آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1298MB41 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 140MB41 دقیقه











به نام خدای مهربونم
سلام به استاد عزیزومریم جانم
سلام به دوست های هم فرکانسم
استاد من در طی این مدتی که باشما وقوانین آشنا شدم این موضوع در من بوده اون اوایل که دوست داشتم همه رو به راه راست هدایت کنم بعد دیدم نه این راهش نیست وتو فایلهای شما شنیدم که گفتین این کاررو نکنیم ولی درک نکردم که چرا برای خودم مشکل ایجاد میشه بعدهااگ بحثی میشد دوست داشتم که بگم آره درست اینه واعتقادات خودموبگم که درسته وثابت کنم چند روز پیش در گام چهاردهم داشتم با یک نفر صحبت میکردم که گارد داشتم نسبت بهش چون خیلی آدم مذهبیه درباره قرآن بود موضوع وگرنه درباره قوانین و اینا اصلا دیگ با کسی حرفی نمیزنم وسط مکالمه مون حسی بهم گفت تمومش کنم انگار که مکالمه مون رو از دور داشتم میدیدم یه لحظه به خودم گفتم چرا من دارم دست وپا میزنم دوباره که بگم من راهم درسته؟وقتی من درک کردم خدای هدایتگرم رو که چطور راهنمایی میکنه برای هرقدمی که میخوام بردارم .آروم شدم همون لحظه از خدا خواستم که تموم بشه و حواس هامون به مهمونها رفت و تمام و در مکالمه های عادی دیدم چقدر اون آدم خوبیه ما فقط عقایدمون باهم فرق داشت و لذت بردم از هم کلامی باهاش و اونشب نوشتم که من حق ندارم دیگ حتی درباره قرآن یا خدا هم حرفی بزنم و روز بعدش گام پانزدهم دوباره جایی بودیم و چون زیاد رفت وامد داریم شناخته شده ست رفتارها واخلاقیاتش و اون شخص که صحبت میکرد و با دیدن رفتارهاش باز تو ذهنم بود که این غلطه براچی داره اینطوری میکنه یا مثلا چون اینطوری میکنه این تجربه هم براش پیش میاد
وقتی شب اومدیم خونه موقع خواب داشتم به عملکرد اون روز فکر میکردم که چطور بودم چون وقتی در جمع قرار میگیرم بیشتر خطا میکنم و دارم کار میکنم روی خودم که بتونم رفتار طبق قوانین درست داشته باشم و هم اینکه در این گام به گام که تعهد دادم به خودم که بیشتر رفتارهای رو بررسی کنم خلاصه یه لحظه حسم گفت این یه جاییش غلطه فهمیدم که بلههههههه من در همین یکسال هرکسی رو که دیدم تا حرفی زده سریع تو ذهنم قضاوت کردم و فکر کردم و تمام وجودم بهم میگفت دلیل این نتایج همینه
من چرا مثبت هارو نمیبینم؟آیا اون رفتار ونتیجه اشتباهی که در افراد دارم کشف میکنم رو خودم دارم درست وعالی انجام میدم؟من فقط همونارو وارد زندگیم کردم .اون آدم کلی رفتار ونتیجه مثبت داره چرا چشم من اونارو توجه نمیکنه وداره دنبال چیزهای ناجالب میگرده؟این قفل بزرگی بود که من باید پیداش میکردم واصلاحش میکردم من مدتیه از نظر سلامتی یکمی چالش دارم داشتن فک میکردم به این موضوعات و این به ذهنم رسید که من مدتها هر آدم بیماری رو که میدیدم همینطوری تو ذهنم میگفتم این باید فلان کار رو بکنه که خوب بشه شده بودم عالم بی عمل درسته نمیگفتم اما به خودم که میگفتم خب حالا بیا خودتو خوب کن تو که 6 ماهه درگیری چرا این همه علمت رو به کار نمیگیری .انگار رو سرم آب یخ ریختن موندم همه ی این ذهنیتم تو این مدت مرور شد برام منی که فک میکردم دیگ خیلی عالی دارم عمل میکنم .من اونشب به خدا گفتم که بهم کمک کنه که بتونم این موضوع رو در خودم حل کنم. همه ی ما برای خداوند عزیز هستیم و همه ی ما قدرت تصمیم گیری وانتخاب داریم همه ما در هر جایی که هستیم در هر موقعیتی درست ترینه و این عدالته من از خداوند بسیار خواستم که سوالهای ذهنم رو جواب بده وهدایت شدم خدا جواب همه رو میده .حالا من باید فقط به خودم فکر کنم و درست ترین کار رو انجام بدم .اگ دوست دارم پیدا کردن قوانین رو در دیگران حداقل بیام به نتایج خوبی که گرفتن فک کنم تا کم کم بتونم این عادتم رو بذارم کنار .اینکه اون شخص مثلا عاشق خونه بزرگ بوده و الان به دستش آورده یا یکی از نزدیکان خیلی دوست داشت تو محیط بهتری باشه واقعا خیلی هدایتی به یک جای خوب هدایت شد و خونه خرید که ما اصلا فکرشو نمیکردیم. و…خیلی الگوهای خوبی تونستم پیدا کنم بعد متوجه شدم چقدر قشنگی ونتیجه خوبی رو آدم های اطرافم گرفتن که من اصلا نمیدیدم چونکه من فقط درحال ایراد گرفتن بودم .
حتی متوجه شدن این اشکالات برام ناراحت کننده بود که اینقدر دیر من متوجه شدم اما الان خوشحالم و این بنظرم بخاطر این گام به گام حرکت کردنه .
یه مشکل دیگ ای که بود این بود که مدتها میخواستم جهاد اکبری راه بندازم و دوباره یه خونه تکونی داشته باشم اما با یه اشتباه میگفتم نه باید از دوباره شروع کنم این بود که من مدتها هرروز از اول شروع میکردم وحس بدی بهم میداد اما یه روز یاد خوابم افتادم و با خودم گفتم که بهتره همینطوری که خدا بهم گفت هرروز تلاشم رو بیشتر کنم و حسم بهم گفت هفته ای یک ارزیابی بکنم عملکردم رو ،و این شد که امروز 18 روز میگذره و توی این 18 روز هرروز یه دری برام بازشده یه روز هدایت شدم به یک کامنتی که خییلی تاثیر گذار بود برام یه روز پیجم رو که مدتهاست میخواستم راه بندازم رو انجام دادم ووووو هر روز من رشد کردم و چیزی یاد گرفتم و اصلاح کردم و خداروشاکرم برای بودن در جمع شما وقتی از نتایجتون میخونم وقتی از تجربه هاتون میخونم کلی لذت میبرم و یاد میگیرم ازتون. از خداوند برای همه سلامتی وحال خوب و جیب پر پول میخوام
از استاد عزیزم و مریم قشنگم بینهایت ممنونم
عاشقتونم
درود بر شما استاد عزیزم.
خداروشکر میکنم با یه استاد عالی در این مسیر همراه هستم.
نقشی که شما در زندگی ام دارید این هست که من عملا میانبر میزنم توی رسیدن به خواسته هام.
و باز هم مثل همیشه یک فایلی آماده شد که دقیقا برای اکنون من هست و چقدر عالی این جریان هدایت کار میکند.
ان شاءالله شخص علیرضا طاهرزاده همواره بیاد بیاره که باید تو این مسیر زیبا حرکت کنه و موحد باشه و مشرک نباشه.
ان شاءالله همواره بتونم درک کنم جریان هدایت را و عمل کنم به آگاهی ها. که در این مسیر هم از خداوند کمک و هدایت میطلبم.
واقعا توی چند فایل قبلی یه موضوعی را شما خیلی عالی بهش اشاره کردید و وقتی نشستم و تفکر کردم به این موضوع دیدم واقعا همینه.
اون موضوع این هست:
هر آنچه در زندگی ام دارم را خداوند به من عطا کرده است
این جریان هدایت.
این جریان خیر حاکم بر جهان هستی.
این جریان قانون گذار.
این جریانی که قادر مطلق هست.
این جریانی که عالم و دانای مطلق هست.
این جریانی که خالق هست.
این جریانی که قدرت خلق به من داده است.
این جریانی که بینهایت هست.
این جریانی که تنها فرمانروای هستی است.
رب العالمین هست.
این جریانی که وهاب هست
این جریانی که رحمان رحیم هست
این جریانی که قطعا هدایت میکند.
این جریانی که مارا آگاه میکند.
این جریان هست که هر آنچه میخواهیم را به ما عطا میکند. هدایتمون میکند به مسیری که میخواهیم. وظیفه خودش کرده هدایت کند. این جریان قطعا مارا آسان میکند برای آسانی ها
و استاد بینهایت از شما سپاسگزارم که این آگاهی ها را با ما به اشتراک میگذارید.
