باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    591MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
    45MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1236 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جانا گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    به نام خداوند بخشاینده ی موهبتها

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربونم و تمام اعضای خانواده

    روز بیست و پنجم از تحولِ زندگی من

    امروز با گوش دادن این فایل گذشته ی خودم مثل یک فیلم از جلوی چشمام گذشت که احساس کردم در اینجا باید بنویسمش

    سال 94 و 95 من تقریبا 2 سالی میشد که فارغ‌التحصیل شده بودم و مثل اکثریت دنبال کار ، با این باور که کار مال من نیست مال بقیه هست اما هرچند که این باور رو داشتم هرکاری رو که پیدا میکردم میرفتم تا آشنا بشم تا تجربه کنم فرصت رو از دست نمی‌دادم، اما خیلی کارهای مختلفی رو تجربه کردم که هیچکدومش رو دوست نداشتم و فکر میکردم و باور داشتم که محیط خوبی نیست و مدام هرروز درحال گریه و درخواست از خدا با حالِ بد که من یه شغل مناسب پیدا کنم و داشته باشم

    تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم کتابی رو که خیلی‌ها ازش نتیجه گرفته بودن رو بخونم و اصلا نمیدونستم این کتاب قراره روی باورهام کار کنه من فقط چون تعریفش رو شنیده بودم خوندم ، یادمه تابستان سال 95 بود در دوره ی کارآموزی برای یک کاری ، من تایمهای استراحت رو اونجا شروع کردم به خواندن این کتاب و تازه متوجه شدم ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه یعنی چی و باورهای من نسبت به تماااااااام زندگیم داشت روز به روز تغییر میکرد

    اطرافیان مدام به من گفتن این کارآموزی به دردت نمیخوره(داروخانه) بیا بیرون و من اسرار داشتم که اینبار نمیخوام کوتاه بیام میخوام تلاشم رو کنم مطمئنم نتیجه میگیرم

    خلاصه که یک ماهی از کارآموزی من گذشت و یه اتفاقی افتاد من رفتم به صاحب داروخانه صحبت کردم متوجه شدم که اینا فقط میخواستن من 3 ماه کارآموزی رو برم و بعد بگن که نیا و یادمه به من گفتن شما اصلابه درد کار فروش و داروخانه نمیخوری و باید بری کار اداری کنی .. من همون لحظه از اونجا خداحافظی کردم و بیرون اومدم اما احساسم نسبت به قبل فرق داشت گریه نکردم ، ناراحت نشدم و تنها چیزی که گفتم این بود :

    خدایا من تا به امروز تماااام تلاشم رو کردم از همین لحظه تمااااام زندگیم و شغلم رو به تو می‌سپارم و دیگه حتی به این موضوع فکر هم نمیکنم ، گفتم تو خدای منی تو منو رها نمیکنی من دیگه به موضوع شغل فکر نمی‌کنم

    دو هفته ای گذشت ، دوستم به من زنگ زد گفت از کنار داروخانه فلانی ( خیلی داروخانه معروف و بزرگی بود ) رد شدم دیدم نوشته یک نیرو میخواد برو ببین شرایطش چیه نکته : من به خدا سپردم و توکل کردم خداوند به کمک دیگران بدون اینکه حتی من کاری کنم شغل رو به مسیر من هدایت کرد …

    من موقع رفتن به اونجا باور داشتم که میشود

    و وقتی رفتم خودم رو معرفی کردم بدون شناختن من همون لحظه اثر انگشتم رو تعریف کردن و بدون اینکه من کاری کنم استخدام شدم …. مثل استاد که چون باور داشتن و توکل به خداوند هیچ بازرسی ای نشدن

    روزها و ماه ها من با عشق و خوشحالی و ذوق میرفتم اون داروخانه در صورتی که حقوق من اصلاااااااااا خوب نبود و دوباره اطرافیان میگفتن نرو ولی من میگفتم اونجا به من خوشمیگذره و حالم خوبه

