آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2 - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2305MB46 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 244MB46 دقیقه











بنام الله مهربان
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
قسمت 2این فایل هم بینظیر بود سپاسگزارم استاد عزیزم.
من چند وقتی بود برای همکارم که خانم ساده ای هست دلسوزی می کردم وسعی می کردم هواش داشته باشم با این فایلها دوباره قانون یاد اوری شد که خودش باید راهشو پیدا کنه از حق خودش دفاع کنه تو مسئول اون نیستی ویکی دیگه از همکارهام توقع داشت من سنگ صبورش بشم تا جای که تونستم ازش فاصله گرفتم ناراحت شد یه مدت پیش خودم گفتم عیبی نداره من نمی خواهم اون مشکلاتشو با من تقسیم کنه وبه من ربطی نداره خودش باید یاد بگیر در کل تمام سعی خودم رو می کنم تا بتونم قوی تر بشم در این رابطه وبه جاش اعتماد بنفسم رو بالا ببرم بتونم جاهای که باید بایستم ونه بگم این کار رو انجام بدم.
دلسوزی برای دیگران نکنم از خودم نکنم برای دیگران ودارم درمورد 3تا دوست وهمکارم همین قانون رو انجام میدم وخدا رو شکر خیلی بهتر شدم البته باز هم خیلی جای کار داره.
من چند سال پیش پدرم رو مسئول زندگیم می دونستم اما الان دیگه همچین احساسی ندارم سعی کردم قانون رو درک کنم که من مسئول 100درصد زندگیم هستم.
درمورد نماز روزه قران برای پدر و مادر یا هرکس دیگه ای که یه نفر دیگه جاشون انجام بده بخونه بخوام پول بدم به شدت از اولش هم مخالف بودم.
خدا رو شکر با تکامل هر روز دارم بهتر میشم وسعی می کنم روی پاشنه آشیل خودم کار کنم.
مثل دلسوزی نکردن. با پول دوست شدن قضاوت نکردن سپاسگزار بودن نعمتهایم گله وشکایت نکردن کنترل زبان وذهنم دیدن وباور کردن ثروت نعمت فراوانی تأیید کردن واز همه مهمتر خدای خودم رو ایمان که از خدا می خواهم هر روز قوی تر کنه وسپاسگزارتر.
در پناه فرمانروای عالم.
به نام الله یکتا و مهربان.
باز سلام میکنم خدمت استاد بزرگوارم
یاد روزای اول آشناییم با شما افتادم همیشه یه جمله ای را زیاد به خودم میگفتم استاد فرشته نیست، امام نیست، پیامبر هم نیست ؛
اما رسالتی که داره اجرا میکنه کمتر از ائمه نیست.
استاد عزیزم چقدر منو با قرآن، با خودم و خدای
خودم، با رب العالمین دوست و آشنا کردی که وقتی به قرآن فکر میکنم انگار تو ذهنم آیه های
محکمات و متشابهات جدا شده هستند یه جورایی
قرآن، مثل کتاب فارسی ابتدایی برام آسون شده
خدا را شکر میکنم بابت این کتاب خداوند، بابت
پیامبر عظیم الشأن حضرت محمد صلی الله علیه و
مخصوصا استاد بزرگوار که اگه ایشون نبودند همچین سعادتی نصیبم نمیشد.
(سوره منافقون آیه 6)
برای آنها آمرزش بخواهی یا نخواهی تفاوت نمیکند خداوند هرگز آنها را نمیبخشد زیرا خداوند گروه فاسقان را هدایت نخواهد کرد.
آدمی که خودش نخواد تغییر بکنه هر کاری هم که بکنی براش دعا بکنی، خودتا براش بکشی اون مدارش با تو فرق میکنه اون خودش نمیخواد و اونا بخشیده نمیشن.
(سوره مزمل آیه 19)
این هشدار و تذکری است پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش اختیار میکند.
وقتی من میبینم این همه دقت و این همه هوشمندی در قرآن هست چرا نیام فقط و فقط این کتاب را الگوی خودم قرار ندهم.
این که قرآن میگه در دین جبری نیست و در این آیه میگه هر کسی میتونه طبق قوانین الهی راهش را اختیار بکنه، به پیامبر اسلام میگه حق همانست
که از جانب پروردگار به تو نازل شده و هیچ حرفی را قبول نکن و من میتونم این اختیار را را با قوانین الهی به نفع خودم کار بکنم.
( سوره الغاشیه آیه 21 )
تذکر بده که وظیفه تو غیر از این نیست که متذکر سازی.
مشابه این آیه، آیه های بسیار زیادی تو قرآن هست که به طرق مختلف اومده به پیامبر اسلام
تذکر داده شده، این که هرکسی اگر مشیت باشه
هدایت میشه و هرکسی تو مشیت نباشد گمراه میشه تو فقط انذار دهنده و بیم دهنده هستی و کار دیگه ای نمیتونی برا مردم انجام دهی چون اگر خدا میخواست همه یه امت واحد بودند
همه شون ایمان میآوردند قوانین خداوند اینجوری نیست اونا باید خوشون بخواهند تا خداوند هم براشون بخواهد.