استاد در مورد موضوع این فایل باید بگم، که شخصا توی همین چند وقت اخیر دوباره داشتم درگیر این موضوع میشدم.
که بخواهم بقیه را راهنمایی کنم و هدایت کنم. و پیگیر باشم.
ولی همواره شکر خدای یکتا این احساس و این نوار در ذهنم تکرار میشد که تو خدا نیستی
تو فقط توانایی ایجاد تغییر در زندگی خودت را داری.
تو هیچ مسئولیتی در قبال دیگران نداری.
از بودن با دیگران لذت ببر.
از زندگی هاشون یاد بگیر.
ببین قوانین چجوری داره عمل میکنه.
ولی نخواه که تغییری ایجاد کنی.
اتفاقا توی همین کار جدیدی که رفتم یه موردی را برخوردم.
یک شخصی هست که از شرایط عالی، به شرایط نازیبایی رسیده. به دلیل اعتیاد.
و یک شخص دیگه ای خیلی دلش میخواد به اون کمک کنه.
من این وسط یه چیزی به اون نفر دوم گفتم.
این قانون که هر کسی هر شرایطی داره، خودش برای خودش ساخته. وگرنه اون شخص میتونست الان در بهترین درجات کاری و اجتماعی باشه.
بنابراین دل نسوزان برای این دست از افراد.
ولی در همان لحظه به خودم اومدم دیدم خودم هم دارم این کار را میکنم.
اول سپاسگزار خداوند شدم، که درک کردم، دوم به همینجا بسنده کردم. و به قول شما زیپ دهنمو بستم.
همیشه توی یسری از جمع ها به من میگویند تو خیلی ساکتی.
ولی موضوعی که هست همواره دارم سعی میکنم، شرایط هر کسی را نسبت به قانون بسنجم.
تا درس بگیرم و خودم را بدرستی اصلاح کنم.
این ها درسهایی است که از شما آموختم. و البته خداوند هم در قرآن گفته است از پیرامونتان و از نگاه به آسمان ها و زمین بیاموزید.
خلاصه استاد نمیگم خیلی عالی دارم علم میکنم. البته میدونم هر چقدر موحد تر و با ایمان تر باشم، بهتر و راحت تر مسیر را طی میکنم.
اما دارم عمل میکنم و راضی هستم از این عملکردم.
که البته اینها همه اش بخاطر ایمان به خداوند هست.
خداروشکر. یه قدرتی بهم میده که عمل میکنم.
واقعا خداروشکر.
نمیدونم خوب منظورم را رسوندم یا نه.
اما بینهایت از خداوند بخاطر هدایتش سپاسگزارم.
هدایت به سایت شما.
هدایت برای مومن بودن و موحد بودن.
هدایت برای عمل به آگاهی ها.
عاشقتونم استاد عزیزم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خدای رزاق و وهاب
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
این آگاهی واقعا چیزی نیست که بشه ازش ساده گذشت،باید بارها و بارها گوش داد تا بشینه روی ذهن و قلبت و قشنگ درکش کنی
استاد من تک به تک حرفاتون رو تجربه کردم،جهان هم خیلی بهم خواست اینو بفهمونه اول با ناز و نوازش بعد یواش یواش به چک و لگد رسید! برای همین تصمیم گرفتم این فایل رو دوباره و دوباره گوش کنم
وقتی به این آگاهی عمل نکردم چی شد:
فرض کن کلی زمان گذاشتی،کلی صحبت کردی و کلی انرژی مصرف کردی و مثل یه مربی کوچ بالا سر یه نفر بودی(یا چندین نفر) به بهونه اینکه اینا خانوادت هستن یا دوستاتن یا هم مسیرت هستن و از این بهونه ها و انصافا قوی هم کارتو رو انجام دادی بعد همون فرداش میبینید اون آدما ریست فکتوری شدن! انگار که زمان برگشته عقب و هیچ وقت اون صحبت ها انجام نشده
نه تنها این بلکه طرف با شدت بیشتری مسیر قبلیش رو میره و روی افکار قبلیش پافشاری میکنه
چقدر بحث و جدل و….. که هممون تجربش کردیم
حالا بدترین قسمت ماجرا کجاست؟