    من 6 ماه داخل اون داروخانه کار کردم و در این 6 ماه متوجه شدم شرکت‌های آرایشی و بهداشتی ای هستن که نیرو میگیرن با سمت مشاوره‌ای زیبایی و با حقوق های خوب استخدام میکنن و شرایط خیییلی عالی‌تر از کارمند داروخانه بودن با عشق و انتخاب خودم داروخانه رو گذاشتم کنار و فرودین ماه بعد از تعطیلات با یکی از مشاوره‌ای که می‌شناختم صحبت کردم و گفت خودش تازه رفته یه شرکتی که شرایطش خیلی خوبه و اتفاقا نیرو میخواد و من فرودین رفتم اولین شرکت مصاحبه کردم و همون روز با شرایط عالی‌تر قبل استخدام شدم آنقدر خوشحال بودم که عاشق کار کردن در اون شرکت شدم و روز به روز موفق تر و خوشحال‌تر بودم

    یک روز با خودم گفتم که منم میتونم تو همین شرکت مثل خیلی ها پیشرفت کنم و ارتقا بگیرم و باور کردم که می‌شود فرودین 98 از طرف شرکت با من تماس گرفتن و من رفتم و به من اعلام کردن که سِمَت سرپرستی تیم رو به من دادن و من باورم نمیشد که در این مدت زندگی من از لحاظ شغلی زیرو رو شد

    در این سمت ماه ها خوشحال بود و هیجانی و بیشتر از همیشه عاشق شرکت تا اینکه ……

    احساس عدم لیاقت رو که تازه باهاش آشنا شدم رو احساس کردم غافل از اینکه به آسانی پول در آوردن قانون خداست وقتی در مدار درست باشی … و من چون به آسونی داشتم پول خوبی کسب میکردم مدام فکر میکردم که بلد نیستم کار کنم اگه شرکت بفهمه داره به من اینجوری حقوق میده منو اخراج میکنه ووووو

    باورهای زیبای بدون اینکه بدونم شروع شدن به خراب شدن تا جایی که منیکه عاشق این شرکت بودم آدمهایی با فرکانس‌های ناجور دورم پُر شدن و من از مدار درست و عالی ای که توش بودم خارج شدم و درنهایت ناباوری بعد از 5 سال کار کردن در اون شرکت استعفا دادم و وارد یه شرکتی شدم که به خیال خودم درست در از اونا بودم و قانون چقدر زیبا عمل میکنه که متوجه شدم وارد شرکتی شدم که گولم زدن و به دروغ و وعده های دروغین موقعیت قبلیم رو ازم گرفتن و من به خاطر از دست دادن باورهام 2 سال در این شرکت کار کردم و روز به روز از خداوند به خاطر افکارم و انسان‌هایی که با فرکانس خودم جذب کرده بودم کار کردم ، از لحاظ روحی افسردگی گرفتم و قرص میخوردم برای آرامشم

    تا اینکه یک روز از خداااااوند خواستم دووووباره من رو هدایت کنه ، منو نجات بده و آخخخ از عشق خداوند به بندگانش که به دلم انداخت با ترسم از موقعیت مالی که چه می‌شود؟ روبه رو بشم و از اون شرکت بیام بیرون و دیگه برای هیییچ کس کار نکنم …

    از اون روز تا الان 5 ماه گذشته

    5 ماهی که من بعد از 7 سال کار کردن بیکار شدم و خواستم روی باورهام کار کنم چون میدونستم اگر با این باور هر کجا برم کار کنم دوباره همه ی اون اتفاق ها برام میوفته

    37 روز هست که عضو این سایت شدم

    و خداوند در این 5 ماه خواست که من بعد از این مدت که ذهنم آماده است شروع کنم از طریق استاد عزیز روی باورهام دوباره کار کنم

    و من الان تمام باورهای قدیمی رو کنار گذاشتم و ذهنم رو خالی کردم تا از طریق این سایت که هدایت الله بوده دوباره باورهام رو تغییر بدم

    استاد همه چی باور هست من با باور خودم موفقیت و ثروت رو دیدم و با باور خودم همشون رو از دست دادم و این حقیق جهان است ….

    خداوندا بابت تماااام این تجربیاتی که در زندگی داشتم از تو سپاسگذارم چون قطعا من هم میتوانم دوباره شروع کنم ، دوباره بدست بیاورم و می‌خواهم اینبار … هرگزززززز دست از آگاهی برندارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    امیرحسین حسن‌زاده گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    درود! خداروشکر میکنم که به این مسیر زیبا هدایت شدم.

    چقدر این قسمت از متن برام جذاب بود:

    این سه باور، یعنی «باور کمبود»، «باور عدم احساس لیاقت» و «باور منافات ثروت با خداوند» باور هایی هستند که باید همیشه براشون برنامه داشت! چون شیطان “هیچوقت” دست از تلاش برنمی‌دارد و همواره منتظر یک فرصت مناسب است.

    یاد اون جمله از استاد افتادم که میگفتن، اگر چند تا نتیجه می‌بیند، نباید کار کردن روی خودتون و باور هاتون رو رها کنید، وگرنه برمی‌گردید سر خونه‌ی اول!

    پس یادم باشه:

    هر جا خدا هست، پول و ثروت هم هست.

    با خدا باش، پادشاهی کن!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهرا پیرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1852 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم،مریم جان و دوستان

    روز شمار تحول زندگی من روز بیست و پنجم

    بینهایت از استاد عزیزم ،مرین بانو و دوستانی که با عشق کامنت میزارن سپاسگزارم از خداوند براتون نعمت های ابدی خواستارم

    باوری که تغییرش درهایی از نعمت را در زندگی گشود

    سه باور محدود کننده برای ثروتمند شدن

    عدم لیاقت و عزت نفس،کمبود و عدم فراوانی، اگر ثروت مند بشم ادم بد میشم و خداوند من رو دوست نداره

    آیا ثروت باعث میشه من آدم بدی بشم؟

    اکر این باور داشته باشم هرچقدر تلاش کنم در زندگی مالی پیشرفتی نمیکنم تا آدم خوبی بمانم،شیطان درونم و نحوا ها از این باور برای عقب کشیدن و موفق نشدن استفاده میکند و الگو های مخرب میسازد ،هرچقدر تلاش کنم و ایده های خوبی اجرا کنم در آخر اوضاع خراب میشع و من هرگز به مدار ثروت نمیرسم.

    این باور تجسم و پیروی از شیطان زیرا به خداوند ،قدرت و وهابیت و قوانین خداوند ایمان ندارم.

    اصل وجود من همیشه دوست دارد من ادم خوبی باشم خالا اگه من آدم خوب بودن با ثروت در تضاد بیینم که ادم ثروتمند بد،خشن،از خدا دوره،خلاف میکنه هرگز ثروتمند نمیشم.

    فقر :شرک،ترس،امید به انسان ها،خواستن از دیگران،دلخوش کردن به وعده دیگران ،احساس قربانی شدن،احساس گناه ،غم،نا امیدی،شاکی بودن از خدا و همه،عدم کمک به عزیزان،حسادت،حسرت، باورپذیرش سرنوشت و خواست خدا ،ترس کمبود،بداخلاق افتادنددر دام ها و. به همراه میاره.

    اما ثروت منو به خدا میرسونه، توحید واقعی درک و اجرا میکنم،سپاسگزاری واقعی ،امید به خداوند ،انسان بهتری میشم،میبخشم،کمک میکنم،هدیهدمیخرم،رفاه برای خانوادم فراهم میکنم،جهان جای بهتری برای زندگی میکنم،حسرت نمیخوذم،حسادت نمیکنم ،تحسین میکنم،انکیزه میدم، راه نشون میدم به بقیه نشون میدم که میشود،قوانین و عدل خداوند درک میکنم همیشه همه چیز دارم و میدونم از همه بینیازم و تنها به خداوند نیاز دارم.

    همیشه و تا ابد باید روی این سه باور مخرب کار کنم

    یکی از راه ها پیدا کردن الگو هایی که آدم های ثروت مند،درستکار،سالم،تندرست،رابطه عاشقانه عالی، اخلاق عالی،فروتن و.. هستند .

    ببینم که هر چقدر ثروت مند میشوند به ادم های دیگه مستقیم و غیر مستقیم کمک میکنن با خرید کردن ،مسافرت رفتن،کمک به عزیزان و دیگران ،کار آفرینی.

    یک راه دیگه ببینم آدم ها هر روز از راه های راحت ،با حل یه مسئله کوچک ،با کاری که دوسش دارن ،حتی اشتراک روزمره ،اجرا ایده ها به ثروت های بزرگ میرسن

    ببینم افرادی که در محروم ترین روستا ها،یا هر کشور ،با هر سن،دین،جنسیت،شرایط خانوادکی و حکومت ،ظاهر ،به ثروت رسیدن‌.

    برای گذشتن از ثروت باید به ثروت برسم،تاوقتی به ثروت نرسم به هرچیزی وابسته هستم و چسبیدم وقتی به ثروت برسم میبخشم راحت با خوشحالی حتی از صفر بار ها میتونم به ثروت برسم چون راهش بلدم به خداوند رسیدم و خداوند منو به همه چیز می‌رسونه ‌،به خاطر خودم با لذت کار میکنم نه برای پول.

    رسیدن به ثروت امکان پذیره چون بقیه تونستن،با هر شرایط وقتی باور کنم راه ها پیدا میشع وقتی باورهام عوض بشه شرایط عوض میشه ،درون ما بیرون تغیر میده از همان جایی که هستم.چون قدرت در دستان منه و من خالق زندگیمم.

    وقتی باورهام تغیر کنه من از مسائل و تضاد ها بزرگتر میشم و نکران نمیشم به دید بازی نگاه میکنم که با حلشون بزرگتر میشم.

    تا وقتی با شرایط فعلی به موفقیت نرسم در جای دیگه هم نمیرسم.

    قانون جهان در همه جا ثابت

    من میتونم خوشبختی در جایی که هستم خلق کنم.

    وقتی با جایی که هستم هماهنگ شدم و هم مسیر حرکت جهان شدم و باورهام تغیر کرد ،احساسم خوب شد هدایت میشم به جاهای بهتر.

    مهاحرت وقتی اوضاع خوبه باعث میشه بزرگتر بشم،پیشرفت کنم وخداوند من رو حمایت میکنه،وقتی شرایط خوبه و من پیشرفت میکنم بدون ترس همه چیز به خدا میسپارم و تسلیم خداوند هستم .

    من هر حایی که هستم جای درست برای من هست متناسب با باورهام ،هیچ ظلمی نیست .

    هرگز هیچ عاملی در زندگی من تاثیر نداره همه چیز تقصیر خودمه و خودم مسئول اتفاقات هستم نه سیاست و… و خبر خوب که میتونم تغیر بدم با تغیر باور هام من خالق زندگی خودمم.

    همه چیز راحت اتفاق میوفته

    من لذت میبرم و جهان شرایطی که لذت بیشتری ببرم برام فراهم می‌کنه

    من منشا خوبی ،برکت و عشق میشم جهان برام ادم ها ،موقعیت ها،امکانات و ثروت ها به سمت من میاره بدون تلاش و تقلا

