اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من در راستای این فایل تصمیم گرفتم که سریال سفر به دور امریکا رو از قسمت اول ببینم.وامروز سه قسمت اول رو دیدم.از اونجایی که من تازه عاشق دیدن طبیعت وزیبایی هاش شدم در صورتی که قبلا برام مهم نبود تصمیم به این کار گرفتم که فعلا میتونم ببینمشون تا خدا هدایت کنه که واقعا از نزدیک ببینمشون.واقعا توضیحات خانم شایسته عزیز روی فایل ها فوق العاده هست که قوانین رو برامون مرور میکنه.
چقدر من این جمله رو دوست دارم به نظرم پرمغز ترین جمله س
حالا امروز میخوام درمورد احساس خوبی که تو مرکز داشتم
امروز همکارای جدیدم داشتن از لوازم خونشون صحبت میکردن که صحبت به ماشین ظرفشویی رسید چقدر حس عزت وافتخار کردم که منم تو خونه م ماشین ظرفشویی دارم منم کلی لوازم مدرن کاربردی تو آشپزخونه دارم وهیچ حس کمبودی نداشتم
چقدر حس ثروتمندی خوبی بود عشق کردم واقعا از خداوند متشکرم وسپاسگزارم
از ته قلبم احساس عالی دارم ما دکور آشپزخونه مون رو 2ماهی هست عوض کردیم چه حس عالیه چقدر پدر ومادرم خوشحال شدن از اینکه ما اینقدر داریم تو زندگیمون پیشرفت میکنیم
من تو یکسال قبل کلی وسیله مدرن به خونم اضافه شده ما کلی پیشرفت کردیم
الناز دخترم چقدر خوب رشد کرده نسبت به همسن وسال هاش خیلی باهوش تره
خیلی عاقلتره حس میکنم خدا بهترین بچه دنیا رو بهم داده از خدا به خاطرش سپاسگزارم
همسرم از قبل بهم بیشتر اعتماد داره وبیشتر دوستم داره
منم نباشم پیش خانوادش کلی ازم تعریف میکنه
حس میکنم ملکه همسرم هستم
چه حس عالی باهمسرم دارم
همسرم خیلی خوشتیپ
موقع هایی که دنبالم میاد دم مرکز افتخار میکنم به داشتن همسری به این خوشتیپی
خودم از قبل دارم بیشتر به خودم رسیدگی میکنم
بیشتر پولامو صرف رسیدن به خودم میکنم خداروشکر
همسرم خریدای خونه رو میکنه وهمیشه بهم میگه هرچی اضافه هم پول بخوای بهت میدم بهم میگه من مردم وظیفه مه خرج خانوادمو بدم با افتخار
الان همسرم از قبل بیشتر به حرف منه
اصلا انگار حرف حرف منه
خیلی بهم اهمیت میده خدایا سپاسگزارم
همیشه بهم میگه دوستت دارم
همیشه جلو خانوادم منو سرافراز میکنه اینقدر که مودب وبا کلاسه واصلا نیازی نیست من بهش بگم چکار انجام بده
خودش همونطوری که من میخوام بابتش سپاسگزارم
از داشتن دخترم الناز واقعا لذت میبرم از بچه داشتن لذت میبرم چه کیفی داره یه بچه بهت میگه مامان ومیاد رو پات میشینه
هرچقدر بیشتر در قوانین غرق میشم، بیشتر و بهتر و عمیق تر به این میرسم که : مایهی زیبایی مطلق جهان هستی، نوع دیدگاه ما و کنترل کانون توجهمون هست. هرچقدر ذهنمون رو در معرض زیبایی های بیشتری قرار بدیم، درنهایت شادی و عشق و ثروت و خوشبختی بیشتری به ما روی میاره. من این رو با پوست و گوشت و استخونم احساس میکنم. ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم، هر فیلمی رو نمیبینم، هر کتابی رو نمیخونم، هر فایلی رو گوش نمیکنم، با هر آدمی معاشرت نمیکنم، به هیچ عنوان اجازه نمیدم احساسم بد بشه و به محض اینکه احساس میکنم اندکی گفتگوهای ذهنیم شروع میکنه به سرزنش کردن، یا به محض خشمگین شدن یا غمگین شدن، به سرعت با یک نفس عمیق و گفتگوهای آگاهانه احساس خوب رو در سراسر وجودم به جریان میندازم. روزانه، به چیزهای کوچکی توجه میکنم و جزئیاتی رو مدنظر قرار میدم که در روند احساس خوب بهم کمک کنن. و خدا رو بابت وضوح قانون تکامل شکر میکنم. به محض توجه به لبخند آدما، خنکی اتوبوس، ویژگی های خوب افراد، ابرهای آسمون، توصیفات قشنگ یا هرچیزی که احساس لذت رو به دنبال داشته باشه، تکاملی و آرام آرام احساس بد تبدیل به احساس لذت میشه. غم، خشم، نارضایتی، خنثی، رضایت، شادی خفیف، شکرگزاری و …
اصل کنترل کانون توجه، درواقع ما رو در محدودهی پاک خودمون قرار میده و باعث میشه احساس کنیم چقدر برای دریافت آگاهی ها و نعمات خداوند آماده تریم.
اصل کنترل کانون توجه، به ما دقیقا نشون میده الان کجا وایستادیم و ذهنمون تا کجا آگاهی های خالص رو دریافت میکنه.
اصل کنترل کانون توجه، تمرکز ما رو از فرعیات کاملا برمیداره و مستقیم میذاره روی اصل؛ و ما میتونیم بفهمیم چقدر به خودمون نزدیکیم.
خدایا شکرت که ما چشم دیدن نعمت هات رو داریم.
خدایا شکرت که ما به زیبایی های اطرافمون تپجه میکنیم.
خدایا شکرت که ما توانایی ایجاد احساس خوب با چیزهای کوچک رو داریم.
خدایا شکرت که ما بنده های تو ایم؛ و پاره ای از وجود تو ایم؛ و نعمتیم و رضایت و اشرف و شاد..
سلام استادعزیرم وخانم شایسته گرامی انشاالله خدانمونه شماانسانهای خوب ودوست داشتنیوزیادوزیادترکنه وهمچنین سلام دارم خدمت دوستان مثبت بین و مثبت اندیشم درسایت. خداروسپاسگذارم به خاطروجوداین دوست عزیزمون درسایت که منوواقعابااین کامنت زیباواین ایده عالی به وجدآوردن. استادمن امروزواقعاایمان آوردم به همزمانی اتفاقات وبه قدم گذاشتن درمسیرودریافت ایده های همراستابامسیر
توپای به راه درنه وهیچ مپرس
خودراه بگویدت که چون بایدرفت
من چندروزی است که دفترسپاس گزاریموهرروزدونوبت می نویسم وهرروزحداقل چیزی که دریافت می کنم حس وحال بهتروعالیتره. حقیقت خیلی دوست داشتم که همسرم نیزبه گونه ای که اجباری درآن نباشه به این مسیربیادولی باتوجه به اینکه بارهامن ازشماشنیدم که مامسول تغییرهیچ کس نیستیم دیگه هیچ وقت حتی بهش نگفتم که این مسیروانتخاب کنه ولی بااین خلاقیت دوست عزیزمون وطراحی این بازی فوق العاده احساس می کنم همسرم نیزبه این بازی علاقه مندشودومشتاق انجام این بازی شودواقعاعالیست این ایده.
استاد عزیزم شما سالها پیش دانشگاهی رو تاسیس کردید به نام دانشگاه عباس منش (دات کام)
این دانشگاه دانشکده های مختلفی هم داره مثل دانشکده “سفر به دور امریکا” دانشکده “زندگی در بهشت”
توی این دانشگاه واحدهای مختلفی تدریس میشه که پایه تمام این واحد بر مبنای الله و آموزه های قرآن است
واحدهایی چون:
واحد عشق و مودت در روابط
واحد قانون سلامتی
واحد شیوه حل مسائل
واحد قانون آفرینش
واحد 12 قدم
واحد قانون آفرینش
واحد روانشناسی 1و 2 و3
واحد راهنمای عملی دستیابی به رویاها
واحد دوره کشف قوانین زندگی
واحد جهان بینی توحیدی
واحد عزت نفس
واحد به صلح رسیدن با خود
واحد اصول کسب و کار شخصی
واحد ارزش تضاد
واحد کتابهای الکترونیکی
و البته بالغ بر هزار فایل رایگان که گنجینه هایی هستند از تجارب و آموخته ها و عمل به آنها
این دانشگاه تنها دانشگاهی هست توی جهان که فقط یک استاد دارد استاد “سید حسین عباس منش”
استادی که با دست خالی از کارگری ساده شروع کرد و با مسائل و تضاد های زیادی چون مالی خانوادگی، عاطفی، کاری و… برخورد کرد و به جای فرار از اون مسائل و تضاد ها به دنبال حل اونها رفته و نتیجه های بزرگی گرفت.
استادی که آزمون و خطاها کرد شکست ها خورد اما مقاومت کرد حرفها و تحقیر و تمسخرها شنید اما مقاومت کرد سختی ها کشید اما مقاومت کرد
تهدید ها شد اما مقاومت کرد در تنهایی هاش با نجواها جنگید و در آن جنگ درونی شکست ها خورد اما مقاومت کرده و باز هم مقاومت کرد ریشه های مخرب بزرگ و کوچکی که در ذهنش دوانده شده بوده را سوزانده و در طی این سالها جنگ و نزاع با بیرون و درون باورها بسازد از هر جنسی که در این سالها برایش جنگید و در نهایت توانسته شاگرد اول دانشگاه شود و تمام واحدهای درسی رو رو با نمرات عالی پاس کرد و راز موفقیتش در این سالها
” ایمان و ایمان و ایمان به رب العالمین”و بعد عمل و عمل و عمل به آموزه ها
دانشگاه عباس منش (دات کام)
دانشگاهی که حالها موسسش وقفش کرده
دانشگاهی که تاپ ترین رنک جهانی در حوزه خودش رو دارد
دانشگاهی که حالها هزاران شاگرد بزرگ و کوچک پیر و جوان دارد
دانشگاهی که هزاران شاگرد ممتاز از آن فارغ التحصیل شدند
دانشگاهی که هر روز و هر روز با هدایت الله مهربان به ورودی هایش افزوده میشود
دانشگاهی که هر روز و هر روز خودش را با بالاترین استانداردها حفظ کرده
دانشگاهی که تا آخر عمر درش بر روی همه انسانها و بلاخص کسانی که به دنبال تغییر واقعی در تمام جنبه های زندگی هستند و حتی دانش آموخته های سابقش با روی گشاده باز است،دانش آموخته هایی که حالا برای خودشان استاد شدند و همیشه دوست دارند دیداری با استادشان داشته باشند و به آموزهایشان بیفزایند و اصطلاحا آپدیت باشند
شاید جالب باشد بدانید دانشگاه عباس منش (دات کام) کم ترین کارمندان جهان را دارد اما با همین تعداد 24 ساعته فعال هست تا همه و همه هر زمان مایل بودند بیایند و هم بخوانند و هم بنویسند و هم بپرسند هم بیاموزند و هم بیاموزانند.
در قلب این دانشگاه گنجینه ای نهفته است به نام ” عقل کل” که خودش دانشگاهی ست وصف ناپذیر که هر آنچه پرسشی باشد در هر زمینه ای آنجا یافت میشود که وصفش نمی توان کرد و چه تجربیات و آموزه های گوهر باری در دلش نهفته است و تنها برای دستیابی به آن گوهر ها باید زمان خرجش کرد
سخن کوتاه کنم
این دانشگاه بانویی دارد که یکی از فارغ التحصیلان فوق ممتاز و اتفاقا از کارمندان همین دانشگاه هست انسانی از جنس مهربانی، عاشق آموختن و به دیگران آموزاندن بانویی که سالهاست از استادش می آموزد و عاشقانه در کنارش است و از هیچ تلاشی برای انتقال تجربیاتش و به اشتراک گذاشتنشان با دیگران دریغ ندارد او نامش مریم شایسته، یار و همراه استاد عباس منش است.
در انتها از تمامی کارمندان دانشگاه عباس منش (دات کام) بابت کوشش هایشان برای روشن ماندن چراغ این دانشگاه تقدیر و تشکر میکنم
باشد که این دانشگاه تا ابد پابرجا باشد و همه انسانهایی که به دنبال جهادی اکبر و تغییری بنیادی در تمام جنبه های زندگی شان هستند با هدایت الله از این گنج ناتمام بهرمند باشند.
اول ازتون خیلی سپاسگزارم که این روزها چندین و چند فایل در مورد توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن برامون گذاشتین و این قدر عالی دارین این قانون مهم رو به ما تو ضیح میدین .
من کلی ذوق میکنم وقتی صبح سایت رو باز میکنم و یه فایل جدید از شما میبینم
هرچند که کامنت نوشتن هنوز برام کار سختی اما کامنت بچه ها رو حتما سعی میکنم وقت بذارم و بخونم به قول شما کامنت های بچه های سایت از کل کتاب های موفقیت دنیا با ارزش تر آموزنده تر
و من خودم رو متعهد کردم که هر روز وقت بذارم و کامنت بخونم چون در طول اون لحظاتی که کامنت می خونم به نکات مثبت توجه میکنم ..تحسین میکنم ..
و کلی حس خوب میگیرم و این واقعا برام عالی
خدارو شکر میکنم بابت این تصاویر زیبا از پاردایس که من هم هربار میبینمش میگم انگار یه کارت پستال زیبارو دارم میبینم از بس که اونجا رویایی و زیباست اونجا خود خود بهشت ..واین بهشت حق شماست پاداش ایمان شماست من با تمام وجودم شما رو تحسین میکنم و از خدا می خوام تا هدایتم کنه بتونم به آموزه ها و آگاهی هایی
که به ما میدین رو عمل کنم تا نتایجم تغییر کنه تا شخصیتم تغییر کنه .
من هر روز صبح ستاره قطبی مینویسم و شب ها قبل از تیک زدن خواسته هام
فقط اتفاقات خوب روز رو مینویسم و بابت شون از خداوند سپاسگزارم یعنی الان سه یا چهار ماهی میشه که من ذهنم رو عادت دادم که شب ها قبل خواب فقط به اتفاقات خوب روز فکر کنم و بنویسمشون فارغ از این که در طول روز چه اتفاقات بدی افتاده یا چه مشکلاتی داشتم و بارها شده که در طول روز یه مساله ناراحت کننده برام پیش اومده و ذهنم درگیر اون مساله بوده اما شب که میشه میرم سراغ نوشتن اتفاقات خوب روزم حتی اگه شده فقط دو سه مورد پیدا کنم مینویسمش و به خودم میگم ببین اوضاع اون قدر هام بد نیست این اتفاق خوب هم برات افتاده که شاید وقتی درگیر اتفاق بد بودم اصلا بهشون توجه نکرده بودم .خلاصه که استاد عزیزم این تمرین خیلی برای من عالی بوده و من وقتی میرم تو تخت خوابم فقط به اتفاقات خوب فکر میکنم و کلی حالم خوب میشه
و به خاطر انجام همین تمرین صبح که از خونه میرم بیرون مدام ذهنم دنبال زیبایهاست تا با دیدنشون سپاسگزاری کنم تا شب بنویسمشون یعنی من با انجام این تمرین خیلی زیبا بین تر شدم و به قول شما تمام سعی ام رو میکنم تا شکارچی نکات مثبت باشم تا شب موارد بیشتری رو بنویسم .
و همین عادت باعث شده من مدت زیاد تری رو نسبت به قبل تو احساس خوب باشم که و این برای من یه پیشرفت خیلی خوب
خداراشکر که امروز هم هدایت شدم به این فایل تا بتونم از خلاقیتها و کامنتهای بچها درس بگیرم
استاد ازتون خیلی تشکر میکنم که این کامنت رو برامون خوندید و از عارفه عزیز هم تشکر میکنم که این تمرین رو برای بچهاش و خودش قرار دادن تا توی این دنیایی که همه به دنبال نکات منفی هستم ما متفاوت باشیم و دنبال نکات مثبت بگردیم
من هم تصمیم گرفتم با همسر این تمرین رو توی خونه انجام بدیم .خودم به شدت روی نکات مثبت زندگیم توجه میکنم اما همسرم نه و با شنیدن این بازی میخام با این کار ارام ارام ذهنشو ببرم روی نکات مثبت و گفتم هر کس بازی رو باخت باید ظرفهای شام رو بشوره و میخام این کار بهش انگیزه بده که دنبال نکات مثبت باشه
خداراشکر هرروز نکات مثبت و زیبایی های بیشتری اطرافم میبینم و لذت میبرم و هر چقدر بیشتر توجه میکنم بیشتر زیبایی هارو میبینم .
استاد واقعا پرادایستون رو تحسین میکنم همیشه ارزو دارم توی همچین طبیعتی زندگی کنم .هر موقع توی این طبیعت زیبا فایل ضبط میکنیم من بین حرفهاتون توجهم به طبیعته و لذت میبرم از این درختا از این علفهای سبز که روی زمین رو زیبا کردن از این دریاچه که تصویر درختا منعکس شده توی اب و همیشه تحسینتون میکنم که به این طبیعت زیبا هدایت شدید
من همیشه خودمو توی پرادایس تجسم میکنم و توی خونه ای که تو دل جنگل و با زمینی پر از چمن و رودخانه ای زیبا
استاد بیشتر از کامنتهای بچها برامون فایل بزارید چون ایده میگیریم برای بهتر شدن زندگیمون
این فایل رو قبلا هم دیده بودم و لذت برده بودم این بار که میدیدم چیزی توجهم رو جلب کرد که برام جالبه
اول اینکه ممنونم از عارفه عزیز و دوست دارم صادقانه بنویسن که نتیجه این تمرین در خانواده شون این مدت که فکر میکنم یک سالی شده باشه چی بوده؟ این میتونه کمک کنه باور های سازنده ساخته بشه در ذهنم
و بعد اینکه خود تمرین دیدن و توجه به نکات مثبت خیلی عالیه من بواسطه همین اگاهی ها یه دوره تصمیم گرفته بودم روزی ده مورد بنویسم (امروز فقط برای امروز ، که نجواهام ساکت شن) و جالبه به مرور بعد از حدود یک ماه سناریوهای ناخوداگاهم مثبت شده بود.
یعنی گاهی که پنیک میشدم و یهو مثلا یه سناریو داغون میساخت سریع ذهنم، راجع به یه موضوعی
این بار پنیک مثبت میکردم. یهو خودمو رو فرش قرمز کن میدیدم مثلا. یا چیزای این مدلی. خودمو تو سفر مورد علاقه م به شهر مورد علاقه م میدیدم. تجسم فور کی.
مقاومتم بوده یا دلیل کافی نداشتم برای ادامه دادنش متوقف شد که این یاداوری کمک کرد دلایل محکم براش پیدا کنم تا بتونم ادامه ش بدم.
بنابراین قدردانم
استاد جان هم دردم از تو هم درمانم از تو :))
بعضی جاها منم گفتنهای شما و ادعاهاتون اذیتم میکنه این مشکل «منه؟؟؟!»
یعنی جاهایی که میگید این مثال رو من زدم و هیشکی غیر از من نزده من یه غرور پس زننده ای رو حس میکنم که اصلا برام قابل دفاع نیست ولی وقتایی که از هدایت خدا حرف میزنید و میگید اعتبارش برای خداست جیگرم خنک میشه میگم این درسته…
میدونم باید خودباوری داشته باشیم
برسیم به نقطه ای که منی که میگیم درونش پر از الله باشه…
به قول الهی قمشه ای نازنین خیلیا الله کفتن شون پر از منیته… مثل گدایی که میگه یا الله، اصلا با الله کاری نداره منظورش اینه که یه چزی بدید به «من»
من اینارو نوشتم اینجا که بگم کمکم کنین و راجع بهش توضیح بدید بهم اگر صدامو شنیدید. دعوایی ندارم :)) میخوام مقاومتهامو بشناسم. حتم دارم یعنی بعید نمیدونم که خودتونم اگر جای من بودید این احساسو میکردید…
این رو هم میدونم خوددوستی و خودشیفتگی (خودمحوری) مثل مو باریکه مرزشون
درست مثل خودباوری و غرور…
من خب توجه نمیکنم بهش اغلب و اسکیپ میکنم بعضی جاها میبینم توجهم رو میگیره و خب میکم اگه فرار کنم نجواها ممکنه جایی که کلامتون رو باید به جان بنشونم باعث بشن که نشنوم و نمیخوام ایمانم به هدایت هایی که از طریق شما بهم میرسه رو از دست بدم
و هم اینکه
این بازی خیلی خوبه اما باز الگوی بازنده برنده داره و برای بچه بازنده بودن حس قربانی بودن ایجاد میکنه
من برادرزاده های هشت و نه ساله دارم و دارم میبینم برای شستن ظرفها عزای دو عالم میاد سراغشون
درسته داریم مسابقه مثبت میدیم ولی به نظرتون بچه ای که مثلا هر روز بازنده بشه سرخورده نمیشه؟
این گیر دادن به تربیت بچه در فرکانس درست مثل گیریه که از بچگی میدادن بچه نمازخون بشه و نماز صبح بیدارش میکردن که بریم بهشت…
و زده شدیم اکثریت مون برای این داستان
جایی خوندم و درستم هست که بچه ها گوش نمیدن میبینن… یعنی به بچه میگیم دروغ نگو… تلفن زنگ میخوره بچه بر میداره… میگه خاله ست… مادر میگه بگو خوابیده … و بچه با خودش میگه اها پس دروغ گفتن اشکالی نداره و همون الکو رو بر میداره
روشهای تربیتی میتونه هوشمندانه تر باشه تا اینکه یک بخوایم با نیت عوض کردن بچه بازی طراحی کنیم که میشه تمرکز رو در ریشه روی تغییر دیگری گذاشتن (مادری که نگران اینده بچه شه)
و دو اینکه اون بازندگی اذیت کننده ست
یادمه چندین سال پیش همزمان با تمرینات تیاتر که توش بازیای این مدلی کم نداره … که یکی برنده ست و باقی بازنده… من کتاب پیام گمگشته رو خوندم و ایده ای گرفتم که بازیهایی رو داشتن که توش همه کروه اون قبیله با هم حس برندگی رو تجربه میکردن…
همین باعث شد سر تمرین بازی ای رو بسازیم با گروه که همه با هم برنده باشیم و کم کنیم و مشارکت کنیم که موفق بشیم با هم. بازی این بود که مثلا دوازده نفر گرد می ایستیم و حلقه ای رو تشکیل میدیم و یه توپ تنیس رو هر کسی با یه ضرب دست میزنه رو به بالا طوری که توپ توی حلقه بمونه و همه حواسشون هست که توپ بالا بمونه و زمین نخوره و مثلا میشمریم و قراره به صد برسیم
وقتی به صد نمیرسیم همه با هم هم قسم میشن و هم نیت که بریم صدو بزنیم… و وقتی به صد میرسیدیم یه سینرژی جمعی و همدلی عجیبی شکل میگرفت
درواقع بازی بازنده نداشت
منظورم اینه که برای بچه ها اونقدری که میتونه بازنده بودن توی این بازی مخرب باشه، و حسشونو بد کنه، دیدن نکات مثبت اون روز تاثیری نمیذاره
تصور کن هفت روز بازنده بوده بچه… و حسش بد شده… نگاهش به خواهرش شاید بد بشه و با حس بد شروع کنه نکات مثبت نوشتن واز روی کمبود توجه کردن به نکات مثبت
میشه شبیه نمازی که اره نمازه ولی نماز نیست… با حس بد داره خونده میشه
شکرگزاری ای که تکلیفی داره نوشته میشه… بنویسیم بره بابا… رو مخمه یه روز نمینویسم…
نمیدونم این حرفا چقدر درسته
شاید به نظر برسه دارم به نکات منفی توجه میکنم در ظاهر
اما برام بیشتر تحلیل این موقعیت جالب بود
و پیدا کردن ریشه ها
که از خودتون یاد گرفتم
تصورم اینه که اگر تمرکز رو از روی عوض کردن بچه ها برداریم و خودمون شخصی این کارو کنیم کم کم بچه ها کشیده میشن سمت ما مثلا مامان داری چیکار میکنی… چون برادرزاده های من می اومدن سراغم که عمو داری چی مینویسی؟ میگفتم شکرگزاری میکنم بابت چیزایی که دارم و خوشحالم… گاهی مسخره میکردن…
و بعد تر که دیدن من وضع مالیم بهتر شد، دیگه مسخره نمیکردن و باور کردن که بابا نتیجه داره…
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم
منظورم در کل اینه که این بازی ها دستاویز جدیدی نشه برای بچه ها که بخوایم تغییرشون بدیم. و تمرکزمونرو از روی خودمون برداریم…
اگر من قلبن تمرکز خودم روی نکات مثبت باشه
و جدولی هم درست کنم روی یخچال یا دیوار و اسم بقیه رو هم بنویسم
بچه کنجکاو شه و خودش اگر دوست داشت بیاد زیر اسم خودش بنویسه مورد خودشو خیلی بهتر نیست؟
و برای اینکه سنگ بزرگ بر نداریم (هر کی بیشتر بنویسه برنده س- بیشتر یعنی چقدر؟ ) میشه کوچیکش کنیم: یه مورد کوچیک برای امروز
که ذهنمون مقاومت نکنه که امروز اگه کسی ده تا نوشت ای بابا من باید یازده تا پیدا کنم
و تعارف نداریم ظاهر بازی مثبته ولی باطنش فرکانس ناخواسته ارسال میکنه
یادتونه میگفتین توجه به نکات مثبت صرف ملاک نیست با چه نیتی داری توجه میکنی؟ احساست چیه؟ بنز میخوای، بنز میبینی، به بنز توجه میکنی با حس بد که چه حیف ندارمش دورتر میشی…
ولی با حس خوب باشه، و حس داشتنش (از جایگاه فراوانی)، کم کم به بنز هم میرسی…
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم
برام مهمه نظر شمارو بدونم استاد جان
متشکرم
اون بخش صحبتهاتون راجع به زیست شخصی خودتون از توجه به نکات مثبت که درواقع احوال سپاسگزاریه خیلی به جونم نشست چون من همین حالاشم هر جا باشم یه گل خوشگل ببینم میشینم لمسش میکنم و تمام قلبم سرشار از حس مثبت میشه و منم درختارو بغل میکنم و لمسشون میکنم و شکر میگم و زیبایی های جایی که هستم رو به لطف خدا و بواسطه تلنگرهای شما میبینم…
همین تصویر پشت تون منو دیوانه کرد و انقدررر شکرشو گفتم که نگم براتون
عکس ابن فایل رو انقدر حس مثبت بهم داد دانلود کردم باشه تو گوشیم
شکر واسه جذبی که کردین و حس خوبی که گرفتین
همین دیروژ همسایه م از سفرش یه عکس خوشگل از شمال فرستاد و ابرای دیوانه کننده… اینم جذب زیباییه دیگه
و بعد خودم رفتم پشت بوم چای بیسکوییت خوردم و اسمون ابری و بادی تهران رو دیدم و کیف خالص شدم خداروشکر
شما خودتون چند تا نکته مهم رو اشاره کردین همینجا
یک اینکه حرفای قشنگ مهم نیست باید عمل اتفاق بیافته…
دو اینکه این عمل توسط خود ما باید صورت بگیره و دیگران تحت تاثیر اون عمل قرار بگیرن دلسون بخواد میان از مسیر میپرسن…
راجع به بچه هام همینه
ما در واقع با این بازیا بچه رو میخوایم بیاریم سمتی که فکر میکنیم درسته و ارزشه
قدیمم مارو برای همین از بچگی با خودشون میبردن هیات و عزاداری و اینها…
با مثال قران
یا حتا مثنوی یاد دادن به بچه
میگن هیچ فرقی با رفتار افراطیون مذهبی نداره
براریم به حال خودش
به جاش بهش کنجکاو باشیم و ماجراجو… اون خودش هدایت میشه و از ما همین رفتارهای انسانی رو یاد میگیره
قطعا کار کردن من روی خودم تاثیر سازنده و مثبت روی رفتارم خواهد داشت… و رفتار من چه بخوام چه نخوام تاثیر روی بچه میذاره…
استاد جان اگر سوتفاهمی هست
اگر چیزی که مطرح کردم به قول خودتون advance هست و نیاز به توجه عمیق داره
ممنون میشم راجع بهش بگین
اگر جمله ای رو احیانن تکرار کردم عذرخواهی میکنم چون کامنت رو در دو بخش و با انتراک نوشتم
اه چقدر خوب میشه که نظرات رو آدم اهمیت بده و بنویسه ، روح جمعی جواب میده ، من پارسال خودم به ذهنم رسید که به بچهای پنج و شش ساله ام بگم که هر کس روزی ده تا نکته مثبت بهم نشون بده ده تا زیبایی نشونم بده جایزه میگیره میبنم که دوستان دیگه هم انجام دادن. ولی من اون وز به ذهنم نرسید که بیام ثبت کنم .مادرها همیشه فوق العاده هستند.خوشحالم که خلاق هستم .
من ی نکته ای که همیشه در مورد شما درک کردم از فایل ها و صحبت هاتون که شما همیشه انسان سپاسگزارو مثبت نگری هستند همیشه میگفتم خدایا چطور استاد همیشه در حال سپاسگزاری هست همیشه تو گفته هاش خولی ها و زیبایی ها میگه همیشهراضی هست از خودش و از دیگران و از جهان هیچوقت ناشکری نشنیدم از استاد با همیشه خوبی همه چیز بیان میکنید
الان خودتون گفتین تمرکزتان فقط روی نکته مثبت بود و این شده شخصیتتان و این برای من هم درس بود که با بیشتر زوم کنم روی نکات مثبتاجرا و زیباییش
ود مورد تمرین و بازی عارفه جان من بفکرم رسید چون بچه های من بکم گارد دارم و اون هم مقصر خودم هستم که نادانسته حرفهای شما و هرچه یاد گرفتم زیاد تو خونه گف به قصد خیر اما چون اونا هنوز تو مدارش نبودن بد شده بخاطر همین گفتم اول خودم اجرا کنم ی برد بزارم تو خونه و موزیک اول خودم هر روز نکات مثبت توش بنویسم و کاری به اونا نداشته باشم فقط جایی باشه که ببینن بعد اگر خودشون دوست داشتن بنویسن
و جلسه ایده گویی هم بنظرم خوب باشه
هر هفته یا هر ماه ی فرصتی فراهم کنم با همسر و دخترا باهم بشینیم و ایده هامدن بگیم و درباره اش صحبت کنیم اینجوری هم دورهمی خوشی خواهیم داشت هم ارتباط و دوستی مون بیشتر میشه و هم سلیقه ها و علایق همدیگه رو بیشتر میشناسیم
درود بر شما استاد که صادقانه و در عین حل میگید که باید این حرفها عملی بشه تا جزئ شخصیت مون بشه
ممنون که الگوی خوبی و واقعی هستین
برکت زندگیتون روزافزون باشه
اگه کلمه ای رو بد تایپ کردم عذر میخوام یکم چشمم صحیفه و هنوز تو مدار شفا نرفتم
به نام خدایی که مرا به این مسیر زیبا هدایت کرد.
سلام بر استاد وهمه عزیزان.
من در راستای این فایل تصمیم گرفتم که سریال سفر به دور امریکا رو از قسمت اول ببینم.وامروز سه قسمت اول رو دیدم.از اونجایی که من تازه عاشق دیدن طبیعت وزیبایی هاش شدم در صورتی که قبلا برام مهم نبود تصمیم به این کار گرفتم که فعلا میتونم ببینمشون تا خدا هدایت کنه که واقعا از نزدیک ببینمشون.واقعا توضیحات خانم شایسته عزیز روی فایل ها فوق العاده هست که قوانین رو برامون مرور میکنه.
سلام
به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم
عنوان فایل شکارچی نکات مثبت باشیم
چقدر من این جمله رو دوست دارم به نظرم پرمغز ترین جمله س
حالا امروز میخوام درمورد احساس خوبی که تو مرکز داشتم
امروز همکارای جدیدم داشتن از لوازم خونشون صحبت میکردن که صحبت به ماشین ظرفشویی رسید چقدر حس عزت وافتخار کردم که منم تو خونه م ماشین ظرفشویی دارم منم کلی لوازم مدرن کاربردی تو آشپزخونه دارم وهیچ حس کمبودی نداشتم
چقدر حس ثروتمندی خوبی بود عشق کردم واقعا از خداوند متشکرم وسپاسگزارم
از ته قلبم احساس عالی دارم ما دکور آشپزخونه مون رو 2ماهی هست عوض کردیم چه حس عالیه چقدر پدر ومادرم خوشحال شدن از اینکه ما اینقدر داریم تو زندگیمون پیشرفت میکنیم
من تو یکسال قبل کلی وسیله مدرن به خونم اضافه شده ما کلی پیشرفت کردیم
الناز دخترم چقدر خوب رشد کرده نسبت به همسن وسال هاش خیلی باهوش تره
خیلی عاقلتره حس میکنم خدا بهترین بچه دنیا رو بهم داده از خدا به خاطرش سپاسگزارم
همسرم از قبل بهم بیشتر اعتماد داره وبیشتر دوستم داره
منم نباشم پیش خانوادش کلی ازم تعریف میکنه
حس میکنم ملکه همسرم هستم
چه حس عالی باهمسرم دارم
همسرم خیلی خوشتیپ
موقع هایی که دنبالم میاد دم مرکز افتخار میکنم به داشتن همسری به این خوشتیپی
خودم از قبل دارم بیشتر به خودم رسیدگی میکنم
بیشتر پولامو صرف رسیدن به خودم میکنم خداروشکر
همسرم خریدای خونه رو میکنه وهمیشه بهم میگه هرچی اضافه هم پول بخوای بهت میدم بهم میگه من مردم وظیفه مه خرج خانوادمو بدم با افتخار
الان همسرم از قبل بیشتر به حرف منه
اصلا انگار حرف حرف منه
خیلی بهم اهمیت میده خدایا سپاسگزارم
همیشه بهم میگه دوستت دارم
همیشه جلو خانوادم منو سرافراز میکنه اینقدر که مودب وبا کلاسه واصلا نیازی نیست من بهش بگم چکار انجام بده
خودش همونطوری که من میخوام بابتش سپاسگزارم
از داشتن دخترم الناز واقعا لذت میبرم از بچه داشتن لذت میبرم چه کیفی داره یه بچه بهت میگه مامان ومیاد رو پات میشینه
وقتی بهش میگم عاشقتم اونم به زبون بچه گونش 2سالگیش میگه عاشقتم
وای خدا شکر
احساس میکنم بهترین خونه دنیا رو دارم
تازگیا محل کارم به خونم نزدیک شده مثل آب خوردن میرسم خونه
زود وآسون رانندگیم چقدر خوب شده عالی شده
واقعا به خاطر اینهمه نکته مثبت زندگیم سپاسگزارم
وقتی فکر میکنم من تو این یکسال که با شما آشنا شدم به اندازه 10سال تغییر کردم وبه اندازه 10سال پیشرفت کردم
پیش به سوی موفقیت
با آرزوی سلامتی برای شما وخانم شایسته مهربان ولایق
هرچقدر بیشتر در قوانین غرق میشم، بیشتر و بهتر و عمیق تر به این میرسم که : مایهی زیبایی مطلق جهان هستی، نوع دیدگاه ما و کنترل کانون توجهمون هست. هرچقدر ذهنمون رو در معرض زیبایی های بیشتری قرار بدیم، درنهایت شادی و عشق و ثروت و خوشبختی بیشتری به ما روی میاره. من این رو با پوست و گوشت و استخونم احساس میکنم. ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم، هر فیلمی رو نمیبینم، هر کتابی رو نمیخونم، هر فایلی رو گوش نمیکنم، با هر آدمی معاشرت نمیکنم، به هیچ عنوان اجازه نمیدم احساسم بد بشه و به محض اینکه احساس میکنم اندکی گفتگوهای ذهنیم شروع میکنه به سرزنش کردن، یا به محض خشمگین شدن یا غمگین شدن، به سرعت با یک نفس عمیق و گفتگوهای آگاهانه احساس خوب رو در سراسر وجودم به جریان میندازم. روزانه، به چیزهای کوچکی توجه میکنم و جزئیاتی رو مدنظر قرار میدم که در روند احساس خوب بهم کمک کنن. و خدا رو بابت وضوح قانون تکامل شکر میکنم. به محض توجه به لبخند آدما، خنکی اتوبوس، ویژگی های خوب افراد، ابرهای آسمون، توصیفات قشنگ یا هرچیزی که احساس لذت رو به دنبال داشته باشه، تکاملی و آرام آرام احساس بد تبدیل به احساس لذت میشه. غم، خشم، نارضایتی، خنثی، رضایت، شادی خفیف، شکرگزاری و …
اصل کنترل کانون توجه، درواقع ما رو در محدودهی پاک خودمون قرار میده و باعث میشه احساس کنیم چقدر برای دریافت آگاهی ها و نعمات خداوند آماده تریم.
اصل کنترل کانون توجه، به ما دقیقا نشون میده الان کجا وایستادیم و ذهنمون تا کجا آگاهی های خالص رو دریافت میکنه.
اصل کنترل کانون توجه، تمرکز ما رو از فرعیات کاملا برمیداره و مستقیم میذاره روی اصل؛ و ما میتونیم بفهمیم چقدر به خودمون نزدیکیم.
خدایا شکرت که ما چشم دیدن نعمت هات رو داریم.
خدایا شکرت که ما به زیبایی های اطرافمون تپجه میکنیم.
خدایا شکرت که ما توانایی ایجاد احساس خوب با چیزهای کوچک رو داریم.
خدایا شکرت که ما بنده های تو ایم؛ و پاره ای از وجود تو ایم؛ و نعمتیم و رضایت و اشرف و شاد..
خدایا شکرت که تو خدای مایی :)
سلام استادعزیرم وخانم شایسته گرامی انشاالله خدانمونه شماانسانهای خوب ودوست داشتنیوزیادوزیادترکنه وهمچنین سلام دارم خدمت دوستان مثبت بین و مثبت اندیشم درسایت. خداروسپاسگذارم به خاطروجوداین دوست عزیزمون درسایت که منوواقعابااین کامنت زیباواین ایده عالی به وجدآوردن. استادمن امروزواقعاایمان آوردم به همزمانی اتفاقات وبه قدم گذاشتن درمسیرودریافت ایده های همراستابامسیر
توپای به راه درنه وهیچ مپرس
خودراه بگویدت که چون بایدرفت
من چندروزی است که دفترسپاس گزاریموهرروزدونوبت می نویسم وهرروزحداقل چیزی که دریافت می کنم حس وحال بهتروعالیتره. حقیقت خیلی دوست داشتم که همسرم نیزبه گونه ای که اجباری درآن نباشه به این مسیربیادولی باتوجه به اینکه بارهامن ازشماشنیدم که مامسول تغییرهیچ کس نیستیم دیگه هیچ وقت حتی بهش نگفتم که این مسیروانتخاب کنه ولی بااین خلاقیت دوست عزیزمون وطراحی این بازی فوق العاده احساس می کنم همسرم نیزبه این بازی علاقه مندشودومشتاق انجام این بازی شودواقعاعالیست این ایده.
خداروباتمام وجودم سپاس گزارم که هرروزماروبهتر، عالیترومهمترازهمه ساده تربه مسیرعشق هدایت میکنه. خدایاسپاس گزارم
استاد عزیزم شما سالها پیش دانشگاهی رو تاسیس کردید به نام دانشگاه عباس منش (دات کام)
این دانشگاه دانشکده های مختلفی هم داره مثل دانشکده “سفر به دور امریکا” دانشکده “زندگی در بهشت”
توی این دانشگاه واحدهای مختلفی تدریس میشه که پایه تمام این واحد بر مبنای الله و آموزه های قرآن است
واحدهایی چون:
واحد عشق و مودت در روابط
واحد قانون سلامتی
واحد شیوه حل مسائل
واحد قانون آفرینش
واحد 12 قدم
واحد قانون آفرینش
واحد روانشناسی 1و 2 و3
واحد راهنمای عملی دستیابی به رویاها
واحد دوره کشف قوانین زندگی
واحد جهان بینی توحیدی
واحد عزت نفس
واحد به صلح رسیدن با خود
واحد اصول کسب و کار شخصی
واحد ارزش تضاد
واحد کتابهای الکترونیکی
و البته بالغ بر هزار فایل رایگان که گنجینه هایی هستند از تجارب و آموخته ها و عمل به آنها
این دانشگاه تنها دانشگاهی هست توی جهان که فقط یک استاد دارد استاد “سید حسین عباس منش”
استادی که با دست خالی از کارگری ساده شروع کرد و با مسائل و تضاد های زیادی چون مالی خانوادگی، عاطفی، کاری و… برخورد کرد و به جای فرار از اون مسائل و تضاد ها به دنبال حل اونها رفته و نتیجه های بزرگی گرفت.
استادی که آزمون و خطاها کرد شکست ها خورد اما مقاومت کرد حرفها و تحقیر و تمسخرها شنید اما مقاومت کرد سختی ها کشید اما مقاومت کرد
تهدید ها شد اما مقاومت کرد در تنهایی هاش با نجواها جنگید و در آن جنگ درونی شکست ها خورد اما مقاومت کرده و باز هم مقاومت کرد ریشه های مخرب بزرگ و کوچکی که در ذهنش دوانده شده بوده را سوزانده و در طی این سالها جنگ و نزاع با بیرون و درون باورها بسازد از هر جنسی که در این سالها برایش جنگید و در نهایت توانسته شاگرد اول دانشگاه شود و تمام واحدهای درسی رو رو با نمرات عالی پاس کرد و راز موفقیتش در این سالها
” ایمان و ایمان و ایمان به رب العالمین”و بعد عمل و عمل و عمل به آموزه ها
دانشگاه عباس منش (دات کام)
دانشگاهی که حالها موسسش وقفش کرده
دانشگاهی که تاپ ترین رنک جهانی در حوزه خودش رو دارد
دانشگاهی که حالها هزاران شاگرد بزرگ و کوچک پیر و جوان دارد
دانشگاهی که هزاران شاگرد ممتاز از آن فارغ التحصیل شدند
دانشگاهی که هر روز و هر روز با هدایت الله مهربان به ورودی هایش افزوده میشود
دانشگاهی که هر روز و هر روز خودش را با بالاترین استانداردها حفظ کرده
دانشگاهی که تا آخر عمر درش بر روی همه انسانها و بلاخص کسانی که به دنبال تغییر واقعی در تمام جنبه های زندگی هستند و حتی دانش آموخته های سابقش با روی گشاده باز است،دانش آموخته هایی که حالا برای خودشان استاد شدند و همیشه دوست دارند دیداری با استادشان داشته باشند و به آموزهایشان بیفزایند و اصطلاحا آپدیت باشند
شاید جالب باشد بدانید دانشگاه عباس منش (دات کام) کم ترین کارمندان جهان را دارد اما با همین تعداد 24 ساعته فعال هست تا همه و همه هر زمان مایل بودند بیایند و هم بخوانند و هم بنویسند و هم بپرسند هم بیاموزند و هم بیاموزانند.
در قلب این دانشگاه گنجینه ای نهفته است به نام ” عقل کل” که خودش دانشگاهی ست وصف ناپذیر که هر آنچه پرسشی باشد در هر زمینه ای آنجا یافت میشود که وصفش نمی توان کرد و چه تجربیات و آموزه های گوهر باری در دلش نهفته است و تنها برای دستیابی به آن گوهر ها باید زمان خرجش کرد
سخن کوتاه کنم
این دانشگاه بانویی دارد که یکی از فارغ التحصیلان فوق ممتاز و اتفاقا از کارمندان همین دانشگاه هست انسانی از جنس مهربانی، عاشق آموختن و به دیگران آموزاندن بانویی که سالهاست از استادش می آموزد و عاشقانه در کنارش است و از هیچ تلاشی برای انتقال تجربیاتش و به اشتراک گذاشتنشان با دیگران دریغ ندارد او نامش مریم شایسته، یار و همراه استاد عباس منش است.
در انتها از تمامی کارمندان دانشگاه عباس منش (دات کام) بابت کوشش هایشان برای روشن ماندن چراغ این دانشگاه تقدیر و تشکر میکنم
باشد که این دانشگاه تا ابد پابرجا باشد و همه انسانهایی که به دنبال جهادی اکبر و تغییری بنیادی در تمام جنبه های زندگی شان هستند با هدایت الله از این گنج ناتمام بهرمند باشند.
الحمد الله رب العالمین
به نام الله مهربان
سلام استاد عزیزم
من وحیده ام
اول ازتون خیلی سپاسگزارم که این روزها چندین و چند فایل در مورد توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن برامون گذاشتین و این قدر عالی دارین این قانون مهم رو به ما تو ضیح میدین .
من کلی ذوق میکنم وقتی صبح سایت رو باز میکنم و یه فایل جدید از شما میبینم
هرچند که کامنت نوشتن هنوز برام کار سختی اما کامنت بچه ها رو حتما سعی میکنم وقت بذارم و بخونم به قول شما کامنت های بچه های سایت از کل کتاب های موفقیت دنیا با ارزش تر آموزنده تر
و من خودم رو متعهد کردم که هر روز وقت بذارم و کامنت بخونم چون در طول اون لحظاتی که کامنت می خونم به نکات مثبت توجه میکنم ..تحسین میکنم ..
و کلی حس خوب میگیرم و این واقعا برام عالی
خدارو شکر میکنم بابت این تصاویر زیبا از پاردایس که من هم هربار میبینمش میگم انگار یه کارت پستال زیبارو دارم میبینم از بس که اونجا رویایی و زیباست اونجا خود خود بهشت ..واین بهشت حق شماست پاداش ایمان شماست من با تمام وجودم شما رو تحسین میکنم و از خدا می خوام تا هدایتم کنه بتونم به آموزه ها و آگاهی هایی
که به ما میدین رو عمل کنم تا نتایجم تغییر کنه تا شخصیتم تغییر کنه .
من هر روز صبح ستاره قطبی مینویسم و شب ها قبل از تیک زدن خواسته هام
فقط اتفاقات خوب روز رو مینویسم و بابت شون از خداوند سپاسگزارم یعنی الان سه یا چهار ماهی میشه که من ذهنم رو عادت دادم که شب ها قبل خواب فقط به اتفاقات خوب روز فکر کنم و بنویسمشون فارغ از این که در طول روز چه اتفاقات بدی افتاده یا چه مشکلاتی داشتم و بارها شده که در طول روز یه مساله ناراحت کننده برام پیش اومده و ذهنم درگیر اون مساله بوده اما شب که میشه میرم سراغ نوشتن اتفاقات خوب روزم حتی اگه شده فقط دو سه مورد پیدا کنم مینویسمش و به خودم میگم ببین اوضاع اون قدر هام بد نیست این اتفاق خوب هم برات افتاده که شاید وقتی درگیر اتفاق بد بودم اصلا بهشون توجه نکرده بودم .خلاصه که استاد عزیزم این تمرین خیلی برای من عالی بوده و من وقتی میرم تو تخت خوابم فقط به اتفاقات خوب فکر میکنم و کلی حالم خوب میشه
و به خاطر انجام همین تمرین صبح که از خونه میرم بیرون مدام ذهنم دنبال زیبایهاست تا با دیدنشون سپاسگزاری کنم تا شب بنویسمشون یعنی من با انجام این تمرین خیلی زیبا بین تر شدم و به قول شما تمام سعی ام رو میکنم تا شکارچی نکات مثبت باشم تا شب موارد بیشتری رو بنویسم .
و همین عادت باعث شده من مدت زیاد تری رو نسبت به قبل تو احساس خوب باشم که و این برای من یه پیشرفت خیلی خوب
باز هم ازتون سپاسگزارم
ایاک نعبد و ایاک نستعین …
سلام به استاد عزیز و همه بچهای سایت
خداراشکر که امروز هم هدایت شدم به این فایل تا بتونم از خلاقیتها و کامنتهای بچها درس بگیرم
استاد ازتون خیلی تشکر میکنم که این کامنت رو برامون خوندید و از عارفه عزیز هم تشکر میکنم که این تمرین رو برای بچهاش و خودش قرار دادن تا توی این دنیایی که همه به دنبال نکات منفی هستم ما متفاوت باشیم و دنبال نکات مثبت بگردیم
من هم تصمیم گرفتم با همسر این تمرین رو توی خونه انجام بدیم .خودم به شدت روی نکات مثبت زندگیم توجه میکنم اما همسرم نه و با شنیدن این بازی میخام با این کار ارام ارام ذهنشو ببرم روی نکات مثبت و گفتم هر کس بازی رو باخت باید ظرفهای شام رو بشوره و میخام این کار بهش انگیزه بده که دنبال نکات مثبت باشه
خداراشکر هرروز نکات مثبت و زیبایی های بیشتری اطرافم میبینم و لذت میبرم و هر چقدر بیشتر توجه میکنم بیشتر زیبایی هارو میبینم .
استاد واقعا پرادایستون رو تحسین میکنم همیشه ارزو دارم توی همچین طبیعتی زندگی کنم .هر موقع توی این طبیعت زیبا فایل ضبط میکنیم من بین حرفهاتون توجهم به طبیعته و لذت میبرم از این درختا از این علفهای سبز که روی زمین رو زیبا کردن از این دریاچه که تصویر درختا منعکس شده توی اب و همیشه تحسینتون میکنم که به این طبیعت زیبا هدایت شدید
من همیشه خودمو توی پرادایس تجسم میکنم و توی خونه ای که تو دل جنگل و با زمینی پر از چمن و رودخانه ای زیبا
استاد بیشتر از کامنتهای بچها برامون فایل بزارید چون ایده میگیریم برای بهتر شدن زندگیمون
نشانی امروز من
به نام الله
سلام استاد جان
ممنون برای این فایل جالب
این فایل رو قبلا هم دیده بودم و لذت برده بودم این بار که میدیدم چیزی توجهم رو جلب کرد که برام جالبه
اول اینکه ممنونم از عارفه عزیز و دوست دارم صادقانه بنویسن که نتیجه این تمرین در خانواده شون این مدت که فکر میکنم یک سالی شده باشه چی بوده؟ این میتونه کمک کنه باور های سازنده ساخته بشه در ذهنم
و بعد اینکه خود تمرین دیدن و توجه به نکات مثبت خیلی عالیه من بواسطه همین اگاهی ها یه دوره تصمیم گرفته بودم روزی ده مورد بنویسم (امروز فقط برای امروز ، که نجواهام ساکت شن) و جالبه به مرور بعد از حدود یک ماه سناریوهای ناخوداگاهم مثبت شده بود.
یعنی گاهی که پنیک میشدم و یهو مثلا یه سناریو داغون میساخت سریع ذهنم، راجع به یه موضوعی
این بار پنیک مثبت میکردم. یهو خودمو رو فرش قرمز کن میدیدم مثلا. یا چیزای این مدلی. خودمو تو سفر مورد علاقه م به شهر مورد علاقه م میدیدم. تجسم فور کی.
مقاومتم بوده یا دلیل کافی نداشتم برای ادامه دادنش متوقف شد که این یاداوری کمک کرد دلایل محکم براش پیدا کنم تا بتونم ادامه ش بدم.
بنابراین قدردانم
استاد جان هم دردم از تو هم درمانم از تو :))
بعضی جاها منم گفتنهای شما و ادعاهاتون اذیتم میکنه این مشکل «منه؟؟؟!»
یعنی جاهایی که میگید این مثال رو من زدم و هیشکی غیر از من نزده من یه غرور پس زننده ای رو حس میکنم که اصلا برام قابل دفاع نیست ولی وقتایی که از هدایت خدا حرف میزنید و میگید اعتبارش برای خداست جیگرم خنک میشه میگم این درسته…
میدونم باید خودباوری داشته باشیم
برسیم به نقطه ای که منی که میگیم درونش پر از الله باشه…
به قول الهی قمشه ای نازنین خیلیا الله کفتن شون پر از منیته… مثل گدایی که میگه یا الله، اصلا با الله کاری نداره منظورش اینه که یه چزی بدید به «من»
من اینارو نوشتم اینجا که بگم کمکم کنین و راجع بهش توضیح بدید بهم اگر صدامو شنیدید. دعوایی ندارم :)) میخوام مقاومتهامو بشناسم. حتم دارم یعنی بعید نمیدونم که خودتونم اگر جای من بودید این احساسو میکردید…
این رو هم میدونم خوددوستی و خودشیفتگی (خودمحوری) مثل مو باریکه مرزشون
درست مثل خودباوری و غرور…
من خب توجه نمیکنم بهش اغلب و اسکیپ میکنم بعضی جاها میبینم توجهم رو میگیره و خب میکم اگه فرار کنم نجواها ممکنه جایی که کلامتون رو باید به جان بنشونم باعث بشن که نشنوم و نمیخوام ایمانم به هدایت هایی که از طریق شما بهم میرسه رو از دست بدم
و هم اینکه
این بازی خیلی خوبه اما باز الگوی بازنده برنده داره و برای بچه بازنده بودن حس قربانی بودن ایجاد میکنه
من برادرزاده های هشت و نه ساله دارم و دارم میبینم برای شستن ظرفها عزای دو عالم میاد سراغشون
درسته داریم مسابقه مثبت میدیم ولی به نظرتون بچه ای که مثلا هر روز بازنده بشه سرخورده نمیشه؟
این گیر دادن به تربیت بچه در فرکانس درست مثل گیریه که از بچگی میدادن بچه نمازخون بشه و نماز صبح بیدارش میکردن که بریم بهشت…
و زده شدیم اکثریت مون برای این داستان
جایی خوندم و درستم هست که بچه ها گوش نمیدن میبینن… یعنی به بچه میگیم دروغ نگو… تلفن زنگ میخوره بچه بر میداره… میگه خاله ست… مادر میگه بگو خوابیده … و بچه با خودش میگه اها پس دروغ گفتن اشکالی نداره و همون الکو رو بر میداره
روشهای تربیتی میتونه هوشمندانه تر باشه تا اینکه یک بخوایم با نیت عوض کردن بچه بازی طراحی کنیم که میشه تمرکز رو در ریشه روی تغییر دیگری گذاشتن (مادری که نگران اینده بچه شه)
و دو اینکه اون بازندگی اذیت کننده ست
یادمه چندین سال پیش همزمان با تمرینات تیاتر که توش بازیای این مدلی کم نداره … که یکی برنده ست و باقی بازنده… من کتاب پیام گمگشته رو خوندم و ایده ای گرفتم که بازیهایی رو داشتن که توش همه کروه اون قبیله با هم حس برندگی رو تجربه میکردن…
همین باعث شد سر تمرین بازی ای رو بسازیم با گروه که همه با هم برنده باشیم و کم کنیم و مشارکت کنیم که موفق بشیم با هم. بازی این بود که مثلا دوازده نفر گرد می ایستیم و حلقه ای رو تشکیل میدیم و یه توپ تنیس رو هر کسی با یه ضرب دست میزنه رو به بالا طوری که توپ توی حلقه بمونه و همه حواسشون هست که توپ بالا بمونه و زمین نخوره و مثلا میشمریم و قراره به صد برسیم
وقتی به صد نمیرسیم همه با هم هم قسم میشن و هم نیت که بریم صدو بزنیم… و وقتی به صد میرسیدیم یه سینرژی جمعی و همدلی عجیبی شکل میگرفت
درواقع بازی بازنده نداشت
منظورم اینه که برای بچه ها اونقدری که میتونه بازنده بودن توی این بازی مخرب باشه، و حسشونو بد کنه، دیدن نکات مثبت اون روز تاثیری نمیذاره
تصور کن هفت روز بازنده بوده بچه… و حسش بد شده… نگاهش به خواهرش شاید بد بشه و با حس بد شروع کنه نکات مثبت نوشتن واز روی کمبود توجه کردن به نکات مثبت
میشه شبیه نمازی که اره نمازه ولی نماز نیست… با حس بد داره خونده میشه
شکرگزاری ای که تکلیفی داره نوشته میشه… بنویسیم بره بابا… رو مخمه یه روز نمینویسم…
نمیدونم این حرفا چقدر درسته
شاید به نظر برسه دارم به نکات منفی توجه میکنم در ظاهر
اما برام بیشتر تحلیل این موقعیت جالب بود
و پیدا کردن ریشه ها
که از خودتون یاد گرفتم
تصورم اینه که اگر تمرکز رو از روی عوض کردن بچه ها برداریم و خودمون شخصی این کارو کنیم کم کم بچه ها کشیده میشن سمت ما مثلا مامان داری چیکار میکنی… چون برادرزاده های من می اومدن سراغم که عمو داری چی مینویسی؟ میگفتم شکرگزاری میکنم بابت چیزایی که دارم و خوشحالم… گاهی مسخره میکردن…
و بعد تر که دیدن من وضع مالیم بهتر شد، دیگه مسخره نمیکردن و باور کردن که بابا نتیجه داره…
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم
منظورم در کل اینه که این بازی ها دستاویز جدیدی نشه برای بچه ها که بخوایم تغییرشون بدیم. و تمرکزمونرو از روی خودمون برداریم…
اگر من قلبن تمرکز خودم روی نکات مثبت باشه
و جدولی هم درست کنم روی یخچال یا دیوار و اسم بقیه رو هم بنویسم
بچه کنجکاو شه و خودش اگر دوست داشت بیاد زیر اسم خودش بنویسه مورد خودشو خیلی بهتر نیست؟
و برای اینکه سنگ بزرگ بر نداریم (هر کی بیشتر بنویسه برنده س- بیشتر یعنی چقدر؟ ) میشه کوچیکش کنیم: یه مورد کوچیک برای امروز
که ذهنمون مقاومت نکنه که امروز اگه کسی ده تا نوشت ای بابا من باید یازده تا پیدا کنم
و تعارف نداریم ظاهر بازی مثبته ولی باطنش فرکانس ناخواسته ارسال میکنه
یادتونه میگفتین توجه به نکات مثبت صرف ملاک نیست با چه نیتی داری توجه میکنی؟ احساست چیه؟ بنز میخوای، بنز میبینی، به بنز توجه میکنی با حس بد که چه حیف ندارمش دورتر میشی…
ولی با حس خوب باشه، و حس داشتنش (از جایگاه فراوانی)، کم کم به بنز هم میرسی…
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم
برام مهمه نظر شمارو بدونم استاد جان
متشکرم
اون بخش صحبتهاتون راجع به زیست شخصی خودتون از توجه به نکات مثبت که درواقع احوال سپاسگزاریه خیلی به جونم نشست چون من همین حالاشم هر جا باشم یه گل خوشگل ببینم میشینم لمسش میکنم و تمام قلبم سرشار از حس مثبت میشه و منم درختارو بغل میکنم و لمسشون میکنم و شکر میگم و زیبایی های جایی که هستم رو به لطف خدا و بواسطه تلنگرهای شما میبینم…
همین تصویر پشت تون منو دیوانه کرد و انقدررر شکرشو گفتم که نگم براتون
عکس ابن فایل رو انقدر حس مثبت بهم داد دانلود کردم باشه تو گوشیم
شکر واسه جذبی که کردین و حس خوبی که گرفتین
همین دیروژ همسایه م از سفرش یه عکس خوشگل از شمال فرستاد و ابرای دیوانه کننده… اینم جذب زیباییه دیگه
و بعد خودم رفتم پشت بوم چای بیسکوییت خوردم و اسمون ابری و بادی تهران رو دیدم و کیف خالص شدم خداروشکر
شما خودتون چند تا نکته مهم رو اشاره کردین همینجا
یک اینکه حرفای قشنگ مهم نیست باید عمل اتفاق بیافته…
دو اینکه این عمل توسط خود ما باید صورت بگیره و دیگران تحت تاثیر اون عمل قرار بگیرن دلسون بخواد میان از مسیر میپرسن…
راجع به بچه هام همینه
ما در واقع با این بازیا بچه رو میخوایم بیاریم سمتی که فکر میکنیم درسته و ارزشه
قدیمم مارو برای همین از بچگی با خودشون میبردن هیات و عزاداری و اینها…
با مثال قران
یا حتا مثنوی یاد دادن به بچه
میگن هیچ فرقی با رفتار افراطیون مذهبی نداره
براریم به حال خودش
به جاش بهش کنجکاو باشیم و ماجراجو… اون خودش هدایت میشه و از ما همین رفتارهای انسانی رو یاد میگیره
قطعا کار کردن من روی خودم تاثیر سازنده و مثبت روی رفتارم خواهد داشت… و رفتار من چه بخوام چه نخوام تاثیر روی بچه میذاره…
استاد جان اگر سوتفاهمی هست
اگر چیزی که مطرح کردم به قول خودتون advance هست و نیاز به توجه عمیق داره
ممنون میشم راجع بهش بگین
اگر جمله ای رو احیانن تکرار کردم عذرخواهی میکنم چون کامنت رو در دو بخش و با انتراک نوشتم
در پناه الله یکتا هستیم همگی
شکر برای زیباییهای اطرافمون
اه چقدر خوب میشه که نظرات رو آدم اهمیت بده و بنویسه ، روح جمعی جواب میده ، من پارسال خودم به ذهنم رسید که به بچهای پنج و شش ساله ام بگم که هر کس روزی ده تا نکته مثبت بهم نشون بده ده تا زیبایی نشونم بده جایزه میگیره میبنم که دوستان دیگه هم انجام دادن. ولی من اون وز به ذهنم نرسید که بیام ثبت کنم .مادرها همیشه فوق العاده هستند.خوشحالم که خلاق هستم .
سلام استاد جان
من ی نکته ای که همیشه در مورد شما درک کردم از فایل ها و صحبت هاتون که شما همیشه انسان سپاسگزارو مثبت نگری هستند همیشه میگفتم خدایا چطور استاد همیشه در حال سپاسگزاری هست همیشه تو گفته هاش خولی ها و زیبایی ها میگه همیشهراضی هست از خودش و از دیگران و از جهان هیچوقت ناشکری نشنیدم از استاد با همیشه خوبی همه چیز بیان میکنید
الان خودتون گفتین تمرکزتان فقط روی نکته مثبت بود و این شده شخصیتتان و این برای من هم درس بود که با بیشتر زوم کنم روی نکات مثبتاجرا و زیباییش
ود مورد تمرین و بازی عارفه جان من بفکرم رسید چون بچه های من بکم گارد دارم و اون هم مقصر خودم هستم که نادانسته حرفهای شما و هرچه یاد گرفتم زیاد تو خونه گف به قصد خیر اما چون اونا هنوز تو مدارش نبودن بد شده بخاطر همین گفتم اول خودم اجرا کنم ی برد بزارم تو خونه و موزیک اول خودم هر روز نکات مثبت توش بنویسم و کاری به اونا نداشته باشم فقط جایی باشه که ببینن بعد اگر خودشون دوست داشتن بنویسن
و جلسه ایده گویی هم بنظرم خوب باشه
هر هفته یا هر ماه ی فرصتی فراهم کنم با همسر و دخترا باهم بشینیم و ایده هامدن بگیم و درباره اش صحبت کنیم اینجوری هم دورهمی خوشی خواهیم داشت هم ارتباط و دوستی مون بیشتر میشه و هم سلیقه ها و علایق همدیگه رو بیشتر میشناسیم
درود بر شما استاد که صادقانه و در عین حل میگید که باید این حرفها عملی بشه تا جزئ شخصیت مون بشه
ممنون که الگوی خوبی و واقعی هستین
برکت زندگیتون روزافزون باشه
اگه کلمه ای رو بد تایپ کردم عذر میخوام یکم چشمم صحیفه و هنوز تو مدار شفا نرفتم
سپاس فراوان از شما
و بیکران سپاس از خداوند بزرگ و مهربان