اون عزت نفس و احساس لیاقتی که روش کار نشد،اون پاشنه آشیل هایی که رها شدن و مهارتی که داخلش حرفه ای تر نشدیم و عقب افتادن کارهامون و به تعویق افتادن خواسته هامون به خاطر اینکه به جای خسیس بودن در خرج انرژیمون اون رو به دلایل گفته شده حروم کردیم! و نه تنها این بلکه خودمون هم به مسیر کسایی که نصیحتشون میکردیم کشیده شدیم چون تمرکزمون به اون سمت بوده و این قانون جهان هستیه
حالا وقتی به این آگاهی عمل کردم چی شد؟
وقتی بدون اینکه بخوام با کسی بحث کنم یا نصیحتش کنم به هر بهونه و دلیلی کاری که باید انجام میدادم رو انجام دادم و اون افراد رو به خدا سپردم نتایج پشت سر هم وارد زندگیم شد و دلیلش چیه؟
تمرکزم صد در صد روی خودم بود که باعث میشد با انرژی و تمرکز بسیار بالا کارمو انجام بدم و نتیجه بگیرم و اتفاقا وقتی نتیجه میگرفتم یک سری افراد هم تاثیر میگرفتن یا شروع به تغییر میکردن و یک سری ها هم جایگزین میشدن با افراد هم مسیر
تصور کن هم وقت و انرژیت خیلی بالاتره و آزادی هم به خواسته هات رسیدی و هم افراد هم مسیر بدون اینکه بخوای زور بزنی توی زندگیت هستن
مشخصا تفاوتش خیلی زیاده
اینجا بود که من یاد گرفتم باید تا جای ممکن به این آگاهی و باقی آگاهی ها پایبند باشم و هیچ بهونه و راهی برای دور زدنشون نیست چون شاید من بتونم خودم رو و دیگران رو گول بزنم اما جهان رو نه و از نتایجم به روشنی روز مشخصه مسیرم درسته یا اشتباه
سپاسگزارم استاد عزیز و دانا و مهربانم برای به اشتراک گذاشتن این آگاهی ها
سلام و درود فراوان جناب ممبینی بزرگوار
چقدر درست و به جا به بحث جایگزینی اشاره فرمودین
الان یاد این نکته از استاد جان افتادم که میفرماین
ما انسان ها روح های مجرد و آزاد هستیم
پس هرگز نباید گو القاب و عناوینی که ساخته خود ما هست بخوریم
د باز هم وام میگیرم از صحبت های خود استاد جان که طبق قانون بی تکرار جهان هستی دقیقااا اولین و قشنگ ترین نتیجه برداشتن تمرکز از روی دیگران و پرداختن به خودمون اینه که اگر اون افراد فارغ از نسبی یا سببی بودن هم فرکانس ما نباشه جهان به راحتی بین ما فاصله ایجاد میکنه
فاصله ای از جنس زیبایی عزت احترام و از همه مهم تررررر آرامش و عشق الهی
نور و عشف الهی روشنگر مسیر همه ما
سلام استاد عزیزم. سلام خانم شایسته نازنین
و سلام دوستان عزیز.
استاد دقیقا منم سلولی چنین تجربه ای را قبلا داشتم توی زندگیم و چقدر دردش را هم کشیدم.
چقدر دلسوزانه و بخیال خودم خیرخواهانه با اطرافیانم یا دوستانم حرف میزدم. یموقع هایی کارهای خودم نیمه کاره مونده بود و داشتم ساعتها مثلا با فلان دوستم صحبت میکردم که هم آرومش کنم هم کمکش کنم برای تغییر ولی درنهایت آدم بده داستان من میشدم.
که تمام این رفتارهای من ریشه در چندین نقص داشت.
یکی ازون ریشه ها نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس بود که اون خلأهای درونی خودمو و نادیده گرفته شدن ها و سرکوب ها را اینجا میخواستم پرکنم با تحسین و تایید شدن از طرف اون اشخاصی که مثلا میخواستم تغییر بدم. انگار فرصتی پیدا کرده بودم که خودمو مطرح کنم البته تمامش ناخودآگاه بود و اصلا متوجش نبودم.
یکی ازون ریشه ها دلسوزی بود که بازم ریشه در شرک داشت که اون اقداماتی که از سردلسوزی و خیرخواه بودن انجام میدادم بیشتر برای اعضا خانوادم بود.
یه باور اشتباه دیگه که خیلی درین قضیه خودشو نشون میداد این بود که به خودم میگفتم این گناهه وقتی میبینی کسی داره راه را اشتباه میره و جلوی پاش چاه هست و تو داری اون چاه را میبینی و نخوای بری دست طرف را بگیری ببریش تو یه مسیر دیگه که تو چاه نیفته. و احساس گناه شدید که به آدم دست میداد.
