اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به محض اینکه اون قسمت فایل که استاد گفتند به شخصی فکر می کردم و او را میدیدم گفتم بیام از این قانون برای ساختن ثروت استفاده کنم
منم دفترم رو بیرون آوردم و همونجا یک عدد عادی مثلا 30 هزار تومان را نوشتم و بعد کد ها یا همان باورها را یاداشت کردم و برای خودم شروع به کار کردن روی اونها کردم
اتفاقی که افتاد اول که خیلی احساسم عالی شد
بعدش در حال رانندگی بودم که یکی از دوستان پیام داد که یه شماره کارت برای من بفرست
مبلغ 3 میلیون تومان برام واریز کرد دقیقا 100 برابر اون پولی که می خواستم و درخواست کردم
خدایا سپاسگذارم
از اینکه قانونت نقصی درش وجود نداره و بسیار دقیق عمل می کنه ازت سپاسگذارم
مرسی استاد از فایل ارزشمندت
من دوره های مختلف را شرکت کردم و هر روز دارم چیزهای جدید تری درک می کنم
اول از همه خدارو شکر میکنم که این قدرتو به من داده تا خودم خالق زندگی خود باشم
اگه باور کنیم و بپذیریم که افکار و باورهای ماست که زندگی ما را رقم میزنه به قول قرآن بما قدمت ایدیهم و بما کانوا یعملون
دیگر به دنبال عوامل بیرون از خود نمی گردیم و تمام توجه مان به درون خودمان میباشد
این باورها و فرکانسهای ماست که داره زندگی ما را بوجود میاره، و ما قادریم که در هر زمینه ای زندگی خود را تغییر بدیم به شرطی که باور کنیم که این قدرتو داریم که خالق زندگی خود باشیم
اگه بتونیم آگاهانه ورودی های ذهنمون و کنترل کنیم و قدم به قدم پیش بریم ایمان ما قوی تر میشه و با رسیدن به هر خواسته ای انگیزه ی بیشتری بدست میاوریم که این راه و ادامه بدیم
پس نتیجه میگیریم که
خداوند تمام قدرت خلق زندگی رو به من داده
تمام شرایط و اتفاقات زندگی ما حاصل باورها و فرکانسهای ماست
باورهای ما حاصل ورودی های ذهن ماست
برای داشتن باورهای مناسب کنترل ورودی های ذهن یک کار الزامیست
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این آگاهی هارو در اختیار ما قرار میده.
سلام ودرود نثار استاد عزیز وخانم شاسته عزیز و عزیزان این سایت.
خدارا سپاس و هزاران سپاس از هدایتم در مسیر درست.
خدارا شاکر و سپاس گذارم که منو هدایت کرد در مسیر درست و سایت استاد عزیز که قطعا دستی از دستان خداوند هست.
اولین بار هست کامنت میذارم بنده اصالتا افغان در تهران سکونت دارم.
مدت دوسال میشه اومدیم تهران و این مهاجرت مان انگار الهام بوده از طرف خداوند.
بنده درین مدت که تهران اومدیم مسیر های زیادی رو تجربه کردم برای شغل بهتر و رسیدن به یک موفقیت و آرامش درونی.
من نزدیک یک ماه میشه که به طور اتفاقی دقیقا زمانی که شدیدا دنبال راهی بودم برای آرامش قلبی که با این سایت آشنا شدم وثبت نام کردم. بعد گوش دادن به چند تا ویدئو و مرا به سوی نشانه ام هدایت کن یک آرامش عمیقی در قلبم احساس کردم و وقتی فهمیدم خودم خالق زندگی خودم هستم و خدا هر لحظه همراه من هست و دوستم داره انگار یک بار سنگی از شانه هایم برداشته شد و احساس کردم با ورود به این سایت دقیقا افتادم وسط بهشت و این حس خوبم رو نمیتونم به زبان بیارم خدارا صد هزار مرتبه شکرررررت.
من به خودم تعهد دادم تا آخر عمرم روی باور هام کار کنم و ورودی های ذهنم را کنترل کنم.
در طول روز حدودا بیشترین وقتم رو داخل سایت هستم و کلی مطالب یاد گرفتم و عشق میکنم و لذت میبرم از کلی مطالب ک داخل سایت هست.
من عاشق سریال به دور آمریکا و سریال بهشت و سریال تمرکز بر نکات مثبت هستم.
کلی حسم خوب میشه با دیدن این ویدئو ها.
تشکری میکنم از خانم شایسته عزیز که زحمت میکشن و ویدئو میگیرند .
با دیدن این ویدئو برنامه نویس زندگی ات باش واقعا عشق کردم.
خدارا صد هزار مرتبه شکر بابت این همه زیبایی.
چه حس قشنگی داد برایم وقتی روی موتر خیابون های پاک تمیز و سر سبز را دوتایی با هم میرفتین.
چقدر اون آهنگ زیبا برای حس خوب داد و چقدر برایم آرامش داد اون محیط زیبا و سر سبز.
این فایل این برایم حس خوب داد که حدودا چهار بار گوش دادم امروز خدارا شکرررر
بابت لطفی که برایم داشت و هدایتم کرد به این فضایی بهشتی و برایم جسارتی داد تا قدم بردارم برای تغیر شخصیتم و تغیر زندگیم.
خدارا شکر می کنم و عمیقا به خودم افتخار می کنم که با جسارت و استمرار این مسیر زیبا رو ادامه دادم و تا آخر عمرم ادامه خواهم داد.
و پیرو این مسیر زیبا خواهم بود.
شخصیتم و زندگیم رو میتونم به دو بخش تقسیم کنم.
فاطمه حبیبی قبل عضویتم به این سایت و فاطمه حبیبی الانم.
که این دو تا شخصیت هیچ ربطی بهم ندارند از همه لحاظ.
خدایا هزار بار شکر!
دقیقا دوسال قبل من عضو این سایت شدم،
درحالی که در بد ترین شرایط قرار داشتم از لحاظ؛ روحی، احساسی، مالی، سلامتی، عزت نفس، احساس لیاقت،روابط عاطفی و مسائل زیادی که توی کسب و کار داشتم.
و الان بعد دقیقا دوسال هیچ کدوم ازون مسائل و مشکلات رو ندارم به عطف خدای مهربان و آموزشات استاد عزیزم و مطالب این سایت بی نظیر.
خدایا هزار بار شکرت!
مالی: با 12 میلیون بدهی وارد این سایت شدم،
والان نه تنها که هیچ بدهی ندارم بلکه تقریبا 9 گرم طلا دارم، و مقداری پول نقد.
کلی واسه خودم هزینه کردم
لبتاب که خیلی دوست داشتم رو خریدم، لبتاب سورفیس به مبلغ 24 میلیون واسه خودم هدیه دادم.
خدایا شکر!
درآمدم از ماهی 7تا10 تومان با 10 ساعت کاری تبدیل شد به درآمد ماهی 20 تا25 میلیون با 8 ساعت کاری.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم!
عاطفی:قبل ورودم به این سایت با پارتنرم شدیدا رابطهی نا مناسب داشتم و تو اوج افسردگی و وابسته گی قرار داشتم و مسیر مون جدا شده بود.
موقع که عضو سایت شدم شدیدا شروع کردم به کار کردن روی خودم، تغیر باورهام و شخصیتم،
اینقدر تو خودم عمیق شدم و با بودن توی سایت اینقدر حالم بهتر شد و آرام شدم که دیگه به پارتنرم فکر نکردم، و رهاش کردم و مدت ها گذشت و من همچنان داشتم با تمرکز و انگیزه رو خودم کار می کردم و عاشق این حال خوبم و آرامشم شده بودم، بعد از گذشت حدودا 10 ماه یه روز دیدم که پارتنرم بهم پیام داده و با کلی حس خوب و اشتیاق علاقمنده که باهام در ارتباط باشه،رفتارش با من جوری بود که اصلا من انتظارش رو نداشتم کاملا متفاوت و زیبا،
من قشنگ حس کردم که این رفتارش با من جز کار کردنم رو باورهام نمینونه باشه، ازون روز به بعد ایمان و باورم به قوانین و آموزشات چندین برابر بیشتر شد.
خدایا شکر!
الان که تقریبا بیشتر از یک سال می گذرد از شروع رابطه ای مجدد مون، هر روز و هر روز این رابطه زیبا تر میشه وبا کلی حس خوب باهم خاطرات زیبایی رو می سازیم.
وقطعا که تاهر زمانیکه باهم همدار و همفرکانس باشیم باهم خواهیم بود.
چون تو داشتن رابطه ای عاطفی عاشقانه مشکل داشتم،
و بعد از تغیر باورهام رابطه ام تغیر کرد، این موضوع خیلی پر رنگ هست توی ذهنم وخیلی ایمانم رو به قوانین قوی تر کرد.
در تصورم نبود روزی بتوانم چنین رابطه ای عاشقانه ای داشته باشم که سراسر ارامش، محبت،احترام، درک متقابل و دوست داشتن هست.
خدایا شکر!
عزت نفس:به مراتب بهتر شدم،
قبلا وقتی با یه غریبه صحبت می کردم صدام میلرزید، وقتی مغازه می رفتم یجوری سلام می کردم که فقط خودم می شنیدم،
ولی الان هیچ شباهتی به قبلم ندارم،
خیلی با جرأت و با جسارت و شهامت شدم.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم!
سلامتی:چون استرس زیاد داشتم و حال روحی نرمالی نداشتم تغذیه مناسب نداشتم و..موقع پریودی خیلی اذیت می شدم و شدیدا دل درد می گرفتم، باید مسکن می خوردم، ولی الا به لطف خدای مهربان مدت هاست که مسکن نخوردم وخیلی نرمال و راحت و منظم پریود میشم.
معنویت:ارتباطم با خدای رحمان به مراتب عالی تر شده، قبلا با وجودیکه نماز می خواندم و دولا راست می شدم و دل منم خوش بود که عبادت خدا رو کردم ولی اصلا حال دلم خوب نبود و خدارو تو زندگیم و تو قلبم احساس نمی کردم.
ولی الان خدای واقعی دورنم رو شناختم و باهاش صحبت می کنم و ازش راهنمایی و هدایت می خواهم و حضورش رو تو قلبم و تو زندگیم احساس می کنم و سپاسگزارش هستم.
احساس لیاقت:اصلا خودم رو لایق کوچیک ترین نعمت نمیدونستم،
خواسته های همه برام اولویت داشتن جز خودم،
به سلامتیم،به وقتم،به خواسته هام، به آرامشم و …. به هیچ کدام ارزش قائل نبودم
ولی الان به لطف خدای توانا هیچ شباهتی با قبلم ندارم، و خواسته های خودم اولویت اولم هست،
اول خودم بعد بقیه.
خدایا سپاسگزارم هزاران بار!
خدارا شکر می کنم تا اینجای مسیر اتفاقات شگفت انگیز زیادی تو زندگیم داشتم که من یه قسمت خیلی کوچیک شو نویشتم،
همین مرا بس که زندگی پر تنشم تبدیل شده به یه زندگی آرام بخش،.
خدایا شکر!
ان شالله اتفاقات فوقالعاده و شگفت انگیز و معجزات زیاد برایم اتفاق خواهد افتاد.
خدایا شکرت که خدایی عادل چون تو داریم که خلق زندگی هر کس را به دست خودش وباورهایش دادی وبین بندگانت تبعیضی قایل نشدی.
خدارو شکر که استاد را در این زمانه وبرای هدایت وشناخت ما از قانون قرار دادی.
سالها قران خواندم از بالای صفه به پایین از پایین صفحه به بالا حفظ کردم هزاران بار کلمه های بما کسبت ایدیهم وبما قدمت ایدیهم را خواندم وفقط خواندم که خوانده باشم وثواب جمع کنم برای آخرتم وهرگز در معنا وتفسیر آنها تفکر نکردم.
وحالا که تفسیر آن را از استاد می شنوم چقدر شیرین است وچقدر حسم را به خدا خوب می کند خدایی که رحمان ورحیم است نه خدای عذاب دهنده وانتقام گیر.
چقدر معنایی که شما می گویید رادوست دارم وارتباط می گیرم طوری که حتی تفسر المیزان هم نتوانست چنین باور وحسی به من بدهد در حالی که آن را بهترین تفسیر می دانستیم.
ولی اکنون به تفسیر های استاد عباسمنش ایمان آوردم وبه خودش که باز هم از ما می خواهد خودمان قران بخوانیم ودرک کنیم.
خدایا شکرت
ومعنی این دو کلمه است که شرایطی که اکنون در آن هستی وضعیتی که داری از نظر مالی روابط وسلامتی همه را خودت ساختی با فرکانسهایت با کانون توجهت وپیش فرستادی واکنون دریافت می کنی آنچه قبلا ساختی .
ودر آینده نتیجه فرکانسهای الانت را دریافت می کنی .
چقدر این خدا عادل است عادلتر از خدایی که قبلا هر اتفاقی را نتیجه خواست او می دانستیم ومی گفتیم خدا این طور خواسته یا پدر ومادر وجامعه ودولت را مسول زندگیمان می دانستیم خوب این بی عدالتی بود که خدا برای یکی بخواهد وبرای دیگری نخواهد یکی را دوست ویکی را دشمن بداند.
آخر این چه خدای ظالمی بودکه برای خود ساختیم چقدر آرامش می گیرم وقتی می بینم خدای من بین من ودیگران فرقی نمی گذارد وهمه ما را مثل هم دوست دارد.
کافیست خواسته را مشخص کنم کدنویسی کنم یعنی باورهایی که مرا به آن خواسته می رساند بنویسم وبسازم در ذهنم واگر به خواسته نرسیدم کدها را اصلاح کنم تا باورهایم درستر شود وبه خواسته برسم .
خدایا شکرت ای خدای عادل ومهربان برای اینکه خالق مرا آفریدی.
یادمهند سال پیش که این فایل گذاشتی رو سایت کنجکاو بودم فقط خانم شایسته ببینم کل مسیری که زیباییا رو فیلم گرفتین من تو آینه نگاه میکردم ببینم خانم شایسته چهرش نمایان نمیشه خخخ
اینم از فضولیایی هست که خیلی وقتا آدمو از اصل دور میکنه از لذت بردن دور میکنه و هدر رفت عمر هستش
استاد چقدر همه چی زیباست
چقدر تو خوبی که زیبایی هارو بهمون نشون میدی
واقعا فایل قشنگی بود و لذت بردم ممنونم
موتورتون خیلی خفنه عاشق موتور سواری هستن در حال حاضر خودمون یه هوندا 125داریم و کلی باهاش سواری میکنیم و لذت میبریم خیلی خوبه موتور
من گاهی خستم میشه رو موتور الان موتور شما دیدم که تکیه گاه داره کلی لذت بردم و از خدا درخواستش کردم واقعا راحته
من خودم عاشق کامپیوترم و رشته کامپیوتر هم خوندم. با وجود اینکه به رشتم علاقه داشتم اما به بعضی از درسای دانشگاه علاقه نداشتم و سعی میکردم اونارو برندارم. اگر برمیداشتم و خوشم نمیومد معمولا نمیرقتم سر کلاس و حذف میکردم
تا ترم ۴ یا ۵ همه چیز خوب بود ولی کم کم ارتباطم با دانشگاه ضعیف شد و بیشتر سمت بازار کار رفتم اما بخاطر باور های اشتباه، اصرار خانواده و کمی هم حرف مردم به سختی ترمی حدود ۱۰ واحد پاس میکردم
بعد از حدودا ۸ یا ۹ ترم دانشگاهمو عوض کردم و به یه دانشگاهی رفتم که تنبل خونه بود و میتونستم راحت تر درسامو پاس کنم. یه ترم معدلم ۲۰ خالص شد 😂
اما بعد چند ترم ارتباطم با اونجا هم کمرنگ شد و علاقه به درسها نداشتم. بعد با استاد آشنا شدم و باورهام اصلاح و قوی که شد و از طرفی دیدم استاد هم دانشگاه رو ادامه نداده با وجود اینکه فقط یک درس تربیت بدنی مونده بود، اما الان خیلی موفق و ایده آل زندگی میکنه، تصمیمم قطعی شد و دیگه دانشگاه نرفتم.
اولش خانواده مخالفت میکردن و باعث اعصاب خوردیم میشدن. اما بعد یه مدت که باورام خیلی بهتر شد و بین من و خانواده فاصله فرکانسی افتاد خود به خود شرایطی بوجود اومد که مستقل شدم و دیگه پیش خانوادم زندگی نمیکنم. پسرخاله عزیزم که دستی از طرف خدا بود و من بسیار ممنونش هستم، بهم اجازه داد تو یکی از خونه هاش زندگی کنم ☺️
حدود ۳ ماه گذشت و بخاطر اینکه من رژیم و سبک غذایی خاصی رو برای لاغر شدن شروع کرده بودم، پسرخالم هم گفت منم میخوام باهات این رژیم رو بگیرم و این شد که پسرخالمم اومد تو اون خونه پیش من زندگی کرد و باعث شد کمک بسیار موثری تو مخارج بکنه. چون تازه مستقل شدم تامین مخارج زندگی هنوز برام چالشیه ولی شکر خدا هرروز داره بهتر میشه.
داشتم از دانشگاه میگفتم 😄از اونجا که مستقل شدم و آزادی خیلی خیلی خیلی بیشتری بدست آورده بودم، دیگه هیچ کسی نمیتونست برای دانشگاه رفتن بهم فشار بیاره
الان ۱ ساله که کامل دانشگاه رو رها کردم و خیلی راضیم. چون به جایی رسیده بودم که فکر میکردم دیگه اونجا چیزی برای من نداره. چیزایی که یاد میگرفتم یه سری مطالبی بود که به دردم نمیخورد.
همه درسای مورد علاقمو پاس کرده بودم و فقط حدود ۴۰ واحد مونده بود اما حاضر بودم درسای قبلی که دوست داشتمو ۳ بار دیگه پاس کنم ولی این ۴۰ واحدو پاس نکنم.
این نکته رو تاکید میکنم که تا زمانی که دانشگاه برام جذاب بود یعنی حدودا تا ترم ۵ همه چیز عالی بود و خیلی راضیم که تا اون مرحله پیش رفته بودم. چون به شدت باعث پیشرفت من شده بود. اما بعد از اینکه ارتباطم با دانشگاه ضعیف شد، دستآورد خاصی هم برام نداشت و فقط وقتمو با حضور تو کلاس ها تلف میکرد.
امیدوارم این مطلب به دوستانی که میخوان دانشگاه رو ترک کنن و دلشون به دانشگاه وصل نیست، کمک کنه
من ترم اخر ارشد روانشناسی اسلامی هستم این ترم باید پایان نامه بگذرونم اما اصلن خوشم نمیاد از کار تحقیق و کتاب و نشستن و درس خوندن و… و بااینکه همیشه شاگرد درس خونی بودم و نمرات بالایی در طول دوران تحصیلم کسب میکردم تازه فهمیدم که کلن علاقه ای به درس خوندن ندارم و فقط طبق یک عادت و کسب تایید دیگران بوده یا بخاطر اینکه کل خواهرام معلم هستن و یک خواهرم پزشکه و… انگار من هم به همین مسیر کسیده شدم ناخواسته.
من متوجه شدم بازار کار و تجارت و فروش و مغاره داری رو دوست دارم.
شما توی صحبت هاتون یکجا گفتید: « بعد با استاد آشنا شدم و باورهام اصلاح و قوی که شد و از طرفی دیدم استاد هم دانشگاه رو ادامه نداده با وجود اینکه فقط یک درس تربیت بدنی مونده بود»، میخوام بدونم خود استاد این رو گفتن؟ و آیا این واقعیت داره؟ چون من تا الان حدود 23 ملیون هزینه کردم توی این چند ترم و بخاطر اینکه مردم نگن مدرک فلان رو نداره خودم رو به تحصیل در این رشته قانع کردم. اما وقتی واردش شدم متوجه شدم اون چیزی که فکر میکردم نیست چون خیلی داخلش درس های بی ربط و نامربوط داره که ربطی به این رشته نداره با اینحال با تلاش و سختی همه رو پاس کردم، اما باید 6 ت دیگه برای این ترم هزینه کنم و تازه اگه بخوام خودم پایان نامه بنویسم که باید کلی وقت بزارم و کله ام رو خالی کنم ولی اگر هم بخوام بیرون بدم بنویسن باید حدود 4 ت دیگه هم هزینه کنم جمعا میشه 10 ت.
با خودم میگم مگه از رو زمین پیدا کردم این پولا رو که مفت مفت بریزم تو حلقوم دانشگاه اونم فقط بابت یک مدرک.بااینکه میشه با همین پول خیلی کارای مفید تر کرد.
همش این نجوا میاد توی ذهنم که گاو رو به دمش رسوندی حالا اگه ادامه ندی دوروز دیگه ممکنه پشیمون بشی که کاش تهشو تموم میکردی یا عزت نفست زیر سوال بره و به خودت بگی کارو ناتموم گذاشتی و…
باورتون نمیشه اصن احساس خوشحالی عمیق ندارم چون این مسله مثل یک چنگکی وصل شده بهم و نمیگزاره با خیال راحت از زندگیم و حتی کار جدیدی (سوپر مارکت) که ب تازگی با شوهرم استارتش زدیم لذت ببرم.
من الان بی نهایت از شروع کار جدیدمون ( که البته با حمایت و هل دادن اطرافیانمون اتفاق افتاد و استارتش رو زدیم) خوشحال هستم و ذوق و شوق دارم همش به فکر ایده هایی هستم که بهترش کنم.
گرفتن این تصمیمات به شرایط خودتون و شناختی که از خودتون دارین برمیگرده.
من باید حداقل 3 ترم دیگه درس میخوندم تا درسم تموم بشه. یعنی بیش از 1 سال. شما ترم آخر هستین و شرایطتون خیلی فرق میکنه. من از 2 سال قبل از انصراف دادن همش تو فکر این موضوع بودم. یه تصمیم یه دفعه ای برای من نبود. فقط میترسیدم این تصمیم رو بگیرم. آشنا شدنم با استاد و شنیدن حرفاش، کمکم کرد که این شجاعت در تصمیم گیری رو پیدا کنم.
مورد بعدی اینه که من سال 93 وارد دانشگاه شدم و از همون سال 93 تو رشته خودم کار میکردم. کد میزدم، اپلیکیشن درست میکردم، تو شرکت ها کار میکردم. وقتی میخواستم انصراف بدم کلی رزومه و دست آورد کاری داشتم. هدف من این بود که انصراف بدم تا بتونم تمام انرژی و تمرکزمو بزارم روی کاری که چند ساله دارم پاره وقت انجامش میدم.
استاد هم به همین صورت عمل کرد. همزمان با درسش کار پاره وقت هم میکرد. بعد وقتی کلی نتیجه گرفت و مطمئن شد، انصراف داد. هرچند اینم اضافه کنم که استاد چند سال بعد دوباره رفت پیگیر شد و اون 1 واحد رو اوکی کرد و مدرکش رو گرفت :) اینا چیزایی هست که خودش تو فایلا میگه. جزئیات بیشترش رو خبر ندارم.
درکل از همه اتفاقاتی که رخ داده راضیم. همون زمانی که رفتم دانشگاه کلی دوست پیدا کردم. درسایی که خوندم یه سریاش الان تو کارم داره به کمکم میاد. از اتفاقاتی که بعد از انصراف دادن رخ داد هم بازم راضیم :) تونستم فول تایم کار کنم. بیشتر روی باورام زمان بزارم و درآمد و کیفیت زندگیم خیلی بیشتر شد.
درنهایت دلیل راضی بودن من از تصمیمم اینه که کاری که خودم فکر میکردم درسته رو انجام دادم. برای همین الان رضایت دارم. اما 2 سال طول کشید تا شجاعت عملی کردن تصمیمم رو بدست بیارم. دیدن استاد به من این شجاعت رو داد. نه اینکه چون استاد انصراف داده، منم خواستم که ازش تقلید کنم.
پس فرمول کلی نداریم که انصراف دادن از دانشگاه خوبه یا بد، مدرک گرفتن خوبه یا بد. هم کسایی رو داریم که انصراف دادن و بعدش به هیچ جایی نرسیدن، هم کسایی که مدرک گرفتن و به جایی نرسیدن. برعکسشم هست. کسایی هستن که انصراف دادن و بعدش خیلی موفق شدن و کسایی هستن که مدرک گرفتن و بعدش خیلی موفق شدن.
هرکسی خودش میدونه چی به نفعشه چی به نفعش نیست. مهم اینه تصمیمی که خودش میدونه درسته رو انجام بده. البته این رو هم باید مدنظر داشت که تصمیم احساسی نباشه
دوست عزیزم، من از استاد یاد گرفتم که لازم نیست که مسیر موفقیت رو از همدیگه کپی کنیم. الزامی نداره که چون استاد مثلا دانشگاه رو رها کرده، دوستان بگن خب پس راه درست اینه و من باید دانشگاه رو رها کنم. هر کسی با توجه به قوانین جهان باید مسیر خودش رو پیدا کنه. شاید مسیر یه نفر از دانشگاه بگذره، شاید هم نگذره. اون چیزیکه مهمه اینه که ما از افراد موفق الگو بگیریم. ما باید باورهای مناسب رو در مورد خواسته هامون ایجاد کنیم. از بچه های زرنگ این سایت و از استاد و مریم جان الگو بگیریم، اما یادمون باشه که مسیر موفقیت ما ممکنه با مسیر دیگران فرق کنه، چون ما علایق مختلفی داریم، گذشته متفاوتی رو تجربه کردیم. تواناییهای متفاوتی داریم، الهاماتی رو هم که دریافت میکنیم با هم فرق داره.
برای مثال استاد توی فایل گفتگو با دوستان قسمت 12 ام داستان سربازیشون رو تعریف کردن و گفتن چطور شد که خدمتشون رو خریدن. همونجا میگن که این داستان یه درسهایی برام داره، به این معنا نیست که این مسیریه که همه باید برن، چه بسا افرادی سربازی رفتن چقدر براشون خوب و عالی شده.
از شما دوست عزیزم ممنون و سپاسگزارم و تحسینت میکنم که رفتی سراغ علاقه ات و الان مستقل شدی عزیزم، بهت تبریک میگم و بهترینها رو برات آرزو میکنم.
امیدوارم همه دوستان گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
چون همه حواسم پیش زیبایی تصویر و زیبایی موتورسیکلت بود ، ای جانم عجب موتور عالی بود ، عجب موتور سواری دلچسبی و چه خیابون های تمیز و دلچسبی ، چقدر حس خوبی داره. خدا رو شکر به خاطر همه این زیبایی ها . خدا رو شکر.
استاد نمیدونم چرو بعد این همه مدت عضویت تازه 2 روز پیش هدایت شدم به نگاه کردن این فایل!
و چقدر درکم بیشتر شد نسبت به قانون. تازه دیروز بود که یه بخشی از این جمله ی “ما همه چیز زندگیمون رو خودمون خلق میکنیم” درک کردم.
چقدر آگاهی تفاوت داره با درک کردن. اصن قابل مقایسه نیست!
واقعا خدایا شکرت شکرت شکرت که یه پله مدار بالاتر رفت و تونستم بخشی از صحبت های استاد رو درک کنم.
دیروز بود که مهمون داشتیم و شب قبلش من تصمیم گرفتم که آگاهانه ورودی ها رو کنترل کنم و تنهایی برم بیرون لذت ببرم. اما خدای مهربانم با فراهم کردن محیطی بهتر، خلوتتر و ساکتتر منو سورپرایز کرد و دعوتم کرد به خونه یکی از اعضای فامیل که یه خانم پیری هس که خودش تنها زندگی میکنه و من ظهر تا عصر رفتم پیش ایشون.
چقدر لذت بردم وقتی که من اومدم خودم و ورودی هامو اولویت قرار دادم، خدا هم اینجوری بهم پاداش شد. خدای مهربونم از سپاسگزارم
خلاصه وقتی رسیدم ماشین رو پارک کردم و بلافاصله چادر رو کشیدم روش تا آفتاب نخوره. در این حین وقتی مادرم تماس گرفت که احوال منو بپرسه بین صحبت هامون فهمید که چادر رو کشیدم رو ماشین، گفت چادر رو بردار دزد میاد میبرتش!!(ورودی های نامناسب)
همه چیز از این ورودی ها هس بخدا
ما همین الان داریم ورودی های گذشتمون رو زندگی میکنیم.
چقدر لذت بردم که تو جلسه 9 عزت نفس گفتین:
“ما چیزی نیستیم جز ورودی هامون(چه آگاهانه چه ناآگاهانه)”
من چادر رو برنداشتم. دقایقی بعدش تو ذهنم یه همچین گفت و گوهایی انجام شد:
“دزدی وجود نداره. دزد رو من خلق میکنم با همین ترسی که اجازه میدم در من ایجاد بشه، اینقدر این ترس بزرگ میشه، اینقدر این انرژی قوی میشه که به شکل دزد در دنیای واقعی پدیدار میشه. یعنی اول تو دزد رو تو ذهنت میسازی و بعد در دنیای واقعی می بینیش.
تو خلقش میکنی چون تو خالقی. این قدرت بهت داده شده که تو زندگیت دزد خلق کنی یا ثروت یا هر چیزی که بخوای”
استاد نمیدونین که چه آرامشی در من ایجاد شد بعد از مرور این منطق! اصلا در قالب کلمات قابل وصف نیس!
این همه وقت از شما شنیدم که میگفتین:
“از وقتی فهمیدم منم که همه چی رو خلق میکنم، دیگه خیلی زندگیه آروم تری داشتم”
تازه دیروز من به بخش کوچیکی از حرف های شما در مورد قوانین رسیدم.
چندین بارم نجواها میخواس منو بترسونه ولی بازم آگاهانه همون منطق رو با خودم مرور میکردم و قدرتشو رو گرفتم.
خدای من چقدر زندگی آدم زیبا میشه اگه به تمام زندگیش از این دید نگاه کنه و اون وقت به قول شما میشیم پادشاه اقلیم زندگیمون!
استاد میدونم تشکر خیلی عمل کوچیکی هس در برابر این همه سخاوت، بزرگواری و خوش قلبی که باعث شده این همه فایل ها و آگاهی ها که بخش اعظمیش رو به رایگان در اختیار همگان قرار دادین تا بتونن خودشون و زندگیشون رو بهتر کنن اما
بینهایت از شما خانم شایسته و تمام عوامل سایت ممنون و سپاسگزارم.
با اینکه الان همه چی دارین ولی از خدا بینهایت بخشنده میخوام که به ثروت ها نعمت ها و خوشبختی های خیلی خیلی بیشتری تو زندگیتون برسین چون واقعا دستان هدایتگر الله هستین.
خدای من از تو هم بینهایت سپاسگزارم سپاسگزارم و سپاسگزارم که در این زندگی کوتاه منو هدایت کردی به مسیر صالحان و یکتاپرستان
فقط کمک کن که در تمام عمرم تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم و مرا هدایت کن به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت های زیبا و بی انتها دادی.
سلام آقا محمد آفرین به شما که به این حد از آگاهی رسیدید
با مثال اینکه دزد رو خودمون تو ذهنمون ایجاد میکنیم و اونو تو دنیای مادی خودمون میسازیم باعث شد منم دری از درک قانون به روم باز بشه
منم دنبال پارچه مناسب برای کارم بودم و همش به خودم میگم تو شهر ماگیر نمیاد ولی الان میرم و اونو تو ذهن خودم میسازم و خدا از بینهایت طریق اونو بدستم میرسونه این فایل نشونه امروزم بود و چند بار گوشش دادم و خیلی برام مفید بود تونستم برای خواسته ام کد بنویسم و حالا کامنت شما هم درسی برای من شد
خیلی وقت پیش تو عقل کل یه متنی رو خوندم، تقریبا این طور نوشته بود:
“تمام اون چیزی که ما داریم زندگی و تجربه میکنیم دقیقا کپی برابر اون چیزی هس که تو ذهنمون داریم یا میسازیم”
مثلا در مورد خواسته هامون، منی که تا الان ماشین نداشتم یعنی تو ذهنم هم صاحب ماشین نیستم. اول باید برم تو ذهنم اون رو خلقش کنم، باهاش دور بزنم، ازش لذت ببرم و آروم آروم هر چقدر که بتونم اون تصویر سازی رو بهتر و با کیفیت تر انجام بدم، در دنیای فیزیکی هم زودتر بهش میرسم.
تحسینت میکنم که داری بر خلاف چیزهایی که دیدی و شنیدی عمل میکنی و سعی میکنی از قانون استفاده میکنی برای رسیدن به خواسته هات.
Everything is possible
امیدوارم که خیلی زود به تک تک خواسته هات برسی و در کارت موفق و ثروتمند بشی.
توصیه میکنم سری فایل های نتایج آقا رضا رو ببینی، خیلی بهت کمک میکنه.
اول باید باور کنم ،باید به یقین صد در صد برسم که خدا قدرت خلق زندگیم را بهم داده.
یعنی خودم هستم که تمام اتفاقات زندگیم را رقم می زنم .
وقتی باور کردم ، باور کردم واقعا من با افکارم با آن چیزی که تمام روز بهش فکر می کنم یک سری فرکانس به جهان هستی ارسال می کنم بعد اتفاقاتی هماهنگ با آنچه فرستاده بودم تو زندگیم رقم می زنم ، اون وقت جلوی ورودی هام را می گیرم ،
اون وقت مواظب نجواها و سلف تاک های ذهنم هستم
اون وقت حواسم را جمع می کنم هر لحظه دارم به چی فکر می کنم
اون وقت توجهم به ماندن تو احساس خوبم هست
اون وقت شکر گزاری هام دلی و دائمی میشود
اون وقت خواسته های قبلی زندگیم را که مثل معجزه خدا برام مهیا کرد به یاد می آورم
اون وقت می گویم همون خدا ،همون خدا ،همون خدا منو به خواسته های بعدیم می رسوند
اون وقت از رسیدن به خواسته های کوچک انگیزه می گیرم و برای رسیدن به خواسته های بزرگتر ، می آیم باور مناسبش را می نویسم ، تکرار می کنم و می بینم که خواسته هام دارد رقم می خورد
و هر جا خواسته اون جوری که می خواستم نشد کد را دستکاری می کنم و اتفاقات همون جوری که می خواهیم می افتد.
فقط این وسط یکسری ترمز ها هم هستن
مثل ضعف ایمان
ایمان کامل نداشتن به اینکه قدرت خدا به همه چی احاطه دارد .
مثل باور کمبود که می خواهی رو مثبت تمرکز کنی اما احساست را بد می کند
مثل زندگی در لحظه و شکر همین لحظه
که خیلی ظریف، تو کامنت سمانه جان صوفی خوندم.
که از صدای گنجشک ها در لحظه لذت می برد و مهم نیست تو محیط باز باشد یا از خانه بشنود.
یعنی ممکنه ذهن ما وقتی حتی صدای مورد علاقه اش را هم می شنود بگوید چه فایده بیرون نیستی که از طبیعت لذت ببری ، همین . همین را که می گوید احساس ما عوض خوش شدن، ناخوش می شود.
خیلی باید حواسمون به احساسمون باشد.
احساس امید، احساس شادی بی قید وشرط ، احساس نشاط و سرزندگی
اعراض از ناخواسته ها تمرکز روی خواسته ها
خدایا امروز قرار بود من عذر خواهی کنم تو ورق را برام برگردوندی، در عین ناباوری اون ها ازم عذر خواهی کردن.
برای اینکه فقط شنیدم تو ستارالعیوبی.
از خزانه غیب خودت ،از جایی که اصلا گمان نمی کردم ، پول رسوندی .
با دیدن این همه معجزه تو زندگیم چرا من هنوز به قدرت تو به توانایی تو به کافی بودن تو برای زندگیم ایمان نیاوردم
چرا هنوز از آینده می ترسم
چرا تو را کافی نمی دونم
خدایا چکار کنم تو را همه جوره توزندگیم داشته باشم .
مهمترین راه رسیدن ، عمل کردن است ، نه دانستن ،نه حرف زدن.
سلام
به محض اینکه اون قسمت فایل که استاد گفتند به شخصی فکر می کردم و او را میدیدم گفتم بیام از این قانون برای ساختن ثروت استفاده کنم
منم دفترم رو بیرون آوردم و همونجا یک عدد عادی مثلا 30 هزار تومان را نوشتم و بعد کد ها یا همان باورها را یاداشت کردم و برای خودم شروع به کار کردن روی اونها کردم
اتفاقی که افتاد اول که خیلی احساسم عالی شد
بعدش در حال رانندگی بودم که یکی از دوستان پیام داد که یه شماره کارت برای من بفرست
مبلغ 3 میلیون تومان برام واریز کرد دقیقا 100 برابر اون پولی که می خواستم و درخواست کردم
خدایا سپاسگذارم
از اینکه قانونت نقصی درش وجود نداره و بسیار دقیق عمل می کنه ازت سپاسگذارم
مرسی استاد از فایل ارزشمندت
من دوره های مختلف را شرکت کردم و هر روز دارم چیزهای جدید تری درک می کنم
موفق و سربلند باشی استاد عزیزم
به نام خدایی که یادش آرام ده قلب هاست
سلام میکنم به استاد عزیز و دوستان خوبم
اول از همه خدارو شکر میکنم که این قدرتو به من داده تا خودم خالق زندگی خود باشم
اگه باور کنیم و بپذیریم که افکار و باورهای ماست که زندگی ما را رقم میزنه به قول قرآن بما قدمت ایدیهم و بما کانوا یعملون
دیگر به دنبال عوامل بیرون از خود نمی گردیم و تمام توجه مان به درون خودمان میباشد
این باورها و فرکانسهای ماست که داره زندگی ما را بوجود میاره، و ما قادریم که در هر زمینه ای زندگی خود را تغییر بدیم به شرطی که باور کنیم که این قدرتو داریم که خالق زندگی خود باشیم
اگه بتونیم آگاهانه ورودی های ذهنمون و کنترل کنیم و قدم به قدم پیش بریم ایمان ما قوی تر میشه و با رسیدن به هر خواسته ای انگیزه ی بیشتری بدست میاوریم که این راه و ادامه بدیم
پس نتیجه میگیریم که
خداوند تمام قدرت خلق زندگی رو به من داده
تمام شرایط و اتفاقات زندگی ما حاصل باورها و فرکانسهای ماست
باورهای ما حاصل ورودی های ذهن ماست
برای داشتن باورهای مناسب کنترل ورودی های ذهن یک کار الزامیست
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این آگاهی هارو در اختیار ما قرار میده.
سلام ودرود نثار استاد عزیز وخانم شاسته عزیز و عزیزان این سایت.
خدارا سپاس و هزاران سپاس از هدایتم در مسیر درست.
خدارا شاکر و سپاس گذارم که منو هدایت کرد در مسیر درست و سایت استاد عزیز که قطعا دستی از دستان خداوند هست.
اولین بار هست کامنت میذارم بنده اصالتا افغان در تهران سکونت دارم.
مدت دوسال میشه اومدیم تهران و این مهاجرت مان انگار الهام بوده از طرف خداوند.
بنده درین مدت که تهران اومدیم مسیر های زیادی رو تجربه کردم برای شغل بهتر و رسیدن به یک موفقیت و آرامش درونی.
من نزدیک یک ماه میشه که به طور اتفاقی دقیقا زمانی که شدیدا دنبال راهی بودم برای آرامش قلبی که با این سایت آشنا شدم وثبت نام کردم. بعد گوش دادن به چند تا ویدئو و مرا به سوی نشانه ام هدایت کن یک آرامش عمیقی در قلبم احساس کردم و وقتی فهمیدم خودم خالق زندگی خودم هستم و خدا هر لحظه همراه من هست و دوستم داره انگار یک بار سنگی از شانه هایم برداشته شد و احساس کردم با ورود به این سایت دقیقا افتادم وسط بهشت و این حس خوبم رو نمیتونم به زبان بیارم خدارا صد هزار مرتبه شکرررررت.
من به خودم تعهد دادم تا آخر عمرم روی باور هام کار کنم و ورودی های ذهنم را کنترل کنم.
در طول روز حدودا بیشترین وقتم رو داخل سایت هستم و کلی مطالب یاد گرفتم و عشق میکنم و لذت میبرم از کلی مطالب ک داخل سایت هست.
من عاشق سریال به دور آمریکا و سریال بهشت و سریال تمرکز بر نکات مثبت هستم.
کلی حسم خوب میشه با دیدن این ویدئو ها.
تشکری میکنم از خانم شایسته عزیز که زحمت میکشن و ویدئو میگیرند .
با دیدن این ویدئو برنامه نویس زندگی ات باش واقعا عشق کردم.
خدارا صد هزار مرتبه شکر بابت این همه زیبایی.
چه حس قشنگی داد برایم وقتی روی موتر خیابون های پاک تمیز و سر سبز را دوتایی با هم میرفتین.
چقدر اون آهنگ زیبا برای حس خوب داد و چقدر برایم آرامش داد اون محیط زیبا و سر سبز.
این فایل این برایم حس خوب داد که حدودا چهار بار گوش دادم امروز خدارا شکرررر
سپاس بخاطر هدایتم به در مسیر درست
سپاس بخاطر هدایت به سایت استاد عزیز
سپاس بخاطر آرامشی که دارم
سپاس بخاطر آینده ای زیبایی که برای خدوم میسازم.
شاد،سلامت و ثروتمند باشید
بنام خالق هدایتگرم!
خدایا شکر!
دقیقا دوسال قبل 1402/6/28
من عضو این سایت فوقالعاده شدم؛
اینجا اولین کامنتم رو گذاشتم؛
الان که هدایت شدم و این رد پا رو خواندم؛
عمیقا سپاسگزار خدای مهربانم هستم.
بابت لطفی که برایم داشت و هدایتم کرد به این فضایی بهشتی و برایم جسارتی داد تا قدم بردارم برای تغیر شخصیتم و تغیر زندگیم.
خدارا شکر می کنم و عمیقا به خودم افتخار می کنم که با جسارت و استمرار این مسیر زیبا رو ادامه دادم و تا آخر عمرم ادامه خواهم داد.
و پیرو این مسیر زیبا خواهم بود.
شخصیتم و زندگیم رو میتونم به دو بخش تقسیم کنم.
فاطمه حبیبی قبل عضویتم به این سایت و فاطمه حبیبی الانم.
که این دو تا شخصیت هیچ ربطی بهم ندارند از همه لحاظ.
خدایا هزار بار شکر!
دقیقا دوسال قبل من عضو این سایت شدم،
درحالی که در بد ترین شرایط قرار داشتم از لحاظ؛ روحی، احساسی، مالی، سلامتی، عزت نفس، احساس لیاقت،روابط عاطفی و مسائل زیادی که توی کسب و کار داشتم.
و الان بعد دقیقا دوسال هیچ کدوم ازون مسائل و مشکلات رو ندارم به عطف خدای مهربان و آموزشات استاد عزیزم و مطالب این سایت بی نظیر.
خدایا هزار بار شکرت!
مالی: با 12 میلیون بدهی وارد این سایت شدم،
والان نه تنها که هیچ بدهی ندارم بلکه تقریبا 9 گرم طلا دارم، و مقداری پول نقد.
کلی واسه خودم هزینه کردم
لبتاب که خیلی دوست داشتم رو خریدم، لبتاب سورفیس به مبلغ 24 میلیون واسه خودم هدیه دادم.
خدایا شکر!
درآمدم از ماهی 7تا10 تومان با 10 ساعت کاری تبدیل شد به درآمد ماهی 20 تا25 میلیون با 8 ساعت کاری.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم!
عاطفی:قبل ورودم به این سایت با پارتنرم شدیدا رابطهی نا مناسب داشتم و تو اوج افسردگی و وابسته گی قرار داشتم و مسیر مون جدا شده بود.
موقع که عضو سایت شدم شدیدا شروع کردم به کار کردن روی خودم، تغیر باورهام و شخصیتم،
اینقدر تو خودم عمیق شدم و با بودن توی سایت اینقدر حالم بهتر شد و آرام شدم که دیگه به پارتنرم فکر نکردم، و رهاش کردم و مدت ها گذشت و من همچنان داشتم با تمرکز و انگیزه رو خودم کار می کردم و عاشق این حال خوبم و آرامشم شده بودم، بعد از گذشت حدودا 10 ماه یه روز دیدم که پارتنرم بهم پیام داده و با کلی حس خوب و اشتیاق علاقمنده که باهام در ارتباط باشه،رفتارش با من جوری بود که اصلا من انتظارش رو نداشتم کاملا متفاوت و زیبا،
من قشنگ حس کردم که این رفتارش با من جز کار کردنم رو باورهام نمینونه باشه، ازون روز به بعد ایمان و باورم به قوانین و آموزشات چندین برابر بیشتر شد.
خدایا شکر!
الان که تقریبا بیشتر از یک سال می گذرد از شروع رابطه ای مجدد مون، هر روز و هر روز این رابطه زیبا تر میشه وبا کلی حس خوب باهم خاطرات زیبایی رو می سازیم.
وقطعا که تاهر زمانیکه باهم همدار و همفرکانس باشیم باهم خواهیم بود.
چون تو داشتن رابطه ای عاطفی عاشقانه مشکل داشتم،
و بعد از تغیر باورهام رابطه ام تغیر کرد، این موضوع خیلی پر رنگ هست توی ذهنم وخیلی ایمانم رو به قوانین قوی تر کرد.
در تصورم نبود روزی بتوانم چنین رابطه ای عاشقانه ای داشته باشم که سراسر ارامش، محبت،احترام، درک متقابل و دوست داشتن هست.
خدایا شکر!
عزت نفس:به مراتب بهتر شدم،
قبلا وقتی با یه غریبه صحبت می کردم صدام میلرزید، وقتی مغازه می رفتم یجوری سلام می کردم که فقط خودم می شنیدم،
ولی الان هیچ شباهتی به قبلم ندارم،
خیلی با جرأت و با جسارت و شهامت شدم.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم!
سلامتی:چون استرس زیاد داشتم و حال روحی نرمالی نداشتم تغذیه مناسب نداشتم و..موقع پریودی خیلی اذیت می شدم و شدیدا دل درد می گرفتم، باید مسکن می خوردم، ولی الا به لطف خدای مهربان مدت هاست که مسکن نخوردم وخیلی نرمال و راحت و منظم پریود میشم.
معنویت:ارتباطم با خدای رحمان به مراتب عالی تر شده، قبلا با وجودیکه نماز می خواندم و دولا راست می شدم و دل منم خوش بود که عبادت خدا رو کردم ولی اصلا حال دلم خوب نبود و خدارو تو زندگیم و تو قلبم احساس نمی کردم.
ولی الان خدای واقعی دورنم رو شناختم و باهاش صحبت می کنم و ازش راهنمایی و هدایت می خواهم و حضورش رو تو قلبم و تو زندگیم احساس می کنم و سپاسگزارش هستم.
احساس لیاقت:اصلا خودم رو لایق کوچیک ترین نعمت نمیدونستم،
خواسته های همه برام اولویت داشتن جز خودم،
به سلامتیم،به وقتم،به خواسته هام، به آرامشم و …. به هیچ کدام ارزش قائل نبودم
ولی الان به لطف خدای توانا هیچ شباهتی با قبلم ندارم، و خواسته های خودم اولویت اولم هست،
اول خودم بعد بقیه.
خدایا سپاسگزارم هزاران بار!
خدارا شکر می کنم تا اینجای مسیر اتفاقات شگفت انگیز زیادی تو زندگیم داشتم که من یه قسمت خیلی کوچیک شو نویشتم،
همین مرا بس که زندگی پر تنشم تبدیل شده به یه زندگی آرام بخش،.
خدایا شکر!
ان شالله اتفاقات فوقالعاده و شگفت انگیز و معجزات زیاد برایم اتفاق خواهد افتاد.
میام و رد پا ثبت می کنم.
درپناه خدای زیبایی ها شاد سلامت و ثروتمند باشید!
80
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد عزیزم.
کلید:جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.
فایل:برنامه نویس زندگیت باش.
خدایا شکرت که خدایی عادل چون تو داریم که خلق زندگی هر کس را به دست خودش وباورهایش دادی وبین بندگانت تبعیضی قایل نشدی.
خدارو شکر که استاد را در این زمانه وبرای هدایت وشناخت ما از قانون قرار دادی.
سالها قران خواندم از بالای صفه به پایین از پایین صفحه به بالا حفظ کردم هزاران بار کلمه های بما کسبت ایدیهم وبما قدمت ایدیهم را خواندم وفقط خواندم که خوانده باشم وثواب جمع کنم برای آخرتم وهرگز در معنا وتفسیر آنها تفکر نکردم.
وحالا که تفسیر آن را از استاد می شنوم چقدر شیرین است وچقدر حسم را به خدا خوب می کند خدایی که رحمان ورحیم است نه خدای عذاب دهنده وانتقام گیر.
چقدر معنایی که شما می گویید رادوست دارم وارتباط می گیرم طوری که حتی تفسر المیزان هم نتوانست چنین باور وحسی به من بدهد در حالی که آن را بهترین تفسیر می دانستیم.
ولی اکنون به تفسیر های استاد عباسمنش ایمان آوردم وبه خودش که باز هم از ما می خواهد خودمان قران بخوانیم ودرک کنیم.
خدایا شکرت
ومعنی این دو کلمه است که شرایطی که اکنون در آن هستی وضعیتی که داری از نظر مالی روابط وسلامتی همه را خودت ساختی با فرکانسهایت با کانون توجهت وپیش فرستادی واکنون دریافت می کنی آنچه قبلا ساختی .
ودر آینده نتیجه فرکانسهای الانت را دریافت می کنی .
چقدر این خدا عادل است عادلتر از خدایی که قبلا هر اتفاقی را نتیجه خواست او می دانستیم ومی گفتیم خدا این طور خواسته یا پدر ومادر وجامعه ودولت را مسول زندگیمان می دانستیم خوب این بی عدالتی بود که خدا برای یکی بخواهد وبرای دیگری نخواهد یکی را دوست ویکی را دشمن بداند.
آخر این چه خدای ظالمی بودکه برای خود ساختیم چقدر آرامش می گیرم وقتی می بینم خدای من بین من ودیگران فرقی نمی گذارد وهمه ما را مثل هم دوست دارد.
کافیست خواسته را مشخص کنم کدنویسی کنم یعنی باورهایی که مرا به آن خواسته می رساند بنویسم وبسازم در ذهنم واگر به خواسته نرسیدم کدها را اصلاح کنم تا باورهایم درستر شود وبه خواسته برسم .
خدایا شکرت ای خدای عادل ومهربان برای اینکه خالق مرا آفریدی.
شکر شکر شکر .
استاد متشکرم .
در پناه خدا.
سلام به استاد عزیزم
یادمهند سال پیش که این فایل گذاشتی رو سایت کنجکاو بودم فقط خانم شایسته ببینم کل مسیری که زیباییا رو فیلم گرفتین من تو آینه نگاه میکردم ببینم خانم شایسته چهرش نمایان نمیشه خخخ
اینم از فضولیایی هست که خیلی وقتا آدمو از اصل دور میکنه از لذت بردن دور میکنه و هدر رفت عمر هستش
استاد چقدر همه چی زیباست
چقدر تو خوبی که زیبایی هارو بهمون نشون میدی
واقعا فایل قشنگی بود و لذت بردم ممنونم
موتورتون خیلی خفنه عاشق موتور سواری هستن در حال حاضر خودمون یه هوندا 125داریم و کلی باهاش سواری میکنیم و لذت میبریم خیلی خوبه موتور
من گاهی خستم میشه رو موتور الان موتور شما دیدم که تکیه گاه داره کلی لذت بردم و از خدا درخواستش کردم واقعا راحته
چقدر آب فراوونه اونجا و چقدر خدا مهربون و بزرگه
چقدر دنیا زیباس
همه چی دست خودمه و زندگیم زیبا میسازم
خداراشکر
سلام به دوستای عزیزم
خدارو شاکرم که منو با استاد عباسمنش آشنا کرد
من همیشه ته دلم میدونستم که خدایی مهربان هست و زندگی باید زیبا باشه نه اینهمه سختی
از کودکی دلم میخواست شاد باشم وآرامش داشته باشم
که خداروشکر به این سایت هدایت شدم تا حالم خوب شد
بهترین نتیجه عمل به هدایتها حال خوبه
به نظرم من حال خوب بهترین چیزه خیلی خیلی ارزشمند
الان که حدود یک سال ونیمه که با این سایت آشناشدم هیچ شباهتی با گذشته ندارم
حالم خیلی خوبه
خدایا شکرت
به خواسته های مالی ام رسیدم
به عشقم رسیدم
خدایا شکرت
سلام به استاد، مریم خانم و همه دوستان عزیزم
میخوام ماجرای دانشگاهمو براتون تعریف کنم
من خودم عاشق کامپیوترم و رشته کامپیوتر هم خوندم. با وجود اینکه به رشتم علاقه داشتم اما به بعضی از درسای دانشگاه علاقه نداشتم و سعی میکردم اونارو برندارم. اگر برمیداشتم و خوشم نمیومد معمولا نمیرقتم سر کلاس و حذف میکردم
تا ترم ۴ یا ۵ همه چیز خوب بود ولی کم کم ارتباطم با دانشگاه ضعیف شد و بیشتر سمت بازار کار رفتم اما بخاطر باور های اشتباه، اصرار خانواده و کمی هم حرف مردم به سختی ترمی حدود ۱۰ واحد پاس میکردم
بعد از حدودا ۸ یا ۹ ترم دانشگاهمو عوض کردم و به یه دانشگاهی رفتم که تنبل خونه بود و میتونستم راحت تر درسامو پاس کنم. یه ترم معدلم ۲۰ خالص شد 😂
اما بعد چند ترم ارتباطم با اونجا هم کمرنگ شد و علاقه به درسها نداشتم. بعد با استاد آشنا شدم و باورهام اصلاح و قوی که شد و از طرفی دیدم استاد هم دانشگاه رو ادامه نداده با وجود اینکه فقط یک درس تربیت بدنی مونده بود، اما الان خیلی موفق و ایده آل زندگی میکنه، تصمیمم قطعی شد و دیگه دانشگاه نرفتم.
اولش خانواده مخالفت میکردن و باعث اعصاب خوردیم میشدن. اما بعد یه مدت که باورام خیلی بهتر شد و بین من و خانواده فاصله فرکانسی افتاد خود به خود شرایطی بوجود اومد که مستقل شدم و دیگه پیش خانوادم زندگی نمیکنم. پسرخاله عزیزم که دستی از طرف خدا بود و من بسیار ممنونش هستم، بهم اجازه داد تو یکی از خونه هاش زندگی کنم ☺️
حدود ۳ ماه گذشت و بخاطر اینکه من رژیم و سبک غذایی خاصی رو برای لاغر شدن شروع کرده بودم، پسرخالم هم گفت منم میخوام باهات این رژیم رو بگیرم و این شد که پسرخالمم اومد تو اون خونه پیش من زندگی کرد و باعث شد کمک بسیار موثری تو مخارج بکنه. چون تازه مستقل شدم تامین مخارج زندگی هنوز برام چالشیه ولی شکر خدا هرروز داره بهتر میشه.
داشتم از دانشگاه میگفتم 😄از اونجا که مستقل شدم و آزادی خیلی خیلی خیلی بیشتری بدست آورده بودم، دیگه هیچ کسی نمیتونست برای دانشگاه رفتن بهم فشار بیاره
الان ۱ ساله که کامل دانشگاه رو رها کردم و خیلی راضیم. چون به جایی رسیده بودم که فکر میکردم دیگه اونجا چیزی برای من نداره. چیزایی که یاد میگرفتم یه سری مطالبی بود که به دردم نمیخورد.
همه درسای مورد علاقمو پاس کرده بودم و فقط حدود ۴۰ واحد مونده بود اما حاضر بودم درسای قبلی که دوست داشتمو ۳ بار دیگه پاس کنم ولی این ۴۰ واحدو پاس نکنم.
این نکته رو تاکید میکنم که تا زمانی که دانشگاه برام جذاب بود یعنی حدودا تا ترم ۵ همه چیز عالی بود و خیلی راضیم که تا اون مرحله پیش رفته بودم. چون به شدت باعث پیشرفت من شده بود. اما بعد از اینکه ارتباطم با دانشگاه ضعیف شد، دستآورد خاصی هم برام نداشت و فقط وقتمو با حضور تو کلاس ها تلف میکرد.
امیدوارم این مطلب به دوستانی که میخوان دانشگاه رو ترک کنن و دلشون به دانشگاه وصل نیست، کمک کنه
با آرزوی موفقیت و شادی برای همه عزیزان ❤️😘
سلام اقا رضا،
من ترم اخر ارشد روانشناسی اسلامی هستم این ترم باید پایان نامه بگذرونم اما اصلن خوشم نمیاد از کار تحقیق و کتاب و نشستن و درس خوندن و… و بااینکه همیشه شاگرد درس خونی بودم و نمرات بالایی در طول دوران تحصیلم کسب میکردم تازه فهمیدم که کلن علاقه ای به درس خوندن ندارم و فقط طبق یک عادت و کسب تایید دیگران بوده یا بخاطر اینکه کل خواهرام معلم هستن و یک خواهرم پزشکه و… انگار من هم به همین مسیر کسیده شدم ناخواسته.
من متوجه شدم بازار کار و تجارت و فروش و مغاره داری رو دوست دارم.
شما توی صحبت هاتون یکجا گفتید: « بعد با استاد آشنا شدم و باورهام اصلاح و قوی که شد و از طرفی دیدم استاد هم دانشگاه رو ادامه نداده با وجود اینکه فقط یک درس تربیت بدنی مونده بود»، میخوام بدونم خود استاد این رو گفتن؟ و آیا این واقعیت داره؟ چون من تا الان حدود 23 ملیون هزینه کردم توی این چند ترم و بخاطر اینکه مردم نگن مدرک فلان رو نداره خودم رو به تحصیل در این رشته قانع کردم. اما وقتی واردش شدم متوجه شدم اون چیزی که فکر میکردم نیست چون خیلی داخلش درس های بی ربط و نامربوط داره که ربطی به این رشته نداره با اینحال با تلاش و سختی همه رو پاس کردم، اما باید 6 ت دیگه برای این ترم هزینه کنم و تازه اگه بخوام خودم پایان نامه بنویسم که باید کلی وقت بزارم و کله ام رو خالی کنم ولی اگر هم بخوام بیرون بدم بنویسن باید حدود 4 ت دیگه هم هزینه کنم جمعا میشه 10 ت.
با خودم میگم مگه از رو زمین پیدا کردم این پولا رو که مفت مفت بریزم تو حلقوم دانشگاه اونم فقط بابت یک مدرک.بااینکه میشه با همین پول خیلی کارای مفید تر کرد.
همش این نجوا میاد توی ذهنم که گاو رو به دمش رسوندی حالا اگه ادامه ندی دوروز دیگه ممکنه پشیمون بشی که کاش تهشو تموم میکردی یا عزت نفست زیر سوال بره و به خودت بگی کارو ناتموم گذاشتی و…
باورتون نمیشه اصن احساس خوشحالی عمیق ندارم چون این مسله مثل یک چنگکی وصل شده بهم و نمیگزاره با خیال راحت از زندگیم و حتی کار جدیدی (سوپر مارکت) که ب تازگی با شوهرم استارتش زدیم لذت ببرم.
من الان بی نهایت از شروع کار جدیدمون ( که البته با حمایت و هل دادن اطرافیانمون اتفاق افتاد و استارتش رو زدیم) خوشحال هستم و ذوق و شوق دارم همش به فکر ایده هایی هستم که بهترش کنم.
دوستان لطفن اگه میتونین راهنمایی کنین تحربیاتتون بگید بهم.
سلام راهله خانم عزیز
گرفتن این تصمیمات به شرایط خودتون و شناختی که از خودتون دارین برمیگرده.
من باید حداقل 3 ترم دیگه درس میخوندم تا درسم تموم بشه. یعنی بیش از 1 سال. شما ترم آخر هستین و شرایطتون خیلی فرق میکنه. من از 2 سال قبل از انصراف دادن همش تو فکر این موضوع بودم. یه تصمیم یه دفعه ای برای من نبود. فقط میترسیدم این تصمیم رو بگیرم. آشنا شدنم با استاد و شنیدن حرفاش، کمکم کرد که این شجاعت در تصمیم گیری رو پیدا کنم.
مورد بعدی اینه که من سال 93 وارد دانشگاه شدم و از همون سال 93 تو رشته خودم کار میکردم. کد میزدم، اپلیکیشن درست میکردم، تو شرکت ها کار میکردم. وقتی میخواستم انصراف بدم کلی رزومه و دست آورد کاری داشتم. هدف من این بود که انصراف بدم تا بتونم تمام انرژی و تمرکزمو بزارم روی کاری که چند ساله دارم پاره وقت انجامش میدم.
استاد هم به همین صورت عمل کرد. همزمان با درسش کار پاره وقت هم میکرد. بعد وقتی کلی نتیجه گرفت و مطمئن شد، انصراف داد. هرچند اینم اضافه کنم که استاد چند سال بعد دوباره رفت پیگیر شد و اون 1 واحد رو اوکی کرد و مدرکش رو گرفت :) اینا چیزایی هست که خودش تو فایلا میگه. جزئیات بیشترش رو خبر ندارم.
درکل از همه اتفاقاتی که رخ داده راضیم. همون زمانی که رفتم دانشگاه کلی دوست پیدا کردم. درسایی که خوندم یه سریاش الان تو کارم داره به کمکم میاد. از اتفاقاتی که بعد از انصراف دادن رخ داد هم بازم راضیم :) تونستم فول تایم کار کنم. بیشتر روی باورام زمان بزارم و درآمد و کیفیت زندگیم خیلی بیشتر شد.
درنهایت دلیل راضی بودن من از تصمیمم اینه که کاری که خودم فکر میکردم درسته رو انجام دادم. برای همین الان رضایت دارم. اما 2 سال طول کشید تا شجاعت عملی کردن تصمیمم رو بدست بیارم. دیدن استاد به من این شجاعت رو داد. نه اینکه چون استاد انصراف داده، منم خواستم که ازش تقلید کنم.
پس فرمول کلی نداریم که انصراف دادن از دانشگاه خوبه یا بد، مدرک گرفتن خوبه یا بد. هم کسایی رو داریم که انصراف دادن و بعدش به هیچ جایی نرسیدن، هم کسایی که مدرک گرفتن و به جایی نرسیدن. برعکسشم هست. کسایی هستن که انصراف دادن و بعدش خیلی موفق شدن و کسایی هستن که مدرک گرفتن و بعدش خیلی موفق شدن.
هرکسی خودش میدونه چی به نفعشه چی به نفعش نیست. مهم اینه تصمیمی که خودش میدونه درسته رو انجام بده. البته این رو هم باید مدنظر داشت که تصمیم احساسی نباشه
امیدوارم براتون مفید باشه
به نام الله یکتا
سلام به استاد جان و خانم شایسته عزیز
سلام به آقا رضای عزیز
دوست عزیزم، من از استاد یاد گرفتم که لازم نیست که مسیر موفقیت رو از همدیگه کپی کنیم. الزامی نداره که چون استاد مثلا دانشگاه رو رها کرده، دوستان بگن خب پس راه درست اینه و من باید دانشگاه رو رها کنم. هر کسی با توجه به قوانین جهان باید مسیر خودش رو پیدا کنه. شاید مسیر یه نفر از دانشگاه بگذره، شاید هم نگذره. اون چیزیکه مهمه اینه که ما از افراد موفق الگو بگیریم. ما باید باورهای مناسب رو در مورد خواسته هامون ایجاد کنیم. از بچه های زرنگ این سایت و از استاد و مریم جان الگو بگیریم، اما یادمون باشه که مسیر موفقیت ما ممکنه با مسیر دیگران فرق کنه، چون ما علایق مختلفی داریم، گذشته متفاوتی رو تجربه کردیم. تواناییهای متفاوتی داریم، الهاماتی رو هم که دریافت میکنیم با هم فرق داره.
برای مثال استاد توی فایل گفتگو با دوستان قسمت 12 ام داستان سربازیشون رو تعریف کردن و گفتن چطور شد که خدمتشون رو خریدن. همونجا میگن که این داستان یه درسهایی برام داره، به این معنا نیست که این مسیریه که همه باید برن، چه بسا افرادی سربازی رفتن چقدر براشون خوب و عالی شده.
از شما دوست عزیزم ممنون و سپاسگزارم و تحسینت میکنم که رفتی سراغ علاقه ات و الان مستقل شدی عزیزم، بهت تبریک میگم و بهترینها رو برات آرزو میکنم.
امیدوارم همه دوستان گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
اعتراف میکنم نیاز دارم چند بار دیگه فایل رو ببینم
چون همه حواسم پیش زیبایی تصویر و زیبایی موتورسیکلت بود ، ای جانم عجب موتور عالی بود ، عجب موتور سواری دلچسبی و چه خیابون های تمیز و دلچسبی ، چقدر حس خوبی داره. خدا رو شکر به خاطر همه این زیبایی ها . خدا رو شکر.
به نام خدایی که همواره معجزه می آفریند
سلام به استاد عزیز و مریم بانو
سلام به همه همکلاسی های عزیز
استاد نمیدونم چرو بعد این همه مدت عضویت تازه 2 روز پیش هدایت شدم به نگاه کردن این فایل!
و چقدر درکم بیشتر شد نسبت به قانون. تازه دیروز بود که یه بخشی از این جمله ی “ما همه چیز زندگیمون رو خودمون خلق میکنیم” درک کردم.
چقدر آگاهی تفاوت داره با درک کردن. اصن قابل مقایسه نیست!
واقعا خدایا شکرت شکرت شکرت که یه پله مدار بالاتر رفت و تونستم بخشی از صحبت های استاد رو درک کنم.
دیروز بود که مهمون داشتیم و شب قبلش من تصمیم گرفتم که آگاهانه ورودی ها رو کنترل کنم و تنهایی برم بیرون لذت ببرم. اما خدای مهربانم با فراهم کردن محیطی بهتر، خلوتتر و ساکتتر منو سورپرایز کرد و دعوتم کرد به خونه یکی از اعضای فامیل که یه خانم پیری هس که خودش تنها زندگی میکنه و من ظهر تا عصر رفتم پیش ایشون.
چقدر لذت بردم وقتی که من اومدم خودم و ورودی هامو اولویت قرار دادم، خدا هم اینجوری بهم پاداش شد. خدای مهربونم از سپاسگزارم
خلاصه وقتی رسیدم ماشین رو پارک کردم و بلافاصله چادر رو کشیدم روش تا آفتاب نخوره. در این حین وقتی مادرم تماس گرفت که احوال منو بپرسه بین صحبت هامون فهمید که چادر رو کشیدم رو ماشین، گفت چادر رو بردار دزد میاد میبرتش!!(ورودی های نامناسب)
همه چیز از این ورودی ها هس بخدا
ما همین الان داریم ورودی های گذشتمون رو زندگی میکنیم.
چقدر لذت بردم که تو جلسه 9 عزت نفس گفتین:
“ما چیزی نیستیم جز ورودی هامون(چه آگاهانه چه ناآگاهانه)”
من چادر رو برنداشتم. دقایقی بعدش تو ذهنم یه همچین گفت و گوهایی انجام شد:
“دزدی وجود نداره. دزد رو من خلق میکنم با همین ترسی که اجازه میدم در من ایجاد بشه، اینقدر این ترس بزرگ میشه، اینقدر این انرژی قوی میشه که به شکل دزد در دنیای واقعی پدیدار میشه. یعنی اول تو دزد رو تو ذهنت میسازی و بعد در دنیای واقعی می بینیش.
تو خلقش میکنی چون تو خالقی. این قدرت بهت داده شده که تو زندگیت دزد خلق کنی یا ثروت یا هر چیزی که بخوای”
استاد نمیدونین که چه آرامشی در من ایجاد شد بعد از مرور این منطق! اصلا در قالب کلمات قابل وصف نیس!
این همه وقت از شما شنیدم که میگفتین:
“از وقتی فهمیدم منم که همه چی رو خلق میکنم، دیگه خیلی زندگیه آروم تری داشتم”
تازه دیروز من به بخش کوچیکی از حرف های شما در مورد قوانین رسیدم.
چندین بارم نجواها میخواس منو بترسونه ولی بازم آگاهانه همون منطق رو با خودم مرور میکردم و قدرتشو رو گرفتم.
خدای من چقدر زندگی آدم زیبا میشه اگه به تمام زندگیش از این دید نگاه کنه و اون وقت به قول شما میشیم پادشاه اقلیم زندگیمون!
استاد میدونم تشکر خیلی عمل کوچیکی هس در برابر این همه سخاوت، بزرگواری و خوش قلبی که باعث شده این همه فایل ها و آگاهی ها که بخش اعظمیش رو به رایگان در اختیار همگان قرار دادین تا بتونن خودشون و زندگیشون رو بهتر کنن اما
بینهایت از شما خانم شایسته و تمام عوامل سایت ممنون و سپاسگزارم.
با اینکه الان همه چی دارین ولی از خدا بینهایت بخشنده میخوام که به ثروت ها نعمت ها و خوشبختی های خیلی خیلی بیشتری تو زندگیتون برسین چون واقعا دستان هدایتگر الله هستین.
خدای من از تو هم بینهایت سپاسگزارم سپاسگزارم و سپاسگزارم که در این زندگی کوتاه منو هدایت کردی به مسیر صالحان و یکتاپرستان
فقط کمک کن که در تمام عمرم تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم و مرا هدایت کن به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت های زیبا و بی انتها دادی.
با آرزوی بهترین ها
سلام آقا محمد آفرین به شما که به این حد از آگاهی رسیدید
با مثال اینکه دزد رو خودمون تو ذهنمون ایجاد میکنیم و اونو تو دنیای مادی خودمون میسازیم باعث شد منم دری از درک قانون به روم باز بشه
منم دنبال پارچه مناسب برای کارم بودم و همش به خودم میگم تو شهر ماگیر نمیاد ولی الان میرم و اونو تو ذهن خودم میسازم و خدا از بینهایت طریق اونو بدستم میرسونه این فایل نشونه امروزم بود و چند بار گوشش دادم و خیلی برام مفید بود تونستم برای خواسته ام کد بنویسم و حالا کامنت شما هم درسی برای من شد
ممنونم از کامنت مفید قشنگت
به نام خدای معجزه ها
سلام به سلیمه عزیز
خوشحالم که کامنتم برات مفید بوده.
خیلی وقت پیش تو عقل کل یه متنی رو خوندم، تقریبا این طور نوشته بود:
“تمام اون چیزی که ما داریم زندگی و تجربه میکنیم دقیقا کپی برابر اون چیزی هس که تو ذهنمون داریم یا میسازیم”
مثلا در مورد خواسته هامون، منی که تا الان ماشین نداشتم یعنی تو ذهنم هم صاحب ماشین نیستم. اول باید برم تو ذهنم اون رو خلقش کنم، باهاش دور بزنم، ازش لذت ببرم و آروم آروم هر چقدر که بتونم اون تصویر سازی رو بهتر و با کیفیت تر انجام بدم، در دنیای فیزیکی هم زودتر بهش میرسم.
تحسینت میکنم که داری بر خلاف چیزهایی که دیدی و شنیدی عمل میکنی و سعی میکنی از قانون استفاده میکنی برای رسیدن به خواسته هات.
Everything is possible
امیدوارم که خیلی زود به تک تک خواسته هات برسی و در کارت موفق و ثروتمند بشی.
توصیه میکنم سری فایل های نتایج آقا رضا رو ببینی، خیلی بهت کمک میکنه.
https://abasmanesh.com/fa/results-of-master-abasmanesh-teachings-07/#arg-downloads-wrapper
I will succeed no matter what
بسم الله الرحمن الرحیم
وین دایر میگه:
توهمانی میشوی که تمام روزفکرش رامیکنی.
اول باید باور کنم ،باید به یقین صد در صد برسم که خدا قدرت خلق زندگیم را بهم داده.
یعنی خودم هستم که تمام اتفاقات زندگیم را رقم می زنم .
وقتی باور کردم ، باور کردم واقعا من با افکارم با آن چیزی که تمام روز بهش فکر می کنم یک سری فرکانس به جهان هستی ارسال می کنم بعد اتفاقاتی هماهنگ با آنچه فرستاده بودم تو زندگیم رقم می زنم ، اون وقت جلوی ورودی هام را می گیرم ،
اون وقت مواظب نجواها و سلف تاک های ذهنم هستم
اون وقت حواسم را جمع می کنم هر لحظه دارم به چی فکر می کنم
اون وقت توجهم به ماندن تو احساس خوبم هست
اون وقت شکر گزاری هام دلی و دائمی میشود
اون وقت خواسته های قبلی زندگیم را که مثل معجزه خدا برام مهیا کرد به یاد می آورم
اون وقت می گویم همون خدا ،همون خدا ،همون خدا منو به خواسته های بعدیم می رسوند
اون وقت از رسیدن به خواسته های کوچک انگیزه می گیرم و برای رسیدن به خواسته های بزرگتر ، می آیم باور مناسبش را می نویسم ، تکرار می کنم و می بینم که خواسته هام دارد رقم می خورد
و هر جا خواسته اون جوری که می خواستم نشد کد را دستکاری می کنم و اتفاقات همون جوری که می خواهیم می افتد.
فقط این وسط یکسری ترمز ها هم هستن
مثل ضعف ایمان
ایمان کامل نداشتن به اینکه قدرت خدا به همه چی احاطه دارد .
مثل باور کمبود که می خواهی رو مثبت تمرکز کنی اما احساست را بد می کند
مثل زندگی در لحظه و شکر همین لحظه
که خیلی ظریف، تو کامنت سمانه جان صوفی خوندم.
که از صدای گنجشک ها در لحظه لذت می برد و مهم نیست تو محیط باز باشد یا از خانه بشنود.
یعنی ممکنه ذهن ما وقتی حتی صدای مورد علاقه اش را هم می شنود بگوید چه فایده بیرون نیستی که از طبیعت لذت ببری ، همین . همین را که می گوید احساس ما عوض خوش شدن، ناخوش می شود.
خیلی باید حواسمون به احساسمون باشد.
احساس امید، احساس شادی بی قید وشرط ، احساس نشاط و سرزندگی
اعراض از ناخواسته ها تمرکز روی خواسته ها
خدایا امروز قرار بود من عذر خواهی کنم تو ورق را برام برگردوندی، در عین ناباوری اون ها ازم عذر خواهی کردن.
برای اینکه فقط شنیدم تو ستارالعیوبی.
از خزانه غیب خودت ،از جایی که اصلا گمان نمی کردم ، پول رسوندی .
با دیدن این همه معجزه تو زندگیم چرا من هنوز به قدرت تو به توانایی تو به کافی بودن تو برای زندگیم ایمان نیاوردم
چرا هنوز از آینده می ترسم
چرا تو را کافی نمی دونم
خدایا چکار کنم تو را همه جوره توزندگیم داشته باشم .
مهمترین راه رسیدن ، عمل کردن است ، نه دانستن ،نه حرف زدن.
عمل کردن در عین رها بودن
رها بودن یعنی ذهن آزاد یعنی ترمز را برداشتن
خدایا منو به این نقطه برسون