من هر چی قوانین را بیشتر درک میکنم بیشتر توحیدی عمل میکنم من تو خیلی مواقع تونستم
دوربین ام رو خودم تنظیم بکنم و هر چی عاجز و ناتوان بودن خودم در مقابل دیگران را می پذیرم
بهتر میتونم خودم را تغییر بدهم.
استاد عزیزم ممنون و سپاسگذارم.
در پناه حق پیروز و سربلند باشید.
سلام و درود بر استاد عزیزم
سپاس سپاس و سپاس از این فایل عالی و خدا رو شکر به خاطر این موضوع عالی که در موردش صحبت کردین.
خیلی جالبه که من مثل همیشه که وقتی می خوام کارهای خانه رو انجام بدم فایل های شما رو به ترتیب از یک دسته شروع می کنم به گوش دادن و در این فایل شما دقیقا در مورد مسئله ای صحبت کردید که من دیشب باهاش برخورد کردم:
دیشب همسرم از من خواست که سند خونه مون رو به درخواست یکی از اقوامش که خیلی هم براش عزیز هست و باهاش رو دربایستی داره برای یکی دیگه از نزدیکان گرو بگذاره و به شدت داشت تلاش می کرد که من رو قانع کنه و من طبق چیزهایی که یاد گرفته بودم می دونستم این کار درست نیست چون هر کس مسئول زندگی خودش هست و اون ها به واسطه افکار و اعمال خودشون این اتفاقات رو جذب کردن و الان هم نتایجش رو دارن دریافت می کنن و جالبه که همسرم که همیشه خیلی منطقی فکر می کرد دقیقا در این شرایط داشت برعکس رفتار می کرد و می خواست هزاران توجیه برای خودش و من بیاره و من گفتم که طبق اصول خودم زندگی می کنم و نمی خوام کسی رو خوشحال یا راضی کنم و در نهایت از دیشب در تلاش بودم که توجهم رو از روی این مسئله بردارم و دیگه حرف آخر که نظرم بود رو به همسرم گفتم و حرف زدن راجع بهش رو تمام کردم.
جالبه که هر بار به فکری می بومد که نکنه باید این کمک رو می کردی و …
و دقیقا امروز این فایل ارزشمند رو گوش دادم و خدا رو شکر کردم که حداقل به مطالبی که در دوره قانون آفرینش یاد گرفتم عمل کردم و کار درست رو کردم.
جالبه که دقیقا عنوان طور که استاد گفتن اگر درگیر کمک به این افراد بشی باید مسایل بیشتری رو حل کنی چون آن ها یاد گرفتن که مهم نیست کاری رو خراب کنن بالاخره بقیه میان و این مشکلات رو حل می کنن
و دقیقا وقتی فکر کردم دیدم همین شخص که از همسرم خواسته به خاطر آن ها سند بزاره چندین مرتبه دیگه هم مشکلات این افراد رو حل کرده و حالا باز هم بیشتر باید این کار رو بکنه که اگر نکرده بود نه تنها خودش و بقیه رو به دردسر نمی انداخت، بلکه باعث میشد حداقل وقتی می خوان به تصمیمی بگیرن بیشتر فکر کنن!
خدا رو شکر به خاطر قوانین بدون تغییر خداوند
سلام دوست خوبم
جالبه چند وقت پیش منم مثل شما چنین تجربه ای را داشتم و خدارا شکر بعد از آشنایی با این قوانین توانستم به همسرم محکم نه بگویم
قبلا وقتی چنین مواردی پیش می آمد به خاطر اینکه فلانی ناراحت نشه ،بدش نیاد وچنین چیزهایی تو رودروایسی می افتادم و علیرغم میل باطنی قبول می کردم
اما خدارا شکر با آشنایی با استاد و کار کردن روی خودم خیلی بهتر شدم
اعتماد به نفس و عزت نفسم بهتر شده
به خاطر دیگران حاضر نیستم خودم را به دردسر بیندازم
به قول استاد عزیز هر کی هر جایی هست جای درستشه
خودش با باورها و فرکانس هایی که داشته واسه خودش ایجاد کرده
پس تنها خودش هم میتونه حلش کنه
و من هم بعد از اینکه در مورد سند خانه دادن به همسرم برای یکی از خویشان نزدیکش وقتی محکم نه گفتم و خودم را عقب کشیدم بعد از مدتی خود همسرم بهم گفت که چه خوب شد که قبول نکردی و سند ندادی
چون برادر همسرم و خانمش این کار را کرده بودن و آنقدر برایشان مشکل پیش آمد که هنوز درگیرش هستن و حتی ممکنه خانه شان را از دست بدهند
ومن با یه نه گفتن ساده ،خودم را راحت کردم و الان آرامش که مهم ترین نعمت هست در زندگی خودم و خانواده ام جاری است
نجمه جان تحسینت میکنم خوشحالم که توانستی در عمل نشان دهی که آموزش های استاد تماما، قانون بدون تغییر خداوند هستن
امیدوارم همیشه سالم و شاد و موفق باشی
در پناه رب العالمین باشی عزیزم
