آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1298MB41 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 140MB41 دقیقه











سلام به استاد عباسمنش عزیزم و مریم گلی .. خیلی خیلی دوستتون دارم و خداوند رو شاکر هستم بخاطر تمام تغییراتی ک توی زندگی من ایجاد شد ک اعتبارش اول به خدا دوم به استاد و سوم به خودم میدم …
این قائل واقعا حقیقت جهانه ..
من چند سال قبل ک فایل های استاد رو گوش میکردم .گاهی باصدای بلند میزاشتم چون آگاهی هایی دریافت میکردم ک بسیار لذت بخش بود و واقعا جواب یکسری از سوالاتم بود .. اما بخاطر ذهن فقیری ک داشتم فکر میکردم همسرم همینطوری هست احتمالا و با گوش کردن فایل ها اونم یه زنگی تو کلش میخوره .. ک متاسفانه طبق صحبت های این فایل هرگز اینطور نبود و منخیلی تلاش داشتم ک غیر مستقیم ظاهر روی ایشون اثر بزاره فایل ها … اما واقعا ایشون اماده ی دریافت آگاهی ها نبود …
تا اینکه حدودا از شهریور یعنی 4 ماه قبل ک بسته به یک مورد خاص خیلی روی خودم کار کردم طوری ک نتایج پدیدار شد … و دیگه واقعا کاری ب کار کسی نداشتم و تمام تمرکزم روی خودم بود …دیدم استارت یه سری رفتار ها و تغییرات در ایشون خورده و خودشون میان ک ببینن چی ها گوش میکنم و اونجا بود ک سجده ی شکر کردم و واقعا اشک شوق ریختم …
به قول استاد جهان کارش همینه ک این انرژی الهی رو ب شکل باور های من وارد زندگی من کنه … سپاس گزارم از استاد عزیزم بخاطر آموزش های نابشون ….
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ودوستان عزیزی که کامنت من رو میخونن
باز هم شگفتی دیگری از استاد عباسمنش .
استاد بازدید ازسایت شما یکی از لذتهای بزرگ زندگی منه ووقتی فایل جدیدی رو در بالای صفحه میبینم درست حالت کسی رو دارم که یه هدیه ای گرفته وبا خوشحالی اون رو باز میکنه ببینه چه هدیه ای گرفته ، بسیااا ازتون سپاسگزارم برای این هدیه ناب وباارزش .
سپاسگزارم از خدای مهربانم که منو هدایت کرد به فرکانس شما …
استاد چند روز بود یکی از اساتید دانشگاهی ما موضوعی داده بود برای تحقیق که آیا در قرن 21 نیاز به فمنیسم داریم؟وآیا فمنیسم راه حل مشکلات الان است؟
ذهن من بسیار درگیر بود وتحقیقات اینترنتی اصلا جوابگو نبود وchatgpt با اون همه پاسخهای طولانی که به سوالات میده برام راضی کننده نبود واون ها رو مغایر میدونستم با قوانین خداوند.
آیا درک من از فرمایشات شما درست بوده وفمنیسم هم جزو اون فرعیات است ؟ممنون میشم از بچه ها اگر کسی پاسخ سوالم رو میدونه راهنماییم کنه ؟
در پایان باز هم از شما سپاسگزارم برای صحبتهای بسیار ارزشمندتون وخداوند رو شاکرم برای این فرصتی که در اختیارم گذاشت که ببینم وبشنوم ولذت ببرم .
دوستتون دارم وتمام قد ازتون سپاسگزاری میکنم .
همگی شاد وسلامت وپرنعمت باشید .
تجربه شخصی خودم من اگر میخواهم کسی تغییر بدم دلیلش پای منفعت خودم در میان است من میخواستم کسی تغییر بدم که با استاد آشنا بشه دلیلش این بود که من به این دختره علاقمند بدوم و فکر میکردم که اگه قانون استاد بدونه میفهمه که کجای کار من میدونه که من چقدر آدم توانایی هستم در واقع میخواستم از قانون استاد استفاده کنم که دل این دختره بدست بیاورم ولی اون تو یه مدار دیگه بود وقتی تمرینات بهش میدادم حل نمیکرد بی توجهی به فایل میکرد خلاصه من توجه و انرژی ام به اون سمت می رفت احساسات خوبی تجربه نمی کردم چون جهان به آنچه که توجه میکنی از همون جنس و اساسش دریافت میکنی نقطه سر خط
سلام بر استاد عباس منش و همه ای دوستان
استاد شما چقدر باهوش هستی و چقدر قانون رو خوب میفهمی
(همون جا ک گفتی الان تو ذهن بعضیاتون اومده ک برید ب یسریا بگین ک دلسوزی نکنید برا زندگی دیگران من داشتم تو ذهنم میگفتم ک برم اینارو به مادرم بگم ک حرص نخور بخاطر زندگی بجهات)
استاد جان من چندین ساله ک برنامه های شمارو دنبال میکنم و با یکی از دوستام روانشناسی 1خریدیم و همچنین 12 قدم ،هر دورو نصفه گوش کردم ،خداشکر میکنم بخاطر این دوره ها ،اما نمیدونم چرا منو دوستم از نظر شغلی و ثروت پیشرفت ک نکردیم حتی پسرفت هم کردیم، یا تو بهترین حالت ممکن همون آدم سابقیم ،باهمون میزان درآمد باهمون مشتریها
اینم بگم من اموزهای استاد رو با همه وجود قبول دارم و میپذیزم،
من اومدم در مرحله اول فضای مجازی و تلویزیون در حد امکان ک میشه گفت به استفاده ای10 درصد رسیده کم کردم،
ستاره قطبی رو انجام میدم هر صبح و هر شب ،
باورهای ک استاد تو روانشناسی گفتن رو روشون کار کردم و خداشکر میکنم ک باورهام تقویت شده ، همش برا ذهنم دلیل میارم ،ک ببین فلانی از همین شغل تو تونست به برج سازی برسه ، ببین فلانی از همین شغل چقدر کارگر و کارمند داره ،مرتب اینا با خودم میگم
و از جملات تاکیدی ک خداوند انسانهای خوبی بر سر راهم میزاره
پروژه های خیلی خوبی بمن پیشنهاد میشه
من آهن ربای جذب پولم
من در مدار ثروت و موفقیتم و…..
ولی تابحال به اون چیزی ک میخوام نرسیدم در زمینه شغلی و ثروت،،،
هرچقدر روی خودم کار میکنم نمیتونم پیدا کنم پاشنه اشیلمو، گاهی با خودم میگم تو قدمی برا شغلت بر نمیزاری تبلیغاتی انجام نمیدی،،، اما دوباره میگم مگه استاد تبلیغات میکنه ک اینقدر آدمهای خوب و آماده هدایت میشن به سایتش
بچهای ک شبیه بمن هستن خیلی دوست دارم شما هم کامنت بزارید و تجربیاتتون بگین
درود
این دیدگاه آقای عباسمنش رو میشه به این شکل بازنگری کرد اگر حل کردن مسائل دیگران جزو لذت های شما باشه و از اینکه مسائل رو به شکلی نیکو تر و آسانتر و بهتر حل کنید اونوقت شما حس و حالتون خوب بشه این مرحله ای از رشد هست که افرادی که به سطوح بالاتری از هرم مازلو و طرز تفکر رسیده باشند میتوانند این کارو با حس خوب و لذت انجام بدهند.
مثل دانش آموزی که در مدرسه ریاضیش از همه بهتره با کمک کردن به حل مسائل ریاضی برای همکلاسی هاش اون آماده میشه برای حل مسائل سخت تر ….اون از اینکه مسائل رو حل می کنه لذت میبره…
اگر اون فکر کنه با حل مسائل ریاضی دیگران، انرژیش گرفته میشه اون در مداری هست که نباید ادامه بدهد….یا هنوز راه حل کمک به دیگران رو در سطح پایینتری داره انجام میده….
اون کسی که میره تو مسیر آموزش، خلاقیت و شکوفایی …راه هایی رو پیدا میکنه برای کمک به دیگران و حل مسائل و مشکلات دیگران…اون کسی که برق و لامپ و تلفن و ….اختراع کرده به سطحی رسیده که به فکر پیدا کردن راه حل یک مشکل و کمک به دیگران در سطحی بالا و همگانی و کاملا اثربخش رسیده….
حل مسائل و مشکلات باید در سطحی فراتر از شنیدن اون مساله یا مشکل باشه….
پیدا کردن راه حل مهم هست، اما راه حل اثربخش ….اثربخش….اثربخش…بله راه حل اثربخش مهم تر هست.
اگر شما با شنیدن مشکلات دیگران اونهارو فقط آروم می کنید و خودتون حس و حالتون بد میشه، اصلا اینکارو نباید ادامه بدید …
اگر توانمند هستید که به طرف شوک تفکر برای تغییر بدهید اینکارو بکنید ….اگر توانمند هستید که راهکار موثر ارائه بدید اینکارو بکنید….
اون کسی که موسسه آموزشی، گروه تحقیقاتی و دانشگاهی برای اهداف متعالی راه اندازی می کنه، اون داره در سطح بالاتری مسائل رو میبینه و به شکلی اثربخش داره به حل اون میپردازه….
مثلا اگرکسی مشکل بیکاری فرزندش رو به من عنوان کنه اگر من مهارتی بلد باشم بهش آموزش میدم چون از اینکارو لذت میبرم ….اگر سایتی برای کاریابی بشناسم بهش معرفی می کنم، اگر کارخانه دار باشم و جای خالی شغلی داشته باشم پیشنهاد کار بهش میدم ولی اگر ببینم فقط داره مشکل رو برای درد دل کردن میگه و از دست من هم کاری بر نمیاد براش آرزوی موفقیت می کنم….همین و بس…
اگر من سایتی رو راهاندازی می کنم که روی موضوعی کار کنم باید به فکر بهبود و بروز کردن برای حل اون موضوع هم باشم چون همه چیز در حال تغییر و رشد هست….
به نام خداوندی که هر لحظه در حال هدایتمون هست
سلام به استاد عزیز و بزرگوارم خانم شایسته دوستداشتنی که باعث شدن که استاد در این مورد فایل بزارن
استاد جان تمامی صحبتهایی که کردین هممون یه جورایی تجریش کردیم
من به شخصه خودم تجریش داشتم وسعی میکنم
که بهترم بشم
چون باعث میشه که خودمم از مسیر دور بشم
وبه عینه توی خانواده هستن آدمهایی که میخوان دیگران روتغیر بدن و دلسوزی میکنن ومیخوان مسیر درست رونشونشون بدن ولی طرف دوست نداره ارتباط برقرار کنه وبینشون بهم خورده
من وقتی این صحنه رو دیدم دارم رو خوردم کار میکنم که نخوام دیگران رو تغییر بدم
چونکه از عهده من خارجه
من فقط میتونم روی خودم کار کنم و قدرت خلق زندگی خودمو دارم و نه هیچ کس دیگه ای رو
هممون به یه اندازه به خداوند وصل هستیم
و میتونیم رو باورهای درست کار کنیم ومسیرمون رو
پیدا کنیم
اگه هدایت بخوایم خداوند در زمان مناسب خداوند هدایتمون میکنه
مثل زمانی که من خودم از خداوند خواستم درست
در زمان مناسب هدایتم کرد به این سایت بی نظیر
وهر روز به خاطرش از خداوند سپاسگزاری میکنم
در پناه الله شاد و موفق باشین
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همینطور دوستانی که دارن این کامنتو میخونن
سر هیچکدوم از فایلایی که گوش دادم به این شکل زندگیم نیومد جلوی چشمم از همون لحظه شروع با خودم گفتم میرم یه کامنت میذارم که انشاالله مدرک محکمی باشه برای دوستانی که در این مسیرن
نصیحت کردن و توهم تغییر دیگران موضوعیه که اکثر کسایی که پا توی خودشناسی و خودسازی میذارن بهش دچار میشن،سرشونو میدن بالا با توهم اینکه بیشتر از همه میدونن و باید به این بندگان نادان خداوند کمک کنند شروع میکنن به صحبت کردن و من هم از این دسته افراد بودم برای چندین سال
حالا بذارید بگم نتیجه عدم استفاده از این آگاهی که استاد گفتن چی بود:
اینکار وقت زیادی از من میگرفت،شب ها و روزها و ساعت های زیادی پشت تلفن من فقط داشتم صحبت میکردم و همونطور که استاد گفتن انرژی که باید میذاشتم برای تغییر خودم رو از من میگرفت و درسته همچنان آدمی نبودم که فقط لب و دهن باشم اما چیزی که بودم شاید ده درصد پتانسیل و تواناییم هم نبود!!! و جلوی پیشرفت و درک بیشتر من رو میگرفت اینکار
مورد بعدی اینکه اون افراد تغییر نمیکردن! شاید تایید میکردن یا تشکر میکردن یا حتی خوشحال میشدن اما روز بعد دقیقا همون آدمی بودن که قبل از صحبتای من بودن حتی شاید بدتر میشدن و این بیشتر منو نا امید میکرد از اینکه من اینهمه وقت گذاشتم پس چی شد؟
مورد بعدی که وقتی استاد توی فایل بهش اشاره کردن فقط یک ساعت داشتم میگفتم دقیییییقا استاد زدی به هدف این بود که من مینشستم کلی ساعت صحبت میکردم رفرنس حرفام استاد بود یا اساتید خفن دیگه تو موضوعات مختلف و واقعا قوی توضیح میدادم و از پایه توضیح میدادم تا طرف متوجه بشه،عملا یه دوره آموزشی فشرده برگذار میکردم جدا از تغییری که صورت نمیگرفت و انرژی که میرفت فرداش طرف میومد میگفت آره فلانی اومده فلان حرفو بهم زده اصلا زندگیم متحول شد! یادمه چندین شب من راجب انضباط و عملگرایی داشتم کلی صحبت میکردم و اون دوست عزیز نه تنها هیچ تاثیری نگرفت بلکه فرداش اومد بهم گفت آره با هوش مصنوعی صحبت کردم قشنگ راهنماییم کرد
اصلا مونده بودم که خدایا یعنی چی و واقعا ناراحت میشدم و بهم برمیخورد
کلی بحث داشتم سر انتظاراتم و کلی جنگ و دعوا توی ارتباطات فقط واسه همین موضوع و کلی وقت تلف کردن،یعنی فکر میکنم جز ده نفر اول سایت باشم که انقدر از این مشکل ضربه خورده و چیزهای دیگه که به لطف تمرکز روی معجزات اخیر توی ذهنم نیست
حالا نتیجه عمل به این آگاهی ها چی شد؟
اون حجم از بحث و دعوا فروکش کرد،خیلی خیلی همه چیز توی ارتباطاتم بهتر شد
عملگراییم به شدت بالاتر رفت و شروع کردم این آگاهی هارو توی زندگی خودم استفاده کنم قدم به قدم و برای اولین بار تونستم به درک عمیق تری نسبت به یه سری چیزا برسم و دیگه واسم واضح شد تفاوت دونستن یک موضوع و درک کردن
وقت و انرژیم به شدت بیشتر شد و میتونستم به راحتی روی کسب و کارم تمرکز کنم و همچنین روی ذهنم کار کنم
مسائل و چالش هایی که توی ارتباطاتم بود خود به خود حل میشد و من چون انتظار خاصی از بقیه نداشتم با آرامش بیشتری توی اون محیط که دیگران بودن لذت میبردم
احترامم بالاتر رفت
برای اولین بار نتایج درست حسابی استفاده از آگاهی هایی که خداوند منو به سمتشون هدایت کرد دیدم که بماند چه اتفاقات فوق العاده ای بود و هست و همچنان در جریانه
تاثیرگذاریم بیشتر شد و دیدم به صرف عملکردنم بدون اینکه بخوام بقیه رو مجبور بکنم یا صحبت خاصی بکنم کسایی که توی مسیرن دارن الگو میگیرن و هدایت میشن(به قول استاد هم کردیتش برای من نیست برای آماده بودن اون فرده)
آرامشم هم بسیار بیشتر شده و لذت بیشتری از زندگی میبرم و به لطف خدا با هدایت شدن به سمت این فایل و شنیدن صحبتای استاد عزیزم دیگه میتونم مطمئن تر این راه رو برم و دنبال نتیجه گرفتن خودم باشم نه سوپرمن بودن برای دیگران
و استاد دمت گرم بابت اون ایده هایی که توی فایل بهم دادی که بدجور بدرد کسب و کارم میخوره
امیدوارم هم شما هم خانم شایسته هر روز خوشبخت تر از دیروز به انتشار این آگاهی ها برای کسانی که در مسیر هستن ادامه بدید
دمتون گرم
به نام خدایی که رب العالمین است.
سلام خدمت استاد ، و بانو شایسته و دوستانم.
این موضوع رو من هزاران بار از استاد شنیدم.
و فکر میکردم آره من میدونم و خودمو اصلا در گیر بقیه نمیکنم
و اتفاقا چقدرررر دقیق استاد گفتن که ممکنه از همین فایلی که داره توضیح میده که ما تاثیری بر زندگی دیگران نداریم، بخایم استفاده کنیم تا کسی رو تغییر بدیم.
و دیدم ارههه من همین حرف هارو هزاران بار به مادرم زدم قبلا و هنوزم دارم میزنم.
ولی اصلا فایده نداره ،
چون مادر من کاملا خودشو قربانی میکنه تا بچه هاشو راضی نگه داره ، بهشون کمک کنه و…
و من همیشه بهش میگم تو هیچ تأثیری بر زندگی ماها نداری پس الکی چرا خودتو هی اذیت میکنی حرص و جوش و غم برای خودت درست میکنی.
بعد دیدم چقدرررر ترمز ها تو ذهن ما مخفی و گمراه کننده است.
من خودم داشتم همون قانونی که به مادرم میگفتم رو نقض میکردم، چون داشتم زور میزدم تغییرش بدم مادرم رو،
ولی خدای من چرا من تا الان موضوع به این سادگی رو نفهمیده بودم واقعا تکامل چقدر مهمه هااا
بعضی وقتا ما داریم قانونی رو برای بقیه توضیح میدیم که خودمون در همون لحظه داریم نقضش میکنیم هااا.
اولا که من که میدونم هیچکس تو زندگی کسی جز خودش هیچ تاثیری نداره و تا طرف تو مدارش نباشه اصلا تغییر نمیکنه، خب من چرا پس هی زور میزنم مادرم رو تغییر بدم.
واقعا خدایا شکرت، اینم باید روش کار کنم و سعی کنم هی بهتر بشم .
موضوع بعدی اینه که من تا بهمن 401 با یک دختر خانومی تو رابطه بودم تقریبا یک سال و نیم تو رابطه بودیم.
اون دختر خانوم که فامیل هم هست .
همیشه احساس قربانی شدن داشت
و میگفت خیلیا دارن اذیتش میکنن و به شدت احساس ترحم میخاست.
و کلا عصبی میشد از بعضی فامیل های دیگمون که پشت سر خانواده اینا حرف میزنن و اصلا واقعا تو در ودیوار بود.
چون من خودم تو درودیوار بودم هاا
مشکل از من بود من کلی باور اشتباه داشتم که دوس داشتم حمایت کنم تو رابطه، وابستگی دو طرفه باشه یعنی عشق و وو… که تا صبح مشکل های خودمو در مورد رابطه عاطفی بگم تمومی نداره ،هنوزم دارم ولی کمتر،
بعد من مینشستم ساعت ها هی پای درد ودل های این دختر و همراهی میکردم باهاش و دلداری میدادم و میگفتم ببین تو باید اینجوری باشی ، قانون جهان اینه ، احساس خوب = اتفاقات خوب،
6 ماه آخر رابطه رو توسایت بودم.
و براش فایل های استاد رو میفرستادم که گوش کنه تغییر کنه و گفتم باهم رابطه پایداری داشته باشیم و …
هرچقدر من توضیح میدادم میگفت آره درست میگی ولی…
بعد این ولی ،کلی باور های اشتباه رو میگفت باز.
یا میگفت آره درسته و میگفت مرسی حالم خوب شد ، مرسی که هستی و منم باز احساس میکردم من چقدر خوبم و توانا هستم که دارم یک دختری که وابسته شدم بهش رو از جهنم نجات میدم و میبرمش به سمت خوشبختی و بهشت.
اتفاقی که میوفتاد باز دوروز بعد میومد حرفایی میزد که من ده هزار بار بهش توضیح داده بودم که اشتباهه هااا ،و قانون چیه ، ولی واقعا ریست فکتوری میشد مغزش.