    من آهنربا ثروت و عشق و سلامتی،ارامش،خوشبختی و ازادی میشم

    من دست پر برکت خداوند میشم

    من نور میشم

    من تجلی خداوند میشم

    من وصل میشم به اصل خودم

    جهان پیشرفت میکنه

    خداوندا من رو هدایت کن به مسیر های درست مسیر ابراهیم و پیروانش

    به من نعمت و برکت بده

    خداوندا تنها تورا میپرستم و از تو یاری میخوام

    خداوندا تمام قدرت در دستان توعه پس همه چیز تنها از تو میخوام

    خداوندا من به هر خیری که از تو بهم برسه محتاجم

    من به تو فقیرم

    من رو بینیاز من

    من تسلیمم

    خداوندا خواندم تورا اجابت کن مرا

    خداوندا مراقب عزیزدردونت باش

    خداوندا در این مسیر به من کمک کن

    خودم سپردم بهت

    عاشقتم

    با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    بنام خدای مهربان

    سلامی با عشق تقدیم استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم.

    روز شمار تحول زندگی من/روز بیست و پنجم.

    درین برگ از سفرنامه ام یک بار دیگر مهمترین اصل قانون کیهانی مرور شد

    اصلی که لازم است هر روز و هر روز بخودم یادآوری کنم

    اصل قانون توجه.

    اگر در مورد بدبختی ها، مشکلات، فقر، شکست عاطفی و هرناخواسته ای دیگری صحبت میکنی جهان این فرکانس تورو میبینه و میگه عه این بنده خدا ازین اتفاقات خوشش میاد و بیشتر و بیشتر وارد زندکی ات میکند

    اگر در مورد ثروت، خاطرات خوب، آدم های خوب، سلامتی، عشق و هرچیز خوب دیگری صحبت میکنی بازم جهان فرکانس تورو میبینه و بیشتر بیشتر ازین جنس اتفاقات وارد زندگی ات میکند برای جهان چیزی به اسم خوب و بد معنی نداره جهان تجزیه و تحلیل نمیکنه بلکه فقط کارش اینه فرکانس های مارو دریافت کند و اونارو تبدیل میکند به اتفاقات، شرایط و آدم های که هماهنگ باشد با فرکانس ارسالی ما.

    _اگر یک دولت نامناسبی توی یک کشور است بخاطر فرکانس نامناسب اون مردم است..

    تمرکز اکثریت مردم کشور من روی فقر و بدبختی و احساس قربانی بودن است این فرکانس ها حکومت(طالبان) را جذب کرده که باعث شده بیشتر این احساس قربانی بودن و بیچاره گی را به مردم بدهد

    از وقتی که تونستم اندکی قوانین خداوند را درک کنم دیگه دلم به حال کشورم و مردش نمیسوزه چون هرکس در هرجای دنیا و در هر شرایطی که است دقیقا در جای درستش قرار دارد و من با دلسوزی کردن فقط خودم را از مسیر خوشبختی دور میکنم و دلسوزی من هیچ کمکی به هیچکس نمیکنه.

    این آموزشات بینظیر واقعا خیلی بمن کمک کرده ذهن منو از حاشیه ها خالی کرده قلب منو سبک کرده بمن کمک کرده تمرکزم را روی زندگی خودم بزارم و دست از دلسوزی و غصه خوردن برای دیگران بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    به نام خدای عشق گفته:
    مدت عضویت: 298 روز

    به نام خدای عشق

    25 ام‌روز از شمار تحول زندگی من

    سلا به استاد عزیزم و‌مریم جان و همه دوستان

    استاد در مورد مهاجرت توضیح دادن و من در این زمینه خیلی ایمان دارم که با مهاجرت میشه پیشرفت کرد خیلی از اطرافیانم‌رو دیدم ما مهاجرت به شهر دیگه خیلی تو زندگیشون پیشرفت کردن اما در زمینه مالی خیلی مشکل دارم نمیدونم باورهای فقرسازم چیا هستن امیدوارم بتونم این مورد رو در زندگی خودم پیدا کنم چون خیلی درگیری مالی دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سپیده حاتمی گفته:
    مدت عضویت: 4013 روز

    استاد عزیزم سلام

    بخاطر فایلهای فوق العاده که روی سایت قرار میدید و باعث میشید با انگیزه بیشتر در جهت رسیدن به خواسته هامون حرکت کنیم واقعا تشکر میکنم ایشالاا که موفقیتتون روز به روز بیشتر بشه دعای خیررر ما همیشه پشت سر شما هست الهی که خیر دنیا و اخرت بیشتر از اینهااا بهتون برسه.

    استاد من همه فایلهارو با گوشیم دانلود میکنم اما متاسفانه دو سری که فایل گذاشتید روی سایت من برای دانلودش مشکل دارم با خانم فرهادی هم صحبت کردم ولی حل نشده!!خواهش میکنم این مشکل حل کنید چون من واقعا دسترسی به سیستم ندارم از اون طریق دانلود کنم.بی صبرانه منتظرم این مسیله حل بشه واقعا دارم دیوونه میشم دوتا فایل امده از طرف شما و من نتونستم گوشش بدم.

    بازم از شما استاد عزیزم و همکاراتون تشکر میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    علیرضا پورهادی گفته:
    مدت عضویت: 4067 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه‌ی دوستانم

    استاد عزیزم، از تمام فایلهاتون در و گوهر می‌باره. مثل همین فایلتون که خودش یه گنجینه‌ی ارزشمند از آگاهی‌های زیباست.

    استاد خیلی دوستون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 3829 روز

    استاد عزیز ازتون ممنونم که پست میزارید فایل صوتی میزارید شما تقریبا راجع به تمام موضوعات صحبت کردین ممکن ازتون خواهش کنم یه فایلی هم راجع به ترس برامون بزارید ترس از شکست -ترس از انجام نشدن -ترس از دریافت ناکامی در شرایط نتیجه مشابه -ترس از تنهایی ترس -ترس از فقر _ترس از از دست دادن عزیزان

    این ترس هامنو خیلی آزار میده خصوصا ترس های که تو روابطم دارم اینکه میترسم مثل نتایج قبلی بشه ممنون میشم یه روش کلی ارائه کنید تا حدودی بشه جلوی این احساس ترس رو گرفت این ترس ها انقدر تو وجود من نهادینه شده که من تو خوابمم میبینم ارامش ازم گرفته و احساس ناامیدی میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      علی جهانی گفته:
      مدت عضویت: 3518 روز

      سلام و وقت بخیر

      امیدوارم سالم و شاد ثروتمند باشید

      بذارید از خودم بگم از ترسم درمورد تاریکی و موجوداتش

      توی کودکیم من با داداشم شوخی میکردیم ومیرفتیم با جن هایی که توی تاریکی و پشت دیوار خونه بودن حرکات مثل کاراته انجام میداد و منم نشون میداد از روی مسخره و شوخی

      خیلی لذت بخش بود خنده و شادی داشت

      بعد پدر یا مادرم یا خواهرم میگفتن که به درخت در تاریکی نزدیک نشو بده گفتم چرا؟گفت خوب نیست//

      پدرم میگفت اینو

      داستان هایی میگفتن در مورد نواختن یه طبل برای دور کردن و ترساندن این موجودات منفی مضر

      خب من ذهنم درست میشد و میرفت به ان سو

      و سه ماه پیش وقتی که من با مسایل متافیزیکی و تنهایی و ارامش و رفتن به تاریکی بیشتر مطالعه میکردم بیشتر این ترسم نمایان میشد بیشتر احساس یه چیزی توی تاریکی بودن بهم دست میداد و خوشم نمی یومد