یه باور اشتباه دیگه این بود که فکرمیکردم من مسئول دیگران.
و خیلی ریشه های دیگه.
و استاد آخر کار که آدم بده داستان میشدم چقدر حس نفرت، ناراحتی و رنجش از اون شخص میومد تو وجودم و واقعا چقدر اون انرژی و زمان که آدم میتونست برای خودش صرف بکنه را خرج دیگران میکردم.
استاد بعد که تصمیم گرفتم دیگه کاری به کسی نداشته باشم چقدر انرژی و زمان صرف کردم تا اون رنجش ها را از وجودم بیرون کنم. که اون همه زمان و انرژی را اگر برای خودم و اهداف خودم هزینه کرده بودم چه پیشرفتی میتونستم داشته باشم.
ولی استاد خیلی ساله که دست از همه کشیدم و تمام تمرکزم اومد روی خودم و درون خودم تموم اون آدمها کلا حذف شدن از زندگیم. دیگه اصلا کسی تو زندگیم پیدا نمیشه که بخواد بشینه درددل کنه و اگرم یموقعی درحد کم بخواد درددل کنه اصلا گوش نمیدم و اجازه اینکار را نمیدم. و چقدر آرامش خودم بیشتر شده. چقدر پیشرفتم زیاد شده چقدر احساس رهایی و آزادی میکنم. چقدر موحدتر و ارزشمندترم. و اون بعد نیاز به تحسین هم از آدم های هم فرکانس باخودم بدون اینکه نیاز باشه به اینکه بخوام کاری براشون انجام بدم را دارم دریافت میکنم همونطور که در دوره عزت نفس درموردش صحبت کردین.
چقدر شادتر و رهاتر هستم. الهی صدهزار مرتبه شکر.
و استاد دقیقا و سلولی من رسیدم به این کلام شما که اگر کسی بخواد تغییر کنه و قدمی برای خودش برداره دنیا به بینهایت روش به کمکش میاد اگرم نه که من کاری نمیتونم براش انجام بدم.
رسیدم بجایی که بایستم یه دایره دور پاهای خودم روی زمین بکشم و همیشه درنظر داشته باشم تنها کسی را که میتونم بهش کمک کنم و تغییرش بدم اونیه که درون این دایرس. و عاجزم برای تغییر هرکسی که خارج ازین دایره هست.
و همین دیدگاه باعث شده برای کلامم، وقتم، انرژیم و دیدگاهم ارزش قائل بشم و هم اینکه نه دلسوزی کنم نه غصه بخورم نه دنبال تایید از دیگران باشم. و بیشترین تاثیر خوبی که برام داشته اینه که موحدترم. نمیخوام تو کار خدا دخالت کنم. نمیخوام خدایی کنم برای دیگران و از سرراه خدا رفتم کنار. از رو صندلی خدا پاشدم و گذاشتم خودش بشینه رو صندلی خودش و خدایی کنه.
استاد عزیزم ممنونم بخاطر سخاوتتون.
درپناه خدا باشین
سلام استاد عزیزم
واقعا زبانم قاصر است از بیان این همه دقت و لطف پروردگار استاد از دیروز یک احساسی به من میگفت استاد درهمین روزها یک فایل جدید میگذارد و امروز صبح درخواست کردم خداوند من را از استوارترین راهها هدایت کند و مسیری را برای من باز کند استاد اولین هدایت من به آیات سوره بقره بود که درباره گاو بنی اسرائیل بود که هدایت الله شاید اولش غیر منطقی باشد اما تو باید اطاعت کنی واینکه مسیر الله گام به گام است واگر بخواهی کل مسیر را بدانی کار را بر خود سخت میکنی
ونشانه دوم فایل شما بود که من نمیتوانم زندگی دیگران را تغییر بدهم و نباید مسیر هدایت الله را به خاطر دیگران نادیده بگیرم
استاد واقعا نمیدانم چه چیزی در انتظار من است اما میدانم سعادت من در اطاعت از آن است
واما نکته دیگر که خیلی دوست دارم بگویم این باور است که استاد شاگردان شما در دوره دوازده قدم آنهایی که تا انتها آمده اند و جدی گرفته اند آینده سازان جهان هستند این یک آگاهی بود که من دریافت کردم و احساس میکنم این دوره رشد دهنده انسانهایی است که در زمانه ما توحید را انتخاب کرده اند
درپایان استاد عزیزم بینهایت به خاطر این آگاهی ها از شما سپاسگزارم وشمارا به خاطر توانایی تان در گسترش مدارتان تحسین میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم چقدر خوشحال شدم که فایلی جدید آماده کردید من امروز صبح از خدا خواستم که خبر خوبی بهم بده و چقدر زودتر از حد انتظارم برآورده شد و من خوشحال شدم که شما رو دیدم دلم براتون تنگ شده بود انشالله که هر کجا هستید خوب و سلامت و شاد باشید استاد عزیزم.
