باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل شاهدی بلامنازع است برای باور به امکان‌پذیری خواسته های در ظاهر غیرممکن و نتیجه ی قطعی این باور در تجربه آن خواسته ها.

استاد عباس‌منش در این قسمت، با واکاوی دقیق بازخوردهای مخاطبان، به ریشه‌یابی اصلی‌ترین عاملی می‌پردازند که مانع موفقیت ۹۵ درصد از مردم جهان می‌شود: «باور به عدم امکانپذیر بودن». بسیاری از افراد، رویاها و اهداف خود را نادیده می‌گیرند، نه به این دلیل که توانایی‌اش را ندارند، بلکه به این دلیل که شرایط بیرونی مانند سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی یا خانوادگی را سد راه می‌بینند. استاد با اشاره به تاثیر مطالعه زندگی‌نامه افراد موفق، توضیح می‌دهند که ارزشمندترین دستاورد دیدنِ موفقیت دیگران، ایجاد این جرقه در ذهن است که «پس می‌شود.» وقتی ذهن بپذیرد که رسیدن به خواسته امکان‌پذیر است، راه‌ها و ایده‌ها نمایان می‌شوند. در واقع، مشاهده‌ی الگوهای موفق، سوخت لازم برای باور به امکان پذیر بودن را فراهم می‌کند و این باور، زیربنای تمام قوانین است.

یکی از عمیق‌ترین مباحث مطرح شده در این فایل، اصلاح دیدگاه در مورد «مهاجرت و تغییر شرایط بیرونی» است. استاد عباس‌منش با بیان تجربیات شخصی و داستان‌هایی از ملاقات با افراد مختلف، این توهم بزرگ را درهم می‌شکنند که «تغییر مکان جغرافیایی، به خودی خود باعث تغییر سرنوشت می‌شود.» ایشان با قاطعیت بیان می‌کنند که اگر کسی نتواند در محیط فعلی خود (حتی اگر روستایی دورافتاده باشد) به هماهنگی درونی، آرامش و موفقیت برسد، در بهترین کشورهای دنیا نیز به جایی نخواهد رسید، زیرا ما خودمان را با تمام باورها و فرکانس‌هایمان به هر جا که برویم، حمل می‌کنیم. داستان ورود آسان و معجزه‌آسای ایشان به آمریکا و برخورد عالی افسران مهاجرت، در مقایسه با تجربیات تلخ و سخت دیگران، سندی زنده بر این حقیقت است که جهان بیرون، تنها آینه‌ای است که درون ما را بازتاب می‌دهد. مهاجرت فیزیکی تنها زمانی ثمر‌بخش است که پیش از آن، «هجرت ذهنی» رخ داده باشد و فرد با تغییر باورهایش، مداری بالاتر را تجربه کند. در این صورت، جهان به نرمی و آسانی، شرایط جابجایی به مکانی که با فرکانس جدید او همخوانی دارد را فراهم می‌کند.

بخش قابل‌توجهی از این آموزش به معنوی بودن ثروت و پاکسازی ذهن از باورهای محدودکننده مذهبی اختصاص دارد. استاد عباس‌منش یکی از ریشه‌دارترین باورهای مخرب را با منطق های محکم خداوند زیر سوال می برد: «اینکه ثروتمند شدن باعث دوری از خدا می‌شود.» ایشان با استدلالی محکم که اساس آن کلام خداوند در قرآن است، ثابت می‌کنند که ثروتمند شدن، معنوی‌ترین کار جهان است. فقر، انسان را ذلیل و وابسته می‌کند، اما ثروت ابزاری قدرتمند برای گسترش خیر، کمک به عزیزان (مانند پدر و مادر) و تجربه عملیِ صفات خداوند مانند بخشندگی است. کسی که به استقلال مالی می‌رسد، نه تنها از خدا دور نمی‌شود، بلکه به دلیل بی‌نیازی از خلق و توانایی در خدمت به خلق، رابطه‌ای عاشقانه و عمیق‌تر با خالق برقرار می‌کند. یافتن منطق هایی که باورهای محدودکننده درباره ثروت را به باورهای قدرتمندکنننده و ثروت آفرین تبدیل می کند، تخصص دوره روانشناسی ثروت ۱ است و عمل به آموزه های این دوره، کلید گشایش درهای نعمت، آنهم از مسیر هموار به روی زندگی است. زیرا ذهن برای تغییر ساختار قبلی خود، نیاز به منطق های قوی دارد.

در نهایت، این فایل بر اهمیت حیاتی «کانون توجه و کلام» تاکید می‌ورزد. استاد عباس‌منش راز تداوم و رشد روزافزون موفقیت‌های خود را در یک عادت ساده اما سرنوشت‌ساز معرفی می‌کنند: صحبت کردن مداوم درباره موفقیت‌ها، خواسته ها، داشته ها، زیبایی‌ها و نعمت‌ها.

ایشان توضیح می‌دهند که برخلاف اکثریت مردم که تماس‌هایشان حول محور گلایه و شرح مشکلات می‌چرخد، ایشان آگاهانه انتخاب کرده‌اند که تنها راوی نعمت های زندگی، فراوانی ای که در اطراف خود می بینند، خواسته هایی که دارند و سپاسگزاری به خاطر آنها باشند. این عمل، فرکانسی قدرتمند به جهان ارسال می‌کند که نتیجه‌اش خلق موفقیت‌های بیشتر است تا «مواد اولیه» برای صحبت از تجربه های دلخواهِ بعدی فراهم شود.

این چرخه مثبت، زندگی را به سریالی جذاب از اتفاقات عالی تبدیل می‌کند. پیام نهایی این درس، دعوت به توحید عملی و تمرکز بر خودسازی است؛ اینکه به جای تلاش برای تغییر دولت‌ها، سیاست‌ها یا آدم‌های اطراف، تمام انرژی خود را صرف ساختن باورهای قدرتمندکننده کنیم، چرا که جهان هستی به فرمانروایانِ ذهنِ خود، تعظیم می‌کند.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    591MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
    45MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1236 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه» در این صفحه: 1
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2328 روز

    روز سوم از چالش 13 روزه خودم

    سلام خدمت همه بزرگواران

    1) خیلی از مواقع ما فقط چون اشتباها باور کردیم نمی شود و امکان پذیر نیست آرزوی خودمون رو ایگنور میکنیم= من به شخصه فردی رو به عنوان پارتنر میخوام با ویژگی هایی که نوشتم منتهی همش ذهنم میگه امکان پذیر نیست، تو خیلی کمال گرایی، تو خیلی ایده آل فکر میکنی بابا زندگی واقعی این نیست کمتر خیال پردازی کن! با این خواسته هات حالاحالاها رنگ ازدواج رو نمیبینی هاااا، اما به قول استاد اگر اول باور کنی که می شود راه های رسیدن به اون هدف بهت داده میشه

    2)مورد بعدی در مورد هجرت کردن= ‌شاید وقتی اسم هجرت بیاد همه رفتن از یه کشور یا شهر یه کشور یا شهر دیگه به نظرم نیست بیاد ولی یه چیزی بهم الهام شد با شنیدن این نکته، اینکه هجرت میتونه از یک منطقه به منطقه دیگه در یک شهر هم باشه! من محل کار و منزلم نزدیکه به هم درحالی‌که دوست دارم بخاطر لول یه منطقه ای از شهر که بالاتر هست زندگی کنم، از یه طرف دلم میخواد از یه طرف همش میگم اونوقت دور میشم به محل کار چی میشه؟صبح ها باید خیلی زودتر بیدار بشم عصرها باید مسافت و زمان طولانی تری سپری کنم برای بازگشت و….. اما به قول استاد هجرت آنقدر موضوع مهمی هست که تاریخ اسلام بر اساس هجرت پیامبر هست ،مبدا تاریخ اسلام از زمان هجرت پیامبر از مکه به مدینه هست! هجرت یعنی ایمان به خداوند، باعث میشه وارد ترس هات بشی و هی بزرگ و بزرگتر بشی و رشد کنی و قطعا رفتن من به اون نقطه از شهر باعث میشه سطح جدیدی از ارتباطات و آدم ها رو تجربه کنم و همین یعنی بزرگتر شدن و رشد کردن! منم مثل استاد فرد جاه طلبی هستم و دوست دارم تا سر حد توانم به نعمات برسم و تجربه کنم!

    3)تنها وقتی ثروتمند باشم طمع نمی‌ورزم‌، نگران نیستم و ترس و غمی ندارم= این جمله، جمله جالبی بود چون یک بعد دیگش بهم الهام شد! من اگر درونم ثروتمند باشه، اگر در درون حس کنم که من خوبم و ارزشمندم نه مقایسه میکنم نه نسبت به دخترهای دیگه ترس دارم که اون استایلش،هیکلش،چهرش،میکاپ و… اش بهتره نسبت به من و نه غمگین میشم چون این فکرها از سرم حذف یا کم میشه…. پس من باید خودم رو در درون ثروتمند کنم جوریکه خودم رو آنقدر خاص و تک بدونم که بفهمم با هر آرایش و استایل و هیکلی که باشم من جایگاه خودم رو دارم و کسی نمیتونه از من بگیردش حقیقت نمیدونم چجوری باید این عقیده رو درونی کنم ولی مطمئنم خدا هدایتم میکنه

    4)استاد در مورد ثروت و باور غلط در مورد ثروت میگن ولی من میخوام تعمیمش بدم= من خواستم اینه که با افراد پولدار برخورد کنم ولی محقق نمیشه پس معلومه من هنوز باورهایی دارم که اصلاح نشده،اینکه استاد میگن ثروت باعث میشه از خدا دور بشیم و آدم بدی بشیم میتونم بگم که ذهن من همش می ترسه که با نشست و برخاست با آدم های پولدار آدم بدی بشه و از خدا دور بشه و به عاقبت بدی دچار بشه! چرا؟چون حتما ویژگی های بدی رو به افراد ثروتمند نسبت میده! پس اینطوری در مدار آدم های پایین تر از خودم مدام قرار میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: