این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-11-08 08:17:172025-12-03 20:45:54باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در مورد این باور که با ثروتمند شدن از خدا دور میشم، نمیدونمچرا دارم انکارش میکنم که من این باور رو دارم اما با تمام وجودم قبلا نفرت از ثروتمندارو حس کردم. چندین و چند بار با خودمون تکرار کردیم به ثروتش نیست که بی فرهنگه، نفهمه، ناآگاه و ندید بدید و تازه به دوران رسیده است. چقد از تازه به دوران رسیده دیده شدن وحشت دارم و با تمام وجودم ناخودآگاه نمیخام ثروتمند بشم که تازه بدوران دیده نشم چون پدر و پدربزگهای من فقیر بودن و ثروتمند شدن من، یعنی کسی که تازه به دوران رسیده در حالیکه بقیه نسل در نسل ثروتمندن و هزار پله از من جلوان. (مقایسه سم است)
باور بعدی که نمیذاره ثروتمند شم، اینکه با ثروتمند شدن، هرکه بامش بیش برفش بیش میشه.. و منم حوصله برف و بام رو ندارم پس بذار تو همین غار فقرم بپوسم.
باور بعدی که نمیدونم چیه اما باعث شده هربار من یه مقدار پولی هرچند خیلی کمبدستم بیاد، اون پول برا چیزی که اصلا باب میلم نبوده خرج بشه. یا برخلاف میلم فقط بخاطر اینکه آدم خوبی دیده بشم، به کسی دادمش.
به شدت باور عدم لیاقت و کمبود در وجودم ریشه داده. اینو خیلی خوب میدونم. اما دونستش و افتخار به اینکه میدونمش دردی رو دعوا نمیکنه. خدایا میخام باور لیاقت و فراوانی بسازم، کمکم کن.
باور کمبود از من یک آدم خیلی خسیس ساخته که حتی در استفاده از پیش افتاده ترین چیزها هم خساست به خرج میدم و با نقاب صرفه جویی خودمو توجیح میکنم.
من خیلی طمعکارم و به خاطر 2 قرون حاضرم خودمو تو سختی بندازم.
چه جالب که نمیخام ثروتمند بشم که تو دردسر نیفتم اما رنج و دردسرهای طمعکاری رو چشم بسته قبول میکنم.
تو این یک هفته، جنگ روانی خیلی سختی رو با کمال طلبی، کار کردن روی خودم و ضرب در صفر کردن تلاشهام گذروندم. بقدری که هزار بار تصمیم میگرفتم این سفرنامه رو نصفه رها کنم و برم دنبال دورهای که خریدم و روی خودم کار کنم. شیطان رجیم هی میگفت کامنت نوشتن تو اونجا هیچ نفعی برات نداره فقط داری به امتیاز سایت کمک میکنی. هی میگفت ولش کن این سفرنامه رو، صبر کن تبلتت که رسید اونجا قشنگ همه فایلها رو سیو میکنی و از اول شروع میکنی و خیلی کامل پیش میری.
خوشحالم که بعد از ده روز جنگ، پیروز شدم و دارم کامنت مینویسم. و این فایل رو مثل آقای عطاروشن که گفته بودن خودشون فایلها رو ویرایش میکردن و جاهایی که استاد از باورهای خوب صحبت میکردند رو چندین و چند بار روی تکرار میزدن، منم ویرایشش کردم اونجوری که دوست داشتم.
به حرف شیطانم گوش دادم البته اون میخاست من صبر کنم و بعدا سر فرصت اون ایدهای کمال گرایی شو عملی کنم، ولی من درجا عملیش کردم و الان میتونم پیروزمندانه بهش بخندم.
ایده هاش این بود که، صبر کن تبلت که خریدی، قشنگ از اول این سفرنامه رو شروع کن، فایلها رو ویرایش کن بعد، مقالات استاد رو بهشون اضافه کن و چندتا کامنتم که به دلت نشسته رو هم اضافه کن و کامنتم ثبت کن. اینجوری یه فایل کامل از هر روز سفرنامه داری و نیاز نیست هی بری بگردی. خیلی حرفش منطقی و دلنشین بود، اما میگفت صبر کن الان انجامش نده، الان وقتش نیست.
اما من صبر نکردم، سریع شروع کردم، به ویرایش فایل و تکرار باورهایی که استاد میگن، اما شیطان که بیکار نمیشنیه بلاخره حقوق میگیره باید کار کنه، به محض اینکه دید من شروع کردم به ویرایش، گفت چه کاریه داری رو این فایل رایگان وقت میذاری، برو اون دوره رو که خریدی رو کار کن. این سفرنامه رو ولش کن. خیلی حالمو بد میکرد هی تسلیمش میشدم، اما امروز بلاخره تموم کردم ویرایشش رو. و انشالله آرام آرام همه فایلها رو اونجوری که دوست دارم تکرار میکنم.
خواهر عزیزم،مریم جان دلِ من،نمیدونم تا حالا توی این سایت کسی برای خواهرش کامنت گذاشته یا نه،قطعا گذاشته اما من ندیدم،اما چه کار خوبی کردی که سفرنامه را ادامه دادی من همه کامنت های تو رو در سفرنامه خوندم و از تک تک شون لذت بردم،تو رو جز اعضای مورد علاقه ام سیو کردم و همیشه میام به پیجت سر میزنم تا ببینم اگه کامنت جدیدی گذاشتی جرعه جرعه با لذت تمام به سلولهای وجودم بدم،میدانم که میتوانم گزینه ایمیل را فعال کنم اما اینجوری برام قشنگتره،چقدر بهت افتخار میکنم که تسلیم نجوای شیطان نشدی،و چه باور عمیقی پیدا کردی،تازه به دوران رسیده،چقدر ما عوض شدیم یادمه شاید همین 5 سال پیش بود ما ادمها را بخاطر تازه به دوران رسیده بودنشان مسخره میکردیم،خدایا شکر که نور اگاهی را برما تاباندی،بعد خوندن کامنتت و لغت تازه به دوران رسیده دیدم که چقدر من از این لغت میترسیدم،از اینکه تازه به دوران رسیده دیده شوم اما همین لحظه میدونی چی بهم الهام شد،اینکه اتفاقا چقدر خوب که تازه به دوران رسیده باشم،چقدر خوب که اجدادم فقیر باشن و من ثروتمند باشم،این یعنی من قوی هستم،یعنی خدا هست و همه غیر ممکن های ذهت رو ممکن میکند،همانجور که در شعاع یک کیلومتری فامیل ما،ادم هایی که نزدیکمان بودند کسی مهاجرت نکرده،اما تو مهاجرت کردی،تازه به دوران رسیده اتفاقا خوب است یعنی نمیترسم یعنی اگه دوباره صفر بشم اتفاقی نمی افته استاد همیشه میگن وقتی یک بار تونستی یعنی بازم میتونی،با خوندن کامنتت اصلا تصمیم گرفتم افتخار کنم که تازه به دوران رسیده هستیم،خیلی هم عالی است،یعنی با قدرت خدای متعالمان تونستیم از هیچ به اینجا برسیم،یعنی میشود همانطور که الانِ ما هیچ ربطی به کودکی مان ندارد ما دوباره میسازیم تا در آینده ای نه چندان دور بگیم الانمون هیچ ربطی به چندسال قبلمون نداره،چقدر استاد شایسته قشنگ گفتن که ما ادم ها در شهرهای متفاوت زندگی نمیکنیم،ما در فرکانس های متفاوت زندگی میکنیم،درسته الان هزاران فرسنگ ازت دورم اما از همیشه بهت نزدیکم
در مورد باور اینکه ثروتمند بشم به زحمت میفتم یاد اون جمله استاد افتادم که میگن ادم فقیر میگه اول کدوم بدهی ام رو بدم ادم ثروتمند میگه اول کدوم پروژه مالی و خلق ثروت رو شروع کنم،همه این باورها رو منم دارم و بهت افتخار میکنم که اینقدر عالی و دقیق اینها رو پیدا کردی،خدا رو هزاران بار شکر بخاطر آشنایی مون با این سایت و استاد عزیزمون
چه لذتی بردم باجی از کامنتت. چه ایده قشنگی که بهم پاسخ نوشتی…
چقدر عالی تازه به دوران رسیده رو منطقی کردی به ذهنم. وقتی از بعد قدرتم به همه چیز نگاه میکنم، همه چیزای منفی، رنگ میبازن برام.
بار اول که کامنت رو خوندم، ذهنم تو شوک بود نمیخاست لذتو قبول کنه اما انگار چاره ای نداشت. بار دوم که خوندم شروع کرد به زمزمه. اما صداش خیلی خیلی ضعیف بود نشنیدم اصلا ولی حس بد رو ایجاد کرد، اما نمیخام بهش میدان بدم حتی نمیخام ببینم چی میگه. فقط میخام تکرار کنم اینکه من مثل اجدادم نیستم و تازه شروع کردم به پیشرفت، افتخارم داره.تسلیم نشدن ما به شرایط افتخار داره. ایمان تازه ریشه داده ی ما افتخار داره. ندید بدید بودن ما افتخار داره. ندید بدید بودن یعنی ما جسارت تجربه کردن ناشناخته ها رو داریم. آفرین بهت باجی که اینقدر قشنگ منطقی کردی.
مریم جان عزیز ممنونم به خاطر کامنت بسیار زیبات و اینکه باور اشتباهت رو برامون به اشتراک گذاشتی
دقیقا یکی از طلسم های خودم رو از کامنت شما پیدا کردم . تازه به دوران رسیده
این جمله رو بارها من قبلا به کسانی که به ثروت رسیده بودند میگفتم و ناخودآگاه من هم از اینکه دیگران این حرف رو راجبه من بزنند میترسیدم ، چون خودم گفته بودم . الله اکبر
استاد پیرو فرمایشات شما من در گذشته شرایط مالی و در آمدی خوبی داشتم که بجز خودم و خانوادام برای همه سودمند بود . مثلآ یک ساختمانی داشتم که متشکل شده بود از چند دهنه تجاری و مسکونی من در محبت کردن و کمک رساندن به مستاجر هایم بقدری افراط میکردم که از یکی از مستاجر هایم سه سال هیچ کرایه ای نگرفتم چون نداشت از دیگر مستاجر ها هم آنقدر کم اجاره میگرفتم که اصلآ به حساب نمی امد تازه هر وقت دوست داشتن شارژ و هزینههای آب و برق گاز پرداخت میکردن و من بخاطر اینکه دل اونها رو نشکونم هیچ وقت بهشون حرفی نمیزدم و پیش خودم میگفتم که خدا به من داده و من هم باید به دیگران کمک کنم واقعا عقلم نمیرسید که این مستاجر وقتی نمیتونه اینجا کرایه بده بره یک جای که کرایه کمتری داره. کار به جای رسیده بود که من پول آب برق گاز اونها رو هم پرداخت میکردم و اینجوری هم به خانواده خودم فشار میآوردم و هم آنها رو پر توقع کرده بودم بعد از یه مدتی ساختمان به خرج افتاد پشت بام راه پلهها و کلی خرج دیگه که من نداشتم پرداخت کنم اونه هم بااین کرایه ای که مثلآ به من پرداخت میکردند و عادت هم کرده بودن دیگه جای رو نمیتونستن پیدا کنند من با دلسوزی که انجام داده بودم هم خودم و هم اونها رو به دردسر انداخته بودم . یا وقتی که باشگاه ورزشی داشتم شهریه واقعی رو نمیگرفتم هرکسی که شهریه پرداخت نمیکرد رو اصلا باهاش کاری نداشتم چون فکر میکردم که خدا به من داده تا دیگران بیان و استفاده کنند . با همین طرز فکر های اشتباه اون باشگاه جمع شد و همون افراد الان دارن میرن جای دیگه ای ورزش میکنند و الان دقیقا آمار دارم که ماهی یک میلیون پانصدهزار تومن شهریه میدهند دقیقا اردیبهشت 1403 بی هیچ مشکلی .
ولی از وقتی که با شما استاد بزرگ و آموزشهای شما آشنا شده ام نگاهم در مورد کمک کردن به دیگران و حتی نزدیک ترین اشخاص زندگیم مثل فرزندانم کاملا تغییر کرده همان جمله معروفی که روزی 500 بار در ذهن من تکرار میشود .
( بهترین نوع همایت کردن از فرزندان حمایت نکردنه) .من خیلی وقت ها پافشاری میکردم برای اینکه به دیگران کمک کنم . یا از این موارد کار ها ولی الان همه چیز را میسپارم به زمان و اسراری ندارم که پیله پروانه رو زودتر از موعد باز کنم اینطوری هم خودم در آرامش کامل به سر میبرم و از زندگیم لذت میبرم و هم تو کار و مسیر تکامل کسی دخالت نمیکنم . از خداوند متعال بابت این آگاهی که به من هدیه داده بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیز و مهربان هم تشکر میکنم که اینقدر دقیق موارد. و ریزه کاری هارو مو به مو برای ما توضیح میدهید و با مثالهای زیباتون کاملا موارد رو حس کنیم و بخاطر بسپاریم و به آنها عمل کنیم تا به هدفی که در ذهن داریم دست یابیم
باز هم از خداوند مهربان سپاس فراوان دارم که من رو در این مسیر هدایت نمود
وقتی یکی منبع انژی رو از نزدیک ببینه بیشتر انرژی میگیره
البته از هر جای دنیا هم که فایل بذارید، اثرشو رو کسی که اراده کرده تو این مسیر بیاد، میذاره
شما هم هر جا که باشید می تونید رسالتتونو انجام بدید چون هدف شما اینه که به افراد آگاهی بدید و مسلما در این راستا فرقی نمی کنه که با یک فرد معمولی صحبت کنید و یا یک فرد مشتاق به تغییر
وقتی با شناسایی باورها ثابت می کنید که بین داشتن ایمان و ثروت هیچ تضادی نیست چه من که یک انسان عادی هستم و چه آن افسری که در فایل مثالش را زدید به خود می آئیم و می توانیم از امروز انسان دیگری باشیم که با سرعت بیشتر به سمت هدف حرکت می کنیم
من در هر همایش و یا سمیناری که شرکت می کنم با خودم می گم اگه از این جلسه فقط یک نکته یاد بگیرم که بتونه به من در رسیدن به اهدافم کمک کنه بسه
من همیشه از فایلهای شما انگیزه می گیرم. و هنگام گوش کردن به آنها می گم از هر فیلی فقط یک نفر بتونه تغییر کنه با تماشای 100 فایل 100 نفر تغییر می کنند و این همان هدفی است که شما دنبال می کنید
بنابراین دوست دارم من هم ثروتمند باشم یکی مثل بیل گیتس و یا حتی بهتر از او باشم تا بتونم جهان رو گسترش بدم
این جمله شما همیشه یادم خواهد ماند که گفته بودین ” اگه می خوای به فقیران کمک کنی باید کاری کنی تا یکی از اونا نباشی”
من به خود می بالم که از اوایل ایجاد سایت با شما و تیم سخت کوش شما همراه هستم و تنها سایتی هست که هنوز عضوش باقی مانده ام چون وقتی عضو سایتهای مشابه میشم بعد یه مدتی می بینم به اندازه شما به دلم نمیشینه : ساده اما موثر
بنام خدای عزیزم وسلام به استاد بینظیر وخانم ستایش مهربان و همه ی دوستان گلم من برای اولین باره که دارم کامنت میزارم و میخوام تشکرکنم از این سفر نامه فوقالعاده مؤثر.
چون اصلا اهل چت و گروه و گوشی و پیام نیستم بجز سایت عباسمنش وکانل عباسمنش برای همین کامنت گذاشتن برام وقت گیره ولی سفرنامه امروز وادارم کرد که از باور: اگه ثروتمند بشم از خدا دور میشم: وتجربه که از این باور محدود کننده را داشتم براتون بگم گفته های استاد درمورد قانون های جهان هستی و فرکانسها و جواب فرکانس ما از طرف جهان هستی واقعا درسته چون من تا بحال به جرات میگم هزاران جلدکتاب خوندم که البته همین خواندن کتابهای تاریخی سیاسی انقلابی ورمان
:که باعث شد باورها محدود کننده زیادی را در خودم پبدا کنم :.تا سال 81 بعد از ورشکستگی همسرم وبی پولی شدید که داشتم احساس کردم احتیاج به پرستش خدا دارم چون بااینکه مسلمان هستم اما چون عاشق ایران باستان بودم از دین زرتشت بیشتر خوشم میامد و نمیدانستم ازچه راهی خدارا پرستش کنم که از عمق وجودم باشه وخدا در کتاب چهل روز موسی داغ که داشتم میخواندم از زبان یه روحانی ترکیه جوابم را داد که ازهر راهی که خدارا بپرستی درسته ومن شروع کردم خواندن نماز سروقت وباخلوص نیت وبا تمرکز و از ان پس زندگیم رنگ خدایی گرفت چندین بار نمیدونم بگم وصل بود، الهام یا هدایت بود هر چه بود من در اوج لذت و عشق وحال خوب بودم و یادمه همون موقع یه خیانتی از طرف کسی که خیلی نسبت نزدیکی باهام داشت شده بود وفکرم خیلی درگیر این موضوع بود وشب نمیتونستم بخوابم واذیت میشدم تا اینکه یه شب به خدا گفتم خدایا دیگه خسته شدم احتیاج به خواب دارم کمکم کن نمیتونم توصیف کنم که همان لحظه چه اتفاق عالی وزیبایی برایم رخ داد من عاشق طبیعتم وخدا از دامنه ی یه کوه جویباری زلال یکدفعه سرازیر کرد توی صورتم وتمام ذهنم را اشغال کرد من بلافاصله تا صبح خوابم برد واین شروع وصل وعشقم به خدابود وقتی درمانده بودم خودش را بهم نشون میداد به قول استادکه مگیفت در بندر عباس با کتونی راه مرفتم اشک شوق میرختم منم همینطور بودم واقعا انگار از حال خوش رو هوا سیر مکردم یعنی اگه تو تابستان میگفتم خدایا دلم هوای بارون داره باران میامد و من سجده میکردم و از خدا برای لطفش سپاسگزاری میکردم .در همین حین همسرم بعد از ورشکستگی تازه رفته بود عسلویه سرکار و از فرط بی پولی یه روز سر نماز بخدا گفتم دیگه نمیخوام بی پول باشم وقتی مشغول نمازشدم صدایی قدرتمند ومحکم بهم گفت خدابزرگ است!! اینقدر قدرت این صدا زیاد بود که من ناخوداگاه یک قدم رفتم عقب و انگار یک دنیا امید تو قلبم ریخته شدواقعانمیتونم توصیفش کنم. بعد از اون در رحمت برایم باز شد و ازفردایش همسرم پول به حسابم ریخت و بعد از چندین سال پول به زندگیم سرازیر شد ماشین 206 نوخردیم و بالاخره به مسافرت رفتیم همه اینارا گفتم برای این قسمت که درست یادمه نزدیک شیراز بودیم یه اهنگ شاد داشت از سیستم ماشین پخش میشد صدای خنده ی بچه ها میومد و من ترسیدم و با گریه به خودم گفتم نکنه حالا که به پول رسیدم از خدا دور بشم!! ازبسکه حالم با خدا خوب بود وبا این باور محدود کننده از همان وقت پول برایم استپ کرد و در همانقدر ماند حتی کمترهم شد .درطی این چند سال هر چه کتاب موفقیت و عرفانی مثل همه ی کتابای وین دایر پائولو کئیلیو راز….. را خواندم انهم با تعمق البته بی تاثیر نبود خیلی
تغییر کردم اما اون نتیجه ای را که میخواستم نگرفتم و در بعضی موارد هم گمراه وسرگردان میشدم وعلاوه بر اینکه پولدار نشدم حال خوبمم با خدا کم رنگ شد و کم کم تبدیل شدم به یه ادم دلسرد و بی تفاوت ببینید یک باورمخرب بامن چه کرد من در اوج بودم وخدا چه لطفی بهم داشت میگفتم موجود باش و میشد هم از لحاظ مالی هم روحم را پالاش کرده بودم هم رهایش داشتم به مروردچار ترس ونگرانی شدم و بی پول تا یکسال و نیم پیش که دوباره خدارا صدا زدم خدای بی همتاکه مظهر عشق وصبر و همیشه حاضر وجوابم را داد ومن وهمسر را هدایت کرد به سمینار که با پسرم سه تایی ثبت نام کردیم ودرهمین دوره موفقیت و ان ال پی بودیم که من بایه خانمی بخواست خدا دوست شدم و یه روز گفت استاد شاگرد استاد عباس منش است و این اسم درمن کلیک خورد وقتی خدا بخواهد کسی را هدایت کند چه راههای جالبی دارد این فرد که خدا سر راهم گذاشت خانم تیموری دخترعموی خانم تیموری بود کسی بود که ازنزدیک استادرا میشناخت و وقتی من بااشتیاق درمورد استاد سوال کردم چون واقعا دنبال یک راهنما می گشتم. وقتی گفت عباسمنش یه ادم بود که هیچی نداشت و فقط کتاب میخوند وحتی اینقدر زیاد و با جدیت رو خودش کار میکرد که حتی بعضی وقتا غذا هم نمیخورد وحالا رفته امریکا ویه ملک خریده شصت هکتار ومنی که تشنه ی یادگیری بودم عباسمنش تو قلبم حک شد و چون از اون دوره موفقیت و ان ال پی هم ان نتیجه ی مطلوب را نگرفته بودم رفتم دنبال فایل های استاد عباسمنش عزیزم. من و همسرم بافایلهای رایگان و کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم ورویایی که رویا نیستند و دوره انلاین جهان بینی توحیدی وعزت نفس وارد خانواده سراسر عشق خدایی عباسمنش شدم.فقط میخواستم بگم من به اندازه موهای سرم در هر زمینه ای کتاب خوندم ولی هیچ کجا چه درایران وچه در خارج از ایران هچکس خلوص نیت و صداقت و اموزش های مخصوصاراجب باورها را نگفته واقعا کلید همه ی بدبختی ما واز خدا دور شدن ما مخصوصا خودم همین سه تا باور اساسیه امیدوارم همیشه ابن فرمول را مدنظر داشته باشیم.
بهترین ورودی ذهن=احسات خوب =اتفاقات خوب=فرکانس خوب=مدار عالی.
ازاینکه کامنتم طولانی شد ازهمه پوزش میطلبم .عاشق همتونم وهمگی در پناه خداوند یکتا باشید واز شما استادعزیز که شما برایم یکی از دستان قدرتمند خدا هستید بینهایت سپاسگزارم وبالاخره بعد از یک عمر جستجو درکتابها با حرفهای شما بخودم، به ارامش و به خدا رسیدم وبا تغییر باور هام بزودی به ثروت هم میرسم و خدارا هزاران بار شکر میکنم.
سپاس فراوان از به اشتراک گذاشتن تجربه گرانبهاتون…واقعا چه حس خوب و عشقی رو با نوشتتون منتقل کردین..وقتی خابتون و تعریف کردین اشک ذوق از چشمام جاری شد…بهترینهاروبراتون ارزو دارم
یعنی اگه کل دنیا جمع میشدن که بهم ثابت کنن ثروتمند بودن کار معنوی هست وخدا هم دوست داره که ما ثروتمند بشیم! نمی تونستند منو در این حد که الان ماهاست متقاعد شدم ، متقاعد کنند.
چرا میگم ماهاست متقاعد شدم، چون تا همین یکسال پیش اصلا نمی تونستم اینو بپذیرم، اینکه خدا دوست داره من ثروتمند بشم؟ خب پس چرا بهم نمیده اونقدری که بی نیاز باشم؟
اما از وقتی به طور مرتب آموزه های شما رو با گوش دل شنیدم و کم کم بهش عمل کردم از وقتی از خداوند خواستم قلبم رو باز کنه تا با خوندن کتابش قرآن بفهمم که اصل واساس جهان برچه چیزهایی بنا شده و اصلا خواست خدا از منه بنده اش چیه؟
از وقتی از شما یاد گرفتم کلام خدا در قرآن رو که خطاب به هر پیامبر ورسول فرستاده ای هست رو حرف خدا وخواسته ی خدا نسبت به خودم و خطاب به خودم در نظر بگیرم، دیدم ای وای بر من، الحق که خطاء،واشتباه بود تمام باورهام در مورد ثروت و اصلا همه چیز…
اینکه خدا میگه بهشت رو با اون مشخصات عالی و مثالهای شگفت انگیز وخواستنی برای نیکان و خودمراقبان در نظر گرفتم، این خودش یه اصل بود یه اصل هست یه کد بود یه نشونه واضح، که آره همسر زیبا ونیکو وفادار و غذاهای خوشمزه و میوه ها و رودها وباغ وبستانها و خانه های زیبا و لباسهای زیبا و زیورالات و بی نیازی از هر نیازی، اینها همه بخش مهمی از خواسته یک انسان هست که می تونه از طرف مخلوقش بهش عطاء بشه، اماده ودر دسترس، وصد البته برای خودمراقبان ویکتاپرستان وکسانیکه در مسیر درستی وراستی گام برمیدارند و همیشه دنبال نیکی و خوبی هستند…
خب همین اصله دیگه، یعنی منه خدا میگم اینا خوبه، اینا پاداشه، این لذت بخشه، من از قبل همشون رو در اختیارت قرار دادم بیشتر از اونم بهت عطاء میکنم( شما را می افزاییم) اما به شرطها وشروطه ها…
اینکه تنها مرا بپرستی وتنها از من یاری بخواهی…
داشته هات رو ببین، قدردانشون باش، بیشترش میکنم..
خوبیها وجمال و عاطفه وعشق همسرت رو زیاد میکنم…
مال واولاد و اموالت رو زیاد می کنم..
عزت وآبرو ونام نیکت رو زیاد میکنم..