و مهتر از همه آگاهی این فایل که چقدر عالی و راهنمایی بخش هست برای منی که در مسیر تغییر هستم و قوانین رو میخوام بهتر درک کنم و همواره آسان باشم برای آسانی ها و لذت ها و از مسیر راحتی و لذت بخش مسیر زندگیم را طی کنم .
استاد از شما سپاسگزارم که مثل همیشه اصل را از فرع جدا میکنید و رفتار و اعمال توحیدی و شرک آلود رو برامون باز میکنید .
دقیقا من همیشه این مشکلات رو داشتم که وظیفه منه که کمک کنم به خانواده ام و پیششون باشم و مواقع اضطراری مسائلشون رو حل کنم یا در کنارشون باشم در حالی که من خودم خانواده دارم و مکان زندگیم هم ازشون دوره اما چون خود من هم این نوع دیدگاه رو پذیرفته بودم یا میرفتم و بسیار خودم رو از مسیر درست دور میکردم و وارد مدار اونها میشدم و کلی مسئله و مشکلات و بدهی برای خودم ببار می آوردم و یا اگر نمیرفتم عذاب وجدانی که برای خودم ایجاد میکردم هم منو در مدار احساس بد و اتفاقات بد می انداخت. اما من به لطف خدای مهربانم هدایت شده ام به مسیر درست و آگاهی های که خیلی خوب خودم رو از اون باورهای اشتباه دور کرده ام و کمرنگ شده در ذهنم و آرامشی که با باور های درست و درک بهتر قانون از شما یاد گرفتم باعث شده که هم اتفاقات بهتری را دارم تجربه میکنم هم روابطم بهتر شده هم رزق و روزیمون بیشتر شده هم انتظارات اونها از من خیلی کم شده و از زمانی که دیگه نخواستم مشرک باشم و فکر کنم من قدرتی دارم که بخوام مسائل دیگران را حل کنم و توجه ام رو از روی مسائل اونها برداشتم دیگه براشون مسئله ای پیش نیومده یا اگر هم آمده به من نمیگن و همیشه زمانی که من تماس میگرم خدا طوری زمان بندی میکنه که اونها در حالت احساسی خوب و اتفاقات خوب زندگیشونو برام میگن شکر خدا و من درک کردم که من هیچ قدرتی در حل کردن مسائل زندگی دیگران را ندارم و هیچ کسی هم قدرت حل کردن مسائل من رو نداره و همه ما داریم با افکار و فرکانس های جداگانه خودمان زندگیمونو خلق میکنیم به یک اندازه همه ما به خدانزدیک هستیم .و من تنها و تنها قدرتی که دارم تغییر افکار و باورها و زاویه ای دید خودم رو دارم که به احساس بهتری برسم و با منبع به هماهنگی برسم و آسان بشوم برای آسانی ها و از هموارترین و زیبا ترین و راحترین جاده ای که برای خودم میسازم زندگی میکنم
خدارو شکر میکنم که امروز هم به من فرصت داد تا بهش نزدیک تر باشم و آگاهی ها را بشنوم و زندگی بهتری را حداقل برای امروزم تجربه کنم .
من از خدا میخوام که همواره منو در راه راست و همواری و سعادتمندی ثابت قدم و پایدار نگه دارد که من هر آنچه دارم از آن اوست خدایاشکرت
سپاسگزارم ازتون استاد خوبم و خانم شایسته مهربانم
سلام به استاد عزیزم استادی که با قلبش با ما سخن میگوید نه با ذهنش…
چققققققققققققدددددددرررررر این فایل در زمان مناسب بود الله اکبر الله اکبر الله اکبر چقدر همزمانی الله اکبر الله اکبر الله اکبر ….
چقدر خداوند به همه ی ما به یک اندازه نزدیکه …
الله اکبر… الله اکبر…. الله اکبر….
چقدر شما به قلبتون وصلید استاد درود خداوند بر شما …
چقدر شما تسلیم هستین وقتی قلبتون میگه در مورد این موضوع صحبت کن راحت متوجه میشید و میاین با عشق زمان میزارین و صحبت میکنید …
احسنت ،احسنت ،احسنت چقدر خوبه تسلیم باشیم .
دقیقا دیروز با عزیز دلم صحبت میکردم که در کارم مشاوره رو شروع کنم ازونجاییم که علاقه شدیدی دارم زندگی دیگران رو تغییر بدم و کلام تاثیر گذاری دارم انگیزه و اشتیاقم چنان شعله ور شده بود که اگر این فایل روی سایت نمی یامد خدا میدونه چقدر از مسیرم گمراه می شدم .
خدایا شکرت برای این همزمانی که بوجود اومد و من متوجه شدم که مشاوره رو برای همیشه به پایان برسونم و فقط آگاهی دهنده در مسیر باشم و آنچه رو که در زندگی خودم تاثیر گذاشته رو آموزش بدم اصلا این مسیر قابل مقایسه با اون مسیر مشاوره نیست …
اگر بدنبال لذت از زندگی و شغلم هست باید تو این مسیر باشم …
چقدر مراکز مشاورهایی هستن و افراد مراجعه میکنن و نتیجه نمیگیرن چون از ریشه مشکل دارند چون از ریشه باید روی باورهاشون کار کنن تا نتیجه خلق بشه….
خود من برای اینکه درک کنم قانون رو در این مسیر اومدم و با عشق اومدم روی خودم دارم کار میکنم دیگران هم همین باید باشند.
اگر بدنبال نتایج پایدار هستیم باید فضایی رو فراهم کنیم که دیگران در اون محیط بیان و روی خودشون کار کنند نه اینکه من مشاوره بدم و نتایج موقتی بگیرن …
من خودم اصلا دوس ندارم که نتایج موقتی بگیرم
میخوام نتایج پایدار بگیرم پس اگر دیگران رو دوس دارم و میخوام رشد کنند باید با دیگرانم همانند خودم رفتار کنم مشاوره ندم و بجای مشاوره اون اصل رو به دیگران آموزش بدم.. همین و تمام…
شکرگزار وجودتم استاد عباسمنش عزیزم شما مسیر درست زندگی رو به ما می آموزید …
شما مفهموم لذت بردن از زندگی رو به ما آموزش میدید ..
سپاسگزار خداوندم ما رو هدایت کرده به این مسیر زیبا و رویایی الهی شکرت…
چقدر لذت بردم گفتین در هیچ مسجدی در جهان اینقدر نام خداوند شنیده نشده…خدای من شکرت …
سلام به همه عزیزان دل
من حدود دوسال پیش که با آموزه های استاد آشنا شدم خیلی جو گیر شدم و میخواستم به همه نزدیکانم فریاد بزنم بگم که چنین قوانین فوق العاده ای وجود داره. دست خالی و بدون نتیجه فقط شعار میدادم و مورد تمسخر نزدیکانم قرار میگرفتم.
این کار نه تنها هیچ کمکی به من نکرد،
فقط باعث شد خودم تو مسیر دچار شک و تردید بشم و نتایج کوچیکم هم اصلا به چشمم نیاد.
تا یه اتفاق به ظاهر ناخواسته می افتاد همسرم میگفت دو سال نشستی مشق نوشتی فایل گوش کردی که چی؟
الان یاد گرفتم سکوت کنم، وقتی ناآگاهی اطرافیانم رو میبینم خودم رو به تغافل بزنم
و به قول استاد ایگنور کنم. به خودم میگم به تو چه؟
مگه از تو نظر خواستن؟ کمک خواستن؟
سکوت من امروز باعث شده حد و مرزها حفظ بشه، احترام به خودم بیشتر بشه و از همه مهم تر آرامشم خیلی بیشتر شده.
وقتی جدل بین همسر و پسرم رو میبینم به خودم میگم کور کر لال
بین خودشونه، خودشون درست میکنن.
اگه من آدم سابق بودم میپریدم وسط میخواستم فرشته نجات باشم.
من ناجی کانون گرم خانواده ام باشم.
الان فهمیدم من خیلی هنر کنم روی خودم کارکنم ناجی زندگی خودم باشم چه برسه به بقیه.استاد ممنون بابت آموزه های عالیتون که مهارت زندگی کردن رو به ما یاد میدین.
