آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 47 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 1809 روز

    سلام به استاد و به همه دوستان عزیزم:

    اینکه بخواهم زندگی دیگران رو تغیر دهم من سالها مربی ورزشی رزمی بودم با یک فلسفه خیلی خیلی زیاد،

    و یک برداشت‌های شخصی که ما خودمون وارد اون کرده بودیم که شاید هم هیچ ربطی به اون ورزش نداشت.

    سالها در تفکر من بود و همین الان هم کم شده ولی هست که زمان و وقت بزارم که من راه رو میدونم و باید به دیگران هم نشون بدهم که راه درست از کجا هست و بعد از چند سالی که گذشت و همه هزینه ها و وقتی که می‌گذاشتم تاثیرات زیادی نمی‌گذاشت دیگه زده بودم به بیخیالی و خیلی خودم رو درگیر اون فرد نمی کردم و روی بعدی ها کار می‌کردم ولی همیشه این فکر رو داشتم و هنوز هم دارم که من مطالب و تجربیات زیادی دارم و میتونم زندگی دیگران رو تغییر دهم ،

    با همه این تکرارات استاد و این چند سال که در سایت هستم به این نقطه رسیدم که خیلی وقتها وسط حرفهام یادم میفته که دیگه ادامه نده این کار تو نیست اگر زرنگی برو خودت رو درست کن ،

    سی سال شبانه روز روی اون تفکرات کار کرده بودم الان هر کلامی که به گوشم میرسه درست برعکس باورهای من هست هر گوشه رو میگیرم از یه گوشه میزنه بیرون،

    و البته هیچ از گذشته ام ناراحت نیستم من در پله های خودم که هزاران هزار پله از خیلی از دوستانی که کامنت میگذارید و خیال میکنید که مشکل داشتید من پایین تر بوده ام و هستم،

    ولی میبینم که دارم در پله خودم پیشرفت دارم ،

    خداوند رو شاکرم که در هر قسمت از زندگیم از ته دل ازش کمک خواستم من رو از زیر منجلاب ها بیرون کشیده ، مسیری برام باز کرده و راهنماییم کرده یکی از اون مسیرها استاد و این سایت هست چندین ساله که حرفهای استاد هر روز و همه جا توی گوشم هست در همه جا در همه مسیر ها الان چند ساله که وقتی کاری ندارم داخل مغازه دارم فایلهای استاد رو گوش میدم ،

    خیلی وقته تا که حالم بد میشه میزنم رو یکی از فایلها و گوش میدم و از اون فضا میام بیرون.

    و خیلی پیشرفتها داشته ام که اونقدر زیاده که فرصت نمیشه بیام بنویسم هر لحظه اتفاقات عالی و رسیدن به خواستها.

    خدایا هزاران بار شکرت

    خیلی وقتها ساعت ها مینویسم ولی ارسال نمیکنم

    الان هم

    نمیدونم این مطالب که مینویسم ربطی به موضوع داره یا نه با اینکه این فایل رو چهار یا پنج بار گوش کرده ام ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 1070 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    الان که دارم این نظر رو می نویسم در این مورد و در این زمینه باگ کمتری دارم و خب زندگی من به مراتب بهتر و لذت بخش تر شده است

    در حالی که قبل از آشنا شدن با آموزه های استاد دقیقا این اتفاقات را تجربه می کردم

    همیشه برام این سوال پیش می اومد که چرا همه ی افراد با من شروع به دردودل کردن می کنن یا چرا تا گرفتار میشن سمت من میان

    مدام مشغول نصیحت کردن اطرافیانم بودم که این غذا رو بخور اینو نخور برو فلان دکتر اینکار رو نکن خوب نیس

    و دقیقا جمله ای که استاد فرمودند بی شمار اون لحظه رو تجربه می کردم که دقیقا بعد از اینکه طرف کلی از من مشورت گرفته بود برعکس حرف من رو انجام می داد یا اصلا انجام نمی داد یا اینکه کسی دیگه بهش می گفت و طرف بدون مقاومت انجامش می داد

    بعد من آتیش می گرفتم می گفتم بابا من که این همه بهت گفتم انجام ندادی پس

    یا اینکه همیشه افراد کم درآمد یا متکدی ها به سمت من می اومدن که حتی اگر کمک نمی کردم از من شاکی و طلبکار می شدند

    و انقدر این اتفاق پیش می اومد و اینکه

    از اینکه به کسی حرفی رو برای بهتر شدن زندگیش می گفتم و انجام نمی داد تا حد انفجار عصبانی و ناراحت می شدم که چی بگم

    تا اینکه با آموزش های استاد عزیزم و گوش کردن به آنها به خودم اومدم

    یک جایی رسیدم که گفتم پریسا به تو مربوط نیس

    به خودت بگو زیپ دهنت رو بکش

    حرف نزن توضیح نده

    و تموم اش کن

    و شروع کردم کار کردم روی خودم بار ها خواستم در مورد آموزش های استاد با خانواده ام با مادرم یا نزدیکانم صحبت کنم اما الهام درونی ام بهم تلنگر می زد که نمی خواد هرکسی بخواد خودش هدایت میشه و راهش رو پیدا می کنه

    واضح با من حرف میزد که مگه تو چطوری با استاد آشنا شدی خواسته داشتی دنبال بهتر کردن زندگیت بودی و خداوند هدایتت کرد حالا خانواده یا اون شخص هم اگر بخواد هدایت میشه و تو مدارش قرار می گیره ‌

    یا هروقت متکدی ها رو می بینم جمله ی استاد در ذهنم زنگ می زند که هرکس هر کجا هست در جای درستی قرار دارد و تمام بدون دلسوزی رد میشم و جالبه که دیگه هیچ کس توقعی از من نداره که کمکش کنم حتی نزدیکانم هم مدام از ما طلب پول می کردن و انگار طلبکار بودن

    اما تمام این درخواست ها تمام شده است حتی یکی هم دیگه پیش نیاومده

    و برای کمک هم ما خودمون ده درصد از درامدمون رو به یکی از نزدیکانمون میدیم که طبق آیه قران است و هم ما خوشنود و شاد هستیم بابت این کار و هم ایشان

    و خداوند را سپاسگزارم بابت هدایت کردنم برای دریافت این آگاهی ها نشانه ها و هدایت های خداوند در زندگی ما بی شمار است

    خداوند انقد مهربان است که لحظه ای ما را به حال خودمون وانگذاشته و نمیگذاره و همیشه و هر لحظه داره ما رو راهنمایی می کنه

    با این باور است که شما دست از خدایی کردن برای بقیه باید بردارین و

    بدونید که خداوند است که مالک و صاحب اختیار تمام ما و تمام جهانیان است و پس اگر فرد بخواهد و در مدارش قرار گیرد حتما هدایت می شود و راهش را پیدا می کند

    خداوند هر لحظه هدایت هایش را می فرستد و در دریافت انها یا انجام انها هیچ اجباری روی ما نگذاشته و این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم قلبمان را بر روی هدایت خداوندمون باز کنیم و این هدایت ها رو با جان و دل پذیرا باشیم یا برخلاف انها حرکت کنیم

    حالا این وظیفه ی ما نیست که به زور دیگران را هل دهیم یا پوش کنیم تا وارد مدار شوند یا هدایت را دریافت کنند

    هیچ کس قادر به تغییر دادن کسی دیگر نیس و نه ما به کسی وابسته هستیم نه کسی به ما و نه رفتار کسی بر روی زندگی ما تاثیر می گذارد و برعکس و همه ی ما روح های مجردی در این جهان هستیم

    اینکه نزدیکان یا خانواده ی ما در مدار فرکانسی مناسب نباشند توجه کردن ما به رفتارها و کارهای انها و تلاش برای هدایت یا راهنمایی انها نه تنها انها را وارد مدار نمی کند بلکه شما را از مدار خارج می کند

    من در این حالت میگم فرکانسم رو میندازه یا فرکانسم افتاده

    و زمانی که شما توجه نکنید و فقط به تغییر مثبت خودتون کار کنید و در مسیر تحولات مثبت روی خودتان باشید دو حالت وجود دارد که یا آنها با دیدن رشد و موفقیت شما درس می گیرن و الگو می گیرن و هدایت رو دریافت می کنند و میخواهند و خواسته را ارسال می کنند و وارد مدار می شوند

    یا تغییری نمی کنند و این تغییر نکردن انها را از شما دور می کند و همزمانی هایی پیش می آید که شما اصلا دیگر در ازتباط با آنها قرار نمی گیرد بدون دعوا یا بدون اینکه با آنها قهر کنید

    جهان خودش طوری می چیند و جلو می برد که شاید شما خودتان هم حتی متوجه نشوید که چگونه دارد این کار رو انجام می دهد

    و شاید حتی شما خودتان اگر می خواستید از هزار راه و روش این فاصله را به وجود بیارید نمی توانستید

    همان طور که استاد فرمودند خداوند در قرآن مثال های فراوانی دارد که ما مسئول هدایت دیگران یا رفتار و کارهای دیگران ولو نزدیک ترین فرد زندگی مان نیستیم