تا تو با داشتن این نعمتها جهان مادی رو گسترش بدی وباعث آبادانیش بشی و کاری کنی جهان از هر نظر جای بهتری برای زندگی کردن خودت ودیگران باشه…
ختم کلام، شما بارها وبارها این اصل رو به صورتهای مختلف بهمون آموزش دادید و با عملکرد به این اصل شواهد ونتایج هم از راه رسیدند..
ونتایج در کنار هم باعث تقویت ایمانمون شد و ایمان بیشترخیر وسعاوت بیشتری رو به سمتون هدایت کرد.
و این یعنی آدمی با باورهاش،وچیزیکه بهش یقین داره ونسبت به اون باور رفتار میکنه ، زندگیشو هرطور که میخواد داره شکل میده…
اینکه خداوند بیشتر از هرکسی دوست داره ما ثروتمند باشیم تا هم خودمون از اون ثروت استفاده کنیم و هم بتونیم باهاش باعث گسترش جهان بشیم، زیباترین وکاربردیترین جمله ای بود که باعث شد مسیر باورها وبعد مسیر زندگیم به سمت خوشبختی بیشتر سرازیر باشه.
با سپاس و درود به شما دوست عزیزم و استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی
استادعباس منش بینهایت از خداوند و قوانینش/ که از طریق فرکانسهایی که از شرکت در سمینارها و همایشهایی که شرکت میکرد با این مضمون که خدایا من در سطح این آموزشها نیستم و خیلی خیلی از این آموزشها دیدگاهم وسیعتر هست و ازت میخوام من را با یک استاد موفق و تجربی و استادی که حرفش، عمل، صداش، و تمام ارتباطاتمون به دلم بشینه و بهم باوری بده که منم میتونم موفق باشم برسه که بعد از ثبت نام در یک دوره یکساله با شما آشنا شدم و رفتم ثبت نامم را کنسل کردم و بینهایت خوشحالم و از شما سپاسگزارم. بینهایت خداوند را شاکرم به خاطر آشنایی با شما / و گام به گام با تمرینات و روش شما دارم پیش میام و در این یکسال خیلی خیلی راضی هستم. من تمام محصولاتتون را دارم و تمام محصولاتتون را گوش کردم و تمام اتفاقات و شرایط و موقعیتهای زندگیم دقیقاً مثل شما برایم اتفاق می افتد ورشد و پیشرفتم را متوجه میشم و ایمان و باور دارم که در کالیفرنبا همدیگر را خواهیم دید. خواهشمندم این را در ذهنتان نگاه دارید. براتون آرزوی موفقیت، شادی، ثروت و سعادت میکنم….. دوستدار استاد عباس منش و تمامی اعضا مسیر موفقیت از طریق قوانین کائنات: ابوالفضل گلابی
استاد تو بی نظیری از وقتی با استاد عباس منش اشنا شدم از مدار صفر به مدار …. رسیدم،من که به فکر این بودم تا اخر سال اگه یک ملیون داشته باشم خرج تا اخر سالم میشه الان روزی یه ملیون میاد به حسابم ،همه اش هم از راهنمایی های استاد عزیز هست
به نظر من اتفاق زیبایی در سایت افتاده جدیدا، و اون هم اینه که استاد عباس منش با این سبک فایلها رو ارسال میکنن که حتما در فضای باز و واقعی ضبط میکنند و در مورد نتایج موفقیت خودشون واضح صحبت میکنند که هدف همه ما هم همینه و قطعا در تثبیت باورهای خوب نقش فوق العاده ای داره.
پایه آشنایی من با سایت عباس منش اینجوری بود که چون به کار طراحی سایت علاقه دارم و کار طراحی سایت هم انجام میدم، در جریان گشت و گذار در نت بصورت اتفاقی وارد این سایت شدم و ابزار خوب و قالب خوب این سایت رو داشتم نگاه میکردم که کم کم به موضوع موفقیت هم علاقمند شدم.
قبلا و سالها پیش از دهه شصت مطالعاتی در زمینه موفقیت داشتم ولی همگی بصورت پراکنده بودند و متمرکز نبودند، اما خداروشکر میکنم که این سایت باعث ایجاد تمرکز و توجه من روی این موضوع شد.
الان که مدتیه خیلی متمرکز شدم روی سایت و از محصولات رایگان دارم استفاده میکنم، موفق شدم بیش از 250 باور اشتباه در خودم رو کشف کنم و روی اونها دارم کار میکنم.
دیشب به آخرین باور غلط، وابستگی به خانواده، رسیده بودم و یادداشتش کردم تا برای تغییرش اقدام کنم، و جالب اینه که امروز این فایل رو دیدم که استاد در این فایل میگن این یک ویروس ذهنی در بعضی از فامیلها و اطرافیانشون هم بوده که این باور غلط و ترسها رو هم به اونها گوشزد میکردند.
امیدوارم در پناه خداوند و با توکل به خداوند همگی بتونیم تا بالاترین سطوح تحول و تکامل رو طی کنیم.
امیدوارم این مدل مدیریت سایت و این فایلهای خوب در سایت ادامه پیدا کنند و همگی بتونیم با ایجاد سینرژی مثبت، شرایط و محیط و افراد اطراف خودمون رو هم عوض کنیم.
خیلی خوشحالم که حالتون خوبه باورهاتون روفهمیدید و خودتون رو شناختید
یه سوالی داشتم و میخاستم جواب بدید ../
چجوری باوری های محدود کننده وغلطتون رو پیدا کردید؟؟ و الان دارید کار میکنید روی خودتون برای ایجاد باورهای صحیح قوی تر؟؟؟
و اینکه باز با فایلای رایگان؟؟
من خوب میدونم که فایل های رایگان فوق العاده ان اگاهی دهنده ان کم نیست نتایج ام از اگاهی این صحبت ها
بازم خوب میدونم ذهنم مقاومت داره درمورد زیاد مفید و موثر بودن شون/
یعنی احساس میکنم اگه اون محصولات پولی داشتم قطعا پیشرفتم بزرگتر می بود/
خب
الان یه باور نادرست دارم یعنی اینکه فایل های رایگان کارایی لازم رو ندارد
و
من حتما باید هزینه کنم و پیشرفت اصلی من با اون فایل پولی هست
الان من با این ذهنیاتم چیکار کنم؟
بازفهمیدم و گفتن استاد که با همین امکاناتی داری باید شروع کنی باید حرکت کنی و وقتی رفتی مرحله بعد اونوقت راحت میتونی خواسته ات به دستت بیاد و اینو درک میکنم و توی همین صحبت های استاد میگن که تو همین شهر ده محله کشوری که هستی بایستی خودتو بسازی باید زندگی وذهنت رو تصحیح کنی وگرنه اسمون همجا ابی هست
سلام
روز 25 ام
در مورد این باور که با ثروتمند شدن از خدا دور میشم، نمیدونمچرا دارم انکارش میکنم که من این باور رو دارم اما با تمام وجودم قبلا نفرت از ثروتمندارو حس کردم. چندین و چند بار با خودمون تکرار کردیم به ثروتش نیست که بی فرهنگه، نفهمه، ناآگاه و ندید بدید و تازه به دوران رسیده است. چقد از تازه به دوران رسیده دیده شدن وحشت دارم و با تمام وجودم ناخودآگاه نمیخام ثروتمند بشم که تازه بدوران دیده نشم چون پدر و پدربزگهای من فقیر بودن و ثروتمند شدن من، یعنی کسی که تازه به دوران رسیده در حالیکه بقیه نسل در نسل ثروتمندن و هزار پله از من جلوان. (مقایسه سم است)
باور بعدی که نمیذاره ثروتمند شم، اینکه با ثروتمند شدن، هرکه بامش بیش برفش بیش میشه.. و منم حوصله برف و بام رو ندارم پس بذار تو همین غار فقرم بپوسم.
باور بعدی که نمیدونم چیه اما باعث شده هربار من یه مقدار پولی هرچند خیلی کمبدستم بیاد، اون پول برا چیزی که اصلا باب میلم نبوده خرج بشه. یا برخلاف میلم فقط بخاطر اینکه آدم خوبی دیده بشم، به کسی دادمش.
به شدت باور عدم لیاقت و کمبود در وجودم ریشه داده. اینو خیلی خوب میدونم. اما دونستش و افتخار به اینکه میدونمش دردی رو دعوا نمیکنه. خدایا میخام باور لیاقت و فراوانی بسازم، کمکم کن.
باور کمبود از من یک آدم خیلی خسیس ساخته که حتی در استفاده از پیش افتاده ترین چیزها هم خساست به خرج میدم و با نقاب صرفه جویی خودمو توجیح میکنم.
من خیلی طمعکارم و به خاطر 2 قرون حاضرم خودمو تو سختی بندازم.
چه جالب که نمیخام ثروتمند بشم که تو دردسر نیفتم اما رنج و دردسرهای طمعکاری رو چشم بسته قبول میکنم.