بانام خداوند رحمان وهدایتگر
سلام وصدسلام به استادعباسمنش عزیز خانم شایسته نازنین وهمه دوستان عزیزم درسایت عباسمنش
خدایا شکرت که امروزم منو در مسیر دریافت این آگاهیهای ناب قرار دادی
خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و الهی تغیر قرار دارم
خدایا شکرت درسایت و خانواده ای حضور دارم که فقط فقط نام تو بر زبان همه جاریست
خدایا شکرت که دوستم داشتی و منو از گمراهی نجات دادی و استاد عباس منش عزیز را سر راهم قرار دادی
خدایا شکرت که هر روزدارم آگاهتر میشوم
خدایا شکرت که هر روز دارم توحیدی ترمیشوم
خدایاشکرت که روز به روز قوانین الهی ات و راه درست وراه صحیح را بهتر درک میکنم
خدایا شکرت که روز به روز به مباحث استاد عباسمنش علاقمندتر میشوم
خدایا شکرت فقط در سایت عباس منش حضور دارم
خدایاشکرت که منو ازنادانی ،جهالت و تاریکی نجات دادی و راه روشن را بر من نمایاندی
استاد عزیز واقعاً نمیدانم با چه ادبیات و چه واژگانی باید تشکر کنم از شما نازنین
ای کاش بسیاری از مبلغین مذهبی، روحانیون و سردمداران جمهوری اسلامی در کشور عزیزم ایران فقط همین فایل شما را گوش میدادند تا دیگر نخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند ای کاش ای کاش ای کاش
استاد عزیزصادقانه میگویم که قبل از آشنایی با شما نازنین از هر نظر تودردیوار بودم احساس دل رحمی واحساسی بودن به فرزندان، اعضا خانواده و حتی غریبهها این تمرکز و توجه واحساس دل رحمی به همه داشت کم کم کاردستم میداد اززندگیم ام هیچ لذتی نمی بردم که هیچ دچارانواع بیماری، حس بد ،اضطراب، نگرانی تمام تلاش وهمه هم وغم من این بود که همه روازخودم راضی نگه دارم وهمه چی می بایست روبراه باشه خلاصه برای خودم زندگی نمی کردم اصل زندگی برای من راضی نگه داشتن بقیه بودتااینکه خدا دوستم داشت ودر سال 98 به فریادم رسیدو منو به این مسیر توحیدی و الهی و زیبا هدایت کرد تا ناآگاه از دنیا نروم قطعااز اینجا به بعدش همه چی دست خودمه و همه چی به خودم بستگی داره چونکه قبلاً ناآگاه بودم و چیزی از قوانین نمیدونستم و فکر میکردم زندگی یعنی همین اما حالا که به قوانین بدون تغییر خداوند آگاه شدم به خودم تعهد دادم و متعهد هستم که لحظهای از این مسیر الهی دور نشوم چون که در این 5 سال دارم طعم واقعی زندگی را میچشم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایاشکرت
صرفا به رسم ادب و تشکرازاساتیدنازنینم این چندسطر رانوشتم
به امیدروزهای قشنگ تروزیباتربرای همه دوستان عزیزم
فعلا خدانگهدار
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 22 آذر رو با عشق مینویسم
چقدر آزادی زمان پیدا کردم
خدایا شکرت
چقدر تک تک سلول های بدنم با کدهای سلامتی که اول صبح به کل بدنم ارسال شدن حالشون عالیه
خدایا شکرت
چقدر با جزئیات و با حوصله نقاشی رنگ روغنم رو کار کردم
خدایا شکرت
به این فایل پر از آگاهی گوش دادم و یه چیز خیلی خوب یاد گرفتم هم از این فایل و به فایل های دوره 12 قدم گوش دادم وای من امروز چقدر زمان داشتم خدایا شکرت
چند روزیه که این دو تا فایل قسمت یک و دو رو گوش میدم اما هنوز حس میکنم مقاومت هایی دارم درمورد یه سری باورهایی که متوجهش شدم
مثلا درمورد اینکه استاد میگن نماز برای پدر و …
یاد چند تا چیز افتادم
گفتم یعنی رفتن به سرخال ،خیرات فرستادن ، یه سری باورای دیگه که هنوز مقاومت دارم باید انقدر به این آگاهی ها گوش بدم تا باورای قوی بسازم و البته قرآن بخونم تا درک درست پیدا کنم
و فقط به این فایل ها گوش بدم تا در مدار دریافت آگاهی هاش باشم که دیگه مقاومتی نداشته باشم
و البته امروز یه تمرینی هم انجام دادم
چقدر امروز از زمین پهناور و بی نهایت زیبات ،برگ درخت چنار بهم عطا کردی برای ایده قاب عکس طراحی طلا
خدایا شکرت
راستی امروز تصویر نقاشی اسب روی برگ درختا اومد جلو چشمم که بکشم و ببرم تو باشگاه های اسب سواری به اسب سوارا نشون بدم
و من فردا میرم تا پول رو خلق کنم با با فروش فردا در جمعه بازارم برم سریع قاب عکساشو بگیرم
خدایا شکرت
و بعد مرحله بعدش رفتن به طلا فروشی ها و باشگاه سوارکاری هست
خدایا شکرت
تک تک سلول های بدنم امروز در رقص و شادی هستن و از صبح کلی کیف کردم
وقتی از صبح تو تمرین ستاره قطبیم نوشتم تک تکشون رو
و خیلی چیزها هم نوشتم که در دست اقدام هست و خدا فردا برام انجام میده
الانم مثل دیروز از اول ردام تا الان دترم با خنده و عشق فراوان مینویسم
انقدر حالم فوق العادست که قشنگ میبینم تک تک سلول هایی که میخندن با دریافت کد های سلامتی و منم میخندم
خدایا شکرت
امشبم ماچ به کله پر نورت ربّ ماچ ماچی من
الان 22:34هست که دارم مینویسم
یه لحظه تصور کردم که نشستم روی شونه های خدا
یهویی محکم بغلش کردم و بوسش کردم
نمیدونم چرا یهویی گریم گرفت از خوشحالی
من دارم میبینم خدای من
من چقدر راحت میتونم تصور کنم
خدایا شکرت
که به من یاد دادی تصور کردن رو و احساس خوب داشتن رو
من چقدر تو رو دوست دارم عشق دلم ربّ من
امروز از صبح کلی کار انجام دادم
ولی باز هم زمانم زیاد بود
طراحی مدل زنده انجام دادم سه تا
تمرین رنگ روغنم رو با جزئیات انجام دادم و خودمو رسوندم به کلاس که عقب بودم
بعد از ظهر رفتم نزدیک خونه مون کلی برگ درخت چنار جمع کردم و آوردم شستمشون و خشک کردم و گذاشتم لای کتاب اما باز هم بی نهایت زمان داشتم
و از باقی زمانم برای نوشتن قدم اول جلسه سوم دوره 12 قدم ،استفاده کردم و به فایل ها گوش دادم
چقدر جذاب بود امروز
مدام جلوی آینه وایسادم و گفتم وای خدای من چقدر صورتم شفاف تر از دیروز شده
چقدر زیباست ،صاحب این تصویر زیبا سپاسگزارم ازت
امروز یه چیزی از فایلا یاد گرفتم و اون این بود که کاری به خانواده ام و تغییر دادنشون نداشته باشم ،من از این به بعد خودم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم با رفتارهای درستم
وجه مثبتشونو برانگیخته کنم و این رو یاد گرفتم که اگر من سعی کنم ، صد در صد وجه مثبتشون رو خواهم دید
پس من باید تغییر کنم نه خانواده ام
امروز بعد چند روز که خواهر زاده ام اومد خونه مون از اتاقم بیرون اومدم و من رفتم بهش سلام دادم و حالشو پرسیدم ، رفتنی هم رفتم جلو در و بدرقه اش کردم
امروز اولین تمرینم رو انجام دادم
با اینکه روزای قبل هم انجام میدادم اما یه وقتایی نمیرفتم و میگفتم من بزرگترم و خواهر زاده ام بیاد سلام بده تو اتاق
و نمیرفتم
اما امروز یاد گرفتم که من قدم بردارم و تغییر از من شروع میشه
و چون این رو یاد گرفتم پس باید عمل کنم از این به بعد
در همه جنبه ها عمل کنم تا نتیجه رو ببینم
چقدر این فایل و البته فایل های دوره 12 قدم بی نهایت عالی بود
چقدر مشتاق ترم تا سعی کنم تمرینات رو انجام بدم
خدایا شکرت
امروز هوا بی نهایت عالی بود ، وقتی رفتم برگ جمع کنم پرنده هارو که میدیدم و به این فکر میکردم که همه شون در حال حمد و ستایش خدا هست و حتی درختا
بی نهایت حس خوبی داشتم
کلاغ هایی که نزدیک غروب دسته جمعی میرفتن و میرفتن و میرفتن و عشق میکردن
خدایا شکرت
دلم میخواد اراده مو قوی کنم با تمریناتی که انجام میدم
خدایا شکرت
امروز دوباره نشانه ام فایل زندگی در بهشت261 بود و خدا داره این روزا بی نهایت بهم میگه که فقط سعی کن هر وقت کاری نداشتی و خواستی کمی استراحت کنی ، به فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا نگاه کن
خدای شکرت
خیلی دوستت دارم
برای استاد عزیزم نورت رو به شکل عشق و سلامتی و آرامش و ثروت و شادی و همچنین برای خانم شایسته عزیزم و تک تک خانواده صمیمی عباس منش ، جاری کن در زندگیشون
و سپاسگزارم که دستی قرار دادی تا از استاد عباس منش یاد بگیریم و سعی کنیم عمل کنیم
شکرت شکرت شکرت
خیلی شکرت
خیلی
بی نهایت
سلام و دورود به زیباترین جمع الهی در زمین