سلام به استاد عزیزم
سپاس فراوان بابت این فایل و خداروشکر برای من که هدایت شدم به گوش دادن و من هر بار فایلها و صحبت های شما میشنوم با جون و دل میپذیرم و باید تمرین کنم و به یاد داشته باشم در عمل.
نکات ارزشمندی بود واقعا من هم تجربه و حس کمک به دیگران رو داشتم و از همون آدم هم ضربه
عجیبی خوردم،و کلی هم انرژی از من هدر رفته ویادمه از اون روز تصمیم گرفتم به فکر کسی نباشم چون میگم ضربه خوردم خیلی سنگین،و الانم با فایل شما خیلی آگاهیم عمیق تر شد و از خدا میخوام دستمو بگیره و کمکم کنه که بتونم از مسیر خارج نشم.
استاد شما هرچی میگی درست همونه،واقعیت همونه،راه و حرف دیگه ای نیست جز مسیر شما، همیشه در دلم میگم خدایا ممنونم ازت که منو با چنین انسان راستگو و آگاه و بزرگ وبا شرافتی آشنا کردی استاد بازهم سپاس فراوان.
ممنونم از دوستانم در سایت که همیشه از کامنت هاشون استفاده میکنم و ترمزهای زندگیمو پیدا میکنم
برای همه آرزوی بهترین نعمتها در دنیارو دارم،دوستنون دارم .
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم جانم
سلام به همه دوستانم
استاااااد چقدر خوشحال شدم دیدمتون
استاااد عجب لباس متفاوتی پوشیدین نسبت به همیشه چقدر بهتون میاااد
من نصف شب بیدار شدم اومدم یه سر تو سایت این شده عادتم هر زمان نیمه شب بیدار شم به سایت سر میزنم دیدم فایل جدید گذاشتین همونجا پلی کردم و گوش دادم فکر کنم وسطاش خواب رفتم و خواب شما و مریم جان رو دیدم خواب دیدم با یک لامبورگینی رنگ بژ اومدین گرگان خونه پدری من همه خانوادم هستن ما خانواده شلوغی هستیم بیشتر از 50 نفر بچه و نوه و نتیجه از یک پدر و مادر خداااااا عین واقعیت کلی ذوق کردم همه از دیدن شما ذوق کردن کلی انرژی و هیجان موج میزد شما رو بغل کردم کلی از خدا سپاسگزاری کردم به خاطر دیدنتون یه دختر کوچولوی خوشگل هم داشتین خداااای من صبح وقتی بیدار شدم تا ساعتها شوک بودم
خدایا شکرت که جنس خواب هام اینقدر مثبته و پر انرژیه
دقیقه 25 فایل استپ زدم که بیام در مورد تجربه سالها قبلم بگم و البته هدایتی که الان دریافت کردم
من دقیقا سالهایی که بازاریابی شبکه ای کار میکنم دچار این وضعیت شدم حلال مسائل و مشکلات دیگه کسب و کار نبود که مشاور خانواده شده بود وضعیت ناجالبی بود کاملا درک میکنم حرفاتون رو
از زمانی هم که عضو سایت شما شدم اولش همین بودم ولی خیلی زود فهمیدم دیگه گوش ندادم به مسائل ادمها حتی پدر و مادر و فرزند و اونها هم فهمیدن که باید از لذت هاشون بگن نه غصه هاشون خداروشکر الان دیگه خوب دارم پیش میرم ولی یک موضوعی رو الان متوجهش شدم اینکه من دارم در مورد یک موضوعی مقاله مینویسم از اونجایی هم که قبلا کتاب نوشتم با نوشتن رابطه خوبی دارم البته ذهنم خوب تراوش میکنه و خلاقه توی این موضوع و مونده بودم که چطور ارائه بدم همسرم موافق بود با حضوری و سمینار و دیدار و این جور چیزا ولی قلب من اینو نمیخواست تا اینکه توسط این فایل متوجه شدم من دوست ندارم موضوعات رو حضوری توضیح بدم و بخوام درگیر مسائل ادمها بشم
دقیقااااا استاد صحبت سر تاثیر من روی افراد نیست بحث سر آمادگی افراده من سمت خودم رو انجام میدم افراد آماده هدایت میشن و البته خدا هم قدم بعدی رو بهم میگه
خدایااااا شکررت که هدایتم کردی
سپاسگزارم استاد جونم