اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه دوستان و استادان عزیزم.من واقعا دو هفته میشه که این موضوع رو راجب به پسرم امتحان کردم و اصلا پسرم یه بچه دیگه شده واسم اون 4 سالشه و واقعا قبلا که ذهنم درست نبود عجیب منو اذیت میکرد و خیلی لج باز قهر کن داد میزد و اصلا یه وضعی جوری که یه وقتایی از به دنیا آوردنش پشیمون میشدم و به زبون میآوردم پیش همسرم ولی نمیدونم چطور انگار هدایت شدم انگار خواسته من مچ شد با درونم که راهش اومد جلوی پام شروع کردن به نگاه مثبت کردن یعنی گفتم خدا رو شکر بچه دارم خیلیها ندارن بعدم گفتم ببین وقتایی که بهت محبت میکنه دستات میبوسه بهت عشق میده واقعا عشقی بهم میده که هیچ کس نمیده .دستامو میبوسه واقعا یه عشق خالص بهم میده و دیدم چقدر دارم باهاش بچگی رو تجربه میکنم مثلا میبرمش پارک حسم خوب میشه از شاد بودنش بازی کردنش خنده هاش.پارک خیلی جو مثبتی داره چون توش پر از شادی بچه ها و بی ریا بودن و خوش قلبی و مهم نبودن حرف دیگران برای بچه ها و واقعا خود منم میرم پارک لذت میبرم یعنی با جون و دل میبرمش پارک .خلاصه همین طور که این افکار رو توی ذهنم چرخوندم آروم آروم پسرم اخلاقش بهتر شد و حتی حرف شنویش بیشتر شد از من.و الان خیلی وقته که واقعا رفتارای بدش کم شده .پرخاش خیلی خیلی کم شده اگرم یه وقتایی پرخاش میکنه من سعی میکنم اعراض کنم و اصلا نگاشم نکنم و اونم دیگه بیخیال میشه واقعا خودم فکر نمیکردم که انقدر عالی جواب بده.تازه پسرم دیروز من رفته بودم باشگاه رفته بود با مامان و بابام باغ بعدش که رفتم خونه مامانم دنبالش دیدم مامانم میگه کیان واست سر باغ سبزی ریحان چیده گذاشته توی جیب لباسش که میخوام ببرم برای مامانی یعنی میخواستم بال در بیارم از خوشحالی.صبا که از خواب بیدار میشه میگم خدایا شکرت امروز پسرم رو زنده کردی و میتونم کنارش لذت ببرم خدایا ممنونم ازت خاک پاتم خدای من.واقعا دید مثبت افکار مثبت معجزه میکنه واسه هممون.یه چیز جالب من توی صحبتم با پسرم یه وقتایی پیش میاد که ناخودآگاه بهش میگم مامان به چیزای خوب توجه کن.دیروز بردمش پارک بعد بازی داشتیم قدم میزدیم توی درختا یعد یه درخت انگار قبلا سوخته بوده و سرسبزی نداشت بعد من به پسرم گفتم ببین مامان انگار این درخته قبلا سوخته بوده که الان شکلش اینطوری شده همون لحظه بخدا پسرم گفت مامان به چیزای خوب توجه کن اصلا خودم یه لحظه موندم گفتم خدایا شکرت وای پسرم داره بهم یاد آوری میکنه خیلی خوشحال شدم.خدایا شکرت.از خودم ممنونم از شما استاد عزیز از دوستای گلم توی سایت از مریم جون کمال تشکر رو دارم.دوستون دارم.هممون به خدای بزرگ و مهربون و دوس داشتنی میسپارم️
سلام ودرود به دوستان واستاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته مهربان
استاد من زمانی این فایل ومیبنم که چند دقیقه قبل سرشار ازحس قدردانی ازمعلم دخترم بودم جالب دخترمن هم 9 سالشه وخداروشکر سعی کردم . نگاه قشنگ وتوجه به خواسته ها وشکر گذاری رو باروش های گوناگون بهش یاد اوری کنم.
من هم تجربه ای دارم که بادوستان درمیان میزارم .
ازخانم عارفه نهایت تشکر ودارم که باایده زیباشون وبازی که برای فرزنداشون وطراحی کردن این پیام وبه من داد، چقدر هدایت الله همه جا هست واین نگرش ودید ما هست که میتونه تاثیر گذارترش کنه
من از وقتی که خودم فایل اساتید واخیرا هم ازاستاد عزیز عباسمنش استفاده میکنم ،توجه به خواسته ها وزیبایی ها برام خیلی واضح شده
چون مادر هستم واین روحیه را دارم که هرچه یاد میگرفتم وبه بچه هام بیاموزم خیلی نامحسوس
بیشتر مفاهیم وبه دخترکوچکم اموزش میدادم
وان هم عمل میکرد ونتیجه هاشو میدید
مثل اینکه خبر های خوب کلاس تو بگو یا صبح که بیدارمیشد میگفتم هرجور روزتو شروع کنی پیامدشو میبنی قدردانی ازمعلم وکسانی که لطفی بهش میکردن
واخیرا هم سوقش داده بودم به خوبی ها ی که در وجود دوستاش هست کشف کنه
استاد باورتون نمیشه جو کلاس این بچه ها وحال معلمشون با وجود تدریس در مدرسه دولتی معمولی چقدر عالی هست چه جشن هایی لذت های پی درپی داشتن هروقت هم میومد شکایتی کنه از خاطرات ورفتار های گذشته دوستان شو یاد اوری میکردم
فقط بانگاه مثبت من به کادر مدرسه ،مدیر معلم همه عالی عمل کردن درصورتی که این زیبایی ها رومن خواستم برا فرزندم به وجود بیاد
معلمشون مثل روانشناس با بچه ها رفتارمیکنه والان این روند خوب خداروشکر رو بقیه خانواده تاثیر خودش وگذاشته وجاهایی که من متوجه نیستم از مدار خارج میشم فرزندانم خیلی زیبا ومهارت به من گوش زد میکنن
استاد از زیبایی محیط زندگیتون وخونه رویاایی وان پنجره های بزرگ که ارامش وموج دریاچه رونشان میده رو که میبینم ازشدت این زیبایی وشکوه چیزی جز تحسین وشکر خداوند وهاب روندارم .
ازشما و خانم شایسته بسیار تشکر میکنم ضبط فیلم از صحنه ها وزیبایی هایی خونه باصفاتون که به لطف خداوند رزاق خلقش کردین ،هروقت این صحنه رومیبینم برام مثل یه مراقبه وجذب خواسته هام هست وباخودم تکرا میکنم وباورش میکنم که به چه زیبایی هایی قراره برسم و من هم میتونم به اذن خداوند درزندگیمون بیارم
خداروشکر میکنم برای تمام نعمت ها یی که هست وقراره به وجود بیاد.
زندکی اکنون من هم به نوبه خودش زیبایی های زیادی داره که خیلی دوست داشتم میتونستم عکس شو براتون بزارم وشما ودستان روهم شریک این زیبایی هاکنم
وقتی درباغ پراز ارامش وزیبام هستم استاد میتونم انجا بیشتر درک کنم قوانین الهی واموزه های ناب شمارو همه چیز برام واضح تر وشفاف ترمیشه باخودم بیشتر ازهرجا درصلحم ،استاد اسمان انجا به قدری زیباست انگار جایی که تو درارامش وشادی اسمونش قشنگ تر ،من هم طلوع وغروب انجا روبه شدت دوست دارم وشکر گذار خداوندم ،
دیشب هلال ماه وان ستاره درخشان پایین ماه و صدای قورباغه ها وجیر جیرک ها وارامش شب وایه نشانه امروزم که مفهومش این بود شب رامایه ارامش شما قرار دادم . همه وهمه اینها برای من الهامات خداوند که تو شاد باش وشاکر خداوند وعجله نکن میرسی توهم به تمام خواسته هات .
سپاسگذارم از استاد عباسمنش که با درک مفاهیم باعث گسترش جهان وفهم درک عمیق تر ما میشوند .
سپاسگذارم از خداوندی که هادی وراهنمای من وتمامی بندگانش است و ما رو هدایت میکنه به سوی زیبایی ها ودیدن ودرکشون
سلام به هم مسیر های عزیزم متشکرم از دوست عزیزی که این تجربه زیبا رو با همه ما به اشتراک گذاشته و براش آرزوی تعالی بیش از این ها دارم .