استاد من چندین ساله که شما رو دنبال میکنم و دراین مدت جسته وگریخته نتایجی دیدم در زندگیم اما زمانی نتیجه دلخواهمو گرفته که تکامل رعایت کرده باشم ودر این مدت خیلی از جنبه های مختلفی کیفیته زندکیم بهتر شده خیلی جای کار داره زمانی که ب شرایط بیرونی توجه وتمرکز کنم از مسیر دور میشم بازمبرمیگردم ب اوضاع داغون وکلی بهم میریختم ی اعترافی بکنم من میدونم دلیل وپاشنه آشیل مسائل سختم از کجا اب میخوره از احساس عدم لیاقتم بخاطر شرایط بیزون مقصر میدونستم از خانواده تا … بعد بخودمگفتم بتول بیا از دوره استاد احساس لیاقتو گوش بده از راه نادرست بعد پول ک دست اومد پرداخت کن خودمو گول میزدم میدونستم که شما رضایتی ندارین ولی اینطور خودمو قانع کردم دوره گیراوردم بدون پرداخت هیچ بهایی بعد چند جلسه گوش دادم ولی ب دلم ننشست چون ته قلبم میگفتم تو هنوز خودتو لایق ندونستی که بتونی بهاشو جور کنی بابت جور شدن بهاش هم حس لیاقت نداری من اگه دورغ نباشه شاید اکثر فایلهای دانلوددشما گوش دادم اما هنوز ب شرایط بیرونیم توجه داشتم این باعث میشد که عقب بگردم .چون قلبن خودم هم با گوش دادن فایلای دوره حس راحتی نداشتم حذف کردم و برگشتم ب فایلهای دانلودی فایل توحید 10 و11 ولایو که با استاد عرشیانفر داشتین اینها ک گوش میکنم ذهنم وقلبم دگرگون میشن وفایلهای ناب هدایتی جدیدتون که قفلی شدم روشون دارم اولین ثمره این فایلهای برای من ارامشه ک تقلا نکنم برای شرایطی که درست شدنشون خارج دسترس منه واین خیلی برام با ارزشه چون خودم اما دلسوز وحامی میدونستم برای خونوادم برای دوستام ولی دیگه این حسو حال تموم شده برام.
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست
سلاااااممم
سلام نفسای من
سلام خانواده ی دوست داشتنی من …
وای
وای وای استاد نمیدونید چقدر خوشحالم …
به خدا کعبه اینجاست
خانه اینجاست
جای او در قلب من
اکنون همینجاست
عشق اینجاست
دوستی اینجاست
حرف آغشته به هر اعمال اینجاست
مفت نیست حرف این اهل خدا
تو ببین قلب تپنده
در دل توحید
همین یک جاست
راز اینجاست
پنهان و نهان و آشکار
اینجاست
آن خدای
لیل و نهارت
ببین اکنون
همین یک جاست
این خدا یکتاست
دانش و استاد و درس و زندگی
اینجاست
درس و مشق و یک تفکر
یعملون
اینجاست
به خدا اینجاست
خدا اینجاست
همینجاست …
نمیبینی …
این همه توحید و توحید پرستی
به عمل
گویا همین یک جاست
شاگرد ما و یک استاد و آموزگار
خداست
درس داده
درس داده میشود درسی
عمل اینجاست …
صحبت اینجاست
پول و ثروت و عشقت
اینجاست
راه اینجاست
چاه اینجاست
حرف قرآن و عمل اینجاست
تعقلون اینجاست
یعلمون اینجاست
عشق اینجاست
خدا اینجاست
مفت نیست حرف ها
اعمال است و اصلاح
اینجاست
شادی ات اینجاست
در پناه خدا بودن
همین یک جاست
با خدا بودن
کنار تو ببودن
به خدا اینجاست
سالمی اینجاست
بخت خوش اینجاست
سعادت اینجا
چه دنیا خواهی و چه آخرت
هردو ز با هم همین یک جاست
.
.
.
.
قربونتون برم من اخهههه
عاشق تک تکتونم …
به خدا الان دارم میرم دانشگاه و تو راه دانشگاهم ولی
دانشگاه اصلی اینجاست
علم اصلی اینجاست ….
وای خدا جون …
آخ جون فایل جدید …
هنوز گوشش نکردم ولی
گفتم بزار این ذوق بی نهایت رو بنویسمممم
عاشقتونم …
بریم برای گوش دادن فایل …
در پناه الله یکتا باشید
به نام خدای بینهایت
که هرچه دارم از اوست
سلام استاد عزیزم
سلام خانواده ی دوست داشتنی من
سلااااممممم
امیدوارم حالتون عالی باشه …
راسش
یه چیزی هست که الان فهمیدم…که چقدر هنوز درباره ی قانون من کج فهمی دارم …
و چقدر این مغز من میتونه منو گول بزنه …
باورم نمیشد وقتی الان دیدم آخرین کامنت من مال 2 هفته ی پیشه…یعنی واقعا دو هفته است که اصلا فعال نبودم …و البته خودمم فاصله افتادن رو میفهمیدم و قشنگ حس میکردم که فرکانس فیک دارم …یعنی دارم از جای درست و اصلیم دور میشم ولی به ظاهر اینطور نیست …
آخرین باری که کامنت گذاشتم و جواب های بینظیر دوستان رو دریافت کردم …به اون نیم ستاره ی پروفایلم یه نیم ستاره دیگه اضافه شد …
یک ستاره ام کامل شد ….