    و بارها به پیامبر می فرمایید که تو محافظ این ها نیستی یا وظیفه تو‌ این است که ابلاغ کنی و حالا اون ها می خوان بپذیرند یا نپذیرند دیگه تو نباید کاری داشته باشی

    من تمام این درس ها و آموزش ها را از استاد عزیزم دریافت کرده ام و همان طور که من با هدایتی الهی به سمت استاد عزیزم و آموزه های بی نظیر ایشان هدایت شدم و زندگی ام روز به روز بهتر و بهتر شده است و مدام مسیذم رو پیشرفت و موفقیت است هر کسی دیگر هم که بخواهد می تواند به سمت استاد عزیزم یا این آموزه ها هدایت شود

    حال آنکه بارها افرادی بوده اند که اسم استاد را از من پرسیده اند یا خواسته اند کانال استاد را به آنها بدهم و من سایت استاد را ارسال کرده ام

    اما حتی سرچ نکردند و حتی یک فایل را هم نگاه نکرده اند

    و این دیگر به من مربوط نیس و من وظیفه ای درقبال آنها ندارم

    شاید خداوند من را دستی برای هدایت آنها قرار داده بوده است اما انها از این هدایت استفاده نکردند

    در آخر بسیار سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جان که این فایل های عالی را که هزاران نکته و‌ درس در دل خودش جا داده است را در اختیار ما قرار می دهند

    ما به تازگی دوره ی قانون آفرینش را شروع کرده ایم و گه دوره ی عالی و فوق العاده ایست و من ایمان دارم با عمل کردن به آموزه های این دوره مهاجرتم هم به راحتی و آسانی در کوتاه ترین زمان رقم می خورد

    خدایا بسیار سپاسگزارم بابت هدایت هایت که در لحظه لحظه ی زندگی ما جاری است

    خداوندا بسیار سپاسگزارم بابت جهانت که گسترده و رو به پیشرفت و فراوانی است

    استاد عزیزم بسیار از شما سپاسگزارم

    درپناه خداوند باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حمید سالکی گفته:
    مدت عضویت: 2741 روز

    سلام و عرض احترام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان گرامی در این سایت

    من در یکی از جلسات قدم پنجم که مربوط میشد به همین موضوع درباره این الگو نوشتم

    اما این جا هم بنویسم تا یاد آوری بشه هم برا خودم هم ردپایی بمونه از من

    من میتونم بگم یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من حمایت کردن از همسرم هست

    این حمایت کردن خیلی شدید تر از این بوده که الان هست

    به شکلی که تمام زندگیم طی این 10 سال ازدواجم بر اساس رضایت همسرم بوده

    البته این سالهای اخیر خیلی کمتر شده

    اما هنوز هست

    استاد واقعا درست میگید که کسی که بخواد حمایت گر باشه جاذب کسی هست که نیاز به حمایت داشته باشه

    این موضوع در مورد خانواده ام هم بوده

    اما خیلی کمتر

    الان در مورد خانواده ام میتونم بگم به نزدیک صفر رسیده

    (مادرم همیشه به من میگه تو سنگدلی.تو احساس نداری.ببین داداش بزرگترت چقدر مهربانه)

    الان میفهمم دلیل اینکه برادر بزرگترم هنوز داره درجا میزنه جیه>>>

    یک مورد دیگه هم در مورد یکی از دوستان خانوادیگیمون بود که اعتیاد داشت

    و به خاطر اسرار زیاد خانم این فرد معتاد مادر همسرم و من کلی وقت و انرژی گذاشتیم و با این شخص حرف زدیم و کلی کلاس و ووو

    اما نتیجه اش این شد که اون فرد از موادی که میزد خودش رو ارتقا داد به یک مواد صنعتی تر و سنگین تر

    و به من و مادر همسرم هم کلی تهمت و … زدن

    نمیتونم بگم صد در صد

    اما خیلی بهتر از قبل شدم

    این یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من هست

    هنوز هم هست

    به گفته استاد پاشنه های آشیل هیچ وقت از بین نمیرن

    تا کار نکنی روش دوباره مثل علف هرز رشد میکنن

    استاد جان ممنونم از شما بابد اینکه از طریق این فایل دوباره این قانون رو یادآوری کردید که :

    ما مسؤل زندگی دیگران نیستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    اکرم جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1845 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام خدمت خانواده صمیمی عباس منش که هر چه را میتوان از این سایت آموزش دید

    من با مهربانی پیش از حد خودم به برادرم وکمک مالی به اون می خواستم جای منجیرو داشته باشم که اون سر عقل نیامد ومن هم توان مالی پرداخت کردم به امید که این آگاهی ها رودر عمل انجام بدهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    غزل جهانگیری گفته:
    مدت عضویت: 2256 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام استاد من

    موضوع این فایل در مورد دو نوع افراد بود کسایی که مشاوره می‌خوان

    و کسایی که مشاوره میدن

    من متاسفانه جزء هر دو دسته بودم

    وقتی ازدواج کردم که فقط و فقط میخواستم از خانواده ام جدا بشم هیچ معیار دیگه ای نداشتم متاسفانه ازدواج نا آگاهانه و عجولانه ای داشتم .

    به طبع از همون اول زندگی هم تضاد ها شروع شد و من شروع کردم برای درست کردن زندگیم از هر و کس و ناکسی مشاوره گرفتن که شما بگید من چیکار کنم که هیچ کدوم هم جواب درست نبود یا مدت کمی جو خونه رو آروم میکرد و تازه بیشتر وقتا هم وضعیت بدتر میشد و من در منجلاب بیشتر فرو میرفتم تا وقتی که به لطف خدای رحیم خواهرم دستان خدا شدن من عضو سایت شدم

    کم کم شکرگزاری های عمیق شروع شد آرامش بیشتر و بیشتر و بعد هم نتایج های بیشتر اما حالا من شده بودم مشاور، به هر کسی که دور و اطرافم بود که مشکل داشت میخواستم کمک کنم اما به لطف خدا اونم توی چندتا فایل گفتید و منم شنیدم واز این هم دست برداشتم خداروشکر .

    استاد من فکر میکردم مشکل از بقیه اس همه دوست دارن منو اذیت کنن ولی بعداز اینکه این همه فایل گوش دادم به خودم نگاه کردم دیدم قضیه کلا متفاوت شد شخصیت من کلا نیاز داشت بهتر بشه توحیدی شدن شکرگزار شدن عزت نفس و اعتماد بنفس ،احساس لیاقت،و… اینها همشون نیاز داشت بهبود پیدا کنه، انقدر که توی سی سال عمری که از خدا گرفته بودم بی توجه بودم بهشون دیگه چیزی ازش نمونده بود .من با فایل های شما شناختمشون ،درکشون کردم، التیام دادمشون و نیازه که هر روز و هر روز تمرکزم رو بزارم روی خواسته هام روی بهبود شخصیتم تا جلوی نشتی انرژیم رو بگیرم .

    خدای من همچنان کمکم کن در این مسیر ثابت قدم باشیم.

    دوستتون دارم خانواده من

    موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    سلام بر استاد عباس منش بزرگوار و سلام بر خانم شایسته مهربان

    و سلام بر اعضای سایت.

    خدا رو صدهزار بار شکر بابت اینکه عضو سایت عباس منش هستم و خدا رو شکر که اول صبح نشسته ام و در حال دیدن طلوع خورشید کنار ساحل صدای استاد عباس منش را میشنوم و کامنت مینویسم.

    من همین اول کار باید یه اعترافی بکنم که شاید سخت ترین کار دنیا برام کامنت نوشتن هست یعنی اینقد دلم میخواد زیر هر فایلی حداقل یه مطلب کوتاهی بنویسم و ضمن گذاشتن یه رد پا، نظر و تجربه م هم به اشتراک بگذارم مثل خیلی از دوستان. باور کنین بیشتر مواقع غبطه میخورم از اینکه بعضی دوستان اینقدر کامنت می‌نویسن و البته خیلی هم سپاسگزارشون هستم بابت به اشتراک گذاشتن آگاهی شون.

    من حتی یکی از تصمیمات تو دوره عزت نفس جلسه اول این بود که مرتب کامنت بنویسم ولی باز هم به تعهدم عمل نکردم و از خدا میخوام که از این به بعد به این تعهد عمل کنم انشالله.

    استاد عزیز از روزی که این فایل جدید اومده من حداقل روزی دوبار گوش کردم و هر بار هم بیشتر متوجه شدم که مخاطب بیشتر حرفهای شما من هستم

    من دقیقا تا قبل شنیدن این صحبت‌ها نه تنها باور داشتم که توانایی اثر گذاری روی دیگران دارم بلکه اصرار به این کار هم داشتم و به قول شما چقدر انرژی بیهوده هدر می‌دادم و بعضا تایید طرف مقابل هم باعث می‌شد من بیشتر توهم داشته باشم و شاید اون مسکن موقتی که شما گفتین بود ولی هیچوقت ندیدم که کسی توسط من تغییر کنه حتی خانواده ام که بیشتر از همه زور زدم و انرژی مصرف کردم.

    و این بار با شنیدن این آگاهی ها متوجه شدم که توانایی من در تغییر دیگران در حد صفره و من هرگز نخواهم توانست به قدر ارزنی روی دیگران تاثیر بگذارم مگر اینکه خودم تغییر کنم و در آن صورت با دیدن تغییرات من دیگران حتی خانوده ام اگر خودشان خواستن تغییر میکنن.

    به قول سعدی:

    نبیند مدعی جز خویشتن را

    که دارد پرده پندار در پیش

    گرت چشم خدا بینی ببخشند

    نبینی هیچکس عاجزتر از خویش

    همین جا از خداوند درخواست میکنم یاریم کند هیچوقت نخواهم کسی را با حرف زدن و کنترل کردن تغییر دهم و همچنین خدا کمکم کند در هیچ جمعی صحبت از مطالب سایت نکنم چونکه یکی از وقتایی که حالم خیلی گرفته شده بعد از عضویت در سایت، تغییر دیگران از طریق مطالب سایت بوده و مخصوصا جاهایی که با امیدواری و شوق زیاد با کسی در مورد محتویات فایلی صحبت کرده ام و طرف هم با وجود یک زندگی ورشکسته از همه لحاظ، جوری به حرفام گوش کرده که من فکر میکردم این دیگه شد یه نقطه عطفی تو زندگی این آدم، ولی با وجود تایید کردن حرفهای من باز هم از همان مسیر رفته و اینجا به حرف شما رسیدم که آدم‌ها برای تغییر کردن باید در مدار تغییر باشند ولاغیر!

    ضمنا استاد من بشدت با حرف شما موافقم که با فاصله خیلی زیاد بیشتر از هر معبدی در این سایت اسم خدا برده میشه و از همه مهمتر اینکه اینجا ملت خیلی بیشتر آگاهانه اسم خدا میبرن.

    استاد خیلی سپاسگزارم از شما

    و خیلی سپاسگزارم از خداوند بابت وجود شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    azadnia گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    بنام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عزیزم وهمچنین خانوم شایسته ی مهربونم

    این اولین کامنت منه

    تا الان فایل های زیادی رو گوش دادم ویکی از یکی بهتر بودند ولی یه حسی بهم گفت که واسه این فایل کامنت بزارم

    دقیقا چالش چند روزه ی ذهن من همین موضوع بود که میخواستم یکی از دوستانم رو نصیحت کنم و در مورد کارهای اشتباهش باهاش صحبت کنم که به این فایل شما هدایت شدم الان که فکر میکنم میبینم چقدر این موضوع منو از پیشرفت خودم عقب انداخته بود و چقدر این موضوع و حتی فکر کردن بهش احساس بدی به من می داد بعداز گوش دادن این فایل خدا رو هزاران مرتبه شکر کردم که منو به این فایل هدایت کرد چون اون روز واسه کار دیگه ای وارد سایت شده بودم(قسمت نتایج دوستان رو دنبال میکردم و هر روز یه قسمت و گوش می دادم) ولی یه حسی بهم گفت که امروز این فایل و حتما گوش بده اون لحظه ای که میفهمی خدا باهات حرف زده … چه لحظه ایه.. شیرین و باور نکردنیه … مثل اب رو اتیش اصلا قابل وصف نیست

    در مورد تجربیاتم هم باید بگم که :

    دقیقا این چند وقت مدام در مورد پسرم احساس مسولیت میکردم و فکر میکردم که حتما نصبحتام نصیحتای خوبی نبوده و باید ییشتر و بهتر نصیحتش کنم️

    ولی امروز متوجه شدم چاره ی کار اینه که تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبتش و سعی کنم رو خودم کار کنم تا الگوی خوبی براش باشم(شنیدن کی بود مانند دیدن)اینکه اون نصیحت‌ها رو در من به صورت عملی ببینه صد برابر بیشتر از نصیحت کردن تاثیر داره

    دقیقا چندین و چند ساله که مدام واسه مادرم غصه میخورم و هزاران بار نصیحتش کردم که اینکار و بکن و اون کار و نکن دریغ از ذره ای تغییر

    دقیقا چند وقته که مدام در مورد آموزش های شما با یکی از نزدیکانم صحبت میکردم و میخواستم به زور و زمانی که اون هنوز آمادگی تغییر رو نداره و هنوز زمانش فرا نرسیده بیارمش تو سایت شما ثبت نام کنه و از مطالب شما استفاده کنه

    ولی ولی ولی امروز فهمیدم که ما هرگز توانایی تغییر زندگی دیگران رو نداریم و هر زمان که افراد آماده ی تغییر بشند چه من باشم چه نباشم از بی نهایت طریق هدایت میشند