      خب من نیاز دارم که برم تنهایی و قرار بگیرم توی تاریکی

      مثلا لازم دارم برای دیدن ستاره ها برم جای تاریک تاریک

      یا خلوت شبانه ای که باید کنم

      و استاد گفتن تو باید وارد ترس هات شی

      و من میدونم درسته و من میدونم واقعا چیزی نیست ولی مقاومت دارم

      دیگه کم کم رفتم توی تاریکی جایی تاریک و بدون صدا .. همون موقع تپش شدید قلبم رو احساس میکردم چشام رو بستم و سعی کردم اروم کنم خودمو تمرکز کردم موفقیت ام رو تبریک گفتم

      چندین بار این کارو کردم و الان بسیار بهتر شدم به لطف الله

      شمام باید بیشتر تمرکز کنی روی ایمان روی قدرت خودت روی فراوانی روی عزت نفست روی اینکه من بسیار قدرتمندم روی جسارت و خشم خودت روی خشم از روی محدود کردنت

      روی مخالف اون چیزی که الان نوشتی تمرکز کن

      من زمانی میتونم از ضعیف بودنم خلاص بشم که به قدرت ام توجه کنم و پرورش بدم اینقدر پورش بدم که ترس من اندازه یه عدس یا سر سوزن بشه

      روی پرورش قدرت ایمان تیکه بر خودت کار کن

      یادت باشه یکی از مردهای قران ایوب هست

      کسی که تمام انچه داشت تمام مادیات رو از دست داد ولی اون افکار ایمان رو ازدست نداد و نذاشت نداشته هاش نابودش کنند

      بایستی مثل اون عمل کنیم اره/ایمان باور به اون کسی که راست درست میکنه در مرحله قرار داد که نعماتش برگردشت

      یقین دارم میتونی ناخواسته ات رو میتونی به خواسته عمل کنی

      فایل تضاد یا مشکلات عامل پیشرفت رو گوش کنید

      مچکرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    عطا ذوالفقارزاده گفته:
    مدت عضویت: 3882 روز

    با اینکه بیشتر تلاشم رو به پیشرفت کسبوکارم اختصاص دادم ولی هر روز یک یا دو تا از فایل های استاد رو گوش می کنم و جز اولویت های زندگیم کردم که با توجه به پیشرفتی که تو کسبوکارم می کنم باور هام هم به همون نسبت بهتر و قوی تر بشن و این رو بهترین راه برا خودم می دونم…این فایل رو هم باید ده ها بار گوش کنم تا بیشترو بیشتر باور کنم که پیشرفت به مکان یا کشور خاص ربط نداره…

    ممنون از استاد عزیزم که با توجه به گرفتاریهاش ولی وقت میزارن و فایل آماده می کنن و اون رو به صورت رایگان در دسترس هم فرکانس هاشون قرار می دن…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    حسین ادیبی گفته:
    مدت عضویت: 4331 روز

    سلام آقای عباسمنش

    واقعا از اینکه میبینم با شوق و اشتیاق وقت میگذارید و فایل و مطلب تهیه میکنید و برا اعضای سایت قرار میدهید بدون اینکه واقعا الزامی برای اینکار و حتی نیازی به اقناع کردن دیگران داشته باشید و به ما درک بهتری از قوانین آفرینش میدهید از شما سپاسگذارم.

    البته بعضی از نظرات و عقاید شما در مباحث سیاسی از دید من قابل صحبت و گفتگوست اما بهرحال اینها نظرات شماست و قابل احترام.

    من با اینکه خیلی کم میتونم وقت کنم و نظر بگذارم ولی تمام فایلهای رایگان شما را از وقتی که عضو سایت شما شدم میبینم و انصافا استفاده میکنم و نتایج خوبی هم از همین فایلها در موارد مختلف گرفتم و از این بابت از خدا سپاسگذارم که من را با شما و سایتتون آشنا کرد.بهرحال میخواستم در حد همین یک نظر جواب این فرصت و زمانی که برای اعضا میگذارید را با تشکر از شما اعلام کنم.

    امیدوارم هرکجا که هستید در کمال صحت و سلامتی و لذت بردن از زندگی باشید.

    منتظر فایلهای بعدی خوب شما هستم

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: