باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    591MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
    45MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1236 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 4092 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به عشق خودم

    خیلی دوست دارم خیلی زیاد

    خواهش میکنم هفته ای یکبار مطلب بذارید میدونید چیه؟وقتی فایل ویدیویی از خودتون میذارید و نمونه مثال از زندگی روزمره یا زندگی خودتون میزنید بیشتر میتونم حس کنم که آره میشه.وقتی مثال میزنید که الان میتونید به خواهر خودتون یا مادر بزرگوارتون که دعا میکنم همیشه سایه شون بالا سرتون باشه و دعای ایشون و یک ملت پشت سرتون کمک میکنید بیشتر حس میکنم که مشه .

    سید عزیزم لطفا فایل ویدیویی بذار و از اتفاقات خودت بیشتر برامون بگو تا بیشتر باورمون بشه که میشه.با این فایل هم خیلی انرژی گرفتم خیلی زیاد .و دارم آماده میشم بیام تهران که پیشرفت کنم البته همینجا که هستم هم شرایطم با استفاده از قوانیینی که شما یادم دادی بهتر شده اما دارم کم کم به این حس میرسم که محمد الان وقت تهرانه.الان وقت پیشرفته.و بازم میخوام که کلیپ بذاری بازم بهمون بگین که این دنیا چقدر قانون داره.اصلا وقتی گفتی با عزت و رحت رفتی امریکا حال کردم.به دوستان دیگه میخوام بگم اصلا ربطی به پول نداره که سید عزیزم رفته امریکا و در گیت مسافربری اذیت نشده فقط باورش بوده و اینارو بازم بگین سید جان.

    در نهایت به چشمانی اشک الود میگم روتو میبوسممممممممم بزرگ مردددددد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 855 روز

    به نام خدای مهربان

    صدوبیستودومین تعهد

    اولین قدم برای رسیدن به خواسته ای که دارم اینه که باورکنم که میشود به این خواسته ام برسم

    دومین قدم اینه که وقتی باور کردم که میشود رسید اونوقت راههای رسیدن به خواسته ام به من گفته میشود

    سومین قدم این که کسیو پیدا کنم که به این خواسته من رسیده باشد تا باورم تقویت بشه

    چهارمین قدم نخوام شرایط و اطرافیانم یا چیزهای دیگرو عوض کنم فقط روی خودم کار کنم و خودمو تغییر بدم اونوقت اگه نیاز باشه شرایط بیرونی هم تغییر میکنه

    نگم که اگه من دانشگاه دیگه ای میرفتم رشته دیگه میخوندم با کس دیگه ای ازدواج میکردم یا شهر دیگه ای بودم الان خیلی اوضاعم بهتر بود که من همه ی اینارو هی میگم به خودم و این باور مخرب منه چون همه ی ما در جایی که هستیم در هر شرایطی که هستیم الان جایه درستشه باید با تغغیر باورهام و افکارم و کانون توجهم و کنترل ورودیهام و کار کردن روی خودم به جای بهتر هدایت بشم

    اگه با همین شرایط و اوضاع و وضعیتی که دارم بتونم به موفقیت برسم و پیشرفت کنم توی ی کشور یا شهر دیگه هم میتونم اگه نتونم جاهای دیگه هم نمیتونم

    خدایا ایمانمو به خودت قوی کن و منو به مسیر درست هدایت کن امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2167 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام، سلام صدتا سلام هزار و سیصدتا سلام به همسرفر های عزیزم.

    خداجونم متشکرم و خوش حالم برای این که راه می‌روم ، می‌خندم و لذت می‌برم.

    خوش حالم و متشکرم برای هدایت به سمت نیمکتی که پشت به باد بود برای درست کردن شرایط متشکرم. خوش حالم که همه چیز رو به تو سپردم و حالم خوب

    خوش‌حالم برای دیدن ماه از قاب شاخ و برگ درختان سرسبز سربه فلک کشیده. خیلی زیبا بود

    خوش حالم برای دیدن بازی والیبال بچه‌ها و خنده هاشون.

    خوش حالم برای قطع شدن tv موقع شام خوردن برای این که باخیال راحت نشستم و از نمیرو خوشمزه ای که داداشم درست کرد لذت بردم.

    خوش حالم برای فراهم کردن و خوردن خوراکی هایی که هوس کرده بودم

    خوش حالم برای دیدن خنده مامان بزرگم و توپ بازی کردن‌هامون.

    خوش حالم برای پیداکردن ارتباط بین تفکراتم و شرایط زندگیم

    خوش حالم و تحسین می‌کنم نتایج دوستام رو از عمل به قوانین و استمرار در این مسیر زیبا

    خوش حالم برای حل شدن مشکل پیامک هام به راحتی در چند ثانیه با هدایتت.

    یارب به امیدتو

    مهم ترین باوری که باید بسازیم هرچه ثروتمندشویم نزد خدا عزیزتر می‌شویم.

    ریشه این باور در خودم بیشتر یعنی 70 درصدش مربوط میشه به فیلم‌هایی که می‌دیدم، فیلم هایی که ثروتمند داستان نقش منفی داشت مثلا یک بدبختی پول دار می‌شد و بعد به همه ظلم می‌کرد فیلم های کره‌ای، یت پولدار انقدر مغرور بود که آدم فقیر به خانوادش راه نمی‌داد مثل فیلم پسران برتر از گل و امثال‌ این‌ها یا فیلم هایی مثل مختارنامه که منافات داشت ره رو علی بودن با کاخ نشینی و در یک سکانس مختار توبه می‌کرد و می‌گفت صندلی ساده بزاریدو… یا در مسجدها و از روحانیون بارها شنیدم امام‌ها سختی می‌کشیدن و زندانی بودن همش و نان و نمک می‌خوردن و خوردن دونوع غذا رو اسراف می‌دانستن یا داستان حضرت علی که در آشپز خونه رو می‌بیند برای پیدا کردن یک دانه برنج روی زمین

    یه وقت‌هایی از پدرم می‌شنیدم فلان تاجر گفته آرزو دارم شب خواب راحت داشته باشم یا مشکل جسمی دارد.

    بعد من باخودم نمی‌گفتم بابا مگه فقط پول‌دار ها و تاجرها مریض می‌شوند ؟ همه مریض می‌شوند فقیر و ثروتمند نداره و این یعنی افراد باور های مناسب راجب سلامتی ندارند.

    آقا‌زاده ها ، از ما بهترون با پول مردم با خون مردم تو شیشه کردن دارند خوش می‌گذرانند و خونه های آنچنانی و ماشینهای آنچنانی سوارند…..

    اما در واقعیت و آنچه با جفت چشم خودم دیدم: دوستم از خانواده مرفه جامعه است چقدر انسانهای خاکی و مهربون و بخشنده‌ای هستند، چقدر برخوردشان محترمانه است و به دل می‌شینه، لذت میبرم از این که باهاشون رفت و آمد می‌کنم. تا حالا ندیدم از سر غرور و تکبر و رفتار بد باهم حرف بزنه با خانواده شان رفت و آمد داریم البته یک خورده رفت و آمد کم شده که نتیجه افکار خودمونم هست به نظرم، از وقتی 7سالم بود تا الان باهم دوستیم هیچ وقت هیچ کدوم از اعضای خانواده اش از بالا به پایین نگاهمون نکردن، با روی باز همیشه آزمون استقبال کردن، خدا می‌دونه چقدر خیر و برکت از طریق این بنده‌هاش به ما رسید.

    مورد بعدی خانواده خالم این ها، مدتی که با یک تضاد بزرگ من و خانواده‌ام رو برو بودیم از دل و جون دخترخاله و پسرخاله و خاله و شوهر خاله که من بهش عمو می‌گم مایه گذاشتن، کاری نبود که برامون انجام ندهند.‌ همیشه جویای احوالم بودند، انسان هایی که دست بخیر هستند و از آنچه که دارند به همه می‌بخشند، باغ دارند تو باغشون پر انگور و گوجه سبز ، جدای از این که یک بخشیش رو می‌فروشند بخش دیکه اش رو بین فامیل و اطرافیان پخش می‌کنند کلیم برای خودشان می‌ماند.

    یک فامیل دور دیگه که وضع مالی توپی دارند چندتا زمین و خونه این جا و ترکیه تا آنجا که من می‌دونم باهاشون رفتیم جنوب چند سال پیش چقدر انسان های خاکی و خوش برخوردی چقدر روابط خانوادگی عالیه دارند اگه اشتباه نکنم تویوتا داشتن اما یادمه ماشین شاسی ها بود عقب ماشین رو پرکردن از سوقاتی‌های عالی با بهترین جنس برای خواهر و برادر و بچه برادر، با چه شورو شوقی خرید می‌کردند و می‌گفتند اگه برادرزاده شون این تب لت رو ببینه کلی خوش حال میشه.

    یادمه یک بنده‌ خدایی که پول برای عروسی دخترش نداشت این خانواده داده بود بعد که میره خونه این‌ها که پولی که بهش داده بودن پس بده قبول نمی‌کنند و می‌گند کادو عروسی بود. این ماجرا رو همون فردی که بهش کمک شده بود برای ما تعریف کرد و چقدر هم که دعای خیر برای این خانوده می‌کرد.

    خدایا شکرت برای مثال‌های عالی که در اطرافم به چشم میبینم درسته هرچی ثروتمند تر بشم، افتاده‌تر میشم، بخشنده‌تر می‌شم با عشق بیشتری هدیه می‌دهم یک لحظه تصور کردم چقدر لذت بخش برای خودم یک لباس باکیفیت و عالی گرفتم تو مغازه چشمم می‌افته به پیرهنی و با خودم میگم این برای مامان عالیه بدون این که دنبال قیمت باشم آن رو هم برمی‌دارم. یا می‌توانم براش انگشتر و گردنبند بخرم درکنار سرویسی که برای خودم سفارش دادم و هر چیز دیگه

    استاد در حرفاتون گفتید وقتی روی باورها کار بشه وارد مداری می‌شیم که شرایط مهیا هست، افرادی هستند که سوالی دارند و پاسخ دست ماست و جهان ما رو بهم وصل می‌کند مثل آشنایی ما با شما.

    به لطف خدا توانستم مثالی که گفتید رو تو زندگیم پیدا کنم مثل خونه ای که الان ساکنیم، کابینت طوسی و گاز رومیزی و شیر حمام و اتاق من که بالکن دارد و طرح آشپز خونه و این که حمام در اتاق باشه و هر سه تا پنجره داشته باشه ویکی اتاق ها پنجره رو به بیرون نبود اشکال نداره و این که نزدیک پارک باشه

    دوسال پیش از خونه قبلیه که می‌خواستیم اسباب کشی کنیم با خودم این فکر می‌کردم که خونه بعدی که میریم چه امکاناتی می‌خواهم داشته باشه بعد از شما یادگرفته بودم که آنجور که تو خونه دل خواهم رفتار می‌کنم، رفتار کنم با شوق ذوق کارها رو انجام می‌دهم و قبل خواب آشپزخونه رو تمیز می‌کردم و می‌خوابیدم. درواقع با تغییر باورهام با توکلم به رب با ایمانم مدارم تغییر کرد و به سمت این خونه دوسال پیش هدایت شدیم شرایط از قبل مهیا شده بود

    جالب هست صاحب خونه گفت قبلا کابینت ها قهوه‌ای بوده و در بازسازی کابینت طوسی زدیم خدایی خدام کارش حرف نداره همه چی رو فراهم کرده بود از قبل

    یارب العالمین ام هدایتم کن در این مسیر استوار و ثابت قدم باشم و همین طور مشتاق تر و تشنه تر به دریافت آگاهی هاو عمل به آن انشاالله

    سعادتمند و ثروتمند و سلامت در دنیا و آخرت باشید یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    ماری جون گفته:
    مدت عضویت: 3619 روز

    خدایا شکرت

    ناهار امروزمو جذب کردم و واسم تخم مرغ و سیب زمینی آبپز آوردن ،خوردم،واسه من که لذت بخش بود.و الان دارم صدای سید حسینو میشنوم.الحمدالله

    حسم خیلی قشنگه،صدای اذان هم میاد.خیلی چیزارو این چن وقت دارم جذب میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    یگانه ثروت گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم.

    بیست‌وپنجمین برگ سفرنامه من.

    خدا رو شکر می‌کنم که امروز در اینجا هستم. خدا رو شکر که می‌تونم این فایل‌ها رو بشنوم.

    از خدا می‌خوام فرصت‌های بیشتری در اختیارم قرار بده برای اینکه بتونم بیشتر روی باورهام کار کنم و جملات تاکیدی رو انقدر تکرار کنم که باورهام اصلاح بشه.

    آرزوم اینه که بتونم باورهای نادرستم رو تغییر بدم و دروازه‌های ثروت و سلامتی به روم باز بشه.

    من باید این باور درست رو داشته باشم که هر چی ثروتمندتر باشم به خدا نزدیک‌ترم و خداگونه‌ترم.

    در واقع ثروت یک تجلی از خداونده. ثروت یک تجلی خداست. مگه می‌شه آدم با ثروتمند شدن از خدا دور شه؟ نه. هرکز نمی‌شه.

    همه ثروت‌های جهان از جانب خدلست.

    اصلا خدا منبع ثروته.‌ مگه یکی از اسم‌های خدا غنی نیست؟ غنی یعنی ثروتمند.

    پس هر کسی که غنی باشه یعنی به خدا نزدیک شده.

    و من می‌خوام به خداوند عالم نزدیک بشم.

    من وقتی ثروتمند باشم آرامش بیشتری دارم. ترس و غمی ندارم. نگرانی ندارم. حسادت نمی‌کنم. بیشتر خدا رو حس می‌کنم. می‌تونم بیشتر برای خودم و اصلاح بیشتر و بیشتر باورهام وقت بذارم. بیشتر می‌تونم کنار فرزندم و خانواده باشم. می‌تونم بیشتر از زندگی لذت ببرم. می‌تونم به مردم جهان کمک کنم. می‌تونم به مادرم، به خانواده‌م بیشتر کمک کنم. می‌تونم به اطرافیان و همکارها و دوست‌هایی که خیلی وضعشون بده، کمک کنم و هدیه بدم و خودم از این کار لذت ببرم. این باعث می‌شه عزت نفسم هم بیشتر بشه.

    خداوندا من رو هدایت کن. کمک کن بتونم باورهای درست رو جایگزین کنم. بتونم با ثروتمند شدن به تو ‌نزدیک‌تر بشم.

    استاد عزیز بارها و بارها ازتون ممنونم و بی‌نهایت خدا رو شاکرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    بهار ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 2718 روز

    با سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم و مریم شایسته عزیزم

    چند روزی است که دوره باورهای ثروت ساز رو شروع کردم و به خودم تعهد دادم که برای هر قسمت رد پایی داشته باشم

    استاد اینکه شما میگین وقتی موفقیت افراد دیگه رو میبینین بهتون انگیزه میده

    من قبلنا این جوری نبودم و بیشتر حسادت میکردم

    مثلا توی اینستاگرام وقتی آدم های موفق رو میدیدم حرص میخوردم ولی از یه جایی به بعد گفتم ببین این تونسته پس تو هم میتونی…ااا این همسن تو بوده و این کار رو کرده پس تو هم میتونی…. فلانی این کار رو انجام داده پس میشه و همین باعث میشه ذهنم دنبال راه حل و مسیر بگرده

    ولی مثلا یکی از دوستام به خاطر اینکه این زندگیا و موفقیت ها رو نبینه اینستاگرامش رو بست

    خیلیا میگن اینستاگرام فضای مخربی داره و افسردگی میاره ولی من میگم نه من با دیدن زندگی هر روزه آدمای موفق انگیزه میگیرم، اینکه میبینم چه جوری زندگی میکنن، چه جوری مسافرت میرن، چه جوری لباس میپوشن برام جالبه

    من یاد گرفتم صفحه های درست رو دنبال کنم تا ورودی های درست بگیرم…اونایی که اون حرفا رو میزنن همونایی هستن که پیج های اخبار و سیاسی و … رو دنبال میکنن

    استاد من خیلی وقتا از حرف هایی که ناخودآگاه میزنم میبینم تغییر کردم مثلا چند هفته پیش داشتم با دوستم حرف میزدم و گفت تو برنامه ای داری که مهاجرت کنی؟ ( به خاطر شرایط ایران و مثلا نبود واکسن و مشکلات اقتصادی)

    گفتم آره من آینده ای که برای خودم میبینم داخل ایران نیست ولی به هر ضرب و زوری هم نمیرم( در صورتی که قبنا فقط میخواستم برم حتی با شنا کردن در آب های آزاد😂)

    بهش گفتم من به خودم قول دادم اول به چیزایی که میخوام توی ایران برسم، اون پولی که میخوام رو دربیارم، اون ماشینی که میخوام رو بخرم و کارهایی که دوست دارم رو انجام بدم و بعد با حال خوب و برای رفتن به یه مرحله دیگه میرم به یه کشور دیگه

    گفتم اگه من هر وقت یاد گرفتم که اینجا پول دربیارم میتونم برم یه جای دیگه و بیشتر پول دربیارم

    وگرنه مثل خیلی از آدما میشم که میرن یه کشور دیگه ولی هنوز درباره اتفاقات بد و مشکلات سیاسی و اقتصادی ایران حرف میزنن

    دوستم با تعجب نگاهم میکرد و من لبخند زدم و فهمیدم چند قدم دیگه توی این مسیر جلو رفتم و خدا رو سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    الیس گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام استاد عزیزم و مریم جونم

    و سلام به دوستان هم فرکانسم

    روز 25 ام روز شمار تحویل زندگی من

    درک امرزم از فایل(باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود)

    قبلا فکر میکردم باید مهاجرت کنم تا بتونم رشد و پیشرفت کنم همیشه توی ذهنم این بود که من باید مهاجرت کنم تا بتونم پیشرفت کنم استاد وقتی که با شما آشنا شدم فهمیدم دارم اشتباه فکر میکنم

    من اول باید در کشور خودم رشد و پیشرفت و موفقیت برسم و بعد برای رشد بیشتر ، پیشرفت بیشتر، موفقیت بیشتر، ثروت بیشتر، مهاجرت کنم و من خیلی خوشحالم از جایی که هستم میتونم رشد و پیشرفت کنم

    من اگر نتونم از جایی که هستم رشد و پیشرفت نکنم هر جایی که بخوام مهاجرت کنم باز هم نمیتونم رشد کنم چرا چون باید باورهام شخصیتم افکارم تغییرکنه تا به موفقیت برسم

    هر جایی که باشم میتونم زندگیمو اونجوری که دوست دارم خالق کنم و یاد گرفتم تا رسیدن به هدفم از مسیرم نهایت لذت رو ببرم‌.

    خوندن زندگی نامه افراد موفق باعث میشه انگیزمون بیشتر بشه برای حرکت کردن به خواسته هامون بگیم که میشود به هر آنچه که بخوایم برسیم (میشود ما میتونیم

    اگر اون فرد تونسته به موفقیت برسه ما هم میتونیم)

    (وقتی که باور میکنیم که میشود

    راه رسیدن به اهدافمون بهمون گفته میشه)

    (اولین و مهمترین قدم برای اینکه به یه خواسته ی برسیم باور کنیم میشه به این خواسته رسید و یکی از عواملی مهمی که میتونه این باور رو در موجودمان ایجاد کنه اینکه یک فرد تنونسته به این خواسته برسه)

    نکته مهم (با تغییر باورهات باید به احساس خوب برسی)

    (اگر میخوای از زندگیت لذت ببری نگاه تو در مورد سیاست عوض کن )

    نکته مهم (هر کسی هر کجایی که هست چه بدبخت و چه خوشبخت . چه توی زندان چه توی قصر و….. هر کسی هر جایی هست جای درستش همینجاست الان

    اگر بخواد جاش تغییر کنه باید باورهاشو تغییر بده)

    (همه چیز در جهان در جای درستش هست اگر چیزی خرابه در مغز ما خرابه)

    (وقتیکه هماهنگ میشی با خودت وقتیکه هماهنگ میشی با جهان جهان قدم به قدم شرایط بهتری رو برات فراهم میکنه) این یک قانون ابدی

    نکته مهم(اگر تونستی توی کشور ایران حالا هر کجایی که هستی تونستی به آرامش برسی تونستی به هماهنگی برسی تونستی به رشد و پیشرفت برسی قانونشو یاد گرفتی بقیه جاها هم میتونی از این قانون استفاده کنی)

    (هجرت یعنی ایمان به خداوند هجرت یعنی رفتن به جایی ناشناخته رفتن به جاهایی که نمیدونیم و فقط توکل میتونه بهت کمک کنه تا بتونی انجامش بدی توکل بهت کمک میکنه وارد دل تاریکی هات بشی وارد دلت ترسهات بشی و وارد دل ناشناخته بشی)

    (برای اینکه بتونی از ثروت و از مادیات بگذریی باید لمسش کنی باید بهش برسی تا بتونی ازش بگذریی کسی که تا حالا به ثروت نرسید و بگه از ثروت گذشتم دورغ میگه تنها زمانی که میتونی از ثروت بگذریی اینکه بهش رسیده باشی درکشون کرده باشی تجربشون کرده باشی تا بتونی ازش بگذریی)

    (ثروتمند شدن معنوی ترین و خیرخواهانه ترین کار دنیاست )

    (با ثروتمند شدنم به گسترش جهان هستی کمک میکنم )

    (کار من در این جهان اینکه ثروتمند باشم)

    استاد عزیزم و مریم جونم عاشقتونم️

    در پناه الله یکتا باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1703 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 25

    صبح وقتی از خواب بیدار شدم همین که چشمامو باز کردم نجواهای شیطان اومد به سراغم باسپاسگزاری از خداوند که عمری دوباره بهم هدیه داده بود و میخواستم روز خودمو خوب شروع کنم از رختخوابم بلند شدم

    به خودم گفتم هاشم تو شاگرد استادی تو قانون و می‌دونی تو باید حال خودتو خوب کنی جنبه‌های مثبت زندگی تو نگاه کن شکر گزار باش رفتم سمت دستشویی تا وزو بگیرم برا نماز و کارهای روزانه ام تو آینه نگاه به خودم کردم و شروع به تحسین خودم کردم هر لحظه که پیش میرفتم حالم بهتر میشد تا اینکه کاملا حالم خوب شد و تا اون وقت که حالم بهتر نشده بود ادامه دادم و چقدر بهتر شدم یعنی روز خودمو با تحسین خودم ساختم و اونجا فهمیدم که بابا نجوای شیطان یه توهمه که راحت میتونی ازش رد بشی چون تو به خداوند وصل میشی و شیطان کاملا تسلیم میشه و مثل سنگ روی یخ آب میشه

    دفترمو باز کردم و شروع کردم به شکر گزاری و تو دفتر خواسته ام این جملرو به صورت سوالی از خودم پرسیدم برا سه برابر کردن درآمدت چه کار باید کنی ،سری قبل وقتی پرسیدم هیچ جوابی به ذهنم نیومد ولی این بار یه کم مکث کردم و بعد خداوند بهم گفت رو باورات کار کن سریع نوشتم که من باید باورای قدرتمند کننده بسازیم یاد حرف خانم شب خیز افتادم که ایشون گفته بود روانشناسی ثروت یک نداری فایلای رایگان باورای ثروت سازو دانلود کن و ببین از نتایج اونا میتونی دوره ثروت و بخری بعد روز شمار امروزم و زدم دیدم خدای من چه فایلی برا امروزم خداوند بهم هدیه داد و سپاسگزار خداوندم شدم که درست و خوب داره خداوند هدایتم می‌کنه و پیش خودم گفتم وقتی تو یه مقدار تغییر کردی ببین خداوند چقدر بهت نزدیک شد و چه کمکی بهت کرد تا حالت بهتر بشه

    امروز بهترین حال خوب و دارم خدایا سپاسگزارم

    و روز به روز بهتر هم میشم دوره عزت نفس چقدر داره به من کمک می‌کنه استاد سپاسگزار شما هستم بابت این دوره فوق‌العاده ممنونم از شما

    به امید فردایی بهتر شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    روز بیست و پنجم سفرنامه من؛

    اصل و اساس تمام قوانین و باورهایی که مارو از اهدافمون دور میکنه، چیزی نیستن جز این سه باور ؛

    ثروتمند شدن منو از خدا دور میکنه …احساس لیاقت نداشتن…

    و باور کمبود…

    که به جرات میگم استاد تو تمام دوره ها و فایلهای رایگان ،چه مستقیم چه غیر مستقیم دارن این مواردرو همش بهمون گوشزد میکنن…

    داشتم به این فکر میکردم که باور اشتباه من کدومه که هنوز نتونستم به نتایج مالی که میخوام برسم و موفق بشم، کدوم باورم مشکل داره!؟!؟

    اگه از سپیده یک سال پیش میپرسیدم قطعا باور ثروت باعث دوری از خداست، جوابم بود ولی تو این یک سال که دارم روانشناسی ثروت یک رو گوش میکنمو کار میکنم خیلی از باورهام تغییر کرده و منم مثل اکثر افراد این باور اشتباه رو داشتم و خیلی تلاش کردم تا کمرنگش کنم، خب پس باور اشتباه من الان چیه؟!؟چرا نتونستم نتایج مالی قابل قبول داشته باشم؟!؟چرا هنوز هشتم گرو نهمه؟!؟

    و الان با حرفای استاد و طرح این سوالها به این نتیجه رسیدم که باور کمبود هست که داره منو پایین نگه میداره و اجازه رشد مالی بهم نمیده، من هنوز این افکار اشتباه و مخرب که مشتری کمه، پولدار شدن آسون و راحت نیستو سخته و باید خیلی زحمت بکشی و پدرت دربیاد تا نتایج حاصل شه، یا همه نمیتونن موفق بشن رو با کمال تاسف دارم…

    و به قول استاد هرکدوم از اینا اگه درست نشن میتونن به راحتی مارو برای همیشه از خواسته ها و اهدافمون دور کنن، ولی از اونجایی که من یه دختر سرتق و سرسخت و پرروو هستم، تا به اهداف و خواسته هام نرسم آروم نمیگیگیرم پس با عزمی راسخ تلاش میکنم و این باورهای غلط رو از بین میبرم تا هرچه سریعتر نتایج مالی بی نظیری بگیرم و بتونم به موفقیتهایی که میخوام برسم و بیام براتون تعریف کنم…

    من لایق ثروت و موفقیت و خوشبختی بی حد و مرز و بی انتهای خداب وهابم هستم،پس میشه اون چیزی که من میخوام…

    در پناه الله یکتا و بی همتا شاد و سلامت و موفق و ثروتمند باشین…

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    زهره زیدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1720 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگرم

    سلام به استاد عزیز و همسفران الهیم

    این فایل و چند بار گوش کردم و فقط لذت بود و عشق و رشد اما چیزی که به ذهنم رسید برای گذاشتن رد پا ، خوابی بود که مدتی قبل دیدم

    استاد جان خواب دیدم اومدم پرادایس و شما کنار آب نشسته بودید و مریم خانم نزدیک من ایستاده بودند و هر دو نفرمون به شما نگاه میکردیم  ، شما به آرامی دستتون و داخل آب کردید و گفتید : ببینید آگاهی ها و باور سازی مثل این دریاچه است اولش سطحی و کم عمق ، اما هر چی بیشتر روی خودتون کار کنید این آگاهی ها عمیق تر میشه و به جانتون میشینه ،  بعد از این حرف استاد به قسمت عمیق تر آب اشاره کردند ، دقیقا همون جور که استاد گفته بود آب دریاچه اولش کم عمق بود و هر چه از ساحل دورتر میشد رنگ آب تیره تر و عمقش بیشتر.

    حالا میفهمم برای نوشتن کامنت این قسمت چرا به سمت خوابی که دیده بودم هدایت شدم

    چون قانون جهان میگوید برای اینکه نتایج خوب و عالی بگیری باید خوب و عالی روی باورها و مهارت هایت کار کنی تا هر دو ،  پا به پای هم به جانت بنشیند و تو عمیق و عمیق تر شوی و شخصیتت تغییر کند ، اونوقت است که نتایج یکی پس از دیگری خودش را آشکار میکند .

    دقیقا مثل شما استاد .

    الان که این کامنت رو مینویسم ، هوا گرگ و میشه و اولین گنجشک ها ساعت پنج دقیقه به 6 صبح بیدار میشن و بقیه رو صدا میزنن و ساعت 6 به بعد همه با هم صلاه توحید میخونن

    این لحظه به لحظه روشن شدن هوا

    وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ

    و رها شدن از تاریکی ها برام مصداق خوابیه که در ابتدا نوشتم و همون طی کردن تکامل و عجله نداشتن و شروع خواندن گنجشکها و دیدن اطراف در نور کم و بعد بهتر دیده شدن محیط با طلوع خورشید همه نشان از نتیجه است

    نتیجه ای که میرسد

    صبر کن زهره جان

    همونطور که برای استاد و خیلی از بچه های سایت اتفاق افتاد برای من هم رخ میدهد .

    الهی شکر برای قانون حاکم بر جهانت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: