باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل شاهدی بلامنازع است برای باور به امکانپذیری خواسته های در ظاهر غیرممکن و نتیجه ی قطعی این باور در تجربه آن خواسته ها.
استاد عباسمنش در این قسمت، با واکاوی دقیق بازخوردهای مخاطبان، به ریشهیابی اصلیترین عاملی میپردازند که مانع موفقیت ۹۵ درصد از مردم جهان میشود: «باور به عدم امکانپذیر بودن». بسیاری از افراد، رویاها و اهداف خود را نادیده میگیرند، نه به این دلیل که تواناییاش را ندارند، بلکه به این دلیل که شرایط بیرونی مانند سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی یا خانوادگی را سد راه میبینند. استاد با اشاره به تاثیر مطالعه زندگینامه افراد موفق، توضیح میدهند که ارزشمندترین دستاورد دیدنِ موفقیت دیگران، ایجاد این جرقه در ذهن است که «پس میشود.» وقتی ذهن بپذیرد که رسیدن به خواسته امکانپذیر است، راهها و ایدهها نمایان میشوند. در واقع، مشاهدهی الگوهای موفق، سوخت لازم برای باور به امکان پذیر بودن را فراهم میکند و این باور، زیربنای تمام قوانین است.
یکی از عمیقترین مباحث مطرح شده در این فایل، اصلاح دیدگاه در مورد «مهاجرت و تغییر شرایط بیرونی» است. استاد عباسمنش با بیان تجربیات شخصی و داستانهایی از ملاقات با افراد مختلف، این توهم بزرگ را درهم میشکنند که «تغییر مکان جغرافیایی، به خودی خود باعث تغییر سرنوشت میشود.» ایشان با قاطعیت بیان میکنند که اگر کسی نتواند در محیط فعلی خود (حتی اگر روستایی دورافتاده باشد) به هماهنگی درونی، آرامش و موفقیت برسد، در بهترین کشورهای دنیا نیز به جایی نخواهد رسید، زیرا ما خودمان را با تمام باورها و فرکانسهایمان به هر جا که برویم، حمل میکنیم. داستان ورود آسان و معجزهآسای ایشان به آمریکا و برخورد عالی افسران مهاجرت، در مقایسه با تجربیات تلخ و سخت دیگران، سندی زنده بر این حقیقت است که جهان بیرون، تنها آینهای است که درون ما را بازتاب میدهد. مهاجرت فیزیکی تنها زمانی ثمربخش است که پیش از آن، «هجرت ذهنی» رخ داده باشد و فرد با تغییر باورهایش، مداری بالاتر را تجربه کند. در این صورت، جهان به نرمی و آسانی، شرایط جابجایی به مکانی که با فرکانس جدید او همخوانی دارد را فراهم میکند.
بخش قابلتوجهی از این آموزش به معنوی بودن ثروت و پاکسازی ذهن از باورهای محدودکننده مذهبی اختصاص دارد. استاد عباسمنش یکی از ریشهدارترین باورهای مخرب را با منطق های محکم خداوند زیر سوال می برد: «اینکه ثروتمند شدن باعث دوری از خدا میشود.» ایشان با استدلالی محکم که اساس آن کلام خداوند در قرآن است، ثابت میکنند که ثروتمند شدن، معنویترین کار جهان است. فقر، انسان را ذلیل و وابسته میکند، اما ثروت ابزاری قدرتمند برای گسترش خیر، کمک به عزیزان (مانند پدر و مادر) و تجربه عملیِ صفات خداوند مانند بخشندگی است. کسی که به استقلال مالی میرسد، نه تنها از خدا دور نمیشود، بلکه به دلیل بینیازی از خلق و توانایی در خدمت به خلق، رابطهای عاشقانه و عمیقتر با خالق برقرار میکند. یافتن منطق هایی که باورهای محدودکننده درباره ثروت را به باورهای قدرتمندکنننده و ثروت آفرین تبدیل می کند، تخصص دوره روانشناسی ثروت ۱ است و عمل به آموزه های این دوره، کلید گشایش درهای نعمت، آنهم از مسیر هموار به روی زندگی است. زیرا ذهن برای تغییر ساختار قبلی خود، نیاز به منطق های قوی دارد.
در نهایت، این فایل بر اهمیت حیاتی «کانون توجه و کلام» تاکید میورزد. استاد عباسمنش راز تداوم و رشد روزافزون موفقیتهای خود را در یک عادت ساده اما سرنوشتساز معرفی میکنند: صحبت کردن مداوم درباره موفقیتها، خواسته ها، داشته ها، زیباییها و نعمتها.
ایشان توضیح میدهند که برخلاف اکثریت مردم که تماسهایشان حول محور گلایه و شرح مشکلات میچرخد، ایشان آگاهانه انتخاب کردهاند که تنها راوی نعمت های زندگی، فراوانی ای که در اطراف خود می بینند، خواسته هایی که دارند و سپاسگزاری به خاطر آنها باشند. این عمل، فرکانسی قدرتمند به جهان ارسال میکند که نتیجهاش خلق موفقیتهای بیشتر است تا «مواد اولیه» برای صحبت از تجربه های دلخواهِ بعدی فراهم شود.
این چرخه مثبت، زندگی را به سریالی جذاب از اتفاقات عالی تبدیل میکند. پیام نهایی این درس، دعوت به توحید عملی و تمرکز بر خودسازی است؛ اینکه به جای تلاش برای تغییر دولتها، سیاستها یا آدمهای اطراف، تمام انرژی خود را صرف ساختن باورهای قدرتمندکننده کنیم، چرا که جهان هستی به فرمانروایانِ ذهنِ خود، تعظیم میکند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD591MB50 دقیقه
- فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود45MB50 دقیقه














سفرنامه روز 25
امروز یک روز عالی و پر انرژی را شروع کردم روزی که ثانیه های اولش را به محض اینکه زنده شدم ضمیر ناخودآگاهم شروع به خلق اتفاقات چند ساعت آینده کرد و بصورت رگباری با چشمان 80 درصد بسته شروع به سپاسگزاری و شمارش نعمتهای زندگی ام می کرد و بعدش با یه آهنگ شاد، صبحونه عالی را بهمراه خدا که همراه همیشگیمه و شریک زندگیمه زدم به کالبدم و بعد رفتم سفرنامه روز 25 را خوندم که دقیقا به باوری اشاره میکرد که من در لایه های زیرین ذهنم پنهان شده بود و این باور که خیلی از آدما وقتی پولدار بشن ناخودآگاه به هرزگی کشیده میشن ومن از همین الان باورم را تغییر میدهم که ثروتمند شدن طبیعی ترین راه برای خداگونه شدن است (خخخ میخواستم یه چیز دیگه بنویسم دستم خودش اینو نوشت)
امروز روزم خیلی عالی بود چون با سلام و احوال پرسی دوستان عزیز و همفرکانسی ام خانم کهنسال و آقای شکراله زاده و انرژی زیادشون شروع کردم خدایا بخاطر دوستان بی نهایت خداگونه ام سپاس!!!!
واوووو یه ترمز دیگه با گوش دادن این فایل پیدا کردم اونهم مرزبندی و تعصبی که دروجودم ریشه قدیمی داره و در برابرش خودم را رها میکنم و خودم و تمام جهان را یکی می بینم خدایا سپاس بخاطر آگاهی های بینظیرت
ساعت 12:32
الان که دارم این قسمت از سفرنامه ام را می نویسم رفتم کنار رودخانه گرگانرود جایی که خودم و خدا و کاینات تنهاییم دارم می نویسم و خداوند را بی نهایت سپاسگزارم امروز تو تمرین ستاره قطبی ام نوشتم که بهم خوش بگذره و الان که تو طبیعت نشستم فقط دارم روی باورهام کار میکنم خدایا سپاسگزارم بخاطر سلامتی و ثروت ام که مثل این رودخانه جاریه!!!!
امروز یه روزعالیه هرچی محدودیت و چهارچوبی که ذهنم داره واسم میچینه را می شکنم مثلا اولش که با دوچرخه خواستم برم تو دل طبیعت اطراف شهر تهدیدم کرد خسته میشی برای برگشتن جونی نمیمونه. برات ولی رفتم از تپه های کوچیک میرفتم بالا از تپه های بزرگ با سرعت میومدم پایین یه جاهایی پر از گیاهان بلند هم قد خودم بودن تهدیدم میکرد که نرو سمتشون ماری حیوونی چیزی بهت حمله میکنم اتفاقا رفتم بین اون گیاهان بلند و عکس کشیدم چه عکسهایی، یا اینکه تو راه برگشت یه ماشین بستنی فروش را دیدم بازم ذهن تهدیدم کرد هوا خیلی سرده بستنی بخوری مریض میشی و باز تهدیدش را شکستم و به احساسم عمل کردم بستنی راهم خوردم خیلی هم حس خوبی داشت تو هوای سرد بستنی خوردن،
الان هم تو راه با یه اکبرجوجه از خودم پذیرایی می کنم و خونه میرم و یه دوش می گیرم و تا شب روی خودم کار میکنم و باز تو شب میرم تو خیابونا قدم میزنم و از جمعه لذت میبرم خدایا شکرت، اینم بگم که وقتی تو طبیعت بودم خدا یکی از همکارام را به سمت من هدایت کرد که ازم بخواد لیست قیمت محصولاتمون را واسش بفرستم خدایا شکر هم مراقبه کردم هم تفریح هم کار و هم خودسازی همه چی باهم!!!!
خب خدا را بی نهایت سپاسگزارم سپاسگزارم که اینقدر. بهم خوش گذشت باهاش، خدا منو خیلی خیلی خیلی خیلی دوست داره بخاطر همین هرروز داره ثروت و نعمت و سلامتی بیشتر میده تا بزرگ و بزرگ تر و به خداگونه تر زندگی کنم
ساعت 14:44
دوستان جاتون بسیار خالی روز خوب من همواره در جریانه واکبر جوجه را هم زدم تو رگ، و رفتم ناهارمو سفارش دادم و بعد از چند دقیقه یکی از دوستان قدیمیم که تو نتورک مارکتینگ می دیدم و باهاش کار میکردم را دیدم که از در وارد شد و اومد روبروم نشست و از اوضاع و احوالم پرسید و و وقتی که حال خوبم و انرژی فراوانم را دید متعجب شد و پرسید که تو این اوضاع اقتصادی چجوری حالت خوبه چکار میکنی و من که قد یه بمب هسته ای آماده انفجار بودم تا براش بگم و منتظر درخواستش بودم کلیپ تبلیغاتی که برای تمرین 12 قدم درست کرده بودم را نشونش دادم و گفت که دیروز دیده که جلو مغازه ام یک نیسان دوچرخه بار میزدم و اینکه چرا چجوری و چطوری؟
من هم از خدا براش گفتم از قوانین گفتم و آدرس سایت استاد را بهشدادم و این مکالمه ما بغیر از ناهار خوردن یک ساعت طول کشید و جالب اینجاست که به من الهام شده بود که مسیرم را عوض کنم چون اصلا نمیخواستم به اون رستوران برم ولی بهم الهام شد که برم اونجا تو اولین میز بشینم تا که حالا فهمیدم دلیلش قرار فرکانسی که بین من و دوستم اونجا می خواست اتفاق بیفته!
خدایا سپاسگزارم بخاطر این عشق و انرژی فراوانی که برای من آفریدی خدا جووووووووووووووووون دوستت دارم بی نهایت خدایا جونم منتظر اتفاقات خوب بعدی هستم تا بیام و بعنوان نشونه اینجا بنویسم تا رد پایی واسه خودم و نشانه و آگاهی برای دیگران بشود خدایا سپاس خدایا سپاس!
من امروز ایمانم به خداوند که در برنامه ریزی برای زندگی من بی نظیره و از این به بعد همیشه با توکل به خدا بر احساس خوب یا بد بودن احساسم پیش میرم چون امروز کل روز را هواشناسی بارندگی زده بود و لی تا وقتیکه من بیرون بودم باران نیامد و تا رسیدم خونه بارندگی شروع شد، یعنی خداااااااااااا اینقدر افکار من روی کاینات حتی بارندگی هم تاثیر میذاره؟؟؟؟؟؟
خدایا بخاطر مشتری های آسان پسند پول دار تو را سپاسگزارم خدایا شکر شکر شکر
خدایا بخاطر راحتی و آسایش ها و نعمتهایی که برای من آفریدی تو را سپاسگزارم