    استاد عزیزم چقدر زیبا به این نکته اشاره کردید که اینکه ما میخوایم دیگران رو کمک کنیم و نصیحت کنیم همیشه هم دلیلش دلسوزی نیست بلکه بیشتر اوقات هم ما با نصیحت کردن و کمک به دیگران میخوایم که خودمون احساس ارزشمندی کنیم برای اینکه بقیه از ما تعریف کنند میخوایم بهشون کمک کنیم

    خیلی وقت ها ما خودمون رو ارزشمند نمی‌دونیم مگه اینکه بقیه از ما تعریف کنند و چون در واقع اون کمک رو برای رضای خدا انجام نمیدیم و خلوص نیت 100درصد پشتش نیست ، نه تنها ثوابی نداره بلکه مشکلات بیشتری رو هم وارد زندگی ما می‌کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2012 روز

    سلام به استاد عزیزم بعد از بارها و بارها این فایل رو گوش کردن تصمیم گرفتم به عنوان استراحت بین کارم بیام و به سوالات این فایل جواب بدم

    خداروشکر میکنم که آزادی زمانی دارم تو کارم و خودم رئیس خودمم؛

    الف) از این آگاهی ها به نفع خود استفاده کردید و نتایج حاصل از این “عملکرد هماهنگ با قوانین خداوند” را بنویسید؛

    ب) همچنین مواردی را به یاد بیاورید که بر خلاف این آگاهی ها عمل کردید و عواقب حاصل از این “عملکرد خلاف جهت با قوانین خداوند” را بنویسید؛

    استاد من یادمه تا قبل از اینکه با قانون آشنا بشم و تا دوسال بعدش ، من همش میگفتم تقصیر فلانیه ، تقصیر اونه با اون رفتارش ، تقصیر خداست که کاری به کارم نداره ، تو اون دوسال رو خودم کار میکردم ولی هنوز امادگی قبول کردن این باور رو نداشتم که خودم خالق زندگیمم

    مداوم هم روی رفتار دو نفر از نزدیکانم حساس تر بودم و تو ذهنم مداوم قضاوت میکردم و تو ذهنم جلسه تشکیل میدادم که دارم باهاشون حرف میزنم و بهشون میگم که فلانی تو چیکار باید بکنی که مثلن مشکلت با بچه هات حل بشه و روابطتت بهتر بشه ، یا فلانی تو باید چیکار کنی که استرس نداشته باشی تو کارت و از استرس هر ماه بیچاره نشی

    خودم چه نتایجی میگرفتم؟ عملا هیچی ، خیلی چشمگیر نبود واقعا تو اون دوسال

    و من توی ذهنم خیلی نصیحت میکردم.

    خیلی زیاددد

    جالبه سال سوم من از این دست آدما رو بیشتر تجربه کردم ، به عنوان همکار ، دوستان ، درصورتی که توی دوسال قبل نهایتا 5 نفر بودن سال بعدش فک کنم 30 نفری شدن

    سال بعدش من دیدم بابا دیگه حالم داره بهم میخوره ، هی آدما میان باهام درد و دل میکنن و هر چیم یه سوال میپرسم که ذهنشون بپره رو یه جای دیگه فایده نداره ، همون موقع هم هدایت شده بودم که دیگه وقتشه یکبار برای همیشه مسئله ی فروش کارت رو درست کنی و من به هدایته عمل کردم ، یه بخشی از تمرینی که باید اون موقع ها انجام میدادم این بود که یک نوشته بنویسم و بچسبونم به محل کارم که جلو چشمم باشه و یادم نره

    عنوان نوشته این بود ، حواست الان کجاست؟ روی خودت یا بقیه؟

    هر بار ذهنم میومد که بره رو اینکه یک دادگاه تشکیل بده برای فلانی که تو باید این کارا رو بکنی ، من سریعا هدایت میشدم سمت اون برگه ، فک کنم یک سال و نیم همچنان اون برگه روی میز کارم چسبیده بود تا الان به مرحله ای رسیدم که بدون اون برگه خودم زود متوجه میشم که الان اون دادگاه ذهنی رو دوباره تشکیل دادم

    حالا اون تمرکزی که ذره ذره از رو دیگران برداشتم و اوردم رو خودم نتایجش چی شد؟

    رقم خوردن بزرگترین خواستم و آرزوی محالم توی این دوسال ، فروش مستمر از تواناییم و علاقم و شغلم ، هربار هم به شکل دلخواهترم

    الان که دارم اینو میگم بهتون از صفر مطلق من به مجموع 82 فروش رسیدم به صورت مستمر به لطف الله

    مورد بعدی من واقعا قویتر شدم در مقابل افرادی که چرت و پرت زیاد میگن و عملن همصحبتی باهاشون به دردم نمیخوره و این عمل من باعث شده حتی اون 5 نفری که قبلن و اوایل من هی تو ذهنم نصیحتشون میکردم بدونن که من گوش شنوا برای خیلی از حرفاشون ندارم و خودشون دیگه نمیان چیزی بهم بگن ، میگن تو که کلن تو این باغا نیستی ، منم خوشحالللل میگم آره طرف من نیاین کلن وقتی از این صحبتا دارید

    همین موصوع قدرت نه گفتن منو بیشتر کرده مخصوصا مسائلی که با خواهرم داشتم ، ایشون پول زیاد از من قرض میگرفت دو سه باری بهش قرض دادم بعد یواش یواش که گذشت دیدم نه این داره عادتش میشه که هر جا پول کم میاورد میومد سراغ من ، اتفاقا همین دیشب هم اتفاق برام افتاد ، یاد گرفتم بهش بگم نه ، به صورت محترمانه

    هر موقع اومد سمتم برای پول قرص گرفتن بهش گفتم که پول دارم ولی خودم بهش نیاز دارم نمیتونم بهت بدم متاسفانه

    همین پول قرض ندادنه باز بهم کمک کرد من چه قدر سفر و کلاس و دوره برم و چه قدر متریال برای کارم بخرم و کارمو گسترش بدم

    اون تمرکزی که من برداشتم از بقیه و بایدهایی که تو زندگیشون انجام میدادن باعث شد من محل کار دستساز خودمو بسازم ، مهارتم رو ببرم بالاتر قبلن من یه نقاش رئال کار بودم همینو بلد بودم فقط الان یک نقاش و مجسمه ساز سورئال کارم ، هزاران برابر اون تایم کار بلدم انجام بدم و راه حل پیدا کنم برای خیلی از مسائل مجسمه سازی

    قبلن من فقط با یک متریال خاص مثل رنگ و روغن بلد بودم کار کنم ، الان فقط برای خلق یدونه اثرم حداقل از 20 متریال متفاوت استفاده میکنم

    و جالبه استاد برام همون 5 نفر ، من رو دو نفرشون خیلی بیشتر از بقیه حساس بودم روشون ، وقتی بیخیال اون دو نفر شدم ، خود اون دونفر وقتی آمادش شدن رفتن سراغ راه حل هایی که من همش تو ذهنم بهشون میدادم

    با اینکه من هیچ وقت در فیزیک صحبت نکردم راجبشون با اون افراد یا اگرم بوده کمتر از یکی دو بار بوده ، خود اون افراد هدایت شدن به سمت اون موضوع ها

    البته الانم واقعا بعضی وقتا از دستم هنوز در میره که بخوام مشکلات یکسری از دوستام رو حل کنم ولی خب سریعتر از قبل میفهمم کارم اشتباهه و قطعش میکنم ، چون سریعتر نشونه ها رو میفهمم

    حتی اینکه استاد شما این فایل رو گزاشتین هم یک نشونه بود برام چون به میزان یک نصفه روز من حواسم رفته بود روی نصیحت یکی از دوستام که باز خدا لطف کرد و زود به یادم اورد ، قبلن اگر 24 ساعت روز از 7 روز هفته من اینطوری بودم با همون تمرین نوشته ی ساده نهایتا یک ساعت در روز گرفتار اون دادگاه های ذهنی میشم و بقیه تایم روز ذهنم دست خودمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محمدرضا شیخی سینی گفته:
    مدت عضویت: 484 روز

    بانام و یاد ایزد منان

    مو زِ قوم آریایی زِ هفت و چهارم یو افتخارمه که زه ایل بختیارم.

    (من از قوم آریایی از طایفه هفت لنگ وچهار لنگ هستم و این افتخارمه ک بختیاریم)

    بادرود فراوان خدمت استاد گرانقدر آقا حسین خان عباسمنش هم‌تبار آریایی ایران زمین

    یه شعر بختیاری در وصف انسان و انسان زیستی و خدا و یکتا پرستی میگم خدمتتون ک که کل زندگانی دراین بیت هست

    تا ایتریم بُنگ بکنیم خدا خدانه که هیشکه نیا وادیارمون غیر خدامون

    تا میتونیم خدارو صدا بزنیم که غیراز خدا هیچکس

    سراغ ما نمیاد..

    و درانتها بگم خدمتتون

    که مابر روی زمین مهمان خدا هستیم و خدا هم مهمانپذیر خوبی هست و هیچ مهمانی بر روی زمین دست خالی این زمین رو ترک نمیکنه وسوغاتی هم ک از این مهمانی با خودش از این دنیا میبره باز هم لطفی هست ک خدا بهش کرده

    وباز اون دنیا ازاین سوغات استفاده میکنه.

    واین هم خدمتتون عرض کنم آدمهای خوب همچون شما دستانی از خدا برروی زمین هستند

    این اتصال رو اول مدیون خدا ک شمارو سر راه ماقرار داد دوم ذهنمون ک همکاری کرد و سوم شما ک زحمت می‌کشید درود برشما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1839 روز

    به نام خدای مهربون و هدایتگرم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای یه فایل بی نظیر دیگه از استاد قشنگم

    یادمه اوایل هدایتم ب این مسیر زیبا تا چند تا کلمه یاد میگرفتم دلم میخاست فریاد بزنم هر کسی و میبینم خانواده دوست آشنا براش بگم که یه عمر اشتباه فکر کردیم همه چی رو همونطور ک بهمون قبولوندن بدون اینکه تفکر و تعقل کنیم (راجع به هر موضوعی)قبول کردیم و مثل سایر جامعه نتیجه گرفتیم ولی میدیدم که عوض اینکه حالم بهتر بشه هی بدتر میشدم باهاشون بحث میکردم و چون تازه داشتم یاد میگرفتم و داده هام فقط در حد حرف بود و نتیجه و عملی نداشت مخاطبم هی باهام بحث می‌کرد سعی میکردم متقاعدش کنم ک از این ور بیا اون وری که هممون رفتیم هیچ خبری جز حال خرابی و قرض و اینا نیس و آخرش هم ب اعصاب خوردی و از بین رفتن انرژی گرانبهام منجر میشد چون واقعا همه عقلشون تو چشمشونه وقتی میای از این حرفا میزنی اولین چیزی ک میگن اینه پس خودت چیکار کردی ب کجا رسیدی دیگه اون آرامش و رابطه قشنگم و با خدای خودم نمیدیدن ، یادمه خاهرم تو زندگی مشترکش ب اختلاف خورد و میخاس ب جدایی بکشه تنها کلمه ای که گفتم این بود ک تسلیم خدا باش اون کارش و خوب بلده یجورایی همه از دستم عصبانی بودن که چرا هیچ عکس العملی نشون نمیدی حتی خود خاهرم از من ناراحت بود ک زندگی من برای تو مهم نیس ک گریه و زاری نمیکنی تو دلم میگفتم آره نیس من مسئول زندگی و افکار خودمم من نمیتونم بیام ب تو بگم چ کاری درسته چ کاری غلط تو باید تکامل خودتو طی کنی من تکامل خودمو درسته اون برهه ازم ناراحت شد ولی یکسال بعدش اومد بغلم کرد و گفت که همون یه جمله انقدر آرومش کرده ک تونسته بهترین تصمیم هارو بگیره شاید از نظر اکثر ادما این کار بی رحمی و سنگدلی باشه ولی وقتی هر قدمتو با خدا برمیداری و میبینی که خدا چ کارها برات میکنه مطمئنی که همون الله بد کسی و نمیخاد همه اون چیزی رو برداشت میکنن ک کاشته بودن، از اون موقع ب خودم قول دادم حتی اپسیلونی با کسی در مورد قانون بدون تغییر خداوندم صحبت نکنم و فقط تمرکزم روی کار و اهداف خودم باشه من در جایگاهی نیسم ک کسی و تغییر بدم هرکسی حتی نوک سوزن خاسته تغییر در وجودش باشه الله مهربان ب بی نهایت راه هدایتش میکنه ب مسیری که تغییر شگف انگیزی براش رقم بخوره برای من که اینطور بود خاستم و هدایت شدم و کل زندگیم180 درجه زیر و رو شد الهی صدهزار مرتبه شکرت

    جمله طلایی برای خودم:

    انسانها تنهاا زمانی تغییر میکنن ک خودشون بخان و آماده تغییر باشن

    قانون جهان هستی:به هرچیزی توجه میکنی از جنس همون از اصل و اساس همون توجه بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه

    قبلا این یه جمله برام فقط در حد جمله بود اما از وقتی سعی کردم که کانون توجهم رو فقط رو زیبایی ها و قشنگی ها بذارم ب خودش قسم همه چی براممممم عالی پیش رفت و من سپاسگزارتر در مقابل ربی که قدرت کل جهان تنها ب دست خودشه

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی شکرت

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای قشنگم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: