آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1298MB41 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 140MB41 دقیقه











باز هم خدارو شاکرم که من رو هدایت کرد به فایل بهشتی دیگه
سلام به شما استاد عزیز با این آگاهی های نابی که به مادادید ، سلام به خانم شایسته عزیز که به هدایت عالیتون گوش کردید و به استاد پیشنهاد دادید و سلام به تمام دوستانی که این کامنت رو میخونن
تمام حرف این فایل و آگاهی های این فایل این بود که آقا جان ما هیچ توانایی و قدرتی نداریم که زندگی دیگران رو تغییر بدیم
ما فقط توانایی تغییر زندگی خودمون رو داریم
همه خدایی دارند و خداوند هم هرکس رو با توجه به فرکانس هایی که فرستاده هدایت میکنه و خواهد کرد
همونطور که در قرآن فرموده
وقتی این فایل آپلود شد خواهرم دیدتش و من حسی بهم نگفته بود که فعلا آماده شنیدش هستم یا نه ؟ ، خلاصه نمیدونم فککنم به خواهرم گفتم که کامنتی گذاشتی براش؟ اگه اره برام بخونش و اون شروع کرد به خوندن و گفتن تجاربش
من در همین حین که میشنیدم یه بیس کلی از موضوع فایل دستگیرم شد
و من امروز که شروع کردن به دیدن این فایل تا وسطای فایل با خودم میگفتم که من میخوام که از تجربههام تو سایت بگم ولی چیزی یادم نمیاد!،
و از خدا درخواست میکردم که هدایتم کنه و مثل همیشه خداوند باز هم معجزه کرد
تجربه اولی که میخوام بگم برای موقعی هستش که من و خواهرم تازه شروع کرده بود که با سایت ( با فایل های رایگان/ هدیه) روی خودمون کار کنیم( بهار امسال)
و ما یک چیزی یاد گرفتیم اون هم اینکه آقاجان زیپ دهنتو ببند، تو روی هیچ کس روی هیچکس تاثیری نداره
و جالب اینجا بود به قول استاد با خودمون میگفتیم که خب حالا که من اینو یاد گرفتم برم به فُلانی بگم آقاجان تو هیچکارهای تو هیچ تاثیری رو زندگی هیچکس نداری
و اولین کسی هم که نظرمو جلب کرد مادرمان بود
اون اولا یادمه به آبجیاش میگفت: آبجی تو دیابت داری بیا رژیم عباسمنش رو بگیر و اینا
خلاصه اینقدر بهش میگفت ،هر بار که میدیدش، که آخر سر آبجیش آب پاکی رو ریخت گفت نه این تو آمریکا زندگی میکنه!
و در همین حین ما هم هی هزار بار میگفتیم بابا ول کن تو هیچ تاثیری نداره
بابا نکن ،فِلان میشه
یا به دادشش میگفت
بعد دوباره ما خودمونو به هر دری میزدیم که نکن که باز هم دایی و زنداییم آب پاکی رو ریختن تو دستش و گفتن نه این کلاه برداهرا، دزده
چه بدونم از این چیزا
و من هعی بدتر شوک میشدم، ناراحت میشدم
بعد دوباره میگفتم مامان تمومش کن ، دوستداری بازم ازین جور چیزا بشنوی
بعد در آخر جوابش این بود که نه خواهر برادرامن چجوری بهشون نگم؟
دلم میخواد اونام پیشرفت کنن
و این در صورتی بود که من و خواهرم هی خودخوری میکردیم، عصبانی میشدیم اما همون آش و همون کاسه
و همچنان ادامه داره
یادمه از یه دورهای تا همین الان وقتی سر سفره میشستیم سر نهار یا شام ( معمولا بیشتر اوقات باهم صحبت میکنیم) داداشم شروع میکرد هرازگاهی که اره فِلان و بهمان
و به نکات منفی کارش/حرفهاش -اتفاقات توجه میکرد و از همون جنس وارد زندگیش میشد و میشه !
بعد هی من داداشم و نصیحت میکردم، میگفتم برادر من توجه نکن به اینجور چیزا بدتر وارد زندگیت میشه بعد برای همون شب آروم میشد و فردا، روز از نو روزی از نو
و جالب اینجاست که از یک جای به بعد هرچقدر هم من خودم رو به آب و آتیش میزدم دیگه گوش شنوایی هم نبود
(خداروشکر آبجیم این قضیه رو خیلی بهتر از من کنترل کرد و میکنه که بعد از قضیه مامان به کسی کاری نداره )
و فقط فقط انرژی من گرفته بود و درگیر میشدم
یادمه یبار انقدر درگیر مشکل داداشم شده بودم که زندگیم رو از من گرفته بود و حتی فککنم بخاطرش گریه هم کردم و موقع امتحانات نهایی من بود( اگه اشتباه نکنم) و تپش قلب میگرفتم براش
و دقیقا همون شب هدایتم رو تو سایت زدم و یادم نیست که چه فایلی بود فقط یادمه چیزی که دستگیرم شد و آرومم کرد این بود که همه “ خدا” دارن و هرکسی مسئول زندگی خودشه و تو هیچ کارهای
تو فقط و فقط مسئول زندگی خودت هستی
و امروز هم خداوند لطف کرد و هدایتم کرد که کاملا آویزه گوشم کنم که تو صرف کردن انرژیم خسیس باشم
و بفهمم تنها راه کمک کردن به جهان و دیگران فقط و فقط پیشرفت خودم خواهد بود، موفقیت خودم خواهد بود
باز هم سپاس گزار خداوند مهربانم
واقعا نمیدونم چجوری شکرگزار باشم
چجوری شکرگزاری کنم که دلم آروم بشه و بگه بسته شکوفه خیلی عمیق شکرگزاری کردی
اما چه کنم که جهان و نعمت های خداوند فراوان و بیکران عه و دلم لحظهای آروم نمیشه که دیگه شکرگزاری نکنم
الانم قلبم اصلا یجوریه
کلا وقتی شکرگزاری میکنم و ازش تشکر میکنم تو قلبم احساس پر بودن رو نمیکنم
همچنان حس میکنم باید ادامه بدم
باید شکرگزاری باشم
خدایا خداوندا کمک کن که هر لحظه حست کنم
ببینمت
لمست کنم
صدات رو بشنوم
و هرلحظه شکرگزارن باشم
خدایا شکرت
عاشقتممممم
و سپاس گزارم از شما استاد عزیز
به نام خدا
پروردگارا این عزت مرا بس که من بنده توام
و این افتخار مرا کافی که تو پروردگار منی
امان از این فایل استاد جانِ جانا که قشنگ یاد گذشته تا امروز خودم انداختم .
دقیقا من هم همین شخصیت قرص مسکن رو داشتم و دارم متاسفانه و چه خوب که با دیدن سیلی های محکم تلاش های اشتباهم برای تغییر زندگی دیگران و دلسوزی های اشتباه ام و دیدن این فایل تصمیمم رو گرفتم که دیگه به غیر خودم برای هیچ کس دلسوزی مادرانه نداشته باشم و اگر هم خواستم به کسی کمک کنم فقط در حد معرفی سایت شما یا فایل های شما باشه اونم به کسی که به قول خودتون بعد از تغییر من و شرایط زندگیم در ابعاد مختلف خودش بیاد و ازم درخواست راهنمایی کنه .
من این تجربه تلخ اذیت کننده دلسوزیه مادرانه رو از کودکی و نوجوانی تا الان به همراه داشتم و همیشه هم چوبش رو خوردم ولی باز گفتم گناه دارن و ای که دستت میرسد کاری بکن – پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار و و و و
مثلا: دوران نوجوانی دوستی داشتم که به لحاظ مالی و خانوادگی در شرایط خوبی نبود و من تا همین چند سال قبل که دیگه سیلی بارون شده بودم از خودش و دلسوزی های اشتباهه شرک آمیزم تصمیم گرفتم مس دندون خراب بکنم و بندازمش دور و ارتباطم رو باهاش به صفر برسونم و قبل این تصمیم مفید من زمانم زمانم زمانم زمانم – پولم – اعتبارم در جمع هایی که همراهم بود – اعصابم رو پای اصلاح شرایط زندگی این آدم گذاشتم و تهش چیزی جز اینکه برگرده به شرایط خود خواسته اش به همراه نداشت.
و یا مثلا: در دوران دانشگاه که آگاهیم کم بود و میخواستم فضای فرهنگی دانشگاه رو ارتقاء بدم و باز هم متاسفانه زمان از همه چیز ارزشمند ترم رو گذاشتم و تهشم احمدی که بوده همون که بوده هیچی به هیچی جز اینکه زمانم هدر بره – خودم رو در یه سری محدودیت های اشتباه غلط قرار بدم هیچی به همراه نداشت.
یا مثلا یه رفیقی داشتم که به معنای واقعی مس برادرم بهش حسم بودم و همیشه از خودم زدم برای بودن باهاش – چون به لحاظ باوری در مدار کم درامدی بود تفکر و باورش تلاشمو میکردم با برنامه شما آشناش کنم – تایمی که طلاق گرفت از خودم استراحتم . خانواده ام . پولم . آسایشم میزدم که اونو از فازی که بود خارج کنم ولی تو این کیس هم چیزی جز آسیب دیدن وقت من و افکار من برام به همراه نداشت و عقب افتادن خودم از زندگیم و مسیر مو پیشرفتم
تا 20 صفحه A4 پشتو رو میتونم مثال بزنم از اشتباهاتم درباره دلسوزی در خصوص تغییر زندگی و شرایط دیگران و …
بعد دیدن این فایل به خودم تعهد دادم که دیگه هیچ وقت هیچ وقت دلسوزی برای کسی نداشته باشم و تمرکزم رو روی تغییر زندگی خودم بزارم تا خودم تغییر کنم و با بهبود زندگی خودم اوضاع جهان پیرامونمم تغییر میکنه و خدا رو شکر تا امروزم که چند روزی از دیدن این فایل میگذره با اینکه چند بار وسوسه شدم در ارسال فایل هاتون یا گفتگو با افراد در خصوص مسائل زندگیشون تونستم احساساتم رو کنترل کنم و سکوت کنم و وقتم رو صرف حل مسائل زندگی خودم کنم.
با سلام به خانواده صمیمی استاد عباسمنش
سلام استاد
امشب بعد از دیدن اینکه حال خواهرم خوب نیست پیشنهاد دادم که عضو سایت عباسمنش بشو فقط کامنت بخون
این درحالی بود که قبلا بهش گفتم آهنگ هایی که گوش میدی رو باید پاک کنی
این درحالی بود که وقتی راجع به تکامل و وام نگرفتن حرف زدم فقط گفتن اونجوری هیچکس به جایی نمیرسه
درمورد دوستان و آشناهای و حتی اعضای خانواده ام تونستم تا حدود زیادی این مسئله به من ربطی نداره رو اجرا کنم اما همین که پای سارا یا مامان وسط میاد انگار ی همزاد پنداری برخواسته از احساس قربانی بودن و ضعیف بودن تمام وجودم رو میگیره و وقتی کنار مفهوم قوی ها زنده میمونن و اثرگذار میشن و اصل بقای اصلح احساس میکنم که واقعا دیگه دارن میافتن باید دست شون بگیرم و من باید بگم که نسب به قبل قدم 6 خیلی بهترشدم و الان میتونم خیلی راحت بگم به من چه و وقتی کسی که خیلی عزیزه برام راجع به بقیه صحبتی میکنه میگم به من چه و به توچه و اینقدر تکرارش کردم که الان حس خیلی خوبی به این کلمه دارم
باور اصیل استاد:
همهی انسان ها و موجودات به یک اندازه به هدایت الهی و مدار نعمت ها دسترسی دارند و اگر یک نفر تصمیم گرفته است که برای زندگی اش هیچ تصمیمی نگیرد و همچون برگی در باد حرکت کند بازهم تصمیم خودش است و با اختیار انتخاب کرده است که در مدار داستان های والضالین باشد…
استاد هم طبق قانون تکامل این مسیر را طی نموده است و اکنون به این درک رسیده است که اگر تاثیری از صحبت هایش در دیگران به جا می ماند انتخاب خود آن افراد است و علاوه برآن باور توحیدی دیگر استاد که مانترای دوست داشتنی شماست گویای مالکیت این ویژگی تاثیرگزاری است
که می گوید؛
هر آنچه دارم ازآن خداست و من دربرابرخداوند خاضع و خاشعم
و مهم ترین و ارزشمند ترین دلیل که امروز چنین میان جوامع مختلف و انسان های متعدد سربلند هستند همین است که می داند عدم ما وجود ماست تازمانی که ما خود را دربرابر خداوند هیچ بدانیم خداوند تمام نعمت ها و همه ی نیازهای ما را به راحتی و آسانی برآورده می کند و مارا درمدار آسانی ها قرار می دهد و خلاصه آسان میشویم برای آسانی ها…
هر چقدر که بتوانیم همین جمله را درک کنیم که
هرآنچه دارم از آنِ توست ای تنها فرمانروای قدرتمند کیهان تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویم…
خدایاشکرت که خداوند درحال آماده کردن من برای دریافت نعمت ها و آگاهی ها است…
خدایاشکرت بخاطر اینکه استاد آگاهی ها را دریافت میکند و خدایاشکرت که استاد عمل می کند خدایاشکرت که ما درحال درک توحید هستیم…
خدایاشکرت که مسئول تبلیغات سایت عباسمنش خداست و قوانین جهان
خدایاشکرت که مخاطبان این سایت نتیجه می گیرند
خدایاشکرت که به استادی هدایت شدم که همیشه آماده است و عملگرا
خدایاشکرت که خداوند هدایتگر و حامی ما و کسب و کارهایمان است
خدایا میخواهم من هم آماده شوم و تمرکزم را بگذارم روی خودم و در مسیر بمانم و خواسته هایم اجابت شوند
خدایاشکرت که شخصیت استاد باعث شده است که به این نتایج دست پیدا کند
و همیشه به همین اصول عمل کرده است
خدایاشکرت که استاد اعتقاد دارد وقتی من آماده شوم و در مسیر باشم مخاطبان آماده با مدار تکاملی استاد به سایت هدایت می شوند
و سپاسگزارم خدای مهربانم که هر کس خودش فقط می تواند به صورت مستقیم با تو در ارتباط باشد و هرکس در این مسیر مداخله کند فقط خود و سرمایه و انرژی اش را هدر می دهد و چقدر عالیست که جهان در عین رشد کردن ،افت هم میکند و این پویایی مقدس واقعا قابل تحسین است…
خداروشکر که ما تنها چیزهایی را میشنویم که آماده آن هستیم…
واقعا سپاسگزارم که بعد از مدت ها نصیحت نکردن امشب بعد از یک توصیه کوتاه خداوند مرابه این فایل هدایت کرد…
واقعا شکرگزارم که خداوند درهر شرایطی به ما اثبات می کند که کارهارا قوانین انجام می دهد حتی اگر فکر می کنیم ما داریم کارها را انجام میدهیم خداوند اخبار کارها را به شخص دیگری می دهد زیرا می خواهد به ما بگوید که از این رفتار فاصله بگیر
واقعا ممنونم استادِ استادان
با تشکر از خانواده صمیمی عباسمنش
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و نود و سوم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت لحاف و تشک و بالش قشنگ و راحتم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت بی نظیر
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خواهرم برام مرغ پلو و سوغاتی شاخه نبات و سوهان قم رو فرستاد
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام معجون خوشمزه خرید
خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و کمد لباسم و تمام لباس هایم و تمام پودر زعفران هام و لوازم آرایشیم و ساعت قشنگم و تابلوهای زیبای اتاقم
خدایا شکرت بابت اینکه بدون اینکه بگم به هنرجوم که بیاد یادش بدم خودش اومد و یادش دادم و به دوستم زنگ زدم که دخترشو بیاره گفت امروز نمیتونم ولی جلسه بعدی با یه مشتری جدید میام خدای من شکررررررررررت
خدایا شکرت بابت تمام مشتری هایی که پیام دادند
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1
کامنت دوستمون در مورد اینه که من همیشه وظیفه خودم میدونستم که به دیگران ایده بدم دیگرانو راهنمایی کنم نتیجه این میشد که وقت و انرژیم هدر میرفت شرایط مالی من بدتر میشد علارغم لطف های من روابطم با این دوستان بد میشد و کلی علیه من قضاوت نا به جا میکردن
الان میفهمم که مقصر آنها نبودند خودم بودم
چقدر بحث و جدل میکردم در مورد اعتقادم که اثبات میکردم به دیگران که بیایید به این مسیر
من به خاطر این نوع نگرش و باورم افرادی رو جذب میکردم که میومدن سفره دلشون رو پیش من باز میکردند و مشکلاتشون رو میگفتند و من تمام سعی و تلاشم رو میکردم که کمکشون کنم و سنگ صبورشون میشدم این باعث میشد ذهن من درگیر اونا بشه و انرژیم هدر میرفت جالب این بود که هیچ کدومشون به راهکار های من عمل نمیکردند و راه خودشون رو میرفتند
استاد میگه :من تو تمام دوره هام میگم که در مورد این مطالب با کسی صحبت نکنید
وقتی آدم به یه آگاهی میرسه دوس داره به همه بگه دوس داره همه بیان به این مسیر
پشت این نگاه اینه که احساس میکنیم ارزشمندیم و چیزی داریم برای گفتن و راهنمایی کردن ،احساس میکنیم ثاثیر مثبت میذاریم به افراد و افراد سپاسگزاری میکنند و ما دیگه ادامه میدیم و میگیم پس میام این تاثیر مثبت رو روی زندگی دیگران هم میذارم که این اشتباهه و مسیر درستی نیست
اگر شما قانون رو بشناسید خداوند رو بشناسید اگر فرکانس رو بشناسید و درکش کنید میفهمید که انسانها تنها زمانی تغییر میکنند که خودشون بخوان زمانی تغییر میکنند که آماده تغییر باشند
زمانی که بدونید انرژی گذاشتن برای تغییر بقیه مترادفه با خارج شدن شما از مسیر درسته اونوقت دیگه خیلی خیلی حواستون جمع تره
وقتی من انرژی و زمانم رو میذارم برای تغییر دیگران خودم درگیر مسائل اونا میشم و مشرک میشم یعنی احساس میکنم میتوانم زندگی بقیه رو تغییر بدم و من پیامبر خدا هستم من دارم بهشت رو برای دیگران به وجود میارم و از مسیر خودم دور تر میشم
وقتی تو دیگرانو راهنمایی میکنی میشی یه قرص مسکن که همیشه گوش شنوا داره برای مشکلات دیگران و اونا میان مشکلاتشون رو بهت میگن و آروم میشن همون لحظه بعدش از فردا به روش خودشون عمل میکنند
تو تمرکزتو بذار رو خودت رو پیشرفت خودت روی عمل کردن به قانون
افرادی رو همه ما دیدیم که نصیحت کننده خوبی هستند برای هر موضوعی که شما فکرشو بکنید
یه ذره اگه دقت کنیم تو زندگی این افراد متوجه میشیم که خودشون به اون نصیحت هایی که به همه میکنن عمل نمیکنن و زندگی جالبی ندارن
به من پیشنهاد مشاوره میدن با مبالغ بالا ساعتی 50 میلیون 70 میلیون ولی من قبول نمیکنم دلیلشم اینه که افراد باید آماده باشن و اگه آماده باشن نیاز به من نیست خداوند از بی نهایت طریق به اونها مسیر بعدی رو میگه که چطور حرکت کنند و اونا هدایت میشن
و اگه آماده نباشند مهم نیست که من چقدر برای تغییرش تلاش میکنم چقدر مشاوره میدم فقط مثل مسکن میمونم براش که در حد چند ساعت حالش آروم میشه و بعدش برمیگرده به روال قبلی
وقتی که شما گوش شنوا میشید برای بقیه و درد و دلاشون رو میشنوید ذهن شما درگیر مشکلات اونا میشه
قانون میگه به هرچی توجه کنی از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
داری به مشکلات خودت و دیگران توجه میکنی ؟
داری به جهان درخواست میکنی که مشکل بیشتری برات بیاره
وقتی راهنما میشی برای دیگران جریانی از آدمای بدبخت وارد زندگیت میشه که حلال مشکلاتشون بشی و درگیر اونا بشی
از لحاظ توحیدی ما در جایگاهی نیستیم که بتونیم مشکلات بقیه رو حل کنیم
یه باور قدرتمند خیلی به من کمک کرده تا دست بردارم از تلاش برای تغییر دیگران اونم اینه که
همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیکیم
اگر یه کسی شرایط بدی داره به این معنا نیست که اون دسترسی نداره به خداوند یا خدا باهاش قهر کرده
به این معناست که اون خودش رو از مدار خداوند خارج کرده و آماده دریافت الهامات و نعمت های خداوند نیست
خودش با افکارش با تصمیماتش باعث اون شرایط بدش شده
باید بپذیریم ما هرگز توانایی تغییر زندگی اون افراد رو نداریم حتی خانوادمون رو
و ما 100 درصد توانایی تغییر زندگی خودمون رو داریم
این خطرناکه و هرگز نمیپذیرم که من تاثیر میذارم تو زندگی بقیه و اگه چند دیقه صحبت کنم طرف متحول میشه
اونایی تغییر میکنن که آماده باشن
ما سالهاست که هیچ مشاوره و تبلیغی نداریم
چطور میشه که یه آدمی بدون تبلیغ این همه آدم بیان و از برنامه هاش استفاده کنن؟
من سعی کردم که خودم رو تو مسیر درست قرار بدم و اون آموزشهایی که به بقیه میگم رو عمل کنم
و وقتی که من تو مسیر درست قرار گرفتم بدون اینکه تلاشی بکنم تبلیغی بکنم آدما اومدن خداوند به بی نهایت طریق آدمایی که آماده بودن رو آورد
وقتی تو دوس داری زندگی بقیه رو تغییر بدی آدمای مشکل دار رو جذب میکنی و وقتی میای مشکلشو حل کنی برات درد سر درست میکنه
و تموم نمیشه این جریان چون دوس داری زندگی بقیه رو تغییر بدی
خیلی موقع ها هست که ما خودمون رو ارزشمند نمیدونیم مگه اینکه بقیه از ما تعریف و تشکر کنند
خیلی موقع ها هست که ما میخوایم به دیگران کمک کنیم برای اینکه بهمون بگن تو زندگی من خیلی تاثیر گذاشتی برای اینکه خلأ داریم برای اینکه احساس ارزشمندی نمیکنیم
نه تنها اونا تغییر نمیکنند بلکه برامون مشکل بیشتری رو هم به وجود میارن
ممکنه شما از این صحبت ها استفاده کنید و برید مثلا به مادرتون بگید که تو توانایی تغییر زندگی دیگرانو نداری و…
نمیخواد این حرفارو بزنی اگه طرف آماده باشه میشنوه خودش هدایت میشه
تو فقط تمرکزتو بذار روی خودت
الف)از این آگاهی ها به نفع خود استفاده کردید و نتایج حاصل از این “عملکرد هماهنگ با قوانین خداوند” را بنویسید
_قبلا دوس داشتم گوشی دیگران رو درست کنم و هر جا میرفتم چند تا گوشی میاوردن که من درستش کنم وقت میذاشتم و گوشی رو به فک و فامیل توضیح میدادم و میگفتم اینجوری درست کردم و اونا همون لحظه میفهمیدن دفعه بعدی بازم میومدن چرا اینجوری شده تو اون دفعه اینجوری کردی گوشیم مثلا هنگ کرده و ... حتی گفته شد به من حقه های مجازی رو میدونه و…. ولی حالا میگم من وظیفم نیست که مشکل اونو حل کنم مشکل خودشه و وقتی میپرسن میگم نمیدونم و… و با این فکر که مشکل خودشه و من حلال مشکل کسی نیستم دیگه کسی نمیاد بگه اینو حل کن
_من به دوستم گفتم آدم مناسبی برای دردو دل کردن با تو نیستم و اونم با من درد و دل نمیکنه و این خیلی خوبه
_بیام به گدا کمک کنم و بخوام زندگیشو تغییر بدم هرگز اینکارو نکردم
_بیام به معتاد کمک کنم و ببرمش کمپ و بگم ترک کن و برگرد به زندگیت هیچ وقت اینکارو نکردم
_بیام بگم برگرد به زندگیت و برم با خانواده اون آدم حرف بزنم و بیارمش به زندگیش و دیگه طلاق نگیره و … هرگز اینکارو نکردم
_اومدن بهم گفتن خب تو که ازدواج نمیکنی حداقل یه دختری رو بهم معرفی کن معرفی نکردم مگر اینکه به خودش گفتم که یه خواستگار هست تصمیم با خودته اونم گفته نه و من اصراری نکردم
ب) همچنین مواردی را به یاد بیاورید که بر خلاف این آگاهی ها عمل کردید و عواقب حاصل از این “عملکرد خلاف جهت با قوانین خداوند” را بنویسید
قبل از اینکه با قانون آشنا بشم همش به خواهرم میگفتم اینجوری زندگی کن اونجوری زندگی کن اینو واسه خونت بخر و … اتفاقی که میفتاد یا اون حرفایی که من بهش میگفتم رو عمل نمیکرد یا عمل میکرد خوشحال میشدم و احساس ارزشمندی میکردم اصلا چه تاثیر بذاره حرفای من چه نذاره چه سودی برای من داره این کار انرژی منو از بین میبره و باعث میشه رو خودم انرژی و تمرکز نذارم
همش به دوستم میگم سیگار نکش سیگار نکش سیگار خیلی بده خیلی مضره خیلی به سلامتیت مضره و … ولی هیچ تاثیری نداره هیچ تغییری نمیکنه بلکه بیشترم میکشه
به خواهرم همش میگم بیا رانندگی یادت بدم تو هم رانندگی کن دلم میسوزه من رانندگی میکنم تو نمیکنی برو گواهینامتو بگیر من کمکت میکنم و…. ولی خواهرم اصلا عمل نمیکنه و من افسرده میشم در حالیکه هر کسی هرجایی هست جای درست خودشه من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم
به دوستم هی میگم و کلی دعوا و جنگ و بحث و جدل میکنم که روشن فکر باش و اینجوری فکر کن و حساس نباش و افسرده نباش و مثبت فکر کن و… ولی هیچ تاثیری نداره
دقت کردم میبینم که منم مشاور خوبیم دوستم میگه ماشینم فلان شده من میگم فلان کارو کن یا میگه شاگرد گرفتم میگم فلان کارو کن یا بهش ایده میدم فلان چیزو بیار مغازه بفروش
من کلی ایده میدادم به زنداییم که فلان کارو کن برای مغازه و …
یا دوستم این اواخر چندین بار زنگ زده میگه دوس پسرم اهمیت نمیده و سرده و این پیامارو داده و من میگم ولش کن اون نمیخوادت میگه آره دیگه زنگ نمیزنم بهش دفعه بعدی زنگ میزنه میگه دلم براش تنگ شده زنگ میزنم بهش و … منم که به درد و دلاش گوش میدم و مشاوره میدم و حالم بدتر میشه
یا مثلا خواهرم تولد میخواد بگیره برا بچش بهش ایده میدم و….
به عموم چند روز پیش ایده دادم اسپرسو ساز برای مغازت بخر و اونم گفت نه و ….
یا به مامانم میگم غر نزن مثبت فکر کن و… ولی هیچ تغییری نمیکنه
من با یکی از فامیلای دورمون در مورد قانون جهان هستی حرف زدیم و من اومدم سایت استاد رو چند ساعت براش توضیح دادم و گفتم برو عضو شو و اونم ذوق کرد کلی و گفت حتما عضو میشم دفعه بعدی گفت اصلا نتونستم و….
من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد الهی من و دوستان خوب سایت و مریم نازنین عزیز
چقدر خوبه که وقتی به چیزی توجه میکنی میاد سمتت مطمعنا بچه های دیگه هم حتما اینو خواهند گفت که تو این افکارا بودن که شما این فایلو گذاشتین چون منم چندوقتی میشه که دارم سعی میکنم این نگاهمو از رو دیگران بردارم چون پاشنه اشیله نیاز به کار کرده زیاد داره خب بریم سراغ تجربیاتم و چیزهایی که میخوام بنویسم
خب قطع به یقین منم از این قاعله مستثنی نیستم حتی با وجود اینکه توی سایت هستم بازم یه وقتایی از دستم در میره که برم تو زندگی بقیه به قول دوستمون اسپایدر من شم:) ولی خیلی دارمو تلاش میکنم که اگاهانه کنترل کنم تمام مدتی که شما داشتین فایلو میگفتین من یاد مامانم میفتادم و همینطور خودم مثالهای که زدین واقعا درسته استاد مامان منم همیشه میخواد ناجی بقیه باشه انقدر به داداش من کمک کرده که داداشم تمام مشکلات و دردسراشو میاره میریزه رو سر مامان من و فقط براش دردسر داره منم قبل حضورم تو سایت وحشتناک این مدلی بودم سنگ صبور درد دل بقیه که تایید بگیرم مثلا همیشه خدا برا داداشم گریه میکردم میگفتم گناه داره برا بابام گریه میکردم میگفتم گناه داره توی دوستا من همیشه پایه درد دل هاشون بودم تو فامیل و….اون موقع ها که اصلا نمیفهمیدم چون فکر میکردم زندگی یعنی همین دیگه وقتی داداشم ازدواج کرد بهش گفتیم فلانی رو نگیر گوش نداد و بعد چندماه جدا شدن دوباره رفت سمتش ازدواج کنن گفتیم نرو گوش نداد و بچه دار شد گفتیم بنداز گفت نههههه شما دل ندارید و الان لحظه به لحظه پشیمونه از تک تک حرفایی که گوش نداده
خواستیم مامانمو تغییر بدیم گفتیم اقا انقدر برا داداش ما دل نسوزون گفت نه گناه داره پدر نداره من هم پدرشم هم مادرش غذا از دهن ما میزد میداد به اون انقدر اینکارو کرد که حالا حتی دوس نداره جواب تلفن داداشمو بده اولا ماهم خیلی این مدلی بودیم اما با وجود این سایت مقدس رو خودمون کار کردیم و نجات دادیم خودمون رو از این چرخه هرچند که به بی احساسی بعدها متهم شدیم :) همه فامیل دوست ازما شکارن میگن نداو نرگس اصلا احساس ندارن مامانم همیشه دوس داره ما باهاشون لینک بزنیم اما ما همیشه میگیم که خودمون مهم تریم دیدن اونا یاداوری خاطرات تلخ گذشته هس
و اما درباره خودم من سالیان سال از زندگیم بیکار بودم و خونه نشین و هیچ جا نمیرفتم چقدر خواهرم سعی کرد منو با خودش ببره اینور اونور قبول نمیکردم میگفتن برو سرکار نمیرفتم چقدر بهم میگفت مفت خور برو سرکار اما من گوش نمیدادم و به مرور افسرده شدم و کسی که منو نجات داد خودم بودم خودم بلند شدم هیچ فرد بیرونی منو نجات نداد نمیتونست اینکارو بکنه حالا الان جوری شده بهم میگن از کارت مرخصی بگیر بریم فلان جا گوش نمیدم :)
کاملا درست میگید استاد منم وقتی تمرکز گذاشتم رو خودم اتفاقا بین بقیه حتی همونایی که یه روز باهات درد دل میکردن انگار خاص ترم میشی چون واقعا افراد فقط میخوان شنیده بشن اصلا منتظر نظر تو نیستن و منم از صدقه سری دوره فوق العاده احساس لیاقت دارم سعی میکنم هی نگاهمو بدوزم به خودم حداقل اینجوری ارامش دارم هرچند که کار سختیه ولی خیلی قشنگه وقتی هم که نگاهمودوختم به دیگران این من بودم که اخر سر له شدم چقدر فایل پرباری بود تازه فقط با یکبار شنیدن این همه گذشته رو یاد من اورد من از شما و خدای مهربونم تشکر میکنم بابت شنیدن این اگاهی های خالص و ناب عاشقتونم
به نام خدا
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی جان
استاد چقدر این فایل به موقع بود برای من و چقدر نکته ها داره که این فایل هم مثل فایلهای قبلی ارزش هزاران بار گوش دادن رو داره
استاد اینکه شما میگید این جریان ادامه داره واقعا توی یه دوره از زندگی منم همین بود و شده بودم به قولی سنگ صبور همه و هر لحظه بیشتر جذب میکردم از این جنس ارتباطات رو اما استاد واقعا دوره 12 قدم شما برای من معجزه کرد و توی دوره 12 قدم 50 درصد از این انرژی جذب افراد به قولی بد اقبال کم شد و بعد با دوره احساس لیاقت تقریبا تونستم 99 درصد کم کنم از این افراد و قبل از دوره 12 قدم طوری بود که تلفن من ثانیه ای زنگ میخورد و آلام بعد از 5 سال که از قدم 12 قدم میگذره و طی کردن دوره احساس لیاقت و الان که توی دوره ثروت هستم الان کاملا تلفن من انگار اصلا کسی شماره اش رو برای این کار که همون درددل هست نداره و در واقع این جنس آدمها حضورشون تو زندگی من صفر شده خداروشکر و خود من هم دارم روی این کار میکنم که هر لحظه به خودم میگم من که خدا نیستم من نباید برای هیچ کسی حتی خودم دل بسوزونم یکسره استاد دارم این باور رو تقویت میکنم که هر کسی در جایگاهی که هست جایگاه درستش هست و خودش این زندگی رو خلق کرده و این عین عدالت خداست
استاد واقعا تا موقعی که خودمون برای وجودمون ارزش قائل نباشیم هیچ جای دنیا به وجودمون ارزش نمیدن و حتی به کمک هایی که از روی دلسوزی انجام میشه هیچ ارزشی نمیدن
استاد مرسی بابت این فایل ناب
سلام و عرض ادب
چقدر کامنت های دوستان زیبا و آموزنده ست.. باید روزانه چندتا بخونم.. چون دقیقا این مشکل سالهای من بوده و تجربیات دوستان خیلی بهم آموزش های خوبی میده..
اما دلم نیامد خودم هم رد پا نذارم برای خودم.. یادم باشه و بیام مجدد کامنت خودم ببینم و پیشرفتم رو متوجه بشم..
این روز ها چند ماهی هست که از تغییر دیگران دست کشیدم اما گاهی مثل همین دیروز کمی از دستم در میره و میخوام به پدر و مادرم کمک کنم تا قوانین رو بفهمند و همین تلاش کم و گاهانه هم موجب میشه من انرژی زیادی از دست بدم..
از طرفی مشتریانی دارم که اگر قوانین رو عمل کنند اوضاع بهتری خواهند داشت و برای اونها هم توصیه هایی می کنم که بازهم انرژی بیشتری از من حیف میشود.. سوال مهمی که باید از خودم بپرسم اینه که آیا خودم کامل اینهایی که میگم رو رعایت میکنم؟ باید بهش بیشتر فکر کنم..
حتی ایده رسید که هرچی توصیه به دیگران دارم رو به خودم بگم با صدای بلند.. استاد همیشه گفتند در فایل های دیگر که با خودتون صحبت کنید.. اما کمتر شده این کار رو در عمل انجام بدم.. حتما در برنامه ام میذارم از امروز 5 دقیقه با صدای بلند همونجور که دیگران رو قبلا هدایت میکردم، حالا خودم رو با عشق نصیحت کنم و قوانین رو به یاد خودم بیارم..
ممنون از استاد عزیزم و خانم شایسته که به بهترین زمان ممکن این فایل را گذاشتند
واقعا خدایا شکرت که من امروز صبح ازت هدایت خواستم که فلانی و فلانی رو چطور با چه ادبیاتی آگاه شون کنم و تو به این سرعت پاسخ دادی که باید رهاشون کنم و به من ربطی نداره.. مگه من چه قدرتی دارم؟ تا وقتی قدرت مطلق تویی ما چه کاره ایم..
سلام و درود فراوان بر استاد جان و مریم جان و هم فرکانسی های ارزشمند
خداوند هر لحظه ما رو هدایت میکند
از اول آبان تصمیم گرفتم که متعهد رو خودم کار کنم و بعد از خواندن کتاب معجزه شکرگذاری ،شکر گذاری رو یاد گرفته بودم کنار خونمون یه باغ هست هر روز میرم اونجا تا خداوند رو بهتر درک کنم و شکر گذاری عمیقتری داشته باشم اولین روزی که متعهد شدم روی خودم کار کنم با خداوند عهد کردم که بین خودم و او کسی رو قرار ندم و درباره ی آگاهی ها با کسی صحبت نکنم حتی خواهرم که هر دو در یک مسیر هستیم و با هم روی خودمون کار میکنیم. هر روز با خودم و خدای خودم تجدید عهد میکردم تکرار میکردم که تنها راه خوشبختی و رضایت و تجربه احساس خوب صلاه و توجه به خداوند هست
آذر ماه فراموش کردم که هر روز یاد آوری کنم و تجدید عهد کنم و تکرار کنم که هیچ کس رو بین خودم و خداوند- در افکارم -قرار ندهم همین باعث شد من دوباره به تنظیمات قبل برگردم و خودم رو منجی بقیه تصور کنم .در زمان پیاده روی که قانون رو مرور میکردم خودم رو تصور میکنم که برای اقوام در حال توضیح قوانین هستم و از توضیحات خودم بسیار خوش حال و راضی بودم با این که خودم میدونستم که کارم اشتباهه و به خودم میگفتم باز رفت بالا منبر یا سرمو تکون می دادم که افکارم پراکنده بشه ولی به قدری توجه دیگران برام لذتبخش بود قوانین بدون نقص هستند که نمیتونستم دست از این افکار بردارم امروز هدایت شدم به این فایل و متوجه شدم چقدر انرژی که با آگاهی های استاد و شکر گذاری به دست آورده بودم به راحتی هدر دادم و چقدر از زمانی که میتونستم به رویا هام فکر کنم رو هدر دادم من منجی بودن رو تکرار میکنم تا زمانی که برام شیرینه اگر بدونم چه طوری داره ظرفم رو سوراخ میکنه و وقتی میبینم داره منو از رویا هام دور میکنه دیگه برام تلخ میشه من زمانی شروع کردم به توضیح آگاهی ها برای دیگران که عهد خودم با خداوند رو هر روز تکرار نکردم و ذهنم رو با آدمهای دیگه پر کردم چقدر راهت از مسیر دور میشیم و چه زیبا خداوند هدایت میکند هر لحظه از هزاران طریق
خداوندا صد هزار بار شکرت چه طور میتوانم شکر گذارت باشم
شاید هدایت من به خاطر سوره حمد هست که
هر روز تکرار میکنم هر روز گفتم. اهدنا الصراط المستقیم
اجابت کرد دعای اجابت کننده را زمانی که آگاه نبودم
استاد جان هزاران هزار بار شکر که کلام خداوند را جاری میسازی سپاس فراوان
به نام خدا
سلام عرض میکنم خدمت استاد و اعضای سایت
وقتی انسان بفهمه و درک کنه که قادر به تغییر کسی جز خودش نیست اونجا میشه نقطه عطف زندگیش ، جایی که دیگه به جای تمرکز رو مسائل ناخواسته دیگران که باعث میشه از مدار فعلی خارج بشیم و وارد همون مداری بشیم که اون اشخاص هستن توجه و تمرکزمون رو بزاریم رو خواسته هامون و انرژیمون رو صرف به دست آوردن اهدافمون کنیم و در این حالت اون زندگی که رویاشو داریم به دست میاریم من خودم بارها در گذشته سعی در تغییر افکار بقیه داشتم و حتی اون باورهایی رو که در گذشته میخاستم به دیگران تحمیل کنم اون باورها هم اشتباه بودن چون در گذشته من از قانون آگاهی نداشتم و اون باورها ، باورهایی بودن که تحت تاثیر فرهنگ ، خانواده ، دوستان و در کل جامعه بهشون رسیده بودم و شاید 90 درصد باورهای اشتباه بودن که من تعصب بیخودی روشون داشتم و اکثر اوقات من انرژیم رو میزاشتم که دیگران رو با حرفا و افکارم تغییر بدم و درک نمیکردم فرکانس چیه مدار چیه و حتی در مورد باورهای مذهبیم هم با دیگران اختلاف نظر داشتم و همیشه هم منطقم این بود که حق با منه نظر من درسته افکار و باورهای من درسته و یادمه در همین مورد با یه جبهه مخالف بحث کردم ولی در برابر سوالهایی که ازم پرسیده شد جواب قاطعانه و استدلالی نداشتم و فقط تعصب های کورکورانه و تقلیدی در من شکل گرفته بود و اون طرف با اینکه به نظر من ناحق داشت صحبت میکرد ولی من در اینجا به دلیل عدم آگاهی از اون موضوع فقط حرص میخوردم و اون مسئله باعث شد که در مورد اون موضوع من ماهها رفتم مطلب خوندم که دفعه بعد بتونم از باورهام دفاع کنم و در کل حرفی برای اثبات عقایدم داشته باشم ولی بعدها شاید یکی دو سال گذشت که فهمیدم بزرگترین اشتباه من و هر انسان دیگه ای اینه که بخواد برای تغییر کسی خودشو به زحمت بندازه که برای بحث کردن با کسی از زمان و انرژی خودش مایه بزاره که بخواد کسی رو متقاعد کنه اصلا مگه رشد و پیشرفت من در تمام مراحل زندگی بستگی به تغییر و باورهای دیگران داره که من بخوام تو این راه تلاشی بکنم من خودمم تو مدارهای درستی نبودم که سعی در تغییر افراد داشتم خداوند به عنوان خالق و پروردگار جهانیان که صاحب اختیار همه ماست اونم به زور کسی رو تغییر نمیده هر کسی خودش باید تصمیم بگیره که میخاد تغییر کنه یا نه ، من فقط میتونم و توانایی تغییر خودم رو دارم خداوند حتی تو دین هم کسی رو اجبار نکرده لا اکراه فی الدین وگرنه اگه میخواست قدرتشو داشت و داره و با یه اراده کن فیکون میکنه ولی قدرت اختیار داده به همه که هر کسی هر جور دلش میخاد باشه حالا میخاد ایمان داشته باشن یا نداشته باشن واسه خدا فرقی نمیکنه و در آخر به سود و زیان خودشونه ، اصلا قشنگی دنیا به همین تفاوت هاست جهان با متنوع بودن گسترش پیدا میکنه اگه همه مثل هم فکر کنن همه مثل هم انتخاب کنن و دوس داشته باشن دیگه گسترشی وجود نداره و دیگه چیزی به اسم تغییر وجود نداشت
تغییر خیلی خوبه ولی وقتی خودمون تصمیم بگیریم نه اینکه کسی بخواد مارو مجبور کنه .
خداروشکر میکنم بابت این آگاهی ها که هر روز باعث میشه یه قدم رو به جلو حرکت کنم
خدارو شکر میکنم که سعی در تغییر کسی ندارم و همه توجهم رو خواسته های خودمه
خدایا اگه من الان در این سایت هستم و دارم از آگاهی های ناب برای تغییر خودم استفاده میکنم به این معنی نیس که خودم دارم کاری انجام میدم و مغرور بشم چون به قول استاد امتیاز تمام کارها به خودت میرسه خدایا
خدایا همه مارو به راهی هدایت کن که فقط انرژی مون رو واسه رسیدن به خواسته هامون بزاریم و به همه اهدافمون جامه عمل بپوشانیم الهی آمین.
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته جانم و تمامی دوستان گلم
الهه ام
چقدر هماهنگی واقعا خداوند رو سپاس میگم که در زمان مناسب این اگاهی هارو برام تکرار کردواز شما و مریم جانم هم متشکرم که عاشقانه بیادمون میارید که اصل چیه
من خیلی زود متوجه شدم که نباید دیگران رو تغییر داد ولی انگار این دیگران شامل همسر و بچه در من نمیشه و تا همین دیروز باهاش سرو کار داشتم
من تو این چند ماه همیشه دلم میخواست هرترمز هرباور جدیدی که پیدا کردم رو به حسینم انتقال بدم که ببین اگه تا الان به اینجا نرسیدی مشکل این بوده و همین ها باعث شده که رابطه دوستانه ما کمی مخدوش بشه و علتش این بود که من فقط دوست داشتم حسین هم تغییر کنه و اوضاع فرق میکنه اگه باهم تغییر کنیم تا یکدونمون و همینم باعث میشد من فقط ترمز هارو پیدا کنم و اصولی نیام روشون کار کنم چون منتظر بودم با حسین شروع کنیم اما دیروز حسین خیلی حرف قشنگی به من زد قبل اینکه بدونیم فایل جدید اومده گفت منو تو ممکنه ترمز هایی داشته باشیم که مثل هم باشند اما من ذهنم و عملکردش با تو فرق میکنه ممکنه من استدلالی بیارم تو قبول نکنی ممکنه توهم استدلالی بیاری من قبول نکنم و باعث دلخوریمون بشه بزار هر کدوم که کار کردیم و نتیجه گرفتیم میاییم درموردش باهم صحبت میکنیم و منم واقعا قبول داشتم حرفشو و الان که استاد میگن همون بحث مداره که شاید من تو مدار پایین تر یا بالاتر از حسین باشم و نتونیم درست صحبت های همدیگه رو بفهمیم و دچار سوءتفاهم میشه و رابطمون خراب میشه و این همزمانی هارو واقعا دوست دارم و خداوند رو سپاس میگم که با این نشانه ها تایید میکنه که راه درست اینه تو فقط تمرکزت روی خودت باشه کسی که در مدار تو باشه باهات هماهنگ میشه حتی اگه اون فرد همسر و فرزندت باشن