تو این یک هفته، جنگ روانی خیلی سختی رو با کمال طلبی، کار کردن روی خودم و ضرب در صفر کردن تلاشهام گذروندم. بقدری که هزار بار تصمیم میگرفتم این سفرنامه رو نصفه رها کنم و برم دنبال دورهای که خریدم و روی خودم کار کنم. شیطان رجیم هی میگفت کامنت نوشتن تو اونجا هیچ نفعی برات نداره فقط داری به امتیاز سایت کمک میکنی. هی میگفت ولش کن این سفرنامه رو، صبر کن تبلتت که رسید اونجا قشنگ همه فایلها رو سیو میکنی و از اول شروع میکنی و خیلی کامل پیش میری.
خوشحالم که بعد از ده روز جنگ، پیروز شدم و دارم کامنت مینویسم. و این فایل رو مثل آقای عطاروشن که گفته بودن خودشون فایلها رو ویرایش میکردن و جاهایی که استاد از باورهای خوب صحبت میکردند رو چندین و چند بار روی تکرار میزدن، منم ویرایشش کردم اونجوری که دوست داشتم.
به حرف شیطانم گوش دادم البته اون میخاست من صبر کنم و بعدا سر فرصت اون ایدهای کمال گرایی شو عملی کنم، ولی من درجا عملیش کردم و الان میتونم پیروزمندانه بهش بخندم.
ایده هاش این بود که، صبر کن تبلت که خریدی، قشنگ از اول این سفرنامه رو شروع کن، فایلها رو ویرایش کن بعد، مقالات استاد رو بهشون اضافه کن و چندتا کامنتم که به دلت نشسته رو هم اضافه کن و کامنتم ثبت کن. اینجوری یه فایل کامل از هر روز سفرنامه داری و نیاز نیست هی بری بگردی. خیلی حرفش منطقی و دلنشین بود، اما میگفت صبر کن الان انجامش نده، الان وقتش نیست.
اما من صبر نکردم، سریع شروع کردم، به ویرایش فایل و تکرار باورهایی که استاد میگن، اما شیطان که بیکار نمیشنیه بلاخره حقوق میگیره باید کار کنه، به محض اینکه دید من شروع کردم به ویرایش، گفت چه کاریه داری رو این فایل رایگان وقت میذاری، برو اون دوره رو که خریدی رو کار کن. این سفرنامه رو ولش کن. خیلی حالمو بد میکرد هی تسلیمش میشدم، اما امروز بلاخره تموم کردم ویرایشش رو. و انشالله آرام آرام همه فایلها رو اونجوری که دوست دارم تکرار میکنم.
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان قشنگم
خواهر عزیزم،مریم جان دلِ من،نمیدونم تا حالا توی این سایت کسی برای خواهرش کامنت گذاشته یا نه،قطعا گذاشته اما من ندیدم،اما چه کار خوبی کردی که سفرنامه را ادامه دادی من همه کامنت های تو رو در سفرنامه خوندم و از تک تک شون لذت بردم،تو رو جز اعضای مورد علاقه ام سیو کردم و همیشه میام به پیجت سر میزنم تا ببینم اگه کامنت جدیدی گذاشتی جرعه جرعه با لذت تمام به سلولهای وجودم بدم،میدانم که میتوانم گزینه ایمیل را فعال کنم اما اینجوری برام قشنگتره،چقدر بهت افتخار میکنم که تسلیم نجوای شیطان نشدی،و چه باور عمیقی پیدا کردی،تازه به دوران رسیده،چقدر ما عوض شدیم یادمه شاید همین 5 سال پیش بود ما ادمها را بخاطر تازه به دوران رسیده بودنشان مسخره میکردیم،خدایا شکر که نور اگاهی را برما تاباندی،بعد خوندن کامنتت و لغت تازه به دوران رسیده دیدم که چقدر من از این لغت میترسیدم،از اینکه تازه به دوران رسیده دیده شوم اما همین لحظه میدونی چی بهم الهام شد،اینکه اتفاقا چقدر خوب که تازه به دوران رسیده باشم،چقدر خوب که اجدادم فقیر باشن و من ثروتمند باشم،این یعنی من قوی هستم،یعنی خدا هست و همه غیر ممکن های ذهت رو ممکن میکند،همانجور که در شعاع یک کیلومتری فامیل ما،ادم هایی که نزدیکمان بودند کسی مهاجرت نکرده،اما تو مهاجرت کردی،تازه به دوران رسیده اتفاقا خوب است یعنی نمیترسم یعنی اگه دوباره صفر بشم اتفاقی نمی افته استاد همیشه میگن وقتی یک بار تونستی یعنی بازم میتونی،با خوندن کامنتت اصلا تصمیم گرفتم افتخار کنم که تازه به دوران رسیده هستیم،خیلی هم عالی است،یعنی با قدرت خدای متعالمان تونستیم از هیچ به اینجا برسیم،یعنی میشود همانطور که الانِ ما هیچ ربطی به کودکی مان ندارد ما دوباره میسازیم تا در آینده ای نه چندان دور بگیم الانمون هیچ ربطی به چندسال قبلمون نداره،چقدر استاد شایسته قشنگ گفتن که ما ادم ها در شهرهای متفاوت زندگی نمیکنیم،ما در فرکانس های متفاوت زندگی میکنیم،درسته الان هزاران فرسنگ ازت دورم اما از همیشه بهت نزدیکم
در مورد باور اینکه ثروتمند بشم به زحمت میفتم یاد اون جمله استاد افتادم که میگن ادم فقیر میگه اول کدوم بدهی ام رو بدم ادم ثروتمند میگه اول کدوم پروژه مالی و خلق ثروت رو شروع کنم،همه این باورها رو منم دارم و بهت افتخار میکنم که اینقدر عالی و دقیق اینها رو پیدا کردی،خدا رو هزاران بار شکر بخاطر آشنایی مون با این سایت و استاد عزیزمون
چه لذتی بردم باجی از کامنتت. چه ایده قشنگی که بهم پاسخ نوشتی…
چقدر عالی تازه به دوران رسیده رو منطقی کردی به ذهنم. وقتی از بعد قدرتم به همه چیز نگاه میکنم، همه چیزای منفی، رنگ میبازن برام.
بار اول که کامنت رو خوندم، ذهنم تو شوک بود نمیخاست لذتو قبول کنه اما انگار چاره ای نداشت. بار دوم که خوندم شروع کرد به زمزمه. اما صداش خیلی خیلی ضعیف بود نشنیدم اصلا ولی حس بد رو ایجاد کرد، اما نمیخام بهش میدان بدم حتی نمیخام ببینم چی میگه. فقط میخام تکرار کنم اینکه من مثل اجدادم نیستم و تازه شروع کردم به پیشرفت، افتخارم داره.تسلیم نشدن ما به شرایط افتخار داره. ایمان تازه ریشه داده ی ما افتخار داره. ندید بدید بودن ما افتخار داره. ندید بدید بودن یعنی ما جسارت تجربه کردن ناشناخته ها رو داریم. آفرین بهت باجی که اینقدر قشنگ منطقی کردی.
مریم جان عزیز ممنونم به خاطر کامنت بسیار زیبات و اینکه باور اشتباهت رو برامون به اشتراک گذاشتی
دقیقا یکی از طلسم های خودم رو از کامنت شما پیدا کردم . تازه به دوران رسیده
این جمله رو بارها من قبلا به کسانی که به ثروت رسیده بودند میگفتم و ناخودآگاه من هم از اینکه دیگران این حرف رو راجبه من بزنند میترسیدم ، چون خودم گفته بودم . الله اکبر
و الان بهش آگاه شدم
ممنونم عزیزم
بنام خداوند بخشنده مهربان
درود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته
و درود فراوان خدمت خانواده بزرگ عباس منش
استاد پیرو فرمایشات شما من در گذشته شرایط مالی و در آمدی خوبی داشتم که بجز خودم و خانوادام برای همه سودمند بود . مثلآ یک ساختمانی داشتم که متشکل شده بود از چند دهنه تجاری و مسکونی من در محبت کردن و کمک رساندن به مستاجر هایم بقدری افراط میکردم که از یکی از مستاجر هایم سه سال هیچ کرایه ای نگرفتم چون نداشت از دیگر مستاجر ها هم آنقدر کم اجاره میگرفتم که اصلآ به حساب نمی امد تازه هر وقت دوست داشتن شارژ و هزینههای آب و برق گاز پرداخت میکردن و من بخاطر اینکه دل اونها رو نشکونم هیچ وقت بهشون حرفی نمیزدم و پیش خودم میگفتم که خدا به من داده و من هم باید به دیگران کمک کنم واقعا عقلم نمیرسید که این مستاجر وقتی نمیتونه اینجا کرایه بده بره یک جای که کرایه کمتری داره. کار به جای رسیده بود که من پول آب برق گاز اونها رو هم پرداخت میکردم و اینجوری هم به خانواده خودم فشار میآوردم و هم آنها رو پر توقع کرده بودم بعد از یه مدتی ساختمان به خرج افتاد پشت بام راه پلهها و کلی خرج دیگه که من نداشتم پرداخت کنم اونه هم بااین کرایه ای که مثلآ به من پرداخت میکردند و عادت هم کرده بودن دیگه جای رو نمیتونستن پیدا کنند من با دلسوزی که انجام داده بودم هم خودم و هم اونها رو به دردسر انداخته بودم . یا وقتی که باشگاه ورزشی داشتم شهریه واقعی رو نمیگرفتم هرکسی که شهریه پرداخت نمیکرد رو اصلا باهاش کاری نداشتم چون فکر میکردم که خدا به من داده تا دیگران بیان و استفاده کنند . با همین طرز فکر های اشتباه اون باشگاه جمع شد و همون افراد الان دارن میرن جای دیگه ای ورزش میکنند و الان دقیقا آمار دارم که ماهی یک میلیون پانصدهزار تومن شهریه میدهند دقیقا اردیبهشت 1403 بی هیچ مشکلی .
ولی از وقتی که با شما استاد بزرگ و آموزشهای شما آشنا شده ام نگاهم در مورد کمک کردن به دیگران و حتی نزدیک ترین اشخاص زندگیم مثل فرزندانم کاملا تغییر کرده همان جمله معروفی که روزی 500 بار در ذهن من تکرار میشود .
( بهترین نوع همایت کردن از فرزندان حمایت نکردنه) .من خیلی وقت ها پافشاری میکردم برای اینکه به دیگران کمک کنم . یا از این موارد کار ها ولی الان همه چیز را میسپارم به زمان و اسراری ندارم که پیله پروانه رو زودتر از موعد باز کنم اینطوری هم خودم در آرامش کامل به سر میبرم و از زندگیم لذت میبرم و هم تو کار و مسیر تکامل کسی دخالت نمیکنم . از خداوند متعال بابت این آگاهی که به من هدیه داده بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیز و مهربان هم تشکر میکنم که اینقدر دقیق موارد. و ریزه کاری هارو مو به مو برای ما توضیح میدهید و با مثالهای زیباتون کاملا موارد رو حس کنیم و بخاطر بسپاریم و به آنها عمل کنیم تا به هدفی که در ذهن داریم دست یابیم
باز هم از خداوند مهربان سپاس فراوان دارم که من رو در این مسیر هدایت نمود
بنام خدای بخشنده ومهربان
سلام
الگو برداری از افراد موفق
اگر کسی در این جهان به موفقیتی رسیده پس من هم می توانم به این موفقیت برسم .
پس میشود
پس امکانپذیراست
باور به امکانپذیر بودن خواسته ، مرا به راههای رسیدن به خواستم هدایت میکند
پس این اولین قدم برای رسیدن به خواسته هاست.
وقتی من خودم را تغییر میدهم ، شرایط من هم عوض میشود.
پیشرفت و موفقیت من ربطی به هیچ عامل بیرونی ندارد.
من خودم باید تغییر کنم .
تا جهان من هم تغییر کند.
من باید در آن جایی که هستم به هماهنگی برسم با تغییر باورهایم به احساس خوب برسم .
هر کسی هر جایی که هست در جای درستی قرار دارد.
اگر بخواهم جای خودم را تغییر دهم باید روی باورهایم کار کنم .
الان در این جایی که هستم ، در این شرایط که هستم در جای درستی هستم چون خودم این شرایط را با
افکار وباورهایم
خلق کردم . پس اگه از جایی که هستم راضی نیستم باید باورهایم را عوض کنم.
من باید با جایی که هستم هماهنگ باشم .
وقتی به هماهنگی رسیدم
وقتی به صلح رسیدم با جهان اطرافم ، جهان هم شرایط بهتری برای من وارد زندگیم میکنه .
جهان باتوجه به فرکانسهای ارسالی من
شرایط من را تغییر میده .
وقتی که من در مدار درست قرار می گیرم
وقتی باورهایم درست میشود
وقتی هماهنگ میشوم با جهان اطرافم
، وقتی که از دنیا لذت میبرم،
جهان کاری میکند که من لذت بیشتری ببرم و شرایط بهتری به وجود میاد.
همیشه مسائلی در زندگی هست و برای همهی مسائل راه حل هست . راه حلهای آسان.
مسائل حل شدنی و قابل حل است .
وقتی روی باورهایم کار میکنم ، احساسم بهتر میشود.
هربار با باورهای بهتر من بهتر میشوم و احساس بهتری را تجربه میکنم و نگران چیزی هم نمیشوم
چون می دانم که هیچ چیزی نیست که از پس آن بر نیایم .
هدف اصلی این است که من به هماهنگی برسم .
این هماهنگی با منبع ، حال و احساس مرا بهتر میکند و من به آرامش میرسم و همه چیز خیلی راحت در زندگیم رخ میدهد.
در پناه الله یکتا
سلام استاد عزیز
خیلی دلم براتون تنگ شده
دوست دارم یکبار دیگه از نزدیک ببینمتون
وقتی یکی منبع انژی رو از نزدیک ببینه بیشتر انرژی میگیره
البته از هر جای دنیا هم که فایل بذارید، اثرشو رو کسی که اراده کرده تو این مسیر بیاد، میذاره
شما هم هر جا که باشید می تونید رسالتتونو انجام بدید چون هدف شما اینه که به افراد آگاهی بدید و مسلما در این راستا فرقی نمی کنه که با یک فرد معمولی صحبت کنید و یا یک فرد مشتاق به تغییر
وقتی با شناسایی باورها ثابت می کنید که بین داشتن ایمان و ثروت هیچ تضادی نیست چه من که یک انسان عادی هستم و چه آن افسری که در فایل مثالش را زدید به خود می آئیم و می توانیم از امروز انسان دیگری باشیم که با سرعت بیشتر به سمت هدف حرکت می کنیم
من در هر همایش و یا سمیناری که شرکت می کنم با خودم می گم اگه از این جلسه فقط یک نکته یاد بگیرم که بتونه به من در رسیدن به اهدافم کمک کنه بسه
من همیشه از فایلهای شما انگیزه می گیرم. و هنگام گوش کردن به آنها می گم از هر فیلی فقط یک نفر بتونه تغییر کنه با تماشای 100 فایل 100 نفر تغییر می کنند و این همان هدفی است که شما دنبال می کنید
بنابراین دوست دارم من هم ثروتمند باشم یکی مثل بیل گیتس و یا حتی بهتر از او باشم تا بتونم جهان رو گسترش بدم
این جمله شما همیشه یادم خواهد ماند که گفته بودین ” اگه می خوای به فقیران کمک کنی باید کاری کنی تا یکی از اونا نباشی”
من به خود می بالم که از اوایل ایجاد سایت با شما و تیم سخت کوش شما همراه هستم و تنها سایتی هست که هنوز عضوش باقی مانده ام چون وقتی عضو سایتهای مشابه میشم بعد یه مدتی می بینم به اندازه شما به دلم نمیشینه : ساده اما موثر
آرزومند دیدار شما
بنام خدای عزیزم وسلام به استاد بینظیر وخانم ستایش مهربان و همه ی دوستان گلم من برای اولین باره که دارم کامنت میزارم و میخوام تشکرکنم از این سفر نامه فوقالعاده مؤثر.
چون اصلا اهل چت و گروه و گوشی و پیام نیستم بجز سایت عباسمنش وکانل عباسمنش برای همین کامنت گذاشتن برام وقت گیره ولی سفرنامه امروز وادارم کرد که از باور: اگه ثروتمند بشم از خدا دور میشم: وتجربه که از این باور محدود کننده را داشتم براتون بگم گفته های استاد درمورد قانون های جهان هستی و فرکانسها و جواب فرکانس ما از طرف جهان هستی واقعا درسته چون من تا بحال به جرات میگم هزاران جلدکتاب خوندم که البته همین خواندن کتابهای تاریخی سیاسی انقلابی ورمان
:که باعث شد باورها محدود کننده زیادی را در خودم پبدا کنم :.تا سال 81 بعد از ورشکستگی همسرم وبی پولی شدید که داشتم احساس کردم احتیاج به پرستش خدا دارم چون بااینکه مسلمان هستم اما چون عاشق ایران باستان بودم از دین زرتشت بیشتر خوشم میامد و نمیدانستم ازچه راهی خدارا پرستش کنم که از عمق وجودم باشه وخدا در کتاب چهل روز موسی داغ که داشتم میخواندم از زبان یه روحانی ترکیه جوابم را داد که ازهر راهی که خدارا بپرستی درسته ومن شروع کردم خواندن نماز سروقت وباخلوص نیت وبا تمرکز و از ان پس زندگیم رنگ خدایی گرفت چندین بار نمیدونم بگم وصل بود، الهام یا هدایت بود هر چه بود من در اوج لذت و عشق وحال خوب بودم و یادمه همون موقع یه خیانتی از طرف کسی که خیلی نسبت نزدیکی باهام داشت شده بود وفکرم خیلی درگیر این موضوع بود وشب نمیتونستم بخوابم واذیت میشدم تا اینکه یه شب به خدا گفتم خدایا دیگه خسته شدم احتیاج به خواب دارم کمکم کن نمیتونم توصیف کنم که همان لحظه چه اتفاق عالی وزیبایی برایم رخ داد من عاشق طبیعتم وخدا از دامنه ی یه کوه جویباری زلال یکدفعه سرازیر کرد توی صورتم وتمام ذهنم را اشغال کرد من بلافاصله تا صبح خوابم برد واین شروع وصل وعشقم به خدابود وقتی درمانده بودم خودش را بهم نشون میداد به قول استادکه مگیفت در بندر عباس با کتونی راه مرفتم اشک شوق میرختم منم همینطور بودم واقعا انگار از حال خوش رو هوا سیر مکردم یعنی اگه تو تابستان میگفتم خدایا دلم هوای بارون داره باران میامد و من سجده میکردم و از خدا برای لطفش سپاسگزاری میکردم .در همین حین همسرم بعد از ورشکستگی تازه رفته بود عسلویه سرکار و از فرط بی پولی یه روز سر نماز بخدا گفتم دیگه نمیخوام بی پول باشم وقتی مشغول نمازشدم صدایی قدرتمند ومحکم بهم گفت خدابزرگ است!! اینقدر قدرت این صدا زیاد بود که من ناخوداگاه یک قدم رفتم عقب و انگار یک دنیا امید تو قلبم ریخته شدواقعانمیتونم توصیفش کنم. بعد از اون در رحمت برایم باز شد و ازفردایش همسرم پول به حسابم ریخت و بعد از چندین سال پول به زندگیم سرازیر شد ماشین 206 نوخردیم و بالاخره به مسافرت رفتیم همه اینارا گفتم برای این قسمت که درست یادمه نزدیک شیراز بودیم یه اهنگ شاد داشت از سیستم ماشین پخش میشد صدای خنده ی بچه ها میومد و من ترسیدم و با گریه به خودم گفتم نکنه حالا که به پول رسیدم از خدا دور بشم!! ازبسکه حالم با خدا خوب بود وبا این باور محدود کننده از همان وقت پول برایم استپ کرد و در همانقدر ماند حتی کمترهم شد .درطی این چند سال هر چه کتاب موفقیت و عرفانی مثل همه ی کتابای وین دایر پائولو کئیلیو راز….. را خواندم انهم با تعمق البته بی تاثیر نبود خیلی
تغییر کردم اما اون نتیجه ای را که میخواستم نگرفتم و در بعضی موارد هم گمراه وسرگردان میشدم وعلاوه بر اینکه پولدار نشدم حال خوبمم با خدا کم رنگ شد و کم کم تبدیل شدم به یه ادم دلسرد و بی تفاوت ببینید یک باورمخرب بامن چه کرد من در اوج بودم وخدا چه لطفی بهم داشت میگفتم موجود باش و میشد هم از لحاظ مالی هم روحم را پالاش کرده بودم هم رهایش داشتم به مروردچار ترس ونگرانی شدم و بی پول تا یکسال و نیم پیش که دوباره خدارا صدا زدم خدای بی همتاکه مظهر عشق وصبر و همیشه حاضر وجوابم را داد ومن وهمسر را هدایت کرد به سمینار که با پسرم سه تایی ثبت نام کردیم ودرهمین دوره موفقیت و ان ال پی بودیم که من بایه خانمی بخواست خدا دوست شدم و یه روز گفت استاد شاگرد استاد عباس منش است و این اسم درمن کلیک خورد وقتی خدا بخواهد کسی را هدایت کند چه راههای جالبی دارد این فرد که خدا سر راهم گذاشت خانم تیموری دخترعموی خانم تیموری بود کسی بود که ازنزدیک استادرا میشناخت و وقتی من بااشتیاق درمورد استاد سوال کردم چون واقعا دنبال یک راهنما می گشتم. وقتی گفت عباسمنش یه ادم بود که هیچی نداشت و فقط کتاب میخوند وحتی اینقدر زیاد و با جدیت رو خودش کار میکرد که حتی بعضی وقتا غذا هم نمیخورد وحالا رفته امریکا ویه ملک خریده شصت هکتار ومنی که تشنه ی یادگیری بودم عباسمنش تو قلبم حک شد و چون از اون دوره موفقیت و ان ال پی هم ان نتیجه ی مطلوب را نگرفته بودم رفتم دنبال فایل های استاد عباسمنش عزیزم. من و همسرم بافایلهای رایگان و کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم ورویایی که رویا نیستند و دوره انلاین جهان بینی توحیدی وعزت نفس وارد خانواده سراسر عشق خدایی عباسمنش شدم.فقط میخواستم بگم من به اندازه موهای سرم در هر زمینه ای کتاب خوندم ولی هیچ کجا چه درایران وچه در خارج از ایران هچکس خلوص نیت و صداقت و اموزش های مخصوصاراجب باورها را نگفته واقعا کلید همه ی بدبختی ما واز خدا دور شدن ما مخصوصا خودم همین سه تا باور اساسیه امیدوارم همیشه ابن فرمول را مدنظر داشته باشیم.
بهترین ورودی ذهن=احسات خوب =اتفاقات خوب=فرکانس خوب=مدار عالی.
ازاینکه کامنتم طولانی شد ازهمه پوزش میطلبم .عاشق همتونم وهمگی در پناه خداوند یکتا باشید واز شما استادعزیز که شما برایم یکی از دستان قدرتمند خدا هستید بینهایت سپاسگزارم وبالاخره بعد از یک عمر جستجو درکتابها با حرفهای شما بخودم، به ارامش و به خدا رسیدم وبا تغییر باور هام بزودی به ثروت هم میرسم و خدارا هزاران بار شکر میکنم.
سلام دوست عزیزم
سپاس فراوان از به اشتراک گذاشتن تجربه گرانبهاتون…واقعا چه حس خوب و عشقی رو با نوشتتون منتقل کردین..وقتی خابتون و تعریف کردین اشک ذوق از چشمام جاری شد…بهترینهاروبراتون ارزو دارم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز یازدهم، روزشمار توانایی تشخیص اصل از فرع!
یعنی اگه کل دنیا جمع میشدن که بهم ثابت کنن ثروتمند بودن کار معنوی هست وخدا هم دوست داره که ما ثروتمند بشیم! نمی تونستند منو در این حد که الان ماهاست متقاعد شدم ، متقاعد کنند.
چرا میگم ماهاست متقاعد شدم، چون تا همین یکسال پیش اصلا نمی تونستم اینو بپذیرم، اینکه خدا دوست داره من ثروتمند بشم؟ خب پس چرا بهم نمیده اونقدری که بی نیاز باشم؟
اما از وقتی به طور مرتب آموزه های شما رو با گوش دل شنیدم و کم کم بهش عمل کردم از وقتی از خداوند خواستم قلبم رو باز کنه تا با خوندن کتابش قرآن بفهمم که اصل واساس جهان برچه چیزهایی بنا شده و اصلا خواست خدا از منه بنده اش چیه؟
از وقتی از شما یاد گرفتم کلام خدا در قرآن رو که خطاب به هر پیامبر ورسول فرستاده ای هست رو حرف خدا وخواسته ی خدا نسبت به خودم و خطاب به خودم در نظر بگیرم، دیدم ای وای بر من، الحق که خطاء،واشتباه بود تمام باورهام در مورد ثروت و اصلا همه چیز…
اینکه خدا میگه بهشت رو با اون مشخصات عالی و مثالهای شگفت انگیز وخواستنی برای نیکان و خودمراقبان در نظر گرفتم، این خودش یه اصل بود یه اصل هست یه کد بود یه نشونه واضح، که آره همسر زیبا ونیکو وفادار و غذاهای خوشمزه و میوه ها و رودها وباغ وبستانها و خانه های زیبا و لباسهای زیبا و زیورالات و بی نیازی از هر نیازی، اینها همه بخش مهمی از خواسته یک انسان هست که می تونه از طرف مخلوقش بهش عطاء بشه، اماده ودر دسترس، وصد البته برای خودمراقبان ویکتاپرستان وکسانیکه در مسیر درستی وراستی گام برمیدارند و همیشه دنبال نیکی و خوبی هستند…
خب همین اصله دیگه، یعنی منه خدا میگم اینا خوبه، اینا پاداشه، این لذت بخشه، من از قبل همشون رو در اختیارت قرار دادم بیشتر از اونم بهت عطاء میکنم( شما را می افزاییم) اما به شرطها وشروطه ها…
اینکه تنها مرا بپرستی وتنها از من یاری بخواهی…
داشته هات رو ببین، قدردانشون باش، بیشترش میکنم..
خوبیها وجمال و عاطفه وعشق همسرت رو زیاد میکنم…
مال واولاد و اموالت رو زیاد می کنم..
عزت وآبرو ونام نیکت رو زیاد میکنم..
تا تو با داشتن این نعمتها جهان مادی رو گسترش بدی وباعث آبادانیش بشی و کاری کنی جهان از هر نظر جای بهتری برای زندگی کردن خودت ودیگران باشه…
ختم کلام، شما بارها وبارها این اصل رو به صورتهای مختلف بهمون آموزش دادید و با عملکرد به این اصل شواهد ونتایج هم از راه رسیدند..
ونتایج در کنار هم باعث تقویت ایمانمون شد و ایمان بیشترخیر وسعاوت بیشتری رو به سمتون هدایت کرد.
و این یعنی آدمی با باورهاش،وچیزیکه بهش یقین داره ونسبت به اون باور رفتار میکنه ، زندگیشو هرطور که میخواد داره شکل میده…
اینکه خداوند بیشتر از هرکسی دوست داره ما ثروتمند باشیم تا هم خودمون از اون ثروت استفاده کنیم و هم بتونیم باهاش باعث گسترش جهان بشیم، زیباترین وکاربردیترین جمله ای بود که باعث شد مسیر باورها وبعد مسیر زندگیم به سمت خوشبختی بیشتر سرازیر باشه.
دوستتون دارم استاد عزیزم
سلام آقای عباسمنش
خیلی خوشحال شدم که صداتونو شنیدم
حرفات خیلی دلنشینه واقعا از شما تشکر می کنم که باعث شدی من فوق العاده زنگی بهتری داشته باشم…
باورم نمیشه اینقد از نظر مالی و معنوی و جایگاه اجتماعی پیشرفت کردم خیلی خیلی خیلی خوشحالم …
یک شرکت زدم که هر روز و هروز بازده فوق العاده ای داره …
همسرم قبلا با حرفهای شما مخالف بودن ولی الان که پیشرفتمو دید ایشون هم ب من هم جهت شدند و از این بابت خیلی خوشحالم…
3سال دیگه میام پیشت…
سالم و بسیار ثروتمندتر از این جایگاهتون باشید
به امید دیدار
با سپاس و درود به شما دوست عزیزم و استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی
استادعباس منش بینهایت از خداوند و قوانینش/ که از طریق فرکانسهایی که از شرکت در سمینارها و همایشهایی که شرکت میکرد با این مضمون که خدایا من در سطح این آموزشها نیستم و خیلی خیلی از این آموزشها دیدگاهم وسیعتر هست و ازت میخوام من را با یک استاد موفق و تجربی و استادی که حرفش، عمل، صداش، و تمام ارتباطاتمون به دلم بشینه و بهم باوری بده که منم میتونم موفق باشم برسه که بعد از ثبت نام در یک دوره یکساله با شما آشنا شدم و رفتم ثبت نامم را کنسل کردم و بینهایت خوشحالم و از شما سپاسگزارم. بینهایت خداوند را شاکرم به خاطر آشنایی با شما / و گام به گام با تمرینات و روش شما دارم پیش میام و در این یکسال خیلی خیلی راضی هستم. من تمام محصولاتتون را دارم و تمام محصولاتتون را گوش کردم و تمام اتفاقات و شرایط و موقعیتهای زندگیم دقیقاً مثل شما برایم اتفاق می افتد ورشد و پیشرفتم را متوجه میشم و ایمان و باور دارم که در کالیفرنبا همدیگر را خواهیم دید. خواهشمندم این را در ذهنتان نگاه دارید. براتون آرزوی موفقیت، شادی، ثروت و سعادت میکنم….. دوستدار استاد عباس منش و تمامی اعضا مسیر موفقیت از طریق قوانین کائنات: ابوالفضل گلابی
سلام موفق باشید و آرزوی موفقیت بیشتر برا ی شما
استاد تو بی نظیری از وقتی با استاد عباس منش اشنا شدم از مدار صفر به مدار …. رسیدم،من که به فکر این بودم تا اخر سال اگه یک ملیون داشته باشم خرج تا اخر سالم میشه الان روزی یه ملیون میاد به حسابم ،همه اش هم از راهنمایی های استاد عزیز هست
تبریک میگم دوست عزیز موفقیت های مالی تو
امیدوارم درآمدهای روزانه ات تبدیل به درآمدهای ساعتی بشود
خیلی خوشحالم واقعا این شرایط عالی رو درست کردی
سعی کن بهتر و بهترش کنی
سلام دوستان
به نظر من اتفاق زیبایی در سایت افتاده جدیدا، و اون هم اینه که استاد عباس منش با این سبک فایلها رو ارسال میکنن که حتما در فضای باز و واقعی ضبط میکنند و در مورد نتایج موفقیت خودشون واضح صحبت میکنند که هدف همه ما هم همینه و قطعا در تثبیت باورهای خوب نقش فوق العاده ای داره.
پایه آشنایی من با سایت عباس منش اینجوری بود که چون به کار طراحی سایت علاقه دارم و کار طراحی سایت هم انجام میدم، در جریان گشت و گذار در نت بصورت اتفاقی وارد این سایت شدم و ابزار خوب و قالب خوب این سایت رو داشتم نگاه میکردم که کم کم به موضوع موفقیت هم علاقمند شدم.
قبلا و سالها پیش از دهه شصت مطالعاتی در زمینه موفقیت داشتم ولی همگی بصورت پراکنده بودند و متمرکز نبودند، اما خداروشکر میکنم که این سایت باعث ایجاد تمرکز و توجه من روی این موضوع شد.
الان که مدتیه خیلی متمرکز شدم روی سایت و از محصولات رایگان دارم استفاده میکنم، موفق شدم بیش از 250 باور اشتباه در خودم رو کشف کنم و روی اونها دارم کار میکنم.
دیشب به آخرین باور غلط، وابستگی به خانواده، رسیده بودم و یادداشتش کردم تا برای تغییرش اقدام کنم، و جالب اینه که امروز این فایل رو دیدم که استاد در این فایل میگن این یک ویروس ذهنی در بعضی از فامیلها و اطرافیانشون هم بوده که این باور غلط و ترسها رو هم به اونها گوشزد میکردند.
امیدوارم در پناه خداوند و با توکل به خداوند همگی بتونیم تا بالاترین سطوح تحول و تکامل رو طی کنیم.
امیدوارم این مدل مدیریت سایت و این فایلهای خوب در سایت ادامه پیدا کنند و همگی بتونیم با ایجاد سینرژی مثبت، شرایط و محیط و افراد اطراف خودمون رو هم عوض کنیم.
بقول استاد در همین فایل، جهان بی نهایت ثروتمنده.
ممنونم
سلام اقا امیر
خیلی خوشحالم که حالتون خوبه باورهاتون روفهمیدید و خودتون رو شناختید
یه سوالی داشتم و میخاستم جواب بدید ../
چجوری باوری های محدود کننده وغلطتون رو پیدا کردید؟؟ و الان دارید کار میکنید روی خودتون برای ایجاد باورهای صحیح قوی تر؟؟؟
و اینکه باز با فایلای رایگان؟؟
من خوب میدونم که فایل های رایگان فوق العاده ان اگاهی دهنده ان کم نیست نتایج ام از اگاهی این صحبت ها
بازم خوب میدونم ذهنم مقاومت داره درمورد زیاد مفید و موثر بودن شون/
یعنی احساس میکنم اگه اون محصولات پولی داشتم قطعا پیشرفتم بزرگتر می بود/
خب
الان یه باور نادرست دارم یعنی اینکه فایل های رایگان کارایی لازم رو ندارد
و
من حتما باید هزینه کنم و پیشرفت اصلی من با اون فایل پولی هست
الان من با این ذهنیاتم چیکار کنم؟
بازفهمیدم و گفتن استاد که با همین امکاناتی داری باید شروع کنی باید حرکت کنی و وقتی رفتی مرحله بعد اونوقت راحت میتونی خواسته ات به دستت بیاد و اینو درک میکنم و توی همین صحبت های استاد میگن که تو همین شهر ده محله کشوری که هستی بایستی خودتو بسازی باید زندگی وذهنت رو تصحیح کنی وگرنه اسمون همجا ابی هست
دوستان دیگه هم جوواب بدن///
ممنون و سپاس گذار