و بعد که من خداروشکر تو سایت ادامه دادم
از تیر 401 که توسایت عضو شده بودم.
بهمن 401 من تصمیم گرفتم که همزمان شماره های آدم های نامناسب رو حذف کنم از تو گوشیم .
دیدم همه حذف شدن که .
حتی شماره داداشم .
همون روز اینستاگرام رو کلا پاک کردم و دوساله اینستا ندارم.
همون روزا سیگار رو ترک کردم .و دوساله دیگه سیگاری نیستم.
و امااااا اصل داستان اینجاست.
کبوتر با کبوتر، باز با باز .
همون روز ها این دختر خانوم گفت من نمیخام تو این رابطه باشم میترسم وابسته بشم و اینا.
و اولش که خب من بهم ریختم
ولی خیلی زود خداروشکر
این حرف اومد تو قلبم که ببین این یک نشونه بزرگه هاااا
دقیقا زمانی که تو شماره های آدم های نامناسب رو حذف کردی
زمانی که اینستا رو پاک کردی
و زمانی که سیگار رو ترک کردی
چون میخاستی که به قانون عمل کنی و خواسته هاتو خلق کنی
در همین زمان این رابطه هم داره تموم میشه و بعد خداروشکر کردم و گفتم خدایا سپاسگذارم ازت انقد دقیق داری هدایتم میکنی و تسلیمم و این رابطه باید تموم بشه .
دوستان اینو میخاستم بگم
وقتی کسی تو مدار درست نباشه مهم نیست ما چقدر تلاش میکینم تا تغییرش بدیم بهش کمک کنیم
اون هرگز تغییر نمیکنه. هرگز هرگز هرگز.
من خودم داشتم میرفتم تو مدار اون اصلا ،
یعنی ما وقتی میخایم کسی رو تغییر بدیم بزور ک تو مدارش نیست ، نه تنها اون نمیاد تو مدار ما ، بلکه ما خودمون هم با مخ سقوط میکینم تو مدار اون فرد،
پس سعی کنیم تمرکزمون رو از روی پارتنر ، همسر ،فرزند، مادر ، پدر ، برادر ، خواهر، و….
برداریم و کل انرژیمون رو بزاریم روی عمل به همین چیزا هایی که داریم به بقیه میگیم.
تاوقتی من سعی میکردم که زندگی اون فرد رو تغییر بدم کمکش کنم ، خب خودم انرژی و تمرکز و زمانی نداشتم که بخام عمل کنم به اون دانسته ها ،
اصلا خود این کار داره قانون رو نقض میکنه هااا.
وقتی من داشتم به اون دختر میگفتم که قانون اینه که ما خالق زندگیمون هستیم با باور ها و فرکانس هامون.
و همزمان میخاستم زندگی اونو تغییر بدم، روش تاثیر بزارم.
خب اون میتونست بگه آقا جان تو داری میگی من خالق زندگیم هستم دیگه پس تو چرا داری تلاش میکنی زندگی منو تغییر بدی.
خود این کار من بر خلاف قانون بود،
اگه من تاثیری روی زندگی کسی ندارم
پس هیچ تلاشی ،هیچ تلاشی، هییییچ تلاشی ، برای تغییر و کمک به هیچ کس، هیچکس یعنی حتی مادر و فرزند و … هم نکنم .
فقط روی خود خود خود خودم کار کنم ،عمل کنم به قوانین.
سپاسگذار خداوندم که هدایتم کرد به این فایل عالی.
و ممنونم از استاد عزیزم که این هدیه های گرانبها رو در اختیار ما قرار میدن.
عاشقتونم در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سلامت باشید.
سلام به استاد عزیز ودوستان
من همیشه وقتی یکیو میدیدم که زندگیش خراب شده
یا اونجوری که باید باشه نیست
مدام حرص میخوره
مریضه
توفقره
اعضای خانوادشومثلاهمسر یا فرزندشو از دست داده
خیلی ناراحت میشدم
وهمش باخودممیگفتماخی بیچاره
چه کاری میتونمانجام بدم براش؟برم باهاش حرف بزنم؟ یا مثلا میگفتم اگه فلان کارومیکردم شاید اصلا اینجوری نمیشد
بعد از مدتی بهتر شدم اما بازم اون نجواها و ناراحتی ها بود یا تو ذهنم تجزیه تحلیل میکردم که فلانی چقدر بد داره با همسرش یا فرزندنش رفتار میکنه
چه قدر مسیرش غلطه
و امروز که دوبار تاالان این فایل ارزشمندوگوش کردم متوجه شدم همین تجزیه تحلیل کردنا ینی من دارم بهش توجه میکنم و خب طبیعتا بیشتر ازون جنس وارد زندگیم میشن
امروز یادگرفتم که من قدرت تغییر در زندگی هیچکس رو ندارم
و هرکسی مسئول زندگیه خودشو
وتانخواد من هیچ کاری نمیتونم کنم
واقعا خداروشاکرمبرای اینهمه اگاهی ناب وارزشمند
سپاس استاد
سلام و عرض ادب دارم خدمت شما استاد عزیز و بانو شایسته ی گرامی.
استاد این صحبت های شما بزرگترین و مخرب ترین پاشنه ی آشیل من قبل از آشنایی با شما بود . آخ که همیشه وقتی به گذشته ام نگاه میکنم حسرت این رو میخورم که کاش این موضوع رو زودتر میدونستم. من در کل دوران دانشجوییم با جان و دل برای نجات و هدایت همکلاسی هام تلاش میکردم و این قدر سر این قضیه متحمل استرس و تخلیه ی انرژی شدم که حد نداره. و جالب اینکه هرچه قدر تلاش میکردم بعد چند روز میدیدم اون فرد باز داره همون افکار و حرف های خودش رو میزنه و من فقط نقش یک مسکن قوی رو داشتم که در لحظه به طرز بی نظیری با حرف هام و فشاری که متحمل میشدم قادر بودم فرد مقابلم رو آرام کنم ولی فقط خدا میدونه که بعدش چقدر بی انرژی و خسته میشدم. و طبق فرمایش شما کار به جایی رسیده بود که وقتی تو حیاط دانشکده رد میشدم یکی از سال پایینی ها می اومد و میگفت شکوفه میخوام باهات درد و دل کنم چون تو خیلی آرامبخشی و کنارت احساس آرامش میکنم در حالیکه سعی میکردم اون فرد رو آروم کنم و احساسش رو عوض کنم خدا میدونه چقدر بی انرژی و خسته و به هم ریخته میشدم و فقط با عشقبازی با خداوند بود که میتوانستم اون فرکانس های منفی رو از خودم دور کنم و دوباره جون تازه ای بگیرم. سر این جهالت هام حتی کارم به سرم میکشید. استاد خداوند رو سپاااااااااس گذارم که من رو لایق فهم این مطالب کرد و من رو با شما هم مسیر کرد. در گذشته ظاهری آرام و درونی پر تلاطم داشتم به خاطر فشار روانی ناشی از احساس مسئولیت در برابر زندگی دیگران و دائم دچار نوسانات احساسی بودم تا جایی که بیمار شده بودم. از وقتی با قوانین الهی آشنا شدم این آرامش ظاهری بسیار عمیق تر شده. نجواهای ذهنم بسیار کمتر شده هرچند که الان هم باز خیلی اشتباه میکنم و خیلی مواقع قانون رو فراموش میکنم ولی سریعا با مشاهده ی اولین نشانه ها به خودم میام و به خودم میگم مواظب باش دچار اشتباهات گذشته نشی. حالا دیگه دوست ندارم سنگ صبور بقیه باشم اصلااااااا. دوست ندارم انرژیک رو برای پیدا کردن راه حل مشکلات بقیه بزارم چون میدونم در آخر هرکسی خودش راهش رو پیدا میکنه و هر وقتی کسی از من کمک میخواد و راهنمایی میخواد اگر آگاهی داشته باشم که فکر کنم به اون فرد کمک میکنه در اختیارش قرار میدم ولی دوست ندارم انرژیم رو صرف این کنم که حرفام رو به اون فرد بقبولونم و پیگیر دنباله ی کارش باشم که آیا عمل کرد یانه.
از خداوند منان که رب و هدایت کننده ی همه ی ماست برای خودم و شما و عزیزانم و تمام دوستان توفیق روزافزون در درک و عمل به قوانین الهی و بهشت دنیوی و اخروی رو آرزو دارم.