و چه زیباست راهنمایی های پروردگارم که هر لحظه مرا اجابت میکنه امروز دنبال راه و روشی برای انتقال آگاهی های خودم با کودک 6 سالم بودم و به این فکر میکردم که چطور میشه این آموزش هارو از کودکی در وجودش تقویت کنم و طبق روال هر روز به سایت سری زدم و این فایل عالی رو دیدم و دقیقا مسیر بهم نشون داده شد و در قالب بازی میتونم مثبت اندیشی رو به فرزندم یاد بدم .
ممنون از استاد عزیزم که انقدر موشکفانه کامنت ها رو بررسی میکنه و نکات عالی رو یاد آوری میکنه .
خدارو شکر میکنم که در مدار دریافت این اگاهی ها هستم
از دوست خوبمون عارفه هم تشکر میکنم که باعث بانی این فایل پر از اگاهی و زیبایی بود
خدایا شکرت
خدایا مارو به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت دادی هدایت کن
از یه شخصی شنیده بودم میگفت
من به پسرم گفتم هر وقت یک کتاب رو خوندی و تونستی در مورد نکات مهم و نکاتی که میشه ازش چیز یاد گرفت و با اونها زندگی رو بهتر تجربه کرد برام چند دقیقه صحبت کنی بهت جایزه میدم
یادم افتاد ما بچه بودیم بهمون میگفتن اگه لباس تو کثیف نکنی اگه بیرون میری دعوا نکنی
اگه حرف زشت نزنی اگه تو مدرسه شلوغ نکنی
تمام این اگه ها نکات منفی توش داشت
و نتیجه هم معلومه
اگه شخصی مدام بخواد تصادف نکنه
همش تصادف میکه
اما اگه شخصی بخواد ایمن و سیو رانندگی کنه همیشه سالم به مقصد میرسه
ذهن هیچ شعوری نداره که چی خوبه چی بده
اون مارو به مسیر هایی میبره که بهش توجه کردیم
و اتفاقاتی رقم میزنه که مدام بهش فکر کردیم
از بچگی داشتن مارو از گناه نهی میکردن
و نمیدونستن که با این کار مارو هدایت میکردن به سمت گناه
حتی ترسوندن از خدا هم نمیتونه جلوی کسی رو بگیره که مدام به گناه فکر کرده
اون به گناه فکر کرده و داره میره به سمتش
تنها راه اینکه یه بچه یا حتی بزرگسال درست تربیت بشه همین کاریه که مامان دوقلو ها داره انجام میده
برنامه ریزی کردن ذهن هاشون به سمت مثبت
وقتی استاد میگه هیچی نداشتم توی خونه سیمانی بودم و از همون جا شروع کردم به مثبت بودن
یه درخت رو تاچ میکردم و میگفتم خدایا چقدر زیباست
یه ماشین زیبا میدیدم تحسین میکردم شکر گذاری واقعی انجام میدادم
اون کارها نتیجش شد برنامه ریزی ذهن
و وقتی ذهن درست برنامه ریزی بشه نتایج خیلی زود از راه میرسند
استاد همیشه میگه توی اون خونه 8 تا خانواده زندگی میکرد
ایا بجز استاد عباس منش اون بقیه هم به موفقیت رسیدن؟
من نمیدونم شاید رسیده باشن
شایدم هر روز به بدبختیشون افزوده شده
اما اینو میدونم
یقین دارم
هر کس این مسیر رو بره حتما موفق میشه حتما وارد بهشت میشه
بهشتی که نهر ها از زیر خانه ها جاریه
مثل خونه الان استاد.
یه موضوعی در مورد درکم از خدا هم میخوام بنویسم
من حدود 2 سال هست با استاد اشنا هستم
قبلش هم با این مسائل تا حدودی آشنا بودم
و خیلی قبل تر هم همیشه در مورد خدا برام سوال وجود داشت
همیشه نگاهم به اسمون بود نگاه پرسش گرانه و منتظر
وقتی استاد گفت قران رو بخونید و هر حرفی رو نپذیرید
وقتی شروع به خوندن قران کردم
خیلی شخصیتم تغییر کرد
خیلی زیاد
یه ایه خوندم نوشته بود هر وقت دلت تنگ شد به آسمان نگاه کن ما نگاه منتظرانه تورا میبینیم
داشت به پیامبر میگفت
اما من به خودم میگیرم
فهمیدم که خدا نگاه های منتظرانه منو دید و منو اجابت کرد
ولی یه درک اشتباهی که از خدا داشتم این بود که خدا فارق از اینکه من کجا و در چه شرایطی هستم میتونه منو بر داره بزاره در جای درست
خدارو شکر این درک اشتباهم رو بهش پی بردم و امروز به خدا نمیگم
خدایا منو نجات بده
امروز به خودم نگاه میکنم و میبینم کجا ضعف دارم کجا باور اشتباه دارم
کجا شرک دارم
کجا ترس دارم
کجا کمبود عزت نفس دارم
روی اون زمینه کار میکنم و مطمعنم به محض اینکه در اون زمینه کمی پیشرفت کنم خدا کارش رو دقیق انجام میده
خدای من چیزی به غیر از خودِ الان من نیس
خدای من و ایلان ماسک یکیه
اما من و ایلان ماسک یکی نیستیم یجور فکر نمیکنیم
یه جور باور نداریم
پس دو خدای متفاوت رو در دنیای خودمون تجربه میکنیم
خدا یه سفره پهن کرده به وسعت کیهان
اگه یکی نشسته سر سفره و داره با عشق و با ولع و با حس خوب میخوره
منم دعوتم به اون سفره
من با خلق شدن دعوت شدم
ولی اگه در طول سالیان شنیدم که جای من سر اون سفره نیس
اون مال یه عده خاصیه
تو یه لقمه نون گیر بیار بخور شکر خدارو بفرس
ادم باید خوش شانس باشه اونجا بشینه
خدا برای اونا خاسته
تو قران نوشته خدا به هر کس بخواد رزق میدهد اینارو که شنیده بودم خودم رو لایق نشستن کنار کسانی که نعمت دارن نمیدیدم
استاد همین موضوع خاست خدا
و اراده خدا
و توضیح در مورد اینکه مشعیت چی هست و چجوری میشه در مشعیت الله قرار گرفت
همین موضوع رو که باز کردین میدونین چقدر کج فهمی های منو از بین بردین راجع به خدا و جهان و عدالت خدا و این چیزا
فقط برای همین یک چیز که از شما یاد گرفتم تا زنده هستم سپاسگذار شما هستم درود بر پدر و مادر شریفت
و درود به خودت
خدای من مرحله بعدی که ازش میخوام برام اجابت کنه
رو فقط در صورتی اجابت میکنه که من خودم رو لایق اون مرحله بدونم
و مرحله ها پله به پله برام قابل باور میشه
خدا مخدودیتی نداره برای دادن نعمت ها منم که محدودیت دارم و نمیتونم بپذیرم من فقط یه مرحله بعد رو میتونم بپذیرم و وقتی من بپذیرم خدا میگه چشم و انجامش میده
ایلان ماسک 300 میلیارد دلار ثروت داره
براش بدیهیه که تا 6 ماه اینده 350 میلیارد بدست بیاره
اما برای ذهن من قابل باور نیس که تا 6 ماه دیگه 50 میلیارد دلار ثروت بتونم بسازم
چون قابل باور نیس خدای من هم کاری ازش بر نمیاد
قبلا چیزهایی از خدا میخواستم که عزت نفسش رو نداشتم
خب طبیعتا خدا بهم نمیداد
و این باور غلط تقویت میشد که بله درسته خدا سرند میکنه و به هرکی بخواد میده و دعای من هیچ وقت به گوشش نمیرسه اگر هم برسه محل نمیزاره به ما
باید برم امام رضا به اون بگم
اون به خدا بگه
و سالها درگیر این درک احمقانه بودم
امروز از خدا توقع ندارم
خدا باید سفره رو میچید
که چید
از خودم توقع دارم
به میزانی که خودم رو بزرگ
توانا
و ارزشمند ببینم به اون سفره نزدیک میشم
من امروز هرچی دارم
و هرچی دریافت میکنم دقیقا بر اساس لیاقتیه که ایجاد کردم
سلامی گرم به استاد عزیزم وخانم شایسته ی نازنین و همه ی دوستان گلم در این سایت زیبا.
بسیار از شنیدن این فایل لذت بردم و تحسین میکنم خانم عارفه ی عزیز رو برای این ایده ی کاربردی و جالب که داشت،بعد از شنیدن صحبتهای استاد ،اولین کاری که کردم دفتری نو برداشتم با خودکارچند رنگی که داشتم ،وبعد از نهار که همه ی خانواده دور هم جمع بودیم ،این ایده رو بیان کردم و همسرم دوتا پسرهام استقبال کردن،واسم دفتر رو هم گذاشتیم دفتریادداشت نکات مثبت.
مطمعن هستم با ادامه ی این کار هست که نتیجه رو میتونم تغییر بدم و بهتر کنم،یعنی هر تغییری نیاز به تعهد داره،با یکبار دوبار نمیشه ،تکراااررر کلید هر موفقیت هست،امیدوارم همه ی ما بتونیم خانواده رو مثله یه تیم که هدفشون بهبود ورشد در همه ی جنبه ها هست ببینیم و اینطوری حس صمیمیت و عشق رو بیشتر کنیم،
همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم ،آقا پارسا پسره 9سالم داره داخله اون دفتر و در قسمت مخصوص خودش یادداشت میکنه و خیلی خوشحالم که الان داره با ذوق این کار رو انجام میده ،
بازم سپاسگذارم از شما و دوستان بینظیرم که با کامنتهاشون واقعا به من کمک میکنید
،نتایج این تمرین رو انشالله در روزهای بعد میام و مینویسم،
همین دیروز بود که دنبال جواب سوالم میگشتم و سرچ میکردم مقالات مختلف رو.
قبلا براتون نوشتم که مربی هستم هم ووشو قهرمانی هم بازی و ورزش کودکان و هم حرکات ژیمناستیک
و ازونجایی که دنبال بهبود و راحت ترکردن کارم بودم و چون شاگردانم در همه رده های سنی هستند بخصوص نونهال و نوجوان و جوان برام مسیله این بود چطور به بچه ها بازخورد بدم که هم موثر باشه و هم باتوجه به نکات مثبت باشه؟
دیروز کلی سرچ و جستجو کردم و کلی مطلب خوندم ولی وقتی امروز این فایل رو دیدم کاملترین و مناسب ترین جواب به من داده شد..
اول اینکه تبریک میگم به این دوست عزیزم که اینقدر ذهن آماده داره که میتونه الهاماتش رو به درستی دریافت کنه و ممنونم از ایشون برای ارایه این ایده در سایت و دوم اینکه دوباره به من ثابت شد که وقتی به دنبال حل مساله باشی با توجه کردن و تمرکز بر روی کار و تخصصت و فقط روی یک موضوع فکوس کنی خداوند هدایتت میکنه به پاسخ های مناسب در زمان مناسب.
این فایل فقط مخصوص من بود شک ندارم و وقتی داشتم صحبتهای شمارو گوش میکردم جدا ازینکه بغضی سنگین راه گلومو از حیرت و خوشحالی بسته بود ؛ ایده ها یکی بعد دیگری به ذهنم میرسید و اونهارو یادداشت میکردم.
این ایده خیلی جالب و کاربردی بود برام که ازین به بعد ازین بازی شکارچی نکات مثبت و با تغیرراتی جزیی در راستای شرایط کاری ام در آموزشم استفاده میکنم . و بازهم بمن این نکته یادآوری شد که به همان اندازه که روی خودت کار میکنی به همون اندازه نشانه ها و نعمتها و هدایتهای الهی برات دست یافتنی میشه.
جالبه براتون بگم منم شاگردان کوچولو زیاد دارم و یکم انرژی بیشتری میطلبه دایم سوال میکنن دایم از دوستشون شکایت میکنن البته توی همون دنیای شیرین و جذاب خودشون و من جواب سوالم رو گرفتم و این بازی رو حتما براشون طراحی میکنم که کاملا هوشمندانه و ظریف ذهن بچه ها رو هدایت میکنه به دقت به نکاتی که برای خودشون هم جذاب تره و احساسات بهتری رو حین آموزش و تمرین دریافت و تجربه میکنن.
سعی میکنم از نتایج و تجربیاتم در این زمینه براتون حتما کامنت بزارم.
بازهم ممنونم از شما استاد عزیزم و زحمتهایی که برای این خانواده میکشید و مچکرم از دوست عزیزم و ایده خوبشون و یاد گرفتم من هم اگر ایده ای دارم بیان کنم شاید بتونم کمکی باشم به سایر اعضای خانواده ام.
سپاس مخصوص از یگانه معبودم برای هرآنچه که به من داده است.
دیدی من دارم میام انرژی مثبت بگیرم گفتی پس بزار یکاری کنم بیشترش کنم وبااون آدم های شاد فضا رابرای من محیا کردی سپاسگزارم
واین آدما همیشه شادوخوشحال بودن جوری که به خوش شانس بودن معروف هستن وبهشون میگن علی بی غم و من کلی تحسینشون کردم وگفتم نوش جونتون دمتون گرم وتونستم اونجوری ذهنم وکنترل کنم .
میخوام تجربه داغ داغ خودم رو که امروز با مهمان هامونٍ، دوستان عزیزمون به عنوان بازی داشتیم رو بگم.
تغییر یک بازی ساده و اونم خیلی نوستالژی که همه یادش داریم با اضافه کردن یکسری قوانینی که آگاهانه طبق آموزش هایی که از استاد یاد گرفتیم.به عنوان شاگردهای استاد جان یک مدیریت و فضای سرگرمی و لذت با امکانات موجوددر کنار دوستان مون ایجاد کردیم.
بازی منچ و مارپله
حالا ما چطور این بازی رو با قوانینی ساده ترکیبش کردیم به سمت استفاده از قانون به نفع خودمون؟ چطور با پیشنهاد و مطرح کردن یک ایده ساده یک بازی ساده رو مهیج ترش کردیم؟
ایده این بود که شکارچی نکات مثبت رو در جمع تمرین کنیم.
ایده اینجوری تکمیل شد که هر بار عدد 6 و 4 و 2 میاد حواس هامون جمع باشه که یکی باید نکته مثبت یکی از دوستان رو بگه. حالا چه جوری؟ هر وقت عدد 6 رو کسی بیاره نوبت اونه که نکته مثبت بگه. حالا به کی؟ به کسی که اولین نفر بعد از اون عدد 2 یا 4 رو میاره. و اگر قبل از اینکه نفر بعدی 2 یا 4 بیاره و یکی دیگه 6 بیاره، نفر دوم باید صبر کنه تا این سیکل به ترتیب پیش بره تا نوبتش بشه. و در تکمیل این قانون بداهه اینجور پیش رفتیم که نکات مثبتی که قبلا برای یک فرد گفته شده پذیرفته نبود و چالش خوبی شد برای خوب شنیدن و خوب فکر کردن.
در تکمیل من شدم میرزا بنویس نکات مثبت.
اونم با ایده نوشتن اسم هر چهار تایی مون به صورت یکبار در ستون، یکبار در ردیف و چقدر ادامه بازی رو جذاب تر و مهیج تر کرد و همه مون رو جدی تر برای پیدا کردن نکات مثبت و زیبایی همدیگه کرد…
_
فهیمه حسین ارغوان مهدی
فهیمه &&&& &&&& &&&&
حسین&&&& &&&& &&&&
ارغوان &&&&&&&& &&&&
مهدی &&&&&&&&&&&&
_
یک همچین فرمتی شد. یک نوشته حاصل از بازی کردن منچ و تاس هایی که اعداد بازی اون باعث نکات مثبت گفتن و شنیدن شد.
من همین الان کلی ایده تو ذهنم هست که برای دفعه بعدی این “بازی منچ بهینه شده با نکات مثبت” رو جذابترش کنم.اسمش همین الان به ذهنم زد که بذاریم یک چیزی تو مایه های منچ گوینده و شنونده مثبت ها. منچ برد برد. منچ گفت و شنود مثبت ها….حالا میشه براش اسم خاصی هم نذاشت اما بازیش کرد. چون این اسم ها حاشیه ان اصل خوده درون مایه و هدف بازیه.
درون مایه اش در عین سادگی اما عمیقه که بازی جهت سرگرم شدن و استفاده از قانونه و…
هدفش لذت بردن و دیدن خوبی هاست و ….
حالا تجربه من از بازی تغییر یافته منچ با اضافه کردن قوانین ساختگی و بداهه مون:
_ به طرز عجیبی بعد چند دقیقه از شروع بازی و اولین 6 و 2و 4 خیلی تعداد 6 ها زیاد بود برای هر چهارتایی مون.
_ اصلا من یکی که حواسم به مهره های خودمو و دوستام نبود و فقط از مسیر لذت میبردم.
_احساس خوب از اینکه یکی 6 بیاره و انتظار اینکه نفره بعدی کیه که 2و 4 میاره.بنظرم خیلی باحال بود.
_ من خودم بیشتر مایل بودم 2 و 4 بیارم تا بیشتر شنونده باشم اما به طرز جالبی 6 زیاد میوردم.
_وقتی دوستان از نکات مثبت من میگفتن در عین حال که موذب بودم(اونم ریشه در عزت نفسم داره) ولی دوست داشتم بشنوم.
_جالب بود نکته های مثبت گفته شده از طرف گوینده نکات مثبت بــه شخص شنونده نکات مثبتش، از زاویه دید اون نقطه ضعف محسوب میشد یا اصلا خودش اون نکته یا ویژگی مثبتش رو در خودش قبول نداشت یا نمیتونست ببینه که خوبه و دارش.(اینم ریشه های عزت نفس رو داشت.)
_چقدر شناخت بیشتر و تعامل با نفرات هم کار رو سخت میکرد هم آسون. مثلا من موقعی که میخواستم برای همسرم رو بگم بخاطر اینکه بیشتر میشناسمش سخت بود چون تو ذهنم کلی ویژگی مثبت ازش میومد و نمیدونستم کدومو بگم. یا بخاطر تعامل و شناخت بیشتر دوستم برام گفتن نکات مثبتش هم سخت بود هم آسان.
_موقعی که دفتر رو نگاه کردیم پراکندگی نکته های مثبت گفته شده و شنیده شده یکسان نبود و یکسری هامون اصلا پیش نیومده بود برای یک فردی چیزی بگیم.
_حس خوب کنار هم بودن و لذت بردن
_توجه به نکات مثبت همدیگه
_ایده گرفتن از چیزهایی که بقیه میگن.
_جالبه نکات مثبت تکراری نداشتیم اصلا و جالب ترش اینه هیچ کس کم نیورد برای گفتن نکات مثبت (یعنی اینقدر میتونه زیاد باشه و تمومی نداره)
_بعضی از نکات مثبت رو با مثال در موقعیت واقعی فرد باید توضیح میدادیم و این باعث میشد یکسری کلمه جدید و اختصار شده موقع نوشتن ایجاد بشه
_این بازی باعث شد که بچه دوست مون هم براش جالب باشه و بخواد بیاد با ما بازی کنه که البته تو مارو پله یطور خلاقانه ایی وارد بازیش کردیم.
بازی مار پله:
گزیده شدن توسط مار= بیان باور محدود کننده خوده فرد گزیده شده برای خودش
پله= فرد بالا رفته از پله بایدشروع کنه به گفتن نکات مثبت همه رو از سمت راستش
حالا تو بازی همه کاغذ و خودکار داشتیم و هر کسی برای خودش مینوشت.
و اینکه چطور دختر دوست مون رو وارد بازی کردیم. اینکه کنار کسی که نشسته بود اگر تاسش 6 بود. نوبت اون میشد که از سمت راستش نکات مثبت ما رو بگه. و البته ما هم هربار به پله میرسیدیم نکات مثبت اونو غیر از حریف ها میگفتیم و کلی ذوق میکرد و به اونم گفتیم تا مثل ما نکته مثبتی که راجع بهش هرکسی گفته بنویسه.(کلاس دومی بود و حتی ذوق نوشتن هم براش ایجاد شد.)
خلاصه اینم به پاس قدردانی از این فایل شکارچی نکات مثبت باشیم و درس های زندگی از یک بازی با عشق نوشتم.
برای تشکر و قدردانی از استاد و تهیه این فایل ها نوشتم.
برای نشان دادن خودم و تلاش های سمت خودم به عنوان شاگرد در عمل به آموزه ها و یادآوری به خودم که هر چی یاد میگیری و عمل میکنی بیا نتیجه اش رو بنویس.بنویس و باورتو قوی کن که قانون عالی و بی نقص جواب میده و میشود میشود میشود…
دیگه این ده روزی که این فایل روی سایت هست وهر روز کامنت دوستان رو میخونم شکارچی نکات مثبت ماهری شدم .بعد از چند روز قول دادن به دخترام امروز پارک بردمشون.وقول دادم که دنبال زیبایی ها بگردم.
پارکی که قسمتی مخصوص بانوان دارد که از هر نظر راحتی.وتوش انواع گلهای قشنگ ودرختان زیبا مخصوص درختان بیدی که شاخه هاش افتاده وبه زمین رسیده چقدر زیباست.استخری که بچه ها با ذوق وخنده روی هم آب میریزن.دویدن های دخترام تو پارک چقدر قشنگه.تازه یکی از اقوام همسرم هم بود که دیدم فلاسک چای هم دارن به محض اینکه بهم گفتن چیزی لازم ندارن یاد قانون درخواست دوره عزت نفس افتادم وگفتم چرا چایی میخوام اگه قبل دوره بود بعید میدونستم اینقدر راحت بگم ورفتم دوتا استکان چای البالو خوردم وتشکر کردم وپاشدم.یه چیز جالب دیگه اینه صندلی ها پربود رفتم روی یه جای خالی پیدا کردم تا نشستم دیدم خورشید دقیقا روبرومه ویکم مایلتر نشستم ودرختان و آدمها وبچه ها رو میدیدم دقیقا یکی دودقیقه بعد یه ابر زیبا اومد جلوی خورشید رو گر فت در صورتی که آسمان کاملا صاف بود.و باعث شد به راحتی بشینم وبیشتر لذت ببرم.واقعا ابر وباد ومه وخورشید وفلک در کارند تا که از زندگی لذت بیشتر ببریم.در صورتی که تمرکزمون بر زیبایی ها باشد .مدتها پیش من روزنامه لازم داشتم وچند روزی توی ذهنم بود تا اینکه یه روز صبح در حیاط رو باز کردم دقیقا باد دوتا روزنامه رو پشت درمون آورده بود.
دیدن یه پسر بچه سه چهار ماهه خوشگل که از جلوش رد شدیم برای ما میخندید ودست وپا میزد ومن هم با بچه هام وایستادیم وچندلحظه ای باهاش صحبت کردیم خیلی خواستنی بود.خوردن بستنی قیفی که از پارسال نخورده بودم چقدر چسبید.دیدن قایق سواری بچه ها و امواج روی آب چقدر دلنشین بود اتفاقا همونجا به دخترم گفتم که آب چه انرزی دارد استاد حق داره اینقدر از دریاچه اش لذت ببرد.خلاصه خیلی خوب بود این اولین بار بود که با دید شکارچی پارک رفتم.
سلام به همه دوستان و استادان عزیزم.من واقعا دو هفته میشه که این موضوع رو راجب به پسرم امتحان کردم و اصلا پسرم یه بچه دیگه شده واسم اون 4 سالشه و واقعا قبلا که ذهنم درست نبود عجیب منو اذیت میکرد و خیلی لج باز قهر کن داد میزد و اصلا یه وضعی جوری که یه وقتایی از به دنیا آوردنش پشیمون میشدم و به زبون میآوردم پیش همسرم ولی نمیدونم چطور انگار هدایت شدم انگار خواسته من مچ شد با درونم که راهش اومد جلوی پام شروع کردن به نگاه مثبت کردن یعنی گفتم خدا رو شکر بچه دارم خیلیها ندارن بعدم گفتم ببین وقتایی که بهت محبت میکنه دستات میبوسه بهت عشق میده واقعا عشقی بهم میده که هیچ کس نمیده .دستامو میبوسه واقعا یه عشق خالص بهم میده و دیدم چقدر دارم باهاش بچگی رو تجربه میکنم مثلا میبرمش پارک حسم خوب میشه از شاد بودنش بازی کردنش خنده هاش.پارک خیلی جو مثبتی داره چون توش پر از شادی بچه ها و بی ریا بودن و خوش قلبی و مهم نبودن حرف دیگران برای بچه ها و واقعا خود منم میرم پارک لذت میبرم یعنی با جون و دل میبرمش پارک .خلاصه همین طور که این افکار رو توی ذهنم چرخوندم آروم آروم پسرم اخلاقش بهتر شد و حتی حرف شنویش بیشتر شد از من.و الان خیلی وقته که واقعا رفتارای بدش کم شده .پرخاش خیلی خیلی کم شده اگرم یه وقتایی پرخاش میکنه من سعی میکنم اعراض کنم و اصلا نگاشم نکنم و اونم دیگه بیخیال میشه واقعا خودم فکر نمیکردم که انقدر عالی جواب بده.تازه پسرم دیروز من رفته بودم باشگاه رفته بود با مامان و بابام باغ بعدش که رفتم خونه مامانم دنبالش دیدم مامانم میگه کیان واست سر باغ سبزی ریحان چیده گذاشته توی جیب لباسش که میخوام ببرم برای مامانی یعنی میخواستم بال در بیارم از خوشحالی.صبا که از خواب بیدار میشه میگم خدایا شکرت امروز پسرم رو زنده کردی و میتونم کنارش لذت ببرم خدایا ممنونم ازت خاک پاتم خدای من.واقعا دید مثبت افکار مثبت معجزه میکنه واسه هممون.یه چیز جالب من توی صحبتم با پسرم یه وقتایی پیش میاد که ناخودآگاه بهش میگم مامان به چیزای خوب توجه کن.دیروز بردمش پارک بعد بازی داشتیم قدم میزدیم توی درختا یعد یه درخت انگار قبلا سوخته بوده و سرسبزی نداشت بعد من به پسرم گفتم ببین مامان انگار این درخته قبلا سوخته بوده که الان شکلش اینطوری شده همون لحظه بخدا پسرم گفت مامان به چیزای خوب توجه کن اصلا خودم یه لحظه موندم گفتم خدایا شکرت وای پسرم داره بهم یاد آوری میکنه خیلی خوشحال شدم.خدایا شکرت.از خودم ممنونم از شما استاد عزیز از دوستای گلم توی سایت از مریم جون کمال تشکر رو دارم.دوستون دارم.هممون به خدای بزرگ و مهربون و دوس داشتنی میسپارم️
به نام خداوند مهربان وبخشنده
سلام ودرود به دوستان واستاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته مهربان
استاد من زمانی این فایل ومیبنم که چند دقیقه قبل سرشار ازحس قدردانی ازمعلم دخترم بودم جالب دخترمن هم 9 سالشه وخداروشکر سعی کردم . نگاه قشنگ وتوجه به خواسته ها وشکر گذاری رو باروش های گوناگون بهش یاد اوری کنم.
من هم تجربه ای دارم که بادوستان درمیان میزارم .
ازخانم عارفه نهایت تشکر ودارم که باایده زیباشون وبازی که برای فرزنداشون وطراحی کردن این پیام وبه من داد، چقدر هدایت الله همه جا هست واین نگرش ودید ما هست که میتونه تاثیر گذارترش کنه
من از وقتی که خودم فایل اساتید واخیرا هم ازاستاد عزیز عباسمنش استفاده میکنم ،توجه به خواسته ها وزیبایی ها برام خیلی واضح شده
چون مادر هستم واین روحیه را دارم که هرچه یاد میگرفتم وبه بچه هام بیاموزم خیلی نامحسوس
بیشتر مفاهیم وبه دخترکوچکم اموزش میدادم
وان هم عمل میکرد ونتیجه هاشو میدید
مثل اینکه خبر های خوب کلاس تو بگو یا صبح که بیدارمیشد میگفتم هرجور روزتو شروع کنی پیامدشو میبنی قدردانی ازمعلم وکسانی که لطفی بهش میکردن
واخیرا هم سوقش داده بودم به خوبی ها ی که در وجود دوستاش هست کشف کنه
استاد باورتون نمیشه جو کلاس این بچه ها وحال معلمشون با وجود تدریس در مدرسه دولتی معمولی چقدر عالی هست چه جشن هایی لذت های پی درپی داشتن هروقت هم میومد شکایتی کنه از خاطرات ورفتار های گذشته دوستان شو یاد اوری میکردم
فقط بانگاه مثبت من به کادر مدرسه ،مدیر معلم همه عالی عمل کردن درصورتی که این زیبایی ها رومن خواستم برا فرزندم به وجود بیاد
معلمشون مثل روانشناس با بچه ها رفتارمیکنه والان این روند خوب خداروشکر رو بقیه خانواده تاثیر خودش وگذاشته وجاهایی که من متوجه نیستم از مدار خارج میشم فرزندانم خیلی زیبا ومهارت به من گوش زد میکنن
استاد از زیبایی محیط زندگیتون وخونه رویاایی وان پنجره های بزرگ که ارامش وموج دریاچه رونشان میده رو که میبینم ازشدت این زیبایی وشکوه چیزی جز تحسین وشکر خداوند وهاب روندارم .
ازشما و خانم شایسته بسیار تشکر میکنم ضبط فیلم از صحنه ها وزیبایی هایی خونه باصفاتون که به لطف خداوند رزاق خلقش کردین ،هروقت این صحنه رومیبینم برام مثل یه مراقبه وجذب خواسته هام هست وباخودم تکرا میکنم وباورش میکنم که به چه زیبایی هایی قراره برسم و من هم میتونم به اذن خداوند درزندگیمون بیارم
خداروشکر میکنم برای تمام نعمت ها یی که هست وقراره به وجود بیاد.
زندکی اکنون من هم به نوبه خودش زیبایی های زیادی داره که خیلی دوست داشتم میتونستم عکس شو براتون بزارم وشما ودستان روهم شریک این زیبایی هاکنم
وقتی درباغ پراز ارامش وزیبام هستم استاد میتونم انجا بیشتر درک کنم قوانین الهی واموزه های ناب شمارو همه چیز برام واضح تر وشفاف ترمیشه باخودم بیشتر ازهرجا درصلحم ،استاد اسمان انجا به قدری زیباست انگار جایی که تو درارامش وشادی اسمونش قشنگ تر ،من هم طلوع وغروب انجا روبه شدت دوست دارم وشکر گذار خداوندم ،
دیشب هلال ماه وان ستاره درخشان پایین ماه و صدای قورباغه ها وجیر جیرک ها وارامش شب وایه نشانه امروزم که مفهومش این بود شب رامایه ارامش شما قرار دادم . همه وهمه اینها برای من الهامات خداوند که تو شاد باش وشاکر خداوند وعجله نکن میرسی توهم به تمام خواسته هات .
سپاسگذارم از استاد عباسمنش که با درک مفاهیم باعث گسترش جهان وفهم درک عمیق تر ما میشوند .
سپاسگذارم از خداوندی که هادی وراهنمای من وتمامی بندگانش است و ما رو هدایت میکنه به سوی زیبایی ها ودیدن ودرکشون
درپناه خدا موفق وسعادتمند وثروتنمد باشید.
سلام به هم مسیر های عزیزم متشکرم از دوست عزیزی که این تجربه زیبا رو با همه ما به اشتراک گذاشته و براش آرزوی تعالی بیش از این ها دارم .
و چه زیباست راهنمایی های پروردگارم که هر لحظه مرا اجابت میکنه امروز دنبال راه و روشی برای انتقال آگاهی های خودم با کودک 6 سالم بودم و به این فکر میکردم که چطور میشه این آموزش هارو از کودکی در وجودش تقویت کنم و طبق روال هر روز به سایت سری زدم و این فایل عالی رو دیدم و دقیقا مسیر بهم نشون داده شد و در قالب بازی میتونم مثبت اندیشی رو به فرزندم یاد بدم .
ممنون از استاد عزیزم که انقدر موشکفانه کامنت ها رو بررسی میکنه و نکات عالی رو یاد آوری میکنه .
به امید رشد و بالندگی روز افزون.
برقرار باشید .
سلام استاد عباس منش عزیز
خدارو شکر میکنم که در مدار دریافت این اگاهی ها هستم
از دوست خوبمون عارفه هم تشکر میکنم که باعث بانی این فایل پر از اگاهی و زیبایی بود
خدایا شکرت
خدایا مارو به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت دادی هدایت کن
از یه شخصی شنیده بودم میگفت
من به پسرم گفتم هر وقت یک کتاب رو خوندی و تونستی در مورد نکات مهم و نکاتی که میشه ازش چیز یاد گرفت و با اونها زندگی رو بهتر تجربه کرد برام چند دقیقه صحبت کنی بهت جایزه میدم
یادم افتاد ما بچه بودیم بهمون میگفتن اگه لباس تو کثیف نکنی اگه بیرون میری دعوا نکنی
اگه حرف زشت نزنی اگه تو مدرسه شلوغ نکنی
تمام این اگه ها نکات منفی توش داشت
و نتیجه هم معلومه
اگه شخصی مدام بخواد تصادف نکنه
همش تصادف میکه
اما اگه شخصی بخواد ایمن و سیو رانندگی کنه همیشه سالم به مقصد میرسه
ذهن هیچ شعوری نداره که چی خوبه چی بده
اون مارو به مسیر هایی میبره که بهش توجه کردیم
و اتفاقاتی رقم میزنه که مدام بهش فکر کردیم
از بچگی داشتن مارو از گناه نهی میکردن
و نمیدونستن که با این کار مارو هدایت میکردن به سمت گناه
حتی ترسوندن از خدا هم نمیتونه جلوی کسی رو بگیره که مدام به گناه فکر کرده
اون به گناه فکر کرده و داره میره به سمتش
تنها راه اینکه یه بچه یا حتی بزرگسال درست تربیت بشه همین کاریه که مامان دوقلو ها داره انجام میده
برنامه ریزی کردن ذهن هاشون به سمت مثبت
وقتی استاد میگه هیچی نداشتم توی خونه سیمانی بودم و از همون جا شروع کردم به مثبت بودن
یه درخت رو تاچ میکردم و میگفتم خدایا چقدر زیباست
یه ماشین زیبا میدیدم تحسین میکردم شکر گذاری واقعی انجام میدادم
اون کارها نتیجش شد برنامه ریزی ذهن
و وقتی ذهن درست برنامه ریزی بشه نتایج خیلی زود از راه میرسند
استاد همیشه میگه توی اون خونه 8 تا خانواده زندگی میکرد
ایا بجز استاد عباس منش اون بقیه هم به موفقیت رسیدن؟
من نمیدونم شاید رسیده باشن
شایدم هر روز به بدبختیشون افزوده شده
اما اینو میدونم
یقین دارم
هر کس این مسیر رو بره حتما موفق میشه حتما وارد بهشت میشه
بهشتی که نهر ها از زیر خانه ها جاریه
مثل خونه الان استاد.
یه موضوعی در مورد درکم از خدا هم میخوام بنویسم
من حدود 2 سال هست با استاد اشنا هستم
قبلش هم با این مسائل تا حدودی آشنا بودم
و خیلی قبل تر هم همیشه در مورد خدا برام سوال وجود داشت
همیشه نگاهم به اسمون بود نگاه پرسش گرانه و منتظر
وقتی استاد گفت قران رو بخونید و هر حرفی رو نپذیرید
وقتی شروع به خوندن قران کردم
خیلی شخصیتم تغییر کرد
خیلی زیاد
یه ایه خوندم نوشته بود هر وقت دلت تنگ شد به آسمان نگاه کن ما نگاه منتظرانه تورا میبینیم
داشت به پیامبر میگفت
اما من به خودم میگیرم
فهمیدم که خدا نگاه های منتظرانه منو دید و منو اجابت کرد
ولی یه درک اشتباهی که از خدا داشتم این بود که خدا فارق از اینکه من کجا و در چه شرایطی هستم میتونه منو بر داره بزاره در جای درست
خدارو شکر این درک اشتباهم رو بهش پی بردم و امروز به خدا نمیگم
خدایا منو نجات بده
امروز به خودم نگاه میکنم و میبینم کجا ضعف دارم کجا باور اشتباه دارم
کجا شرک دارم
کجا ترس دارم
کجا کمبود عزت نفس دارم
روی اون زمینه کار میکنم و مطمعنم به محض اینکه در اون زمینه کمی پیشرفت کنم خدا کارش رو دقیق انجام میده
خدای من چیزی به غیر از خودِ الان من نیس
خدای من و ایلان ماسک یکیه
اما من و ایلان ماسک یکی نیستیم یجور فکر نمیکنیم
یه جور باور نداریم
پس دو خدای متفاوت رو در دنیای خودمون تجربه میکنیم
خدا یه سفره پهن کرده به وسعت کیهان
اگه یکی نشسته سر سفره و داره با عشق و با ولع و با حس خوب میخوره
منم دعوتم به اون سفره
من با خلق شدن دعوت شدم
ولی اگه در طول سالیان شنیدم که جای من سر اون سفره نیس
اون مال یه عده خاصیه
تو یه لقمه نون گیر بیار بخور شکر خدارو بفرس
ادم باید خوش شانس باشه اونجا بشینه
خدا برای اونا خاسته
تو قران نوشته خدا به هر کس بخواد رزق میدهد اینارو که شنیده بودم خودم رو لایق نشستن کنار کسانی که نعمت دارن نمیدیدم
استاد همین موضوع خاست خدا
و اراده خدا
و توضیح در مورد اینکه مشعیت چی هست و چجوری میشه در مشعیت الله قرار گرفت
همین موضوع رو که باز کردین میدونین چقدر کج فهمی های منو از بین بردین راجع به خدا و جهان و عدالت خدا و این چیزا
فقط برای همین یک چیز که از شما یاد گرفتم تا زنده هستم سپاسگذار شما هستم درود بر پدر و مادر شریفت
و درود به خودت
خدای من مرحله بعدی که ازش میخوام برام اجابت کنه
رو فقط در صورتی اجابت میکنه که من خودم رو لایق اون مرحله بدونم
و مرحله ها پله به پله برام قابل باور میشه
خدا مخدودیتی نداره برای دادن نعمت ها منم که محدودیت دارم و نمیتونم بپذیرم من فقط یه مرحله بعد رو میتونم بپذیرم و وقتی من بپذیرم خدا میگه چشم و انجامش میده
ایلان ماسک 300 میلیارد دلار ثروت داره
براش بدیهیه که تا 6 ماه اینده 350 میلیارد بدست بیاره
اما برای ذهن من قابل باور نیس که تا 6 ماه دیگه 50 میلیارد دلار ثروت بتونم بسازم
چون قابل باور نیس خدای من هم کاری ازش بر نمیاد
قبلا چیزهایی از خدا میخواستم که عزت نفسش رو نداشتم
خب طبیعتا خدا بهم نمیداد
و این باور غلط تقویت میشد که بله درسته خدا سرند میکنه و به هرکی بخواد میده و دعای من هیچ وقت به گوشش نمیرسه اگر هم برسه محل نمیزاره به ما
باید برم امام رضا به اون بگم
اون به خدا بگه
و سالها درگیر این درک احمقانه بودم
امروز از خدا توقع ندارم
خدا باید سفره رو میچید
که چید
از خودم توقع دارم
به میزانی که خودم رو بزرگ
توانا
و ارزشمند ببینم به اون سفره نزدیک میشم
من امروز هرچی دارم
و هرچی دریافت میکنم دقیقا بر اساس لیاقتیه که ایجاد کردم
و هیچ بی عدالتی رخ نمیده هرگز در این جهان
استاد ازت بی نهایت ممنونم
و دوستت دارم
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
سلامی گرم به استاد عزیزم وخانم شایسته ی نازنین و همه ی دوستان گلم در این سایت زیبا.
بسیار از شنیدن این فایل لذت بردم و تحسین میکنم خانم عارفه ی عزیز رو برای این ایده ی کاربردی و جالب که داشت،بعد از شنیدن صحبتهای استاد ،اولین کاری که کردم دفتری نو برداشتم با خودکارچند رنگی که داشتم ،وبعد از نهار که همه ی خانواده دور هم جمع بودیم ،این ایده رو بیان کردم و همسرم دوتا پسرهام استقبال کردن،واسم دفتر رو هم گذاشتیم دفتریادداشت نکات مثبت.
مطمعن هستم با ادامه ی این کار هست که نتیجه رو میتونم تغییر بدم و بهتر کنم،یعنی هر تغییری نیاز به تعهد داره،با یکبار دوبار نمیشه ،تکراااررر کلید هر موفقیت هست،امیدوارم همه ی ما بتونیم خانواده رو مثله یه تیم که هدفشون بهبود ورشد در همه ی جنبه ها هست ببینیم و اینطوری حس صمیمیت و عشق رو بیشتر کنیم،
همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم ،آقا پارسا پسره 9سالم داره داخله اون دفتر و در قسمت مخصوص خودش یادداشت میکنه و خیلی خوشحالم که الان داره با ذوق این کار رو انجام میده ،
بازم سپاسگذارم از شما و دوستان بینظیرم که با کامنتهاشون واقعا به من کمک میکنید
،نتایج این تمرین رو انشالله در روزهای بعد میام و مینویسم،
یاحق
به نام یکتا معبودِ جان
استادم سلام
چقدر این نکته حیرت انگیز و تکان دهنده اس
همین دیروز بود که دنبال جواب سوالم میگشتم و سرچ میکردم مقالات مختلف رو.
قبلا براتون نوشتم که مربی هستم هم ووشو قهرمانی هم بازی و ورزش کودکان و هم حرکات ژیمناستیک
و ازونجایی که دنبال بهبود و راحت ترکردن کارم بودم و چون شاگردانم در همه رده های سنی هستند بخصوص نونهال و نوجوان و جوان برام مسیله این بود چطور به بچه ها بازخورد بدم که هم موثر باشه و هم باتوجه به نکات مثبت باشه؟
دیروز کلی سرچ و جستجو کردم و کلی مطلب خوندم ولی وقتی امروز این فایل رو دیدم کاملترین و مناسب ترین جواب به من داده شد..
اول اینکه تبریک میگم به این دوست عزیزم که اینقدر ذهن آماده داره که میتونه الهاماتش رو به درستی دریافت کنه و ممنونم از ایشون برای ارایه این ایده در سایت و دوم اینکه دوباره به من ثابت شد که وقتی به دنبال حل مساله باشی با توجه کردن و تمرکز بر روی کار و تخصصت و فقط روی یک موضوع فکوس کنی خداوند هدایتت میکنه به پاسخ های مناسب در زمان مناسب.
این فایل فقط مخصوص من بود شک ندارم و وقتی داشتم صحبتهای شمارو گوش میکردم جدا ازینکه بغضی سنگین راه گلومو از حیرت و خوشحالی بسته بود ؛ ایده ها یکی بعد دیگری به ذهنم میرسید و اونهارو یادداشت میکردم.
این ایده خیلی جالب و کاربردی بود برام که ازین به بعد ازین بازی شکارچی نکات مثبت و با تغیرراتی جزیی در راستای شرایط کاری ام در آموزشم استفاده میکنم . و بازهم بمن این نکته یادآوری شد که به همان اندازه که روی خودت کار میکنی به همون اندازه نشانه ها و نعمتها و هدایتهای الهی برات دست یافتنی میشه.
جالبه براتون بگم منم شاگردان کوچولو زیاد دارم و یکم انرژی بیشتری میطلبه دایم سوال میکنن دایم از دوستشون شکایت میکنن البته توی همون دنیای شیرین و جذاب خودشون و من جواب سوالم رو گرفتم و این بازی رو حتما براشون طراحی میکنم که کاملا هوشمندانه و ظریف ذهن بچه ها رو هدایت میکنه به دقت به نکاتی که برای خودشون هم جذاب تره و احساسات بهتری رو حین آموزش و تمرین دریافت و تجربه میکنن.
سعی میکنم از نتایج و تجربیاتم در این زمینه براتون حتما کامنت بزارم.
بازهم ممنونم از شما استاد عزیزم و زحمتهایی که برای این خانواده میکشید و مچکرم از دوست عزیزم و ایده خوبشون و یاد گرفتم من هم اگر ایده ای دارم بیان کنم شاید بتونم کمکی باشم به سایر اعضای خانواده ام.
سپاس مخصوص از یگانه معبودم برای هرآنچه که به من داده است.
دوستتون دارم
بنام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیز و دوستان فوق العاددم
خواستم یه نکته فوق العاده رو ذکر کنم
اینکه شکارجی نکات مثبت باشیم
یعنی نعمتارو ببینیم و ذکر کنیم
دقیقا دستور خودِ خداوند در قران هست
کافیه عبارت ذکرو نعمت الله علیکم رو در قران سرچ کنیم
این همون شکر هست
و در ادامه در باره حضرت ابرااهیم میخونیم
شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
و برای کامل کردن این پازل پرخیر و برکت و mindblowingبقول استاد،
به این آیه که روزی چند بار در نمازمون میخونیم توجه کنیم؛
صراط المستقیم …. صراط الذین انعمت علیهم
تصویر کامل شد:
پس طبق وعده و قانون بدون تغییر خداوند این بازی فوق العاده شکارچی نکات مثبت لاجرم دربهای جدید و بیشماری از نعمات رو برووی ما بازخواهد کرد.
از این راحت ترم میخوایم ؟ بازی کنیم و به پاداشش نعمتها وارد زندگیمون بشن
شکر این خداوند رحمان و رحیم
مرسی هستین استاد
در پناه خدا باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استادعزیزم وخانم شایسته
شکارچی نکات مثبت باشیم
دوروز پیش رفتم خونه پدرم که نزدیک خونه ما
زندگی میکنن دوتاازخواهرهام وبرادرم هم از
تهران اومده بودن اونجا درکنارشون شادبودم و
خیلی خوش گذشت ،اما نکته ای که می خوام بگم اینه که پدرومادرمن بخاطر گدشته ای که داشتن ذهنشون منفی ویجورایی همیشه بحث
دارن واونروز که من رفتم طبق عادت هرروزشون
بحث داشتن اما من تلاش میکردم که هی در
جایی دیگه خودم ومشغول کنم مثلا رفتم حیاط
ازگلهای زیبایی که داشتن دیدن کردم یا درمورد
قوانین بادوتاخواهرم صحبت میکردیم همسرم که درباغ نزدیک خونه مادرم مشغول کارکردن بودگفتم بزار نهارش وببرم باغ تاخودم هم به طبیعت نگاه کنم وسپاسگزاری کنم ذهنم آرام بشه خواهرم گفت خودت نرو بزار پسرت ببره
گفتم نه خودم میرم که حال وهوام هم عوض بشه ویه انرژی مثبت بگیرم ،خلاصه رفتم باغ
دیدم همسایه پدرم اینا که نزدیک باغ ما گلخانه
درست کردن وداخلش استخرساختن اونجا دارن شنا میکنن وآهنگ باصدای بلندگذاشتن
میخندیدن وشاد بودن ،گفتم خدایا دمت گرم
دیدی من دارم میام انرژی مثبت بگیرم گفتی پس بزار یکاری کنم بیشترش کنم وبااون آدم های شاد فضا رابرای من محیا کردی سپاسگزارم
واین آدما همیشه شادوخوشحال بودن جوری که به خوش شانس بودن معروف هستن وبهشون میگن علی بی غم و من کلی تحسینشون کردم وگفتم نوش جونتون دمتون گرم وتونستم اونجوری ذهنم وکنترل کنم .
نکته دیگه درموردکارتیمی که گفتین استاد
من یه دوستی دارم که نزدیک خونه مازندگی
میکنن مایک روز درمیون بعضی وقت ها هرروز
خونه هم هستیم ومیشینیم ودرمورد نکات مثبت وقوانین صحبت میکنیم وسپاسگزاری
میکنیم واین کمکمون میکنه خیلی حالمون خوب باشه ،جوری که دوستم همیشه میگه خدا
خیرت بده چقدر باعث شدی کیفیت زندگیم بهتر
بشه ویسری مسائلم حل بشه والبته که من خودم هم ازاین کار لذت میبرم .
بازی شکرگزاری کردن هم یه ایده جالبی بود
که توی کامنت دوستان خودم ،به نظرم رسید
ازاین به بعد توی جمع هامون ازش استفاده کنم بایه خلاقیتی که هم بازی بشه برامون هم
ذهنمون بره به سمت سپاسگزاری ،ازشما ودوستان عزیزبه خاطر این ایده جالب سپاسگزارم .
درپناه الله مهربانی ها
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته عزیزم
سلام به دوستان ارزشمندم
میخوام تجربه داغ داغ خودم رو که امروز با مهمان هامونٍ، دوستان عزیزمون به عنوان بازی داشتیم رو بگم.
تغییر یک بازی ساده و اونم خیلی نوستالژی که همه یادش داریم با اضافه کردن یکسری قوانینی که آگاهانه طبق آموزش هایی که از استاد یاد گرفتیم.به عنوان شاگردهای استاد جان یک مدیریت و فضای سرگرمی و لذت با امکانات موجوددر کنار دوستان مون ایجاد کردیم.
بازی منچ و مارپله
حالا ما چطور این بازی رو با قوانینی ساده ترکیبش کردیم به سمت استفاده از قانون به نفع خودمون؟ چطور با پیشنهاد و مطرح کردن یک ایده ساده یک بازی ساده رو مهیج ترش کردیم؟
ایده این بود که شکارچی نکات مثبت رو در جمع تمرین کنیم.
ایده اینجوری تکمیل شد که هر بار عدد 6 و 4 و 2 میاد حواس هامون جمع باشه که یکی باید نکته مثبت یکی از دوستان رو بگه. حالا چه جوری؟ هر وقت عدد 6 رو کسی بیاره نوبت اونه که نکته مثبت بگه. حالا به کی؟ به کسی که اولین نفر بعد از اون عدد 2 یا 4 رو میاره. و اگر قبل از اینکه نفر بعدی 2 یا 4 بیاره و یکی دیگه 6 بیاره، نفر دوم باید صبر کنه تا این سیکل به ترتیب پیش بره تا نوبتش بشه. و در تکمیل این قانون بداهه اینجور پیش رفتیم که نکات مثبتی که قبلا برای یک فرد گفته شده پذیرفته نبود و چالش خوبی شد برای خوب شنیدن و خوب فکر کردن.
در تکمیل من شدم میرزا بنویس نکات مثبت.
اونم با ایده نوشتن اسم هر چهار تایی مون به صورت یکبار در ستون، یکبار در ردیف و چقدر ادامه بازی رو جذاب تر و مهیج تر کرد و همه مون رو جدی تر برای پیدا کردن نکات مثبت و زیبایی همدیگه کرد…
_
فهیمه حسین ارغوان مهدی
فهیمه &&&& &&&& &&&&
حسین&&&& &&&& &&&&
ارغوان &&&&&&&& &&&&
مهدی &&&&&&&&&&&&
_
یک همچین فرمتی شد. یک نوشته حاصل از بازی کردن منچ و تاس هایی که اعداد بازی اون باعث نکات مثبت گفتن و شنیدن شد.
من همین الان کلی ایده تو ذهنم هست که برای دفعه بعدی این “بازی منچ بهینه شده با نکات مثبت” رو جذابترش کنم.اسمش همین الان به ذهنم زد که بذاریم یک چیزی تو مایه های منچ گوینده و شنونده مثبت ها. منچ برد برد. منچ گفت و شنود مثبت ها….حالا میشه براش اسم خاصی هم نذاشت اما بازیش کرد. چون این اسم ها حاشیه ان اصل خوده درون مایه و هدف بازیه.
درون مایه اش در عین سادگی اما عمیقه که بازی جهت سرگرم شدن و استفاده از قانونه و…
هدفش لذت بردن و دیدن خوبی هاست و ….
حالا تجربه من از بازی تغییر یافته منچ با اضافه کردن قوانین ساختگی و بداهه مون:
_ به طرز عجیبی بعد چند دقیقه از شروع بازی و اولین 6 و 2و 4 خیلی تعداد 6 ها زیاد بود برای هر چهارتایی مون.
_ اصلا من یکی که حواسم به مهره های خودمو و دوستام نبود و فقط از مسیر لذت میبردم.
_احساس خوب از اینکه یکی 6 بیاره و انتظار اینکه نفره بعدی کیه که 2و 4 میاره.بنظرم خیلی باحال بود.
_ من خودم بیشتر مایل بودم 2 و 4 بیارم تا بیشتر شنونده باشم اما به طرز جالبی 6 زیاد میوردم.
_وقتی دوستان از نکات مثبت من میگفتن در عین حال که موذب بودم(اونم ریشه در عزت نفسم داره) ولی دوست داشتم بشنوم.
_جالب بود نکته های مثبت گفته شده از طرف گوینده نکات مثبت بــه شخص شنونده نکات مثبتش، از زاویه دید اون نقطه ضعف محسوب میشد یا اصلا خودش اون نکته یا ویژگی مثبتش رو در خودش قبول نداشت یا نمیتونست ببینه که خوبه و دارش.(اینم ریشه های عزت نفس رو داشت.)
_چقدر شناخت بیشتر و تعامل با نفرات هم کار رو سخت میکرد هم آسون. مثلا من موقعی که میخواستم برای همسرم رو بگم بخاطر اینکه بیشتر میشناسمش سخت بود چون تو ذهنم کلی ویژگی مثبت ازش میومد و نمیدونستم کدومو بگم. یا بخاطر تعامل و شناخت بیشتر دوستم برام گفتن نکات مثبتش هم سخت بود هم آسان.
_موقعی که دفتر رو نگاه کردیم پراکندگی نکته های مثبت گفته شده و شنیده شده یکسان نبود و یکسری هامون اصلا پیش نیومده بود برای یک فردی چیزی بگیم.
_حس خوب کنار هم بودن و لذت بردن
_توجه به نکات مثبت همدیگه
_ایده گرفتن از چیزهایی که بقیه میگن.
_جالبه نکات مثبت تکراری نداشتیم اصلا و جالب ترش اینه هیچ کس کم نیورد برای گفتن نکات مثبت (یعنی اینقدر میتونه زیاد باشه و تمومی نداره)
_بعضی از نکات مثبت رو با مثال در موقعیت واقعی فرد باید توضیح میدادیم و این باعث میشد یکسری کلمه جدید و اختصار شده موقع نوشتن ایجاد بشه
_این بازی باعث شد که بچه دوست مون هم براش جالب باشه و بخواد بیاد با ما بازی کنه که البته تو مارو پله یطور خلاقانه ایی وارد بازیش کردیم.
بازی مار پله:
گزیده شدن توسط مار= بیان باور محدود کننده خوده فرد گزیده شده برای خودش
پله= فرد بالا رفته از پله بایدشروع کنه به گفتن نکات مثبت همه رو از سمت راستش
حالا تو بازی همه کاغذ و خودکار داشتیم و هر کسی برای خودش مینوشت.
و اینکه چطور دختر دوست مون رو وارد بازی کردیم. اینکه کنار کسی که نشسته بود اگر تاسش 6 بود. نوبت اون میشد که از سمت راستش نکات مثبت ما رو بگه. و البته ما هم هربار به پله میرسیدیم نکات مثبت اونو غیر از حریف ها میگفتیم و کلی ذوق میکرد و به اونم گفتیم تا مثل ما نکته مثبتی که راجع بهش هرکسی گفته بنویسه.(کلاس دومی بود و حتی ذوق نوشتن هم براش ایجاد شد.)
خلاصه اینم به پاس قدردانی از این فایل شکارچی نکات مثبت باشیم و درس های زندگی از یک بازی با عشق نوشتم.
برای تشکر و قدردانی از استاد و تهیه این فایل ها نوشتم.
برای نشان دادن خودم و تلاش های سمت خودم به عنوان شاگرد در عمل به آموزه ها و یادآوری به خودم که هر چی یاد میگیری و عمل میکنی بیا نتیجه اش رو بنویس.بنویس و باورتو قوی کن که قانون عالی و بی نقص جواب میده و میشود میشود میشود…
خدارو بارها شکر میکنم بابت همه چیز و همه کس…
سلام برهمه عزیزان.
دیگه این ده روزی که این فایل روی سایت هست وهر روز کامنت دوستان رو میخونم شکارچی نکات مثبت ماهری شدم .بعد از چند روز قول دادن به دخترام امروز پارک بردمشون.وقول دادم که دنبال زیبایی ها بگردم.
پارکی که قسمتی مخصوص بانوان دارد که از هر نظر راحتی.وتوش انواع گلهای قشنگ ودرختان زیبا مخصوص درختان بیدی که شاخه هاش افتاده وبه زمین رسیده چقدر زیباست.استخری که بچه ها با ذوق وخنده روی هم آب میریزن.دویدن های دخترام تو پارک چقدر قشنگه.تازه یکی از اقوام همسرم هم بود که دیدم فلاسک چای هم دارن به محض اینکه بهم گفتن چیزی لازم ندارن یاد قانون درخواست دوره عزت نفس افتادم وگفتم چرا چایی میخوام اگه قبل دوره بود بعید میدونستم اینقدر راحت بگم ورفتم دوتا استکان چای البالو خوردم وتشکر کردم وپاشدم.یه چیز جالب دیگه اینه صندلی ها پربود رفتم روی یه جای خالی پیدا کردم تا نشستم دیدم خورشید دقیقا روبرومه ویکم مایلتر نشستم ودرختان و آدمها وبچه ها رو میدیدم دقیقا یکی دودقیقه بعد یه ابر زیبا اومد جلوی خورشید رو گر فت در صورتی که آسمان کاملا صاف بود.و باعث شد به راحتی بشینم وبیشتر لذت ببرم.واقعا ابر وباد ومه وخورشید وفلک در کارند تا که از زندگی لذت بیشتر ببریم.در صورتی که تمرکزمون بر زیبایی ها باشد .مدتها پیش من روزنامه لازم داشتم وچند روزی توی ذهنم بود تا اینکه یه روز صبح در حیاط رو باز کردم دقیقا باد دوتا روزنامه رو پشت درمون آورده بود.
دیدن یه پسر بچه سه چهار ماهه خوشگل که از جلوش رد شدیم برای ما میخندید ودست وپا میزد ومن هم با بچه هام وایستادیم وچندلحظه ای باهاش صحبت کردیم خیلی خواستنی بود.خوردن بستنی قیفی که از پارسال نخورده بودم چقدر چسبید.دیدن قایق سواری بچه ها و امواج روی آب چقدر دلنشین بود اتفاقا همونجا به دخترم گفتم که آب چه انرزی دارد استاد حق داره اینقدر از دریاچه اش لذت ببرد.خلاصه خیلی خوب بود این اولین بار بود که با دید شکارچی پارک رفتم.