندگی ک میخوام هیچ چیزش شبیه این زندگی که دارم نیست .تلاش نکردم من واقعا از جون دل تلاش نکردم
همیشه میگفتم خب ازدواج کنم که چی ؟
پولدار بشم که چی ؟
وقتی پسر عموم فوت شد و من زمان زنده بودنش میدیدم چطور با سرطان جنگید چقدر تلاش کرد و دقیقا یه هفته قبل اینکه جواب سفارش بیاد فوت شد واقعا از هک پاشیده شدم و میگفتم این دنیا دنیای نرسیدن هست ببین بیچاره چقدر تلاش کرد آخرش را کوله باری از آرزو ها به خاک رفت دیگه دست از همون یه ذره تلاش هم ورداشتم و فقط کارم گریه بود جای خالیش و… یه مدت گذشت و داشتم با دوستم صحبت میکردم و همین حرفارو به اونم گفتم و دوستم جواب داد که منو به فکر فرو برد
گفت پسر عموت ارزش زندگی رو فهمیده بوده و بخاطر همین نام لحظه آخر تلاش کرده و ادامه داده
خیلی جالب بود نگاهش به زندگی پسر عموم
خلاصه که واقعا زندگی خیلی ارزشمنده ولی من 34سال نفهمیدم و الان تازه دارم بیدار میشم
سلام یه پیشنهاد خوب برا سایت دارم . صحبت های استاد رو هم زمان بصورت نوشتاری در تصویر تایپ کنید باعث میشه دیدن فایل ها جذاب تر بشه و ذهن هم تمرکزش بصورت کلمه به کلمه رو جملات بیشتر میشه برا کسایی هم که مینویسند صحبت های استاد رو کار راحت تر میشه و یاد گیری رو راحت تر میکنه
من هرگز نخواستم همرنگ جماعت باشم هرگز نخواستم زندگی عادی داشته باشم و این شور و اشتیاقی که برای تغییر زندگی داشتم سبب شد امروز عضو این سایت باشم و گوش های مبارکم این فایل را گوش بده
بنظرم تمرکز روی روزشمار تحول زندگی همون قدم های کوچک و پیوسته ای است که منو به مقصد میرسونه به خوشبختی میرسونه
خداراشکر میکنم که آگاهانه زندگی میکنم
روزم را با یادگیری مهارت، کار کردن روی باور هام و انجام کارهای مفید سپری میکنم و از وقتی که اینجوری زندگی میکنم لذت میبرم و راضی هستم از زندگیم
چالش ها و مشکلات است اما حس امیدواری من به آینده زیبا قویتر از کمبود های زندگیم است.
دلم میخواد خدا کمکم کنه که بتونم هر روز مناجاتی داشته باشم باهاش، حرف بزنم با خدایم تا قلبم سرشار از عشق بشه
نکته مهم این فایل: خودتو تصور کن که به خواسته ات رسیدی
تقریبا دوسال پیش توی دفترم بخاطر نعمت های که قرار بود بهش برسم پیشاپیش سپاس گذاری مینوشتم مثلا مینوشتم خدایا شکرت امروز ده میلیون مشتری برام پول واریز کرده و میدیدم چند روز بعدش دقیقا همین اتفاق می افتاد
این فایل بهم یادآوری کرد که دوباره شروع کنم به سپاس گذاری برای نعمت های که قراره در آینده وارد زندگیم بشه
خدایا سپاس گذارم بخاطر همسر ایده الی که قراره وارد زندگیم بشه
خدایا شکرت بخاطر عشق بینظیری که قراره تجربه کنم
خدایا شکرت که توی مهارتم حرفه ای میشم
خدایا شکرت که قراره با لذت و راحتی پول فراوانی وارد زندگیم بشه
خدایا شکرت بخاطر مسافرت های که قراره برم و زیبایی های زیادی را در کنار عشق دلم تجربه کنم
خدای خوب من بخاطر داشته هایم و به خاطر رسیدن به خواسته هایم در آینده نزدیک سپاس گذارتم…
و به زودی قراره زیبایی های زیادی را تجربه کنم چون در حال ساختن باور های قدرتمند کننده هستم.
سلام خدمت همه دوستان و استاد گرامی و خانم شایسته ی عزیز
دیشب با یک تضاد بسیار سختی برخورد کردم که باعث شد واقعا پا روی ترسم بگذارم و بخواهم اون شاخه ی زیر پایم را قطع کنم و به پرواز در بیام
واقعا کل این مدت از مهاجرت کردن میترسیدم ولی دیشب با همه ی وجودم از معبودم خواستم که مرا درین راه ثابت قدم کند تا به این خواسته برسم.
هرچند برای این کار برنامه ی یادگیری زبان انگلیسی دارم و چند روزی هست اتفاقات دست به دست هم میدهند تا مرا به خواسته ام برسانند
از پروردگار جهانیان بی نهایت خرسندم که مرا با این کلیپ بیشتر ترغیب کرد تا از حرکتی که سالهاست منتظرش هستم دیگر واقعا بخواهم که حرکت کنم. و همین تضاد دلتنگی دیشب باعث شد واقعا بخواهم هدفهایی که سالهاست منتظرش هستم را با قدم های کوچک شروع کنم
مخصوصا اینکه دیشب کل اتفاق هایی که مرا از نقطه ی امنم جابه جا کرده بود و باعث رشد و پیشرفتم شده بود جلوی چشمم آمد و مطمئن تر شدم که هر گاه حرکت کنم و هر اتفاقی بیفتد حتما رو به جلو هست و هرگز به ضررم تمام نخواهد شد.
مثل اولین باری که کابل میرفتم و شب ها بر روی بام با خدایم راز و نیاز میکردم و چقد اتفاقات به سمت خوبی پیش رفت هرچند حس های ضد و نقیض می آمد که تو هیچ چی بلد نیستی مخصوصا ریاضی ات خیلی ضعیف هست و…
و بعدش امتحان کانکور که نتیجه ی خوبی گرفتم و آنجا هم بعد سختی های اتاق داری و سختی درس ها باز هم در رشته ی جامعه شناسی قبول شدم که حس میکنم واقعا یکی از درست ترین رشته هایی بوده که درش قبول شدم هرچند تا دوسال خواندم ولی بعدش ادامه ندادم. و فهمیدم اگر ادامه میدادم مثل لقمه ای بود که هزار بار دور سرم میچرخاندم. و بعد همین ادامه ندادنم و ماندنم کنار خانواده باعث شد شغل مورد علاقه ام را پیدا کنم که فیلم و عکاسی بود و سالها درین حوزه با استدیو های مختلف کار کردم و باعث غلبه بر کلی از ترس های واهی کودکی ام بود. از جمله کار با مردان کار کردن تا نصف شب و…
درین جریان با استادانی مختلفی آشنا شدم و هر کدام درجه ای از باور هایم را تقویت کردند که از هر کدام شان بی نهایت خوشحالم و از همه بیشتر از استاد عزیزم عباسمنش که همیشه این سایت را مثل خانه ام فرض کرده ام و هرگاه نیاز به اطلاعات و حس عمیق آگاهی داشته باشم مخصوصا در مورد ساینس و فزیک،کل دنیا رو دور میزنم و دوباره به خانه ی امنم برمیگردم و فوقالعاده حس خوبی بهم دست میده چون دقیقا مثل سفر کردن های استاد به دور آمریکا هست و کلی زیبایی و آگاهی می بیند و بعد دوباره به پردایس برمیگردند.