من خیلی اون روز خوشحال بودم و اصلا باورم نمیشد …ولی …
از همون روز …انگار یه روندی شد که دیگه من یه ذره میفهممو دیگه از استاد یه نیم ستاره گرفتمو اینا …
البته اینم بگم که اصلا کامل رهاااا نکردماااا …
مخصوصا سریال سفر به دور آمریکا رو میبینم و الان قسمت 47 هستم …
ولی راسش رو بخواین …صادقانه بگم …واقعا روی خودم کار نکردم …مثل قبل که نکته برداری کنمو و فکر کنم و برای خودم توضیح بدم مغزمو بیارم روی کاغذ و به خودشناسی بیشتر برسم نبود …
حتی فایل جدید رو هم شبیه یک فیلم همینجوری به عنوان رفع تکلیف نگاه کردم …
اون سریال رو هم در حد اینکه نکات مثبت ببینم توشون و راسش یه جورایی واسه تفریح دیدم و هر از گاهی فایلتون توی گوشم بود …
تاااااا
امروز …
که یعنی دیروز ….
که به خودم نگاه کردمو گفتم من 20 سالمه ولی آیا به اندازه ی 20 سال از زندگیم لذت بردم ؟
تو بگو اصلا یک سال …
نه….
و تصمیم گرفتم …دیگه شاد تر باشم و سعی کنم زندگی کنم هرجور که بخوام …و اون روز فایل بینظیر شما رو گوش دادن که درباره ی نحوه ی استفاده از فایل ها گفتید …که وسطش فایلو استوپ کنیم …فکر کنیم …توضیح بدیم …بنویسیم …
و استخراج کنیم …
دیروز واقعا اتفاقات بی نظیری افتاد که همشو فیلم گرفتم …
و عالی بود …و به معنای واقعی میتونم بگم چندین ساعت اون حس زیبایی که توی فایل های سفر به دور آمریکا بود رو داشتم ….
و الان …که وارد سایت شدمو دیدم عه …برگشتم به همون نیم ستاره ی قبلی ….اوففففف
عاشقتم خدا…که اینقدر خوشگل درس میدی …
که ببین …باید کار کنی …صادقانه …نه از روی تفریح …
جدی ….
با تعهد …
و درست …
و با وجدان ….
هردم کاری و مفت گویی …حالا ببینم چی میشه نداریم ….
این میم ستاره ی سهله کلی نعمت از زندگیت میره بیرون …
الان اومدی …
فرکانستو درست کنی …
عالیه دختر …برو بریم ….
میدونین آخه اومدم توی کامنتم که درباره ی خلاصه ی کتاب از کتاب رویاهایی که رویا نیستند فصل 1 نوشتم رو بخونم و اون سوالمو وارد دفتر کنمو و تمرینمو انجام بدم …
و خداوند که دید انگار یه ذره سرم به سنگ خورده …
منو هدایت کرد به این کامنت خودم ….
و انگار خدا با کلام خودم با خودم حرف میزد…
و اون شعری که هدایتی خودش گفت بنویسم …
که خدا اینجاست …
جهان این جاست …
درسو
کتابو
ثروت دنیا
در این
یک جاست …
ای جان دلم …چقدر حس خوب گرفتم …
عاشقتونم …
و راستی استاد وقتی الان داشتم میگفتم که اون نیم ستاره ازم کم شد …انگار یه لحظه یه صحنه ای رو خدا برام تداعی کرد که دقیقا شما در حال خوندن کامنت من هستید و خدا بهتون گفت اینو ازش بگیر .
.و شما با تعجب گفتید بگیرم …خدا گفت آره…و شما انجامش دادید …و همون موقع خدا گفت …فکر نکن الکی و اتفاقی بوده …من دیدم تو زندگیت شده نوشتن تعهد و عمل نکردن …و آدم هم نمیشی …فکر نکن الکی بوده …خودم به عباسمنش گفتم ازت بگیره …
عاشقتمممم
.
…چقدر آخه این خدا باهوش و هدایتگرهههه
اصلا …
چی بگم خدای من …
نمیدونید چه لبخند بزرگی روی صورتمه…
ممنونم ….
ممنونم استاد …
به خاطر این ایمان
این خدا
این هدایتگر
به خاطر همه چیز …
عاشقتونم …
و راستی …
وایسا…
و دقیقا توی همون دو هفته پیش
با کسی آشنا شدم که ادعا داشت شما رو میشناسه و ملاقاتت میکنه …
حالا کاری به راست و دروغش ندارم …وجودش باعث شد یکم من حالم بهتر بشه …ولی اونم یکی از عواملی بود که من یکم به فرکانسی که دارم مغرور بشم …
یعنی یه مدل معیوب من میدونم …
خخخخخخ
وای خدایا …
باورم نمیشه دوباره گول مغزم برای خارج شدن از مسیر خوردم …
و این شیطان واقعا بیکار نمیشینه …
وای
خداروشکر …
خداروشکر که الان فهمیدم …
وای …
الان یه نفس عالی کشیدم …
عاشقتونم
و ممنونم…
هر بار دیگه خواستم یه ذره دور بشم میام و این کامنتمو میخونم …
ممنونم از همتون …
منتظر نتایج بینظیرم باشید …
شما رو به خدای عزیزم میسپارم …
با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گل و همه دوستان خوبم:
کلا در مورد نصیحت و ارشاد ،قبل از اینکه با استاد آشنا بشم،خواهرم که بزرگتر از من هس ،در مواردی مثل ازدواج و کار به شدت به برادرهایم نصیحت میکرد،البته واقعا از روی دلسوزی و مهربونی بود،اینقدر اینکار رو میکرد که اصلا کار به دعوا میکشید،و یع مدت رها میکرد و دوباره وقتی خونه مون میومد ،همون نصیحتها بود و نتیجه هم ،همون بحث و دعوا میشد،جوری که کینه همدیگه رو بع دل میگرفتن و باعث کدورت میشد،خلاصه این روند تا چند سال ادامه داشت،و خیلی جالبه بگم دقیقا خواهرم همین مسائل رو که با داداش هایمان داشت ،حالا با فرزندش داره،در موردتحصیل و کار و ازدواج و ….یعنی نه تنها هیچ کمکی نتونست به اونها بکنه،بلکه از همون دست مسایل و مشکلات رو برای فرزندش داره،حالا من چون بعداز ازدواجم کلا وارد این مباحث شدم،از ارشاد برادرام که کلا ناامید بودم،ولی تا همین چند هفته پیش واقعا از دل و جون برای خواهرم وقت میزاشتم،اما چقدر جالبه که منم در طی همین هفته ها به خودم نگاه کردم ،دیدم من دارم دردل خواهرم رو گوش میدم،و هر چی هم بهش میگم ،گوشش در و دروازه س،پس چرا الکی به خودم ورودی منفی بدم؟پس واقعا از ته دل عزم جزم کردم که هیچ نظری ندم و سعی کنم حرفو عوض کنم،تا اینجای کار رو واقعا دیگه درک کرده بودم،اما هنوز یه نگرانی شبانه روزی با من بود و اونم بحث ارشاد همسرم بود،اخه اون اوایل کلا کاری به بیزنس و روابطش با دیگران نداشتم ،اما میدیدم با افراد نالایق دردل میکنه و طبیعتا نتیجه بدتر میشد ،و از یه جایی به بعد،گفتم من باید خودم ارشادش کنم،حالا اون نمیخواد هیچ جوره وارد سایت بشه و یا از فایلها استفاده کنه،ولی بالاخره زندگی مشترک هس و من باید قبل از اینکه ضربه بخورع بهش بگم.
خیلی جالبه که همون نتیجه از من اصرار و التماس،از اون انکار و لجاجت و نتیجه دلسردی خودم میشد،همش میگفتم خوش به حال اونهایی که زن و شوهر با هم توی این سایت و کلا توی این فضا هستن،اخه من تنهایی که نمیتونم ،تا اینکه استاد راه حلی رو بهمون گفت که طلاست.
البته استاد بارها و بارها در محصولات و فایلها گفتن که اصلا نمیخواد بع کسی کاری داشته باشید،اما واقعیت اینکه در مورد خواهرم چون کسی رو غیر از من نداره ،و خیلی برام زحمت کشیده بود همیشه احساس دین داشتم و فکر میکردم اینجوری که دردل گوش کنم اون سبک میشه و منم چیزی رو بلدم بهش بگم زندگیش تغییر میکنه،خوب نتیجه همیشه برعکس بوده ،یعنی فقط حال من خراب میشد و اونم هیچ گوش نمیکرد،در مورد همسرم هم میگفتم بالاخرع باید کمکش کنم.
اما استاد خیلی خیلی خیلی واضح راه حل دادند،یعنی مثلا بچه من میخواد یه کار اشتباهی رو که به ضررش هس انجام بده،من در مقام مادر بیام واضح. شفاف بگم فرزندم اگر این کار رو انجام بدی نتیجه ش این و این و این ضررها هس که متوجه خود تو میشه،و حالا اگر بیایی و فلان کار درست رو انجام بدی ،کمک من مادر رو هم خواهی داشت ،تا اونجایی که من مادر بتونم در این راه درستی که میگم کمکت میکنم،ولی اگر بخوای اون راه اشتباه رو بدی ،مسئولیت صد درصد کارت با خودت هس،و من ذره ای گردن نمیگیرم.
نه از آبرو و نه از نظر مالی حمایتت نمیکنم،دیگه خود دانی.
اون وقت هس که ما به عنوان مادر یا همسر یا دوست،در اون لحظه ،اون کاری که واقعا از دستمون برمیومده رو برای عزیزانمون انجام دادیم،یعنی گفتیم ته این انتخاب اینه ،ته اون انتخاب اونه،خودت میدونی دیگه،و خود عزیزانمون انتخابگر هستن و البته دیگه اونها بهانه هم ندارن که یه روزی بگن مثلا چرا ما را راهنمایی نکردین ،یا خودمون لااقل حجت رو تموم کردیم.
من با این روش دیگع واقعا خیلی راضی شدم،اخه قبلا میگفتم بلاخره همسرم هس و اگر این اشتباه از نظر من رو بکنه،خوب کلی زندگی مون عقب میوفته و دیگران هم برامون نظر میدن ،اما الان به ایشون میگم از نظر من ،مثلا فلان کار به این دلایل درست نیس و من زیر بار عواقبش نمیرم و دیگه خودت میدونی و واقعا انگار باری از روی دوشم برداشته شد،مخصوصا این چند وقته ،به خاطر مسائلی ،همش و دایم به همسرم فکر میکردم که الان باید فلان حرکت رو بزنه وگرنه دیگه دیر میشه،اما الان خیالم راحته که من حرفم رو زدم و تصمیم با خودشه .ممنونم هزاران بار از استاد به خاطر فایلهای بی نظیرشون.
در اخر بگم اگر از فداکاری خاله و مادرم برای بچه هاشون بگم که تا اخرین لحظه حیات شون ادامه داشت،یعنی همه جوره حمایت میکردند،از آبرو و مال و در اخر جون خود رو هم برای بچه های نااهل دادند،و اون بچه ها هم نه تنها بهتر نشدند،بلکه کلا منحرف شدند و زندگی خودشون هم نابود کردند،که اگر بخوام توضیح بدم مثنوی هفتاد من میشه،ولی حس میکنم تو ایران ،این پاشنه آشیل پدر و مادر،مخصوصا مادرها هس،که خودشون رو باید فدای بچه ها بکنن،منم با همین روش تربیت شدم و همیشه فکر میکردم مادر یعنی همین دیگه .
به نام الله
سلام استاد عزیزم و تمام هم فرکانسیهای من
نزدیک به 3 ساله که استاد عباسمنش و سایت تحقیقاتی ایشون آشنا شدم و روی خودم کار میکنم به کمک هدایت الله و آموزشهای استاد…
یادم نمیاد تا حالا توی کامنتها سوالی پرسیده باشم ، حتی یکبار هم نشده اینکارو انجام بدم.
فقط اینو میدونم هر بار مسئله ایی برام پیش میاد اول با خودم فکر میکنم و با خودم صحبت میکنم ، بعد اگه به جواب نرسیدم دلم بهم میگه برو توی سایت استاد عباسمنش
یا هدایت میشم به یک فایل که قبلا توی سایت بوده یا میبینم استاد عزیزم یک فایل رایگان جدید که اگاهی لازم رو در مورد مسئله توشه روی سایت گذاشته …
فقط میدونم به لطف الله مهربانم این هم زمانی ها اتفاق میوفته برام و اشک شوق از چشمام جاری میشه
خدایا هزاران مرتبه شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم
درود بر همه شمادوستان
بنام خدای مهربانم خدای هدایتگرم خدای فراوانی م
درود به همه عزیزان هم خانواده م
خداوندم رو سپاسگزارم صدهزار مرتبه
برا دریافت آگاهی های ناب
وقتی از نگاه قرآن قوانین رو توضیح میدید تاثیرش فوقالعاده س
یه مرجع مستند معتبر هستن برام استاد
بسیار سپاسگزارم و شاکر خداوند برا وجودتون
ناجی بودن از پاشنه های آشیل من در روابطم هست
به لطف خداوند
چقد باورهای محدودکننده م برام روشن شد
تجربه هایی ک یادم اوم
بخاطر اشتباه خواهر و برادرهام من باید جوابگو میبودم فقد بخاطر اینکه فرزند ارشد بودم
و این چقد تخریب کرد حس ارزشمندی منو و گره که چه عرض کنم طناب دور گردن شد
ویکی دیگه ش
حس منفی ک از کودکی والدین میدادن یه وقت موجب سرشکستگی شون نشیم و سبب دعا خیر بشیم
چقد منو محدود کرد
چقد بار گناه بهم داد
و اینها سالهاااا ادامه داشت
تا به لطف خداوندم
به اینجا
به دوره های لیاقت و آفرینش هدایت شدم
و الان مث یه دوست صمیمی خودمو واکاوی میکنم
همزمان گوش دادن به این دورهاا
سبب شد اتفاقات زندگیمو از نگاه شخص سوم تحلیل کنم
و نشانه های ثابت بودن قانون برام محکم تر بشه
و خداوند پاداش این تعهد رو با معجزات کوچک هر روز و این فایل های همزمانی ک دقیقا همون پاشنه اشیل هام
و از کلام استاد برام شفاف تر میکنه شد
نتیجه اون باورها
زندگی با جهل و شرک قبل هدایتم
ک حالا به لطف پروردگار دارم قوانین رو تکاملی یاد میگیرم
الان دیگه تعهدم به خودم بیشتر شده
من مسول زندگی خودمم و هر چقد نهادینه بشه خالق بودن من باورپذیر تر
خداروشکر