واقعا حس فوقالعاده ای دارد داشتن چنین خانه ی امن و لذت بخشی. هرگاه دلم خیلی بگیرد از تضاد ها و مضطرب شوم همین آگاهی های سایت حالم رو خوب میکنه و قبلا دوستانم خیلی مسخره ام میکردند که تو باید فایل های استاد همیشه در گوشت باشد تا حالت خوب باشد ولی حالا کم کم همگی شان به این آگاهی ها رو آورده اند. و بعضی شب ها با هم نقل و قول میکنیم و بجای غیبت و سرک کشیدن در زندگی دیگران حال مان را با آگاهی ها خوب میکنیم.
این فایل نشانه ام بود و میخواهم این جملات بماند به یادگار که تا بدانم چند وقت دیگر میتوانم به هدفم برسم. هرچند هدف امسالم سلامتی و روابط بود ولی حس میکنم همین مهاجرت زیر مجموعه ی روابط باشد چون میخواهم کنار همسرم باشم و رابطه ی خوبی بسازم و ازین دوری که بازهم باعث رشد من در غلبه بر ترس های آشپزی و فرزندآوری و… داشتم غلبه کنم و حال توکل میکنم بر خدای مهربان که دستم را بگیرد. و انشالله دعای استادم هم پشتم باشد. خدایا بی نهایت شکرت از این حس خوب نوشتن
با درود فراوان به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
جملات آخر این فایل مو به تن من سیخ کرد ، هر لحظه ممکنه فرصت عالی زندگی کردن از دست بره جوری زندگی کن که هم خودت لذت برده باشی و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی دیگران کنی
برنامه ریزی و تعهد به پیاده سازی آن برنامه در زندگی روزمره مهمترین وظیفه منه
فقط ثابت قدم بودن در مسیر و تو درو دیوار نرفتن موضوعی هست که چند باره برام اتفاق میافته هر بار که از مسیر خارج میشم واقعا زندگی برام سخت میشه افکار منفی هجوم میارن و من میفهمم که کوتاهی کردم
فکر میکنم حسرت بزرگ اینه که بدونی مسیر درست چی بوده وقت کافی هم براش داشتی که تلاش کنی و توی اون مسیر رشد کنی ولی سهل انگاری کردی و قدر لحظه های باارزش زندگی رو ندونتستی و فرصتت تمام میشه
من با فرکانس لحطه ای حال خوب رو درک کردم و امیدوارم روزانه ،متعهدانه و صبورانه در این مسیری که طبق آموزههای استاد برای خودم طراحی کردم ثابت قدم باشم
گاهی وقت ها شروع میکنی و چند قدم که بر میداری با برخورد به یه چالش در زندگی متوقف میشی ومسیر رو گم میکنی.
مشکلات زندگی اونقدر تورو درگیر میکنه که تمام اهداف عالی خودتو فراموش میکنی .اما استاد تو یکی از فایل هاشون میگفتن تو شرایط سخته که تو باید خودتو محک بزنی و ثابت قدم باشی .
تو این موقع هاست که تو باید کانون توجه خودتو کنترل کنی نکات مثبت زندگی رو ببینی و بتونی شاد باشی.
اکه بتونم تو این شرایط ایمانمو قوی کنم مسیر خودمو ادامه بدم و از پسش بر بیام میدونم که نتایج به سرعت وارد زندگی من خواهد شد
درود بر استاد عزیزو مهربان و دوست داشتنی و بانو شایسته
درود برهمه عزیزانی که اینجا هستند تا زندگی خودشونو خوب کنند و بقیه هم یاد بگیرن و الگو بشه که میشود. باور پذیر بشه که میشود.
6دقیقه فایل ولی انگیزه و امید و شور و شوقی در دلم ایجاد کرد که حد نداره .
این فایل نیست این مرهمه .
این فایل نیست معجزه است
این فایل واقعا جادو میکنه
الان چند روز بود که حال بسیار بدی داشتم و به جرعت میتونم بگم سقوط آزاد داشتم و کم مونده بود که بیفتم در قه قرای چاه سیاه و تاریک .
چندروزی بود که شیطان ترس بر من چیره شده بود و داشت خفه ام میکرد ولی بعد از شنیدن این فایل الهام شد که برو به قبرستان و برو داخل قبر .
میگفتم که قبلا رفتم تکراری شده و راحته ولی یکی تو وجودم میگفت بلند شو و حرکت کن . بلندشدم و حرکت کردم و سوار ماشین شدم . پام از روی پدال بلند نمیشد و چند بار نزدیک بود که ماشین خاموش بشه زیر پام ولی من تلاش کردم و ماشین حرکت کرد و بلاخره راه افتادم و رفتم تا رسیدم به قبرستان . رفتم و سلامی دادم و رفتم داخل قبر و نشستم اونجا و بسیار بسیار آروم شدم و بعدش آمدم بالا و روحم جان تازه ای گرفت و گویی الهامات سرازیر شدن یکی پس از دیگری اولین الهام این بود که تو برای باران ظرفی نداری و بایستی ظرفتو آماده کنی و منتظر نباش .
تو مسیر برگشت دلم سیب گلابی میخواست و ساعت 1شب بود و تمام میوه فروش های مسیر بسته بودن و بهم الهام شد از یک مسیر دیگه برو و من گفتم چشم . فرمانبردارم سرورم و راهمو کج کردم و از یک مسیر دیگه رفتم و مغازه ای پر از میوه های رنگین و خوشمزه باز بود و 4مدل سیب داشت و من هم بهترینشو گرفتم و یکیو شستم و تو مسیر نوش جان کردم و برگشتم خونه الان بسیار بسیار بسیار آرام و راحت هستم .
استاااااد این فایل نیست این بهترین مشاور روی زمینه . ازتون سپاسگذارم.
درپناه الله یکتا شادو سرزنده و خوشحال و موفق باشید .
ازاین جمله لذت میبرم ؛خوب زندگی کنم . وزمین را جای بهتری برای زندگی دیگران کنم. استادجان بابت وجود شما ازخداوند بینهایت سپاسگزارم.
آگاهیهای این فایل :
آیا زندگیم همان چیزی هست که میخواستم؟
چقدراز خواسته هام محقق شده اند ؟
آیا هدف دارم ؟ آیا هدف وخواسته هایی واضح ومشخص دارم ؟ آیا میتوانم خودم رادرآینده ببینم آینده ایکه درآن به اهدافم رسیدم وآنقدر این تصویرسازی راتکرار کنم تاباور کنم که میرسم .
آیا برای هدفم قدمهای کوچک ومتوالی برمیدارم؟
بزرگ فکرکنم وکوچک شروع کنم این فرمول موفقیت است
باورهای محدود کننده ام رابشناسم وحذفشان کنم
تنها دشمن وتنها دوست وتنها ناجی خودم هستم
همه چیزی که نیاز دارم همین الان دارم .قانون تکامل را رعایت کن .نگو هروقت همه شرایط مهیا شد بلکه بدان که توباید اول حرکت کنی وقدم اول روباشجاعت برداری قدمهای بعدی گفته میشه وهمه چیز فراهم میشود .آماده شزوع ، آماده تغییر .آماده ساختن یک زندگی جدید باش .پس از همین امروز شروع کن روزی یک صفحه کتاب بخوان .روزی ده دقیقه مراقبه ومناجات کن وروزی ده دقیقه ورزش کن
یادت باشه هیچکس کامل نیست توهمین الانم ارزشمندی، فوق العاده ای وبهترین هستی .ایمان داشته بلش،.این کلید طلایی رشد است اگه تاالان باایمان حرکت میکردی بسیاری از خواسته هایت رابدست آورده بودی .
اما بهانه آوردی .توجیه کردی .حرکت نکردی .
شروع کن بهانه وتنبلی راکناربزار قدم اول رابردار گامهای کوچک اما ادامه دار بردار مسیر برایت روشن میشود
این کامنت رو در استانه ورود به سومین سالم از عضویت در سایت مینویسم
یادش بخیر دقیقا همین فایل من رو به سمت صاحب این صدا هدایت کرد که ایشون کیه ؟!
و باقی مسیر …
یادمه اواخر بهمن ماه با وجود تمام مقاومتهای ذهنیم عضو سایت شدم و انگار جهان من عوض شد و فهمیدم که اینجا همون جاییه که خداوند در تمام 30 سال از زندگیم به من وعدشو میداد
وقتی عضو سایت شدم انگار تاریکِ تاریک بودم و در تمااااام جنبه های زندگیم زیر صفر …
پر بودم از بدهی،من مریض روحی و جسمی بودم،من یک روز رابطه خوبی رو تجربه نکرده بودم ،از لحاظ معنویت زیر صفر بودم ،یه شخصیت درب و داغون پر از افکار منفی ،پر از نشدن ها …
اما هر روز که میگذشت حس میکردم یه حاله ای از نور دارد وارد جهانم میشه که روشنش میکنه که امید میبخشه که رشد میده من رو …
قدم اول دوره مقدس 12 قدم رو فوری خریدم که حتما یه سری راز هست که استاد فقط تو دوره هاش میگه (من حق داشتم چون پیش زمینه ذهن من،استادای دیگه ای هم که داشتم اینو تایید میکرد که رایگان با محصول متفاوته اما اینجا فرق میکرد )
جلو رفتم اونقدر حالم عالی شد که هیچ وقت یادم نمیره پدرم بهم گفت: حالتُ میلیاردی میخرم یعنی من از عمق وجود خوشحال بودم ؛ انگار تمام دنیا از آنِ من شده بود انگار میتونستم کوهها رو جابه جا کنم
و با وجود تمام فشارها ..هدایت ها از راه رسید ،خداوند شاهده من همیشه به این فکر میکردم که من تا اخر عمرم بدهکار میمونم و هیچ وقت پولی برای خودم نخواهم داشت
ولی انگار خدا خیلی منو دوست داشت و من دقیقا روز تولدم دخترم فروردین 403 به فایلهای استاد عطار روشن هدایت شدم و تصمیم گرفتم که بدهیهامو پرداخت کنم از ریز تا درشت !چطور؟قدم به قدم …مثل آقا رضا عطار روشن مثل استاد که وقتی خواستن بدهیاشونُ پرداخت کنن با اینکه سمینار داشتن ولی کفش نمیخریدن من دقیقا همین روش رو رفتم من پولی برای خودم نداشتم حتی برای شارژ زدن گوشیم
اما من ادامه دادم ،تسلیم شرایط نشدم یکی دو جا زدم زیر خواستم اما باز خدا دیر نکرد اروم اروم بدهیا سبک و سبکتر شد من حتی بدهی که به خودم داشتم رو هم پرداخت کردم و در آغاز سال 404 من نه پولی برای خودم داشتم و البته نه بدهی برای دیگران و من بعد از سالهای سال ، سال جدیدُ با صفر شروع کردم نه زیر صفر …
و دیدم عه من دیگه داروی اضطراب نمیخورم این برای من حکم یه معجزه بود که من همیشه فکر میکردم بدون این داروها نمیتونه حال من خوب باشه پس الان چی شد ؟! این اگاهی ها روح منو نجات داد
من در شروع سال 404 دیدم با استفاده از فقط فایلهای رایگان قانوم سلامتی در عرض سه ماه 30 کیلو وزن کم کردم
و اونجا بود که به خودم گفتم استاد عباسمنش متفاوتترین استادِ تمام دورانهاست و الان با وجود اینکه کللی دوره دارم، به نظرم هیچ فایلی در این مکان مقدس با هم متفاوت نیستن و ما فقط باید جهت تشکر از استاد دوره هاشون رو تهیه کنیم تمام فایلها فقط سود و سود وسود…
سال جدیدم رو شروع کردم بازم با دوره مقدس 12 قدم ، گفتم که از نظر مالی اوضاع فقط صفر بود مثل یه نوزاد که نمیتونه گردنشو نگه داره ، از یه طرف باید عادتهای مخرب در مورد قرض گرفتن حل میشد از یه طرف باید پول رو میدیدم در حسابم و من به جهان به خدای خودم تعهد دادم که از این کارها نکنم و انگار خداوند منتظره ما یه قدم برداریم و اونم ما رو در آغوش بگیره و من طبق خواسته استاد در قدم اول هر ماه مبلغی رو به حسابم زدم و گفته بودم هر طور باشه من اون پول رو خرج نمیکنم( برای منی که هر وقت تو حسابش پول بود یه چاله براش میکند اونم سالهای دراز بعضی جاها خیلی سعخت بود )ولی من یه اهرم رنج در ذهنم شکل گرفته بود و خب دیده بودمش هم به عینه در زندگیم که، اگه رو تعهدم بزنم چک جهان رو هم میخورم
و خدا رو شکر الان من کلللللی پووول دارم و تا به حال هم با عشق رو تعهدم که هر ماه مبلغی رو بزارم کنار موندم
امسال انگار دقیقا دو سه روز قبل از 13 بدر همش حس میکردم خداوند به من میگه تو این جهان فقط عشق و محبت میمونه
من این صدا رو خیلی میشنیدم و قلبم باز میشد
یه روز چشم باز کردم و دیدم به صورت خیلی نامحسوس انگار اروم اروم دارم رو رابطه عاطفیم کار میکنم
نمیدونم نوشتنش درسته یا نه
ولی برا منی که اگر ماه 30 روز بود همون
29 روز و 20 ساعتش رو در یک جدایی عاطفی به سر میبردم
در زندگی عاطفیم هیچ حس خوب، هیچ لذت ،هیچ راحتی، هیچ ازادی نبود
وقتی دیدم خدای من الان 3 .4 ماهه که ما باهم خوب خوبیم که عشق میپاشیم گرد عشق بگو مگو ،سکوت سنگین نیست واقعا شاد و خوشحال شدم
و بعدش من خودم باعث شدم که یه تضاد تو رابطه مون به وجود بیاد
البته خدا رو شکر این تضادها همیشه به یه سکوت سنگین و صحبت نکردن ختم میشد والّا ما هیچ وقت دعوای به اون صورت شدید ،یا کتک کاری یا حرف رکیک یا بی احترامی یا کشیده شدن به خانواده ها اصلا نداشتیم ترجیحمون بر سکوت بود و انگار همون رو هم خدا مدیریت میکرد
و وقتی من رسیدم به اون تضاده و خب من هیچ وقت اگاهانه به خاطر یه ترس مسخره (ترس از دست دادن)اصلا دوست نداشتم وارد حل کردن رابطه عاطفیم بشم و همیشه میگفتم اگه یه زمانی دیدم به تموم اهدافم رسیدم شااااید برم رو رابطه عاطفیم کار کنم
وسطهای فایلهای خانه تکانی ذهن بودم که دیدم انگار ایمانه داره به ترسه غلبه میکنه ،قلبم داشت میومد دهنم اما میگفتم باشه عیب نداره و با وجود تمام مقاومت ها خداوند من رو در مسیر کامنتهای دوست عزیزززززم ( شکوه جان ) قرار داد با کامنتهای ایشون انگار اون سیمان مقاومته ترک برداشت و من بازم با وجود مقاومتهای ذهنی دوره عشق و مودت رو دیگه تهیه کردم و خداااااای من ،انگار اون اگاهی ها ورق زندگیم رو برگردوند و طعم زندگی رو چشیدم
همیشه به خودم میگم رابطه عاطفی من به قبل و بعد از دوره عشق و مودت برمیگرده ،
درسته همه چیز رابطه من الان پرفکت نیست اما اگه الانم بمیرم هیچچچچ حسرتی در رابطه عاطفیم ندارم
من روز خوش تو این مدت زیاد دیدم با اینکه به ده درصد اون اگاهی ها شاید عمل کردم و تا جلسه 8 پیش رفتم ولی دنیای من کن فیکون شد
من راحت و ازاد تر شدم در زندگیم
من فهمیدم که من بدبخت به دنیا نیومدم
من میتونم خوشبختی بی حد و حصر رو برای خودم رقم بزنم
من فهمیدم که خداوند چه همسر بی نظیری رو برای من انتخاب کرده که فقط باید ازش یاد بگیرم یه شخصیت عالیییی
و اینم بگم ،خدا در این مدت برا من همه کار کرد من به عقل خودم به خدا قسم نمیتونستم
و رسیدم به امروز خیلی خوب میدونم که باید مثل فایلها و متن های فایلهای سایت و در کل خود سایت
من هم همواره باید در حال بهبود زندگیم در تمام جنبه ها باشم، باید اوضاع مالیم از این بهتر بشه، باید رابطه عاطفیم همیشه رو به رشد
باشه ،مراقب روح و روانم باشم و و و …
رسیدم به این نقطه که توی سلامتی در حال حاضر زیر صفرم
و با اینکه چند وقتیع افتاده به ذهنم که باید مهارت رانندگی رو یاد بگیرم و برم تو دل این ترس و خیلی هدف های دیگه…
ولی
این شرایط جسمانیم رو اصلا رضایتی ندارم ازش انگار دیگه خسته شدم، بریدم
و این هدفُ الان نیست که بهش فکر کنم من از دی ماه 403 که رفتم رو فایلهای معرفی دوره قانون سلامتی باهاش دست و پنجه نرم میکنم اما بدون تسلیم بودن در برابر خداوند
من تو این زمینه به خدا از همون اول راه نشون دادم یه دندگی کردم گفتم یا با قانون سلامتی یا هیچ !
خداوند هر جور من خواستم هدایتم کرد پول دوره قانون سلامتی رو هم رسوند خریدمش اما انگار نمیشد ….
بخشی از دوره استاد عطار روشن رو هم خریدم اما انگار باید قبل از همه اینا که به ذهنم رجوع میکردم باید تسلیم قلبم میشدم و به قلبم رجوع میکردم
من دوره قانون سلامتی رو .. کشیدم به رخ خداوند
انگار گفتم تو بلد نیستی فقط همین !
منم منم زیاد کردم
و همین شد که بعد از دو سال بودن در سایت هنوز دردهای جسمانیم رو دارم 3 ماه تمام پاییز دکتر رفتم …
و انگار دکتر رفتن، امپول زدن ، قرص استامینوفن خوردن برام عادی شده
خدایا منو ببخش ،نادونی کردم
اگر دوره رو خریدم بزار به پای تشکر از استاد عزیزم بنده توحیدی تو که ازت میخوام اونقدر بهم ثروت بدی که تمام دوره هاشو فقط به جهت تشکر ازشون بخرم (الهی آمین)
اما تو بیا منو ببخش
ایندفعه از خودت سلامتی میخوام
من هر روز یه جام درد میکنه
این روند اگر ادامه پیدا کنه زمین گیر میشم
واقعا اگر سلامتیم نباشه من هیچی به چشمم نمیاد ؛از آویزون این و اون خسته شدم، از شرک خسته شدم، با وجود مقاومت ذهنی شدیدم در انتخاب هدفم سلامتیم در این برهه از زندگیم، انتخاب میکنم این هدف رو و به دستان شفا بخش تو میسپارم خودم رو
به خودت قسم مسیر مشخص نمیکنم با ذهنی پاک میام فقط تو بهم بگو میگم چشم :))
من بنده ی ضعیفتم ، خودت قویم کن
دستمو بگیر از نور خودت در من جاری کن
من فقط 33 سالمه اما کمردرد شده عادت روزانه م ، هر روز مریض شدن شده عادت روزانه …
تو همون خدایی که منو از قعر بدهکاری نجات دادی ، تو همون خدایی که رابطه ی عاطفیم رو بهبود دادی ،تو همون خدایی که روحمُ شفا دادی..
پس اینم میتونی کمکم کن به لطف خودت سلامتیم رو به دست بیارم
لطفتُ همه جا جار میزنم
خسته شدم ، خودم به عقل خودم خیلی راهها رفتم اما نشد
من به هر خیری که از تو برسه فقیرم
میدونم تنهام نمیزاری
مثل همون دو موردی که گفته بودم اگه قرض کردم بزن تو سرم و لحظه ای درنگ نکردی
حالا هم بهت تعهد میدم که رو هدفم بمونم و طبق فرمان تو پیش برم اگر زدم زیر تعهدم بزن تو سرم بزار آدم شم
خدایا همین جا بهت تعهد میدم به مدت 6 ماه روی سلامتیم تمرکز کنم چطوری؟
به نام خدا
17مرداد 1404
روز هشتم از روزشمار من هست
و خوندن مطلب این روز و دیدن اون کلیپ انگیزشی اشک منو در آورد مخصوصا اونجا که گفتن هیچ کس نمیتونه جز خودت جلو خودتو بگیره
اونجا که گفتن پدر و مادر تو مقصر وضعیت الان تو نیستن اونجا که گفتن از خودت بپرس این زندگی که من الان دارم واقعا اونی بوده که میخواستم ؟
نه نه نه اون زندگی ک میخوام هیچ چیزش شبیه این زندگی که دارم نیست .تلاش نکردم من واقعا از جون دل تلاش نکردم
همیشه میگفتم خب ازدواج کنم که چی ؟
پولدار بشم که چی ؟
وقتی پسر عموم فوت شد و من زمان زنده بودنش میدیدم چطور با سرطان جنگید چقدر تلاش کرد و دقیقا یه هفته قبل اینکه جواب سفارش بیاد فوت شد واقعا از هک پاشیده شدم و میگفتم این دنیا دنیای نرسیدن هست ببین بیچاره چقدر تلاش کرد آخرش را کوله باری از آرزو ها به خاک رفت دیگه دست از همون یه ذره تلاش هم ورداشتم و فقط کارم گریه بود جای خالیش و… یه مدت گذشت و داشتم با دوستم صحبت میکردم و همین حرفارو به اونم گفتم و دوستم جواب داد که منو به فکر فرو برد
گفت پسر عموت ارزش زندگی رو فهمیده بوده و بخاطر همین نام لحظه آخر تلاش کرده و ادامه داده
خیلی جالب بود نگاهش به زندگی پسر عموم
خلاصه که واقعا زندگی خیلی ارزشمنده ولی من 34سال نفهمیدم و الان تازه دارم بیدار میشم
الهی سپاسگذارم بابت این آگاهی ناب
سلام یه پیشنهاد خوب برا سایت دارم . صحبت های استاد رو هم زمان بصورت نوشتاری در تصویر تایپ کنید باعث میشه دیدن فایل ها جذاب تر بشه و ذهن هم تمرکزش بصورت کلمه به کلمه رو جملات بیشتر میشه برا کسایی هم که مینویسند صحبت های استاد رو کار راحت تر میشه و یاد گیری رو راحت تر میکنه
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد جان
سلام خانم شایسته عزیزم.
روز شمار تحول زندگی من/ روز هشتم.
من هرگز نخواستم همرنگ جماعت باشم هرگز نخواستم زندگی عادی داشته باشم و این شور و اشتیاقی که برای تغییر زندگی داشتم سبب شد امروز عضو این سایت باشم و گوش های مبارکم این فایل را گوش بده
بنظرم تمرکز روی روزشمار تحول زندگی همون قدم های کوچک و پیوسته ای است که منو به مقصد میرسونه به خوشبختی میرسونه
خداراشکر میکنم که آگاهانه زندگی میکنم
روزم را با یادگیری مهارت، کار کردن روی باور هام و انجام کارهای مفید سپری میکنم و از وقتی که اینجوری زندگی میکنم لذت میبرم و راضی هستم از زندگیم
چالش ها و مشکلات است اما حس امیدواری من به آینده زیبا قویتر از کمبود های زندگیم است.
دلم میخواد خدا کمکم کنه که بتونم هر روز مناجاتی داشته باشم باهاش، حرف بزنم با خدایم تا قلبم سرشار از عشق بشه
نکته مهم این فایل: خودتو تصور کن که به خواسته ات رسیدی
تقریبا دوسال پیش توی دفترم بخاطر نعمت های که قرار بود بهش برسم پیشاپیش سپاس گذاری مینوشتم مثلا مینوشتم خدایا شکرت امروز ده میلیون مشتری برام پول واریز کرده و میدیدم چند روز بعدش دقیقا همین اتفاق می افتاد
این فایل بهم یادآوری کرد که دوباره شروع کنم به سپاس گذاری برای نعمت های که قراره در آینده وارد زندگیم بشه
خدایا سپاس گذارم بخاطر همسر ایده الی که قراره وارد زندگیم بشه
خدایا شکرت بخاطر عشق بینظیری که قراره تجربه کنم
خدایا شکرت که توی مهارتم حرفه ای میشم
خدایا شکرت که قراره با لذت و راحتی پول فراوانی وارد زندگیم بشه
خدایا شکرت بخاطر مسافرت های که قراره برم و زیبایی های زیادی را در کنار عشق دلم تجربه کنم
خدای خوب من بخاطر داشته هایم و به خاطر رسیدن به خواسته هایم در آینده نزدیک سپاس گذارتم…
و به زودی قراره زیبایی های زیادی را تجربه کنم چون در حال ساختن باور های قدرتمند کننده هستم.
خدایا شکرت…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت همه دوستان و استاد گرامی و خانم شایسته ی عزیز
دیشب با یک تضاد بسیار سختی برخورد کردم که باعث شد واقعا پا روی ترسم بگذارم و بخواهم اون شاخه ی زیر پایم را قطع کنم و به پرواز در بیام
واقعا کل این مدت از مهاجرت کردن میترسیدم ولی دیشب با همه ی وجودم از معبودم خواستم که مرا درین راه ثابت قدم کند تا به این خواسته برسم.
هرچند برای این کار برنامه ی یادگیری زبان انگلیسی دارم و چند روزی هست اتفاقات دست به دست هم میدهند تا مرا به خواسته ام برسانند
از پروردگار جهانیان بی نهایت خرسندم که مرا با این کلیپ بیشتر ترغیب کرد تا از حرکتی که سالهاست منتظرش هستم دیگر واقعا بخواهم که حرکت کنم. و همین تضاد دلتنگی دیشب باعث شد واقعا بخواهم هدفهایی که سالهاست منتظرش هستم را با قدم های کوچک شروع کنم
مخصوصا اینکه دیشب کل اتفاق هایی که مرا از نقطه ی امنم جابه جا کرده بود و باعث رشد و پیشرفتم شده بود جلوی چشمم آمد و مطمئن تر شدم که هر گاه حرکت کنم و هر اتفاقی بیفتد حتما رو به جلو هست و هرگز به ضررم تمام نخواهد شد.
مثل اولین باری که کابل میرفتم و شب ها بر روی بام با خدایم راز و نیاز میکردم و چقد اتفاقات به سمت خوبی پیش رفت هرچند حس های ضد و نقیض می آمد که تو هیچ چی بلد نیستی مخصوصا ریاضی ات خیلی ضعیف هست و…
و بعدش امتحان کانکور که نتیجه ی خوبی گرفتم و آنجا هم بعد سختی های اتاق داری و سختی درس ها باز هم در رشته ی جامعه شناسی قبول شدم که حس میکنم واقعا یکی از درست ترین رشته هایی بوده که درش قبول شدم هرچند تا دوسال خواندم ولی بعدش ادامه ندادم. و فهمیدم اگر ادامه میدادم مثل لقمه ای بود که هزار بار دور سرم میچرخاندم. و بعد همین ادامه ندادنم و ماندنم کنار خانواده باعث شد شغل مورد علاقه ام را پیدا کنم که فیلم و عکاسی بود و سالها درین حوزه با استدیو های مختلف کار کردم و باعث غلبه بر کلی از ترس های واهی کودکی ام بود. از جمله کار با مردان کار کردن تا نصف شب و…
درین جریان با استادانی مختلفی آشنا شدم و هر کدام درجه ای از باور هایم را تقویت کردند که از هر کدام شان بی نهایت خوشحالم و از همه بیشتر از استاد عزیزم عباسمنش که همیشه این سایت را مثل خانه ام فرض کرده ام و هرگاه نیاز به اطلاعات و حس عمیق آگاهی داشته باشم مخصوصا در مورد ساینس و فزیک،کل دنیا رو دور میزنم و دوباره به خانه ی امنم برمیگردم و فوقالعاده حس خوبی بهم دست میده چون دقیقا مثل سفر کردن های استاد به دور آمریکا هست و کلی زیبایی و آگاهی می بیند و بعد دوباره به پردایس برمیگردند.
واقعا حس فوقالعاده ای دارد داشتن چنین خانه ی امن و لذت بخشی. هرگاه دلم خیلی بگیرد از تضاد ها و مضطرب شوم همین آگاهی های سایت حالم رو خوب میکنه و قبلا دوستانم خیلی مسخره ام میکردند که تو باید فایل های استاد همیشه در گوشت باشد تا حالت خوب باشد ولی حالا کم کم همگی شان به این آگاهی ها رو آورده اند. و بعضی شب ها با هم نقل و قول میکنیم و بجای غیبت و سرک کشیدن در زندگی دیگران حال مان را با آگاهی ها خوب میکنیم.
این فایل نشانه ام بود و میخواهم این جملات بماند به یادگار که تا بدانم چند وقت دیگر میتوانم به هدفم برسم. هرچند هدف امسالم سلامتی و روابط بود ولی حس میکنم همین مهاجرت زیر مجموعه ی روابط باشد چون میخواهم کنار همسرم باشم و رابطه ی خوبی بسازم و ازین دوری که بازهم باعث رشد من در غلبه بر ترس های آشپزی و فرزندآوری و… داشتم غلبه کنم و حال توکل میکنم بر خدای مهربان که دستم را بگیرد. و انشالله دعای استادم هم پشتم باشد. خدایا بی نهایت شکرت از این حس خوب نوشتن
با درود فراوان به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
جملات آخر این فایل مو به تن من سیخ کرد ، هر لحظه ممکنه فرصت عالی زندگی کردن از دست بره جوری زندگی کن که هم خودت لذت برده باشی و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی دیگران کنی
برنامه ریزی و تعهد به پیاده سازی آن برنامه در زندگی روزمره مهمترین وظیفه منه
فقط ثابت قدم بودن در مسیر و تو درو دیوار نرفتن موضوعی هست که چند باره برام اتفاق میافته هر بار که از مسیر خارج میشم واقعا زندگی برام سخت میشه افکار منفی هجوم میارن و من میفهمم که کوتاهی کردم
فکر میکنم حسرت بزرگ اینه که بدونی مسیر درست چی بوده وقت کافی هم براش داشتی که تلاش کنی و توی اون مسیر رشد کنی ولی سهل انگاری کردی و قدر لحظه های باارزش زندگی رو ندونتستی و فرصتت تمام میشه
من با فرکانس لحطه ای حال خوب رو درک کردم و امیدوارم روزانه ،متعهدانه و صبورانه در این مسیری که طبق آموزههای استاد برای خودم طراحی کردم ثابت قدم باشم
همه در پناه حق باشیم
سلام
گاهی وقت ها شروع میکنی و چند قدم که بر میداری با برخورد به یه چالش در زندگی متوقف میشی ومسیر رو گم میکنی.
مشکلات زندگی اونقدر تورو درگیر میکنه که تمام اهداف عالی خودتو فراموش میکنی .اما استاد تو یکی از فایل هاشون میگفتن تو شرایط سخته که تو باید خودتو محک بزنی و ثابت قدم باشی .
تو این موقع هاست که تو باید کانون توجه خودتو کنترل کنی نکات مثبت زندگی رو ببینی و بتونی شاد باشی.
اکه بتونم تو این شرایط ایمانمو قوی کنم مسیر خودمو ادامه بدم و از پسش بر بیام میدونم که نتایج به سرعت وارد زندگی من خواهد شد
درود بر استاد عزیزو مهربان و دوست داشتنی و بانو شایسته
درود برهمه عزیزانی که اینجا هستند تا زندگی خودشونو خوب کنند و بقیه هم یاد بگیرن و الگو بشه که میشود. باور پذیر بشه که میشود.
6دقیقه فایل ولی انگیزه و امید و شور و شوقی در دلم ایجاد کرد که حد نداره .
این فایل نیست این مرهمه .
این فایل نیست معجزه است
این فایل واقعا جادو میکنه
الان چند روز بود که حال بسیار بدی داشتم و به جرعت میتونم بگم سقوط آزاد داشتم و کم مونده بود که بیفتم در قه قرای چاه سیاه و تاریک .
چندروزی بود که شیطان ترس بر من چیره شده بود و داشت خفه ام میکرد ولی بعد از شنیدن این فایل الهام شد که برو به قبرستان و برو داخل قبر .
میگفتم که قبلا رفتم تکراری شده و راحته ولی یکی تو وجودم میگفت بلند شو و حرکت کن . بلندشدم و حرکت کردم و سوار ماشین شدم . پام از روی پدال بلند نمیشد و چند بار نزدیک بود که ماشین خاموش بشه زیر پام ولی من تلاش کردم و ماشین حرکت کرد و بلاخره راه افتادم و رفتم تا رسیدم به قبرستان . رفتم و سلامی دادم و رفتم داخل قبر و نشستم اونجا و بسیار بسیار آروم شدم و بعدش آمدم بالا و روحم جان تازه ای گرفت و گویی الهامات سرازیر شدن یکی پس از دیگری اولین الهام این بود که تو برای باران ظرفی نداری و بایستی ظرفتو آماده کنی و منتظر نباش .
تو مسیر برگشت دلم سیب گلابی میخواست و ساعت 1شب بود و تمام میوه فروش های مسیر بسته بودن و بهم الهام شد از یک مسیر دیگه برو و من گفتم چشم . فرمانبردارم سرورم و راهمو کج کردم و از یک مسیر دیگه رفتم و مغازه ای پر از میوه های رنگین و خوشمزه باز بود و 4مدل سیب داشت و من هم بهترینشو گرفتم و یکیو شستم و تو مسیر نوش جان کردم و برگشتم خونه الان بسیار بسیار بسیار آرام و راحت هستم .
استاااااد این فایل نیست این بهترین مشاور روی زمینه . ازتون سپاسگذارم.
درپناه الله یکتا شادو سرزنده و خوشحال و موفق باشید .
بنام خداوند بخشاینده ومهربان
سلام خدمت استادعزیزم ومریم جان
ودوستان هم فرکانسی ومثبتم.
ازاین جمله لذت میبرم ؛خوب زندگی کنم . وزمین را جای بهتری برای زندگی دیگران کنم. استادجان بابت وجود شما ازخداوند بینهایت سپاسگزارم.
آگاهیهای این فایل :
آیا زندگیم همان چیزی هست که میخواستم؟
چقدراز خواسته هام محقق شده اند ؟
آیا هدف دارم ؟ آیا هدف وخواسته هایی واضح ومشخص دارم ؟ آیا میتوانم خودم رادرآینده ببینم آینده ایکه درآن به اهدافم رسیدم وآنقدر این تصویرسازی راتکرار کنم تاباور کنم که میرسم .
آیا برای هدفم قدمهای کوچک ومتوالی برمیدارم؟
بزرگ فکرکنم وکوچک شروع کنم این فرمول موفقیت است
باورهای محدود کننده ام رابشناسم وحذفشان کنم
تنها دشمن وتنها دوست وتنها ناجی خودم هستم
همه چیزی که نیاز دارم همین الان دارم .قانون تکامل را رعایت کن .نگو هروقت همه شرایط مهیا شد بلکه بدان که توباید اول حرکت کنی وقدم اول روباشجاعت برداری قدمهای بعدی گفته میشه وهمه چیز فراهم میشود .آماده شزوع ، آماده تغییر .آماده ساختن یک زندگی جدید باش .پس از همین امروز شروع کن روزی یک صفحه کتاب بخوان .روزی ده دقیقه مراقبه ومناجات کن وروزی ده دقیقه ورزش کن
یادت باشه هیچکس کامل نیست توهمین الانم ارزشمندی، فوق العاده ای وبهترین هستی .ایمان داشته بلش،.این کلید طلایی رشد است اگه تاالان باایمان حرکت میکردی بسیاری از خواسته هایت رابدست آورده بودی .
اما بهانه آوردی .توجیه کردی .حرکت نکردی .
شروع کن بهانه وتنبلی راکناربزار قدم اول رابردار گامهای کوچک اما ادامه دار بردار مسیر برایت روشن میشود
خودت روباورکن .خدای بزرگ روباورکن
تو برای خلق خوشبختی ولذت بردن از زندگی آمده ای .
تغییر روشروع کن باشجاعت حرکت کن .
خداوندا بابت همه چیز ازتو قدردان وسپاسگزارم
به نام ایزد منان
روزشمار تحول زندگی من: روز هشتم
درود به استاد عزیزم و مریم خانوم گل
ایا من الان جایی هستم که میخواستم؟
بلند شم واسه خودم هدف مشخص کنم و مسئولیت 100 درصد زندگیم بپذیرم منم که دارم زندگیم خلق میکنم.
هیچ ادمی کامل نیس الان در هرجایی ک هستم بهتریننقطه برای شروعه
بزرگ فکرکنم اما قدم کوچیک بردارم
خستهشدماماپاشم وادامهبدم
گریه کنم اما نزارم تو حال بد بمونم شروع کنم به حرکتکردن
من باید مثل یرود جاری باشم تا تازه بت طراوتبمونم.
وقتی که من قدمی برمیدارمنیروهایغیبی خودشون میان .
خدایا کمکم کن متعهد بمونم و بیشتر انجام بدم در عمل
درپناه خدا باشید🌱
به نام خدای همیشه همراهم
سلام به همه شما عزیزانم
این کامنت رو در استانه ورود به سومین سالم از عضویت در سایت مینویسم
یادش بخیر دقیقا همین فایل من رو به سمت صاحب این صدا هدایت کرد که ایشون کیه ؟!
و باقی مسیر …
یادمه اواخر بهمن ماه با وجود تمام مقاومتهای ذهنیم عضو سایت شدم و انگار جهان من عوض شد و فهمیدم که اینجا همون جاییه که خداوند در تمام 30 سال از زندگیم به من وعدشو میداد
وقتی عضو سایت شدم انگار تاریکِ تاریک بودم و در تمااااام جنبه های زندگیم زیر صفر …
پر بودم از بدهی،من مریض روحی و جسمی بودم،من یک روز رابطه خوبی رو تجربه نکرده بودم ،از لحاظ معنویت زیر صفر بودم ،یه شخصیت درب و داغون پر از افکار منفی ،پر از نشدن ها …
اما هر روز که میگذشت حس میکردم یه حاله ای از نور دارد وارد جهانم میشه که روشنش میکنه که امید میبخشه که رشد میده من رو …
قدم اول دوره مقدس 12 قدم رو فوری خریدم که حتما یه سری راز هست که استاد فقط تو دوره هاش میگه (من حق داشتم چون پیش زمینه ذهن من،استادای دیگه ای هم که داشتم اینو تایید میکرد که رایگان با محصول متفاوته اما اینجا فرق میکرد )
جلو رفتم اونقدر حالم عالی شد که هیچ وقت یادم نمیره پدرم بهم گفت: حالتُ میلیاردی میخرم یعنی من از عمق وجود خوشحال بودم ؛ انگار تمام دنیا از آنِ من شده بود انگار میتونستم کوهها رو جابه جا کنم
و با وجود تمام فشارها ..هدایت ها از راه رسید ،خداوند شاهده من همیشه به این فکر میکردم که من تا اخر عمرم بدهکار میمونم و هیچ وقت پولی برای خودم نخواهم داشت
ولی انگار خدا خیلی منو دوست داشت و من دقیقا روز تولدم دخترم فروردین 403 به فایلهای استاد عطار روشن هدایت شدم و تصمیم گرفتم که بدهیهامو پرداخت کنم از ریز تا درشت !چطور؟قدم به قدم …مثل آقا رضا عطار روشن مثل استاد که وقتی خواستن بدهیاشونُ پرداخت کنن با اینکه سمینار داشتن ولی کفش نمیخریدن من دقیقا همین روش رو رفتم من پولی برای خودم نداشتم حتی برای شارژ زدن گوشیم
اما من ادامه دادم ،تسلیم شرایط نشدم یکی دو جا زدم زیر خواستم اما باز خدا دیر نکرد اروم اروم بدهیا سبک و سبکتر شد من حتی بدهی که به خودم داشتم رو هم پرداخت کردم و در آغاز سال 404 من نه پولی برای خودم داشتم و البته نه بدهی برای دیگران و من بعد از سالهای سال ، سال جدیدُ با صفر شروع کردم نه زیر صفر …
و دیدم عه من دیگه داروی اضطراب نمیخورم این برای من حکم یه معجزه بود که من همیشه فکر میکردم بدون این داروها نمیتونه حال من خوب باشه پس الان چی شد ؟! این اگاهی ها روح منو نجات داد
من در شروع سال 404 دیدم با استفاده از فقط فایلهای رایگان قانوم سلامتی در عرض سه ماه 30 کیلو وزن کم کردم
و اونجا بود که به خودم گفتم استاد عباسمنش متفاوتترین استادِ تمام دورانهاست و الان با وجود اینکه کللی دوره دارم، به نظرم هیچ فایلی در این مکان مقدس با هم متفاوت نیستن و ما فقط باید جهت تشکر از استاد دوره هاشون رو تهیه کنیم تمام فایلها فقط سود و سود وسود…
سال جدیدم رو شروع کردم بازم با دوره مقدس 12 قدم ، گفتم که از نظر مالی اوضاع فقط صفر بود مثل یه نوزاد که نمیتونه گردنشو نگه داره ، از یه طرف باید عادتهای مخرب در مورد قرض گرفتن حل میشد از یه طرف باید پول رو میدیدم در حسابم و من به جهان به خدای خودم تعهد دادم که از این کارها نکنم و انگار خداوند منتظره ما یه قدم برداریم و اونم ما رو در آغوش بگیره و من طبق خواسته استاد در قدم اول هر ماه مبلغی رو به حسابم زدم و گفته بودم هر طور باشه من اون پول رو خرج نمیکنم( برای منی که هر وقت تو حسابش پول بود یه چاله براش میکند اونم سالهای دراز بعضی جاها خیلی سعخت بود )ولی من یه اهرم رنج در ذهنم شکل گرفته بود و خب دیده بودمش هم به عینه در زندگیم که، اگه رو تعهدم بزنم چک جهان رو هم میخورم
و خدا رو شکر الان من کلللللی پووول دارم و تا به حال هم با عشق رو تعهدم که هر ماه مبلغی رو بزارم کنار موندم
امسال انگار دقیقا دو سه روز قبل از 13 بدر همش حس میکردم خداوند به من میگه تو این جهان فقط عشق و محبت میمونه
من این صدا رو خیلی میشنیدم و قلبم باز میشد
یه روز چشم باز کردم و دیدم به صورت خیلی نامحسوس انگار اروم اروم دارم رو رابطه عاطفیم کار میکنم
نمیدونم نوشتنش درسته یا نه
ولی برا منی که اگر ماه 30 روز بود همون
29 روز و 20 ساعتش رو در یک جدایی عاطفی به سر میبردم
در زندگی عاطفیم هیچ حس خوب، هیچ لذت ،هیچ راحتی، هیچ ازادی نبود
وقتی دیدم خدای من الان 3 .4 ماهه که ما باهم خوب خوبیم که عشق میپاشیم گرد عشق بگو مگو ،سکوت سنگین نیست واقعا شاد و خوشحال شدم
و بعدش من خودم باعث شدم که یه تضاد تو رابطه مون به وجود بیاد
البته خدا رو شکر این تضادها همیشه به یه سکوت سنگین و صحبت نکردن ختم میشد والّا ما هیچ وقت دعوای به اون صورت شدید ،یا کتک کاری یا حرف رکیک یا بی احترامی یا کشیده شدن به خانواده ها اصلا نداشتیم ترجیحمون بر سکوت بود و انگار همون رو هم خدا مدیریت میکرد
و وقتی من رسیدم به اون تضاده و خب من هیچ وقت اگاهانه به خاطر یه ترس مسخره (ترس از دست دادن)اصلا دوست نداشتم وارد حل کردن رابطه عاطفیم بشم و همیشه میگفتم اگه یه زمانی دیدم به تموم اهدافم رسیدم شااااید برم رو رابطه عاطفیم کار کنم
وسطهای فایلهای خانه تکانی ذهن بودم که دیدم انگار ایمانه داره به ترسه غلبه میکنه ،قلبم داشت میومد دهنم اما میگفتم باشه عیب نداره و با وجود تمام مقاومت ها خداوند من رو در مسیر کامنتهای دوست عزیزززززم ( شکوه جان ) قرار داد با کامنتهای ایشون انگار اون سیمان مقاومته ترک برداشت و من بازم با وجود مقاومتهای ذهنی دوره عشق و مودت رو دیگه تهیه کردم و خداااااای من ،انگار اون اگاهی ها ورق زندگیم رو برگردوند و طعم زندگی رو چشیدم
همیشه به خودم میگم رابطه عاطفی من به قبل و بعد از دوره عشق و مودت برمیگرده ،
درسته همه چیز رابطه من الان پرفکت نیست اما اگه الانم بمیرم هیچچچچ حسرتی در رابطه عاطفیم ندارم
من روز خوش تو این مدت زیاد دیدم با اینکه به ده درصد اون اگاهی ها شاید عمل کردم و تا جلسه 8 پیش رفتم ولی دنیای من کن فیکون شد
من راحت و ازاد تر شدم در زندگیم
من فهمیدم که من بدبخت به دنیا نیومدم
من میتونم خوشبختی بی حد و حصر رو برای خودم رقم بزنم
من فهمیدم که خداوند چه همسر بی نظیری رو برای من انتخاب کرده که فقط باید ازش یاد بگیرم یه شخصیت عالیییی
و اینم بگم ،خدا در این مدت برا من همه کار کرد من به عقل خودم به خدا قسم نمیتونستم
و رسیدم به امروز خیلی خوب میدونم که باید مثل فایلها و متن های فایلهای سایت و در کل خود سایت
من هم همواره باید در حال بهبود زندگیم در تمام جنبه ها باشم، باید اوضاع مالیم از این بهتر بشه، باید رابطه عاطفیم همیشه رو به رشد
باشه ،مراقب روح و روانم باشم و و و …
رسیدم به این نقطه که توی سلامتی در حال حاضر زیر صفرم
و با اینکه چند وقتیع افتاده به ذهنم که باید مهارت رانندگی رو یاد بگیرم و برم تو دل این ترس و خیلی هدف های دیگه…
ولی
این شرایط جسمانیم رو اصلا رضایتی ندارم ازش انگار دیگه خسته شدم، بریدم
و این هدفُ الان نیست که بهش فکر کنم من از دی ماه 403 که رفتم رو فایلهای معرفی دوره قانون سلامتی باهاش دست و پنجه نرم میکنم اما بدون تسلیم بودن در برابر خداوند
من تو این زمینه به خدا از همون اول راه نشون دادم یه دندگی کردم گفتم یا با قانون سلامتی یا هیچ !
خداوند هر جور من خواستم هدایتم کرد پول دوره قانون سلامتی رو هم رسوند خریدمش اما انگار نمیشد ….
بخشی از دوره استاد عطار روشن رو هم خریدم اما انگار باید قبل از همه اینا که به ذهنم رجوع میکردم باید تسلیم قلبم میشدم و به قلبم رجوع میکردم
من دوره قانون سلامتی رو .. کشیدم به رخ خداوند
انگار گفتم تو بلد نیستی فقط همین !
منم منم زیاد کردم
و همین شد که بعد از دو سال بودن در سایت هنوز دردهای جسمانیم رو دارم 3 ماه تمام پاییز دکتر رفتم …
و انگار دکتر رفتن، امپول زدن ، قرص استامینوفن خوردن برام عادی شده
خدایا منو ببخش ،نادونی کردم
اگر دوره رو خریدم بزار به پای تشکر از استاد عزیزم بنده توحیدی تو که ازت میخوام اونقدر بهم ثروت بدی که تمام دوره هاشو فقط به جهت تشکر ازشون بخرم (الهی آمین)
اما تو بیا منو ببخش
ایندفعه از خودت سلامتی میخوام
من هر روز یه جام درد میکنه
این روند اگر ادامه پیدا کنه زمین گیر میشم
واقعا اگر سلامتیم نباشه من هیچی به چشمم نمیاد ؛از آویزون این و اون خسته شدم، از شرک خسته شدم، با وجود مقاومت ذهنی شدیدم در انتخاب هدفم سلامتیم در این برهه از زندگیم، انتخاب میکنم این هدف رو و به دستان شفا بخش تو میسپارم خودم رو
به خودت قسم مسیر مشخص نمیکنم با ذهنی پاک میام فقط تو بهم بگو میگم چشم :))
من بنده ی ضعیفتم ، خودت قویم کن
دستمو بگیر از نور خودت در من جاری کن
من فقط 33 سالمه اما کمردرد شده عادت روزانه م ، هر روز مریض شدن شده عادت روزانه …
تو همون خدایی که منو از قعر بدهکاری نجات دادی ، تو همون خدایی که رابطه ی عاطفیم رو بهبود دادی ،تو همون خدایی که روحمُ شفا دادی..
پس اینم میتونی کمکم کن به لطف خودت سلامتیم رو به دست بیارم
لطفتُ همه جا جار میزنم
خسته شدم ، خودم به عقل خودم خیلی راهها رفتم اما نشد
من به هر خیری که از تو برسه فقیرم
میدونم تنهام نمیزاری
مثل همون دو موردی که گفته بودم اگه قرض کردم بزن تو سرم و لحظه ای درنگ نکردی
حالا هم بهت تعهد میدم که رو هدفم بمونم و طبق فرمان تو پیش برم اگر زدم زیر تعهدم بزن تو سرم بزار آدم شم
خدایا همین جا بهت تعهد میدم به مدت 6 ماه روی سلامتیم تمرکز کنم چطوری؟
هر طور شما بگی ؟! خودت بهم بگو چیکار کنم